امر و نهی مسئولان و التهاب آفرینی: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «عنوان: امر و نهی مسئولان و التهاب آفرینی مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب:...» ایجاد کرد)
 
 
(۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۱ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
عنوان:    امر و نهی مسئولان و التهاب آفرینی
+
<div class="head1">امر و نهی مسئولان و التهاب آفرینی</div>
مجموعه ها:    مقالات
+
شناسه کتاب:    ۴۷۷
+
نویسنده:    -
+
شابک:    -
+
تعداد صفحات:    ۰
+
نام اپراتور:    محمد خلیلی
+
ایمیل اپراتور:    ۲farizeh@gmail.com
+
زبان:    پارسي
+
رتبه:    0
+
تصویر:    cover
+
دانلود فایل:    دانلود امر و نهی مسئولان و التهاب آفرینی
+
توضیحات:   
+
امر و نهی مسئولان و التهاب آفرینی
+
  
 +
==مقدمه==
 +
بدیهی است که بعضی از رفتارهای ناهنجاری که در جامعه اسلامی سر می‌زند، از ناحیه برخی مسئولان نظام است. از این روی وظیفه اقتضا می‌کند که آنان نیز مخاطب [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] قرار گیرند. از سوی دیگر، به فرمایش مقام معظم رهبری، نباید افراد در جامعه اسلامی دست به اقدامی بزنند که به ایجاد التهاب در جامعه بینجامد. حال پرسش این است که چگونه می‌توان هم به فریضه [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] درباره مسئولان عمل کرد و هم از ایجاد التهاب در جامعه جلوگیری کرد؟ آیا این دو با هم قابل جمع‌اند؟<br/>
 +
به نظر می‌رسد پاسخ این پرسش، چندان سخت نباشد؛ زیرا وقتی مقام معظم رهبری تأکید دارند که دشمنان درصدد ایجاد التهاب در جامعه اند و باید مردم بکوشند تا آنان به این هدف خود نائل نگردند، مرادشان این نیست که [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] دیگر منسوخ شده است؛ بلکه ایشان به [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] در قبال مسئولان نظام عنایت خاص دارند. آنچه که بیشتر در نظر ایشان است، کیفیت عمل است. ایشان تصریح فرمودند: «در نظام اسلامی اگرچه رسم و سنت انتقاد و نصیحت مشفقانه به مسئولان، یکی از مواهب الهی و مفاخر اسلامی و مایه رشد و ارتقا و پیشرفت امور و مصداق بارز فریضه [[امر به معروف]] است و باید در جامعه بماند، و توسعه و کیفیت بیابد، ولی مخلوط کردن این کار مستحسن و لازم، با اشاعه روحیه بدبینی و سوءظن به کارگزاران اصلی کشور و بدگویی از آنان- که به تضعیف روحیه یا تضعیف جایگاه آنان بینجامد- خطایی بزرگ و خیانت آمیز خواهد بود.» <ref>مقام معظم رهبری، پیام به مناسبت دومین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) ۱۳/۳/.۱۳۷۰</ref> بنابراین ممکن است کسانی در پی تحریک مردم به سبب برخی حساسیت‌ها باشند، و از آنها در جهت مقاصد خود، سوءاستفاده کنند. آنان در پی این اند که تحریکاتی در مردم ایجاد، و آنان را عصبانی کنند تا یک رفتار نامناسبی از کسی سر زند و آن وقت، بتوانند از آب گل آلود ماهی بگیرند. ما باید در اینجا بکوشیم بهانه به دست دشمن ندهیم؛ نه اینکه [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] را ترک کنیم.<br/> [[امر به معروف]] و نهی از منکر، در هیچ حال ترک کردنی نیست و اگر زمانی این فریضه فراموش شود، دین از بین می‌رود و هیچ واجبی اقامه نخواهد شد. شیاطین درصددند تا با اجرای نقشه‌ای در این زمینه، در هر حال پیروز میدان باشند؛ اگر رفتاری از کسی سر زد که تنش و التهاب در جامعه را به همراه داشته باشد، و جامعه دچار هرج ومرج و ناامنی گردد، آنان پیروز میدان خواهند بود و چنین رخدادی به نفع آنان خواهد بود. از سوی دیگر هم، اگر به بهانه عدم ایجاد التهاب و ثبات و امنیت در جامعه، کسانی [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] را ترک کنند، باز هم آنان به هدف خود رسیده اند. پس باید تدبیری اندیشید که هیچ یک از این دو موفقیت برای دشمن به دست نیاید و در میان این دو نقشه شیطانی، راه صحیح را برگزید تا هیچ یک از آنها محقق نگردد.<br/>
 +
پس باید [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] برای مسئولان به گونه ای باشد که بهانه به دست دشمن ندهد. فعالیت‌هایی همچون نوشتن اعلامیه‌ها، تهیه طومار و فرستادن آن برای روزنامه‌ها و مسئولان، تدوین نامه‌های اعتراضی برای مسئولان، تدوین مقالات و ایراد سخنرانی‌های اعتراضی به عملکرد نامطلوب برخی از مسئولان، تا زمانی که به التهاب در جامعه نینجامد، نه تنها مذموم نیست، بلکه از باب [[امر به معروف]] و نهی از منکر، واجب هم می‌گردد.<br/>
  
