کاربر:Haj/صفحه تمرین: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
جز
جز
سطر ۱: سطر ۱:
{{دیگرکاربردها|سید محمد بادکوبه‌ای}}
+
{{جعبه اطلاعات صحابه
{{جعبه اطلاعات عالمان شیعه
+
|اطلاعات صحابه  =
| عنوان            = سیدمحمد بادکوبه‌ای
+
| تصویر       =
| تصویر             =
+
| توضیح تصویر =
| اندازه تصویر     =
+
| نام کامل     = '''خالد بن سعید بن العاص بن امیة بن عبدشمس'''
| نام کامل         =
+
| کنیه        =
| لقب               =
+
| لقب         = '''نجیب بنی امیه‌'''
| نسب              =
+
| دلیل شهرت    =
| خویشاوندان سرشناس =
+
| زادروز/زادگاه =
| تاریخ تولد        =۱۲۸۵ قمری
+
| محل زندگی    =
| شهر تولد          = [[بادکوبه]]
+
| مهاجر/انصار  = مهاجر
| کشور تولد        =
+
| نسب/قبیله    = قریش
| محل تحصیل        = [[مشهد]]، [[اصفهان]]، [[نجف]]
+
| خویشاوندان سرشناس  = سعید بن عاص؛ [[حکم بن ابی العاص]]؛ [[مروان بن حکم]]-
| محل زندگی        = بادکوبه، مشهد، اصفهان، نجف، [[اردبیل]]، [[قم]]، [[تبریز]]
+
| تاریخ و مکان درگذشت/شهادت = [[سال ۱۳ هجری قمری|۱۳]] یا [[سال ۱۴ هجری قمری|۱۴ق]]؛ [[جنگ اجنادین]] یا [[جنگ مرج الصفر|جنگ مَرْج الصُّفَّر]] یا [[جنگ یرموک]]
| تاریخ وفات        = [[۸ جمادی‌الثانی|۸ جمادی الثانی]] [[سال ۱۳۸۹ هجری قمری|سال ۱۳۸۹ قمری]]
+
| نحوه درگذشت/شهادت =
| شهر وفات          =تبریز
+
| مدفن =
| محل دفن            =وادی رحمت آباد تبریز
+
| زمان اسلام آوردن = جزء نخستین گروندگان در دعوت پنهانی
| استادان          = [[سید حسین بادکوبه‌ای]]، [[فتح الله اصفهانی]]، [[سید ابوالحسن اصفهانی]]، [[محمدکاظم خراسانی|آخوند خراسانی]]، [[سید محمد کاظم یزدی طباطبایی]]
+
| نحوه اسلام آوردن =
| شاگردان          =[[سید مهدی دروازه‌ای]]، میرزا [[عمران علیزاده]]، میرزا [[علی اکبر برازنده]] |
+
| حضور در جنگ‌ها  = [[فتح مکه]]، و غزوات [[غزوه حنین|حنین]]، [[غزوه طائف|طائف]] و [[غزوه تبوک|تبوک]]
| اجازه روایت از    =
+
| هجرت به         = [[حبشه]] و [[مدینه]]
| اجازه اجتهاد از  =
+
| دیگر فعالیت‌ها  = عامل پیامبر (ص) در [[یمن]]، مخالفت با [[سقیفه بنی ساعده|شورای سقیفه]] و عدم [[بیعت]] با [[ابوبکر بن ابی قحافه|ابوبکر]]
| اجازه روایت به   =
+
| آثار             =
| اجازه اجتهاد به  =
+
| تالیفات          =حاشیه بر [[عروه الوثقی]] و حاشیه بر [[شرح تجرید]] [[علامه حلی]] |
+
| سایر  = تدریس و تربیت شاگردان
+
| فعالیت‌های اجتماعی-سیاسی =
+
| اجتماعی = تأسیس [[حوزه علمیه]] در بادکوبه،
+
| سیاسی = مقابله با بلشویک‌های [[روسیه]]، تبعید به سیبری، زندانی در شوروی، مقابله با لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی، تبعید به تبریز، حمایت از نهضت [[امام خمینی]]، اعلام حمایت از [[فلسطین]] و دشمنی با اسرائیل
+
| امضا             =
+
| وب‌گاه رسمی        =
+
 
}}
 
}}
'''آیت‌الله سیدمحمد بادکوبه‌ای''' <small>(۱۲۸۵ - ۱۳۸۹ قمری)</small> از علمای [[باکو]] و [[تبریز]]. وی پس از طی تحصیلات در [[مشهد]]، [[اصفهان]] و [[نجف]] به باکو بازگشت و به خاطر حضور بلشویک‌ها در این منطقه، به [[ایران]] تبعید شد. وی پس از آن به [[تبریز]] رفت و در آنجا [[حوزه علمیه|حوزه علمیه‌ای]] تأسیس کرد و به تربیت شاگردان پرداخت. مهمترین رویدادهای سیاسی زندگی وی، مقابله با بلشویک‌های [[روسیه]]، تبعید به سیبری، زندانی شدن در [[شوروی]]، مقابله با [[لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی]]، تبعید به تبریز، حمایت از نهضت [[امام خمینی]]، اعلام حمایت از [[فلسطین]] و مبارزه با [[اسرائیل]] است. وی در مقبره وادی رحمت شهر تبریز مدفون است.
 
  
==زندگی‌نامه و تحصیلات==
+
'''خالد بن سعید بن عاص بن امیة بن عبدشمس'''، از نخستین ایمان آورندگان به [[اسلام]] واز جمله [[:رده:کاتبان وحی|کاتبان]] و منشیان [[پیامبر (ص)]]. وی کارگزار پیامبر(ص) در [[یمن]] بود و پس از وفات .ایشان، از این کار کنار کشید و حاضر به همکاری با [[خلفای سه گانه|خلفاء]] نشد. خالد بن سعید جزء دوازده نفری بود که با [[ابوبکر بن ابی قحافه|ابوبکر]] بیعت نکرد و این عاملی بود تا [[عمر بن خطاب|خلیفه دوم]] علیه او موضع‌گیری کند. در مورد زمان و محل [[شهادت]] او در میان مورخان اختلاف است.
سید محمد بادکوبه‌ای در سال ۱۲۸۵ قمری در روستای مشقطع<ref>مشقطع در تلفظ کنونی «مشتقا» خوانده می‌شود و از توابع باکو محسوب می‌شود</ref> از توابع [[باکو]] به دنیا آمد. پدر وی میر جبار مصطفی یوف، فردی متدین و دیندار بود.
+
  
سید محمد در سنین کودکی به مکتب‌خانه رفت و دروس مقدماتی را از اساتید محلی فرا گرفت. پس از آن برای تکمیل تحصیلات، از طریق عشق آباد راهی [[مشهد]] شد و ادبیات فارسی، ادبیات عرب، [[فقه]] و [[اصول]] را در این شهر آموخت و پس از آن عازم [[حوزه علمیه اصفهان]] شد. [[منطق]]، [[فلسفه]] و [[کلام]] را در مدت کوتاهی از استادان بزرگ حوزه علمیه اصفهان فرا گرفت و به مقام استادی رسید.<ref>زندگی نامه دست‌نوشت داماد آیت‌الله بادکوبه‌ای</ref>
+
==نسب==
 +
وی از [[قریش]] و [[کنیه]]‌اش ابوسعید بود.<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۴.</ref> پدرش معروف به ابواُحَیحَة، از بزرگان مکه و از مخالفان شدید پیامبر (ص) بود که تا پایان عمر، اسلام نیاورد.<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۵ـ۹۶؛ ابن عبدالبّر، الاستیعاب فی معرفةالأصحاب، ج۲، ص۴۲۴.</ref> مادرش، لبینة معروف به امّ‌خالد، دختر خَبّاب/ حباب بن عبدیالیل بن ناشب از مردم ثَقیف بود.<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۴؛ ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۷.</ref>
  
