فرهنگ مصادیق:غنا (شنیدن): تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(صداى خنده زن)
(دست زدن در عروسى)
سطر ۴۱۳: سطر ۴۱۳:
 
آیات عظام تبریزى و سیستانى: دست زدن فى نفسه (به تنهایى) اشکال ندارد<ref>تبریزى، استفتائات، س 1051 ؛ سیستانى، sistani.org، موسیقى، ش 5.</ref>.<br/>
 
آیات عظام تبریزى و سیستانى: دست زدن فى نفسه (به تنهایى) اشکال ندارد<ref>تبریزى، استفتائات، س 1051 ؛ سیستانى، sistani.org، موسیقى، ش 5.</ref>.<br/>
 
آیه اللّه  وحید: بنابر احتیاط واجب، دست زدن جایز نیست<ref>دفتر: وحید.</ref>.<br/>
 
آیه اللّه  وحید: بنابر احتیاط واجب، دست زدن جایز نیست<ref>دفتر: وحید.</ref>.<br/>
=== دست زدن در میلاد ائمه (علیهم  السلام)   ===
+
=== دست زدن در میلاد ائمه (علیهم  السلام)   ===
 
پرسش ۸۳ . حکم دست زدن در مراسم و جشن هایى که به مناسبت ایام ولادت و اعیاد ائمه (علیهم  السلام)   برگزار مى شود، چیست؟<br/>
 
پرسش ۸۳ . حکم دست زدن در مراسم و جشن هایى که به مناسبت ایام ولادت و اعیاد ائمه (علیهم  السلام)   برگزار مى شود، چیست؟<br/>
 
آیات عظام امام، بهجت، خامنه اى، صافى، صافى، فاضل و مکارم: اگر دست زدن به نحو متعارف (غیرلهوى) باشد، اشکال ندارد ؛ ولى این کار با مجالس اهل بیت (علیهم  السلام)   مناسبت ندارد و بهتر است فضاى این مراسم، به ذکر [[صلوات]] و تکبیر و مانند آن معطر گردد<ref>فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1735 و 1736 ؛ مکارم، ج 1، س 539 و 538 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 2، س 1583 و 1581 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1181 ؛ بهجت، توضیح المسائل، متفرقه، م 30.</ref>.<br/>
 
آیات عظام امام، بهجت، خامنه اى، صافى، صافى، فاضل و مکارم: اگر دست زدن به نحو متعارف (غیرلهوى) باشد، اشکال ندارد ؛ ولى این کار با مجالس اهل بیت (علیهم  السلام)   مناسبت ندارد و بهتر است فضاى این مراسم، به ذکر [[صلوات]] و تکبیر و مانند آن معطر گردد<ref>فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1735 و 1736 ؛ مکارم، ج 1، س 539 و 538 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 2، س 1583 و 1581 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1181 ؛ بهجت، توضیح المسائل، متفرقه، م 30.</ref>.<br/>
سطر ۴۱۹: سطر ۴۱۹:
 
آیات عظام تبریزى و سیستانى: دست زدن در این گونه مجالس اشکال ندارد ؛ ولى این کار با مجالس اهل بیت (علیهم  السلام)   مناسبت ندارد و بهتر است فضاى این مراسم، به ذکر [[صلوات]] و تکبیر و مانند آن معطر گردد<ref>تبریزى، استفتائات، س 1037 و صراط النجاه، ج 1، س 1020 ؛ سیستانى، sistani.org، کف زدن ش 3 و 4.</ref>.<br/>
 
آیات عظام تبریزى و سیستانى: دست زدن در این گونه مجالس اشکال ندارد ؛ ولى این کار با مجالس اهل بیت (علیهم  السلام)   مناسبت ندارد و بهتر است فضاى این مراسم، به ذکر [[صلوات]] و تکبیر و مانند آن معطر گردد<ref>تبریزى، استفتائات، س 1037 و صراط النجاه، ج 1، س 1020 ؛ سیستانى، sistani.org، کف زدن ش 3 و 4.</ref>.<br/>
 
آیه اللّه  وحید: بنابر احتیاط واجب، از دست زدن خوددارى شود<ref>دفتر: وحید</ref>.<br/>
 
آیه اللّه  وحید: بنابر احتیاط واجب، از دست زدن خوددارى شود<ref>دفتر: وحید</ref>.<br/>
 +
 
=== دست زدن براى تشویق ===
 
=== دست زدن براى تشویق ===
 
پرسش ۸۴ . حکم دست زدن به منظور تشویق و تأیید شخص یا کارى، چگونه است؟<br/>
 
پرسش ۸۴ . حکم دست زدن به منظور تشویق و تأیید شخص یا کارى، چگونه است؟<br/>

نسخهٔ ‏۲۵ فروردین ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۲۷

غنا(شنیدن)

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان

موضوعات مرتبط

ردیف عنوان

چندرسانهای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبطهای بوستان

ردیف عنوان

نرمافزارهای مرتبط

ردیف عنوان

پایگاههای اینترنتی مرتبط

ردیف عنوان

محتویات

احکام موسیقى

مقدمه

«پرسش گرى» از آغاز آفرینش انسان، رخ نمایى کرده ؛ بر بال سبز خود، فرشتگان را فرانشانده ؛ بر برگ زرد خود شیطان را فرونشانده و در این میان، مقام آدمیت را نشان داده است. آفتاب کوفه چه زیبا فرموده است:
«مَن اَحسَنَ السؤال عَلِمَ» و «من عَلِمَ اَحسَنَ السؤال».
هم سؤال از علم خیزد هم جواب
همچنانکه خار و گُل از خاک و آب
آرى! هر که سؤال هایش آسمانى است، دانش و بینش پاسخش خواهد بود. پویایى و پایایى «جامعه» و «فرهنگ»، در گرو پرسش هاى حقیقت طلبانه و پاسخ هاى خِردورزانه است.
از افتخارات ایران اسلامى، آن است که از سویى، سرشار از جوانانى پاک دل، کمال خواه و پرسش گر مى باشد و از دیگر سوى، از مکتبى غنى برخوردار است که معارف بلند آن، گوارا نوش دل هاى عطشناک پرسش گر و دانش جو است.
اداره مشاوره و پاسخ معاونت مطالعات راهبردى نهاد، محفل انسى فراهم آورده است، تا «ابر رحمت» پرسش ها را به «زمین اجابت» پذیرا باشد و نهال سبز دانش را بارور سازد. ما اگر بتوانیم سنگ صبور جوانان اندیشمند و بالنده ایران پرگهرمان باشیم، به خود خواهیم بالید.
شایان ذکر است در راستاى ترویج فرهنگ دینى، اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها با همکارى گروه هاى علمى، بیش از ۷۰ هزار پرسش دانشجویى را در موضوعات مختلف اندیشه دینى، مشاوره، احکام و... پاسخ داده است.
این اداره داراى هشت گروه علمى و تخصصى، به شرح زیر است:
۱. گروه قرآن و حدیث ؛ ۲. گروه احکام ؛ ۳. گروه فلسفه، کلام و دین پژوهى ؛ ۴. گروه اخلاق و عرفان ؛ ۵. گروه تربیتى و روان شناسى ؛ ۶. گروه اندیشه سیاسى ؛ ۷. گروه فرهنگى و اجتماعى ؛ ۸. گروه تاریخ و سیره.
آن چه پیش رو دارید، بخشى از سؤالات فقهى درباره احکام موسیقى (به ضمیمه رقص و قمار) است که توسط محقق ارجمند حجه الاسلام سیدمجتبى حسینى(زیدعزه) پاسخ داده شده است. ویژگى هاى این مجموعه و شیوه تنظیم آن در چند نکته ذیل بیان مى شود:
الف. پاسخ پرسش ها همراه با مأخذ و مستندات آن آورده شده است.
ب. پاسخ هاى هم مضمون با عبارت یکسان و روان تحریر شده است ؛ از این رو بیشتر پاسخ ها به صورت اقتباس مى باشد.
ج. جهت اتقان و اطمینان بیشتر علاوه بر مستندسازى پاسخ ها، از دفاتر مراجع بزرگوار نیز استفتا گردیده است.
د. در تنظیم کتاب، نظر حضرت امام خمینى قدس سره به عنوان اولین فتوا آمده و فتاواى دیگر مراجع بزرگوار که نامشان به ترتیب حروف الفبایى در ذیل مى آید، سپس ذکر گردیده است:
۱. حضرت آیه اللّه  حاج شیخ محمدتقى بهجت (دام ظلّه العالى)
۲. حضرت آیه اللّه  حاج شیخ میرزا جواد تبریزى (قدس سرّه)
۳. حضرت آیه اللّه  حاج سیدعلى حسینى خامنه اى (رهبر معظم انقلاب)(دام ظلّه العالى)
۴. حضرت آیه اللّه  حاج سید على حسینى سیستانى (دام ظلّه العالى)
۵. حضرت آیه اللّه  حاج شیخ لطف اللّه  صافى گلپایگانى (دام ظلّه العالى)
۶. حضرت آیه اللّه  حاج شیخ محمد فاضل لنکرانى (قدس سرّه)
۷. حضرت آیه اللّه  حاج شیخ حسین نورى همدانى (دام ظلّه العالى)
۸. حضرت آیه اللّه  حاج شیخ ناصر مکارم شیرازى (دام ظلّه العالى)
۹. حضرت آیه اللّه  حاج شیخ حسین وحید خراسانى (دام ظلّه العالى)
لازم به ذکر است که در متن کتاب تنها به ذکر اسامى مراجع بزرگوار به اختصار اکتفا شده است، لذا از ساحت آن بزرگواران پوزش مى طلبیم و از درگاه خداوند متعال براى ایشان دوام عزت و سلامتى مسئلت داریم.
ه . در این کتاب تنها به بیان احکام تکلیفى «واجب و حرام» و احکام وضعى «باطل و صحیح» بسنده شده و از بیان احکام استحبابى خوددارى شده است.
بر آنیم با توفیق خداوند، به تدریج ادامه این مجموعه را تقدیم شما خوبان کنیم. پیشنهادها و انتقادهاى سازنده شما، راهنماى ما در ارائه شایسته و پربارِ مجموعه هایى از این دست خواهد بود.
در پایان از تلاش هاى مخلصانه مؤلف محترم و مجموعه همکاران اداره مشاوره و پاسخ، به خصوص حجج اسلام سید محمدتقى علوى و صالح قنادى که در بازخوانى و آماده سازى این اثر تلاش کرده اند، تشکر و قدردانى مى شود و دوام توفیقات این عزیزان را در جهت خدمت بیشتر به مکتب اهل بیت (علیهم  السلام)   و ارتقاء فرهنگ دینى جامعه ـ به ویژه دانشگاهیان ـ از خداوند متعال مسألت داریم.

بخش اول : موسیقى و غنا

تعریف موسیقى و غنا

پرسش ۱ . آیا در اصطلاح فقهى، موسیقى مترادف با غنا است یا با یکدیگر تفاوت دارند؟
موسیقى (یا موسیقیا)، واژه اى یونانى است که در اصطلاح و فرهنگ لغت معادل مفهوم «غنا» دانسته شده و در چند معنا به کار مى رود:
الف. اصوات و نغمه هاى موزون و متناسب که از طبیعت برخى اشیاء و یا از حنجره حیوانات شنیده مى شود ؛ مانند صداى آهسته برگ ها و درختان هنگام وزیدن باد و یا آواز خوش برخى پرندگان.
ب. آواز خوش که از حنجره آدمى بیرون آید.
ج. صدایى که از نواختن آلات موسیقى تولید مى شود.
ولى این دو واژه، در حوزه مفاهیم دینى و اصطلاح فقیهان با یکدیگر تفاوت دارند، «غنا» از دیدگاه فقه عبارت است از: آوازى که از حنجره آدمى بیرون آید و در گلو چرخانده (چهچهه) و در شنونده حالت سرور و وجد ایجاد کند و مناسب با مجالس لهو و خوش گذرانى باشد. اما «موسیقى» به صوت و آهنگى گفته مى شود که از آلات موسیقى پدید آید. بنابراین بین موسیقى اصطلاحى و موسیقى فقهى، عموم و خصوص مطلق است: «موسیقى اصطلاحى»، عام و گسترده است و شامل موسیقى فقهى نیز مى گردد ؛ ولى «موسیقى فقهى»، خاص است و به بخشى از موسیقى اصطلاحى اختصاص مى یابد.
این سخن در غنا نیز صادق است و نسبت یاد شده در آن جارى است[۱].
گفتنى است واژه موسیقى (یا موسیقیا) در متون دینى به چشم نمى خورد ؛ ولى به جاى آن واژه هاى غنا، لهو، ملاهى و مصادیق آلات موسیقى، مانند: دف، مزمار (نى و فلوت)، معزف (تار)، عود، طبل، تنبور و مانند آن به کار رفته است.

موسیقى در نگاه قرآن و حدیث

پرسش ۲ . آیا در قرآن آیه اى وجود دارد که غنا را حرام بداند؟
دین اسلام، مجموعه اى از اعتقادات و دستورالعمل هاى فردى و اجتماعى اعم از اخلاقى و فقهى است که به عنوان اساسى ترین و مطمئن ترین منبع و در کنار آن، سنت پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله)  و معصومین (علیهم  السلام)   مى باشد که مشتمل بر احادیث، رفتارها و حتى تقریر آنان است و عقل سلیم بشرى نیز از منابع فقه و حقوق اسلامى است. از این رو براى دستیابى به تفسیر و شرح هر موضوعى از نگاه دین، بایستى در همه آن منابع، آن را مورد بررسى قرارداد و تنها اکتفا به قرآن کافى نیست. در این کتاب مقدس تصریحى نسبت به غنا نشده است ؛ ولى با توجه به احادیثى که در ذیل برخى آیات آمده، حرمت غنا به خوبى استفاده مى شود.
۱. «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْتَرِى لَهْوَ الْحَدِیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِ اللّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ»[۲] ؛ «و برخى از مردم سخنان بیهوده را مى خرند تا مردم را از روى نادانى، از راه خدا گمراه سازند و آیات الهى را به استهزا گیرند ؛ براى آنان عذابى خوارکننده است».
«لهو الحدیث» به هر گونه سخن با آهنگ سرگرم کننده و غفلت زا ـ که انسان را به بیهودگى یا گمراهى مى کشاند ـ گفته مى شود. روایات متعددى آن را به غنا تفسیر کرده و آن را از مصادیق «لهو الحدیث» مى شمارد[۳].
۲. «فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ»[۴] ؛ «و از بت هاى پلید اجتناب کنید و از سخن باطل بپرهیزید».
«قول الزور» به گفتار باطل و بى واقعیت گفته مى شود و در روایات مختلفى، غنا از مصادیق «قول الزور» بر شمرده شده است[۵].
۳. «وَ الَّذِینَ لا یَشْهَدُونَ الزُّورَ»[۶] ؛ «و کسانى که شهادت به باطل نمى دهند [و در مجالس باطل شرکت نمى کنند]».
در بخشى از این سوره، به ویژگى هاى خوب بندگان خاص الهى اشاره گشته و در این آیه مشخصه یاد شده از صفات نیک آنان دانسته شده است. روایات متعددى در ذیل آیه آمده و واژه «الزور» را به غنا تفسیر کرده است[۷].
۴. «وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ»[۸] ؛ «و آنها (مؤمنان) که از لغو و بیهودگى روى گردانند».
۵. «وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ»[۹] ؛ «و [مؤمنان] هرگاه سخن لغو و بیهوده بشنوند، از آن روى بر مى گردانند».
در تفسیر قمى در ذیل این دو آیه از امام معصوم (علیه السلام)  آمده که مقصود از «اللغو»، غنا است[۱۰]. تردیدى نیست که اگر این احادیث نبود، حرمت غنا از ظاهر آیات استنباط نمى شد! اهل بیت (علیهم  السلام)   با علم و دانش نشأت گرفته از غیب و با توسعه در معناى این واژه ها، غنا را از مصادیق آن دانسته اند ؛ وگرنه فهم بشر از ظاهر آیات تجاوز نکرده و حرمت غنا را به طور مستقل از آیات درک و استنباط نمى کند.
گفتنى است ؛ روایاتى که در ذیل آیات پیشین آمده، همگى غنا را به عنوان مصداق و از نمونه هاى بارز برشمرده است، نه اینکه تنها به غنا تفسیر شده و در آن منحصر گردد.