بديهي است كه بعضي از رفتارهاي ناهنجاري كه در جامعه اسلامي سر مي‌زند، از ناحيه برخي مسئولان نظام است. از اين روي وظيفه اقتضا مي‌كند كه آنان نيز مخاطب امر به معروف و نهي از منكر قرار گيرند. از سوي ديگر، به فرمايش مقام معظم رهبري، نبايد افراد در جامعه اسلامي دست به اقدامي بزنند كه به ايجاد التهاب در جامعه بينجامد. حال پرسش اين است كه چگونه مي‌توان هم به فريضه امر به معروف و نهي از منكر درباره مسئولان عمل كرد و هم از ايجاد التهاب در جامعه جلوگيري كرد؟ آيا اين دو با هم قابل جمع‌اند؟
+
==امر به معروف و نهی از منکر و آزادی==
به نظر مي‌رسد پاسخ اين پرسش، چندان سخت نباشد؛ زيرا وقتي مقام معظم رهبري تأكيد دارند كه دشمنان درصدد ايجاد التهاب در جامعه اند و بايد مردم بكوشند تا آنان به اين هدف خود نائل نگردند، مرادشان اين نيست كه امر به معروف و نهي از منكر ديگر منسوخ شده است؛ بلكه ايشان به امر به معروف و نهي از منكر در قبال مسئولان نظام عنايت خاص دارند. آنچه كه بيشتر در نظر ايشان است، كيفيت عمل است. ايشان تصريح فرمودند: «در نظام اسلامي اگرچه رسم و سنت انتقاد و نصيحت مشفقانه به مسئولان، يكي از مواهب الهي و مفاخر اسلامي و مايه رشد و ارتقا و پيشرفت امور و مصداق بارز فريضه امر به معروف است و بايد در جامعه بماند، و توسعه و كيفيت بيابد، ولي مخلوط كردن اين كار مستحسن و لازم، با اشاعه روحيه بدبيني و سوءظن به كارگزاران اصلي كشور و بدگويي از آنان- كه به تضعيف روحيه يا تضعيف جايگاه آنان بينجامد- خطايي بزرگ و خيانت آميز خواهد بود.»(۱) بنابراين ممكن است كساني در پي تحريك مردم به سبب برخي حساسيت‌ها باشند، و از آنها در جهت مقاصد خود، سوءاستفاده كنند. آنان در پي اين اند كه تحريكاتي در مردم ايجاد، و آنان را عصباني كنند تا يك رفتار نامناسبي از كسي سر زند و آن وقت، بتوانند از آب گل آلود ماهي بگيرند. ما بايد در اينجا بكوشيم بهانه به دست دشمن ندهيم؛ نه اينكه امر به معروف و نهي از منكر را ترك كنيم.
+
از آنچه در برخی از فرازهای پیشین گذشت، آزادی به مفهومی که امروز در دنیای غرب ترویج می‌شود، با [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] تنافی دارد، اما اگر آزادی در چهارچوب ارزش‌های اسلامی معنا گردد، هیچ گونه تنافی وجود نخواهد داشت. اگر بپذیریم که آزادی باید در محدوده قانون اسلام باشد و از سوی دیگر بپذیریم که یکی از قوانین اسلام، [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] است، دایره آزادی به همه قوانین اسلام از جمله [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] محدود می‌شود.<br/>
امر به معروف و نهي از منكر، در هيچ حال ترك كردني نيست و اگر زماني اين فريضه فراموش شود، دين از بين مي‌رود و هيچ واجبي اقامه نخواهد شد. شياطين درصددند تا با اجراي نقشه‌اي در اين زمينه، در هر حال پيروز ميدان باشند؛ اگر رفتاري از كسي سر زد كه تنش و التهاب در جامعه را به همراه داشته باشد، و جامعه دچار هرج ومرج و ناامني گردد، آنان پيروز ميدان خواهند بود و چنين رخدادي به نفع آنان خواهد بود. از سوي ديگر هم، اگر به بهانه عدم ايجاد التهاب و ثبات و امنيت در جامعه، كساني امر به معروف و نهي از منكر را ترك كنند، باز هم آنان به هدف خود رسيده اند. پس بايد تدبيري انديشيد كه هيچ يك از اين دو موفقيت براي دشمن به دست نيايد و در ميان اين دو نقشه شيطاني، راه صحيح را برگزيد تا هيچ يك از آنها محقق نگردد.
