سیدمحمود طالقانی: تفاوت بین نسخهها
| سطر ۳۰: | سطر ۳۰: | ||
به دنبال آزادیهای نسبی سیاسی سالهای ۳۹ تا ۴۱، گروهها و جمعیتهای سیاسی، پس از چند سال فشار و اختناق سیاسی، بار دیگر به فعالیت پرداختند. در ۱۳۳۹، آیت الله طالقانی به همراه گروهی از فعالان مذهبی در تشکیلات جبهه ملی دوم، دست به مبارزات سیاسی زد،اما چون تشکیلات جبهه ملی را مناسب اهداف و روش مذهبی خود نیافت از آن منشعب شد و «جمعیت نهضت آزادی ایران» را تشکیل داد که در رأس آن آیت الله طالقانی، مهندس بازرگان و دکتر یدالله سحابی قرار داشتند.<br/> | به دنبال آزادیهای نسبی سیاسی سالهای ۳۹ تا ۴۱، گروهها و جمعیتهای سیاسی، پس از چند سال فشار و اختناق سیاسی، بار دیگر به فعالیت پرداختند. در ۱۳۳۹، آیت الله طالقانی به همراه گروهی از فعالان مذهبی در تشکیلات جبهه ملی دوم، دست به مبارزات سیاسی زد،اما چون تشکیلات جبهه ملی را مناسب اهداف و روش مذهبی خود نیافت از آن منشعب شد و «جمعیت نهضت آزادی ایران» را تشکیل داد که در رأس آن آیت الله طالقانی، مهندس بازرگان و دکتر یدالله سحابی قرار داشتند.<br/> | ||
پس از اعلام رفراندوم ملی از سوی شاه در اواخر دی ۱۳۴۱، آیت الله طالقانی، همصدا با امام خمینی آن را محکوم کرد و برخلاف قانون اساسی دانست. از اینرو بار دیگر دستگیر و بیش از چهار ماه زندانی گردید و پیش از فرارسیدن محرم ۴۲ آزاد شد. به دستور امام خمینی، وعاظ و هیأتهای مذهبی در ایام عزاداری دهه اول محرم مکلف شدند تا جنایات رژیم شاه را در حمله به مدرسه فیضیه، دستگیری و زندانی کردن مبارزان و اهداف شوم انقلاب سفید شاه را برملا کنند. آیت الله طالقانی نیز به پیروی از دستور امام، به مدت ده شب سخنرانیهای افشاگرانة مهمی ایراد نمود و پس از پایان عاشورا چون احتمال دستگیری خود را میدید به لواسانات در حومه تهران رفت.<br/> | پس از اعلام رفراندوم ملی از سوی شاه در اواخر دی ۱۳۴۱، آیت الله طالقانی، همصدا با امام خمینی آن را محکوم کرد و برخلاف قانون اساسی دانست. از اینرو بار دیگر دستگیر و بیش از چهار ماه زندانی گردید و پیش از فرارسیدن محرم ۴۲ آزاد شد. به دستور امام خمینی، وعاظ و هیأتهای مذهبی در ایام عزاداری دهه اول محرم مکلف شدند تا جنایات رژیم شاه را در حمله به مدرسه فیضیه، دستگیری و زندانی کردن مبارزان و اهداف شوم انقلاب سفید شاه را برملا کنند. آیت الله طالقانی نیز به پیروی از دستور امام، به مدت ده شب سخنرانیهای افشاگرانة مهمی ایراد نمود و پس از پایان عاشورا چون احتمال دستگیری خود را میدید به لواسانات در حومه تهران رفت.<br/> | ||
| + | ==غیرت وبصیرت == | ||
| + | کشف حجاب اجباری شد. مأمور در حال کشیدن چادر زن بود و زن نمیگذاشت. با هم گلاویز شده بودند. سیّد داشت میگذشت. به مأمور حمله کرد و زن را نجات داد. شش ماه زندان برایش بریدند. | ||
== دومین دستگیری == | == دومین دستگیری == | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۶ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۲۸
نویسنده: محمد رجبی
محتویات
- ۱ ولادت و تحصیلات
- ۲ شروع مبارزات
- ۳ حمایت از جنبش ملی شدن صنعت نفت
- ۴ روابط میان آیت الله طالقانی و فداییان اسلام
- ۵ دستگیری به وسیله ساواک
- ۶ جلسات تفسیر قرآن مسجد هدایت
