امر به معروف و اصلاح الگوی مصرف: تفاوت بین نسخهها
(←پانویس) |
|||
| سطر ۲۴: | سطر ۲۴: | ||
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://www.bashgah.net/fa/content/show/۳۲۲۸۷ باشگاه اندیشه] - تاریخ برداشت:۲۸ فروردین ۱۳۸۸ </span></div> | <div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://www.bashgah.net/fa/content/show/۳۲۲۸۷ باشگاه اندیشه] - تاریخ برداشت:۲۸ فروردین ۱۳۸۸ </span></div> | ||
| − | + | <div class="return">بازگشت به [[مقالات]] </div> | |
| − | [[ | + | |
نسخهٔ ۲ تیر ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۵۰
نویسنده: محمد علی ندائی
مقدمه
امسال سال اصلاح الگوی مصرف نامیده شده است، این نام گذاری نشان میدهد که جامعه اسلامی ما با وجود برخورداری از ویژگیهای مثبت اسلامی و انقلابی همچون صبر و استقامت، ارزش گرایی، دین داری و... در زمینه مصرف دچار آسیبها و ناهنجاریهایی است. البته بخش زیادی از این ناهنجاریها متوجه حاکمیت نظام بوروکراسی دولتی طی سه دههای است که از عمر انقلاب میگذرد. در این میان نظام یارانهای که به گفته همه صاحب نظران از اهداف خود (کمک به طبقات پایین و ایجاد تعادل) خارج شده است، نقشی به سزا در گسترش این ناهنجاری و درست مصرف نکردن داشته است. بخشی دیگر از این آسیب نیز معلول نبود یک الگوی ترسیم شده و شفاف است که منطبق بر انسان شناسی اسلامی و ویژگیهای ملی و میهنی باشد. در خلاء نبود چنین الگویی متناسب با شأن جامعه ایرانی اسلامی، طبیعی است هم فرهنگ سازیها موثر واقع نمیشود و هم الگوهای وارداتی و رفتارهای تجمل گرایانه به آسانی خود را بر جامعه تحمیل میکند و به رفتارها و عملکردها راه مییابد.
با تمام این تحلیلها، از منظر اسلامی هیچ کس نمیتواند شانه خود را از زیر بار مسئولیت رفتار خویش خالی کند و مثلا آن را به گردن سیستم و سازمان و یا خانواده و دیگران بیندازد.
در عین حال نمیتوان نقش جامعه و الگوهای حاکم بر آن را در رواج یک ناهنجاری آن هم به صورت گسترده و نهادینه شده، نادیده انگاشت و بی توجه به این نقش موثر همواره به آحاد مردم خطاب کرد و گفت: اسراف نکنید، درست مصرف کنید و... زیرا همواره بخشی از رفتارهای انسان متأثر از نهادها و نظامهای اجتماعی است و اگر این نظامها، رفتاری مصرف گرا داشته باشند و مثلا با بوروکراسی غیرضرور خود وقت و انرژی مراجعان را هدر دهند، در این جا مراجعه کنندگان نمیتوانند به آسانی گامی در راه اصلاح رفتار بردارند.
متأسفانه در زمینه الگوی مصرف، بخش خصوصی یک گونه مشکل دارد و بخش دولتی به گونهای دیگر دچار نارسایی است. یکی به خاطر ضعف نظارت گاه مصالح و منافع عمومی را چندان در نظر نمیگیرد و اسباب نارضایتی مردم را فراهم میکند و دیگری به دلیل نبود دلسوزی و مصرف نکردن بهینه اموال و امکانات (که البته نباید همه تقصیر را به گردن افراد انداخت) امکانات ملی را هدر میدهد. همین اشکالات بود که چند سال پیش رهبر معظم انقلاب اسلامی تفسیر جدیدی از اصل ۴۴ قانون اساسی ارائه کردند و گامی مهم برای تحولی شگرف در عرصه اقتصادی برداشتند. دولت نهم نیز بیشترین تلاش اقتصادی خود را برای اصلاح نظام اقتصادی در قالب لایحه هدفمند کردن یارانهها به خرج داد و حتی طرح سهمیه بندی بنزین را به مرحله اجرا درآورد. اما هنوز تا رسیدن به یک وضعیت مطلوب راه درازی در پیش است. همین نگرش که در میان مردم دربارهٔ خدمات بخش خصوصی و دولتی وجود دارد، نشان میدهد ما هنوز به یک الگوی متناسب با جامعه دست پیدا نکردهایم. از این رو تلاش برای ترسیم یک الگوی بومی دست کم میتواند گام موثری در راه دستیابی به اصلاح الگوی مصرف باشد. این یک اصل قرآنی است که: هر کس طبق نیت و بینش و جهان بینی خود رفتار میکند. به بیان دیگر آیه شریفه: «قل کل یعمل علی شاکلته» ارتباط و پیوند مستحکم میان رفتار و بینش و نظر و عمل را نشان میدهد. بنابراین اگر آسیب گستردهای در الگوی مصرف جامعه مشاهده میشود، نشان گر نامناسب بودن الگو و ناهماهنگی آن بینش اسلامی است که هم از اسراف به شدت نهی کرده و هم به قناعت و تدبیر معیشت دستور داده است.
ساز و کار اصلاح
حال میخواهیم ببینیم اسلام برای اصلاح رفتارها چه ساز و کاری را پیش بینی کرده است؟ اسلام در کنار بیان اعمال واجب و حرامی که مکلفان را به آنها تکلیف کرده است، برای استمرار عمل به واجبات و ترک محرمات، اصلی را به نام «امر به معروف و نهی از منکر» تعبیه کرده است.