موسیقى در نگاه شیعه و سنى

پرسش ۳ . نظر شیعه و سنى درباره غنا چیست؟ آیا در میان فقیهان شیعى کسى هست که غنا را حلال بداند؟
غنا از مسائلى است که از دیر باز تاکنون مورد توجه و نظر فقیهان بوده و رساله هاى فراوانى در این زمینه نگاشته شده است. تمامى فقیهان شیعى بر این باورند که غنا حرام بوده و هیچ شک و تردیدى در آن نیست و اگر اختلافى هم هست، همه به مصادیق باز مى گردد. از این رو سخن عده اى از فقیهان و نویسندگان ـ که اظهار مى دارند دو تن از فقیهان شیعى (فیض کاشانى و محمدباقر سبزوارى) قائل به حلیت غنا هستند و همان چیزى را معتقدند که اهل تسنن به آن گرایش دارند ـ توهم و گزافى بیش نیست!! اگر اندکى در سخن این دو فقیه تأمل و درنگ شود، روشن مى گردد که آن دو نیز در اصل حرمت غنا تردیدى ندارند و معتقدند غنا دو قسم دارد: غناى حرام و غناى حلال. غناى حرام آن است که با محرمات دیگرى از قبیل کلام باطل، نواختن آلات موسیقى و گرد آمدن زن و مرد در یک مکان و.. آمیخته شود (نظیر آنچه که در عصر بنى امیه و بنى عباس رواج داشته است). این نوع غنا با این ویژگى خودش، حرام است ؛ نه اینکه حرمت تنها به این امور اختصاص یابد!
این دو فقیه بزرگوار یک دسته از آوازها را از اصل غنا استثنا کرده اند و آن غنا و آوازى است که در قالب اشعار و مراثى مذهبى و یا قرآن و ذکر بوده و از خدا و بهشت یاد مى شود. این غنا حلال است. استثنا و جدا کردن، شاهد بر این است که ایشان اصل غنا را حرام مى دانند و در حرمت غنا همسنگ فقیهان دیگر فتوا و نظر مى دهند با این تفاوت که یک دسته از غنا و آوازها را حلال مى دانند[۱۱]. لکن بیشتر فقیهان این نوع از غنا را نیز حرام مى دانند و مى گویند آواز قرآنى و مذهبى نیز اگر با مجالس لهو و خوش گذرانى تناسب داشته باشد، مشمول حرمت قرار مى گیرد. در واقع آنان قالب (صوت) را حرام مى دانند و براى محتوا نقشى قائل نیستند و یا حد اقل احتیاط مى کنند. بر این اساس امام خمینى مى گوید: این دو فقیه راهى بر خلاف اجماع فقیهان برنگزیده اند تا مورد طعن و سرزنش قرار گیرند ؛ بلکه آنان نیز بر حرمت غنا فتوا داده اند ؛ منتها در برخى ویژگى و خصوصیات با آنان اختلاف نظر دارند. افزون بر آن آیه اللّه  خویى در صحّت انتساب این نظر به محقق سبزوارى، تردید دارد[۱۲].
اما تمامى فرقه هاى اهل تسنن بر این باورند که اصل غنا، به تنهایى حلال است و آنچه از محرمات همراه آن انجام مى گیرد، آن را دچار مشکل و حرمت مى سازد!![۱۳]

فلسفه حرمت موسیقى

پرسش ۴ . فلسفه حرمت موسیقى (لهوى) و غنا چیست؟
با پژوهشى اندک در قرآن و روایات و دیدگاه برخى از روان شناسان و پزشکان، مى توان موارد ذیل را از حکمت هاى حرمت موسیقى دانست:
۱. گرایش به فساد: غنا و آواز مطرب و لهوى، انسان را به سوى شهوت و فساد اخلاقى مى کشاند و از راه پرهیزکارى باز مى دارد. مجلس غنا و موسیقى، معمولاً مرکز مفاسد گوناگون است. در حدیثى از نبى اکرم (صلی الله علیه و آله) آمده است: «غنا نردبان زنا است»[۱۴].
امام صادق (علیه السلام)  فرمود: «خانه اى که در آن غنا باشد، از فساد و فحشا مصون نخواهد بود»[۱۵]. و نیز: «غنا باعث پیدایش روح نفاق است»[۱۶]. روح نفاق همان آلودگى به فساد و کناره گیرى از تقوا است. در تفسیر روح المعانى سخن یکى از سران قبایل را نقل مى کند که به آنها مى گفت: از غنا بپرهیزید که حیا را کم مى کند ؛ شهوت را مى افزاید ؛ شخصیت را درهم مى شکند ؛ جانشین شراب مى شود و همان کارى را مى کند که مستى انجام مى دهد[۱۷].
۲. غفلت از یاد خدا: قرآن یکى از عوامل گمراهى را «لهو الحدیث»[۱۸] دانسته است. «لهو» چیزى است که انسان را چنان مشغول کند که باعث غفلت و بازماندن از کارهاى مهم تر شود. گوش دادن به غنا قساوت قلب مى آورد[۱۹] و در نتیجه باعث فراموشى خدا و معنویت مى شود. از این رو در روایات اسلامى از «لهو الحدیث» به «غنا» تفسیر شده است[۲۰] ؛ چه اینکه شنیدن غنا و موسیقى آن چنان اراده را سست و غریزه جنسى شخص را تحریک مى کند که از یاد خدا و قیامت باز مى ماند. در روایتى نبى اکرم (صلی  الله  علیه  و  آله)  فرمود: هر کس به غنا و موسیقى (لهوى) گوش فرا دهد قطعه اى از سرب (روز قیامت) در گوش او آب مى شود[۲۱] و شاید این تعبیر کنایه از آن است که گوش او از شنیدن سخن حق کر مى شود.
۳. زیان بخشى غنا بر اعصاب: به گواهى برخى از پزشکان، غنا و موسیقى آثار زیان بارى بر روى اعصاب دارد[۲۲] و در حقیقت یکى از عوامل مهم تخدیر اعصاب به شمار مى رود. مواد مخدر گاهى از راه دهان و نوشیدن وارد بدن مى شوند (مانند شراب) ؛ زمانى از راه بوییدن (مانند هروئین) ؛ گاه از راه تزریق (مانند مرفین) و از راه حس شنوایى به جان و روان آدمى منتقل مى شود (مانند غنا و موسیقى). از این رو بعضى از آهنگ ها چنان افراد را در نشئه فرو مى برد که حالتى شبیه به مستى به آنها دست مى دهد. البته گاهى به این حد و مرحله نمى رسد ؛ ولى تخدیر خفیف ایجاد مى کند و در پى آن آثار زیان بارى روى اعصاب بر جاى مى گذارد و شخص را دچار افسردگى و مبتلا به فشار خون مى کند[۲۳].
باید دانست که هر موسیقى و آهنگى شاید براى اعصاب زیان بار نباشد ؛ بلکه موسیقى تند و استفاده زیاد و افراط در آن باعث تخدیر اعصاب مى شود ؛ با وجود این پیامدهاى منفى معنوى آن حتى در سایر موارد نباید کوچک شمرده شود.

موسیقى لهوى

پرسش ۵ . گفته مى شود موسیقى انسان را غافل مى کند، بسیارى از امور روزمره نظیر انواع بازى ها و فیلم ها نیز این چنین هستند ؛ پس چرا اینها حرام نیست؟
باید دانست لهو انواعى دارد که مهم ترین آنها عبارت است از:
۱. مشغول شدن انسان به امور غیر مهم و بى معنا و بیهوده ؛ مانند بازى با تسبیح، بازى با محاسن صورت و برخى از امورى که هیچ فایده عقلایى در بر ندارد.
۲. مشغول شدن به امورى که اوقات فراغت را پر مى کند و داراى فایده عقلایى است ؛ چنان که حضرت على (علیه السلام)  از پیامبراسلام (صلی الله علیه و آله)  نقل مى کند: «نِعْمَ اللهوُ المِغْزَلُ لِلْمَرأه الصالِحَهِ» ؛ «بافندگى لهو و سرگرمى زن صالح است»[۲۴]. بسیارى از بازى هایى که در این عصر رایج بوده و داراى هدف و منفعت عقلایى است، از مصادیق این قسم به شمار مى رود.
۳. مشغول شدن به امورى که باعث طرب و شادى نفسانى و خارج شدن از حد اعتدال مى گردد ؛ مانند غنا و نواختن موسیقى.
در متون دینى، هیچ گاه لهو به صورت فراگیر و مطلق حرام نبوده ؛ بلکه نوع خاصى از آن مورد مذمت و حرمت قرار گرفته است. «لهو حرام» آن است که شارع مقدس به طور جزئى و مشخص، به آن تصریح کرده و مورد نهى و سرزنش خود قرار داده است، مانند نواختن موسیقى و استماع آن[۲۵].
آیه اللّه  بروجردى مى فرماید: حرمت برخى انواع لهو هر چند قطعى است ؛ ولى نمى توان آن را به همه اقسام آن سرایت داد. لهو حرام آن است که انسان را از حد اعتدال و طبیعى خود بیرون آورد و باعث کاهش یا سلب جدیت عقل شود ؛ مانند برخى آهنگ هاى موسیقى که هر کس بشنود، او را در حرکات و رفتار بى اختیار مى سازد (هر چند از عاقل ترین انسان ها باشد)[۲۶] شبیه این سخن از آیه اللّه  وحید خراسانى نیز نقل شده است[۲۷].

دف شب عروسى

پرسش ۶ . اگر نواختن آلات موسیقى از جمله دف و دایره حرام است، پس چرا در عروسى حضرت زهرا (علیهاالسلام)  و یا هنگامى که پیامبر اسلام (صلی  الله  علیه  و  آله)   و اصحاب با پیروزى از جنگ برمى گشتند و عده اى دف مى زدند، حضرت نهى نمى فرمودند؟
با دقت در امور ذیل، پاسخ پرسش فوق به خوبى روشن مى شود:
۱. این نوع احادیث که غالباً در کتاب هاى اهل تسنن ـ آن هم به طور فراوان وجود دارد ـ ضعیف و غیر معتبر بوده و با مذهب آنان، سازگار است ؛ چه اینکه آنان غنا و دف زنى را به ویژه در ایام جشن عروسى، عید و سرور و هنگام بازگشت از جنگ، حلال و جایز مى دانند!![۲۸] ۲. در مقابل آن، روایات فراوان و معتبر موجود در کتاب هاى شیعه، به روشنى بر حرمت غنا و نواختن آلات لهو دلالت دارد.
۳. اگر به فرض اکثر این احادیث، معتبر و قابل پذیرش باشند، در نهایت به جهت ناهمگونى مضمون، با یکدیگر تعارض پیدا مى کنند ؛ در این صورت باید از قواعد فنى آن رشته بهره جست. در علم اصول قاعده اى هست که هرگاه دو دسته از روایات با یکدیگر تعارض کنند و هیچ راهى در سازگارى و جمع بین آنها نباشد، به مرجّحات عمل مى شود که یکى از آنها، ناسازگارى با فتواى اهل تسنن است. هر حدیثى که با مذهب آنان مطابق و موافق باشد، آن را کنار مى گذارند و به آن عمل نمى کنند و به روایتى که مخالف باشد، پایبند مى شوند. مسئله فوق از این قبیل است، چه اینکه اهل تسنن غنا و موسیقى را حلال مى شمارند و احادیث یاد شده، با این مذهب سازگار است (نه با مذهب شیعه).
۴. آنچه در باره ازدواج حضرت زهرا (علیهاالسلام)  از تاریخ و احادیث معتبر استفاده مى شود، این است که رسول خدا (صلی  الله  علیه  و  آله)   در شب عروسى دختر گرامى شان به زنان دستور دادند اظهار خوشحالى کنند ؛ ولى چیزى که موجب خشم خداوند باشد، انجام ندهند. گفته شده که عایشه و برخى از زنان، اشعارى در فضیلت و مقام حضرت زهرا (علیهاالسلام) مى سرودند و اظهار سرور و شادمانى مى کردند[۲۹] و مسئله دف و دایره زنى در احادیثى که هیچ سند و اعتبارى ندارد، بیان شده است[۳۰].

موسیقى و فقها

پرسش ۷ . اگر موسیقى یک هنر مبتنى بر اصول و قواعد علمى و تاریخى است، آیا بهتر نیست فقیهان ـ که نه جزء عرف محسوب مى شوند و نه کارشناس موسیقى هستند ـ درباره مصداق موسیقى حکم ندهند؟
تردیدى نیست که موسیقى، یک هنر و دانش به شمار مى آید و داراى قواعد علمى و فرمول هاى پیچیده اى است و نیز تشخیص موضوع و مصادیق موسیقى حرام و حلال، بر عهده عرف و مکلف نهاده شده و وظیفه فقیهان تنها بیان و تبیین حکم است و به هیچ وجه نظر خاص فقهى آنان در این زمینه (موضوعات) معتبر و حجت نیست ؛ جز در مواردى که موضوع از موضوعات شرعى باشد و یا شرع مقدس موضوع را با معیارهاى خاص خود پایه صدور حاکم قرار داده باشد ولى با وجود آن اشاره به چند نکته در این راستا بایسته است:
یکم. بسیارى از مصادیق موسیقى حرام، طورى است که همه آن را درک مى کنند و مجتهد نیز به عنوان یک مکلف و فرد (همانند دیگران) نظر عرفى خود را بیان مى کند و مصادیق موسیقى حرام و حلال را از یکدیگر جدا مى سازد.
دوم. با اندکى تأمل در رساله ها و استفتائات مراجع تقلید، روشن مى شود که آنان به هیچ وجه پا به عرصه موضوع نگذاشته و در آن حکم صادر نکرده اند ؛ بلکه تنها در حکم کلى موسیقى نظر خود را بیان نموده اند. براى مثال وقتى از آنان درباره برخى از آلات موسیقى (از قبیل پیانو، گیتار، سه تار و...) سؤال مى شود، در پاسخ مى گویند: استفاده از آنها به طور لهوى و مناسب مجالس فساد و خوش گذرانى حرام است و تشخیص آن بر عهده عرف است. در برخى موارد نیز به طور صریح اظهار داشته اند که تشخیص موسیقى حرام بر عهده عرف عام است ؛ نه فقیه و یا کارشناس موسیقى[۳۱].
سوم. شارع مقدس فهم و شناخت الفاظ و مفاهیمى را که داراى حکم شرعى بوده، بر عهده عرف واگذار کرده و نظر و تشخیص او را مورد تأیید خود قرار داده است (مگر در موارد خاص)،[۳۲] و تردیدى نیست که عرف متدین و متشرع، موسیقى لهوى را به خوبى مى شناسد ؛ هر چند از اصول و قواعد علمى آن هیچ گونه اطلاعى نداشته باشد. این امر در بسیارى از موضوعات صادق است ؛ براى مثال قمار، قانون و قواعد علمى دارد و مؤمنانى که اهل قمار نیستند و از قواعد آن بى خبرند، قمار بودن آن را به خوبى مى شناسند. بنابر این لازم نیست که فقیه از قواعد دقیق و پیچیده علم موسیقى آگاهى داشته باشد تا بتواند فتوا صادر کند ؛ بلکه همین اندازه براى او کافى است که دیدگاه دین را به کلیت خود بیان کند و تشخیص مصادیق و نمونه ها را به عرف و مردم واگذار نماید. افزون بر آنکه برخى از فقیهان از علم موسیقى و رموز و دقایق آن آگاهى داشته اند.

