فرهنگ مصادیق:ظن: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
(کاربرد "ظن" در قرآن: اصلاح نشانی وب)
سطر ۱۷: سطر ۱۷:
 
برای استعمال واژهٔ ظن در معنای یقین آیات زیادی را می توان شاهد آورد؛ <ref>حاقه/سوره۶۹،آیه ۲۰.</ref><br/>
 
برای استعمال واژهٔ ظن در معنای یقین آیات زیادی را می توان شاهد آورد؛ <ref>حاقه/سوره۶۹،آیه ۲۰.</ref><br/>
 
<ref>جاثیه/سوره۴۵، آیه۳۲. </ref><ref> کهف/ سوره۱۸، آیه۴۳.</ref><ref> توبه/سوره۹، آیه۱۱۸.</ref> از جمله آیاتی که در بیان صفات مؤمنان خاشع و حقیقی وارد شده است:<br/>
 
<ref>جاثیه/سوره۴۵، آیه۳۲. </ref><ref> کهف/ سوره۱۸، آیه۴۳.</ref><ref> توبه/سوره۹، آیه۱۱۸.</ref> از جمله آیاتی که در بیان صفات مؤمنان خاشع و حقیقی وارد شده است:<br/>
«...الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنهَّم مُّلَاقُواْ رَبهِّمْ وَ أَنهَّمْ إِلَیْهِ رَاجِعُونَ»<ref>بقره/سوره۲، آیه۴۶. </ref><br/>
+
«الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ»<ref>بقره/سوره۲، آیه۴۶. </ref><br/>
«...آنها کسانی هستند که می‌دانند دیدارکنندهٔ پروردگار خویشند، و به سوی او بازمی گردند.»<br/>
+
«آنها کسانی هستند که می‌دانند دیدارکنندهٔ پروردگار خویشند، و به سوی او بازمی گردند.»<br/>
 
و آیهٔ دیگر که می‌فرماید:<br/>
 
و آیهٔ دیگر که می‌فرماید:<br/>
«...الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَقُواْ اللَّهِ...» <ref> بقره/سوره۲، آیه۲۴۹.</ref><br/>
+
«...الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو اللَّهِ...» <ref> بقره/سوره۲، آیه۲۴۹.</ref><br/>
 
«...آنها که می‌دانستند خدا را ملاقات خواهند کرد...»<br/>
 
«...آنها که می‌دانستند خدا را ملاقات خواهند کرد...»<br/>
 
اعتقاد در اصول باید یقینی باشد، نه شک و گمان؛ و بحث در این آیات بر سر قیامت و ملاقات پروردگار بوده که از اصول اعتقادی ما هستند؛ لذا در این دو آیهٔ شریف "ظن" از اعتقادات صحیح شمرده شده که به معنای یقین باشد. <ref>سبزواری نجفی، محمد بن حبیب الله؛ الجدید فی تفسیر القرآن المجید، بیروت، دارالتعارف، ۱۴۰۶ق ، چاپ اول ، ج ۱، ص۳۱۶.</ref><ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج ۱، ص۲۰۵.</ref><br/>
 
اعتقاد در اصول باید یقینی باشد، نه شک و گمان؛ و بحث در این آیات بر سر قیامت و ملاقات پروردگار بوده که از اصول اعتقادی ما هستند؛ لذا در این دو آیهٔ شریف "ظن" از اعتقادات صحیح شمرده شده که به معنای یقین باشد. <ref>سبزواری نجفی، محمد بن حبیب الله؛ الجدید فی تفسیر القرآن المجید، بیروت، دارالتعارف، ۱۴۰۶ق ، چاپ اول ، ج ۱، ص۳۱۶.</ref><ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج ۱، ص۲۰۵.</ref><br/>

نسخهٔ ‏۱۴ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۳۶

ظن

مقدمه

ظن از واژه‌های نسبتاً پرکاربرد در قرآن کریم است که به جهت استفاده آن در موضوعات اعتقادی و اخلاقی، از اهمیت بالایی در مباحث معرفت شناختی و اخلاقیِ قرآن برخوردار است.

