عذاب قوم حضرت شعیب(ع) در اثر انحراف اقتصادی: تفاوت بین نسخهها
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
|||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۱ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | <div class="head1"> عذاب قوم حضرت شعیب(ع) در اثر انحراف اقتصادی </div> | |
| − | + | نویسنده: محمد اسماعیل نوری<br/> | |
| − | + | ||
| − | نویسنده: | + | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ==آیات مرتبط با رخدادها== | |
| − | آیات مرتبط با رخدادها | + | |
یکی از حوادث مرتبط با آیات که در ماه ربیع الثانی رخ داده، نزول عذاب الهی بر قوم حضرت شعیب(ع) است که در دوازدهم این ماه اتفاق افتاده.<ref>تقویم حدیثی نور علی نور، علی رضا رضازاده ساعی، سال ۱۳۹۱ ش، صفحه مربوط به ربیع الثانی.</ref> | یکی از حوادث مرتبط با آیات که در ماه ربیع الثانی رخ داده، نزول عذاب الهی بر قوم حضرت شعیب(ع) است که در دوازدهم این ماه اتفاق افتاده.<ref>تقویم حدیثی نور علی نور، علی رضا رضازاده ساعی، سال ۱۳۹۱ ش، صفحه مربوط به ربیع الثانی.</ref> | ||
داستان تبلیغ و مبارزات حضرت شعیب(ع) در سورههای اعراف (۸۵ ـ ۹۳)، هود (۸۴ ـ ۹۴)، شعراء (۱۷۶ ـ ۱۸۹) و عنکبوت (۳۶ و ۳۷) آمده است. در این مقاله، خلاصة داستان این پیامبر بزرگ و سرانجام قوم او بر اساس آیات سورة هود به صورت مختصر بیان میشود و به خاطر اختصار، از تفسیر کامل آیات مذکور خودداری میگردد.<br/> | داستان تبلیغ و مبارزات حضرت شعیب(ع) در سورههای اعراف (۸۵ ـ ۹۳)، هود (۸۴ ـ ۹۴)، شعراء (۱۷۶ ـ ۱۸۹) و عنکبوت (۳۶ و ۳۷) آمده است. در این مقاله، خلاصة داستان این پیامبر بزرگ و سرانجام قوم او بر اساس آیات سورة هود به صورت مختصر بیان میشود و به خاطر اختصار، از تفسیر کامل آیات مذکور خودداری میگردد.<br/> | ||
| − | + | ==معرفی حضرت شعیب(ع)== | |
حضرت شعیب(ع)، از نوادگان حضرت ابراهیم خلیل(ع) و لوط(ع)<ref>بحار الأنوار، مجلسی، مؤسسة الوفاء، بیروت، چاپ سال ۱۴۰۴ ق، ج۱۲، ص ۳۷۵ و ۳۷۶.</ref> است و یکی از پیامبران بزرگ عرب زبان بوده که<ref>در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: «لَمْ یَبْعَثِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الْعَرَبِ إِلَّا خَمْسَةً هُوداً وَ صَالِحاً وَ إِسْمَاعِیلَ وَ شُعَیْباً وَ مُحَمَّداً خَاتَمَ النَّبِیِّینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ وَ کَانَ شُعَیْبٌ بَکَّاءً»، (بحار الأنوار، ج۱۲، ص۳۸۲، ح ۶).</ref> در قرآن کریم از او به عظمت یاد شده است و موسی کلیم الله ده سال به او خدمت کرده و با دختر او [[ازدواج]] نموده است.<ref>قصص / ۲۳ ـ ۲۸.</ref> | حضرت شعیب(ع)، از نوادگان حضرت ابراهیم خلیل(ع) و لوط(ع)<ref>بحار الأنوار، مجلسی، مؤسسة الوفاء، بیروت، چاپ سال ۱۴۰۴ ق، ج۱۲، ص ۳۷۵ و ۳۷۶.</ref> است و یکی از پیامبران بزرگ عرب زبان بوده که<ref>در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: «لَمْ یَبْعَثِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الْعَرَبِ إِلَّا خَمْسَةً هُوداً وَ صَالِحاً وَ إِسْمَاعِیلَ وَ شُعَیْباً وَ مُحَمَّداً خَاتَمَ النَّبِیِّینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ وَ کَانَ شُعَیْبٌ بَکَّاءً»، (بحار الأنوار، ج۱۲، ص۳۸۲، ح ۶).</ref> در قرآن کریم از او به عظمت یاد شده است و موسی کلیم الله ده سال به او خدمت کرده و با دختر او [[ازدواج]] نموده است.<ref>قصص / ۲۳ ـ ۲۸.</ref> | ||
او در عین حال که سخنوری بلیغ و توانا بود، به حدی که به عنوان «خطیب الانبیاء» لقب گرفته است، از محبت خدا زیاد گریه میکرد. در روایتی از خاتم الانبیاء محمد(ص) نقل شده است:<br/> | او در عین حال که سخنوری بلیغ و توانا بود، به حدی که به عنوان «خطیب الانبیاء» لقب گرفته است، از محبت خدا زیاد گریه میکرد. در روایتی از خاتم الانبیاء محمد(ص) نقل شده است:<br/> | ||
| سطر ۲۶: | سطر ۱۳: | ||
در مقدار عمر این پیامبر بزرگ، اقوال مختلف نقل شده است. در روایتی از «ابن عباس» نقل شده است که حضرت شعیب(ع) ۲۴۲ سال عمر کرد.<ref>بحار الأنوار، ج۱۲، ص۳۸۷، ح ۱۳.</ref> | در مقدار عمر این پیامبر بزرگ، اقوال مختلف نقل شده است. در روایتی از «ابن عباس» نقل شده است که حضرت شعیب(ع) ۲۴۲ سال عمر کرد.<ref>بحار الأنوار، ج۱۲، ص۳۸۷، ح ۱۳.</ref> | ||
| − | + | ==محل مأموریت حضرت شعیب(ع)== | |
قرآن کریم، محل رسالت حضرت شعیب(ع) را با دو نام ذکر کرده است؛ یکی «مدین» و دیگری «ایکه» که هر کدام را پنج بار نام برده است.<ref>در سورههای: اعراف / ۸۵؛ هود / ۸۴؛ قصص / ۲۳؛ عنکبوت / ۳۶ به عنوان «مدین»، و در سورههای: حجر / ۷۸؛ شعراء / ۱۷۶؛ ص۱۳؛ حج / ۴۴ و ق ۱۴ به عنوان «ایکه» آمده است.</ref> | قرآن کریم، محل رسالت حضرت شعیب(ع) را با دو نام ذکر کرده است؛ یکی «مدین» و دیگری «ایکه» که هر کدام را پنج بار نام برده است.<ref>در سورههای: اعراف / ۸۵؛ هود / ۸۴؛ قصص / ۲۳؛ عنکبوت / ۳۶ به عنوان «مدین»، و در سورههای: حجر / ۷۸؛ شعراء / ۱۷۶؛ ص۱۳؛ حج / ۴۴ و ق ۱۴ به عنوان «ایکه» آمده است.</ref> | ||
«مدین» شهری بود در شرق خلیج «عقبه»، شمال «حجاز» و جنوب «شامات» که اکنون این شهر در جنوب غربی کشور «اردن» به نام «معان» خوانده میشود.<ref>تفسیر نمونه، مکارم و همکاران، دار الکتب الاسلامیة، تهران، چاپ سی و یکم، ۱۳۸۸ ش، ج۱۶، صص ۷۲ و ۲۸۵.</ref> | «مدین» شهری بود در شرق خلیج «عقبه»، شمال «حجاز» و جنوب «شامات» که اکنون این شهر در جنوب غربی کشور «اردن» به نام «معان» خوانده میشود.<ref>تفسیر نمونه، مکارم و همکاران، دار الکتب الاسلامیة، تهران، چاپ سی و یکم، ۱۳۸۸ ش، ج۱۶، صص ۷۲ و ۲۸۵.</ref> | ||
| سطر ۳۲: | سطر ۱۹: | ||
ظاهراً حضرت شعیب(ع) برای هدایت اهل هر دو سرزمین مبعوث شده بود و هر دو گروه، در اثر طغیان هلاک شدند. همچنین ممکن است از تعبیر «وَ إِلی مَدْیَنَ أَخاهُمْ شُعَیْبا» که در سورههای اعراف، هود و عنکبوت آمده، استفاده شود که حضرت شعیب(ع) نیز خود اهل «مدین» بوده است.<ref>قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ ششم، ۱۳۷۱ ش، ج۱، ص۱۵۲.</ref> | ظاهراً حضرت شعیب(ع) برای هدایت اهل هر دو سرزمین مبعوث شده بود و هر دو گروه، در اثر طغیان هلاک شدند. همچنین ممکن است از تعبیر «وَ إِلی مَدْیَنَ أَخاهُمْ شُعَیْبا» که در سورههای اعراف، هود و عنکبوت آمده، استفاده شود که حضرت شعیب(ع) نیز خود اهل «مدین» بوده است.<ref>قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ ششم، ۱۳۷۱ ش، ج۱، ص۱۵۲.</ref> | ||
