گلشن داستان: تفاوت بین نسخهها
| سطر ۲۵۱: | سطر ۲۵۱: | ||
</div> | </div> | ||
</li> | </li> | ||
| + | <li> | ||
| + | <div class="headmags">شعر و شعور</div> | ||
| + | <div class="setimg setmags"> | ||
| + | <imagemap> | ||
| + | Image:Capture004.PNG|180px|چپ|شعر و شعور | ||
| + | desc none | ||
| + | </imagemap>{{سخ}} | ||
| + | <div class="infomags"> | ||
| + | |||
| + | <b> .......................... </b> | ||
| + | |||
| + | <div style="text-align:right"> | ||
| + | <ul class="ulitems ulmags"> | ||
| + | <li>با شعر نهی از منکر می کرد. وقتی شیند «مرناردِ » بلژیکی کمک های مردمی را برای خودش برداشته شعری سرود:ايها الشهزاده هنسيس السلام .....|'''[http://wiki.fmaroof.ir/index.php/%D8%B4%D8%B9%D8%B1_%D9%88_%D8%B4%D8%B9%D9%88%D8%B1 ادامه مطلب]''' </li> | ||
| + | </li> | ||
| + | </ul> | ||
| + | </div> | ||
| + | </div> | ||
| + | </div> | ||
| + | </li> | ||
| + | <li> | ||
| + | <div class="headmags">شعر و شعور</div> | ||
| + | <div class="setimg setmags"> | ||
| + | <imagemap> | ||
| + | Image:Capture005.PNG|180px|چپ|شعر و شعور | ||
| + | desc none | ||
| + | </imagemap>{{سخ}} | ||
| + | <div class="infomags"> | ||
| + | |||
| + | <b> .......................... </b> | ||
| + | |||
| + | <div style="text-align:right"> | ||
| + | <ul class="ulitems ulmags"> | ||
| + | <li>بهائی ها داشتند اقتصاد «آذرشهر » رو به دست می گرفتند.حتی کارخانه تولید برق رو هم خریده بودند. اسدالله ازمردم خواست برق مصرف نکنند. .....|'''[http://wiki.fmaroof.ir/index.php/%D8%B4%D8%B9%D8%B1_%D9%88_%D8%B4%D8%B9%D9%88%D8%B1 ادامه مطلب]''' </li> | ||
| + | </li> | ||
| + | </ul> | ||
| + | </div> | ||
| + | </div> | ||
| + | </div> | ||
| + | </li> | ||
| + | <li> | ||
| + | <div class="headmags">صریح اللهجه</div> | ||
| + | <div class="setimg setmags"> | ||
| + | <imagemap> | ||
| + | Image:Capture006.PNG|180px|چپ|صریح اللهجه | ||
| + | desc none | ||
| + | </imagemap>{{سخ}} | ||
| + | <div class="infomags"> | ||
| + | |||
| + | <b> .......................... </b> | ||
| + | |||
| + | <div style="text-align:right"> | ||
| + | <ul class="ulitems ulmags"> | ||
| + | <li>زمان کشف حجاب حتی به علمای بزرگ پیشنهاد می کردند شما با خانم هایتان مجلس بگیرید ، با زنهایتان بیایید در مجلس. .........|'''[http://wiki.fmaroof.ir/index.php/%D8%B5%D8%B1%DB%8C%D8%AD_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%D8%AC%D9%87 ادامه مطلب]''' </li> | ||
| + | </li> | ||
| + | </ul> | ||
| + | </div> | ||
| + | </div> | ||
| + | </div> | ||
| + | </li> | ||
| + | <li> | ||
| + | <div class="headmags">ضرب الاجل برای فرعون</div> | ||
| + | <div class="setimg setmags"> | ||
| + | <imagemap> | ||
| + | Image:Capture007.PNG|180px|چپ|ضرب الاجل برای فرعون | ||
| + | desc none | ||
| + | </imagemap>{{سخ}} | ||
| + | <div class="infomags"> | ||
| + | |||
| + | <b> .......................... </b> | ||
| + | |||
| + | <div style="text-align:right"> | ||
| + | <ul class="ulitems ulmags"> | ||
