امام حسین(ع) پیشوای اصلاح طلبان: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «عنوان: امام حسين(ع) پيشوای اصلاح طلبان‌ مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب:...» ایجاد کرد)
 
 
(۷ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
عنوان:    امام حسين(ع) پيشوای اصلاح طلبان‌
+
<div class="head1"> امام حسین (ع) پیشوای اصلاح طلبان </div>
مجموعه ها:    مقالات
+
نویسنده: علی خشنودمقدم{{سخ}}
شناسه کتاب:    ۷۴۶
+
نویسنده:     علی خشنودمقدم
+
شابک:    -
+
تعداد صفحات:    ۸
+
نام اپراتور:    عباس خوش چشم
+
ایمیل اپراتور:    abbaskhadem۹۲@yahoo.com
+
زبان:    پارسي
+
رتبه:    0
+
تصویر:    cover
+
دانلود فایل:    دانلود امام حسين(ع) پيشوای اصلاح طلبان‌
+
توضیحات:   
+
امام حسين(ع) پيشواي اصلاح طلبان‌
+
  
 +
== مقدمه ==
 +
مهم‌ترین موضوعی که در انقلاب امام حسین (ع) توجه مردم را به خود جلب‌نموده جنبه تاریخی و داستان انقلاب امام حسین (ع) است زیرا اوج مجد و عظمت‌انسانی در قهرمانان کربلا ـ مخصوصاً در شخصیت بی‌نظیر امام حسین (ع) ـ متجلّی است امام حسین (ع) با عده کم در مقابل دشمنان بسیار قابل مقایسه نبود و امید هیچ نوع پیروزی ظاهری وجود نداشت امّا چون پای ایمان و عقیده و مرام و [[دفاع]] از مظلوم در میان بود از عزیزترین چیزهای خود که مال جان زن و فرزند بود با اخلاص و فداکاری گذشتند.{{سخ}} انقلاب حسین (ع) نمایش دهنده عزت و اقتدار یاران امام حسین (ع) و خواری و زبونی فکری و اخلاقی حکومت اموی و عمال و مزدوران آنان بود. تاریخ شاهد فجیع‌ترین حادثه سال شصت و یک هجری است که انقلابیون قهرمان در نهایت مظلومیت به خاک و خون کشیده شدند.{{سخ}} انقلاب اباعبدالله (ع) مظهر و تجلی صفات عالی انسانی بود. یاران آن حضرت دل در گرو امام (ع) داشتند و از پرتو افشانی آن وجود نازنین نور و روشنایی می‌گرفتند. کربلا صحنه ظهور و بروز همت و مردانگی یاران حسین (ع) بودکه برای رسیدن به لقای پروردگار داوطلبانه لباس رزم می‌پوشیدند تا در مصاف دشمن غدّار وفاداری خود رابه حسین (ع) به اثبات برسانند. انقلاب حسین (ع) علل و عوامل مختلف دارد. در واقع ریشه‌های هر انقلاب راباید در نظام اجتماعی جست و جو کرد که انقلاب در آن به وجود آمده است باید دید چه علل و عوامل و شرایطی زمینه‌ساز انقلاب امام حسین (ع) شدند. شرایط سیاسی و اجتماعی‌ای که انقلاب امام حسین (ع) در آن به وقوع پیوست و اوضاع و شرایطی که موجب این انقلاب شد و آثاری که این انقلاب در حیات جامعه اسلامی از خود به جا گذاشت از جمله مباحثی است که باید در بحث امام حسین (ع) و اصلاحات مورد بررسی و کنکاش قرار گیرد. زمانی که امام حسین (ع) به امامت رسید، کسانی به ظاهر ادعای مسلمانی داشتند ولی در باطن کافر بودند. عدّه‌ای از افراد هم بودند که اقوامشان درجنگ‌های اسلامی کشته شده بودند و بالاخره عدّه‌ای هم بودند که هدفشان خشکاندن ریشه اسلام و به دست گرفتن قدرت و حکومت بود. امام حسین (ع) از آغاز این جنبش ضد اسلامی در همه صحنه‌ها ناظر و مراقب بود، مدتی در دوران حکومت امام علی (ع) و همراه با برادر بزرگوارش امام حسن (ع) و مدتی هم در زمان حکومت کوتاه امام حسن (ع) بانیروهای منحرف و کج‌اندیش مسلمان‌نما مبارزه کرد. اینک پس از شهادت امام حسن (ع) در صحنه مبارزه با کافران ملحدان و منافقان تنها مانده بود. {{سخ}}امام حسین (ع) انحراف امت اسلامی را از خط اسلام و قرآن و سیره پیامبر اکرم (ص) و علی (ع) به چشم خود می‌دید. حسین (ع) روشی راکه معاویه و عمال مزدورش برای به انحراف کشاندن امت اسلامی در پیش گرفته بودند، مشاهده می‌کرد. اومی دید که مردم بی‌گناه به دلیل‌مخالفت با مطامع پست قدرت حاکم دچار گرسنگی و فشار و شکنجه می‌شوند. او می‌دیدکه احکام اسلام توسط عالمان دربار مورد تعرض قرار گرفته و برای تأمین منافع سیاسی و اجتماعی حکومت بدعت‌های بی‌شماری در دین اسلام به وجود آمده است حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال کردند. [[فسق]] و فجور و بی‌عدالتی وفساد، امت اسلام را تهدید می‌کرد. اجتماعی که تحت سلطه حکومت اموی قرار داشت با حرف و شعار اصلاح‌پذیر نبود. حرف‌های خدایی در دل‌های بیمار و مرده هیچ تأثیری ندارد. {{سخ}}جامعه به بند کشیده شده شدیداً به رهبری مصلح نیاز داشت تا با اصلاح فکری و اخلاقی جامعه افکار مسموم اجتماع را از دل‌ها و ذهن‌های منحرف پاک کند. جامعه اسلامی به یک پالایش عمیق فکری و روحی نیاز داشت تا از انحراف و فساد و بی‌عدالتی نجات پیدا کند. امام حسین (ع) برای سامان دادن اوضاع اسف‌بار امت‌اسلامی رسالتی بر عهده داشت که می‌بایست بدان جامه عمل می‌پوشاند. ایشان برای حفظ مصالح عمومی مسمانان [[دفاع]] از حق مظلوم بقا و عظمت اسلام و حکومت قران به‌خاطر مسئولیت بزرگ امامت برای حفظ ناموس و شرف مردم به خاطر [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] و برای اصلاح حال امت قیام کرد. با قیام خود سرمشق و الگویی شد برای مبارزه با ستم‌گران و مفسدان در همه اعصار و قرون و تا زمانی که زمین در سیطره ظلم و ستم و فساد قرار دارد. آری مجاهدت‌های امام حسین (ع) و یارانش عملی شد و انقلاب او به وقوع پیوست
  
علي خشنودمقدم
+
== مفهوم واژه اصلاح ==
 +
واژه اصلاح در مقابل واژه افساد است اصلاح به معنای به صلاح آوردن سر وسامان دادن آراستن و نیکی کردن به کسی است اصلاح به هر نوع تغییری ـ سیاسی یا اجتماعی ـ گفته می‌شود. واژه (رفورم = اصلاح در کاربرد روزمره معمولاً مفاهیم پیشرفت ترقی و نوسازی رابه ذهن متبادر می‌کند. اما معانی آن در مباحثات میان گروه‌های دینی و مذهبی به این‌اندازه محدود نیست بلکه در متن موضوعاتی بی‌نهایت متفاوت به ـ کار می‌رود و به طیف گسترده‌ای از مسائل فردی و اجتماعی ـ به ویژه مسائل و موضوعات دینی ـ اشاره و عنایت دارد. {{سخ}}اصلاح و افساد، دو واژه متضاد در قرآن است که بارها در قرآن مطرح شده‌اند. این واژه‌های اجتماعی و اعتقادی دو به دو در برابر هم قرار می‌گیرند تا بهتر شناخته شوند؛ مثل واژه‌هایی از قبیل ایمان و کفر، علم و جهل عدل و ظلم خیر و شر، شکر و کفران وحدت و اختلاف هدایت و ضلالت و غیره .. این واژه‌ها از آن جهت در کنار یک دیگر قرار گرفتند که یکی باید نفی و طرد شود و دیگری به مورد اجرا گذاشته شود، تا مرز میان اصلاح و افساد مشخص گردد. مورد استفاده «اصلاح در قرآن گاهی «اصلاح اجتماع و گاهی «اصلاح ذات‌البین و زمانی «اصلاح محیط خانوادگی است هدف از مفهوم واژه اصلاح در مباحث مطروحه اصلاح در سطح اجتماع و به عبارت کامل‌تر، اصلاح اجتماعی است
  
مقدمه‌
+
== امام حسین و اندیشه اصلاح طلبی ==
 +
امامان شیعه در زمانی که جامعه اسلامی گرفتار انحراف و انحطاط و افساد بود؛ برای اصلاح آن دست به قیام می‌زدند. در همان حال زمینه انقلاب احتماعی را فراهم می‌آوردند. امام حسین (ع) نیز به عنوان یک مصلح دست به قیام زد. تا زمینه اصلاح اجتماعی را فراهم آورد. امام حسین (ع) در زمان معاویه خود را برای قیام آماده می‌کرد. بزرگان صحابه رادر مِنی جمع و برای آنها سخنرانی کرد. آنها را با حقایق موجود جامعه آشنا کرد و با بیان اوضاع و احوال جامعه برای آن‌ها فرمود: شما هستید که چنین وظیفه‌ای دارید. آن حدیث‌معروف که در تحف العقول مسطور است این جریان را کاملاً نشان می‌دهد و این که امام‌حسین (ع) چگونه فکر می‌کرده است حسین (ع) دراواخر عمر معاویه نامه‌ای به او می‌نویسد و او را زیر رگبار ملامت خودقرار می‌دهد و از آن جمله می‌گوید: معاویه بن ابوسفیان به خدا قسم من از این که الان باتو نبرد نمی‌کنم می‌ترسم در بارگاه الهی مقصر باشم [یعنی خیال نکن اگر حسین امروز ساکت است در صدد قیام نیست ]من دنبال یک فرصت مناسب هستم تا قیام من مؤثر باشد و مرا در راه آن هدفی که برای رسیدن به آن کوشش می‌کنم یک قدم جلو ببرد. امام حسین (ع) زمانی که از مکه بیرون می‌آید در وصیت‌نامه معروف خود خطاب‌به برادرش محمد حنفیه به کار خود عنوان «اصلاح وبه خود عنوان «مصلح داد. در آن‌جا چنین نوشت «اِنّی لَم‌ْ اَخْرُج‌ْ اَشراً وَ لا بَطِراً وَ لا مُفْسِداً و لا ظالِماً، اِنّماخَرجْت‌ُ لِطَلِب الا صلاح‌ِ فی اُمّةِ جَدَّی‌ِ، اُریدُ اَن‌ْ اَمْرَ بِالْمَعروف‌ِ و اَنْهی عن‌ِ المُنکَرِ وَ اَسِیرَ بِسیَرةِ جَدَّی‌ِ وَ اَبی قیام من قیام فردی جاه‌طلب یا کام‌جو یا آشوب‌گر و یا ستم‌گر نیست در جست وجوی اصلاح کار امت جدم به‌پا خاسته‌ام اراده دارم [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] کنم و به‌سیرت رسول خدا (ص) جدم و پدرم علی (ع) رفتار نمایم. {{سخ}}امام حسین (ع) به عنوان یک مصلح اجتماعی با حرکت خاص خود در زمانی که‌مسیر اسلام و اجتماع مسلمین به انحراف گراییده بود، زمینه یک اصلاح اجتماعی بزرگ را فراهم می‌سازد. یاران و طرفداران حق را به تهذیب نفس و تقوای الهی دعوت می‌کند و به این‌نکته واقف است که اصلاح فردی بدون توجه به اصلاح اجتماعی سودی ندارد و اصلاح اجتماعی بدون اصلاح فردی عملی عقیم و ابتر است امام حسین (ع) به عنوان یک مصلح چندین سال موضوع [[امر به معروف]] و اصلاح فردی و اجتماعی را برای حفظ‌سنت‌های اصیل اسلامی به عنوان یک اصل اساسی یادآوری می‌نماید. یک متفکر اسلامی چنین می‌گوید: «درد آشنایی روشن بینی آرمان خواهی و اصلاح‌طلبی انسان را حر و آزاد و باشهامت بارمی‌آورد.{{سخ}} انسان‌ِ درد آشنای روشن بین‌ِ آرمان‌خواه‌ِ اصلاح‌طلب نخست می‌کوشد تا خود را اسیر هیچ قید و بندی نکند و در دام عنوانی مقامی وظیفه‌ای درآمدی و... نیفتد. این چنین کسی سپس آنچه را دید و دانست و درک کرد می‌گوید، هم درست می‌فهمد و هم با شهامت ابراز می‌دارد.» از این‌رو اسلام برای اصلاح رهبری فکری و سیاسی جامعه تأکید کرده پیروان خود را علیه رهبران مفسد برمی‌شوراند تا نظام‌های جور را از بین برده رهبری آن را به افراد صالح و با [[تقوا]] برگرداند. چنان که امام حسین (ع) انگیزه انقلاب خود را این چنین بیان می‌فرماید: «ایها الناس ان رسول‌الله (ص) قال من رأی سلطاناً جائراً مستحلاً لحرام‌الله، ناکثاً لعهدالله، مخالفاً لسنة رسول‌الله، یعمل فی عبادالله بالاثم و العدوان فلم یغیر علیه بفعل ولا قول کان حقاً علی‌الله ان یدخله مدخله اَلا و ان هولاء قد لزموا طاعة الشیطان و ترکوا طاعة الرحمان و اظهروا الفساد و عطلوا الحدود و استأثروا باالفی‌ء و احلوا حرام‌الله وحرّموا حلاله و انا احق من غیر؛ ای مردم پیامبرخدا (ص) فرمود: هر کسی سلطان‌زورگویی را ببیند که حرام خدا را حلال نموده پیمان الهی را در هم شکسته با سنت و قانون پیامبر از درِ مخالفت درآمده در میان بندگان خدا راه [[گناه]] و دشمنی در پیش می‌گیرد، اگر در برابر چنین زمامداری با عمل و یا با گفتار خویش مخالفت ننماید، برخداوند است که این فرد (بی تفاوت را به جایگاه همان طغیان‌گر که آتش جهنم است‌داخل گرداند. ای مردم آگاه باشید، اینان (بنی امیه اطاعت خدا را ترک و پیروی از شیطان راپیشه خود ساخته‌اند. فساد را ترویج و حدود الهی را تعطیل نموده فی‌ء را به خود اختصاص داده و حلال و حرام خداوند را تغییر داده‌اند. در حالی که من به هدایت و رهبری جامعه مسلمانان از دیگران شایسته‌ترم. اندیشه اصلاح‌طلبی در سخنان امام حسین (ع) کاملاً هویدا است بنابراین برای جلوگیری از اطاله کلام از آوردن نمونه‌های مشابهی از سخنان امام حسین (ع) در این خصوص خودداری کرده و خوانندگان عزیز را به متون معتبری که در این زمینه نگاشته‌شده ارجاع می‌دهیم
  
