اهمیت امر به معروف و نهی از منکر: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «عنوان: اهميت امر به معروف و نهي از منکر مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب:...» ایجاد کرد)
 
 
(یک نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است)
سطر ۱: سطر ۱:
عنوان:    اهميت امر به معروف و نهي از منکر
+
<div class="head1">اهميت امر به معروف و نهي از منکر</div>
مجموعه ها:    مقالات
+
نویسنده: مهدی بخت اور<br/>
شناسه کتاب:    ۲۵
+
نویسنده:     مهدی بخت اور
+
شابک:    -
+
تعداد صفحات:    ۸
+
نام اپراتور:    مهدی احمدی
+
ایمیل اپراتور:    mahdiahmadiqomi@yahoo.com
+
زبان:    پارسي
+
رتبه:    0
+
تصویر:    cover
+
دانلود فایل:    دانلود اهميت امر به معروف و نهي از منکر
+
توضیحات:   
+
اهميت امر به معروف و نهي از منکر
+
+
نويسنده: مهدی بخت اور
+
+
امر به معروف و نهي از منکر در ميان فرائض ديني از اولويت و اهميت خاصي برخوردار است .همان طوري که گفته شد ،امتياز آن به اين جهت است که اين فريضه راهگشا، زمينه ساز تحقق محيطي مناسب براي عمل به واجبات ديگر به شمار مي آيد .
+
در حقيقت، اگر اين دستور ديني به صورتي جامع و کامل عملي شود، جامعه اسلامي به محيطي سازنده و مساعد تبديل مي شود که در آن بستر مطلوبي براي تقيّد به احکام شريعت فراهم مي آيد .در نقطه مقابل نيز کم توجهي و يا ترک آن رفته رفته باعث مي شود که غبار هجران بر سيماي احکام الهي نشسته و زنگار منکرات چهره ي تابناک آن را تيره و تار سازد و ديگر کسي در جستجو و شناخت و عمل به آن ها رغبت نمي نمايد .اگر جامعه از اين فريضه غفلت کند ،احکام نوراني اسلام که بايد زمينه ساز رشد معنوي بشريت شود و روابط سالم اجتماعي بر مبناي آن ها پايه ريزي گردد ،از ميان مردم رخت بر مي بندد و نهايتاً دين الهي نيز تدريجاً از
+
صحنه حيات فردي و جمعي کنار مي رود .با در نظر گرفتن چنين امتيازي است که اهميت اين فريضه روشن مي شود .
+
حضرت امير مؤمنان عليه السلام در مقايسه بين اهميت فريضه ي امر به معروف و نهي از منکر با جايگاه بقيه ي فرايض ديني ،حتي جهاد في سبيل الله ،با تعبير زيبايي چنين مي فرمايد :
+
«ما اعمال البرّ کلّها والجهاد في سبيل الله عند الأمر بالمعروف و النّهي عن المنکر إلا کنفثةٍ في بحرٍ لجّيٍ »؛(۱)همه ي کارهاي نيک و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهي از منکر ،چون دميدني است به درياي پرموج پهناور .
+
امام خميني رحمه الله نيز براي بيان چنين اولويتي براي فريضه ي امر به معروف و نهي از منکر ،به روايت کتاب تحف العقول که به روايت «مجاري الأمور والأحکام علي أيدي العلماء»مشهور است، استناد مي کند .
+
قسمتي از اين روايت که شامل سخنان حضرت سيد الشهدا عليه السلام در «منا »است، درباره ي بحث ولايت فقيه و وظايفي است که فقها در مبارزه با ستمکاران و تشکيل حکومت اسلامي دارند .امام حسين عليه السلام در اين بخش از روايت به عوامل قيام و جهاد خويش بر ضد دولت اموي مي پردازد .اما قسمت نخست روايت که ايشان از پدر بزرگوارشان حضرت علي عليه السلام نقل کرده اند ،اشاره به آياتي از سوره ي مائده (۲)است که شيوه نادرست گروهي از بني اسرائيل را در مورد سکوت در برابر منکرات تقبيح مي کند .
+
خداي تعالي در اين سوره دسته اي از منافقان اهل کتاب را به خاطر پرده دري و جرأت و بي پروايي در برابر هر گونه گناه ،به خصوص ستمگري و خوردن اموال نامشروع همانند رشوه و ربا ،مذمت مي کند .سپس در آيه ي بعد حمله را متوجه دانشمندان آن ها که با سکوت خود آنان را به گناه تشويق مي نمودند ،کرده و مي فرمايد :«چرا دانشمندان مسيحي و علماي يهود ،آن ها را از سخنان گناه آلود و خوردن اموال نامشروع باز نمي دارند ؟»در پايان آيه مذکور ،به همان شکل که گناهکاران اصلي را مذمت نموده، دانشمندان ساکت و ترک کننده ي امر به معروف و نهي از منکر را مورد مذمت قرار داده و مي فرمايد: «چه زشت است کاري که آن ها انجام مي دهند ».
+
به اين ترتيب ،روشن مي شود که سرنوشت کساني که وظيفه بزرگ امر به معروف و نهي از منکر را ترک مي کنند ،به ويژه اگر از دانشمندان و علما باشند ،سرنوشت همان گناهکاران است و در حقيقت شريک جرم آن ها محسوب مي شوند .
+
از ابن عباس مفسّر معروف نقل شده که مي گفت :اين آيه، شديدترين آيه اي است که دانشمندان وظيفه شناس و ساکت را توبيخ و مذمت مي کند .
+
بديهي است که اين سرزنش قرآن اختصاص به علماي خاموش و ساکت يهود و نصارا ندارد و تمام رهبران فکري و دانشمنداني را که به هنگام آلوده شدن مردم به گناه و سرعت گرفتن در راه ظلم و فساد، خاموش مي نشينند ،در بر مي گيرد؛ زيرا حکم درباره ي همگان يکسان است .
+
در حديثي از امير مؤمنان علي عليه السلام مي خوانيم که فرمود :
+
اقوام گذشته به اين جهت هلاک و نابود گشتند که مرتکب گناهان مي شدند و دانشمندانشان سکوت مي کردند و نهي از منکر نمي نمودند. در اين هنگام ،بلاها و کيفرهاي الهي برآن ها فرود مي آمد ،پس اي مردم ! امر به معروف و نهي از منکرنماييد تا به سرنوشت آنها دچار نشويد .(۳)
+
از اين رو ،قسمت نخست روايت امام حسين عليه السلام که از پدر بزرگوار ايشان نقل شده ،مربوط به موضوع امر به معروف و نهي از منکراست و مورد توجه حضرت امام خميني رحمه الله در بيان اهميت اين فريضه قرار گرفته است .حضرت امير عليه السلام فرموده :
+
«إعتبروا ايّها النّاس بما وعظ الله به أوليائه من سوء ثنائه علي الأحبار إذ يقول :(لو لا ينهاهم الرّبّانيّون و الأخبار عن قولهم الإثم )(۴)و قال :(لعن الذين کفروا من بني إسرائيل )إلي قوله :(لبئس ما کانوا يفعلون )(۵)و إنّما عاب الله ذلک عليهم لأنّهم کانوا يرون من الظّلمة الّذين بين أظهرهم المنکر و الفساد ينهونهم عن ذلک رغبةً فيما کانوا ينالون منهم و رهبة ممّا يحذرون و الله يقول :(فلا تخشوا النّاس و اخشون )(۶)
+
و قال :(والمؤمنون و المؤمنات بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر ).(۷)فبدأ الله بالأمر بالمعروف و النّهي عن المنکر فريضة منه لعلمه بأنّها إذا ادّيت و اقيمت ،استقامت الفرائض کلّها هيّنها و صعبها».(۸)
+
حضرت امام رحمه الله مفاد اين روايت را اين گونه توضيح مي دهند :
+
اي مردم ! از پندي که خدا به دوستدارانش به صورت بدگويي از «احبار»داده، عبرت بگيريد ؛آنجا که مي فرمايد :«چرا نبايد علماي ديني و احبار از گفتار گناهکارانه ي آنان (يعني يهود )و حرام خواري آنان جلوگيري کنند .راستي آنچه انجام مي داده و بوجود مي آورده اند ،چه بد بوده است»... در حقيقت، خدا آن را از اين جهت برايشان عيب مي شمارد و مايه ي ملامت مي سازد که آنان را با چشم خود مي ديدند که ستمکاران به زشت کاري و فساد پرداخته اند، و باز منعشان نمي کردند؛ به خاطر عشقي که به دريافت هاي خود از آنان داشتند؛ و نيز به خاطر ترسي که از آزار و تعقيب آنان به دل راه مي دادند ؛در حالي که خدا مي فرمايد:«از مردم نترسيد و از من بترسيد» و مي فرمايد :«مردان مؤمن دوستدار و رهبر و عهده دار يکديگرند. همديگر را امر به معروف و نهي از منکر مي کنند ».(مي بينيم که در اين آيه در شمردن صفات مؤمنان ،صفاتي که مظهر دوست داري و عهده داري و رهبري متقابل مؤمنان است )خدا از امر به معروف و نهي از منکر شروع مي کند و نخست اين را واجب مي شمارد؛ زيرا مي داند که اگر امر به معروف و نهي از منکر انجام بگيرد و در جامعه برقرار شود، همه واجبات ،از آسان گرفته تا مشکل ،
+
همگي برقرار خواهد شد .و آن بدين سبب است که امر به معروف و نهي از منکر عبارت است از دعوت به اسلام (يعني جهاد اعتقادي خارجي )به اضافه ي بازگرداندن حقوق ستمديدگان به ايشان و مخالفت و مبارزه
+
با ستمگران (داخلي )و کوشش براي اين که ثروت هاي عمومي و درآمد جنگي طبق قانون عادلانه اسلام توزيع شود و صدقات (زکات و همه ماليات هاي الزامي يا داوطلبانه )از موارد صحيح و واجب آن جمع آوري و گرفته شود و هم در موارد شرعي و صحيح آن به مصرف برسد .(۹)
+
امام حسين عليه السلام در ادامه روايت به مخاطبين خويش هشدار مي دهد که شما در معرض نزول عذاب شديد و نقمت و انتقام الهي هستيد؛ چرا که شاهديد که چگونه تعهدات الهي زير پا نهاده مي شوند و شما سکوت اختيار کرده و خود را به غفلت زده ايد، در حالي که در عمل به عهود و پيمان هايي که پدرانتان بسته اند، کوشا هستيد؛ ولي تعهداتي که در برابر پيامبر خدا صلي الله عليه و آله و سلم انجام گرفته ،مورد بي اعتنايي قرار گرفته است .