آلات مختص و مشترک موسیقى

پرسش ۸ . آلات موسیقى مختص به لهو و آلات مشترک کدام است؟ براى هر یک نمونه هایى بیان کنید؟
از دیدگاه فقهى، آلات موسیقى دو قسم است: آلات مختص و آلات مشترک. قسم اول به ابزار و آلاتى گفته مى شود که نوعا در لهو و لعب به کار رفته و با آن آهنگ هاى مناسب مجالس فساد و رقص و پایکوبى نواخته مى شود. این قسم هیچ منفعت حلالى در بر ندارد و استفاده از آن در هر حال اشکال دارد (هر چند به صورت لهوى نواخته نشود).
قسم دوم به آلاتى گفته مى شود که مى توان با آن آهنگ هاى حلال و حرام نواخت. اگر به طور لهوى و (مُطرب) و مناسب با مجالس یاد شده نواخته شود، استفاده از آن حرام است و در غیر این صورت نواختن آن اشکال ندارد. فقیهان و مراجع تقلید، در تبیین و تشخیص مصداق ها و نمونه ها و اینکه کدام آلات از قسم اول و کدام از قسم دوم است، اختلاف نظر دارند. اکثر آنان برخى از آلات و ابزار رایج موسیقى در این عصر را از آلات مشترک مى دانند ؛ مانند: طبل، سنج، نى، شیپور، دهل، ساز، تار، دف، سنتور و... ولى براى آلات مختص، به نمونه ها اشاره نکرده و تنها از حکم کلى آن سخن گفته اند و تشخیص مصداق را به عرف مردم واگذار کرده اند.

نوازندگى

پرسش ۹ . چرا گوش دادن به بعضى از آهنگ ها مجاز و حداکثر مشتبه است ؛ اما استفاده از هر نوع ابزار آلات موسیقى به طور مطلق حرام است؟
دانستن چند امر در این زمینه بایسته است:
یکم. استفاده از همه نوع آلات موسیقى حرام نیست ؛ بلکه اگر از آلاتى باشد که نوعا در لهو و لعب و حرام به کار مى رود و منفعت حلالى در بر ندارد، استفاده از آن جایز نیست ؛ ولى اگر از آلات مشترک باشد، نواختن آن به منظور منافع مشروع و حلال (مانند اجراى سرودهاى انقلابى و برنامه هاى دینى و مانند آن) اشکال ندارد.
دوم. مسئله نوازندگى با استماع آهنگى که از آلات موسیقى تولید مى شود، تفاوت بسیار دارد و هر دو از یک مقوله به شمار نمى رود: بلکه هر کدام حکم خاص خود را دارد. نواختن آلات مختص به لهو، به اتفاق همه مراجع تقلید در هر حال حرام است، هر چند در موردى به صورت غیر لهوى از آن استفاده شود ؛ زیرا این گونه آلات (مختص به لهو) نوعا براى حرام ساخته شده و نگه دارى آنها جایز نیست و باید از بین برود ؛ ولى گوش دادن به آهنگ هایى که از این نوع آلات (آلات مختص) تولید مى شود، تنها در صورتى حرام است که متناسب با مجالس لهو و خوش گذرانى باشد و در غیر این صورت محکوم به حلیت است. بنابراین ممکن است نواختن در این آلات حرام باشد، در حالى که گوش دادن به آن حلال و یا مشتبه و مشکوک باشد که باز هم استماع آن جایز مى باشد.

طرب و لهو

پرسش ۱۰ . منظور از مطرب و لهوى بودن موسیقى چیست؟
«طرب و لهو» از واژه هاى اساسى و کلیدى است که در باب غنا و موسیقى به کار مى رود «طرب» به حالت سبک عقلى گفته مى شود که در اثر شنیدن آواز یا آهنگ در روان و نفس آدمى پدید مى آید و او را از حد اعتدال خارج مى کند. این امر تنها به حالت شادى اختصاص ندارد ؛ بلکه ممکن است از آهنگ هاى غم و حزن آور نیز به دست آید. پس اختصاص دادن کلمه غنا به حالت شادى، توهمى بیش نیست ؛ زیرا ممکن است از راه غنا حالت اندوه و حزن براى آدمى حاصل شود[۳۳] و از این راه اختیار و عنان آدمى از کف عقل او گرفته شود!!
گفتنى است که چه در باب شادى و چه در باب غم، غلبه هواى نفس و تهییج افکار باطل و تحریک شهوات نیز ملاک حصول غنا است. غنا همیشه فرحناک نیست ؛ زیرا گاهى آدم هواپرست از راه غنا و توجه به فقدان معشوق و یا محرومیت از عشق جنسى، دچار هیجانات گشته به اندوه و غم مبتلا مى گردد.
مقصود فقیهان از واژه «لهو»، سازگارى و همنوایى آواز و آهنگ نواخته شده با مجالس فساد و خوش گذرانى است ؛ یعنى ممکن است نغمه اى طرب انگیز نباشد ؛ ولى از نغمه هایى باشد که فقط در جلسات فاسقان و هواپرستان رایج باشد. این آهنگ را لهوى گویند و اگر از هر دو مشخصه (طرب و لهو) برخوردار باشد، مطرب لهوى گفته مى شود.
تمامى مراجع تقلید «لهوى بودن» را جزء و قید اصلى موسیقى حرام مى دانند ؛ ولى در قید «طرب انگیزى» اختلاف نظر است. عده اى بر این باورند که این مشخصه به هیچ گونه در موسیقى حرام تأثیر ندارد و مقوم ماهیت غنا نیست ؛ ولى برخى اظهار مى دارند که موسیقى حرام باید از دو مشخصه «لهوى» و «طرب انگیزى» برخوردار باشد تا مشمول حرمت قرار گیرد[۳۴]. افزون برآن گاهى در کلام و عبارات برخى از فقیهان واژه «مطرب» به کار رفته، ولى مقصودشان لهوى بودن است[۳۵].

مجلس لهو و لعب

پرسش ۱۱ . مجالس لهو و لعب به چه نوع مجالسى گفته مى شود؟
منظور مجالسى است که براى عیاشى، هوس رانى و رقص و پایکوبى تشکیل شده و نزد عرف متدین مجلس گناه محسوب گردد. اگر هر موسیقى اى به کیفیتى نواخته شود که مناسب آن باشد، گوش دادن به آن حرام است.
مقصود از مجالس لهو و لعب، آن نیست که در آن شراب، رقص و... باشد ؛ بلکه منظور مجالس شأنى است ؛ یعنى، آهنگ موسیقى به گونه اى باشد که اگر در مجلس عادى و یا به صورت فردى نیز نواخته شود، متناسب با مجلس فسق و گناه به کار مى رود و انسان را به یاد فضاى مجالس یاد شده مى اندازد[۳۶].

استماع موسیقى

شنیدن آهنگ

پرسش ۱۲ . حکم گوش دادن به آهنگ بدون کلام چیست؟
آیات عظام امام، خامنه اى، فاضل و نورى: گوش دادن به هر آهنگى که مطرب و لهوى و مناسب مجالس گناه و خوش گذرانى است، جایز نیست (هر چند مشتمل بر کلام نباشد)[۳۷].
آیات عظام بهجت و صافى: گوش دادن به هر آهنگى که مطرب و لهوى و مناسب مجالس گناه و خوش گذرانى است، جایز نیست و گوش دادن به آهنگى که از نواختن آلات موسیقى تولید مى شود، حرام است[۳۸].
آیات عظام تبریزى، سیستانى، مکارم و وحید: گوش دادن به هر آهنگ لهوى که مناسب مجالس گناه و خوش گذرانى است، جایز نیست (هر چند مشتمل بر کلام نباشد)[۳۹].
پرسش ۱۳ . گوش دادن به آهنگى که هیچ گونه توجهى به اشعار همراه با آن نمى شود و یا اصلاً به زبانى خوانده مى شود که معناى آن فهمیده نمى شود، چه حکمى دارد؟
همه مراجع: گوش دادن به موسیقى حرام جایز نیست و توجه نداشتن به محتوا و عدم شناخت زبان خواننده، هیچ تأثیرى در آن ندارد[۴۰].

موسیقى بدون تأثیر

پرسش ۱۴ . اگر استماع موسیقى هیچ گونه تأثیرى در انسان نداشته باشد، آیا باز حرام است؟
همه مراجع: اگر از نوع موسیقى حرام باشد، گوش دادن به آن جایز نیست ؛ هر چند در شخص تأثیر نداشته باشد[۴۱].
تبصره. موسیقى حرام، غالباً آثار ناپسندى دارد و باعث بیگانگى از خدا و تحریک شهوت و آلودگى به مفاسد دیگر مى شود ؛ ولى حکم تابع این امور نیست و اگر به فرض، در موردى موسیقى حرام، هیچ تأثیرى در روح و روان انسان بر جاى نگذارد، باز گوش دادن به آن جایز نیست.

موسیقى شعرهاى مذهبى

پرسش ۱۵ . آیا در موسیقى حرام، لهوى بودن آن مطرح است یا محتواى شعرهایى که خوانده مى شود؟ به تعبیر دیگر اگر اشعار خوب و مذهبى در قالب موسیقى مطرب و لهوى خوانده شود، آیا باز حرام است؟
همه مراجع: معیار در حرمت موسیقى، مطرب و لهوى بودن آن است ؛ هر چند با محتواى اشعار مذهبى و اسلامى باشد[۴۲].
تبصره. برخى از مراجع تقلید (آیات عظام: تبریزى، سیستانى، مکارم و وحید) قید «طرب انگیزى» را جزء موسیقى حرام نمى دانند.

ملاک حرمت موسیقى

پرسش ۱۶ . آیا ملاک حرمت استماع غنا و موسیقى، طرب انگیز بودن آن است یا مناسب بودن آن با مجالس لهو و لعب؟
آیات عظام امام، خامنه اى، صافى، فاضل و نورى: ملاک حرمت آنها، هر دو مورد است[۴۳].
آیات عظام بهجت، تبریزى، سیستانى، مکارم، و وحید: ملاک حرمت آنها، مناسب بودن با مجالس لهو و خوش گذرانى است[۴۴].
پرسش ۱۷ . ویژگى هاى موسیقى (بدون کلام) حرام کدام است: داشتن ریتم تند، ایجاد رقص در شنونده، طرب انگیزى آن و یا هیچ کدام؟
آیات عظام امام، خامنه اى، فاضل و نورى: معیار حرمت موسیقى، مطرب و لهوى بودن آن و مناسبت آن با مجالس گناه و خوش گذرانى و فساد است[۴۵].
آیات عظام بهجت و صافى: نواختن و استفاده از موسیقى، به طور مطلق حرام است[۴۶].
آیات عظام تبریزى، سیستانى، مکارم و وحید: معیار حرمت موسیقى، لهوى و مناسب بودن آن با مجالس گناه و خوش گذرانى و فساد است[۴۷].
تبصره. موسیقى حرام معمولاً داراى نشانه هاى یاد شده است ؛ ولى گاه ممکن است لهوى و مناسب مجالس گناه و خوش گذرانى باشد ؛ اما با وجود آن داراى ریتم تند و ایجاد حالت رقص در شنونده نباشد. در این صورت نیز گوش دادن به آن حرام است.

موسیقى نیروبخش

پرسش ۱۸ . اگر گوش دادن به موزیک، باعث نیرو گرفتن و علاقه پیدا کردن به کار باشد، حکمش چیست؟
همه مراجع: اگر از نوع موسیقى حرام باشد، گوش دادن به آن جایز نیست (هر چند باعث علاقه پیدا کردن به کار شود)[۴۸].

موسیقى تفریحى

پرسش ۱۹ . آیا استماع موسیقى و یا غنا به قصد تفریح، تفنّن و گذراندن اوقات فراغت اشکال دارد؟
همه مراجع: اگر از نوع موسیقى حرام باشد، گوش دادن به آن جایز نیست (هر چند به منظور هدف یاد شده باشد)[۴۹].

موسیقى غم انگیز

پرسش ۲۰ . گوش دادن به موسیقى غم انگیز چه حکمى دارد؟
همه مراجع: در موسیقى حرام تفاوتى بین شاد و غم انگیز بودن آن نیست و گوش دادن به هر دو حرام است[۵۰].

موسیقى کوتاه

پرسش ۲۱ . آیا گوش دادن به موسیقى، حد (اندازه و زمان) مشخصى دارد؟ براى مثال اگر کسى دو دقیقه به قطعه اى از موسیقى لهوى گوش دهد، آیا مرتکب گناه شده است؟
همه مراجع: تفاوتى میان موسیقى کوتاه مدت و بلند مدت نیست[۵۱].

موسیقى ناخواسته

پرسش ۲۲ . شنیدن صداى موسیقى بدون اختیار، چه حکمى دارد؟
همه مراجع: آنچه حرام است گوش دادن به موسیقى است ؛ ولى شنیده شدن آن بدون توجه، اشکال ندارد[۵۲].

موسیقى عروسى

پرسش ۲۳ . اگر به مجلس عروسى و مانند آن دعوت شدیم ؛ ولى در اثناى امر، موسیقى و ترانه مبتذل پخش کردند، تکلیف چیست؟ آیا باید محل را ترک کنیم؟
همه مراجع: اگر احتمال تأثیر مى دهید، با فراهم بودن شرایط، نهى از منکر کنید و اگر نمى پذیرند، چنانچه حضور شما باعث استماع موسیقى حرام یا تأیید گناه گردد، باید مجلس را ترک کنید ؛ مگر آنکه عسر و حرج لازم آید[۵۳].
پرسش ۲۴ . در صورتى که در مجلسى مجبور هستیم موسیقى مطرب و لهوى را تحمل کنیم ؛ آیا باز هم مرتکب گناه مى شویم؟
همه مراجع: اگر احتمال تأثیر مى دهید ـ با فراهم بودن سایر شرایط ـ باید نهى از منکر کنید و اگر نمى پذیرند، چنانچه حضور شما در آنجا باعث استماع موسیقى حرام و یا تأیید گناه گردد، مجلس را ترک کنید ؛ مگر آنکه باعث فتنه و فساد شود. در این صورت ماندن در آن محل، به مقدار ضرورت اشکال ندارد. البته باید در صورت امکان از گوش دادن به موسیقى حرام اجتناب ورزید و اگر صداى آن بدون دلخواه به گوش شما رسید، اشکال ندارد[۵۴].
پرسش ۲۵ . من در مکانى کار مى کنم که صاحب آن همیشه به نوارهاى موسیقى مبتذل و حرام گوش مى دهد و من هم مجبور به شنیدن آن هستم ؛ آیا این کار براى من جایز است یا خیر؟
همه مراجع: اگر احتمال تأثیر مى دهید ـ با تحقق سایر شرایط ـ باید او را نهى از منکر کنید و اگر نمى پذیرد، چنانچه مجبورید در آن مکان حضور داشته باشید کار کردن در آنجا براى شما اشکال ندارد ؛ ولى باید به موسیقى مبتذل حرام گوش ندهید. و اگر صداى آن بدون دلخواه به گوش شما رسید، اشکال ندارد[۵۵].
تبصره. اگر این شخص بتواند بدون زحمت و مشقّت، شغل مناسب دیگرى انتخاب کنید، باید این راه را برگزیند و فرض مسئله جایى است که ترک آن مکان و اختیار شغل دیگر، براى او دشوار و سخت است.

موسیقى اتوبوس

پرسش ۲۶ . در اتوبوسرانى بین شهرى که نوار مبتذل مى گذارند و تذکر فایده اى ندارد ؛ حکم گوش دادن به آن چگونه است؟
همه مراجع: اگر احتمال تأثیر بدهید ـ با تحقّق سایر شرایط ـ باید نهى از منکر کنید و اگر نمى پذیرد، چنانچه حضور شما در اتوبوس باعث استماع موسیقى حرام یا تأیید گناه گردد، (اگر برایتان امکان دارد) باید پیاده شوید ؛ ولى بدانید اگر به طور ناخودآگاه صداى موسیقى حرام به گوش شما برسد، اشکال ندارد[۵۶].