+
امروزه بت عصر ما، همین آزادی است و به جای خدا بت آزادی پرستش می‌شود. بدیهی است که اگر آزادی را به معنای غربی آن بگیریم که براساس آن هیچ کس حق ندارد در امور مربوط به کس دیگر دخالت کند، [[امر به معروف]] و نهی از منکر، از آن رو که دخالت در امور دیگران شمرده می‌شود، با آزادی در تنافی خواهد بود. با وجود چنین منافاتی، باید فرد تصمیم بگیرد؛ یا آن آزادی را بپذیرد و دستور خداوند را کنار زند، یا اینکه به دستور خداوند گردن نهد و آزادی را کنار گذارد. به همین جهت است که از دیدگاه غربیان، [[امر به معروف]] و نهی از منکری که از ضروریات دین و واجب ترین واجبات اسلام است، فضولی و دخالت در کار دیگران به شمار می‌آید. براساس همین برداشت از آزادی است که افزون بر [[امر به معروف]] و نهی از منکر، برخی دیگر از فروع دین همچون تو لی و تبری، جهاد و [[حج]] کنار زده می‌شود و کار سرانجام بدانجا کشیده خواهد شد که دیگر از اسلام چیزی باقی نخواهد ماند.<br/>
پس بايد امر به معروف و نهي از منكر براي مسئولان به گونه اي باشد كه بهانه به دست دشمن ندهد. فعاليت‌هايي همچون نوشتن اعلاميه‌ها، تهيه طومار و فرستادن آن براي روزنامه‌ها و مسئولان، تدوين نامه‌هاي اعتراضي براي مسئولان، تدوين مقالات و ايراد سخنراني‌هاي اعتراضي به عملكرد نامطلوب برخي از مسئولان، تا زماني كه به التهاب در جامعه نينجامد، نه تنها مذموم نيست، بلكه از باب امر به معروف و نهي از منكر، واجب هم مي‌گردد.
+
تحت تأثیر فرهنگ منحط غربی، در جامعه اسلامی ما، تا مدتی، بت آزادی جای خدا را گرفت؛ تا زمانی گفته می‌شد:«هر چه که خدا بگوید عمل می‌کنیم»، اما کار بدانجا کشیده شد که گفته می‌شود؛ «ما آزادیم و هرگونه که بخواهیم عمل می‌کنیم.» ترویج آزادی به شیوه غربی، یعنی جایگزینی آن به جای خدا. آزادی واژه مقدسی است ولی تحت لوای این واژه، به هر عملی دست می‌زنند؛ به نام آزادی ضروریات اسلام را در کشور اسلامی به تمسخر می‌گیرند. باید ریشه را کند، تا ریشه فاسد است هر روز برگی تازه درمی آورد. باید متوجه باشیم که امروز به اسم واژه مقدس آزادی، بزرگ‌ترین خیانت به اسلام و فرهنگ اسلامی صورت می‌پذیرد. فرهنگ اسلامی، فرهنگ مسئولیت و معنای آزادی به معنای غربی آن، نفی هرگونه مسئولیت است. البته، واژه آزادی با معنای اسلامی آن، واژه ای مقدس است؛ اما غربیان، آزادی بی حد و مرزی را دنبال می‌کنند که در آن خواهش‌های نفسانی و حیوانی خود را اشباع نمایند: أفرأیت من اتخذ الهه هواه؛ <ref>فرقان (۲۵) آیه ۴۳</ref>«آیا دیدی کسی را که هوای نفس خویش را معبود خود برگزیده است.» آزادی در فرهنگ غربی، ارزش‌ها را انکار می‌کند و این ارزش‌ها را محدودکننده انسان‌ها می‌داند.<br/>
  
