فرهنگ مصادیق:آیین حج – ویکی فقه: تفاوت بین نسخهها
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
|||
| (۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱۲: | سطر ۱۲: | ||
== حضرت آدم مأمور بنای کعبه == | == حضرت آدم مأمور بنای کعبه == | ||
این مناسک پس از خلقت آدم به زمین نیز انتقال یافت و وی به فرمان خدا، مأمور بنای کعبه و برگزاری مراسم [[حج]] گردید. <ref> محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مکه و ماجاء فیها من الآثار، ج۱، ص۳۶ـ۴۳، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.</ref><ref>ابن بابویه، علل الشرایع، ج۱، ص۴۰۶، نجف ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، چاپ افست قم.</ref><br/><ref>مُجْمَل التواریخ و القصص، چاپ سیف الدین نجم آبادی و زیگفرید وبر، ج۱، ص۳۷۲، نکارهاوزن ۱۳۷۸ش.</ref> | این مناسک پس از خلقت آدم به زمین نیز انتقال یافت و وی به فرمان خدا، مأمور بنای کعبه و برگزاری مراسم [[حج]] گردید. <ref> محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مکه و ماجاء فیها من الآثار، ج۱، ص۳۶ـ۴۳، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.</ref><ref>ابن بابویه، علل الشرایع، ج۱، ص۴۰۶، نجف ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، چاپ افست قم.</ref><br/><ref>مُجْمَل التواریخ و القصص، چاپ سیف الدین نجم آبادی و زیگفرید وبر، ج۱، ص۳۷۲، نکارهاوزن ۱۳۷۸ش.</ref> | ||
| − | در این خصوص، عبارت قرآنیِ | + | در این خصوص، عبارت قرآنیِ «أَوَّلَ بَيْتٍ » (نخستین خانه ) که در توصیف کعبه به کار رفته است<ref>. آل عمران: ۹۶.</ref><ref> سفرنامه منظوم حج، سراینده: بانویی اصفهانی از دوره صفوی، چاپ رسول جعفریان، (تهران) ۱۳۷۴ش.</ref><ref> سفرنامه منظوم حج، سراینده: بانویی اصفهانی از دوره صفوی، چاپ رسول جعفریان، (تهران) ۱۳۷۴ش.</ref>چه بسا ناظر به بنای کعبه توسط حضرت آدم باشد.<br/> |
== سنت حج گزاری در میان اخلاف حضرت آدم == | == سنت حج گزاری در میان اخلاف حضرت آدم == | ||
| سطر ۶۱: | سطر ۶۱: | ||
== حج گزاری با پای پیاده == | == حج گزاری با پای پیاده == | ||
| − | + | [[حج]] گزاری با پای پیاده ــ اگرچه بنابه برخی روایات، سابقهای کهن داشت<ref>محمدبن عمر واقدی، کتاب المغازی، ج۱، ص۶۸، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره.</ref><ref>طبری، تاریخ (بیروت)، ج۱، ص۱۲۵.</ref> ــ پس از ظهور اسلام، به واسطه تأکیدات خاص پیامبر<ref>حسن بصری، فضائل مکه معظمه (از مترجمی ناشناخته)، ج۱، ص۳۳، چاپ علی صدرایی خویی، در میقات حج، ش ۱۲ (تابستان ۱۳۷۴).</ref>به عنوان سنّتی حسنه، مورد توجه بسیار قرار گرفت، این سنّت به ویژه در میان خاندان پیامبر موردتوجه خاص بود؛ چنان که دربارهٔ امام حسن و امام زین العابدین علیهماالسلام آوردهاند که بارها پیاده به [[حج]] رفتند.<ref>محمدبن محمد مفید، الارشاد، ج۱، ص۲۵۶، قم:مکتبه بصیرتی.</ref><ref>یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۲۲۶.</ref><br/> | |
== اهمیت سیاسی حج == | == اهمیت سیاسی حج == | ||
| سطر ۱۹۳: | سطر ۱۹۳: | ||
== کاروانهای حج عثمانی == | == کاروانهای حج عثمانی == | ||
| − | کاروان ( محمل ) | + | کاروان ( محمل )های [[حج]] عثمانی، به طور عمده، در سه گروه سازمان دهی میشدند.<br/> |
=== کاروان شام === | === کاروان شام === | ||
| سطر ۳۳۷: | سطر ۳۳۷: | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس|colwidth=30em|۲}} | {{پانویس|colwidth=30em|۲}} | ||
| − | <div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://www.wikifeqh.ir/ ویکی فقه] - تاریخ برداشت:94/07/01</span></div> | + | <div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://www.wikifeqh.ir/%D8%A2%DB%8C%DB%8C%D9%86_%D8%AD%D8%AC ویکی فقه] - تاریخ برداشت:94/07/01</span></div> |
<div class="hold"> | <div class="hold"> | ||
<div class="return">بازگشت به [[حج]] </div> | <div class="return">بازگشت به [[حج]] </div> | ||
</div> | </div> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۴ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۲۷
محتویات
- ۱ مقدمه
- ۲ تاریخ شکل گیری آیین حج
- ۳ نخستین حج گزاران
- ۴ حضرت آدم مأمور بنای کعبه
- ۵ سنت حج گزاری در میان اخلاف حضرت آدم
- ۶ ناپدید شدن کعبه در طوفان نوح
- ۷ حضرت ابراهیم مأمور بازسازی کعبه و احیای آیین حج
- ۸ آداب حج
- ۹ تقدس کعبه نزد اهل کتاب و اقوام غیرعرب
- ۱۰ گسترش بت پرستی و تغییرات ماهوی آیین حج
- ۱۱ انحرافات مناسک حج پیش از اسلام
- ۱۲ آداب پسندیده مناسک حج پیش از اسلام
- ۱۳ پیراسته شدن آیین حج از مناسک شرک آلود
- ۱۴ باقی ماندن برخی از مناصب دوران جاهلی
- ۱۵ حج گزاری با پای پیاده
- ۱۶ اهمیت سیاسی حج
- ۱۷ اقدامات عمرانی و رفاهی مخصوص حج گزاران
- ۱۸ موسم حج در زمان فاطمیان
- ۱۹ موسم حج در زمان آل بویه و سلاجقه
- ۲۰ ناامنی برای کاروانهای حج در زمان عباسیان
- ۲۱ راه مقابله ناامنی برای کاروانهای حج
- ۲۲ تالیفات دربارهٔ راههای حج
- ۲۳ اقامت حجاج در مکه
- ۲۴ وصیت برای دفن در مکه
- ۲۵ وقف برای حرمین
- ۲۶ اقدامات براوستانی و خاندان ابوسعد ورامینی
- ۲۷ حج گزاری عرفا و زهاد
- ۲۸ آداب استقبال از حجاج
- ۲۹ چنگیز جلوگیری از حج گزاری مسلمانان
- ۳۰ حج گزاری حجاجِ عراقی پس از حمله مغول
- ۳۱ توجه مغولان به مسئله حج
- ۳۲ منصب امیرالحاج
- ۳۳ شخصیت فعال دستگاه مغول در امور عام المنفعه حج
- ۳۴ اقدامات ایوبیان در امور حج
- ۳۵ اقدامات ممالیک نسبت به حج
- ۳۶ خطرات در موسم حج
- ۳۷ حج گزاری مسلمانان در دوره حکومت عثمانی
- ۳۸ تعریف صره
- ۳۹ عوامل تسلط عثمانیان بر حج گزاری
- ۴۰ کاروانهای حج عثمانی
- ۴۱ امیرالحاج در دولت عثمانی
- ۴۲ رسوم شامیان و مصریان در ایام حج
- ۴۳ مسیرهای دریایی حج
- ۴۴ معضلات مسیرهای دریایی حج
- ۴۵ بیماریهای موسم حج وعلت آن
- ۴۶ ظهور و گسترش فرقه وهابیت
- ۴۷ مشکلات حاد ایرانیان در زمان ظهور وهابیت
- ۴۸ تحریم حج توسط ایران
- ۴۹ فهرست منابع
- ۵۰ پانویس
مقدمه
آیین حَجّ، یک آیین عبادی است که در فقه اهل بیتی شرایط معین و مشخصی دارد و در وقت و زمان خاصی هم باید انجام شود.
تاریخ شکل گیری آیین حج
دربارهٔ تاریخ شکل گیری و چگونگی آیین حج، اطلاع روشنی در دست نیست؛ اما روایات اسلامی بر پیشینه بسیار کهن آن تأکید کردهاند.
نخستین حج گزاران
براساس این روایات، قدمت این آیین به پیش از خلقت آدم بازمی گردد و نخستین حج گزاران فرشتگان بودند که در آسمان چهارم بر گرد بیت المعمور به طواف و عبادت میپرداختند. [۱][۲]
[۳][۴][۵]
حضرت آدم مأمور بنای کعبه
این مناسک پس از خلقت آدم به زمین نیز انتقال یافت و وی به فرمان خدا، مأمور بنای کعبه و برگزاری مراسم حج گردید. [۶][۷]
[۸]
در این خصوص، عبارت قرآنیِ «أَوَّلَ بَيْتٍ » (نخستین خانه ) که در توصیف کعبه به کار رفته است[۹][۱۰][۱۱]چه بسا ناظر به بنای کعبه توسط حضرت آدم باشد.