+
آن حضرت بعد از بيان پاره اي از مکاره و کارهاي ناشايست که در جامعه فراگير شده است ،مي فرمايد :
+
«...کلُّ ذلک ممّا أمرکم الله به من النّهي و التّناهي و أنتم عنه غافلون و أنتم أعظم النّاس مصيبة لما غلبتم عليه من منازل العلماء»؛(۱۰) ...تمام اين ها دستورهايي است که خدا به صورت نهي يا همديگر را نهي کردن و بازداشتن داده و شما از آن ها غفلت مي ورزيد .مصيبت شما از مصايب همه
+
مردم سهمگين تر است ؛زيرا منزلت و مقام علمايي را از شما باز گرفته اند .(۱۱)
+
در ادامه ي روايت که در کمال فصاحت و بلاغت از زبان امام بزرگوار و شجاعي چون سيدالشهدا جاري گشته است،آن حضرت نهايتاً تکليف خويش را در مقابل ظلم و انحطاط عصر اين چنين بيان مي فرمايد :
+
«اللهمّ إنّک تعلم أنّه لم يکن ما کان منّا تنافساً في سلطان و لا إلتماساً من فضول الحطام و لکن لنري المعالم من دينک و نظهر الإصلاح في بلادک و يأمن المظلمون من عبادک و يعمل بفرائضک و سننک و أحکامک »؛(۱۲)خدايا! بي شک ،تو مي داني آنچه از ما سر زده، رقابت در به دست آوردن قدرت سياسي نبوده و نه جستجوي ثروت و نعمت هاي ناچيز دنيا؛ بلکه براي اين بوده که اصول و ارزش هاي درخشان دينت را بنماييم و ارائه دهيم و در کشورت اصلاح پديد آوريم و بندگان ستم زده ات را ايمن و برخوردار از حقوق مسلمشان گردانيم و نيز تا وظايفي که مقرّر داشته اي و به سنن و قوانين و احکامت عمل شود .(۱۳)
+
نتيجه سخن
+
+
از اين روايت که مورد توجه و استشهاد حضرت امام رحمه الله در کتاب ولايت فقيه قرار گرفته است، مي توان نتايج ذيل را استفاده نمود :
+
۱.اين روايت مخاطبين عام را در نظر گرفته و خطاب به دسته و گروه خاصي نيست؛ يعني اگرچه اشاره به عمل ربّانيون و احبار شده
+
است، اما هدف آن بيان اين نکته عام است که سکوت در برابر تخلفات بزرگ اجتماعي در هر زمان و براي هر فرد که از آن ها مطلع شود و امکان مخالفت براي وي فراهم باشد ،مورد نکوهش جدي است .تعبير به «اعتبروا أيّها الناس »و همچنين ذکر کلمه ي «اولياء » نشانگر اين عموميت مخاطب است ؛چرا که مراد افرادي هستند که «توجه به خدا دارند و در جامعه داراي مسئوليت مي باشند».بنابراين ،اختصاص به علماي يهود يا نصاري نداشته و علماي اسلام را نيز شامل مي شود .از جهت ديگر ،اين مهم از لحاظ زماني هم عموميت داشته و مربوط به گذشتگان نيست.حضرت امام رحمه الله در اين باره فرموده:
+
اين مطالب براي دسته و جمعيت خاصي نيست؛بلکه از طرف آن حضرت براي هر امير ،هر وزير، هر حاکم و هر فقيه ،براي همه دنيا، همه بشر و همه افرادي که زنده هستند ،بخشنامه شده است. بخشنامه هاي آن حضرت همدوش قرآن است و همانند قرآن تا روز قيامت واجب الاتّباع مي باشد ...از آنجا که ربّانيون و احبار از جهت طمع يا ترس در برابر ظلم ظلمه سکوت کردند ،در صورتي که با دادها، فريادها و با گفتارهايشان مي توانستند کاري انجام دهند و جلو ظلم را بگيرند ،مورد استنکار خداوند واقع شدند . علماي اسلام هم اگر در برابر ستمگران قيام نکنند و سکوت نمايند ،مورد استنکار قرار خواهند گرفت.(۱۴)
+
۲.سهل انگاري علماي امت در مورد فريضه ي امر به معروف و نهي از منکر در برابر متخلفان، بر اصل بقاي اسلام زيان بار خواهد بود ؛چون اين
+
گروه متکفل حفظ اسلام هستند و اگر در اين وظيفه سنگين کوتاهي کنند، ضربه هولناکي به دين مي زنند که عقوبت سنگيني به همراه دارد. رفتار علما در انجام اين مهم و يا ترک آن ،قابل مقايسه با ديگران نيست و تسامح آن ها تنها به خودشان صدمه نمي زند؛ چرا که مردم آن ها را نمونه و آيينه ي دين خدا مي دانند .کوتاهي آنان سبب انعکاس جلوه اي مخدوش از اسلام مي شود .(۱۵)
+
۳.اين که از ميان منکرات ،در آيه ي شريفه به «قول اثم »و «اکل سحت »اشاره شده است ،علتش بيان اهميت اين دو منکر است .واضح است که هر دوي اين منکرها ،بار اجتماعي دارد .قول اثم يا سخن گناه ،تمامي تخلفات گفتاري خصوصاً تبليغات سوء را که اسلام را وارونه جلوه مي دهد، در بر مي گيرد .تفسير به رأي احکام دين ،بدعت ها و گفتارهاي نادرست و نيز نمود و بيان نادرست از عدالت الهي در جامعه، اموري هستند که آسيب هاي بسيار ريشه اي و مؤثري را به دنبال خواهند داشت .
+
همچنين مراد از «اکل سحت »نه تنها حرام خواري ها جزئي را شامل مي شود ،بلکه تمام مفاسد اقتصادي در جامعه ،اختلاس بيت المال ،عرضه سرمايه هاي ملي مسلمين به بيگانگان به ثمن بخس، بستن قراردادهاي ظالمانه و دادن امتياز به بيگانگان در امور کلاني چون: استخراج معادن، بهره برداري از جنگل ها و منابع طبيعي، راه سازي ،شهر سازي و يا خريد اسلحه را نيز شامل مي گردد .
+
حضرت امام رحمه الله در اين مورد مي فرمايد :
+
ار آنجا که دايره فکر عده اي از دايره همين مسجد تجاوز نمي کند و جولان و گسترش ندارد ،وقتي گفته مي شود «اکل سحت »،يعني حرام خواري ،فقط بقال سر کوچه به نظرشان مي آيد که العياذ بالله کم فروشي مي کند !ديگر آن دايره بزرگ حرام خواري و غارت گري به نظر نمي آيد که يک سرمايه بزرگ را مي بلعند ،بيت المال را اختلاس مي کنند ،نفت ما را مي خورند. به نام نمايندگي کمپاني هاي خارجي ،کشور ما را بازار فروش کالاهاي گران و غير ضروري بيگانه مي کنند و از اين راه ،پول مردم را به جيب خود و سرمايه داران بيگانه مي ريزند ...اين ها جريانات سيل آسايي از حرام خوري است که پيش چشم ما صورت مي گيرد و هنوز ادامه دارد ... ما بايد جلو اين غارتگري ها و حرام خواري ها را بگيريم .همه مردم موظف به اين کار هستند ؛ولي علماي ديني وظيفه شان سنگين و مهم تر است .(۱۶)
+
۴.افرادي که قدرت منع ستمکاران از تخلفات فوق را نداشته باشند، بايد براي عمل به وظيفه امر به معروف و نهي از منکر تلاش کنند تا قدرت لازمه را کسب کنند ؛ ولي تا زماني که توان لازم را کسب نکرده اند ،بايد از افشاگري و معرفي خائنان و حرام خواران اجتماعي و اظهار حقايق غفلت نکنند .
