فرهنگ مصادیق:حکمت تحریم خوردن خون: تفاوت بین نسخهها
جز (User6 صفحهٔ حکمت تحریم خوردن خون را به فرهنگ مصادیق:حکمت تحریم خوردن خون منتقل کرد) |
|||
| سطر ۱۰: | سطر ۱۰: | ||
===مردار=== | ===مردار=== | ||
منظور از مردار، مردهی هر حیوانی است که خدا، گوشت آن را حلال نموده است، خواه از چهارپایان باشد یا پرندگان؛ و نیز وحشی یا اهلی بودن تفاوت نمیکند. با این بیان، خوردن «مردار» و بهرهوریهای دیگر از آن حرام است. خداوند متعال در این باره میفرماید:<br/> | منظور از مردار، مردهی هر حیوانی است که خدا، گوشت آن را حلال نموده است، خواه از چهارپایان باشد یا پرندگان؛ و نیز وحشی یا اهلی بودن تفاوت نمیکند. با این بیان، خوردن «مردار» و بهرهوریهای دیگر از آن حرام است. خداوند متعال در این باره میفرماید:<br/> | ||
| − | «حُرِّمَتْ | + | «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ ...»<ref> مائده/3 و نیز ر.ک. بقرة/173 و نحل/115</ref> «مردار بر شما حرام شده است.» |
==فلسفه تحریم گوشت مردار== | ==فلسفه تحریم گوشت مردار== | ||
| سطر ۲۲: | سطر ۲۲: | ||
==خون== | ==خون== | ||
خداوند متعال در این باره میفرماید:<br/> | خداوند متعال در این باره میفرماید:<br/> | ||
| − | «حُرِّمَتْ | + | «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ ... الدم ...»<ref>مائده/3 و نیز ر.ک. بقرة/173 و نحل/115</ref>«خون بر شما حرام شده است.» |
در جاهلیت، خون حیوان را بر رودهی بزرگ آن میریختند و پس از آماده ساختن میخوردند. امّا با نزول قرآن شریف، خون ریخته شده تحریم گردید، امّا اندک خونی که به گوشت آلوده میشود و یا خونی که در جگر سیاه به صورت گوشت درآمده، روا شناخته شد.<br/> | در جاهلیت، خون حیوان را بر رودهی بزرگ آن میریختند و پس از آماده ساختن میخوردند. امّا با نزول قرآن شریف، خون ریخته شده تحریم گردید، امّا اندک خونی که به گوشت آلوده میشود و یا خونی که در جگر سیاه به صورت گوشت درآمده، روا شناخته شد.<br/> | ||
| سطر ۳۴: | سطر ۳۴: | ||
==گوشت خوک== | ==گوشت خوک== | ||
خداوند متعال در این باره میفرماید:<br/> | خداوند متعال در این باره میفرماید:<br/> | ||
| − | «حُرِّمَتْ | + | «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ ... وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ ...»<ref>مائده/3 و نیز ر.ک. بقرة/173 و نحل/115</ref> «گوشت خوک بر شما حرام شده است.» |
آیه شریفه گوشت خوک را به صورت جداگانه تحریم میکند تا روشن سازد که خوک و گوشت آن به طور کلّی حرام است، خواه مردار باشد و یا نباشد؛ البته حیواناتی چون سگ و گربه و میمون و... نیز این گونهاند؛ امّا بدان دلیل به گوشت خوک تصریح شده است که مردم بیشتر به خوردن آن علاقه نشان میدهند، نه دیگر حیوانات همانند آن.<br/> | آیه شریفه گوشت خوک را به صورت جداگانه تحریم میکند تا روشن سازد که خوک و گوشت آن به طور کلّی حرام است، خواه مردار باشد و یا نباشد؛ البته حیواناتی چون سگ و گربه و میمون و... نیز این گونهاند؛ امّا بدان دلیل به گوشت خوک تصریح شده است که مردم بیشتر به خوردن آن علاقه نشان میدهند، نه دیگر حیوانات همانند آن.<br/> | ||
| سطر ۵۱: | سطر ۵۱: | ||
==گوشت حیوان با ذبح غیر اسلامی== | ==گوشت حیوان با ذبح غیر اسلامی== | ||
خداوند متعال در این باره میفرماید:<br/> | خداوند متعال در این باره میفرماید:<br/> | ||
| − | «حُرِّمَتْ | + | «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ ... وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ»<ref> مائده/3 و نیز ر.ک. بقرة/173 و نحل/115</ref> |
« مردار و ... هر حیوانی که به هنگام کشتنش نام دیگری جز الله را بر او بگویند، بر شما حرام شد.» | « مردار و ... هر حیوانی که به هنگام کشتنش نام دیگری جز الله را بر او بگویند، بر شما حرام شد.» | ||
از این آیه دانسته میشود که هر حیوان حلال گوشتی که به نام غیر خدا ذبح شود و یا در کشتار آن، مقررات شرعی رعایت نگردد و یا به دست کافران کشته شود، حرام است و خوردن گوشت آن نارواست.<br/> | از این آیه دانسته میشود که هر حیوان حلال گوشتی که به نام غیر خدا ذبح شود و یا در کشتار آن، مقررات شرعی رعایت نگردد و یا به دست کافران کشته شود، حرام است و خوردن گوشت آن نارواست.<br/> | ||
| سطر ۶۴: | سطر ۶۴: | ||
==حیوان خفه شده== | ==حیوان خفه شده== | ||
خداوند متعال در این باره میفرماید:<br/> | خداوند متعال در این باره میفرماید:<br/> | ||
| − | «حُرِّمَتْ | + | «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ ... وَ الْمُنْخَنِقَةُ »<ref>مائده/3</ref> |
« مردار و ... حیوانات خفهشده بر شما حرام شد» | « مردار و ... حیوانات خفهشده بر شما حرام شد» | ||
به باور برخی، منظور از واژهی «منخنقه» آن حیوانی است که سرش را میان دو قسمت درخت در فشار قرار دهند تا خفه شود. و به باور برخی دیگر، حیوانی است که با ریسمان شکارچی و دام خفه گردد.<br/> | به باور برخی، منظور از واژهی «منخنقه» آن حیوانی است که سرش را میان دو قسمت درخت در فشار قرار دهند تا خفه شود. و به باور برخی دیگر، حیوانی است که با ریسمان شکارچی و دام خفه گردد.<br/> | ||
| سطر ۷۲: | سطر ۷۲: | ||
==حیوان کتک خورده== | ==حیوان کتک خورده== | ||
خداوند متعال در این باره میفرماید:<br/> | خداوند متعال در این باره میفرماید:<br/> | ||
| − | «حُرِّمَتْ | + | «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ ... و الْمَوْقُوذَة»<ref>مائده/3</ref> |
« مردار و ... حیوان کتک خورده بر شما حرام شد» | « مردار و ... حیوان کتک خورده بر شما حرام شد» | ||
منظور از واژهی «موقوذه» حیوانی است که بر اثر کتک بسیار و یا ضربهای کاری به وسیلهی چوب یا هر ابزار دیگری از پا درآید که خوردن گوشت آن نیز حرام است؛ و نیز همینگونه است اگر بر اثر بیماری بمیرد.<br/> | منظور از واژهی «موقوذه» حیوانی است که بر اثر کتک بسیار و یا ضربهای کاری به وسیلهی چوب یا هر ابزار دیگری از پا درآید که خوردن گوشت آن نیز حرام است؛ و نیز همینگونه است اگر بر اثر بیماری بمیرد.<br/> | ||
| سطر ۷۸: | سطر ۷۸: | ||
==حیوان پرتاب شده== | ==حیوان پرتاب شده== | ||
خداوند متعال در این باره میفرماید:<br/> | خداوند متعال در این باره میفرماید:<br/> | ||
