فرهنگ مصادیق:تظاهر به گناه-پژوهه: تفاوت بین نسخهها
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
(←مضرات آشکار کردن گناه) |
||
| سطر ۲۱: | سطر ۲۱: | ||
=== الف). مقدمهٔ رانده شدن از درگاه خدا === | === الف). مقدمهٔ رانده شدن از درگاه خدا === | ||
خداوند حیاء را چونان پردهای در مقابل کاستیها و زشتیهای بشر قرار داده است. هرگاه انسانی فرامین و دستورات الهی را نادیده گیرد و از کنار آنها به سادگی عبور کند و برخطاهای خویش افسوس نخورد، خداوند این پرده را از میان برمی دارد. در این حالت مردمان دیگر زشتیهای این شخص را دیده و با او دشمنی میکنند و در اثر دشمنی با مردم نور ایمان نیز از او گرفته میشود و از رحمت خدا دور میگردد و هم چون شیطان از درگاه الهی رانده میشود.<ref>شیخ صدوق، محمد؛ معانی الاخبار، ترجمه عبدالعلی محمدی، تهران، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، 1377ش، چ دوم، ج2، ص445.</ref>.<br/> | خداوند حیاء را چونان پردهای در مقابل کاستیها و زشتیهای بشر قرار داده است. هرگاه انسانی فرامین و دستورات الهی را نادیده گیرد و از کنار آنها به سادگی عبور کند و برخطاهای خویش افسوس نخورد، خداوند این پرده را از میان برمی دارد. در این حالت مردمان دیگر زشتیهای این شخص را دیده و با او دشمنی میکنند و در اثر دشمنی با مردم نور ایمان نیز از او گرفته میشود و از رحمت خدا دور میگردد و هم چون شیطان از درگاه الهی رانده میشود.<ref>شیخ صدوق، محمد؛ معانی الاخبار، ترجمه عبدالعلی محمدی، تهران، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، 1377ش، چ دوم، ج2، ص445.</ref>.<br/> | ||
| − | + | === ب). تبدیل شدن گناه صغیره به کبیره === | |
چند عامل سبب میشود که در قیامت با کسی که [[گناه]] صغیره انجام میدهد، هم چون کسی که [[گناه]] کبیره انجام داده، معامله شود؛ یکی از این عوامل [[تظاهر به گناه]] است. شاید علّت این است که چنین عملی نشان از جرأت و جسارت یافتن بنده در سرپیچی علنی از دستورات خداست<ref>ر.ک: قرائتی، محسن؛ [[گناه]] شناسی، تنظیم و نگارش محمد محمدی اشتهاردی، انتشارت پیام آزادی، چ سوم، 1369ش، تهران، ص45.</ref>. چنان که حضرت رسول (ص). فرموده است: هرگاه صفت حیا که مانع است از ارتکاب قبایح، از برای تو نباشد و تو از این صفت کمال محروم باشی، پس بکن هر چه خواهی که گویا خود را از جریدهٔ بندگی بیرون کردهای و خوبی و بدی، برای تو یکسان شده است و این نیست مگر علامت کفر و در این حالت هر چه میکنی -خواه خوبی و خواه بدی- بکن که نیست مگر موجب عذاب و عقاب.<ref>امام صادق(ع).؛ مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه، ترجمهٔ عبدالرزاق گیلانی، تهران، انتشارات پیام حق، 1377ش، چ اول، ص571.</ref>.<br/> | چند عامل سبب میشود که در قیامت با کسی که [[گناه]] صغیره انجام میدهد، هم چون کسی که [[گناه]] کبیره انجام داده، معامله شود؛ یکی از این عوامل [[تظاهر به گناه]] است. شاید علّت این است که چنین عملی نشان از جرأت و جسارت یافتن بنده در سرپیچی علنی از دستورات خداست<ref>ر.