مهم‌ترين موضوعي كه در انقلاب امام حسين (ع) توجه مردم را به خود جلب‌نموده جنبه تاريخي و داستان انقلاب امام حسين (ع) است زيرا اوج مجد و عظمت‌انساني در قهرمانان كربلا ـ مخصوصاً در شخصيت بي‌نظير امام حسين (ع) ـ متجلّي است امام حسين (ع) با عده كم در مقابل دشمنان بسيار قابل مقايسه نبود و اميد هيچ نوع پيروزي ظاهري وجود نداشت امّا چون پاي ايمان و عقيده و مرام و دفاع از مظلوم در ميان بود از عزيزترين چيزهاي خود كه مال جان زن و فرزند بود با اخلاص و فداكاري گذشتند.انقلاب حسين (ع) نمايش دهنده عزت و اقتدار ياران امام حسين (ع) و خواري و زبوني فكري و اخلاقي حكومت اموي و عمال و مزدوران آنان بود.تاريخ شاهد فجيع‌ترين حادثه سال شصت و يك هجري است كه انقلابيون قهرمان در نهايت مظلوميت به خاك و خون كشيده شدند.انقلاب اباعبدالله (ع) مظهر و تجلي صفات عالي انساني بود. ياران آن حضرت دل در گرو امام (ع) داشتند و از پرتو افشاني آن وجود نازنين نور و روشنايي مي‌گرفتند.كربلا صحنه ظهور و بروز همت و مردانگي ياران حسين (ع) بودكه براي رسيدن به لقاي پروردگار داوطلبانه لباس رزم مي‌پوشيدند تا در مصاف دشمن غدّار وفاداري خود رابه حسين (ع) به اثبات برسانند.انقلاب حسين (ع) علل و عوامل مختلف دارد. در واقع ريشه‌هاي هر انقلاب رابايد در نظام اجتماعي جست و جو كرد كه انقلاب در آن به وجود آمده است بايد ديد چه علل و عوامل و شرايطي زمينه‌ساز انقلاب امام حسين (ع) شدند.شرايط سياسي و اجتماعي‌اي كه انقلاب امام حسين (ع) در آن به وقوع پيوست و اوضاع و شرايطي كه موجب اين انقلاب شد و آثاري كه اين انقلاب در حيات جامعه اسلامي از خود به جا گذاشت از جمله مباحثي است كه بايد در بحث امام حسين (ع) و اصلاحات مورد بررسي و كنكاش قرار گيرد. زماني كه امام حسين (ع) به امامت رسيد، كساني به ظاهر ادعاي مسلماني داشتند ولي در باطن كافر بودند. عدّه‌اي از افراد هم بودند كه اقوامشان درجنگ‌هاي اسلامي كشته شده بودند و بالاخره عدّه‌اي هم بودند كه هدفشان خشكاندن ريشه اسلام و به دست گرفتن قدرت و حكومت بود.امام حسين (ع) از آغاز اين جنبش ضد اسلامي در همه صحنه‌ها ناظر و مراقب بود، مدتي در دوران حكومت امام علي (ع) و همراه با برادر بزرگوارش امام حسن (ع) و مدتي هم در زمان حكومت كوتاه امام حسن (ع) بانيروهاي منحرف و كج‌انديش مسلمان‌نما مبارزه كرد. اينك پس از شهادت امام حسن (ع) در صحنه مبارزه با كافران ملحدان و منافقان تنها مانده بود. امام حسين (ع) انحراف امت اسلامي را از خط اسلام و قرآن و سيره پيامبر اكرم (ص) و علي (ع) به چشم خود مي‌ديد.حسين (ع) روشي راكه معاويه و عمال مزدورش براي به انحراف كشاندن امت اسلامي در پيش گرفته بودند، مشاهده مي‌كرد. اومي ديد كه مردم بي‌گناه به دليل‌مخالفت با مطامع پست قدرت حاكم دچار گرسنگي و فشار و شكنجه مي‌شوند. او مي‌ديدكه احكام اسلام توسط عالمان دربار مورد تعرض قرار گرفته و براي تأمين منافع سياسي و اجتماعي حكومت بدعت‌هاي بي‌شماري در دين اسلام به وجود آمده است حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال كردند. فسق و فجور و بي‌عدالتي وفساد، امت اسلام را تهديد مي‌كرد.اجتماعي كه تحت سلطه حكومت اموي قرار داشت با حرف و شعار اصلاح‌پذير نبود.حرف‌هاي خدايي در دل‌هاي بيمار و مرده هيچ تأثيري ندارد. جامعه به بند كشيده شده شديداً به رهبري مصلح نياز داشت تا با اصلاح فكري و اخلاقي جامعه افكار مسموم اجتماع را از دل‌ها و ذهن‌هاي منحرف پاك كند.جامعه اسلامي به يك پالايش عميق فكري و روحي نياز داشت تا از انحراف و فساد و بي‌عدالتي نجات پيدا كند.امام حسين (ع) براي سامان دادن اوضاع اسف‌بار امت‌اسلامي رسالتي بر عهده داشت كه مي‌بايست بدان جامه عمل مي‌پوشاند. ايشان براي حفظ مصالح عمومي مسمانان دفاع از حق مظلوم بقا و عظمت اسلام و حكومت قران به‌خاطر مسئوليت بزرگ امامت براي حفظ ناموس و شرف مردم به خاطر امر به معروف و نهي از منكر و براي اصلاح حال امت قيام كرد. با قيام خود سرمشق و الگويي شد براي مبارزه با ستم‌گران و مفسدان در همه اعصار و قرون و تا زماني كه زمين در سيطره ظلم و ستم و فساد قرار دارد. آري مجاهدت هاي امام حسين (ع) و يارانش عملي شد و انقلاب او به وقوع پيوست
+
== انگیزه‌های انقلاب امام حسین ==
مفهوم واژه اصلاح‌
+
یکی از علل قیام امام حسین (ع) فساد حکومت اموی بود. حضرت در سخنان متعددی فساد بنی‌امیّه را مطرح فرموده است از جمله در نطقی که پس از فرودآمدن در «بیضه ایراد کرد و روی اطاعت از شیطان ترک اطاعت خدا، فساد آشکار، تعطیل حدودالهی حلال کردن حرام‌های خدا و تحریم حلال الهی وبیت‌المال را ملک خود دانستن‌تأکید نمود. در سخنان معروف خویش پس از فرودآمدن در سرزمین کربلا روی مسائلی مانند:دگرگونی اوضاع عمل نشدن به حق و نکوهیده ندانستن باطل تأکید کرده و فرمود: «اَلاتَرَوْن‌َ اَن‌ّ الحق‌َّ لا یُعمَل به و اَن‌ّ الباطِل‌َ لایتُناهی عنَه ..» انگیزه قیام امام حسین (ع) بیشتر جنبه اجتماعی داشت اگر بخواهیم سیر تحولات انقلاب امام حسین (ع) را مورد بررسی قرار دهیم از آغاز حرکت آن حضرت ازمدینه تا کربلا، این انگیزه به چشم می‌خورد. امام حسین (ع) برای [[دفاع]] از اسلام و احقاق حق ملت اسلامی قیام کرد.{{سخ}} امام‌حسین (ع) بر ضد یزید قیام کرد که مظهر حکومت اموی بود. حکومتی که بیت‌المال مسلمین را صرف خوش‌گذرانی و عیاشی خود می‌کرد. حکومتی که مسلمانان غیرعرب را مورد اذیت و آزار قرار می‌داد و با ایجاد تفرقه و دو دستگی میان مسلمانان عرب و غیرعرب وحدت و همبستگی مسلمانان را از بین می‌برد. حکومتی که همه افرادی را که با سیاست‌ِ قدرت حاکمه موافق نبودند تبعید و بی‌خانمان می‌کرد و یا به طرز فجیعی به شهادت می‌رساند. تعصبات قومی و قبیله‌ای را تحریک می‌نمود تا هویت اجتماعی ملت اسلامی مورد تهدید و نابودی قرار گیرد. حکومتی که هر گونه آزادی خواهی و اظهار عقیده را بابدعت‌گذاری و اسلام زدایی و تحریف حقایق دینی به انحراف می‌کشاند.{{سخ}} امام حسین (ع) در چنین شرایط اسف باری دست به انقلاب زد. چنان که خود حضرت در وصیتی که به برادرش محمد حنفیه نوشت فرمود: «انگیزه نهضت و انقلاب من هوا و هوس و تمایلات بشری نیست هدف من فساد و ستم‌گری نیست بلکه هدف من اصلاح اوضاع نابسامان امت جدم پیامبر (ص) است هدف من [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] است هر کس دعوت مرا به پاس احترام حق پذیرفت زهی سعادت چون خدا همیشه پشتیبان حق است و هر کس نپذیرفت شکیبایی اختیار خواهم کرد تا خدا داور میان من و این قوم به حقیقت داوری کند، زیرا اوبهترین داوران است»
  
