فرهنگ مصادیق:دیدگاه فخر رازی: تفاوت بین نسخهها
| (یک نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است) | |||
| سطر ۳: | سطر ۳: | ||
صحیح بخاری و مسلم در ترازوی نقد تألیف: (آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله))<br/> | صحیح بخاری و مسلم در ترازوی نقد تألیف: (آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله))<br/> | ||
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید:<br/> | خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید:<br/> | ||
| − | ( | + | (وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ);<ref>سوره توبه: آیه 114.</ref><br/> |
و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش (عمویش) فقط برای وعدهای بود که به او داده بود (که ایمان آورد) اما هنگامی که بر او روشن شد که وی دشمن خداست از او بیزاری جست، به راستی ابراهیم بسیار دعا کننده و بردبار بود.<br/> | و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش (عمویش) فقط برای وعدهای بود که به او داده بود (که ایمان آورد) اما هنگامی که بر او روشن شد که وی دشمن خداست از او بیزاری جست، به راستی ابراهیم بسیار دعا کننده و بردبار بود.<br/> | ||
فخر رازی در ذیل این آیه مینویسد: بیان چند نکته ضروری است:<br/> | فخر رازی در ذیل این آیه مینویسد: بیان چند نکته ضروری است:<br/> | ||
| سطر ۱۴: | سطر ۱۴: | ||
از طرفی، با چشم پوشی از آن چه گفتیم، دلایل عقلی نیز ممنوعیت [[استغفار]] برای مشرکان را تأیید میکند. فخر رازی در این زمینه میگوید:<br/> | از طرفی، با چشم پوشی از آن چه گفتیم، دلایل عقلی نیز ممنوعیت [[استغفار]] برای مشرکان را تأیید میکند. فخر رازی در این زمینه میگوید:<br/> | ||
خدای تعالی در آیه دیگری میفرماید:<br/> | خدای تعالی در آیه دیگری میفرماید:<br/> | ||
| − | ( | + | (مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ);<ref>سوره توبه: آیه 113.</ref><br/> |
هر آینه، پیامبر و اهل ایمان نباید برای مشرکان (از خدا) طلب آمرزش کنند.<br/> | هر آینه، پیامبر و اهل ایمان نباید برای مشرکان (از خدا) طلب آمرزش کنند.<br/> | ||
این آیه دو معنا را به ذهن القا میکند:<br/> | این آیه دو معنا را به ذهن القا میکند:<br/> | ||
| سطر ۲۱: | سطر ۲۱: | ||
مورد اول بدین معناست که نبوّت و ایمان، مانع [[استغفار]] برای مشرکان میشوند و مورد دوم بدین معناست که [[استغفار]] برای مشرکان، ممنوع است.<br/> | مورد اول بدین معناست که نبوّت و ایمان، مانع [[استغفار]] برای مشرکان میشوند و مورد دوم بدین معناست که [[استغفار]] برای مشرکان، ممنوع است.<br/> | ||
البته شایان ذکر است که مفهوم هر دو مورد به هم نزدیک است. خداوند در ادامه همین آیه علت ممنوعیت را بیان میفرماید:<br/> | البته شایان ذکر است که مفهوم هر دو مورد به هم نزدیک است. خداوند در ادامه همین آیه علت ممنوعیت را بیان میفرماید:<br/> | ||
| − | (... مِنْ بَعْدِ | + | (... مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ);<ref>همان.</ref><br/> |
... بعد از آن که آنان را اهل دوزخ شناختند.<br/> | ... بعد از آن که آنان را اهل دوزخ شناختند.<br/> | ||
هم چنین در آیه دیگری از قرآن کریم میخوانیم:<br/> | هم چنین در آیه دیگری از قرآن کریم میخوانیم:<br/> | ||
| − | (إِنَّ | + | (إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ);<ref>سوره نساء: آیه 48.</ref><br/> |
به راستی که خدا هر کس را که به او شرک آورد نخواهد بخشید و غیر آن را برای هر کسی که بخواهد میآمرزد.<br/> | به راستی که خدا هر کس را که به او شرک آورد نخواهد بخشید و غیر آن را برای هر کسی که بخواهد میآمرزد.<br/> | ||
معنای این آیات چنین است:<br/> | معنای این آیات چنین است:<br/> | ||
| سطر ۳۰: | سطر ۳۰: | ||