- ۷ غیرت وبصیرت
- ۸ دومین دستگیری
- ۹ سومین دستگیری
- ۱۰ آزادی از زندان ساواک
- ۱۱ اعتماد ویژه امام خمینی (ره) به آیت الله طالقانی
- ۱۲ تلاش سازمان مجاهدین خلق برای ایجاد شکاف میان آیت الله و انقلاب
- ۱۳ نمایندگی مردم تهران
- ۱۴ انتقاد شدید از سازمان مجاهدین خلق
- ۱۵ پیام امام خمینی (ره) بمناسبت درگذشت آیت الله طالقانی
- ۱۶ آثار و تالیفات
- ۱۷ فهرست منابع
ولادت و تحصیلات
از علما. مفسران. فعالان سیاسی و مجاهد معروف و منتفذ ایران در قرن چهاردهم هجری. وی فرزند آیت الله سیدابوالحسن طالقانی از علمای نامدار تهران بود و در روز ۴ ربیع الاول ۱۳۲۹ در روستای گلیرد طالقان به دنیا آمد. سیدمحمود تا هفت سالگی در زادگاهش پرورش یافت و خواندن و نوشتن را آموخت و مقدمات علوم را نزد پدرش فراگرفت و سپس به همراه خانواده اش به تهران آمد.
اندکی از ورود او نگذشته بود که کودتای رضاخان در تهران روی داد و پایههای دیکتاتوری او با دستگیری و حبس آزادیخواهان روز به روز مستحکم تر شد. سیدمحمود اوضاع آن زمان را چنین بیان میکند:«از آن روزی که اینجانب در این اجتماع چشم گشودم،مردم سرزمینم را زیر تازیانه و چکمه خودخواهان دیدم. هر شامگاهان در خانه منتظر خبری بودیم که امروز چه حوادث تازهای رخ داده و کی دستگیر یا تبعید یا کشته شده و چه تصمیمی دربارهٔ مردم گرفتهاند؟ پدرم که از علمای سرشناس و مجاهد بود، هر صبح که از خانه بیرون میرفت اما اطفال خردسال و مادر بیچاره مان تا مراجعتش در هراس و اضطراب به سر میبردیم…».
شروع مبارزات
سیدمحمود از همان دوران نوجوانی وارد مبارزه گردید و مسئولیت نگهبانی از جلساتی را که پدرش به همراه سیدحسن مدرس و دیگر روحانیون مبارز در منزل برپا میکرد برعهده میگرفت. در جوانی برای ادامه تحصیلات وارد حوزة علمیة قم گردید که زیر نظر حاج شیخ عبدالکریم حائری اداره میشد. وی نخست در مدرسة رضویه و سپس در مدرسة فیضیه ساکن شد و در آنجا از درس مدرسان بزرگی چون سید محمد حجت و سیدمحمدتقی خوانساری استفاده کرد. پس از آن به نجف اشرف رفت و در درس شیخ محمدحسین غروی و آقا ضیاءالدین عراقی حاضر شد و مدتی بعد به قم بازگشت.
آن زمان مصادف با اختناق حکومت رضاخان و اقدامات ضد اسلامی او بود. در توصیف آن دوران بعدها گفت: «آن دورهای که در قم سرگرم تحصیل بودم، مردم از وحشت از یکدیگر میرمیدند. جان و مال و ناموس مردم تا عمامه اهل علم و روسری زنان مورد غارت و حمله مأمورین استبداد بود. این وضع چنان به روح و اعصابم فشار وارد میآورد که اثر آن، دردها و بیماریهایی است که تا پایان عمر باقی خواهد بود. در آن روزها با خود میاندیشیدم که این بحثهای دقیق در فروع و احکام مگر برای عمل و سعادت فرد و اجتماع نیست؟…
این روش و تضاد جمعی از پیشوایان دینی، این محیط تاریک، این تأثرات روحی، قهراً به مطالعه و دقت بیشتر در آیات قرآن حکیم و کتاب شریف نهج البلاغه و تاریخ و سیرة پیامبر اکرم و ائمه هدی علیهم السلام وادارم کرد. برخورد با بعضی از اساتید و علمای بزرگ، دستگیرم شد، کم کم خود را در محیط روشنی دیدم و به ریشههای دین آشنا شدم و قلبم مطمئن گردید و هدف و مقصد را از نظر وظیفه اجتماعی تشخیص دادم و تا توانستم به توفیق خداوند از دیگران دستگیری کردم…».