واژه اصلاح در مقابل واژه افساد است اصلاح به معناي به صلاح آوردن سر وسامان دادن آراستن و نيكي كردن به كسي است اصلاح به هر نوع تغييري ـ سياسي يا اجتماعي ـ گفته مي‌شود.واژه (رفورم = اصلاح در كاربرد روزمره معمولاً مفاهيم پيشرفت ترقي و نوسازي رابه ذهن متبادر مي‌كند. اما معاني آن در مباحثات ميان گروه‌هاي ديني و مذهبي به اين‌اندازه محدود نيست بلكه در متن موضوعاتي بي‌نهايت متفاوت به ـ كار مي‌رود و به طيف گسترده‌اي از مسائل فردي و اجتماعي ـ به ويژه مسائل و موضوعات ديني ـ اشاره و عنايت دارد.اصلاح و افساد، دو واژه متضاد در قرآن است كه بارها در قرآن مطرح شده‌اند. اين واژه‌هاي اجتماعي و اعتقادي دو به دو در برابر هم قرار مي‌گيرند تا بهتر شناخته شوند؛مثل واژه‌هايي از قبيل ايمان و كفر، علم و جهل عدل و ظلم خير و شر، شكر و كفران وحدت و اختلاف هدايت و ضلالت و غيره ..اين واژه‌ها از آن جهت در كنار يك ديگر قرار گرفتند كه يكي بايد نفي و طرد شود و ديگري به مورد اجرا گذاشته شود، تا مرز ميان اصلاح و افساد مشخص گردد.مورد استفاده «اصلاح در قرآن گاهي «اصلاح اجتماع و گاهي «اصلاح ذات‌البين و زماني «اصلاح محيط خانوادگي است هدف از مفهوم واژه اصلاح در مباحث مطروحه اصلاح در سطح اجتماع و به عبارت كامل‌تر، اصلاح اجتماعي است
+
== ماهیت انقلاب امام حسین ==
امام حسين و انديشه اصلاح طلبي‌
+
مورد دیگری که نشان دهنده ماهیت انقلاب امام حسین (ع) است زمانی است که‌حضرت با حر بن یزیدریاحی برخورد می‌کند و سپاهیان حُر را مخاطب قرار داده می‌فرماید: «ای مردم پیامبر (ص) فرمود: هر کس فرمان روای ستم‌گر و ظالمی را بنگرد که محرمات الهی راحلال شمرده پیمان خدا را می‌شکند و با روش پیامبر (ص) مخالفت می‌ورزد و در میان مردم با تعدی و تجاوز رفتار می‌کند، با این همه با سخن و با عمل خود، او را از اعمال ناروای خود باز ندارد مثل همان ستم‌گر مستحق عذاب الهی خواهد بود. ای مردم آگاه باشید که اینها تن به اطاعت شیطان در داده و از بندگی پروردگار سرباز زده‌اند. اینان مفاسد و تبه‌کاری‌ها را رواج بخشیده حدود و کیفر اسلامی را در مورد تبه‌کاران تعطیل نموده‌اند. اینها بیت‌المال و اموال عمومی را به خود اختصاص داده حرام‌خدا را حلال شمرده و حلال الهی را حرام کرده‌اند.{{سخ}} این گونه عناصر فاسد و آلوده هرگزشایسته حکومت و زمامداری مسلمانان نیستند. من از هر کس برای رهبری جامعه اسلامی شایسته‌ترم و در مبارزه با این مفاسد و اصلاح این نابسامانی‌ها بر همه مقدم هستم ای مردم شما به من نامه نوشتید و پیام‌ها فرستادید که به سوی شما بیایم وعده دادید که دست از یاری من برندارید و پیمان شکنی نکنید. اینک که من به سرزمین شما آمده‌ام اگر به عهد خود وفا کنید و مرا تنها نگذارید، به هدایت حقیقی می‌رسید، زیرا من‌حسین بن علی (ع) فرزند فاطمه دختر پیامبر (ص) هستم من خود در میان شما و خانواده‌من همراه خانواده شما در غم و شادی و رنجی و زحمت شما شریک خواهیم بود، ولی اگر پیمان شکنی و نقض بیعت کنید به جانم سوگند که این نخستین بار نیست که چنین ننگی را مرتکب می‌شوید، زیرا شما با پدر، برادر و پسر عمویم مسلم بن عقیل نیز چنین بی وفایی‌ای کردید. فریب خورده کسی است که به وعده‌های پوچ شما دل ببندد. شما بااین سستی و ترس خود را بدبخت کردید و بهره خود را ضایع نمودید. هر کس پیمان خودرا بشکند چوب بدقولی و پیمان شکنی خود را می‌خورد.»{{سخ}} امام حسین (ع) در سخنان خود انگیزه قیام خود را بیان می‌کند که عبارت است از:تحریف حقایق دین ظلم و فساد، گرسنگی و فشار، ضایع کردن بیت‌المال مسلمین و رواج یافتن بدعت‌ها. ایشان نقاط ضعف و علت ترس مردم عراق را به خوبی می‌شناخت مردمی راحت‌طلب که به خاطر ترس از اعمال وحشیانه عُمال یزید جرأت ابراز وجود کردن به خود نمی‌دادند. آنها زندگی همراه با خواری و زبونی را به حرکت‌های اصلاح‌طلبانه ترجیح می‌دادند.{{سخ}} امام حسین (ع) در آخرین ساعات جنگ بار دیگر به علل و انگیزه‌های قیام خود اشاره فرمود. مورخان می‌نویسند: امام (ع) بر مرکب خود سوار شده و به سوی دشمن تاخت و از آنها خواست که سکوت کنند ولی آنها ساکت نشدند. فرمود: «وای بر شما چرا ساکت‌نمی‌شوید؟ چرا به سخنان من گوش نمی‌کنید؟ من شما را به راه رستگاری و هدایت دعوت می‌کنم هر کس از من اطاعت کند، از هدایت یافتگان خواهد بود و هر کس سرپیچی کند، به هلاکت خواهد رسید. چه شده است که همه از اطاعت امر من سر باز می‌زنید. به سخنان من گوش فرا نمی‌دهید؟ شکم‌های شما از حرام پر شده و بر دل‌های‌شما مُهر بدبختی زده شده است وای بر شما، آیا باز هم سکوت نمی‌کنید؟ آیا باز هم گوش‌فرا نمی‌دهید؟» سپاهیان عمر بن سعد یک‌دیگر را ملامت نمودند و گفتند: گوش کنید ببینیم‌حسین (ع) چه می‌گوید. در این هنگام امام با کمال فصاحت و بلاغت سخن آغاز کرد وحمد و سپاس خدا را به جای آورد و به پیامبر اسلام (ص) و فرشتگان و دیگر انبیا و فرستادگان الهی درود فرستاد و آن گاه فرمود: «ای مردم مرگ بر شما! مگر شما نبودید که به من نامه نوشتید و استغاثه کردید ومرا به یاری خویشتن خواندید، ولی اکنون که به استغاثه شما پاسخ داده و به فریاد شمارسیده‌ام شمشیرهای خود را بر روی من کشیده‌اید و شعله آتشی را متوجه ما ساخته‌اید که ما آن را برای نابودی دشمنان مشترک مان افروخته‌ایم چه شد که بعد از آن همه وعده‌ها و دعوت‌ها صفحه زندگی‌تان ورق خورد و بر ضد دوستان خود گِرد آمدید و به نفع دشمنانشان برای منکوب کردن دوستان خود آستین بالا زدید؟ دشمنان شما نه عدالت‌گستری کردند که شیفته عدالت آنها شوید و نه امید آینده‌ای بهتر برای شما باقی گذاشتند تا بهانه دل‌بستگی شما باشد. شما به خاطر اندکی از مال حرام دنیا که بنی‌امیه به شما دادند و برای این که به زندگی پست و ناچیزی برسید به سوی من حمله می‌کنید، بدون آن که کوچک‌ترین گناهی داشته باشم وای بر شما که ازما دوری می‌جویید. وای بر شما که ما را ترک می‌گویید، شما آتش فتنه را دامن زدید و مانند ملخ‌های ناتوان از جا جستید و هم چون مگسان دور فتنه جمع شدید، در حالی که شمشیرها در نیام و دل‌ها آرام و فکرها بی‌تشویش بود. خاک بر فرق شما باد، ای نوکران فرومایه‌ای گروه کج‌روان که کتاب خدا را به سویی افکندید، گول شیطان را خوردید، در نافرمانی خدا متحد شدید، کتاب خدا را تحریف نمودید، چراغ الهی را خاموش ساختید، فرزندان پیامبر (ص) را کشتید، خاندان اوصیا را به نابودی کشیدید، نطفه زنا را به نسب ملحق کردید، به بندگان مؤمن آزار رساندید، با استهزاء کنندگان پیامبر (ص) که کتاب آسمانی را پاره پاره کردند هم صدا شدید، چه بدکاری کردید و به دست خود عذاب ابدی را خریدید. شگفتا که شما به معاویه بن ابی‌سفیان و پیروان او کمک کردید و ما را که خاندان پیامبریم خوار نمودید. آری این دست از یاری ما کشیدن و این پیمان‌شکنی شعار شماست ریشه شما ازاین نیرنگ بازی‌ها آب خورده و شاخه‌های پلید شما از این ریشه ناپاک نیرو گرفته است دل‌های شما بر این ناپاکی‌ها استوار و سینه‌های شما از این شیطنت‌ها لبریز است شما کثیف‌ترین میوه‌ای هستید که طعمه زورمندان و غاصبان شده و برای هر تماشاگری مایه اندوه گشته‌اید. لعنت خدا بر شما مردم پیمان‌شکن باد که بیعت کردید و خدا را بر بیعت خود گواه گرفتید و آن گاه تعهد خود را زیر پا گذاشتید. ای مردم آگاه باشید، من آنچه لازم بود بگویم گفتم و شما را از خشم و عذاب الهی ترساندم اکنون که کمر به قتل مرا بسته‌اید، با آن که یار و مدافعی ندارم با همین عده اندک از جوانان خاندان هاشمی به جهاد خواهم پرداخت»{{سخ}} امام حسین (ع) در این خطبه از وضع واقعی و انحرافات زندگی و کج‌روی‌ها و کج‌اندیشی‌ها و بی‌وفایی عراقیان و از تظاهر به حمایت از جنبش‌های اصلاحی سخن به میان آورده است که ابتدا دعوت به انقلاب و تغییر وضع نابسامان خود می‌کنند. نامه می‌نویسند، اعلام آمادگی می‌کنند همین که قضیه صورت جدی به خود گرفت در موقع عمل در جبهه مقابل نیروهای اصلاح‌گر قرار می‌گیرند و به قول معروف از پشت به انقلاب و انقلابیون خنجر می‌زنند. از میدان مبارزه به در می‌روند. اما انقلابیون که موقعیت جامعه را درک کردند به وضعیت آشفته آن واقف‌اند تا آخرین لحظه در مقابل دشمن ایستادگی کرده تا به شهادت برسند.{{سخ}} امام حسین (ع) در سخنان خود علل و انگیزه قیام خود را به صراحت اعلام می‌کند. به نامه‌ها، دعوت‌ها و عهد و پیمان‌های عراقیان اشاره می‌کند تا سپاهیان اموی به فلسفه انقلاب حسین بن علی (ع) پی ببرند. فلسفه و انگیزه‌ای که جز اصلاح وضع نابسامان امت اسلامی نبوده است حرکت امام حسین (ع) از مدینه به مکه و امتناع امام از بیعت با یزید و سخنان ایشان در مِنی و سپس در «بیضه و وصیت‌نامه‌اش به برادرش محمد حنفیه و سخنان آن حضرت در مقابل سپاهیان حُر بن یزید ریاحی و در مراحل مختلف جنگ نشان دهنده علل و انگیزه‌های قیام و انقلاب امام حسین (ع) است انقلابی که به منظور اصلاح‌فردی و اصلاح اجتماعی صورت گرفت با مجاهدت‌ها و دلاوری‌های امام حسین (ع) و یارانش همراه بود. در حافظه تاریخ ثبت شد و اثبات کرد که با حرف و شعار و پند و اندرز نمی‌توان به حرکت‌ها و جنبش‌های اصلاحی امیدوار بود. بلکه برای اصلاح فردی و اصلاح اجتماعی قیام و انقلاب امری اجتناب‌ناپذیر است بی‌تردید اصلاح‌طلبی و آرمان‌خواهی که با خون و شهادت رقم خورده برای همیشه تاریخ جاودانه و ماندگار خواهد بود.{{سخ}}
  