| + | <li>رژیم رضاشاه امر به معروف و نهی از منکر را ممنوع اعلام کرد و اطلاعیه هایش را به در و دیوار قم نصب کرد.کسی جرأت حرف زدن نداشت. شیخ.........|'''[http://wiki.fmaroof.ir/index.php/%D8%B6%D8%B1%D8%A8_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AC%D9%84_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C_%D9%81%D8%B1%D8%B9%D9%88%D9%86 ادامه مطلب]''' </li> | ||
| + | </li> | ||
| + | </ul> | ||
| + | </div> | ||
| + | </div> | ||
| + | </div> | ||
| + | </li> | ||
| + | |||
<li> | <li> | ||
<div class="headmags">بهلول و تخت پادشاهی</div> | <div class="headmags">بهلول و تخت پادشاهی</div> | ||
| سطر ۲۹۱: | سطر ۳۷۲: | ||
</li> | </li> | ||
<li> | <li> | ||
| − | <div class="headmags"> | + | <div class="headmags">غیرت و بصیرت</div> |
<div class="setimg setmags"> | <div class="setimg setmags"> | ||
<imagemap> | <imagemap> | ||
| − | Image: | + | Image:Capture008.PNG|180px|چپ|غیرت و بصیرت |
desc none | desc none | ||
</imagemap>{{سخ}} | </imagemap>{{سخ}} | ||
| سطر ۳۰۳: | سطر ۳۸۴: | ||
<div style="text-align:right"> | <div style="text-align:right"> | ||
<ul class="ulitems ulmags"> | <ul class="ulitems ulmags"> | ||
| − | <li> | + | <li>کشف حجاب اجباری شد.مأموردرحال کشیدن چادر زن بود و زن نم یگذاشت.با هم گلاویز شده بودند.سیّدداشت می گذشت.به مأمورحمله کردو زن را نجات داد.شش ماه زندان برایش بریدند.آیت الله طالقانی </li> |
</li> | </li> | ||
</ul> | </ul> | ||
| سطر ۵۴۴: | سطر ۶۲۵: | ||
<ul class="ulitems ulmags"> | <ul class="ulitems ulmags"> | ||
<li> نماز ظهر و عصر تمام شد. سرم مثل پر ههای پنکه آویزان به سقفِ مسجد، از تشنگی گیج می رفت. وسوسه به سراغم آمده بود و شیطان در گوشم .....|'''[http://wiki.fmaroof.ir/index.php/%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D9%84%D8%A7%DB%8C_%D9%BE%D8%B1_%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%BE%D9%86%DA%A9%D9%87 ادامه مطلب]''' </li> | <li> نماز ظهر و عصر تمام شد. سرم مثل پر ههای پنکه آویزان به سقفِ مسجد، از تشنگی گیج می رفت. وسوسه به سراغم آمده بود و شیطان در گوشم .....|'''[http://wiki.fmaroof.ir/index.php/%D8%B4%DB%8C%D8%B7%D8%A7%D9%86%DB%8C_%D9%84%D8%A7%DB%8C_%D9%BE%D8%B1_%D9%87_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%BE%D9%86%DA%A9%D9%87 ادامه مطلب]''' </li> | ||
| + | </li> | ||
| + | </ul> | ||
| + | </div> | ||
| + | </div> | ||
| + | </div> | ||
| + | </li> | ||
| + | <li> | ||
| + | <div class="headmags">نهی از منکر هم کلاسی</div> | ||
| + | <div class="setimg setmags"> | ||
| + | <imagemap> | ||
| + | Image:1053500x443_1436810541762396.jpeg|180px|چپ|نهی از منکر هم کلاسی | ||
| + | desc none | ||
| + | </imagemap>{{سخ}} | ||
| + | <div class="infomags"> | ||
| + | |||
| + | <b> .......................... </b> | ||
| + | |||
| + | <div style="text-align:right"> | ||
| + | <ul class="ulitems ulmags"> | ||
| + | <li>تازه با هم رفیق شده بودیم، خیلی با محبت و بی غل و غش بود.با اینکه از حجابش خوشم میومد، اما تنبلی می کردم......|'''[http://wiki.fmaroof.ir/index.php/%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D8%A8%D9%87%D9%84%D9%88%D9%84 ادامه مطلب]''' </li> | ||
</li> | </li> | ||
</ul> | </ul> | ||
نسخهٔ ۱۶ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۹
در حال تکمیل است
-
به خاطر یک غیبت!
..........................