وی پس از نیل به درجه اجتهاد در حدود سالهای ۱۳۱۸ تا ۱۳۲۰ به تهران آمد و در یکی از مساجد محله قنات آباد ـ واقع در جنوب تهران ـ به تفسیر قرآن پرداخت، اما از سوی متحجران مورد شماتت قرار گرفت. در همان زمان به جرم دفاع از یکی از زنان باحجاب در برابر مأموران رضاخان، بازداشت شد و به شش ماه زندان محکوم گردید.
پس از سقوط وخروج رضاخان از کشور در شهریور ماه ۱۳۲۰، آزادی نسبی سیاسی در کشور پدید آمد و برگزاری مراسم و شعایر مذهبی آزاد شد. از آن پس زنان آزادانه و به میل خود به حجاب روی آوردند و روحانیون بدون هیچگونه منعی عمامه بر سر نهادند. آیت الله طالقانی از این فرصت سیاسی به خوبی استفاده کرد و برای جلب جوانان و دانشگاهیان و آشنایی آنها با معارف اسلام، «کانون اسلام» را در تهران تأسیس کرد که مورد استقبال فراوان دانشجویان و دانشگاهیان قرار گرفت و در ضمن مجله دانش آموز، ارگان کانون، را نیز منتشر نمود. همچنین در «انجمن اسلامی دانشجویان» دانشگاه تهران و «انجمن اسلامی مهندسین» که در همین سالها تشکیل شد، فعالانه شرکت کرد و به ایراد سخنرانی پرداخت.
آیت الله طالقانی در ۱۳۲۵ به نمایندگی از سوی «اتحادیه مسلمین» و «روحانیت تهران» همراه با ارتش به آذربایجان اعزام شد تا هم سربازان را باری نجات آذربایجان تشویق کند و هم گزارش بی غرضانه و بدون واسطهای از عملکرد ارتش برای روحانیت فراهم آورد.
حمایت از جنبش ملی شدن صنعت نفت
در جریان نهضت ملی ایران نیز از جنبش ملی شدن صنعت نفت حمایت کرد و روابط نزدیک و صمیمانهای با آیت الله کاشانی برقرار ساخت و از دولت دکتر مصدق نیز حمایت میکرد. در انتخابات دوره هفدهم مجلس شورای ملی به نمایندگی از سوی مردم انتخاب شد اما چون دولت، انتخابات برخی از حوزههای انتخابیه را ابطال کرد، وی نتوانست به مجلس راه یابد. پس از آنکه از یک سو میان آیت الله کاشانی و فداییان اسلام کوشید تا این اختلافها را برطرف کند اما توفیقی به دست نیاورد.
روابط میان آیت الله طالقانی و فداییان اسلام
روابط میان آیت الله طالقانی و فداییان اسلام، با وجود برخی اختلاف نظرها و انتقادهای آیت الله طالقانی تا پایان حسنه بود، چنانکه پس از کودتای ۲۸ مرداد و پیش از دستگیری فدائیان، آنها مدتی در منزل آیت الله طالقانی مخفی بودند و به همین دلیل او نیز دستگیر و مدتی بازداشت شد.
پس از کودتای امریکایی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، برخی از آزادیخواهان به منظور تداوم نهضت ملی سازمان مخفی «نهضت مقاومت ملی» را تشکیل دادند که آیت الله طالقانی از جمله آنان بود.
دستگیری به وسیله ساواک
در ۱۳۳۶ ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور) به مراکز نهضت ملی در شهرهای تهران، اصفهان، تبریز، مشهد و شیراز یورش برد و بسیاری از اعضای فعال آن را دستگیر کرد. آیت الله طالقانی نیز از جمله دستگیرشدگان بود که بیش از یک سال در زندان به سر برد.
در نیمة شعبان ۱۳۳۹ ش، آیت الله طالقانی، چنانکه انتظار میرفت، با سخنرانی نافذ خود، این جشن مذهبی را به یک میتینگ سیاسی تبدیل نمود. از اینرو پلیس به انبوه مردم حاضر در مجلس حمله کرد و گروهی از شرکت کنندگان، از جمله آیت الله طالقانی را دستگیر و بازداشت نمود، اما به سبب فشار افکار عمومی مدتی بعد وی را آزاد کرد.
