فرهنگ مصادیق:پاسداری از مرقد پیامبران و امامان: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
 
 
(۲ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 
<div class="head1"> پاسداری از مرقد پیامبران و امامان </div>
 
<div class="head1"> پاسداری از مرقد پیامبران و امامان </div>
 +
 
==مقدمه==
 
==مقدمه==
در مقابل گروه نخست كه مى گفتند كه: ((ربّهم أعلم بهم)). بنابراين مسجدسازى در كنار مدفن اولياى الهى گذشته از اين كه مطابق فطرت بوده، مورد تأييد شرايع پيشين الهى نيز بوده است.<br/>
+
در مقابل گروه نخست که می‌گفتند که: (رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ).<ref>کهف؛ آیه 21</ref> بنابراین مسجدسازی در کنار مدفن اولیای الهی گذشته از این که مطابق فطرت بوده، مورد تأیید شرایع پیشین الهی نیز بوده است.<br/>
محدث معاصر آقاى البانى كه سرسپرده وهابيان بوده، با پيش داورى خاصى در دلالت آيه بر جواز مسجدسازى در كنار قبور اوليا، خدشه كرده ومى گويد: مقصود از ((وَقالَ الَّذينَ غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ)) اميران و متنفذان قوم بودند ومعلوم نيست كه آنان انسان هاى مؤمن و صالحى بوده باشند.<ref>تحذير الساجد باتخاذ القبور مساجد، ص 72</ref>
+
محدث معاصر آقای البانی که سرسپرده وهابیان بوده، با پیش داوری خاصی در دلالت آیه بر جواز مسجدسازی در کنار قبور اولیا، خدشه کرده ومی گوید: مقصود از (الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ)<ref>کهف؛ آیه 21</ref> امیران و متنفذان قوم بودند ومعلوم نیست که آنان انسان‌های مؤمن و صالحی بوده باشند.<ref>تحذیر الساجد باتخاذ القبور مساجد، ص 72</ref>
ولى ايشان از دو مطلب غفلت كرده است:<br/>
+
ولی ایشان از دو مطلب غفلت کرده است:<br/>
۱. مقصود از جمله ((غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ)) به شهادت اين كه ضمير ((عَلى أَمْرِهِمْ)) به اصحاب كهف برمى گردد، كسانى است كه از اسرار اصحاب كهف آگاهى پيدا كرده بودند، در مقابل گروه نخست كه اظهار بى اطلاعى كرده و گفتند ((رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ)) بنابراين، پيشنهاد كنندگان، انسان هاى والايى بودند كه از اسرار اين گروه به روشنى آگاهى داشتند نه صاحبان قدرت.<br/>
+
۱. مقصود از جمله (غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ)<ref>کهف؛ آیه 21</ref> به شهادت این که ضمیر (عَلَى أَمْرِهِمْ)<ref>کهف؛ آیه 21</ref> به اصحاب کهف برمی گردد، کسانی است که از اسرار اصحاب کهف آگاهی پیدا کرده بودند، در مقابل گروه نخست که اظهار بی اطلاعی کرده و گفتند (رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ).<ref>کهف؛ آیه 21</ref> بنابراین، پیشنهاد کنندگان، انسان‌های والایی بودند که از اسرار این گروه به روشنی آگاهی داشتند نه صاحبان قدرت.<br/>