| − | «حُرِّمَتْ | + | «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ ... و الْمُتَرَدِّیَةُ»<ref>مائده/3</ref> |
« مردار و ... حیوان پرتابشده بر شما حرام شد» | « مردار و ... حیوان پرتابشده بر شما حرام شد» | ||
به باور گروهی از جمله «ابن عباس» حیوانی که از کوه یا جای بلندی سقوط کند و یا در چاه بیفتد و بمیرد، در این صورت نیز خوردن گوشت آن تحریم شده است؛ امّا اگر در چاه سقوط کند و امکان کشتار شرعی آن نباشد، اگر پیش از مردن آن کاردی به پیکرش بزنند که بر اثر آن زخم جان دهد، گوشت آن حلال میگردد. <ref>شیخ طوسی، التبیان، ج3، ص430 و فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج3، ص243</ref> | به باور گروهی از جمله «ابن عباس» حیوانی که از کوه یا جای بلندی سقوط کند و یا در چاه بیفتد و بمیرد، در این صورت نیز خوردن گوشت آن تحریم شده است؛ امّا اگر در چاه سقوط کند و امکان کشتار شرعی آن نباشد، اگر پیش از مردن آن کاردی به پیکرش بزنند که بر اثر آن زخم جان دهد، گوشت آن حلال میگردد. <ref>شیخ طوسی، التبیان، ج3، ص430 و فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج3، ص243</ref> | ||
| سطر ۸۴: | سطر ۸۴: | ||
==حیوان شاخ زده شده== | ==حیوان شاخ زده شده== | ||
خداوند متعال در این باره میفرماید:<br/> | خداوند متعال در این باره میفرماید:<br/> | ||
| − | «حُرِّمَتْ | + | «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ ... و الْنطیحة »<ref>مائده/3</ref> |
« مردار و ... حیوان شاخزده شده بر شما حرام شد» | « مردار و ... حیوان شاخزده شده بر شما حرام شد» | ||
حیوانی که بر اثر شاخ زدن دیگر حیوانات بمیرد، نیز خوردن گوشت آن حرام است.<br/> | حیوانی که بر اثر شاخ زدن دیگر حیوانات بمیرد، نیز خوردن گوشت آن حرام است.<br/> | ||
| سطر ۹۰: | سطر ۹۰: | ||
== شکار مردهی درندگان== | == شکار مردهی درندگان== | ||
خداوند متعال در این باره میفرماید:<br/> | خداوند متعال در این باره میفرماید:<br/> | ||
| − | «حُرِّمَتْ | + | «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ ... وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ»<ref>مائده/3</ref> |
«مردار و ... و آنچه درّنده (از آن) خورده، بر شما حرام شد مگر آنچه را (زنده دریابید و) سر ببرید...» | «مردار و ... و آنچه درّنده (از آن) خورده، بر شما حرام شد مگر آنچه را (زنده دریابید و) سر ببرید...» | ||
خوردنی دیگری که از سوی خداوند حرام شد، گوشت حیوانی است که به وسیلهی درندهای شکار شده و بمیرد.<br/> | خوردنی دیگری که از سوی خداوند حرام شد، گوشت حیوانی است که به وسیلهی درندهای شکار شده و بمیرد.<br/> | ||
| سطر ۹۷: | سطر ۹۷: | ||
==حیوان کشتهشده بر آستان بتها== | ==حیوان کشتهشده بر آستان بتها== | ||
| − | + | «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ ....وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ»<ref>مائده/3</ref> | |
«حرام شد بر شما ... هر چه بر آستان بتان ذبح شود و آنچه به وسیله تیرهای قمار قسمت کنید.» | «حرام شد بر شما ... هر چه بر آستان بتان ذبح شود و آنچه به وسیله تیرهای قمار قسمت کنید.» | ||
در زمان جاهلیت بت پرستان سنگهایی در اطراف کعبه نصب کرده بودند که شکل و صورت خاصی نداشت، آنها را «نُصب» مینامیدند در مقابل آنها قربانی میکردند و خون قربانی را به آنها میمالیدند، و فرق آنها با بت همان بود که بتها همواره دارای اشکال و صور خاصی بودند اما «نصب» چنین نبودند، اسلام در این آیه اینگونه گوشتها را تحریم کرده و میگوید: (و ما ذُبِحَ عَلَی النُّصُب)<br/> | در زمان جاهلیت بت پرستان سنگهایی در اطراف کعبه نصب کرده بودند که شکل و صورت خاصی نداشت، آنها را «نُصب» مینامیدند در مقابل آنها قربانی میکردند و خون قربانی را به آنها میمالیدند، و فرق آنها با بت همان بود که بتها همواره دارای اشکال و صور خاصی بودند اما «نصب» چنین نبودند، اسلام در این آیه اینگونه گوشتها را تحریم کرده و میگوید: (و ما ذُبِحَ عَلَی النُّصُب)<br/> | ||
| سطر ۱۰۳: | سطر ۱۰۳: | ||
==حیوان کشتهشده با بختآزمایی== | ==حیوان کشتهشده با بختآزمایی== | ||
| − | + | «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ .... أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ»<ref>مائده/3</ref> | |
«حرام شد بر شما ... آنچه به وسیله تیرهای قمار قسمت کنید.» | «حرام شد بر شما ... آنچه به وسیله تیرهای قمار قسمت کنید.» | ||
نوع دیگری از حیواناتی که تحریم آن در آیه فوق آمده آنها است که بصورت «بخت آزمایی» ذبح و تقسیم میگردیده و آن چنین بوده که: ده نفر با هم شرطبندی میکردند و حیوانی را خریداری و ذبح نموده سپس ده چوبه تیر که روی هفت عدد از آنها عنوان «برنده» و سه عدد عنوان «بازنده» ثبت شده بود در کیسه مخصوصی میریختند و به صورت قرعه کشی آنها را به نام یک یک از آن ده نفر بیرون میآوردند، هفت چوبه برنده بنام هر کس میافتاد سهمی از گوشت بر میداشت، و چیزی در برابر آن نمیپرداخت، ولی آن سه نفر که تیرهای بازنده را دریافت داشته بودند، باید هر کدام یک سوم قیمت حیوان را بپردازند، بدون اینکه سهمی از گوشت داشته باشند، این چوبههای تیر را «ازلام» جمع «زلم» (بر وزن قلم) مینامیدند، اسلام خوردن این گوشتها را تحریم کرد، نه به خاطر اینکه اصل گوشت حرام بوده باشد بلکه به خاطر اینکه جنبه قمار و بختآزمایی دارد و میفرماید: (و أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بالْأَزْلام)<br/> | نوع دیگری از حیواناتی که تحریم آن در آیه فوق آمده آنها است که بصورت «بخت آزمایی» ذبح و تقسیم میگردیده و آن چنین بوده که: ده نفر با هم شرطبندی میکردند و حیوانی را خریداری و ذبح نموده سپس ده چوبه تیر که روی هفت عدد از آنها عنوان «برنده» و سه عدد عنوان «بازنده» ثبت شده بود در کیسه مخصوصی میریختند و به صورت قرعه کشی آنها را به نام یک یک از آن ده نفر بیرون میآوردند، هفت چوبه برنده بنام هر کس میافتاد سهمی از گوشت بر میداشت، و چیزی در برابر آن نمیپرداخت، ولی آن سه نفر که تیرهای بازنده را دریافت داشته بودند، باید هر کدام یک سوم قیمت حیوان را بپردازند، بدون اینکه سهمی از گوشت داشته باشند، این چوبههای تیر را «ازلام» جمع «زلم» (بر وزن قلم) مینامیدند، اسلام خوردن این گوشتها را تحریم کرد، نه به خاطر اینکه اصل گوشت حرام بوده باشد بلکه به خاطر اینکه جنبه قمار و بختآزمایی دارد و میفرماید: (و أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بالْأَزْلام)<br/> | ||