آهنگ مشکوک

پرسش ۲۷ . حکم گوش دادن به آهنگ و صداهاى مشکوک چیست؟
همه مراجع (به جز صافى): گوش دادن به آهنگ و موسیقى هاى مشکوک، اشکال ندارد[۵۷].
آیه اللّه  صافى: گوش دادن به آهنگ هایى که با آلات موسیقى نواخته مى شود، جایز نیست (هر چند مشکوک باشد)[۵۸].

موسیقى حماسى

پرسش ۲۸ . آیا مى توان استفاده از موسیقى حرام را براى امرى مهم تر، همچون مقابله با هجوم فرهنگى و سیاسى غرب (براى مدتى و یا مردم منطقه اى)، جایز دانست؟
همه مراجع: خیر، جایز نیست[۵۹].

موسیقى تحریک همسر

پرسش ۲۹ . آیا زن و شوهر به خاطر تمایل به یکدیگر و افزایش شهوت، مى توانند به موسیقى گوش فرا دهند؟
همه مراجع: گوش دادن به موسیقى حرام جایز نیست و صرف افزایش تمایل به همسر، مجوز شرعى براى استماع آن محسوب نمى شود[۶۰].

نوازندگى:

حکم نوازندگى

پرسش ۳۰ . حکم نواختن با آلات موسیقى را بیان کنید؟
همه مراجع (به جز بهجت و صافى): اگر از آلاتى است که به لهو و حرام اختصاص دارد، نواختن آن (در هر حال) جایز نیست ؛ ولى اگر از آلات مشترک باشد، استفاده از آن به منظور منافع مشروع و حلال اشکال ندارد[۶۱].
آیات عظام بهجت و صافى: به طور کلى نواختن با آلات موسیقى (لهو)، حرام است[۶۲].

دف زدن

پرسش ۳۱ . حکم استفاده از دف و دایره زنگى، در عروسى چیست؟
آیات عظام امام، خامنه اى و فاضل: استفاده از آلات موسیقى، براى نواختن موسیقى مطرب و لهوى (مناسب مجالس گناه و خوش گذرانى) جایز نیست و بین مجلس عروسى و غیر آن تفاوتى نیست[۶۳].
آیات عظام تبریزى، سیستانى، مکارم، نورى و وحید: استفاده از آلات موسیقى براى نواختن موسیقى لهوى (مناسب مجالس گناه و خوش گذرانى)، جایز نیست و بین مجلس عروسى و غیر آن تفاوتى نیست[۶۴].
آیات عظام بهجت و صافى: استفاده از آن جایز نیست و بین مجلس عروسى و غیر آن تفاوتى نیست[۶۵].

حکم ساز

پرسش ۳۲ . آیا همه سازهاى دستى و الکترونیکى ایرانى و غربى، حکم واحدى دارند؟
همه مراجع (به جز بهجت و صافى): اگر از آلات موسیقى مختص به لهو باشد، استفاده از آن جایز نیست و اگر از آلات مشترک است، استفاده از آن به منظور منافع مشروع و حلال اشکال ندارد[۶۶].
آیات عظام بهجت و صافى: استفاده از آلات موسیقى و لهو جایز نیست[۶۷].

زدن ظرف و حلبى

پرسش ۳۳ . کوبیدن بر روى ظروف پلاستیکى و حلبى در عروسى ها و غیر آن چه حکمى دارد؟
همه مراجع (به جز تبریزى و سیستانى): اگر به طور لهوى و مناسب مجالس گناه و خوش گذرانى کوبیده نشود، اشکال ندارد[۶۸].
آیات عظام تبریزى و سیستانى: کوبیدن بر ظروف یاد شده، حرام نیست[۶۹].

موسیقى متن

پرسش ۳۴ . استفاده از موسیقى براى تعلیم مسائل شرعى و پیام هاى اخلاقى و بهداشتى چه حکمى دارد؟ به عنوان مثال بسیارى از احکام را مى توان در قالب نظم آورد و با موسیقى موزون تنظیم و به صورت نوارهاى کاست به بازار عرضه کرد که مورد پسند و علاقه کودکان، نوجوانان و جوانان قرار گیرد و از این راه آنها را با ضرورت حکمت و چگونگى اجراى احکام و دستورات اسلامى آشنا ساخت؟
همه مراجع (به جز بهجت و صافى): اگر از انواع موسیقى حرام باشد، استفاده از آن جایز نیست ؛ هر چند به منظور هدف یاد شده باشد[۷۰].
آیات عظام بهجت و صافى: استفاده از آلات موسیقى مطلقا حرام است[۷۱].

موزیک متن فیلم

پرسش ۳۵ . استفاده از موسیقى غربى براى موزیک متن فیلم و برنامه هاى رادیویى و تلویزیونى چه حکمى دارد (با توجه به اینکه به جهت انس نداشتن ذائقه ایرانى با آن، طرب انگیز هم نیست)؟
همه مراجع: اگر از نوع موسیقى حرام باشد، جایز نیست و تفاوتى بین زبان ها و کشورهاى محل تولید نیست[۷۲].

موسیقى درمانى

پرسش ۳۶ . امروزه موسیقى براى معالجه بعضى از بیمارى هاى روانى (مانند افسردگى، اضطراب، مشکلات جنسى و سرد مزاجى زنان) به کار مى رود، حکم آن چیست؟
همه مراجع: اگر نظر پزشک متخصص و امین بر این است که تنها راه معالجه و درمان آن، استفاده از موسیقى است، گوش دادن آن به مقدارى که درمان بیمار اقتضا مى کند، اشکال ندارد[۷۳].
تبصره. فرض فوق بسیار نادر است و خداوند متعال در کارهاى حرام ـ از جمله موسیقى ممنوع ـ شفا قرار نداده است و پاسخ یاد شده تنها در هنگام ضرورت به کار مى آید.

موسیقى صدا و سیما

پرسش ۳۷ . گاهى از صدا و سیما و یا نوار ضبط صوت، آهنگ هایى پخش مى شود که به نظر من مناسب با مجالس لهو و خوش گذرانى است ؛ در حالى که در نظر دیگران این چنین نیست! آیا مى توانم آنان را از گوش دادن به آن منع کنم؟
همه مراجع: بر شما واجب است به آن گوش ندهید ؛ ولى نهى دیگران مبتنى بر این است که آنان هم آن را موسیقى حرام بدانند[۷۴].
تبصره. یکى از شرایط وجوب امر به معروف و نهى از منکر، آن است که حرام بودن منکر در حق فاعل ثابت و یا اصرار بر گناه داشته باشد و فرض مسئله جایى است که موسیقى یاد شده، در نظر دیگران از نوع موسیقى حرام نیست ؛ در نتیجه نهى از منکر در اینجا ساقط مى شود.
پرسش ۳۸ . بعضى از موسیقى هاى تلویزیون، همان موسیقى غربى است که تنها آوازش برداشته شده است! آیا گوش دادن آن به صرف اینکه در نظام اسلامى پخش مى شود، جایز است؟ به تعبیر دیگر آیا ممکن است مکان پخش موسیقى در حکم تأثیر داشته باشد؟
همه مراجع: اگر از نوع موسیقى حرام باشد، گوش دادن به آن جایز نیست و محل پخش، تأثیرى در جواز و حرمت آن ندارد[۷۵].
پرسش ۳۹ . با توجه به نظارت رهبرى بر سازمان صدا و سیما، موسیقى آن چه حکمى دارد؟
همه مراجع: اگر از نوع موسیقى حرام باشد، گوش دادن به آن جایز نیست و صرف پخش آن از این رسانه، دلیلى بر جواز آن نیست ؛ ولى صداهاى مشکوک اشکال ندارد[۷۶].
پرسش ۴۰ . اگر فتواى ولى فقیه با مرجع تقلید، در گوش کردن به بعضى از موسیقى هاى صدا و سیما تفاوت داشته باشد، تکلیف چیست؟
همه مراجع: هر کس باید به فتواى مرجع تقلید خود عمل کند[۷۷].

موسیقى و نهى از منکر

پرسش ۴۱ . بیشتر وقت ها در عروسى ها به پخش نوارهاى موسیقى مى پردازند که بعضى از آنها از صدا و سیما هم پخش مى شود ؛ آیا نیروى انتظامى و یا بسیج و یا نهاد دیگرى مى توانند آنها را از این عمل باز دارند و نهى از منکر کنند؟
همه مراجع: اگر از نوع موسیقى حرام باشد، گوش دادن به آن جایز نیست و نهادهاى یاد شده وظیفه دارند ارشاد و نهى از منکر کنند. صرف پخش شدن آن از صدا و سیما، دلیلى بر جواز آن نیست ؛ ولى صداهاى مشکوک اشکال ندارد[۷۸].
تبصره. امر به معروف و نهى از منکر، متوقف بر تشخیص موضوع و تحقق شرایط آن است و تعرض به خانه هاى مردم، جایز نیست و نیروهاى انتظامى باید مطابق مقررات عمل کنند.

موسیقى خوابگاه

پرسش ۴۲ . در مورد کسانى که در خوابگاه هاى دانشجویى به موسیقى هاى مبتذل گوش مى دهند، چه باید کرد؟
همه مراجع: اگر احتمال تأثیر مى دهید، در صورت فراهم بودن سایر شرایط، باید نهى از منکر کنید و یا به مسئولان دانشگاه اطلاع دهید و اگر نمى پذیرند، واجب است از گوش دادن به آن اجتناب کنید و چنانچه به طور ناخودآگاه به گوش شما برسد، اشکال ندارد[۷۹].

مرجع تشخیص موسیقى

پرسش ۴۳ . آیا ملاک در تشخیص موسیقى حرام، نوع مردم است یا شخص؟
همه مراجع: ملاک نوع مردم (متدین) است ؛ نه شخص مکلّف[۸۰].
پرسش ۴۴ . ملاک و مرجع تشخیص موسیقى و غناى حرام، در نظام اسلامى کیست: وزارت ارشاد، حوزه هنرى سازمان تبلیغات اسلامى، کارشناسان موسیقى، فقیهان و یا عرف؟
همه مراجع: در تعیین و تشخیص موسیقى حرام و حلال، باید به عرف عام مراجعه کرد[۸۱].
تبصره. فقیهان، کارشناسان موسیقى و نهادهاى فرهنگى نیز مى توانند در زمینه موضوعات، اظهار نظر کرده و موسیقى و غناى حرام و حلال را بر اساس نظر عرفى خود، معرفى کنند.

نوار غیر قانونى

پرسش ۴۵ . آیا مى شود به نوارى که از نظر قانونى غیر مجاز است ؛ ولى شرعا غنا و مطرب محسوب نمى شود، گوش داد؟
همه مراجع: اگر موسیقى و غناى حرام نباشد، گوش دادن به آن حرام نیست ؛ ولى رعایت قانون و مقررات واجب است[۸۲].

موسیقى خارج از کشور

پرسش ۴۶ . گوش دادن به ترانه ها و موسیقى هاى تولید شده در خارج، چه حکمى دارد؟
همه مراجع: گوش دادن به موسیقى حرام، جایز نیست و هیچ تفاوتى بین تولید داخل و خارج نیست[۸۳].

موسیقى سنتى و غربى

پرسش ۴۷ . آیا میان انواع موسیقى ها ـ از قبیل اصیل (سنتى)، کلاسیک، محلى، پاپ و... ـ تفاوتى در حکم هست؟
همه مراجع: خیر، هیچ گونه تفاوتى میان آنها در حکم نیست و معیار حرمت استماع موسیقى، مطرب و لهوى بودن آن است[۸۴].

آموزش و ترویج موسیقى

نشر کتاب موسیقى

پرسش ۴۸ . حکم انتشار کتاب در زمینه مسائل آموزشى و تحقیقى موسیقى چیست؟
همه مراجع: اصل نشر و تألیف کتاب، در علم موسیقى اشکال ندارد[۸۵].

نگه دارى آلات موسیقى

پرسش ۴۹ . حکم نگه دارى آلات موسیقى چیست؟
آیات عظام امام، خامنه اى، سیستانى، فاضل، مکارم و نورى: اگر از آلاتى است که به لهو و حرام اختصاص دارد، نگه دارى آنها جایز نیست و باید آنها از بین برد ؛ ولى اگر از آلات مشترک است، اشکال ندارد[۸۶].
آیات عظام تبریزى و وحید: اگر از آلاتى است که به لهو و حرام اختصاص دارد، نگه دارى آنها بنابر احتیاط واجب جایز نیست و باید آنها را از بین برد ؛ ولى اگر از آلات مشترک است و منفعت حلالى (هرچند کم) دربرداشته باشد، اشکال ندارد[۸۷].
آیات عظام بهجت و صافى: نگه دارى آلات موسیقى (لهو) جایز نیست و باید آنها را از بین برد[۸۸].

خرید آلات موسیقى

پرسش ۵۰ . حکم خرید و فروش آلات موسیقى چیست؟
همه مراجع (به جز بهجت و صافى): اگر از آلاتى است که به لهو و حرام اختصاص دارد، خرید و فروش آن جایز نیست ولى اگر از آلات مشترک باشد معامله آن اشکال ندارد[۸۹].
آیات عظام بهجت و صافى: خرید و فروش آن جایز نیست[۹۰].

چاپ آگهى موسیقى

پرسش ۵۱ . چاپ آگهى در مطبوعات و یا انعکاس در صدا و سیما به منظور جلب افراد مورد نظر، براى آموزش موسیقى چه حکمى دارد؟ آیا مصداق ترویج است؟
همه مراجع (به جز بهجت و صافى): اگر به منظور جذب افراد براى آموزش موسیقى حرام باشد جایز نیست[۹۱].
آیات عظام بهجت و صافى: این کار حرام است[۹۲].

نمایشگاه آلات موسیقى

پرسش ۵۲ . حکم تشکیل نمایشگاه آلات موسیقى چیست؟
همه مراجع: حکم نگه دارى آلات موسیقى را دارد[۹۳].

نمایش آلات موسیقى

پرسش ۵۳ . آنچه از تلویزیون پخش مى شود، باید جنبه تصویرى و دیدارى داشته باشد متأسفانه سال ها است که تلویزیون صداى موسیقى را پخش مى کند و روى این صدا تصویر منظره و طبیعت قرار مى دهد. هنرمندان این رشته، این اقدام تلویزیون را توهین به اصل موسیقى مى دانند و مى گویند: چگونه است که صداى ساز پخش مى شود، لیکن تصاویر آن ممنوع است، حال این سؤال مطرح است که اگر موسیقى حلال پخش مى شود، آیا نشان دادن آلات آن از سیماى جمهورى اسلامى حرام است؟!
همه مراجع (به جز بهجت و صافى): نشان دادن ابزار و آلاتى که به لهو و حرام اختصاص دارد، جایز نیست ؛ ولى نمایش آلات مشترک اشکال ندارد[۹۴].
آیات عظام بهجت و صافى: نمایش ابزار و آلات موسیقى جایز نیست[۹۵].

کثیر نوار موسیقى

پرسش ۵۴ . ضبط و تکثیر ترانه و موسیقى، چه حکمى دارد؟
همه مراجع: اگر از نوع موسیقى حرام باشد، ضبط و تکثیر آن جایز نیست[۹۶].
پرسش ۵۵ . درآمدى که از رهگذر تکثیر و توزیع نوار و سى دى هاى موسیقى به دست مى آید، حلال است یا حرام؟
همه مراجع: اگر از نوع موسیقى حرام است، خرید و فروش و درآمد حاصل از آن، حرام مى باشد[۹۷].