معنای لغوی ظن

در لغت سه معنا برای "ظن" بیان شده: معنایی متضاد و دربردارندهٔ معنای شک و یقین؛ [۱][۲][۳] اعتقاد ضعیف و غیرمُستدلّ (اعتقاد حق باشد، یا باطل) [۴] و اسم برای چیزی که از طریق نشانه‌ای برای انسان به وجود می آید؛ زمانی که این نشانه قوی باشد، ظن به معنا یقین است و زمانی که ضعیف باشد، ظن به معنای غیر یقین بوده، [۵] که در فارسی از آن به گمان و خیال قوی همراه با احتمال خلاف یاد می‌کنند. [۶]

معنای اصطلاحی ظن

ظن در اصطلاح تنوع مفهومی دارد؛ چون کلمهٔ "ظن" در علوم مختلفی، مانند: علم اصول فقه، [۷] علم اخلاق [۸] و علوم دیگر به کار رفته و در هر کدام به نحو به خصوصی مطرح شده که می توان آن را به طور کلی ترجیح یکی از دو احتمال اثبات یا نفی، با بقای احتمال طرف مقابل تعریف کرد. [۹] بنابراین ظن در بیان قرآن کریم به معنای آن چیزی است که از خاطر می‌گذرد و بر قلب انسان غلبه پیدا می‌کند، به طوری که طرف مقابل به کلی نفی نمی شود؛ بلکه احتمال آن نیز وجود دارد. [۱۰]

کاربرد "ظن" در قرآن

در قرآن کریم دو گروه مقابل هم «مؤمنان و کافرین» [۱۱][۱۲]
متصف به ظن شده‌اند؛ با نظر به این آیات به دست می‌آید که به صورت کلی دو نوع ظنّ در قرآن وجود دارد: ظنّ حَسَن و ظنّ قبیح؛ [۱۳][۱۴] اما در بیشتر موارد کاربرد ظن در قرآن، [۱۵][۱۶] دربارهٔ اعتقادی اشتباه و بی دلیل آمده که به گمان صاحبش صحیح می‌باشد. [۱۷][۱۸]
برخی لغت دانان معنای ظن را در قرآن منحصر به اعتقادی که به حد یقین نرسیده، می دانند؛ [۱۹][۲۰] اما در مقابل این دیدگاه مفسران به استناد ظاهر برخی آیات که ظن در آنها به معنای یقین به کار رفته، معنای قرآنی ظن را معنایی گسترده دانسته‌اند که شامل معنای شک و یقین می‌شود. [۲۱]
برای استعمال واژهٔ ظن در معنای یقین آیات زیادی را می توان شاهد آورد؛ [۲۲]
[۲۳][۲۴][۲۵] از جمله آیاتی که در بیان صفات مؤمنان خاشع و حقیقی وارد شده است:
«الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ»[۲۶]
«آنها کسانی هستند که می‌دانند دیدارکنندهٔ پروردگار خویشند، و به سوی او بازمی گردند.»
و آیهٔ دیگر که می‌فرماید:
«...الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلَاقُو اللَّهِ...» [۲۷]
«...آنها که می‌دانستند خدا را ملاقات خواهند کرد...»
اعتقاد در اصول باید یقینی باشد، نه شک و گمان؛ و بحث در این آیات بر سر قیامت و ملاقات پروردگار بوده که از اصول اعتقادی ما هستند؛ لذا در این دو آیهٔ شریف "ظن" از اعتقادات صحیح شمرده شده که به معنای یقین باشد. [۲۸][۲۹]
در فراز نخست "گمان" به عنوان صفت خاشعین بیان شده و صفت مناسب برای انسان‌های خاشع، خاشع از خشوع است و زمانی به کار می‌رود که شخص چشمانش را به زمین دوخته باشد یا سرش را به پائین انداخته باشد. خاشع صفت نیکویی ست که مانند متواضع معنایی در برابر تکبر دارد. [۳۰] یقین و ایمان جازم است؛ [۳۱] و کسانی که خداوند آنان را لایق صفت خشوع می‌داند، بعید است که به لقاء پروردگار گمان داشته باشند. [۳۲]
اما مفسرانی که منکر معنای یقین برای ظن در قرآن هستند، توجیهاتی را بر آیات مذکور ذکر کرده‌اند که ذیل آیهٔ مذکور (بقره، آیه۴۶) سه نوع توجیه بیان شده است: اول. آیه در توصیف خاشعین بوده و برای خشوع، گمان و احتمال وقوع قیامت کفایت می‌کند؛ پس لزومی ندارد که حتما معنای یقین را برای ظن بدانیم. [۳۳][۳۴]
دوم. در این آیه بحث در مورد لقای پروردگار همراه با وجه رضاست و خاشعین کسانی هستند که ضمن اعتقاد به قیامت و تصدیق آن نسبت به کیفیت اعمال خود مظنونند؛ در نتیجه نسبت به اینکه در ازای اعمال نیک خود به پاداش الهی خواهند رسید یا خیر، یقین ندارند؛ پس اگر انسان اظهار کند که حتما خدا را با وجه رضا ملاقات خواهد کرد، این امر به صفت غرور نزدیک تر است تا به خشوع. [۳۵][۳۶][۳۷]
سوم. لقاء ربّ به موت معنا شود؛ به این صورت که خاشعین هر لحظه می‌پندارند، اکنون اجلشان سر می‌رسد و این گمان موجب عدم ارتکاب آنها به گناه می‌شود. [۳۸][۳۹]