+
امام خميني رحمه الله مي فرمايد :
+
خود اظهار مخالفت و بيان تعاليم و احکام خدا که مخالف بدعت و ظلم و گناه مي باشد ،مفيد است ؛چون سبب مي شود عامه مردم به فساد اجتماعي و مظالم
+
حکام خائن و فاسق يا بي دين پي برده ،به مبارزه برخيزند و از همکاري با ستمکاران خودداري نمايند و به عدم اطاعت در برابر قدرت هاي حاکمه فاسد و خائن دست بزنند .اظهار مخالفت علماي ديني در چنين مواردي ،يک «نهي از منکر »از طرف رهبري ديني جامعه است که موجي از «نهي از منکر »و يک نهضت مخالفت و «نهي از منکر »را به دنبال مي آورد. نهضتي را به دنبال مي آورد که همه مردم ديندار و غيرتمند در آن شرکت دارند ،نهضتي که اگر حکام ستمکار و منحرف به آن تسليم نشوند و به صراط مستقيم رويه ي اسلامي تبعيت از احکام الهي باز نيايند ...،بر مسلمانان است که به جهاد مسلحانه با «فئه باغيه »يعني حکام تجاوزکار، بپردازند تا سياست جامعه و رويه ي حکومت کنندگان مطابق با اصول و احکام اسلام باشد .(۱۷)
+
بنابراين ،عمل به فريضه ي «نهي از منکر »اگر از طرف بزرگان دين و علماي صاحب نفوذ انجام گيرد ،اگر هم در مرحله نخست و به نظر اوّليه شايد مثمر ثمر تلقي نشود ،اما نهايتاً مي تواند به دليل گسترش اين حرکت و حمايت عمومي جامعه، به حرکتي عظيم بر ضد منکر تبديل شود که طبعاً در چنين شرايطي متصديان چنين منکراتي توان مقابله با موج عظيم مخالفت مردمي را نخواهند داشت.
+
بايد گفت که آن روح خدا چه نيکو وظيفه شرعي علماي دين را با نظري عميق و نگاهي درست ارزيابي کرده ،تأثيرات آن را پيش بيني مي نمود .اين واقعيت که حضرت امام رحمه الله در ابتداي مبارزه يک تنه به انجام وظيفه «نهي از منکر »پرداخت و شجاعانه متصديان منکر را در
+
جامعه هدف قرار داد و اين دعوت به انجام تکليف وي که از پايگاه يک فقيه بزرگ ديني برمي خاست ،در ميان مردم نيز از حمايت شايسته اي برخوردار شد .در نهايت ،موج فراگير انقلاب اسلامي را در پي آورد که نه تنها مانع از منکرات در جامعه شد ،بلکه کيان و خانمان بدکاران و مروّجان منکرات را بر سرشان فرو ريخت و تلاش بزدلانه ي آنان ،توسط سيل خروشان خيل مردم ديندار و پيرو فقاهت ،در برابر صخره هاي مقاومت شجاعانه ،چون کفي سست مضمحل گشته و نظامي مبارک بر مبناي ديني در کشور عزيزمان مستقر گرديد .
+
به راستي اين جمله امير مؤمنان عليه السلام که درباره ي ابن عباس فرمود :«لله درّ ابن عباس فإنّه ينظر من ستر دقيق ».در مورد ابرمرد صحنه ي صدق و اخلاص زمانه و رادمرد شجاع صحنه ي دفاع از حريم دين ،حضرت امام خميني صدق مي کند .
+
حضرت امام رحمه الله در اين خصوص فرموده :
+
اگر يک اعتراض دسته جمعي به ظلمه که خلافي مرتکب مي شوند يا جنايتي مي کنند ،بشود ،اگر چند هزار تلگراف از همه بلاد اسلامي به آن ها بشود که اين کار خلاف را انجام ندهيد ،يقيناً دست بر مي دارند ...زود عقب نشيني مي کنند. خيال مي کنيد مي توانند عقب نشيني نکنند ؟هرگز نمي توانند. من آن ها را مي شناسم .من مي دانم که چکاره اند ! خيلي هم ترسو هستند ! خيلي زود عقب نشيني مي کنند .ليکن وقتي که ديدند ما از آن ها بي عرضه تريم ،جولان مي دهند .(۱۸)
+
۵.سکوت در برابر منکرات ،علاوه بر شبهه تأييد تلويحي ،عواقب ديگري نيز به دنبال دارد .از جمله اين که همين سکوت رفته رفته که در هر عصري تکرار مي شود ،در دوره هاي بعدي به يک روال و سنت سيئه اي بدل مي شود . اي بسا نسل هاي بعدي نيز همين رويه را حجت پندارند و يک پندار باطل در طول زمان به شيوه ي عمل دين مداراني تبديل شود که سکوتشان موجب استقرار نظام هاي ظالم در طول تاريخ خواهد شد .
+
۶.سکوت در برابر اين گونه تخلفات ،از دو علت مي تواند ناشي گردد که هر دو نشانه اي از ضعف و زبوني روحي انسان است؛ دسته اي در ترک نهي طغيان افراد ستمگر و عدم اعتراض به آن ها به دنبال سودجويي مادي اند و به اصطلاح در مقابل اين خدمت ،از ستمگران حق السکوت دريافت مي کنند .در چنين صورتي ،انسان شخصيت و آزادگي ذاتي خود را فداي بهاي ناچيز مادي کرده است .در حقيقت، تکليف شرعي و وجداني خويش را به ثمن بخسي فروخته است .دسته ي ديگر نيز از ترس و بي جرأتي در مقابل بدکاران ،زبان در کام فرو برده و سکوت اختيار کرده اند .
+
پي نوشت ها :
+
+
۱.نهج البلاغه ،حکمت ۳۷۴، ص۴۲۹.
+
۲.مائده (۵):۶۳-۸۱.
+
۳.تفسير نمونه ،ج۴،ص۴۴۶-۴۴۸.
+
۴.مائده (۵):۶۳.گفتني است که «ربّاني »از کلمه «رب »گرفته شده است و به معناي دانشمندان است که مردم را به سوي خدا دعوت مي کنند ؛ولي در بسياري از موارد، اين کلمه به علماي مذهبي مسيحي اطلاق مي شده است.«احبار»هم جمع «حَبر»به معناي دانشمنداني است که اثر نيکي از خود در جامعه مي گذارند؛ ولي در بسياري از موارد ،به علماي يهود گفته شده است .(ر.ک:تفسير نمونه ،ج۴،ص۴۴۶-۴۴۸)
+
۵-مائده (۵):۷۸-۷۹.
+
۶.مائده (۵):۴۴.
+
۷.توبه (۹):۷۱.
+
۸.تحف العقول ،ص۲۳۷؛وسائل الشيعه ،ج۱۱،ص۴۰۳،ح۹.
+
۹.ولايت فقيه (حکومت اسلامي ، ص۱۰۸-۱۰۹.
+
۱۰.همان ،ص۱۰۸.
+
۱۱.همان ،ص۱۱۰.
+
۱۲.همان ،ص۱۰۸.
+
۱۳.همان ،ص۱۱۱.
+
۱۴.همان ،ص۱۱۹-۱۲۰.
+
۱۵.ر.ک:همان ،ص۱۱۲.
+
۱۶.همان ،ص۱۱۴-۱۱۵.
+
۱۷.همان ،ص۱۱۳-۱۱۴.
+
۱۸.همان ،ص۱۱۸.