امر به معروف و نهي از منكر و آزادي
+
 
از آنچه در برخي از فرازهاي پيشين گذشت، آزادي به مفهومي كه امروز در دنياي غرب ترويج مي‌شود، با امر به معروف و نهي از منكر تنافي دارد، اما اگر آزادي در چهارچوب ارزش‌هاي اسلامي معنا گردد، هيچ گونه تنافي وجود نخواهد داشت. اگر بپذيريم كه آزادي بايد در محدوده قانون اسلام باشد و از سوي ديگر بپذيريم كه يكي از قوانين اسلام، امر به معروف و نهي از منكر است، دايره آزادي به همه قوانين اسلام از جمله امر به معروف و نهي از منكر محدود مي‌شود.
+
== پانویس ==
امروزه بت عصر ما، همين آزادي است و به جاي خدا بت آزادي پرستش مي‌شود. بديهي است كه اگر آزادي را به معناي غربي آن بگيريم كه براساس آن هيچ كس حق ندارد در امور مربوط به كس ديگر دخالت كند، امر به معروف و نهي از منكر، از آن رو كه دخالت در امور ديگران شمرده مي‌شود، با آزادي در تنافي خواهد بود. با وجود چنين منافاتي، بايد فرد تصميم بگيرد؛ يا آن آزادي را بپذيرد و دستور خداوند را كنار زند، يا اينكه به دستور خداوند گردن نهد و آزادي را كنار گذارد. به همين جهت است كه از ديدگاه غربيان، امر به معروف و نهي از منكري كه از ضروريات دين و واجب ترين واجبات اسلام است، فضولي و دخالت در كار ديگران به شمار مي‌آيد. براساس همين برداشت از آزادي است كه افزون بر امر به معروف و نهي از منكر، برخي ديگر از فروع دين همچون تو لي و تبري، جهاد و حج كنار زده مي‌شود و كار سرانجام بدانجا كشيده خواهد شد كه ديگر از اسلام چيزي باقي نخواهد ماند.
+
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
تحت تأثير فرهنگ منحط غربي، در جامعه اسلامي ما، تا مدتي، بت آزادي جاي خدا را گرفت؛ تا زماني گفته مي‌شد:«هر چه كه خدا بگويد عمل مي‌كنيم»، اما كار بدانجا كشيده شد كه گفته مي‌شود؛ «ما آزاديم و هرگونه كه بخواهيم عمل مي‌كنيم.» ترويج آزادي به شيوه غربي، يعني جايگزيني آن به جاي خدا. آزادي واژه مقدسي است ولي تحت لواي اين واژه، به هر عملي دست مي‌زنند؛ به نام آزادي ضروريات اسلام را در كشور اسلامي به تمسخر مي‌گيرند. بايد ريشه را كند، تا ريشه فاسد است هر روز برگي تازه درمي آورد. بايد متوجه باشيم كه امروز به اسم واژه مقدس آزادي، بزرگ‌ترين خيانت به اسلام و فرهنگ اسلامي صورت مي‌پذيرد. فرهنگ اسلامي، فرهنگ مسئوليت و معناي آزادي به معناي غربي آن، نفي هرگونه مسئوليت است. البته، واژه آزادي با معناي اسلامي آن، واژه اي مقدس است؛ اما غربيان، آزادي بي حد و مرزي را دنبال مي‌كنند كه در آن خواهش‌هاي نفساني و حيواني خود را اشباع نمايند: أفرأيت من اتخذ الهه هواه؛ (۲) «آيا ديدي كسي را كه هواي نفس خويش را معبود خود برگزيده است.» آزادي در فرهنگ غربي، ارزش‌ها را انكار مي‌كند و اين ارزش‌ها را محدودكننده انسان‌ها مي‌داند.
+
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> برگرفته از: روزنامه کیهان، شماره ۲۰۰۳۹ به تاریخ ۱۲/۷/۹۰، صفحه ۸ </span></div>
پی‌نوشت‌ها:
+
 
