فرهنگ مصادیق:دزدی: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح ارقام، اصلاح نویسه، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح نویسه‌های عربی)
 
 
(۲ نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است)
سطر ۳: سطر ۳:
 
کلیدواژه: حضرت یوسف علیه السلام، برادران یوسف علیه السلام، جام، بنیامین، تهمت، دزدی.<br/>
 
کلیدواژه: حضرت یوسف علیه السلام، برادران یوسف علیه السلام، جام، بنیامین، تهمت، دزدی.<br/>
  
== پرسش ==  
+
== پرسش ==
 
آیا حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ با گذاشتن جام در وسایل برادرش و اتهام او به دزدی دچار [[گناه]] نشد؟!<br/>
 
آیا حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ با گذاشتن جام در وسایل برادرش و اتهام او به دزدی دچار [[گناه]] نشد؟!<br/>
 
پاسخ: در این داستان هرگز به بنیامین از طرف حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ نسبت دزدی داده نشده است؛ بلکه نسبت دزدی به همه کاروانیان بود. علاوه بر این که این نسبت توسط یکی از مأموران حکومتی که ظاهراً از اصل ماجرا بی خبر بود، به آنان داده شد. بنابراین حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ نه تنها به بنیامین نسبت سرقت نمی‌دهد، بلکه زمانی که به او چنین نسبتی داده می‌شود (آیه ۷۷ سوره یوسف) بسیار ناراحت می‌شود.<br/>
 
پاسخ: در این داستان هرگز به بنیامین از طرف حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ نسبت دزدی داده نشده است؛ بلکه نسبت دزدی به همه کاروانیان بود. علاوه بر این که این نسبت توسط یکی از مأموران حکومتی که ظاهراً از اصل ماجرا بی خبر بود، به آنان داده شد. بنابراین حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ نه تنها به بنیامین نسبت سرقت نمی‌دهد، بلکه زمانی که به او چنین نسبتی داده می‌شود (آیه ۷۷ سوره یوسف) بسیار ناراحت می‌شود.<br/>
  
 
== یوسف و نگه داشتن بنیامین ==
 
== یوسف و نگه داشتن بنیامین ==
 
 
داستان حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ یکی از داستان‌های زیبا و شگفت انگیز قرآن است. یکی از مراحل این داستان همان طور که شما ذکر کرده‌اید، ماجرای نگه داشتن بنیامین؛ برادر حضرت یوسف، توسط ایشان است. در این مرحله اتفاقاتی افتاد که از چند ناحیه قابل بررسی است.<br/>
 
داستان حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ یکی از داستان‌های زیبا و شگفت انگیز قرآن است. یکی از مراحل این داستان همان طور که شما ذکر کرده‌اید، ماجرای نگه داشتن بنیامین؛ برادر حضرت یوسف، توسط ایشان است. در این مرحله اتفاقاتی افتاد که از چند ناحیه قابل بررسی است.<br/>
  
 
== قرار دادن جام در بار بنیامین ==
 
== قرار دادن جام در بار بنیامین ==
 
 
۱. چرا حضرت یوسف آن ظرف مخصوص را در بار بنیامین گذاشت و حکمت این کار چه بود؟<br/>
 
۱. چرا حضرت یوسف آن ظرف مخصوص را در بار بنیامین گذاشت و حکمت این کار چه بود؟<br/>
 
=== پاسخ ===
 
=== پاسخ ===
سطر ۲۰: سطر ۱۸:
  
 
== نسبت دزدی به کاروان ==
 
== نسبت دزدی به کاروان ==
 
 
۲. نسبت دزدی به چه کسی داده شد؟<br/>
 
۲. نسبت دزدی به چه کسی داده شد؟<br/>
 
=== پاسخ ===
 
=== پاسخ ===
 
همان طور که در قرآن آمده است، حضرت یوسف علیه السلام فقط دستور داد که پیمانه را در بار برادرش بنیامین بگذارند و نسبت دزدی به کاروان داده شد، نه به شخص بنیامین.<br/>
 