۲. فرض كنيد مقصود از((غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ)) كسانى هستند كه غالب و پيروز شدند، ولى مقصود غلبه دينى است، نه غلبه نظامى; زيرا طبرى در تفسير خود يادآور مى شود آنگاه كه اصحاب كهف پس از سيصد و اندى سال از خواب بيدار شدند فردى را از ميان خود برگزيدند كه به شهر برود و غذايى تهيه كند. اين فرد آنگاه كه گام از غار بيرون نهاد، اوضاع را دگرگون ديد، بر ديوار تكيه كرده و به اطراف خود مى نگريست و با خود مى انديشيد تا ديروز اگر كسى در اين شهر نام عيسى را مى برد كشته مى شد، امّا حالا در همه جا نام عيسى شنيده مى شود. سپس گفت: شايد اينجا آن شهرى نيست كه من ديده‌ام.<ref>تفسير طبرى، ج15، ص 219</ref>
+
۲. فرض کنید مقصود از(غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ)<ref>کهف؛ آیه 21</ref> کسانی هستند که غالب و پیروز شدند، ولی مقصود غلبه دینی است، نه غلبه نظامی; زیرا طبری در تفسیر خود یادآور می‌شود آنگاه که اصحاب کهف پس از سیصد و اندی سال از خواب بیدار شدند فردی را از میان خود برگزیدند که به شهر برود و غذایی تهیه کند. این فرد آنگاه که گام از غار بیرون نهاد، اوضاع را دگرگون دید، بر دیوار تکیه کرده و به اطراف خود می‌نگریست و با خود می‌اندیشید تا دیروز اگر کسی در این شهر نام عیسی را می‌برد کشته می‌شد، امّا حالا در همه جا نام عیسی شنیده می‌شود. سپس گفت: شاید اینجا آن شهری نیست که من دیده‌ام.<ref>تفسیر طبری، ج15، ص 219</ref>
اين قطعه تاريخى حاكى است كه مقصود از گروه پيشنهاد كننده موحدانى بودند كه آيين مسيح را برگزيدند و اگر هم مقصود از ((غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ)) غلبه و پيروزى باشد منظور، غلبه از نظر دينى و رسميت دين و آيين بوده است.<br/>
+
این قطعه تاریخی حاکی است که مقصود از گروه پیشنهاد کننده موحدانی بودند که آیین مسیح را برگزیدند و اگر هم مقصود از (غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ)<ref>کهف؛ آیه 21</ref>غلبه و پیروزی باشد منظور، غلبه از نظر دینی و رسمیت دین و آیین بوده است.<br/>
۲. مرقد رسول خدا در درون مسجد النبى(صلى الله عليه وآله)<br/>
+
۲. مرقد رسول خدا در درون مسجد النبی(صلی الله علیه وآله)<br/>
روزى كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به لقاء الله پيوست، خانه او جزو مسجد نبود و او در همان خانه خود با تصويب صحابه به خاك سپرده شد. پس از خاكسپارى او، همسرش عايشه ساليان درازى در آن خانه نماز مى گزارد<ref>سنن بيهقى، ج4، ص 78; مستدرك حاكم، ج1، ص 377</ref> و هرگز احدى از صحابه به وى اعتراض نكرد كه تو چرا در كنار قبر نماز مى خوانى؟<br/>
+