ک: قرائتی، محسن؛ [[گناه]] شناسی، تنظیم و نگارش محمد محمدی اشتهاردی، انتشارت پیام آزادی، چ سوم، 1369ش، تهران، ص45.</ref>. چنان که حضرت رسول (ص). فرموده است: هرگاه صفت حیا که مانع است از ارتکاب قبایح، از برای تو نباشد و تو از این صفت کمال محروم باشی، پس بکن هر چه خواهی که گویا خود را از جریدهٔ بندگی بیرون کردهای و خوبی و بدی، برای تو یکسان شده است و این نیست مگر علامت کفر و در این حالت هر چه میکنی -خواه خوبی و خواه بدی- بکن که نیست مگر موجب عذاب و عقاب.<ref>امام صادق(ع).؛ مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه، ترجمهٔ عبدالرزاق گیلانی، تهران، انتشارات پیام حق، 1377ش، چ اول، ص571.</ref>.<br/> | ||
| − | + | === ج). نشر فساد در جامعه === | |
یکی از عوامل زمینه ساز تباهی محیط، بی شرمی و پاره کردن پردهٔ حیاء است. بنابراین برای پاک سازی و پاک نگه داشتن محیط باید حیاء اسلامی را حفظ کرد.<br/> | یکی از عوامل زمینه ساز تباهی محیط، بی شرمی و پاره کردن پردهٔ حیاء است. بنابراین برای پاک سازی و پاک نگه داشتن محیط باید حیاء اسلامی را حفظ کرد.<br/> | ||
حیاء در برابر خدا، حیاء در برابر مردم، حیاء در نزد خود، هر کدام نقش موثری در سالم سازی محیط دارند.<br/> | حیاء در برابر خدا، حیاء در برابر مردم، حیاء در نزد خود، هر کدام نقش موثری در سالم سازی محیط دارند.<br/> | ||
| سطر ۳۵: | سطر ۳۵: | ||
۷. حیاء در ورود به منازل<ref>نور/58-59.</ref>.<br/> | ۷. حیاء در ورود به منازل<ref>نور/58-59.</ref>.<br/> | ||
اگر آن گونه که اسلام فرموده به صفت نیک حیاء در تمام ابعادش توجه شود و عملا رعایت گردد موجب پاک سازی و پاک داری محیط میگردد، همان طور که شکستن مرز حیاء زمینه ساز و گسترش دهندهٔ فساد محیط خواهد بود.<ref>ر.ک: قرائتی، پیشین، صص142-143.</ref>.<br/> | اگر آن گونه که اسلام فرموده به صفت نیک حیاء در تمام ابعادش توجه شود و عملا رعایت گردد موجب پاک سازی و پاک داری محیط میگردد، همان طور که شکستن مرز حیاء زمینه ساز و گسترش دهندهٔ فساد محیط خواهد بود.<ref>ر.ک: قرائتی، پیشین، صص142-143.</ref>.<br/> | ||
| − | + | === د). از دست دادن برخی از حقوق === | |
در موارد متعدد در احکام فقهی بین گنه کاری که مخفیانه [[گناه]] میکند با گنه کاری که آشکارا [[گناه]] میکند، فرق است. که از جملهٔ آنها میتوان به این موارد اشاره نمود:<br/> | در موارد متعدد در احکام فقهی بین گنه کاری که مخفیانه [[گناه]] میکند با گنه کاری که آشکارا [[گناه]] میکند، فرق است. که از جملهٔ آنها میتوان به این موارد اشاره نمود:<br/> | ||
جواز غیبت متظاهر به فسق؛<ref>امام خمینی، روح الله؛ المکاسب المحرمه، قم، انتشارات نشر آثار امام خمینی (ره).، 1415ق، ج1، ص416.</ref>. البته منظور از جواز عیبت او، در همان موردی است که [[گناه]] آشکار نموده است.<br/> | جواز غیبت متظاهر به فسق؛<ref>امام خمینی، روح الله؛ المکاسب المحرمه، قم، انتشارات نشر آثار امام خمینی (ره).، 1415ق، ج1، ص416.</ref>. البته منظور از جواز عیبت او، در همان موردی است که [[گناه]] آشکار نموده است.<br/> | ||