- شنیده بودیکی از شاگردانش غیبت یکی از مراجع را کرده است. صورتش گر گرفته و نفسش به شماره افتاده بود.آن روز را درس نگفت.نصیحت تندی کرد و رفت.سه روز درس نیامد. (امام خمینی رحمة الله علیه)
-
تفسیر انقلابی
..........................
- عالمی که خارج فقه نمی گفت را عالم نمی دانستند. اعلام شد آیت الله صدر دیگر فقه نمی گویند. به جای آن تفسیر قرآن تدریس م یکنند. یکی از شاگردان پرسید:«چرا درس فقه.........|ادامه مطلب
-
تیغ تیز حکم الله
..........................
- برای کشف حجاب مراسمی ترتیب داده، دعوت نام های هم برای سید نورالدین فرستاده بودند. دعوت نامه را آتش زد و در مسجد وکیل شیراز بالای منبر ایستاد. در یک دست ...........|ادامه مطلب
-
حق الناس
..........................
- هر چه ناصرالدینشاه اصرار کرد ملاّهادی از او چیزی بخواهد فایده ای نکرد.می گفت: «من هیچ حاجتی ندارم. » شاه گفت: «پس اجازه بدین ...........|ادامه مطلب
-
نهی از منکر را خنک بنوشید!
..........................
- دور تا دور خانه سید محمدباقر را مأمور گذاشته بودند. کسی اجازه ورود به خانه را نداشت. سید نگاهی به سربازان دور خانه کرد و گفت: .........|ادامه مطلب
-
آقایی در ذاتش بود
..........................
- گاهی پدرم مثلا می خواست به نماز برود، یا به مسجد می رفت... ما را صدا میکرد.از بچّگی به ما «علی آقا » می گفتند،علی و محمّد نم یگفتند،.........|ادامه مطلب
-
حمایت عالمانه
..........................
- با راهنمایی حاج آقا نورالله تعهدنامه ای را آماده کردند برای حمایت از تولید داخلی. خیلی از بزرگان امضا کردند.خود نورالله هم پای تعهدنامه را .........|ادامه مطلب
-
خیریه معروف
..........................
- اوضاع حجاب زنان لبنان خوب نبود.اینقدر بی حجابی رسوخ کرده بود که نمی شد مستقیم از آن نهی کرد، ناراحت می شدند و کلاً از .........|ادامه مطلب
-
در چهارچوب قانون
..........................
- بین مسیر مسجد تا خانه یک مغازه مشروب فروشی بود.شراب دربار را از همین مغازه م یبردند. نهی از منکر زبانی فایده ای نکرد .........|ادامه مطلب
-
دست رد
..........................
- آقا محمدخان قاجار قرآن نفیسی برایش فرستاده بود. نگاهی به یاقوت والماس و زبرجد روی قرآن کرد و گفت: «این سنگ ها چیه ........|ادامه مطلب
-
ذبح شرعی اخلاق
..........................
- آمریکا کنفرانسی ترتیب داده بود برای دانشمندان اسلامی. درباره ارزشهای اخلاقی اسلام و مسیحیت.آمریکا می خواست از اخلاق حرف.....|ادامه مطلب
-
روی دیگر درایت
..........................
- سرهنگی توی حمّام داشت ریشش را می تراشید.محمدتقی جلو رفت و گفت: «می دونین اسلام تراشیدن ریش رو گناه می دونه؟ چرا این گناه رو .....|ادامه مطلب
-
شعر و شعور
..........................
- با شعر نهی از منکر می کرد. وقتی شیند «مرناردِ » بلژیکی کمک های مردمی را برای خودش برداشته شعری سرود:ايها الشهزاده هنسيس السلام .....|ادامه مطلب
-
شعر و شعور
..........................
- بهائی ها داشتند اقتصاد «آذرشهر » رو به دست می گرفتند.حتی کارخانه تولید برق رو هم خریده بودند. اسدالله ازمردم خواست برق مصرف نکنند. .....|ادامه مطلب
-
صریح اللهجه
..........................
- زمان کشف حجاب حتی به علمای بزرگ پیشنهاد می کردند شما با خانم هایتان مجلس بگیرید ، با زنهایتان بیایید در مجلس. .........|ادامه مطلب
-
ضرب الاجل برای فرعون
..........................
- رژیم رضاشاه امر به معروف و نهی از منکر را ممنوع اعلام کرد و اطلاعیه هایش را به در و دیوار قم نصب کرد.کسی جرأت حرف زدن نداشت. شیخ.........|ادامه مطلب
-
بهلول و تخت پادشاهی