سید محمد پس از تحصیل در اصفهان راهی عتبات عالیات [[عراق]] شد و سال‌های متمادی از محضر استادان بزرگ [[حوزه علمیه نجف|حوزه کهن نجف]]، علوم معقول و منقول را فرا گرفت.
+
==در نظر شیعه==
 +
در کتب [[رجال]]، خالد بن سعید را در زمره [[صحابه|اصحاب]] رسول خدا (ص) ذکر کرده‌اند و [[شیخ طوسی]] در رجال خود از او یاد کرده است.<ref>طوسی، رجال، ص۲۴.</ref> از خالد بن سعید به نجیب بنی امیه‌ یاد شده است.<ref>بحرالعلوم، رجال، ج۲، ص۳۲۵.</ref>
  
==استادان==
+
==اسلام آوردن==
استادان سیدمحمد بادکوبه‌ای عبارتند از:
+
خالد بن سعید قبل از برادرانش اسلام آورد.<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۴؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۶، ص۶۹.</ref> در زمان دعوت پنهانی پیامبر (ص) به اسلام گروید و وی را سومین، چهارمین یا پنجمین [[مسلمان]] دانسته‌اند.<ref>رجوع کنید به ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۵ـ۹۶؛ یعقوبی،  تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۳.</ref>
{{ستون-شروع|3}}
+
# [[سید حسین بادکوبه‌ای]] (۱۲۹۳ ـ ۱۳۵۸ هـ. ق)
+
# [[فتح الله غروی اصفهانی|ملا فتح الله اصفهانی]] (۱۲۶۶ ـ ۱۳۳۹ هـ. ق)
+
# [[سید ابوالحسن اصفهانی]] (۱۲۸۴ ـ ۱۳۶۵ هـ. ق)
+
# [[محمد کاظم خراسانی|محمد کاظم آخوند خراسانی]]
+
# [[سید محمد کاظم طباطبایی|سید محمد کاظم یزدی طباطبایی]] (۱۲۴۸ ـ ۱۳۳۷ هـ. ق)
+
{{پایان}}
+
  
==بازگشت به بادکوبه==
+
===رؤیای صادقه===
آیت‌الله بادکوبه‌ای پس از تحصیل و رسیدن به مدارج عالی علمی به شهر [[بادکوبه]] بازگشت. بازگشت وی به بادکوبه هم زمان با حکومت تزاری [[روسیه]] بر سرزمین [[جمهوری آذربایجان|آذربایجان]] بود. او با وجود سخت‌گیری‌ها و آزار و اذیت‌های موجود، به تبلیغ احکام الهی و ترویج [[اسلام|شریعت نبوی]] پرداخت.<ref>زندگی نامه دست‌نوشت داماد آیت‌الله بادکوبه‌ای</ref>
+
سبب اسلام آوردن خالد بن سعید را چنین نقل کرده‌اند که او در خواب دید بر لبۀ پرتگاهی مشرف بر آتش قرار دارد و پدرش سعی دارد او را در آن افکند، در آن حال [[پیامبر(ص)]] او را کنار کشید و از افتادن در آتش نجات داد. خالد بن سعید رؤیای خویش را صادقه یافت و آن را برای [[ابوبکر]] بازگو کرد و به توصیۀ ابوبکر به اسلام راغب گشت. وی در اَجیاد نزد پیامبر (ص) حاضر شد و اسلام آورد.<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۴.</ref>
  
==تأسیس حوزه علمیه==
+
===تحمل آزارها===
از جمله اقدامات آیت‌الله بادکوبه‌ای در [[بادکوبه]] تأسیس حوزه علمیه‌ای در این شهر بود. وی با وجود فشار و سختگیری‌های ضد دینی بلشویک‌ها، حوزه علمیه‌ای در این شهر تأسیس کرد و شاگردانی را نیز پرورش داد.<ref>زندگی نامه دست‌نوشت داماد آیت‌الله بادکوبه‌ای</ref>
+
هنگامی که سعید بن عاص ــ که از مخالفان سرسخت پیامبر بودــ از مسلمان شدن پسرش آگاهی یافت، خالد را بسیار سرزنش کرد، به وی ناسزا گفت و او را به شدت کتک زد، به گونه‌ای که عصای خود را بر سرش شکست و حتی صحبت کردن با او را برای خانواده‌اش منع کرد. پس از آن، خالد نزد پیامبر (ص) رفت و ملازم وی شد.‌ گاه نیز به تنهایی در اطراف [[مکه]] نماز می‌گزارد. چون خالد بن سعید در تصدیق پیامبر (ص) و پیروی از او اصرار ورزید، پدرش او را حبس کرد و او را سه روز در آفتاب سوزان مکه نگه داشت. خالد از زندان پدر گریخت و در نواحی اطراف مکه مخفی شد.<ref>رجوع کنید به ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۵ـ۹۶؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۶، ص۷۰ـ۷۲؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۲۳۶.</ref>
  
[[علامه امینی]] در این باره می‌گوید:
+
==هجرت==
::«از خدمات علامه سید محمد (بادکوبه‌ای) یکی تأسیس دانشسرای دینی بود که تعداد زیادی دانشجو داشت و خود در آن تدریس می‌کرد و علی‌رغم حمله ضد دینی بلشویک‌ها رونق روز افزون یافت.»<ref>شهیدان راه فضیلت، علامه امینی، ص۵۴۵</ref>
+
{{اصلی|هجرت به حبشه}}
 +
با شدت گرفتن آزار و اذیت کافران، خالد بن سعید همراه عده‌ای از مسلمانان و به دستور پیامبر (ص) به سرزمین [[حبشه]] مهاجرت کرد. باتوجه به اینکه مسلمانان در دو نوبت به سرزمین حبشه [[هجرت به حبشه|مهاجرت]] کردند، در مورد زمان مهاجرت خالد بن سعید بین مورخان اختلاف است. بیشتر مورخان<ref>همانجاها</ref> مهاجرت او را در نوبت دوم (یعنی در سال پنجم [[بعثت]]) و برخی دیگر در نوبت اول<ref>رجوع کنید به ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۵ـ۹۶؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۶، ص۷۰ـ۷۲؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۲۳۶.</ref> دانسته‌اند.
  
