کتابخانه:مدعیان سفارت و نیابت: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
 
(۵ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
  <div class="head1">مدعيان سفارت و نيابت</div>
+
  <div class="head1">مدعیان سفارت و نیابت</div>
 
{{جعبه اطلاعات
 
{{جعبه اطلاعات
|نام  =مدعيان سفارت و نيابت
+
|نام  =مدعیان سفارت و نیابت
 
|عنوان = مشخصات کتاب
 
|عنوان = مشخصات کتاب
 
|تصویر =[[Image:MODAIYAN_NIYABAT-SADEH.jpg|200px]]
 
|تصویر =[[Image:MODAIYAN_NIYABAT-SADEH.jpg|200px]]
سطر ۹: سطر ۹:
 
|سرآیند۱  =
 
|سرآیند۱  =
 
|برچسب۲  =نویسنده
 
|برچسب۲  =نویسنده
|داده۲  =مجتبي الساده
+
|داده۲  =مجتبی الساده
مترجم: اهپور حسيني
+
مترجم: اهپور حسینی
 
|برچسب۳ =زبان
 
|برچسب۳ =زبان
 
|داده۳ = فارسی
 
|داده۳ = فارسی
سطر ۱۸: سطر ۱۸:
 
|داده۵  =  قم
 
|داده۵  =  قم
 
|برچسب۶  =  تاریخ نشر
 
|برچسب۶  =  تاریخ نشر
|داده۶  = ارديبهشت ۱۳۸۷
+
|داده۶  = اردیبهشت ۱۳۸۷
 
|برچسب۷  = قطع
 
|برچسب۷  = قطع
 
|داده۷  =   
 
|داده۷  =   
سطر ۲۸: سطر ۲۸:
  
 
==مقدمه==
 
==مقدمه==
 
+
دعوی سفارت، همان ادعای ارتباط با امام حجّت (ع) در زمان غیبت کبرا است. <br/>
دعوي سفارت، همان ادعاي ارتباط با امام حجّت (ع) در زمان غيبت كبرا است.  
+
مدعیان سفارت، ادعا می‌کنند که احکام شرعی و مسائل فقهی را از امام(ع) دریافت می‌کنند؛ گاهی این احکام و مسائل درست و راست و مبتنی بر نظر فقها است و برخی از آنها نیز نادرست و باطل است. <br/>
مدعيان سفارت، ادعا مي كنند كه احكام شرعي و مسائل فقهي را از امام(ع) دريافت مي‌كنند؛ گاهي اين احكام و مسائل درست و راست و مبتني بر نظر فقها است و برخي از آنها نيز نادرست و باطل است.  
+
 
+
 
===اشاره===
 
===اشاره===
پيش از اين، به معرفي گروه‌هاي مدّعي سفارت و نيابت امام زمان(ع) در بحرين و عراق پرداختيم. در بخش اول از اين قسمت، ديدگاه علماي عراق را در برابر گروه انصارالمهدي كه رهبر آنان ـ احمد الحسن ـ خود را يماني موعود مي دانست، مي‌خوانيم. در بخش دوم نيز، موضوع ادعاي مهدويت را بررسي خواهيم كرد.
+
پیش از این، به معرفی گروه‌های مدّعی سفارت و نیابت امام زمان(ع) در بحرین و عراق پرداختیم. در بخش اول از این قسمت، دیدگاه علمای عراق را در برابر گروه انصارالمهدی که رهبر آنان ـ احمد الحسن ـ خود را یمانی موعود می‌دانست، می‌خوانیم. در بخش دوم نیز، موضوع ادعای مهدویت را بررسی خواهیم کرد. <br/>
 
+
==اقدام علماي عراق در برابر گروه يماني==
+
 
+
علماي عراق به رويارويي با جنبش مشكوك احمد حسن كه از جانب دشمنان اسلام و دستگاه‌هاي اطلاعاتي كشورهاي غربي عليه اسلام، تشيع [1] و به ويژه بر ضد مستحكم ترين دژ اين مذهب يعني مرجعيت كارگرداني و هدايت مي شد، پرداختند.
+
 
+
علما، اقداماتي را براي كشف حقيقت جنبش و جلوگيري از گسترش آن انجام دادند. از جمله اين اقدامات، موارد ذيل بود: ـ مناظره دفتر آيت‌الله سيستاني با آنها، ـ مناظره دفتر شهيد محمد صادق صدر(ره)، در بصره و بغداد ـ مناظره دفتر سيد محمود الحسني در العماره ـ دعوت مناظره شيخ علي كوراني از آنها و فرار آنها از اين كار شيخ كوراني، احمد حسن را يك شخص بسيار نا آگاه توصيف كرد و گفت: «احمد حسن از مناظره مي گريزد و هنگامي كه ما از او در مورد معجزاتش پرسش مي‌كنيم ـ معجزاتي كه از نظر او تأييد كننده اين وصايت او از امام مهدي(عج) است ـ از پاسخ گفتن ابا مي كند». [2] .
+
 
+
اما خطر اين گروه، همچنان پا برجاست و كشف حقيقت آن، نيازمند تلاش و وقت بيشتري است. در اينجا خالي از فايده نيست كه اشاره‌اي به توقيع شريفي كه از امام زمان(ع) خطاب به نماينده‌اش ـ سمري ـ صادر شده و در كتاب كمال‌الدين آمده است، داشته باشيم: شيخ صدوق ـ كه خداوند او را قرين رحمت خود كند ـ روايت كرده است: «ابومحمد احمد بن الحسن المكتب براي ما روايت كرد و گفت: در سالي كه شيخ ابوالحسن علي بن محمد السمري(قدّس سره) در آن وفات يافت، در بغداد بودم.
+
 
+
چند روز پيش از وفات او به ديدارش رفتم و او توقيعي را به من نشان داد كه مضمون آن چنين بود: بسم الله الرحمن الرحيم اي علي بن محمد السمري، خداوند بزرگ در مصيبت درگذشت تو پاداش برادران ديني ات را افزون كند. تو تا شش روز ديگر از دنيا خواهي رفت، بنابراين كارهايت را سامان ده و به پايان بر و كسي را به عنوان جانشين پس از خود تعيين مكن، زيرا غيبت دوم [تامّ و كامل] آغاز شده است.
+
 
+
بنابراين، پس از اين هيچ ظهوري مگر به اذن خداوند عزوجل نخواهد بود و اين ظهور نيز پس از گذشت زمان بسيار و پس از سنگدلي مردم و پس از زماني كه زمين سرشار از ستم شود، خواهد بود. در اين زمان كساني نزد شيعيان ما مي‌آيند و ادعاي مشاهده [مرا] مي‌كنند. آگاه باش، هر كه پيش از خروج سفياني و صيحه، ادعاي ديدار و مشاهده مرا كند، [بسيار] دروغگو است و افترا مي‌بندد.
+
 
+
لاحول و لاقوّة إلّا بالله العليّ العظيم. [3] . علامه مجلسي پس از نقل اين توقيع، گفته است: شايد منظور از اين، كساني باشند كه ادعاي مشاهده امام و نيابت از ايشان را مي كنند و مي گويند آنها همانند نايبان امام زمان(ع) اخباري از جانب ايشان به شيعيان مي‌رسانند. [4] . اين نكته‌اي است كه برخي از علما براي تكذيب مشاهده امام در دوران غيبت كبرا به آن استناد مي‌كنند و از نظر آنها هر كس ادعاي نيابت يا تبليغ از جانب امام(ع) كند، دروغگو است و تقريباً تمام علما در مورد اين مسئله اتفاق نظر دارند.
+
 
+
==فتواي مراجع تقليد==
+
 
+
در ماه جمادي‌الثاني سال 1427 ق. سؤالي از مراجع عظام شيعه در مورد مدعيان ارتباط با امام زمان(ع) شد. در آن سؤال به موارد ذيل اشاره و از آنها نظرخواهي شده بود:
+
 
+
1. ديدن امام مهدي(ع)
+
 
+
2. اينكه برخي ادعا مي كنند رابط ميان امام مهدي(ع) و مردم هستند و نامه‌ها و پيام‌هاي مردم را به ايشان مي‌رسانند.
+
 
+
3. كساني كه ادعا مي كنند اوامري از جانب امام صادر شده و مردم بايد بدان عمل كنند.
+
 
+
4. برخي ادعا مي كنند از جانب امام(ع) تأييد شده‌اند. مراجع عظام طيّ فتواهايي، بر كذب و نادرست بودن چنين ادعاهايي تأكيد كردند.
+
 
+
برخي از مراجع عظام كه چنين حكمي را صادر فرمودند، عبارتند از:
+
 
+
1. سيد صادق شيرازي
+
 
+
2. ناصر مكارم شيرازي
+
 
+
3. سيد علي سيستاني
+
 
+
4. لطف‌الله صافي گلپايگاني
+
 
+
5. ميرزا جواد تبريزي
+
 
+
6. سيد عبدالكريم اردبيلي
+
 
+
7. سيد محمد صادق روحاني
+
 
+
8. سيد كاظم حائري
+
 
+
9. سيد محمد شاهرودي
+
 
+
10. شيخ فاضل المالكي
+
 
+
10. علامه شيخ علي كوراني
+
 
+
12. سيد محمد حسين فضل‌الله
+
 
+
13. سيد علوي گرگاني و...
+
 
+
مدعيان ارتباط با امام(ع) يا مدعيان نيابت از ايشان، از عشق و علاقه ما به امام(ع) سوء استفاده مي‌كنند.
+
 
+
آنها به خوبي از ميزان عشق و تعلق خاطر ما به امامت آگاهند و با استفاده از اين، دام‌هايي براي اشخاص ساده لوح و ضعيف‌الايمان مي تنند. در اينجا ما به يك نمونه كه در اخبار آمده است، اشاره مي كنيم: «مردي كه [در ايران] ادعاي ارتباط با امام مهدي(ع) را داشت، دستگير شد. محمود 37 ساله در شهر زنجان، يك مركز دعا و حرزنويسي به وجود آورده بود و ادعا مي كرد پيوسته با امام زمان(ع) در ارتباط است. برخي از شهروندان ساده لوح، برخي از دانشجويان و دختران از جمله مهم ترين مشتري هاي اين شخص حيله گر بودند. او در مدت كوتاهي از طريق دعاها و حرزهايي كه ادعا مي كرد از طرف امام مهدي(ع) است، ثروت بسيار زيادي به دست آورد.
+
 