سنت حج گزاری در میان اخلاف حضرت آدم
سنّت حج گزاری در میان اخلاف حضرت آدم ( ملقب به ابوالحجاج ) تداوم یافت و پیامبران به برگزاری آن اهتمام ویژهای داشته و بسیاری از آنان در جوار کعبه به خاک سپرده شدهاند.[۱۲][۱۳]
[۱۴][۱۵][۱۶]
ناپدید شدن کعبه در طوفان نوح
گفته شده است که کعبه در طوفان نوح ناپدید[۱۷][۱۸][۱۹] و به تدریج آیینهای حج به فراموشی سپرده شد.
حضرت ابراهیم مأمور بازسازی کعبه و احیای آیین حج
این وضع تا زمانی که حضرت ابراهیم مأمور بازسازی کعبه و احیای آیین حج گردید [۲۰][۲۱][۲۲] ادامه یافت.
گفتهاند که پس از اتمام بنای کعبه، جبرئیل مناسک حج را یک به یک به او آموخت، آنگاه ابراهیم بر مکان مرتفعی (به روایتی کوه ثَبیر و به روایتی جایی که بعدها به مقام ابراهیم معروف شد) ایستاد و با صدای بلند، مردمان را به حج گزاری فراخواند، سپس خود، پسرش اسماعیل و گروهی از جُرهُم، به عنوان پیشگامان، حج به جای آوردند. [۲۳][۲۴]
آداب حج
از آن پس، حج به عنوان سنّتی مقدّس و با آدابی چون مُحرِم شدن، طواف، سعی، وقوف در عرفه، مَشعَر، مِنا و مزدلفه، قربانی، تهلیل، تلبیه و رَمْیِ جمره، تداوم یافت و مناصبی چون کلیدداری، پرده داری و خدمتگزاری کعبه نیز پدید آمد.[۲۵][۲۶]
[۲۷][۲۸][۲۹]
تقدس کعبه نزد اهل کتاب و اقوام غیرعرب
حج گزاری مختص اهالی حجاز نبود، زیرا برخی روایات تاریخی از تقدس کعبه نزد اهل کتاب و برخی اقوام غیر عرب، خبر دادهاند[۳۰].
به روایت ابن هشام [۳۱] دو دانشمند یهودی دربارهٔ عواقب هرگونه اقدام علیه کعبه به یکی از پادشاهان تُبَّع، هشدار دادند.
به نقل مسعودی، [۳۲] ایرانیان قدیم با هدایای گران قیمت بسیار، به زیارت کعبه میرفتند زمزمه آنان بر سر چاه آن، سبب شد که « زمزم » نام گیرد.
آخرین ایرانی حج گزار، ساسان ( جد ساسانیان ) معرفی شده است.
از به زیارت کعبه رفتن پادشاهان حِمْیر، کِنده، غسّان و لخم نیز یاد شده است. [۳۳]
با این حال، تقسیم بندی حجاج به گروههای سه گانه حُمس، حِلَّه و طُلْس، گویای آن است که در ادوار نزدیک به ظهور اسلام، گستره جغرافیایی و قومی حج گزاران، به حجاز و نواحی اطراف آن محدود شده بود.
گسترش بت پرستی و تغییرات ماهوی آیین حج
آیینهای حج، با گذشت زمان و گسترش بت پرستی میان اعراب، تغییرات ماهوی کرد.
نخستین بار، چندین قرن پیش از ظهور اسلام، عمروبن لُحَیّ خزاعی ( سرپرست امور مکه ) بتهایی بر گرد کعبه نهاد که تکریم آنها بخشی از آیین حج شد.. [۳۴][۳۵]
[۳۶][۳۷]
انحرافات مناسک حج پیش از اسلام
بعدها رسوم انحرافی دیگری به مناسک حج راه یافت، از جمله سعی میان اِساف و نائله در دو محل نصب گردیدند، ولی بعداً به عنوان دو بت مورد پرستش قرار گرفتند، [۳۸]
[۳۹] سوت کشیدن و کف زدن ؛ و بالاخره مسئله نَسیء (تغییر زمان ماههای حرام به منظور قرار گرفتن موسم حج در ماههای معتدل سال و جلب منابع تجاری [۴۰][۴۱][۴۲][۴۳]در قرآن نیز به برخی از آنها تصریح شده است .[۴۴]
با تفوق قریش بر مکه، بدعتهای حج بیش تر شد که تقسیم حجاج به سه گروه حُمْس، حِلَّه و طُلْس از آن جمله بود.
آداب پسندیده مناسک حج پیش از اسلام
هرچند که آداب پسندیدهای نیز رواج داشت، از جمله اطعام حجاج و گاه بذل و بخشش به آنان. [۴۵]
این رسوم، به ویژه پس از تسلط قُصَیّ بن کلاب و اخلاف وی بر امور مکه، مورد توجه بسیار قرار گرفت، چنان که از آن پس رفادت [۴۶] و قیادت[۴۷] در کنار حجابت ( پرده داری و کلیدداری ) و سقایت (آبرسانی )، از وظایف لازم الاجرای قریشیان، به ویژه خاندان قصیّ (که این مناصب میانشان موروثی شد)، گشت. [۴۸][۴۹]
سقایت، به ویژه به علت گرمای هوای مکه، اهمیت فراوان داشت.
به گزارش ازرقی،[۵۰]عبدمناف و فرزندانش که عهده دار این مناصب بودند، با تدابیر رفاهی خاصی چون افزودن کشمش به آب زمزم برای کاستن از شوری آن و نیز تهیه مخلوط شیر و عسل، حجاج تشنه را سیراب میکردند.
پیراسته شدن آیین حج از مناسک شرک آلود
با ظهور اسلام، آیین حج یکی از فرایض دینی مسلمانان[۵۱][۵۲] و از مناسک شرک آلود پیراسته شد؛ ازاین رو، پیامبر اکرم پس از فتح مکه در سال هشتم هجرت، کعبه را از بتها پاک ساخت. [۵۳]
ممنوع شدن حج گزاری مشرکان
یک سال بعد، با نزول سوره برائت، حج گزاری مشرکان، برای همیشه، ممنوع شد و در سال دهم نیز پیامبر صلی اللّه علیه وآله و سلم با شرکت در مراسم حج، احکام و آداب حج را به مسلمانان آموزش داد و مسئله نسیء را مُلغا اعلام کرد. [۵۴][۵۵]
باقی ماندن برخی از مناصب دوران جاهلی
از مناصب دوران جاهلی نیز فقط حجابت و سقایت ابقا شد و متولیانشان در سمت خود باقی ماندند، ضمن آن که اطعام حجاج نیز به طور خاص مورد توجه پیامبر قرار گرفت.[۵۶] احتمالا نخستین بار در همین زمان منصب امارت حج / امیرالحاج ــ که چه بسا شکل تغییریافته قیادت بود ــ پدیدار شد. [۵۷]از همان آغاز، فریضه حج در اسلام، اهمیت فراوان داشت.
حج گزاری با پای پیاده
حج گزاری با پای پیاده ــ اگرچه بنابه برخی روایات، سابقهای کهن داشت[۵۸][۵۹] ــ پس از ظهور اسلام، به واسطه تأکیدات خاص پیامبر[۶۰]به عنوان سنّتی حسنه، مورد توجه بسیار قرار گرفت، این سنّت به ویژه در میان خاندان پیامبر موردتوجه خاص بود؛ چنان که دربارهٔ امام حسن و امام زین العابدین علیهماالسلام آوردهاند که بارها پیاده به حج رفتند.[۶۱][۶۲]
اهمیت سیاسی حج
حج، علاوه بر جنبه عبادی، از همان روزگار پیامبر برای حکومت نوپای اسلامی، اهمیت سیاسی روزافزونی داشت، زیرا تسلط بر مکه، مشروعیت حکومت تلقی میشد. [۶۳][۶۴]
[۶۵][۶۶][۶۷][۶۸][۶۹]
همین حساسیت، در کنار نقش مهم شهرهای مکه و مدینه در رساندن اخبار و حوادث مهم جهان اسلام، حج را به آوردگاهی سیاسی بدل کرده بود، چنان که طلحه و زبیر پس از جدا شدن از امام علی علیه السلام به بهانه به جا آوردن عمره، به مکه رفتند و علم مخالفت برافراشتند[۷۰]
از همین نمونه است اقدام معاویه در اعزام جاسوسانی به مکه در موسم حج، با هدف ایجاد هرج ومرج در قلمرو خلافت[۷۱] ؛ برافراشته شدن چهار پرچم مختلف به نمایندگی از چهار گرایش سیاسی (خوارج، امویان، زبیریان و طرفداران محمدبن حنفیه ) در مراسم حج سال ۶۸؛[۷۲] و امارت حج حجاج بن یوسف در سالهای ۷۲ و ۷۳، با هدف سرکوب ابن زبیر . [۷۳][۷۴]
[۷۵]
اقدامات عمرانی و رفاهی مخصوص حج گزاران
اهمیت عبادی و سیاسی حج، اقدامات عمرانی و رفاهی مخصوص حج گزاران را نیز در پی داشت.