+
منبع: امام خميني (س) و مفاهيم اخلاقي/ ۱۴، مؤسسه ي تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره) -دفتر قم ۱۳۸۷: چاپ و نشر عروج
+
  
 +
امر به معروف و [[نهی از منکر]] در میان فرائض دینی از اولویت و اهمیت خاصی برخوردار است .همان طوری که گفته شد ،امتیاز آن به این جهت است که این فریضه راهگشا، زمینه ساز تحقق محیطی مناسب برای عمل به واجبات دیگر به شمار می آید .<br/>
 +
در حقیقت، اگر این دستور دینی به صورتی جامع و کامل عملی شود، جامعه اسلامی به محیطی سازنده و مساعد تبدیل می شود که در آن بستر مطلوبی برای تقیّد به احکام شریعت فراهم می آید .در نقطه مقابل نیز کم توجهی و یا ترک آن رفته رفته باعث می شود که غبار هجران بر سیمای احکام الهی نشسته و زنگار منکرات چهره ی تابناک آن را تیره و تار سازد و دیگر کسی در جستجو و شناخت و عمل به آن ها رغبت نمی نماید .اگر جامعه از این فریضه غفلت کند ،احکام نورانی اسلام که باید زمینه ساز رشد معنوی بشریت شود و روابط سالم اجتماعی بر مبنای آن ها پایه ریزی گردد ،از میان مردم رخت بر می بندد و نهایتاً دین الهی نیز تدریجاً از صحنه حیات فردی و جمعی کنار می رود .با در نظر گرفتن چنین امتیازی است که اهمیت این فریضه روشن می شود .<br/>
 +
حضرت امیر مؤمنان علیه السلام در مقایسه بین اهمیت فریضه ی [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] با جایگاه بقیه ی فرایض دینی ،حتی جهاد فی سبیل الله ،با تعبیر زیبایی چنین می فرماید :<br/>
 +
«ما اعمال البرّ کلّها والجهاد فی سبیل الله عند الأمر بالمعروف و النّهی عن المنکر إلا کنفثةٍ فی بحرٍ لجّیٍ »؛<ref>نهج البلاغه ،حکمت ۳۷۴، ص۴۲۹</ref>همه ی کارهای نیک و جهاد در راه خدا در برابر [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] ،چون دمیدنی است به دریای پرموج پهناور .<br/>
 +
امام خمینی رحمه الله نیز برای بیان چنین اولویتی برای فریضه ی [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] ،به روایت کتاب تحف العقول که به روایت «مجاری الأمور والأحکام علی أیدی العلماء»مشهور است، استناد می کند .<br/>
 +
قسمتی از این روایت که شامل سخنان حضرت سید الشهدا علیه السلام در «منا »است، درباره ی بحث ولایت فقیه و وظایفی است که فقها در مبارزه با ستمکاران و تشکیل حکومت اسلامی دارند .امام حسین علیه السلام در این بخش از روایت به عوامل قیام و جهاد خویش بر ضد دولت اموی می پردازد .اما قسمت نخست روایت که ایشان از پدر بزرگوارشان حضرت علی علیه السلام نقل کرده اند ،اشاره به آیاتی از سوره ی مائده <ref>مائده (۵):۶۳-۸۱</ref>است که شیوه نادرست گروهی از بنی اسرائیل را در مورد سکوت در برابر منکرات تقبیح می کند .<br/>
 +
خدای تعالی در این سوره دسته ای از منافقان اهل کتاب را به خاطر پرده دری و جرأت و بی پروایی در برابر هر گونه [[گناه]] ،به خصوص ستمگری و خوردن اموال نامشروع همانند رشوه و ربا ،مذمت می کند .سپس در آیه ی بعد حمله را متوجه دانشمندان آن ها که با سکوت خود آنان را به [[گناه]] تشویق می نمودند ،کرده و می فرماید :«چرا دانشمندان مسیحی و علمای یهود ،آن ها را از سخنان [[گناه]] آلود و خوردن اموال نامشروع باز نمی دارند ؟»در پایان آیه مذکور ،به همان شکل که گناهکاران اصلی را مذمت نموده، دانشمندان ساکت و ترک کننده ی [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] را مورد مذمت قرار داده و می فرماید: «چه زشت است کاری که آن ها انجام می دهند ».<br/>
 +
به این ترتیب ،روشن می شود که سرنوشت کسانی که وظیفه بزرگ [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] را ترک می کنند ،به ویژه اگر از دانشمندان و علما باشند ،سرنوشت همان گناهکاران است و در حقیقت شریک جرم آن ها محسوب می شوند .<br/>
 +
از ابن عباس مفسّر معروف نقل شده که می گفت :این آیه، شدیدترین آیه ای است که دانشمندان وظیفه شناس و ساکت را توبیخ و مذمت می کند .<br/>
 +
بدیهی است که این سرزنش قرآن اختصاص به علمای خاموش و ساکت یهود و نصارا ندارد و تمام رهبران فکری و دانشمندانی را که به هنگام آلوده شدن مردم به [[گناه]] و سرعت گرفتن در راه ظلم و فساد، خاموش می نشینند ،در بر می گیرد؛ زیرا حکم درباره ی همگان یکسان است .<br/>
 +
در حدیثی از امیر مؤمنان علی علیه السلام می خوانیم که فرمود :<br/>
 +
اقوام گذشته به این جهت هلاک و نابود گشتند که مرتکب گناهان می شدند و دانشمندانشان سکوت می کردند و [[نهی از منکر]] نمی نمودند. در این هنگام ،بلاها و کیفرهای الهی برآن ها فرود می آمد ،پس ای مردم ! [[امر به معروف]] و نهی از منکرنمایید تا به سرنوشت آنها دچار نشوید .<ref>تفسیر نمونه ،ج۴،ص۴۴۶-۴۴۸</ref>
 +
از این رو ،قسمت نخست روایت امام حسین علیه السلام که از پدر بزرگوار ایشان نقل شده ،مربوط به موضوع [[امر به معروف]] و نهی از منکراست و مورد توجه حضرت امام خمینی رحمه الله در بیان اهمیت این فریضه قرار گرفته است .حضرت امیر علیه السلام فرموده :<br/>
 +
«إعتبروا ایّها النّاس بما وعظ الله به أولیائه من سوء ثنائه علی الأحبار إذ یقول :(لو لا ینهاهم الرّبّانیّون و الأخبار عن قولهم الإثم )<ref>مائده (۵):۶۳.گفتنی است که «ربّانی »از کلمه «رب »گرفته شده است و به معنای دانشمندان است که مردم را به سوی خدا دعوت می کنند ؛ولی در بسیاری از موارد، این کلمه به علمای مذهبی مسیحی اطلاق می شده است.«احبار»هم جمع «حَبر»به معنای دانشمندانی است که اثر نیکی از خود در جامعه می گذارند؛ ولی در بسیاری از موارد ،به علمای یهود گفته شده است .(ر.ک:تفسیر نمونه ،ج۴،ص۴۴۶-۴۴۸)</ref>و قال :(لعن الذین کفروا من بنی إسرائیل )إلی قوله :(لبئس ما کانوا یفعلون )<ref>مائده (۵):۷۸-۷۹</ref>و إنّما عاب الله ذلک علیهم لأنّهم کانوا یرون من الظّلمة الّذین بین أظهرهم المنکر و الفساد ینهونهم عن ذلک رغبةً فیما کانوا ینالون منهم و رهبة ممّا یحذرون و الله یقول :(فلا تخشوا النّاس و اخشون )<ref>مائده (۵):۴۴</ref>
 +
و قال :(والمؤمنون و المؤمنات بعضهم أولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر ).<ref>توبه (۹):۷۱</ref>فبدأ الله بالأمر بالمعروف و النّهی عن المنکر فریضة منه لعلمه بأنّها إذا ادّیت و اقیمت ،استقامت الفرائض کلّها هیّنها و صعبها».<ref>تحف العقول ،ص۲۳۷؛وسائل الشیعه ،ج۱۱،ص۴۰۳،ح۹</ref>
 +
حضرت امام رحمه الله مفاد این روایت را این گونه توضیح می دهند :<br/>
 +
ای مردم ! از پندی که خدا به دوستدارانش به صورت بدگویی از «احبار»داده، عبرت بگیرید ؛آنجا که می فرماید :«چرا نباید علمای دینی و احبار از گفتار گناهکارانه ی آنان (یعنی یهود )و حرام خواری آنان جلوگیری کنند .راستی آنچه انجام می داده و بوجود می آورده اند ،چه بد بوده است»... در حقیقت، خدا آن را از این جهت برایشان عیب می شمارد و مایه ی ملامت می سازد که آنان را با چشم خود می دیدند که ستمکاران به زشت کاری و فساد پرداخته اند، و باز منعشان نمی کردند؛ به خاطر عشقی که به دریافت های خود از آنان داشتند؛ و نیز به خاطر ترسی که از آزار و تعقیب آنان به دل راه می دادند ؛در حالی که خدا می فرماید:«از مردم نترسید و از من بترسید» و می فرماید :«مردان مؤمن دوستدار و رهبر و عهده دار یکدیگرند. همدیگر را [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] می کنند ».(می بینیم که در این آیه در شمردن صفات مؤمنان ،صفاتی که مظهر دوست داری و عهده داری و رهبری متقابل مؤمنان است )خدا از [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] شروع می کند و نخست این را واجب می شمارد؛ زیرا می داند که اگر [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] انجام بگیرد و در جامعه برقرار شود، همه واجبات ،از آسان گرفته تا مشکل ،
 +