همان طور که در قرآن آمده است، حضرت یوسف علیه السلام فقط دستور داد که پیمانه را در بار برادرش بنیامین بگذارند و نسبت دزدی به کاروان داده شد، نه به شخص بنیامین.<br/>
 
=== سخن خداوند ===
 
=== سخن خداوند ===
قرآن از این واقعه چنین یاد می‌کند: "نگامی که ساز و برگشان را برایشان فراهم دید، جام (پادشاه ) را در خورجین برادرش نهاد. آن گاه ندادهنده‌ای ندا داد:که‌ای کاروانیان، شما دزد هستید".<ref>یوسف (12)، آیه 70.   </ref><br/>
+
قرآن از این واقعه چنین یاد می‌کند: "نگامی که ساز و برگشان را برایشان فراهم دید، جام (پادشاه ) را در خورجین برادرش نهاد. آن گاه ندادهنده‌ای ندا داد:که‌ای کاروانیان، شما دزد هستید".<ref>یوسف (12)، آیه 70.</ref><br/>
 
بنابراین در این داستان هرگز به بنیامین از طرف حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ نسبت دزدی داده نشده است. بله اگرچه بعد از بازرسی، انگشت اتهام به سمت بنیامین برده شد، ولی همان طور که بیان شد و از تفسیر المیزان نیز استفاده می‌شود؛ برادر یوسف از این کار با خبر بود، بنابراین بنیامین هیچ احساس تهمتی نمی‌کرد.<ref>طباطبایی، محمد حسین، ترجمه المیزان، موسوی همدانی، ج 11، ص 304، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1374.    </ref><br/>
 
بنابراین در این داستان هرگز به بنیامین از طرف حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ نسبت دزدی داده نشده است. بله اگرچه بعد از بازرسی، انگشت اتهام به سمت بنیامین برده شد، ولی همان طور که بیان شد و از تفسیر المیزان نیز استفاده می‌شود؛ برادر یوسف از این کار با خبر بود، بنابراین بنیامین هیچ احساس تهمتی نمی‌کرد.<ref>طباطبایی، محمد حسین، ترجمه المیزان، موسوی همدانی، ج 11، ص 304، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1374.    </ref><br/>
  
 
== نسبت دزدی توسط شخصی غیر از یوسف ==
 
== نسبت دزدی توسط شخصی غیر از یوسف ==
 
 
۳. این نسبت توسط چه کسی بیان شد؟<br/>
 
۳. این نسبت توسط چه کسی بیان شد؟<br/>
 
=== پاسخ ===
 
=== پاسخ ===
سطر ۳۵: سطر ۳۱:
  
 
== عکس العمل حضرت یوسف ==
 
== عکس العمل حضرت یوسف ==
 
 
۴. نسبت سرقت به بنیامین توسط چه کسانی داده شد و عکس العمل حضرت یوسف در مقابل آن چه بود؟<br/>
 
۴. نسبت سرقت به بنیامین توسط چه کسانی داده شد و عکس العمل حضرت یوسف در مقابل آن چه بود؟<br/>
 
=== پاسخ ===
 
=== پاسخ ===
سطر ۴۸: سطر ۴۳:
 
== طرح احتمالی دیگر ==
 
== طرح احتمالی دیگر ==
 
اما امکان طرح احتمال دیگری در بین است و آن خبر داشتن و تأیید سرقت کاروانیان توسط حضرت یوسف و یا حتی نسبت دادن جمله "ای کاروان شما دزد هستید."<ref>یوسف (12)، آیه 70.    </ref> به حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ است. بنابراین احتمال، پاسخ قانع کننده آن از این قرار است:<br/>
 