امامان شيعه در زماني كه جامعه اسلامي گرفتار انحراف و انحطاط و افساد بود؛براي اصلاح آن دست به قيام مي‌زدند. در همان حال زمينه انقلاب احتماعي را فراهم مي‌آوردند. امام حسين (ع) نيز به عنوان يك مصلح دست به قيام زد. تا زمينه اصلاح اجتماعي را فراهم آورد.امام حسين (ع) در زمان معاويه خود را براي قيام آماده مي‌كرد. بزرگان صحابه رادر مِني جمع و براي آنها سخنراني كرد. آنها را با حقايق موجود جامعه آشنا كرد و با بيان اوضاع و احوال جامعه براي آن‌ها فرمود: شما هستيد كه چنين وظيفه‌اي داريد.آن حديث‌معروف كه در تحف العقول مسطور است اين جريان را كاملاً نشان مي‌دهد و اين كه امام‌حسين (ع) چگونه فكر مي‌كرده است حسين (ع) دراواخر عمر معاويه نامه‌اي به او مي‌نويسد و او را زير رگبار ملامت خودقرار مي‌دهد و از آن جمله مي‌گويد: معاويه بن ابوسفيان به خدا قسم من از اين كه الان باتو نبرد نمي‌كنم مي‌ترسم در بارگاه الهي مقصر باشم [يعني خيال نكن اگر حسين امروز ساكت است در صدد قيام نيست ]من دنبال يك فرصت مناسب هستم تا قيام من مؤثر باشد و مرا در راه آن هدفي كه براي رسيدن به آن كوشش مي‌كنم يك قدم جلو ببرد.امام حسين (ع) زماني كه از مكه بيرون مي‌آيد در وصيت‌نامه معروف خود خطاب‌به برادرش محمد حنفيه به كار خود عنوان «اصلاح وبه خود عنوان «مصلح داد.در آن‌جا چنين نوشت «اِنّي لَم‌ْ اَخْرُج‌ْ اَشراً وَ لا بَطِراً وَ لا مُفْسِداً و لا ظالِماً،اِنّماخَرجْت‌ُ لِطَلِب الا صلاح‌ِ في اُمّة‌ِ جَدَّي‌ِ، اُريدُ اَن‌ْ اَمْرَ بِالْمَعروف‌ِ و اَنْهي عن‌ِ المُنكَرِ وَ اَسِيرَ بِسيَرة‌ِ جَدَّي‌ِ وَ اَبي قيام من قيام فردي جاه‌طلب يا كام‌جو يا آشوب‌گر و يا ستم‌گر نيست در جست وجوي اصلاح كار امت جدم به‌پا خاسته‌ام اراده دارم امر به معروف و نهي از منكر كنم و به‌سيرت رسول خدا (ص) جدم و پدرم علي (ع) رفتار نمايم .امام حسين (ع) به عنوان يك مصلح اجتماعي با حركت خاص خود در زماني كه‌مسير اسلام و اجتماع مسلمين به انحراف گراييده بود، زمينه يك اصلاح اجتماعي بزرگ را فراهم مي‌سازد.ياران و طرفداران حق را به تهذيب نفس و تقواي الهي دعوت مي‌كند و به اين‌نكته واقف است كه اصلاح فردي بدون توجه به اصلاح اجتماعي سودي ندارد و اصلاح اجتماعي بدون اصلاح فردي عملي عقيم و ابتر است امام حسين (ع) به عنوان يك مصلح چندين سال موضوع امر به معروف و اصلاح فردي و اجتماعي را براي حفظ‌سنت‌هاي اصيل اسلامي به عنوان يك اصل اساسي يادآوري مي‌نمايد.يك متفكر اسلامي چنين مي‌گويد:«درد آشنايي روشن بيني آرمان خواهي و اصلاح‌طلبي انسان را حر و آزاد و باشهامت بارمي‌آورد. انسان‌ِ درد آشناي روشن بين‌ِ آرمان‌خواه‌ِ اصلاح‌طلب نخست مي‌كوشد تا خود را اسير هيچ قيد و بندي نكند و در دام عنواني مقامي وظيفه‌اي درآمدي و... نيفتد. اين چنين كسي سپس آنچه را ديد و دانست و درك كرد مي‌گويد، هم درست مي‌فهمد و هم با شهامت ابراز مي‌دارد.»از اين‌رو اسلام براي اصلاح رهبري فكري و سياسي جامعه تأكيد كرده پيروان خود را عليه رهبران مفسد برمي‌شوراند تا نظام‌هاي جور را از بين برده رهبري آن را به افراد صالح و با تقوا برگرداند. چنان كه امام حسين (ع) انگيزه انقلاب خود را اين چنين بيان مي‌فرمايد:«ايها الناس ان رسول‌الله (ص) قال من رأي سلطاناً جائراً مستحلاً لحرام‌الله، ناكثاً لعهدالله، مخالفاً لسنة رسول‌الله، يعمل في عبادالله بالاثم و العدوان فلم يغير عليه بفعل ولا قول كان حقاً علي‌الله ان يدخله مدخله اَلا و ان هولاء قد لزموا طاعة الشيطان و تركوا طاعة الرحمان و اظهروا الفساد و عطلوا الحدود و استأثروا باالفي‌ء و احلوا حرام‌الله وحرّموا حلاله و انا احق من غير؛ اي مردم پيامبرخدا (ص) فرمود: هر كسي سلطان‌زورگويي را ببيند كه حرام خدا را حلال نموده پيمان الهي را در هم شكسته با سنت و قانون پيامبر از درِ مخالفت درآمده در ميان بندگان خدا راه گناه و دشمني در پيش مي‌گيرد، اگر در برابر چنين زمامداري با عمل و يا با گفتار خويش مخالفت ننمايد، برخداوند است كه اين فرد (بي تفاوت را به جايگاه همان طغيان‌گر كه آتش جهنم است‌داخل گرداند.اي مردم آگاه باشيد، اينان (بني اميه اطاعت خدا را ترك و پيروي از شيطان راپيشه خود ساخته‌اند. فساد را ترويج و حدود الهي را تعطيل نموده في‌ء را به خود اختصاص داده و حلال و حرام خداوند را تغيير داده‌اند.در حالي كه من به هدايت و رهبري جامعه مسلمانان از ديگران شايسته‌ترم .انديشه اصلاح‌طلبي در سخنان امام حسين (ع) كاملاً هويدا است بنابراين براي جلوگيري از اطاله كلام از آوردن نمونه‌هاي مشابهي از سخنان امام حسين (ع) در اين خصوص خودداري كرده و خوانندگان عزيز را به متون معتبري كه در اين زمينه نگاشته‌شده ارجاع مي‌دهيم
+
== نتیجه ==
انگيزه‌هاي انقلاب امام حسين‌
+
اصلاح‌طلبی هدف همه پیامبران و امامان و از شعارهای همه صلحا و رهبران‌دینی و اجتماعی بوده است گفتار، کردار و رفتار آنان نیز شاهدی بر این قضیه محسوب می‌شود. آنها نه به تنهایی برای انذار و ارشاد در بخشش گناهان آمده بودند و نه برای‌حمایت از ستم‌گران و متجاوزان و تخدیر توده‌ها، بلکه هدفشان اصلاح جامعه به معنای مطلق و وسیع کلمه بوده اصلاح در تفکر و اندیشه یعنی اصلاح در نظامات سیاسی و فرهنگی و اجتماعی جامعه اصلاح در نگرش‌ها و باورها، اصلاح در همه ابعاد اجتماعی اصولاً اصلاح‌طلبی یک روحیه اسلامی است هر مسلمانی به حکم این که‌مسلمان است خواه ناخواه اصلاح‌طلب و لااقل طرفدار اصلاح طلبی است زیرا اصلاح‌طلبی هم به عنوان یک «شأن پیامبری در قرآن مطرح است و هم مصداق [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] است که از ارکان تعلیمات اجتماعی است البته هر [[امر به معروف]] و نهی از منکری لزوماً مصداق اصلاح اجتماعی نیست ولی هر اصلاح اجتماعی مصداق [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] هست پس هر مسلمان‌ِ آشنا به وظیفه از آن جهت که خود را موظف به [[امر به معروف]] و [[نهی از منکر]] می‌داند، نسبت به اصلاح اجتماعی حساسیت خاصی دارد. امام حسین (ع) یک مصلح اجتماعی است حضرت برای اصلاح اجتماعی عصر خود دست به قیام مسلحانه علیه ظلم و فساد می‌زند و در همان حال که زمینه اصلاح‌اجتماعی را فراهم آورد، یاران و طرفدارانش را به تهذیب نفس و تقوای الهی فرا می‌خواند. چون اگر اصلاح‌طلبان خود صالح نباشند، نه معنای اصلاح را به خوبی درک‌می‌کنند و نه بر فساد و تباهی و ستم می‌توانند فائق آیند. در مسیر مبارزه باظلم و فساد ممکن است به جای به صلاح آوردن دیگران خود تسلیم فساد شوند؛ بنابراین اصلاح فردی از اصلاح اجتماعی تفکیک ورزیده است ازاین‌رو اسلام بر صالح بودن رهبری فکری و اجتماعی تأکید ورزیده است زیرا رهبر فکری و اجتماعی جامعه در افکار، عقاید، اعتقادات فرهنگ اخلاق و ارزش‌ها تأثیر بسزایی دارد. از این رو اسلام به پیروان خود توصیه می‌کند که گرد رهبران فاسد جمع نشوند و از اطاعت و فرمان برداری آنان سرباز زنند. چنان که امام حسین (ع) در مراحل مختلف حرکت خود از مدینه به مکه و در مِنی و بیضه و در مقابل سپاهیان حر بن یزید ریاحی یکی از علل قیام خود را فساد خاندان بنی‌امیه بر می‌شمرد و از شایسته بودن خود برای حکومت با مردم سخن می‌گوید.{{سخ}} مقاصد اصلاح اجتماعی انقلاب امام حسین (ع) ازنظر خود آن حضرت قابل درک بود. همه کسانی که به امام نامه نوشته و او را به عراق دعوت کردند و همه افرادی که در هوای او سر و جان فدا کردند، ضرورت این امر را به خوبی درک کرده بودند و بر اساس همان علل و انگیزه‌هایی که در مباحث گذشته بیان شد اصلاح اجتماعی را لازم می‌شمردند و سپاه اموی را دعوت به تأیید این علل و عوامل و انگیزه‌ها می‌نمودند؛ بنابراین عواملی که به نظر یاران امام حسین (ع) انقلاب را ایجاب می‌کرد عبارت بود از:فساد بی حد و حصر خاندان اموی ظلم وستم و فساد خاندان بنی‌امیه اعمال سیاست زورو ستم و ارعاب تحقیر و خواری ملت که توسط حکومت جور اموی به اجرا گذاشته می‌شد{{سخ}}. در بحث‌های گذشته علل مختلف به وجود آورنده انقلاب امام حسین (ع) را موردبحث قرار دادیم با بهره‌گیری از سخنان ارزشمند امام حسین (ع) اوضاع و شرایط فردی اجتماعی سیاسی و هم‌چنین انگیزه‌ها و اهداف انقلاب امام حسین (ع) را تشریح کردیم سؤالی که در این‌جا مطرح می‌شود این است که آیا امام حسین (ع) با قیام و انقلاب‌خود توانست به وضع نابسامان امت اسلامی سر و سامان دهد؟ آیا امام حسین (ع) موفق‌به پیاده کردن اصلاحات مورد نظر خود شد؟ آیا ایشان توانست فساد خاندان اموی را ازبین برد؟ در پاسخ به این پرسش‌ها باید گفت که امام حسین (ع) از سرنوشتی که در انتظارش بود با خبر بود و به مناسبت‌های مختلف این مسئله را بیان کرده است بنابراین‌نباید هدف امام حسین (ع) را در اختیار گرفتن حکومت و قدرت دانست زیرا هدف انقلاب امام حسین (ع) رسیدن به پیروزی فوری نبود، ایشان کاملاً به این امر واقف بود که‌در آن شرایط به دست آوردن یک پیروزی نظامی ناممکن است نباید از انقلاب امام حسین (ع) همان انتظار را داشته باشیم که از سایر انقلاب‌های معمول جهان داریم بلکه باید آثار و انقلاب امام حسین (ع) را در زمینه‌های زیر جست و جو کنیم{{سخ}} ۱ - قطع نفوذ دینی‌ِ ساختگی امویان که همواره به حکومت و سلطنت خود رنگ‌دینی می‌دادند و رسوا ساختن روح بی دینی و الحاد زمان جاهلیت که حکومت اموی راتوجیه می‌کرد.{{سخ}} ۲ - گسترش احساس [[گناه]] در وجدان هر فرد مسلمان به طوری که احساس گناه‌مبدل به حالت انتقاد گردد و در پرتو آن هر فردی موقعیت خود را در برابر حیات و اجتماع‌مشخص سازد.{{سخ}} ۳ - ایجاد ارزش‌های اخلاقی جدید برای هر فرد عرب و مسلمان به طوری که‌متوجه عوالم نورانی و خیره‌کننده معنوی گردند.{{سخ}} ۴ - برانگیختن روح مبارزه و پیکار با فساد در هر فرد مسلمان به منظور استقرار جامعه بر پایه‌های جدید و به خاطر اعاده ارزش‌های انسانی انقلاب امام حسین (ع)، سرآغاز بیداری مردم و مبدأ پیدایش انقلاب‌های‌آزادی‌بخش بود.{{سخ}} انقلاب امام حسین (ع) موجب شد که روح مبارزه در مردم زنده شود. موانع اصلاح فردی و اجتماعی در پرتو انقلاب امام حسین (ع) توسط مسلمانان و انقلابیون برداشته شود. دعوت کنندگان دیروز که امروز بعد از مدت‌ها آرامش خفت‌بار، به‌خود آمدند احساس موجودیت و انسانیت کردند. این امر مهم محقق نمی‌شد، مگر به قیام‌و انقلاب خونین امام حسین (ع) و یاران وفادارش که هدفی جز اصلاح حال امت اسلامی‌نداشتند. انقلاب امام حسین (ع) به لحاظ ماهیت اصلاح‌طلبی اسلام‌خواهی و ظلم‌ستیزی خود همواره مورد توجه انقلابیون و جنبش‌های اصلاحی بوده است انقلاب‌اسلامی ایران نیز از این سرچشمه فیاض سیراب شده و از محتوای عالی آن الهام گرفته‌است شرایط اجتماعی و فرهنگی و سیاسی قبل از انقلاب اسلامی شبیه دوران بنی‌امیه‌بود. ظلم و فساد و ستم سایه سیاه خود را بر همه جا گستردانده بود، اسلام مورد تهاجم قرارگرفته بود و ارزش‌ها به ضد ارزش و منکر به معروف و معروف به منکر تبدیل شده بود. عیاشی و خوش‌گذرانی طاغوت حیف و میل بیت‌المال شرایطی را به وجود آورده بود که‌تنها با حرکت‌های اصلاحی امید اصلاح و دگرگونی وجود داشت امام امت با الهام ازانقلاب امام حسین (ع) مفاسد رژیم طاغوت را برشمرد و با تبیین مفاسد معاویه و یزید وعمال آنها ذهن‌ها را به مفاسد و ظلم و ستم طاغوتیان زمان منتقل می‌کرد. به تعبیر امام امت «اگر قیام حضرت سیدالشهداء (ع) نبود، امروز ما هم‌نمی‌توانستیم پیروز شویم» «واقعه عظیم عاشورا از شصت و یک هجری تا خرداد چهل و دو و از آن تا قیام عالمی بقیةالله ـ ارواحنا لمقدمه الفداء ـ در هر مقطع انقلاب ساز است» بهره‌هایی که انقلاب امام حسین (ع) به پیروزی انقلاب اسلامی رساند فراوان بودکه در این جا مجال پرداختن به همه آنها وجود ندارد. به قول نویسنده کتاب فرهنگ عاشورا: «آنچه عاشورا داشت یک بار ایدئولوژیکی و انگیزه مکتبی برای مبارزه بود. این محتوا در ذهن رهبر انقلاب و در دل پیروان او شکل گرفت و نهضت را پدید آورد و پس از پیروزی هم هشت سال [[دفاع]] خونین از انقلاب را اداره و تغذیه کرد.»
  
يكي از علل قيام امام حسين (ع) فساد حكومت اموي بود. حضرت در سخنان متعددي فساد بني‌اميّه را مطرح فرموده است از جمله در نطقي كه پس از فرودآمدن در«بيضه ايراد كرد و روي اطاعت از شيطان ترك اطاعت خدا، فساد آشكار، تعطيل حدودالهي حلال كردن حرام‌هاي خدا و تحريم حلال الهي وبيت‌المال را ملك خود دانستن‌تأكيد نمود.در سخنان معروف خويش پس از فرودآمدن در سرزمين كربلا روي مسائلي مانند:دگرگوني اوضاع عمل نشدن به حق و نكوهيده ندانستن باطل تأكيد كرده و فرمود: «اَلاتَرَوْن‌َ اَن‌ّ الحق‌َّ لا يُعمَل به و اَن‌ّ الباطِل‌َ لايتُناهي عنَه ..»انگيزه قيام امام حسين (ع) بيشتر جنبه اجتماعي داشت اگر بخواهيم سير تحولات انقلاب امام حسين (ع) را مورد بررسي قرار دهيم از آغاز حركت آن حضرت ازمدينه تا كربلا، اين انگيزه به چشم مي‌خورد.امام حسين (ع) براي دفاع از اسلام و احقاق حق ملت اسلامي قيام كرد. امام‌حسين (ع) بر ضد يزيد قيام كرد كه مظهر حكومت اموي بود. حكومتي كه بيت‌المال مسلمين را صرف خوش‌گذراني و عياشي خود مي‌كرد. حكومتي كه مسلمانان غيرعرب را مورد اذيت و آزار قرار مي‌داد و با ايجاد تفرقه و دو دستگي ميان مسلمانان عرب و غيرعرب وحدت و همبستگي مسلمانان را از بين مي‌برد. حكومتي كه همه افرادي را كه با سياست‌ِ قدرت حاكمه موافق نبودند تبعيد و بي‌خانمان مي‌كرد و يا به طرز فجيعي به شهادت مي‌رساند.تعصبات قومي و قبيله‌اي را تحريك مي‌نمود تا هويت اجتماعي ملت اسلامي مورد تهديد و نابودي قرار گيرد. حكومتي كه هر گونه آزادي خواهي و اظهار عقيده را بابدعت‌گذاري و اسلام زدايي و تحريف حقايق ديني به انحراف مي‌كشاند.امام حسين (ع) در چنين شرايط اسف باري دست به انقلاب زد. چنان كه خود حضرت در وصيتي كه به برادرش محمد حنفيه نوشت فرمود: «انگيزه نهضت و انقلاب من هوا و هوس و تمايلات بشري نيست هدف من فساد و ستم‌گري نيست بلكه هدف من اصلاح اوضاع نابسامان امت جدم پيامبر (ص) است هدف من امر به معروف و نهي از منكر است هر كس دعوت مرا به پاس احترام حق پذيرفت زهي سعادت چون خدا هميشه پشتيبان حق است و هر كس نپذيرفت شكيبايي اختيار خواهم كرد تا خدا داور ميان من و اين قوم به حقيقت داوري كند، زيرا اوبهترين داوران است »
+
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://download.ghbook.ir/downloads/htm/8000/5392-f-13910616-imam-hossien-pishvaye-eslahtalaban.htm سایت قائمیه اصفهان] - تاریخ برداشت :1395/03/15 </span></div>
ماهيت انقلاب امام حسين‌
+
<div class="hold">
 