همگی برقرار خواهد شد .و آن بدین سبب است که [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] عبارت است از دعوت به اسلام (یعنی جهاد اعتقادی خارجی )به اضافه ی بازگرداندن حقوق ستمدیدگان به ایشان و مخالفت و مبارزه با ستمگران (داخلی )و کوشش برای این که ثروت های عمومی و درآمد جنگی طبق قانون عادلانه اسلام توزیع شود و صدقات (زکات و همه مالیات های الزامی یا داوطلبانه )از موارد صحیح و واجب آن جمع آوری و گرفته شود و هم در موارد شرعی و صحیح آن به مصرف برسد .<ref>ولایت فقیه (حکومت اسلامی ، ص۱۰۸-۱۰۹</ref>
 +
امام حسین علیه السلام در ادامه روایت به مخاطبین خویش هشدار می دهد که شما در معرض نزول عذاب شدید و نقمت و انتقام الهی هستید؛ چرا که شاهدید که چگونه تعهدات الهی زیر پا نهاده می شوند و شما سکوت اختیار کرده و خود را به غفلت زده اید، در حالی که در عمل به عهود و پیمان هایی که پدرانتان بسته اند، کوشا هستید؛ ولی تعهداتی که در برابر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم انجام گرفته ،مورد بی اعتنایی قرار گرفته است .<br/>
 +
آن حضرت بعد از بیان پاره ای از مکاره و کارهای ناشایست که در جامعه فراگیر شده است ،می فرماید :<br/>
 +
«...کلُّ ذلک ممّا أمرکم الله به من النّهی و التّناهی و أنتم عنه غافلون و أنتم أعظم النّاس مصیبة لما غلبتم علیه من منازل العلماء»؛<ref>همان ،ص۱۰۸</ref>...تمام این ها دستورهایی است که خدا به صورت نهی یا همدیگر را نهی کردن و بازداشتن داده و شما از آن ها غفلت می ورزید .مصیبت شما از مصایب همه مردم سهمگین تر است ؛زیرا منزلت و مقام علمایی را از شما باز گرفته اند .<ref>همان ،ص۱۱۰</ref>
 +
در ادامه ی روایت که در کمال فصاحت و بلاغت از زبان امام بزرگوار و شجاعی چون سیدالشهدا جاری گشته است،آن حضرت نهایتاً تکلیف خویش را در مقابل ظلم و انحطاط عصر این چنین بیان می فرماید :<br/>
 +
«اللهمّ إنّک تعلم أنّه لم یکن ما کان منّا تنافساً فی سلطان و لا إلتماساً من فضول الحطام و لکن لنری المعالم من دینک و نظهر الإصلاح فی بلادک و یأمن المظلمون من عبادک و یعمل بفرائضک و سننک و أحکامک »؛<ref>همان ،ص۱۰۸</ref>خدایا! بی شک ،تو می دانی آنچه از ما سر زده، رقابت در به دست آوردن قدرت سیاسی نبوده و نه جستجوی ثروت و نعمت های ناچیز دنیا؛ بلکه برای این بوده که اصول و ارزش های درخشان دینت را بنماییم و ارائه دهیم و در کشورت اصلاح پدید آوریم و بندگان ستم زده ات را ایمن و برخوردار از حقوق مسلمشان گردانیم و نیز تا وظایفی که مقرّر داشته ای و به سنن و قوانین و احکامت عمل شود .<ref>همان ،ص۱۱۱</ref>
 +
 +
== نتیجه سخن ==
 +
از این روایت که مورد توجه و استشهاد حضرت امام رحمه الله در کتاب ولایت فقیه قرار گرفته است، می توان نتایج ذیل را استفاده نمود :<br/>
 +
۱.این روایت مخاطبین عام را در نظر گرفته و خطاب به دسته و گروه خاصی نیست؛ یعنی اگرچه اشاره به عمل ربّانیون و احبار شده است، اما هدف آن بیان این نکته عام است که سکوت در برابر تخلفات بزرگ اجتماعی در هر زمان و برای هر فرد که از آن ها مطلع شود و امکان مخالفت برای وی فراهم باشد ،مورد نکوهش جدی است .تعبیر به «اعتبروا أیّها الناس »و همچنین ذکر کلمه ی «اولیاء » نشانگر این عمومیت مخاطب است ؛چرا که مراد افرادی هستند که «توجه به خدا دارند و در جامعه دارای مسئولیت می باشند».بنابراین ،اختصاص به علمای یهود یا نصاری نداشته و علمای اسلام را نیز شامل می شود .از جهت دیگر ،این مهم از لحاظ زمانی هم عمومیت داشته و مربوط به گذشتگان نیست.حضرت امام رحمه الله در این باره فرموده:<br/>
 +
این مطالب برای دسته و جمعیت خاصی نیست؛بلکه از طرف آن حضرت برای هر امیر ،هر وزیر، هر حاکم و هر فقیه ،برای همه دنیا، همه بشر و همه افرادی که زنده هستند ،بخشنامه شده است. بخشنامه های آن حضرت همدوش قرآن است و همانند قرآن تا روز قیامت واجب الاتّباع می باشد ...از آنجا که ربّانیون و احبار از جهت طمع یا ترس در برابر ظلم ظلمه سکوت کردند ،در صورتی که با دادها، فریادها و با گفتارهایشان می توانستند کاری انجام دهند و جلو ظلم را بگیرند ،مورد استنکار خداوند واقع شدند . علمای اسلام هم اگر در برابر ستمگران قیام نکنند و سکوت نمایند ،مورد استنکار قرار خواهند گرفت.<ref>همان ،ص۱۱۹-۱۲۰</ref>
 +
۲.سهل انگاری علمای امت در مورد فریضه ی [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] در برابر متخلفان، بر اصل بقای اسلام زیان بار خواهد بود ؛چون این
 +
گروه متکفل حفظ اسلام هستند و اگر در این وظیفه سنگین کوتاهی کنند، ضربه هولناکی به دین می زنند که عقوبت سنگینی به همراه دارد. رفتار علما در انجام این مهم و یا ترک آن ،قابل مقایسه با دیگران نیست و تسامح آن ها تنها به خودشان صدمه نمی زند؛ چرا که مردم آن ها را نمونه و آیینه ی دین خدا می دانند .کوتاهی آنان سبب انعکاس جلوه ای مخدوش از اسلام می شود .<ref>ر.ک:همان ،ص۱۱۲</ref>
 +
۳.این که از میان منکرات ،در آیه ی شریفه به «قول اثم »و «اکل سحت »اشاره شده است ،علتش بیان اهمیت این دو منکر است .واضح است که هر دوی این منکرها ،بار اجتماعی دارد .قول اثم یا سخن [[گناه]] ،تمامی تخلفات گفتاری خصوصاً تبلیغات سوء را که اسلام را وارونه جلوه می دهد، در بر می گیرد .تفسیر به رأی احکام دین ،بدعت ها و گفتارهای نادرست و نیز نمود و بیان نادرست از عدالت الهی در جامعه، اموری هستند که آسیب های بسیار ریشه ای و مؤثری را به دنبال خواهند داشت .<br/>
 +
همچنین مراد از «اکل سحت »نه تنها حرام خواری ها جزئی را شامل می شود ،بلکه تمام مفاسد اقتصادی در جامعه ،اختلاس بیت المال ،عرضه سرمایه های ملی مسلمین به بیگانگان به ثمن بخس، بستن قراردادهای ظالمانه و دادن امتیاز به بیگانگان در امور کلانی چون: استخراج معادن، بهره برداری از جنگل ها و منابع طبیعی، راه سازی ،شهر سازی و یا خرید اسلحه را نیز شامل می گردد .<br/>
 +
حضرت امام رحمه الله در این مورد می فرماید :<br/>
 +
ار آنجا که دایره فکر عده ای از دایره همین مسجد تجاوز نمی کند و جولان و گسترش ندارد ،وقتی گفته می شود «اکل سحت »،یعنی حرام خواری ،فقط بقال سر کوچه به نظرشان می آید که العیاذ بالله کم فروشی می کند !دیگر آن دایره بزرگ حرام خواری و غارت گری به نظر نمی آید که یک سرمایه بزرگ را می بلعند ،بیت المال را [[اختلاس]] می کنند ،نفت ما را می خورند. به نام نمایندگی کمپانی های خارجی ،کشور ما را بازار فروش کالاهای گران و غیر ضروری بیگانه می کنند و از این راه ،پول مردم را به جیب خود و سرمایه داران بیگانه می ریزند ...این ها جریانات سیل آسایی از حرام خوری است که پیش چشم ما صورت می گیرد و هنوز ادامه دارد ... ما باید جلو این غارتگری ها و حرام خواری ها را بگیریم .همه مردم موظف به این کار هستند ؛ولی علمای دینی وظیفه شان سنگین و مهم تر است .<ref>همان ،ص۱۱۴-۱۱۵</ref>
 +
۴.افرادی که قدرت منع ستمکاران از تخلفات فوق را نداشته باشند، باید برای عمل به وظیفه [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] تلاش کنند تا قدرت لازمه را کسب کنند ؛ ولی تا زمانی که توان لازم را کسب نکرده اند ،باید از افشاگری و معرفی خائنان و حرام خواران اجتماعی و اظهار حقایق غفلت نکنند .<br/>
 +
امام خمینی رحمه الله می فرماید :<br/>
 +
خود اظهار مخالفت و بیان تعالیم و احکام خدا که مخالف [[بدعت]] و ظلم و [[گناه]] می باشد ،مفید است ؛چون سبب می شود عامه مردم به فساد اجتماعی و مظالم حکام خائن و فاسق یا بی دین پی برده ،به مبارزه برخیزند و از همکاری با ستمکاران خودداری نمایند و به عدم اطاعت در برابر قدرت های حاکمه فاسد و خائن دست بزنند .اظهار مخالفت علمای دینی در چنین مواردی ،یک «نهی از منکر »از طرف رهبری دینی جامعه است که موجی از «نهی از منکر »و یک نهضت مخالفت و «نهی از منکر »را به دنبال می آورد. نهضتی را به دنبال می آورد که همه مردم دیندار و غیرتمند در آن شرکت دارند ،نهضتی که اگر حکام ستمکار و منحرف به آن تسلیم نشوند و به صراط مستقیم رویه ی اسلامی تبعیت از احکام الهی باز نیایند ...،بر مسلمانان است که به جهاد مسلحانه با «فئه باغیه »یعنی حکام تجاوزکار، بپردازند تا سیاست جامعه و رویه ی حکومت کنندگان مطابق با اصول و احکام اسلام باشد .<ref>همان ،ص۱۱۳-۱۱۴</ref>