۱) مقام معظم رهبري، پيام به مناسبت دومين سالگرد ارتحال امام خميني(ره) ۱۳/۳/.۱۳۷۰
+
<div class="hold">
۲) فرقان (۲۵) آیه ۴۳
+
<div class="return">بازگشت به [[مقالات]] </div>
برگرفته از: روزنامه كيهان، شماره ۲۰۰۳۹ به تاريخ ۱۲/۷/۹۰، صفحه ۸
+
</div>
http://www.kayhannews.ir
+

نسخهٔ کنونی تا ‏۹ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۲۱

امر و نهی مسئولان و التهاب آفرینی

مقدمه

بدیهی است که بعضی از رفتارهای ناهنجاری که در جامعه اسلامی سر می‌زند، از ناحیه برخی مسئولان نظام است. از این روی وظیفه اقتضا می‌کند که آنان نیز مخاطب امر به معروف و نهی از منکر قرار گیرند. از سوی دیگر، به فرمایش مقام معظم رهبری، نباید افراد در جامعه اسلامی دست به اقدامی بزنند که به ایجاد التهاب در جامعه بینجامد. حال پرسش این است که چگونه می‌توان هم به فریضه امر به معروف و نهی از منکر درباره مسئولان عمل کرد و هم از ایجاد التهاب در جامعه جلوگیری کرد؟ آیا این دو با هم قابل جمع‌اند؟
به نظر می‌رسد پاسخ این پرسش، چندان سخت نباشد؛ زیرا وقتی مقام معظم رهبری تأکید دارند که دشمنان درصدد ایجاد التهاب در جامعه اند و باید مردم بکوشند تا آنان به این هدف خود نائل نگردند، مرادشان این نیست که امر به معروف و نهی از منکر دیگر منسوخ شده است؛ بلکه ایشان به امر به معروف و نهی از منکر در قبال مسئولان نظام عنایت خاص دارند. آنچه که بیشتر در نظر ایشان است، کیفیت عمل است. ایشان تصریح فرمودند: «در نظام اسلامی اگرچه رسم و سنت انتقاد و نصیحت مشفقانه به مسئولان، یکی از مواهب الهی و مفاخر اسلامی و مایه رشد و ارتقا و پیشرفت امور و مصداق بارز فریضه امر به معروف است و باید در جامعه بماند، و توسعه و کیفیت بیابد، ولی مخلوط کردن این کار مستحسن و لازم، با اشاعه روحیه بدبینی و سوءظن به کارگزاران اصلی کشور و بدگویی از آنان- که به تضعیف روحیه یا تضعیف جایگاه آنان بینجامد- خطایی بزرگ و خیانت آمیز خواهد بود.» [۱] بنابراین ممکن است کسانی در پی تحریک مردم به سبب برخی حساسیت‌ها باشند، و از آنها در جهت مقاصد خود، سوءاستفاده کنند. آنان در پی این اند که تحریکاتی در مردم ایجاد، و آنان را عصبانی کنند تا یک رفتار نامناسبی از کسی سر زند و آن وقت، بتوانند از آب گل آلود ماهی بگیرند. ما باید در اینجا بکوشیم بهانه به دست دشمن ندهیم؛ نه اینکه امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنیم.
امر به معروف و نهی از منکر، در هیچ حال ترک کردنی نیست و اگر زمانی این فریضه فراموش شود، دین از بین می‌رود و هیچ واجبی اقامه نخواهد شد. شیاطین درصددند تا با اجرای نقشه‌ای در این زمینه، در هر حال پیروز میدان باشند؛ اگر رفتاری از کسی سر زد که تنش و التهاب در جامعه را به همراه داشته باشد، و جامعه دچار هرج ومرج و ناامنی گردد، آنان پیروز میدان خواهند بود و چنین رخدادی به نفع آنان خواهد بود. از سوی دیگر هم، اگر به بهانه عدم ایجاد التهاب و ثبات و امنیت در جامعه، کسانی امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنند، باز هم آنان به هدف خود رسیده اند. پس باید تدبیری اندیشید که هیچ یک از این دو موفقیت برای دشمن به دست نیاید و در میان این دو نقشه شیطانی، راه صحیح را برگزید تا هیچ یک از آنها محقق نگردد.
پس باید امر به معروف و نهی از منکر برای مسئولان به گونه ای باشد که بهانه به دست دشمن ندهد. فعالیت‌هایی همچون نوشتن اعلامیه‌ها، تهیه طومار و فرستادن آن برای روزنامه‌ها و مسئولان، تدوین نامه‌های اعتراضی برای مسئولان، تدوین مقالات و ایراد سخنرانی‌های اعتراضی به عملکرد نامطلوب برخی از مسئولان، تا زمانی که به التهاب در جامعه نینجامد، نه تنها مذموم نیست، بلکه از باب امر به معروف و نهی از منکر، واجب هم می‌گردد.