اقسام ظن در قرآن

ظن در قرآن کریم با لحاظ‌ها و ملاک‌های مختلف و گوناگونی قابل تقسیم است؛ اما در این عنوان به تقسیمی می پردازیم که به اعتبار حکم بیان شده باشد. بنا بر این اعتبار، چهار قسم ظن وجود دارد: ظن واجب، حرام، مستحب و مباح؛ [۴۰] لکن در این بحث فقط ظن واجب و حرام را مورد بررسی قرار می‌دهیم که از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است:

ظن واجب

ظن واجب: همان حسنِ ظن به خدا، رسول خدا و بندگان صالح است که مؤمنان نسبت به این نوع گمان امر شده‌اند:[۴۱]
«لَوْلا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَیْراً...»[۴۲]
«چرا هنگامی که این تهمت را شنیدید، مردان و زنان با ایمان نسبت به خود و کسی که همچون خود آنها بود گمان خیر نبردند...»
آیه شریفه در مقام سرزنش مؤمنانی است که در حادثهٔ تهمت زدن به یک سری افراد مؤمن و پاکدامن، فریب خوردند و تحت تأثیر سخن منافقان قرار گرفته و موقع استماع دروغ بودن تهمت‌های ناروای منافقان را علنی نکردند؛ [۴۳] لذا قرآن با استفهام توبیخی، أمر به حسن ظن نسبت به مؤمنان نموده و مفسران این نوع ظن را واجب نامیده‌اند. [۴۴]

ظن حرام

ظن حرام: همان سوء ظن به خدا، رسول خدا و مؤمنان است که در قرآن از آن نهی شده و آن را "گناه" خوانده است:
«یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ» [۴۵]
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمان‌ها گناه است؛»
معنای آیه این است که بیشتر مصادیق ظن را رها کنید و عمل به آن نکنید، تا اینکه برهان قطعی و علم به واقع ظاهر شود؛ چرا که احتمال ارتکاب به گناه زیاد است و در این صورت مستحق عقوبت الهی می‌شوید. [۴۶]
نکتهٔ بعدی این است که آیه مفهوم مخالف دارد، به این معنا که برخی از ظن‌ها گناه نیستند؛ لذا آیه دال بر این است که به جز "ظن حرام" اقسام دیگری از ظن نیز وجود دارد. [۴۷]
بنابراین گمان‌هایی هستند که قرآن از آنها به شدت نهی کرده؛ چون تکیه بر اماره‌های بی پایه و بی اساس بوده و معقول و منطقی نیستند و مبنای کار عقلا در زندگی قرار نمی‌گیرند؛ طبق تعبیرات آیات سورهٔ نجم [۴۸][۴۹] این گمانهای باطل، هم ردیف هوای نفس، اوهام و خرافات است که احدی را به حق نمی رساند. [۵۰]