 +
بنابراین ،عمل به فریضه ی «نهی از منکر »اگر از طرف بزرگان دین و علمای صاحب نفوذ انجام گیرد ،اگر هم در مرحله نخست و به نظر اوّلیه شاید مثمر ثمر تلقی نشود ،اما نهایتاً می تواند به دلیل گسترش این حرکت و حمایت عمومی جامعه، به حرکتی عظیم بر ضد منکر تبدیل شود که طبعاً در چنین شرایطی متصدیان چنین منکراتی توان مقابله با موج عظیم مخالفت مردمی را نخواهند داشت.<br/>
 +
باید گفت که آن روح خدا چه نیکو وظیفه شرعی علمای دین را با نظری عمیق و نگاهی درست ارزیابی کرده ،تأثیرات آن را پیش بینی می نمود .این واقعیت که حضرت امام رحمه الله در ابتدای مبارزه یک تنه به انجام وظیفه «نهی از منکر »پرداخت و شجاعانه متصدیان منکر را در جامعه هدف قرار داد و این دعوت به انجام تکلیف وی که از پایگاه یک فقیه بزرگ دینی برمی خاست ،در میان مردم نیز از حمایت شایسته ای برخوردار شد .در نهایت ،موج فراگیر انقلاب اسلامی را در پی آورد که نه تنها مانع از منکرات در جامعه شد ،بلکه کیان و خانمان بدکاران و مروّجان منکرات را بر سرشان فرو ریخت و تلاش بزدلانه ی آنان ،توسط سیل خروشان خیل مردم دیندار و پیرو فقاهت ،در برابر صخره های مقاومت شجاعانه ،چون کفی سست مضمحل گشته و نظامی مبارک بر مبنای دینی در کشور عزیزمان مستقر گردید .<br/>
 +
به راستی این جمله امیر مؤمنان علیه السلام که درباره ی ابن عباس فرمود :«لله درّ ابن عباس فإنّه ینظر من ستر دقیق ».در مورد ابرمرد صحنه ی صدق و اخلاص زمانه و رادمرد شجاع صحنه ی [[دفاع]] از حریم دین ،حضرت امام خمینی صدق می کند .<br/>
 +
حضرت امام رحمه الله در این خصوص فرموده :<br/>
 +
اگر یک اعتراض دسته جمعی به ظلمه که خلافی مرتکب می شوند یا جنایتی می کنند ،بشود ،اگر چند هزار تلگراف از همه بلاد اسلامی به آن ها بشود که این کار خلاف را انجام ندهید ،یقیناً دست بر می دارند ...زود عقب نشینی می کنند. خیال می کنید می توانند عقب نشینی نکنند ؟هرگز نمی توانند. من آن ها را می شناسم .من می دانم که چکاره اند ! خیلی هم ترسو هستند ! خیلی زود عقب نشینی می کنند .لیکن وقتی که دیدند ما از آن ها بی عرضه تریم ،جولان می دهند .<ref>همان ،ص۱۱۸</ref>
 +
۵.سکوت در برابر منکرات ،علاوه بر شبهه تأیید تلویحی ،عواقب دیگری نیز به دنبال دارد .از جمله این که همین سکوت رفته رفته که در هر عصری تکرار می شود ،در دوره های بعدی به یک روال و سنت سیئه ای بدل می شود . ای بسا نسل های بعدی نیز همین رویه را حجت پندارند و یک پندار باطل در طول زمان به شیوه ی عمل دین مدارانی تبدیل شود که سکوتشان موجب استقرار نظام های ظالم در طول تاریخ خواهد شد .<br/>
 +
۶.سکوت در برابر این گونه تخلفات ،از دو علت می تواند ناشی گردد که هر دو نشانه ای از ضعف و زبونی روحی انسان است؛ دسته ای در ترک نهی طغیان افراد ستمگر و عدم اعتراض به آن ها به دنبال سودجویی مادی اند و به اصطلاح در مقابل این خدمت ،از ستمگران حق السکوت دریافت می کنند .در چنین صورتی ،انسان شخصیت و آزادگی ذاتی خود را فدای بهای ناچیز مادی کرده است .در حقیقت، تکلیف شرعی و وجدانی خویش را به ثمن بخسی فروخته است .دسته ی دیگر نیز از ترس و بی جرأتی در مقابل بدکاران ،زبان در کام فرو برده و سکوت اختیار کرده اند .<br/>
 +
 +
منبع: امام خميني (س) و مفاهيم اخلاقي/ ۱۴، مؤسسه ي تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره) -دفتر قم ۱۳۸۷: چاپ و نشر عروج
  
 
به نقل از سایت راسخون
 
به نقل از سایت راسخون
 +
 +
== پانویس ==
 +
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 +
<div class="hold">
 +
<div class="return">بازگشت به [[مقالات]] </div>
 +
</div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۱۰

اهميت امر به معروف و نهي از منکر

نویسنده: مهدی بخت اور

امر به معروف و نهی از منکر در میان فرائض دینی از اولویت و اهمیت خاصی برخوردار است .همان طوری که گفته شد ،امتیاز آن به این جهت است که این فریضه راهگشا، زمینه ساز تحقق محیطی مناسب برای عمل به واجبات دیگر به شمار می آید .
در حقیقت، اگر این دستور دینی به صورتی جامع و کامل عملی شود، جامعه اسلامی به محیطی سازنده و مساعد تبدیل می شود که در آن بستر مطلوبی برای تقیّد به احکام شریعت فراهم می آید .در نقطه مقابل نیز کم توجهی و یا ترک آن رفته رفته باعث می شود که غبار هجران بر سیمای احکام الهی نشسته و زنگار منکرات چهره ی تابناک آن را تیره و تار سازد و دیگر کسی در جستجو و شناخت و عمل به آن ها رغبت نمی نماید .اگر جامعه از این فریضه غفلت کند ،احکام نورانی اسلام که باید زمینه ساز رشد معنوی بشریت شود و روابط سالم اجتماعی بر مبنای آن ها پایه ریزی گردد ،از میان مردم رخت بر می بندد و نهایتاً دین الهی نیز تدریجاً از صحنه حیات فردی و جمعی کنار می رود .با در نظر گرفتن چنین امتیازی است که اهمیت این فریضه روشن می شود .
حضرت امیر مؤمنان علیه السلام در مقایسه بین اهمیت فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر با جایگاه بقیه ی فرایض دینی ،حتی جهاد فی سبیل الله ،با تعبیر زیبایی چنین می فرماید :
«ما اعمال البرّ کلّها والجهاد فی سبیل الله عند الأمر بالمعروف و النّهی عن المنکر إلا کنفثةٍ فی بحرٍ لجّیٍ »؛[۱]همه ی کارهای نیک و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر ،چون دمیدنی است به دریای پرموج پهناور .
امام خمینی رحمه الله نیز برای بیان چنین اولویتی برای فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر ،به روایت کتاب تحف العقول که به روایت «مجاری الأمور والأحکام علی أیدی العلماء»مشهور است، استناد می کند .
قسمتی از این روایت که شامل سخنان حضرت سید الشهدا علیه السلام در «منا »است، درباره ی بحث ولایت فقیه و وظایفی است که فقها در مبارزه با ستمکاران و تشکیل حکومت اسلامی دارند .امام حسین علیه السلام در این بخش از روایت به عوامل قیام و جهاد خویش بر ضد دولت اموی می پردازد .اما قسمت نخست روایت که ایشان از پدر بزرگوارشان حضرت علی علیه السلام نقل کرده اند ،اشاره به آیاتی از سوره ی مائده [۲]است که شیوه نادرست گروهی از بنی اسرائیل را در مورد سکوت در برابر منکرات تقبیح می کند .
خدای تعالی در این سوره دسته ای از منافقان اهل کتاب را به خاطر پرده دری و جرأت و بی پروایی در برابر هر گونه گناه ،به خصوص ستمگری و خوردن اموال نامشروع همانند رشوه و ربا ،مذمت می کند .سپس در آیه ی بعد حمله را متوجه دانشمندان آن ها که با سکوت خود آنان را به گناه تشویق می نمودند ،کرده و می فرماید :«چرا دانشمندان مسیحی و علمای یهود ،آن ها را از سخنان گناه آلود و خوردن اموال نامشروع باز نمی دارند ؟»در پایان آیه مذکور ،به همان شکل که گناهکاران اصلی را مذمت نموده، دانشمندان ساکت و ترک کننده ی امر به معروف و نهی از منکر را مورد مذمت قرار داده و می فرماید: «چه زشت است کاری که آن ها انجام می دهند ».
به این ترتیب ،روشن می شود که سرنوشت کسانی که وظیفه بزرگ امر به معروف و نهی از منکر را ترک می کنند ،به ویژه اگر از دانشمندان و علما باشند ،سرنوشت همان گناهکاران است و در حقیقت شریک جرم آن ها محسوب می شوند .
از ابن عباس مفسّر معروف نقل شده که می گفت :این آیه، شدیدترین آیه ای است که دانشمندان وظیفه شناس و ساکت را توبیخ و مذمت می کند .
بدیهی است که این سرزنش قرآن اختصاص به علمای خاموش و ساکت یهود و نصارا ندارد و تمام رهبران فکری و دانشمندانی را که به هنگام آلوده شدن مردم به گناه و سرعت گرفتن در راه ظلم و فساد، خاموش می نشینند ،در بر می گیرد؛ زیرا حکم درباره ی همگان یکسان است .