روزگار عثمان
در روزگار عثمان، به منظور آبرسانی به حجاج، در عرفات استخرهایی ساختند و آب همه قناتها را به سوی آن هدایت کردند. [۷۶]
زمان ولید بن عبدالملک
[[ولیدبن عبدالملک به والیانش دستور داد تا راهها و چاههای شهرها را ترمیم کنند، به ویژه آنهایی را که در مسیر حجاز بودند.[۷۷][۷۸]
زمان هشام بن عبدالملک
هشام بن عبدالملک نیز مقرر کرد تا در موسم حج، به حجاج آشامیدنیهای متنوع داده شود.[۷۹]بخش مهمی از این اقدامات را وابستگان به دستگاه خلافت انجام میدادند.
زمان عمربن عبدالعزیز
عمربن عبدالعزیز هنگامی که والی مکه بود، مکیان را ملزم کرد که برای در امان ماندن اموال حجاج از دستبرد دزدان، اقدام به افروختن آتش و روشن کردن چراغ نمایند[۸۰].
همچنین وی و رَمْله ( نوه عبدالملک بن مروان )، هریک، خانهای را در مکه وقف سکونت حاجیان کردند، رمله در عین حال موقوفاتی را در شام، برای تأمین هزینه آشامیدنیهای ساکنان این خانه، اختصاص داده بود.[۸۱][۸۲]
زمان مهدی عباسی
سفر حج مهدی عباسی در سال ۱۶۰ ــ به سبب بذل و بخشش فراوانش به حجاج و مردم مکه و مدینه، و اقداماتش درخصوص احداث آبگیرهای متعدد در مسیرهای منتهی به مکه، بازسازی راهها و حفر چاهها ــ بسیار مشهور است. [۸۳][۸۴]
[۸۵][۸۶][۸۷][۸۸][۸۹]
سیاسی بودن این اقدامات نیز دور از ذهن نیست، زیرا در زمان او شهید فخ، [۹۰] از حجاج خانه خدا بیعت گرفت تا بر ضد مهدی شورش کنند. [۹۱]
زمان هارون الرشید
دربارهٔ هارون آوردهاند که سالی به جهاد و سالی به حج میرفت و در مجموع، نُه بار حج گزارد[۹۲][۹۳].وی تعداد زیادی از فقها را با خود به حج میبرد و به حجاج و اهالی حرمین، بسیار بذل و بخشش میکرد. [۹۴]
[۹۵] لایروبی و بازسازی قناتهای مکه نیز از اقدامات مهم زمان وی بود[۹۶].
با این حال مهمترین حادثه موسم حج در روزگار وی، برگزاری مراسم انتصاب امین و مأمون در سال ۱۸۶ به ولایتعهدی و تعیین قلمرو حکومتی هریک از آنها بود که عهدنامه آن را در کعبه آویختند، از جمله در این عهدنامه، هر دو ولیعهد تعهد کردند در صورت نقض پیمان، سی بار پیاده و با پای برهنه به حج بروند. [۹۷]
زمان منصور عباسی
در میان خلفای عباسی، منصور بیش از همه حج گزارد[۹۸] که چه بسا تا حدی به سبب تجمع مخالفان وی در مکه و اطراف آن بود، چنان که پیروزی منصور بر ابراهیم بن عبداللّه ( برادر نفس زکیه ) نیز در موسم حج اعلام شد. [۹۹]
گفتهاند که پس از هارون، هیچ یک از خلفای عباسی حج نگزاردند. [۱۰۰][۱۰۱]
خلفای عباسی و مسئولیت امارت حج
با این حال خلفای عباسی (نظیر اسلاف امویشان ) معمولا مسئولیت مهم امارت حج را به افرادی خارج از تیره و قبیله یا اعوان و انصار خود واگذار نمیکردند.
از همین گونه بود منصب عمل الحرمین ( اداره امور حرمین ) که نمایندگان و امیران تابع خلیفه عهده دار آن بودند یا سقایت حجاج که تا نیمه قرن سوم همچنان در اختیار اخلاف عباس بن عبدالمطلب قرار داشت [۱۰۲]البته موروثی بودن این منصب، معلول عوامل دیگری چون سنن قبیلهای نیز بود.
عمل الحرمین
عمل الحرمین، منصبی تشریفاتی ـ سیاسی بود که متصدی آن از میان امرای بانفوذ انتخاب میشد و هنگام خطبه خواندن در مکه، نامش همراه با نام خلیفه ذکر میشد و در موسم حج، عَلَمی نیز برای وی نصب میگشت، در مقابل، او نیز موظف بود مالیاتی معین به دستگاه خلافت بپردازد و امنیت مکه و کاروانهای حجاج را تأمین کند.
در این خصوص، طاهریان که از ۲۳۷ تا ۲۵۳ و صفاریان که از ۲۶۵ تا ۲۷۱ عهده دار این منصب بودند، به ویژه شایان ذکرند. [۱۰۳][۱۰۴]
[۱۰۵][۱۰۶][۱۰۷][۱۰۸][۱۰۹]
با این همه، اداره امور حرمین، در بسیاری موارد، با اختلال بسیار همراه بود که این معضِل، طیف متنوعی از فرصت طلبیهای غارتگرانه، [۱۱۰][۱۱۱] شورشهای مقطعی ( ابن طباطبا ؛ نفس زکیه )، جنگ و گریز رقبای سیاسی[۱۱۲][۱۱۳][۱۱۴][۱۱۵] و سیطره رقبای عباسیان بر حرمین را شامل میشد.
مورد اخیر، به ویژه از اوایل قرن چهارم به بعد، با استیلای بنوسلیمان (از سادات حسنی ) بر مکه، [۱۱۶] تحرکات وسیع قرمطیان در حجاز و عراق، اقدامات اخشیدیان برای استیلا بر حرمین [۱۱۷][۱۱۸] و بالاخره تسلط فاطمیان بر مکه و مدینه، ابعاد گستردهای یافت.
موسم حج در زمان فاطمیان
برای فاطمیان، حج از موارد استراتژیک در سیاست خارجی، به ویژه برای تقابل با خلافت عباسی، بود.
مهمترین جلوه این تقابل، رقابت تنگاتنگ آنان با آل بویه و بعدها سلاجقه (نمایندگان عباسیان در اداره حرمین) در امر خطبه خوانی موسم حج بود که به تناوب میان آنان دست به دست میگشت. [۱۱۹][۱۲۰]
[۱۲۱][۱۲۲][۱۲۳]
با این حال، فاطمیان ــبه سبب سیاستهایی چون ارسال آذوقه برای حرمین، فرستادن مقرری و هدایا برای خدام و مجاورین و پرده داران و کلیدداران کعبه و نیز امیر مکه، ارسال جامه کعبه به صورت سالیانه و بالاخره ایجاد امنیتِ بیشتر برای کاروانهای حجاج در مسیر مصر و شام موفق تر بودند و تا پایان خلافت فاطمی، غالباً خطبه به نام آنان خوانده میشد. [۱۲۴][۱۲۵]
[۱۲۶][۱۲۷][۱۲۸]
در دستگاه فاطمیان، امارت حج از وظایف ارباب سیوف بود. [۱۲۹]
موسم حج در زمان آل بویه و سلاجقه
آل بویه و سلاجقه، اگرچه عنوان عمل الحرمین نداشتند، برای نظارت بر امور حرمین تلاش فراوان کردند و گاه در خطبههای موسم حج، نامشان با نام خلیفه ذکر میشد. [۱۳۰][۱۳۱]
عضدالدوله با برخی اقدامات رفاهی و عمرانی ــچون لغو اخذ مالیات راهداری از حجاج مسیر عراق، بازسازی مسیر مکه، اهدای پول بسیار به خاندانهای بانفوذ مکه و مجاوران خانه خدا، حفر چاههای آب در مسیر مکه و بالاخره فرستادن جامه کعبه به صورت سالیانه [۱۳۲][۱۳۳] ــ موقعیت خود را در حرمین تحکیم کرد.
آلب ارسلان و ملکشاه سلجوقی نیز، به رغم توان نظامی، از چنین سیاستهایی بهره گرفتند. [۱۳۴][۱۳۵]
[۱۳۶]
ناامنی برای کاروانهای حج در زمان عباسیان
در اوایل قرن چهارم تحرکات قرامطه و ناتوانی عباسیان از دفع آنها، طی سالیان متوالی، برای حاجیانی که از مسیر عراق سفر میکردند، به کابوسی هولناک بدل شده بود.