| سطر ۱۲۰: | سطر ۱۲۰: | ||
البته باید توجه داشت که «خمر» در اصطلاح شرع به معنی شراب انگور نیست بلکه به معنی هر مایع مست کننده است خواه از انگور گرفته شده باشد و یا از کشمش یا خرما و یا هر چیز دیگر، هر چند در لغت برای هر یک از انواع مشروبات الکلی اسمی قرار داده شده است.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج2، ص118</ref> | البته باید توجه داشت که «خمر» در اصطلاح شرع به معنی شراب انگور نیست بلکه به معنی هر مایع مست کننده است خواه از انگور گرفته شده باشد و یا از کشمش یا خرما و یا هر چیز دیگر، هر چند در لغت برای هر یک از انواع مشروبات الکلی اسمی قرار داده شده است.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج2، ص118</ref> | ||
شراب در قرآن کریم به شدت مذمت و حرام اعلام شده است، اما گفتنی است که خداوند در طی چند مرحله حرمت شراب را اعلام کرد، چنانکه ابتدا در سوره نحل فرمود:<br/> | شراب در قرآن کریم به شدت مذمت و حرام اعلام شده است، اما گفتنی است که خداوند در طی چند مرحله حرمت شراب را اعلام کرد، چنانکه ابتدا در سوره نحل فرمود:<br/> | ||
| − | + | «وَمِنْ ثَمَرَاتِ النَّخِيلِ وَالْأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًا وَرِزْقًا حَسَنًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ»<ref>نحل/67</ref> | |
«و از میوههای نخلها و تاکها شرابی مستی آور و رزقی نیکو به دست میآورید، و خردمندان را در این عبرتی است» | «و از میوههای نخلها و تاکها شرابی مستی آور و رزقی نیکو به دست میآورید، و خردمندان را در این عبرتی است» | ||
«سکر» در اینجا به معنی مسکرات و مشروبات الکلی است، و معنی مشهور آن همین است.<br/> | «سکر» در اینجا به معنی مسکرات و مشروبات الکلی است، و معنی مشهور آن همین است.<br/> | ||
روشن است که قرآن در این آیه هرگز اجازه شرابسازی از خرما و انگور نداده بلکه با توجه به اینکه «مسکرات» را در مقابل «رزق حسن» قرار داده اشاره کوتاهی به تحریم خمر و نامطلوب بودن آن نموده است، بنا بر این نیاز به این نداریم که بگوئیم این آیه قبل از نزول تحریم شراب نازل شده و اشارهای به حلال بودن آن است، بلکه به عکس آیه، اشاره به حرام بودن آن میکند و شاید اولین اخطار در زمینه تحریم خمر باشد.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه،ج1، ص274</ref> | روشن است که قرآن در این آیه هرگز اجازه شرابسازی از خرما و انگور نداده بلکه با توجه به اینکه «مسکرات» را در مقابل «رزق حسن» قرار داده اشاره کوتاهی به تحریم خمر و نامطلوب بودن آن نموده است، بنا بر این نیاز به این نداریم که بگوئیم این آیه قبل از نزول تحریم شراب نازل شده و اشارهای به حلال بودن آن است، بلکه به عکس آیه، اشاره به حرام بودن آن میکند و شاید اولین اخطار در زمینه تحریم خمر باشد.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه،ج1، ص274</ref> | ||
خداوند در سوره نساء میفرماید:<br/> | خداوند در سوره نساء میفرماید:<br/> | ||
| − | + | «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ»<ref> نساء/43</ref> | |
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، آن گاه که مست هستید گرد نماز مگردید تا بدانید که چه میگویید.» | «ای کسانی که ایمان آوردهاید، آن گاه که مست هستید گرد نماز مگردید تا بدانید که چه میگویید.» | ||
خداوند متعال در این آیه تنها به بیان بطلان نماز در حال مستی اشاره میکند.<br/> | خداوند متعال در این آیه تنها به بیان بطلان نماز در حال مستی اشاره میکند.<br/> | ||
خداوند حکیم در ادامه سیر بیان تدریجی حکم تحریم شراب در سوره بقره میفرماید:<br/> | خداوند حکیم در ادامه سیر بیان تدریجی حکم تحریم شراب در سوره بقره میفرماید:<br/> | ||
| − | + | «يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا»<ref>بقرة/219</ref> | |
«از تو درباره شراب و قمار میپرسند. بگو: در آن دو گناهی بزرگ و سودهایی است برای مردم و گناهشان از سودشان بیشتر است» | «از تو درباره شراب و قمار میپرسند. بگو: در آن دو گناهی بزرگ و سودهایی است برای مردم و گناهشان از سودشان بیشتر است» | ||
خداوند متعال در این آیه شراب را مادهای دارای منفعت معرفی میکند. منفعت شراب به این است که به واسطه خرید و فروش آن مالی بدست میآورند و با آشامیدن آن لذت و طرب و نیروی کسب مینمایند.<ref>شیخ طوسی، التبیان، ج2، ص213 و طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج2، ص557</ref> | خداوند متعال در این آیه شراب را مادهای دارای منفعت معرفی میکند. منفعت شراب به این است که به واسطه خرید و فروش آن مالی بدست میآورند و با آشامیدن آن لذت و طرب و نیروی کسب مینمایند.<ref>شیخ طوسی، التبیان، ج2، ص213 و طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج2، ص557</ref> | ||
با وجود این، قرآن کریم تصریح میکند که گناه آن بیش از منافع آن است. پس از آن خداوند متعال در سوره مائده فرمود:<br/> | با وجود این، قرآن کریم تصریح میکند که گناه آن بیش از منافع آن است. پس از آن خداوند متعال در سوره مائده فرمود:<br/> | ||
| − | + | «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَ ... رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»<ref> مائده/90</ref> | |
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، شراب و قمار و ... کار شیطان است، از آن اجتناب کنید تا رستگار شوید.» | «ای کسانی که ایمان آوردهاید، شراب و قمار و ... کار شیطان است، از آن اجتناب کنید تا رستگار شوید.» | ||
در آخر نیز فرمود:<br/> | در آخر نیز فرمود:<br/> | ||
| − | + | «إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ»<ref>مائدة/91</ref> | |
«شیطان میخواهد با شراب و قمار میان شما کینه و دشمنی افکند و شما را از یاد خدا و نماز باز دارد، آیا بس میکنید؟» | «شیطان میخواهد با شراب و قمار میان شما کینه و دشمنی افکند و شما را از یاد خدا و نماز باز دارد، آیا بس میکنید؟» | ||