در حدیثی از امیر مؤمنان علی علیه السلام می خوانیم که فرمود :
اقوام گذشته به این جهت هلاک و نابود گشتند که مرتکب گناهان می شدند و دانشمندانشان سکوت می کردند و نهی از منکر نمی نمودند. در این هنگام ،بلاها و کیفرهای الهی برآن ها فرود می آمد ،پس ای مردم ! امر به معروف و نهی از منکرنمایید تا به سرنوشت آنها دچار نشوید .[۳] از این رو ،قسمت نخست روایت امام حسین علیه السلام که از پدر بزرگوار ایشان نقل شده ،مربوط به موضوع امر به معروف و نهی از منکراست و مورد توجه حضرت امام خمینی رحمه الله در بیان اهمیت این فریضه قرار گرفته است .حضرت امیر علیه السلام فرموده :
«إعتبروا ایّها النّاس بما وعظ الله به أولیائه من سوء ثنائه علی الأحبار إذ یقول :(لو لا ینهاهم الرّبّانیّون و الأخبار عن قولهم الإثم )[۴]و قال :(لعن الذین کفروا من بنی إسرائیل )إلی قوله :(لبئس ما کانوا یفعلون )[۵]و إنّما عاب الله ذلک علیهم لأنّهم کانوا یرون من الظّلمة الّذین بین أظهرهم المنکر و الفساد ینهونهم عن ذلک رغبةً فیما کانوا ینالون منهم و رهبة ممّا یحذرون و الله یقول :(فلا تخشوا النّاس و اخشون )[۶] و قال :(والمؤمنون و المؤمنات بعضهم أولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر ).[۷]فبدأ الله بالأمر بالمعروف و النّهی عن المنکر فریضة منه لعلمه بأنّها إذا ادّیت و اقیمت ،استقامت الفرائض کلّها هیّنها و صعبها».[۸] حضرت امام رحمه الله مفاد این روایت را این گونه توضیح می دهند :
ای مردم ! از پندی که خدا به دوستدارانش به صورت بدگویی از «احبار»داده، عبرت بگیرید ؛آنجا که می فرماید :«چرا نباید علمای دینی و احبار از گفتار گناهکارانه ی آنان (یعنی یهود )و حرام خواری آنان جلوگیری کنند .راستی آنچه انجام می داده و بوجود می آورده اند ،چه بد بوده است»... در حقیقت، خدا آن را از این جهت برایشان عیب می شمارد و مایه ی ملامت می سازد که آنان را با چشم خود می دیدند که ستمکاران به زشت کاری و فساد پرداخته اند، و باز منعشان نمی کردند؛ به خاطر عشقی که به دریافت های خود از آنان داشتند؛ و نیز به خاطر ترسی که از آزار و تعقیب آنان به دل راه می دادند ؛در حالی که خدا می فرماید:«از مردم نترسید و از من بترسید» و می فرماید :«مردان مؤمن دوستدار و رهبر و عهده دار یکدیگرند. همدیگر را امر به معروف و نهی از منکر می کنند ».(می بینیم که در این آیه در شمردن صفات مؤمنان ،صفاتی که مظهر دوست داری و عهده داری و رهبری متقابل مؤمنان است )خدا از امر به معروف و نهی از منکر شروع می کند و نخست این را واجب می شمارد؛ زیرا می داند که اگر امر به معروف و نهی از منکر انجام بگیرد و در جامعه برقرار شود، همه واجبات ،از آسان گرفته تا مشکل ، همگی برقرار خواهد شد .و آن بدین سبب است که امر به معروف و نهی از منکر عبارت است از دعوت به اسلام (یعنی جهاد اعتقادی خارجی )به اضافه ی بازگرداندن حقوق ستمدیدگان به ایشان و مخالفت و مبارزه با ستمگران (داخلی )و کوشش برای این که ثروت های عمومی و درآمد جنگی طبق قانون عادلانه اسلام توزیع شود و صدقات (زکات و همه مالیات های الزامی یا داوطلبانه )از موارد صحیح و واجب آن جمع آوری و گرفته شود و هم در موارد شرعی و صحیح آن به مصرف برسد .[۹] امام حسین علیه السلام در ادامه روایت به مخاطبین خویش هشدار می دهد که شما در معرض نزول عذاب شدید و نقمت و انتقام الهی هستید؛ چرا که شاهدید که چگونه تعهدات الهی زیر پا نهاده می شوند و شما سکوت اختیار کرده و خود را به غفلت زده اید، در حالی که در عمل به عهود و پیمان هایی که پدرانتان بسته اند، کوشا هستید؛ ولی تعهداتی که در برابر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم انجام گرفته ،مورد بی اعتنایی قرار گرفته است .
آن حضرت بعد از بیان پاره ای از مکاره و کارهای ناشایست که در جامعه فراگیر شده است ،می فرماید :
«...کلُّ ذلک ممّا أمرکم الله به من النّهی و التّناهی و أنتم عنه غافلون و أنتم أعظم النّاس مصیبة لما غلبتم علیه من منازل العلماء»؛[۱۰]...تمام این ها دستورهایی است که خدا به صورت نهی یا همدیگر را نهی کردن و بازداشتن داده و شما از آن ها غفلت می ورزید .مصیبت شما از مصایب همه مردم سهمگین تر است ؛زیرا منزلت و مقام علمایی را از شما باز گرفته اند .[۱۱] در ادامه ی روایت که در کمال فصاحت و بلاغت از زبان امام بزرگوار و شجاعی چون سیدالشهدا جاری گشته است،آن حضرت نهایتاً تکلیف خویش را در مقابل ظلم و انحطاط عصر این چنین بیان می فرماید :
«اللهمّ إنّک تعلم أنّه لم یکن ما کان منّا تنافساً فی سلطان و لا إلتماساً من فضول الحطام و لکن لنری المعالم من دینک و نظهر الإصلاح فی بلادک و یأمن المظلمون من عبادک و یعمل بفرائضک و سننک و أحکامک »؛[۱۲]خدایا! بی شک ،تو می دانی آنچه از ما سر زده، رقابت در به دست آوردن قدرت سیاسی نبوده و نه جستجوی ثروت و نعمت های ناچیز دنیا؛ بلکه برای این بوده که اصول و ارزش های درخشان دینت را بنماییم و ارائه دهیم و در کشورت اصلاح پدید آوریم و بندگان ستم زده ات را ایمن و برخوردار از حقوق مسلمشان گردانیم و نیز تا وظایفی که مقرّر داشته ای و به سنن و قوانین و احکامت عمل شود .[۱۳]

نتیجه سخن

از این روایت که مورد توجه و استشهاد حضرت امام رحمه الله در کتاب ولایت فقیه قرار گرفته است، می توان نتایج ذیل را استفاده نمود :
۱.این روایت مخاطبین عام را در نظر گرفته و خطاب به دسته و گروه خاصی نیست؛ یعنی اگرچه اشاره به عمل ربّانیون و احبار شده است، اما هدف آن بیان این نکته عام است که سکوت در برابر تخلفات بزرگ اجتماعی در هر زمان و برای هر فرد که از آن ها مطلع شود و امکان مخالفت برای وی فراهم باشد ،مورد نکوهش جدی است .تعبیر به «اعتبروا أیّها الناس »و همچنین ذکر کلمه ی «اولیاء » نشانگر این عمومیت مخاطب است ؛چرا که مراد افرادی هستند که «توجه به خدا دارند و در جامعه دارای مسئولیت می باشند».بنابراین ،اختصاص به علمای یهود یا نصاری نداشته و علمای اسلام را نیز شامل می شود .از جهت دیگر ،این مهم از لحاظ زمانی هم عمومیت داشته و مربوط به گذشتگان نیست.حضرت امام رحمه الله در این باره فرموده:
این مطالب برای دسته و جمعیت خاصی نیست؛بلکه از طرف آن حضرت برای هر امیر ،هر وزیر، هر حاکم و هر فقیه ،برای همه دنیا، همه بشر و همه افرادی که زنده هستند ،بخشنامه شده است. بخشنامه های آن حضرت همدوش قرآن است و همانند قرآن تا روز قیامت واجب الاتّباع می باشد ...از آنجا که ربّانیون و احبار از جهت طمع یا ترس در برابر ظلم ظلمه سکوت کردند ،در صورتی که با دادها، فریادها و با گفتارهایشان می توانستند کاری انجام دهند و جلو ظلم را بگیرند ،مورد استنکار خداوند واقع شدند . علمای اسلام هم اگر در برابر ستمگران قیام نکنند و سکوت نمایند ،مورد استنکار قرار خواهند گرفت.[۱۴] ۲.سهل انگاری علمای امت در مورد فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر در برابر متخلفان، بر اصل بقای اسلام زیان بار خواهد بود ؛چون این گروه متکفل حفظ اسلام هستند و اگر در این وظیفه سنگین کوتاهی کنند، ضربه هولناکی به دین می زنند که عقوبت سنگینی به همراه دارد. رفتار علما در انجام این مهم و یا ترک آن ،قابل مقایسه با دیگران نیست و تسامح آن ها تنها به خودشان صدمه نمی زند؛ چرا که مردم آن ها را نمونه و آیینه ی دین خدا می دانند .کوتاهی آنان سبب انعکاس جلوه ای مخدوش از اسلام می شود .[۱۵] ۳.این که از میان منکرات ،در آیه ی شریفه به «قول اثم »و «اکل سحت »اشاره شده است ،علتش بیان اهمیت این دو منکر است .واضح است که هر دوی این منکرها ،بار اجتماعی دارد .قول اثم یا سخن گناه ،تمامی تخلفات گفتاری خصوصاً تبلیغات سوء را که اسلام را وارونه جلوه می دهد، در بر می گیرد .تفسیر به رأی احکام دین ،بدعت ها و گفتارهای نادرست و نیز نمود و بیان نادرست از عدالت الهی در جامعه، اموری هستند که آسیب های بسیار ریشه ای و مؤثری را به دنبال خواهند داشت .