...........................
- روزی بهلول به کاخ هارون الرشید قدم گذاشت . هارون در قصر نبود و فقط نگهبانان از کاخ محافظت و مراقبت می کردند......|ادامه مطلب
-
مسجد بهلول

...........................
- داستان معروفى هست ،که بهلول که مرد عاقلى بود ولى خودش را به دیوانگى زده و به همان عالم دیوانگى .... ...............|ادامه مطلب
-
غیرت و بصیرت
..........................
- کشف حجاب اجباری شد.مأموردرحال کشیدن چادر زن بود و زن نم یگذاشت.با هم گلاویز شده بودند.سیّدداشت می گذشت.به مأمورحمله کردو زن را نجات داد.شش ماه زندان برایش بریدند.آیت الله طالقانی
-
عبدالکریم حائری و جای بوسه

..........................
- یک نفر ریش تراشیده خدمت حاج شیخ عبدالکریم حائری میآید، حاج شیخ عبدالکریم جای آن تیغها را میبوسد و میگوید خواهش دارم جای بوسه من را دیگر تیغ نزن او قبول میکند
-
ملا محمد تقی مجلسی و اوباش

..........................
- در ابتدای امر که هنوز آخوند ملا محمد تقی مجلسی شهرت کافی نداشت ، شخصی از ارادتمندانش نزد او شکایت برد که: من همسایه ي بدی دارم و از سوء خلق او به تنگ آمده ام .....|ادامه مطلب
-
بیان غیر مستقیم
: تصویر نامحاز است یا وجود ندارد
..........................
- یک راننده می گفت زمانی در کارخانه ای کار می کردم ، وقتی می دیدم دوستان فحاشی می کنند مطالبی را می نوشتم در خصوص فوائد زبان چه فضائلی را می توان کسب کرد .....|ادامه مطلب
-
نامه نگاری
: تصویر نامحاز است یا وجود ندارد
..........................
- سید جمال الدین اسد آبادی در سال 1308 توسط عوامل ناصرالدین شاه در حرم حضرت مطهر عبدالعظیم حسنی دستگیر و از کشور اخراج شد وی.....|ادامه مطلب
-
تذکر و یادآوری

..........................
- مرد فقیری پسر خردسالی داشت. روزی به او گفت: بیا امروز قدری میوه از باغی سرقت کنیم. پسر خردسال با نارضایتی با پدر به راه افتاد.وقتی به.....|ادامه مطلب
-
لوطی های اصفهان
: تصویر نامحاز است یا وجود ندارد
..........................
- در زمان « مجلسیِ اوّل» که از علمایِ بزرگ اصفهان بود، لوطی هایِ اصفهانی مزاحم مردم می شدند و آن ها را اذیّت می کردند. روزی لوطی ها .....|ادامه مطلب
-
پیر مرد وکودکان
: تصویر نامحاز است یا وجود ندارد
..........................
- نگاه كن برادر، مى بینى چه كار مى كند. - آن پیرمرد را مى گویى؟- آرى ، كارش اشتباه است، نه؟- راست مى گویى، اما چگونه او .....|ادامه مطلب
-
تو بهتر باش
: تصویر نامحاز است یا وجود ندارد
..........................
- یک روز مردی به پیامبر (ص) گفت: « همه ی فامیل با من قهر کرده اند.اجازه می دهید که من هم رابطه ام را با آنان قطع کنم؟» .....|ادامه مطلب
-
فرشته بيكار

..........................
- مردی خواب عجیبی دید . او در عالم رویا دید که نزد فرشتگان رفته و به کارهای آنها نگاه می کند . هنگام ورود دسته بزرگی از فرشتگان را دید .. .....|ادامه مطلب
-
امر به معروف کردن ملکه ایران
: تصویر نامحاز است یا وجود ندارد
..........................
- روز جمعه 27 رمضان 1346 قمری مطابق 1306 شمسی، ساعاتی پیش از تحویل سال 1307 شمسی، زوّار بسیاری از نقاط مختلف، طبق.....|ادامه مطلب
-
رفع حجاب در حرم دختر پیغمبر(ص)
: تصویر نامحاز است یا وجود ندارد
..........................
- حاج شیخ با شنیدن این کلام، دعای ندبه را قطع کرد و گفت: الله اکبر! الله اکبر، بدوید، بگویید، سید ناظم، فوری این جا بیاید، چند نفر به طرف .....|ادامه مطلب
-
شیطانی لای پر ه های پنکه
: تصویر نامحاز است یا وجود ندارد
..........................
- نماز ظهر و عصر تمام شد. سرم مثل پر ههای پنکه آویزان به سقفِ مسجد، از تشنگی گیج می رفت. وسوسه به سراغم آمده بود و شیطان در گوشم .....|ادامه مطلب
-
نهی از منکر هم کلاسی

..........................
- تازه با هم رفیق شده بودیم، خیلی با محبت و بی غل و غش بود.با اینکه از حجابش خوشم میومد، اما تنبلی می کردم......|ادامه مطلب







