فرهنگ مصادیق:پرداخت مالیات شرعی: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «<div class="head1">پرداخت مالیات شرعی</div> <div class="leftbox"> <p class="relatearticle">کتب مرتبط</p> {| class=...» ایجاد کرد)
 
(ب. پرداخت خمس)
 
(۳ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۱ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۲۲: سطر ۲۲:
 
|-
 
|-
 
|}
 
|}
<p class="relatemedia">چندرسانه ای مرتبط</p>
+
<p class="relatemedia">چندرسانه‌ای مرتبط</p>
 
{| class="wikitable"
 
{| class="wikitable"
 
|-
 
|-
سطر ۲۸: سطر ۲۸:
 
|-
 
|-
 
|}
 
|}
<p class="relatepro">مرتبطه ای بوستان</p>
+
<p class="relatepro">مرتبطه‌ای بوستان</p>
 
{| class="wikitable"
 
{| class="wikitable"
 
|-
 
|-
سطر ۴۰: سطر ۴۰:
 
|-
 
|-
 
|}
 
|}
<p class="relatesites">پایگاه های اینترنتی مرتبط</p>
+
<p class="relatesites">پایگاه‌های اینترنتی مرتبط</p>
 
{| class="wikitable"
 
{| class="wikitable"
 
|-
 
|-
سطر ۵۴: سطر ۵۴:
 
کلمات کلیدی : مالیات اسلامی، زکات، خمس، جزیه، خراج، انفال، حکومت. <br/>
 
کلمات کلیدی : مالیات اسلامی، زکات، خمس، جزیه، خراج، انفال، حکومت. <br/>
 
== مفهوم پرداخت مالیات شرعی ==
 
== مفهوم پرداخت مالیات شرعی ==
واژه ماليات كه از مال گرفته شده از نظر فرهنگ شناسان در معانى زير بكار برده شده است: <br/>
+
واژه مالیات که از مال گرفته شده از نظر فرهنگ شناسان در معانی زیر بکار برده شده است: <br/>
«اجرو پاداش، زكات مال، سرپرستى و چراندن گله هاى گوسفند، در جريمه اى كه حكومت بمناسبت ارتكاب جرائم ويژه از مرتكبين مى گيرد، باج، خراج و بالاخره مالى كه دولتها بطور سالانه از شهروندان خود مى گيرند.» <ref>. معین، محمد، فرهنگ معين ج 3، ص2714.</ref> امّا دراصطلاح اقتصاددانان جديد ماليات اينگونه تعريف شده است: <br/>
+
«اجرو پاداش، زکات مال، سرپرستی و چراندن گله‌های گوسفند، در جریمه‌ای که حکومت بمناسبت ارتکاب جرائم ویژه از مرتکبین می‌گیرد، باج، خراج و بالاخره مالی که دولتها بطور سالانه از شهروندان خود می‌گیرند.» <ref>. معین، محمد، فرهنگ معین ج 3، ص2714.</ref> امّا دراصطلاح اقتصاددانان جدید مالیات اینگونه تعریف شده است: <br/>
«مالیات عبارتست از وجوهی که مأموران دولت برحسب قانون از صاحبان املاك، اراضی، مستغلات و غیره گیرند سهمی است که بموجب اصل تعاون ملی و بر وفق مقررات هریک از سکنه کشور موظف است که از ثروت و درآمد خود بمنظور تأمین هزینه هاي عمومی و حفظ منافع اقتصادي یا سیاسی یا اجتماعی کشور بقدر قدرت و توانایی خود به دولت بدهد.» <ref>. جعفري لنگرودي، محمد جعفر، ترمینولوژي حقوق، ص601.</ref> <br/>
+
«مالیات عبارتست از وجوهی که مأموران دولت برحسب قانون از صاحبان املاک، اراضی، مستغلات و غیره گیرند سهمی است که بموجب اصل تعاون ملی و بر وفق مقررات هریک از سکنه کشور موظف است که از ثروت و درآمد خود بمنظور تأمین هزینه‌های عمومی و حفظ منافع اقتصادی یا سیاسی یا اجتماعی کشور بقدر قدرت و توانایی خود به دولت بدهد.» <ref>. جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ترمینولوژی حقوق، ص601.</ref> <br/>
 
پرداخت مالیات شرعی در اصطلاح عبارت است از پرداخت زکات، خمس، جزیه و خراج به حاکم اسلامی. <br/>
 
پرداخت مالیات شرعی در اصطلاح عبارت است از پرداخت زکات، خمس، جزیه و خراج به حاکم اسلامی. <br/>
  
 
== اهمیت پرداخت مالیات شرعی ==  
 
== اهمیت پرداخت مالیات شرعی ==  
یکی از عوامل تحقق توازن اقتصادی و توزیع عادلانه درآمدها و ثروت در اقتصاد اسلامی، عبارت از پرداخت مالیات های اسلامی است. مالیات در توازن اقتصادی و برقراری عدالت اجتماعی در جامعه نقش مهمی ایفا می نماید. <br/>
+
یکی از عوامل تحقق توازن اقتصادی و توزیع عادلانه درآمدها و ثروت در اقتصاد اسلامی، عبارت از پرداخت مالیات‌های اسلامی است. مالیات در توازن اقتصادی و برقراری عدالت اجتماعی در جامعه نقش مهمی ایفا می‌نماید. <br/>
از نظر فقه اسلام، خمس و زکات مهم ترین مالیات های اسلامی محسوب می شود، از سوی دیگر یکی از انواع عبادت ها در اسلام، عبادت های مالی و اقتصادی است، از این رو پرداخت خالصانه خمس و زکات از عبادت های مالی و اقتصادی شمرده می شود و از طرف دیگر در رشد اقتصادی جامعه و ریشه کنی فقر در اجتماع جایگاه مهمی دارد. <br/>
+
از نظر فقه اسلام، خمس و زکات مهم‌ترین مالیات‌های اسلامی محسوب می‌شود، از سوی دیگر یکی از انواع عبادت‌ها در اسلام، عبادت‌های مالی و اقتصادی است، از این رو پرداخت خالصانه خمس و زکات از عبادت‌های مالی و اقتصادی شمرده می‌شود و از طرف دیگر در رشد اقتصادی جامعه و ریشه کنی فقر در اجتماع جایگاه مهمی دارد. <br/>
اسلام به رابطه میان پیشرفت اقتصادی و مالیات اهمیّت و توجه زیادی داده است؛ پرداخت خمس و زکات علاوه بر اینکه واجب شرعی است و موجب بسط عدالت اقتصادی در جامعه می شود، موجب ایجاد ارتباط عدالت و پیشرفت در اقتصاد اسلامی نیز می گردد. <br/>
+
اسلام به رابطه میان پیشرفت اقتصادی و مالیات اهمیّت و توجه زیادی داده است؛ پرداخت خمس و زکات علاوه بر اینکه واجب شرعی است و موجب بسط عدالت اقتصادی در جامعه می‌شود، موجب ایجاد ارتباط عدالت و پیشرفت در اقتصاد اسلامی نیز می‌گردد. <br/>
از دیدگاه اقتصادی حکومت اسلامی بین پیشرفت و عدالت یک رابطه دقیق و عمیقی به نام عدالت اقتصادی وجود دارد و فقه اسلامی پرداخت خمس و زکات را عبادت مالی و اقتصادی به حساب می آورد. <br/>
+
از دیدگاه اقتصادی حکومت اسلامی بین پیشرفت و عدالت یک رابطه دقیق و عمیقی به نام عدالت اقتصادی وجود دارد و فقه اسلامی پرداخت خمس و زکات را عبادت مالی و اقتصادی به حساب می‌آورد. <br/>
 
== مبانی دریافت مالیات اسلامی ==
 
== مبانی دریافت مالیات اسلامی ==
1. مالیات بر درآمد؛ مانند زکات گندم، جو، خرما و کشمش. <br/>
+
۱. مالیات بر درآمد؛ مانند زکات گندم، جو، خرما و کشمش. <br/>
2. مالیات بر ثروت (دارایی)؛ مانند زکات طلا و نقره. <br/>
+
۲. مالیات بر ثروت (دارایی)؛ مانند زکات طلا و نقره. <br/>
3. مالیات بر پس انداز؛ مانند خمس. <br/>
+
۳. مالیات بر پس انداز؛ مانند خمس. <br/>
4. مالیات بر استفاده از منابع طبیعی؛ مانند خمس معادن و زکات شتر و گاو و گوسفند. <br/>
+
۴. مالیات بر استفاده از منابع طبیعی؛ مانند خمس معادن و زکات شتر و گاو و گوسفند. <br/>
5. مالیات سرانه؛ مانند زکات فطره. <br/>
+
۵. مالیات سرانه؛ مانند زکات فطره. <br/>
6. مالیات بر مصرف؛ در صورتی که فرد، کالایی را مصرف کند که خارج از نیازهای واقعی او باشد، باید خمس آن کالا را بپردازد. <br/>
+
۶. مالیات بر مصرف؛ در صورتی که فرد، کالایی را مصرف کند که خارج از نیازهای واقعی او باشد، باید خمس آن کالا را بپردازد. <br/>
 
== انواع مالیات شرعی ==  
 
== انواع مالیات شرعی ==  
مالیات های معین در اقتصاد حکومت اسلامی عبارت از دو نوع مالیات می باشد: <br/>
+
مالیات‌های معین در اقتصاد حکومت اسلامی عبارت از دو نوع مالیات می‌باشد: <br/>
 
=== الف. زکات ===
 
=== الف. زکات ===
زکات به عنوان یکی از مهمترین منابع مالی دولت بر طبق نظر مشهور فقها با درصدهای مختلف از غلات (گندم، جو، خرما، کشمش) و انعام (گاو، گوسفند، شتر) و نقدین (طلا و نقره مسکوک) دریافت می شود. <br/>
+
زکات به عنوان یکی از مهمترین منابع مالی دولت بر طبق نظر مشهور فقها با درصدهای مختلف از غلات (گندم، جو، خرما، کشمش) و انعام (گاو، گوسفند، شتر) و نقدین (طلا و نقره مسکوک) دریافت می‌شود. <br/>
از نخستين كارهايى كه پيامبر اکرم(صلى الله عليه و آله)پس از ورود در مدينه انجام داد، تشكيل صندوق بيت المال بود. زبير بن عوام و جمهمة بن صلت، منشى درآمدهاى اقتصادى و درآمدهاى حكومتى پيامبر بودند و به امور خزانه دارى و ماليات مى پرداختند و گروه هايى مأمور جمع آورى زكات (ماليات اسلامى) بودند. حذيفه، مسئول ثبت امور نخيلات و باغها بود. <ref>. شيرازى، ناصر مكارم، دائرة المعارف فقه مقارن، ص528.</ref> <br/>
+
از نخستین کارهایی که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)پس از ورود در مدینه انجام داد، تشکیل صندوق بیت المال بود. زبیر بن عوام و جمهمة بن صلت، منشی درآمدهای اقتصادی و درآمدهای حکومتی پیامبر بودند و به امور خزانه داری و مالیات می‌پرداختند و گروه‌هایی مأمور جمع آوری زکات (مالیات اسلامی) بودند. حذیفه، مسئول ثبت امور نخیلات و باغها بود. <ref>. شیرازی، ناصر مکارم، دائرة المعارف فقه مقارن، ص528.</ref> <br/>
اگر نظر مشهور فقها پذیرفته شود، مقدار زکات دچار محدودیتهای زیادی خواهد بود. انعام ثلاثه در صورتی زکات به آن تعلق می گیرد که در طول سال از مراتع استفاده کند، ولی امروزه تقریبا تمامی دامها در طول سال از علوفه دستی استفاده کرده و از این رو زکات آن ناچیز است. <br/>
+
اگر نظر مشهور فقها پذیرفته شود، مقدار زکات دچار محدودیتهای زیادی خواهد بود. انعام ثلاثه در صورتی زکات به آن تعلق می‌گیرد که در طول سال از مراتع استفاده کند، ولی امروزه تقریبا تمامی دامها در طول سال از علوفه دستی استفاده کرده و از این رو زکات آن ناچیز است. <br/>
 
مقدار زکات نقدین به علت شرط مسکوک بودن و رایج بودن آن امروزه تقریبا صفر است. <br/>
 
مقدار زکات نقدین به علت شرط مسکوک بودن و رایج بودن آن امروزه تقریبا صفر است. <br/>
مشهور فقهای شیعه قائلند که پول های اعتباری در عصر حاضر زکات ندارد، زیرا زکات براساس احادیث ، تنها پول طلا و نقره را دربر می گیرد. <ref>. امام خمینی، تحریر الوسیلة ، ج۲، ص۶۱۴، مسئله ۷ . ابوالقاسم خوئی، منهاج الصالحین، ج۲، ص۵۵، مسئله ۲۲۶.</ref> <br/>
+
مشهور فقهای شیعه قائلند که پول‌های اعتباری در عصر حاضر زکات ندارد، زیرا زکات براساس احادیث ، تنها پول طلا و نقره را دربر می‌گیرد. <ref>. امام خمینی، تحریر الوسیلة ، ج۲، ص۶۱۴، مسئله ۷ . ابوالقاسم خوئی، منهاج الصالحین، ج۲، ص۵۵، مسئله ۲۲۶.</ref> <br/>
برخی از فقهای شیعه عقیده دارند که زکات نقدین، پول های رایج امروز را هم شامل می شود و می نویسند: <br/>
+
برخی از فقهای شیعه عقیده دارند که زکات نقدین، پول‌های رایج امروز را هم شامل می‌شود و می‌نویسند: <br/>
«احتیاط مستحبّ آن است که از سایر پولهاى رایج مانند اسکناس، اگر شرایط دیگر در آن جمع باشد زکات بدهند.» <ref>. آیت الله مکارم شیرازی، توضیح المسائل، مساله ی1619.</ref> <br/>
+
«احتیاط مستحبّ آن است که از سایر پولهای رایج مانند اسکناس، اگر شرایط دیگر در آن جمع باشد زکات بدهند.» <ref>. آیت الله مکارم شیرازی، توضیح المسائل، مساله ی1619.</ref> <br/>
مرحوم آقا شیخ محمد حسین آل کاشف الغطاء می گوید: <br/>
+
مرحوم آقا شیخ محمد حسین آل کاشف الغطاء می‌گوید: <br/>
«قول صحیح آن است که این اوراق پولی حاکی و نماینده اموال نقد سپرده شده نزد بانک می باشد. پس اگر کسی یک برگ یک دیناری در اختیار داشته باشد, خود رمز و نشانه ای است مبنی بر اینکه او یک لیره طلا یا نیم لیره انگلیس نزد بانک دارد. اما خود ذات این اوراق اگر این اعتبار مزبور و حاکی و ممثل بودن را در آن لحاظ نکنیم، اصلاً هیچ ارزش و اعتباری نخواهد داشت. لذا, کلیه معاملاتی که به وسیله این اوراق انجام می گیرد, به لحاظ همین اعتبار می تواند باشد. و بنابراین، کلیه احکام نقدین مثل وجوب زکات و حرمت ربا و تقابض در مجلس و... , در آن نیز جریان خواهد یافت. برای مثال یک دینار عراقی به منزله یک مثقال طلای مسکوک به نقد رایج است و هر بیست دینار یک نصاب است که در صورت تحقق شرایط، زکات بر آن واجب می شود و به میزان نصف دینار یا نیم مثقال شرعی می بایست به عنوان زکات اخراج نمود.» <ref>. کاشف الغطاء ، محمد حسین، رساله سوال و جواب، ص259.</ref> <br/>
+
«قول صحیح آن است که این اوراق پولی حاکی و نماینده اموال نقد سپرده شده نزد بانک می‌باشد. پس اگر کسی یک برگ یک دیناری در اختیار داشته باشد, خود رمز و نشانه‌ای است مبنی بر اینکه او یک لیره طلا یا نیم لیره انگلیس نزد بانک دارد. اما خود ذات این اوراق اگر این اعتبار مزبور و حاکی و ممثل بودن را در آن لحاظ نکنیم، اصلاً هیچ ارزش و اعتباری نخواهد داشت. لذا, کلیه معاملاتی که به وسیله این اوراق انجام می‌گیرد, به لحاظ همین اعتبار می‌تواند باشد. و بنابراین، کلیه احکام نقدین مثل وجوب زکات و حرمت ربا و تقابض در مجلس و... , در آن نیز جریان خواهد یافت. برای مثال یک دینار عراقی به منزله یک مثقال طلای مسکوک به نقد رایج است و هر بیست دینار یک نصاب است که در صورت تحقق شرایط، زکات بر آن واجب می‌شود و به میزان نصف دینار یا نیم مثقال شرعی می‌بایست به عنوان زکات اخراج نمود.» <ref>. کاشف الغطاء ، محمد حسین، رساله سوال و جواب، ص259.</ref> <br/>
آیت الله محمدهادی معرفت می گوید: <br/>
+
آیت الله محمدهادی معرفت می‌گوید: <br/>
 
«موضوع زکات، پول نقد بودن است و طلا و نقره بودن، موضوعیتی ندارند؛ نه جزء موضوع است و نه تمام موضوع، این که در روایات، طلا و نقره آمده، از آن جهت بوده است که پول رایج آن زمان، طلا و نقره بوده است، نه این که خصوصیتی داشته باشد. تمام موضوع زکات، سکه رایج بودن است، چون در طلا و نقره غیر مسکوک، زکات واجب نیست.» <ref>. محمدهادی معرفت، فقه اهل بیت، ش۱۰، ص20.</ref> <br/>
 