اما امکان طرح احتمال دیگری در بین است و آن خبر داشتن و تأیید سرقت کاروانیان توسط حضرت یوسف و یا حتی نسبت دادن جمله "ای کاروان شما دزد هستید."<ref>یوسف (12)، آیه 70.    </ref> به حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ است. بنابراین احتمال، پاسخ قانع کننده آن از این قرار است:<br/>
 
 
آن چه از روایات این باب برداشت می‌شود آن است که: حضرت یوسف در این موضع، توریه کردند. توریه به این معناست که شخص، با لفظی که می‌گوید، اراده واقع و حقیقتی را دارد؛ ولی طوری القا می‌کند که مخاطب، برداشت خلاف واقع از آن مطلب داشته باشد.<ref>انصاری، شیخ مرتضی، مکاسب المحرمه، ج 1، ص 197، دار الذخائر، قم، 1411.</ref> اظهار چنین امری در مواقعی که ضرورتی اقتضا کند یا مصلحتی پیش آید، اشکال ندارد.<ref>انصاری، شیخ مرتضی، مکاسب المحرمه، ج 1، ص 197، دار الذخائر، قم، 1411.</ref><br/>
 
آن چه از روایات این باب برداشت می‌شود آن است که: حضرت یوسف در این موضع، توریه کردند. توریه به این معناست که شخص، با لفظی که می‌گوید، اراده واقع و حقیقتی را دارد؛ ولی طوری القا می‌کند که مخاطب، برداشت خلاف واقع از آن مطلب داشته باشد.<ref>انصاری، شیخ مرتضی، مکاسب المحرمه، ج 1، ص 197، دار الذخائر، قم، 1411.</ref> اظهار چنین امری در مواقعی که ضرورتی اقتضا کند یا مصلحتی پیش آید، اشکال ندارد.<ref>انصاری، شیخ مرتضی، مکاسب المحرمه، ج 1، ص 197، دار الذخائر، قم، 1411.</ref><br/>
 
=== توریه از دیدگاه فقها ===
 
=== توریه از دیدگاه فقها ===
سطر ۵۵: سطر ۴۹:
 
در مورد حضرت یوسف نیز روایت می‌گوید:" به خدا قسم! یوسف هرگز دروغ نگفت".<ref>قمی مشهدی، محمد، کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج 6، ص 342، سازمان چاپ وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی، تهران، 1368.</ref>
 
در مورد حضرت یوسف نیز روایت می‌گوید:" به خدا قسم! یوسف هرگز دروغ نگفت".<ref>قمی مشهدی، محمد، کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج 6، ص 342، سازمان چاپ وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی، تهران، 1368.</ref>
 
=== روایت دوم ===
 
=== روایت دوم ===
در روایت دیگر، امام صادق علیه السلام می‌فرماید: قوله فی یوسف (علیه السلام): أَیَّتُهَا الْعِیرُ إِنَّکُمْ لَسارِقُونَ قال: «إنهم سرقوا یوسف من أبیه»؛ منظور یوسف از این که گفت: "شما سارق هستید"، سرقتی بود که برادرانش در سال‌های قبل انجام داده بودند، آنان با حیله و نیرنگ یوسف را از پدرش دزدیدند و به چاهی انداختند.<ref>سید هاشم، بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج 3، ص 188، بنیاد بعثت، تهران، 1368، .</ref><br/>
+
در روایت دیگر، امام صادق علیه السلام می‌فرماید: قوله فی یوسف (علیه السلام): أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسَارِقُونَ قال: «إنهم سرقوا یوسف من أبیه»؛ منظور یوسف از این که گفت: "شما سارق هستید"، سرقتی بود که برادرانش در سال‌های قبل انجام داده بودند، آنان با حیله و نیرنگ یوسف را از پدرش دزدیدند و به چاهی انداختند.<ref>سید هاشم، بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج 3، ص 188، بنیاد بعثت، تهران، 1368، .</ref><br/>
 