آموزش موسیقى

پرسش ۵۶ . حکم آموزش و یادگیرى نوازندگى آلات موسیقى چیست؟
همه مراجع (به جز بهجت و صافى): آموزش و یادگیرى نوازندگى با آلات مختص (به لهو)، جایز نیست و اگر از آلات مشترک باشد، به منظور استفاده مشروع و حلال، اشکال ندارد[۹۸].
آیات عظام بهجت و صافى: آموزش و یادگیرى نوازندگى با آلات موسیقى (لهو) حرام است[۹۹].
پرسش ۵۷ . آیا دانشجو مى تواند در رشته موسیقى ادامه تحصیل دهد؟ در صورتى که تحصیلات دانشگاهى براى وى ضرورى باشد، چه حکمى دارد؟
همه مراجع (به جز بهجت و صافى): اگر تحصیلات او به صورت تئورى باشد، اشکال ندارد ؛ ولى اگر به صورت عملى باشد، تنها در آموزش نواختن آلات مشترک به طور غیر لهوى (و غیرمطرب) جایز است[۱۰۰].
آیات عظام بهجت و صافى: اگر تحصیلات او به صورت تئورى باشد، اشکال ندارد ؛ ولى آموزش به صورت عملى جایز نیست[۱۰۱].
پرسش ۵۸ . مى خواهم بنا به علاقه زیادم، موسیقى را یاد بگیرم و از طرفى دوست ندارم با شرع مغایرتى داشته باشد ؛ لطفا بگویید آیا یادگیرى آلات موسیقى صرفا براى استفاده شخصى اشکال دارد؟
همه مراجع (به جز بهجت و صافى): آموزش و یادگیرى آلات مختص به لهو، جایز نیست ؛ هر چند براى استفاده شخصى باشد. اما در آلات مشترک به منظور اغراض و منافع مشروع، اشکال ندارد[۱۰۲].
آیات عظام بهجت و صافى: آموزش و یادگیرى آلات موسیقى (لهو) جایز نیست[۱۰۳].

غـنـا و آواز:

حکم غنا و آواز

پرسش ۵۹ . غنایى که از نظر فقهى موضوع حکم حرمت قرار گرفته، چیست؟
آیات عظام امام، بهجت، خامنه اى، صافى، فاضل و نورى: غنا، آوازى است که در گلو غلتانده (چهچهه) و باعث طرب شود و مناسب با مجالس لهو و خوش گذرانى و فساد انجام گیرد. آواز با این مشخصه، خواندن و استماعش حرام است ؛ خواه در کلام حق باشد یا کلام باطل[۱۰۴].
آیه اللّه  تبریزى: غنا، آوازى است که مناسب با مجالس لهو و خوش گذرانى و فساد انجام گیرد و محتواى آن کلام باطل باشد. آواز با این مشخصه، خواندن و استماعش حرام است و اگر محتواى آن کلام صحیح و حق باشد، بنابر احتیاط واجب جایز نیست[۱۰۵].
آیات عظام مکارم و وحید: غنا، آوازى است که مناسب با مجالس لهو و خوش گذرانى و فساد انجام گیرد. آواز با این مشخصه، خواندن و استماعش حرام است ؛ خواه در کلام حق باشد یا باطل[۱۰۶].
آیه اللّه  سیستانى: غنا، آوازى است که مناسب با مجالس لهو و خوش گذرانى انجام گیرد و اگر محتواى آن کلام باطل و یا قرآن، ذکر و دعا باشد، آواز با این مشخصه، خواندن و استماعش حرام است و اگر محتواى آن کلام حق و صحیح باشد (به جز قرآن ذکر و دعا)، بنابر احتیاط واجب جایز نیست[۱۰۷].

ملاک حرمت غنا

پرسش ۶۰ . آیا حکم غنا مربوط به قالب (صوت) یا مربوط به محتوا (کلام) است، یا هر دو؟
همه مراجع (به جز تبریزى و سیستانى): به قالب (صوت) مربوط است و محتوا هیچ نقشى ندارد[۱۰۸].
آیه اللّه  تبریزى: به هر دو مربوط است ؛ اگر محتواى غنا کلام باطل باشد، خوانندگى و گوش دادن به آن حرام است و اگر کلام صحیح و حق باشد، بنابر احتیاط واجب جایز نیست[۱۰۹].
آیه اللّه  سیستانى: به هر دو مربوط است ؛ اگر محتواى غنا کلام باطل باشد، خوانندگى و گوش دادن به آن حرام است و اگر کلام صحیح و حق باشد، بنابر احتیاط واجب جایز نیست ؛ مگر آنکه محتوا قرآن و دعا و ذکر باشد (که در این صورت حکم فرض اول را دارد)[۱۱۰].

نیت غنا

پرسش ۶۱ . هرگاه خواننده در آوازخوانى خود، نیت و انگیزه غنا نداشته باشد ؛ ولى شنونده آن را غنا بپندارد، تکلیف چیست؟! آیا گوش دادن به آن جایز است؟!
همه مراجع: اگر شنونده آن را غنا بداند، گوش دادن به آن جایز نیست[۱۱۱].
=== غناى کودکان === پرسش ۶۲ . گوش دادن به غناى اطفال چه حکمى دارد؟
همه مراجع: اگر به صورت غنا بخوانند، گوش دادن به آن جایز نیست ؛ هر چند خواندن آن براى کودکان اشکال نداشته باشد[۱۱۲].

غنا در مجلس عروسى

پرسش ۶۳ . آیا غنا و آواز خوانى زن در شب عروسى جایز است؟
همه مراجع (به جز سیستانى و مکارم): اگر محتواى آن باطل نباشد، اشکال ندارد[۱۱۳].
آیات عظام سیستانى و مکارم: بنابر احتیاط واجب جایز نیست[۱۱۴].
تبصره. در صورتى آوازخوانى زن در شب عروسى جایز است که صداى او را مرد اجنبى نشنود و به همراه آن موسیقى لهوى نیز به کار نرود.
پرسش ۶۴ . گوش دادن به صداى ترانه زن ایرانى و خارجى، چه حکمى دارد؟
همه مراجع: گوش دادن به غنا حرام است ؛ خواه خواننده، ایرانى باشد و یا خارجى[۱۱۵].
پرسش ۶۵ . آیا مجوّز وزارت ارشاد در حکم تک خوانى و یا جمع خوانى زن و مرد تأثیر دارد؟
همه مراجع: مجوّز وزارت ارشاد یا هر نهاد دیگرى، هیچ تأثیرى در حکم ندارد[۱۱۶].

صداى مداحى زن

پرسش ۶۶ . در برخى موارد مرثیه خوانى و یا مداحى زنان در مجلس خودشان، به گونه اى است که صداى آنان با بلندگو به گوش مردان رهگذر مى رسد، آیا این عمل جایز است؟
همه مراجع (به جز مکارم): اگر صداى آنان در معرض ریبه، تلذّذ و تهییج شهوت باشد، جایز نیست[۱۱۷].
آیه اللّه  مکارم: خیر، جایز نیست[۱۱۸].

صداى گریه زن

پرسش ۶۷ . حکم استماع صداى گریه زن نامحرم، چه حکمى دارد؟
همه مراجع: اگر باعث تهییج شهوت و مفسده نشود، اشکال ندارد[۱۱۹].

صداى خنده زن

پرسش ۶۸ . لبخند و خندیدن هنگام صحبت با مرد نامحرم چه حکمى دارد؟
همه مراجع: اگر خنده او طورى باشد که باعث تهییج شهوت نامحرم شود، جایز نیست[۱۲۰].
پرسش ۶۹ . شنیدن صداى خنده زنان در مجلس فامیلى و غیره، چه حکمى دارد؟
همه مراجع: اگر شنیدن آن باعث تلذذ و ترس افتادن به گناه نباشد، اشکال ندارد[۱۲۱].

صداى تلاوت زن

پرسش ۷۰ . از آنجایى که این جانب در رشته علوم و فنون کتابت و قرائت قرآن مجید، در دانشگاه تحصیل مى کنم و قرائت صوت جزء درس هاى اصلى مى باشد، خواندن قرآن با صوت زیبا براى یادگیرى در مقابل استاد مرد چگونه است؟
همه مراجع (به جز مکارم): اگر به صورت غنا نباشد و باعث تهییج شهوت شنونده نگردد و مفسده دیگرى نیز نداشته باشد، اشکال ندارد[۱۲۲].
آیه اللّه  مکارم: جایز نیست[۱۲۳].

صداى دکلمه زن

پرسش ۷۱ . گوش کردن به صداى زن ـ که به صورت شعر و دکلمه خوانده مى شود و گاهى با احساسات شاعرانه نیز همراه است ـ چه حکمى دارد؟
آیه اللّه  صافى: جایز نیست[۱۲۴].
همه مراجع (به جز صافى): اگر باعث تهییج شهوت و مفسده نشود، اشکال ندارد[۱۲۵].

صداى کودکانه زن

پرسش ۷۲ . آیا زن مى تواند در برنامه هاى کودکان و امثال آن، صداى خود را به لحن کودکان در بیاورد و آواز بخواند؟
آیات عظام امام، بهجت، صافى، فاضل و مکارم: خیر، خوانندگى زن (به هر شکلى که باشد) جایز نیست و گوش دادن به آن نیز حرام است[۱۲۶].
آیات عظام تبریزى، خامنه اى، سیستانى، نورى و وحید: اگر به صورت غنا نباشد و باعث تهییج شهوت شنونده نشود و مفسده اى بر آن مترتب نگردد، اشکال ندارد و گوش دادن به آن نیز جایز است[۱۲۷].

همخوانى زنان

پرسش ۷۳ . همخوانى زنان در سرودها و تواشیح، چه حکمى دارد و آیا شنیدن آن جایز است؟
آیات عظام امام، تبریزى، خامنه اى، سیستانى، فاضل، نورى و وحید: اگر باعث تهییج شهوت و مفسده نگردد، اشکال ندارد[۱۲۸].

آیات عظام بهجت، صافى و مکارم: اگر باعث مفسده شود، حرام است و بدون آن نیز بنابر احتیاط واجب جایز نیست[۱۲۹].

جمع خوانى زن و مرد

پرسش ۷۴ . همخوانى زنان و مردان در سرودها و تواشیح، چه حکمى دارد؟ آیا شنیدن آن جایز است؟
آیات عظام امام، تبریزى، خامنه اى، سیستانى، فاضل، نورى و وحید: اگر به صورت غنا نباشد و باعث تهییج شهوت نشود و مفسده دیگرى نیز نداشته باشد، اشکال ندارد[۱۳۰].
آیات عظام بهجت، صافى و مکارم: اگر باعث مفسده شود، حرام است و بدون آن نیز بنابر احتیاط واجب جایز نیست[۱۳۱].

آواز زن براى شوهر

پرسش ۷۵ . آیا آواز خواندن زن براى شوهرش جایز است؟
همه مراجع: اگر به صورت غنا باشد، جایز نیست[۱۳۲].
پرسش ۷۶ . در شب عروسى آواز زن را بر روى نوار یا سى دى ضبط مى کنند، آیا بر زنان جایز است در روزهاى دیگر نیز آن را گوش کنند؟
همه مراجع: خیر، جواز استماع آواز خوانى زن، مختص به شب عروسى است و گوش دادن در غیر این شب جایز نیست[۱۳۳].

آواز شب عروسى

پرسش ۷۷ . آیا جایز است زن در شب عروسى (در مجلس زنان)، غنا و آواز بخواند و عده اى به رقص و زدن بر روى میز و صندلى مشغول شوند؟ حکم چنین مجلسى از نظر شرع چیست (البته از آلات موسیقى استفاده نمى شود)؟
همه مراجع (به جز تبریزى و خامنه اى): در فرض مذکور اشکال دارد[۱۳۴].
آیه اللّه  تبریزى: اگر مرد یا پسر ممیز در مجلس زنانه حضور نداشته باشد و از موسیقى لهوى نیز استفاده نکنند، آواز زن در مجلس زنان و رقص زن براى زنان و زدن بر میز و صندلى و مانند آن ـ که از آلات موسیقى محسوب نمى شود ـ اشکال ندارد[۱۳۵].
آیه اللّه  خامنه اى: اگر کیفیت زدن به شیوه متداول در عروسى هاى سنتى باشد و لهو محسوب نشود و نیز رقص زن براى زنان، باعث تحریک شهوت و یا مفسده دیگر نگردد، اشکال ندارد[۱۳۶].
پرسش ۷۸ . اگر زن در شب عروسى غنا بخواند، آیا مردان محرم مى توانند به آن گوش فرا دهند؟
همه مراجع (به جز سیستانى، صافى و مکارم): اگر باعث تهییج شهوت مرد گردد، جایز نیست (خواه محرم باشد یا نامحرم)[۱۳۷].
آیه اللّه  صافى: خیر، استماع آن بر مرد حرام است (خواه محرم باشد یا نامحرم)[۱۳۸].
آیات عظام سیستانى و مکارم: بنابر احتیاط واجب آواز خوانى زن در شب عروسى جایز نیست[۱۳۹].
پرسش ۷۹ . استفاده از آهنگ هاى مبتذل (موسیقى حرام)، در مجالس عروسى زنان چه حکمى دارد؟
همه مراجع: گوش دادن به موسیقى حرام ـ هر چند در مجالس عروسى زنان باشد ـ جایز نیست[۱۴۰].
تبصره. «موسیقى» و «غنا» دو مقوله است. آنچه که در مجالس عروسى زنان جایز شمرده شده، غنا و آوازخوانى زن است ؛ ولى موسیقى لهوى در هر حال حرام است.
پرسش ۸۰ . آیا جایز است همراه غنا و آوازخوانى زن در مجالس عروسى، دف و دایره بزنند؟
همه مراجع (به جز سیستانى و مکارم): آواز خوانى زن در شب عروسى اشکال ندارد ؛ ولى باید از دف و دایره زدن اجتناب شود[۱۴۱].
آیات عظام سیستانى و مکارم: آواز خوانى زن در شب عروسى، بنابر احتیاط واجب نیست و دف و دایره زدن، حکم سایر آلات موسیقى را دارد[۱۴۲].
تبصره. دف و دایره زدن در این نوع مجالس، غالباً به صورت لهوى مورد استفاده قرار مى گیرد ؛ لذا مراجع بزرگوار تقلید آن را حرام مى دانند.

جشن میلاد امامان

پرسش ۸۱ . آیا غنا و آوازخوانى زن در مجالس جشن میلاد و اعیاد ائمه (علیهم  السلام)  و مانند آن جایز است؟
همه مراجع: خیر، غنا و آوازخوانى زن در میلاد و اعیاد ائمه (علیهم  السلام)   و جشن هاى دیگر، حرام است[۱۴۳].

کف زدن

دست زدن در عروسى

پرسش ۸۲ . حکم دست زدن در مراسم عروسى چیست؟
آیات عظام امام، بهجت، خامنه اى، صافى، فاضل و مکارم: اگر به طور متعارف و غیر لهوى باشد، اشکال ندارد[۱۴۴].
آیه اللّه  نورى: اگر جلف و سبک نباشد، اشکال ندارد[۱۴۵].
آیات عظام تبریزى و سیستانى: دست زدن فى نفسه (به تنهایى) اشکال ندارد[۱۴۶].
آیه اللّه  وحید: بنابر احتیاط واجب، دست زدن جایز نیست[۱۴۷].

دست زدن در میلاد ائمه (علیهم  السلام)  

پرسش ۸۳ . حکم دست زدن در مراسم و جشن هایى که به مناسبت ایام ولادت و اعیاد ائمه (علیهم  السلام)   برگزار مى شود، چیست؟
آیات عظام امام، بهجت، خامنه اى، صافى، صافى، فاضل و مکارم: اگر دست زدن به نحو متعارف (غیرلهوى) باشد، اشکال ندارد ؛ ولى این کار با مجالس اهل بیت (علیهم  السلام)   مناسبت ندارد و بهتر است فضاى این مراسم، به ذکر صلوات و تکبیر و مانند آن معطر گردد[۱۴۸].
آیه اللّه  نورى: دست زدن در این گونه مجالس اگر سبک و جلف نباشد، اشکال ندارد ؛ ولى بهتر است فضاى این مراسم به ذکر صلوات و تکبیر و مانند آن معطر گردد[۱۴۹].
آیات عظام تبریزى و سیستانى: دست زدن در این گونه مجالس اشکال ندارد ؛ ولى این کار با مجالس اهل بیت (علیهم  السلام)   مناسبت ندارد و بهتر است فضاى این مراسم، به ذکر صلوات و تکبیر و مانند آن معطر گردد[۱۵۰].
آیه اللّه  وحید: بنابر احتیاط واجب، از دست زدن خوددارى شود[۱۵۱].