هم چنین، تصمیم قطعی خداوند بر مجازات مشرکان، قرار گرفته است. بنابراین، طلب آمرزش برای آنان نه تنها فایدهای ندارد; بلکه باعث نقصان مرتبه پیامبر و کاهش منزلت وی نیز میشود.<br/> | هم چنین، تصمیم قطعی خداوند بر مجازات مشرکان، قرار گرفته است. بنابراین، طلب آمرزش برای آنان نه تنها فایدهای ندارد; بلکه باعث نقصان مرتبه پیامبر و کاهش منزلت وی نیز میشود.<br/> | ||
خداوند متعال میفرماید:<br/> | خداوند متعال میفرماید:<br/> | ||
| − | ( | + | (ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ);<ref>سوره غافر: آیه 60.</ref><br/> |
مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم.<br/> | مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم.<br/> | ||
و از طرفی میفرماید:<br/> | و از طرفی میفرماید:<br/> | ||
| − | (أَنَّهُمْ | + | (أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ);<ref>سوره توبه: آیه 113.</ref><br/> |
که آنان اهل دوزخند.<br/> | که آنان اهل دوزخند.<br/> | ||
بنابراین، استغفار، موجب خلف یعنی عدم تحقّق یکی از دو آیه مذکور میشود که چنین چیزی امکان پذیر نیست.<ref>تفسیر الرازی: 16 / 209.</ref><br/>صحیح بخاری و مسلم در ترازوی نقد تألیف: (آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله))<br/> | بنابراین، استغفار، موجب خلف یعنی عدم تحقّق یکی از دو آیه مذکور میشود که چنین چیزی امکان پذیر نیست.<ref>تفسیر الرازی: 16 / 209.</ref><br/>صحیح بخاری و مسلم در ترازوی نقد تألیف: (آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله))<br/> | ||
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید:<br/> | خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید:<br/> | ||
| − | ( | + | (وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ);<ref>سوره توبه: آیه 114.</ref><br/> |
و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش (عمویش) فقط برای وعدهای بود که به او داده بود (که ایمان آورد) اما هنگامی که بر او روشن شد که وی دشمن خداست از او بیزاری جست، به راستی ابراهیم بسیار دعا کننده و بردبار بود.<br/> | و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش (عمویش) فقط برای وعدهای بود که به او داده بود (که ایمان آورد) اما هنگامی که بر او روشن شد که وی دشمن خداست از او بیزاری جست، به راستی ابراهیم بسیار دعا کننده و بردبار بود.<br/> | ||
فخر رازی در ذیل این آیه مینویسد: بیان چند نکته ضروری است:<br/> | فخر رازی در ذیل این آیه مینویسد: بیان چند نکته ضروری است:<br/> | ||
| سطر ۴۸: | سطر ۴۸: | ||
از طرفی، با چشم پوشی از آن چه گفتیم، دلایل عقلی نیز ممنوعیت [[استغفار]] برای مشرکان را تأیید میکند. فخر رازی در این زمینه میگوید:<br/> | از طرفی، با چشم پوشی از آن چه گفتیم، دلایل عقلی نیز ممنوعیت [[استغفار]] برای مشرکان را تأیید میکند. فخر رازی در این زمینه میگوید:<br/> | ||
خدای تعالی در آیه دیگری میفرماید:<br/> | خدای تعالی در آیه دیگری میفرماید:<br/> | ||
| − | ( | + | (مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ);<ref>سوره توبه: آیه 113.</ref><br/> |
هر آینه، پیامبر و اهل ایمان نباید برای مشرکان (از خدا) طلب آمرزش کنند.<br/> | هر آینه، پیامبر و اهل ایمان نباید برای مشرکان (از خدا) طلب آمرزش کنند.<br/> | ||
این آیه دو معنا را به ذهن القا میکند:<br/> | این آیه دو معنا را به ذهن القا میکند:<br/> | ||
| سطر ۵۵: | سطر ۵۵: | ||
مورد اول بدین معناست که نبوّت و ایمان، مانع [[استغفار]] برای مشرکان میشوند و مورد دوم بدین معناست که [[استغفار]] برای مشرکان، ممنوع است.<br/> | مورد اول بدین معناست که نبوّت و ایمان، مانع [[استغفار]] برای مشرکان میشوند و مورد دوم بدین معناست که [[استغفار]] برای مشرکان، ممنوع است.<br/> | ||
البته شایان ذکر است که مفهوم هر دو مورد به هم نزدیک است. خداوند در ادامه همین آیه علت ممنوعیت را بیان میفرماید:<br/> | البته شایان ذکر است که مفهوم هر دو مورد به هم نزدیک است. خداوند در ادامه همین آیه علت ممنوعیت را بیان میفرماید:<br/> | ||
