فرهنگ مصادیق:سرانجام خودبینی و خودستایی: تفاوت بین نسخهها
جز (Kazem صفحهٔ سرانجام خودبینی و خودستایی را به فرهنگ مصادیق:سرانجام خودبینی و خودستایی منتقل کرد) |
|||
| (۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۱ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۲: | سطر ۲: | ||
ذات اقدس خداوند خودستایی را وصف گروهی از اسرائیلیها دانسته، میفرماید:<br/> | ذات اقدس خداوند خودستایی را وصف گروهی از اسرائیلیها دانسته، میفرماید:<br/> | ||
| − | + | «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنْفُسَهُمْ بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ وَلَا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا»<ref>سوره نساء، آیه 49.</ref><br/> | |
آیا نمینگرید کسانی را که خودپسند و مغرورند و خویش را می ستایند!<br/> | آیا نمینگرید کسانی را که خودپسند و مغرورند و خویش را می ستایند!<br/> | ||
مدح و خودستایی سه حالت دارد: گاهی انسان دروغ میگوید و ادعای بی جایی دارد. چنین کسی که در باره او گفته شده:<br/> | مدح و خودستایی سه حالت دارد: گاهی انسان دروغ میگوید و ادعای بی جایی دارد. چنین کسی که در باره او گفته شده:<br/> | ||
| سطر ۸: | سطر ۸: | ||
افتری» <ref>نهج البلاغه، خطبه 16، بند 8.</ref><br/> | افتری» <ref>نهج البلاغه، خطبه 16، بند 8.</ref><br/> | ||
گذشته از خودبینی مذموم، سخنش کذب و حرام است؛ اما گاهی سخن و ستایش او کذب نیست؛ یعنی حقیقتا درجهای علمی یا کمالی عملی دارد؛ اما همین عجب و غرور، زشت است. خودستایی به این معنا که من این کمال را دارم، تکبر، غرور، عجب است و مذموم.<br/> | گذشته از خودبینی مذموم، سخنش کذب و حرام است؛ اما گاهی سخن و ستایش او کذب نیست؛ یعنی حقیقتا درجهای علمی یا کمالی عملی دارد؛ اما همین عجب و غرور، زشت است. خودستایی به این معنا که من این کمال را دارم، تکبر، غرور، عجب است و مذموم.<br/> | ||
| − | گاهی کسی کمال علمی یا عملی را دارد و ضرورت هم اقتضا میکند که خودرا به داشتن آن معرفی کند که ازباب عجب و خودستایی و خودپسندی نیست؛ بلکه از باب اتمام حجت و از باب | + | گاهی کسی کمال علمی یا عملی را دارد و ضرورت هم اقتضا میکند که خودرا به داشتن آن معرفی کند که ازباب عجب و خودستایی و خودپسندی نیست؛ بلکه از باب اتمام حجت و از باب «وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ» <ref>سوره ضحی، آیه 11.</ref><br/> |
است، چنانکه امیرالمؤمنین (علیه السلام) گاهی در نامههایی که برای امویان مینگارد خود را به عظمت معرفی میکند و آنگاه میفرماید:<br/> | است، چنانکه امیرالمؤمنین (علیه السلام) گاهی در نامههایی که برای امویان مینگارد خود را به عظمت معرفی میکند و آنگاه میفرماید:<br/> | ||
«لولا ما نهی الله عنه من تزکیه المرء نفسه لذکر ذاکر فضائل جمه»<ref>نهج البلاغه، نامه 28، بند 10</ref><br/> | «لولا ما نهی الله عنه من تزکیه المرء نفسه لذکر ذاکر فضائل جمه»<ref>نهج البلاغه، نامه 28، بند 10</ref><br/> | ||
اگر خداوند ازخودستایی نهی نکرده بود، فضایل فراوان خود را برمی شمردم. غرض آن که، اگرانسان توفیق خدمتی یافت و آنگاه آن را به رخ دیگران کشید، عمدا سعی خودراهدر داده است و اگر خدا به ما توفیقی داده، علمی آموخته و عملی اندوختهایم باید معتقد باشیم نعمت الهی است و آن را به خدا نسبت بدهیم نه به خود.<br/> | اگر خداوند ازخودستایی نهی نکرده بود، فضایل فراوان خود را برمی شمردم. غرض آن که، اگرانسان توفیق خدمتی یافت و آنگاه آن را به رخ دیگران کشید، عمدا سعی خودراهدر داده است و اگر خدا به ما توفیقی داده، علمی آموخته و عملی اندوختهایم باید معتقد باشیم نعمت الهی است و آن را به خدا نسبت بدهیم نه به خود.<br/> | ||
خودستایی، کار اسرائیلیها و برخی از ترسایان است که به دروغ گفتند:<br/> | خودستایی، کار اسرائیلیها و برخی از ترسایان است که به دروغ گفتند:<br/> | ||
| − | + | «نَحْنُ أَبْنَاءُ اللَّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ» <ref>سوره مائده، آیه 18.</ref><br/> | |
یا گفتند:<br/> | یا گفتند:<br/> | ||
| − | + | «لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى» <ref>سوره بقره، آیه 111.</ref><br/> | |
بهشت مخصوص یهودیها یا ترساهاست که این نیز دروغ است؛ یا گفتند:<br/> | بهشت مخصوص یهودیها یا ترساهاست که این نیز دروغ است؛ یا گفتند:<br/> | ||