مرحوم علامه طباطبایی پس از بیان این آیات و مقایسه آنها با یکدیگر ده خصوصیت در این آیات که تشدید و تاکید حرمت شراب را میرسانند، چنین بیان میکند:<br/> | مرحوم علامه طباطبایی پس از بیان این آیات و مقایسه آنها با یکدیگر ده خصوصیت در این آیات که تشدید و تاکید حرمت شراب را میرسانند، چنین بیان میکند:<br/> | ||
| سطر ۱۴۸: | سطر ۱۴۸: | ||
هشتم از اینکه بعد از آن همه تاکید آنان را به اطاعت خدا و رسول امر نموده از مخالفتشان بر حذر میدارد؛ | هشتم از اینکه بعد از آن همه تاکید آنان را به اطاعت خدا و رسول امر نموده از مخالفتشان بر حذر میدارد؛ | ||
نهم آنکه میفرماید خداوند از اینکه شما اطاعتش بکنید یا نکنید بی نیاز است؛ | نهم آنکه میفرماید خداوند از اینکه شما اطاعتش بکنید یا نکنید بی نیاز است؛ | ||
| − | دهم اینکه در یک آیه بعد میفرماید: | + | دهم اینکه در یک آیه بعد میفرماید: «لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ...»<ref> طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان، ج6، ص122 – 125</ref> |
پیشتر بیان شد که تحریم شراب در چند مرحله به وسیله خداوند اعلام شده است. در تبیین دلیل این مسئله میتوان گفت که عرب آن زمان عادت عجیبی به نوشیدن شراب داشت و امر به ترک آن برای آنها بسیار دشوار بود. از این رو مصلحت در این بود که این حکم در چند مرحله بیان شود.<br/> | پیشتر بیان شد که تحریم شراب در چند مرحله به وسیله خداوند اعلام شده است. در تبیین دلیل این مسئله میتوان گفت که عرب آن زمان عادت عجیبی به نوشیدن شراب داشت و امر به ترک آن برای آنها بسیار دشوار بود. از این رو مصلحت در این بود که این حکم در چند مرحله بیان شود.<br/> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۱۴
محتویات
- ۱ خوردنیهای حرام در قرآن
- ۲ خوردنیهای حرام
- ۳ فلسفه تحریم گوشت مردار
- ۴ خون
- ۵ حکمت تحریم خوردن خون
- ۶ گوشت خوک
- ۷ فلسفه تحریم گوشت خوک
- ۸ گوشت حیوان با ذبح غیر اسلامی
- ۹ حکمت تحریم اکل حیوان با ذبح غیر اسلامی
- ۱۰ حیوان خفه شده
- ۱۱ حیوان کتک خورده
- ۱۲ حیوان پرتاب شده
- ۱۳ حیوان شاخ زده شده
- ۱۴ شکار مردهی درندگان
- ۱۵ حیوان کشتهشده بر آستان بتها
- ۱۶ حیوان کشتهشده با بختآزمایی
- ۱۷ شراب
- ۱۸ حکمت تحریم شراب
- ۱۹ جمع بندی و نتیجه گیری
- ۲۰ منبع
- ۲۱ پانویس
خوردنیهای حرام در قرآن
آنچه که انسان میخورد و مینوشد در روح و روان و نیز جسم او تأثیرگذار است، از این رو خداوند متعال برخی از آنها را حرام و برخی دیگر را حلال کرده است. آنچه که در این نوشتار مورد تأکید است، آشنایی با خوردنیهای حرامی است که در دو سوره بقره و مائده به آن اشاره شده است.
در این دو سوره حدود دوازده خوردنی و آشامیدنی مورد نهی قرار گرفته است. نکته قابل اهمیت در این خوردنیهای حرام این است که برخی از آنها به دلیل منافات داشتن با روح توحید و یگانهپرستی مورد نهی قرار گرفتهاند که خود نشان از تأکید دین اسلام بر مسئله توحید در تمام محورهای زندگی فردی و اجتماعی انسان دارد.
اگرچه علم امروز اثرات منفی غذاهای حرام در روح و روان انسان را کمتر متوجه شده، امّا اثرات منفی بعضی از آنها در سلامتی جسم انسان را به خوبی ثابت کرده است و این خود دلیلی بر اعجاز علمی قرآن میباشد.
آنچه که انسان میخورد و مینوشد در روح و روان و نیز جسم او تأثیرگذار است، از این رو خداوند متعال برخی از آنها را حرام و برخی دیگر را حلال کرده است.
خوردنیهای حرام
مواد و غذاهایی که خداوند آنها را در دو سوره بقره و مائده بر ما حرام کرده است، عبارتند از:
مردار
منظور از مردار، مردهی هر حیوانی است که خدا، گوشت آن را حلال نموده است، خواه از چهارپایان باشد یا پرندگان؛ و نیز وحشی یا اهلی بودن تفاوت نمیکند. با این بیان، خوردن «مردار» و بهرهوریهای دیگر از آن حرام است. خداوند متعال در این باره میفرماید:
«حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ ...»[۱] «مردار بر شما حرام شده است.»
فلسفه تحریم گوشت مردار
بدون شک خداوند حکیم بدون دلیل چیزی را حرام نمیکند، از این رو اگر گوشت مردار را حرام کرده است، به دلیل مفاسد و مضراتی است که در آن وجود دارد.
افزون بر این که پیشوایان دین در روایات اسلامی زیانهای مردار را یادآور شدهاند، پیشرفتهای علمی بشر نیز پرده از روی آن مضرات برداشته است.
در این باره امام صادق علیه السلام فرمود:
«اما المیتة فانه لم ینل منها احد الا ضعف بدنه، و ذهبت قوته، و انقطع نسله و لا یموت آکل المیتة الا فجاة»[۲]
«به کسی از گوشت مردار نمیرسد، مگر آنکه بدنش ضعیف و نسلش قطع میشود و خورنده گوشت خوک به طور ناگهانی میمیرد.»
این مفاسد ممکن است به خاطر آن باشد که دستگاه گوارش نمیتواند از مردار خون سالم و زنده بسازد، افزون بر آن، مردار کانونی است از انواع میکربها، اسلام علاوه بر اینکه خوردن گوشت مردار را تحریم کرده، آن را نجس هم دانسته تا مسلمانان کاملا از آن دوری کنند.[۳]
خون
خداوند متعال در این باره میفرماید:
«حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ ... الدم ...»[۴]«خون بر شما حرام شده است.»
در جاهلیت، خون حیوان را بر رودهی بزرگ آن میریختند و پس از آماده ساختن میخوردند. امّا با نزول قرآن شریف، خون ریخته شده تحریم گردید، امّا اندک خونی که به گوشت آلوده میشود و یا خونی که در جگر سیاه به صورت گوشت درآمده، روا شناخته شد.
حکمت تحریم خوردن خون
خونخواری هم زیان جسمی دارد و هم اثر سوء اخلاقی، چرا که خون از یک سو ماده کاملا آمادهای است برای پرورش انواع میکربها.
تمام میکربهایی که وارد بدن انسان میشوند به خون حمله میکنند، و آن را مرکز فعالیت خویش قرار میدهند، به همین دلیل گلبولهای سفید که پاسداران و سربازان کشور تن انسان هستند همواره در منطقه خون پاسداری میکنند تا میکربها به این سنگر حساس که با تمام مناطق بدن ارتباط نزدیک دارد راه پیدا نکنند، مخصوصا هنگامی که خون از جریان میافتد و به اصطلاح میمیرد، گلبولهای سفید از بین میروند و به همین دلیل میکربها که میدان را خالی از حریف میبینند به سرعت زاد و ولد کرده گسترش مییابند، بنا بر این اگر گفته شود خون به هنگامی که از جریان میافتد آلودهترین اجزای بدن انسان و حیوان است، گزاف گفته نشده است.