دست زدن براى تشویق

پرسش ۸۴ . حکم دست زدن به منظور تشویق و تأیید شخص یا کارى، چگونه است؟
آیات عظام امام، بهجت، خامنه اى، صافى مکارم و وحید: چنانچه به نحو متعارف (غیرلهوى) باشد، اشکال ندارد[۱۵۲].
آیات عظام تبریزى، سیستانى و فاضل: اشکال ندارد[۱۵۳].
آیه اللّه  نورى: دست زدن به تنهایى حرام نیست ؛ ولى اگر جلف و سبک باشد باید از آن خوددارى شود[۱۵۴].

دست زدن در مساجد

پرسش ۸۵ . حکم دست زدن در مساجد و حسینیه ها چیست؟
آیات عظام فاضل، مکارم و نورى: در این گونه مکان هاى مقدس، باید از دست زدن پرهیز شود[۱۵۵].
آیات عظام امام، بهجت، تبریزى، خامنه اى، سیستانى و صافى: بهتر است در این گونه مکان هاى مقدس، از دست زدن پرهیز شود[۱۵۶].
آیه اللّه  وحید: بنا بر احتیاط واجب، از دست زدن خوددارى شود[۱۵۷].
تبصره ۱ . کلام آیات عظام: بهجت، سیستانى، تبریزى و صافى در این زمینه مطلق و فراگیر است و تفاوتى بین مکان هاى مقدس و غیر مقدس قائل نشده اند.
تبصره ۲ . اگر دست زدن در مساجد و حسینیه ها، موجب هتک این مکان ها شود به فتواى همه مراجع حرام است.

رقـص

رقص زن و شوهر

پرسش ۸۶ . آیا رقص زن براى شوهرش یا مرد براى همسرش جایز است؟
آیات عظام امام، تبریزى، خامنه اى، سیستانى و وحید: آرى، رقص زن براى شوهر و بر عکس آن جایز است[۱۵۸].
آیات عظام صافى، فاضل، مکارم و نورى: تنها رقص زن براى شوهر جایزاست[۱۵۹].
آیه اللّه  بهجت: بنابر احتیاط واجب رقص زن و شوهر، براى یکدیگر جایز نیست[۱۶۰].
تبصره ۱ . فرض مسئله جایى است که زن و شوهر براى یکدیگر در خلوت برقصند و کس دیگرى نباشد و نیز حرام دیگرى مرتکب نشوند (مانند گوش دادن به موسیقى حرام و مانند آن).
تبصره ۲ . کسانى که فرموده اند رقص مرد براى همسرش جایز است، متذکر شده اند که هر چند این کار حرام نیست ؛ ولى سزاوار است مؤمن از آن اجتناب کند.
پرسش ۸۷ . آیا زن مى تواند براى شوهرش برقصد و همراه با آن به موسیقى طرب انگیز و شاد گوش کنند؟
همه مراجع (به جز بهجت): رقص زن براى شوهر ـ در صورتى که با موسیقى حرام همراه نشود ـ جایز است[۱۶۱].
آیه اللّه  بهجت: اگر همراه موسیقى حرام انجام گیرد، جایز نیست و اگر بدون آن باشد، بنابر احتیاط واجب جایز نیست[۱۶۲].
تبصره. رقص و استماع موسیقى دو موضوع است و هر کدام حکم جداگانه اى دارد.

رقص داماد

پرسش ۸۸ . رقصیدن داماد در مجلس زنان چه حکمى دارد؟
آیات عظام امام، تبریزى و خامنه اى: اگر باعث تحریک شهوت یا ارتکاب حرام یا ترتب مفسده شود، جایز نیست و در غیر این صورت اشکال ندارد ؛ ولى سزاوار است مؤمن از لهو اجتناب کند[۱۶۳].
آیات عظام بهجت، سیستانى، فاضل، نورى و وحید: بنابر احتیاط واجب جایز نیست[۱۶۴].
آیات عظام صافى و مکارم: حرام است[۱۶۵].

رقص زن براى زن

پرسش ۸۹ . رقص زن براى زن، بدون وجود نامحرم در مجالس عروسى، میهمانى ها و پارتى ها چه حکمى دارد؟
آیات عظام امام، تبریزى و خامنه اى: اگر باعث تحریک شهوت یا ارتکاب گناه و یا ترتب مفسده نشود، اشکال ندارد (ولى سزاوار است مؤمن از لهو اجتناب کند)[۱۶۶].
آیات عظام بهجت، سیستانى، فاضل، نورى و وحید: بنابر احتیاط واجب جایز نیست[۱۶۷].
آیات عظام صافى و مکارم: رقص زن براى زن حرام است[۱۶۸].

رقص مرد براى مرد

پرسش ۹۰ . حکم رقص مرد براى مرد را بیان کنید؟
آیات عظام امام، تبریزى و خامنه اى: اگر باعث تحریک شهوت یا ارتکاب گناه و یا ترتب مفسده نشود، اشکال ندارد (ولى براى سزاوار است مؤمن از لهو اجتناب کند)[۱۶۹].
آیات عظام بهجت، سیستانى، فاضل، نورى و وحید: بنابر احتیاط واجب، رقص مرد در حضور مردان جایز نیست[۱۷۰].
آیات عظام صافى و مکارم: رقص مرد در حضور مردان حرام است[۱۷۱].

رقص زن براى مرد نامحرم

پرسش ۹۱ . حکم رقص زن براى مردان نامحرم چگونه است؟
همه مراجع: حرام است[۱۷۲].

رقص زن براى مرد محرم

پرسش ۹۲ . رقص زن براى مرد محرم چگونه است؟
آیات عظام امام و خامنه اى: اگر باعث تحریک شهوت یا ارتکاب گناه و یا ترتب مفسده شود، حرام است و در غیر این صورت اشکال ندارد[۱۷۳].
آیات عظام بهجت، سیستانى، فاضل، نورى و وحید: بنابر احتیاط واجب، زن نمى تواند براى محارم خود برقصد[۱۷۴].
آیات عظام تبریزى، صافى و مکارم: رقص زن براى مردان حرام است، خواه محرم باشند یا نامحرم[۱۷۵].

رقص نابالغ

پرسش ۹۳ . آیا رقص دختر و پسرى که به سن تکلیف نرسیده اند اشکال دارد؟ دیدن آن چه حکمى دارد؟
همه مراجع: دختر و پسر نابالغ تکلیف ندارند و دیدن آن نیز اگر باعث مفسده نشود اشکال ندارد ؛ ولى بهتر است آنان را به رقص تشویق نکنند[۱۷۶].

رقص ورزشى

پرسش ۹۴ . آیا زن یا مرد مى تواند به تنهایى و به دور از چشم دیگران (حتى از نگاه همسر خود)، براى ورزش بدن برقصد؟
آیات عظام امام، تبریزى و خامنه اى: اشکال ندارد، ولى سزاوار است مؤمن از لهو اجتناب کند.[۱۷۷] آیات عظام بهجت، سیستانى، فاضل، نورى و وحید: بنابر احتیاط واجب، جایز نیست.[۱۷۸] آیات عظام صافى و مکارم: حرام است[۱۷۹].

انواع رقص

پرسش ۹۵ . آیا در حکم رقص، فرقى بین رقص انفرادى و دسته جمعى هست؟
همه مراجع: خیر، تفاوتى بین آنها نیست[۱۸۰].
پرسش ۹۶ . رقص محلى و سنتى چه حکمى دارد؟
همه مراجع: تفاوتى میان انواع رقص ها در حکم نیست[۱۸۱].

رقص با چوب

همه مراجع: این کار نیز نوعى رقص محسوب مى شود و حکم رقص را دارد[۱۸۲].

=== رقص براى آموزش ===

پرسش ۹۸ . حکم رقص جهت آموزش چیست؟
همه مراجع: حکم رقص را دارد و هدف یاد شده، هیچ تأثیرى در حکم ندارد[۱۸۳].

فیلم رقص

پرسش ۹۹ . آیا نگاه به رقص از تلویزیون اشکال دارد؟
همه مراجع: نگاه به رقص از تلویزیون، اگر باعث تحریک شهوت یا استماع موسیقى حرام و یا مفسده گردد، جایز نیست[۱۸۴].
پرسش ۱۰۰ . نگاه به فیلم هاى رقص و آواز زنان ـ که از تلویزیون کشورهاى مسلمان پخش مى شود ـ چه حکمى دارد؟
همه مراجع: جایز نیست[۱۸۵].

کتابنامه

۱. حسینى خامنه اى، سید على، اجوبه الاستفتائات، الهدى، تهران، اول، 1381.

۲. موسوى خمینى، سید روح اللّه ، استفتائات، دفتر انتشارات اسلامى، قم، اول، 1372.

۳. تبریزى، میرزاجواد، استفتائات جدید، سرور، قم، اول، 1378.

۴. مکارم شیرازى، ناصر، استفتائات جدید، مدرسه على بن ابیطالب، قم، اول، 1379.

۵. نورى همدانى، حسین، التعلیقات على کتاب العروه الوثقى.

۶. تبریزى، میرزاجواد، التعلیقه على منهاج الصالحین، مهر، قم، اول، ۱۴۱۵ق.

۷. طباطبایى یزدى، سیدمحمدکاظم، العروه الوثقى، اسماعیلیان، قم، چاپ پنجم، 1377.

۸. لنکرانى، محمدفاضل، العروه الوثقى مع تعلیقات...، اعتماد، قم، اول، ۱۴۲۲ ق .

۹. عبد الکریم عکاس، الغنا فى الاسلام، ص ۱۵۱ دارالمحبه دمشق.

۱۰. عبد الرحمن جزیرى، الفقه على المذاهب الاربعه، هفتم ۱۴۰۶ قمرى داراحیاء التراث العربى.

۱۱. حسینى سیستانى، سید على، المسائل المنتخبه، ستاره، قم، ۱۴۱۶ ق .

۱۲. مکارم شیرازى، ناصر، انوار الفقاهه، نسل جوان، قم، اول، ۱۴۱۶ ق .

۱۳. موسوى خمینى، سید روح اللّه ، تحریر الوسیله، پیام، تهران، پنجم ، 1365 .

۱۴. مکارم شیرازى، ناصر، تعلیقات على العروه الوثقى، مدرسه على بن ابیطالب، قم، دوم، ۱۴۱۳ق.

۱۵. ـــــــــــــــــــــ ، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، تهران، دوازدهم، 1374.

۱۶. ـــــــــــــــــــــ ، توضیح المسائل، هاتف، مشهد، هفدهم، 1376.

۱۷. موسوى خمینى، سید روح اللّه ، توضیح المسائل، دفتر انتشارات اسلامى، قم، نهم، 1379.

۱۸. بهجت، محمدتقى، توضیح المسائل، شفق، قم، بیست و چهارم، 1379.

۱۹. تبریزى، میرزاجواد، توضیح المسائل، سرور، قم، هفتم، 1379 .

۲۰. حسینى سیستانى، سید على، توضیح المسائل، دفتر آیه اللّه  سیستانى، مشهد، شانزدهم، ۱۴۱۹ق.

۲۱. صافى گلپایگانى، لطف اللّه ، توضیح المسائل، قم، دوازدهم، ۱۴۱۸ ق .

۲۲. لنکرانى، محمدفاضل، توضیح المسائل، مهر، هشتاد و یکم، 1381.

۲۳. نورى همدانى، حسین، توضیح المسائل، مؤسسه مهدى موعود، پانزدهم، 1378.

۲۴. وحید خراسانى، حسین، توضیح المسائل، مدرسه الامام باقرالعلوم، قم، اول، ۱۴۱۹ق.

۲۵. بنى هاشمى خمینى، سید محمدحسن، توضیح المسائل مراجع، دفتر انتشارات اسلامى، قم، اول، دوم و سوم 1377.

۲۶. صافى گلپایگانى، لطف اللّه ، جامع الاحکام، حضرت معصومه، قم، دوم، 1378.

۲۷. لنکرانى، محمدفاضل، جامع المسائل، مهر، قم، دوم، 1379.

۲۸. خویى، سید ابوالقاسم، صراط النجاه مع تعلیقات التبریزى، دار الاعتصام، قم، اول، ۱۴۱۷ق.

۲۹. سید محمد تقى حسینى، غنا در آیینه شفاف اهل بیت، چاپ اول انتشارات استاد مطهرى قم ۱۳۸۲

۳۰. حکیم، سیدمحسن، مستمسک العروه الوثقى، احیاء التراث العربى، بیروت، سوم، ۱۳۹۰ق.

۳۱. خویى، سید ابوالقاسم، مستند العروه الوثقى، لطفى، قم، 1364.

۳۲. ــــــــــــــــــــــ ، مصباح الفقاهه، سیدالشهداء، قم، دوم، 1374.

۳۳. حسینى سیستانى، سید على، منهاج الصالحین.

۳۴. حرعاملى، محمدبن حسن، وسائل الشیعه، مکتبه الاسلامیه، طهران، پنجم، ۱۴۰۱ق.