+
نيروهاي امنيتي ايران نيز، از وي غافل نبوده، در كمين او بودند و در آغاز اطلاعاتي در مورد او كسب كرده، تحقيقات كافي در مورد او و قربانيان اين دروغگو و شياد به عمل آوردند. پس از آن، دستور قضايي براي بازرسي منزل او به عمل آمد و دستگير شد. نيروهاي امنيتي در محل زندگي اش، مقدار زيادي ترياك، مواد مخدر، شمشير، عصا، شال‌ها و كلاه‌هاي سبز و كتاب‌هاي ورد و دعا پيدا كردند. اين نيروها دريافتند كه يك دختر بيست ساله تهراني به شدت تحت تأثير او قرار گرفته و در خانه‌اش ماندگار شده بود. اين شخص در آستانه عزيمت به سمت تهران همراه با آن دختر بود تا دوستان وي را نيز بفريبد و از اين راه حدود 30هزار دلار به دست آورد». [5] .
+
 
+
==ادعاي سفارت==
+
 
+
دعوي سفارت، همان ادعاي ارتباط با امام حجّت(ع) در زمان غيبت كبرا است. مدعيان سفارت، ادعا مي كنند كه احكام شرعي و مسائل فقهي را از امام(ع) دريافت مي كنند؛ گاهي اين احكام و مسائل درست و راست و مبتني بر نظر فقها است و برخي از آنها نيز نادرست و باطل است. اما خطر اصلي چنين اشخاصي در اين نهفته است كه آنها اعتقاد دارند، مردم از فقيهان بي نياز هستند زيرا فقها (بر اساس اصول اجتهاد و فقه) براساس ظاهر امور، حكم صادر مي‌كنند.
+
 
+
از نظر مدعيان، اين دوران با ظهور سفير يا نماينده امام ـ يعني خود اين اشخاص ـ كه مستقيماً به امام وصل است، به پايان رسيده است. از نظر آنها، سفير و نماينده امام احكام و مسائل واقعي و راستين را مستقيماً از امام دريافت مي‌كند و به مردم ابلاغ مي نمايد.
+
 
+
شايان ذكر است كه جايگاه امامت و ارتباط با امامت از نظر مالي و اجتماعي اهميت زيادي دارد. علما و فقها ادعاي سفارت و بابيت را به ويژه زماني كه كسي، چيزي را به امام نسبت مي‌دهد، باطل و حرام دانسته‌اند. علاوه بر اين اگر مدعيان، چيزي را به امام نسبت دهند كه ايشان نفرموده يا انجام نداده باشند، اين دروغ بستن بر امام نيز هست و به همين دليل اين گونه اعمال و رفتارها بسيار خطرناك بوده، مجازات سنگيني دارد. تاكنون مبحث ادعاي سفارت امام (ع) را بيان كرديم. از اينجا به بعد به بحث درباره ي ادعاي مهدويت خواهيم پرداخت.
+
 
+
==ادعاي مهدويت==
+
 
+
واقعيت تلخ و ناخوشايندي كه امت اسلامي و مسلمانان با آن روبرو هستند، اين است كه، به دليل افزايش ناكامي‌ها، شكست‌ها و وجود موانع سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فكري براي مسلمانان، مدعيان مهدويت پيوسته در حال افزايش‌اند و تا زماني كه خطّ ستم و كارگردانان مستكبر آن همچنان با قدرت به فعاليت‌هاي خود ادامه مي‌دهد، فشارهاي رواني نيز به تبع آن بر مسلمانان افزايش مي يابد.
+
 
+
در چنين اوضاعي، مجموعه ي مشكلات رواني، پي‌درپي و زنجيره وار در جوامع اسلامي پديد آمده كه از آن جمله مي توان سرگرداني، نااميدي، گمراهي، موضع گيري‌هاي يأس‌آور و از دست دادن روح شكيبايي و پايداري، اظهار ترديد در برخي معتقدات و دگرگوني احساسات را نام برد. اين مشكلات به ويژه هنگامي كه سختي‌ها زياد شده و بر حجم فشارهاي ستمگران و مستكبران افزوده مي‌شود، نمود بيشتري مي يابد. وجود اين شرايط در ميان مسلمانان باعث شده كه با اشخاصي برخورد كنيم كه سراسر وجود آنها را نگراني، آشفتگي، عدم تشخيص حقّ از باطل و ندانستن حقيقت زندگي، فراگرفته و اين‌گونه در ظلمات طيّ مسير مي‌كنند و به پرواز در آسمان اوهام و خيالات واهي پرداخته يا گرفتار مرداب گمراهي و سرگرداني مي‌شوند. نمي‌توان گفت كه حسّ شكست، سرخوردگي و حقارت همه مردم را فرا گرفته، بلكه در ميان مسلمانان متغيّرهاي مثبتي نيز همچون وجود مژده‌ها و بشارت‌هاي نبوي درباره ي وجود يك نجات بخش و خروج او در آخرالزمان، وجود دارد. اما كساني كه افكاري بيمار دارند، تحت تأثير هوا و هوس نفساني، از اين گونه خبرها سوء استفاده كرده، به مقابله با حقيقت مي پردازند.
+
 
+
اين‌گونه اشخاص، با ديدگاهي نادرست و مسموم با مردم رفتار مي كنند. و اين گونه، مدعيان و فريب كاران با سوء استفاده از شرايط، مسلمانان را كه مدت‌هاي مديدي آرزوي ظهور آن منجي موعود را داشته اند مي‌فريبند و اين‌گونه شرايط را از نظر رواني براي اعلام ظهور مهدي‌هاي دروغين آماده مي‌كنند. مهدي‌هايي كه داراي هيچ يك از اوصاف واقعي نبوده و هنگام ظهورشان، هيچ يك از نشانه‌هاي ظهور به وقوع نپيوسته است. بدين ترتيب، اشخاص نا اميد و جستجوگري كه با تمام توان در پي يافتن راه نجات هستند، براي سبك كردن بار رواني خود، به هر مهدي نمايي درمي‌آويزند تا خود را از رنج‌ها، ناكامي‌ها و شكست‌ها رهايي بخشند.
+
 
+
زيرا ذوق و شوقي كه مژده ي ظهور مهدي(ع) در دل برخي به وجود مي‌آورد، باعث شده، گمراهان دست به انجام كارهايي براي تغيير واقعيت موجود بزنند و با ايجاد واقعيت‌ها و شرايط رواني، كه بر ذهن و فكر مسلمانان فشار وارد مي‌آورد، نظر مردم را به سوي خود جلب كنند و به همين دليل است كه هر از چند گاهي، ما شاهد بروز و ظهور مهديان دروغين هستيم. [6] .
+
 
+
به دليل اينكه بسياري از گروه‌ها، اصول و قوانين درست اين مسئله را نمي دانند و از مفاهيم اسلامي چندان آگاهي ندارند و نيز به دليل وجود برخي از انحرافات در عقايد برخي مذاهب اسلامي، كه ادعا مي كنند مهدي(ع) در آخرالزمان متولد مي شود، او از مردم عادي است، از پيش خود را نمي شناسد بلكه پس از آن دوران، حقيقت شخصيت و وظايفش به او الهام مي‌شود، عرصه براي ادعاي مهدويت باز نگه داشته، زمينه براي چنين دعاويي فراهم مي‌شود و باعث مي‌گردد انحرافات رفتاري بيشتري پيش بيايد.
+
 
+
از آنجا كه دوران كنوني ما، دوران و زمان مهدي منتظر(ع)، همان نجات بخش بشريت بوده، هر لحظه انتظار ظهور و خروج ايشان مي رود، در سال هاي اخير در ميان اهل سنّت، افرادي پا به عرصه ي وجود نهاده‌اند كه ادعا مي‌كنند مهدي موعود(ع) هستند و خداوند بلند مرتبه آنها را براي نجات بشريّت از ستم و فساد برانگيخته، يا اين مأموريت را به آنها الهام كرده است، اما نتيجه همه اين موارد، بهره برداري آنها از اشخاص ساده لوح و اختصاص جايگاه مهدويت به خويش است.
+
 
+
اگر هم مردم به گرد آنها جمع شوند، موجب پراكندگي و چند دستگي و وارد ساختن زخم و ضربه ي جديدي به پيكره ي امّت اسلامي مي‌شود.
+
 
+
در اين بخش، با برخي از نمونه‌هاي مدعيان مهدويت كه به تازگي در مناطق مختلف جهان اسلام سربرآورده‌اند، آشنا مي‌شويم. البته پيش از آن، به طور بسيار خلاصه، به ذكر برخي از ادعاهاي مهدويت در تاريخ اسلام مي‌پردازيم. توطئه بر ضدّ عقيده ي مهدويت ابتدا، از دوران خلافت اموي آغاز شد. معاويه خود، مهدي(ع) را همان عيسي بن مريم(ع) مي‌دانست. او گفت: «شما گمان كرده‌ايد كه يك پادشاه هاشمي و يك مهدي قائم از ميان شما خواهد بود. در حالي كه حقيقت اين است كه مهدي، همان عيسي بن مريم است و اين امر در دست ماست تا آن را به او برسانيم». بسيار روشن است كه معاويه مي‌خواست انديشه ي مهدويت را در دين اسلام از ميان ببرد و آن را از ويژگي‌ها و عقايد مسيحيت بداند، پس از آن نيز چنين ادعاهايي پيوسته وجود داشته است:
+
 
+
1. سبئيان امام علي(ع) را مهدي مي‌دانستند.
+
 
+
2. كيسانيه، محمد بن حنفيه و پسرش ابوهاشم عبدالله بن محمد بن حنفيه را مهدي مي‌دانستند.
+
 