از سوی دیگر امروز در علم غذاشناسی ثابت شده که غذاها از طریق تاثیر در غدهها و ایجاد هورمونها در روحیات و اخلاق انسان اثر میگذارند، از قدیم نیز تاثیر خونخواری در قساوت و سنگدلی به تجربه رسیده، و حتی ضرب المثل شده است.[۵]
امام صادق علیه السلام در این باره فرمود:
«خداوند خون را حرام کرد، زیرا [تغذیه از خون] سبب فساد بدنها و موجب پیدا شدن آب زرد و بوی متعفّن دهان و بد بو شدن شخص و بد خلق شدن وی و سخت دل شدن و کم مهر گردیدن نسبت به دیگران میگردد حتی کار به جایی میرسد که فرزند به واسطه تغذیه از آن پدر و دوست و همسرش را به قتل میرساند.»[۶]
گوشت خوک
خداوند متعال در این باره میفرماید:
«حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ ... وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ ...»[۷] «گوشت خوک بر شما حرام شده است.»
آیه شریفه گوشت خوک را به صورت جداگانه تحریم میکند تا روشن سازد که خوک و گوشت آن به طور کلّی حرام است، خواه مردار باشد و یا نباشد؛ البته حیواناتی چون سگ و گربه و میمون و... نیز این گونهاند؛ امّا بدان دلیل به گوشت خوک تصریح شده است که مردم بیشتر به خوردن آن علاقه نشان میدهند، نه دیگر حیوانات همانند آن.
فلسفه تحریم گوشت خوک
خوک حتی نزد اروپائیان که بیشتر گوشت آن را میخورند سمبل بی غیرتی است، و حیوانی کثیف است. خوک در امور جنسی فوق العاده بی تفاوت و لا ابالی است و علاوه بر تاثیر غذا در روحیات که از نظر علم ثابت است، تاثیر این غذا در خصوص لاابالیگری در مسائل جنسی مشهود است.
در شریعت حضرت موسی علیه السلام حرمت گوشت خوک نیز اعلام شده است، چنانکه در تورات آمده است:
«خوک ... نشخوار نمیکند این برای شما نجس است. از گوشت آنها مخورید و لاش آنها را لمس مکنید اینها برای شما نجساند»[۸]
و در اناجیل گناهکاران به خوک تشبیه شدهاند، و در ضمن داستانها مظهر شیطان خوک معرفی شده است.
جای تعجب است که بعضی با چشم خود میبینند از یک سو خوراک خوک نوعا از کثافات و گاهی از فضولات خودش است و از سوی دیگر برای همه روشن شده که گوشت این حیوان پلید دارای دو نوعی انگل خطرناک بنام کرم «تریشین» و یک نوع کرم «کدو» است باز هم در استفاده از گوشت آن اصرار میورزند.
تنها کرم «تریشین» کافی است که در یک ماه ۱۵ هزار تخمریزی کند و در انسان سبب پیدایش امراض گوناگونی مانند کم خونی، سرگیجه، تبهای مخصوص اسهال، دردهای رماتیسمی، کشش اعصاب، خارش داخل بدن، تراکم پیهها، کوفتگی و خستگی، سختی عمل جویدن و بلعیدن غذا و تنفس و غیره گردد.
در یک کیلو گوشت خوک ممکن است ۴۰۰ میلیون نوزاد کرم «تریشین» باشد و شاید همین امور سبب شد که چند سال قبل در قسمتی از کشور روسیه خوردن گوشت خوک ممنوع اعلام شد.
آری آئینی که دستوراتش به مرور زمان جلوه تازهای پیدا میکند آئین خدا و آئین اسلام است.
بعضی میگویند با وسائل امروز میتوان تمام این انگلها را کشت و گوشت خوک را از آنها پاک نمود، ولی به فرض که با وسائل بهداشتی با پختن گوشت خوک در حرارت زیاد انگلهای مزبور به کلی از میان بروند باز زیان گوشت خوک قابل انکار نیست، زیرا طبق اصل مسلمی که اشاره شد گوشت هر حیوانی حاوی صفات آن حیوان است و از طریق غدهها و تراوش آنها (هورمونها) در اخلاق کسانی که از آن تغذیه میکنند اثر میگذارد، و به این ترتیب خوردن گوشت خوک میتواند صفت بی بند و باری جنسی و بی اعتنایی به مسائل ناموسی را که از خصائص بارز نر این حیوان است به خورنده آن منتقل کند.
و شاید یکی از علل بی بند و باری شدید جنسی که در کشورهای غربی حکومت میکند همان تغذیه از گوشت این حیوان آلوده باشد.[۹]
گوشت حیوان با ذبح غیر اسلامی
خداوند متعال در این باره میفرماید:
«حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ ... وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ»[۱۰]
« مردار و ... هر حیوانی که به هنگام کشتنش نام دیگری جز الله را بر او بگویند، بر شما حرام شد.»
از این آیه دانسته میشود که هر حیوان حلال گوشتی که به نام غیر خدا ذبح شود و یا در کشتار آن، مقررات شرعی رعایت نگردد و یا به دست کافران کشته شود، حرام است و خوردن گوشت آن نارواست.
حکمت تحریم اکل حیوان با ذبح غیر اسلامی
آیا بردن نام خدا یا غیر خدا، هنگام ذبح، از نظر بهداشتی در گوشت حیوان اثر میگذارد؟!
در پاسخ باید گفت نباید فراموش کرد که لازم نیست نام خدا و غیر خدا در ماهیت گوشت از نظر بهداشتی اثری بگذارد، زیرا محرمات در اسلام روی جهات مختلفی است، گاهی تحریم چیزی به دلیل بهداشت و حفظ جسم است، و گاهی به دلیل تهذیب روح و زمانی نیز به دلیل حفظ نظام اجتماع، و تحریم گوشتهایی که به نام بتها ذبح میشود در حقیقت جنبه معنوی و اخلاقی و تربیتی دارد، آنها انسان را از خدا دور میکند، و اثر روانی و تربیتی نامطلوبی دارد، چرا که از سنتهای شرک و بت پرستی است و تجدید کننده خاطره آنها میباشد.[۱۱]
تحریم موضوعات چهارگانه ـ مردار، خون، خوک، حیوان با ذبح غیر شرعی ـ در چهار سوره از قرآن ذکر شده است که دو مورد از آن در مکه [۱۲] و دو مورد آن در مدینه نازل شده است [۱۳].
چنین به نظر میرسد که نخستین بار اوائل بعثت بود که تحریم این گوشتهای حرام اعلام شد، و دومین بار اواخر اقامت پیامبر (صلی الله علیه وآله) در مکه، و سومین بار در اوائل هجرت در مدینه و بالاخره چهارمین بار در اواخر عمر پیامبر در سوره مائده که از آخرین سوره قرآن است بیان شده است.[۱۴]
این طرز نزول آیات که بی سابقه یا کم سابقه است، به خاطر اهمیت این موضوع و خطرات جسمی و روحی فراوان آن است و نیز به خاطر آلودگی زیاد مردم آن روز به آن بوده است.[۱۵]
حیوان خفه شده
خداوند متعال در این باره میفرماید:
«حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ ... وَ الْمُنْخَنِقَةُ »[۱۶]
« مردار و ... حیوانات خفهشده بر شما حرام شد»
به باور برخی، منظور از واژهی «منخنقه» آن حیوانی است که سرش را میان دو قسمت درخت در فشار قرار دهند تا خفه شود. و به باور برخی دیگر، حیوانی است که با ریسمان شکارچی و دام خفه گردد.