| − | ==رسالت حضرت شعیب(ع)== | + | ==رسالت حضرت شعیب(ع)== |
از آیات قرآن استفاده میشود که امّت حضرت شعیب(ع) راه توحید و خداپرستی را رها کرده، در منجلاب شرک و بت پرستی سرگردان شده بودند و نه تنها بت؛ بلکه درهم و دینار خویش را میپرستیدند، و به خاطر آن، کسب و کار با رونق خود را آلوده به تقلب، کم فروشی و خلافکاریهای دیگر میکردند، لذا خدای حکیم و مهربان حضرت شعیب(ع) را به سوی آنان فرستاد تا آنها را به راه توحید و اجرای عدالت اقتصادی دعوت نماید. همچنان که در سورة هود میفرماید: «وَ إِلی مَدْیَنَ أَخاهُمْ شُعَیْبا»؛ «و به سوی «مدین» برادرشان شعیب را (فرستادیم).» | از آیات قرآن استفاده میشود که امّت حضرت شعیب(ع) راه توحید و خداپرستی را رها کرده، در منجلاب شرک و بت پرستی سرگردان شده بودند و نه تنها بت؛ بلکه درهم و دینار خویش را میپرستیدند، و به خاطر آن، کسب و کار با رونق خود را آلوده به تقلب، کم فروشی و خلافکاریهای دیگر میکردند، لذا خدای حکیم و مهربان حضرت شعیب(ع) را به سوی آنان فرستاد تا آنها را به راه توحید و اجرای عدالت اقتصادی دعوت نماید. همچنان که در سورة هود میفرماید: «وَ إِلی مَدْیَنَ أَخاهُمْ شُعَیْبا»؛ «و به سوی «مدین» برادرشان شعیب را (فرستادیم).» | ||
در اول این جمله حرف «واو عاطفه» این جمله را به جملة «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلی قَوْمِه » که در آیه ۲۵ همین سوره آمده است.<br/> | در اول این جمله حرف «واو عاطفه» این جمله را به جملة «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلی قَوْمِه » که در آیه ۲۵ همین سوره آمده است.<br/> | ||
کلمة «اَخَاهُمْ» علاوه بر اینکه از اهل «مدین» بودن این پیامبر بزرگ را میرساند، نهایت محبت او به قوم خود را بازگو میکند؛ یعنی حضرت شعیب(ع)، همچون یک برادر خیرخواه و دلسوز آنها بوده است.<br/> | کلمة «اَخَاهُمْ» علاوه بر اینکه از اهل «مدین» بودن این پیامبر بزرگ را میرساند، نهایت محبت او به قوم خود را بازگو میکند؛ یعنی حضرت شعیب(ع)، همچون یک برادر خیرخواه و دلسوز آنها بوده است.<br/> | ||
| − | + | ==آغاز دعوت حضرت شعیب(ع)== | |
این پیامبر دلسوز و مهربان، همان گونه که شیوة تمام پیامبران بوده، نخست آنها را به اساسیترین پایة دین (توحید) دعوت کرد که: «قالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُه »؛ «گفت: ای قوم من! خدا را پرستش کنید، که جز او معبود دیگری برای شما نیست!» | این پیامبر دلسوز و مهربان، همان گونه که شیوة تمام پیامبران بوده، نخست آنها را به اساسیترین پایة دین (توحید) دعوت کرد که: «قالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُه »؛ «گفت: ای قوم من! خدا را پرستش کنید، که جز او معبود دیگری برای شما نیست!» | ||
آری، اولین دعوت انبیا، دعوت به «توحید» بوده است؛ چرا که این دعوت، دعوت به شکستن تمام طاغوتها و سنّتهای جاهلی است، و هر گونه اصلاح اجتماعی و اخلاقی بدون آن میسّر نخواهد بود.<br/> | آری، اولین دعوت انبیا، دعوت به «توحید» بوده است؛ چرا که این دعوت، دعوت به شکستن تمام طاغوتها و سنّتهای جاهلی است، و هر گونه اصلاح اجتماعی و اخلاقی بدون آن میسّر نخواهد بود.<br/> | ||
| سطر ۵۰: | سطر ۳۷: | ||
این حقیقت امروز در دنیا به صورت ملموس درآمده است و در اکثر کشورهای جهان، آثار شوم آن مشاهده میشود، لذا باید بپذیریم که برای تأمین سعادت دنیا و آخرت، دو پایة محکم لازم است؛ [[ایمان]] کامل و اقتصاد سالم که اینها زمینه ساز اعمال صالح میباشند.<br/> | این حقیقت امروز در دنیا به صورت ملموس درآمده است و در اکثر کشورهای جهان، آثار شوم آن مشاهده میشود، لذا باید بپذیریم که برای تأمین سعادت دنیا و آخرت، دو پایة محکم لازم است؛ [[ایمان]] کامل و اقتصاد سالم که اینها زمینه ساز اعمال صالح میباشند.<br/> | ||
| − | ==برتری | + | ==برتری بقیة الله== |
در آیة سوم، به مفید بودن سود مشروع اشاره کرده، میگوید: «بَقِیَّةُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِین »؛ «آنچه خدا برای شما باقی گذارده (از سرمایههای حلال)، برایتان بهتر است، اگر [[ایمان]] داشته باشید!» | در آیة سوم، به مفید بودن سود مشروع اشاره کرده، میگوید: «بَقِیَّةُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِین »؛ «آنچه خدا برای شما باقی گذارده (از سرمایههای حلال)، برایتان بهتر است، اگر [[ایمان]] داشته باشید!» | ||
منظور از «بقیة الله» در این آیه همان سود اندک و مشروعی است که جوامع بشری براساس فطرت الهی آن را پذیرفتهاند.<br/> | منظور از «بقیة الله» در این آیه همان سود اندک و مشروعی است که جوامع بشری براساس فطرت الهی آن را پذیرفتهاند.<br/> | ||
| سطر ۶۱: | سطر ۴۸: | ||
مراد ما نصیحت بود گفتیم حوالت با خدا کردیم و رفتیم<ref>گلستان سعدی.</ref> | مراد ما نصیحت بود گفتیم حوالت با خدا کردیم و رفتیم<ref>گلستان سعدی.</ref> | ||
| − | + | ==عکس العمل قوم حضرت شعیب(ع)== | |
آنها که بتها را آثار نیاکان و نشانة اصالت فرهنگ خویش میپنداشتند و از کم فروشی و تقلب در معامله سود میبردند، در مقابل سخنان منطقی و محبت آمیز حضرت موضع لجاجت گرفتند، همچنان که قرآن از زبان آنها نقل میکند: «قالُوا یا شُعَیْبُ أَ صَلاتُکَ تَأْمُرُکَ أَنْ نَتْرُکَ ما یَعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِی أَمْوالِنا ما نَشؤُا إِنَّکَ لَأَنْتَ الْحَلِیمُ الرَّشِید»؛ «گفتند: ای شعیب! آیا نمازت به تو دستور میدهد که آنچه را پدرانمان میپرستیدند، ترک کنیم یا آنچه را میخواهیم در اموالمان انجام ندهیم؟! تو که مرد بردبار و فهمیدهای هستی!» | آنها که بتها را آثار نیاکان و نشانة اصالت فرهنگ خویش میپنداشتند و از کم فروشی و تقلب در معامله سود میبردند، در مقابل سخنان منطقی و محبت آمیز حضرت موضع لجاجت گرفتند، همچنان که قرآن از زبان آنها نقل میکند: «قالُوا یا شُعَیْبُ أَ صَلاتُکَ تَأْمُرُکَ أَنْ نَتْرُکَ ما یَعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِی أَمْوالِنا ما نَشؤُا إِنَّکَ لَأَنْتَ الْحَلِیمُ الرَّشِید»؛ «گفتند: ای شعیب! آیا نمازت به تو دستور میدهد که آنچه را پدرانمان میپرستیدند، ترک کنیم یا آنچه را میخواهیم در اموالمان انجام ندهیم؟! تو که مرد بردبار و فهمیدهای هستی!» | ||