==تبعید به سیبری==
+
خالد بن سعید همسر خود هُمَینَه/ اُمَیمه/ امینه، دختر خلف بن اسعد خزاعی، را نیز به همراه خود به حبشه برد. پسر او به نام سعید و دخترش به نام اَمَه (امّ خالد) در حبشه متولد و بزرگ شدند و بعدها، امه به ازدواج [[زبیر بن عوام]] درآمد.<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۴، ۹۷؛ ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۸؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۲۳۶.</ref>
در سال ۱۹۳۶ میلادی، [[جمهوری آذربایجان]] به اتحاد جماهیر شوروی پیوست. در خلال این سال‌ها آزار و اذیت [[مسلمانان]] افزایش یافت و بسیاری از [[مساجد]]، اماکن مذهبی و مدارس علمیه تخریب گردید. حکومت وقت بسیاری از مخالفین دولت و مبارزین را به قتل رساند و یا تبعید کرد.
+
  
آیت‌الله بادکوبه‌ای نیز از جمله تبعیدشدگان بود که علت آن ترویج تعالیم الهی و نشر معارف اسلامی و افشای ماهیت رژیم کمونیستی بود. وی به مدت ۱۵ سال با اعمال شاقه به سیبری غربی تبعید شد. در مدت تبعید هر روز به همراه زندانیان دیگر به مقدار معین به حفر کانال می‌پرداخت. اما در اثر همکاری و علاقه دوستداران خود، مدت مذکور در طول ۵ سال سپری گردید. خود آیت‌الله در مورد همکاری زندانیان می‌گوید: «هر زندانی روزانه چند بیل خاک برمی‌داشت و می‌گفت: «بودا آخوند آقانین پاییدی» (یعنی «این هم سهم آقای آخوند است».) ایشان با سپری نمودن ایام تبعید، به بادکوبه بازگشت و فعالیت‌های خود را از سر گرفت.<ref>زندگی نامه دست‌نوشت داماد آیت‌الله بادکوبه‌ای</ref>
+
خالد بن سعید در سال هفتم هجرت همراه دیگر مهاجران حبشه به سرزمین [[حجاز]] بازگشت و در خیبر (در پایان [[جنگ خیبر]]) به حضور پیامبر (ص) رسید. پیامبر (ص) از آنان استقبال کرد و بسیار اظهار خشنودی نمود و به وی و دیگر مهاجران حبشه، با اینکه در جنگ شرکت نداشتند، از غنایم خیبر سهم داد. خالد بن سعید سپس همراه پیامبر (ص) و دیگر مسلمانان به [[مدینه]] وارد شد.<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۶؛ ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفةالأصحاب، ج۲، ص۴۲۱.</ref>
  
==اتهام==
+
==همراهی با پیامبر(ص) ==
با گسترش فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی آیت‌الله بادکوبه‌ای، مخالفان بار دیگر نتوانستند وجود وی را نادیده بگیرند و این بار به اتهام همکاری با حزب مساوات<ref>این حزب به نام «ینی مساوات» مساوات نوین از مؤتلفان جبهه خلق است. محمد امین رسول زاده در سال (۱۹۱۸ م) جمهوری آذربایجان را تأسیس نمود و پایه حزب مساوات را در سال (۱۹۱۱م) بنا نهاد. (جمهوری آذربایجان، بهناز اسدی کیا، ص۱۱۰ ـ ۱۱۱).</ref> به مدت نه ماه در زیرزمین مخوف سازمان اطلاعات شوروی زندانی شد، اما پس از مدتی تبرئه و آزاد شد.<ref>زندگی نامه دست‌نوشت داماد آیت‌الله بادکوبه‌ای</ref>
+
===کتابت===
 +
مورخان خالد بن سعید را از جمله کاتبان و منشیان پیامبر نام برده‌اند.<ref>جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ص۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۳۱۳.</ref> او در مکه و پیش از هجرت برای پیامبر کتابت می‌کرد. گفته شده است که وی نخستین کسی بود که عبارت «‌بسم اللّه الرحمن الرحیم‌» را نوشت.<ref>ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفةالأصحاب، ج۲، ص۴۲۱.</ref> پس از هجرت نیز در مدینه، نامۀ پیامبر برای اهل طائف و نمایندگان آنان را نوشت و به هیئت نمایندگی ثقیف داد. وی همچنین در مدینه در مذاکرات صلح بین پیامبر و آنان وساطت کرد تا آنکه این هیئت مسلمان شدند.<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۶.</ref>
  
==هجرت به اردبیل==
+
===مبارزه با مرتدین===
بعد از آزادی از زندان، دوستان آیت‌الله بادکوبه‌ای وسایل سفر وی و خانواده‌اش را به [[اردبیل]] فراهم نمودند. آیت‌الله همزمان با حکومت [[رضاخان]] وارد اردبیل شد و فعالیت‌هایش را آغاز کرد. در مدت اقامت دو ساله در اردبیل در خانه خویش به تدریس و تربیت طلاب پرداخت.<ref>مصاحبه با آیت‌الله مفتی الشیعه</ref> وی در یکی از مساجد معروف اردبیل به نام مسجد «سرچشمه» به اقامه نماز جماعت می‌پرداخت.<ref>زندگی نامه دست‌نوشت داماد آیت‌الله بادکوبه‌ای</ref>
+
خالد بن سعید پس از بازگشت از حبشه همراه رسول خدا (ص) و دیگر مسلمانان در حج [[عمرةالقضا]]، [[فتح مکه]]، و غزوات [[غزوه حنین|حنین]]، [[غزوه طائف|طائف]] و [[غزوه تبوک|تبوک]] حضور یافت.<ref>ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفةالأصحاب، ج۲، ص۴۲۱.</ref> خالد در مأموریت‌هایی که پیامبر (ص) به وی می‌داد شرکت فعال داشت، از جمله هنگامی که عمروبن مَعْدی کرِب مرتد شد و سر به شورش برداشت، پیامبر(ص)، [[علی بن ابی طالب]] (ع) را به همراه سپاهی از [[:رده:مهاجران|مهاجران]] از جمله خالد بن سعید که پیشاهنگ سپاه بود، به سوی عمرو و قوم او فرستاد. پس از سرکوبی شورشیان و فرار عمروبن معدی کرب، علی بن ابی طالب (ع) خالد را برای اخذ صدقات (مالیات [[زکات]])، همانجا گمارد و به او فرمان داد که هرکس از فراریان مراجعت نمود و ایمان آورد او را امان دهد. بعد از بازگشت علی (ع)، عمروبن معدی کرب نزد خالد بن سعید رفت و دوباره مسلمان شد.<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۳۳۷.</ref>
  
==تبعید به تبریز==
+
===وکیل پیامبر(ص) در حبشه===
در پی اجرای سیاست‌های غربی [[رضاشاه]]، آیت‌الله بادکوبه‌ای به مخالفت و اعتراض برخاسته و در نتیجه به [[تبریز]] تبعید می‌گردد و به اجبار در [[مدرسه طالبیه]] اقامت می‌گزیند. اقامت اجباری وی در مدرسه طالبیه با وساطت برخی از دوستان، از جمله آقای احمد وهاب‌زاده و آقای سطوه السلطنه به پایان می‌رسد و ایشان در منزل خویش در تبریز سکنی می‌گزیند.<ref>زندگی نامه دست‌نوشت داماد آیت‌الله بادکوبه‌ای</ref>
+
در بعضی روایات آمده است که خالد بن سعید در حبشه وکیل عقد [[نکاح]] [[ام حبیبه]]، از زنان پیامبر (ص)، بوده<ref>رجوع کنید به ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۳۰۸ـ۳۰۹.</ref>، که این نشان دهندۀ جایگاه و مقام خالد بن سعید نزد پیامبر است.
  