جلسات تفسیر قرآن مسجد هدایت
آیت الله طالقانی، از ۱۳۲۰ به بعدا بهترین وسیله برای روشنگری سیاسی و اجتماعی را در تفسیر قرآن میدانست و به همین منظور «مسجد هدایت» را در یکی از خیابانهای پرازدحام تهران، به عنوان کانون فعالیت خود برگزید. وی در آن مسجد اقامه نماز جماعت میکرد و خود درس تفسیر قرآن میگفت. برداشتهای خاص علمی و انقلابی او از قرآن، مورد پسند قشر تحصیلکرده مذهبی بود از اینرو مسجد هدایت در طول آن سالها مهمترین روشنفکران مذهبی به شمار میرفت. علاوه بر آن هزارگاه، وعاظ و دانشگاهیان برجسته به مناسبت اعیاد و وفیات مذهبی در آنجا سخنرانی میکردند که اغلب آنها ماهیت و جهتی سیاسی داشت. به همین دلیل بارها مسجد هدایت تعطیل و سخنرانان آن دستگیر و بازداشت شدند.
به دنبال آزادیهای نسبی سیاسی سالهای ۳۹ تا ۴۱، گروهها و جمعیتهای سیاسی، پس از چند سال فشار و اختناق سیاسی، بار دیگر به فعالیت پرداختند. در ۱۳۳۹، آیت الله طالقانی به همراه گروهی از فعالان مذهبی در تشکیلات جبهه ملی دوم، دست به مبارزات سیاسی زد،اما چون تشکیلات جبهه ملی را مناسب اهداف و روش مذهبی خود نیافت از آن منشعب شد و «جمعیت نهضت آزادی ایران» را تشکیل داد که در رأس آن آیت الله طالقانی، مهندس بازرگان و دکتر یدالله سحابی قرار داشتند.
پس از اعلام رفراندوم ملی از سوی شاه در اواخر دی ۱۳۴۱، آیت الله طالقانی، همصدا با امام خمینی آن را محکوم کرد و برخلاف قانون اساسی دانست. از اینرو بار دیگر دستگیر و بیش از چهار ماه زندانی گردید و پیش از فرارسیدن محرم ۴۲ آزاد شد. به دستور امام خمینی، وعاظ و هیأتهای مذهبی در ایام عزاداری دهه اول محرم مکلف شدند تا جنایات رژیم شاه را در حمله به مدرسه فیضیه، دستگیری و زندانی کردن مبارزان و اهداف شوم انقلاب سفید شاه را برملا کنند. آیت الله طالقانی نیز به پیروی از دستور امام، به مدت ده شب سخنرانیهای افشاگرانة مهمی ایراد نمود و پس از پایان عاشورا چون احتمال دستگیری خود را میدید به لواسانات در حومه تهران رفت.
غیرت وبصیرت
کشف حجاب اجباری شد. مأمور در حال کشیدن چادر زن بود و زن نمیگذاشت. با هم گلاویز شده بودند. سیّد داشت میگذشت. به مأمور حمله کرد و زن را نجات داد. شش ماه زندان برایش بریدند.
دومین دستگیری
بعد از واقعة ۱۵ خرداد (۱۲ محرم ۴۲)ـ که به دنبال دستگیری امام روی داد و به کشته و مجروح شدن صدها تن در تهران،قم و ورامین انجامید ـ نهضت آزادی، اعلامیه شدیداللحنی با عنوان «دیکتاتور خون میریزد» در سر تا سر ایران منتشر نمود و در آن دستگیری و بازداشت امم و سرکوب و کشتار مردم را به شدت محکوم کرد. رژیم شاه که آیت الله طالقانی را مسبب اصلی صدرو این اعلامیه میدانست او را در روز ۲۲ خرداد آن سال دستگیر وبازداشت نمود و در۳۰ مهرماه همان سال در دادگاه نظامی محاکمه و به ده سال زندان محکوم کرد.