آن جمعیت نادان که رابطة میان [[نماز]] و ترک منکرات را درک نمیکردند، از روی تمسخر به حضرت میگفتند: آیا این [[نماز]] و اذکار و حرکات تو به تو فرمان میدهد که ما را از سنّت نیاکان و فرهنگ مذهبی خود نهی کنی و یا ما را نسبت به اموالمان مسلوب الاختیار نمایی؟! از تو که آدم فهمیدهای هستی، چنین سخنانی بعید است! پس بگذار ما به روش نیاکان خود عمل کنیم و در اموالمان نیز هر طور دلمان میخواهد، رفتار نماییم!<br/> | آن جمعیت نادان که رابطة میان [[نماز]] و ترک منکرات را درک نمیکردند، از روی تمسخر به حضرت میگفتند: آیا این [[نماز]] و اذکار و حرکات تو به تو فرمان میدهد که ما را از سنّت نیاکان و فرهنگ مذهبی خود نهی کنی و یا ما را نسبت به اموالمان مسلوب الاختیار نمایی؟! از تو که آدم فهمیدهای هستی، چنین سخنانی بعید است! پس بگذار ما به روش نیاکان خود عمل کنیم و در اموالمان نیز هر طور دلمان میخواهد، رفتار نماییم!<br/> | ||
| − | + | ==پاسخ منطقی حضرت شعیب(ع)== | |
حضرت شعیب(ع) در پاسخ آنهایی که سخنانش را حمل بر بی خردی کرده و قبول نمیکردند، پاسخی محکم و منطقی داد. «قالَ یا قَوْمِ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کُنْتُ عَلی بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ رَزَقَنِی مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً وَ ما أُرِیدُ أَنْ أُخالِفَکُمْ إِلی ما أَنْهاکُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِیدُ إِلَّا الْإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ ما تَوْفِیقِی إِلَّا بِاللَّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ إِلَیْهِ أُنِیب »؛ «گفت: ای قوم! به من بگویید هرگاه من دلیل آشکاری از پروردگارم داشته باشم، و رزق (و موهبت) خوبی به من داده باشد، (آیا میتوانم بر خلاف فرمان او رفتار کنم؟!) من هرگز نمیخواهم چیزی که شما را از آن باز میدارم، خودم مرتکب شوم! من جز اصلاح ـ تا آنجا که توانایی دارم ـ نمیخواهم! و توفیق من، جز با خدا نیست! بر او توکّل کردم و به سوی او بازمی گردم!» | حضرت شعیب(ع) در پاسخ آنهایی که سخنانش را حمل بر بی خردی کرده و قبول نمیکردند، پاسخی محکم و منطقی داد. «قالَ یا قَوْمِ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کُنْتُ عَلی بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ رَزَقَنِی مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً وَ ما أُرِیدُ أَنْ أُخالِفَکُمْ إِلی ما أَنْهاکُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِیدُ إِلَّا الْإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ ما تَوْفِیقِی إِلَّا بِاللَّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ إِلَیْهِ أُنِیب »؛ «گفت: ای قوم! به من بگویید هرگاه من دلیل آشکاری از پروردگارم داشته باشم، و رزق (و موهبت) خوبی به من داده باشد، (آیا میتوانم بر خلاف فرمان او رفتار کنم؟!) من هرگز نمیخواهم چیزی که شما را از آن باز میدارم، خودم مرتکب شوم! من جز اصلاح ـ تا آنجا که توانایی دارم ـ نمیخواهم! و توفیق من، جز با خدا نیست! بر او توکّل کردم و به سوی او بازمی گردم!» | ||
حضرت شعیب(ع) با این مطالب میخواهد به آنها بفهماند که من در این کار تنها انگیزة معنوی، انسانی و تربیتی دارم و حقایقی را میدانم که شما نمیدانید؛ چون همیشه انسان دشمن چیزی است که نمیداند. همچنین گوشزد میکند که رفتار من نیز مطابق گفتارم است؛ یعنی خیال نکنید که میخواهم شما را از بت پرستی و کم فروشی نهی کنم؛ ولی خودم مرتکب آن بشوم! بلکه هدف اصلی من اصلاح است.<br/> | حضرت شعیب(ع) با این مطالب میخواهد به آنها بفهماند که من در این کار تنها انگیزة معنوی، انسانی و تربیتی دارم و حقایقی را میدانم که شما نمیدانید؛ چون همیشه انسان دشمن چیزی است که نمیداند. همچنین گوشزد میکند که رفتار من نیز مطابق گفتارم است؛ یعنی خیال نکنید که میخواهم شما را از بت پرستی و کم فروشی نهی کنم؛ ولی خودم مرتکب آن بشوم! بلکه هدف اصلی من اصلاح است.<br/> | ||
| سطر ۹۳: | سطر ۸۰: | ||
قرآن کریم این پاسخها را در یک آیه نقل میکند: «قالُوا یا شُعَیْبُ ما نَفْقَهُ کَثِیراً مِمَّا تَقُولُ وَ إِنَّا لَنَراکَ فِینا ضَعِیفاً وَ لَوْ لا رَهْطُکَ لَرَجَمْناکَ وَ ما أَنْتَ عَلَیْنا بِعَزِیزٍ»؛ «ای شعیب! ما بسیاری از آنچه را میگویی، نمیفهمیم! و ما تو را در میان خود ضعیف مییابیم و اگر (بخاطر) قبیلة کوچکت نبود، تو را سنگسار میکردیم و تو در برابر ما قدرتی نداری!» | قرآن کریم این پاسخها را در یک آیه نقل میکند: «قالُوا یا شُعَیْبُ ما نَفْقَهُ کَثِیراً مِمَّا تَقُولُ وَ إِنَّا لَنَراکَ فِینا ضَعِیفاً وَ لَوْ لا رَهْطُکَ لَرَجَمْناکَ وَ ما أَنْتَ عَلَیْنا بِعَزِیزٍ»؛ «ای شعیب! ما بسیاری از آنچه را میگویی، نمیفهمیم! و ما تو را در میان خود ضعیف مییابیم و اگر (بخاطر) قبیلة کوچکت نبود، تو را سنگسار میکردیم و تو در برابر ما قدرتی نداری!» | ||
| − | ==پاسخ شیوا و قاطعانة حضرت شعیب(ع)== | + | ==پاسخ شیوا و قاطعانة حضرت شعیب(ع)== |
این پیامبر صبور و پرحوصله، بدون اینکه از سخنان زننده و توهینهای آنها از جا در برود، با همان منطق شیوا و بیان رسا و قاطع خود پاسخ داد: «قالَ یا قَوْمِ أَ رَهْطِی أَعَزُّ عَلَیْکُمْ مِنَ اللَّهِ وَ اتَّخَذْتُمُوهُ وَراءَکُمْ ظِهْرِیًّا إِنَّ رَبِّی بِما تَعْمَلُونَ مُحِیطٌ وَ یا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلی مَکانَتِکُمْ إِنِّی عامِلٌ سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ یَأْتِیهِ عَذابٌ یُخْزِیهِ وَ مَنْ هُوَ کاذِبٌ وَ ارْتَقِبُوا إِنِّی مَعَکُمْ رَقِیب »؛ «گفت: ای قوم! آیا قبیلة کوچک من نزد شما عزیزتر از خداوند است؟! در حالی که (فرمان) او را پشت سر انداختهاید! پروردگارم به آنچه انجام میدهید، احاطه دارد (و آگاه است)! ای قوم! هر کاری از دستتان ساخته است، انجام دهید. من هم کار خود را خواهم کرد و به زودی خواهید دانست چه کسی عذاب خوارکننده به سراغش میآید، و چه کسی دروغگو است! شما انتظار بکشید، من