| − | (... مِنْ بَعْدِ | + | (... مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ);<ref>همان.</ref><br/> |
... بعد از آن که آنان را اهل دوزخ شناختند.<br/> | ... بعد از آن که آنان را اهل دوزخ شناختند.<br/> | ||
هم چنین در آیه دیگری از قرآن کریم میخوانیم:<br/> | هم چنین در آیه دیگری از قرآن کریم میخوانیم:<br/> | ||
| − | (إِنَّ | + | (إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ);<ref>سوره نساء: آیه 48.</ref><br/> |
به راستی که خدا هر کس را که به او شرک آورد نخواهد بخشید و غیر آن را برای هر کسی که بخواهد میآمرزد.<br/> | به راستی که خدا هر کس را که به او شرک آورد نخواهد بخشید و غیر آن را برای هر کسی که بخواهد میآمرزد.<br/> | ||
معنای این آیات چنین است:<br/> | معنای این آیات چنین است:<br/> | ||
| سطر ۶۴: | سطر ۶۴: | ||
هم چنین، تصمیم قطعی خداوند بر مجازات مشرکان، قرار گرفته است. بنابراین، طلب آمرزش برای آنان نه تنها فایدهای ندارد; بلکه باعث نقصان مرتبه پیامبر و کاهش منزلت وی نیز میشود.<br/> | هم چنین، تصمیم قطعی خداوند بر مجازات مشرکان، قرار گرفته است. بنابراین، طلب آمرزش برای آنان نه تنها فایدهای ندارد; بلکه باعث نقصان مرتبه پیامبر و کاهش منزلت وی نیز میشود.<br/> | ||
خداوند متعال میفرماید:<br/> | خداوند متعال میفرماید:<br/> | ||
| − | ( | + | (ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ);<ref>سوره غافر: آیه 60.</ref><br/> |
مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم.<br/> | مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم.<br/> | ||
و از طرفی میفرماید:<br/> | و از طرفی میفرماید:<br/> | ||
| − | (أَنَّهُمْ | + | (أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ);<ref>سوره توبه: آیه 113.</ref><br/> |
که آنان اهل دوزخند.<br/> | که آنان اهل دوزخند.<br/> | ||
بنابراین، استغفار، موجب خلف یعنی عدم تحقّق یکی از دو آیه مذکور میشود که چنین چیزی امکان پذیر نیست.<ref>تفسیر الرازی: 16 / 209.</ref><br/> | بنابراین، استغفار، موجب خلف یعنی عدم تحقّق یکی از دو آیه مذکور میشود که چنین چیزی امکان پذیر نیست.<ref>تفسیر الرازی: 16 / 209.</ref><br/> | ||
| سطر ۷۶: | سطر ۷۶: | ||
<div class="hold"> | <div class="hold"> | ||
| − | <div class="return">بازگشت به [[استغفار برای | + | <div class="return">بازگشت به [[استغفار برای کفار]] </div> |
</div> | </div> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۰۰
صحیح بخاری و مسلم در ترازوی نقد تألیف: (آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله))
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید:
(وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ);[۱]
و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش (عمویش) فقط برای وعدهای بود که به او داده بود (که ایمان آورد) اما هنگامی که بر او روشن شد که وی دشمن خداست از او بیزاری جست، به راستی ابراهیم بسیار دعا کننده و بردبار بود.
فخر رازی در ذیل این آیه مینویسد: بیان چند نکته ضروری است:
نکته یکم. تعلّق این آیه به آیات پیشین، از چند جهت قابل بررسی است:
۱ . مقصود از سخن حق تعالی این است که نباید تصوّر شود که خداوند متعال حضرت محمّد صلی الله علیه وآله را از برخی موارد مجاز برای ابراهیم علیه السلام، منع کرده است.
۲ . خداوند در صدد بیان این نکته است که مبالغه در لزوم گسست و دل کندن از زنده و مرده کفّار، علّت اتصال آیه مذکور به آیات قبلی است. خداوند در مرحله بعد به تبیین این مسأله میپردازد که حکم گسست از کفّار، به دین محمّد صلی الله علیه وآله اختصاص ندارد.
بنابراین، مبالغه موجود در آیه، نشان میدهد که تشریع وجوب گسست از کفرورزان، در دین ابراهیم علیه السلام نیز تجلّی یافته است و به همین جهت مبالغه در الزام گسست و جدایی از کفّار، به صورت کامل تر و قوی تر نمایان میشود.