نهی از ظن در کلام وحیانی

قرآن در بیشتر آیات که راجع به ظنّ سخن به میان آورده، انسان را از ظن و گمان به شدت نهی نموده که مواردی را در ذیل به اختصار مورد بررسی قرار می‌دهیم: گروهی از آیات افراد بی ایمان را نسبت به پیروی از ظن و گمان، شدیداً مورد نکوهش قرار داده و می‌فرماید: [۵۱]
«وَ مایَتَّبِعُ أَکْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا؛ إِنَّ الظَّنَّ لایُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئاً...» [۵۲]
«و بیشتر آنها، جز از گمان (و پندارهای بی اساس)، پیروی نمی‌کنند (در حالی که) گمان، هرگز انسان را از حقّ بی نیاز نمی‌سازد (و به حق نمی‌رساند)...»
در اینجا ظن بر حسب سیاق کلام به معنای علمی است که با شک آمیخته باشد؛ علمی که در اثبات حق مطلوب، چیزی را بی نیاز نمی‌کند؛ بلکه منحصراً علم و یقین حاصل از دلیل عقلی انسان را به مطلوب و حقیقت می‌رساند؛ بنابراین چون مقتضی ظن مظنون است، پیروی ظن نیز بر مظنون است؛ یعنی چیزی را پیروی می‌کنند که جز اعتقاد باطل، هیچ دلیلی بر آن ندارند؛ و جملهٔ دوم آیهٔ شریفه در حقیقت تعلیلی است بر اینکه مشرکان بر حق نیستند، پس چگونه گمان می‌کنند به اینکه بر حق هستند؛ و مراد از "حق" معرفت به خدای عز و جل، صفات و افعال خداست، که هیچ احدی از هیچ گونه بی نیازی برخوردار نیست؛ لذا خداوند آنها را در فراز آخر آیه تهدید به عذاب کرده است.[۵۳]
قرآن مجید همچنین در بیان بطلان شرک و عقائد خرافه گری مشرکان در زمینهٔ بت پرستی و نسبت دادن بت‌ها به عنوان دختران خدا، این افکار باطل بت پرستان را زائیدهٔ موهومات و پندار آنها دانسته است؛ گمانهایی که نه دلیل عقلی بر آن دارند، و نه دلیل وحیانی؛ بلکه خرافات و الفاظ تو خالی هستند که فقط از گمان‌های بی اساس و هوای نفس پیروی می‌کنند: [۵۴]
«إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ ماتَهْوَی الْأَنْفُسُ» [۵۵]
«آنان فقط از گمان‌های بی اساس و هوای نفس پیروی می‌کنند.»
نکته بعدی که تبیین آن لازم است، قول بدون علم است، که برخی مفسران از آن تعبیر به ظن و گمان کرده‌اند. به عنوان مثال، خدای متعال در بیان وجوب عدم پیروی از شیطان، به معرفی و نوع عداوت‌های شیطان پرداخته، که از جملهٔ آن امر به گفتار بدون علم است:
«إِنَّمَا یَأْمُرُکُم بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشَاءِ وَ أَن تَقُولُواْ عَلیَ اللَّهِ مَا لَاتَعْلَمُون » [۵۶]
«او شما را فقط به بدی‌ها و کار زشت فرمان می‌دهد (و نیز دستور می‌دهد) آنچه را که نمی‌دانید، به خدا نسبت دهید.»
شیطان در قول بدون علم، مثلاً برای انسان حلال و حرام را تعیین می‌کند؛ لذا دلالت آیهٔ شریفه بر منع نمودن انسان از پیروی از ظن و گمان در مسائل دینی است؛ چرا که طریق این نوع مسائل منحصر در علم و یقین است و در فتوا، قضاوت و گفتار بدون علم باید پرهیز شود؛ بنابراین قول بدون علم در امور دینی، در ردیف سوء و فحشاست که شیطان به آنها امر می‌کند. [۵۷]