سید محمد بادکوبه‌ای به لهجه ترکی قفقازی سخن می‌گفت و به جای کلمه «نه ایچون» یعنی چرا؟ از کلمه «نشون» استفاده می‌کرد. به همین دلیل در تبریز به «نشون آقا» شهرت داشت.<ref> آثار باستانی آذربایجان، عبدالعلی کارنگ، ج۱، ص۳۲۴.</ref>
+
==عامل پیامبر(ص) در یمن ==
 +
در اواخر عمر پیامبر (ص)، پس از مرگ باذان/ باذام، امیر ایرانی و مسلمان [[یمن]]، پیامبر(ص)، خالد بن سعید را حاکم منطقه مابین [[نجران]] و [[زبید|زُبید]] در نمود.<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۳۳۶.</ref> این انتصاب ظاهراً در سال دهم هجرت صورت گرفته است، زیرا در این سال فَروَةبن مُسَیک مرادی همراه هیئتی در مدینه به حضور پیامبر اکرم (ص) رسید و رسول خدا ضمن آنکه وی را بر قومش (مراد) و بر زبید و [[قبیله مذْحج|قبیله مَذْحِج]] امارت و ریاست داد، خالد بن سعید بن عاص را نیز به عنوان عامل خود برای گردآوری صدقات، همراه وی به یمن فرستاد.<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۲۹۶ـ۲۹۷.</ref>
  
==همگان با امام==
+
خالد بن سعید بنابه روایتی، از سوی پیامبر (ص) مأمور گردآوری مالیات یمن و به قولی مأمور مالیات مذحج و عامل صنعا گردید، که در هر صورت، تا زمان وفات پیامبر (ص) عامل یمن باقی ماند.<ref>رجوع کنید به ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۲۹۷؛ همو، ۱۹۷۰، ج۲، ص۹۸؛ نیز رجوع کنید به ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۶؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۷۶؛ ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفةالأصحاب، ج۲، ص۴۲۱.</ref>
آیت‌الله بادکوبه‌ای از آغاز نهضت [[امام خمینی]] در سال ۱۳۴۲ شمسی در ردیف روحانیون مبارز قرار گرفته و حمایت و پشتیبانی خویش را از حرکت‌های انقلابی حضرت امام اعلام کرد.<ref>اسناد انقلاب اسلامی، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ج۳، ص۱۰۳ و ۱۰۷.</ref> این عالم بزرگ با سخنرانی‌های خود در آگاهی مردم تبریز نقش اساسی داشت.
+
  
==مبارزه با انجمن‌های ایالتی و ولایتی==
+
در سال دهم هجرت، اَسْوَد عَنْسی (متوفی سال ۱۱) ادعای پیغمبری کرد و سر به شورش برداشت و قبیله مذحج از او پیروی کردند. چون کار اسود عنسی بالا گرفت و بر سراسر یمن مسلط شد، خالد بن سعید را از منطقۀ تحت حکومت خود بیرون راند.<ref>رجوع کنید به ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۳۳۷.</ref>
با تصویب [[انجمن‌های ایالتی و ولایتی]] و تبدیل «قسم به [[قرآن]]» به «قسم به کتاب آسمانی» و دخالت زنان در انتخابات و حذف قید [[اسلام]]، آیت‌الله بادکوبه‌ای در کنار جامعه روحانیت [[آذربایجان (استان)|آذربایجان]] در تاریخ ۱۲ آبان ۱۳۴۱، با ارسال تلگرافی به آیت‌الله [[سید محمد بهبهانی]] خواستار لغو این تصویب‌نامه شد.
+
  
==مبارزه با اسرائیل==
 
{{جعبه نقل قول| عنوان = اعلامیه علمای [[تبریز]] از جمله آیت الله بادکوبه‌ای در حمایت از آوارگان [[فلسطین|فلسطینی]]|:«برادران ایمانی، به منظور کمک به برادران مسلمان آسیب دیده، بازماندگان مقتولین در راه دفاع از حریم مقدس اسلام که از طرف حضرات آیات عظام و مراجع تقلید که اعلام فرموده‌اند، امید است اهالی محترم آذربایجان از مساعدت دریغ نفرموده از کمک به برادران اسلامی به حساب شماره یک بانک صادرات شعبه قم از تادیه وجه خودداری نفرمایند که عند الله مأجور خواهند شد.»|تاریخ بایگانی|| منبع = <small>جلوه محراب، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ص۲۱۴</small>| تراز = چپ| عرض = ۲۳۰px| رنگ پس‌زمینه =#ffeebb| اندازه خط = ۱۲px| گیومه نقل‌قول =| تراز منبع = چپ}}
 
  
پس از جنگ شش روزه بین اعراب و اسرائیل در خرداد سال ۱۳۴۶ شمسی، آیت‌الله بادکوبه‌ای تلاش و فعالیت بر ضد اسرائیل را آغاز کرد. در این زمینه از سوی علمای [[قم]] اعلامیه‌ای در حمایت از اعراب و لزوم جمع آوری کمک‌های مادی برای آسیب دیدگان و آوارگان [[فلسطین|فلسطینی]] صادر شد. آیت‌الله بادکوبه‌ای همراه آیات عظام [[سید ابوالفضل خسروشاهی]]، [[سید مرتضی مستنبط غروی]]، [[سید کاظم موسوی شبستری]] و شهید [[سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی]]، با صدور اعلامیه‌ای در [[تبریز]]، برای کمک به آوارگان مسلمان فلسطینی مساعدت و یاری خواستند.<ref>جلوه محراب، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ص۲۱۴.</ref>
+
==پس از پیامبر(ص) ==
 +
===عدم همکاری با خلفاء===
 +
پس از وفات پیامبراکرم (ص)، خالد بن سعید و برادرانش، [[ابان بن سعید|اَبان]] و عمرو، که یکی عامل پیامبر (ص) در [[بحرین]]، و دیگری در تَیماء و خیبر بودند، به مدینه بازگشتند و گفتند که پس از رسول خدا (ص) برای کسی کار نمی‌کنند.<ref>ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفةالأصحاب، ج۲، ص۴۲۲ـ۴۲۳.</ref>
  
==اخلاق==
+
===مخالفت با شورای سقیفه===
آیت‌الله بادکوبه‌ای برای [[مراجع تقلید]] و عالمان، علاقه و احترام خاصی قائل بود و از آنان تجلیل می‌نمود. همیشه از حاج میرزا [[فتاح شهیدی]] یاد می‌کرد و می‌فرمود: «تبریز بعد از آیت‌ الله العظمی حاج [[میرزا صادق آقا تبریزی|میرزا صادق آقا مجتهد]] یک [[مجتهد]] دیده است و آن هم آقا میرزا فتاح است و بس.»
+
{{اصلی|واقعه سقیفه بنی ساعده}}
 +
خالد بن سعید که پس از ماجرای [[سقیفه]] و انتخاب ابوبکر به [[خلافت]]، به مدینه رسیده بود، جزو دوازده نفری بود که از [[بیعت]] کردن با ابوبکر خودداری کردند.<ref>یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۲۴، ۱۲۶؛ ابن بابویه، کتاب الخصال، ص۴۶۱.</ref> برادرش ابان نیز در این امر با او همراهی نمود. خالد بن سعید گفته بود که «‌ما از [[بنی هاشم]] تبعیت خواهیم کرد‌».<ref>یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۳۳؛ ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۸.</ref> وی که قائل به خلافت علی بن ابی طالب (ع) بود، قصد بیعت با او کرد و به آن حضرت گفت «‌به خدا سوگند هیچ کس در میان مردم شایسته‌تر از تو برای جانشینی پیامبر نیست‌».<ref>یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۲۴، ۱۲۶؛ قس ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۷.</ref>
  