حضرت امام در مصرف سهم سادات میفرماید: «بنابر احتیاط سهم خمس سادات، به سیّدی که آشکارا [[گناه]] میکند، داده نشود.»<ref>امام خمینی، روح الله؛ تحریرالوسیله، قم، انتشارات موسسهٔ دارالعلم، ج1، ص365.</ref>.<br/> | حضرت امام در مصرف سهم سادات میفرماید: «بنابر احتیاط سهم خمس سادات، به سیّدی که آشکارا [[گناه]] میکند، داده نشود.»<ref>امام خمینی، روح الله؛ تحریرالوسیله، قم، انتشارات موسسهٔ دارالعلم، ج1، ص365.</ref>.<br/> | ||
و در مورد اهل کتاب (مسیحیان و یهودیان و. ..). یکی از شرائط ذمّه آن است که آنها در حضور مسلمین [[تظاهر به گناه]] مانند شرابخواری آشکارا و زنا و خوردن گوشت خوک و. .. ننمایند.<ref>همان، ج2، ص501.</ref>.<br/> | و در مورد اهل کتاب (مسیحیان و یهودیان و. ..). یکی از شرائط ذمّه آن است که آنها در حضور مسلمین [[تظاهر به گناه]] مانند شرابخواری آشکارا و زنا و خوردن گوشت خوک و. .. ننمایند.<ref>همان، ج2، ص501.</ref>.<br/> | ||
| − | + | ||
== عوامل تظاهر به گناه == | == عوامل تظاهر به گناه == | ||
=== ۱). اشتباهات فراوان === | === ۱). اشتباهات فراوان === | ||
نسخهٔ ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۵۵
محتویات
مقدمه
نویسنده : محمد سودی
کلمات کلیدی : تظاهر به فسق، توجیه، اشاعه فحشاء، حیاء، شرم
تظاهر به گناه به معنای آشکارا انجام دادن آن است[۱]. که در روایات و کتابهای اخلاقی از آن به تظاهر به فسق و تهتّک[۲]. نیز یاد میشود.
عظمت گناه در نظر عامهٔ مردم و حفظ ظاهر جامعه از آلودگیها، سد بزرگی در برابر فساد است. اشاعهٔ فحشاء و نشر گناه و تظاهر به فسق این سد را میشکند، گناه را کوچک میکند و آلودگی به آن را ساده مینماید.[۳].
تظاهر به گناه در آیات
آیا جز این است که شیطان به خاطر گردن فرازیش از درگاه خدا رانده شد؟[۴]. و آیا جز این است که فرعون وهامان و دیگر سرکشان، دچار خواری و خفّت در این دنیا و آن دنیا گشتند؟[۵]. با این اوصاف انتظار میرود خداوند با کسانی که آشکارا نافرمانی او را میکنند چگونه رفتار کند؟ خداوند متعال پاسخ این سوال را اینگونه میدهد:
«کسانی که دوست دارند زشتیها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکی برای آنان در دنیا و آخرت است و خداوند میداند و شما نمیدانید!»[۶].
باید توجه داشت که "اشاعهٔ فحشاء" منحصر به این نیست که انسان تهمت و دروغ بی اساسی را در مورد زن و مرد با ایمانی نشر دهد و آنها را به عمل منافی عفت متهم سازد؛ این یکی از مصادیق آن است، اما منحصر به آن نیست. این تعبیر مفهوم وسیعی دارد که هرگونه نشر فساد و اشاعهٔ زشتیها و قبائح و کمک به توسعه آن را شامل میشود[۷]. که از مصادیق آن تظاهر به گناه و آشکارا انجام دادن آن است. به هرحال اگر خواهان جامعهٔ سالم هستیم، یکی از راههای آن پوشاندن گناه است، تا گناهان، بزرگ شمرده نشوند و عادی نگردند.[۸].