۳ . خداوند متعال، در این آیه، ابراهیم علیه السلام را حلیم ـ به معنای کسی که کمتر خشمگین میشود ـ و أوّاه ـ به معنای کسی که به هنگام زیان دیدن از مردم، بسیار آه و ناله میکند ـ معرفی مینماید. مقصود این است که فردی هم چون ابراهیمِ حلیم و أوّاه، تمایل قلبی فراوانی به استغفار برای پدرش دارد و منظور آیه این است که خداوند، ابراهیم علیه السلام را با آن همه منزلت والا، بردباری و حلیم بودن، باز از استغفار برای پدر کافرش باز داشته است و به همین جهت دیگران نیز به طریق اولی، اجازه استغفار برای کفّار را ندارند.[۲]
بنابر دیدگاه فخر رازی دانستیم که ابراهیم علیه السلام اجازه چنین استغفاری را نداشت و از پدرش تبرّی جست، از این رو تردیدی برای هیچ مسلمانی باقی نمیماند که حدیث بخاری، جعلی و ساختگی است!
از طرفی، با چشم پوشی از آن چه گفتیم، دلایل عقلی نیز ممنوعیت استغفار برای مشرکان را تأیید میکند. فخر رازی در این زمینه میگوید:
خدای تعالی در آیه دیگری میفرماید:
(مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ);[۳]
هر آینه، پیامبر و اهل ایمان نباید برای مشرکان (از خدا) طلب آمرزش کنند.
این آیه دو معنا را به ذهن القا میکند:
۱ . استغفار برای مشرکان، شایسته پیامبر صلی الله علیه وآله و مؤمنان نیست و به همین جهت آیه مذکور، معنای توصیفی به خود میگیرد.
۲ . جنبه ممنوعیت استغفار توسط پیامبر صلی الله علیه وآله و مؤمنان، مدّ نظر است.
مورد اول بدین معناست که نبوّت و ایمان، مانع استغفار برای مشرکان میشوند و مورد دوم بدین معناست که استغفار برای مشرکان، ممنوع است.
البته شایان ذکر است که مفهوم هر دو مورد به هم نزدیک است. خداوند در ادامه همین آیه علت ممنوعیت را بیان میفرماید:
(... مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ);[۴]
... بعد از آن که آنان را اهل دوزخ شناختند.
هم چنین در آیه دیگری از قرآن کریم میخوانیم:
(إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ);[۵]
به راستی که خدا هر کس را که به او شرک آورد نخواهد بخشید و غیر آن را برای هر کسی که بخواهد میآمرزد.
معنای این آیات چنین است:
خداوند متعال از جهنّمی بودن مشرکان، خبر داده است و به همین جهت طلب آمرزش برای مشرکان، به منزله آن است که از خداوند بخواهیم از تحقق وعدهها و وعیدهای خود دست بردارد که چنین چیزی، روا نیست.
هم چنین، تصمیم قطعی خداوند بر مجازات مشرکان، قرار گرفته است. بنابراین، طلب آمرزش برای آنان نه تنها فایدهای ندارد; بلکه باعث نقصان مرتبه پیامبر و کاهش منزلت وی نیز میشود.
خداوند متعال میفرماید:
(ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ);[۶]
مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم.
و از طرفی میفرماید:
(أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ);[۷]
که آنان اهل دوزخند.
بنابراین، استغفار، موجب خلف یعنی عدم تحقّق یکی از دو آیه مذکور میشود که چنین چیزی امکان پذیر نیست.[۸]
صحیح بخاری و مسلم در ترازوی نقد تألیف: (آیت الله سید علی حسینی میلانی (مد ظله))
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید:
(وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ);[۹]
و آمرزش خواهی ابراهیم برای پدرش (عمویش) فقط برای وعدهای بود که به او داده بود (که ایمان آورد) اما هنگامی که بر او روشن شد که وی دشمن خداست از او بیزاری جست، به راستی ابراهیم بسیار دعا کننده و بردبار بود.
فخر رازی در ذیل این آیه مینویسد: بیان چند نکته ضروری است:
نکته یکم. تعلّق این آیه به آیات پیشین، از چند جهت قابل بررسی است:
۱ . مقصود از سخن حق تعالی این است که نباید تصوّر شود که خداوند متعال حضرت محمّد صلی الله علیه وآله را از برخی موارد مجاز برای ابراهیم علیه السلام، منع کرده است.
۲ . خداوند در صدد بیان این نکته است که مبالغه در لزوم گسست و دل کندن از زنده و مرده کفّار، علّت اتصال آیه مذکور به آیات قبلی است. خداوند در مرحله بعد به تبیین این مسأله میپردازد که حکم گسست از کفّار، به دین محمّد صلی الله علیه وآله اختصاص ندارد.