امر به معروف و نهی از منکر و آزادی

از آنچه در برخی از فرازهای پیشین گذشت، آزادی به مفهومی که امروز در دنیای غرب ترویج می‌شود، با امر به معروف و نهی از منکر تنافی دارد، اما اگر آزادی در چهارچوب ارزش‌های اسلامی معنا گردد، هیچ گونه تنافی وجود نخواهد داشت. اگر بپذیریم که آزادی باید در محدوده قانون اسلام باشد و از سوی دیگر بپذیریم که یکی از قوانین اسلام، امر به معروف و نهی از منکر است، دایره آزادی به همه قوانین اسلام از جمله امر به معروف و نهی از منکر محدود می‌شود.
امروزه بت عصر ما، همین آزادی است و به جای خدا بت آزادی پرستش می‌شود. بدیهی است که اگر آزادی را به معنای غربی آن بگیریم که براساس آن هیچ کس حق ندارد در امور مربوط به کس دیگر دخالت کند، امر به معروف و نهی از منکر، از آن رو که دخالت در امور دیگران شمرده می‌شود، با آزادی در تنافی خواهد بود. با وجود چنین منافاتی، باید فرد تصمیم بگیرد؛ یا آن آزادی را بپذیرد و دستور خداوند را کنار زند، یا اینکه به دستور خداوند گردن نهد و آزادی را کنار گذارد. به همین جهت است که از دیدگاه غربیان، امر به معروف و نهی از منکری که از ضروریات دین و واجب ترین واجبات اسلام است، فضولی و دخالت در کار دیگران به شمار می‌آید. براساس همین برداشت از آزادی است که افزون بر امر به معروف و نهی از منکر، برخی دیگر از فروع دین همچون تو لی و تبری، جهاد و حج کنار زده می‌شود و کار سرانجام بدانجا کشیده خواهد شد که دیگر از اسلام چیزی باقی نخواهد ماند.
تحت تأثیر فرهنگ منحط غربی، در جامعه اسلامی ما، تا مدتی، بت آزادی جای خدا را گرفت؛ تا زمانی گفته می‌شد:«هر چه که خدا بگوید عمل می‌کنیم»، اما کار بدانجا کشیده شد که گفته می‌شود؛ «ما آزادیم و هرگونه که بخواهیم عمل می‌کنیم.» ترویج آزادی به شیوه غربی، یعنی جایگزینی آن به جای خدا. آزادی واژه مقدسی است ولی تحت لوای این واژه، به هر عملی دست می‌زنند؛ به نام آزادی ضروریات اسلام را در کشور اسلامی به تمسخر می‌گیرند. باید ریشه را کند، تا ریشه فاسد است هر روز برگی تازه درمی آورد. باید متوجه باشیم که امروز به اسم واژه مقدس آزادی، بزرگ‌ترین خیانت به اسلام و فرهنگ اسلامی صورت می‌پذیرد. فرهنگ اسلامی، فرهنگ مسئولیت و معنای آزادی به معنای غربی آن، نفی هرگونه مسئولیت است. البته، واژه آزادی با معنای اسلامی آن، واژه ای مقدس است؛ اما غربیان، آزادی بی حد و مرزی را دنبال می‌کنند که در آن خواهش‌های نفسانی و حیوانی خود را اشباع نمایند: أفرأیت من اتخذ الهه هواه؛ [۲]«آیا دیدی کسی را که هوای نفس خویش را معبود خود برگزیده است.» آزادی در فرهنگ غربی، ارزش‌ها را انکار می‌کند و این ارزش‌ها را محدودکننده انسان‌ها می‌داند.


پانویس

  1. مقام معظم رهبری، پیام به مناسبت دومین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) ۱۳/۳/.۱۳۷۰
  2. فرقان (۲۵) آیه ۴۳
منبع: برگرفته از: روزنامه کیهان، شماره ۲۰۰۳۹ به تاریخ ۱۲/۷/۹۰، صفحه ۸
بازگشت به مقالات