قتل و غارت کاروانهای حج و ناامنی حاصل از آن، به اندازهای بود که بارها و بارها یا حرکت کاروانهای حج متوقف شدند یا کاروانها به مکه نرسیدند یا مراسم حج نیمه تمام ماند و یا به خاک و خون کشیده شد.[۱۳۷][۱۳۸]
[۱۳۹][۱۴۰][۱۴۱][۱۴۲][۱۴۳][۱۴۴]
در یکی از مهمترین این ترک تازیها،[۱۴۵] ابوطاهر جَنّابی و سپاهش، پس از کشتار وسیع حاجیان و اهالی مکه، اجساد را در چاه زمزم ریختند و حجرالاسود را با خود به بحرین بردند که سالها در آن جا باقی ماند [۱۴۶][۱۴۷]
غیر از قرامطه، راهزنانی نیز با کمین در مسیر حجاج، آنها را غارت میکردند[۱۴۸][۱۴۹]
[۱۵۰]
راه مقابله ناامنی برای کاروانهای حج
و تنها راههای مقابله با آنها، همراهی گروهی نظامی با کاروانها [۱۵۱] و نیز استفاده از راه شناسهای خبرهای بود که قادر به هدایت کاروان از مسیرهای امن تر بودند، صرف نظر از معضلات این چنینی و فارغ از دنیای حکومت و سیاست، سنّت حج گزاری در میان مسلمانان، مقتضیات خاص خود را داشت.
تالیفات دربارهٔ راههای حج
نخستین آثار دربارهٔ راههای حج در همین قرون تألیف شد[۱۵۲][۱۵۳][۱۵۴] که در یکی از مهمترین آنها (متعلق به قرن سوم) راه بغداد و کوفه، راه بصره، راه یمامه، راه یمن، راه حضرموت، راه مصر، راه شام، راه طائف و راه جدّه، مسیرهای شناخته شده حج در جهان اسلام معرفی شدهاند. [۱۵۵]
اقامت حجاج در مکه
حجاج بسیاری یا از ابتدا به قصد اقامت طولانی یا دائم وارد مکه میشدند و یا پس از ورود به مکه، به دلایل متعدد، برای همیشه رحل اقامت میافکندند.
تنوخی [۱۵۶] از اهتمام حجاج متمول به کمک به فقرای مدینه، به ویژه علویان، یاد کرده و کشّی[۱۵۷] نیز ضمن اشاره به مشکلات مالی حجاج شیعه، از توقیع امام زمان علیه السلام برای رفع این مشکلات سخن گفته است.
وصیت برای دفن در مکه
به خاک سپرده شدن در مکه، به ویژه در مراسم حج، نیز از جمله رسومی بود که بزرگان و صاحب منصبان بدان وصیت میکردند.[۱۵۸]
وقف برای حرمین
از دیگر سنن پررونق، وقف کردن برای حرمین بود که به ویژه شیعیان دوازده امامی عصر سلجوقی، بدان توجه خاص داشتند.
اقدامات براوستانی و خاندان ابوسعد ورامینی
عبدالجلیل قزوینی [۱۵۹][۱۶۰][۱۶۱] از خیرات و مبرّات فراوان مجدالملک براوستانی ( وزیر برکیارق ) در حرمین و نیز از اقدامات خاندان رضی الدین ابوسعد ورامینی که به سبب انفاق فراوان به حجاج، رسیدگی به امور حرمین و بقای عمارات متعدد در مکه و مدینه، شهرت بسیار داشتهاند، یاد کرده است. [۱۶۲][۱۶۳]
حج گزاری عرفا و زهاد
یکی از رسوم حج گزاری این ادوار، حج گزاری عرفا و زهاد با آدابی خاص بود، از جمله بی زاد و توشه سفر کردن با هدف توکل کامل به خدا (که گاه به افراط کشیده میشد)، صبر بر دشواریهای راه، توسل به امدادهای غیبی، پرهیز از غرور، بی اعتنایی به ستمگران و استفاده نکردن از خدمات رفاهی حکومتی، انجام دادن برخی اعمال طاقت فرسا با انگیزه حفظ حرمت خانه خدا، و اهتمام به ختم قرآن در طواف . [۱۶۴][۱۶۵]
[۱۶۶][۱۶۷][۱۶۸]
بسیاری از آنان بارها به حج میرفتند و گاه سفرشان چند سال به طول میانجامید.[۱۶۹]
آداب استقبال از حجاج
بخش دیگری از آیینهای حج، آداب استقبال از حجاج بود که ظاهراً به شیوه جشنی عمومی برگزار میشد، مثلا نقل است که در سال ۳۱۷ برای استقبال از حجاج، بغداد را آراسته بودند. [۱۷۰]
چنگیز جلوگیری از حج گزاری مسلمانان
با هجوم مغولان به سرزمینهای شرقی اسلامی در قرن هفتم، حج گزاری مسلمانان این خطه بسیار دشوار شد.
چنگیز با این استدلال که «سراسر جهان خانه خداست » از حج گزاری مسلمانان قلمرو خود جلوگیری کرد. [۱۷۱]
از نظر جانشینان او نیز تا پیش از مسلمان شدنشان، بی شک مسئله همین گونه بوده است، چون تا مدتهای مدید راه حج (در قلمرو مغولان) بسته بود.[۱۷۲]
حج گزاری حجاجِ عراقی پس از حمله مغول
فاسی، نخستین حج گزاریِ حجاجِ عراقی ( عراق عرب و عراق عجم ) پس از حمله مغول را در سال ۶۶۶ دانسته،[۱۷۳] که این گزارش با تاریخ صدور یر لیغ اباقاخان مبنی بر بازگشایی راه حجاز [۱۷۴] سازگار است.[۱۷۵]
این یرلیغ، که حاصل تلاش ع طاملک جوینی بود، به دلیل اشاره به اعزام نیروی نظامی برای حفاظت از کاروانها،[۱۷۶] حاکی از برقراری نظارت حکومتی بر امر حج و سامان بخشیدن به آن پس از سالهاست، آنچنان که فاسی [۱۷۷] نیز از کاروان بزرگ حجاج عراقی در ۶۶۹ و ۶۸۸ خبر داده است.
توجه مغولان به مسئله حج
بیشترین اخبار متعلق به روزگار سلطان محمد خدابنده است که هم مسلمان بودنش و هم رقابت میان اشراف حسنی مکه با ممالیک ( رقبای سیاسی ایلخانان )، بر سر تسلط یافتن بر مکه که به یاری جستن گروهی از اشراف حسنی، از سلطان مغول انجامید، توجه مغولان را بیش از پیش به مسئله حج جلب کرد. [۱۷۸]
این توجه در روزگار سلطان ابوسعید نیز تداوم یافت، چنان که در سالهای ۷۱۸ تا ۷۲۰ در مکه به نام وی خطبه میخواندند و کاروان حج ایران (وفد عراقی/ قافله شرقی) با هدایای فراوان دربار ایران، راهی مکه میشد. [۱۷۹][۱۸۰]
منصب امیرالحاج
امیرالحاج این کاروان، منصوب د ستگاه حکومتی بود و فرمانهای ویژهای، برای اعطای مسئولیت به وی، صادر میشد.
لوازم اصلی کار امیرالحاج
آشنایی با مناسک حج و منازل بین راه و احوال قبایل عرب ساکن در مسیر، از ضروریات این منصب بود و حمل پول زیاد (برای توزیع میان قبایل هم پیمان ) و به همراه داشتن چند صد نظامی (به منظور دفع حملات عشایر عرب و راهزنان ) از لوازم اصلی کار امیرالحاج به شمار میرفت. [۱۸۱][۱۸۲]
شخصیت فعال دستگاه مغول در امور عام المنفعه حج
از برجستهترین شخصیتهای فعال در امور عام المنفعه حج در دستگاه مغولان، امیر چوپان بود که برای آبرسانی به مکه، پنجاه هزار دینار هزینه کرد و پس از وفات نیز بنابه وصیتش، هم زمان با موسم حج، در مدینه به خاک سپرده شد. [۱۸۳][۱۸۴]
بسیار بیش تر از مغولان، همسایگان آنها در نواحی غربی جهان اسلام، با حج و مسائل مرتبط به آن درگیر بودند.