| − | + | «لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّامًا مَعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْدًا فَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ» <ref>سوره بقره، آیه 80.</ref><br/> | |
| − | + | ||
ما در قیامت، بیش از چند روز معذب نیستیم. خداوند میفرماید: آیا شما از خداوند عهد و میثاقی گرفتهاید؟ این خودستاییها برای چیست؟<br/> | ما در قیامت، بیش از چند روز معذب نیستیم. خداوند میفرماید: آیا شما از خداوند عهد و میثاقی گرفتهاید؟ این خودستاییها برای چیست؟<br/> | ||
خودبینی و خودستایی، بسیار زشت است و اگر به صورت بیماری واگیرداری درآید و به جامعه ستایی و گروه ستایی تبدیل گردد، بلای عظیمی میشود و خطر نژاد پرستی مانند نژاد پرستی اسرائیلیها، را در پی دارد؛ از این رو قرآن و سنت معصومین (علیهم السلام) خودستایی فردی را تحریم و منع کردهاند تا به نژاد پرستی منجر نشود.<br/> | خودبینی و خودستایی، بسیار زشت است و اگر به صورت بیماری واگیرداری درآید و به جامعه ستایی و گروه ستایی تبدیل گردد، بلای عظیمی میشود و خطر نژاد پرستی مانند نژاد پرستی اسرائیلیها، را در پی دارد؛ از این رو قرآن و سنت معصومین (علیهم السلام) خودستایی فردی را تحریم و منع کردهاند تا به نژاد پرستی منجر نشود.<br/> | ||
| سطر ۲۶: | سطر ۲۵: | ||
<div class="hold"> | <div class="hold"> | ||
| − | <div class="return">بازگشت به [[خود ستایی]]</div> | + | <div class="return">بازگشت به [[خود ستایی ]]</div> |
</div> | </div> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱ خرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۱۷
ذات اقدس خداوند خودستایی را وصف گروهی از اسرائیلیها دانسته، میفرماید:
«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنْفُسَهُمْ بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ وَلَا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا»[۱]
آیا نمینگرید کسانی را که خودپسند و مغرورند و خویش را می ستایند!
مدح و خودستایی سه حالت دارد: گاهی انسان دروغ میگوید و ادعای بی جایی دارد. چنین کسی که در باره او گفته شده:
«هلک من ادعی و خاب من[۹۸]
افتری» [۲]
گذشته از خودبینی مذموم، سخنش کذب و حرام است؛ اما گاهی سخن و ستایش او کذب نیست؛ یعنی حقیقتا درجهای علمی یا کمالی عملی دارد؛ اما همین عجب و غرور، زشت است. خودستایی به این معنا که من این کمال را دارم، تکبر، غرور، عجب است و مذموم.
گاهی کسی کمال علمی یا عملی را دارد و ضرورت هم اقتضا میکند که خودرا به داشتن آن معرفی کند که ازباب عجب و خودستایی و خودپسندی نیست؛ بلکه از باب اتمام حجت و از باب «وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ» [۳]
است، چنانکه امیرالمؤمنین (علیه السلام) گاهی در نامههایی که برای امویان مینگارد خود را به عظمت معرفی میکند و آنگاه میفرماید:
«لولا ما نهی الله عنه من تزکیه المرء نفسه لذکر ذاکر فضائل جمه»[۴]
اگر خداوند ازخودستایی نهی نکرده بود، فضایل فراوان خود را برمی شمردم. غرض آن که، اگرانسان توفیق خدمتی یافت و آنگاه آن را به رخ دیگران کشید، عمدا سعی خودراهدر داده است و اگر خدا به ما توفیقی داده، علمی آموخته و عملی اندوختهایم باید معتقد باشیم نعمت الهی است و آن را به خدا نسبت بدهیم نه به خود.
خودستایی، کار اسرائیلیها و برخی از ترسایان است که به دروغ گفتند:
«نَحْنُ أَبْنَاءُ اللَّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ» [۵]
یا گفتند:
«لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى» [۶]
بهشت مخصوص یهودیها یا ترساهاست که این نیز دروغ است؛ یا گفتند:
«لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّامًا مَعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْدًا فَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ» [۷]
ما در قیامت، بیش از چند روز معذب نیستیم. خداوند میفرماید: آیا شما از خداوند عهد و میثاقی گرفتهاید؟ این خودستاییها برای چیست؟
خودبینی و خودستایی، بسیار زشت است و اگر به صورت بیماری واگیرداری درآید و به جامعه ستایی و گروه ستایی تبدیل گردد، بلای عظیمی میشود و خطر نژاد پرستی مانند نژاد پرستی اسرائیلیها، را در پی دارد؛ از این رو قرآن و سنت معصومین (علیهم السلام) خودستایی فردی را تحریم و منع کردهاند تا به نژاد پرستی منجر نشود.