خداوند در قرآن در توبیخ قوم لوط چنین میفرماید: «آیا شما به سراغ مردان میروید و راه (تداوم نسل انسان). را قطع میکنید و در مجلستان اعمال ناپسند انجام میدهید؟! اما پاسخ قومش جز این نبود که گفتند: اگر راست میگویی عذاب الهی را برای ما بیاور!»
این که فرمود: "در مجلستان اعمال ناپسند انجام میدهید" مقصود این است که «آشکارا به منکرات میپردازید و در باشگاههای خود مرتکب آنها میشوید و هرکس که به منکری بپردازد و آن را از دید مردمان پنهان نگاه دارد، کارش آسان است و خدا از گناه او درمی گذرد ولی اگر به عمل منکری در برابر مردمان بپردازد به حرمتها و ارزشهای اجتماع تجاوز کرده است.»[۹].
تظاهر به گناه در احادیث
اما کسی که گناه را میپوشاند به نوعی اقرار به زشتی آن و کار زشت انجام دهنده اش دارد و میداند که در مقابل عظمت خداوند کوتاهی کرده است و کسی که اقرار به این موارد داشته باشد، در نهایت آمرزیده است؛ اما آشکار کردن گناه سبب میشود که دین سبک شمرده شود و گناه در نظر دیگران ابهتش را از دست دهد و کار خوبی به حساب آید و به همین جهت در میان مردم رواج یابد و از سوی دیگر پرده دری و بی حیائی نسبت به چیزی است که خداوند به لطفش آن را پوشانده است. [۱۰].
امام باقر (ع). فرمودند: «طبیعت بشر با شهوت و میل و حرص و ترس و خشم و لذّت آمیخته شده است جز آنکه در بین مردم کسانی هستند که این پیوند و کشش طبیعی را با نیروی تقوی و حیا و تنزّه مهار کردهاند.»
موقعی که نفس امّاره ات، تو را به گناه میخواند به آسمان نگاه کن (و از خدا بترس و گناه نکن). اگر از خداوند خوف نداری به زمین نظر افکن شاید از کسانی که برروی آن زندگی میکنند شرم کنی. اگر جرأت و جسارتت به جائی رسیده که نه از حکومت الهی میترسی و نه از مردم زمین شرم داری خود را از صف انسانها خارج بدان و در شمار حیوانات به حساب آور.»[۱۱].
اولین فرق انسان و حیوان این است که زندگی وی اجتماعی است. زندگی اجتماعی سبب شده که انسان از وجود دیگران بهرههای بی حساب ببرد و به همین دلیل وظایف و تکالیفی در برابر جامعه -که در سایه وی بهره بی حساب میبرد- به عهده دارد. آنجا که پای انجام وظایف و تکالیف اجتماعی است، دیگر غریزه و طبیعت حکمفرما نیست و آن سهولت و آسانی و بلکه لذت و بهجتی که در انجام کارهای طبیعی هست در اینجا وجود ندارد. در اینجا بشر فقط سنگینی بار وظیفه و تکلیف را روی دوش خود احساس میکند. بالاتر اینکه احساس میکند که انجام وظیفه و تکلیف در بسیاری از موارد برخلاف طبیعت و میل و غریزه شخصی است. طبیعت شخصی وی حکم میکند که برای جلب لذت و منفعت شخصی دروغ بگوید و خیانت و دزدی کند، از فداکاری و انصاف و عدالت تن باز زند، جامهٔ تقوا و طهارت و عفت را بیالاید تا به کام رسد. اینجاست که انسان خود را در برابر یک سلسله تصمیمات بزرگ میبیند و محال است که بدون نقطهٔ اتکایی که روح او را به این فضایل راضی سازد بتواند از عهده برآید. این نقطه اتکاء همان است که "ایمان" نامیده میشود، همان رکن اول از چهار رکن سعادت بشر است که قرآن مجید ذکر کرده است.»[۱۲].