هم در انتظارم!» | این پیامبر صبور و پرحوصله، بدون اینکه از سخنان زننده و توهینهای آنها از جا در برود، با همان منطق شیوا و بیان رسا و قاطع خود پاسخ داد: «قالَ یا قَوْمِ أَ رَهْطِی أَعَزُّ عَلَیْکُمْ مِنَ اللَّهِ وَ اتَّخَذْتُمُوهُ وَراءَکُمْ ظِهْرِیًّا إِنَّ رَبِّی بِما تَعْمَلُونَ مُحِیطٌ وَ یا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلی مَکانَتِکُمْ إِنِّی عامِلٌ سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ یَأْتِیهِ عَذابٌ یُخْزِیهِ وَ مَنْ هُوَ کاذِبٌ وَ ارْتَقِبُوا إِنِّی مَعَکُمْ رَقِیب »؛ «گفت: ای قوم! آیا قبیلة کوچک من نزد شما عزیزتر از خداوند است؟! در حالی که (فرمان) او را پشت سر انداختهاید! پروردگارم به آنچه انجام میدهید، احاطه دارد (و آگاه است)! ای قوم! هر کاری از دستتان ساخته است، انجام دهید. من هم کار خود را خواهم کرد و به زودی خواهید دانست چه کسی عذاب خوارکننده به سراغش میآید، و چه کسی دروغگو است! شما انتظار بکشید، من هم در انتظارم!» | ||
از آنجا که مشرکان قوم شعیب در سخنان خود او را به طور ضمنی به سنگسار تهدید کردند، و قدرت خود را به رخ او کشیدند، حضرت شعیب خطیب الانبیاء(ع) نیز با بلاغت کامل، در ضمن سخنان خود، موضع خویش را در برابر تهدید آنها مشخص کرد و در آیة فوق آنها را به عذاب الهی انذار نمود.<br/> | از آنجا که مشرکان قوم شعیب در سخنان خود او را به طور ضمنی به سنگسار تهدید کردند، و قدرت خود را به رخ او کشیدند، حضرت شعیب خطیب الانبیاء(ع) نیز با بلاغت کامل، در ضمن سخنان خود، موضع خویش را در برابر تهدید آنها مشخص کرد و در آیة فوق آنها را به عذاب الهی انذار نمود.<br/> | ||
| سطر ۱۰۳: | سطر ۹۰: | ||
آری! عاقبت تبهکاران چنین است اتمام آن ثروتهایی که به خاطر آن، گناه، [[ظلم]] و ستم کردند و تمام آن کاخها، زینتها، زرق و برقها و غوغاها از میان رفت و همگی خاموش شدند، به گونهای که گویی هرگز در این خانهها سکنی نداشتند «کَانَ لَمْ یَغْنَوا فِیهَا».<br/> | آری! عاقبت تبهکاران چنین است اتمام آن ثروتهایی که به خاطر آن، گناه، [[ظلم]] و ستم کردند و تمام آن کاخها، زینتها، زرق و برقها و غوغاها از میان رفت و همگی خاموش شدند، به گونهای که گویی هرگز در این خانهها سکنی نداشتند «کَانَ لَمْ یَغْنَوا فِیهَا».<br/> | ||
| − | ==چگونگی عذاب قوم حضرت شعیب(ع)== | + | ==چگونگی عذاب قوم حضرت شعیب(ع)== |
در اینجا یک سؤال پیش میآید و آن اینکه: از آیة فوق (آیه ۹۴ سوره هود) استفاده میشود که وسیلة نابودی این قوم سرکش «صیحة آسمانی» بود؛ اما از آیة ۹۱ سوره «اعراف» و ۳۷ سورة «عنکبوت» برمی آید که «رجفة» یعنی زلزلة سخت آنها را نابود کرد، و در آیه ۱۸۹ سوره «شعراء» آمده است: «فَأَخَذَهُمْ عَذابُ یَوْمِ الظُّلَّة»؛ «عذاب روز سایبان (سایبانی از ابر صاعقه خیز) آنها را فرا گرفت.» آیا این سه نوع تعبیر دربارة عذاب آنها چگونه قابل جمع است؟<br/> | در اینجا یک سؤال پیش میآید و آن اینکه: از آیة فوق (آیه ۹۴ سوره هود) استفاده میشود که وسیلة نابودی این قوم سرکش «صیحة آسمانی» بود؛ اما از آیة ۹۱ سوره «اعراف» و ۳۷ سورة «عنکبوت» برمی آید که «رجفة» یعنی زلزلة سخت آنها را نابود کرد، و در آیه ۱۸۹ سوره «شعراء» آمده است: «فَأَخَذَهُمْ عَذابُ یَوْمِ الظُّلَّة»؛ «عذاب روز سایبان (سایبانی از ابر صاعقه خیز) آنها را فرا گرفت.» آیا این سه نوع تعبیر دربارة عذاب آنها چگونه قابل جمع است؟<br/> | ||
پاسخ سؤال فوق این است که تعبیرات مذکور هیچ تضادی با هم ندارند و همه به یک موضوع بازمی گردند و آن اینکه: یک صاعقة وحشتناک آسمانی که از درون ابری تیره و تار برخاسته بود، شهر آنها را هدف خود قرار داد و به دنبال آن، در زمین لرزة شدید تولید شد و همه چیز را درهم کوبید.<ref>تفسیر نمونه، ج۶، ص۳۱۱.</ref> | پاسخ سؤال فوق این است که تعبیرات مذکور هیچ تضادی با هم ندارند و همه به یک موضوع بازمی گردند و آن اینکه: یک صاعقة وحشتناک آسمانی که از درون ابری تیره و تار برخاسته بود، شهر آنها را هدف خود قرار داد و به دنبال آن، در زمین لرزة شدید تولید شد و همه چیز را درهم کوبید.<ref>تفسیر نمونه، ج۶، ص۳۱۱.</ref> | ||
| سطر ۱۱۶: | سطر ۱۰۳: | ||
آری! فریضة [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] این قدر اهمیت دارد!<br/> | آری! فریضة [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] این قدر اهمیت دارد!<br/> | ||
خدایا! ما را از آمرین به معروف و ناهین از منکر قرار بده.<br/> | خدایا! ما را از آمرین به معروف و ناهین از منکر قرار بده.<br/> | ||
| − | |||
| − | |||
==منبع== | ==منبع== | ||
ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره۱۶۲. | ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره۱۶۲. | ||
| + | |||
| + | ==پا نویس== | ||
| + | {{پانویس|colwidth=30em|۲}} | ||
| + | <div class="hold"> | ||
| + | <div class="return">بازگشت به [[مقالات]] </div> | ||
| + | </div> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۵ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۱۰
نویسنده: محمد اسماعیل نوری
محتویات
- ۱ آیات مرتبط با رخدادها
- ۲ معرفی حضرت شعیب(ع)
- ۳ محل مأموریت حضرت شعیب(ع)
- ۴ رسالت حضرت شعیب(ع)
- ۵ آغاز دعوت حضرت شعیب(ع)
- ۶ مبارزه حضرت شعیب(ع) با فساد اقتصادی
- ۷ برتری بقیة الله
- ۸ وظیفة پیامبر در ابلاغ
- ۹ عکس العمل قوم حضرت شعیب(ع)
- ۱۰ پاسخ منطقی حضرت شعیب(ع)
- ۱۱ ویژگیهای مبلّغ دین
- ۱۲ هشدار حضرت شعیب(ع) به قوم خود
- ۱۳ دو دستور برای جبران گذشته
- ۱۴ پاسخ شیوا و قاطعانة حضرت شعیب(ع)
- ۱۵ پایان عمر تبهکاران
- ۱۶ چگونگی عذاب قوم حضرت شعیب(ع)
- ۱۷ درسهای آموزندة این داستان
- ۱۸ منبع
- ۱۹ پا نویس
آیات مرتبط با رخدادها
یکی از حوادث مرتبط با آیات که در ماه ربیع الثانی رخ داده، نزول عذاب الهی بر قوم حضرت شعیب(ع) است که در دوازدهم این ماه اتفاق افتاده.[۱]
داستان تبلیغ و مبارزات حضرت شعیب(ع) در سورههای اعراف (۸۵ ـ ۹۳)، هود (۸۴ ـ ۹۴)، شعراء (۱۷۶ ـ ۱۸۹) و عنکبوت (۳۶ و ۳۷) آمده است. در این مقاله، خلاصة داستان این پیامبر بزرگ و سرانجام قوم او بر اساس آیات سورة هود به صورت مختصر بیان میشود و به خاطر اختصار، از تفسیر کامل آیات مذکور خودداری میگردد.