وی زندان قصر (بازداشتگاه خود) را به دانشگاه زندانیان سیاسی تبدیل نمود و کلاسهای تفسیر قرآن و نهج البلاغه و تاریخ اسلام دایر کرد که بازتاب و تأثیر آن حتی به بیرون از زندان نیز کشیده شد. علاوه بر آن در زندان اقامه نماز جماعت مینمود و در فعالیتهای مشترک زندانیان سیاسی، همانند سایرزندانیان، شرکت میکرد. در زمان فراغت نیز به تألیف و تصنیف میپرداخت که تفسیر پرتوی از قرآن و در سایههای قرآن (ترجمه تفسیر فی ظلال القرآن) محصول همین سالهاست. سرانجام در ۱۳۴۶ رژیم پهلوی بر اثر فشار افکار عمومی و واکنشهای بین المللی او را آزاد کرد.
اتحاد ملل اسلامی از آرمانهای دیرینه آیت الله طالقانی بود. از همین رو وی در کنفرانسهای وحدت اسلامی شرکت میکرد و از تأسیس دارالتقریب مذاهب اسلامی شرکت میکرد و از تأسیس دارالتقریب مذاهب اسلامی که توسط آیت الله بروجردی و علمای الازهر مصر صورت گرفت به گرمی استقبال نمود و سخت بدان امید داشت. وی از خطراتی که جهان اسلام را تهدید میکرد نگران بود و در رأس این خطرات دولت اسرائیل قرار داشت که در قلب سرزمینهای اسلامی و با حمایت همه جانبه استکبار جهانی و با ترور و سرکوب و بی خانمانی مسلمانان منطقه در سرزمین مقدس فلسطین تأسیس شده بود. او خاطره خود را از شرکت در کنگره (مؤتمر) فلسطین چنین بیان میکند:« در سال ۱۳۲۸، اولین سفری که به مؤتمر فلسطین رفتم، از نزدیک به آوارگان فلسطینی میاندیشیدم. از کشورهای اسلامی وعربی (نمایندگانی)، به کنفرانس آمده بودند ولی بعضی فقط حماسه میخواندند و تظاهر به طرفداری از این مظلومین و مسجد غصب شده داشتند. از نزدیک افسردگی، ظلم، حق خوردگی مردم فلسطین را میدیدم که چگونه اینها مورد رعایت و مورد انفاق سازمان ملل و همان دنیا و کشورهایی واقع شدهاند که انیها را آواره کردهاند. اول از سرزمینشان راندند و بعد به صورت یک مشت فقیر و بیچاره به اینها کمک میکردند.» بیست سال پس از آن تاریخ در خطبه نماز عید فطر ۱۳۴۸ به مسأله فلسطین پرداخت و ضمن آگاه کردن مردم، از ستم رفته و برادران و خواهران مسلمان فلسطینی و یادآوری مسئولیت آنان در این مبارزه، از مردم ایران خواست تا فطریه هایشان را برای کمک به مبارزان مسلمان بدهند و خود نیز چنان کرد و سال بعد آیت الله مطهری به تأسی از وی در نماز عید فطر مردم را بدان کار دعوت نمود.
سومین دستگیری
در ۱۳۴۹ در مجلس ختم آیت الله سعیدی ـ که در زندان توسط دژخیمان شاه به شهادت رسیده بود ـ شرکت کرد و متعاقباً از سوی مأموران امنیتی دستگیر شد اما پس از دو روز آزاد گردید. در مهر ماه همان سال به مناسبت در گذشت جمال عبدالناصر رهبر ملی مصر، مجلس ختمی در مسجد هدایت برگزار کرد که این اقدام غیرمنتظرانه او،رژیم شاه را غافلگیر نمود. در روز عید فطر ۱۳۵۰ از برگزاری نماز عید فطر توسط او جلوگیری شد و منزلش به مدت یک ماه به محاصره مأموران رژیم درآمد. سپس وی را در دادگاه نظامی محاکمه و به سوی سال تبعید به زایل محکوم نمودند. رژیم که از فعالیتهای روشنگرانه او به شدت هراس داشت تبعیدگاهش را به یافت تغییر داد و برای دلجویی از وی مدت تبعید او را به نصف کاهش داد و پس از یک سال و نیم تبعید، در ۵۲ به تهران بازگشت.