«ابن عباس» میگوید: در جاهلیت، حیوان را خفه میکردند و گوشت آن را میخورند . [۱۷]
در بعضی از روایات نقل شده که مجوس مخصوصاً مقید بودند که حیوانات را از طریق خفه کردن آنها بکشند سپس از گوشتشان استفاده کنند.[۱۸]بنا براین ممکن است آیه ناظر به وضع آنها نیز باشد.
حیوان کتک خورده
خداوند متعال در این باره میفرماید:
«حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ ... و الْمَوْقُوذَة»[۱۹]
« مردار و ... حیوان کتک خورده بر شما حرام شد»
منظور از واژهی «موقوذه» حیوانی است که بر اثر کتک بسیار و یا ضربهای کاری به وسیلهی چوب یا هر ابزار دیگری از پا درآید که خوردن گوشت آن نیز حرام است؛ و نیز همینگونه است اگر بر اثر بیماری بمیرد.
حیوان پرتاب شده
خداوند متعال در این باره میفرماید:
«حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ ... و الْمُتَرَدِّیَةُ»[۲۰]
« مردار و ... حیوان پرتابشده بر شما حرام شد»
به باور گروهی از جمله «ابن عباس» حیوانی که از کوه یا جای بلندی سقوط کند و یا در چاه بیفتد و بمیرد، در این صورت نیز خوردن گوشت آن تحریم شده است؛ امّا اگر در چاه سقوط کند و امکان کشتار شرعی آن نباشد، اگر پیش از مردن آن کاردی به پیکرش بزنند که بر اثر آن زخم جان دهد، گوشت آن حلال میگردد. [۲۱]
حیوان شاخ زده شده
خداوند متعال در این باره میفرماید:
«حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ ... و الْنطیحة »[۲۲]
« مردار و ... حیوان شاخزده شده بر شما حرام شد»
حیوانی که بر اثر شاخ زدن دیگر حیوانات بمیرد، نیز خوردن گوشت آن حرام است.
شکار مردهی درندگان
خداوند متعال در این باره میفرماید:
«حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ ... وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ»[۲۳]
«مردار و ... و آنچه درّنده (از آن) خورده، بر شما حرام شد مگر آنچه را (زنده دریابید و) سر ببرید...»
خوردنی دیگری که از سوی خداوند حرام شد، گوشت حیوانی است که به وسیلهی درندهای شکار شده و بمیرد.
ممکن است فلسفه تحریم این پنج نوع از گوشتهای حیوانات به خاطر آن باشد که خون به قدر کافی از آنها بیرون نمیرود، زیرا تا زمانی که رگهای اصلی گردن بریده نشود، خون به اندازه کافی بیرون نخواهد ریخت. از سوی دیگر، خون مرکز انواع میکربها است و با مردن حیوان قبل از هر چیز خون عفونت پیدا میکند، و به تعبیر دیگر این چنین گوشتها یک نوع مسمومیت دارند و جزء گوشتهای سالم محسوب نخواهند شد، مخصوصا اگر حیوان بر اثر شکنجه یا بیماری و یا تعقیب حیوان درندهای بمیرد مسمومیت بیشتری خواهد داشت. به علاوه جنبه معنوی ذبح که با ذکر نام خدا و رو به قبله بودن حاصل میشود در هیچ یک از اینها نیست.
ولی اگر قبل از آنکه این حیوانات جان بسپرند به آنها برسند و با آداب اسلامی آنها را سر ببرند و خون بقدر کافی از آنها بیرون بریزد، حلال خواهد بود و لذا به دنبال تحریم موارد فوق میفرماید: (إِلَّا ما ذَکَّیْتُمْ).
حیوان کشتهشده بر آستان بتها
«حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ ....وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ»[۲۴]
«حرام شد بر شما ... هر چه بر آستان بتان ذبح شود و آنچه به وسیله تیرهای قمار قسمت کنید.»
در زمان جاهلیت بت پرستان سنگهایی در اطراف کعبه نصب کرده بودند که شکل و صورت خاصی نداشت، آنها را «نُصب» مینامیدند در مقابل آنها قربانی میکردند و خون قربانی را به آنها میمالیدند، و فرق آنها با بت همان بود که بتها همواره دارای اشکال و صور خاصی بودند اما «نصب» چنین نبودند، اسلام در این آیه اینگونه گوشتها را تحریم کرده و میگوید: (و ما ذُبِحَ عَلَی النُّصُب)
روشن است که تحریم این نوع گوشت جنبه اخلاقی و معنوی دارد نه جنبه مادی و جسمانی، و در واقع یکی از اقسام «ما أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِه» میباشد، که به خاطر رواجش در میان عرب جاهلی به آن تصریح شده است.
حیوان کشتهشده با بختآزمایی
«حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ .... أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ»[۲۵]
«حرام شد بر شما ... آنچه به وسیله تیرهای قمار قسمت کنید.»
نوع دیگری از حیواناتی که تحریم آن در آیه فوق آمده آنها است که بصورت «بخت آزمایی» ذبح و تقسیم میگردیده و آن چنین بوده که: ده نفر با هم شرطبندی میکردند و حیوانی را خریداری و ذبح نموده سپس ده چوبه تیر که روی هفت عدد از آنها عنوان «برنده» و سه عدد عنوان «بازنده» ثبت شده بود در کیسه مخصوصی میریختند و به صورت قرعه کشی آنها را به نام یک یک از آن ده نفر بیرون میآوردند، هفت چوبه برنده بنام هر کس میافتاد سهمی از گوشت بر میداشت، و چیزی در برابر آن نمیپرداخت، ولی آن سه نفر که تیرهای بازنده را دریافت داشته بودند، باید هر کدام یک سوم قیمت حیوان را بپردازند، بدون اینکه سهمی از گوشت داشته باشند، این چوبههای تیر را «ازلام» جمع «زلم» (بر وزن قلم) مینامیدند، اسلام خوردن این گوشتها را تحریم کرد، نه به خاطر اینکه اصل گوشت حرام بوده باشد بلکه به خاطر اینکه جنبه قمار و بختآزمایی دارد و میفرماید: (و أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بالْأَزْلام)
روشن است که تحریم قمار و مانند آن اختصاص به گوشت حیوانات ندارد، بلکه در هر چیز انجام گیرد ممنوع است و تمام زیانهای فعالیتهای حساب نشده اجتماعی و برنامههای خرافی در آن جمع میباشد.[۲۶]
آنچه از مجموع بحثهای فوق و سایر منابع اسلامی استفاده میشود این است که روش اسلام در مورد بهره برداری از گوشتها- همانند سایر دستورهایش یک روش کاملا اعتدالی را در پیش گرفته، یعنی نه همانند مردم زمان جاهلیت که از گوشت سوسمار و مردار و خون و امثال آن میخوردند، و یا همانند بسیاری از غربیهای امروز که حتی از خوردن گوشت خرچنگ و کرمها چشمپوشی نمیکنند، و نه مانند هندوها که مطلقا خوردن گوشت را ممنوع میدانند، بلکه گوشت حیواناتی که دارای تغذیه پاک بوده و مورد تنفر نباشند حلال کرده و روی روشهای افراطی و تفریطی خط بطلان کشیده و برای استفاده از گوشتها شرائطی مقرر داشته است به این ترتیب که:
۱- حیواناتی که از گوشت آنها استفاده میشود باید از حیوانات علف خوار باشند، زیرا گوشت حیوانات گوشتخوار بر اثر خوردن گوشتهای مردار و آلوده غالبا ناسالم و مایه انواع بیماریها است، به خلاف چهارپایان علفخوار که معمولا از غذاهای سالم و پاک استفاده میکنند.