روزی که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به لقاء الله پیوست، خانه او جزو مسجد نبود و او در همان خانه خود با تصویب صحابه به خاک سپرده شد. پس از خاکسپاری او، همسرش عایشه سالیان درازی در آن خانه نماز می‌گزارد<ref>سنن بیهقی، ج4، ص 78; مستدرک حاکم، ج1، ص 377</ref> و هرگز احدی از صحابه به وی اعتراض نکرد که تو چرا در کنار قبر نماز می‌خوانی؟<br/>
آنگاه كه در سال ۸۸ در دوران خلافت وليد بن عبدالملك مسجد پيامبر توسعه يافت، فرماندار مدينه يعنى عمر بن عبدالعزيز به فرمان «وليد» تمام اتاق هاى همسران پيامبر را كه ديوار به ديوار مسجد ساخته شده بودند تخريب كرد و جزو مسجد قرار داد و در نتيجه قبر مبارك در درون مسجد قرار گرفت و هرگز نه تابعان و نه فقيهان مدينه، به اين عمل اعتراض نكردند و بالاتر از همه اين كه حضرت سجاد(عليه السلام) بر اين عمل ايراد نگرفت.<br/>
+
آنگاه که در سال ۸۸ در دوران خلافت ولید بن عبدالملک مسجد پیامبر توسعه یافت، فرماندار مدینه یعنی عمر بن عبدالعزیز به فرمان «ولید» تمام اتاق‌های همسران پیامبر را که دیوار به دیوار مسجد ساخته شده بودند تخریب کرد و جزو مسجد قرار داد و در نتیجه قبر مبارک در درون مسجد قرار گرفت و هرگز نه تابعان و نه فقیهان مدینه، به این عمل اعتراض نکردند و بالاتر از همه این که حضرت سجاد (علیه السلام) بر این عمل ایراد نگرفت.<br/>
اين عمل حاكى از آن است كه قرار گرفتن مسجد در كنار مشاهد اوليا و نماز گزاردن در آنها به عنوان تبرّك اشكالى ندارد و از آن زمان تا به حال كه سيزده قرن مى گذرد تمام مسلمانان جهان حتى وهابيان گرداگرد مرقد شريف رسول خاتم(صلى الله عليه وآله) نماز مى گزارند و كسى اعتراض نمى كند.<br/>
+
این عمل حاکی از آن است که قرار گرفتن مسجد در کنار مشاهد اولیا و نماز گزاردن در آنها به عنوان تبرّک اشکالی ندارد و از آن زمان تا به حال که سیزده قرن می‌گذرد تمام مسلمانان جهان حتی وهابیان گرداگرد مرقد شریف رسول خاتم (صلی الله علیه وآله) نماز می‌گزارند و کسی اعتراض نمی‌کند.<br/>
آرى، در زمان تخريب، فقيهى به نام سعيد بن مسيّب اعتراض كرد<ref> وفاء الوفاء، ج2، ص 517</ref> ولى سبب اعتراض او در تاريخ نيامده است. احتمال دارد تخريب اتاق هاى همسران نبى بدون رضايت صاحبان آنها صورت گرفته بود از اين نظر سعيد بن مسيّب اعتراض كرد.<br/>
+
آری، در زمان تخریب، فقیهی به نام سعید بن مسیّب اعتراض کرد<ref> وفاء الوفاء، ج2، ص 517</ref> ولی سبب اعتراض او در تاریخ نیامده است. احتمال دارد تخریب اتاق‌های همسران نبی بدون رضایت صاحبان آنها صورت گرفته بود از این نظر سعید بن مسیّب اعتراض کرد.<br/>
احتمال ديگر اين كه نظر او اين بود كه اين خانه هاى بسيار بى آلايش به همان حالت بماند تا براى آيندگان عبرت باشد.
+
احتمال دیگر این که نظر او این بود که این خانه‌های بسیار بی آلایش به همان حالت بماند تا برای آیندگان عبرت باشد.<br/>
 +
 