وی از آن پس از اقامه جماعت و ایراد سخنرانی ممنوع شد و دو سال بعد به دلیل ارتباط و همکاری با سازمان مجاهدین خلق بار دیگر دستگیر شد و شکنجههای روحی و جسمی فراوانی متحمل گردید. این بار پس از دو سال بازداشت،رژیم، او را که در سن پیری قرار داشت محاکمه و به ده سال زندان محکوم کرد. او حدود سه سال را در سختترین شرایط در سلول گذراند و با وجود ضعف جسمانی و فشارهای طاقت فرسای روحی، حاضر به نرمش و کرنش در مقابل دژخیمان نشد.
آزادی از زندان ساواک
با اوجگیری امواج انقلاب اسلامی، پایههای رژیم شاه به لرزه در آمد. رژیم برای نشان دادن روحیة آشتی با مردم و کاهش مطالبات سیاسی آنان که همان براندازی رژیم بود،زندانیان سیاسی را به تدریج آزاد کرد. آیت الله طالقانی در روز ۸ آبان ۱۳۵۷ در میان انبوه مردم انقلابی که از ساعتها قبل بر در زندان قصر گرد آمده بودند ظاهر شد و زندان را برای همیشه ترک گفت. امام خمینی که در آن هنگام در پاریس بودند طی پیامی آزادی او را تبریک گفت: «این مسئله امری طبیعی است که شخصیتهایی مثل جنابعالی که عمر گرانمایه خود را در آزادی و استقلال کشور و مخالفت بی امان با دستگاه جبار و غارتگر بین المللی صرف نمودهاند در حبس و شکنجه به سر برند و از آزادی محروم باشند. آزادی امثال جنابعالی،برخلاف منطق شاه و موازین دولت اوست… ما با این منطق، مخالف و کسانی که با آن موافقند با ملت و ما که خدمتگزار ملتیم موافق نیستند».
آیت الله طالقانی نیز در پاسخ پیام تبریک امام خمینی، در نامهای نوشت: «… اینجانب مصمم هستم که تحت هدایت و یاری پروردگار، در کنار برادران مبارز و مسلمان خود و زیر پرچم واحد و نظم سازمان متشکل انقلاب توحیدی، با ارشاد و هدایت آن مرجع گرانقدر تا آنجا که در توان دارم تا پایان راه که وصال به آستان پروردگار است، ادامه دهم…».
با آغاز ماه محرم ۱۳۵۷ ـ که سرنوشت انقلاب در آن ایام حساس تعیین میگردید - آیت الله طالقانی، طی پیامی به ملت انقلابی ایران اعلام داشت: «شعایر و تظاهرات این ماههای سوگواری، همگی باید با محتوای سیاسی واعتراض به وجود رژیم سلطنتی موجود در کشور باشد. دستهای سوگوارانی که به سر و سینهها کوبیده میشد اکنون باید به مشتهای گره کرده و اعتراضی علیه نظام موجود، تغییر جهت دهد…». وی علیرم اخطارهای پی در پی مقامات دولتی و حکومت نظامی در روز چهارم محرم، طی پیامی اعلام داشت که: «بار دیگر برای رساندن ندای حق طلبانه ملت مسلمان ایران به گوش جهانیان، روز یک شنبه را که مصادف با تاسوعای حسینی است به راهپیمایی بزرگ که همه طبقات را در بر میگیرد اختصاص میدهیم. باشد که دستگاه حاکمة لجوج و سفاک و نیز دول حامی او و محافل اناسنی و آزادهای که همواره به حمایت و دادخواهی ملتهای مظلوم شهره شدهاند،از این حرکت قانونی و مسالمت جویانة ملت ایران به جوش آیند و مردم ما را برای حاکمیت بر سرنوشت خود آزاد بگذارند»، و در پایان تأکید نمود که وی راهپیمای را از خانه خود آغاز خواهد کرد. آیت الله طالقانی به همراه میلیونها نفر از مردم انقلاب تهران در راهپیمایی بزرگ روزهای تاسوعا و عاشورا شرکت جست.
منزل آیت الله طالقانی از بدو آزادی از زندان تا آمدن امام خمینی به تهران، مهمترین کانون انقلاب در تهران بود و بسیاری از برنامهها و سازماندهی سیاسی ضد رژیم، در آنجا شکل میگرفت. در روز ۱۰ بهمن ۵۷ طی پیامی به پرسنل ارتش،از آنان خواست که وابستگی خود را به استعمار بیگانه و رژیم مزدورش قطع کرده و به صفوف انقلابی مردم بپیوندند.