بنابراین یوسف ـ علیه السلام ـ اگرچه مستقیم یا غیر مستقیم به آنان نسبت دزدی داد، ولی توریه کرد، و منظورش سرقتی غیر از دزدیده شدن ظرف مخصوص بوده است.<br/>
 
بنابراین یوسف ـ علیه السلام ـ اگرچه مستقیم یا غیر مستقیم به آنان نسبت دزدی داد، ولی توریه کرد، و منظورش سرقتی غیر از دزدیده شدن ظرف مخصوص بوده است.<br/>
  
 
== پانویس ==
 
== پانویس ==
 
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text">[http://wikiporsesh.ir/%D8%AF%D8%B2%D8%AF%DB%8C ویکی پرسش] -  تاریخ برداشت :۹۵/۳/۱۲</span></div>
 
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text">[http://wikiporsesh.ir/%D8%AF%D8%B2%D8%AF%DB%8C ویکی پرسش] -  تاریخ برداشت :۹۵/۳/۱۲</span></div>
 
  
 
<div class="hold">
 
<div class="hold">
<div class="return">بازگشت به [[سرقت از اموال دیگران]]</div>
+
<div class="return">بازگشت به [[سرقت]]</div>
 
</div>
 
</div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۳ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۲۳

دزدی

کلیدواژه: حضرت یوسف علیه السلام، برادران یوسف علیه السلام، جام، بنیامین، تهمت، دزدی.

پرسش

آیا حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ با گذاشتن جام در وسایل برادرش و اتهام او به دزدی دچار گناه نشد؟!
پاسخ: در این داستان هرگز به بنیامین از طرف حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ نسبت دزدی داده نشده است؛ بلکه نسبت دزدی به همه کاروانیان بود. علاوه بر این که این نسبت توسط یکی از مأموران حکومتی که ظاهراً از اصل ماجرا بی خبر بود، به آنان داده شد. بنابراین حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ نه تنها به بنیامین نسبت سرقت نمی‌دهد، بلکه زمانی که به او چنین نسبتی داده می‌شود (آیه ۷۷ سوره یوسف) بسیار ناراحت می‌شود.

یوسف و نگه داشتن بنیامین

داستان حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ یکی از داستان‌های زیبا و شگفت انگیز قرآن است. یکی از مراحل این داستان همان طور که شما ذکر کرده‌اید، ماجرای نگه داشتن بنیامین؛ برادر حضرت یوسف، توسط ایشان است. در این مرحله اتفاقاتی افتاد که از چند ناحیه قابل بررسی است.

قرار دادن جام در بار بنیامین

۱. چرا حضرت یوسف آن ظرف مخصوص را در بار بنیامین گذاشت و حکمت این کار چه بود؟

پاسخ

حضرت یوسف قصد داشت که برادر تنی اش را به طوری که دیگر برادران ناتنی وی آگاه نشوند، نزد خود نگه دارد. از طرفی در آیین کنعانیان و قوم یعقوب ـ علیه السلام ـ چنین بود که اگر کسی سرقت می‌کرد، باید برای مدتی در نظر صاحب مال، بوده و خدمت می‌کرد. حضرت یوسف با الهام ربانی، دست به نقشه‌ای برد. وی ظرف مخصوص گران قیمتی را که پیمانه آنان بود در بار برادرش بنیامین گذاشت تا با استفاده از قانونی که در میان آنان رایج بود، بتواند برادرش را مدتی پیش خود نگه دارد. خداوند می‌فرماید: "... این گونه راه چاره را به یوسف یاد دادیم! او هرگز نمی‌توانست برادرش را مطابق آیین پادشاه (مصر) بگیرد".[۱]
طبق بعضی از روایات، بنیامین نیز از این نقشه آگاه بود، بلکه یوسف به برادرش بنیامین گفت: آیا دوست داری نزد من بمانی، او گفت: بله؛ ولی برادرانم هرگز راضی نخواهند شد؛ چرا که به پدر قول داده‌اند و سوگند یاد کرده‌اند که مرا به هر قیمتی که هست با خود بازگردانند، یوسف گفت: غصه نخور من نقشه‌ای می‌کشم که آنها ناچار شوند تو را نزد من بگذارند، سپس هنگامی که بارهای غلات را برای برادران آماده ساخت، دستور داد پیمانه گران قیمت مخصوص را، درون بار برادرش بنیامین بگذارد.[۲]
[۳] پس حکمت چنین کاری، هرگز اتهام زدن و متهم کردن کسی نبوده است.