اقدامات ایوبیان در امور حج
ایوبیان ــ که سرسلسله آنها، صلاح الدین، با لغو یکی از مالیاتهای حجاج، توجه خاصی به امر حج نشان داده بودــ در تثبیت جایگاه سیاسی خود در حرمین، مجدّانه تلاش میکردند، حج گزاری برخی از این سلاطین، لغو مالیات مکیان، اعطای کمکهای مالی فراوان به حکام و اهالی حرمین و اعطای امتیازات اقتصادی به امرای عربِ حاکم بر نواحی واقع در مسیر حج، از مهمترین این تلاشها بود. [۱۸۵][۱۸۶]
[۱۸۷][۱۸۸][۱۸۹][۱۹۰]
با این حال، گاه روشهای خشونت باری نیز به کار گرفته میشد. [۱۹۱]
اقدامات ممالیک نسبت به حج
اهتمام ممالیک به حج بیش از ایوبیان بود. [۱۹۲]
بیبرس اول در ۶۶۷ مناسک حج معروفش را با اقدامات سیاسی ـ مذهبی و عام المنفعه توأم کرد، ضمن آن که همه ساله به حجاج مصر و شام مساعدت مالی بسیار میکرد. [۱۹۳]
برخی از سلاطین مملوک، بیش از یک بار و با تشریفات بسیار حج گزاردند، [۱۹۴] هرچند که این تشریفات با حج گزاری مسرفانه و شگفت آور منسی موسی، پادشاه تکرور ( کشور مالی )، قابل مقایسه نبود. [۱۹۵][۱۹۶]
[۱۹۷]
ابن بطوطه[۱۹۸] و قلقشندی[۱۹۹] از مراسم محمل گردانی [۲۰۰] سخن گفتهاند، نیز نقل است که کاروان مصر، همه ساله پرده جدید کعبه را به همراه میآورد و این پرده، پس از عید قربان، طی مراسمی، بر کعبه پوشانده میشد. [۲۰۱]
کسب امتیاز مذکور، منوط به تأمین تمامی هزینهها و مایحتاج حرمین و اهالی اش بود [۲۰۲][۲۰۳] که غالباً سلاطین مصری، پیشتاز آن بودند.
ابن بطوطه[۲۰۴][۲۰۵] از مراسم باشکوه عمره رجب و نواختن مکرر طبل و دهل از ابتدای ذیحجه [۲۰۶] در مکه یاد کرده است.
رسم اعطای صدقات و خیرات به مجاورین و فقرا، چنان رواجی داشت که گاه به تنزل ارزش نقدینگی میانجامید. [۲۰۷][۲۰۸]تجارت ایام حج نیز رونقی به سزا داشت و حتی بین صفا و مروه، بازار برپا بود. [۲۰۹]برای دولتمردان، رفتن به حج کاربرد دیگری نیز داشت که همانا جان به سلامت بردن از توطئههای رقبای سیاسی بود و در ادوار بعد نیز رواج داشت. [۲۱۰][۲۱۱]
خطرات در موسم حج
همواره در موسم حج، مخاطرات بزرگی وجود داشته است.
فاسی [۲۱۲][۲۱۳][۲۱۴][۲۱۵] از درگیریهای گاه خونین (میان رقبای سیاسی، میان حجاج با اهالی مکه یا میان خود حجاج) و نیز از کشته شدن حجاج براثر ازدحام، سخن گفته است. [۲۱۶][۲۱۷]
راههای حج، به علت بی ثباتیهای سیاسی داخلی و یا تهاجمات خارجی، ناامن بود. [۲۱۸][۲۱۹]
حج گزاری مسلمانان در دوره حکومت عثمانی
از قرن دهم تا سیزدهم، به سبب تسلط حکومت عثمانی بر حجاز، حج گزاری مسلمانان، تابع چگونگی مناسبات دولتهای متبوعشان با عثمانیان بود.
سلطه رسمی عثمانی بر حرمین، اگرچه در دوران سلطان سلیم (قرن دهم) و در پی سقوط ممالیک اتفاق افتاد، اما سابقه نفوذ آنان در حجاز به روزگار مراد اول که به تألیف قلوب شرفای حجاز، توجه بسیار نشان داد و نیز بایزید اول که نخستین صُرّه همایون به ارزش هشتاد هزار سکه طلا را برای حرمین فرستاد، بازمی گشت. [۲۲۰][۲۲۱]
تعریف صره
صُرّه، هدایای نقدی و غیرنقدی سلاطین و درباریان و ثروتمندان عثمانی برای اهالی حرمین بود که ارسال آن مهمترین تدبیر عثمانیان تا پایان حکومتشان برای تسلط بر حرمین بود.
عوامل تسلط عثمانیان بر حج گزاری
گستردگی تشریفات توأم با فهرست نسبتآ طویل کارگزاران آن و تبدیل شدن واژگان خاص آن نظیر کاروان صرّه، دفاتر صرّه، اوقاف صرّه و امین صرّه به بخش مهمی از فرهنگ لغوی حج در قلمرو عثمانی، [۲۲۲]میزان اهمیت آن را نشان میدهد، علاوه بر ارسال صرّه، اقدامات دیگری نیز از عوامل تسلط عثمانیان بر حج گزاری این ادوار بود، از جمله اختصاص موقوفات و خیرات، حمایت مالی از امرای حجاز و بَدَویان عرب و انجام دادن کارهای عمرانی. [۲۲۳][۲۲۴]
[۲۲۵][۲۲۶]
ازاین رو به رغم آن که هیچ یک از سلاطین عثمانی به حج نرفتند (البته زنان درباری به این سفر اشتیاق زیادی نشان میدادهاند)، عنوان خادم الحرمین به آنان اختصاص داشت.[۲۲۷][۲۲۸]
[۲۲۹]
کاروانهای حج عثمانی
کاروان ( محمل )های حج عثمانی، به طور عمده، در سه گروه سازمان دهی میشدند.
کاروان شام
بزرگترین آنها، کاروان شام بود که ظاهراً از ۱۰۱۰ شکل گرفت و بزرگترین محموله صرّه همایون را حمل میکرد، این کاروان در مراسمی باشکوه و با حمایت لشکری چند هزار نفری، از استانبول راهی مکه میشد.
در مکه و مدینه، استقبال رسمی مفصّلی از این کاروان به عمل میآمد که چند روز به طول میانجامید و طی آن هدایای ارسالی، میان اهالی توزیع میشد. [۲۳۰][۲۳۱]
کاروان شام به دو دسته مقاطره (سواره) و شعاره (پیاده) تقسیم میشد و دهها بیرق، دهها نوازنده و چند صد راهنما، آن را همراهی میکردند.
کاروان مصر
دومین گروه، کاروان مصر بود که وظیفه حمل پرده کعبه را برعهده داشت و سومین گروه، کاروان عراق بود، کاروانهای کوچک تر دیگری نیز بودند که از افریقای شمالی، یمن و ایران، از دو مسیر زمینی و دریایی، راهی مکه میشدند، حجاج آسیای میانه نیز اگر از قلمرو روسیه و ایران به سلامت گذر میکردند، خود را به کاروان شام میرساندند. [۲۳۲][۲۳۳]
کاروانهای مغرب و یمن
از مغرب و یمن نیز کاروانهای بزرگی عازم حج میشدند، اعزام قافله مغرب تابع نظم خاصی نبود و گاه چندین سال متوقف میشد، این کاروان هیئت رئیسهای شامل امیرالحاج، یک عالم دینی، یک قاضی و یک راهنما داشت، گروه نظامی کوچکی نیز مأمور حفاظت از کاروان بود، هرچند حجاج، معمولا خود مسلح بودند.
حرکت کاروان از شهر فاس و در میان هلهله و شادی مردم آغاز میشد و سپس در طی مسیر ( الجزایر، تونس، طرابلس و مصر ) حجاج دیگری به آن میپیوستند [۲۳۴][۲۳۵]
کاروانهای یمنی، علاوه بر حجاج یمن، زائران ایرانی و هندی را نیز شامل میشدند و مهمترین مشخصه آنها مال التجاره فراوانی بود که برای فروش به مکه میبردند.
گفته شده است که مکیان برای این کاروانهای ثروتمند احترام بسیار قائل بودند و آنان را در محلات ویژه اسکان میدادند [۲۳۶]
کاروانهای مصری نیز کوچک تر از کاروانهای شامی بود، جز آن که التزام به تقیدات شرعی گاه در میان این کاروانیان محلی از اعراب نداشت [۲۳۷][۲۳۸]
امیرالحاج در دولت عثمانی
مدیر مدیر کاروان، امیرالحاج بود که اگر تا هفت سال، وظیفه اش را به درستی انجام میداد، به وزارت منصوب میشد؛ ازاین رو گاه بر سر کسب این منصب منازعاتی درمی گرفت، استخدام نیروهای نظامی محافظ کاروان و عرضه خدماتی چون اجاره شتر برای حجاج بی بضاعت، آبرسانی به کاروانها، اختصاص اماکنی جهت سکونت زائران در مدینه و نیز توزیع آشامیدنیهای رایگان میان حجاج، برعهده دولت عثمانی بود، با این حال، انجام دادن برخی خدمات (مانند پرداخت پول و اهدای گوسفند ) برعهده ثروتمندان بود، اموال زائران بی وارثِ متوفای کاروانها هم به دولت میرسید.[۲۳۹][۲۴۰]
[۲۴۱]
رسوم شامیان و مصریان در ایام حج
از مهمترین رسوم شامیان و مصریان در ایام حج، برگزاری جشنهای گسترده پس از عید قربان بود که شریف مکه و اعوان و انصارش نیز در آن شرکت میجستند و چراغانی، آتش بازی و نوازندگی جزء لاینفک آن به شمار میرفت. [۲۴۲]
== مخاطرات حج گزاری حجاج ایرانی == حج گزاری حجاج ایرانی در این ادوار، که درگیر مناسباتِ غالباً خصمانه صفویان و عثمانیان بودند، با مخاطراتی چون مسدود شدن متوالی مسیر ایرانیان (مسیر بصره ـ مکه)، وادار ساختن ایرانیان به استفاده از مسیرهای پرخطر [۲۴۳][۲۴۴][۲۴۵] و سوءقصدهای مکرر به ایرانیان شیعه مذهب در مکه و حتی مسجدالحرام همراه بود.