+
<div class="return">بازگشت به [[مقالات]] </div>
مورد ديگري كه نشان دهنده ماهيت انقلاب امام حسين (ع) است زماني است كه‌حضرت با حر بن يزيدرياحي برخورد مي‌كند و سپاهيان حُر را مخاطب قرار داده مي‌فرمايد: «اي مردم پيامبر (ص) فرمود: هر كس فرمان رواي ستم‌گر و ظالمي را بنگرد كه محرمات الهي راحلال شمرده پيمان خدا را مي‌شكند و با روش پيامبر (ص) مخالفت مي‌ورزد و در ميان مردم با تعدي و تجاوز رفتار مي‌كند، با اين همه با سخن و با عمل خود،او را از اعمال نارواي خود باز ندارد مثل همان ستم‌گر مستحق عذاب الهي خواهد بود.اي مردم آگاه باشيد كه اينها تن به اطاعت شيطان در داده و از بندگي پروردگار سرباز زده‌اند. اينان مفاسد و تبه‌كاري‌ها را رواج بخشيده حدود و كيفر اسلامي را در مورد تبه‌كاران تعطيل نموده‌اند. اينها بيت‌المال و اموال عمومي را به خود اختصاص داده حرام‌خدا را حلال شمرده و حلال الهي را حرام كرده‌اند. اين گونه عناصر فاسد و آلوده هرگزشايسته حكومت و زمامداري مسلمانان نيستند. من از هر كس براي رهبري جامعه اسلامي شايسته‌ترم و در مبارزه با اين مفاسد و اصلاح اين نابساماني‌ها بر همه مقدم هستم اي مردم شما به من نامه نوشتيد و پيام‌ها فرستاديد كه به سوي شما بيايم وعده داديد كه دست از ياري من برنداريد و پيمان شكني نكنيد. اينك كه من به سرزمين شما آمده‌ام اگر به عهد خود وفا كنيد و مرا تنها نگذاريد، به هدايت حقيقي مي‌رسيد، زيرا من‌حسين بن علي (ع) فرزند فاطمه دختر پيامبر (ص) هستم من خود در ميان شما و خانواده‌من همراه خانواده شما در غم و شادي و رنجي و زحمت شما شريك خواهيم بود، ولي اگر پيمان شكني و نقض بيعت كنيد به جانم سوگند كه اين نخستين بار نيست كه چنين ننگي را مرتكب مي‌شويد، زيرا شما با پدر، برادر و پسر عمويم مسلم بن عقيل نيز چنين بي وفايي‌اي كرديد. فريب خورده كسي است كه به وعده‌هاي پوچ شما دل ببندد. شما بااين سستي و ترس خود را بدبخت كرديد و بهره خود را ضايع نموديد. هر كس پيمان خودرا بشكند چوب بدقولي و پيمان شكني خود را مي‌خورد.»امام حسين (ع) در سخنان خود انگيزه قيام خود را بيان مي‌كند كه عبارت است از:تحريف حقايق دين ظلم و فساد، گرسنگي و فشار، ضايع كردن بيت‌المال مسلمين و رواج يافتن بدعت‌ها.ايشان نقاط ضعف و علت ترس مردم عراق را به خوبي مي‌شناخت مردمي راحت‌طلب كه به خاطر ترس از اعمال وحشيانه عُمال يزيد جرأت ابراز وجود كردن به خود نمي‌دادند. آنها زندگي همراه با خواري و زبوني را به حركت‌هاي اصلاح‌طلبانه ترجيح مي‌دادند.امام حسين (ع) در آخرين ساعات جنگ بار ديگر به علل و انگيزه‌هاي قيام خود اشاره فرمود. مورخان مي‌نويسند: امام (ع) بر مركب خود سوار شده و به سوي دشمن تاخت و از آنها خواست كه سكوت كنند ولي آنها ساكت نشدند. فرمود:«واي بر شما چرا ساكت‌نمي‌شويد؟ چرا به سخنان من گوش نمي‌كنيد؟ من شما را به راه رستگاري و هدايت دعوت مي‌كنم هر كس از من اطاعت كند، از هدايت يافتگان خواهد بود و هر كس سرپيچي كند، به هلاكت خواهد رسيد. چه شده است كه همه از اطاعت امر من سر باز مي‌زنيد. به سخنان من گوش فرا نمي‌دهيد؟ شكم‌هاي شما از حرام پر شده و بر دل‌هاي‌شما مُهر بدبختي زده شده است واي بر شما، آيا باز هم سكوت نمي‌كنيد؟ آيا باز هم گوش‌فرا نمي‌دهيد؟»سپاهيان عمر بن سعد يك‌ديگر را ملامت نمودند و گفتند: گوش كنيد ببينيم‌حسين (ع) چه مي‌گويد. در اين هنگام امام با كمال فصاحت و بلاغت سخن آغاز كرد وحمد و سپاس خدا را به جاي آورد و به پيامبر اسلام (ص) و فرشتگان و ديگر انبيا و فرستادگان الهي درود فرستاد و آن گاه فرمود:«اي مردم مرگ بر شما! مگر شما نبوديد كه به من نامه نوشتيد و استغاثه كرديد ومرا به ياري خويشتن خوانديد، ولي اكنون كه به استغاثه شما پاسخ داده و به فرياد شمارسيده‌ام شمشيرهاي خود را بر روي من كشيده‌ايد و شعله آتشي را متوجه ما ساخته‌ايد كه ما آن را براي نابودي دشمنان مشترك مان افروخته‌ايم چه شد كه بعد از آن همه وعده‌ها و دعوت‌ها صفحه زندگي‌تان ورق خورد و بر ضد دوستان خود گِرد آمديد و به نفع دشمنانشان براي منكوب كردن دوستان خود آستين بالا زديد؟دشمنان شما نه عدالت‌گستري كردند كه شيفته عدالت آنها شويد و نه اميد آينده‌اي بهتر براي شما باقي گذاشتند تا بهانه دل‌بستگي شما باشد. شما به خاطر اندكي از مال حرام دنيا كه بني‌اميه به شما دادند و براي اين كه به زندگي پست و ناچيزي برسيد به سوي من حمله مي‌كنيد، بدون آن كه كوچك‌ترين گناهي داشته باشم واي بر شما كه ازما دوري مي‌جوييد. واي بر شما كه ما را ترك مي‌گوييد، شما آتش فتنه را دامن زديد و مانند ملخ‌هاي ناتوان از جا جستيد و هم چون مگسان دور فتنه جمع شديد، در حالي كه شمشيرها در نيام و دل‌ها آرام و فكرها بي‌تشويش بود.خاك بر فرق شما باد،اي نوكران فرومايه اي گروه كج‌روان كه كتاب خدا را به سويي افكنديد، گول شيطان را خورديد، در نافرماني خدا متحد شديد، كتاب خدا را تحريف نموديد، چراغ الهي را خاموش ساختيد، فرزندان پيامبر (ص) را كشتيد، خاندان اوصيا را به نابودي كشيديد، نطفه زنا را به نسب ملحق كرديد، به بندگان مؤمن آزار رسانديد، با استهزاء كنندگان پيامبر (ص) كه كتاب آسماني را پاره پاره كردند هم صدا شديد، چه بدكاري كرديد و به دست خود عذاب ابدي را خريديد.شگفتا كه شما به معاويه بن ابي‌سفيان و پيروان او كمك كرديد و ما را كه خاندان پيامبريم خوار نموديد.آري اين دست از ياري ما كشيدن و اين پيمان‌شكني شعار شماست ريشه شما ازاين نيرنگ بازي‌ها آب خورده و شاخه‌هاي پليد شما از اين ريشه ناپاك نيرو گرفته است دل‌هاي شما بر اين ناپاكي‌ها استوار و سينه‌هاي شما از اين شيطنت‌ها لبريز است شما كثيف‌ترين ميوه‌اي هستيد كه طعمه زورمندان و غاصبان شده و براي هر تماشاگري مايه اندوه گشته‌ايد.لعنت خدا بر شما مردم پيمان‌شكن باد كه بيعت كرديد و خدا را بر بيعت خود گواه گرفتيد و آن گاه تعهد خود را زير پا گذاشتيد.اي مردم آگاه باشيد، من آنچه لازم بود بگويم گفتم و شما را از خشم و عذاب الهي ترساندم اكنون كه كمر به قتل مرا بسته‌ايد، با آن كه يار و مدافعي ندارم با همين عده اندك از جوانان خاندان هاشمي به جهاد خواهم پرداخت »امام حسين (ع) در اين خطبه از وضع واقعي و انحرافات زندگي و كج‌روي‌ها و كج‌انديشي‌ها و بي‌وفايي عراقيان و از تظاهر به حمايت از جنبش‌هاي اصلاحي سخن به ميان آورده است كه ابتدا دعوت به انقلاب و تغيير وضع نابسامان خود مي‌كنند.نامه مي‌نويسند، اعلام آمادگي مي‌كنند همين كه قضيه صورت جدي به خود گرفت در موقع عمل در جبهه مقابل نيروهاي اصلاح‌گر قرار مي‌گيرند و به قول معروف از پشت به انقلاب و انقلابيون خنجر مي‌زنند. از ميدان مبارزه به در مي‌روند. اما انقلابيون كه موقعيت جامعه را درك كردند به وضعيت آشفته آن واقف‌اند تا آخرين لحظه در مقابل دشمن ايستادگي كرده تا به شهادت برسند.امام حسين (ع) در سخنان خود علل و انگيزه قيام خود را به صراحت اعلام مي‌كند. به نامه‌ها، دعوت‌ها و عهد و پيمان‌هاي عراقيان اشاره مي‌كند تا سپاهيان اموي به فلسفه انقلاب حسين بن علي (ع) پي ببرند. فلسفه و انگيزه‌اي كه جز اصلاح وضع نابسامان امت اسلامي نبوده است حركت امام حسين (ع) از مدينه به مكه و امتناع امام از بيعت با يزيد و سخنان ايشان در مِني و سپس در «بيضه و وصيت‌نامه‌اش به برادرش محمد حنفيه و سخنان آن حضرت در مقابل سپاهيان حُر بن يزيد رياحي و در مراحل مختلف جنگ نشان دهنده علل و انگيزه‌هاي قيام و انقلاب امام حسين (ع) است انقلابي كه به منظور اصلاح‌فردي و اصلاح اجتماعي صورت گرفت با مجاهدت‌ها و دلاوري‌هاي امام حسين (ع) و يارانش همراه بود. در حافظه تاريخ ثبت شد و اثبات كرد كه با حرف و شعار و پند و اندرز نمي‌توان به حركت‌ها و جنبش‌هاي اصلاحي اميدوار بود. بلكه براي اصلاح فردي و اصلاح اجتماعي قيام و انقلاب امري اجتناب‌ناپذير است بي‌ترديد اصلاح‌طلبي و آرمان‌خواهي كه با خون و شهادت رقم خورده براي هميشه تاريخ جاودانه و ماندگار خواهد بود.
+
</div>
نتيجه‌
+
 