نسبت دزدی به کاروان

۲. نسبت دزدی به چه کسی داده شد؟

پاسخ

همان طور که در قرآن آمده است، حضرت یوسف علیه السلام فقط دستور داد که پیمانه را در بار برادرش بنیامین بگذارند و نسبت دزدی به کاروان داده شد، نه به شخص بنیامین.

سخن خداوند

قرآن از این واقعه چنین یاد می‌کند: "نگامی که ساز و برگشان را برایشان فراهم دید، جام (پادشاه ) را در خورجین برادرش نهاد. آن گاه ندادهنده‌ای ندا داد:که‌ای کاروانیان، شما دزد هستید".[۴]
بنابراین در این داستان هرگز به بنیامین از طرف حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ نسبت دزدی داده نشده است. بله اگرچه بعد از بازرسی، انگشت اتهام به سمت بنیامین برده شد، ولی همان طور که بیان شد و از تفسیر المیزان نیز استفاده می‌شود؛ برادر یوسف از این کار با خبر بود، بنابراین بنیامین هیچ احساس تهمتی نمی‌کرد.[۵]

نسبت دزدی توسط شخصی غیر از یوسف

۳. این نسبت توسط چه کسی بیان شد؟

پاسخ

جالب است که بدانیم، نسبت دزدی که به کاروانیان داده شد، توسط شخصی غیر از حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ بود. همان طور که در بالا ذکر شد، خداوند از آن شخص به عنوان ندا دهنده‌ای یاد می‌کند. پس اولاً: در قرآن نسبت دزدی به بنیامین داده نشد؛ بلکه به همه کاروانیان بود. ثانیاً: این نسبت توسط یکی از مأموران حکومتی که ظاهراً از اصل ماجرا بی خبر بود، به آنان داده شد.[۶]

عکس العمل حضرت یوسف

۴. نسبت سرقت به بنیامین توسط چه کسانی داده شد و عکس العمل حضرت یوسف در مقابل آن چه بود؟

پاسخ

در دنباله همین آیات وقتی برادران بنیامین ظرف مخصوص را در بار بنیامین می‌بینند، به او و حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ نسبت دزدی می‌دهند که در این جا یوسف ـ علیه السلام ـ بسیار نار احت می‌شود و چون می‌خواهد اصل ماجرا فاش نشود، تنها در درون خود به آنان و نسبت سرقتی که به بنیامین و خودش داده‌اند، اعتراض می‌کند.

سخن خداوند متعال

قرآن کریم این صحنه را به زیبایی ترسیم کرده و می‌فرماید: "(برادران) گفتند: اگر او دزدی کند (تعجب ندارد) برادری از او نیز در گذشته دزدی کرده بود، پس یوسف آن سخن را در دل خود پنهان داشت و بر آنها آشکار نساخت (و با خود) گفت: شما در منزلت (انسانیت) بدترید (که انحطاط اخلاقی و صفت حسد دارید) و خداوند به آنچه توصیف می‌کنید، داناتر است".[۷]
یعنی نه تنها به بنیامین نسبت سرقت نمی‌دهد، بلکه زمانی که به او چنین نسبتی داده می‌شود، بسیار ناراحت می‌شود.