+
3. حسنيان، محمد بن عبدالله بن حسن را مهدي موعود مي‌دانستند.
+
 
+
4. عباسيان، محمد بن عبدالله عباس را مهدي مي‌دانستند.
+
 
+
5. ناووسيه، امام صادق(ع) را مهدي مي‌دانستند.
+
 
+
6. اسماعيليان، اسماعيل فرزند امام صادق(ع) را مهدي مي‌دانستند.
+
 
+
7. فطحيه، عبدالله بن أفطح و فرزندش محمد بن عبدالله افطح را مهدي مي‌دانستند.
+
 
+
8. واقفيه، امام كاظم(ع) را امام مهدي مي‌دانستند.
+
 
+
9. محمديه، محمد، فرزند امام هادي(ع) را مهدي مي‌دانستند. اينان نيز همانند اسماعيليان، معتقدند كه محمد در زمان حيات پدرش وفات نيافته بلكه اصرار دارند ايشان زنده است و از نظرها غايب شده و همان مهدي موعود است.
+
 
+
10. برخي ديگر، امام حسن عسكري(ع) را مهدي دانسته، مي‌گويند: «ايشان غايب شده و از خود فرزندي به جا نگذاشته است». برخي هم جعفر فرزند امام علي هادي را امام دانسته‌اند.
+
 
+
اينها به طور خلاصه، مهم ترين ادعاهاي مهدويت در دوره‌هاي آغازين اسلام بوده است. اما پس از دوران غيبت صغرا نيز مدعيان زيادي پا به عرصه وجود نهادند كه ما نام برخي از آنها را مي‌آوريم. [7] .
+
 
+
1. عبيدالله المهدي: او در سال 297 ق. با عنوان مهدي خروج و حكومت فاطميان را بنيان گذاري كرد. وي شهر المهديه را در يكي از سواحل تونس ساخت.
+
 
+
2. محمد بن عبدالله بن تُومَرت العلوي الحسن (485-524) معروف به مهدي هرغي: قبيله او به نام المصامده در مراكش سكونت داشته است. او در سال 497 ق. با عنوان مهدي، خروج و حكومت «موحّدين» را بنيان گذاري كرد.
+
 
+
3. ناصر الدين الله: او از خلفاي عباسي بود كه در سال 550 ق به دنيا آمد. ابن التعاويذي در دو بيت او را به عنوان مهدي موعود مدح كرده است. «تو امام مهدي هستي، و ما امام به حق و موعودي جز تو نداريم. خلاف و نادرست به نظر ما مي‌آيد، اگر كسي ادعاي ديگري در مورد امام منتظر داشته باشد».
+
 
+
4. مردي به نام عباس الفاطمي: او در «غُماره» در سال‌هاي ميان 690 تا 700 خروج و ادعا كرد كه همان فاطمي موعود است. جمع كثيري از غُماره‌اي‌ها، به او پيوستند و در نهايت كشته شد.
+
 
+
5. مردي معروف به تويزري: تويزر يكي از فرقه‌هاي صوفيه است، او از رباط از قبيله ي ماسه خروج كرد و ادعا كرد كه همان مهدي فاطمي است. شمار زيادي از اهالي سوس و ديگر شهرها به او گرويدند و در پايان او نيز به قتل رسيد.
+
 
+
6. اسحاق البستي الزوي: او در دوران محمد چهارم، سلطان عثماني در سال 986 خروج كرده، ادعاي مهدويت داشت.
+
 
+
7. مردي از اهالي طرابلس: وي در سال 1219 در مصر ادعاي مهدويت كرد. او بسيار زود به جنگ ضدّ فرانسوي‌ها پرداخت و همراه با شماري از يارانش به قتل رسيد.
+
 
+
8. محمد احمد: او در سال 1260 ق. از سودان از قيبله ي دنقله‌اي‌ها خروج كرد. او در جزيره ي بنت ـ مقابل دنقلا ـ متولد شده بود.
+
 
+
9. مردي از تبار پيامر(ص): او در رباط عباد خروج كرده، خود را مهدي موعود مي‌دانست. در آن زمان عده‌اي به دور او جمع شدند.
+
 
+
10. احمد بن احمد الكيال: او در آغاز ادعاي امامت مي‌كرد، سپس ادعاي مهدويت كرد و فرقه ي «كياليه» را به وجود آورد.
+
 
+
11. مهدي تهامه: در تهامه يمن در سال 1159 م. خروج و ادعا كرد كه همان امام منتظر و موعود است. گروهي از عرب‌هاي صحرانشين به او گرويدند. او توانست حكومت «حمداني‌ها» را در صنعا و حكومت «نجاحيه» را در «زبيد» از ميان ببرد.
+
 
+
12. احمد بن محمد الباريلي: او مهدي وهابي نيز خوانده مي‌شود. در سال 1224 ق. در شهر بريلي هند به دنيا آمد. او خود را از نوادگان امام حسن(ع) معرفي مي كرد. به هندوها و سيخي ها در پنجاب هند اعلام جنگ داد و پس از مدتي كشته شد. او با افكار و عقايد و دعوي هايش، راه را براي پيدايش قاديانيه هموار ساخت.
+
 
+
13. ميرزا غلام احمد قادياني: در سال 1826 م.از پنجاب هند خروج كرد و در آنجا با سيخي‌ها به عنوان اينكه او پيامبر است به جنگ پرداخت و فرقه قاديانه را كه هنوز هم پيرواني در هند دارد، به وجود آورد.
+
 
+
14. محمد مهدي السنوسي: او از مراكش در نيمه ي قرن نوزدهم ميلادي خروج كرد و كمي قبل از مرگش اعتراف كرد، مهدي موعود نيست.
+
 
+
15. علي محمد [باب] شيرازي: در شيراز در سال 1235 ق. به دنيا آمد. در ابتدا ادعا مي كرد باب و طريق رسيدن به مهدي منتظر است و پس از مدتي خود را مهدي موعود دانست. وي هنگامي كه ديد اشخاص نادان بسياري گرد او جمع شده‌اند، ادعاي پيامبري كرد. و در پايان ادعاي خداوندي نمود و در سال 1265 ق اعدام شد.
+
 
+
16. مهدي سنگال: وي در سال 1828 در سنگال پا به عرصه وجود نهاد و ادعاي مهدويت كرد. به شورش ضد حكومت وقت پرداخت، اما در پايان شكست خورد و كشته شد.  
+
  
17. مهدي صومالي: محمد بن عبدالله در سال 1899 م ادعا كرد كه او همان امام موعود و منتظر است. او مدت بيست سال در «اوجادين» در ميان قبيله اش نفوذ داشت و با انگليسي‌ها، ايتاليايي‌ها و حبشه‌اي‌ها به جنگ پرداخت و در سال 1920م. وفات يافت. [8] .  
+
==اقدام علمای عراق در برابر گروه یمانی==
 +
علمای عراق به رویارویی با جنبش مشکوک احمد حسن که از جانب دشمنان اسلام و دستگاه‌های اطلاعاتی کشورهای غربی علیه اسلام، تشیع<ref>بنگرید: کتاب مؤامر التفریق بین الأدیان الإلهیه، تألیف دکتر مایکل برانت، مؤلف در این کتاب پرده از وجود برنامه‌های در دست اجرا در اداره ی اطلاعات آمریکا ضدّ مذهب تشیع و شیعیان برمی دارد که هدف آن تضعیف مرجعیت تا سال ۲۰۱۰ م است.</ref> و به ویژه بر ضد مستحکم‌ترین دژ این مذهب یعنی مرجعیت کارگردانی و هدایت می‌شد، پرداختند. <br/>
 +
علما، اقداماتی را برای کشف حقیقت جنبش و جلوگیری از گسترش آن انجام دادند. از جمله این اقدامات، موارد ذیل بود: ـ مناظره دفتر آیت‌الله سیستانی با آنها، ـ مناظره دفتر شهید محمد صادق صدر(ره)، در بصره و بغداد ـ مناظره دفتر سید محمود الحسنی در العماره ـ دعوت مناظره شیخ علی کورانی از آنها و فرار آنها از این کار شیخ کورانی، احمد حسن را یک شخص بسیار نا آگاه توصیف کرد و گفت: «احمد حسن از مناظره می‌گریزد و هنگامی که ما از او در مورد معجزاتش پرسش می‌کنیم ـ معجزاتی که از نظر او تأیید کننده این وصایت او از امام مهدی(عج) است ـ از پاسخ گفتن ابا می‌کند»<ref>سایت: العربیه نت. روز جمعه ۱۹ / ۱ / ۲۰۰۷ برابر با ۳۰ / ۱۲ / ۱۴۲۷ ق.</ref>. <br/>
 +
اما خطر این گروه، همچنان پا برجاست و کشف حقیقت آن، نیازمند تلاش و وقت بیشتری است. در اینجا خالی از فایده نیست که اشاره‌ای به توقیع شریفی که از امام زمان(ع) خطاب به نماینده‌اش ـ سمری ـ صادر شده و در کتاب کمال‌الدین آمده است، داشته باشیم: شیخ صدوق ـ که خداوند او را قرین رحمت خود کند ـ روایت کرده است: «ابومحمد احمد بن الحسن المکتب برای ما روایت کرد و گفت: در سالی که شیخ ابوالحسن علی بن محمد السمری(قدّس سره) در آن وفات یافت، در بغداد بودم. <br/>
 +
چند روز پیش از وفات او به دیدارش رفتم و او توقیعی را به من نشان داد که مضمون آن چنین بود: بسم الله الرحمن الرحیم ای علی بن محمد السمری، خداوند بزرگ در مصیبت درگذشت تو پاداش برادران دینی ات را افزون کند. تو تا شش روز دیگر از دنیا خواهی رفت، بنابراین کارهایت را سامان ده و به پایان بر و کسی را به عنوان جانشین پس از خود تعیین مکن، زیرا غیبت دوم [تامّ و کامل] آغاز شده است. <br/>
 +
بنابراین، پس از این هیچ ظهوری مگر به اذن خداوند عزوجل نخواهد بود و این ظهور نیز پس از گذشت زمان بسیار و پس از سنگدلی مردم و پس از زمانی که زمین سرشار از ستم شود، خواهد بود. در این زمان کسانی نزد شیعیان ما می‌آیند و ادعای مشاهده [مرا] می‌کنند. آگاه باش، هر که پیش از خروج سفیانی و صیحه، ادعای دیدار و مشاهده مرا کند، [بسیار] دروغگو است و افترا می‌بندد. <br/>
 +
لاحول و لاقوّة إلّا بالله العلیّ العظیم<ref>شیخ صدوق، کمال‌الدین، ص ۴۶۷، شیخ طوسی، غیبت، ص ۲۶۶.</ref><br/>
 +
علامه مجلسی پس از نقل این توقیع، گفته است: شاید منظور از این، کسانی باشند که ادعای مشاهده امام و نیابت از ایشان را می‌کنند و می‌گویند آنها همانند نایبان امام زمان(ع) اخباری از جانب ایشان به شیعیان می‌رسانند<ref>علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۱.</ref>. این نکته‌ای است که برخی از علما برای تکذیب مشاهده امام در دوران غیبت کبرا به آن استناد می‌کنند و از نظر آنها هر کس ادعای نیابت یا تبلیغ از جانب امام(ع) کند، دروغگو است و تقریباً تمام علما در مورد این مسئله اتفاق نظر دارند. <br/>
  