همچنین با آیت‌الله شهید [[سید محمد علی قاضی طباطبایی]] رفیق بود. هر وقت او از تبعید برمی‌گشت دو ـ سه روز به بعد به منزل بادکوبه‌ای می‌رفت و ساعت‌ها با هم در خلوت صحبت می‌کردند.<ref>زندگی نامه دست‌نوشت داماد آیت‌الله بادکوبه‌ای</ref>
+
پس از آنکه علی (ع) با ابوبکر بیعت کرد،<ref>رجوع کنید به یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۲۶.</ref> بنی هاشم و دیگر هواخواهان آن حضرت نیز همچون خالد بن سعید با ابوبکر بیعت کردند.<ref>ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۸؛ قس ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۷، که گفته است خالد بن سعید پس از سه ماه با ابوبکر بیعت کرد؛ طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص:۳۸۷ دو ماه.</ref>
  
==نماز و منبر==
+
===کینه عمر از خالد===
آیت‌الله بادکوبه‌ای در کنار کارهای سیاسی، علمی و اجتماعی، صبح و شام در مسجد «ویجویه» (ورجی)، و ظهر‌ها در مسجد بازار کفاشان<ref>هم اکنون هر دو مسجد به نام ایشان معروف است.</ref> [[نماز جماعت]] اقامه می‌کرد.<ref>خاطرات فقیه اخلاقی آیت‌الله احمدی میانجی، ص۱۳۳.</ref> روزهای جمعه [[منبر]] می‌رفت و [[قرآن]] را در دست گشوده و از روی آن می‌خواند و تفسیر و موعظه می‌کرد. خود می‌گریست و دیگران را می‌گریاند.<ref>نامداران تاریخ، میرزا عمران علیزاده، ج۲، ص۳۴۱.</ref>
+
خودداری خالد بن سعید از بیعت با ابوبکر بیش از آنکه بر ابوبکر گران آید، بر [[عمر بن خطاب|عمر]] گران آمده بود و بعدها در موارد مختلف، عمر با استناد بر این سابقه، با خالد بن سعید مخالفت می‌کرد. از جمله در سال ۱۳ق، هنگامی که ابوبکر تصمیم گرفت سپاه اسلام را به [[شام]] بفرستد، خالد بن سعید را به فرماندهی لشکر مسلمانان گمارد و پرچم را به او داد، اما عمر بیعت نکردن خالد و سخنان وی را در مخالفت با ابوبکر، به او یادآوری کرد و بر عزل خالد اصرار نمود. ابوبکر نیز خالد بن سعید را قبل از حرکت سپاه عزل کرد. خالد بن سعید با مناعت طبع پرچم را پس داد و گفت:
 +
::به خدا ولایت شما مرا مسرور نکرد و نیز عزل شدن از سوی شما، مرا ناراحت نساخت‌.<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۷؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۳۳؛ طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۳۸۷ـ۳۸۸؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۶، ص۷۹ـ۸۰؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۴۰۲.</ref>
  
==شاگردان و آثار==
+
===جنگ با رومیان===
آیت‌الله بادکوبه‌ای علاوه بر تربیت شاگردانی چون: آیت‌الله [[سید مهدی دروازه‌ای]]<ref>نامداران تاریخ، میرزا عمران علیزاده، ج۲، ص۲۸۳.</ref> و استاد میرزا [[عمران علیزاده]]<ref>نامداران تاریخ، میرزا عمران علیزاده، ج۲، ص۲۸۳.</ref> و حاجی میرزا [[علی اکبر برازنده]]، آثاری نیز به جای گذاشته است که از جمله آن‌ها می‌توان به حاشیه بر [[عروه الوثقی]] و حاشیه بر [[شرح تجرید]] [[علامه حلی]] اشاره کرد که هنوز به چاپ نرسیده‌اند.<ref>زندگی نامه دست‌نوشت داماد آیت‌الله بادکوبه‌ای</ref>
+
با این حال، ابوبکر به وی مأموریت داد تا در تیماء، از شهرهای شام، مستقر شود و اعراب اطراف را برای جنگ گرد آورد و فقط کسانی را بپذیرد که [[مرتد]] نشده باشند و جز با کسانی که به جنگ وی آیند، جنگ نکند.<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۳۸۸؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۴۰۲.</ref> عدۀ بسیاری گرد خالد جمع شدند. خبر آمادگی و اردوی او به رومیان رسید. رومیان از اعراب شام، از قبایل بَهراء، سلیح، تنوخ، غسان، کلب و لخم و جذام، کسانی را برای جنگ با او آماده کردند.
  
==کتابخانه==
+
خالد بن سعید نامه‌ای در این باره به ابوبکر نوشت. ابوبکر هم دستور داد که با احتیاط پیشروی کند. خالد بن سعید حمله کرد و آن قبایل را پراکنده ساخت و در محل قبایل اردو زد و همۀ افراد قبایل به اسلام گرویدند. یکی از سرداران روم به نام باهان به جنگ با خالد بن سعید پرداخت. در این جنگ، عده‌ای از رومیان کشته و بقیه منهزم گشتند. خالد بن سعید از ابوبکر مدد خواست. ابوبکر نیز لشکری به فرماندهی [[ذوالکلاع]] و [[عکرمه بن ابی جهل|عِکرمةبن ابی جهل]] به کمک او فرستاد. [[ولید بن عقبه|ولیدبن عُقبه]] نیز با لشکر خود وی را یاری کرد.<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۳۸۸ـ۳۸۹، ۳۹۱؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۴۰۲ـ۴۰۳.</ref>
آیت‌الله بادکوبه‌ای کتابخانه بزرگی داشت که حاوی کتاب‌های نفیس چاپی و خطی بود. بنابر وصیتش همه کتاب‌های او به [[کتابخانه آیت الله مرعشی]] در [[قم]] انتقال یافت و در آنجا نگهداری می‌شود.<ref>زندگی نامه دست‌نوشت داماد آیت‌الله بادکوبه‌ای</ref>
+
  
==وفات==
+
==شهادت==
آیت‌الله سیدمحمد بادکوبه‌ای، روز سه شنبه، [[۸ جمادی‌الثانی|۸ جمادی الثانی]] [[سال ۱۳۸۹ هجری قمری|سال ۱۳۸۹ قمری]] برابر با اول مرداد ۱۳۴۸ شمسی وفات یافت. پیکر وی پس از تشییع، در وادی رحمت شهرستان تبریز به خاک سپرده شد.<ref>زندگی نامه دست‌نوشت داماد آیت‌الله بادکوبه‌ای</ref>
+
در مورد محل و زمان شهادت خالد بن سعید چند روایت تاریخی وجود دارد. طبق روایتی او در [[جنگ اجنادین|جنگ اَجنادَین/ اَجنادین]] با رومیان و اهالی شام (سال ۱۳ق)، در زمان حیات ابوبکر به [[شهادت]] رسید.<ref>ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفةالأصحاب، ج۲، ص۴۲۲؛ ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۸؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۳۲۹.</ref> بنابه روایت دیگر، او در [[جنگ مرج الصفر|جنگ مَرْج الصُّفَّر]] در شام شهید شده است. این جنگ در آغاز خلافت عمر در سال ۱۴ق، و به قولی در زمان ابوبکر در سال ۱۳ق، روی داد.<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۹؛ ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفةالأصحاب، ج۲، ص۴۲۲؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۲۳۸ـ۲۳۹.</ref>
 +
 