افزون بر آن، همانطور که در گذشته ذیل آیه ۷۲ سوره بقره گفتیم هر حیوانی صفات خویش را از طریق گوشت خود به کسانی که از آن میخورند منتقل میکند، بنا بر این تغذیه از گوشت حیوانات درنده صفت قساوت و درندگی را در انسان تقویت مینماید، و نیز به همین دلیل است که در اسلام حیوانات جلال یعنی حیواناتی که از نجاست تغذیه میکنند تحریم شده است.
۲- حیواناتی که از گوشتشان استفاده میشود باید مورد تنفر نبوده باشند.
۳- و نیز باید زیانی برای جسم یا روح انسان تولید نکنند.
۴- حیواناتی که در مسیر شرک و بت پرستی قربانی میشوند و مانند آنها چون از نظر معنوی ناپاکند تحریم شدهاند.
۵- یک سلسله دستورها در اسلام برای طرز ذبح حیوانات وارد شده که هر کدام به نوبه خود، دارای اثر بهداشتی یا اخلاقی میباشد.[۲۷]
شراب
«خمر» که در زبان فارسی به شراب ترجمه میشود ـ در لغت در اصل به گفته راغب اصفهانی به معنی پوشانیدن چیزی است و لذا به چیزی که با آن میپوشانند «خمار» گفته میشود هر چند خمار معمولا به چیزی گفته میشود که زن سر خود را با آن میپوشاند.[۲۸]
در کتاب «معجم مقاییس اللغة» نیز برای «خمر» یک ریشه ذکر کرده که دلالت بر پوشاندن و اختلاط و آمیزش در پنهانی میکند و از آنجا که شراب عقل انسان را میپوشاند به آن خمر گفته شده زیرا سبب مستی است و مستی پردهای بر روی عقل میافکند و نمیگذارد انسان خوب و بد را تشخیص دهد.
البته باید توجه داشت که «خمر» در اصطلاح شرع به معنی شراب انگور نیست بلکه به معنی هر مایع مست کننده است خواه از انگور گرفته شده باشد و یا از کشمش یا خرما و یا هر چیز دیگر، هر چند در لغت برای هر یک از انواع مشروبات الکلی اسمی قرار داده شده است.[۲۹]
شراب در قرآن کریم به شدت مذمت و حرام اعلام شده است، اما گفتنی است که خداوند در طی چند مرحله حرمت شراب را اعلام کرد، چنانکه ابتدا در سوره نحل فرمود:
«وَمِنْ ثَمَرَاتِ النَّخِيلِ وَالْأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًا وَرِزْقًا حَسَنًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ»[۳۰]
«و از میوههای نخلها و تاکها شرابی مستی آور و رزقی نیکو به دست میآورید، و خردمندان را در این عبرتی است»
«سکر» در اینجا به معنی مسکرات و مشروبات الکلی است، و معنی مشهور آن همین است.
روشن است که قرآن در این آیه هرگز اجازه شرابسازی از خرما و انگور نداده بلکه با توجه به اینکه «مسکرات» را در مقابل «رزق حسن» قرار داده اشاره کوتاهی به تحریم خمر و نامطلوب بودن آن نموده است، بنا بر این نیاز به این نداریم که بگوئیم این آیه قبل از نزول تحریم شراب نازل شده و اشارهای به حلال بودن آن است، بلکه به عکس آیه، اشاره به حرام بودن آن میکند و شاید اولین اخطار در زمینه تحریم خمر باشد.[۳۱]
خداوند در سوره نساء میفرماید:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ»[۳۲]
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، آن گاه که مست هستید گرد نماز مگردید تا بدانید که چه میگویید.»
خداوند متعال در این آیه تنها به بیان بطلان نماز در حال مستی اشاره میکند.
خداوند حکیم در ادامه سیر بیان تدریجی حکم تحریم شراب در سوره بقره میفرماید:
«يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا»[۳۳]
«از تو درباره شراب و قمار میپرسند. بگو: در آن دو گناهی بزرگ و سودهایی است برای مردم و گناهشان از سودشان بیشتر است»
خداوند متعال در این آیه شراب را مادهای دارای منفعت معرفی میکند. منفعت شراب به این است که به واسطه خرید و فروش آن مالی بدست میآورند و با آشامیدن آن لذت و طرب و نیروی کسب مینمایند.[۳۴]
با وجود این، قرآن کریم تصریح میکند که گناه آن بیش از منافع آن است. پس از آن خداوند متعال در سوره مائده فرمود:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَ ... رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»[۳۵]
«ای کسانی که ایمان آوردهاید، شراب و قمار و ... کار شیطان است، از آن اجتناب کنید تا رستگار شوید.»
در آخر نیز فرمود:
«إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلَاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ»[۳۶]
«شیطان میخواهد با شراب و قمار میان شما کینه و دشمنی افکند و شما را از یاد خدا و نماز باز دارد، آیا بس میکنید؟»
مرحوم علامه طباطبایی پس از بیان این آیات و مقایسه آنها با یکدیگر ده خصوصیت در این آیات که تشدید و تاکید حرمت شراب را میرسانند، چنین بیان میکند:
یکی از جهت اینکه کلمه «انّما» در آن بکار رفته است؛
دوم از اینکه شراب را پلید و رجس خوانده است؛
سوم اینکه آن را عمل شیطان نامیده است؛
چهارم از جهت اینکه خداوند صراحتا امر به اجتناب از آن دارد؛
پنجم از جهت اینکه فرموده است در آن اجتناب امید و انتظار رستگاری هست؛
ششم از این جهت که مشتمل است بر بیان مفاسدی که بر آشامیدن شراب مترتب است؛
هفتم از اینکه میپرسد، آیا این مقدار از بیان مرتکبین این عمل را از عمل زشتشان باز میدارد یا نه؟
هشتم از اینکه بعد از آن همه تاکید آنان را به اطاعت خدا و رسول امر نموده از مخالفتشان بر حذر میدارد؛
نهم آنکه میفرماید خداوند از اینکه شما اطاعتش بکنید یا نکنید بی نیاز است؛
دهم اینکه در یک آیه بعد میفرماید: «لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ...»[۳۷]
پیشتر بیان شد که تحریم شراب در چند مرحله به وسیله خداوند اعلام شده است. در تبیین دلیل این مسئله میتوان گفت که عرب آن زمان عادت عجیبی به نوشیدن شراب داشت و امر به ترک آن برای آنها بسیار دشوار بود. از این رو مصلحت در این بود که این حکم در چند مرحله بیان شود.