«موضوع زکات، پول نقد بودن است و طلا و نقره بودن، موضوعیتی ندارند؛ نه جزء موضوع است و نه تمام موضوع، این که در روایات، طلا و نقره آمده، از آن جهت بوده است که پول رایج آن زمان، طلا و نقره بوده است، نه این که خصوصیتی داشته باشد. تمام موضوع زکات، سکه رایج بودن است، چون در طلا و نقره غیر مسکوک، زکات واجب نیست.» <ref>. محمدهادی معرفت، فقه اهل بیت، ش۱۰، ص20.</ref> <br/>
استاد محمد رضا حکیمی، صاحب کتاب الحیات می نویسد: <br/>
+
استاد محمد رضا حکیمی، صاحب کتاب الحیات می‌نویسد: <br/>
«در اينجا اندكى توقّف مى كنيم و به آنچه دو عالم نامدار، شيخ طوسى و علّامه حلّى در "المبسوط" و "المختلف"، در باره وجوب زكات در مال التّجارة ـ بنا بر رأى گروهى از فقها ـ گفته اند بيشتر مى انديشيم. در اين پرتو، نگرانيى وجود ندارد كه از تعميم زكات بر غير اشياء نه گانه جانبدارى كنيم، بويژه در اين روزگار كه، از يك طرف فقر و بيكارى، ناكامى و استضعاف در سرزمينهاى اسلامى شيوع يافته است و، از سوى ديگر تكاثر مالى و متكاثران رواج پيدا كرده اند و بيداد مى كنند، و پولهاى فراوان در صندوقهاى بانكها متراكم شده است، پس مى سزد اگر بگوييم كه از اين گونه اموال نيز بايد دو گونه ماليات به نامهاى "خمس" و "زكات" گرفته شود. و اين با روح اسلام كه طردكننده تكاثر و بنيانگذار «عدالت» است سازگارتر است، و براى بريدن ريشه فقر و ستمگريهاى معيشتى كارسازتر. <br/>
+
«در اینجا اندکی توقّف می‌کنیم و به آنچه دو عالم نامدار، شیخ طوسی و علّامه حلّی در "المبسوط" و "المختلف"، در باره وجوب زکات در مال التّجارة ـ بنا بر رأی گروهی از فقها ـ گفته‌اند بیشتر می‌اندیشیم. در این پرتو، نگرانیی وجود ندارد که از تعمیم زکات بر غیر اشیاء نه گانه جانبداری کنیم، بویژه در این روزگار که، از یک طرف فقر و بیکاری، ناکامی و استضعاف در سرزمینهای اسلامی شیوع یافته است و، از سوی دیگر تکاثر مالی و متکاثران رواج پیدا کرده‌اند و بیداد می‌کنند، و پولهای فراوان در صندوقهای بانکها متراکم شده است، پس می‌سزد اگر بگوییم که از این گونه اموال نیز باید دو گونه مالیات به نامهای "خمس" و "زکات" گرفته شود. و این با روح اسلام که طردکننده تکاثر و بنیانگذار «عدالت» است سازگارتر است، و برای بریدن ریشه فقر و ستمگریهای معیشتی کارسازتر. <br/>
از اينجا متوجّه امر ديگرى نيز مى شويم، و آن اينكه در آراء و فتواهاى فقيهان پيشين ـ رضوان اللَّه عليهم اجمعين ـ نقاط حياتى درخشانى وجود دارد كه بايد در آنها بينديشيم و آنها را زنده كنيم، از آن جهت كه آنان به روزگار ائمّه طاهرين(علیهم السلام)نزديكتر و با مذهب ايشان مأنوس تر بوده اند، و به جهت گيريهاى انسانى و مردمى اين مذهب و گرايشهاى آن براى پيوستن به صفهاى مدافعان محرومان در اقتصاد و معيشت و زندگى بيشتر اهتمام داشته اند، و به اغنياء و توانگران اعتنايى نداشته اند، و بنيانگذارى اركان عدالت اجتماعى و اقتصادى و قسط را اصل مى دانسته اند.» <ref>. حكيمى، محمدرضا و حكيمى، محمد و حكيمى، على - آرام، احمد، الحياة / ترجمه احمد آرام، ج 6، ص360.</ref> <br/>
+
از اینجا متوجّه امر دیگری نیز می‌شویم، و آن اینکه در آراء و فتواهای فقیهان پیشین ـ رضوان اللَّه علیهم اجمعین ـ نقاط حیاتی درخشانی وجود دارد که باید در آنها بیندیشیم و آنها را زنده کنیم، از آن جهت که آنان به روزگار ائمّه طاهرین(علیهم السلام)نزدیکتر و با مذهب ایشان مأنوس تر بوده‌اند، و به جهت گیریهای انسانی و مردمی این مذهب و گرایشهای آن برای پیوستن به صفهای مدافعان محرومان در اقتصاد و معیشت و زندگی بیشتر اهتمام داشته‌اند، و به اغنیاء و توانگران اعتنایی نداشته‌اند، و بنیانگذاری ارکان عدالت اجتماعی و اقتصادی و قسط را اصل می‌دانسته‌اند.» <ref>. حکیمی، محمدرضا و حکیمی، محمد و حکیمی، علی - آرام، احمد، الحیاة / ترجمه احمد آرام، ج 6، ص360.</ref> <br/>
علامه جعفری(رحمةالله علیه) در این زمینه می گوید: «به نظر مى رسد معيار و ملاك اصلى در زكات نقدين، ارزش مبادله اى و جنبه پولى آنهاست و جنس درهم و دينار موضوعيّت ندارد. در زمان هاى گذشته دو فلز طلا و نقره وسيله مبادله كالا و كار و درآمد بود و طلا و نقره هم روى ارزش مبادله اى مورد استفاده قرار مى گرفت، الآن اسكناس و اوراق بهادار همان كار را مى كند. بنابراين زكات نقدين شامل ديگر اوراق نقدى (پول) نيز مى شود و دليل اين مدّعا، ملاكى است كه از روايات در وجوب زكات درهم و دينار و طلا و نقره استفاده مى كنيم و آن ملاك اين است كه تمام الموضوع جنبه پول بودن و ارزش مبادله اى آنهاست خواه طلا و نقره باشد يا چيز ديگر مثل اسكناس و اوراق بهادار.» <ref>. جمعى از مؤلفان، مجله فقه اهل بيت عليهم السلام (فارسى)، ج 12، ص 139.</ref> <br/>
+
علامه جعفری(رحمةالله علیه) در این زمینه می‌گوید: «به نظر می‌رسد معیار و ملاک اصلی در زکات نقدین، ارزش مبادله‌ای و جنبه پولی آنهاست و جنس درهم و دینار موضوعیّت ندارد. در زمان‌های گذشته دو فلز طلا و نقره وسیله مبادله کالا و کار و درآمد بود و طلا و نقره هم روی ارزش مبادله‌ای مورد استفاده قرار می‌گرفت، الآن اسکناس و اوراق بهادار همان کار را می‌کند. بنابراین زکات نقدین شامل دیگر اوراق نقدی (پول) نیز می‌شود و دلیل این مدّعا، ملاکی است که از روایات در وجوب زکات درهم و دینار و طلا و نقره استفاده می‌کنیم و آن ملاک این است که تمام الموضوع جنبه پول بودن و ارزش مبادله‌ای آنهاست خواه طلا و نقره باشد یا چیز دیگر مثل اسکناس و اوراق بهادار.» <ref>. جمعی از مؤلفان، مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)، ج 12، ص 139.</ref> <br/>
 
=== ب: خمس ===
 
=== ب: خمس ===
خمس از درآمدهای هنگفت اسلامی بوده و یکی از اقلام بودجه را تشکیل می دهد، جزو همان مالیات های اسلامی است که برای تشکیل حکومت و تأمین مخارج ضروری آن پیش بینی شده است. <br/>
+
خمس از درآمدهای هنگفت اسلامی بوده و یکی از اقلام بودجه را تشکیل می‌دهد، جزو همان مالیات‌های اسلامی است که برای تشکیل حکومت و تأمین مخارج ضروری آن پیش بینی شده است. <br/>
امام خمینی(رحمة الله علیه) بر این باور است که خمس، همانند زکات و انفال، ملک هیچ کس نیست؛ نه ملک شخص امام و نه ملک منصب او، بلکه متعلق به بیت المال است و امام یا ولی فقیه، فقط ولایت بر تصرف دارند. حتی سهم سادات نیز ملک سادات نیست، بلکه از آن بیت المال است، منتها حاکم جامعه اسلامی (امام معصوم یا ولی فقیه) موظف است گروه های سه گانه (یتیمان، مسکینان و در راه ماندگان) را تأمین کند و بر حسب صلاح دید خود، باقی مانده آن را در راستای تأمین مصالح جامعه اسلامی به مصرف برساند. <br/>
+
امام خمینی(رحمة الله علیه) بر این باور است که خمس، همانند زکات و انفال، ملک هیچ کس نیست؛ نه ملک شخص امام و نه ملک منصب او، بلکه متعلق به بیت المال است و امام یا ولی فقیه، فقط ولایت بر تصرف دارند. حتی سهم سادات نیز ملک سادات نیست، بلکه از آن بیت المال است، منتها حاکم جامعه اسلامی (امام معصوم یا ولی فقیه) موظف است گروه‌های سه گانه (یتیمان، مسکینان و در راه ماندگان) را تأمین کند و بر حسب صلاح دید خود، باقی مانده آن را در راستای تأمین مصالح جامعه اسلامی به مصرف برساند. <br/>
امام خمینی می فرماید: «مالياتهايى كه اسلام مقرر داشته و طرح بودجه اى كه ريخته نشان مى دهد تنها براى سد رمق فقرا و سادات فقير نيست؛ بلكه براى تشكيل حكومت و تأمين مخارج ضرورى يك دولت بزرگ است. <br/>
+
امام خمینی می‌فرماید: «مالیاتهایی که اسلام مقرر داشته و طرح بودجه‌ای که ریخته نشان می‌دهد تنها برای سد رمق فقرا و سادات فقیر نیست؛ بلکه برای تشکیل حکومت و تأمین مخارج ضروری یک دولت بزرگ است. <br/>
مثلًا «خمس» يكى از درآمدهاى هنگفتى است كه به بيت المال مى ريزد، و يكى از اقلام بودجه را تشكيل مى دهد. طبق مذهب ما، از تمام منافع كشاورزى، تجارت، منابع زير زمينى و روى زمينى و به طور كلى از كليه منافع و عوايد، به طرز عادلانه اى [خمس] گرفته مى شود. به طورى كه از سبزى فروش درب اين مسجد، تا كسى كه به كشتيرانى اشتغال دارد، يا معدن استخراج مى كند، همه را شامل مى شود. اين اشخاص بايد خمس اضافه بر درآمد را پس از صرف مخارج متعارف خود به حاكم اسلام بپردازند، تا به بيت المال وارد شود. بديهى است، درآمد به اين عظمت براى ادارۀ كشور اسلامى و رفع همه احتياجات مالى آن است. هر گاه خمسِ درآمد كشورهاى اسلام، يا تمام دنيا را اگر تحت نظام اسلام درآيد حساب كنيم، معلوم مى شود منظور از وضع چنين مالياتى فقط رفع احتياج سيد و روحانى نيست؛ بلكه قضيه مهمتر از اينهاست. منظور رفع نياز مالى تشكيلات بزرگ حكومتى است. اگر حكومت اسلامى تحقق پيدا كند، بايد با همين مالياتهايى كه داريم، يعنى خمس و زكات كه البته ماليات اخير زياد نيست جزيه و «خراجات» (يا ماليات بر اراضى ملى كشاورزى) اداره شود. <br/>
+
مثلًا «خمس» یکی از درآمدهای هنگفتی است که به بیت المال می‌ریزد، و یکی از اقلام بودجه را تشکیل می‌دهد. طبق مذهب ما، از تمام منافع کشاورزی، تجارت، منابع زیر زمینی و روی زمینی و به طور کلی از کلیه منافع و عواید، به طرز عادلانه‌ای [خمس] گرفته می‌شود. به طوری که از سبزی فروش درب این مسجد، تا کسی که به کشتیرانی اشتغال دارد، یا معدن استخراج می‌کند، همه را شامل می‌شود. این اشخاص باید خمس اضافه بر درآمد را پس از صرف مخارج متعارف خود به حاکم اسلام بپردازند، تا به بیت المال وارد شود. بدیهی است، درآمد به این عظمت برای ادارۀ کشور اسلامی و رفع همه احتیاجات مالی آن است. هر گاه خمسِ درآمد کشورهای اسلام، یا تمام دنیا را اگر تحت نظام اسلام درآید حساب کنیم، معلوم می‌شود منظور از وضع چنین مالیاتی فقط رفع احتیاج سید و روحانی نیست؛ بلکه قضیه مهمتر از اینهاست. منظور رفع نیاز مالی تشکیلات بزرگ حکومتی است. اگر حکومت اسلامی تحقق پیدا کند، باید با همین مالیاتهایی که داریم، یعنی خمس و زکات که البته مالیات اخیر زیاد نیست جزیه و «خراجات» (یا مالیات بر اراضی ملی کشاورزی) اداره شود. <br/>
سادات كى به چنين بودجه اى احتياج دارند؟ خمسِ درآمد بازار بغداد براى سادات و تمام حوزه هاى علميه و تمام فقراى مسلمين كافى است، تا چه رسد به بازار تهران و بازار استامبول و بازار قاهره و ديگر بازارها. تعيين بودجه اى به اين هنگفتى دلالت دارد بر اين كه منظور تشكيل حكومت و اداره كشور است. براى عمده حوايج مردم و انجام خدمات عمومى، اعم از بهداشتى و فرهنگى و دفاعى و عمرانى، قرار داده شده است. مخصوصاً با ترتيبى كه اسلام براى جمع آورى و نگهدارى و مصرف آن تعيين كرده: كه هيچ گونه حيف و ميلى در خزانه عمومى واقع نشود؛ و رئيس دولت و همه واليان و متصديان خدمات عمومى، يعنى اعضاى دولت، هيچ گونه امتيازى در استفاده از درآمد و اموال عمومى بر افراد عادى ندارند؛ بلكه سهم مساوى مى برند. آيا اين بودجۀ فراوان را بايد به دريا بريزيم؟ يا زير خاك كنيم تا حضرت بيايد؟ يا براى اين است كه آن روز مثلًا پنجاه نفر سيد بخورند؟ يا اكنون فرض كنيد به پانصد هزار سيد بدهند كه ندانند چكارش كنند؟! در صورتى كه مى دانيم حق سادات و فقرا به مقدارى است كه با آن امرار معاش كنند. منتها طرح بودجه اسلام اين طور است كه هر درآمدى مصارف اصلى معينى دارد. يك صندوق مخصوص زكات، و صندوق ديگر براى صدقات و تبرّعات، و يك صندوق هم براى خمس است. سادات از صندوق اخير تأمين معاش مى كنند. و در حديث است كه سادات در آخر سال بايد اضافه از مخارج خود را به حاكم اسلام برگردانند. و اگر كم آوردند، حاكم به آنان كمك مى كند.» <ref>. خمينى، سيد روح اللّه موسوى، ولايت فقيه (امام خمينى)، ص32.</ref> <br/>
+
سادات کی به چنین بودجه‌ای احتیاج دارند؟ خمسِ درآمد بازار بغداد برای سادات و تمام حوزه‌های علمیه و تمام فقرای مسلمین کافی است، تا چه رسد به بازار تهران و بازار استامبول و بازار قاهره و دیگر بازارها. تعیین بودجه‌ای به این هنگفتی دلالت دارد بر این که منظور تشکیل حکومت و اداره کشور است. برای عمده حوایج مردم و انجام خدمات عمومی، اعم از بهداشتی و فرهنگی و دفاعی و عمرانی، قرار داده شده است. مخصوصاً با ترتیبی که اسلام برای جمع آوری و نگهداری و مصرف آن تعیین کرده: که هیچ گونه حیف و میلی در خزانه عمومی واقع نشود؛ و رئیس دولت و همه والیان و متصدیان خدمات عمومی، یعنی اعضای دولت، هیچ گونه امتیازی در استفاده از درآمد و اموال عمومی بر افراد عادی ندارند؛ بلکه سهم مساوی می‌برند. آیا این بودجۀ فراوان را باید به دریا بریزیم؟ یا زیر خاک کنیم تا حضرت بیاید؟ یا برای این است که آن روز مثلًا پنجاه نفر سید بخورند؟ یا اکنون فرض کنید به پانصد هزار سید بدهند که ندانند چکارش کنند؟! در صورتی که می‌دانیم حق سادات و فقرا به مقداری است که با آن امرار معاش کنند. منتها طرح بودجه اسلام این طور است که هر درآمدی مصارف اصلی معینی دارد. یک صندوق مخصوص زکات، و صندوق دیگر برای صدقات و تبرّعات، و یک صندوق هم برای خمس است. سادات از صندوق اخیر تأمین معاش می‌کنند. و در حدیث است که سادات در آخر سال باید اضافه از مخارج خود را به حاکم اسلام برگردانند. و اگر کم آوردند، حاکم به آنان کمک می‌کند.» <ref>. خمینی، سید روح اللّه موسوی، ولایت فقیه (امام خمینی)، ص32.</ref> <br/>
 
=== ت. خراج ===
 
=== ت. خراج ===
خراج در منابع فقهی، اصطلاحا به معنای مالیاتی است که به اصل زمین، تعلق می گیرد. فقها در برخی اقسام زمین، به ویژه زمین هایی که با جنگ فتح شده و زمین هایی که بر پایه مصالحه مسلمانان با کفار در مالکیت مسلمانان درآمده است، پرداخت خراج را ضروری دانسته اند. <ref>. ابوالصلاح حلبی، الکافی فی الفقه، ج۱، ص۲۵۹.</ref> <br/>
+
خراج در منابع فقهی، اصطلاحا به معنای مالیاتی است که به اصل زمین، تعلق می‌گیرد. فقها در برخی اقسام زمین، به ویژه زمین‌هایی که با جنگ فتح شده و زمین‌هایی که بر پایه مصالحه مسلمانان با کفار در مالکیت مسلمانان درآمده است، پرداخت خراج را ضروری دانسته‌اند. <ref>. ابوالصلاح حلبی، الکافی فی الفقه، ج۱، ص۲۵۹.</ref> <br/>
فقها میزان خراج را تعیین نکرده اند و با استناد به ادله فقهی از جمله احادیث، آن را به تشخیص حاکم، بر پایه مصلحت و عرف، واگذاشته اند. بر این اساس، نوع و مقدار محصول زمین، ویژگیهای زمین، نوع آبیاری و فاصله آن از آبادی در تعیین آن مؤثر بوده است. <ref>. علی بن حسین محقق کرکی، قاطعة اللجاج فی تحقیق حلّ الخراج، ج۱، ص۶۶.</ref> در عین حال، برخی منابع فقه سیاسی به شیوه های محاسبه خراج هم پرداخته اند که از جمله رایج ترین آن ها دو شیوه بوده است: یکی بر پایه مساحت زمین مورد نظر، و دیگری براساس نظام مقاسمه ـ نظام مقاسمه؛ یعنی دریافت نسبی معیّنی از محصول زمین زیر کشت ـ . <ref>. ابن فراء، الاحکام السلطانیة، ج۱، ص۱۷۳ـ۱۸۶.</ref> <br/>
+
فقها میزان خراج را تعیین نکرده‌اند و با استناد به ادله فقهی از جمله احادیث، آن را به تشخیص حاکم، بر پایه مصلحت و عرف، واگذاشته‌اند. بر این اساس، نوع و مقدار محصول زمین، ویژگیهای زمین، نوع آبیاری و فاصله آن از آبادی در تعیین آن مؤثر بوده است. <ref>. علی بن حسین محقق کرکی، قاطعة اللجاج فی تحقیق حلّ الخراج، ج۱، ص۶۶.</ref> در عین حال، برخی منابع فقه سیاسی به شیوه‌های محاسبه خراج هم پرداخته‌اند که از جمله رایج‌ترین آن‌ها دو شیوه بوده است: یکی بر پایه مساحت زمین مورد نظر، و دیگری براساس نظام مقاسمه ـ نظام مقاسمه؛ یعنی دریافت نسبی معیّنی از محصول زمین زیر کشت ـ . <ref>. ابن فراء، الاحکام السلطانیة، ج۱، ص۱۷۳ـ۱۸۶.</ref> <br/>
 