معرفی حضرت شعیب(ع)
حضرت شعیب(ع)، از نوادگان حضرت ابراهیم خلیل(ع) و لوط(ع)[۲] است و یکی از پیامبران بزرگ عرب زبان بوده که[۳] در قرآن کریم از او به عظمت یاد شده است و موسی کلیم الله ده سال به او خدمت کرده و با دختر او ازدواج نموده است.[۴]
او در عین حال که سخنوری بلیغ و توانا بود، به حدی که به عنوان «خطیب الانبیاء» لقب گرفته است، از محبت خدا زیاد گریه میکرد. در روایتی از خاتم الانبیاء محمد(ص) نقل شده است:
حضرت شعیب(ع) به سبب محبت خدا آن قدر گریست که چشمانش از کار افتاد. خدا چشمانش را بازگرداند؛ اما شعیب دوباره چنان گریه کرد که نابینا شد. باز خدا شفا داد، تا اینکه بار چهارم خدا به او وحی کرد: تا کی چنین خواهی کرد؟ اگر این گریه از ترس عذاب دوزخ است، تو را از آن نجات دادم و اگر برای شوق بهشت است، آن را در اختیار تو نهادم.
حضرت شعیب(ع) عرض کرد: خدایا! تو می دانی که گریة من نه برای ترس از جهنم است و نه برای شوق به بهشت؛ بلکه تنها به سبب محبت توست و نمیتوانم صبر کنم. خدای مهربان در پاسخ او وحی فرمود: حال که چنین است، کلیم خودم «موسی بن عمران» را خادم تو قرار خواهم داد.[۵]
در مقدار عمر این پیامبر بزرگ، اقوال مختلف نقل شده است. در روایتی از «ابن عباس» نقل شده است که حضرت شعیب(ع) ۲۴۲ سال عمر کرد.[۶]
محل مأموریت حضرت شعیب(ع)
قرآن کریم، محل رسالت حضرت شعیب(ع) را با دو نام ذکر کرده است؛ یکی «مدین» و دیگری «ایکه» که هر کدام را پنج بار نام برده است.[۷] «مدین» شهری بود در شرق خلیج «عقبه»، شمال «حجاز» و جنوب «شامات» که اکنون این شهر در جنوب غربی کشور «اردن» به نام «معان» خوانده میشود.[۸] و «ایکه» در اصل به معنی محلی است که درختان فراوان و درهم پیچیدهای دارد که در فارسی از آن به «بیشه» تعبیر میشود؛ چون در سرزمینی که نزدیک «مدین» قرار داشت درختان زیادی وجود داشت «ایکه» نامیده شده است.[۹] ظاهراً حضرت شعیب(ع) برای هدایت اهل هر دو سرزمین مبعوث شده بود و هر دو گروه، در اثر طغیان هلاک شدند. همچنین ممکن است از تعبیر «وَ إِلی مَدْیَنَ أَخاهُمْ شُعَیْبا» که در سورههای اعراف، هود و عنکبوت آمده، استفاده شود که حضرت شعیب(ع) نیز خود اهل «مدین» بوده است.[۱۰]
رسالت حضرت شعیب(ع)
از آیات قرآن استفاده میشود که امّت حضرت شعیب(ع) راه توحید و خداپرستی را رها کرده، در منجلاب شرک و بت پرستی سرگردان شده بودند و نه تنها بت؛ بلکه درهم و دینار خویش را میپرستیدند، و به خاطر آن، کسب و کار با رونق خود را آلوده به تقلب، کم فروشی و خلافکاریهای دیگر میکردند، لذا خدای حکیم و مهربان حضرت شعیب(ع) را به سوی آنان فرستاد تا آنها را به راه توحید و اجرای عدالت اقتصادی دعوت نماید. همچنان که در سورة هود میفرماید: «وَ إِلی مَدْیَنَ أَخاهُمْ شُعَیْبا»؛ «و به سوی «مدین» برادرشان شعیب را (فرستادیم).»
در اول این جمله حرف «واو عاطفه» این جمله را به جملة «وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلی قَوْمِه » که در آیه ۲۵ همین سوره آمده است.
کلمة «اَخَاهُمْ» علاوه بر اینکه از اهل «مدین» بودن این پیامبر بزرگ را میرساند، نهایت محبت او به قوم خود را بازگو میکند؛ یعنی حضرت شعیب(ع)، همچون یک برادر خیرخواه و دلسوز آنها بوده است.
آغاز دعوت حضرت شعیب(ع)
این پیامبر دلسوز و مهربان، همان گونه که شیوة تمام پیامبران بوده، نخست آنها را به اساسیترین پایة دین (توحید) دعوت کرد که: «قالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَکُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرُه »؛ «گفت: ای قوم من! خدا را پرستش کنید، که جز او معبود دیگری برای شما نیست!»
آری، اولین دعوت انبیا، دعوت به «توحید» بوده است؛ چرا که این دعوت، دعوت به شکستن تمام طاغوتها و سنّتهای جاهلی است، و هر گونه اصلاح اجتماعی و اخلاقی بدون آن میسّر نخواهد بود.
مبارزه حضرت شعیب(ع) با فساد اقتصادی
این پیامبر بزرگ، پس از دعوت به توحید، به مبارزه با فساد اقتصادی که از روح شرک و بت پرستی سرچشمه میگیرد و در آن زمان میان آن قوم رایج شده بود، برخاسته، و فرمود: «وَ لا تَنْقُصُوا الْمِکْیالَ وَ الْمِیزانَ إِنِّی أَراکُمْ بِخَیْرٍ وَ إِنِّی أَخافُ عَلَیْکُمْ عَذابَ یَوْمٍ مُحِیط»؛ «پیمانه و وزن را کم نکنید (و دست به کم فروشی نزنید) من (هم اکنون) شما را در نعمت میبینم؛ (ولی) از عذاب روز فراگیر (قیامت) بر شما بیمناکم.»
در آیة بعد، مجدداً روی نظام اقتصادی آن قوم تأکید کرده، میگوید: «وَ یا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیالَ وَ الْمِیزانَ بِالْقِسْطِ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُم »؛ «و ای قوم من! پیمانه و وزن را با عدالت تمام دهید، و بر اشیاء (و اجناس) مردم عیب نگذارید، و از حق آنان نکاهید!»
در پایان آیه، به صورت کلی میگوید: «وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِین »؛ «و در زمین به فساد نکوشید!»