مورد اخیر به کشته شدن ایرانیان متعددی حتی در سطح شخصیتهای عالی رتبه، نظیر معصوم بیگ صفوی[۲۴۶]و زین العابدین کاشانی،[۲۴۷] انجامید. [۲۴۸][۲۴۹]
[۲۵۰][۲۵۱]
مشکلات دیگری نیز وجود داشت، از جمله سوءاستفادههای مالی حکام بصره، غارتگری دزدان عرب، و اهمال مباشران امر حج که گاه سبب دیر رسیدن زائران و محروم ماندنشان از انجام دادن مناسک حج میشد [۲۵۲] ازاین رو، بسیاری از ایرانیان، همراه شدن با کاروان شام را، به سبب امنیت بیش تر آن، ترجیح میدادند. [۲۵۳][۲۵۴]
در عین حال، درباریان و صاحب منصبان و علما، هنگام عزیمت به حج، توصیه نامههایی از جانب شاه خطاب به امرای طول مسیر و نیز شریف مکه، همراه میبردند تا امنیت سفرشان تضمین باشد. [۲۵۵][۲۵۶].
در این خصوص، مناسبات خوب شرفا با صفویان، بسیار مؤثر بود. [۲۵۷][۲۵۸]
چنین مناسبات حسنهای را میان سلاطین گجرات و شاهان بابری هند با شرفا نیز سراغ داریم، چنان که کاروان حج هندیان، همه ساله، حامل هدایای نقدی و غیرنقدی فراوانی برای شریف مکه، سادات و فقرای حرمین بود. [۲۵۹][۲۶۰]
[۲۶۱][۲۶۲][۲۶۳]
در قرون سیزدهم و چهاردهم، کاروانهای دولت عثمانی، به ویژه کاروان شام، از نظر نظم و تعداد کاروانها مهمترین کاروانهای حج بود[۲۶۴][۲۶۵] و رسومی چون استقبال از آنان هنگام ورود به مدینه و مکه و برگزاری جشنهای گسترده عید قربان در مِنا در میان آنها رواج داشت [۲۶۶][۲۶۷]
[۲۶۸]
مسیرهای دریایی حج
با عمومیت یافتن استفاده از کشتیهای بخار، استفاده از مسیرهای زمینی حج از رونق افتاد.
بیشترین مسافران دریا را زائران شمال و شرق افریقا، جنوب شرقی آسیا، هند و حتی ایران تشکیل میدادند[۲۶۹][۲۷۰].
[۲۷۱]
معضلات مسیرهای دریایی حج
مسافرت با این کشتیها، به لحاظ مصون بودن از خطر راهزنان، و سرعت و نظم و کاهش هزینهها، [۲۷۲] در آغاز، نگرانی حجاج را برطرف کرد، اما به تدریج معضلات آن نیز نمایان شد، که عمدهترین آنها عبارت بود از:
باری بودن کشتی ها؛ اروپایی و غیر مسلمان بودن خدمه آنها و بی حرمتی کردن آنها به مسلمانان ؛
کثرت بیش از اندازه مسافران؛ آلودگی محیط و شیوع بیماریها ؛
طوفانهای شدید به نام باد سیاه یا باد سام ؛
و قرنطینه حجاج (با هدف جلوگیری از شیوع بیماریها) در مسیرهای رفت و برگشت که، به دلیل شرایط بسیار طاقت فرسا، با تعابیری چون عوالم برزخیه، حبس نحس، بدعت و ننگ از آن یاد شده است.[۲۷۳][۲۷۴]
[۲۷۵][۲۷۶][۲۷۷]
با این همه، برای بسیاری از ایرانیان، استفاده از مسیر دریا، گریزناپذیر بود، زیرا مهمترین مسیر زمینی آنان ( راه جبل یا نجد ) ــ که برای جمع میان زیارت عتبات و خانه خدا، از آن استفاده می کردندــ چنان ناامن بود که دولت ایران آمد و شد از آن جا را اکیداً منع کرده بود و علما نیز آن را حرام دانسته بودند [۲۷۸][۲۷۹]
[۲۸۰][۲۸۱][۲۸۲][۲۸۳]
گفتنی است که قرنطینه زائران در کشتی، به رغم ناگوار بودنش، در جلوگیری از شیوع بیماریهای واگیردار، مؤثر بود.
بیماریهای موسم حج وعلت آن
فقرات متعددی از خاطرات مکتوب حجاج این ادوار، به توصیف شیوع بیماریهایی چون وبا و طاعون و برخی بیماریهای بومی حجاز، در موسم حج اختصاص یافته است.
این بیماریها که حاصل ازدحام جمعیت، رعایت نکردن اصول بهداشتی، کمبود آب سالم و تجمع و تعفن لاشههای حیوانات قربانی شده در عید قربان بود، به مرگ بسیاری از حجاج انجامید. [[۲۸۴][۲۸۵]
[۲۸۶][۲۸۷][۲۸۸]
ظهور و گسترش فرقه وهابیت
مهمترین تحول در مسئله حج این ادوار، ظهور و گسترش فرقه وهابیت و حاکمیت آنان بر سرزمین عربستان بود، حاکمیت وهابیان بر حجاز، اگرچه به نوعی برای تمام مسلمانان گران تمام شد، برای شیعیان سختیهای بیشتری در پی داشت، با این که تا پیش از سلطه وهابیان نیز شیعیان، و به ویژه ایرانیان، همواره در معرض تعدی قرار داشتند [۲۸۹] و بسیاری از آنان تقیه میکردند [۲۹۰][۲۹۱] اما حمایت شرفای مکه از ایرانیان [۲۹۲][۲۹۳][۲۹۴] در کاستن از خشونتها، بسیار مؤثر بود.
با سقوط شرفا و حاکمیت وهابیان، سخت گیریهای پیشین ابعاد گسترده تر و خشن تری یافت.
مشکلات حاد ایرانیان در زمان ظهور وهابیت
رفتار توهین آمیز مأموران دولت سعودی با ایرانیان، سخنرانیهای رسمی ضدشیعی، تخریب مزارات امامان شیعه و چند مزار دیگر در قبرستان بقیع (ب قیع الغرقد )، ممنوعیت یا ایجاد تضییقاتی برای زیارت امامان مدفون در بقیع، ضرب و شتم نمازگزاران ایرانی و دستگیری زائران ایرانی به دلایل ناموجه، از مشکلات حاد ایرانیان در این زمان بود. [۲۹۵]
تحریم حج توسط ایران
اعدام یک زائر ایرانی بیمار در ۱۳۲۲ش، به تیرگی مناسبات دو دولت ایران و سعودی و تحریم حج توسط ایران انجامید، هرچند این تحریم در ۱۳۲۷ش و در پی برقراری مناسبات سیاسی میان دو دولت [۲۹۶] لغو شد، اما تضییقات حجاج شیعه، و به ویژه ایرانیان، به نحوی تداوم یافت.
فهرست منابع
۱- قرآن.
۲- منیر آتالر، صرّه همایون و کاروان صرّه در دولت عثمانی، ترجمه بلال خاکی، چاپ- رسول جعفریان، در میقات حج، ش ۴۷ بهار ۱۳۸۳- .
۳- ابن اثیر، الکامل فی التاریخ.
۴- ابن بابویه، علل الشرایع، نجف ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، چاپ افست قم.
۵- ابن بطوطه، رحله ابن بطوطه، چاپ علی منتصر کتانی، بیروت ۱۳۹۵/۱۹۷۵.
۶- ابن حبیب، کتاب المُنمَّق فی اخبار قریش، چاپ خورشید احمد فارق، حیدرآباد، دکن ۱۳۸۴/۱۹۶۴.
۷- ابن خرداذبه، المسالک و الممالک.
۸- ابن خلدون، تاریخ.
۹- ابن فقیه، اخبار البلدان.
۱۰- ابن فهد، اتحاف الوری باخبار ام القری، چاپ فهیم محمد شلتوت، مکه ۱۹۸۳ـ ۱۹۸۴- .
۱۱- ابن کلبی، کتاب الاصنام، چاپ احمد زکی پاشا، قاهره ۱۳۳۲/۱۹۱۴.
۱۲- ابن هشام، السیره النبویه، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، بیروت- : دارابن کثیر،.
۱۳- ابوالغازی بهادرخان، شجره ترک، چاپ پیتر د مزون، سن پطرزبورگ ۱۲۸۷/۱۸۷۱، چاپ افست آمستردام ۱۹۷۰.
۱۴- محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مکه و ماجاء فیها من الآثار، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.
۱۵- اصطخری، صور الاقالیم.
۱۶- عبداللّه بن عیسی افندی اصفهانی، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، چاپ احمد حسینی، قم ۱۴۰۱ـ.