=== ث. جزیه ===
 
=== ث. جزیه ===
اصل در جزيه گفتار خداوند متعال است كه در سوره توبه مى فرمايد: «قاتِلُوا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ حَتّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ؛ با كسانى از اهل كتاب كه نه به خدا و نه به روز جزا ايمان دارند و نه آنچه را خدا و پيامبرش تحريم كرده حرام مى شمرند و نه آيين حق را مى پذيرند پيكار كنيد تا زمانى كه با خضوع و تسليم جزيه را به دست خود بپردازند.» <ref>. توبه/29.</ref> <br/>
+
اصل در جزیه گفتار خداوند متعال است که در سوره توبه می‌فرماید: «قاتِلُوا الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ لا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لا یُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ حَتّی یُعْطُوا الْجِزْیَةَ عَنْ یَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ؛ با کسانی از اهل کتاب که نه به خدا و نه به روز جزا ایمان دارند و نه آنچه را خدا و پیامبرش تحریم کرده حرام می‌شمرند و نه آیین حق را می‌پذیرند پیکار کنید تا زمانی که با خضوع و تسلیم جزیه را به دست خود بپردازند.» <ref>. توبه/29.</ref> <br/>
جزيه، ماليات سرانه اى است كه از غير مسلمانان به دلیل(در حمايت بودن و معافيت از سپاهيگرى مى گرفتند) اقليّت هاى مذهبى در سنين معيّنى با شرايط خاصّى بخاطر حفظ جان و مالشان كه در پرتو دولت اكثريّت اسلامى هستند مى پردازند و از كهنترين زمانها در كشورهاى روم، مصر و ايران، چنين مالياتى برقرار بوده. امّا جزيه اسلامى با پيش از اسلام فرق دارد اوّل اينكه جزيه در چند مورد با ماليات و خراج متفاوت است، مطابق نصّى كه در قرآن است ـ جزيه ـ گرفته مى شد امّا خراج مربوط باجتهاد است، 2ـ جزيه پس از مسلمان شدن جزيه دهنده، از او ساقط مى شد ولى خراج يا ماليات زمين در هر حال باقى بود اگر مسلمانى كسى را امان مى داد تمام مردم امنيّت او را رعايت مى كردند و در عين حال كسى حقّ كشتن و يا به غنيمت گرفتن اموال يا اسير كردن افراد- ذمّى- را نداشته است، 3ـ جزيه در احاديث آمده است در زمان خلافت امیرالمومنین على (علیه السلام) دهقانى مجوسى، اسلام آورد، امیرالمومنین على (علیه السلام) به او فرمود: «ان قمت فى ارضك رفعنا الجزيه عن رأسك و اخذناها من ارضك» اگر در زمينت بمانى ديگر جزيه نمى دهى و مالیات زمین خواهی داد.» <ref>. راغب اصفهانى، حسين بن محمد - خسروى، غلامرضا، ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن،  ج 1 ؛ ص396.</ref> <br/>
+
جزیه، مالیات سرانه‌ای است که از غیر مسلمانان به دلیل(در حمایت بودن و معافیت از سپاهیگری می‌گرفتند) اقلیّت‌های مذهبی در سنین معیّنی با شرایط خاصّی بخاطر حفظ جان و مالشان که در پرتو دولت اکثریّت اسلامی هستند می‌پردازند و از کهنترین زمانها در کشورهای روم، مصر و ایران، چنین مالیاتی برقرار بوده. امّا جزیه اسلامی با پیش از اسلام فرق دارد اوّل اینکه جزیه در چند مورد با مالیات و خراج متفاوت است، ۱ـ مطابق نصّی که در قرآن است ـ جزیه ـ گرفته می‌شد امّا خراج مربوط باجتهاد است، ۲ـ جزیه پس از مسلمان شدن جزیه دهنده، از او ساقط می‌شد ولی خراج یا مالیات زمین در هر حال باقی بود اگر مسلمانی کسی را امان می‌داد تمام مردم امنیّت او را رعایت می‌کردند و در عین حال کسی حقّ کشتن و یا به غنیمت گرفتن اموال یا اسیر کردن افراد- ذمّی- را نداشته است، ۳ـ جزیه در احادیث آمده است در زمان خلافت امیرالمومنین علی (علیه السلام) دهقانی مجوسی، اسلام آورد، امیرالمومنین علی (علیه السلام) به او فرمود: «ان قمت فی ارضک رفعنا الجزیه عن رأسک و اخذناها من ارضک» اگر در زمینت بمانی دیگر جزیه نمی‌دهی و مالیات زمین خواهی داد.» <ref>. راغب اصفهانی، حسین بن محمد - خسروی، غلامرضا، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن،  ج 1 ؛ ص396.</ref> <br/>
" جزيه" قبل از اسلام هم بوده است، بعضى معتقدند نخستين كسى كه" جزيه" گرفت انوشيروان پادشاه ساسانى بود، ولى اگر اين مطلب را مسلم ندانيم، حد اقل انوشيروان كسى بود كه از ملت خود جزيه مى گرفت، و از همه كسانى كه بيش از بيست سال و كمتر از پنجاه سال داشتند و از كاركنان حكومت نبودند، از هر نفر به تفاوت 12 يا 8 يا 6 يا 4 درهم ماليات سرانه اخذ مى كرد. <br/>
+
" جزیه" قبل از اسلام هم بوده است، بعضی معتقدند نخستین کسی که" جزیه" گرفت انوشیروان پادشاه ساسانی بود، ولی اگر این مطلب را مسلم ندانیم، حد اقل انوشیروان کسی بود که از ملت خود جزیه می‌گرفت، و از همه کسانی که بیش از بیست سال و کمتر از پنجاه سال داشتند و از کارکنان حکومت نبودند، از هر نفر به تفاوت ۱۲ یا ۸ یا ۶ یا ۴ درهم مالیات سرانه اخذ می‌کرد. <br/>
فلسفه اصلى اين ماليات را چنين نوشته اند كه دفاع از موجوديت و استقلال و امنيت يك كشور وظيفه همه افراد آن كشور است، بنا بر اين هر گاه جمعى عملا براى انجام اين وظيفه قيام كنند، و عده اى ديگر به خاطر اشتغال به كسب و كار نتوانند در صف سربازان قرار گيرند وظيفه گروه دوم اين است كه هزينه جنگجويان و حافظان امنيت را به صورت يك ماليات سرانه در سال بپردازند. <ref>. مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، تفسير نمونه، ج 7، ص355.</ref> <br/>
+
فلسفه اصلی این مالیات را چنین نوشته‌اند که دفاع از موجودیت و استقلال و امنیت یک کشور وظیفه همه افراد آن کشور است، بنا بر این هر گاه جمعی عملا برای انجام این وظیفه قیام کنند، و عده‌ای دیگر به خاطر اشتغال به کسب و کار نتوانند در صف سربازان قرار گیرند وظیفه گروه دوم این است که هزینه جنگجویان و حافظان امنیت را به صورت یک مالیات سرانه در سال بپردازند. <ref>. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تفسیر نمونه، ج 7، ص355.</ref> <br/>
اقليت هايى كه در داخل كشورهاى اسلامى زندگى مى كنند و مشمول قوانين آن كشوراند، و حكومت اسلامى متعهد است جان و مال و ناموس آنها را حفظ كند، و از حقوق آنها دفاع نمايد؛ و آنها مالياتى به حكومت هاى اسلامى مى پردازند كه همان ماليات را مى توان به جاى ماليات جزيه حساب كرد، زيرا جزيه چنانكه گفتيم از مادّه جزاء به معنى چيزى است كه حكومت اسلامى به عنوان هزينه و پاداش دفاع از آنها مى گيرد، و اينها همان  «اهل ذمّه» هستند. <ref>. مكارم شيرازى، ناصر، پيام قرآن،، پيام قرآن، ج 10، ص362.</ref> <br/>
+
اقلیت‌هایی که در داخل کشورهای اسلامی زندگی می‌کنند و مشمول قوانین آن کشوراند، و حکومت اسلامی متعهد است جان و مال و ناموس آنها را حفظ کند، و از حقوق آنها دفاع نماید؛ و آنها مالیاتی به حکومت‌های اسلامی می‌پردازند که همان مالیات را می‌توان به جای مالیات جزیه حساب کرد، زیرا جزیه چنانکه گفتیم از مادّه جزاء به معنی چیزی است که حکومت اسلامی به عنوان هزینه و پاداش دفاع از آنها می‌گیرد، و اینها همان  «اهل ذمّه» هستند. <ref>. مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن،، پیام قرآن، ج 10، ص362.</ref> <br/>
=== ج. مالیات های موقت وموردی از سوی ولی فقیه ===
+
=== ج. مالیات‌های موقت وموردی از سوی ولی فقیه ===
شهید سید محمدباقرصدر، مالیات هایی را که به دست ولی فقیه و حاکم شرع وضع نموده امری مشروع و مینویسد: «اذا امر الحاکم الشرعى بشىءٍ تقدیراً منه للمصلحة العامّة وجب اتباعه على جمیع المسلمین، ولایعذر فى مخالفته حتّى من یرى إنّ تلک المصلحة لا اهمیّة لها و مثال ذلک ان الشریعة حرمت الاحتکار فى بعض السّلع الضروریة و ترکت للحاکم الشرعى ان یمنع عنه فى سائر السّلع و یأمر باثمان محددة تبعاً لما یقدره من المصلحة العامة فاذا استعمل الحاکم الشرعى صلاحیة هذه وجبت اطاعته؛ اگر حاکم اسلامى، بر اساس مصالح عمومى، به چیزى فرمان دهد، پیروى از آن بر همه مسلمانان واجب است. حتى کسانى که معتقدند مصلحتى را که حاکم تشخیص داده، اهمیّتى ندارد، نمى توانند مخالفت کنند. مثلاً: شریعت، احتکار برخى اجناس ضرورى را حرام کرده است، حاکم اسلامى مى تواند در دیگر اجناس از احتکار جلو بگیرد و برابر مصلحت، قیمت بگذارد. اگر با توجه به مصلحت، از احتکار در غیر موارد آشکار، نهى کرد، بر دیگران لازم است از او پیروى کنند. همین گونه، حاکم اسلامى در تمامى زمینه هاى: سیاسى، قضایى، نظامى، فرهنگى و اقتصادى، براى حلّ مشکلات و یا مصالح اجتماع، مى تواند احکام حکومتى صادر کند. چه به تشخیص خود، مصلحت را دریابد و چه به تشخیص کارشناسان صالح و سالم جامعه و نظام. بنابراین, حاکم اسلامى اگر مصلحت دید که براى مصالح جامعه و به مقتضاى شرایط موجود در اداره نظام، نیاز به گرفتن مالیات است، قانون مالیات، شرعى خواهد بود و قابل اجرا.» <ref>. شهید سید محمد باقر صدر، الفتاوی الواضحه وفقاً لمذهب اهل البیت علیهم السلام ، ص116.</ref> <br/>
+
شهید سید محمدباقرصدر، مالیات‌هایی را که به دست ولی فقیه و حاکم شرع وضع نموده امری مشروع و می‌نویسد: «اذا امر الحاکم الشرعی بشیءٍ تقدیراً منه للمصلحة العامّة وجب اتباعه علی جمیع المسلمین، ولایعذر فی مخالفته حتّی من یری إنّ تلک المصلحة لا اهمیّة لها و مثال ذلک ان الشریعة حرمت الاحتکار فی بعض السّلع الضروریة و ترکت للحاکم الشرعی ان یمنع عنه فی سائر السّلع و یأمر باثمان محددة تبعاً لما یقدره من المصلحة العامة فاذا استعمل الحاکم الشرعی صلاحیة هذه وجبت اطاعته؛ اگر حاکم اسلامی، بر اساس مصالح عمومی، به چیزی فرمان دهد، پیروی از آن بر همه مسلمانان واجب است. حتی کسانی که معتقدند مصلحتی را که حاکم تشخیص داده، اهمیّتی ندارد، نمی‌توانند مخالفت کنند. مثلاً: شریعت، احتکار برخی اجناس ضروری را حرام کرده است، حاکم اسلامی می‌تواند در دیگر اجناس از احتکار جلو بگیرد و برابر مصلحت، قیمت بگذارد. اگر با توجه به مصلحت، از احتکار در غیر موارد آشکار، نهی کرد، بر دیگران لازم است از او پیروی کنند. همین گونه، حاکم اسلامی در تمامی زمینه‌های: سیاسی، قضایی، نظامی، فرهنگی و اقتصادی، برای حلّ مشکلات و یا مصالح اجتماع، می‌تواند احکام حکومتی صادر کند. چه به تشخیص خود، مصلحت را دریابد و چه به تشخیص کارشناسان صالح و سالم جامعه و نظام. بنابراین, حاکم اسلامی اگر مصلحت دید که برای مصالح جامعه و به مقتضای شرایط موجود در اداره نظام، نیاز به گرفتن مالیات است، قانون مالیات، شرعی خواهد بود و قابل اجرا.» <ref>. شهید سید محمد باقر صدر، الفتاوی الواضحه وفقاً لمذهب اهل البیت علیهم السلام ، ص116.</ref> <br/>
== ویژگی های مالیات شرعی ==  
+
== ویژگی‌های مالیات شرعی ==  
برای وضع مالیات های اسلامی، صفات و شرایطی تعیین شده است تا براساس آن، مالیات اخذ گردد؛ این شرایط عبارتند از: <br/>
+
برای وضع مالیات‌های اسلامی، صفات و شرایطی تعیین شده است تا براساس آن، مالیات اخذ گردد؛ این شرایط عبارتند از: <br/>
 
الف) عدالت؛ مقصود، تناسب مالیات با توانایی پرداخت مالیات دهندگان است. <br/>
 
الف) عدالت؛ مقصود، تناسب مالیات با توانایی پرداخت مالیات دهندگان است. <br/>
 
ب)معیّن بودن؛ منابع، موارد مصرف و زمان آن معلوم است. <br/>
 
ب)معیّن بودن؛ منابع، موارد مصرف و زمان آن معلوم است. <br/>
ج) سهولت در پرداخت؛ یعنی در مناسب ترین موقع و مساعدترین شرایط و با ایجاد حداقل نارضایتی و مزاحمت برای مؤدیان گرفته شود. <br/>
+
ج) سهولت در پرداخت؛ یعنی در مناسب‌ترین موقع و مساعدترین شرایط و با ایجاد حداقل نارضایتی و مزاحمت برای مؤدیان گرفته شود. <br/>
د) صرفه جویی؛ هزینه وصول مالیات حداقل است؛ زیرا مردم داوطلبانه و به قصد عبادت، آن را می پردازند. <br/>
+
د) صرفه جویی؛ هزینه وصول مالیات حداقل است؛ زیرا مردم داوطلبانه و به قصد عبادت، آن را می‌پردازند. <br/>
 
ه) نتیجه و کارکرد مالیات قابل ملاحظه است. <br/>
 
ه) نتیجه و کارکرد مالیات قابل ملاحظه است. <br/>
ه) نداشتن آثار منفی اقتصادی؛ یعنی مانع تولید ثروت و فعالیت های اقتصادی سالم نیست. <br/>
+
ه) نداشتن آثار منفی اقتصادی؛ یعنی مانع تولید ثروت و فعالیت‌های اقتصادی سالم نیست. <br/>
 
و) دارای هدف اجتماعی است. <br/>
 
و) دارای هدف اجتماعی است. <br/>
  
 
== مالیات شرعی در قرآن ==   
 
== مالیات شرعی در قرآن ==   
 
=== الف. پرداخت زکات ===
 
=== الف. پرداخت زکات ===
زکات نوعی مالیات اسلامی است که قرآن کریم می فرماید:«خُذْ مِنْ امْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكّيهِمْ بِها وَ صَلَّ عَلَيْهِمْ انَّ صَلوتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ ؛ (اى رسول!) از اموال آنها، صدقه اى (زكات) بگير، تا (به اين وسيله) آنها را پاك سازى و پرورش دهى و به آنها (هنگام گرفتن زكات) دعا كن كه دعاى تو، مايه آرامش آنهاست و خدا (به دعاى مؤمنان) شنوا و (به مصالح مؤمنان) داناست». <ref>. توبه/103.</ref>  <br/>
+
زکات نوعی مالیات اسلامی است که قرآن کریم می‌فرماید:«خُذْ مِنْ امْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکّیهِمْ بِها وَ صَلَّ عَلَیْهِمْ انَّ صَلوتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ ؛ (ای رسول!) از اموال آنها، صدقه‌ای (زکات) بگیر، تا (به این وسیله) آنها را پاک سازی و پرورش دهی و به آنها (هنگام گرفتن زکات) دعا کن که دعای تو، مایه آرامش آنهاست و خدا (به دعای مؤمنان) شنوا و (به مصالح مؤمنان) داناست». <ref>. توبه/103.</ref>  <br/>
بر هر فرد مسلمان، واجب است كه زكات خود را به دولت اسلامى بپردازد. البته از دستور «خذ» در آيه مزبور، چنين استفاده مى شود كه رئيس دولت اسلامى مى تواند زكات را از مردم بگيرد، نه اينكه منتظر بماند كه اگر آنها مايل بودند، خودشان بپردازند. <ref>. جمعى از نويسندگان، تعاليم قرآنى،ج3، ص39.</ref> <br/>
+
بر هر فرد مسلمان، واجب است که زکات خود را به دولت اسلامی بپردازد. البته از دستور «خذ» در آیه مزبور، چنین استفاده می‌شود که رئیس دولت اسلامی می‌تواند زکات را از مردم بگیرد، نه اینکه منتظر بماند که اگر آنها مایل بودند، خودشان بپردازند. <ref>. جمعی از نویسندگان، تعالیم قرآنی،ج3، ص39.</ref> <br/>
با توجه به اينكه اسلام به صورت يك مكتب صرفا اخلاقى، و يا فلسفى و اعتقادى، ظهور نكرد، بلكه به عنوان يك" آئين جامع" كه تمام نيازمنديهاى مادى و معنوى در آن پيش بينى شده، پا به عرصه ظهور گذاشت، و نيز با توجه به اينكه اسلام، از همان عصر پيامبر ص، با تاسيس حكومت همراه بود، و همچنين با توجه به اينكه اسلام توجه خاصى به حمايت از محرومان و مبارزه با فاصله طبقاتى دارد، روشن مى شود كه نقش بيت المال، و زكات كه يكى از منابع درآمد بيت المال است، از مهمترين نقشها است. <br/>
+
با توجه به اینکه اسلام به صورت یک مکتب صرفا اخلاقی، و یا فلسفی و اعتقادی، ظهور نکرد، بلکه به عنوان یک" آئین جامع" که تمام نیازمندیهای مادی و معنوی در آن پیش بینی شده، پا به عرصه ظهور گذاشت، و نیز با توجه به اینکه اسلام، از همان عصر پیامبر ص، با تاسیس حکومت همراه بود، و همچنین با توجه به اینکه اسلام توجه خاصی به حمایت از محرومان و مبارزه با فاصله طبقاتی دارد، روشن می‌شود که نقش بیت المال، و زکات که یکی از منابع درآمد بیت المال است، از مهمترین نقشها است. <br/>
شكّ نيست كه هر جامعه اى داراى افرادى از كار افتاده، بيمار، يتيمان بى سرپرست، معلولين، و امثال آنها ميباشد كه بايد مورد حمايت قرار گيرند. <br/>
+
شکّ نیست که هر جامعه‌ای دارای افرادی از کار افتاده، بیمار، یتیمان بی سرپرست، معلولین، و امثال آنها می‌باشد که باید مورد حمایت قرار گیرند. <br/>
و نيز براى حفظ موجوديت خود در برابر هجوم دشمن، نياز به سربازان مجاهدى دارد كه هزينه آنها از طرف حكومت پرداخته مى شود، همچنين كارمندان حكومت اسلامى، دادرسان و قضات، و نيز وسائل تبليغاتى و مراكز دينى، هر كدام نيازمند به صرف هزينه اى است كه بدون يك پشتوانه مالى منظم، و مطمئن، سامان نمى پذيرد. <br/>
+
و نیز برای حفظ موجودیت خود در برابر هجوم دشمن، نیاز به سربازان مجاهدی دارد که هزینه آنها از طرف حکومت پرداخته می‌شود، همچنین کارمندان حکومت اسلامی، دادرسان و قضات، و نیز وسائل تبلیغاتی و مراکز دینی، هر کدام نیازمند به صرف هزینه‌ای است که بدون یک پشتوانه مالی منظم، و مطمئن، سامان نمی‌پذیرد. <br/>
به همين دليل در اسلام مساله زكات كه در حقيقت يك نوع" ماليات بردرآمد و توليد و" ماليات بر ثروت راكد" محسوب مى شود، از اهميت خاصى برخوردار است، تا آنجا كه در رديف مهمترين عبادات قرار گرفته، و در بسيارى <br/>
+
به همین دلیل در اسلام مساله زکات که در حقیقت یک نوع" مالیات بردرآمد و تولید و" مالیات بر ثروت راکد" محسوب می‌شود، از اهمیت خاصی برخوردار است، تا آنجا که در ردیف مهمترین عبادات قرار گرفته، و در بسیاری <br/>
از موارد با نماز همراه ذكر شده، و حتى شرط قبولى نماز شمرده شده است! حتى در روايات اسلامى مى خوانيم كه اگر حكومت اسلامى از شخص، يا اشخاصى، مطالبه زكات كند، و آنها در برابر حكومت، ايستادگى كنند و سرباز زنند، مرتد محسوب مى شوند، و در صورتى كه اندرزها در مورد آنها سود ندهد، توسل به نيروى نظامى، در مقابل آنها جايز است، داستان اصحاب رده (همان گروهى كه بعد از پيامبر ص سر از پرداخت زكات باز زدند و خليفه وقت به مبارزه با آنها برخاست و حتى امیرالمومنین على(علیه السلام) اين مبارزه را امضاء كرد و شخصا يكى از پرچمداران در ميدان جنگ بود) در تواريخ اسلام مشهور است. <ref>. مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، تفسير نمونه، ج8، ص11.</ref> <br/>
+
از موارد با نماز همراه ذکر شده، و حتی شرط قبولی نماز شمرده شده است! حتی در روایات اسلامی می‌خوانیم که اگر حکومت اسلامی از شخص، یا اشخاصی، مطالبه زکات کند، و آنها در برابر حکومت، ایستادگی کنند و سرباز زنند، مرتد محسوب می‌شوند، و در صورتی که اندرزها در مورد آنها سود ندهد، توسل به نیروی نظامی، در مقابل آنها جایز است، داستان اصحاب رده (همان گروهی که بعد از پیامبر ص سر از پرداخت زکات باز زدند و خلیفه وقت به مبارزه با آنها برخاست و حتی امیرالمومنین علی(علیه السلام) این مبارزه را امضاء کرد و شخصا یکی از پرچمداران در میدان جنگ بود) در تواریخ اسلام مشهور است. <ref>. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تفسیر نمونه، ج8، ص11.</ref> <br/>
 