نتیجه مباحت بالا

در نتیجه درست است که حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ ظرف مخصوص را در بار برادرش گذاشت، ولی هرگز نه او و نه هیچ کس دیگر را متهم به دزدی نکرد. این مطالبی بود که با توجه به ظاهر آیات بیان کردیم.

طرح احتمالی دیگر

اما امکان طرح احتمال دیگری در بین است و آن خبر داشتن و تأیید سرقت کاروانیان توسط حضرت یوسف و یا حتی نسبت دادن جمله "ای کاروان شما دزد هستید."[۸] به حضرت یوسف ـ علیه السلام ـ است. بنابراین احتمال، پاسخ قانع کننده آن از این قرار است:
آن چه از روایات این باب برداشت می‌شود آن است که: حضرت یوسف در این موضع، توریه کردند. توریه به این معناست که شخص، با لفظی که می‌گوید، اراده واقع و حقیقتی را دارد؛ ولی طوری القا می‌کند که مخاطب، برداشت خلاف واقع از آن مطلب داشته باشد.[۹] اظهار چنین امری در مواقعی که ضرورتی اقتضا کند یا مصلحتی پیش آید، اشکال ندارد.[۱۰]

توریه از دیدگاه فقها

توریه، به تصریح فقها از مصادیق کذب و دروغ نمی‌باشد.[۱۱][۱۲]

روایت اول

در مورد حضرت یوسف نیز روایت می‌گوید:" به خدا قسم! یوسف هرگز دروغ نگفت".[۱۳]

روایت دوم

در روایت دیگر، امام صادق علیه السلام می‌فرماید: قوله فی یوسف (علیه السلام): أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسَارِقُونَ قال: «إنهم سرقوا یوسف من أبیه»؛ منظور یوسف از این که گفت: "شما سارق هستید"، سرقتی بود که برادرانش در سال‌های قبل انجام داده بودند، آنان با حیله و نیرنگ یوسف را از پدرش دزدیدند و به چاهی انداختند.[۱۴]
بنابراین یوسف ـ علیه السلام ـ اگرچه مستقیم یا غیر مستقیم به آنان نسبت دزدی داد، ولی توریه کرد، و منظورش سرقتی غیر از دزدیده شدن ظرف مخصوص بوده است.

پانویس

  1. یوسف (12)، آیه 76.
  2. قمی، علی بن ابراهیم، کتاب تفسیر، ج 1، ص 349، دارالکتاب، قم، 1376.
  3. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 10، ص 34، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1374.
  4. یوسف (12)، آیه 70.
  5. طباطبایی، محمد حسین، ترجمه المیزان، موسوی همدانی، ج 11، ص 304، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1374.
  6. طبرسی، فضل بن حسن، ترجمه مجمع البیان، ج 12، ص 266، انتشارات فراهانی، تهران، 1360.
  7. یوسف (12)، آیه 77.
  8. یوسف (12)، آیه 70.
  9. انصاری، شیخ مرتضی، مکاسب المحرمه، ج 1، ص 197، دار الذخائر، قم، 1411.
  10. انصاری، شیخ مرتضی، مکاسب المحرمه، ج 1، ص 197، دار الذخائر، قم، 1411.
  11. انصاری، شیخ مرتضی، مکاسب المحرمه، ج 1، ص 197، دار الذخائر، قم، 1411؛ زیرا کذب به معنای القاء لفظ و ارداه معنای خلاف واقع است.
  12. شهیدی تبریزی، میرزا فتاح، هدایه الطالب الی اسرار المکاسب، ج 1، ص 101، بی جا، بی تا.
  13. قمی مشهدی، محمد، کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج 6، ص 342، سازمان چاپ وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی، تهران، 1368.
  14. سید هاشم، بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج 3، ص 188، بنیاد بعثت، تهران، 1368، .
منبع:ویکی پرسش - تاریخ برداشت :۹۵/۳/۱۲
بازگشت به سرقت