فساد راههای گوناگونی دارد؛ فساد از طریق کم فروشی، غصب مال مردم، تجاوز به حق دیگران، بر هم زدن میزانها و مقیاسهای اجتماعی، عیب گذاشتن بر اموال و اشخاص و بالاخره فساد از طریق تجاوز به حریم حیثیت، ناموس و جان مردم!
جملة «لَا تَعْثَوا» به معنی «فساد نکنید» است، بنابراین ذکر «مُفْسِدِینَ» بعد از آن، به خاطر تأکید هر چه بیش تر روی این مسأله است.
دو آیة فوق، این واقعیت را به خوبی منعکس میکند که بعد از مسئلة اعتقاد به توحید و ایدئولوژی صحیح، اقتصاد سالم از اهمیت ویژهای برخوردار است، و نیز نشان میدهد که به هم ریختگی نظام اقتصادی، سرچشمة فساد وسیع در جامعه خواهد بود.[۱۱]
این حقیقت امروز در دنیا به صورت ملموس درآمده است و در اکثر کشورهای جهان، آثار شوم آن مشاهده میشود، لذا باید بپذیریم که برای تأمین سعادت دنیا و آخرت، دو پایة محکم لازم است؛ ایمان کامل و اقتصاد سالم که اینها زمینه ساز اعمال صالح میباشند.
برتری بقیة الله
در آیة سوم، به مفید بودن سود مشروع اشاره کرده، میگوید: «بَقِیَّةُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِین »؛ «آنچه خدا برای شما باقی گذارده (از سرمایههای حلال)، برایتان بهتر است، اگر ایمان داشته باشید!»
منظور از «بقیة الله» در این آیه همان سود اندک و مشروعی است که جوامع بشری براساس فطرت الهی آن را پذیرفتهاند.
پس منظور آیه چنین میشود که: اگر شما مؤمن باشید، میدانید که این سود اندک حلال، به مراتب بهتر است از جمع مال زیاد از طریق کم فروشی و امثال آن؛ زیرا همیشه مؤمن از مال مشروع و حلال استفاده میکند، نه از مال نامشروع که مورد رضایت خدا نبوده و با فطرت خدادادی انسان نیز مطابقت ندارد.[۱۲]
لازم به ذکر است که در روایات متعدد، کلمة «بقیة الله» به وجود مقدس امام عصر(عج) یا بعضی از امامان دیگر تفسیر شده است. که از ذکر آنها خودداری میکنیم.[۱۳]
اجمالاً بهترین ذخیرة الهی برای هدایت و نجات بشریت به عنون «بقیة الله» در سراسر تاریخ شناخته میشود که قسط و عدالت جهانی را برقرار خواهد ساخت.
وظیفة پیامبر در ابلاغ
در پایان این آیه، از زبان حضرت شعیب(ع) آمده است: «وَ ما أَنَا عَلَیْکُمْ بِحَفِیظ»؛ «و من پاسدار شما (و مأمور بر اجبارتان به ایمان) نیستم.» یعنی وظیفة من همین ابلاغ و انذار بود که گفتم؛ ولی مسئول اعمال شما و موظف به اجبار کردنتان بر پذیرفتن این راه نیستم، این راه و این چاه!
مراد ما نصیحت بود گفتیم حوالت با خدا کردیم و رفتیم[۱۴]
عکس العمل قوم حضرت شعیب(ع)
آنها که بتها را آثار نیاکان و نشانة اصالت فرهنگ خویش میپنداشتند و از کم فروشی و تقلب در معامله سود میبردند، در مقابل سخنان منطقی و محبت آمیز حضرت موضع لجاجت گرفتند، همچنان که قرآن از زبان آنها نقل میکند: «قالُوا یا شُعَیْبُ أَ صَلاتُکَ تَأْمُرُکَ أَنْ نَتْرُکَ ما یَعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِی أَمْوالِنا ما نَشؤُا إِنَّکَ لَأَنْتَ الْحَلِیمُ الرَّشِید»؛ «گفتند: ای شعیب! آیا نمازت به تو دستور میدهد که آنچه را پدرانمان میپرستیدند، ترک کنیم یا آنچه را میخواهیم در اموالمان انجام ندهیم؟! تو که مرد بردبار و فهمیدهای هستی!»
آن جمعیت نادان که رابطة میان نماز و ترک منکرات را درک نمیکردند، از روی تمسخر به حضرت میگفتند: آیا این نماز و اذکار و حرکات تو به تو فرمان میدهد که ما را از سنّت نیاکان و فرهنگ مذهبی خود نهی کنی و یا ما را نسبت به اموالمان مسلوب الاختیار نمایی؟! از تو که آدم فهمیدهای هستی، چنین سخنانی بعید است! پس بگذار ما به روش نیاکان خود عمل کنیم و در اموالمان نیز هر طور دلمان میخواهد، رفتار نماییم!
پاسخ منطقی حضرت شعیب(ع)
حضرت شعیب(ع) در پاسخ آنهایی که سخنانش را حمل بر بی خردی کرده و قبول نمیکردند، پاسخی محکم و منطقی داد. «قالَ یا قَوْمِ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کُنْتُ عَلی بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ رَزَقَنِی مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً وَ ما أُرِیدُ أَنْ أُخالِفَکُمْ إِلی ما أَنْهاکُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِیدُ إِلَّا الْإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ ما تَوْفِیقِی إِلَّا بِاللَّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ إِلَیْهِ أُنِیب »؛ «گفت: ای قوم! به من بگویید هرگاه من دلیل آشکاری از پروردگارم داشته باشم، و رزق (و موهبت) خوبی به من داده باشد، (آیا میتوانم بر خلاف فرمان او رفتار کنم؟!) من هرگز نمیخواهم چیزی که شما را از آن باز میدارم، خودم مرتکب شوم! من جز اصلاح ـ تا آنجا که توانایی دارم ـ نمیخواهم! و توفیق من، جز با خدا نیست! بر او توکّل کردم و به سوی او بازمی گردم!»
حضرت شعیب(ع) با این مطالب میخواهد به آنها بفهماند که من در این کار تنها انگیزة معنوی، انسانی و تربیتی دارم و حقایقی را میدانم که شما نمیدانید؛ چون همیشه انسان دشمن چیزی است که نمیداند. همچنین گوشزد میکند که رفتار من نیز مطابق گفتارم است؛ یعنی خیال نکنید که میخواهم شما را از بت پرستی و کم فروشی نهی کنم؛ ولی خودم مرتکب آن بشوم! بلکه هدف اصلی من اصلاح است.
این همان هدفی است که تمام پیامبران آن را تعقیب میکردند؛ یعنی اصلاح عقیده، اخلاق، عمل و روابط و نظامات اجتماعی.
ویژگیهای مبلّغ دین
از سخنان حضرت شعیب(ع) در این آیه استفاده میشود که یک مبلغ دینِ حق و یک آمر به معروف و ناهی از منکر باید پنج ویژگی داشته باشد تا حرفهایش مؤثر واقع گردد:
۱. اهل عمل باشد و به آنچه میگوید عمل کند: «وَ ما أُرِیدُ أَنْ أُخالِفَکُمْ إِلی ما أَنْهاکُمْ عَنْه ».
۲. هدف او اصلاح جامعه باشد: «إِنْ أُرِیدُ إِلَّا الْإِصْلاح ».
۳. توفیق کارش را از خدا بخواهد: «وَ مَا تَوْفِیقِی إِلَّا بِاللَّه ».
۴. همیشه بر خدا توکّل نماید: «عَلَیْهِ تَوَکَّلْت ».