همچنین مراد از «اکل سحت »نه تنها حرام خواری ها جزئی را شامل می شود ،بلکه تمام مفاسد اقتصادی در جامعه ،اختلاس بیت المال ،عرضه سرمایه های ملی مسلمین به بیگانگان به ثمن بخس، بستن قراردادهای ظالمانه و دادن امتیاز به بیگانگان در امور کلانی چون: استخراج معادن، بهره برداری از جنگل ها و منابع طبیعی، راه سازی ،شهر سازی و یا خرید اسلحه را نیز شامل می گردد .
حضرت امام رحمه الله در این مورد می فرماید :
ار آنجا که دایره فکر عده ای از دایره همین مسجد تجاوز نمی کند و جولان و گسترش ندارد ،وقتی گفته می شود «اکل سحت »،یعنی حرام خواری ،فقط بقال سر کوچه به نظرشان می آید که العیاذ بالله کم فروشی می کند !دیگر آن دایره بزرگ حرام خواری و غارت گری به نظر نمی آید که یک سرمایه بزرگ را می بلعند ،بیت المال را اختلاس می کنند ،نفت ما را می خورند. به نام نمایندگی کمپانی های خارجی ،کشور ما را بازار فروش کالاهای گران و غیر ضروری بیگانه می کنند و از این راه ،پول مردم را به جیب خود و سرمایه داران بیگانه می ریزند ...این ها جریانات سیل آسایی از حرام خوری است که پیش چشم ما صورت می گیرد و هنوز ادامه دارد ... ما باید جلو این غارتگری ها و حرام خواری ها را بگیریم .همه مردم موظف به این کار هستند ؛ولی علمای دینی وظیفه شان سنگین و مهم تر است .[۱۶] ۴.افرادی که قدرت منع ستمکاران از تخلفات فوق را نداشته باشند، باید برای عمل به وظیفه امر به معروف و نهی از منکر تلاش کنند تا قدرت لازمه را کسب کنند ؛ ولی تا زمانی که توان لازم را کسب نکرده اند ،باید از افشاگری و معرفی خائنان و حرام خواران اجتماعی و اظهار حقایق غفلت نکنند .
امام خمینی رحمه الله می فرماید :
خود اظهار مخالفت و بیان تعالیم و احکام خدا که مخالف بدعت و ظلم و گناه می باشد ،مفید است ؛چون سبب می شود عامه مردم به فساد اجتماعی و مظالم حکام خائن و فاسق یا بی دین پی برده ،به مبارزه برخیزند و از همکاری با ستمکاران خودداری نمایند و به عدم اطاعت در برابر قدرت های حاکمه فاسد و خائن دست بزنند .اظهار مخالفت علمای دینی در چنین مواردی ،یک «نهی از منکر »از طرف رهبری دینی جامعه است که موجی از «نهی از منکر »و یک نهضت مخالفت و «نهی از منکر »را به دنبال می آورد. نهضتی را به دنبال می آورد که همه مردم دیندار و غیرتمند در آن شرکت دارند ،نهضتی که اگر حکام ستمکار و منحرف به آن تسلیم نشوند و به صراط مستقیم رویه ی اسلامی تبعیت از احکام الهی باز نیایند ...،بر مسلمانان است که به جهاد مسلحانه با «فئه باغیه »یعنی حکام تجاوزکار، بپردازند تا سیاست جامعه و رویه ی حکومت کنندگان مطابق با اصول و احکام اسلام باشد .[۱۷] بنابراین ،عمل به فریضه ی «نهی از منکر »اگر از طرف بزرگان دین و علمای صاحب نفوذ انجام گیرد ،اگر هم در مرحله نخست و به نظر اوّلیه شاید مثمر ثمر تلقی نشود ،اما نهایتاً می تواند به دلیل گسترش این حرکت و حمایت عمومی جامعه، به حرکتی عظیم بر ضد منکر تبدیل شود که طبعاً در چنین شرایطی متصدیان چنین منکراتی توان مقابله با موج عظیم مخالفت مردمی را نخواهند داشت.
باید گفت که آن روح خدا چه نیکو وظیفه شرعی علمای دین را با نظری عمیق و نگاهی درست ارزیابی کرده ،تأثیرات آن را پیش بینی می نمود .این واقعیت که حضرت امام رحمه الله در ابتدای مبارزه یک تنه به انجام وظیفه «نهی از منکر »پرداخت و شجاعانه متصدیان منکر را در جامعه هدف قرار داد و این دعوت به انجام تکلیف وی که از پایگاه یک فقیه بزرگ دینی برمی خاست ،در میان مردم نیز از حمایت شایسته ای برخوردار شد .در نهایت ،موج فراگیر انقلاب اسلامی را در پی آورد که نه تنها مانع از منکرات در جامعه شد ،بلکه کیان و خانمان بدکاران و مروّجان منکرات را بر سرشان فرو ریخت و تلاش بزدلانه ی آنان ،توسط سیل خروشان خیل مردم دیندار و پیرو فقاهت ،در برابر صخره های مقاومت شجاعانه ،چون کفی سست مضمحل گشته و نظامی مبارک بر مبنای دینی در کشور عزیزمان مستقر گردید .
به راستی این جمله امیر مؤمنان علیه السلام که درباره ی ابن عباس فرمود :«لله درّ ابن عباس فإنّه ینظر من ستر دقیق ».در مورد ابرمرد صحنه ی صدق و اخلاص زمانه و رادمرد شجاع صحنه ی دفاع از حریم دین ،حضرت امام خمینی صدق می کند .
حضرت امام رحمه الله در این خصوص فرموده :
اگر یک اعتراض دسته جمعی به ظلمه که خلافی مرتکب می شوند یا جنایتی می کنند ،بشود ،اگر چند هزار تلگراف از همه بلاد اسلامی به آن ها بشود که این کار خلاف را انجام ندهید ،یقیناً دست بر می دارند ...زود عقب نشینی می کنند. خیال می کنید می توانند عقب نشینی نکنند ؟هرگز نمی توانند. من آن ها را می شناسم .من می دانم که چکاره اند ! خیلی هم ترسو هستند ! خیلی زود عقب نشینی می کنند .لیکن وقتی که دیدند ما از آن ها بی عرضه تریم ،جولان می دهند .[۱۸] ۵.سکوت در برابر منکرات ،علاوه بر شبهه تأیید تلویحی ،عواقب دیگری نیز به دنبال دارد .از جمله این که همین سکوت رفته رفته که در هر عصری تکرار می شود ،در دوره های بعدی به یک روال و سنت سیئه ای بدل می شود . ای بسا نسل های بعدی نیز همین رویه را حجت پندارند و یک پندار باطل در طول زمان به شیوه ی عمل دین مدارانی تبدیل شود که سکوتشان موجب استقرار نظام های ظالم در طول تاریخ خواهد شد .
۶.سکوت در برابر این گونه تخلفات ،از دو علت می تواند ناشی گردد که هر دو نشانه ای از ضعف و زبونی روحی انسان است؛ دسته ای در ترک نهی طغیان افراد ستمگر و عدم اعتراض به آن ها به دنبال سودجویی مادی اند و به اصطلاح در مقابل این خدمت ،از ستمگران حق السکوت دریافت می کنند .در چنین صورتی ،انسان شخصیت و آزادگی ذاتی خود را فدای بهای ناچیز مادی کرده است .در حقیقت، تکلیف شرعی و وجدانی خویش را به ثمن بخسی فروخته است .دسته ی دیگر نیز از ترس و بی جرأتی در مقابل بدکاران ،زبان در کام فرو برده و سکوت اختیار کرده اند .

منبع: امام خميني (س) و مفاهيم اخلاقي/ ۱۴، مؤسسه ي تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره) -دفتر قم ۱۳۸۷: چاپ و نشر عروج

به نقل از سایت راسخون

پانویس

  1. نهج البلاغه ،حکمت ۳۷۴، ص۴۲۹
  2. مائده (۵):۶۳-۸۱
  3. تفسیر نمونه ،ج۴،ص۴۴۶-۴۴۸
  4. مائده (۵):۶۳.گفتنی است که «ربّانی »از کلمه «رب »گرفته شده است و به معنای دانشمندان است که مردم را به سوی خدا دعوت می کنند ؛ولی در بسیاری از موارد، این کلمه به علمای مذهبی مسیحی اطلاق می شده است.«احبار»هم جمع «حَبر»به معنای دانشمندانی است که اثر نیکی از خود در جامعه می گذارند؛ ولی در بسیاری از موارد ،به علمای یهود گفته شده است .(ر.ک:تفسیر نمونه ،ج۴،ص۴۴۶-۴۴۸)
  5. مائده (۵):۷۸-۷۹
  6. مائده (۵):۴۴
  7. توبه (۹):۷۱
  8. تحف العقول ،ص۲۳۷؛وسائل الشیعه ،ج۱۱،ص۴۰۳،ح۹
  9. ولایت فقیه (حکومت اسلامی ، ص۱۰۸-۱۰۹
  10. همان ،ص۱۰۸
  11. همان ،ص۱۱۰
  12. همان ،ص۱۰۸
  13. همان ،ص۱۱۱
  14. همان ،ص۱۱۹-۱۲۰
  15. ر.ک:همان ،ص۱۱۲
  16. همان ،ص۱۱۴-۱۱۵
  17. همان ،ص۱۱۳-۱۱۴
  18. همان ،ص۱۱۸
بازگشت به مقالات