بنابراین، مبالغه موجود در آیه، نشان میدهد که تشریع وجوب گسست از کفرورزان، در دین ابراهیم علیه السلام نیز تجلّی یافته است و به همین جهت مبالغه در الزام گسست و جدایی از کفّار، به صورت کامل تر و قوی تر نمایان میشود.
۳ . خداوند متعال، در این آیه، ابراهیم علیه السلام را حلیم ـ به معنای کسی که کمتر خشمگین میشود ـ و أوّاه ـ به معنای کسی که به هنگام زیان دیدن از مردم، بسیار آه و ناله میکند ـ معرفی مینماید. مقصود این است که فردی هم چون ابراهیمِ حلیم و أوّاه، تمایل قلبی فراوانی به استغفار برای پدرش دارد و منظور آیه این است که خداوند، ابراهیم علیه السلام را با آن همه منزلت والا، بردباری و حلیم بودن، باز از استغفار برای پدر کافرش باز داشته است و به همین جهت دیگران نیز به طریق اولی، اجازه استغفار برای کفّار را ندارند.[۱۰]
بنابر دیدگاه فخر رازی دانستیم که ابراهیم علیه السلام اجازه چنین استغفاری را نداشت و از پدرش تبرّی جست، از این رو تردیدی برای هیچ مسلمانی باقی نمیماند که حدیث بخاری، جعلی و ساختگی است!
از طرفی، با چشم پوشی از آن چه گفتیم، دلایل عقلی نیز ممنوعیت استغفار برای مشرکان را تأیید میکند. فخر رازی در این زمینه میگوید:
خدای تعالی در آیه دیگری میفرماید:
(مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ);[۱۱]
هر آینه، پیامبر و اهل ایمان نباید برای مشرکان (از خدا) طلب آمرزش کنند.
این آیه دو معنا را به ذهن القا میکند:
۱ . استغفار برای مشرکان، شایسته پیامبر صلی الله علیه وآله و مؤمنان نیست و به همین جهت آیه مذکور، معنای توصیفی به خود میگیرد.
۲ . جنبه ممنوعیت استغفار توسط پیامبر صلی الله علیه وآله و مؤمنان، مدّ نظر است.
مورد اول بدین معناست که نبوّت و ایمان، مانع استغفار برای مشرکان میشوند و مورد دوم بدین معناست که استغفار برای مشرکان، ممنوع است.
البته شایان ذکر است که مفهوم هر دو مورد به هم نزدیک است. خداوند در ادامه همین آیه علت ممنوعیت را بیان میفرماید:
(... مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ);[۱۲]
... بعد از آن که آنان را اهل دوزخ شناختند.
هم چنین در آیه دیگری از قرآن کریم میخوانیم:
(إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ);[۱۳]
به راستی که خدا هر کس را که به او شرک آورد نخواهد بخشید و غیر آن را برای هر کسی که بخواهد میآمرزد.
معنای این آیات چنین است:
خداوند متعال از جهنّمی بودن مشرکان، خبر داده است و به همین جهت طلب آمرزش برای مشرکان، به منزله آن است که از خداوند بخواهیم از تحقق وعدهها و وعیدهای خود دست بردارد که چنین چیزی، روا نیست.
هم چنین، تصمیم قطعی خداوند بر مجازات مشرکان، قرار گرفته است. بنابراین، طلب آمرزش برای آنان نه تنها فایدهای ندارد; بلکه باعث نقصان مرتبه پیامبر و کاهش منزلت وی نیز میشود.
خداوند متعال میفرماید:
(ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ);[۱۴]
مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم.
و از طرفی میفرماید:
(أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ);[۱۵]
که آنان اهل دوزخند.
بنابراین، استغفار، موجب خلف یعنی عدم تحقّق یکی از دو آیه مذکور میشود که چنین چیزی امکان پذیر نیست.[۱۶]
پانویس
- ↑ سوره توبه: آیه 114.
- ↑ تفسیر الرازی: 16 / 210.
- ↑ سوره توبه: آیه 113.
- ↑ همان.
- ↑ سوره نساء: آیه 48.
- ↑ سوره غافر: آیه 60.
- ↑ سوره توبه: آیه 113.
- ↑ تفسیر الرازی: 16 / 209.
- ↑ سوره توبه: آیه 114.
- ↑ تفسیر الرازی: 16 / 210.
- ↑ سوره توبه: آیه 113.
- ↑ همان.
- ↑ سوره نساء: آیه 48.
- ↑ سوره غافر: آیه 60.
- ↑ سوره توبه: آیه 113.
- ↑ تفسیر الرازی: 16 / 209.