محدوده ظن منهی از دیدگاه قرآن

در قرآن کریم تبعیت از ظن و خود ظن مورد نهی قرار گرفته، [۵۸][۵۹]به طوری که گاهی تمام افراد و گاهی برخی افراد مشمول این نهی شده است: [۶۰][۶۱]
«وَ لاتَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ...» [۶۲]
«از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن...»
نهی آیه از پیروی هر چیزی است که بدان علم و یقین نداریم، که پیروی از علم در حقیقت حکم فطری بشر است؛ در نتیجه انسانی که فطرت سالم دارد، هرگز در مسیر زندگیش از پیروی علم منحرف نشده و دنبال شک و ظن نمی‌رود؛ پس چنین انسانی در مسائل مورد نیاز یا شخصاً علم و تخصص دارد که همان را پیروی می‌کند، یا از علم کسی پیروی می‌کند که اطمینان و یقین به صحت گفته‌های وی دارد، هر چند در اصطلاح برهان منطقی، به این نوع یقین علم نمی‌گویند.
بنابراین معنای آیه ناظر به این است که اگر دلیل علمی قائم شد بر وجوب پیروی از ظنی مخصوص، پیروی آن ظن هم، پیروی از علم خواهد بود؛ در نتیجه در هر اعتقاد یا عملی که تحصیل علم ممکن باشد، پیروی از غیر علم حرام است، و در غیر این صورت دلیل علمی باید ارتکاب آن را جائز بداند، مانند اخذ احکام از پیامبر و اطاعت آن جناب در اوامر و نواهی که از ناحیه پروردگارش دارد.
لذا درست است که ظهور لفظی آیه بیش از ظن و گمان را نمی‌رساند، و لیکن دلیل قطعی داریم بر اینکه پیروی این ظن واجب است، و آن دلیل همان بنای عقلا بر حجیت ظهور است؛ پس اگر پیروی از علم در هر مساله محدود به علم خود انسان باشد، پیروی ما از ظاهر آیه پیروی علمی نیست؛ زیرا یقین نداریم که به مراد واقعی کلام رسیدیم، یا مقصود واقعی غیر از معنای ظاهرش است که در صورت عدم پیروی از ظن و گمان، خود آیه ناقض و مخالف خودش خواهد بود.[۶۳]
البته برخی مفسرین در این گونه آیات دست بهد توجیه زده و گفته‌اند: نهی تبعیت از ظن، مربوط به مسائلی است که در آیات مربوطه سخن به میان آمده؛ از جمله اینکه نهی از ظن مخصوص جایی است که قدرت بر علم باشد؛ [۶۴] و برخی نهی از ظن را مربوط به تهمت و سوء ظن در عمل گرفته‌اند.[۶۵][۶۶]
بنابراین کسانی که دائرهٔ افراد ظن را محدود می‌دانند، آیاتی را مؤید کلام خود آورده‌اند، از جمله:
«یاأَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ...» [۶۷]
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمان‌ها بپرهیزید؛ چرا که بعضی از گمان‌ها گناه است...»
واژهٔ "کثیر" در آیه دلالت بر حصر مصداق این حکم می‌کند و منظور از آن سوء ظن است. توجه به این نکته لازم است که امر به اجتناب از ظن، برای خود ظن نیست؛ بلکه برای پیروی از ظن در عمل است. [۶۸] در حقیقت در این آیات نهی از پذیرش گمان بد است؛ یعنی اگر از کسی گمان بدی به دل انسان وارد شد، آن را نپذیرد و به آن ترتیب اثر ندهد. [۶۹]

درمان پندارگرایی

مهمترین راه مبارزه با تبعیت از ظن، زنده کردن جهان بینی اسلامی در وجود انسان هاست که قرآن به این مسئله توجه داده و انسان باید خود را با طرز تفکر اسلامی هماهنگ کند و خداوند را در همه حال حاظر و ناظر بداند که خدای متعال حتی از افکار و باطن انسان نیز آگاه است. در این صورت است که انسان مسئول تمام رفتار، گفتار و اعتقادات خود شده و در هر حوزه، سنجیده عمل کرده و در اعمال و عقائد خویش به ظن اکتفاء نمی‌کند: [۷۰]
«وَ لاتَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً» [۷۱]

منبع

پژوهشکده باقرالعلوم.