بر اساس این وظیفه، همه افراد جامعه باید نسبت به یکدیگر احساس مسئولیت داشته باشند و اگر شاهد ارتکاب عمل زشتی (منکر) بودند، انجام دهنده را باز دارند و اگر مشاهده کردند وظیفه واجبی (معروف) مورد بی توجهی قرار گرفته و بدان عمل نمیشود، افراد را به انجام آن وادارند.
حال در بحث اصلاح الگوی مصرف در ابتدا باید گفت خود «اصلاح الگوی مصرف» یک معروف اجتماعی است و همه باید از آن حمایت کنند و به دنبال تحقق کامل آن در عرصههای فردی و اجتماعی باشند. همچنین باید رسانهها مردم را در این باره آگاه کنند و متخصصان هم در زمینههای مختلف، مصرف استاندارد و راه دستیابی به آن را بیان کنند و حتی ساز و کاری برای تحقق آن در نظر گیرند. باید توجه کرد که بخشی از اسراف کاریها نتیجه نبود آگاهی و نشناختن مقدار مورد نیاز در مصرف است.
به عنوان مثال، آیا همه مردم به روشنی میدانند مواد غذایی مورد نیاز بدنشان چه اندازه است و با چه مقدار مواد غذایی میتوان نیاز جسمی را برطرف کرد؟!
اگر میخواهیم گامی در راه اصلاح الگوی مصرف در مواردی این چنینی برداریم، چارهای نداریم جز این که واژههای فنی را ساده سازی کنیم و به زبان توده مردم و به صورت جزیی و دقیق، با آنان صحبت کنیم و آگاهیهای مردم را در این عرصهها بالا ببریم. بی شک یکی از گامهای اولیه برای اصلاح فرهنگ مصرف، ارتقای آگاهیهای مورد نیاز در زندگی فردی و جمعی است. به ویژه آن که امروزه زندگیها ماشینی شده و پیچیدگی بسیاری پیدا کرده است. این امر اقتضا میکند با تشکیل جلسات کارگاهی و میدانی در محلات و یا مراکز جمعی، توزیع بروشور و مانند آن، دانش و مهارت عملی مورد نیاز افراد افزایش یابد. میدانیم به خاطر کاستیهایی که در نظام آموزشی وجود دارد و بی ارتباطی بسیاری از مطالب آموزشی با نیازهای عملی زندگی، مدیریت زندگی و تقدیر معیشت در جامعه ما با مشکلات فراوانی رو به روست.
یکی از راههای رفع این کاستیها، همین آموزشهای کارگاهی و افزایش مهارتهای مورد نیاز در زندگی است.
نهی از اسراف و هدر دهی امکانات
آن چه تاکنون بیان شد بیشتر در حوزه امر به معروف قرار داشت اما بخشی از اصلاح الگوی مصرف هم در حوزه «نهی از منکر» قرار میگیرد. در این بخش آن چه باید مورد توجه واقع شود، حساسیت مردم نسبت به اتلاف و اسراف اموال عمومی در سازمانها و نهادهای جمعی و نیز زندگی خصوصی است. رفتارهای تجملی و بریز و بپاشهایی که گاه در برخی سازمانها و شرکتها شاهد آن هستیم، از جمله مصادیق منکر در عرصه مصرف است. هدر دادن انرژی و یا ابزارهای صنعتی در صنعت و اسراف آب در کشاورزی از جمله منکراتی هستند که باید تک تک افراد جامعه به این «منکر»ها توجه کنند و برای رفع آن قدم بردارند.
بنابراین میتوان از ساز و کار امر به معروف و نهی از منکر برای اصلاح الگوی مصرف بهره برد و با ارتقای آگاهی، فرهنگ سازی کرد و از طریق تعیین مصادیق اسراف، منکر بودن آن رفتارها را به جامعه اعلام و مردم را به نهی از این گونه منکرها ترغیب کرد. البته شیوه تربیتی ما معمولا چنین است که همواره بر جنبه منفی و منکر بیشتر انگشت میگذاریم و از ایجاد مقدمات و بسترهای لازم برای سوق دادن مردم به سمت معروف (اصلاح الگوی مصرف) غفلت میورزیم. به همین خاطر یادآور میشوم که این گونه نگاه تربیتی خود یک آسیب است از این رو نباید وزن نهی از منکر افزون تر از وزن امر به معروف در مسئله اصلاح الگوی مصرف باشد.
هر چند تلاش در راه اصلاح الگوی مصرف یک وظیفه ملی و عمومی است اما رسالت اصلی بر دوش نخبگان و شخصیتهای مرجع و تأثیرگذار است تا آنان زمینههای تحقق این راهبرد را در جامعه فراهم کنند. خداوند دربارهٔ این رسالت نخبگان در قرآن (سوره هود/۱۱۶) میفرماید: «فلولاکان من القرون من قبلکم اولوا بقیة ینهون عن الفساد فی الارض الا قلیلا ممن انجینا منهم»: «پس چرا از نسلهای پیش از شما خردمندانی نبودند که مردم را از فساد در زمین باز دارند؟ جز اندکی از کسانی که از میان آنان نجاتشان دادیم.»
اگر جامعه ما تحول و پیشرفت میخواهد و به دنبال ایجاد جامعهای عادلانه و پیشرفته است، باید خود را اصلاح کند و ناهنجاریها را از رفتار خویش بزداید؛ زیرا خداوند فرموده است: «ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم».