اين اشخاص، از جمله بارزترين و مهم ترين اشخاصي بوده‌اند كه ادعاي مهدويت داشتند و نام آنها در سند مدعيان دروغين مهدويت ثبت شده است. در سال‌هاي اخير نيز، افرادي پا به عرصه وجود نهاده‌اند كه فريفته هوا و هوس نفساني خود شده، به دروغ ادعاي مهدويت كرده‌اند. گزارش‌هاي خبري و امنيتي حاكي از آن است كه در حال حاضر ده‌ها نفر در جهان اسلام ادعاي مهدويت دارند. اين پديده ي منحرف كه تأثير رواني و فكري زيان باري بر انديشه ي مهدويت گذاشته، در حقيقت تكرار همان ادعاهاي پيشين مهدويت است و برخي مي‌خواهند در جوامع اسلامي، لباس شخصيت اين امام بزرگ را بر تن كرده، نقش او را بازي كنند و كارهايي را كه ايشان پس از ظهور مباركشان انجام مي‌دهند، خودسرانه انجام دهند.  
+
==فتوای مراجع تقلید==
 +
در ماه جمادی‌الثانی سال ۱۴۲۷ ق. سؤالی از مراجع عظام شیعه در مورد مدعیان ارتباط با امام زمان(ع) شد. در آن سؤال به موارد ذیل اشاره و از آنها نظرخواهی شده بود:<br/>
 +
۱. دیدن امام مهدی(ع).<br/>
 +
۲. اینکه برخی ادعا می‌کنند رابط میان امام مهدی(ع) و مردم هستند و نامه‌ها و پیام‌های مردم را به ایشان می‌رسانند. <br/>
 +
۳. کسانی که ادعا می‌کنند اوامری از جانب امام صادر شده و مردم باید بدان عمل کنند. <br/>
 +
۴. برخی ادعا می‌کنند از جانب امام(ع) تأیید شده‌اند. مراجع عظام طیّ فتواهایی، بر کذب و نادرست بودن چنین ادعاهایی تأکید کردند. <br/>
 +
برخی از مراجع عظام که چنین حکمی را صادر فرمودند، عبارتند از:<br/>
 +
۱. سید محمدعلی علوی گرگانی<br/>
 +
۲. ناصر مکارم شیرازی.<br/>
 +
۳. سید علی سیستانی.<br/>
 +
۴. لطف‌الله صافی گلپایگانی.<br/>
 +
۵. میرزا جواد تبریزی.<br/>
 +
۶. سید عبدالکریم اردبیلی. <br/>
 +
۷. سید محمد صادق روحانی. <br/>
 +
۸. سید کاظم حائری. <br/>
 +
۹. سید محمد شاهرودی.<br/>
 +
۱۰. شیخ فاضل المالکی. <br/>
 +
۱۱. علامه شیخ علی کورانی.<br/>
 +
۱۲. سید محمد حسین فضل‌الله.<br/>
 +
و... <br/>
 +
مدعیان ارتباط با امام(ع) یا مدعیان نیابت از ایشان، از عشق و علاقه ما به امام(ع) سوء استفاده می‌کنند. <br/>
 +
آنها به خوبی از میزان عشق و تعلق خاطر ما به امامت آگاهند و با استفاده از این، دام‌هایی برای اشخاص ساده لوح و ضعیف‌الایمان می‌تنند. در اینجا ما به یک نمونه که در اخبار آمده است، اشاره می‌کنیم: «مردی که [در ایران] ادعای ارتباط با امام مهدی(ع) را داشت، دستگیر شد. محمود ۳۷ ساله در شهر زنجان، یک مرکز دعا و حرزنویسی به وجود آورده بود و ادعا می‌کرد پیوسته با امام زمان(ع) در ارتباط است. برخی از شهروندان ساده لوح، برخی از دانشجویان و دختران از جمله مهم‌ترین مشتری‌های این شخص حیله گر بودند. او در مدت کوتاهی از طریق دعاها و حرزهایی که ادعا می‌کرد از طرف امام مهدی(ع) است، ثروت بسیار زیادی به دست آورد. <br/>
 +
نیروهای امنیتی ایران نیز، از وی غافل نبوده، در کمین او بودند و در آغاز اطلاعاتی در مورد او کسب کرده، تحقیقات کافی در مورد او و قربانیان این دروغگو و شیاد به عمل آوردند. پس از آن، دستور قضایی برای بازرسی منزل او به عمل آمد و دستگیر شد. نیروهای امنیتی در محل زندگی اش، مقدار زیادی تریاک، مواد مخدر، شمشیر، عصا، شال‌ها و کلاه‌های سبز و کتاب‌های ورد و دعا پیدا کردند. این نیروها دریافتند که یک دختر بیست ساله تهرانی به شدت تحت تأثیر او قرار گرفته و در خانه‌اش ماندگار شده بود. این شخص در آستانه عزیمت به سمت تهران همراه با آن دختر بود تا دوستان وی را نیز بفریبد و از این راه حدود ۳۰هزار دلار به دست آورد»<ref>روزنامه‌های داخلی عربستان سعودی، یکشنبه ۱۲ / ۶ / ۲۰۰۵ برابر با ۵ / ۵ / ۱۴۱۶ ق.</ref>. <br/>
  
اين پديده ي منحرف، هر از چند گاهي ظاهر شده، پس از مدتي از ميان مي رود و پيوسته ما اخباري مي شنويم كه شخص يا اشخاصي در مناطق زندگي خود ادعاي مهدويت كرده‌اند. در قسمت آينده چندين نمونه از مشهورترين اين‌گونه اشخاص مي پردازيم.  
+
==ادعای سفارت==
 +
دعوی سفارت، همان ادعای ارتباط با امام حجّت(ع) در زمان غیبت کبرا است. مدعیان سفارت، ادعا می‌کنند که احکام شرعی و مسائل فقهی را از امام(ع) دریافت می‌کنند؛ گاهی این احکام و مسائل درست و راست و مبتنی بر نظر فقها است و برخی از آنها نیز نادرست و باطل است. اما خطر اصلی چنین اشخاصی در این نهفته است که آنها اعتقاد دارند، مردم از فقیهان بی نیاز هستند زیرا فقها (بر اساس اصول [[اجتهاد]] و فقه) براساس ظاهر امور، حکم صادر می‌کنند. <br/>
 +
از نظر مدعیان، این دوران با ظهور سفیر یا نماینده امام ـ یعنی خود این اشخاص ـ که مستقیماً به امام وصل است، به پایان رسیده است. از نظر آنها، سفیر و نماینده امام احکام و مسائل واقعی و راستین را مستقیماً از امام دریافت می‌کند و به مردم ابلاغ می‌نماید. <br/>
 +
شایان ذکر است که جایگاه امامت و ارتباط با امامت از نظر مالی و اجتماعی اهمیت زیادی دارد. علما و فقها ادعای سفارت و بابیت را به ویژه زمانی که کسی، چیزی را به امام نسبت می‌دهد، باطل و حرام دانسته‌اند. علاوه بر این اگر مدعیان، چیزی را به امام نسبت دهند که ایشان نفرموده یا انجام نداده باشند، این دروغ بستن بر امام نیز هست و به همین دلیل این گونه اعمال و رفتارها بسیار خطرناک بوده، مجازات سنگینی دارد. تاکنون مبحث ادعای سفارت امام (ع) را بیان کردیم. از اینجا به بعد به بحث درباره ی ادعای مهدویت خواهیم پرداخت. <br/>
  