=== ب. پرداخت خمس ===
 
=== ب. پرداخت خمس ===
قرآن کریم پرداخت خمس را امری ضروری و واجب می داند و می فرماید: <br/>
+
قرآن کریم پرداخت خمس را امری ضروری و واجب می‌داند و می‌فرماید: <br/>
«وَ اعْلَمُوا انَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَىْ ءٍ فَانَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِى الْقُرْبى وَ اليَتامى وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ انْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما انْزَلْنا عَلى عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَى ءٍ قَديرٌ؛ بدانيد هر غنيمتى كه به دست شما مى رسد يك پنجم آن براى خدا و پيامبر و اهل بيت او و يتيمان و مستمندان و واماندگان در راه (از آنها) مى باشد، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدائى حق از باطل، روز درگيرى دو گروه (باايمان و بى ايمان): روز جنگ بدر نازل كرديم، ايمان آورده ايد؛ و خداوند بر هر چيزى توانا است.» <ref>. انفال/41.</ref> <br/>
+
«وَ اعْلَمُوا انَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ ءٍ فَانَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی وَ الیَتامی وَ الْمَساکینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ انْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما انْزَلْنا عَلی عَبْدِنا یَوْمَ الْفُرْقانِ یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلی کُلِّ شَی ءٍ قَدیرٌ؛ بدانید هر غنیمتی که به دست شما می‌رسد یک پنجم آن برای خدا و پیامبر و اهل بیت او و یتیمان و مستمندان و واماندگان در راه (از آنها) می‌باشد، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدائی حق از باطل، روز درگیری دو گروه (باایمان و بی ایمان): روز جنگ بدر نازل کردیم، ایمان آورده‌اید؛ و خداوند بر هر چیزی توانا است.» <ref>. انفال/41.</ref> <br/>
خمس به هفت مورد تعلق می گیرد که عبارتند از: «منفعت کسب، معدن، گنج، مال حلال مخلوط به حرام، جواهری که به وسیله غواصی در دریا به دست می آید، غنیمت جنگی و زمینی که کافر ذمّی از مسلمان بخرد». یک پنجم این موارد، متعلق به بیت المال است و باید صاحب مال، آن را از ملک خود جدا کرده و به قصد قربت، تحویل بیت المال دهد. <br/>
+
خمس به هفت مورد تعلق می‌گیرد که عبارتند از: «منفعت کسب، معدن، گنج، مال حلال مخلوط به حرام، جواهری که به وسیله غواصی در دریا به دست می‌آید، غنیمت جنگی و زمینی که کافر ذمّی از مسلمان بخرد». یک پنجم این موارد، متعلق به بیت المال است و باید صاحب مال، آن را از ملک خود جدا کرده و به قصد قربت، تحویل بیت المال دهد. <br/>
 +
 
 
== مالیات شرعی در روایات ==
 
== مالیات شرعی در روایات ==
در روايتى از امام صادق(علیه السلام)مى خوانيم: «من منع قيراطا من الزكاة فليس هو بمؤمن، و لا مسلم، و لا كرامة؛ كسى كه يك قيراط از زكات را نپردازد نه مؤمن است و نه مسلمان و ارزشى ندارد» <ref>. شیخ حر عاملی، وسائل الشيعه، ج 6، صفحه 20، باب 4، حديث 9.</ref>. <br/>
+
در روایتی از امام صادق(علیه السلام)می‌خوانیم: «من منع قیراطا من الزکاة فلیس هو بمؤمن، و لا مسلم، و لا کرامة؛ کسی که یک قیراط از زکات را نپردازد نه مؤمن است و نه مسلمان و ارزشی ندارد» <ref>. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 6، صفحه 20، باب 4، حدیث 9.</ref>. <br/>
از روايات استفاده ميشود كه" حدود" و" مقدار" زكات آن چنان دقيقا در اسلام تعيين شده، كه اگر همه مسلمانان زكات اموال خويش را بطور صحيح و كامل بپردازند، هيچ فردى فقير و محروم در سرتاسر كشور اسلامى باقى نخواهد ماند. <br/>
+
از روایات استفاده می‌شود که" حدود" و" مقدار" زکات آن چنان دقیقا در اسلام تعیین شده، که اگر همه مسلمانان زکات اموال خویش را بطور صحیح و کامل بپردازند، هیچ فردی فقیر و محروم در سرتاسر کشور اسلامی باقی نخواهد ماند. <br/>
در حديثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانيم : «و لو ان الناس ادوا زكاة اموالهم ما بقى مسلم فقيرا محتاجا! ... و ان الناس ما افتقروا، و لا احتاجوا، و لا جاعوا، و لا عروا، الا بذنوب الاغنياء؛ اگر همه مردم زكات اموال خود را بپردازند مسلمانى فقير و نيازمند، باقى نخواهد ماند، و مردم فقير و محتاج و گرسنه و برهنه نمى شوند مگر به خاطر گناه ثروتمندان"!» <ref>. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 6،  صفحه 4( باب 1 حديث 6- از ابواب زكات).</ref>  <br/>
+
در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) می‌خوانیم : «و لو ان الناس ادوا زکاة اموالهم ما بقی مسلم فقیرا محتاجا! ... و ان الناس ما افتقروا، و لا احتاجوا، و لا جاعوا، و لا عروا، الا بذنوب الاغنیاء؛ اگر همه مردم زکات اموال خود را بپردازند مسلمانی فقیر و نیازمند، باقی نخواهد ماند، و مردم فقیر و محتاج و گرسنه و برهنه نمی‌شوند مگر به خاطر گناه ثروتمندان"!» <ref>. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 6،  صفحه 4( باب 1 حدیث 6- از ابواب زکات).</ref>  <br/>
بنابراین، رعايت قانون زكات و پرداخت اين ماليات موجب آبادانى كشور اسلامى و حفظ امنيت عمومى مى شود و نپرداختن آن، عامل پيدايش شكاف هاى طبقاتى و به خطر افتادن اموال عمومی و اموال ثروتمندان را مى شود. يعنى هنگامى كه فقير در جامعه زياد شود سرقت و ناامنى گسترش مى يابد و همان ثروت هاى انباشته به خطر مى افتد. <ref>. رضايى اصفهانى، محمدعلى، تفسير قرآن مهر، ج8، ص234.</ref> <br/>
+
بنابراین، رعایت قانون زکات و پرداخت این مالیات موجب آبادانی کشور اسلامی و حفظ امنیت عمومی می‌شود و نپرداختن آن، عامل پیدایش شکاف‌های طبقاتی و به خطر افتادن اموال عمومی و اموال ثروتمندان را می‌شود. یعنی هنگامی که فقیر در جامعه زیاد شود سرقت و ناامنی گسترش می‌یابد و همان ثروت‌های انباشته به خطر می‌افتد. <ref>. رضایی اصفهانی، محمدعلی، تفسیر قرآن مهر، ج8، ص234.</ref> <br/>
 
== احکام پرداخت مالیات شرعی ==
 
== احکام پرداخت مالیات شرعی ==
 
=== الف. وجوب پرداخت ===
 
=== الف. وجوب پرداخت ===
پرداخت زکات و خمس اموال، واجب می باشد. <br/>
+
پرداخت زکات و خمس اموال، واجب می‌باشد. <br/>
 
برای توضیح و آشنایی بیشتر با شرایط وجوب خمس و زکات به مقالات خمس و زکات رجوع شود. <br/>
 
برای توضیح و آشنایی بیشتر با شرایط وجوب خمس و زکات به مقالات خمس و زکات رجوع شود. <br/>
 
=== ب. نصاب زکات پول ===
 
=== ب. نصاب زکات پول ===
سوال: در صورتى كه مطلق پول متعلّق زكات باشد نصاب آن چگونه تعيين خواهد شد؟ <br/>
+
سوال: در صورتی که مطلق پول متعلّق زکات باشد نصاب آن چگونه تعیین خواهد شد؟ <br/>
جواب: از آنجا كه همواره طلا ملاك تعيين ارزش مالى اشياء بوده است، اين جا نيز معيار را بايد طلا گرفت، همانگونه كه در ديات عقيده ما اين است كه هزار دينار طلا معيار است. بنابر اين هر چند به هر پول رائجى زكات تعلّق مى گيرد ولى نصاب آن را از روى نصاب طلا مشخّص مى كنيم زيرا ارزش پول در حال نوسان است حتى درهم هم در نوسان بوده است. <ref>. جمعى از مؤلفان، مجله فقه اهل بيت عليهم السلام (فارسى)، ج 10، ص: 21.</ref> <br/>
+
جواب: از آنجا که همواره طلا ملاک تعیین ارزش مالی اشیاء بوده است، این جا نیز معیار را باید طلا گرفت، همانگونه که در دیات عقیده ما این است که هزار دینار طلا معیار است. بنابر این هر چند به هر پول رائجی زکات تعلّق می‌گیرد ولی نصاب آن را از روی نصاب طلا مشخّص می‌کنیم زیرا ارزش پول در حال نوسان است حتی درهم هم در نوسان بوده است. <ref>. جمعی از مؤلفان، مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)، ج 10، ص: 21.</ref> <br/>
 
=== پ. زکات گرفتنی یا دادنی ===
 
=== پ. زکات گرفتنی یا دادنی ===
سوال: آيا زكات گرفتنى است يا دادنى، به بيان ديگر در حكومت اسلامى كه قدرت بر مطالبه زكات و دريافت آن از زكات دهندگان وجود دارد، آيا دولت مى تواند زكات را مطالبه كند و در صورت ممانعت، با زور آن را بگيرد يا آنكه پرداخت زكات تكليف شرعى زكات دهنده است، اگر نپردازد خود گناه كرده است ولى كسى حقّ مطالبه آن را ندارد؟ <br/>
+
سوال: آیا زکات گرفتنی است یا دادنی، به بیان دیگر در حکومت اسلامی که قدرت بر مطالبه زکات و دریافت آن از زکات دهندگان وجود دارد، آیا دولت می‌تواند زکات را مطالبه کند و در صورت ممانعت، با زور آن را بگیرد یا آنکه پرداخت زکات تکلیف شرعی زکات دهنده است، اگر نپردازد خود گناه کرده است ولی کسی حقّ مطالبه آن را ندارد؟ <br/>
جواب: زكات از واجبات است ولى در صورت ممانعت زكات دهنده دولت اسلامى مى تواند آن را با زور بستاند، به دليل آيه شريفه (خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً) كه دستور به گرفتن است و نيز به دليل سيرۀ پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اميرالمؤمنين علی(عليه السلام) در گرفتن و جمع آورى زكات از مردم. اين نشان مى دهد كه گرفتن زكات از وظايف حكومت است. <ref>. همان، ج10، ص22.</ref> <br/>
+
جواب: زکات از واجبات است ولی در صورت ممانعت زکات دهنده دولت اسلامی می‌تواند آن را با زور بستاند، به دلیل آیه شریفه (خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً) که دستور به گرفتن است و نیز به دلیل سیرۀ پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) در گرفتن و جمع آوری زکات از مردم. این نشان می‌دهد که گرفتن زکات از وظایف حکومت است. <ref>. همان، ج10، ص22.</ref> <br/>
 
=== ت. مسوولان دریافت مالیات شرعی ===
 
=== ت. مسوولان دریافت مالیات شرعی ===
مسأله1. هيچ كس حق ندارد متكفّل امور سياسى، مانند اجراى حدود، و امور قضايى و مالى، مانند گرفتن خراج و ماليات شرعى باشد، مگر امام مسلمين (عليهم السّلام) و كسى كه امام (عليهم السّلام) او را براى اين جهت منصوب كرده باشد. <ref>. خمينى، سيد روح اللّه موسوى - مترجم: اسلامى، على، تحرير الوسيلة - ترجمه، ج 2، ص: 323.</ref> <br/>
+
مسأله۱. هیچ کس حق ندارد متکفّل امور سیاسی، مانند اجرای حدود، و امور قضایی و مالی، مانند گرفتن خراج و مالیات شرعی باشد، مگر امام مسلمین (علیهم السّلام) و کسی که امام (علیهم السّلام) او را برای این جهت منصوب کرده باشد. <ref>. خمینی، سید روح اللّه موسوی - مترجم: اسلامی، علی، تحریر الوسیلة - ترجمه، ج 2، ص: 323.</ref> <br/>
مسأله2. در زمان غيبت ولى امر و سلطان عصر (عجل اللّه تعالى فرجه الشريف) ولی فقیه جامع الشرائط قائم مقام آن حضرت [مى باشد] در اجراى سياسات (حدود و تعزيرات) و تمام آنچه براى امام (عليهم السّلام) مى باشد، مگر جهاد ابتدايى، نوّاب عام حضرتش مى باشند و آنها فقهائى هستند كه جامع الشرائط فتوى و قضاوت باشند. <ref>. همان، ج2، ص323.</ref> <br/>
+
مسأله۲. در زمان غیبت ولی امر و سلطان عصر (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) ولی فقیه جامع الشرائط قائم مقام آن حضرت [می‌باشد] در اجرای سیاسات (حدود و تعزیرات) و تمام آنچه برای امام (علیهم السّلام) می‌باشد، مگر جهاد ابتدایی، نوّاب عام حضرتش می‌باشند و آنها فقهائی هستند که جامع الشرائط فتوی و قضاوت باشند. <ref>. همان، ج2، ص323.</ref> <br/>
 