مضرات آشکار کردن گناه
الف). مقدمهٔ رانده شدن از درگاه خدا
خداوند حیاء را چونان پردهای در مقابل کاستیها و زشتیهای بشر قرار داده است. هرگاه انسانی فرامین و دستورات الهی را نادیده گیرد و از کنار آنها به سادگی عبور کند و برخطاهای خویش افسوس نخورد، خداوند این پرده را از میان برمی دارد. در این حالت مردمان دیگر زشتیهای این شخص را دیده و با او دشمنی میکنند و در اثر دشمنی با مردم نور ایمان نیز از او گرفته میشود و از رحمت خدا دور میگردد و هم چون شیطان از درگاه الهی رانده میشود.[۱۳].
ب). تبدیل شدن گناه صغیره به کبیره
چند عامل سبب میشود که در قیامت با کسی که گناه صغیره انجام میدهد، هم چون کسی که گناه کبیره انجام داده، معامله شود؛ یکی از این عوامل تظاهر به گناه است. شاید علّت این است که چنین عملی نشان از جرأت و جسارت یافتن بنده در سرپیچی علنی از دستورات خداست[۱۴]. چنان که حضرت رسول (ص). فرموده است: هرگاه صفت حیا که مانع است از ارتکاب قبایح، از برای تو نباشد و تو از این صفت کمال محروم باشی، پس بکن هر چه خواهی که گویا خود را از جریدهٔ بندگی بیرون کردهای و خوبی و بدی، برای تو یکسان شده است و این نیست مگر علامت کفر و در این حالت هر چه میکنی -خواه خوبی و خواه بدی- بکن که نیست مگر موجب عذاب و عقاب.[۱۵].
ج). نشر فساد در جامعه
یکی از عوامل زمینه ساز تباهی محیط، بی شرمی و پاره کردن پردهٔ حیاء است. بنابراین برای پاک سازی و پاک نگه داشتن محیط باید حیاء اسلامی را حفظ کرد.
حیاء در برابر خدا، حیاء در برابر مردم، حیاء در نزد خود، هر کدام نقش موثری در سالم سازی محیط دارند.
در قرآن با تعبیرات گوناگون در مورد حیاء، سخن به میان آمده مانند:
۱. حیاء در زبان[۱۶].
۲. حیاء در طرز سخن گفتن[۱۷].
۳. حیاء در راه رفتن[۱۸].
۴. حیاء در شرکت در مجالس مهمانی[۱۹].
۵. حیاء در نگاه کردن[۲۰].
۶. حیاء در امورد اقتصادی[۲۱].
۷. حیاء در ورود به منازل[۲۲].
اگر آن گونه که اسلام فرموده به صفت نیک حیاء در تمام ابعادش توجه شود و عملا رعایت گردد موجب پاک سازی و پاک داری محیط میگردد، همان طور که شکستن مرز حیاء زمینه ساز و گسترش دهندهٔ فساد محیط خواهد بود.[۲۳].
د). از دست دادن برخی از حقوق
در موارد متعدد در احکام فقهی بین گنه کاری که مخفیانه گناه میکند با گنه کاری که آشکارا گناه میکند، فرق است. که از جملهٔ آنها میتوان به این موارد اشاره نمود:
جواز غیبت متظاهر به فسق؛[۲۴]. البته منظور از جواز عیبت او، در همان موردی است که گناه آشکار نموده است.
حضرت امام در مصرف سهم سادات میفرماید: «بنابر احتیاط سهم خمس سادات، به سیّدی که آشکارا گناه میکند، داده نشود.»[۲۵].