 +
طبق روایتی دیگر، در واقعۀ مرج الصّفّر فقط پسر خالد شهید شد و خالد خود از معرکه گریخت. به این شرح که چون خالد با رومیان نبرد کرد و در تعقیب باهان تا مرج الصّفّر در نزدیکی دمشق پیش رفت، در محاصرۀ سپاه باهان افتاد. باهان حمله کرد و سعید پسر خالد را با گروهی که به همراه داشت، کشت. خالد چون این خبر را شنید، گریخت و تا ذی المَرْوَه عقب رفت و ابوبکر دستور داد همانجا بمانند تا بعدآ به کار آنان رسیدگی کنند.<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۳۹۱؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۴۰۵.</ref> روایات دربارۀ تاریخ و تقدم و تأخر جنگ‌های اجنادین و مرج الصّفّر و یرموک متفاوت است.<ref>ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۸.</ref> ابن قتیبه مرگ خالد را در [[جنگ یرموک]] نوشته است.<ref>ابن قتیبه، ص ۲۹۶.</ref>
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
{{پانویس|2}}
+
{{پانویس|اندازه=ریز|3}}
 +
 
 +
==منابع ==
 +
{{ستون-شروع|2}}
 +
* ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، چاپ محمدابراهیم بنا، محمداحمد عاشور و محمود عبدالوهاب فاید، بیروت، ۱۹۷۰؛
 +
* همو، الکامل فی التاریخ، بیروت: دار صادر- دار بیروت، ۱۳۸۵ ق؛
 +
* ابن بابویه، کتاب الخصال، چاپ علی اکبر غفاری، قم ۱۴۰۳ / ۱۳۶۲ش؛
 +
* ابن حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابه، چاپ علی محمد بجاوی، بیروت ۱۴۱۲ /۱۹۹۲؛
 +
* ابن سعد، الطبقات الکبری، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۴۰۵ /۱۹۸۵؛
 +
* یوسف بن عبداللّه ابن عبدالبر القرطبی، الاستیعاب فی معرفةالأصحاب، تحقیق: علی محمد البجاوی، بیروت، دار الجیل، چاپ اول، ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
 +
* الاصحاب، چاپ علی محمد بجاوی، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲؛
 +
* ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۵؛
 +
* سیدمحمدمهدی بحرالعلوم، رجال السید بحرالعلوم، الفوائد الرجالیه، تهران ۱۳۶۳ش؛
 +
* بلاذری، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوس عظم، دمشق ۱۹۹۹؛
 +
* ابوعبداللّه محمدبن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، قاهره ۱۳۵۷ /۱۹۳۸؛
 +
* طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوك، تاریخ الطبری، تحقیق، محمد ابو الفضل ابراهیم‏،بیروت، روائع التراث العربی‏،۱۳۸۷ق‏؛
 +
* ابوجعفرمحمدبن حسن طوسی، رجال الطوسی، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم ۱۴۱۵؛
 +
* یعقوبی، تاریخ یعقوبی، دار صادر، بیروت.
 +
{{پایان}}
 +
 
 +
==پیوند به بیرون==
 +
* منبع مقاله: [http://rch.ac.ir/article/Details/8327 دانشنامه جهان اسلام]
  
==منابع==
+
{{صحابه}}
* منبع اصلی: [http://www.andisheqom.com/public/application/index/viewData?c=9646&t=article سایت اندیشه قم، زندگی‌نامه سيد محمد بادکوبه‌ای]
+
  
{{قفقاز}}
+
[[en:Khalid b. Sa'id]]

نسخهٔ ‏۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۱۴

الگو:جعبه اطلاعات صحابه

خالد بن سعید بن عاص بن امیة بن عبدشمس، از نخستین ایمان آورندگان به اسلام واز جمله کاتبان و منشیان پیامبر (ص). وی کارگزار پیامبر(ص) در یمن بود و پس از وفات .ایشان، از این کار کنار کشید و حاضر به همکاری با خلفاء نشد. خالد بن سعید جزء دوازده نفری بود که با ابوبکر بیعت نکرد و این عاملی بود تا خلیفه دوم علیه او موضع‌گیری کند. در مورد زمان و محل شهادت او در میان مورخان اختلاف است.

نسب

وی از قریش و کنیه‌اش ابوسعید بود.[۱] پدرش معروف به ابواُحَیحَة، از بزرگان مکه و از مخالفان شدید پیامبر (ص) بود که تا پایان عمر، اسلام نیاورد.[۲] مادرش، لبینة معروف به امّ‌خالد، دختر خَبّاب/ حباب بن عبدیالیل بن ناشب از مردم ثَقیف بود.[۳]

در نظر شیعه

در کتب رجال، خالد بن سعید را در زمره اصحاب رسول خدا (ص) ذکر کرده‌اند و شیخ طوسی در رجال خود از او یاد کرده است.[۴] از خالد بن سعید به نجیب بنی امیه‌ یاد شده است.[۵]

اسلام آوردن

خالد بن سعید قبل از برادرانش اسلام آورد.[۶] در زمان دعوت پنهانی پیامبر (ص) به اسلام گروید و وی را سومین، چهارمین یا پنجمین مسلمان دانسته‌اند.[۷]

رؤیای صادقه

سبب اسلام آوردن خالد بن سعید را چنین نقل کرده‌اند که او در خواب دید بر لبۀ پرتگاهی مشرف بر آتش قرار دارد و پدرش سعی دارد او را در آن افکند، در آن حال پیامبر(ص) او را کنار کشید و از افتادن در آتش نجات داد. خالد بن سعید رؤیای خویش را صادقه یافت و آن را برای ابوبکر بازگو کرد و به توصیۀ ابوبکر به اسلام راغب گشت. وی در اَجیاد نزد پیامبر (ص) حاضر شد و اسلام آورد.[۸]

تحمل آزارها

هنگامی که سعید بن عاص ــ که از مخالفان سرسخت پیامبر بودــ از مسلمان شدن پسرش آگاهی یافت، خالد را بسیار سرزنش کرد، به وی ناسزا گفت و او را به شدت کتک زد، به گونه‌ای که عصای خود را بر سرش شکست و حتی صحبت کردن با او را برای خانواده‌اش منع کرد. پس از آن، خالد نزد پیامبر (ص) رفت و ملازم وی شد.‌ گاه نیز به تنهایی در اطراف مکه نماز می‌گزارد. چون خالد بن سعید در تصدیق پیامبر (ص) و پیروی از او اصرار ورزید، پدرش او را حبس کرد و او را سه روز در آفتاب سوزان مکه نگه داشت. خالد از زندان پدر گریخت و در نواحی اطراف مکه مخفی شد.[۹]

هجرت

نوشتار اصلی: هجرت به حبشه

با شدت گرفتن آزار و اذیت کافران، خالد بن سعید همراه عده‌ای از مسلمانان و به دستور پیامبر (ص) به سرزمین حبشه مهاجرت کرد. باتوجه به اینکه مسلمانان در دو نوبت به سرزمین حبشه مهاجرت کردند، در مورد زمان مهاجرت خالد بن سعید بین مورخان اختلاف است. بیشتر مورخان[۱۰] مهاجرت او را در نوبت دوم (یعنی در سال پنجم بعثت) و برخی دیگر در نوبت اول[۱۱] دانسته‌اند.