۵. در مشکلات به خدا پناه ببرد: «وَ إِلَیْهِ أُنِیب ».[۱۵]
هشدار حضرت شعیب(ع) به قوم خود
در آیة بعد، حضرت شعیب(ع) آنها را متوجه یک نکته اخلاقی میکند و آن اینکه بسیار میشود شخصی به خاطر بغض و عداوت نسبت به کسی و یا تعصب و لجاجت نسبت به چیزی، تمام مصالح خویش را نادیده میگیرد، و سرنوشت خود را به دست فراموشی سپرده، تباه میسازد، لذا قوم خود را از این خطر هشدار میدهد و میگوید: «وَ یا قَوْمِ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شِقاقِی أَنْ یُصِیبَکُمْ مِثْلُ ما أَصابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صالِحٍ وَ ما قَوْمُ لُوطٍ مِنْکُمْ بِبَعِید»؛ «و ای قوم من! دشمنی و مخالفت با من سبب نشود که شما به همان سرنوشتی که قوم نوح(ع) یا هود و صالح (ع) گرفتار شدند، گرفتار شوید! و قوم لوط از شما چندان دور نیست!» اینکه در پایان آیه میفرماید: «قوم لوط از شما چندان دور نیست» از این جهت است که از نظر مکان، «مدین» به سرزمین قوم لوط نزدیک بود؛ چون هر دو از مناطق «شامات» بودند، و از نظر زمان، هر چند فاصله داشتند؛ ولی فاصلة آنها چنان نبود که تاریخشان به دست فراموشی سپرده شده باشد.[۱۶] و اما از نظر عمل، هر چند ظاهراً میان انحرافات جنسی قوم لوط و انحرافات اقتصادی قوم حضرت شعیب(ع) فرق بسیار بود؛ ولی هر دو در تولید فساد در جامعه و به هم ریختن نظام اجتماعی و از میان بردن فضایل اخلاقی و اشاعة فساد با هم شباهت داشتند، به همین جهت در روایات میبینیم: یک درهم «ربا» که مربوط به مسائل اقتصادی است، با «زنا» که یک آلودگی جنسی است، مقایسه شده است.[۱۷] به سند صحیح از امام صادق(ع) روایت شده است: «دِرْهَمٌ رِبًا أَشَدُّ مِنْ سَبْعِینَ زَنْیَةً کُلُّهَا بِذَاتِ مَحْرَمٍ؛[۱۸] گناه یک درهم ربا، از گناه هفتاد زنا با محارم (مثل مادر، عمه، خاله و ...) سخت تر است!»
دو دستور برای جبران گذشته
این پیامبر دلسوز، برای جبران خطاهای گذشتة این قوم گمراه، به آنان دو دستور مفید میدهد: یکی استغفار و طلب آمرزش از خدا، و دیگری توبه و بازگشت به سوی خدا، لذا میگوید: «وَ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی رَحِیمٌ وَدُود»؛ «از پروردگار خود آمرزش بطلبید و به سوی او بازگردید که پروردگارم مهربان و دوستدار (بندگان توبه کار) است!»
سه پاسخ تهدیدآمیز
حضرت شعیب(ع) که به خاطر سخنان حساب شده، رسا و دلنشین خود، به عنوان «خطیب الانبیاء»[۱۹] لقب گرفته است. گفتارش را با صبر، حوصله، متانت و دلسوزی تمام بیان میکرد؛ اما آن قوم گمراه به جای قبول گفتار او ـ که راهگشای زندگی مادی و معنوی بود ـ به حضرت اینگونه پاسخ دادند:
۱. بسیاری از حرفهای تو را نمیفهمیم؛
۲. تو در بین ما ضعیف و ناتوانی؛
۳. تو شکست ناپذیر نیستی.
قرآن کریم این پاسخها را در یک آیه نقل میکند: «قالُوا یا شُعَیْبُ ما نَفْقَهُ کَثِیراً مِمَّا تَقُولُ وَ إِنَّا لَنَراکَ فِینا ضَعِیفاً وَ لَوْ لا رَهْطُکَ لَرَجَمْناکَ وَ ما أَنْتَ عَلَیْنا بِعَزِیزٍ»؛ «ای شعیب! ما بسیاری از آنچه را میگویی، نمیفهمیم! و ما تو را در میان خود ضعیف مییابیم و اگر (بخاطر) قبیلة کوچکت نبود، تو را سنگسار میکردیم و تو در برابر ما قدرتی نداری!»
پاسخ شیوا و قاطعانة حضرت شعیب(ع)
این پیامبر صبور و پرحوصله، بدون اینکه از سخنان زننده و توهینهای آنها از جا در برود، با همان منطق شیوا و بیان رسا و قاطع خود پاسخ داد: «قالَ یا قَوْمِ أَ رَهْطِی أَعَزُّ عَلَیْکُمْ مِنَ اللَّهِ وَ اتَّخَذْتُمُوهُ وَراءَکُمْ ظِهْرِیًّا إِنَّ رَبِّی بِما تَعْمَلُونَ مُحِیطٌ وَ یا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلی مَکانَتِکُمْ إِنِّی عامِلٌ سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ یَأْتِیهِ عَذابٌ یُخْزِیهِ وَ مَنْ هُوَ کاذِبٌ وَ ارْتَقِبُوا إِنِّی مَعَکُمْ رَقِیب »؛ «گفت: ای قوم! آیا قبیلة کوچک من نزد شما عزیزتر از خداوند است؟! در حالی که (فرمان) او را پشت سر انداختهاید! پروردگارم به آنچه انجام میدهید، احاطه دارد (و آگاه است)! ای قوم! هر کاری از دستتان ساخته است، انجام دهید. من هم کار خود را خواهم کرد و به زودی خواهید دانست چه کسی عذاب خوارکننده به سراغش میآید، و چه کسی دروغگو است! شما انتظار بکشید، من هم در انتظارم!»
از آنجا که مشرکان قوم شعیب در سخنان خود او را به طور ضمنی به سنگسار تهدید کردند، و قدرت خود را به رخ او کشیدند، حضرت شعیب خطیب الانبیاء(ع) نیز با بلاغت کامل، در ضمن سخنان خود، موضع خویش را در برابر تهدید آنها مشخص کرد و در آیة فوق آنها را به عذاب الهی انذار نمود.
پایان عمر تبهکاران
در سرگذشت اقوام پیشین، بارها در قرآن مجید خواندهایم که پیامبران خدا در مرحلة نخست، به دعوت آنها به سوی خدا برمی خاستند و از هرگونه آگاه سازی و اندرز و نصیحت مضایقه نمیکردند. در مرحلة بعد که اندرزها برای گروهی سود نمیداد، روی تهدید به عذاب الهی تکیه میکردند، تا آخرین کسانی که آمادگی پذیرش دارند، تسلیم حق شوند و به راه خدا بازگردند و اتمام حجت شود.
در مرحلة سوم، که هیچ یک از اینها سودی نمیداد، به حکم سنت الهی در زمینة تصفیه و پاکسازی روی زمین، مجازات فرا میرسید و این خارهای سر راه را از میان میبرد.[۲۰]
در مورد قوم حضرت شعیب(ع) نیز سرانجام مرحلة نهایی فرا رسید، حضرت و پیروانش نجات یافتند و ستمگران هلاک شدند. همان گونه قرآن میفرماید: «وَ لَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّیْنا شُعَیْباً وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَ أَخَذَتِ الَّذِینَ ظَلَمُوا الصَّیْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِی دِیارِهِمْ جاثِمِینَ کَأَنْ لَمْ یَغْنَوْا فِیها أَلا بُعْداً لِمَدْیَنَ کَما بَعِدَتْ ثَمُودُ»؛ «و هنگامی که فرمان ما فرا رسید، شعیب و کسانی را که با او ایمان آورده بودند، به رحمت خود نجات دادیم و آنها را که ستم کردند، صیحة (آسمانی) فرا گرفت و در دیار خود، به رو افتادند (و مردند)، آن چنان که گویی هرگز از ساکنان آن (دیار) نبودند! دور باد مدین (و اهل آن از رحمت خدا)، همان گونه که قوم ثمود دور شدند!»
آری! عاقبت تبهکاران چنین است اتمام آن ثروتهایی که به خاطر آن، گناه، ظلم و ستم کردند و تمام آن کاخها، زینتها، زرق و برقها و غوغاها از میان رفت و همگی خاموش شدند، به گونهای که گویی هرگز در این خانهها سکنی نداشتند «کَانَ لَمْ یَغْنَوا فِیهَا».