و در مورد اهل کتاب (مسیحیان و یهودیان و. ..). یکی از شرائط ذمّه آن است که آنها در حضور مسلمین تظاهر به گناه مانند شرابخواری آشکارا و زنا و خوردن گوشت خوک و. .. ننمایند.[۲۶].
عوامل تظاهر به گناه
۱). اشتباهات فراوان
امیرمومنان (ع). فرمودند: «کسی که زیاد سخن میگوید زیاد هم اشتباه دارد و هر کس که بسیار اشتباه کرد، شرم و حیاء او اندک است و آن که شرم او اندک، پرهیزکاری او نیز اندک خواهد بود و کسی که پرهیزکاری او اندک است دلش مرده و آن که دلش مرده باشد. در آتش جهنّم سقوط خواهد کرد.»[۲۷].
کمال عقل مستلزم کم حرفی است؛ بنابراین پر حرفی مستلزم نقصان عقل است و نقصان عقل نیز مستلزم خطای زیاد و گفتار بدون اندیشه و تدبیر است. شرم نیز همان چیزی است که به خوبی جلو انجام کارهایی را میگیرد که انجام و اقدام بر آنها -به دلیل پیامد ناروایشان- زشت است. بدیهی است که کم شرمی نیز زمینهای است برای ارتکاب کارهای حرام و در نتیجه زمینه برای کم بودن ورع است.
همان طوری که مرده از سود زندگی بی بهره میشود هرکه دلش بمیرد وارد آتش دوزخ گردد؛ زیرا باعث انتقال انسان از آتش جهنّم به بهشت، همان آراسته شدن به فضیلت است؛ بنابراین اگر دارای فضیلت نبود، وعده گاهش آتش دوزخ است.»[۲۸].
۲). توجیه و دلیل تراشی برای گناه
بدتر از گناه، توجیه گناه و دلیل تراشی برای آن است و میتوان گفت توجیه گناه یک نوع کلاه برادری دینی است.
توجیه گناه، گناه را عادی میکند و جامعه را به انجام گناه تشویق مینماید و زشت را زیبا جلوه میدهد، توجیه گناه همان عذر بدتر از گناه است.
هیچ گناهی به سنگینی گناه "توجیه گناه" نیست؛ زیرا گنه کار معترف به گناه غالبا در فکر توبه است، ولی توجیه گر در فکر سرپوش نهادن بر گناه است که نه تنها در صراط توبه نیست، بلکه او را در گناه راسخ تر و جری تر مینماید.
توجیه گناه در حقیقت سرپوش گذاشتن روی گناه است تا گناه را به راحتی بدون مانعی انجام دهد. [۲۹]. در مواردی در اثر توجیهات فراوانی که شخص گنه کار انجام میدهد حتی کار زشت خود را زیبا میبیند و بدین سبب از انجام دادن آن در منظر دیگران نیز هیچ ابایی ندارد.
البته توجیهات با توجه به زمینههای آن نیز متفاوت میشود و انواع گوناگون مییابد که میتوان از جملهٔ آنها به این موارد اشاره داشت:
أ). توجیهات عقیدتی: مسالهٔ جبر و قضا و قدر، یکی از توجیهات عقیدتی است. وقتی به گناه کار میگویی: چرا گناه کردی؟ در پاسخ میگوید: تقدیر من هم چنین بود.
ب). سیاسی: بعضی برای سرپوش نهادن بر گناه خود میگویند: مأموریم و معذور و با این توجیه هر دستور خلاف شرعی را گردن مینهند.[۳۰].
ج).اجتماعی: به عنوان مثال به گنه کار میگویی چرا فلان گناه را کردی؟ میگوید: خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو. انسان که نمیتواند از جامعه جدا باشد.
د). روانی: وقتی میگویی: بیا و عادت زشتت را ترک کن، میگوید: ترک عادت موجب مرض است. دیگران را مسخره میکند و اسم آن را شوخی میگذارد. برخی اول گناه را جایز میکنند سپس آن را انجام میدهند: مثلا میگوید "غیبتش نباشد" بعد غیبت میکند.