==پاورقي==
+
==ادعای مهدویت==
 +
واقعیت تلخ و ناخوشایندی که امت اسلامی و مسلمانان با آن روبرو هستند، این است که، به دلیل افزایش ناکامی‌ها، شکست‌ها و وجود موانع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فکری برای مسلمانان، مدعیان مهدویت پیوسته در حال افزایش‌اند و تا زمانی که خطّ ستم و کارگردانان مستکبر آن همچنان با قدرت به فعالیت‌های خود ادامه می‌دهد، فشارهای روانی نیز به تبع آن بر مسلمانان افزایش می‌یابد. <br/>
 +
در چنین اوضاعی، مجموعه ی مشکلات روانی، پی‌درپی و زنجیره وار در جوامع اسلامی پدید آمده که از آن جمله می‌توان سرگردانی، ناامیدی، گمراهی، موضع گیری‌های یأس‌آور و از دست دادن روح شکیبایی و پایداری، اظهار تردید در برخی معتقدات و دگرگونی احساسات را نام برد. این مشکلات به ویژه هنگامی که سختی‌ها زیاد شده و بر حجم فشارهای ستمگران و مستکبران افزوده می‌شود، نمود بیشتری می‌یابد. وجود این شرایط در میان مسلمانان باعث شده که با اشخاصی برخورد کنیم که سراسر وجود آنها را نگرانی، آشفتگی، عدم تشخیص حقّ از باطل و ندانستن حقیقت زندگی، فراگرفته و این‌گونه در ظلمات طیّ مسیر می‌کنند و به پرواز در آسمان اوهام و خیالات واهی پرداخته یا گرفتار مرداب گمراهی و سرگردانی می‌شوند. نمی‌توان گفت که حسّ شکست، سرخوردگی و حقارت همه مردم را فرا گرفته، بلکه در میان مسلمانان متغیّرهای مثبتی نیز همچون وجود مژده‌ها و بشارت‌های نبوی درباره ی وجود یک نجات بخش و خروج او در آخرالزمان، وجود دارد. اما کسانی که افکاری بیمار دارند، تحت تأثیر هوا و هوس نفسانی، از این گونه خبرها سوء استفاده کرده، به مقابله با حقیقت می‌پردازند.<br/>
 +
این‌گونه اشخاص، با دیدگاهی نادرست و مسموم با مردم رفتار می‌کنند. و این گونه، مدعیان و فریب کاران با سوء استفاده از شرایط، مسلمانان را که مدت‌های مدیدی آرزوی ظهور آن منجی موعود را داشته‌اند می‌فریبند و این‌گونه شرایط را از نظر روانی برای اعلام ظهور مهدی‌های دروغین آماده می‌کنند. مهدی‌هایی که دارای هیچ یک از اوصاف واقعی نبوده و هنگام ظهورشان، هیچ یک از نشانه‌های ظهور به وقوع نپیوسته است. بدین ترتیب، اشخاص نا امید و جستجوگری که با تمام توان در پی یافتن راه نجات هستند، برای سبک کردن بار روانی خود، به هر مهدی نمایی درمی‌آویزند تا خود را از رنج‌ها، ناکامی‌ها و شکست‌ها رهایی بخشند. <br/>
 +
زیرا ذوق و شوقی که مژده ی ظهور مهدی(ع) در دل برخی به وجود می‌آورد، باعث شده، گمراهان دست به انجام کارهایی برای تغییر واقعیت موجود بزنند و با ایجاد واقعیت‌ها و شرایط روانی، که بر ذهن و فکر مسلمانان فشار وارد می‌آورد، نظر مردم را به سوی خود جلب کنند و به همین دلیل است که هر از چند گاهی، ما شاهد بروز و ظهور مهدیان دروغین هستیم<ref>یوسف مدن، سیکولوجیة الانتظار، ص ۷۹.</ref>. <br/>
 +
به دلیل اینکه بسیاری از گروه‌ها، اصول و قوانین درست این مسئله را نمی‌دانند و از مفاهیم اسلامی چندان آگاهی ندارند و نیز به دلیل وجود برخی از انحرافات در عقاید برخی مذاهب اسلامی، که ادعا می‌کنند مهدی(ع) در آخرالزمان متولد می‌شود، او از مردم عادی است، از پیش خود را نمی‌شناسد بلکه پس از آن دوران، حقیقت شخصیت و وظایفش به او الهام می‌شود، عرصه برای ادعای مهدویت باز نگه داشته، زمینه برای چنین دعاویی فراهم می‌شود و باعث می‌گردد انحرافات رفتاری بیشتری پیش بیاید. <br/>
 +
از آنجا که دوران کنونی ما، دوران و زمان مهدی منتظر(ع)، همان نجات بخش بشریت بوده، هر لحظه انتظار ظهور و خروج ایشان می‌رود، در سال‌های اخیر در میان اهل سنّت، افرادی پا به عرصه ی وجود نهاده‌اند که ادعا می‌کنند مهدی موعود(ع) هستند و خداوند بلند مرتبه آنها را برای نجات بشریّت از ستم و فساد برانگیخته، یا این مأموریت را به آنها الهام کرده است، اما نتیجه همه این موارد، بهره برداری آنها از اشخاص ساده لوح و اختصاص جایگاه مهدویت به خویش است. <br/>
 +
اگر هم مردم به گرد آنها جمع شوند، موجب پراکندگی و چند دستگی و وارد ساختن زخم و ضربه ی جدیدی به پیکره ی امّت اسلامی می‌شود. <br/>
 +
در این بخش، با برخی از نمونه‌های مدعیان مهدویت که به تازگی در مناطق مختلف جهان اسلام سربرآورده‌اند، آشنا می‌شویم. البته پیش از آن، به طور بسیار خلاصه، به ذکر برخی از ادعاهای مهدویت در تاریخ اسلام می‌پردازیم. توطئه بر ضدّ عقیده ی مهدویت ابتدا، از دوران خلافت اموی آغاز شد. معاویه خود، مهدی(ع) را همان عیسی بن مریم(ع) می‌دانست. او گفت: «شما گمان کرده‌اید که یک پادشاه هاشمی و یک مهدی قائم از میان شما خواهد بود. در حالی که حقیقت این است که مهدی، همان عیسی بن مریم است و این امر در دست ماست تا آن را به او برسانیم». بسیار روشن است که معاویه می‌خواست اندیشه ی مهدویت را در دین اسلام از میان ببرد و آن را از ویژگی‌ها و عقاید مسیحیت بداند، پس از آن نیز چنین ادعاهایی پیوسته وجود داشته است:<br/>
 +
۱. سبئیان امام علی(ع) را مهدی می‌دانستند. <br/>
 +
۲. کیسانیه، محمد بن حنفیه و پسرش ابوهاشم عبدالله بن محمد بن حنفیه را مهدی می‌دانستند. <br/>
 +
۳. حسنیان، محمد بن عبدالله بن حسن را مهدی موعود می‌دانستند. <br/>
 +
۴. عباسیان، محمد بن عبدالله عباس را مهدی می‌دانستند. <br/>
 +
۵. ناووسیه، امام صادق(ع) را مهدی می‌دانستند. <br/>
 +
۶. اسماعیلیان، اسماعیل فرزند امام صادق(ع) را مهدی می‌دانستند. <br/>
 +
۷. فطحیه، عبدالله بن أفطح و فرزندش محمد بن عبدالله افطح را مهدی می‌دانستند. <br/>
 +
۸. واقفیه، امام کاظم(ع) را امام مهدی می‌دانستند. <br/>
 +
۹. محمدیه، محمد، فرزند امام هادی(ع) را مهدی می‌دانستند. اینان نیز همانند اسماعیلیان، معتقدند که محمد در زمان حیات پدرش وفات نیافته بلکه اصرار دارند ایشان زنده است و از نظرها غایب شده و همان مهدی موعود است. <br/>
 +
۱۰. برخی دیگر، امام حسن عسکری(ع) را مهدی دانسته، می‌گویند: «ایشان غایب شده و از خود فرزندی به جا نگذاشته است». برخی هم جعفر فرزند امام علی هادی را امام دانسته‌اند. <br/>
 +
اینها به طور خلاصه، مهم‌ترین ادعاهای مهدویت در دوره‌های آغازین اسلام بوده است. اما پس از دوران غیبت صغرا نیز مدعیان زیادی پا به عرصه وجود نهادند که ما نام برخی از آنها را می‌آوریم<ref>الامام المهدی و الیوم الموعود، خلیل رزق، صص ۱۶۱-۱۶۵.</ref>. <br/>
 +
۱. عبیدالله المهدی: او در سال ۲۹۷ ق. با عنوان مهدی خروج و حکومت فاطمیان را بنیان گذاری کرد. وی شهر المهدیه را در یکی از سواحل تونس ساخت. <br/>
 +
۲. محمد بن عبدالله بن تُومَرت العلوی الحسن (۴۸۵-۵۲۴) معروف به مهدی هرغی: قبیله او به نام المصامده در مراکش سکونت داشته است. او در سال ۴۹۷ ق. با عنوان مهدی، خروج و حکومت «موحّدین» را بنیان گذاری کرد. <br/>
 +
۳. ناصر الدین الله: او از خلفای عباسی بود که در سال ۵۵۰ ق به دنیا آمد. ابن التعاویذی در دو بیت او را به عنوان مهدی موعود مدح کرده است. «تو امام مهدی هستی، و ما امام به حق و موعودی جز تو نداریم. خلاف و نادرست به نظر ما می‌آید، اگر کسی ادعای دیگری در مورد امام منتظر داشته باشد». <br/>
 +
۴. مردی به نام عباس الفاطمی: او در «غُماره» در سال‌های میان ۶۹۰ تا ۷۰۰ خروج و ادعا کرد که همان فاطمی موعود است. جمع کثیری از غُماره‌ای‌ها، به او پیوستند و در نهایت کشته شد. <br/>
 +
۵. مردی معروف به تویزری: تویزر یکی از فرقه‌های صوفیه است، او از رباط از قبیله ی ماسه خروج کرد و ادعا کرد که همان مهدی فاطمی است. شمار زیادی از اهالی سوس و دیگر شهرها به او گرویدند و در پایان او نیز به قتل رسید. <br/>
 +
۶. اسحاق البستی الزوی: او در دوران محمد چهارم، سلطان عثمانی در سال ۹۸۶ خروج کرده، ادعای مهدویت داشت. <br/>
 +
۷. مردی از اهالی طرابلس: وی در سال ۱۲۱۹ در مصر ادعای مهدویت کرد. او بسیار زود به جنگ ضدّ فرانسوی‌ها پرداخت و همراه با شماری از یارانش به قتل رسید. <br/>
 +
۸. محمد احمد: او در سال ۱۲۶۰ ق. از سودان از قیبله ی دنقله‌ای‌ها خروج کرد. او در جزیره ی بنت ـ مقابل دنقلا ـ متولد شده بود. <br/>
 +
۹. مردی از تبار پیامر(ص): او در رباط عباد خروج کرده، خود را مهدی موعود می‌دانست. در آن زمان عده‌ای به دور او جمع شدند. <br/>
 +
۱۰. احمد بن احمد الکیال: او در آغاز ادعای امامت می‌کرد، سپس ادعای مهدویت کرد و فرقه ی «کیالیه» را به وجود آورد. <br/>
 +
۱۱. مهدی تهامه: در تهامه یمن در سال ۱۱۵۹ م. خروج و ادعا کرد که همان امام منتظر و موعود است. گروهی از عرب‌های صحرانشین به او گرویدند. او توانست حکومت «حمدانی‌ها» را در صنعا و حکومت «نجاحیه» را در «زبید» از میان ببرد. <br/>
 +
۱۲. احمد بن محمد الباریلی: او مهدی وهابی نیز خوانده می‌شود. در سال ۱۲۲۴ ق. در شهر بریلی هند به دنیا آمد. او خود را از نوادگان امام حسن(ع) معرفی می‌کرد. به هندوها و سیخی‌ها در پنجاب هند اعلام جنگ داد و پس از مدتی کشته شد. او با افکار و عقاید و دعوی‌هایش، راه را برای پیدایش قادیانیه هموار ساخت. <br/>
 +
۱۳. میرزا غلام احمد قادیانی: در سال ۱۸۲۶ م.از پنجاب هند خروج کرد و در آنجا با سیخی‌ها به عنوان اینکه او پیامبر است به جنگ پرداخت و فرقه قادیانه را که هنوز هم پیروانی در هند دارد، به وجود آورد. <br/>
 +
۱۴. محمد مهدی السنوسی: او از مراکش در نیمه ی قرن نوزدهم میلادی خروج کرد و کمی قبل از مرگش اعتراف کرد، مهدی موعود نیست. <br/>
 +
۱۵. علی محمد [باب] شیرازی: در شیراز در سال ۱۲۳۵ ق. به دنیا آمد. در ابتدا ادعا می‌کرد باب و طریق رسیدن به مهدی منتظر است و پس از مدتی خود را مهدی موعود دانست. وی هنگامی که دید اشخاص نادان بسیاری گرد او جمع شده‌اند، ادعای پیامبری کرد. و در پایان ادعای خداوندی نمود و در سال ۱۲۶۵ ق اعدام شد. <br/>
 +
۱۶. مهدی سنگال: وی در سال ۱۸۲۸ در سنگال پا به عرصه وجود نهاد و ادعای مهدویت کرد. به شورش ضد حکومت وقت پرداخت، اما در پایان شکست خورد و کشته شد. <br/>
 +
۱۷. مهدی صومالی: محمد بن عبدالله در سال ۱۸۹۹ م ادعا کرد که او همان امام موعود و منتظر است. او مدت بیست سال در «اوجادین» در میان قبیله اش نفوذ داشت و با انگلیسی‌ها، ایتالیایی‌ها و حبشه‌ای‌ها به جنگ پرداخت و در سال ۱۹۲۰م. وفات یافت<ref>همان، ص ۱۶۵.</ref>. <br/>
 +
این اشخاص، از جمله بارزترین و مهم‌ترین اشخاصی بوده‌اند که ادعای مهدویت داشتند و نام آنها در سند مدعیان دروغین مهدویت ثبت شده است. در سال‌های اخیر نیز، افرادی پا به عرصه وجود نهاده‌اند که فریفته هوا و هوس نفسانی خود شده، به دروغ ادعای مهدویت کرده‌اند. گزارش‌های خبری و امنیتی حاکی از آن است که در حال حاضر ده‌ها نفر در جهان اسلام ادعای مهدویت دارند. این پدیده ی منحرف که تأثیر روانی و فکری زیان باری بر اندیشه ی مهدویت گذاشته، در حقیقت تکرار همان ادعاهای پیشین مهدویت است و برخی می‌خواهند در جوامع اسلامی، لباس شخصیت این امام بزرگ را بر تن کرده، نقش او را بازی کنند و کارهایی را که ایشان پس از ظهور مبارکشان انجام می‌دهند، خودسرانه انجام دهند. <br/>
 +
این پدیده ی منحرف، هر از چند گاهی ظاهر شده، پس از مدتی از میان می‌رود و پیوسته ما اخباری می‌شنویم که شخص یا اشخاصی در مناطق زندگی خود ادعای مهدویت کرده‌اند. در قسمت آینده چندین نمونه از مشهورترین این‌گونه اشخاص می‌پردازیم. <br/>
  