+
اصلاح‌طلبي هدف همه پيامبران و امامان و از شعارهاي همه صلحا و رهبران‌ديني و اجتماعي بوده است گفتار، كردار و رفتار آنان نيز شاهدي بر اين قضيه محسوب مي‌شود. آنها نه به تنهايي براي انذار و ارشاد در بخشش گناهان آمده بودند و نه براي‌حمايت از ستم‌گران و متجاوزان و تخدير توده‌ها، بلكه هدفشان اصلاح جامعه به معناي مطلق و وسيع كلمه بوده اصلاح در تفكر و انديشه يعني اصلاح در نظامات سياسي و فرهنگي و اجتماعي جامعه اصلاح در نگرش‌ها و باورها، اصلاح در همه ابعاد اجتماعي اصولاً اصلاح‌طلبي يك روحيه اسلامي است هر مسلماني به حكم اين كه‌مسلمان است خواه ناخواه اصلاح‌طلب و لااقل طرفدار اصلاح طلبي است زيرا اصلاح‌طلبي هم به عنوان يك «شأن پيامبري در قرآن مطرح است و هم مصداق امر به معروف و نهي از منكر است كه از اركان تعليمات اجتماعي است البته هر امر به معروف و نهي از منكري لزوماً مصداق اصلاح اجتماعي نيست ولي هر اصلاح اجتماعي مصداق امر به معروف و نهي از منكر هست پس هر مسلمان‌ِ آشنا به وظيفه از آن جهت كه خود را موظف به امر به معروف و نهي از منكر مي‌داند، نسبت به اصلاح اجتماعي حساسيت خاصي دارد.امام حسين (ع) يك مصلح اجتماعي است حضرت براي اصلاح اجتماعي عصر خود دست به قيام مسلحانه عليه ظلم و فساد مي‌زند و در همان حال كه زمينه اصلاح‌اجتماعي را فراهم آورد، ياران و طرفدارانش را به تهذيب نفس و تقواي الهي فرا مي‌خواند. چون اگر اصلاح‌طلبان خود صالح نباشند، نه معناي اصلاح را به خوبي درك‌مي‌كنند و نه بر فساد و تباهي و ستم مي‌توانند فائق آيند.در مسير مبارزه باظلم و فساد ممكن است به جاي به صلاح آوردن ديگران خود تسليم فساد شوند. بنابراين اصلاح فردي از اصلاح اجتماعي تفكيك ورزيده است ازاين‌رو اسلام بر صالح بودن رهبري فكري و اجتماعي تأكيد ورزيده است زيرا رهبر فكري و اجتماعي جامعه در افكار، عقايد، اعتقادات فرهنگ اخلاق و ارزش‌ها تأثير بسزايي دارد. از اين رو اسلام به پيروان خود توصيه مي‌كند كه گرد رهبران فاسد جمع نشوند و از اطاعت و فرمان برداري آنان سرباز زنند. چنان كه امام حسين (ع) در مراحل مختلف حركت خود از مدينه به مكه و در مِني و بيضه و در مقابل سپاهيان حر بن يزيد رياحي يكي از علل قيام خود را فساد خاندان بني‌اميه بر مي‌شمرد و از شايسته بودن خود براي حكومت با مردم سخن مي‌گويد.مقاصد اصلاح اجتماعي انقلاب امام حسين (ع) ازنظر خود آن حضرت قابل درك بود. همه كساني كه به امام نامه نوشته و او را به عراق دعوت كردند و همه افرادي كه در هواي او سر و جان فدا كردند، ضرورت اين امر را به خوبي درك كرده بودند و بر اساس همان علل و انگيزه‌هايي كه در مباحث گذشته بيان شد اصلاح اجتماعي را لازم مي‌شمردند و سپاه اموي را دعوت به تأييد اين علل و عوامل و انگيزه‌ها مي‌نمودند.بنابراين عواملي كه به نظر ياران امام حسين (ع) انقلاب را ايجاب مي‌كرد عبارت بود از:فساد بي حد و حصر خاندان اموي ظلم وستم و فساد خاندان بني‌اميه اعمال سياست زورو ستم و ارعاب تحقير و خواري ملت كه توسط حكومت جور اموي به اجرا گذاشته مي‌شد.در بحث‌هاي گذشته علل مختلف به وجود آورنده انقلاب امام حسين (ع) را موردبحث قرار داديم با بهره‌گيري از سخنان ارزشمند امام حسين (ع) اوضاع و شرايط فردي اجتماعي سياسي و هم‌چنين انگيزه‌ها و اهداف انقلاب امام حسين (ع) را تشريح كرديم سؤالي كه در اين‌جا مطرح مي‌شود اين است كه آيا امام حسين (ع) با قيام و انقلاب‌خود توانست به وضع نابسامان امت اسلامي سر و سامان دهد؟ آيا امام حسين (ع) موفق‌به پياده كردن اصلاحات مورد نظر خود شد؟ آيا ايشان توانست فساد خاندان اموي را ازبين برد؟در پاسخ به اين پرسش‌ها بايد گفت كه امام حسين (ع) از سرنوشتي كه در انتظارش بود با خبر بود و به مناسبت‌هاي مختلف اين مسئله را بيان كرده است بنابراين‌نبايد هدف امام حسين (ع) را در اختيار گرفتن حكومت و قدرت دانست زيرا هدف انقلاب امام حسين (ع) رسيدن به پيروزي فوري نبود، ايشان كاملاً به اين امر واقف بود كه‌در آن شرايط به دست آوردن يك پيروزي نظامي ناممكن است نبايد از انقلاب امام حسين (ع) همان انتظار را داشته باشيم كه از ساير انقلاب‌هاي معمول جهان داريم بلكه بايد آثار و انقلاب امام حسين (ع) را در زمينه‌هاي زير جست و جو كنيم ۱ - قطع نفوذ ديني‌ِ ساختگي امويان كه همواره به حكومت و سلطنت خود رنگ‌ديني مي‌دادند و رسوا ساختن روح بي ديني و الحاد زمان جاهليت كه حكومت اموي راتوجيه مي‌كرد.۲ - گسترش احساس گناه در وجدان هر فرد مسلمان به طوري كه احساس گناه‌مبدل به حالت انتقاد گردد و در پرتو آن هر فردي موقعيت خود را در برابر حيات و اجتماع‌مشخص سازد.۳ - ايجاد ارزش‌هاي اخلاقي جديد براي هر فرد عرب و مسلمان به طوري كه‌متوجه عوالم نوراني و خيره‌كننده معنوي گردند.۴ - برانگيختن روح مبارزه و پيكار با فساد در هر فرد مسلمان به منظور استقرار جامعه بر پايه‌هاي جديد و به خاطر اعاده ارزش‌هاي انساني انقلاب امام حسين (ع)، سرآغاز بيداري مردم و مبدأ پيدايش انقلاب‌هاي‌آزادي‌بخش بود. انقلاب امام حسين (ع) موجب شد كه روح مبارزه در مردم زنده شود.موانع اصلاح فردي و اجتماعي در پرتو انقلاب امام حسين (ع) توسط مسلمانان و انقلابيون برداشته شود. دعوت كنندگان ديروز كه امروز بعد از مدت‌ها آرامش خفت‌بار، به‌خود آمدند احساس موجوديت و انسانيت كردند. اين امر مهم محقق نمي‌شد، مگر به قيام‌و انقلاب خونين امام حسين (ع) و ياران وفادارش كه هدفي جز اصلاح حال امت اسلامي‌نداشتند.انقلاب امام حسين (ع) به لحاظ ماهيت اصلاح‌طلبي اسلام‌خواهي و ظلم‌ستيزي خود همواره مورد توجه انقلابيون و جنبش‌هاي اصلاحي بوده است انقلاب‌اسلامي ايران نيز از اين سرچشمه فياض سيراب شده و از محتواي عالي آن الهام گرفته‌است شرايط اجتماعي و فرهنگي و سياسي قبل از انقلاب اسلامي شبيه دوران بني‌اميه‌بود. ظلم و فساد و ستم سايه سياه خود را بر همه جا گستردانده بود، اسلام مورد تهاجم قرارگرفته بود و ارزش‌ها به ضد ارزش و منكر به معروف و معروف به منكر تبديل شده بود.عياشي و خوش‌گذراني طاغوت حيف و ميل بيت‌المال شرايطي را به وجود آورده بود كه‌تنها با حركت‌هاي اصلاحي اميد اصلاح و دگرگوني وجود داشت امام امت با الهام ازانقلاب امام حسين (ع) مفاسد رژيم طاغوت را برشمرد و با تبيين مفاسد معاويه و يزيد وعمال آنها ذهن‌ها را به مفاسد و ظلم و ستم طاغوتيان زمان منتقل مي‌كرد.به تعبير امام امت «اگر قيام حضرت سيدالشهداء (ع) نبود، امروز ما هم‌نمي‌توانستيم پيروز شويم »«واقعه عظيم عاشورا از شصت و يك هجري تا خرداد چهل و دو و از آن تا قيام عالمي بقية‌الله ـ ارواحنا لمقدمه الفداء ـ در هر مقطع انقلاب ساز است »بهره‌هايي كه انقلاب امام حسين (ع) به پيروزي انقلاب اسلامي رساند فراوان بودكه در اين جا مجال پرداختن به همه آنها وجود ندارد. به قول نويسنده كتاب فرهنگ عاشورا: «آنچه عاشورا داشت يك بار ايدئولوژيكي و انگيزه مكتبي براي مبارزه بود. اين محتوا در ذهن رهبر انقلاب و در دل پيروان او شكل گرفت و نهضت را پديد آورد و پس از پيروزي هم هشت سال دفاع خونين از انقلاب را اداره و تغذيه كرد.»
+
 
+
 
+
به نقل از سایت قائمیه اصفهان، همراه با تشکر:
+
http://download.ghaemiyeh.com/downloads/htm/۸۰۰۰/۵۳۹۲-f-۱۳۹۱۰۶۱۶-imam-hossien-pishvaye-eslahtalaban.htm
+

نسخهٔ کنونی تا ‏۳ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۳۲

امام حسین (ع) پیشوای اصلاح طلبان

نویسنده: علی خشنودمقدم

مقدمه

مهم‌ترین موضوعی که در انقلاب امام حسین (ع) توجه مردم را به خود جلب‌نموده جنبه تاریخی و داستان انقلاب امام حسین (ع) است زیرا اوج مجد و عظمت‌انسانی در قهرمانان کربلا ـ مخصوصاً در شخصیت بی‌نظیر امام حسین (ع) ـ متجلّی است امام حسین (ع) با عده کم در مقابل دشمنان بسیار قابل مقایسه نبود و امید هیچ نوع پیروزی ظاهری وجود نداشت امّا چون پای ایمان و عقیده و مرام و دفاع از مظلوم در میان بود از عزیزترین چیزهای خود که مال جان زن و فرزند بود با اخلاص و فداکاری گذشتند.
انقلاب حسین (ع) نمایش دهنده عزت و اقتدار یاران امام حسین (ع) و خواری و زبونی فکری و اخلاقی حکومت اموی و عمال و مزدوران آنان بود. تاریخ شاهد فجیع‌ترین حادثه سال شصت و یک هجری است که انقلابیون قهرمان در نهایت مظلومیت به خاک و خون کشیده شدند.
انقلاب اباعبدالله (ع) مظهر و تجلی صفات عالی انسانی بود. یاران آن حضرت دل در گرو امام (ع) داشتند و از پرتو افشانی آن وجود نازنین نور و روشنایی می‌گرفتند. کربلا صحنه ظهور و بروز همت و مردانگی یاران حسین (ع) بودکه برای رسیدن به لقای پروردگار داوطلبانه لباس رزم می‌پوشیدند تا در مصاف دشمن غدّار وفاداری خود رابه حسین (ع) به اثبات برسانند. انقلاب حسین (ع) علل و عوامل مختلف دارد. در واقع ریشه‌های هر انقلاب راباید در نظام اجتماعی جست و جو کرد که انقلاب در آن به وجود آمده است باید دید چه علل و عوامل و شرایطی زمینه‌ساز انقلاب امام حسین (ع) شدند. شرایط سیاسی و اجتماعی‌ای که انقلاب امام حسین (ع) در آن به وقوع پیوست و اوضاع و شرایطی که موجب این انقلاب شد و آثاری که این انقلاب در حیات جامعه اسلامی از خود به جا گذاشت از جمله مباحثی است که باید در بحث امام حسین (ع) و اصلاحات مورد بررسی و کنکاش قرار گیرد. زمانی که امام حسین (ع) به امامت رسید، کسانی به ظاهر ادعای مسلمانی داشتند ولی در باطن کافر بودند. عدّه‌ای از افراد هم بودند که اقوامشان درجنگ‌های اسلامی کشته شده بودند و بالاخره عدّه‌ای هم بودند که هدفشان خشکاندن ریشه اسلام و به دست گرفتن قدرت و حکومت بود. امام حسین (ع) از آغاز این جنبش ضد اسلامی در همه صحنه‌ها ناظر و مراقب بود، مدتی در دوران حکومت امام علی (ع) و همراه با برادر بزرگوارش امام حسن (ع) و مدتی هم در زمان حکومت کوتاه امام حسن (ع) بانیروهای منحرف و کج‌اندیش مسلمان‌نما مبارزه کرد. اینک پس از شهادت امام حسن (ع) در صحنه مبارزه با کافران ملحدان و منافقان تنها مانده بود.
امام حسین (ع) انحراف امت اسلامی را از خط اسلام و قرآن و سیره پیامبر اکرم (ص) و علی (ع) به چشم خود می‌دید. حسین (ع) روشی راکه معاویه و عمال مزدورش برای به انحراف کشاندن امت اسلامی در پیش گرفته بودند، مشاهده می‌کرد. اومی دید که مردم بی‌گناه به دلیل‌مخالفت با مطامع پست قدرت حاکم دچار گرسنگی و فشار و شکنجه می‌شوند. او می‌دیدکه احکام اسلام توسط عالمان دربار مورد تعرض قرار گرفته و برای تأمین منافع سیاسی و اجتماعی حکومت بدعت‌های بی‌شماری در دین اسلام به وجود آمده است حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال کردند. فسق و فجور و بی‌عدالتی وفساد، امت اسلام را تهدید می‌کرد. اجتماعی که تحت سلطه حکومت اموی قرار داشت با حرف و شعار اصلاح‌پذیر نبود. حرف‌های خدایی در دل‌های بیمار و مرده هیچ تأثیری ندارد.
جامعه به بند کشیده شده شدیداً به رهبری مصلح نیاز داشت تا با اصلاح فکری و اخلاقی جامعه افکار مسموم اجتماع را از دل‌ها و ذهن‌های منحرف پاک کند. جامعه اسلامی به یک پالایش عمیق فکری و روحی نیاز داشت تا از انحراف و فساد و بی‌عدالتی نجات پیدا کند. امام حسین (ع) برای سامان دادن اوضاع اسف‌بار امت‌اسلامی رسالتی بر عهده داشت که می‌بایست بدان جامه عمل می‌پوشاند. ایشان برای حفظ مصالح عمومی مسمانان دفاع از حق مظلوم بقا و عظمت اسلام و حکومت قران به‌خاطر مسئولیت بزرگ امامت برای حفظ ناموس و شرف مردم به خاطر امر به معروف و نهی از منکر و برای اصلاح حال امت قیام کرد. با قیام خود سرمشق و الگویی شد برای مبارزه با ستم‌گران و مفسدان در همه اعصار و قرون و تا زمانی که زمین در سیطره ظلم و ستم و فساد قرار دارد. آری مجاهدت‌های امام حسین (ع) و یارانش عملی شد و انقلاب او به وقوع پیوست

مفهوم واژه اصلاح

واژه اصلاح در مقابل واژه افساد است اصلاح به معنای به صلاح آوردن سر وسامان دادن آراستن و نیکی کردن به کسی است اصلاح به هر نوع تغییری ـ سیاسی یا اجتماعی ـ گفته می‌شود. واژه (رفورم = اصلاح در کاربرد روزمره معمولاً مفاهیم پیشرفت ترقی و نوسازی رابه ذهن متبادر می‌کند. اما معانی آن در مباحثات میان گروه‌های دینی و مذهبی به این‌اندازه محدود نیست بلکه در متن موضوعاتی بی‌نهایت متفاوت به ـ کار می‌رود و به طیف گسترده‌ای از مسائل فردی و اجتماعی ـ به ویژه مسائل و موضوعات دینی ـ اشاره و عنایت دارد.
اصلاح و افساد، دو واژه متضاد در قرآن است که بارها در قرآن مطرح شده‌اند. این واژه‌های اجتماعی و اعتقادی دو به دو در برابر هم قرار می‌گیرند تا بهتر شناخته شوند؛ مثل واژه‌هایی از قبیل ایمان و کفر، علم و جهل عدل و ظلم خیر و شر، شکر و کفران وحدت و اختلاف هدایت و ضلالت و غیره .. این واژه‌ها از آن جهت در کنار یک دیگر قرار گرفتند که یکی باید نفی و طرد شود و دیگری به مورد اجرا گذاشته شود، تا مرز میان اصلاح و افساد مشخص گردد. مورد استفاده «اصلاح در قرآن گاهی «اصلاح اجتماع و گاهی «اصلاح ذات‌البین و زمانی «اصلاح محیط خانوادگی است هدف از مفهوم واژه اصلاح در مباحث مطروحه اصلاح در سطح اجتماع و به عبارت کامل‌تر، اصلاح اجتماعی است