۱۷- محسن امین، «پا به پای امین جبل»، ترجمه جواد محدثی، میقات حج، ش ۷ بهار ۱۳۷۳- .
۱۸- اولیا چلبی، تاریخ سیاح .
۱۹- احمد هاشم بدرشینی، اوقاف الحرمین الشریفین فی العصر المملوکی، مدینه ۱۴۲۶/۲۰۰۵.
۲۰- محمدامین بزاز، «حج گزاری در کشور مغرب سده نوزدهم- »، ترجمه- حمیدرضا آژیر، میقات حج، ش ۴۴ تابستان ۱۳۸۲- .
۲۱- تاریخ سیستان، نوشته به نیمهٔ قرن پنجم هجری، ویرایش متن: جعفر مدرس صادقی، تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۳ش.
۲۲- محسن بن علی تنوخی، کتاب الفرج بعدالشده، چاپ عبود شالچی، بیروت ۱۳۹۸/۱۹۷۸.
۲۳- رسول جعفریان، «خاندان ابوسعد ورامینی و تلاش برای آبادانی حرمین شریفین»، میقات حج، ش ۱ پاییز ۱۳۷۱- .
۲۴- رسول جعفریان، «مناسبات اصفهان و حجاز»، میقات حج، ش ۳۹ بهار ۱۳۸۱- .
۲۵- عطاملک بن محمد جوینی، «حکم فتح راه حجاز»، چاپ رسول جعفریان، میقات حج، ش ۱۵ بهار ۱۳۷۵- .
۲۶- یوسف ناگوا چانگ، « بررسی- یادداشتهای سفر به خانه خدا اثر روح الدین مافاچو- »، ترجمه- رضا مرادزاده، میقات حج، ش ۳۷ پاییز ۱۳۸۰- .
۲۷- «چند نامه از کارپرداز جدّه و سرپرست حجاج ایرانی»، چاپ سجاد اصفهانی، میقات حج، ش ۴۸ تابستان ۱۳۸۳- .
۲۸- ابراهیم بن اسحاق حربی، کتاب المناسک و اماکن طرق الحج و معالم الجزیره، چاپ حمد جاسر، ریاض ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۲۹- حسن بصری، فضائل مکه معظمه از مترجمی ناشناخته- ، چاپ علی صدرایی خویی، در میقات حج، ش ۱۲ تابستان ۱۳۷۴- .
۳۰- زین العابدین بن نورالدین علی حسینی کاشانی، رساله مفرِّحه الانام فی تأسیس بیت اللّه الحرام، چاپ رسول جعفریان، در میراث اسلامی ایران، دفتر ۱، به کوشش رسول جعفریان، قم: کتابخانه آیهاللّه العظمی مرعشی نجفی، ۱۳۷۳ش.
۳۱- احمدبن محمد خوافی، مجمل فصیحی، چاپ محمود فرخ، مشهد ۱۳۳۹ـ۱۳۴۱ش.
۳۲- احمدبن زینی دحلان، خلاصه الکلام فی بیان امراء البلد الحرام، مصر ۱۳۰۵.
۳۳- اسرا دوغان، « بررسی کتاب- حجّاج و سلاطین اثر ثریا فاروقی- »، به کوشش- رسول جعفریان، میقات حج، ش ۴۸ تابستان ۱۳۸۳- .
۳۴- محمدبن علی راوندی، راحهالصدور و آیهالسرور در تاریخ آل سلجوق، به سعی و تصحیح محمد اقبال، بانضمام حواشی و فهارس با تصحیحات لازم مجتبی مینوی، تهران ۱۳۶۴ش.
۳۵- سفرنامه عتبات و مکه به سال ۱۳۱۷، از مؤلفی ناشناخته- ، چاپ رسول جعفریان و صادق برزگر، در میراث اسلامی ایران، دفتر۵، به کوشش رسول جعفریان، قم: کتابخانه آیهاللّه العظمی مرعشی نجفی، ۱۳۷۶ش.
۳۶- سفرنامه منظوم حج، سراینده: بانویی اصفهانی از دوره صفوی، چاپ رسول جعفریان، تهران- ۱۳۷۴ش.
۳۷- مارکو سلتی، «تاریخ تشیع در مکه و مدینه و»، ترجمه- رسول جعفریان، میقات حج، ش ۲۲ زمستان ۱۳۷۶- .
۳۸- محمدعلی سلطانی، «نقش حج در تحولات دینی غرب آفریقا»، میقات حج، ش۱۰ زمستان ۱۳۷۳- .
۳۹- سمعانی، الانساب.
۴۰- ولی قلی بن داودقلی شاملو، قصص الخاقانی، چاپ حسن سادات ناصری، تهران ۱۳۷۱ـ۱۳۷۴ش.
۴۱- ناصر شکریان، «سیر تاریخی حج در قرآن»، میقات حج، ش ۵۱ بهار ۱۳۸۴- .
۴۲- شمس الدین سراج عفیف، تاریخ فیروزشاهی، چاپ ولایت حسین، کلکته ۱۸۹۱.
۴۳- محمدبن هندوشاه شمس منشی، دستورالکاتب فی تعیین المراتب، چاپ عبدالکریم علیزاده، مسکو ۱۹۶۴ـ۱۹۷۶.
۴۴- ایوب صبری پاشا، مرآهالحرمین سفرنامه مکه- ، ترجمه عبدالرسول منشی، چاپ جمشید کیان فر، تهران ۱۳۸۲ش.
۴۵- محسن صدر، «خاطرات سرپرست حجّاج در سفر حج سال ۱۳۲۷ خورشیدی»، چاپ- جواد حسینی، میقات حج، ش ۵۱ بهار ۱۳۸۴- .
۴۶- طبری، تاریخ بیروت- .
۴۷- محمدرضا ظهیرالملک کرمانشاهی، سفرنامه مکه، چاپ رسول جعفریان، در میراث اسلامی، دفتر ۵، میقات حج.
۴۸- عبدالجلیل قزوینی، نقض، چاپ جلال الدین محدث ارموی، تهران ۱۳۵۸ش.
۴۹- عبدالرشید ابراهیم، «مکه در سال ۱۳۲۷»، ترجمه محمدعلی سلطانی، میقات حج، ش ۱۳ پاییز ۱۳۷۴- .
۵۰- محمدبن ابراهیم عطار، کتاب تذکرهالاولیاء، چاپ محمد قزوینی، تهران ۱۳۳۶ش.
۵۱- علی بن ابی طالب ع- ، امام اول، نهج البلاغه، چاپ صبحی صالح، بیروت ۱۳۸۷/۱۹۶۷.
۵۲- علیمحمدخان بهادر دیوان گجرات، مرآت احمدی، چاپ عبدالکریم بن نورمحمد و رحمهاللّه بن فتح محمد، چاپ سنگی بمبئی ۱۳۰۶ـ۱۳۰۷.
۵۳- محمدبن مسعود عیاشی، کتاب التفسیر، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم ۱۳۸۰ـ۱۳۸۱، چاپ افست تهران.
۵۴- محمدبن احمد فاسی، الزُهوُر المُقتَطَفَه من تاریخ مکه المشرفه، چاپ ادیب محمد غزاوی، بیروت ۲۰۰۰.
۵۵- فضل اللّه نوری، مجموعهای از رسائل، اعلامیهها، مکتوبات، و روزنامه شیخ شهید فضل اللّه نوری، گردآورنده: محمد ترکمان، تهران ۱۳۶۲ـ۱۳۶۳ش.
۵۶- احمدبن علی قلقشندی، صبح الاعشی فی صناعه الانشا، قاهره ۱۳۳۱ـ۱۳۳۸/ ۱۹۱۳ـ۱۹۳۰، چاپ افست ۱۳۸۳/۱۹۶۳.
۵۷- احمدبن علی قلقشندی، قلائدالجُمان فی التعریف بقبائل عرب الزمان، چاپ ابراهیم ابیاری، قاهره ۱۴۰۲/۱۹۸۲.
۵۸- محمدابراهیم کازرونی، سفرنامه مکه، چاپ رسول جعفریان، در میراث اسلامی ایران، دفتر ۵، میقات حج.
۵۹- عبداللّه بن علی کاشانی، زبدهالتواریخ: بخش فاطمیان و نزاریان، چاپ محمدتقی دانش پژوه، تهران ۱۳۶۶ش.
۶۰- عبداللّه بن محمد کاشانی، تاریخ اولجایتو، چاپ مهین همبلی، تهران ۱۳۴۸ش.
۶۱- کتاب العیون و الحدائق فی اخبار الحقائق، ج۴، قسم۱، چاپ عمر سعیدی، دمشق ۱۹۷۲.
۶۲- عبدالکریم بن عاقبت محمود کشمیری، بیان واقع: سرگذشت احوال نادرشاه، چاپ کب نسیم، لاهور ۱۹۷۰.
۶۳- محمدبن عمر کشّی، اختیار معرفهالرجال، تلخیص- محمدبن حسن طوسی، چاپ حسن مصطفوی، مشهد ۱۳۴۸ش.