خالد بن سعید همسر خود هُمَینَه/ اُمَیمه/ امینه، دختر خلف بن اسعد خزاعی، را نیز به همراه خود به حبشه برد. پسر او به نام سعید و دخترش به نام اَمَه (امّ خالد) در حبشه متولد و بزرگ شدند و بعدها، امه به ازدواج زبیر بن عوام درآمد.[۱۲]

خالد بن سعید در سال هفتم هجرت همراه دیگر مهاجران حبشه به سرزمین حجاز بازگشت و در خیبر (در پایان جنگ خیبر) به حضور پیامبر (ص) رسید. پیامبر (ص) از آنان استقبال کرد و بسیار اظهار خشنودی نمود و به وی و دیگر مهاجران حبشه، با اینکه در جنگ شرکت نداشتند، از غنایم خیبر سهم داد. خالد بن سعید سپس همراه پیامبر (ص) و دیگر مسلمانان به مدینه وارد شد.[۱۳]

همراهی با پیامبر(ص)

کتابت

مورخان خالد بن سعید را از جمله کاتبان و منشیان پیامبر نام برده‌اند.[۱۴] او در مکه و پیش از هجرت برای پیامبر کتابت می‌کرد. گفته شده است که وی نخستین کسی بود که عبارت «‌بسم اللّه الرحمن الرحیم‌» را نوشت.[۱۵] پس از هجرت نیز در مدینه، نامۀ پیامبر برای اهل طائف و نمایندگان آنان را نوشت و به هیئت نمایندگی ثقیف داد. وی همچنین در مدینه در مذاکرات صلح بین پیامبر و آنان وساطت کرد تا آنکه این هیئت مسلمان شدند.[۱۶]

مبارزه با مرتدین

خالد بن سعید پس از بازگشت از حبشه همراه رسول خدا (ص) و دیگر مسلمانان در حج عمرةالقضا، فتح مکه، و غزوات حنین، طائف و تبوک حضور یافت.[۱۷] خالد در مأموریت‌هایی که پیامبر (ص) به وی می‌داد شرکت فعال داشت، از جمله هنگامی که عمروبن مَعْدی کرِب مرتد شد و سر به شورش برداشت، پیامبر(ص)، علی بن ابی طالب (ع) را به همراه سپاهی از مهاجران از جمله خالد بن سعید که پیشاهنگ سپاه بود، به سوی عمرو و قوم او فرستاد. پس از سرکوبی شورشیان و فرار عمروبن معدی کرب، علی بن ابی طالب (ع) خالد را برای اخذ صدقات (مالیات زکات)، همانجا گمارد و به او فرمان داد که هرکس از فراریان مراجعت نمود و ایمان آورد او را امان دهد. بعد از بازگشت علی (ع)، عمروبن معدی کرب نزد خالد بن سعید رفت و دوباره مسلمان شد.[۱۸]

وکیل پیامبر(ص) در حبشه

در بعضی روایات آمده است که خالد بن سعید در حبشه وکیل عقد نکاح ام حبیبه، از زنان پیامبر (ص)، بوده[۱۹]، که این نشان دهندۀ جایگاه و مقام خالد بن سعید نزد پیامبر است.

عامل پیامبر(ص) در یمن

در اواخر عمر پیامبر (ص)، پس از مرگ باذان/ باذام، امیر ایرانی و مسلمان یمن، پیامبر(ص)، خالد بن سعید را حاکم منطقه مابین نجران و زُبید در نمود.[۲۰] این انتصاب ظاهراً در سال دهم هجرت صورت گرفته است، زیرا در این سال فَروَةبن مُسَیک مرادی همراه هیئتی در مدینه به حضور پیامبر اکرم (ص) رسید و رسول خدا ضمن آنکه وی را بر قومش (مراد) و بر زبید و قبیله مَذْحِج امارت و ریاست داد، خالد بن سعید بن عاص را نیز به عنوان عامل خود برای گردآوری صدقات، همراه وی به یمن فرستاد.[۲۱]

خالد بن سعید بنابه روایتی، از سوی پیامبر (ص) مأمور گردآوری مالیات یمن و به قولی مأمور مالیات مذحج و عامل صنعا گردید، که در هر صورت، تا زمان وفات پیامبر (ص) عامل یمن باقی ماند.[۲۲]

در سال دهم هجرت، اَسْوَد عَنْسی (متوفی سال ۱۱) ادعای پیغمبری کرد و سر به شورش برداشت و قبیله مذحج از او پیروی کردند. چون کار اسود عنسی بالا گرفت و بر سراسر یمن مسلط شد، خالد بن سعید را از منطقۀ تحت حکومت خود بیرون راند.[۲۳]


پس از پیامبر(ص)

عدم همکاری با خلفاء

پس از وفات پیامبراکرم (ص)، خالد بن سعید و برادرانش، اَبان و عمرو، که یکی عامل پیامبر (ص) در بحرین، و دیگری در تَیماء و خیبر بودند، به مدینه بازگشتند و گفتند که پس از رسول خدا (ص) برای کسی کار نمی‌کنند.[۲۴]

مخالفت با شورای سقیفه

نوشتار اصلی: واقعه سقیفه بنی ساعده

خالد بن سعید که پس از ماجرای سقیفه و انتخاب ابوبکر به خلافت، به مدینه رسیده بود، جزو دوازده نفری بود که از بیعت کردن با ابوبکر خودداری کردند.[۲۵] برادرش ابان نیز در این امر با او همراهی نمود. خالد بن سعید گفته بود که «‌ما از بنی هاشم تبعیت خواهیم کرد‌».[۲۶] وی که قائل به خلافت علی بن ابی طالب (ع) بود، قصد بیعت با او کرد و به آن حضرت گفت «‌به خدا سوگند هیچ کس در میان مردم شایسته‌تر از تو برای جانشینی پیامبر نیست‌».[۲۷]

پس از آنکه علی (ع) با ابوبکر بیعت کرد،[۲۸] بنی هاشم و دیگر هواخواهان آن حضرت نیز همچون خالد بن سعید با ابوبکر بیعت کردند.[۲۹]

کینه عمر از خالد

خودداری خالد بن سعید از بیعت با ابوبکر بیش از آنکه بر ابوبکر گران آید، بر عمر گران آمده بود و بعدها در موارد مختلف، عمر با استناد بر این سابقه، با خالد بن سعید مخالفت می‌کرد. از جمله در سال ۱۳ق، هنگامی که ابوبکر تصمیم گرفت سپاه اسلام را به شام بفرستد، خالد بن سعید را به فرماندهی لشکر مسلمانان گمارد و پرچم را به او داد، اما عمر بیعت نکردن خالد و سخنان وی را در مخالفت با ابوبکر، به او یادآوری کرد و بر عزل خالد اصرار نمود. ابوبکر نیز خالد بن سعید را قبل از حرکت سپاه عزل کرد. خالد بن سعید با مناعت طبع پرچم را پس داد و گفت:

به خدا ولایت شما مرا مسرور نکرد و نیز عزل شدن از سوی شما، مرا ناراحت نساخت‌.[۳۰]

جنگ با رومیان

با این حال، ابوبکر به وی مأموریت داد تا در تیماء، از شهرهای شام، مستقر شود و اعراب اطراف را برای جنگ گرد آورد و فقط کسانی را بپذیرد که مرتد نشده باشند و جز با کسانی که به جنگ وی آیند، جنگ نکند.[۳۱] عدۀ بسیاری گرد خالد جمع شدند. خبر آمادگی و اردوی او به رومیان رسید. رومیان از اعراب شام، از قبایل بَهراء، سلیح، تنوخ، غسان، کلب و لخم و جذام، کسانی را برای جنگ با او آماده کردند.