امام حسین و اندیشه اصلاح طلبی

امامان شیعه در زمانی که جامعه اسلامی گرفتار انحراف و انحطاط و افساد بود؛ برای اصلاح آن دست به قیام می‌زدند. در همان حال زمینه انقلاب احتماعی را فراهم می‌آوردند. امام حسین (ع) نیز به عنوان یک مصلح دست به قیام زد. تا زمینه اصلاح اجتماعی را فراهم آورد. امام حسین (ع) در زمان معاویه خود را برای قیام آماده می‌کرد. بزرگان صحابه رادر مِنی جمع و برای آنها سخنرانی کرد. آنها را با حقایق موجود جامعه آشنا کرد و با بیان اوضاع و احوال جامعه برای آن‌ها فرمود: شما هستید که چنین وظیفه‌ای دارید. آن حدیث‌معروف که در تحف العقول مسطور است این جریان را کاملاً نشان می‌دهد و این که امام‌حسین (ع) چگونه فکر می‌کرده است حسین (ع) دراواخر عمر معاویه نامه‌ای به او می‌نویسد و او را زیر رگبار ملامت خودقرار می‌دهد و از آن جمله می‌گوید: معاویه بن ابوسفیان به خدا قسم من از این که الان باتو نبرد نمی‌کنم می‌ترسم در بارگاه الهی مقصر باشم [یعنی خیال نکن اگر حسین امروز ساکت است در صدد قیام نیست ]من دنبال یک فرصت مناسب هستم تا قیام من مؤثر باشد و مرا در راه آن هدفی که برای رسیدن به آن کوشش می‌کنم یک قدم جلو ببرد. امام حسین (ع) زمانی که از مکه بیرون می‌آید در وصیت‌نامه معروف خود خطاب‌به برادرش محمد حنفیه به کار خود عنوان «اصلاح وبه خود عنوان «مصلح داد. در آن‌جا چنین نوشت «اِنّی لَم‌ْ اَخْرُج‌ْ اَشراً وَ لا بَطِراً وَ لا مُفْسِداً و لا ظالِماً، اِنّماخَرجْت‌ُ لِطَلِب الا صلاح‌ِ فی اُمّةِ جَدَّی‌ِ، اُریدُ اَن‌ْ اَمْرَ بِالْمَعروف‌ِ و اَنْهی عن‌ِ المُنکَرِ وَ اَسِیرَ بِسیَرةِ جَدَّی‌ِ وَ اَبی قیام من قیام فردی جاه‌طلب یا کام‌جو یا آشوب‌گر و یا ستم‌گر نیست در جست وجوی اصلاح کار امت جدم به‌پا خاسته‌ام اراده دارم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به‌سیرت رسول خدا (ص) جدم و پدرم علی (ع) رفتار نمایم.
امام حسین (ع) به عنوان یک مصلح اجتماعی با حرکت خاص خود در زمانی که‌مسیر اسلام و اجتماع مسلمین به انحراف گراییده بود، زمینه یک اصلاح اجتماعی بزرگ را فراهم می‌سازد. یاران و طرفداران حق را به تهذیب نفس و تقوای الهی دعوت می‌کند و به این‌نکته واقف است که اصلاح فردی بدون توجه به اصلاح اجتماعی سودی ندارد و اصلاح اجتماعی بدون اصلاح فردی عملی عقیم و ابتر است امام حسین (ع) به عنوان یک مصلح چندین سال موضوع امر به معروف و اصلاح فردی و اجتماعی را برای حفظ‌سنت‌های اصیل اسلامی به عنوان یک اصل اساسی یادآوری می‌نماید. یک متفکر اسلامی چنین می‌گوید: «درد آشنایی روشن بینی آرمان خواهی و اصلاح‌طلبی انسان را حر و آزاد و باشهامت بارمی‌آورد.
انسان‌ِ درد آشنای روشن بین‌ِ آرمان‌خواه‌ِ اصلاح‌طلب نخست می‌کوشد تا خود را اسیر هیچ قید و بندی نکند و در دام عنوانی مقامی وظیفه‌ای درآمدی و... نیفتد. این چنین کسی سپس آنچه را دید و دانست و درک کرد می‌گوید، هم درست می‌فهمد و هم با شهامت ابراز می‌دارد.» از این‌رو اسلام برای اصلاح رهبری فکری و سیاسی جامعه تأکید کرده پیروان خود را علیه رهبران مفسد برمی‌شوراند تا نظام‌های جور را از بین برده رهبری آن را به افراد صالح و با تقوا برگرداند. چنان که امام حسین (ع) انگیزه انقلاب خود را این چنین بیان می‌فرماید: «ایها الناس ان رسول‌الله (ص) قال من رأی سلطاناً جائراً مستحلاً لحرام‌الله، ناکثاً لعهدالله، مخالفاً لسنة رسول‌الله، یعمل فی عبادالله بالاثم و العدوان فلم یغیر علیه بفعل ولا قول کان حقاً علی‌الله ان یدخله مدخله اَلا و ان هولاء قد لزموا طاعة الشیطان و ترکوا طاعة الرحمان و اظهروا الفساد و عطلوا الحدود و استأثروا باالفی‌ء و احلوا حرام‌الله وحرّموا حلاله و انا احق من غیر؛ ای مردم پیامبرخدا (ص) فرمود: هر کسی سلطان‌زورگویی را ببیند که حرام خدا را حلال نموده پیمان الهی را در هم شکسته با سنت و قانون پیامبر از درِ مخالفت درآمده در میان بندگان خدا راه گناه و دشمنی در پیش می‌گیرد، اگر در برابر چنین زمامداری با عمل و یا با گفتار خویش مخالفت ننماید، برخداوند است که این فرد (بی تفاوت را به جایگاه همان طغیان‌گر که آتش جهنم است‌داخل گرداند. ای مردم آگاه باشید، اینان (بنی امیه اطاعت خدا را ترک و پیروی از شیطان راپیشه خود ساخته‌اند. فساد را ترویج و حدود الهی را تعطیل نموده فی‌ء را به خود اختصاص داده و حلال و حرام خداوند را تغییر داده‌اند. در حالی که من به هدایت و رهبری جامعه مسلمانان از دیگران شایسته‌ترم. اندیشه اصلاح‌طلبی در سخنان امام حسین (ع) کاملاً هویدا است بنابراین برای جلوگیری از اطاله کلام از آوردن نمونه‌های مشابهی از سخنان امام حسین (ع) در این خصوص خودداری کرده و خوانندگان عزیز را به متون معتبری که در این زمینه نگاشته‌شده ارجاع می‌دهیم

انگیزه‌های انقلاب امام حسین

یکی از علل قیام امام حسین (ع) فساد حکومت اموی بود. حضرت در سخنان متعددی فساد بنی‌امیّه را مطرح فرموده است از جمله در نطقی که پس از فرودآمدن در «بیضه ایراد کرد و روی اطاعت از شیطان ترک اطاعت خدا، فساد آشکار، تعطیل حدودالهی حلال کردن حرام‌های خدا و تحریم حلال الهی وبیت‌المال را ملک خود دانستن‌تأکید نمود. در سخنان معروف خویش پس از فرودآمدن در سرزمین کربلا روی مسائلی مانند:دگرگونی اوضاع عمل نشدن به حق و نکوهیده ندانستن باطل تأکید کرده و فرمود: «اَلاتَرَوْن‌َ اَن‌ّ الحق‌َّ لا یُعمَل به و اَن‌ّ الباطِل‌َ لایتُناهی عنَه ..» انگیزه قیام امام حسین (ع) بیشتر جنبه اجتماعی داشت اگر بخواهیم سیر تحولات انقلاب امام حسین (ع) را مورد بررسی قرار دهیم از آغاز حرکت آن حضرت ازمدینه تا کربلا، این انگیزه به چشم می‌خورد. امام حسین (ع) برای دفاع از اسلام و احقاق حق ملت اسلامی قیام کرد.
امام‌حسین (ع) بر ضد یزید قیام کرد که مظهر حکومت اموی بود. حکومتی که بیت‌المال مسلمین را صرف خوش‌گذرانی و عیاشی خود می‌کرد. حکومتی که مسلمانان غیرعرب را مورد اذیت و آزار قرار می‌داد و با ایجاد تفرقه و دو دستگی میان مسلمانان عرب و غیرعرب وحدت و همبستگی مسلمانان را از بین می‌برد. حکومتی که همه افرادی را که با سیاست‌ِ قدرت حاکمه موافق نبودند تبعید و بی‌خانمان می‌کرد و یا به طرز فجیعی به شهادت می‌رساند. تعصبات قومی و قبیله‌ای را تحریک می‌نمود تا هویت اجتماعی ملت اسلامی مورد تهدید و نابودی قرار گیرد. حکومتی که هر گونه آزادی خواهی و اظهار عقیده را بابدعت‌گذاری و اسلام زدایی و تحریف حقایق دینی به انحراف می‌کشاند.
امام حسین (ع) در چنین شرایط اسف باری دست به انقلاب زد. چنان که خود حضرت در وصیتی که به برادرش محمد حنفیه نوشت فرمود: «انگیزه نهضت و انقلاب من هوا و هوس و تمایلات بشری نیست هدف من فساد و ستم‌گری نیست بلکه هدف من اصلاح اوضاع نابسامان امت جدم پیامبر (ص) است هدف من امر به معروف و نهی از منکر است هر کس دعوت مرا به پاس احترام حق پذیرفت زهی سعادت چون خدا همیشه پشتیبان حق است و هر کس نپذیرفت شکیبایی اختیار خواهم کرد تا خدا داور میان من و این قوم به حقیقت داوری کند، زیرا اوبهترین داوران است»

ماهیت انقلاب امام حسین

مورد دیگری که نشان دهنده ماهیت انقلاب امام حسین (ع) است زمانی است که‌حضرت با حر بن یزیدریاحی برخورد می‌کند و سپاهیان حُر را مخاطب قرار داده می‌فرماید: «ای مردم پیامبر (ص) فرمود: هر کس فرمان روای ستم‌گر و ظالمی را بنگرد که محرمات الهی راحلال شمرده پیمان خدا را می‌شکند و با روش پیامبر (ص) مخالفت می‌ورزد و در میان مردم با تعدی و تجاوز رفتار می‌کند، با این همه با سخن و با عمل خود، او را از اعمال ناروای خود باز ندارد مثل همان ستم‌گر مستحق عذاب الهی خواهد بود. ای مردم آگاه باشید که اینها تن به اطاعت شیطان در داده و از بندگی پروردگار سرباز زده‌اند. اینان مفاسد و تبه‌کاری‌ها را رواج بخشیده حدود و کیفر اسلامی را در مورد تبه‌کاران تعطیل نموده‌اند. اینها بیت‌المال و اموال عمومی را به خود اختصاص داده حرام‌خدا را حلال شمرده و حلال الهی را حرام کرده‌اند.
این گونه عناصر فاسد و آلوده هرگزشایسته حکومت و زمامداری مسلمانان نیستند. من از هر کس برای رهبری جامعه اسلامی شایسته‌ترم و در مبارزه با این مفاسد و اصلاح این نابسامانی‌ها بر همه مقدم هستم ای مردم شما به من نامه نوشتید و پیام‌ها فرستادید که به سوی شما بیایم وعده دادید که دست از یاری من برندارید و پیمان شکنی نکنید. اینک که من به سرزمین شما آمده‌ام اگر به عهد خود وفا کنید و مرا تنها نگذارید، به هدایت حقیقی می‌رسید، زیرا من‌حسین بن علی (ع) فرزند فاطمه دختر پیامبر (ص) هستم من خود در میان شما و خانواده‌من همراه خانواده شما در غم و شادی و رنجی و زحمت شما شریک خواهیم بود، ولی اگر پیمان شکنی و نقض بیعت کنید به جانم سوگند که این نخستین بار نیست که چنین ننگی را مرتکب می‌شوید، زیرا شما با پدر، برادر و پسر عمویم مسلم بن عقیل نیز چنین بی وفایی‌ای کردید. فریب خورده کسی است که به وعده‌های پوچ شما دل ببندد. شما بااین سستی و ترس خود را بدبخت کردید و بهره خود را ضایع نمودید. هر کس پیمان خودرا بشکند چوب بدقولی و پیمان شکنی خود را می‌خورد.»
امام حسین (ع) در سخنان خود انگیزه قیام خود را بیان می‌کند که عبارت است از:تحریف حقایق دین ظلم و فساد، گرسنگی و فشار، ضایع کردن بیت‌المال مسلمین و رواج یافتن بدعت‌ها. ایشان نقاط ضعف و علت ترس مردم عراق را به خوبی می‌شناخت مردمی راحت‌طلب که به خاطر ترس از اعمال وحشیانه عُمال یزید جرأت ابراز وجود کردن به خود نمی‌دادند. آنها زندگی همراه با خواری و زبونی را به حرکت‌های اصلاح‌طلبانه ترجیح می‌دادند.
امام حسین (ع) در آخرین ساعات جنگ بار دیگر به علل و انگیزه‌های قیام خود اشاره فرمود. مورخان می‌نویسند: امام (ع) بر مرکب خود سوار شده و به سوی دشمن تاخت و از آنها خواست که سکوت کنند ولی آنها ساکت نشدند. فرمود: «وای بر شما چرا ساکت‌نمی‌شوید؟ چرا به سخنان من گوش نمی‌کنید؟ من شما را به راه رستگاری و هدایت دعوت می‌کنم هر کس از من اطاعت کند، از هدایت یافتگان خواهد بود و هر کس سرپیچی کند، به هلاکت خواهد رسید. چه شده است که همه از اطاعت امر من سر باز می‌زنید. به سخنان من گوش فرا نمی‌دهید؟ شکم‌های شما از حرام پر شده و بر دل‌های‌شما مُهر بدبختی زده شده است وای بر شما، آیا باز هم سکوت نمی‌کنید؟ آیا باز هم گوش‌فرا نمی‌دهید؟» سپاهیان عمر بن سعد یک‌دیگر را ملامت نمودند و گفتند: گوش کنید ببینیم‌حسین (ع) چه می‌گوید. در این هنگام امام با کمال فصاحت و بلاغت سخن آغاز کرد وحمد و سپاس خدا را به جای آورد و به پیامبر اسلام (ص) و فرشتگان و دیگر انبیا و فرستادگان الهی درود فرستاد و آن گاه فرمود: «ای مردم مرگ بر شما! مگر شما نبودید که به من نامه نوشتید و استغاثه کردید ومرا به یاری خویشتن خواندید، ولی اکنون که به استغاثه شما پاسخ داده و به فریاد شمارسیده‌ام شمشیرهای خود را بر روی من کشیده‌اید و شعله آتشی را متوجه ما ساخته‌اید که ما آن را برای نابودی دشمنان مشترک مان افروخته‌ایم چه شد که بعد از آن همه وعده‌ها و دعوت‌ها صفحه زندگی‌تان ورق خورد و بر ضد دوستان خود گِرد آمدید و به نفع دشمنانشان برای منکوب کردن دوستان خود آستین بالا زدید؟ دشمنان شما نه عدالت‌گستری کردند که شیفته عدالت آنها شوید و نه امید آینده‌ای بهتر برای شما باقی گذاشتند تا بهانه دل‌بستگی شما باشد. شما به خاطر اندکی از مال حرام دنیا که بنی‌امیه به شما دادند و برای این که به زندگی پست و ناچیزی برسید به سوی من حمله می‌کنید، بدون آن که کوچک‌ترین گناهی داشته باشم وای بر شما که ازما دوری می‌جویید. وای بر شما که ما را ترک می‌گویید، شما آتش فتنه را دامن زدید و مانند ملخ‌های ناتوان از جا جستید و هم چون مگسان دور فتنه جمع شدید، در حالی که شمشیرها در نیام و دل‌ها آرام و فکرها بی‌تشویش بود. خاک بر فرق شما باد، ای نوکران فرومایه‌ای گروه کج‌روان که کتاب خدا را به سویی افکندید، گول شیطان را خوردید، در نافرمانی خدا متحد شدید، کتاب خدا را تحریف نمودید، چراغ الهی را خاموش ساختید، فرزندان پیامبر (ص) را کشتید، خاندان اوصیا را به نابودی کشیدید، نطفه زنا را به نسب ملحق کردید، به بندگان مؤمن آزار رساندید، با استهزاء کنندگان پیامبر (ص) که کتاب آسمانی را پاره پاره کردند هم صدا شدید، چه بدکاری کردید و به دست خود عذاب ابدی را خریدید. شگفتا که شما به معاویه بن ابی‌سفیان و پیروان او کمک کردید و ما را که خاندان پیامبریم خوار نمودید. آری این دست از یاری ما کشیدن و این پیمان‌شکنی شعار شماست ریشه شما ازاین نیرنگ بازی‌ها آب خورده و شاخه‌های پلید شما از این ریشه ناپاک نیرو گرفته است دل‌های شما بر این ناپاکی‌ها استوار و سینه‌های شما از این شیطنت‌ها لبریز است شما کثیف‌ترین میوه‌ای هستید که طعمه زورمندان و غاصبان شده و برای هر تماشاگری مایه اندوه گشته‌اید. لعنت خدا بر شما مردم پیمان‌شکن باد که بیعت کردید و خدا را بر بیعت خود گواه گرفتید و آن گاه تعهد خود را زیر پا گذاشتید. ای مردم آگاه باشید، من آنچه لازم بود بگویم گفتم و شما را از خشم و عذاب الهی ترساندم اکنون که کمر به قتل مرا بسته‌اید، با آن که یار و مدافعی ندارم با همین عده اندک از جوانان خاندان هاشمی به جهاد خواهم پرداخت»
امام حسین (ع) در این خطبه از وضع واقعی و انحرافات زندگی و کج‌روی‌ها و کج‌اندیشی‌ها و بی‌وفایی عراقیان و از تظاهر به حمایت از جنبش‌های اصلاحی سخن به میان آورده است که ابتدا دعوت به انقلاب و تغییر وضع نابسامان خود می‌کنند. نامه می‌نویسند، اعلام آمادگی می‌کنند همین که قضیه صورت جدی به خود گرفت در موقع عمل در جبهه مقابل نیروهای اصلاح‌گر قرار می‌گیرند و به قول معروف از پشت به انقلاب و انقلابیون خنجر می‌زنند. از میدان مبارزه به در می‌روند. اما انقلابیون که موقعیت جامعه را درک کردند به وضعیت آشفته آن واقف‌اند تا آخرین لحظه در مقابل دشمن ایستادگی کرده تا به شهادت برسند.
امام حسین (ع) در سخنان خود علل و انگیزه قیام خود را به صراحت اعلام می‌کند. به نامه‌ها، دعوت‌ها و عهد و پیمان‌های عراقیان اشاره می‌کند تا سپاهیان اموی به فلسفه انقلاب حسین بن علی (ع) پی ببرند. فلسفه و انگیزه‌ای که جز اصلاح وضع نابسامان امت اسلامی نبوده است حرکت امام حسین (ع) از مدینه به مکه و امتناع امام از بیعت با یزید و سخنان ایشان در مِنی و سپس در «بیضه و وصیت‌نامه‌اش به برادرش محمد حنفیه و سخنان آن حضرت در مقابل سپاهیان حُر بن یزید ریاحی و در مراحل مختلف جنگ نشان دهنده علل و انگیزه‌های قیام و انقلاب امام حسین (ع) است انقلابی که به منظور اصلاح‌فردی و اصلاح اجتماعی صورت گرفت با مجاهدت‌ها و دلاوری‌های امام حسین (ع) و یارانش همراه بود. در حافظه تاریخ ثبت شد و اثبات کرد که با حرف و شعار و پند و اندرز نمی‌توان به حرکت‌ها و جنبش‌های اصلاحی امیدوار بود. بلکه برای اصلاح فردی و اصلاح اجتماعی قیام و انقلاب امری اجتناب‌ناپذیر است بی‌تردید اصلاح‌طلبی و آرمان‌خواهی که با خون و شهادت رقم خورده برای همیشه تاریخ جاودانه و ماندگار خواهد بود.