پانویس

  1. ر.ک: امام خمینى، مکاسب المحرمه، ج 1 صص 198ـ224 ؛ على حسینى، الموسیقى، ص 16 و 17 ؛ آیه اللّه  شیخ جواد تبریزى، استفتائات، س 1046 و 1047 و 1048 ؛ آیه اللّه  فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 974 و 978 و 979.
  2. لقمان 31، آیه 6.
  3. ر.ک: وسائل الشیعه، ج 12، باب 99، ابواب ما یکتسب به.
  4. حج 22، آیه 30.
  5. همان.
  6. فرقان 25، آیه 72.
  7. همان.
  8. مؤمنون 23، آیه 3.
  9. قصص 28، آیه 55.
  10. تفسیر القمى، ج 2، ذیل آیات
  11. الوافى، ج 17، ص 223ـ218 ؛ کفایه الاحکام، ص 85.
  12. امام خمینى، مکاسب المحرمه، ج 1، باب الغناء مصباح الفقاهه، ج 1، ص 486، (باب الغناء).
  13. عبد الرحمن جزیرى، الفقه على المذاهب الاربعه، ج 2، ص 41 ؛ مصباح الفقاهه، ج 1، ص 304.
  14. «الغناء رقیه الزنا»: بحار الانوار، ج 76، باب 99، باب الغناء.
  15. «بیت الغناء لاتؤمن فیه الفجیعه»: کافى، ج 6، باب الغناء.
  16. «الغناء یورث النفاق»: وسایل الشیعه، ج 12، باب 99، ابواب مایکتسب به
  17. به نقل از: تفسیر نمونه، ج 17، ص 24.
  18. لقمان 31، آیه 6.
  19. امام صادق فرمود: «ان الملاهى تورث قساوه القلب»: مستدرک الوسائل، ج 13، ص 118.
  20. وسائل الشیعه، ج 12، باب 99، ابواب مایکتسب به.
  21. «من استمع الى اللّه و یذاب فى اذنه الآنک»: وسایل الشیعه، ج 5، ص 348.
  22. عبد الکریم عکاس، الغنا فى الاسلام، ص 151
  23. تفسیر نمونه، ج 17، ص 24 ؛ الغنا فى الاسلام، ص 151
  24. وسائل الشیعه، ج 6، ص 185.
  25. فاضل لنکرانى، جامع المسائل، ج 1، س 1009 ؛ اکبر ایرانى، بررسى مبانى موسیقى، ص 76 ؛ على حسینى، الموسیقى، ص 143ـ152 ؛ سید ابوالقاسم خوئى، مصباح الفقاهه، ج 1، ص 423.
  26. البدر الزاهر فى صلوه الجمله والمسافر، ص 234.
  27. سید محمد تقى حسینى، غنا در آیینه شفاف اهل بیت، ص 9 و 78
  28. ر.ک: سنن نسایى، ج 3، ص 194 ؛ صحیح بخارى، ج 6، ص 137 ؛ سنن ترمذى، ج 2، ص 276 ؛ سنن ابى داود، ج 2، ص 104 ؛ عبد الرحمن جزیرى، الفقه على المذاهب الاربعه، ج 2 ص 41.یک نمونه از آن عبارت است از: وقتى نبى اکرم (صلی  الله  علیه  و  آله)   از غزوه اى با پیروزى به مدینه باز مى گشت زنى خدمت حضرت رسید و درخواست کرد که با خداى خود عهد و نذر کردم که هرگاه حضرت پیروز و سالم از جنگ باز گردد من شادمانى کنم حضرت فرمودند اگر عهد کرده اى به عهد خود وفا کن آن زن در حضور حضرت شروع به دف زنى و شعر خوانى کرد. فتح البارى، ج 11 ص 510 ؛ المغنى، ج 12، ص 40 ؛ مسند احمد، ج 5، ص 356.
  29. بحارالانوار، ج 43، ص 115
  30. دعائم الاسلام، ج 2، ص 206
  31. میرزاجواد تبریزى، استفتائات، س 1059 ؛ ناصر مکارم، استفتائات، ج 2، ص 695
  32. العروه الوثقى، ج 1، التقلید، م 67.
  33. مکاسب المحرمه، ج 1، (باب الغناء).
  34. آیات عظام: سیستانى، تبریزى، وحید و مکارم، قید «مطرب» را لازم و شرط نمى دانند.
  35. امام، استفتائات، ج 2، مکاسب محرمه، س 27 ؛ تبریزى، استفتائات، س 1047 و 1050 و صراط النجاه، ج 1، س 1001.
  36. مکارم، استفتائات، ج 2، س 704 ؛ بهجت، توضیح المسائل، متفرقه، م 20 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1131 ؛ سیستانى، sistani.org، موسیقى، ش 1 ؛ تبریزى، صراط النجاه، ج 1، س 1012 و 1013 و ج 2، س 919 ؛ دفتر: بقیه مراجع
  37. امام، استفتائات، ج 2، مکاسب محرمه، س 27 و 28 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 995 و 999 و 1005 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1140 ؛ نورى، توضیح المسائل، مسائل مستحدثه
  38. بهجت، توضیح المسائل، متفرقه، م 20 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 1018.
  39. تبریزى، استفتائات، س 1046 و 1065 ؛ سیستانى، sistani.org، موسیقى، ش 5 ؛ مکارم، استفتائات، ج 2، س 703 و 708 ؛ وحید، منهاج الصالحین، ج 3 م 17.
  40. خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1141 و 1157 ؛ مکارم، استفتائات، ج 2، س 701 و 708 ؛ تبریزى، صراط النجاه، ج 5، س 1152 ؛ سیستانى، sistani.org، موسیقى، ش 22 ؛ دفتر: امام، بهجت، فاضل، صافى، نورى و وحید
  41. امام، استفتائات، ج 3، سؤالات متفرقه، س 110 ؛ مکارم، استفتائات، ج 2، س 694 و 698 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 1003 و 1017 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1131 و 1135 و 1155 ؛ سیستانى، sistani.org، موسیقى، ش 15 ؛ تبریزى، استفتائات، س 1039 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 996 ؛ دفتر: بهجت، وحید و نورى.
  42. امام، استفتائات، ج 2، مکاسب محرمه، س 25 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1157 ؛ بهجت، وسیله النجاه، ج 1، م 1449 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 1003 ؛ نورى، توضیح المسائل، مسائل مستحدثه ؛ وحید، منهاج الصالحین، ج 3، م 8 و 17 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 999 ؛ تبریزى، صراط النجاه، ج1، س 1008 و 1025 ؛ سیستانى، sistani.org، موسیقى، ش 5 ؛ مکارم، استفتائات، ج 2، س 708
  43. امام، استفتائات، ج 2، مکاسب محرمه، س 27 و ج 3، سؤالات متفرقه، س 107 و تحریرالوسیله، ج 1، (مکاسب محرمه)، م 13 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1005 و 987 و 988 و 974 ؛ نورى، توضیح المسائل، مسائل مستحدثه ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1127 و 1132 ؛ صافى، هدایه العباد، ج 1، م 1697 و جامع الاحکام، ج 1، س 995 و 1018.
  44. بهجت: دفتر؛ تبریزى، التعلیقه على منهاج الصالحین، المکاسب المحرمه، م 17 ؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج 2، م 20 ؛ مکارم، استفتائات، ج 1، س 519 و 520 ؛ وحید، منهاج الصالحین، ج 3، م 17
  45. امام، استفتائات، ج 2، مکاسب محرمه، س 27 و ج 3، سؤالات متفرقه، س 107 و تحریرالوسیله، ج 1، (مکاسب محرمه)، م 13 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1005 و 987 و 988 و 974 ؛ نورى، توضیح المسائل، مسائل مستحدثه ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1127 و 1132.
  46. صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 995 و 1018 و دفتر: بهجت
  47. سیستانى، منهاج الصالحین، ج 2، م 20 ؛ وحید، منهاج الصالحین، ج 3، م 17 ؛ تبریزى، التعلیقه على منهاج الصالحین، مکاسب محرمه، م 17 ؛ مکارم، استفتائات، ج 1، س 519 و 520.
  48. خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1143 و 1157 و 1147 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 999 و 1005 ؛ مکارم، استفتائات، ج 1، س 520 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 988 ؛ تبریزى، صراط النجاه، ج 1، س 1014 و ج 5، س 1149 ؛ دفتر: امام، بهجت، سیستانى نورى و وحید
  49. مکارم، استفتائات، ج 1، س 520 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 999 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1147 و 1143 ؛ تبریزى، صراط النجاه، ج 1، س 1041 و ج 5 س 1149 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 988 و 993 ؛ دفتر: امام، بهجت، وحید، نورى
  50. امام، استفتائات، ج 2، مکاسب محرمه، س 40 و 45 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1131 ؛ مکارم، استفتائات، ج 1، س 527 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 1007 ؛ تبریزى، استفتائات، س 1084 ؛ نورى، استفتائات، ج 1، س 438 ؛ دفتر: سیستانى، بهجت، و وحید.
  51. امام، استفتائات، ج 2، مکاسب محرمه، س 39 ؛ دفتر: همه مراجع.
  52. تبریزى، صراط النجاه، ج 1، س 1004 و ج 2، س 919 ؛ مکارم، استفتائات، ج 2، س 716 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1064 و 1138 و 1158 و 1159 ؛ امام، استفتائات، ج 2، مکاسب محرمه، س 38 ؛ دفتر: بهجت، وحید، نورى، صافى، فاضل و سیستانى
  53. مکارم، استفتائات، ج 1، س 1160 و ج 2، س 1388 و 719 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 1013 و 1011 و ج 2، س1482 و 1459 و 1010 و 1475 ؛ تبریزى، استفتائات، س 1071 و 1074 و 1045 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 948 و 946 و 950 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1167 و 1174 و 1064 و 1193 و 1429 و 1154 ؛ سیستانى، sistani.org، موسیقى ش 13 ؛ دفتر: امام، بهجت، وحید و نورى
  54. دفتر: همه مراجع.
  55. مکارم، استفتائات، ج 1، س 1160 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 1016 ؛ تبریزى، صراط النجاه، ج 1، س 1004 و استفتائات، س 1071 و 1074 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 933 و 947 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1138 و 1158 و 1064 ؛ دفتر: امام، بهجت، وحید و نورى
  56. دفتر: همه مراجع.
  57. امام، استفتائات، ج 2، مکاسب محرمه، س 31 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1139 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 999 ؛ مکارم، استفتائات، ج 1، س 520 ؛ بهجت، توضیح المسائل، متفرقه، م 20، تبریزى، استفتائات، س 1050 ؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج 2، م 20 ؛ دفتر: نورى و وحید.
  58. صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 1018 و 1007 و 998 و 997.
  59. صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 999 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1143 و 1157 ؛ تبریزى، صراط النجاه، ج 5، س 1149 و ج 1، س 1003 ؛ امام، استفتائات، ج 2، مکاسب محرمه، س 26 ؛ دفتر: نورى، وحید، بهجت، سیستانى، فاضل و مکارم
  60. خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1152 و 1155 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 999 و 1005 ؛ تبریزى، استفتائات، س 1083 و صراط النجاه، ج 5، س 1149 ؛ دفتر: امام، بهجت، وحید، مکارم، نورى، سیستانى و فاضل.
  61. امام، استفتائات، ج 2، مکاسب محرمه، س30 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات س1164 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س992 ؛ مکارم، استفتائات، ج 1 س 524 و 525 و ج 2، س 707 و 710 ؛ تبریزى، استفتائات، س 1054 و 1065 و صراط النجاه، ج 1، س 1005 ؛ دفتر: سیستانى، وحید و نورى.
  62. صافى، جامع الاحکام، ج 1 س 1003 و 1015 و 1018 ؛ دفتر: بهجت.
  63. خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1134 ؛ امام ،استفتائات، مکاسب محرمه، س 25 و دفتر: فاضل.
  64. تبریزى، استفتائات، س 1054 ؛ سیستانى، sistani.org، موسیقى ش 2 و منهاج الصالحین، ج 2 م 20 ؛ نورى، استفتائات، ج 2 س 571 ؛ مکارم، استفتائات ج 1، س 525 و 528 و دفتر: وحید
  65. صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 1006 و 1009 ؛ دفتر: بهجت
  66. امام، استفتائات، ج 2، مکاسب محرم س30 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات س1164 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س992 ؛ مکارم، استفتائات، ج 1 س 524 و 525 و ج 2، س 707 و 710 ؛ تبریزى، استفتائات، س 1054 و 1065 و صراط النجاه، ج 1، س 1005 و دفتر: سیستانى، وحید و نورى
  67. صافى، جامع الاحکام، ج 1 س 1003 و 1015 و 1018 ؛ دفتر: بهجت
  68. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1735 و 1736 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1133 ؛ مکارم، استفتائات، ج 1، س 533 ؛ امام، استفتائات، ج 2، مکاسب محرمه، س 27 و ج 3، موسیقى، س 107 ؛ دفتر: بهجت، صافى و وحید
  69. تبریزى، صراط النجاه، ج 2، س 923 و 930 و ج 6، س 1456 ؛ دفتر: سیستانى
  70. امام، استفتائات، ج 2، مکاسب محرمه، س 26 و 30 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1143 ؛ مکارم، استفتائات، ج 2، س 711 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 988 و 993 و 991 ؛ تبریزى، صراط النجاه، ج 5، س 1149 و دفتر: سیستانى و نورى.
  71. صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 1003 و 1000 و 1007 و 1005 و دفتر: بهجت
  72. امام، استفتائات، ج 2، مکاسب محرمه، س 28 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1141 ؛ مکارم، استفتائات، ج 1، س 517 و 533 ؛ تبریزى، صراط النجاه، ج 1، س 1006 ؛ سیستانى، sistani.org، موسیقى ش 10 ؛ دفتر: نورى، صافى، وحید و بهجت
  73. مکارم، استفتائات، ج 2، س 714 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 1004 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1151 ؛ دفتر: امام، بهجت، تبریزى، سیستانى، فاضل، وحید و نورى
  74. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 929 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1140 ؛ دفتر: همه مراجع
  75. مکارم، استفتائات، ج 2، س 717 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 1002 ؛ تبریزى، استفتائات، س 1043 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1141 ؛ سیستانى، sistani.org، موسیقى، ش 22 ؛ امام، استفتائات، ج 2، مکاسب محرمه، س 28 و دفتر: بهجت، وحید، فاضل و نورى
  76. مکارم، استفتائات، ج 2، س 712 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 1020 و 1018 و 998 ؛ تبریزى، استفتائات، س 1043 و 1050 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 995 و 1002 و 1004 و 999 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1139 ؛ سیستانى، sistani.org، موسیقى، ش 27 و 22 و 10 ؛ نورى، توضیح المسائل، مسائل مستحدثه و استفتائات، ج 2، س 541 و 547 و دفتر: بهجت و وحید.
  77. خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1136 ؛ دفتر: همه مراجع
  78. مکارم، استفتائات، ج 2، س 1372 و 1712 ؛ صافى، جامع المسائل، ج 2، س 1462 و 1459 و ج 1، س 1016 و 1007 ؛ تبریزى، استفتائات، س 1071 و 1059 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 947 و 946 و 995 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1154 و 1066 و 1139 ؛ سیستانى، sistani.org، موسیقى، ش 13 و 22 ؛ بهجت، توضیح المسائل، م 1608 و متفرقه م 20 ؛ نورى، استفتائات، ج 1 س 1011 و 1015
  79. دفتر: همه مراجع
  80. مکارم، استفتائات، ج 2، س 659 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 994 و 1018 و 1020 ؛ تبریزى، استفتائات، س 1077 و 1050 و 1059 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 996 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1154 و 1127 ؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج 2، م 20 ؛ نورى، استفتائات، ج 1 س 1008 ؛ وحید، منهاج الصالحین، ج 3، م 17.
  81. همان منابع.
  82. مکارم، استفتائات، ج 2، س 712 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 1020 و 1018 و 998 ؛ تبریزى، استفتائات، س 1043 و 1050 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 995 و 1002 و 1004 و 999 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1139 ؛ سیستانى، sistani.org موسیقى ش 27 و 22 و 10 ؛ نورى، توضیح المسائل، (مسائل مستحدثه) ؛ استفتائات، ج 2 س 541 و 547 ؛ دفتر: بهجت و وحید
  83. مکارم، استفتائات، ج 2، س 717 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 1002 ؛ تبریزى، استفتائات، س 1043 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1141 ؛ سیستانى، sistani.org، موسیقى ش 22 ؛ امام، استفتائات، ج 2، مکاسب محرمه، س 28 و دفتر: وحید، بهجت، فاضل و نورى.
  84. صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 1002 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1127 ؛ 1146 ؛ مکارم، استفتائات، ج 1، س 527 ؛ تبریزى، استفتائات، س 1043 ؛ سیستانى، sistani.org، موسیقى، ش 26 و 22 و 5 ؛ نورى، استفتائات، ج 2، س 548 ؛ دفتر: امام، بهجت، فاضل و وحید
  85. دفتر: همه مراجع
  86. امام، استفتائات، ج 2، مکاسب محرمه، س 30 و 41 و ج 3، سؤالات متفرقه، س 116 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 992 و 1000 ؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج 2، م 11 ؛ دفتر: خامنه اى، نورى و مکارم.
  87. وحید، منهاج الصالحین، ج 3، م 8 و 9 ؛ تبریزى، منهاج الصالحین، ج 2، م 8 و 9 ؛ صراط النجاه، ج 1، س 1012.
  88. صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 996 ؛ بهجت، وسیله النجاه، ج 1، م 1441 و 1442 و دفتر