[1] بنگريد: كتاب مؤامر التفريق بين الأديان الإلهيه، تأليف دكتر مايكل برانت، مؤلف در اين كتاب پرده از وجود برنامه‌هاي در دست اجرا در اداره ي اطلاعات آمريكا ضدّ مذهب تشيع و شيعيان برمي دارد كه هدف آن تضعيف مرجعيت تا سال 2010 م است.
 
[2] سايت: العربيه نت. روز جمعه 19 / 1 / 2007 برابر با 30 / 12 / 1427 ق.
 
[3] شيخ صدوق، كمال‌الدين، ص 467، شيخ طوسي، غيبت، ص 266.
 
[4] علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 52، ص 151.
 
[5] روزنامه‌هاي داخلي عربستان سعودي، يكشنبه 12 / 6 / 2005 برابر با 5 / 5 / 1416 ق.
 
[6] يوسف مدن، سيكولوجية الانتظار، ص 79.
 
[7] الامام المهدي و اليوم الموعود، خليل رزق، صص 161-165.
 
[8] همان، ص 165.
 
 
== پانویس ==
 
== پانویس ==
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 
<div class="hold">
 
<div class="hold">
<div class="return">بازگشت به [[کتب منکر اعتقادی]] </div>
+
<div class="return">بازگشت به [[کتب منکر اعتقادی]] | [[کتب منکر سیاسی]]</div>
 
</div>
 
</div>

نسخهٔ کنونی تا ‏۳ اسفند ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۲۱

مدعیان سفارت و نیابت
مشخصات کتاب
MODAIYAN NIYABAT-SADEH.jpg
نویسنده

مجتبی الساده

مترجم: اهپور حسینی
زبان فارسی
ناشر نام ناشر
محل انتشارات قم
تاریخ نشر اردیبهشت ۱۳۸۷
دانلود PDF

مقدمه

دعوی سفارت، همان ادعای ارتباط با امام حجّت (ع) در زمان غیبت کبرا است.
مدعیان سفارت، ادعا می‌کنند که احکام شرعی و مسائل فقهی را از امام(ع) دریافت می‌کنند؛ گاهی این احکام و مسائل درست و راست و مبتنی بر نظر فقها است و برخی از آنها نیز نادرست و باطل است.

اشاره

پیش از این، به معرفی گروه‌های مدّعی سفارت و نیابت امام زمان(ع) در بحرین و عراق پرداختیم. در بخش اول از این قسمت، دیدگاه علمای عراق را در برابر گروه انصارالمهدی که رهبر آنان ـ احمد الحسن ـ خود را یمانی موعود می‌دانست، می‌خوانیم. در بخش دوم نیز، موضوع ادعای مهدویت را بررسی خواهیم کرد.

اقدام علمای عراق در برابر گروه یمانی

علمای عراق به رویارویی با جنبش مشکوک احمد حسن که از جانب دشمنان اسلام و دستگاه‌های اطلاعاتی کشورهای غربی علیه اسلام، تشیع[۱] و به ویژه بر ضد مستحکم‌ترین دژ این مذهب یعنی مرجعیت کارگردانی و هدایت می‌شد، پرداختند.
علما، اقداماتی را برای کشف حقیقت جنبش و جلوگیری از گسترش آن انجام دادند. از جمله این اقدامات، موارد ذیل بود: ـ مناظره دفتر آیت‌الله سیستانی با آنها، ـ مناظره دفتر شهید محمد صادق صدر(ره)، در بصره و بغداد ـ مناظره دفتر سید محمود الحسنی در العماره ـ دعوت مناظره شیخ علی کورانی از آنها و فرار آنها از این کار شیخ کورانی، احمد حسن را یک شخص بسیار نا آگاه توصیف کرد و گفت: «احمد حسن از مناظره می‌گریزد و هنگامی که ما از او در مورد معجزاتش پرسش می‌کنیم ـ معجزاتی که از نظر او تأیید کننده این وصایت او از امام مهدی(عج) است ـ از پاسخ گفتن ابا می‌کند»[۲].
اما خطر این گروه، همچنان پا برجاست و کشف حقیقت آن، نیازمند تلاش و وقت بیشتری است. در اینجا خالی از فایده نیست که اشاره‌ای به توقیع شریفی که از امام زمان(ع) خطاب به نماینده‌اش ـ سمری ـ صادر شده و در کتاب کمال‌الدین آمده است، داشته باشیم: شیخ صدوق ـ که خداوند او را قرین رحمت خود کند ـ روایت کرده است: «ابومحمد احمد بن الحسن المکتب برای ما روایت کرد و گفت: در سالی که شیخ ابوالحسن علی بن محمد السمری(قدّس سره) در آن وفات یافت، در بغداد بودم.
چند روز پیش از وفات او به دیدارش رفتم و او توقیعی را به من نشان داد که مضمون آن چنین بود: بسم الله الرحمن الرحیم ای علی بن محمد السمری، خداوند بزرگ در مصیبت درگذشت تو پاداش برادران دینی ات را افزون کند. تو تا شش روز دیگر از دنیا خواهی رفت، بنابراین کارهایت را سامان ده و به پایان بر و کسی را به عنوان جانشین پس از خود تعیین مکن، زیرا غیبت دوم [تامّ و کامل] آغاز شده است.
بنابراین، پس از این هیچ ظهوری مگر به اذن خداوند عزوجل نخواهد بود و این ظهور نیز پس از گذشت زمان بسیار و پس از سنگدلی مردم و پس از زمانی که زمین سرشار از ستم شود، خواهد بود. در این زمان کسانی نزد شیعیان ما می‌آیند و ادعای مشاهده [مرا] می‌کنند. آگاه باش، هر که پیش از خروج سفیانی و صیحه، ادعای دیدار و مشاهده مرا کند، [بسیار] دروغگو است و افترا می‌بندد.
لاحول و لاقوّة إلّا بالله العلیّ العظیم[۳]
علامه مجلسی پس از نقل این توقیع، گفته است: شاید منظور از این، کسانی باشند که ادعای مشاهده امام و نیابت از ایشان را می‌کنند و می‌گویند آنها همانند نایبان امام زمان(ع) اخباری از جانب ایشان به شیعیان می‌رسانند[۴]. این نکته‌ای است که برخی از علما برای تکذیب مشاهده امام در دوران غیبت کبرا به آن استناد می‌کنند و از نظر آنها هر کس ادعای نیابت یا تبلیغ از جانب امام(ع) کند، دروغگو است و تقریباً تمام علما در مورد این مسئله اتفاق نظر دارند.