=== ت. مصرف مالیات شرعی ===
 
=== ت. مصرف مالیات شرعی ===
اول: فقير، و او كسى است كه مخارج سال خود و عيالاتش را ندارد ، ولى كسى كه صنعت يا ملك يا سرمايه اى دارد كه مى تواند مخارج سال خود را بگذارند فقير نيست.  <br/>
+
اول: فقیر، و او کسی است که مخارج سال خود و عیالاتش را ندارد ، ولی کسی که صنعت یا ملک یا سرمایه‌ای دارد که می‌تواند مخارج سال خود را بگذارند فقیر نیست.  <br/>
دوم: مسكين، و او كسى است كه از فقير سخت تر مى گذراند.  <br/>
+
دوم: مسکین، و او کسی است که از فقیر سخت تر می‌گذراند.  <br/>
سوم: كسى كه از طرف امام عليه السلام يا نائب امام مأمور است كه زكات را جمع و نگهدارى نمايد، و به حساب آن رسيدگى كند و آن را به امام يا نائب امام يا فقرا برساند.  <br/>
+
سوم: کسی که از طرف امام علیه السلام یا نائب امام مأمور است که زکات را جمع و نگهداری نماید، و به حساب آن رسیدگی کند و آن را به امام یا نائب امام یا فقرا برساند.  <br/>
چهارم : كفّارى كه اگر زكات به آنان بدهند ، به دين اسلام مايل مى شوند يا در جنگ يا غير آن به مسلمانان كمك مى كنند. و همچنين مسلمانانى كه ايمان آنان به بعضى از آنچه پيغمبر اكرم(صلى الله  عليه و آله  و سلم) آورده اند ضعيف است، ولى چنانچه زكات به آنان داده شود موجب تقويت ايمانشان مى گردد، يا مسلمانانى كه ايمان به ولايت امير مؤمنان عليه السلام ندارند، ولى اگر به آنان زكات داده شود به ولايت رغبت پيدا مى كنند و به آن ايمان مى آورند.  <br/>
+
چهارم : کفّاری که اگر زکات به آنان بدهند ، به دین اسلام مایل می‌شوند یا در جنگ یا غیر آن به مسلمانان کمک می‌کنند. و همچنین مسلمانانی که ایمان آنان به بعضی از آنچه پیغمبر اکرم(صلی الله  علیه و آله  و سلم) آورده‌اند ضعیف است، ولی چنانچه زکات به آنان داده شود موجب تقویت ایمانشان می‌گردد، یا مسلمانانی که ایمان به ولایت امیر مؤمنان علیه السلام ندارند، ولی اگر به آنان زکات داده شود به ولایت رغبت پیدا می‌کنند و به آن ایمان می‌آورند.  <br/>
پنجم: خريدارى بنده ها و آزاد كردن آنان. <br/>
+
پنجم: خریداری بنده‌ها و آزاد کردن آنان. <br/>
ششم: بدهكارى كه نمى تواند قرض خود را بدهد.  <br/>
+
ششم: بدهکاری که نمی‌تواند قرض خود را بدهد.  <br/>
هفتم : فى سبيل اللّه، يعنى كارهائى كه نفعش به عموم مسلمين مى رسد مثل ساختن مسجد، و مدرسه اى كه علوم دينيّه در آن خوانده مى شود، و تنظيف شهر و آسفالت راهها، وتوسعه آنها و مانند اينها.  <br/>
+
هفتم : فی سبیل اللّه، یعنی کارهائی که نفعش به عموم مسلمین می‌رسد مثل ساختن مسجد، و مدرسه‌ای که علوم دینیّه در آن خوانده می‌شود، و تنظیف شهر و آسفالت راه‌ها، وتوسعه آنها و مانند اینها.  <br/>
ابن السبيل ، يعنى مسافرى كه در سفر درمانده شده. : هشتم  <br/>
+
ابن السبیل ، یعنی مسافری که در سفر درمانده شده. : هشتم  <br/>
اينها مواردى است كه زكات در آنها صرف مى شود ، ولى مالك نمى تواند زكات را بدون اذن امام عليه السلام يا نائبش ، در دو مورد سوم و چهارم مصرف نمايد ، و در مورد هفتم نيز بنابر ـ احتياط لازم ـ بايد از حاكم شرع اذن بگيرد. <ref>سید خوئ ، توضیح المسائل، ج1، ص346، مساله ی 2664.</ref> <br/>
+
اینها مواردی است که زکات در آنها صرف می‌شود ، ولی مالک نمی‌تواند زکات را بدون اذن امام علیه السلام یا نائبش ، در دو مورد سوم و چهارم مصرف نماید ، و در مورد هفتم نیز بنابر ـ احتیاط لازم ـ باید از حاکم شرع اذن بگیرد. <ref>سید خوئ ، توضیح المسائل، ج1، ص346، مساله ی 2664.</ref> <br/>
 
=== ث. دریافت جزیه ===
 
=== ث. دریافت جزیه ===
متولّى امر جزيه رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) و پس از آن حضرت، امام معصوم يا نايب او ـ اعم از نايب خاص در زمان حضور و نايب عام در عصر غيبت در صورت مبسوط اليد بودن و قدرت اجرايى داشتن ـ است. <br/>
+
متولّی امر جزیه رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله) و پس از آن حضرت، امام معصوم یا نایب او ـ اعم از نایب خاص در زمان حضور و نایب عام در عصر غیبت در صورت مبسوط الید بودن و قدرت اجرایی داشتن ـ است. <br/>
قرارداد عقد ذمّه با اهل كتاب و گرفتن جزيه از ايشان تنها در حيطه وظايف آنان است. در فرض مبسوط اليد نبودن، اگر حاكم جائرِ مسلمانى با اهل كتاب قرارداد ذمّه امضا و جزيه دريافت كند محكوم به صحّت است. <ref>. جمعى از پژوهشگران زير نظر شاهرودى، سيد محمود هاشمى، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، ج 3، ص85.</ref> <br/>
+
قرارداد عقد ذمّه با اهل کتاب و گرفتن جزیه از ایشان تنها در حیطه وظایف آنان است. در فرض مبسوط الید نبودن، اگر حاکم جائرِ مسلمانی با اهل کتاب قرارداد ذمّه امضا و جزیه دریافت کند محکوم به صحّت است. <ref>. جمعی از پژوهشگران زیر نظر شاهرودی، سید محمود هاشمی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج 3، ص85.</ref> <br/>
 
== راهکارهای اجرای این معروف ==
 
== راهکارهای اجرای این معروف ==
=== الف. تاسیس سازمان مالیات های شرعی> ===
+
=== الف. تاسیس سازمان مالیات‌های شرعی> ===
از آن جا که حکومت موظف است که زکات و خمس مردم را دریافت کند، به همین جهت ضروری است سازمانی در باره دریافت مالیات های اسلامی تشکیل شود. <br/>
+
از آن جا که حکومت موظف است که زکات و خمس مردم را دریافت کند، به همین جهت ضروری است سازمانی در باره دریافت مالیات‌های اسلامی تشکیل شود. <br/>
یکی از وظایف این سازمان، فرستادن مامورین ویژه برای دریافت مالیات های اسلامی است. <br/>
+
یکی از وظایف این سازمان، فرستادن مامورین ویژه برای دریافت مالیات‌های اسلامی است. <br/>
=== ب. محاسبه مالیات های اسلامی ===
+
=== ب. محاسبه مالیات‌های اسلامی ===
پيشنهاد مي شود در صورت امكان وجوهات شرعيه جزء مالياتها محاسبه شود و از پرداخت كننده آنها ( كه رسيد معتبر مقام معتبر مقام معظم رهبري يا مراجع عظام تقليد را به همراه دارند ) به ازاء سند به عنوان ماليات پذيرفته شود. اين طرح دو نتيجه ذيل را نيز در پي دارد: <br/>
+
پیشنهاد می‌شود در صورت امکان وجوهات شرعیه جزء مالیاتها محاسبه شود و از پرداخت کننده آنها ( که رسید معتبر مقام معتبر مقام معظم رهبری یا مراجع عظام تقلید را به همراه دارند ) به ازاء سند به عنوان مالیات پذیرفته شود. این طرح دو نتیجه ذیل را نیز در پی دارد: <br/>
الف) مردم تشويق به پرداخت مالياتهاي شرعي و اسلامي مي شوند و در مجموع ميزان ماليات افزايش مي يابد. بدون شكّ اين مالياتها همان اهداف مالياتها ي دولتي را بنحوي كاملتر و صحيحتر تعقيب مي كنند. <br/>
+
الف) مردم تشویق به پرداخت مالیاتهای شرعی و اسلامی می‌شوند و در مجموع میزان مالیات افزایش می‌یابد. بدون شکّ این مالیاتها همان اهداف مالیاتها ی دولتی را بنحوی کاملتر و صحیحتر تعقیب می‌کنند. <br/>
ب) محاسبه نكردن مالياتهاي شرعي، موجب نابرابري بيشتر و ناعادلانه تر شدن توزيع در آمد مي شود. به علت اينكه افرادي كه امروزه مالياتهاي اسلامي مي پردازند افراد مذهبي مي باشند، كه اكثر قريب به اتفاق آنان از طبقه متوسط و تا حدودي ضعيف هستند، علاوه بر مالياتهاي شرعي مالياتهاي اجباري نيز بر آنان تعلق گرفته و قدرت فرار از ماليات در اين طبقه جامعه  بسيار اندك است. طبقه مرفه جامعه نه تنها مالياتهاي شرعي را نمي پردازند، بلكه با توجه به نظام اداري امروز و امكانات آن طبقه به راحتي از پرداخت ماليات مي گريزند. <br/>
+
ب) محاسبه نکردن مالیاتهای شرعی، موجب نابرابری بیشتر و ناعادلانه تر شدن توزیع در آمد می‌شود. به علت اینکه افرادی که امروزه مالیاتهای اسلامی می‌پردازند افراد مذهبی می‌باشند، که اکثر قریب به اتفاق آنان از طبقه متوسط و تا حدودی ضعیف هستند، علاوه بر مالیاتهای شرعی مالیاتهای اجباری نیز بر آنان تعلق گرفته و قدرت فرار از مالیات در این طبقه جامعه  بسیار اندک است. طبقه مرفه جامعه نه تنها مالیاتهای شرعی را نمی‌پردازند، بلکه با توجه به نظام اداری امروز و امکانات آن طبقه به راحتی از پرداخت مالیات می‌گریزند. <br/>
بنابراين طبقه مرفه نه مالياتهاي شرعي را و نه اجباري را پرداخت مي كنند، ولي در مقابل طبقه متوسط و ضعيف هر دو را پرداخت مي كنند. نتيجه اينكه فاصله طبقاتي موجود و نابرابري روز به روز بيشتر مي شود، در حاليكه از جمله اهداف مهم مالياتها كم كردن فاصله طبقاتي مي باشد. <ref>. همان.</ref> <br/>
+
بنابراین طبقه مرفه نه مالیاتهای شرعی را و نه اجباری را پرداخت می‌کنند، ولی در مقابل طبقه متوسط و ضعیف هر دو را پرداخت می‌کنند. نتیجه اینکه فاصله طبقاتی موجود و نابرابری روز به روز بیشتر می‌شود، در حالیکه از جمله اهداف مهم مالیاتها کم کردن فاصله طبقاتی می‌باشد. <ref>. همان.</ref> <br/>
=== پ. اولویت ها در مالیات اسلامی ===
+
=== پ. اولویت‌ها در مالیات اسلامی ===
مالیات اسلامی به طور عادلانه وضع شده است و در پرداخت آن و مصرف و شرایط آن به کسی ظلم نمی شود، به همین خاطر دولت اسلامی برای اجرای عدالت باید مساله مالیات های اسلامی را در اولویت قرار بدهد و در صورت کم بودن مالیات های اسلامی، مالیات های ثانویه وضع کند. <br/>
+
مالیات اسلامی به طور عادلانه وضع شده است و در پرداخت آن و مصرف و شرایط آن به کسی ظلم نمی‌شود، به همین خاطر دولت اسلامی برای اجرای عدالت باید مساله مالیات‌های اسلامی را در اولویت قرار بدهد و در صورت کم بودن مالیات‌های اسلامی، مالیات‌های ثانویه وضع کند. <br/>
 
== آثار پرداخت مالیات شرعی ==
 
== آثار پرداخت مالیات شرعی ==
=== الف) بركت در مال و عمر ===
+
=== الف) برکت در مال و عمر ===
از جمله چيزهايي كه خداوند در آن بركت فراوان قرار داده، پرداخت زكات و خمس است. اميرالمؤمنين (عليه‎ السلام) در حديثي فرموده: «اگر مي خواهي مالت زياد شود، زكات بده، و اگر مي خواهي تندرست و سلامت باشي صدقه زياد بده.» <br/>
+
از جمله چیزهایی که خداوند در آن برکت فراوان قرار داده، پرداخت زکات و خمس است. امیرالمؤمنین (علیه‎ السلام) در حدیثی فرموده: «اگر می‌خواهی مالت زیاد شود، زکات بده، و اگر می‌خواهی تندرست و سلامت باشی صدقه زیاد بده.» <br/>
اسلام قاطعانه و با اطمينان خاطر، اعلان مي دارد كه يكي از عوامل مهم نابودي سرمايه، ندادن زكات است. اميرالمؤمنين علي(عليه‎ السلام) در حديثي فرموده است:«مَا هَلَكَ مَالٌ فِي بَرٍّ وَ لَا بَحْرٍ إِلَّا بِمَنْعِ الزَّكَاةِ فَحَصِّنُوا أَمْوَالَكُمْ بِالزَّكَاةِ وَ دَاوُوا مَرْضَاكُمْ بِالصَّدَقَةِ وَ اسْتَدْفِعُوا الْبَلَاءَ بِالدُّعَاءِ؛ هيچ مالي در زمين و دريا نابود نمي شود، مگر به خاطر ندادن زكات. سپس به مخاطبين مي فرمايد: اموالتان را با زكات محافظت كنيد. بيمارانتان را با صدقه درمان نماييد و موج هاي بلا را با دعا دفع كنيد.» <ref>. ابن حيون، نعمان بن محمد مغربى، دعائم الإسلام و ذكر الحلال و الحرام و القضايا و الأحكام، ج 1 ؛ ص240.</ref> <br/>
+
اسلام قاطعانه و با اطمینان خاطر، اعلان می‌دارد که یکی از عوامل مهم نابودی سرمایه، ندادن زکات است. امیرالمؤمنین علی(علیه‎ السلام) در حدیثی فرموده است:«مَا هَلَکَ مَالٌ فِی بَرٍّ وَ لَا بَحْرٍ إِلَّا بِمَنْعِ الزَّکَاةِ فَحَصِّنُوا أَمْوَالَکُمْ بِالزَّکَاةِ وَ دَاوُوا مَرْضَاکُمْ بِالصَّدَقَةِ وَ اسْتَدْفِعُوا الْبَلَاءَ بِالدُّعَاءِ؛ هیچ مالی در زمین و دریا نابود نمی‌شود، مگر به خاطر ندادن زکات. سپس به مخاطبین می‌فرماید: اموالتان را با زکات محافظت کنید. بیمارانتان را با صدقه درمان نمایید و موج‌های بلا را با دعا دفع کنید.» <ref>. ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی، دعائم الإسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الأحکام، ج 1 ؛ ص240.</ref> <br/>
 
=== ب. ایجاد اشتغال ===
 
=== ب. ایجاد اشتغال ===
یکی از مسائل مهم جامعه وجود بیکاری است که زمینه ساز انواع فسادهاست. اگر مردم خمس و زکات خود را بپردازند، چرخه های اقتصاد به گردش در می آید و بخش مهمی از افراد بیکار شاغل خواهند شد، همان گونه که گاهی از طریق مضاربه یا قرض الحسنه می توان ایجاد اشتغال کرد، از طریق پرداخت خمس و زکات و یا بخشش های بلا عوض و یا از طریق ایجاد زمینه های تحصیل برای بی سوادها و کم سوادها و آموزش فن و حرفه و تأسیس و توسعه مراکز فرهنگی و احداث جاده ها و پل ها و آبادنی های دیگر نیز می توان ایجاد اشتغال کرد. بنابراین در احیای زکات، حل مسئله اشتغال و پیشرفت اقتصادی و فرهنگی و جلو گیری از مفاسدی که در اثر بیکاری به چشم می خورد ، نهفته است به علاوه کار و اشتغال سبب دلگرمی به مکتب، به امّت، به نظام اسلامی و سبب شکوفایی استعدادها و نبوغ ها و مانع انواع افسردگی ها، سوء ظن، رکود، ایجاد عقده و زمینه ساز انواع فتنه ها و آشوب ها است که اگر شعله آن بر افروخته شود همه را می سوزاند. <br/>
+
یکی از مسائل مهم جامعه وجود بیکاری است که زمینه ساز انواع فسادهاست. اگر مردم خمس و زکات خود را بپردازند، چرخه‌های اقتصاد به گردش در می‌آید و بخش مهمی از افراد بیکار شاغل خواهند شد، همان گونه که گاهی از طریق مضاربه یا قرض الحسنه می‌توان ایجاد اشتغال کرد، از طریق پرداخت خمس و زکات و یا بخشش‌های بلا عوض و یا از طریق ایجاد زمینه‌های تحصیل برای بی سوادها و کم سوادها و آموزش فن و حرفه و تأسیس و توسعه مراکز فرهنگی و احداث جاده‌ها و پل‌ها و آبادنی‌های دیگر نیز می‌توان ایجاد اشتغال کرد. بنابراین در احیای زکات، حل مسئله اشتغال و پیشرفت اقتصادی و فرهنگی و جلو گیری از مفاسدی که در اثر بیکاری به چشم می‌خورد ، نهفته است به علاوه کار و اشتغال سبب دلگرمی به مکتب، به امّت، به نظام اسلامی و سبب شکوفایی استعدادها و نبوغ‌ها و مانع انواع افسردگی‌ها، سوء ظن، رکود، ایجاد عقده و زمینه ساز انواع فتنه‌ها و آشوب‌ها است که اگر شعله آن بر افروخته شود همه را می‌سوزاند. <br/>
 
=== پ. استقلال اقتصادی ===
 
=== پ. استقلال اقتصادی ===
پرداخت زکات به عنوان یک تکلیف شرعی می تواند زمینه استقلال اقتصادی کشور را مطابق با فرهنگ و سبک اسلامی زندگی را فراهم سازد و بستر مقاومت و تولید داخلی و توان ملی را اعتلا بخشد. <br/>
+
پرداخت زکات به عنوان یک تکلیف شرعی می‌تواند زمینه استقلال اقتصادی کشور را مطابق با فرهنگ و سبک اسلامی زندگی را فراهم سازد و بستر مقاومت و تولید داخلی و توان ملی را اعتلا بخشد. <br/>
 
== نتیجه گیری ==
 
== نتیجه گیری ==
در اقتصاد اسلامی مالیات های اسلامی می توانند متناسب با زمان و مکان های مختلف استفاده شوند. البته فقها با اجتهاد و بررسی روی موارد مصرف و اندازه و تعلقات این مالیات ها نقش تاثیر گذاری دارند. از آنجا که دولت اسلامی وظیفه رشد و توسعه و آبادانی کشور اسلامی را عهده دار است. می تواند با مالیات های مذکور منابع درآمدی ایجاد کند تا در راه توسعه و آبادانی کشور اسلامی گام بردارد. <br/>
+
در اقتصاد اسلامی مالیات‌های اسلامی می‌توانند متناسب با زمان و مکان‌های مختلف استفاده شوند. البته فقها با اجتهاد و بررسی روی موارد مصرف و اندازه و تعلقات این مالیات‌ها نقش تاثیر گذاری دارند. از آنجا که دولت اسلامی وظیفه رشد و توسعه و آبادانی کشور اسلامی را عهده دار است. می‌تواند با مالیات‌های مذکور منابع درآمدی ایجاد کند تا در راه توسعه و آبادانی کشور اسلامی گام بردارد. <br/>
 
== کتابشناسی ==
 
== کتابشناسی ==
1. کیاءالحسینی، سیدضیاءالدین، جایگاه مالیات های اسلامی و متعارف و ارتباط متقابل آنها، دانشگاه شیخ مفید، 1389 ه ش. <br/>
+
۱. کیاءالحسینی، سیدضیاءالدین، جایگاه مالیات‌های اسلامی و متعارف و ارتباط متقابل آنها، دانشگاه شیخ مفید، ۱۳۸۹ ه ش. <br/>
2. لشکری، علیرضا، جهت گيري ماليات هاي اسلامى، انديشه معاصر، تهران، 1381 ه ش. <br/>
+
۲. لشکری، علیرضا، جهت گیری مالیات‌های اسلامی، اندیشه معاصر، تهران، ۱۳۸۱ ه ش. <br/>
3. تقوی دامغانی، رضا، ماليات در نظام اسلامى، سازمان تبليغات اسلامي، تهران، 1369 ه ش. <br/>
+
۳. تقوی دامغانی، رضا، مالیات در نظام اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، ۱۳۶۹ ه ش. <br/>
4. تهرانی، علی، مالیات های اسلامی، كانون نشر كتاب، مشهد، 1355 ه ش. <br/>
+
۴. تهرانی، علی، مالیات‌های اسلامی، کانون نشر کتاب، مشهد، ۱۳۵۵ ه ش. <br/>
 