چگونگی عذاب قوم حضرت شعیب(ع)
در اینجا یک سؤال پیش میآید و آن اینکه: از آیة فوق (آیه ۹۴ سوره هود) استفاده میشود که وسیلة نابودی این قوم سرکش «صیحة آسمانی» بود؛ اما از آیة ۹۱ سوره «اعراف» و ۳۷ سورة «عنکبوت» برمی آید که «رجفة» یعنی زلزلة سخت آنها را نابود کرد، و در آیه ۱۸۹ سوره «شعراء» آمده است: «فَأَخَذَهُمْ عَذابُ یَوْمِ الظُّلَّة»؛ «عذاب روز سایبان (سایبانی از ابر صاعقه خیز) آنها را فرا گرفت.» آیا این سه نوع تعبیر دربارة عذاب آنها چگونه قابل جمع است؟
پاسخ سؤال فوق این است که تعبیرات مذکور هیچ تضادی با هم ندارند و همه به یک موضوع بازمی گردند و آن اینکه: یک صاعقة وحشتناک آسمانی که از درون ابری تیره و تار برخاسته بود، شهر آنها را هدف خود قرار داد و به دنبال آن، در زمین لرزة شدید تولید شد و همه چیز را درهم کوبید.[۲۱]
درسهای آموزندة این داستان
میدانیم که خاطرات پیامبران و ماجرای زندگی اقوام پیشین که در قرآن آمده، برای همگان آموزنده است، در این داستان نیز درسهای فراوانی وجود دارد که جهت رعایت اختصار تنها به دو مورد اشاره میشود.
۱. اهمیت رعایت مسائل اقتصادی
در این سرگذشت خواندیم که حضرت شعیب(ع) بعد از دعوت به توحید، قوم خود را به حق و عدالت در امور مالی و تجارت دعوت کرد و در نهایت کسانی که قبول نکردند، به عذاب الهی گرفتار آمدند. این خود نشان میدهد که مسائل اقتصادی یک جامعه را نمیتوان ساده شمرد.
و نیز نشان میدهد که پیامبران فقط مأمور به مسائل اخلاقی و عبادی نبودهاند؛ بلکه اصلاح وضع نابسامان اجتماعی و اقتصادی نیز بخش مهمی از دعوت آنها را تشکیل میداده است و به تعبیر دیگر، دین از سیاست و از اقتصاد جدا نیست و میبینیم که در قرآن کریم یک سوره در توبیخ کم فروشان نازل شده است (سورة مطففین).
۲. نماز، دعوت کننده به توحید و پاکی نماز واقعی، انسان را از گناه باز میدارد و به انجام امر به معروف و نهی از منکر و ارشاد دیگران وادار میکند، همان گونه که حضرت شعیب(ع) را وادار به ارشاد میکرد؛ ولی در همان زمان، برخی از امّت او به این وظیفة مهم اقدام نکردند، در نتیجه آنها نیز به عذاب گنهکاران مبتلا شدند.
همچنان که در روایتی امام باقر(ع) میفرماید: «خدای سبحان به شعیب نبی وحی فرمود: صد هزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم کرد؛ چهل هزار نفر از اشرار و شصت هزار نفر از خوبان. عرض کرد: خدای! وضع اشرار معلوم است؛ ولی تقصیر خوبان چیست؟ «فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِ دَاهَنُوا أَهْلَ الْمَعَاصِی وَ لَمْ یَغْضَبُوا لِغَضَبِی»؛ خدایا متعال به او وحی نمود که آنها با اهل معصیت مداهنه و سازش کردند و به خاطر غضب من غضبناک نشدند.»[۲۲]
آری! فریضة امر به معروف و نهی از منکر این قدر اهمیت دارد!
خدایا! ما را از آمرین به معروف و ناهین از منکر قرار بده.
منبع
ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره۱۶۲.
پا نویس
- ↑ تقویم حدیثی نور علی نور، علی رضا رضازاده ساعی، سال ۱۳۹۱ ش، صفحه مربوط به ربیع الثانی.
- ↑ بحار الأنوار، مجلسی، مؤسسة الوفاء، بیروت، چاپ سال ۱۴۰۴ ق، ج۱۲، ص ۳۷۵ و ۳۷۶.
- ↑ در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: «لَمْ یَبْعَثِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الْعَرَبِ إِلَّا خَمْسَةً هُوداً وَ صَالِحاً وَ إِسْمَاعِیلَ وَ شُعَیْباً وَ مُحَمَّداً خَاتَمَ النَّبِیِّینَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ وَ کَانَ شُعَیْبٌ بَکَّاءً»، (بحار الأنوار، ج۱۲، ص۳۸۲، ح ۶).
- ↑ قصص / ۲۳ ـ ۲۸.
- ↑ بحار الأنوار، ج۱۲، ص۳۸۰ و ۳۸۱، ح ۱۱.
- ↑ بحار الأنوار، ج۱۲، ص۳۸۷، ح ۱۳.
- ↑ در سورههای: اعراف / ۸۵؛ هود / ۸۴؛ قصص / ۲۳؛ عنکبوت / ۳۶ به عنوان «مدین»، و در سورههای: حجر / ۷۸؛ شعراء / ۱۷۶؛ ص۱۳؛ حج / ۴۴ و ق ۱۴ به عنوان «ایکه» آمده است.
- ↑ تفسیر نمونه، مکارم و همکاران، دار الکتب الاسلامیة، تهران، چاپ سی و یکم، ۱۳۸۸ ش، ج۱۶، صص ۷۲ و ۲۸۵.
- ↑ همان، ج۱۵، ص۳۵۶.
- ↑ قاموس قرآن، سید علی اکبر قرشی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ ششم، ۱۳۷۱ ش، ج۱، ص۱۵۲.
- ↑ تفسیر نمونه، آیت الله مکارم و همکاران، ج۹، ص۲۴۵.
- ↑ المیزان، علامه طباطبایی، ج۱۰، ص۳۸۱.
- ↑ رجوع کنید به: بحار الأنوار، ج۲۴، ص۲۱۱؛ اصول کافی، شیخ کلینی، دار الکتب الاسلامیة، تهران، چاپ ۱۳۶۵ ش، ج۱، ص۴۱۱؛ تفسیر نمونه، ج۹، ص۲۴۶.
- ↑ گلستان سعدی.
- ↑ تفسیر نور، محسن قرائتی، مرکز درسهایی از قرآن کریم، تهران، چاپ یازدهم، ۱۳۸۳ ش، ج۵، صص ۳۷۳ و ۳۷۴.
- ↑ علامه طباطبایی میگوید: «فاصلة زمانی بین این دو قوم، کمتر از سه قرن بود؛ چون حضرت لوط معاصر حضرت ابراهیم خلیل الله و شعیب معاصر حضرت موسی کلیم الله بود.» المیزان، ج۱۰، ص۳۹۰.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۹، صص ۲۵۳ و ۲۵۴.
- ↑ وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، مؤسسه آل البیت، قم، چاپ اول، ۱۴۱۲ ق، ج۱۸، ص۱۱۷، ابواب ربا، باب ۱، ح ۱، قریب به همین مضمون در حدیث ۵، ۶، ۱۲، ۱۸، ۱۹، ۲۱ و ۲۲ نیز آمده است.
- ↑ سفینة البحار، شیخ عباس قمی، دار الأسوه، قم، چاپ دوم، ۱۴۱۶ ق، ج۴، ص۴۳۶؛ بحار الأنور، ج۱۲، ص۳۷۵؛ تاریخ انبیاء، عمادزاده اصفهانی، کتابفروشی اسلامی، تهران، چاپ سوم، ۱۳۴۷ ش، ج۱، ص۴۶۹؛ تفسیر نمونه، ج۹، ص۲۵۷.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۹، ص۲۶۱.
- ↑ تفسیر نمونه، ج۶، ص۳۱۱.
- ↑ بحار الأنوار، ج۱۲، ص۳۸۶، ح ۱۲.