پانویس

  1. طریحی، فخرالدین؛ مجمع البحرین، تهران، کتابفروشی مرتضوی، ۱۳۷۵ش، چاپ سوم، ج ۶، ص۲۷۹.
  2. فراهیدی، خلیل بن احمد؛ کتاب العین ، قم ، هجرت ، ۱۴۱۰ق، چاپ دوم، ج ۸، ص۱۵۲.
  3. وَیَقِینٌ ابن منظور، محمدبن مکرم ؛ لسان العرب ، بیروت ، دار صادر، ۱۴۱۴ق ، چاپ سوم، ج ۱۳، ص۲۷۲.
  4. مصطفوی، حسن ؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم ، تهران ، بنگاه ترجمه و نشر کتاب ، ۱۳۶۰ش ، ج ۷، ص۱۸۰.
  5. راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن ، بیروت ، دارالعلم الدارالشامیه، ۱۴۱۲ق ، چاپ اول، ص۵۳۹.
  6. مهیار، رضا؛ فرهنگ ابجدی عربی- فارسی ، بی تا، بی جا، ص۵۹۰.
  7. مظفر، محمدرضا؛ اصول فقه، قم، الاعلام الاسلامی، ۱۳۷۵ش، چاپ سوم، ج۲ ص۲۰.
  8. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران؛ پیام قرآن (اخلاق در قرآن)، قم، مدرسه الامام علی ابن ابیطالب، ۱۳۸۰ش، چاپ اول، ج ۲، ص۳۲۱.
  9. مغنیه، محمدجواد؛ تفسیر کاشف ، تهران ، دارالکتب الإسلامیه، ۱۴۲۴ق ، چاپ اول، ج ۷، ص۱۱۹.
  10. طوسی، محمدبن حسن؛ التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی تا، ج ۱، ص۲۰۶ و ۲۰۷.
  11. بقره /سوره۲، آیه۴۱.
  12. بقره/سوره۲، آیه۴۶.
  13. زحیلی، وهبه بن مصطفی؛ التفسیر المنیر فی العقیده والشریعه والمنهج، بیروت، دارالفکر المعاصر، ۱۴۱۸ق ، چاپ دوم ، ج ۲۴، ص۲۱۶.
  14. مراغی، احمد بن مصطفی ؛ تفسیر مراغی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، بی تا، ج ۲۴، ص۱۲۲ .
  15. انعام/سوره۶، آیه۱۱۶.
  16. یونس/سوره۱۰، آیه۳۶.
  17. ابن عاشور، محمد بن طاهر؛ التحریر و التنویر، بی تا، بی جا، ج ۷، ص۲۱.
  18. ابن عاشور، محمد بن طاهر؛ التحریر و التنویر، بی تا، بی جا،ج ۲۷، ص۱۱۴.
  19. قرشی، سیدعلی اکبر؛ قاموس قرآن ، تهران ، دارالکتب الإسلامیه، ۱۳۷۱ش ، چاپ ششم ، ج ۴، ص ۲۷۴.
  20. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۷، ص۱۸۰ .
  21. طبرسی، فضل بن حسن ؛ مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ، تهران ، ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش ، چاپ سوم، ج ۱، ص۲۲۰.
  22. حاقه/سوره۶۹،آیه ۲۰.
  23. جاثیه/سوره۴۵، آیه۳۲.
  24. کهف/ سوره۱۸، آیه۴۳.
  25. توبه/سوره۹، آیه۱۱۸.
  26. بقره/سوره۲، آیه۴۶.
  27. بقره/سوره۲، آیه۲۴۹.
  28. سبزواری نجفی، محمد بن حبیب الله؛ الجدید فی تفسیر القرآن المجید، بیروت، دارالتعارف، ۱۴۰۶ق ، چاپ اول ، ج ۱، ص۳۱۶.
  29. التبیان فی تفسیر القرآن، ج ۱، ص۲۰۵.
  30. التبیان فی تفسیر القرآن، ج ۱، ص۲۰۴.