== مقاله شناسی ==  
 
== مقاله شناسی ==  
1. زینب خزائی، مالیات اسلامی و جایگاه آن در تامین منابع اسلامی، مجله اقتصادی، شماره3، خرداد1394ه ش. <br/>
+
۱. زینب خزائی، مالیات اسلامی و جایگاه آن در تامین منابع اسلامی، مجله اقتصادی، شماره۳، خرداد۱۳۹۴ه ش. <br/>
2. رجايي، سيد محمد كاظم، بررسي اجمالي ماليات در اقتصاد ايران، نشریه معرفت، پایگاه اطلاع رسانی http://lib.eshia.ir <br/>
+
۲. رجایی، سید محمد کاظم، بررسی اجمالی مالیات در اقتصاد ایران، نشریه معرفت، پایگاه اطلاع رسانی http://lib.eshia.ir <br/>
3. آقا نظری، حسن، ناهنجاري فرهنگي ـ اقتصادي درآمد مالياتي كشور و راه حل ها با رويكرد آموزه هاي اسلامي، معرفت اقتصادی، سال اول، شماره دوم، بهار و تابستان 1389، ص 95 ـ 108. <br/>
+
۳. آقا نظری، حسن، ناهنجاری فرهنگی ـ اقتصادی درآمد مالیاتی کشور و راه حل‌ها با رویکرد آموزه‌های اسلامی، معرفت اقتصادی، سال اول، شماره دوم، بهار و تابستان ۱۳۸۹، ص ۹۵ ـ 108. <br/>
4. خليليان اشكذري، محمدجمال، منابع مالي و معيارهاي تخصيص بودجه در دولت اسلامي، نشریه معرفت، سال پنجم، شماره دوم، پياپي 10، بهار و تابستان 1393ه ش. <br/>
+
۴. خلیلیان اشکذری، محمدجمال، منابع مالی و معیارهای تخصیص بودجه در دولت اسلامی، نشریه معرفت، سال پنجم، شماره دوم، پیاپی ۱۰، بهار و تابستان ۱۳۹۳ه ش. <br/>
 
== فهرست منابع ==  
 
== فهرست منابع ==  
 
قرآن کریم <br/>
 
قرآن کریم <br/>
1. ابن حيون، نعمان بن محمد مغربى، دعائم الإسلام و ذكر الحلال و الحرام و القضايا و الأحكام، مؤسسة آل البيت عليهم السلام - قم، چاپ: دوم، 1385ق. <br/>
+
۱. ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی، دعائم الإسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الأحکام، مؤسسة آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: دوم، ۱۳۸۵ق. <br/>
2. ابن فراء، الاحکام السلطانیة، چاپ محمد حامد فقی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳م. <br/>
+
۲. ابن فراء، الاحکام السلطانیة، چاپ محمد حامد فقی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳م. <br/>
3. جعفري لنگرودي، محمد جعفر، ترمینولوژي حقوق، چاپ گنج دانش، 1372 ه ش. <br/>
+
۳. جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ترمینولوژی حقوق، چاپ گنج دانش، ۱۳۷۲ ه ش. <br/>
4. جمعى از نويسندگان، تعاليم قرآنى، سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، نمايندگى ولى فقيه، اداره آموزش هاى عقيدتى سياسى، تهران، چاپ1، 1382 ه.ش. <br/>
+
۴. جمعی از نویسندگان، تعالیم قرآنی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نمایندگی ولی فقیه، اداره آموزش‌های عقیدتی سیاسی، تهران، چاپ۱، ۱۳۸۲ ه.ش. <br/>
5. جمعى از پژوهشگران زير نظر شاهرودى، سيد محمود هاشمى، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت عليهم السلام، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بيت عليهم السلام، قم، اول، 1426 ه‍ ق. <br/>
+
۵. جمعی از پژوهشگران زیر نظر شاهرودی، سید محمود هاشمی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت علیهم السلام، قم، اول، ۱۴۲۶ ه‍ ق. <br/>
6. حكيمى، محمدرضا و حكيمى، محمد و حكيمى، على - آرام، احمد، الحياة / ترجمه احمد آرام، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران، چاپ اول، 1380ش. <br/>
+
۶. حکیمی، محمدرضا و حکیمی، محمد و حکیمی، علی - آرام، احمد، الحیاة / ترجمه احمد آرام، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۰ش. <br/>
7. حلبی، ابوالصلاح، الکافی فی الفقه، چاپ رضا استادی، اصفهان (۱۳۶۲ش). <br/>
+
۷. حلبی، ابوالصلاح، الکافی فی الفقه، چاپ رضا استادی، اصفهان (۱۳۶۲ش). <br/>
8. خمينى، سيد روح اللّه موسوى - مترجم: اسلامى، على، تحرير الوسيلة، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم، چاپ21، 1425 ه‍. <br/>
+
۸. خمینی، سید روح اللّه موسوی - مترجم: اسلامی، علی، تحریر الوسیلة، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ۲۱، ۱۴۲۵ ه‍. <br/>
9. خمينى، سيد روح اللّه موسوى، ولايت فقيه (امام خمينى)، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى قدس سره، تهران، دوازدهم، 1423 ه‍ ق. <br/>
+
۹. خمینی، سید روح اللّه موسوی، ولایت فقیه (امام خمینی)، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی قدس سره، تهران، دوازدهم، ۱۴۲۳ ه‍ ق. <br/>
10. راغب اصفهانى، حسين بن محمد، خسروی، غلامرضا، ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، مرتضوي، تهران، چاپ دوم، 1374ش. <br/>
+
۱۰. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، خسروی، غلامرضا، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن، مرتضوی، تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۴ش. <br/>
11. رضايى اصفهانى، محمدعلى، تفسير قرآن مهر، پژوهشهاى تفسير و علوم قرآن، قم، چاپ 1، 1387 ه.ش. <br/>
+
۱۱. رضایی اصفهانی، محمدعلی، تفسیر قرآن مهر، پژوهشهای تفسیر و علوم قرآن، قم، چاپ ۱، ۱۳۸۷ ه.ش. <br/>
12. شهید صدر، سیّد محمد باقر، الفتاوی الواضحه وفقاً لمذهب اهل البیت علیهم السلام ، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت، 1403 ه ق. <br/>
+
۱۲. شهید صدر، سیّد محمد باقر، الفتاوی الواضحه وفقاً لمذهب اهل البیت علیهم السلام ، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت، ۱۴۰۳ ه ق. <br/>
13. شيرازى، ناصر مكارم، دائرة المعارف فقه مقارن، انتشارات مدرسه امام على بن ابى طالب عليه السلام، قم، اول، 1427 ه‍ ق. <br/>
+
۱۳. شیرازی، ناصر مکارم، دائرة المعارف فقه مقارن، انتشارات مدرسه امام علی بن ابی طالب علیه السلام، قم، اول، ۱۴۲۷ ه‍ ق. <br/>
14. مكارم شيرازى، ناصر، پيام قرآن،، پيام قرآن، دار الكتب الإسلامية، تهران، چاپ: 9، 1386 ه.ش. <br/>
+
۱۴. مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن،، پیام قرآن، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ: ۹، ۱۳۸۶ ه.ش. <br/>
15. مكارم شيرازى، ناصر، تفسير نمونه، تفسير نمونه، دار الكتب الإسلامية ، تهران، چاپ: 10، 1371 ه.ش. <br/>
+
۱۵. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تفسیر نمونه، دار الکتب الإسلامیة ، تهران، چاپ: ۱۰، ۱۳۷۱ ه.ش. <br/>
  
 
== پانویس ==
 
== پانویس ==
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 
[[رده :فهرست الفبایی مصادیق معروف]]
 
[[رده :فهرست الفبایی مصادیق معروف]]
 +
[[رده:معروف اقتصادی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۱۵

پرداخت مالیات شرعی

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

مصادیق مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبطه‌ای بوستان

ردیف عنوان

نرم افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

پایگاه‌های اینترنتی مرتبط

ردیف عنوان


نویسنده: مصطفی کوهی
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-95/11/14
کلمات کلیدی : مالیات اسلامی، زکات، خمس، جزیه، خراج، انفال، حکومت.

مفهوم پرداخت مالیات شرعی

واژه مالیات که از مال گرفته شده از نظر فرهنگ شناسان در معانی زیر بکار برده شده است:
«اجرو پاداش، زکات مال، سرپرستی و چراندن گله‌های گوسفند، در جریمه‌ای که حکومت بمناسبت ارتکاب جرائم ویژه از مرتکبین می‌گیرد، باج، خراج و بالاخره مالی که دولتها بطور سالانه از شهروندان خود می‌گیرند.» [۱] امّا دراصطلاح اقتصاددانان جدید مالیات اینگونه تعریف شده است:
«مالیات عبارتست از وجوهی که مأموران دولت برحسب قانون از صاحبان املاک، اراضی، مستغلات و غیره گیرند سهمی است که بموجب اصل تعاون ملی و بر وفق مقررات هریک از سکنه کشور موظف است که از ثروت و درآمد خود بمنظور تأمین هزینه‌های عمومی و حفظ منافع اقتصادی یا سیاسی یا اجتماعی کشور بقدر قدرت و توانایی خود به دولت بدهد.» [۲]
پرداخت مالیات شرعی در اصطلاح عبارت است از پرداخت زکات، خمس، جزیه و خراج به حاکم اسلامی.

اهمیت پرداخت مالیات شرعی

یکی از عوامل تحقق توازن اقتصادی و توزیع عادلانه درآمدها و ثروت در اقتصاد اسلامی، عبارت از پرداخت مالیات‌های اسلامی است. مالیات در توازن اقتصادی و برقراری عدالت اجتماعی در جامعه نقش مهمی ایفا می‌نماید.
از نظر فقه اسلام، خمس و زکات مهم‌ترین مالیات‌های اسلامی محسوب می‌شود، از سوی دیگر یکی از انواع عبادت‌ها در اسلام، عبادت‌های مالی و اقتصادی است، از این رو پرداخت خالصانه خمس و زکات از عبادت‌های مالی و اقتصادی شمرده می‌شود و از طرف دیگر در رشد اقتصادی جامعه و ریشه کنی فقر در اجتماع جایگاه مهمی دارد.
اسلام به رابطه میان پیشرفت اقتصادی و مالیات اهمیّت و توجه زیادی داده است؛ پرداخت خمس و زکات علاوه بر اینکه واجب شرعی است و موجب بسط عدالت اقتصادی در جامعه می‌شود، موجب ایجاد ارتباط عدالت و پیشرفت در اقتصاد اسلامی نیز می‌گردد.
از دیدگاه اقتصادی حکومت اسلامی بین پیشرفت و عدالت یک رابطه دقیق و عمیقی به نام عدالت اقتصادی وجود دارد و فقه اسلامی پرداخت خمس و زکات را عبادت مالی و اقتصادی به حساب می‌آورد.

مبانی دریافت مالیات اسلامی

۱. مالیات بر درآمد؛ مانند زکات گندم، جو، خرما و کشمش.
۲. مالیات بر ثروت (دارایی)؛ مانند زکات طلا و نقره.
۳. مالیات بر پس انداز؛ مانند خمس.
۴. مالیات بر استفاده از منابع طبیعی؛ مانند خمس معادن و زکات شتر و گاو و گوسفند.
۵. مالیات سرانه؛ مانند زکات فطره.
۶. مالیات بر مصرف؛ در صورتی که فرد، کالایی را مصرف کند که خارج از نیازهای واقعی او باشد، باید خمس آن کالا را بپردازد.

انواع مالیات شرعی

مالیات‌های معین در اقتصاد حکومت اسلامی عبارت از دو نوع مالیات می‌باشد:

الف. زکات

زکات به عنوان یکی از مهمترین منابع مالی دولت بر طبق نظر مشهور فقها با درصدهای مختلف از غلات (گندم، جو، خرما، کشمش) و انعام (گاو، گوسفند، شتر) و نقدین (طلا و نقره مسکوک) دریافت می‌شود.
از نخستین کارهایی که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)پس از ورود در مدینه انجام داد، تشکیل صندوق بیت المال بود. زبیر بن عوام و جمهمة بن صلت، منشی درآمدهای اقتصادی و درآمدهای حکومتی پیامبر بودند و به امور خزانه داری و مالیات می‌پرداختند و گروه‌هایی مأمور جمع آوری زکات (مالیات اسلامی) بودند. حذیفه، مسئول ثبت امور نخیلات و باغها بود. [۳]
اگر نظر مشهور فقها پذیرفته شود، مقدار زکات دچار محدودیتهای زیادی خواهد بود. انعام ثلاثه در صورتی زکات به آن تعلق می‌گیرد که در طول سال از مراتع استفاده کند، ولی امروزه تقریبا تمامی دامها در طول سال از علوفه دستی استفاده کرده و از این رو زکات آن ناچیز است.
مقدار زکات نقدین به علت شرط مسکوک بودن و رایج بودن آن امروزه تقریبا صفر است.
مشهور فقهای شیعه قائلند که پول‌های اعتباری در عصر حاضر زکات ندارد، زیرا زکات براساس احادیث ، تنها پول طلا و نقره را دربر می‌گیرد. [۴]
برخی از فقهای شیعه عقیده دارند که زکات نقدین، پول‌های رایج امروز را هم شامل می‌شود و می‌نویسند:
«احتیاط مستحبّ آن است که از سایر پولهای رایج مانند اسکناس، اگر شرایط دیگر در آن جمع باشد زکات بدهند.» [۵]
مرحوم آقا شیخ محمد حسین آل کاشف الغطاء می‌گوید:
«قول صحیح آن است که این اوراق پولی حاکی و نماینده اموال نقد سپرده شده نزد بانک می‌باشد. پس اگر کسی یک برگ یک دیناری در اختیار داشته باشد, خود رمز و نشانه‌ای است مبنی بر اینکه او یک لیره طلا یا نیم لیره انگلیس نزد بانک دارد. اما خود ذات این اوراق اگر این اعتبار مزبور و حاکی و ممثل بودن را در آن لحاظ نکنیم، اصلاً هیچ ارزش و اعتباری نخواهد داشت. لذا, کلیه معاملاتی که به وسیله این اوراق انجام می‌گیرد, به لحاظ همین اعتبار می‌تواند باشد. و بنابراین، کلیه احکام نقدین مثل وجوب زکات و حرمت ربا و تقابض در مجلس و... , در آن نیز جریان خواهد یافت. برای مثال یک دینار عراقی به منزله یک مثقال طلای مسکوک به نقد رایج است و هر بیست دینار یک نصاب است که در صورت تحقق شرایط، زکات بر آن واجب می‌شود و به میزان نصف دینار یا نیم مثقال شرعی می‌بایست به عنوان زکات اخراج نمود.» [۶]
آیت الله محمدهادی معرفت می‌گوید:
«موضوع زکات، پول نقد بودن است و طلا و نقره بودن، موضوعیتی ندارند؛ نه جزء موضوع است و نه تمام موضوع، این که در روایات، طلا و نقره آمده، از آن جهت بوده است که پول رایج آن زمان، طلا و نقره بوده است، نه این که خصوصیتی داشته باشد. تمام موضوع زکات، سکه رایج بودن است، چون در طلا و نقره غیر مسکوک، زکات واجب نیست.» [۷]
استاد محمد رضا حکیمی، صاحب کتاب الحیات می‌نویسد:
«در اینجا اندکی توقّف می‌کنیم و به آنچه دو عالم نامدار، شیخ طوسی و علّامه حلّی در "المبسوط" و "المختلف"، در باره وجوب زکات در مال التّجارة ـ بنا بر رأی گروهی از فقها ـ گفته‌اند بیشتر می‌اندیشیم. در این پرتو، نگرانیی وجود ندارد که از تعمیم زکات بر غیر اشیاء نه گانه جانبداری کنیم، بویژه در این روزگار که، از یک طرف فقر و بیکاری، ناکامی و استضعاف در سرزمینهای اسلامی شیوع یافته است و، از سوی دیگر تکاثر مالی و متکاثران رواج پیدا کرده‌اند و بیداد می‌کنند، و پولهای فراوان در صندوقهای بانکها متراکم شده است، پس می‌سزد اگر بگوییم که از این گونه اموال نیز باید دو گونه مالیات به نامهای "خمس" و "زکات" گرفته شود. و این با روح اسلام که طردکننده تکاثر و بنیانگذار «عدالت» است سازگارتر است، و برای بریدن ریشه فقر و ستمگریهای معیشتی کارسازتر.
از اینجا متوجّه امر دیگری نیز می‌شویم، و آن اینکه در آراء و فتواهای فقیهان پیشین ـ رضوان اللَّه علیهم اجمعین ـ نقاط حیاتی درخشانی وجود دارد که باید در آنها بیندیشیم و آنها را زنده کنیم، از آن جهت که آنان به روزگار ائمّه طاهرین(علیهم السلام)نزدیکتر و با مذهب ایشان مأنوس تر بوده‌اند، و به جهت گیریهای انسانی و مردمی این مذهب و گرایشهای آن برای پیوستن به صفهای مدافعان محرومان در اقتصاد و معیشت و زندگی بیشتر اهتمام داشته‌اند، و به اغنیاء و توانگران اعتنایی نداشته‌اند، و بنیانگذاری ارکان عدالت اجتماعی و اقتصادی و قسط را اصل می‌دانسته‌اند.» [۸]
علامه جعفری(رحمةالله علیه) در این زمینه می‌گوید: «به نظر می‌رسد معیار و ملاک اصلی در زکات نقدین، ارزش مبادله‌ای و جنبه پولی آنهاست و جنس درهم و دینار موضوعیّت ندارد. در زمان‌های گذشته دو فلز طلا و نقره وسیله مبادله کالا و کار و درآمد بود و طلا و نقره هم روی ارزش مبادله‌ای مورد استفاده قرار می‌گرفت، الآن اسکناس و اوراق بهادار همان کار را می‌کند. بنابراین زکات نقدین شامل دیگر اوراق نقدی (پول) نیز می‌شود و دلیل این مدّعا، ملاکی است که از روایات در وجوب زکات درهم و دینار و طلا و نقره استفاده می‌کنیم و آن ملاک این است که تمام الموضوع جنبه پول بودن و ارزش مبادله‌ای آنهاست خواه طلا و نقره باشد یا چیز دیگر مثل اسکناس و اوراق بهادار.» [۹]