ه). فرهنگی: فردی میگوید بی سواد بودم نمیدانستم. ولی با وجود عقل و فطرت، سخن او باطل است. توجیه «قلبت پاک باشد» برای فرار از بدحجابی و یا رعایت نکردن حریم محرم و نامحرم از دیگر توجیهات خطرناک است.
و). اقتصادی: ربا به نام خرید و فروش، رشوه به نام هدیه.
و. .. [۳۱].
پانویس
- ↑ ابن منظور، محمد؛ لسان العرب، بیروت، انتشارات دارالفکر، 1414ش، چ سوم، ج4، ص150.
- ↑ مدرس، محمد باقر؛ خرد و سپاه او، تهران، انتشارات کلینی، 1372ش، ج اول، ص177.
- ↑ شیرازی، مکارم؛ تفسیر نمونه، تهران، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، 1374ش، چ اول، ج14، ص406.
- ↑ بقره/34.
- ↑ عنکبوت/39-40.
- ↑ نور/19.
- ↑ شیرازی، همان، ص402.
- ↑ قرائتی، محسن؛ گناه شناسی، تنظیم و نگارش محمد محمدی اشتهاردی، انتشارت پیام آزادی، چ سوم، 1369ش، تهران، ص142.
- ↑ مدرسی، محمدتقی؛ تفسیر هدایت، ترجمه مترجمان، مشهد، انتشارات آستان قدس، 1377ش، چ اول، ج9، ص422.
- ↑ مازندارانی، مولی صالح؛ شرح اصول کافی، تهران، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، 1388ق، ج10، ص143.
- ↑ نوری، حسین؛ مستدرک الوسائل، قم، انتشارات موسسه آل البیت ع، 1408ق، ج11، ص211-212.
- ↑ مطهری، مرتضی؛ مجموعهٔ آثار شهید مطهری، تهران، انتشارات صدرا، ج22، ص92.
- ↑ شیخ صدوق، محمد؛ معانی الاخبار، ترجمه عبدالعلی محمدی، تهران، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، 1377ش، چ دوم، ج2، ص445.
- ↑ ر.ک: قرائتی، محسن؛ گناه شناسی، تنظیم و نگارش محمد محمدی اشتهاردی، انتشارت پیام آزادی، چ سوم، 1369ش، تهران، ص45.
- ↑ امام صادق(ع).؛ مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه، ترجمهٔ عبدالرزاق گیلانی، تهران، انتشارات پیام حق، 1377ش، چ اول، ص571.
- ↑ انعام/108 و فرقان/63.
- ↑ احزاب/32.
- ↑ احزاب/32.
- ↑ احزاب/53.
- ↑ نور/30-31.
- ↑ بقره/273.
- ↑ نور/58-59.
- ↑ ر.ک: قرائتی، پیشین، صص142-143.
- ↑ امام خمینی، روح الله؛ المکاسب المحرمه، قم، انتشارات نشر آثار امام خمینی (ره).، 1415ق، ج1، ص416.
- ↑ امام خمینی، روح الله؛ تحریرالوسیله، قم، انتشارات موسسهٔ دارالعلم، ج1، ص365.
- ↑ همان، ج2، ص501.
- ↑ سیدرضی، محمد؛ نهج البلاغه، قم، انتشارات هجرت، 1414ق، چ اول، ص536.
- ↑ ر.ک: ابن میثم بحرانی، میثم؛ شرح نهج البلاغه، ترجمهٔ محمدی مقدم و نوایی ، مشهد، انتشارات مجمع البحوث الاسلامیه، 1417ق، ج5، 700-701.
- ↑ قرائتی، پیشین، صص190-192.
- ↑ احزاب/67.
- ↑ قرائتی، پیشین، ص190-239.