  89. امام، استفتائات، ج 2، مکاسب محرمه، س 25 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1149 و 1164 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 992 ؛ توضیح المسائل مراجع، م 2067 ؛ تبریزى، صراط النجاه، ج 1، س 1023 ؛ استفتائات، س 1063 ؛ وحید، منهاج الصالحین، ج 3 م 8 ؛ مکارم، استفتائات، ج 2، س 707 ؛ سیستانى، سایت، (موسیقى) ؛ دفتر: نورى
  90. صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 996 و 1020 و 1018 ؛ بهجت، توضیح المسائل، م 1624 ؛ وسیله النجاه، ج 1، م 1441 و 1442 و دفتر
  91. دفتر: همه مراجع
  92. دفتر: صافى و بهجت
  93. ر.ک: منابع عنوان «نگه دارى آلات موسیقى».
  94. دفتر: همه مراجع.
  95. دفتر: بهجت و صافى.
  96. دفتر: همه مراجع.
  97. خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1210 و 1165 ؛ مکارم، استفتائات، ج 2، س 812 و ج 1، س 518 ؛ توضیح المسائل مراجع، م 2055 و 2067 و 2068 ؛ نورى، توضیح المسائل، م 2051 و 2062 و 2063 ؛ وحید، توضیح المسائل، م 2063 و 2075 و 2076.
  98. امام، استفتائات، ج 2، مکاسب محرمه، م 26 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1144 ؛ تبریزى، استفتائات، س 1078 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 992 ؛ مکارم، استفتائات، ج 2، س 711 ؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج 2، م 11 و سایت، س 17 و 18 ؛ دفتر: وحید، و نورى
  99. صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 1005 و 1007 و 1020 و 1018 ؛ دفتر: بهجت
  100. امام، استفتائات، ج 2، مکاسب محرمه، م 26 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1144 ؛ تبریزى، استفتائات، س 1078 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 992 ؛ مکارم، استفتائات، ج 2، س 711 ؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج 2، م 11 و سایت، س 17 و 18 ؛ دفتر: وحید و نورى.
  101. صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 1005 و 1007 و 1020 و 1018 ؛ دفتر: بهجت
  102. مکارم، استفتائات، ج 2، س 711 و ج 1، س 525 ؛ تبریزى، استفتائات، س 1078 و صراط النجاه، ج 1، س 10501023 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 992 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1144 و 1156 و 1164 ؛ دفتر: وحید، نورى.
  103. صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 1020 و 996 ؛ دفتر: بهجت
  104. امام، تحریرالوسیله، ج 1، مکاسب محرمه، س 13 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 978 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1132 ؛ صافى، هدایه العباد، ج 1 م 1697 ؛ نورى، توضیح المسائل، (مسائل مستحدثه) ؛ بهجت، وسیله النجاه، ج 1، م 1449
  105. تبریزى، صراط النجاه، ج 5، س 1151 و 1162
  106. مکارم، استفتائات، ج 2، س 701 ؛ وحید، منهاج الصالحین، ج 3، م 17
  107. سیستانى، منهاج الصالحین، ج 2، م 20
  108. مکارم، استفتائات، ج 2، س 701 و 703 ؛ صافى، هدایه العباد، ج 1، م 1697 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 978 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1150 ؛ نورى، توضیح المسائل، مسائل مستحدثه ؛ بهجت، وسیله النجاه، ج 1، م 1449 ؛ وحید، منهاج الصالحین، ج 3، م 17
  109. تبریزى، صراط النجاه، ج 5، س 1151 و 1162
  110. سیستانى، منهاج الصالحین، ج 2، م 20
  111. تبریزى، صراط النجاه، ج 1، س 1002 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1128 و 1139 و 1157 ؛ دفتر: همه مراجع
  112. تبریزى، صراط النجاه، ج 6، س 1441 ؛ دفتر: همه مراجع
  113. امام، تحریرالوسیله، ج 1، مکاسب محرمه، م 13 ؛ صافى، هدایه العباد، ج 1، م 1698 ؛ تبریزى، استفتائات، س 1057 و التعلیقه على منهاج الصالحین، (مکاسب محرمه)، م 17 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 997 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1134 ؛ بهجت، وسیله النجاه، ج 1، م 1449 ؛ وحید، منهاج الصالحین، ج 3، م 17 ؛ دفتر: نورى
  114. مکارم، استفتائات، ج 1، س 523 ؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج 2
  115. تبریزى، استفتائات، س1069 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، 1142 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج1، س1724 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج2، س1671 ؛ نورى، استفتائات، ج2، س549 ؛ مکارم، استفتائات، ج2، س709 و ج1، س531 ؛ سیستانى، sistani.org، موسیقى، س23 ؛ دفتر: بهجت، امام و وحید
  116. تبریزى، استفتائات، س1043 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س1128 و 1139 ؛ نورى، استفتائات،ج1، س439 و ج2، س 547 و 548 ؛ سیستانى، sistani.org، موسیقى، س23 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج1، س992 و 995 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج2، س1608 ؛ مکارم، استفتائات، ج1، س533 ؛ امام، استفتائات، ج2، (مکاسب محرمه)، س25 ؛ دفتر: بهجت و وحید
  117. فاضل، جامع المسائل، ج1 س2182 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج2، س1681 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س1145 ؛ نورى، استفتائات، ج2، س545 ؛ امام، استفتائات، ج3، احکام نظر، 57 و 65 ؛ تبریزى، استفتائات، س1058 ؛ دفتر: بهجت، سیستانى و وحید
  118. مکارم، استفتائات، ج2، س764 و ج1، س785
  119. صافى، جامع الاحکام، ج2، س1671 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س1145 ؛ تبریزى، استفتائات، س1058 ؛ بهجت، توضیح المسائل، م1936 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج1، س1725 ؛ نورى، استفتائات، ج2، س549 و دفتر: امام، وحید، سیستانى و مکارم.
  120. صافى، جامع الاحکام، ج2، س1670 ؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج3، النکاح، م29 ؛ نورى، مکارم و امام، تعلیقات على العروه، (النکاح)، م39 و دفتر: بهجت، تبریزى، خامنه اى و وحید
  121. مکارم، استفتائات، ج1، س811 و تعلیقات على العروه، النکاح، م39 ؛ امام، فاضل و نورى، تعلیقات على العروه، (النکاح)، م39 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج2، س1668 و 1671 ؛ تبریزى، استفتائات، س1609 ؛ بهجت، توضیح المسائل، م1936 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س1146 ؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج3، (النکاح)، م29 و دفتر: وحید
  122. امام، استفتائات، ج3، نظر، س65 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج2، س1676 و 1674 و 1671 و 1677 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات ، س 1145 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج1، س1721 ؛ نورى، استفتائات، ج2، س545 و 549 ؛ تبریزى، استفتائات، س1609 ؛ سیستانى، sistani.org، غناء، ش3 ؛ دفتر: بهجت
  123. مکارم، استفتائات، ج1، س785
  124. صافى، جامع الاحکام، ج2، س1670 و 1675
  125. فاضل، جامع المسائل، ج1، س1725 ؛ نورى، استفتائات، ج2، س545 و 549 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س1145 ؛ تبریزى، استفتائات، س1076 و 1609 ؛ سیستانى، sistani.org، غناء، س3 ؛ دفتر: امام و وحید
  126. صافى، جامع الاحکام، ج2، س1671 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج1، س1724 ؛ مکارم، استفتائات، ج2، س709، ج1، س526 ؛ دفتر: امام و بهجت
  127. تبریزى، استفتائات، س1058 و 1049 و 1075 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س1145 ؛ نورى، استفتائات، ج1، س444، و ج2، س542 و 544 و 549 ؛ سیستانى، sistani.org، غناء، س5
  128. امام، استفتائات، ج3، نظر، س64 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج1، س1722 ؛ تبریزى، استفتائات، س1058 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1145 ؛ نورى، استفتائات، ج2، س544 و 545 و 549 ؛ دفتر: امام، سیستانى و وحید
  129. مکارم، استفتائات، ج1، س522 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج2، س1674 و 1675 و دفتر: بهجت
  130. تبریزى، استفتائات، س1058 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س1145 ؛ نورى، استفتائات، ج2، س544 و 545 و 549 ؛ سیستانى، sistani.org، غناء، س6 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج1، س1722 و 977 ؛ دفتر: امام و وحید
  131. مکارم، استفتائات، ج1، س522 ؛ دفتر: بهجت و صافى.
  132. خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س1155 ؛ امام، استفتائات، ج2، مکاسب محرمه، س34 ؛ تبریزى، استفتائات، س1083 ؛ مکارم، استفتائات، ج1، س529 ؛ نورى، استفتائات، ج1، س446 و دفتر: وحید، بهجت، فاضل، صافى و سیستانى.
  133. تبریزى، صراط النجاه، ج 6، س 1446 ؛ دفتر: همه مراجع
  134. مکارم، استفتائات، ج 1، س 535 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 1023 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1736 و 1737 ؛ دفتر: امام، بهجت، سیستانى، وحید و نورى.
  135. تبریزى، صراط النجاه، ج 6، س 1456 و 1448 و 1444.
  136. خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1133 و 1134 و 1166
  137. امام، مکاسب محرمه، ج 1، ص 234 ؛ تبریزى و وحید، منهاج الصالحین، (مکاسب محرمه)، م 17 ؛ دفتر: بهجت، خامنه اى، فاضل و نورى
  138. صافى، هدایه العباد، ج 1، م 1698.
  139. مکارم، استفتائات، ج 1، س 523 ؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج 2، م؟؟؟؟؟.
  140. امام، تحریرالوسیله، ج 1، م 13 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1134 ؛ بهجت، توضیح المسائل، متفرقه، م 20 و وسلیه النجاه، ج 1، م 1449 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 997 ؛ سیستانى، منهاج الصالحین، ج 2، م 20 ؛ وحید، منهاج الصالحین، ج 3، م 17 ؛ تبریزى، استفتائات، 1057 و التعلیقه على منهاج الصالحین، مکاسب محرمه، م 17 ؛ مکارم، استفتائات، ج 1، س 528 ؛ صافى، هدایه العباد، ج 1، م 1698 و جامع الاحکام، ج 2، س 1585 ؛ دفتر: نورى
  141. صافى، جامع الاحکام، ج 1، س 1015 و هدایه العباد، ج 1، م 1698 ؛ تبریزى، استفتائات، س 1057 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1740 و 997 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1134 ؛ وحید، منهاج الصالحین، ج 3، م 17.
  142. سیستانى، منهاج الصالحین، ج 2، م 20 ؛ مکارم، استفتائات، ج 1، س 528 و 523
  143. امام، تحریرالوسیله، ج 1، مکاسب محرمه، م 13 ؛ صافى، هدایه العباد، ج 1، م 1698 ؛ تبریزى، استفتائات، س 1057 و التعلیقه على منهاج الصالحین، (مکاسب محرمه)، م 17 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 997 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1134 ؛ بهجت، وسیله النجاه، ج 1، م 1449 ؛ وحید، منهاج الصالحین، ج 3، م 17 ؛ دفتر: نورى و مکارم و استفتائات، ج 1، س 523.
  144. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1736 ؛ مکارم، استفتائات، ج 2، س 538 و712 و 539 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 2، س 1581 ؛ تبریزى، استفتائات، س 1051 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1181 و 1180 ؛ بهجت، توضیح المسائل، متفرقه، م 30 ؛ دفتر: امام خمینى
  145. نورى، استفتائات، ج 1 س 1037
  146. تبریزى، استفتائات، س 1051 ؛ سیستانى، sistani.org، موسیقى، ش 5.
  147. دفتر: وحید.
  148. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1735 و 1736 ؛ مکارم، ج 1، س 539 و 538 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 2، س 1583 و 1581 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1181 ؛ بهجت، توضیح المسائل، متفرقه، م 30.
  149. نورى، استفتائات، ج 2 س 548.
  150. تبریزى، استفتائات، س 1037 و صراط النجاه، ج 1، س 1020 ؛ سیستانى، sistani.org، کف زدن ش 3 و 4.
  151. دفتر: وحید
  152. امام، استفتائات، ج 2، س 33 ؛ مکارم، استفتائات جدید، ج 1، س 539 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 2، س 1581 و 1583 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1180 و 1181 ؛ بهجت، توضیح المسائل، متفرقه، م 30 ؛ نورى، استفتائات، ج 1، س 1046 و 441 و ج 2، س 584 ؛ دفتر: وحید.
  153. تبریزى، صراط النجاه، ج 1، س 1020 و استفتائات، سیستانى، sistani.org کف زدن، ش 7 و 5 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1734 و 1735 و 1739
  154. نورى، استفتائات، ج 1، س 1046 و ج 2، س 584
  155. مکارم، استفتائات، ج 1، س 538 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1734 ؛ نورى، استفتائات، ج 2، س 584 و ج 1، س 441
  156. صافى، جامع الاحکام، ج 2، س 1583 ؛ تبریزى، استفتائات، س 1051 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1181 ؛ سیستانى، sistani.org کف زدن ش 1 ؛ بهجت، توضیح المسائل، متفرقه، م 30 ؛ دفتر: امام خمینى
  157. دفتر: وحید.
  158. امام، استفتائات، ج 2، مکاسب محرمه، س 35 ؛ تبریزى، استفتائات، س 1042 و 1067 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1171 ؛ سیستانى، sistani.org رقص ش 7 ؛ دفتر: وحید.
  159. مکارم، استفتائات، ج 1، س 534 و 535 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 2، س 1580 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1736 و 1738 ؛ نورى، استفتائات، ج 2 س 574
  160. دفتر: بهجت
  161. تبریزى، استفتائات، س 1042 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1174 و 1171 ؛ امام، استفتائات، ج 2، س 35 و 25 ؛ نورى، استفتائات، ج 2، س 574 و توضیح المسائل، مسائل مستحدثه ؛ مکارم، استفتائات، ج 1، س 534 و 535 و 520 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 2، س 1580 و 1585 ؛ فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1737 و 989 ؛ سیستانى، sistani.org، رقص، ش 2 ؛ دفتر: وحید
  162. دفتر: بهجت
  163. تبریزى، استفتائات، س 1067 و 1042 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1168 ؛ دفتر: امام خمینى
  164. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1736 ؛ نورى، استفتائات، ج 2 س 575 و 573 و 574 ؛ دفتر: بهجت، سیستانى و وحید
  165. مکارم، استفتائات، ج 1، س 535 و 537 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 2، س 1580
  166. تبریزى، استفتائات، س 1042 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1168 ؛ دفتر: امام خمینى
  167. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1736 ؛ سیستانى، sistani.org رقص، ش 3 ؛ نورى، استفتائات، ج 2، س 574 ؛ بهجت، توضیح المسائل، م 1
  168. مکارم، استفتائات، ج 1، س 537 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 2، س 1580
  169. تبریزى، استفتائات، س 1042 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1168 ؛ دفتر: امام خمینى.
  170. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1736 ؛ سیستانى، sistani.org، رقص ش 9 ؛ نورى، استفتائات، ج 2 س 574 ؛ بهجت، توضیح المسائل، متفرقه، م 1.
  171. مکارم، استفتائات، ج 1، س 537 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 2، س 1580
  172. تبریزى، استفتائات، س 1067 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1168 ؛ دفتر: همه مراجع
  173. خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1168 ؛ دفتر: امام خمینى
  174. فاضل، جامع المسائل، ج 1، س 1736 ؛ نورى، استفتائات، ج 2 س 574 ؛ دفتر: بهجت، سیستانى و وحید
  175. مکارم، استفتائات، ج 2، س 534 ؛ صافى، جامع الاحکام، ج 2، س 1580 ؛ تبریزى، استفتائات، س 1067
  176. مکارم، استفتائات، ج 1، س 536 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1175 ؛ دفتر: همه مراجع.
  177. دفتر: امام، تبریزى، خامنه اى
  178. دفتر: بهجت، فاضل، نورى و وحید؛ سیستانى، سایت رقص Sistani.org
  179. دفتر: صافى و مکارم
  180. خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1169 ؛ دفتر: همه مراجع
  181. تبریزى، استفتائات، س 1062 ؛ خامنه اى، استفتائات، س 1166 و 1179 ؛ دفتر: همه مراجع
  182. خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1179 ؛ دفتر: همه مراجع
  183. دفتر: همه مراجع.
  184. مکارم، استفتائات، ج 1، س 821 ؛ خامنه اى، اجوبه الاستفتائات، س 1169 و دفتر: همه مراجع
  185. مکارم، استفتائات، ج 1، س 821 ؛ دفتر: همه مراجع
منبع:نشریه الکترونیکی پرسمان - تاریخ برداشت : ۹۵/۱/۲۴