ب: خمس

خمس از درآمدهای هنگفت اسلامی بوده و یکی از اقلام بودجه را تشکیل می‌دهد، جزو همان مالیات‌های اسلامی است که برای تشکیل حکومت و تأمین مخارج ضروری آن پیش بینی شده است.
امام خمینی(رحمة الله علیه) بر این باور است که خمس، همانند زکات و انفال، ملک هیچ کس نیست؛ نه ملک شخص امام و نه ملک منصب او، بلکه متعلق به بیت المال است و امام یا ولی فقیه، فقط ولایت بر تصرف دارند. حتی سهم سادات نیز ملک سادات نیست، بلکه از آن بیت المال است، منتها حاکم جامعه اسلامی (امام معصوم یا ولی فقیه) موظف است گروه‌های سه گانه (یتیمان، مسکینان و در راه ماندگان) را تأمین کند و بر حسب صلاح دید خود، باقی مانده آن را در راستای تأمین مصالح جامعه اسلامی به مصرف برساند.
امام خمینی می‌فرماید: «مالیاتهایی که اسلام مقرر داشته و طرح بودجه‌ای که ریخته نشان می‌دهد تنها برای سد رمق فقرا و سادات فقیر نیست؛ بلکه برای تشکیل حکومت و تأمین مخارج ضروری یک دولت بزرگ است.
مثلًا «خمس» یکی از درآمدهای هنگفتی است که به بیت المال می‌ریزد، و یکی از اقلام بودجه را تشکیل می‌دهد. طبق مذهب ما، از تمام منافع کشاورزی، تجارت، منابع زیر زمینی و روی زمینی و به طور کلی از کلیه منافع و عواید، به طرز عادلانه‌ای [خمس] گرفته می‌شود. به طوری که از سبزی فروش درب این مسجد، تا کسی که به کشتیرانی اشتغال دارد، یا معدن استخراج می‌کند، همه را شامل می‌شود. این اشخاص باید خمس اضافه بر درآمد را پس از صرف مخارج متعارف خود به حاکم اسلام بپردازند، تا به بیت المال وارد شود. بدیهی است، درآمد به این عظمت برای ادارۀ کشور اسلامی و رفع همه احتیاجات مالی آن است. هر گاه خمسِ درآمد کشورهای اسلام، یا تمام دنیا را اگر تحت نظام اسلام درآید حساب کنیم، معلوم می‌شود منظور از وضع چنین مالیاتی فقط رفع احتیاج سید و روحانی نیست؛ بلکه قضیه مهمتر از اینهاست. منظور رفع نیاز مالی تشکیلات بزرگ حکومتی است. اگر حکومت اسلامی تحقق پیدا کند، باید با همین مالیاتهایی که داریم، یعنی خمس و زکات که البته مالیات اخیر زیاد نیست جزیه و «خراجات» (یا مالیات بر اراضی ملی کشاورزی) اداره شود.
سادات کی به چنین بودجه‌ای احتیاج دارند؟ خمسِ درآمد بازار بغداد برای سادات و تمام حوزه‌های علمیه و تمام فقرای مسلمین کافی است، تا چه رسد به بازار تهران و بازار استامبول و بازار قاهره و دیگر بازارها. تعیین بودجه‌ای به این هنگفتی دلالت دارد بر این که منظور تشکیل حکومت و اداره کشور است. برای عمده حوایج مردم و انجام خدمات عمومی، اعم از بهداشتی و فرهنگی و دفاعی و عمرانی، قرار داده شده است. مخصوصاً با ترتیبی که اسلام برای جمع آوری و نگهداری و مصرف آن تعیین کرده: که هیچ گونه حیف و میلی در خزانه عمومی واقع نشود؛ و رئیس دولت و همه والیان و متصدیان خدمات عمومی، یعنی اعضای دولت، هیچ گونه امتیازی در استفاده از درآمد و اموال عمومی بر افراد عادی ندارند؛ بلکه سهم مساوی می‌برند. آیا این بودجۀ فراوان را باید به دریا بریزیم؟ یا زیر خاک کنیم تا حضرت بیاید؟ یا برای این است که آن روز مثلًا پنجاه نفر سید بخورند؟ یا اکنون فرض کنید به پانصد هزار سید بدهند که ندانند چکارش کنند؟! در صورتی که می‌دانیم حق سادات و فقرا به مقداری است که با آن امرار معاش کنند. منتها طرح بودجه اسلام این طور است که هر درآمدی مصارف اصلی معینی دارد. یک صندوق مخصوص زکات، و صندوق دیگر برای صدقات و تبرّعات، و یک صندوق هم برای خمس است. سادات از صندوق اخیر تأمین معاش می‌کنند. و در حدیث است که سادات در آخر سال باید اضافه از مخارج خود را به حاکم اسلام برگردانند. و اگر کم آوردند، حاکم به آنان کمک می‌کند.» [۱۰]

ت. خراج

خراج در منابع فقهی، اصطلاحا به معنای مالیاتی است که به اصل زمین، تعلق می‌گیرد. فقها در برخی اقسام زمین، به ویژه زمین‌هایی که با جنگ فتح شده و زمین‌هایی که بر پایه مصالحه مسلمانان با کفار در مالکیت مسلمانان درآمده است، پرداخت خراج را ضروری دانسته‌اند. [۱۱]
فقها میزان خراج را تعیین نکرده‌اند و با استناد به ادله فقهی از جمله احادیث، آن را به تشخیص حاکم، بر پایه مصلحت و عرف، واگذاشته‌اند. بر این اساس، نوع و مقدار محصول زمین، ویژگیهای زمین، نوع آبیاری و فاصله آن از آبادی در تعیین آن مؤثر بوده است. [۱۲] در عین حال، برخی منابع فقه سیاسی به شیوه‌های محاسبه خراج هم پرداخته‌اند که از جمله رایج‌ترین آن‌ها دو شیوه بوده است: یکی بر پایه مساحت زمین مورد نظر، و دیگری براساس نظام مقاسمه ـ نظام مقاسمه؛ یعنی دریافت نسبی معیّنی از محصول زمین زیر کشت ـ . [۱۳]

ث. جزیه

اصل در جزیه گفتار خداوند متعال است که در سوره توبه می‌فرماید: «قاتِلُوا الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ لا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لا یُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ حَتّی یُعْطُوا الْجِزْیَةَ عَنْ یَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ؛ با کسانی از اهل کتاب که نه به خدا و نه به روز جزا ایمان دارند و نه آنچه را خدا و پیامبرش تحریم کرده حرام می‌شمرند و نه آیین حق را می‌پذیرند پیکار کنید تا زمانی که با خضوع و تسلیم جزیه را به دست خود بپردازند.» [۱۴]
جزیه، مالیات سرانه‌ای است که از غیر مسلمانان به دلیل(در حمایت بودن و معافیت از سپاهیگری می‌گرفتند) اقلیّت‌های مذهبی در سنین معیّنی با شرایط خاصّی بخاطر حفظ جان و مالشان که در پرتو دولت اکثریّت اسلامی هستند می‌پردازند و از کهنترین زمانها در کشورهای روم، مصر و ایران، چنین مالیاتی برقرار بوده. امّا جزیه اسلامی با پیش از اسلام فرق دارد اوّل اینکه جزیه در چند مورد با مالیات و خراج متفاوت است، ۱ـ مطابق نصّی که در قرآن است ـ جزیه ـ گرفته می‌شد امّا خراج مربوط باجتهاد است، ۲ـ جزیه پس از مسلمان شدن جزیه دهنده، از او ساقط می‌شد ولی خراج یا مالیات زمین در هر حال باقی بود اگر مسلمانی کسی را امان می‌داد تمام مردم امنیّت او را رعایت می‌کردند و در عین حال کسی حقّ کشتن و یا به غنیمت گرفتن اموال یا اسیر کردن افراد- ذمّی- را نداشته است، ۳ـ جزیه در احادیث آمده است در زمان خلافت امیرالمومنین علی (علیه السلام) دهقانی مجوسی، اسلام آورد، امیرالمومنین علی (علیه السلام) به او فرمود: «ان قمت فی ارضک رفعنا الجزیه عن رأسک و اخذناها من ارضک» اگر در زمینت بمانی دیگر جزیه نمی‌دهی و مالیات زمین خواهی داد.» [۱۵]
" جزیه" قبل از اسلام هم بوده است، بعضی معتقدند نخستین کسی که" جزیه" گرفت انوشیروان پادشاه ساسانی بود، ولی اگر این مطلب را مسلم ندانیم، حد اقل انوشیروان کسی بود که از ملت خود جزیه می‌گرفت، و از همه کسانی که بیش از بیست سال و کمتر از پنجاه سال داشتند و از کارکنان حکومت نبودند، از هر نفر به تفاوت ۱۲ یا ۸ یا ۶ یا ۴ درهم مالیات سرانه اخذ می‌کرد.
فلسفه اصلی این مالیات را چنین نوشته‌اند که دفاع از موجودیت و استقلال و امنیت یک کشور وظیفه همه افراد آن کشور است، بنا بر این هر گاه جمعی عملا برای انجام این وظیفه قیام کنند، و عده‌ای دیگر به خاطر اشتغال به کسب و کار نتوانند در صف سربازان قرار گیرند وظیفه گروه دوم این است که هزینه جنگجویان و حافظان امنیت را به صورت یک مالیات سرانه در سال بپردازند. [۱۶]
اقلیت‌هایی که در داخل کشورهای اسلامی زندگی می‌کنند و مشمول قوانین آن کشوراند، و حکومت اسلامی متعهد است جان و مال و ناموس آنها را حفظ کند، و از حقوق آنها دفاع نماید؛ و آنها مالیاتی به حکومت‌های اسلامی می‌پردازند که همان مالیات را می‌توان به جای مالیات جزیه حساب کرد، زیرا جزیه چنانکه گفتیم از مادّه جزاء به معنی چیزی است که حکومت اسلامی به عنوان هزینه و پاداش دفاع از آنها می‌گیرد، و اینها همان «اهل ذمّه» هستند. [۱۷]

ج. مالیات‌های موقت وموردی از سوی ولی فقیه

شهید سید محمدباقرصدر، مالیات‌هایی را که به دست ولی فقیه و حاکم شرع وضع نموده امری مشروع و می‌نویسد: «اذا امر الحاکم الشرعی بشیءٍ تقدیراً منه للمصلحة العامّة وجب اتباعه علی جمیع المسلمین، ولایعذر فی مخالفته حتّی من یری إنّ تلک المصلحة لا اهمیّة لها و مثال ذلک ان الشریعة حرمت الاحتکار فی بعض السّلع الضروریة و ترکت للحاکم الشرعی ان یمنع عنه فی سائر السّلع و یأمر باثمان محددة تبعاً لما یقدره من المصلحة العامة فاذا استعمل الحاکم الشرعی صلاحیة هذه وجبت اطاعته؛ اگر حاکم اسلامی، بر اساس مصالح عمومی، به چیزی فرمان دهد، پیروی از آن بر همه مسلمانان واجب است. حتی کسانی که معتقدند مصلحتی را که حاکم تشخیص داده، اهمیّتی ندارد، نمی‌توانند مخالفت کنند. مثلاً: شریعت، احتکار برخی اجناس ضروری را حرام کرده است، حاکم اسلامی می‌تواند در دیگر اجناس از احتکار جلو بگیرد و برابر مصلحت، قیمت بگذارد. اگر با توجه به مصلحت، از احتکار در غیر موارد آشکار، نهی کرد، بر دیگران لازم است از او پیروی کنند. همین گونه، حاکم اسلامی در تمامی زمینه‌های: سیاسی، قضایی، نظامی، فرهنگی و اقتصادی، برای حلّ مشکلات و یا مصالح اجتماع، می‌تواند احکام حکومتی صادر کند. چه به تشخیص خود، مصلحت را دریابد و چه به تشخیص کارشناسان صالح و سالم جامعه و نظام. بنابراین, حاکم اسلامی اگر مصلحت دید که برای مصالح جامعه و به مقتضای شرایط موجود در اداره نظام، نیاز به گرفتن مالیات است، قانون مالیات، شرعی خواهد بود و قابل اجرا.» [۱۸]

ویژگی‌های مالیات شرعی

برای وضع مالیات‌های اسلامی، صفات و شرایطی تعیین شده است تا براساس آن، مالیات اخذ گردد؛ این شرایط عبارتند از:
الف) عدالت؛ مقصود، تناسب مالیات با توانایی پرداخت مالیات دهندگان است.
ب)معیّن بودن؛ منابع، موارد مصرف و زمان آن معلوم است.
ج) سهولت در پرداخت؛ یعنی در مناسب‌ترین موقع و مساعدترین شرایط و با ایجاد حداقل نارضایتی و مزاحمت برای مؤدیان گرفته شود.
د) صرفه جویی؛ هزینه وصول مالیات حداقل است؛ زیرا مردم داوطلبانه و به قصد عبادت، آن را می‌پردازند.
ه) نتیجه و کارکرد مالیات قابل ملاحظه است.
ه) نداشتن آثار منفی اقتصادی؛ یعنی مانع تولید ثروت و فعالیت‌های اقتصادی سالم نیست.
و) دارای هدف اجتماعی است.

مالیات شرعی در قرآن

الف. پرداخت زکات

زکات نوعی مالیات اسلامی است که قرآن کریم می‌فرماید:«خُذْ مِنْ امْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکّیهِمْ بِها وَ صَلَّ عَلَیْهِمْ انَّ صَلوتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ ؛ (ای رسول!) از اموال آنها، صدقه‌ای (زکات) بگیر، تا (به این وسیله) آنها را پاک سازی و پرورش دهی و به آنها (هنگام گرفتن زکات) دعا کن که دعای تو، مایه آرامش آنهاست و خدا (به دعای مؤمنان) شنوا و (به مصالح مؤمنان) داناست». [۱۹]
بر هر فرد مسلمان، واجب است که زکات خود را به دولت اسلامی بپردازد. البته از دستور «خذ» در آیه مزبور، چنین استفاده می‌شود که رئیس دولت اسلامی می‌تواند زکات را از مردم بگیرد، نه اینکه منتظر بماند که اگر آنها مایل بودند، خودشان بپردازند. [۲۰]
با توجه به اینکه اسلام به صورت یک مکتب صرفا اخلاقی، و یا فلسفی و اعتقادی، ظهور نکرد، بلکه به عنوان یک" آئین جامع" که تمام نیازمندیهای مادی و معنوی در آن پیش بینی شده، پا به عرصه ظهور گذاشت، و نیز با توجه به اینکه اسلام، از همان عصر پیامبر ص، با تاسیس حکومت همراه بود، و همچنین با توجه به اینکه اسلام توجه خاصی به حمایت از محرومان و مبارزه با فاصله طبقاتی دارد، روشن می‌شود که نقش بیت المال، و زکات که یکی از منابع درآمد بیت المال است، از مهمترین نقشها است.
شکّ نیست که هر جامعه‌ای دارای افرادی از کار افتاده، بیمار، یتیمان بی سرپرست، معلولین، و امثال آنها می‌باشد که باید مورد حمایت قرار گیرند.
و نیز برای حفظ موجودیت خود در برابر هجوم دشمن، نیاز به سربازان مجاهدی دارد که هزینه آنها از طرف حکومت پرداخته می‌شود، همچنین کارمندان حکومت اسلامی، دادرسان و قضات، و نیز وسائل تبلیغاتی و مراکز دینی، هر کدام نیازمند به صرف هزینه‌ای است که بدون یک پشتوانه مالی منظم، و مطمئن، سامان نمی‌پذیرد.
به همین دلیل در اسلام مساله زکات که در حقیقت یک نوع" مالیات بردرآمد و تولید و" مالیات بر ثروت راکد" محسوب می‌شود، از اهمیت خاصی برخوردار است، تا آنجا که در ردیف مهمترین عبادات قرار گرفته، و در بسیاری
از موارد با نماز همراه ذکر شده، و حتی شرط قبولی نماز شمرده شده است! حتی در روایات اسلامی می‌خوانیم که اگر حکومت اسلامی از شخص، یا اشخاصی، مطالبه زکات کند، و آنها در برابر حکومت، ایستادگی کنند و سرباز زنند، مرتد محسوب می‌شوند، و در صورتی که اندرزها در مورد آنها سود ندهد، توسل به نیروی نظامی، در مقابل آنها جایز است، داستان اصحاب رده (همان گروهی که بعد از پیامبر ص سر از پرداخت زکات باز زدند و خلیفه وقت به مبارزه با آنها برخاست و حتی امیرالمومنین علی(علیه السلام) این مبارزه را امضاء کرد و شخصا یکی از پرچمداران در میدان جنگ بود) در تواریخ اسلام مشهور است. [۲۱]

ب. پرداخت خمس

قرآن کریم پرداخت خمس را امری ضروری و واجب می‌داند و می‌فرماید:
«وَ اعْلَمُوا انَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ ءٍ فَانَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی وَ الیَتامی وَ الْمَساکینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ انْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما انْزَلْنا عَلی عَبْدِنا یَوْمَ الْفُرْقانِ یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلی کُلِّ شَی ءٍ قَدیرٌ؛ بدانید هر غنیمتی که به دست شما می‌رسد یک پنجم آن برای خدا و پیامبر و اهل بیت او و یتیمان و مستمندان و واماندگان در راه (از آنها) می‌باشد، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدائی حق از باطل، روز درگیری دو گروه (باایمان و بی ایمان): روز جنگ بدر نازل کردیم، ایمان آورده‌اید؛ و خداوند بر هر چیزی توانا است.» [۲۲]
خمس به هفت مورد تعلق می‌گیرد که عبارتند از: «منفعت کسب، معدن، گنج، مال حلال مخلوط به حرام، جواهری که به وسیله غواصی در دریا به دست می‌آید، غنیمت جنگی و زمینی که کافر ذمّی از مسلمان بخرد». یک پنجم این موارد، متعلق به بیت المال است و باید صاحب مال، آن را از ملک خود جدا کرده و به قصد قربت، تحویل بیت المال دهد.

مالیات شرعی در روایات

در روایتی از امام صادق(علیه السلام)می‌خوانیم: «من منع قیراطا من الزکاة فلیس هو بمؤمن، و لا مسلم، و لا کرامة؛ کسی که یک قیراط از زکات را نپردازد نه مؤمن است و نه مسلمان و ارزشی ندارد» [۲۳].
از روایات استفاده می‌شود که" حدود" و" مقدار" زکات آن چنان دقیقا در اسلام تعیین شده، که اگر همه مسلمانان زکات اموال خویش را بطور صحیح و کامل بپردازند، هیچ فردی فقیر و محروم در سرتاسر کشور اسلامی باقی نخواهد ماند.
در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) می‌خوانیم : «و لو ان الناس ادوا زکاة اموالهم ما بقی مسلم فقیرا محتاجا! ... و ان الناس ما افتقروا، و لا احتاجوا، و لا جاعوا، و لا عروا، الا بذنوب الاغنیاء؛ اگر همه مردم زکات اموال خود را بپردازند مسلمانی فقیر و نیازمند، باقی نخواهد ماند، و مردم فقیر و محتاج و گرسنه و برهنه نمی‌شوند مگر به خاطر گناه ثروتمندان"!» [۲۴]
بنابراین، رعایت قانون زکات و پرداخت این مالیات موجب آبادانی کشور اسلامی و حفظ امنیت عمومی می‌شود و نپرداختن آن، عامل پیدایش شکاف‌های طبقاتی و به خطر افتادن اموال عمومی و اموال ثروتمندان را می‌شود. یعنی هنگامی که فقیر در جامعه زیاد شود سرقت و ناامنی گسترش می‌یابد و همان ثروت‌های انباشته به خطر می‌افتد. [۲۵]

احکام پرداخت مالیات شرعی

الف. وجوب پرداخت

پرداخت زکات و خمس اموال، واجب می‌باشد.
برای توضیح و آشنایی بیشتر با شرایط وجوب خمس و زکات به مقالات خمس و زکات رجوع شود.