خالد بن سعید نامه‌ای در این باره به ابوبکر نوشت. ابوبکر هم دستور داد که با احتیاط پیشروی کند. خالد بن سعید حمله کرد و آن قبایل را پراکنده ساخت و در محل قبایل اردو زد و همۀ افراد قبایل به اسلام گرویدند. یکی از سرداران روم به نام باهان به جنگ با خالد بن سعید پرداخت. در این جنگ، عده‌ای از رومیان کشته و بقیه منهزم گشتند. خالد بن سعید از ابوبکر مدد خواست. ابوبکر نیز لشکری به فرماندهی ذوالکلاع و عِکرمةبن ابی جهل به کمک او فرستاد. ولیدبن عُقبه نیز با لشکر خود وی را یاری کرد.[۳۲]

شهادت

در مورد محل و زمان شهادت خالد بن سعید چند روایت تاریخی وجود دارد. طبق روایتی او در جنگ اَجنادَین/ اَجنادین با رومیان و اهالی شام (سال ۱۳ق)، در زمان حیات ابوبکر به شهادت رسید.[۳۳] بنابه روایت دیگر، او در جنگ مَرْج الصُّفَّر در شام شهید شده است. این جنگ در آغاز خلافت عمر در سال ۱۴ق، و به قولی در زمان ابوبکر در سال ۱۳ق، روی داد.[۳۴]

طبق روایتی دیگر، در واقعۀ مرج الصّفّر فقط پسر خالد شهید شد و خالد خود از معرکه گریخت. به این شرح که چون خالد با رومیان نبرد کرد و در تعقیب باهان تا مرج الصّفّر در نزدیکی دمشق پیش رفت، در محاصرۀ سپاه باهان افتاد. باهان حمله کرد و سعید پسر خالد را با گروهی که به همراه داشت، کشت. خالد چون این خبر را شنید، گریخت و تا ذی المَرْوَه عقب رفت و ابوبکر دستور داد همانجا بمانند تا بعدآ به کار آنان رسیدگی کنند.[۳۵] روایات دربارۀ تاریخ و تقدم و تأخر جنگ‌های اجنادین و مرج الصّفّر و یرموک متفاوت است.[۳۶] ابن قتیبه مرگ خالد را در جنگ یرموک نوشته است.[۳۷]

پانویس

  1. بلاذری، انساب الاشراف، ج۵، ص۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۴.
  2. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۵ـ۹۶؛ ابن عبدالبّر، الاستیعاب فی معرفةالأصحاب، ج۲، ص۴۲۴.
  3. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۴؛ ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۷.
  4. طوسی، رجال، ص۲۴.
  5. بحرالعلوم، رجال، ج۲، ص۳۲۵.
  6. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۴؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۶، ص۶۹.
  7. رجوع کنید به ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۵ـ۹۶؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۳.
  8. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۴.
  9. رجوع کنید به ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۵ـ۹۶؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۶، ص۷۰ـ۷۲؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۲۳۶.
  10. همانجاها
  11. رجوع کنید به ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۵ـ۹۶؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۶، ص۷۰ـ۷۲؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۲۳۶.
  12. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۴، ۹۷؛ ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۸؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۲۳۶.
  13. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۶؛ ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفةالأصحاب، ج۲، ص۴۲۱.
  14. جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، ص۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۳۱۳.
  15. ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفةالأصحاب، ج۲، ص۴۲۱.
  16. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۶.
  17. ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفةالأصحاب، ج۲، ص۴۲۱.
  18. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۳۳۷.
  19. رجوع کنید به ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۳۰۸ـ۳۰۹.
  20. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۳۳۶.
  21. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۲۹۶ـ۲۹۷.
  22. رجوع کنید به ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۲۹۷؛ همو، ۱۹۷۰، ج۲، ص۹۸؛ نیز رجوع کنید به ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۶؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۷۶؛ ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفةالأصحاب، ج۲، ص۴۲۱.
  23. رجوع کنید به ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۳۳۷.
  24. ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفةالأصحاب، ج۲، ص۴۲۲ـ۴۲۳.
  25. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۲۴، ۱۲۶؛ ابن بابویه، کتاب الخصال، ص۴۶۱.
  26. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۳۳؛ ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۸.
  27. یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۲۴، ۱۲۶؛ قس ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۷.
  28. رجوع کنید به یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۲۶.
  29. ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۸؛ قس ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۷، که گفته است خالد بن سعید پس از سه ماه با ابوبکر بیعت کرد؛ طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص:۳۸۷ دو ماه.
  30. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۷؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۳۳؛ طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۳۸۷ـ۳۸۸؛ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۶، ص۷۹ـ۸۰؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۴۰۲.
  31. طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۳۸۸؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۴۰۲.
  32. طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۳۸۸ـ۳۸۹، ۳۹۱؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۴۰۲ـ۴۰۳.
  33. ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفةالأصحاب، ج۲، ص۴۲۲؛ ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۸؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۳۲۹.
  34. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۹۹؛ ابن عبدالبرّ، الاستیعاب فی معرفةالأصحاب، ج۲، ص۴۲۲؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۲۳۸ـ۲۳۹.
  35. طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۳۹۱؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۴۰۵.
  36. ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۹۸.
  37. ابن قتیبه، ص ۲۹۶.

منابع

الگو:ستون-شروع

  • ابن اثیر، اسدالغابه فی معرفة الصحابه، چاپ محمدابراهیم بنا، محمداحمد عاشور و محمود عبدالوهاب فاید، بیروت، ۱۹۷۰؛
  • همو، الکامل فی التاریخ، بیروت: دار صادر- دار بیروت، ۱۳۸۵ ق؛
  • ابن بابویه، کتاب الخصال، چاپ علی اکبر غفاری، قم ۱۴۰۳ / ۱۳۶۲ش؛
  • ابن حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابه، چاپ علی محمد بجاوی، بیروت ۱۴۱۲ /۱۹۹۲؛
  • ابن سعد، الطبقات الکبری، چاپ احسان عباس، بیروت ۱۴۰۵ /۱۹۸۵؛
  • یوسف بن عبداللّه ابن عبدالبر القرطبی، الاستیعاب فی معرفةالأصحاب، تحقیق: علی محمد البجاوی، بیروت، دار الجیل، چاپ اول، ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
  • الاصحاب، چاپ علی محمد بجاوی، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲؛
  • ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۵؛
  • سیدمحمدمهدی بحرالعلوم، رجال السید بحرالعلوم، الفوائد الرجالیه، تهران ۱۳۶۳ش؛
  • بلاذری، انساب الاشراف، چاپ محمود فردوس عظم، دمشق ۱۹۹۹؛
  • ابوعبداللّه محمدبن عبدوس جهشیاری، کتاب الوزراء و الکتاب، قاهره ۱۳۵۷ /۱۹۳۸؛
  • طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوك، تاریخ الطبری، تحقیق، محمد ابو الفضل ابراهیم‏،بیروت، روائع التراث العربی‏،۱۳۸۷ق‏؛
  • ابوجعفرمحمدبن حسن طوسی، رجال الطوسی، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم ۱۴۱۵؛
  • یعقوبی، تاریخ یعقوبی، دار صادر، بیروت.

</div>

پیوند به بیرون

الگو:صحابه

en:Khalid b. Sa'id