اعتماد ویژه امام خمینی (ره) به آیت الله طالقانی
وی مورد اعتماد ویژة امام بود و از طرف ایشان به عنوان یکی از اعضای اصلی شورای انقلاب اسلامی،در آخرین ماههای پیروزی انقلاب انتخاب شد. بعد از پیروزی انقلاب نیز از سوی امام خمینی به عنوان نخستین امام جمعة تهران منصوب گردید.
تلاش سازمان مجاهدین خلق برای ایجاد شکاف میان آیت الله و انقلاب
از نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب،نیروهای ضد انقلاب ـ به ویژه سازمان مجاهدین خلق ـ برای ایجاد شکاف در میان مردم،کوشیدند تا با تشبث به برخی از گلایههای آیت الله طالقانی از بی نظمی پدید آمده در بعد از انقلاب،ایشان را به عنوان رهبر نیروهای مخالف در برابر امام خمینی قرار دهند. او که در فروردین ۵۸ به عنوان اعتراض تهران را ترک کرده بود، پس از دیدار فرزند امام با ایشان، به قم رفت و در روز ۳۰ فروردین با امام خمینی دیدار کرد و در مدرسه فیضیه سخنرانی نمود و بار دیگر بر وحدت نظر خود با امام خمینی تأکید کرد و گفت: «… آن کسانی که اندیشه تفرقه افکنی دارند و میخواهند سوء استفاده کنند ـ یا آگاهانه یا ناآگاهانه ـ از این جهت باید خاطرشان جمع باشد که ما تا وقتی زنده هستیم ممکن نیست بین ما که اصول مکتب مان را قرآن و سنت مشخص کرده تفرقه بیندازند و هدف هایمان مشخص است… این مخلص نسبت به رهبری ایشان بارها و بارها نظر دادهام و رهبری قاطع ایشان را برای خود پذیرفتهام و همیشه سعی کردهام که مشی من از مشی این شخصیت بزرگ و افتخار قرن واسلام خارج نباشد…». وی پس از آن و بارها بر اطاعت و تبعیت خود از امام تأکید و تصریح نمود و بدین ترتیب توطئه ضد انقلاب را نقش بر آب ساخت.
نمایندگی مردم تهران
آیت الله طالقانی در نخستین انتخابات کشور که به منظور بررسی پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی،برگزار شد، نمایندةاول مردم تهران در مجلس خبرگان گردید. سخنان وی در دیدار با مردم و گروههای مختلف و نیز خطبههای نمز جمعه و دروس تفسیر قرآن ایشان،حول محور همدلی و وحدت میان همة مردم، مشارکت مردم در امور سیاسی و اجتماعی، ایجاد شوراهای اسلامی در همة سطوح، و عدم انحراف از خط رهبری امام خمینی بود.
از نخستین روزهای پس از پیروزی انقلاب گروههای چپ گرا با مشارکت سلطنت طلبان، به پادگانهای نظامی در کردستان حمله کردند تا با اعلام خودمختاری، دولت مرکزی را متوجه درگیریهای داخلی نموده و از پرداختن به امور مهم کشور بازدارند. بدین منظور هیأت عالیرتبهای که در میان آنان آیت الله طالقانی و آیت الله بهشتی نیز شرکت داشتند به سنندج عزیمت کردند و با مردم و گروههای مختلف کرد دیدار و گفتگو کردند که پس از آن آرامش نسبی در آنجا برقرار شد؛ اما چندی بعد درگیریهای خونین میان ضد انقلاب وپاسداران انقلاب اسلامی زبانه کشید. آیت الله طالقانی در یکی از خطبههای نماز جمعه خطاب به کردها آنان را از دسیسههای ضد انقلاب برحذر داشت و گفت: «شما خواهرها و برادرهای کُرد، آلت دست یک مشت فرصت طلب، یک مشت دزدهای فراری، یک مشت مردم خودخواه میشوید. بس است دیگر راضی نشوید که روی شما کردها معامله بکنند».