حکمت تحریم شراب
شراب خواری مضرات طبیعی، اخلاقی و عقلی فراوانی دارد، امّا ضررهای طبیعی و آثار سوء و جسمی این عمل اختلالهایی است که در معده، روده، کبد، شش، سلسله اعصاب و شرایین، قلب و حواس ظاهری، چون بینایی و چشایی و غیر آن پدید میآورد که پزشکان حاذق قدیم و جدید تألیفات بسیاری نوشته و آمارهای عجیبی ارائه دادهاند، که از کثرت مبتلایان به انواع مرضهای مهلکی خبر میدهد که از این سم مهلک ناشی میشود.
و اما مضرّات اخلاقی شراب این است که علاوه بر آثار سویی که گفتیم در درون انسان دارد و علاوه بر اینکه خلقت ظاهری انسان را زشت و بیقواره میکند، انسان را به ناسزا گویی وامیدارد، و نیز به دیگران ضرر میرساند، و مرتکب هر جنایتی و قتلی میشود، اسرار خود و دیگران هتک و تجاوز میکند، تمامی قوانین و مقدسات انسانی را که اساس سعادت زندگی انسانها است باطل و لگدمال میکند.
امّا ضررهای عقلیش این است که عقل را زایل و تصرفات عقل را نامنظم و مجرای ادراک را در حال مستی و خماری تغییر میدهد، و این قابل انکار نیست و بدترین گناه و فساد هم همین است، چون بقیه فسادها از اینجا شروع میشود. [۳۸]
برخی مفسران در این باره آمار وحشتناکی از نتایج شرابخواری ارائه کردهاند:
۱. به موجب آماری که در انگلستان درباره جنون الکلی انتشار یافت، و این جنون با جنونهای دیگر در آن مقایسه شده بود، چنین بدست آمده که در برابر ۲۲۴۹ دیوانه الکلی فقط ۵۳ دیوانه به علل دیگر وجود داشته است!
۲. به موجب آمار دیگری که از تیمارستانهای آمریکا بدست آمده ۸۵ درصد از بیماران روانی آنها را بیماران الکلی تشکیل میدهد!
۳. یکی از دانشمندان انگلیسی به نام «بنتام» مینویسد: مشروبات الکلی در کشورهای شمالی انسان را کودن و ابله، و در کشورهای جنوبی دیوانه میکند، سپس میافزاید: آئین اسلام تمام انواع نوشابههای الکلی را تحریم کرده است و این یکی از امتیازات اسلام میباشد.
۴. اگر از کسانی که در حال مستی دست به انتحار یا جنایت زده و خانههایی را ویران ساخته و خانمانهایی را بر باد دادهاند آماری تهیه شود، رقم سرسام آوری را تشکیل میدهد.
۵. در فرانسه، هر روز ۴۴۰ نفر جان خود را فدای الکل میکنند!
۶. طبق آمار دیگری تلفات بیماریهای روانی آمریکا در یک سال دو برابر تلفات آن کشور در جنگ جهانی دوم بوده است و به عقیده دانشمندان در بیماریهای روانی آمریکا مشروبات الکلی و سیگار نقش اساسی داشتهاند!
۷. به موجب آماری که توسط یکی از دانشمندان به نام «هوگر» به مناسبت بیستمین سالگرد مجله علوم ابراز شد ۶۰ درصد قتلهای عمدی، ۷۵ درصد ضرب و جرح، ۳۰ درصد جرائم ضد اخلاقی (از جمله زنا با محارم!) ۲۰ درصد جرائم سرقت مربوط به الکل و مشروبات الکلی بوده است و به موجب آماری از همین دانشمند ۴۰ درصد از اطفال مجرم دارای سابقه اثر الکلیت هستند.
۸. از نظر اقتصادی تنها در انگلستان زیانهای ناشی از طریق غیبت کارگران از کار به خاطر الکلیسم به ۵۰ ملیون دلار در سال (تقریبا ۱۷۵۰ ملیون تومان) برآورد شده است، که این مبلغ بتنهایی میتواند هزینه ایجاد هزاران کودکستان و دبستان و دبیرستان را تامین کند
۹. به موجب آماری که در باره زیانهای مشروبات الکلی در فرانسه انتشار یافته: الکل ۱۳۷ میلیارد فرانک در سال بر بودجه فرانسه غیر از خسارات شخصی به شرح زیر تحمیل میکند:
۶۰ میلیارد فرانک خرج دادگستری و زندانها.
۴۰ میلیارد فرانک خرج تعاون عمومی و خیریه.
۱۰ میلیارد فرانک مخارج بیمارستانها برای الکلیها.
۷۰ میلیارد فرانک هزینه امنیت اجتماعی! و به این ترتیب روشن میشود که تعداد بیماران روانی و بیمارستانها و قتلها و نزاعهای خونین و سرقتها و تجاوزها و تصادفها با تعداد میخانهها تناسب مستقیم دارد.[۳۹]
جمع بندی و نتیجه گیری
نتایج حاصل از این نوشتار عبارتند از:
۱. دین مبین اسلام هدف از آفرینش انسان را به کمال رساندن او معرفی کرده است؛
۲. غذایی که انسان مصرف میکند در سلامت جسم و روح او تأثیرگذار است؛
۳. نوع غذایی که به وسیله انسان مصرف میشود از سوی اسلام مورد کنترل قرار گرفته است تا مانع از رشد و کمال انسان نشود؛
۴. در دو سوره بقره و مائده حدود دوازده نوع خوردنی و آشامیدنی مورد تحریم قرار گرفته است که همگی دارای آثار زیانبار مادی و معنوی هستند؛
منبع
نشریه الکترونیکی قرآن پژوهی
پانویس
- ↑ مائده/3 و نیز ر.ک. بقرة/173 و نحل/115
- ↑ شیخ صدوق، الامالی، ص666، و علل الشرایع، ج2، ص484
- ↑ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج1، ص585
- ↑ مائده/3 و نیز ر.ک. بقرة/173 و نحل/115
- ↑ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج1، ص585 و 586
- ↑ شیخ صدوق، علل الشرایع، ج2، ص484 و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، ج24، ص100
- ↑ مائده/3 و نیز ر.ک. بقرة/173 و نحل/115
- ↑ سفر لاویان، 11: 7 و 8
- ↑ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج1، ص586 و 587 و نیز ر.ک. فخررازی، مفاتیح الغیب، ج11، ص283
- ↑ مائده/3 و نیز ر.ک. بقرة/173 و نحل/115
- ↑ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج1، ص588
- ↑ انعام- 145 و نحل 115
- ↑ بقره- 173 و مائده- 3
- ↑ سیدمحمد حسین طباطبایی، المیزان، ج12، ص365
- ↑ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج1، ص588
- ↑ مائده/3
- ↑ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج3، ص243
- ↑ شیخ صدوق، الخصال، ج2، ص451
- ↑ مائده/3
- ↑ مائده/3
- ↑ شیخ طوسی، التبیان، ج3، ص430 و فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان، ج3، ص243
- ↑ مائده/3
- ↑ مائده/3
- ↑ مائده/3
- ↑ مائده/3
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج4، ص260 و 261
- ↑ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج 4، ص261 و 262
- ↑ راغب اصفهانی، المفردات، ذیل ماده «خمر».
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج2، ص118
- ↑ نحل/67
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه،ج1، ص274
- ↑ نساء/43
- ↑ بقرة/219
- ↑ شیخ طوسی، التبیان، ج2، ص213 و طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج2، ص557
- ↑ مائده/90
- ↑ مائدة/91
- ↑ طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان، ج6، ص122 – 125
- ↑ سیدمحمدحسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج2، ص290
- ↑ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج5، ص75