فتوای مراجع تقلید

در ماه جمادی‌الثانی سال ۱۴۲۷ ق. سؤالی از مراجع عظام شیعه در مورد مدعیان ارتباط با امام زمان(ع) شد. در آن سؤال به موارد ذیل اشاره و از آنها نظرخواهی شده بود:
۱. دیدن امام مهدی(ع).
۲. اینکه برخی ادعا می‌کنند رابط میان امام مهدی(ع) و مردم هستند و نامه‌ها و پیام‌های مردم را به ایشان می‌رسانند.
۳. کسانی که ادعا می‌کنند اوامری از جانب امام صادر شده و مردم باید بدان عمل کنند.
۴. برخی ادعا می‌کنند از جانب امام(ع) تأیید شده‌اند. مراجع عظام طیّ فتواهایی، بر کذب و نادرست بودن چنین ادعاهایی تأکید کردند.
برخی از مراجع عظام که چنین حکمی را صادر فرمودند، عبارتند از:
۱. سید محمدعلی علوی گرگانی
۲. ناصر مکارم شیرازی.
۳. سید علی سیستانی.
۴. لطف‌الله صافی گلپایگانی.
۵. میرزا جواد تبریزی.
۶. سید عبدالکریم اردبیلی.
۷. سید محمد صادق روحانی.
۸. سید کاظم حائری.
۹. سید محمد شاهرودی.
۱۰. شیخ فاضل المالکی.
۱۱. علامه شیخ علی کورانی.
۱۲. سید محمد حسین فضل‌الله.
و...
مدعیان ارتباط با امام(ع) یا مدعیان نیابت از ایشان، از عشق و علاقه ما به امام(ع) سوء استفاده می‌کنند.
آنها به خوبی از میزان عشق و تعلق خاطر ما به امامت آگاهند و با استفاده از این، دام‌هایی برای اشخاص ساده لوح و ضعیف‌الایمان می‌تنند. در اینجا ما به یک نمونه که در اخبار آمده است، اشاره می‌کنیم: «مردی که [در ایران] ادعای ارتباط با امام مهدی(ع) را داشت، دستگیر شد. محمود ۳۷ ساله در شهر زنجان، یک مرکز دعا و حرزنویسی به وجود آورده بود و ادعا می‌کرد پیوسته با امام زمان(ع) در ارتباط است. برخی از شهروندان ساده لوح، برخی از دانشجویان و دختران از جمله مهم‌ترین مشتری‌های این شخص حیله گر بودند. او در مدت کوتاهی از طریق دعاها و حرزهایی که ادعا می‌کرد از طرف امام مهدی(ع) است، ثروت بسیار زیادی به دست آورد.
نیروهای امنیتی ایران نیز، از وی غافل نبوده، در کمین او بودند و در آغاز اطلاعاتی در مورد او کسب کرده، تحقیقات کافی در مورد او و قربانیان این دروغگو و شیاد به عمل آوردند. پس از آن، دستور قضایی برای بازرسی منزل او به عمل آمد و دستگیر شد. نیروهای امنیتی در محل زندگی اش، مقدار زیادی تریاک، مواد مخدر، شمشیر، عصا، شال‌ها و کلاه‌های سبز و کتاب‌های ورد و دعا پیدا کردند. این نیروها دریافتند که یک دختر بیست ساله تهرانی به شدت تحت تأثیر او قرار گرفته و در خانه‌اش ماندگار شده بود. این شخص در آستانه عزیمت به سمت تهران همراه با آن دختر بود تا دوستان وی را نیز بفریبد و از این راه حدود ۳۰هزار دلار به دست آورد»[۵].

ادعای سفارت

دعوی سفارت، همان ادعای ارتباط با امام حجّت(ع) در زمان غیبت کبرا است. مدعیان سفارت، ادعا می‌کنند که احکام شرعی و مسائل فقهی را از امام(ع) دریافت می‌کنند؛ گاهی این احکام و مسائل درست و راست و مبتنی بر نظر فقها است و برخی از آنها نیز نادرست و باطل است. اما خطر اصلی چنین اشخاصی در این نهفته است که آنها اعتقاد دارند، مردم از فقیهان بی نیاز هستند زیرا فقها (بر اساس اصول اجتهاد و فقه) براساس ظاهر امور، حکم صادر می‌کنند.
از نظر مدعیان، این دوران با ظهور سفیر یا نماینده امام ـ یعنی خود این اشخاص ـ که مستقیماً به امام وصل است، به پایان رسیده است. از نظر آنها، سفیر و نماینده امام احکام و مسائل واقعی و راستین را مستقیماً از امام دریافت می‌کند و به مردم ابلاغ می‌نماید.
شایان ذکر است که جایگاه امامت و ارتباط با امامت از نظر مالی و اجتماعی اهمیت زیادی دارد. علما و فقها ادعای سفارت و بابیت را به ویژه زمانی که کسی، چیزی را به امام نسبت می‌دهد، باطل و حرام دانسته‌اند. علاوه بر این اگر مدعیان، چیزی را به امام نسبت دهند که ایشان نفرموده یا انجام نداده باشند، این دروغ بستن بر امام نیز هست و به همین دلیل این گونه اعمال و رفتارها بسیار خطرناک بوده، مجازات سنگینی دارد. تاکنون مبحث ادعای سفارت امام (ع) را بیان کردیم. از اینجا به بعد به بحث درباره ی ادعای مهدویت خواهیم پرداخت.