 
== پانویس ==
 
== پانویس ==
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۷ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۰۲

پاسداری از مرقد پیامبران و امامان

مقدمه

در مقابل گروه نخست که می‌گفتند که: (رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ).[۱] بنابراین مسجدسازی در کنار مدفن اولیای الهی گذشته از این که مطابق فطرت بوده، مورد تأیید شرایع پیشین الهی نیز بوده است.
محدث معاصر آقای البانی که سرسپرده وهابیان بوده، با پیش داوری خاصی در دلالت آیه بر جواز مسجدسازی در کنار قبور اولیا، خدشه کرده ومی گوید: مقصود از (الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ)[۲] امیران و متنفذان قوم بودند ومعلوم نیست که آنان انسان‌های مؤمن و صالحی بوده باشند.[۳] ولی ایشان از دو مطلب غفلت کرده است:
۱. مقصود از جمله (غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ)[۴] به شهادت این که ضمیر (عَلَى أَمْرِهِمْ)[۵] به اصحاب کهف برمی گردد، کسانی است که از اسرار اصحاب کهف آگاهی پیدا کرده بودند، در مقابل گروه نخست که اظهار بی اطلاعی کرده و گفتند (رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ).[۶] بنابراین، پیشنهاد کنندگان، انسان‌های والایی بودند که از اسرار این گروه به روشنی آگاهی داشتند نه صاحبان قدرت.
۲. فرض کنید مقصود از(غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ)[۷] کسانی هستند که غالب و پیروز شدند، ولی مقصود غلبه دینی است، نه غلبه نظامی; زیرا طبری در تفسیر خود یادآور می‌شود آنگاه که اصحاب کهف پس از سیصد و اندی سال از خواب بیدار شدند فردی را از میان خود برگزیدند که به شهر برود و غذایی تهیه کند. این فرد آنگاه که گام از غار بیرون نهاد، اوضاع را دگرگون دید، بر دیوار تکیه کرده و به اطراف خود می‌نگریست و با خود می‌اندیشید تا دیروز اگر کسی در این شهر نام عیسی را می‌برد کشته می‌شد، امّا حالا در همه جا نام عیسی شنیده می‌شود. سپس گفت: شاید اینجا آن شهری نیست که من دیده‌ام.[۸] این قطعه تاریخی حاکی است که مقصود از گروه پیشنهاد کننده موحدانی بودند که آیین مسیح را برگزیدند و اگر هم مقصود از (غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ)[۹]غلبه و پیروزی باشد منظور، غلبه از نظر دینی و رسمیت دین و آیین بوده است.
۲. مرقد رسول خدا در درون مسجد النبی(صلی الله علیه وآله)
روزی که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به لقاء الله پیوست، خانه او جزو مسجد نبود و او در همان خانه خود با تصویب صحابه به خاک سپرده شد. پس از خاکسپاری او، همسرش عایشه سالیان درازی در آن خانه نماز می‌گزارد[۱۰] و هرگز احدی از صحابه به وی اعتراض نکرد که تو چرا در کنار قبر نماز می‌خوانی؟
آنگاه که در سال ۸۸ در دوران خلافت ولید بن عبدالملک مسجد پیامبر توسعه یافت، فرماندار مدینه یعنی عمر بن عبدالعزیز به فرمان «ولید» تمام اتاق‌های همسران پیامبر را که دیوار به دیوار مسجد ساخته شده بودند تخریب کرد و جزو مسجد قرار داد و در نتیجه قبر مبارک در درون مسجد قرار گرفت و هرگز نه تابعان و نه فقیهان مدینه، به این عمل اعتراض نکردند و بالاتر از همه این که حضرت سجاد (علیه السلام) بر این عمل ایراد نگرفت.
این عمل حاکی از آن است که قرار گرفتن مسجد در کنار مشاهد اولیا و نماز گزاردن در آنها به عنوان تبرّک اشکالی ندارد و از آن زمان تا به حال که سیزده قرن می‌گذرد تمام مسلمانان جهان حتی وهابیان گرداگرد مرقد شریف رسول خاتم (صلی الله علیه وآله) نماز می‌گزارند و کسی اعتراض نمی‌کند.
آری، در زمان تخریب، فقیهی به نام سعید بن مسیّب اعتراض کرد[۱۱] ولی سبب اعتراض او در تاریخ نیامده است. احتمال دارد تخریب اتاق‌های همسران نبی بدون رضایت صاحبان آنها صورت گرفته بود از این نظر سعید بن مسیّب اعتراض کرد.
احتمال دیگر این که نظر او این بود که این خانه‌های بسیار بی آلایش به همان حالت بماند تا برای آیندگان عبرت باشد.

پانویس

  1. کهف؛ آیه 21
  2. کهف؛ آیه 21
  3. تحذیر الساجد باتخاذ القبور مساجد، ص 72
  4. کهف؛ آیه 21
  5. کهف؛ آیه 21
  6. کهف؛ آیه 21
  7. کهف؛ آیه 21
  8. تفسیر طبری، ج15، ص 219
  9. کهف؛ آیه 21
  10. سنن بیهقی، ج4، ص 78; مستدرک حاکم، ج1، ص 377
  11. وفاء الوفاء، ج2، ص 517
منبع: سایت کتابخانه مدرسه فقاهت - تاریخ برداشت : 95/07/29