۶۴- «گزارشی از دو بازسازی کعبه و مسجدالحرام»، ترجمه- محمدرضا فرهنگ، میقات حج، ش ۲۰ تابستان ۱۳۷۶- .
۶۵- مُجْمَل التواریخ و القصص، چاپ سیف الدین نجم آبادی و زیگفرید وبر، نکارهاوزن ۱۳۷۸ش.
۶۶- حُمیدبن احمد محلِّی، کتاب الحدائق الوردیه فی مناقب ائمّه الزیدیه، چاپ سنگی بی جا- ۱۳۵۶ـ۱۳۵۷، چاپ افست دمشق ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۶۷- مسعودی، مروج الذهب بیروت- .
۶۸- مسکویه، تجارب الامم.
۶۹- میرمحمدسعیدبن علی مشیزی، تذکره صفویه کرمان، چاپ محمدابراهیم باستانی پاریزی، تهران ۱۳۶۹ش.
۷۰- محمدمعصوم بن زین العابدین معصوم علیشاه، تحفهالحرمین: سفرنامه نایب الصدر شیرازی در زیارت مکه و سیاحت ایران و هند، تهران ۱۳۶۲ش.
۷۱- محمدبن محمد مفید، الارشاد، قم: مکتبه بصیرتی،.
۷۲- احمدبن علی مقریزی، الذهب المسبوک فی ذکر من حج من الخلفاء و الملوک، چاپ جمال الدین شیال، پرت سعید ۱۴۲۰/۲۰۰۰.
۷۳- «مکه از دیدگاه جهانگردان اروپایی ۲- »، ترجمه محمدرضا فرهنگ، میقات حج، ش ۱۴ زمستان ۱۳۷۴- .
۷۴- «مکه از دیدگاه جهانگردان اروپایی ۳- »، ترجمه- محمدرضا فرهنگ، میقات حج، ش ۱۷ پاییز ۱۳۷۵- .
۷۵- احمدبن حسین منشی قمی، خلاصهالتواریخ، چاپ احسان اشراقی، تهران ۱۳۵۹ـ۱۳۶۳ش.
۷۶- میرحامد حسین، «از هندوستان تا حریم یار: سیری در سفرنامه حج صاحب عبقات الانوار مرحوم علامه میرحامد حسین هندی»، ترجمه و تحقیق محمدعلی مقدادی، میقات حج، ش ۱۴ زمستان ۱۳۷۴- .
۷۷- ناصرخسرو، سفرنامه حکیم ناصرخسرو قبادیانی مروزی، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران ۱۳۶۳ش.
۷۸- زین العابدین علی بن عبدالمؤمن نویدی، تکمله الاخبار: تاریخ صفویه از آغاز تا ۹۷۸ هجری قمری، چاپ عبدالحسین نوائی، تهران ۱۳۶۹ش.
۷۹- «وادی احرام»، از نویسندهای ناشناخته- ، چاپ- علی قاضی عسکر، میقات حج، ش ۲۸ تابستان ۱۳۷۸- .
۸۰- محمدبن عمر واقدی، کتاب المغازی، چاپ مارسدن جونز، لندن ۱۹۶۶، چاپ افست قاهره.
۸۱- یاقوت حموی، معجم الادباء.
۸۲- یعقوبی، تاریخ.
پانویس
- ↑ محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مکه و ماجاء فیها من الآثار، ج۱، ص۳۴ـ۳۶، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.
- ↑ محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مکه و ماجاء فیها من الآثار، ج۱، ص۴۹ـ۵۱، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.
- ↑ بن بابویه، علل الشرایع، ج۱، ص۴۰۲، نجف ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، چاپ افست قم.
- ↑ ابن بابویه، علل الشرایع، ص۶۰۴، نجف ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، چاپ افست قم.
- ↑ مُجْمَل التواریخ و القصص، چاپ سیف الدین نجم آبادی و زیگفرید وبر، ج۱، ص۳۷۲، نکارهاوزن ۱۳۷۸ش.
- ↑ محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مکه و ماجاء فیها من الآثار، ج۱، ص۳۶ـ۴۳، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.
- ↑ ابن بابویه، علل الشرایع، ج۱، ص۴۰۶، نجف ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، چاپ افست قم.
- ↑ مُجْمَل التواریخ و القصص، چاپ سیف الدین نجم آبادی و زیگفرید وبر، ج۱، ص۳۷۲، نکارهاوزن ۱۳۷۸ش.
- ↑ . آل عمران: ۹۶.
- ↑ سفرنامه منظوم حج، سراینده: بانویی اصفهانی از دوره صفوی، چاپ رسول جعفریان، (تهران) ۱۳۷۴ش.
- ↑ سفرنامه منظوم حج، سراینده: بانویی اصفهانی از دوره صفوی، چاپ رسول جعفریان، (تهران) ۱۳۷۴ش.
- ↑ محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مکه و ماجاء فیها من الآثار، ج۱، ص۵۱، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.
- ↑ محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مکه و ماجاء فیها من الآثار، ج۱، ص۶۸ـ۶۹، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.
- ↑ محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مکه و ماجاء فیها من الآثار، ج۱، ص۷۲ـ۷۴، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.
- ↑ طبری، تاریخ (بیروت)، ج۱، ص۱۲۵.
- ↑ محمدبن مسعود عیاشی، کتاب التفسیر، ج۱، ص۶۰، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم ۱۳۸۰ـ۱۳۸۱، چاپ افست تهران.
- ↑ محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مکه و ماجاء فیها من الآثار، ج۱، ص۳۸، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.
- ↑ محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مکه و ماجاء فیها من الآثار، ج۱، ص۵۲ـ۵۳، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.
- ↑ ابن بابویه، علل الشرایع، ج۱، ص۳۹۹، نجف ۱۳۸۵ـ۱۳۸۶، چاپ افست قم.
- ↑ بقره: ۱۲۵.
- ↑ بقره: ۱۲۷.
- ↑ سفرنامه منظوم حج، سراینده: بانویی اصفهانی از دوره صفوی، چاپ رسول جعفریان، (تهران) ۱۳۷۴ش.
- ↑ محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مکه و ماجاء فیها من الآثار، ج۱، ص۶۶ـ۷۲، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.
- ↑ طبری، تاریخ (بیروت)، ج۱، ص۲۶۰۲۶۲.
- ↑ ابن کلبی، کتاب الاصنام، ج۱، ص۶، چاپ احمد زکی پاشا، قاهره ۱۳۳۲/۱۹۱۴.
- ↑ ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۷۷ـ ۷۸، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، (بیروت) : دارابن کثیر.
- ↑ ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۸۴ـ ۸۵، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، (بیروت) : دارابن کثیر.
- ↑ محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مکه و ماجاء فیها من الآثار، ج۱، ص۹۵، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.
- ↑ محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مکه و ماجاء فیها من الآثار، ج۱، ص۱۸۶، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.
- ↑ محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مکه و ماجاء فیها من الآثار، ج۱، ص۱۶۷ـ۱۶۹، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.
- ↑ ابن هشام، السیره النبویه، قسم۱، ص ۲۳ـ۲۴، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، (بیروت) : دارابن کثیر.
- ↑ مسعودی، مروج الذهب (بیروت)، ج۱، ص۲۸۳ـ۲۸۴.
- ↑ یاقوت حموی، معجم الادباء، ج۴، ص۶۱۹.
- ↑ محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مکه و ماجاء فیها من الآثار، ج۱، ص۸۸، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.
- ↑ محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مکه و ماجاء فیها من الآثار، ج۱، ص۱۰۰، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.
- ↑ محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مکه و ماجاء فیها من الآثار، ج۱، ص۱۱۶ـ۱۱۷، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.
- ↑ ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۷۶ـ۷۷، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری، و عبدالحفیظ شلبی، (بیروت) : دارابن کثیر،.
- ↑ «گزارشی از دو بازسازی کعبه و مسجدالحرام»، (ترجمه) محمدرضا فرهنگ، میقات حج، ش ۲۰ (تابستان ۱۳۷۶).
- ↑ سفرنامه منظوم حج، سراینده: بانویی اصفهانی از دوره صفوی، چاپ رسول جعفریان، (تهران) ۱۳۷۴ش.
- ↑ ابن کلبی، کتاب الاصنام، ص ۹، چاپ احمد زکی پاشا، قاهره ۱۳۳۲/۱۹۱۴
- ↑ ابن حبیب، کتاب المُنمَّق فی اخبار قریش، ج۱، ص۲۷۴ـ ۲۷۵، چاپ خورشید احمد فارق، حیدرآباد، دکن ۱۳۸۴/۱۹۶۴.
- ↑ محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مکه و ماجاء فیها من الآثار، ج۱، ص۱۱۹ـ۱۲۰، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.
- ↑
- محمدبن عبداللّه ازرقی، اخبار مکه و ماجاء فیها من الآثار، ج۱، ص۱۸۳ـ۱۸۵، چاپ رشدی صالح ملحس، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳، چاپ افست قم ۱۳۶۹ش.