ادعای مهدویت

واقعیت تلخ و ناخوشایندی که امت اسلامی و مسلمانان با آن روبرو هستند، این است که، به دلیل افزایش ناکامی‌ها، شکست‌ها و وجود موانع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فکری برای مسلمانان، مدعیان مهدویت پیوسته در حال افزایش‌اند و تا زمانی که خطّ ستم و کارگردانان مستکبر آن همچنان با قدرت به فعالیت‌های خود ادامه می‌دهد، فشارهای روانی نیز به تبع آن بر مسلمانان افزایش می‌یابد.
در چنین اوضاعی، مجموعه ی مشکلات روانی، پی‌درپی و زنجیره وار در جوامع اسلامی پدید آمده که از آن جمله می‌توان سرگردانی، ناامیدی، گمراهی، موضع گیری‌های یأس‌آور و از دست دادن روح شکیبایی و پایداری، اظهار تردید در برخی معتقدات و دگرگونی احساسات را نام برد. این مشکلات به ویژه هنگامی که سختی‌ها زیاد شده و بر حجم فشارهای ستمگران و مستکبران افزوده می‌شود، نمود بیشتری می‌یابد. وجود این شرایط در میان مسلمانان باعث شده که با اشخاصی برخورد کنیم که سراسر وجود آنها را نگرانی، آشفتگی، عدم تشخیص حقّ از باطل و ندانستن حقیقت زندگی، فراگرفته و این‌گونه در ظلمات طیّ مسیر می‌کنند و به پرواز در آسمان اوهام و خیالات واهی پرداخته یا گرفتار مرداب گمراهی و سرگردانی می‌شوند. نمی‌توان گفت که حسّ شکست، سرخوردگی و حقارت همه مردم را فرا گرفته، بلکه در میان مسلمانان متغیّرهای مثبتی نیز همچون وجود مژده‌ها و بشارت‌های نبوی درباره ی وجود یک نجات بخش و خروج او در آخرالزمان، وجود دارد. اما کسانی که افکاری بیمار دارند، تحت تأثیر هوا و هوس نفسانی، از این گونه خبرها سوء استفاده کرده، به مقابله با حقیقت می‌پردازند.
این‌گونه اشخاص، با دیدگاهی نادرست و مسموم با مردم رفتار می‌کنند. و این گونه، مدعیان و فریب کاران با سوء استفاده از شرایط، مسلمانان را که مدت‌های مدیدی آرزوی ظهور آن منجی موعود را داشته‌اند می‌فریبند و این‌گونه شرایط را از نظر روانی برای اعلام ظهور مهدی‌های دروغین آماده می‌کنند. مهدی‌هایی که دارای هیچ یک از اوصاف واقعی نبوده و هنگام ظهورشان، هیچ یک از نشانه‌های ظهور به وقوع نپیوسته است. بدین ترتیب، اشخاص نا امید و جستجوگری که با تمام توان در پی یافتن راه نجات هستند، برای سبک کردن بار روانی خود، به هر مهدی نمایی درمی‌آویزند تا خود را از رنج‌ها، ناکامی‌ها و شکست‌ها رهایی بخشند.
زیرا ذوق و شوقی که مژده ی ظهور مهدی(ع) در دل برخی به وجود می‌آورد، باعث شده، گمراهان دست به انجام کارهایی برای تغییر واقعیت موجود بزنند و با ایجاد واقعیت‌ها و شرایط روانی، که بر ذهن و فکر مسلمانان فشار وارد می‌آورد، نظر مردم را به سوی خود جلب کنند و به همین دلیل است که هر از چند گاهی، ما شاهد بروز و ظهور مهدیان دروغین هستیم[۶].
به دلیل اینکه بسیاری از گروه‌ها، اصول و قوانین درست این مسئله را نمی‌دانند و از مفاهیم اسلامی چندان آگاهی ندارند و نیز به دلیل وجود برخی از انحرافات در عقاید برخی مذاهب اسلامی، که ادعا می‌کنند مهدی(ع) در آخرالزمان متولد می‌شود، او از مردم عادی است، از پیش خود را نمی‌شناسد بلکه پس از آن دوران، حقیقت شخصیت و وظایفش به او الهام می‌شود، عرصه برای ادعای مهدویت باز نگه داشته، زمینه برای چنین دعاویی فراهم می‌شود و باعث می‌گردد انحرافات رفتاری بیشتری پیش بیاید.
از آنجا که دوران کنونی ما، دوران و زمان مهدی منتظر(ع)، همان نجات بخش بشریت بوده، هر لحظه انتظار ظهور و خروج ایشان می‌رود، در سال‌های اخیر در میان اهل سنّت، افرادی پا به عرصه ی وجود نهاده‌اند که ادعا می‌کنند مهدی موعود(ع) هستند و خداوند بلند مرتبه آنها را برای نجات بشریّت از ستم و فساد برانگیخته، یا این مأموریت را به آنها الهام کرده است، اما نتیجه همه این موارد، بهره برداری آنها از اشخاص ساده لوح و اختصاص جایگاه مهدویت به خویش است.
اگر هم مردم به گرد آنها جمع شوند، موجب پراکندگی و چند دستگی و وارد ساختن زخم و ضربه ی جدیدی به پیکره ی امّت اسلامی می‌شود.
در این بخش، با برخی از نمونه‌های مدعیان مهدویت که به تازگی در مناطق مختلف جهان اسلام سربرآورده‌اند، آشنا می‌شویم. البته پیش از آن، به طور بسیار خلاصه، به ذکر برخی از ادعاهای مهدویت در تاریخ اسلام می‌پردازیم. توطئه بر ضدّ عقیده ی مهدویت ابتدا، از دوران خلافت اموی آغاز شد. معاویه خود، مهدی(ع) را همان عیسی بن مریم(ع) می‌دانست. او گفت: «شما گمان کرده‌اید که یک پادشاه هاشمی و یک مهدی قائم از میان شما خواهد بود. در حالی که حقیقت این است که مهدی، همان عیسی بن مریم است و این امر در دست ماست تا آن را به او برسانیم». بسیار روشن است که معاویه می‌خواست اندیشه ی مهدویت را در دین اسلام از میان ببرد و آن را از ویژگی‌ها و عقاید مسیحیت بداند، پس از آن نیز چنین ادعاهایی پیوسته وجود داشته است:
۱. سبئیان امام علی(ع) را مهدی می‌دانستند.
۲. کیسانیه، محمد بن حنفیه و پسرش ابوهاشم عبدالله بن محمد بن حنفیه را مهدی می‌دانستند.
۳. حسنیان، محمد بن عبدالله بن حسن را مهدی موعود می‌دانستند.
۴. عباسیان، محمد بن عبدالله عباس را مهدی می‌دانستند.
۵. ناووسیه، امام صادق(ع) را مهدی می‌دانستند.
۶. اسماعیلیان، اسماعیل فرزند امام صادق(ع) را مهدی می‌دانستند.
۷. فطحیه، عبدالله بن أفطح و فرزندش محمد بن عبدالله افطح را مهدی می‌دانستند.
۸. واقفیه، امام کاظم(ع) را امام مهدی می‌دانستند.
۹. محمدیه، محمد، فرزند امام هادی(ع) را مهدی می‌دانستند. اینان نیز همانند اسماعیلیان، معتقدند که محمد در زمان حیات پدرش وفات نیافته بلکه اصرار دارند ایشان زنده است و از نظرها غایب شده و همان مهدی موعود است.
۱۰. برخی دیگر، امام حسن عسکری(ع) را مهدی دانسته، می‌گویند: «ایشان غایب شده و از خود فرزندی به جا نگذاشته است». برخی هم جعفر فرزند امام علی هادی را امام دانسته‌اند.
اینها به طور خلاصه، مهم‌ترین ادعاهای مهدویت در دوره‌های آغازین اسلام بوده است. اما پس از دوران غیبت صغرا نیز مدعیان زیادی پا به عرصه وجود نهادند که ما نام برخی از آنها را می‌آوریم[۷].
۱. عبیدالله المهدی: او در سال ۲۹۷ ق. با عنوان مهدی خروج و حکومت فاطمیان را بنیان گذاری کرد. وی شهر المهدیه را در یکی از سواحل تونس ساخت.
۲. محمد بن عبدالله بن تُومَرت العلوی الحسن (۴۸۵-۵۲۴) معروف به مهدی هرغی: قبیله او به نام المصامده در مراکش سکونت داشته است. او در سال ۴۹۷ ق. با عنوان مهدی، خروج و حکومت «موحّدین» را بنیان گذاری کرد.
۳. ناصر الدین الله: او از خلفای عباسی بود که در سال ۵۵۰ ق به دنیا آمد. ابن التعاویذی در دو بیت او را به عنوان مهدی موعود مدح کرده است. «تو امام مهدی هستی، و ما امام به حق و موعودی جز تو نداریم. خلاف و نادرست به نظر ما می‌آید، اگر کسی ادعای دیگری در مورد امام منتظر داشته باشد».
۴. مردی به نام عباس الفاطمی: او در «غُماره» در سال‌های میان ۶۹۰ تا ۷۰۰ خروج و ادعا کرد که همان فاطمی موعود است. جمع کثیری از غُماره‌ای‌ها، به او پیوستند و در نهایت کشته شد.
۵. مردی معروف به تویزری: تویزر یکی از فرقه‌های صوفیه است، او از رباط از قبیله ی ماسه خروج کرد و ادعا کرد که همان مهدی فاطمی است. شمار زیادی از اهالی سوس و دیگر شهرها به او گرویدند و در پایان او نیز به قتل رسید.
۶. اسحاق البستی الزوی: او در دوران محمد چهارم، سلطان عثمانی در سال ۹۸۶ خروج کرده، ادعای مهدویت داشت.
۷. مردی از اهالی طرابلس: وی در سال ۱۲۱۹ در مصر ادعای مهدویت کرد. او بسیار زود به جنگ ضدّ فرانسوی‌ها پرداخت و همراه با شماری از یارانش به قتل رسید.
۸. محمد احمد: او در سال ۱۲۶۰ ق. از سودان از قیبله ی دنقله‌ای‌ها خروج کرد. او در جزیره ی بنت ـ مقابل دنقلا ـ متولد شده بود.
۹. مردی از تبار پیامر(ص): او در رباط عباد خروج کرده، خود را مهدی موعود می‌دانست. در آن زمان عده‌ای به دور او جمع شدند.
۱۰. احمد بن احمد الکیال: او در آغاز ادعای امامت می‌کرد، سپس ادعای مهدویت کرد و فرقه ی «کیالیه» را به وجود آورد.
۱۱. مهدی تهامه: در تهامه یمن در سال ۱۱۵۹ م. خروج و ادعا کرد که همان امام منتظر و موعود است. گروهی از عرب‌های صحرانشین به او گرویدند. او توانست حکومت «حمدانی‌ها» را در صنعا و حکومت «نجاحیه» را در «زبید» از میان ببرد.
۱۲. احمد بن محمد الباریلی: او مهدی وهابی نیز خوانده می‌شود. در سال ۱۲۲۴ ق. در شهر بریلی هند به دنیا آمد. او خود را از نوادگان امام حسن(ع) معرفی می‌کرد. به هندوها و سیخی‌ها در پنجاب هند اعلام جنگ داد و پس از مدتی کشته شد. او با افکار و عقاید و دعوی‌هایش، راه را برای پیدایش قادیانیه هموار ساخت.
۱۳. میرزا غلام احمد قادیانی: در سال ۱۸۲۶ م.از پنجاب هند خروج کرد و در آنجا با سیخی‌ها به عنوان اینکه او پیامبر است به جنگ پرداخت و فرقه قادیانه را که هنوز هم پیروانی در هند دارد، به وجود آورد.
۱۴. محمد مهدی السنوسی: او از مراکش در نیمه ی قرن نوزدهم میلادی خروج کرد و کمی قبل از مرگش اعتراف کرد، مهدی موعود نیست.
۱۵. علی محمد [باب] شیرازی: در شیراز در سال ۱۲۳۵ ق. به دنیا آمد. در ابتدا ادعا می‌کرد باب و طریق رسیدن به مهدی منتظر است و پس از مدتی خود را مهدی موعود دانست. وی هنگامی که دید اشخاص نادان بسیاری گرد او جمع شده‌اند، ادعای پیامبری کرد. و در پایان ادعای خداوندی نمود و در سال ۱۲۶۵ ق اعدام شد.
۱۶. مهدی سنگال: وی در سال ۱۸۲۸ در سنگال پا به عرصه وجود نهاد و ادعای مهدویت کرد. به شورش ضد حکومت وقت پرداخت، اما در پایان شکست خورد و کشته شد.
۱۷. مهدی صومالی: محمد بن عبدالله در سال ۱۸۹۹ م ادعا کرد که او همان امام موعود و منتظر است. او مدت بیست سال در «اوجادین» در میان قبیله اش نفوذ داشت و با انگلیسی‌ها، ایتالیایی‌ها و حبشه‌ای‌ها به جنگ پرداخت و در سال ۱۹۲۰م. وفات یافت[۸].
این اشخاص، از جمله بارزترین و مهم‌ترین اشخاصی بوده‌اند که ادعای مهدویت داشتند و نام آنها در سند مدعیان دروغین مهدویت ثبت شده است. در سال‌های اخیر نیز، افرادی پا به عرصه وجود نهاده‌اند که فریفته هوا و هوس نفسانی خود شده، به دروغ ادعای مهدویت کرده‌اند. گزارش‌های خبری و امنیتی حاکی از آن است که در حال حاضر ده‌ها نفر در جهان اسلام ادعای مهدویت دارند. این پدیده ی منحرف که تأثیر روانی و فکری زیان باری بر اندیشه ی مهدویت گذاشته، در حقیقت تکرار همان ادعاهای پیشین مهدویت است و برخی می‌خواهند در جوامع اسلامی، لباس شخصیت این امام بزرگ را بر تن کرده، نقش او را بازی کنند و کارهایی را که ایشان پس از ظهور مبارکشان انجام می‌دهند، خودسرانه انجام دهند.
این پدیده ی منحرف، هر از چند گاهی ظاهر شده، پس از مدتی از میان می‌رود و پیوسته ما اخباری می‌شنویم که شخص یا اشخاصی در مناطق زندگی خود ادعای مهدویت کرده‌اند. در قسمت آینده چندین نمونه از مشهورترین این‌گونه اشخاص می‌پردازیم.

پانویس

  1. بنگرید: کتاب مؤامر التفریق بین الأدیان الإلهیه، تألیف دکتر مایکل برانت، مؤلف در این کتاب پرده از وجود برنامه‌های در دست اجرا در اداره ی اطلاعات آمریکا ضدّ مذهب تشیع و شیعیان برمی دارد که هدف آن تضعیف مرجعیت تا سال ۲۰۱۰ م است.
  2. سایت: العربیه نت. روز جمعه ۱۹ / ۱ / ۲۰۰۷ برابر با ۳۰ / ۱۲ / ۱۴۲۷ ق.
  3. شیخ صدوق، کمال‌الدین، ص ۴۶۷، شیخ طوسی، غیبت، ص ۲۶۶.
  4. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۵۱.
  5. روزنامه‌های داخلی عربستان سعودی، یکشنبه ۱۲ / ۶ / ۲۰۰۵ برابر با ۵ / ۵ / ۱۴۱۶ ق.
  6. یوسف مدن، سیکولوجیة الانتظار، ص ۷۹.
  7. الامام المهدی و الیوم الموعود، خلیل رزق، صص ۱۶۱-۱۶۵.
  8. همان، ص ۱۶۵.