ب. نصاب زکات پول

سوال: در صورتی که مطلق پول متعلّق زکات باشد نصاب آن چگونه تعیین خواهد شد؟
جواب: از آنجا که همواره طلا ملاک تعیین ارزش مالی اشیاء بوده است، این جا نیز معیار را باید طلا گرفت، همانگونه که در دیات عقیده ما این است که هزار دینار طلا معیار است. بنابر این هر چند به هر پول رائجی زکات تعلّق می‌گیرد ولی نصاب آن را از روی نصاب طلا مشخّص می‌کنیم زیرا ارزش پول در حال نوسان است حتی درهم هم در نوسان بوده است. [۲۶]

پ. زکات گرفتنی یا دادنی

سوال: آیا زکات گرفتنی است یا دادنی، به بیان دیگر در حکومت اسلامی که قدرت بر مطالبه زکات و دریافت آن از زکات دهندگان وجود دارد، آیا دولت می‌تواند زکات را مطالبه کند و در صورت ممانعت، با زور آن را بگیرد یا آنکه پرداخت زکات تکلیف شرعی زکات دهنده است، اگر نپردازد خود گناه کرده است ولی کسی حقّ مطالبه آن را ندارد؟
جواب: زکات از واجبات است ولی در صورت ممانعت زکات دهنده دولت اسلامی می‌تواند آن را با زور بستاند، به دلیل آیه شریفه (خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً) که دستور به گرفتن است و نیز به دلیل سیرۀ پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) در گرفتن و جمع آوری زکات از مردم. این نشان می‌دهد که گرفتن زکات از وظایف حکومت است. [۲۷]

ت. مسوولان دریافت مالیات شرعی

مسأله۱. هیچ کس حق ندارد متکفّل امور سیاسی، مانند اجرای حدود، و امور قضایی و مالی، مانند گرفتن خراج و مالیات شرعی باشد، مگر امام مسلمین (علیهم السّلام) و کسی که امام (علیهم السّلام) او را برای این جهت منصوب کرده باشد. [۲۸]
مسأله۲. در زمان غیبت ولی امر و سلطان عصر (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) ولی فقیه جامع الشرائط قائم مقام آن حضرت [می‌باشد] در اجرای سیاسات (حدود و تعزیرات) و تمام آنچه برای امام (علیهم السّلام) می‌باشد، مگر جهاد ابتدایی، نوّاب عام حضرتش می‌باشند و آنها فقهائی هستند که جامع الشرائط فتوی و قضاوت باشند. [۲۹]

ت. مصرف مالیات شرعی

اول: فقیر، و او کسی است که مخارج سال خود و عیالاتش را ندارد ، ولی کسی که صنعت یا ملک یا سرمایه‌ای دارد که می‌تواند مخارج سال خود را بگذارند فقیر نیست.
دوم: مسکین، و او کسی است که از فقیر سخت تر می‌گذراند.
سوم: کسی که از طرف امام علیه السلام یا نائب امام مأمور است که زکات را جمع و نگهداری نماید، و به حساب آن رسیدگی کند و آن را به امام یا نائب امام یا فقرا برساند.
چهارم : کفّاری که اگر زکات به آنان بدهند ، به دین اسلام مایل می‌شوند یا در جنگ یا غیر آن به مسلمانان کمک می‌کنند. و همچنین مسلمانانی که ایمان آنان به بعضی از آنچه پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آورده‌اند ضعیف است، ولی چنانچه زکات به آنان داده شود موجب تقویت ایمانشان می‌گردد، یا مسلمانانی که ایمان به ولایت امیر مؤمنان علیه السلام ندارند، ولی اگر به آنان زکات داده شود به ولایت رغبت پیدا می‌کنند و به آن ایمان می‌آورند.
پنجم: خریداری بنده‌ها و آزاد کردن آنان.
ششم: بدهکاری که نمی‌تواند قرض خود را بدهد.
هفتم : فی سبیل اللّه، یعنی کارهائی که نفعش به عموم مسلمین می‌رسد مثل ساختن مسجد، و مدرسه‌ای که علوم دینیّه در آن خوانده می‌شود، و تنظیف شهر و آسفالت راه‌ها، وتوسعه آنها و مانند اینها.
ابن السبیل ، یعنی مسافری که در سفر درمانده شده. : هشتم
اینها مواردی است که زکات در آنها صرف می‌شود ، ولی مالک نمی‌تواند زکات را بدون اذن امام علیه السلام یا نائبش ، در دو مورد سوم و چهارم مصرف نماید ، و در مورد هفتم نیز بنابر ـ احتیاط لازم ـ باید از حاکم شرع اذن بگیرد. [۳۰]

ث. دریافت جزیه

متولّی امر جزیه رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله) و پس از آن حضرت، امام معصوم یا نایب او ـ اعم از نایب خاص در زمان حضور و نایب عام در عصر غیبت در صورت مبسوط الید بودن و قدرت اجرایی داشتن ـ است.
قرارداد عقد ذمّه با اهل کتاب و گرفتن جزیه از ایشان تنها در حیطه وظایف آنان است. در فرض مبسوط الید نبودن، اگر حاکم جائرِ مسلمانی با اهل کتاب قرارداد ذمّه امضا و جزیه دریافت کند محکوم به صحّت است. [۳۱]

راهکارهای اجرای این معروف

الف. تاسیس سازمان مالیات‌های شرعی>

از آن جا که حکومت موظف است که زکات و خمس مردم را دریافت کند، به همین جهت ضروری است سازمانی در باره دریافت مالیات‌های اسلامی تشکیل شود.
یکی از وظایف این سازمان، فرستادن مامورین ویژه برای دریافت مالیات‌های اسلامی است.

ب. محاسبه مالیات‌های اسلامی

پیشنهاد می‌شود در صورت امکان وجوهات شرعیه جزء مالیاتها محاسبه شود و از پرداخت کننده آنها ( که رسید معتبر مقام معتبر مقام معظم رهبری یا مراجع عظام تقلید را به همراه دارند ) به ازاء سند به عنوان مالیات پذیرفته شود. این طرح دو نتیجه ذیل را نیز در پی دارد:
الف) مردم تشویق به پرداخت مالیاتهای شرعی و اسلامی می‌شوند و در مجموع میزان مالیات افزایش می‌یابد. بدون شکّ این مالیاتها همان اهداف مالیاتها ی دولتی را بنحوی کاملتر و صحیحتر تعقیب می‌کنند.
ب) محاسبه نکردن مالیاتهای شرعی، موجب نابرابری بیشتر و ناعادلانه تر شدن توزیع در آمد می‌شود. به علت اینکه افرادی که امروزه مالیاتهای اسلامی می‌پردازند افراد مذهبی می‌باشند، که اکثر قریب به اتفاق آنان از طبقه متوسط و تا حدودی ضعیف هستند، علاوه بر مالیاتهای شرعی مالیاتهای اجباری نیز بر آنان تعلق گرفته و قدرت فرار از مالیات در این طبقه جامعه بسیار اندک است. طبقه مرفه جامعه نه تنها مالیاتهای شرعی را نمی‌پردازند، بلکه با توجه به نظام اداری امروز و امکانات آن طبقه به راحتی از پرداخت مالیات می‌گریزند.
بنابراین طبقه مرفه نه مالیاتهای شرعی را و نه اجباری را پرداخت می‌کنند، ولی در مقابل طبقه متوسط و ضعیف هر دو را پرداخت می‌کنند. نتیجه اینکه فاصله طبقاتی موجود و نابرابری روز به روز بیشتر می‌شود، در حالیکه از جمله اهداف مهم مالیاتها کم کردن فاصله طبقاتی می‌باشد. [۳۲]

پ. اولویت‌ها در مالیات اسلامی

مالیات اسلامی به طور عادلانه وضع شده است و در پرداخت آن و مصرف و شرایط آن به کسی ظلم نمی‌شود، به همین خاطر دولت اسلامی برای اجرای عدالت باید مساله مالیات‌های اسلامی را در اولویت قرار بدهد و در صورت کم بودن مالیات‌های اسلامی، مالیات‌های ثانویه وضع کند.

آثار پرداخت مالیات شرعی

الف) برکت در مال و عمر

از جمله چیزهایی که خداوند در آن برکت فراوان قرار داده، پرداخت زکات و خمس است. امیرالمؤمنین (علیه‎ السلام) در حدیثی فرموده: «اگر می‌خواهی مالت زیاد شود، زکات بده، و اگر می‌خواهی تندرست و سلامت باشی صدقه زیاد بده.»
اسلام قاطعانه و با اطمینان خاطر، اعلان می‌دارد که یکی از عوامل مهم نابودی سرمایه، ندادن زکات است. امیرالمؤمنین علی(علیه‎ السلام) در حدیثی فرموده است:«مَا هَلَکَ مَالٌ فِی بَرٍّ وَ لَا بَحْرٍ إِلَّا بِمَنْعِ الزَّکَاةِ فَحَصِّنُوا أَمْوَالَکُمْ بِالزَّکَاةِ وَ دَاوُوا مَرْضَاکُمْ بِالصَّدَقَةِ وَ اسْتَدْفِعُوا الْبَلَاءَ بِالدُّعَاءِ؛ هیچ مالی در زمین و دریا نابود نمی‌شود، مگر به خاطر ندادن زکات. سپس به مخاطبین می‌فرماید: اموالتان را با زکات محافظت کنید. بیمارانتان را با صدقه درمان نمایید و موج‌های بلا را با دعا دفع کنید.» [۳۳]

ب. ایجاد اشتغال

یکی از مسائل مهم جامعه وجود بیکاری است که زمینه ساز انواع فسادهاست. اگر مردم خمس و زکات خود را بپردازند، چرخه‌های اقتصاد به گردش در می‌آید و بخش مهمی از افراد بیکار شاغل خواهند شد، همان گونه که گاهی از طریق مضاربه یا قرض الحسنه می‌توان ایجاد اشتغال کرد، از طریق پرداخت خمس و زکات و یا بخشش‌های بلا عوض و یا از طریق ایجاد زمینه‌های تحصیل برای بی سوادها و کم سوادها و آموزش فن و حرفه و تأسیس و توسعه مراکز فرهنگی و احداث جاده‌ها و پل‌ها و آبادنی‌های دیگر نیز می‌توان ایجاد اشتغال کرد. بنابراین در احیای زکات، حل مسئله اشتغال و پیشرفت اقتصادی و فرهنگی و جلو گیری از مفاسدی که در اثر بیکاری به چشم می‌خورد ، نهفته است به علاوه کار و اشتغال سبب دلگرمی به مکتب، به امّت، به نظام اسلامی و سبب شکوفایی استعدادها و نبوغ‌ها و مانع انواع افسردگی‌ها، سوء ظن، رکود، ایجاد عقده و زمینه ساز انواع فتنه‌ها و آشوب‌ها است که اگر شعله آن بر افروخته شود همه را می‌سوزاند.

پ. استقلال اقتصادی

پرداخت زکات به عنوان یک تکلیف شرعی می‌تواند زمینه استقلال اقتصادی کشور را مطابق با فرهنگ و سبک اسلامی زندگی را فراهم سازد و بستر مقاومت و تولید داخلی و توان ملی را اعتلا بخشد.

نتیجه گیری

در اقتصاد اسلامی مالیات‌های اسلامی می‌توانند متناسب با زمان و مکان‌های مختلف استفاده شوند. البته فقها با اجتهاد و بررسی روی موارد مصرف و اندازه و تعلقات این مالیات‌ها نقش تاثیر گذاری دارند. از آنجا که دولت اسلامی وظیفه رشد و توسعه و آبادانی کشور اسلامی را عهده دار است. می‌تواند با مالیات‌های مذکور منابع درآمدی ایجاد کند تا در راه توسعه و آبادانی کشور اسلامی گام بردارد.

کتابشناسی

۱. کیاءالحسینی، سیدضیاءالدین، جایگاه مالیات‌های اسلامی و متعارف و ارتباط متقابل آنها، دانشگاه شیخ مفید، ۱۳۸۹ ه ش.
۲. لشکری، علیرضا، جهت گیری مالیات‌های اسلامی، اندیشه معاصر، تهران، ۱۳۸۱ ه ش.
۳. تقوی دامغانی، رضا، مالیات در نظام اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، ۱۳۶۹ ه ش.
۴. تهرانی، علی، مالیات‌های اسلامی، کانون نشر کتاب، مشهد، ۱۳۵۵ ه ش.

مقاله شناسی

۱. زینب خزائی، مالیات اسلامی و جایگاه آن در تامین منابع اسلامی، مجله اقتصادی، شماره۳، خرداد۱۳۹۴ه ش.
۲. رجایی، سید محمد کاظم، بررسی اجمالی مالیات در اقتصاد ایران، نشریه معرفت، پایگاه اطلاع رسانی http://lib.eshia.ir
۳. آقا نظری، حسن، ناهنجاری فرهنگی ـ اقتصادی درآمد مالیاتی کشور و راه حل‌ها با رویکرد آموزه‌های اسلامی، معرفت اقتصادی، سال اول، شماره دوم، بهار و تابستان ۱۳۸۹، ص ۹۵ ـ 108.
۴. خلیلیان اشکذری، محمدجمال، منابع مالی و معیارهای تخصیص بودجه در دولت اسلامی، نشریه معرفت، سال پنجم، شماره دوم، پیاپی ۱۰، بهار و تابستان ۱۳۹۳ه ش.

فهرست منابع

قرآن کریم
۱. ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی، دعائم الإسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الأحکام، مؤسسة آل البیت علیهم السلام - قم، چاپ: دوم، ۱۳۸۵ق.
۲. ابن فراء، الاحکام السلطانیة، چاپ محمد حامد فقی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳م.
۳. جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ترمینولوژی حقوق، چاپ گنج دانش، ۱۳۷۲ ه ش.
۴. جمعی از نویسندگان، تعالیم قرآنی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نمایندگی ولی فقیه، اداره آموزش‌های عقیدتی سیاسی، تهران، چاپ۱، ۱۳۸۲ ه.ش.
۵. جمعی از پژوهشگران زیر نظر شاهرودی، سید محمود هاشمی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت علیهم السلام، قم، اول، ۱۴۲۶ ه‍ ق.
۶. حکیمی، محمدرضا و حکیمی، محمد و حکیمی، علی - آرام، احمد، الحیاة / ترجمه احمد آرام، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۰ش.
۷. حلبی، ابوالصلاح، الکافی فی الفقه، چاپ رضا استادی، اصفهان (۱۳۶۲ش).
۸. خمینی، سید روح اللّه موسوی - مترجم: اسلامی، علی، تحریر الوسیلة، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ۲۱، ۱۴۲۵ ه‍.
۹. خمینی، سید روح اللّه موسوی، ولایت فقیه (امام خمینی)، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی قدس سره، تهران، دوازدهم، ۱۴۲۳ ه‍ ق.
۱۰. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، خسروی، غلامرضا، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن، مرتضوی، تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۴ش.
۱۱. رضایی اصفهانی، محمدعلی، تفسیر قرآن مهر، پژوهشهای تفسیر و علوم قرآن، قم، چاپ ۱، ۱۳۸۷ ه.ش.
۱۲. شهید صدر، سیّد محمد باقر، الفتاوی الواضحه وفقاً لمذهب اهل البیت علیهم السلام ، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت، ۱۴۰۳ ه ق.
۱۳. شیرازی، ناصر مکارم، دائرة المعارف فقه مقارن، انتشارات مدرسه امام علی بن ابی طالب علیه السلام، قم، اول، ۱۴۲۷ ه‍ ق.
۱۴. مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن،، پیام قرآن، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ: ۹، ۱۳۸۶ ه.ش.
۱۵. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تفسیر نمونه، دار الکتب الإسلامیة ، تهران، چاپ: ۱۰، ۱۳۷۱ ه.ش.

پانویس

  1. . معین، محمد، فرهنگ معین ج 3، ص2714.
  2. . جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ترمینولوژی حقوق، ص601.
  3. . شیرازی، ناصر مکارم، دائرة المعارف فقه مقارن، ص528.
  4. . امام خمینی، تحریر الوسیلة ، ج۲، ص۶۱۴، مسئله ۷ . ابوالقاسم خوئی، منهاج الصالحین، ج۲، ص۵۵، مسئله ۲۲۶.
  5. . آیت الله مکارم شیرازی، توضیح المسائل، مساله ی1619.
  6. . کاشف الغطاء ، محمد حسین، رساله سوال و جواب، ص259.
  7. . محمدهادی معرفت، فقه اهل بیت، ش۱۰، ص20.
  8. . حکیمی، محمدرضا و حکیمی، محمد و حکیمی، علی - آرام، احمد، الحیاة / ترجمه احمد آرام، ج 6، ص360.
  9. . جمعی از مؤلفان، مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)، ج 12، ص 139.
  10. . خمینی، سید روح اللّه موسوی، ولایت فقیه (امام خمینی)، ص32.
  11. . ابوالصلاح حلبی، الکافی فی الفقه، ج۱، ص۲۵۹.
  12. . علی بن حسین محقق کرکی، قاطعة اللجاج فی تحقیق حلّ الخراج، ج۱، ص۶۶.
  13. . ابن فراء، الاحکام السلطانیة، ج۱، ص۱۷۳ـ۱۸۶.
  14. . توبه/29.
  15. . راغب اصفهانی، حسین بن محمد - خسروی، غلامرضا، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن، ج 1 ؛ ص396.
  16. . مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تفسیر نمونه، ج 7، ص355.
  17. . مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن،، پیام قرآن، ج 10، ص362.
  18. . شهید سید محمد باقر صدر، الفتاوی الواضحه وفقاً لمذهب اهل البیت علیهم السلام ، ص116.
  19. . توبه/103.
  20. . جمعی از نویسندگان، تعالیم قرآنی،ج3، ص39.
  21. . مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تفسیر نمونه، ج8، ص11.
  22. . انفال/41.
  23. . شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 6، صفحه 20، باب 4، حدیث 9.
  24. . شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 6، صفحه 4( باب 1 حدیث 6- از ابواب زکات).
  25. . رضایی اصفهانی، محمدعلی، تفسیر قرآن مهر، ج8، ص234.
  26. . جمعی از مؤلفان، مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)، ج 10، ص: 21.
  27. . همان، ج10، ص22.
  28. . خمینی، سید روح اللّه موسوی - مترجم: اسلامی، علی، تحریر الوسیلة - ترجمه، ج 2، ص: 323.
  29. . همان، ج2، ص323.
  30. سید خوئ ، توضیح المسائل، ج1، ص346، مساله ی 2664.
  31. . جمعی از پژوهشگران زیر نظر شاهرودی، سید محمود هاشمی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج 3، ص85.
  32. . همان.
  33. . ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی، دعائم الإسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الأحکام، ج 1 ؛ ص240.