نتیجه

اصلاح‌طلبی هدف همه پیامبران و امامان و از شعارهای همه صلحا و رهبران‌دینی و اجتماعی بوده است گفتار، کردار و رفتار آنان نیز شاهدی بر این قضیه محسوب می‌شود. آنها نه به تنهایی برای انذار و ارشاد در بخشش گناهان آمده بودند و نه برای‌حمایت از ستم‌گران و متجاوزان و تخدیر توده‌ها، بلکه هدفشان اصلاح جامعه به معنای مطلق و وسیع کلمه بوده اصلاح در تفکر و اندیشه یعنی اصلاح در نظامات سیاسی و فرهنگی و اجتماعی جامعه اصلاح در نگرش‌ها و باورها، اصلاح در همه ابعاد اجتماعی اصولاً اصلاح‌طلبی یک روحیه اسلامی است هر مسلمانی به حکم این که‌مسلمان است خواه ناخواه اصلاح‌طلب و لااقل طرفدار اصلاح طلبی است زیرا اصلاح‌طلبی هم به عنوان یک «شأن پیامبری در قرآن مطرح است و هم مصداق امر به معروف و نهی از منکر است که از ارکان تعلیمات اجتماعی است البته هر امر به معروف و نهی از منکری لزوماً مصداق اصلاح اجتماعی نیست ولی هر اصلاح اجتماعی مصداق امر به معروف و نهی از منکر هست پس هر مسلمان‌ِ آشنا به وظیفه از آن جهت که خود را موظف به امر به معروف و نهی از منکر می‌داند، نسبت به اصلاح اجتماعی حساسیت خاصی دارد. امام حسین (ع) یک مصلح اجتماعی است حضرت برای اصلاح اجتماعی عصر خود دست به قیام مسلحانه علیه ظلم و فساد می‌زند و در همان حال که زمینه اصلاح‌اجتماعی را فراهم آورد، یاران و طرفدارانش را به تهذیب نفس و تقوای الهی فرا می‌خواند. چون اگر اصلاح‌طلبان خود صالح نباشند، نه معنای اصلاح را به خوبی درک‌می‌کنند و نه بر فساد و تباهی و ستم می‌توانند فائق آیند. در مسیر مبارزه باظلم و فساد ممکن است به جای به صلاح آوردن دیگران خود تسلیم فساد شوند؛ بنابراین اصلاح فردی از اصلاح اجتماعی تفکیک ورزیده است ازاین‌رو اسلام بر صالح بودن رهبری فکری و اجتماعی تأکید ورزیده است زیرا رهبر فکری و اجتماعی جامعه در افکار، عقاید، اعتقادات فرهنگ اخلاق و ارزش‌ها تأثیر بسزایی دارد. از این رو اسلام به پیروان خود توصیه می‌کند که گرد رهبران فاسد جمع نشوند و از اطاعت و فرمان برداری آنان سرباز زنند. چنان که امام حسین (ع) در مراحل مختلف حرکت خود از مدینه به مکه و در مِنی و بیضه و در مقابل سپاهیان حر بن یزید ریاحی یکی از علل قیام خود را فساد خاندان بنی‌امیه بر می‌شمرد و از شایسته بودن خود برای حکومت با مردم سخن می‌گوید.
مقاصد اصلاح اجتماعی انقلاب امام حسین (ع) ازنظر خود آن حضرت قابل درک بود. همه کسانی که به امام نامه نوشته و او را به عراق دعوت کردند و همه افرادی که در هوای او سر و جان فدا کردند، ضرورت این امر را به خوبی درک کرده بودند و بر اساس همان علل و انگیزه‌هایی که در مباحث گذشته بیان شد اصلاح اجتماعی را لازم می‌شمردند و سپاه اموی را دعوت به تأیید این علل و عوامل و انگیزه‌ها می‌نمودند؛ بنابراین عواملی که به نظر یاران امام حسین (ع) انقلاب را ایجاب می‌کرد عبارت بود از:فساد بی حد و حصر خاندان اموی ظلم وستم و فساد خاندان بنی‌امیه اعمال سیاست زورو ستم و ارعاب تحقیر و خواری ملت که توسط حکومت جور اموی به اجرا گذاشته می‌شد
. در بحث‌های گذشته علل مختلف به وجود آورنده انقلاب امام حسین (ع) را موردبحث قرار دادیم با بهره‌گیری از سخنان ارزشمند امام حسین (ع) اوضاع و شرایط فردی اجتماعی سیاسی و هم‌چنین انگیزه‌ها و اهداف انقلاب امام حسین (ع) را تشریح کردیم سؤالی که در این‌جا مطرح می‌شود این است که آیا امام حسین (ع) با قیام و انقلاب‌خود توانست به وضع نابسامان امت اسلامی سر و سامان دهد؟ آیا امام حسین (ع) موفق‌به پیاده کردن اصلاحات مورد نظر خود شد؟ آیا ایشان توانست فساد خاندان اموی را ازبین برد؟ در پاسخ به این پرسش‌ها باید گفت که امام حسین (ع) از سرنوشتی که در انتظارش بود با خبر بود و به مناسبت‌های مختلف این مسئله را بیان کرده است بنابراین‌نباید هدف امام حسین (ع) را در اختیار گرفتن حکومت و قدرت دانست زیرا هدف انقلاب امام حسین (ع) رسیدن به پیروزی فوری نبود، ایشان کاملاً به این امر واقف بود که‌در آن شرایط به دست آوردن یک پیروزی نظامی ناممکن است نباید از انقلاب امام حسین (ع) همان انتظار را داشته باشیم که از سایر انقلاب‌های معمول جهان داریم بلکه باید آثار و انقلاب امام حسین (ع) را در زمینه‌های زیر جست و جو کنیم
۱ - قطع نفوذ دینی‌ِ ساختگی امویان که همواره به حکومت و سلطنت خود رنگ‌دینی می‌دادند و رسوا ساختن روح بی دینی و الحاد زمان جاهلیت که حکومت اموی راتوجیه می‌کرد.
۲ - گسترش احساس گناه در وجدان هر فرد مسلمان به طوری که احساس گناه‌مبدل به حالت انتقاد گردد و در پرتو آن هر فردی موقعیت خود را در برابر حیات و اجتماع‌مشخص سازد.
۳ - ایجاد ارزش‌های اخلاقی جدید برای هر فرد عرب و مسلمان به طوری که‌متوجه عوالم نورانی و خیره‌کننده معنوی گردند.
۴ - برانگیختن روح مبارزه و پیکار با فساد در هر فرد مسلمان به منظور استقرار جامعه بر پایه‌های جدید و به خاطر اعاده ارزش‌های انسانی انقلاب امام حسین (ع)، سرآغاز بیداری مردم و مبدأ پیدایش انقلاب‌های‌آزادی‌بخش بود.
انقلاب امام حسین (ع) موجب شد که روح مبارزه در مردم زنده شود. موانع اصلاح فردی و اجتماعی در پرتو انقلاب امام حسین (ع) توسط مسلمانان و انقلابیون برداشته شود. دعوت کنندگان دیروز که امروز بعد از مدت‌ها آرامش خفت‌بار، به‌خود آمدند احساس موجودیت و انسانیت کردند. این امر مهم محقق نمی‌شد، مگر به قیام‌و انقلاب خونین امام حسین (ع) و یاران وفادارش که هدفی جز اصلاح حال امت اسلامی‌نداشتند. انقلاب امام حسین (ع) به لحاظ ماهیت اصلاح‌طلبی اسلام‌خواهی و ظلم‌ستیزی خود همواره مورد توجه انقلابیون و جنبش‌های اصلاحی بوده است انقلاب‌اسلامی ایران نیز از این سرچشمه فیاض سیراب شده و از محتوای عالی آن الهام گرفته‌است شرایط اجتماعی و فرهنگی و سیاسی قبل از انقلاب اسلامی شبیه دوران بنی‌امیه‌بود. ظلم و فساد و ستم سایه سیاه خود را بر همه جا گستردانده بود، اسلام مورد تهاجم قرارگرفته بود و ارزش‌ها به ضد ارزش و منکر به معروف و معروف به منکر تبدیل شده بود. عیاشی و خوش‌گذرانی طاغوت حیف و میل بیت‌المال شرایطی را به وجود آورده بود که‌تنها با حرکت‌های اصلاحی امید اصلاح و دگرگونی وجود داشت امام امت با الهام ازانقلاب امام حسین (ع) مفاسد رژیم طاغوت را برشمرد و با تبیین مفاسد معاویه و یزید وعمال آنها ذهن‌ها را به مفاسد و ظلم و ستم طاغوتیان زمان منتقل می‌کرد. به تعبیر امام امت «اگر قیام حضرت سیدالشهداء (ع) نبود، امروز ما هم‌نمی‌توانستیم پیروز شویم» «واقعه عظیم عاشورا از شصت و یک هجری تا خرداد چهل و دو و از آن تا قیام عالمی بقیةالله ـ ارواحنا لمقدمه الفداء ـ در هر مقطع انقلاب ساز است» بهره‌هایی که انقلاب امام حسین (ع) به پیروزی انقلاب اسلامی رساند فراوان بودکه در این جا مجال پرداختن به همه آنها وجود ندارد. به قول نویسنده کتاب فرهنگ عاشورا: «آنچه عاشورا داشت یک بار ایدئولوژیکی و انگیزه مکتبی برای مبارزه بود. این محتوا در ذهن رهبر انقلاب و در دل پیروان او شکل گرفت و نهضت را پدید آورد و پس از پیروزی هم هشت سال دفاع خونین از انقلاب را اداره و تغذیه کرد.»

منبع: سایت قائمیه اصفهان - تاریخ برداشت :1395/03/15
بازگشت به مقالات