وی که پس از پیروزی انقلاب امیدوار بود که با اخلاق و موعظة حسنه و سعه صدر. گروههای سیاسی معاند و مخالف را با انقلاب آشتی دهد، هنگامی که متوجه شد نه تنها در این راه توفیقی به دست نیاورده بلکه سبب نگرانی مردم و امام و سوء استفاده گروههای مذکور از نام و حیثیت سیاسی او نیز شده، لب به انتقاد از آنها گشود و ابهامات و تردیدها را برطرف ساخت. وی در تابستان ۱۳۵۸ از گروههای سیاسی خواست تا از موضع گیریهای مخالفت آمیز خود با انقلاب دست بردارند و «برای گروه پرستی و خودنمایی» این نهضت عظیم و چهرة اسلام را خراب نکنند».
انتقاد شدید از سازمان مجاهدین خلق
سازمان مجاهدین خلق که خود را راهرو آیت الله طالقانی معرفی میکند و با سوء استفاده از نام و شخصیت ایشان بر ضد امام و انقلاب موضعگیری و تبلیغ مینمود، خشم آیت الله طالقانی را برانگیخت تا بدانجا که طی یک سخنرانی، آنها را به شدت به باد انتقاد گرفت و گفت: «چه این جوجه کمونیستهای داخل خودمان، چه آنها (که) یک مشت جوان احساساتی سی سالهاند خیال میکنند قیم همه مردمند… من خودم را برای دفاع از اینها داشتم فدا میکردم،حتی در مقابل بعضی از تنگ نظرها، اندک بینها،من را متهم میکردند. حتی خود رهبر به من فرمود: شما چرا مسامحه میکنید در برابر اینها؟».
وفات
آیت الله طالقانی پس از یک عمر مبارزه و مجاهدت، سرانجام در نخستین ساعات بامداد دوشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۵۸ در تهران در گذشت. این خبر،برای عموم مردم کشور غیر منتظره بود. جنازة او از دانشگاه تهران و در میان شیون و زاری میلیونها عزادار تا بهشت زهرا تشییع شد و روز سه شنبه در همانجا دفن گردید. دولت جمهوری اسلامی به مناسبت درگذشت وی یک روز تعطیل و سه روز عزای عمومی اعلام کرد و مجالس ختم متعددی در تهران،قم و سایر شهرها از سوی شخصیتهای مذهبی برگزار گردید.
پیام امام خمینی (ره) بمناسبت درگذشت آیت الله طالقانی
امام خمینی نیز در همان روز طی پیامی، آن مصیبت بزرگ را به مردم ایران تسلیت گفت و از مجاهدات آیت الله طالقانی تجلیل کرد. در پیام ایشان آمده بود: «مجاهد عظیم الشأن و برادر بسیار عزیز، حضرت حجه الاسلام و المسلمین آقای طالقانی از بین ما رفت و به ابدیت پیوست و به ملأ اعلی با اجداد گرامیش محشور شد. برای آن بزرگوار سعادت و راحت و برای ما و امت ما تأسف و تأثر و اندوه. آقای طالقانی یک عمر در جهاد و روشنگری و ارشاد گذراند. او شخصیتی بود که از حبسی به حبسی واز رنجی به رنج دیگر در رفت و آمد بود و هیچگاه در جهاد بزرگ خود سستی و سردی نداشت… او برای اسلام به منزله حضرت ابوذر بود. زبان گویای او چون شمشیر مالک اشتر برنده بود و کوبنده. مرگ او زودرس بود و عمر او پربرکت…».
آثار و تالیفات
آیت الله طالقانی دارای آثار متعددی از این قرار است: پرتوی از قرآن. اسلام و مالکیت، امام علی بن ابیطالب (ترجمه)؛ پرتوی از نهج البلاغه؛ به سوی خدا میرویم؛ آینده بشریت از نظر مکتب ما؛ آزادی و استبداد؛ مرجعیت و فتوا؛ خطبههای نماز جمعه؛ آیه حجاب؛ درسی از قرآن؛گفتارهای رادیویی (سالهای ۱۳۲۵ و ۱۳۲۶)؛ روزها و خطابهها ، مقدمهای بر انجیل برنابا؛ مقدمه، توضیح وتعلیقه بر کتاب تنبیه الامه وت تنزیه المله.
فهرست منابع
آیت الله طالقانی،ابوذر زمان (اغلب صفحات).
۲- یاران امام به روایت اسناد ساواک، آیت الله سیدمحمود طالقانی، ۱: مقدمه.