  31. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران؛ تفسیر نمونه ، تهران ، دارالکتب الإسلامیه، ۱۳۷۴ش ، چاپ اول، ج ۱، ص ۲۱۶.
  32. الجدید فی تفسیر القرآن المجید، ج ۱، ص۷۳.
  33. تفسیر مراغی، ج ۱، ص۱۰۷.
  34. طباطبایی(علامه)، سیدمحمدحسین؛ المیزان فی تفسیرالقرآن، قم ، جامعهٔ مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۴۱۷ق، چاپ پنجم، ج ۱، ص۱۵۲.
  35. طبرسی، فضل بن حسن ؛ تفسیر جوامع الجامع ، تهران ، دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم، ۱۳۷۷ش ، چاپ اول ، ج ۱، ص۴۳.
  36. آلوسی، سیدمحمود؛ روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم ، بیروت ، دارالکتب العلمیه ، ۱۴۱۵ق ، چاپ اول ، ج ۱، ص۲۵۱.
  37. شاکر، محمدکاظم؛ پژوهشی در معنای ظن و جایگاه معرفتی و اخلاقی آن در قرآن، مقالات و بررسی‌ها، دفتر۸۴، تابستان۱۳۸۶، ص۱۰۷- ۱۲۵.
  38. مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ، ج ۱، ص۲۲۰.
  39. التحریر و التنویر، ج ۲، ص۴۷۶.
  40. الجدید فی تفسیر القرآن المجید، ج ۶، ص۵۱۱.
  41. الجدید فی تفسیر القرآن المجید، ج ۶، ص۵۱۱ .
  42. نور/سوره۲۴، آِیه۱۲.
  43. تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۳۹۶.
  44. رشیدالدین میبدی، احمد بن ابی سعد؛ کشف الأسرار و عده الأبرار، تهران ، امیر کبیر، ۱۳۷۱ش ، چاپ پنجم ، ج ۹، ص۲۶۱.
  45. حجرات/سوره۴۹، آیه۱۲.
  46. الجدید فی تفسیر القرآن المجید، ج ۶، ص۵۱۱.
  47. التحریر و التنویر، ج ۲۶، ص۲۱۱.
  48. نجم/سوره۵۳، آیه ۲۸.
  49. نجم/سوره۵۳، آیه۲۳.
  50. تفسیر نمونه، ج ۲۲، ص۵۳۱.
  51. تفسیر نمونه، ج ۱۲، ص ۱۱۸.
  52. یونس/سوره۱۰، آیه۳۶.
  53. التحریر و التنویر، ج ۱۱، ص۸۰ و ۸۱.
  54. تفسیر نمونه، ج۲۲، ص۵۱۶.
  55. نجم/سوره۵۳، آیه۲۳ .
  56. بقره/سوره۲، آیه۱۶۹.
  57. الجدید فی تفسیر القرآن المجید، ج ۱، ص۱۹۵.
  58. حجرات/سوره۴۹، آیه۱۲.
  59. نسا/سوره۴، آیه۱۵۷.
  60. حجرات/سوره۴۹، آیه۱۲.
  61. یونس/سوره۱۰، آیه۳۶.
  62. اسراء/سوره۱۷، آیه۳۶.
  63. المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۳، ص۹۲ - ۹۳.
  64. التبیان فی تفسیر القرآن، ج ۵، ص۳۷۷.
  65. التبیان فی تفسیرالقرآن، ج ۶، ص۴۷۷.
  66. طبری ابوجعفر، محمدبن جریر؛ جامع البیان فی تفسیرالقرآن، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۱۲ق ، چاپ اول ، ج ۱۵، ص۶۲.
  67. حجرات/سوره۴۹، آیه۱۲.
  68. تفسیر کاشف، ج ۷، ص۱۱۸ و ۱۱۹.
  69. المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۸، ص۳۲۳.
  70. تفسیر نمونه، ج ۱۲، ص۱۲۱.
  71. اسراء/سوره۱۷، آیه۳۶.
منبع: ویکی فقه - تاریخ برداشت: 94/11/01