کتابخانه:رشوه -کتاب: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
جز (Shirzad صفحهٔ رشوه -کتاب را به کتابخانه:رشوه -کتاب منتقل کرد)
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
سطر ۲۱: سطر ۲۱:
 
|داده۷  =   
 
|داده۷  =   
 
|برچسب۸  = شابک
 
|برچسب۸  = شابک
|داده۸  =978-964-973-245-9
+
|داده۸  =۹۷۸-۹۶۴-۹۷۳-۲۴۵-۹
 
|برچسب۹  = دانلود
 
|برچسب۹  = دانلود
 
|داده۹  = [http://download.ghbook.ir/download.php?id=12456&file=913-fa-reshveh.pdf PDF]
 
|داده۹  = [http://download.ghbook.ir/download.php?id=12456&file=913-fa-reshveh.pdf PDF]
 
}}
 
}}
  
 
+
بسم اللَّه الرحمن الرحیم<br/>
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
+
 
+
 
گرچه رشوه یک تباهی و فساد اجتماعی است، امّا در هر صورت یک [[گناه]] است و بسیار مناسب می‌بینم که مقدمه‌ای درباره [[گناه]] و ماهیت آن داشته باشیم. اگر پلیدی و زشتی و تأثیر تخریبی [[گناه]] را احساس کنیم در بازدارندگی ما تأثیر زیادی خواهد داشت. از جمله این شناخت‌ها درک بوی گند [[گناه]] است!<br/>
 
گرچه رشوه یک تباهی و فساد اجتماعی است، امّا در هر صورت یک [[گناه]] است و بسیار مناسب می‌بینم که مقدمه‌ای درباره [[گناه]] و ماهیت آن داشته باشیم. اگر پلیدی و زشتی و تأثیر تخریبی [[گناه]] را احساس کنیم در بازدارندگی ما تأثیر زیادی خواهد داشت. از جمله این شناخت‌ها درک بوی گند [[گناه]] است!<br/>
  
 
==آیا گناه بو دارد==
 
==آیا گناه بو دارد==
 
 
آری! همه چیز می‌تواند بو داشته باشد چنان‌که حضرت یعقوب‌علیه السلام گفت: «انی لاجد ریح یوسف»؛<ref> سوره یوسف، آیه 94.<br/>
 
آری! همه چیز می‌تواند بو داشته باشد چنان‌که حضرت یعقوب‌علیه السلام گفت: «انی لاجد ریح یوسف»؛<ref> سوره یوسف، آیه 94.<br/>
 
</ref>  
 
</ref>  
 
من بوی یوسف را (از راه دور</ref> احساس می‌کنم.<br/>
 
من بوی یوسف را (از راه دور</ref> احساس می‌کنم.<br/>
 
 
و چنین است که علی‌علیه السلام می‌فرماید:<br/>
 
و چنین است که علی‌علیه السلام می‌فرماید:<br/>
 
+
تعطّروا بالاستغفار لا یفضحنّکم روائح الذنوب؛<ref> بحارالانوار، ج 6، ص 22.</ref><br/>
تعطّروا بالاستغفار لا یفضحنّکم روائح الذنوب؛<ref> بحارالانوار، ج 6، ص 22.</ref>
+
 
+
 
با [[استغفار]] خودتان را معطر کنید تا بوی [[گناه]] شما را رسوا نکند.<br/>
 
با [[استغفار]] خودتان را معطر کنید تا بوی [[گناه]] شما را رسوا نکند.<br/>
 
 
پس [[گناه]] خیلی بدبوست امّا گویی مشام ما آن را درک نمی‌کند. باید مشامّ انسان تیز بشود. این بدبویی او آبرو را می‌برد.<br/>
 
پس [[گناه]] خیلی بدبوست امّا گویی مشام ما آن را درک نمی‌کند. باید مشامّ انسان تیز بشود. این بدبویی او آبرو را می‌برد.<br/>
 
 
آنچه مطلب را روشن‌تر می‌کند، حدیثی است که شخصی از امام سجادعلیه السلام پرسید. فرشته‌ها اعمال انسان را می‌بینند و می‌نویسند ولی چگونه از نیت‌ها خبردار می‌شوند تا آنها را ثبت کنند؟<br/>
 
آنچه مطلب را روشن‌تر می‌کند، حدیثی است که شخصی از امام سجادعلیه السلام پرسید. فرشته‌ها اعمال انسان را می‌بینند و می‌نویسند ولی چگونه از نیت‌ها خبردار می‌شوند تا آنها را ثبت کنند؟<br/>
 
+
امام‌علیه السلام با طرح پرسشی چنین پاسخ داد: آیا بوی باغ و لجن‌زار یکسان است؟<ref> ارشاد القلوب، باب 5.</ref> یعنی نیت خیر بوی عطر دارد و نیت بد بوی تعفّن. پس فرشتگان با نیت خوب بوی عطر را می‌شنوند و با نیت زشت بوی گند را. بوی باغ و چاه معلوم است.<ref> استاد جوادی آملی.</ref><br/>
امام‌علیه السلام با طرح پرسشی چنین پاسخ داد: آیا بوی باغ و لجن‌زار یکسان است؟<ref> ارشاد القلوب، باب 5.</ref> یعنی نیت خیر بوی عطر دارد و نیت بد بوی تعفّن. پس فرشتگان با نیت خوب بوی عطر را می‌شنوند و با نیت زشت بوی گند را. بوی باغ و چاه معلوم است.<ref> استاد جوادی آملی.</ref>
+
 
+
 
در نهج البلاغه علی‌علیه السلام بعد از آنکه داستان برادرش عقیل را که فقیر شده بود و نزد امام‌علیه السلام آمده تا چیزی بگیرد، را نقل نموده می‌فرماید:<br/>
 
در نهج البلاغه علی‌علیه السلام بعد از آنکه داستان برادرش عقیل را که فقیر شده بود و نزد امام‌علیه السلام آمده تا چیزی بگیرد، را نقل نموده می‌فرماید:<br/>
 
+
عقیل خیال کرد که من دینم را به او می‌فروشم و به دلخواه او قدم بر می‌دارم و راه و رسم خوش را کنار می‌گذارم. پس وقتی اصرار کرد آهن گداخته را به بدنش نزدیک کردم تا با حرارت آن عبرت بگیرد و سپس می‌فرماید: از این شگفت‌آورتر داستان کسی است که نیمه شب ظرفی سرپوشیده پر از حلوای خوش طعم و لذیذ به درب خانه ما آورد ولی این حلوا معجونی بود که من از آن متنفر شدم گویا آن را با آب دهان مار یا استفراغش خمیر کرده بودند. به او گفتم هدیه است یا [[زکات]] یا صدقه؟ چون این هر دو بر ما حرام است. گفت نه این است و نه آن بلکه هدیه است. به او گفتم زنان بچه مرده بر تو گریه کنند، آیا از طریق دین خدا وارد شده‌ای که مرا بفریبی؟ ادراکت به هم ریخته یا دیوانه شده‌ای و یا هذیان می‌گویی؟ به خدا سوگند اگر اقلیم‌های هفتگانه با آنچه در زیر آسمان‌هاست به من دهند که خدا را با گرفتن پوست جوی از دهان مورچه‌ای نافرمانی کنم هرگز نخواهم کرد و این دنیای شما از برگ جویده‌ای در دهان ملخی، نزد من خوارتر است. علی را با نعمت‌های فانی چه کار؟<ref> نهج البلاغه، خطبه 224.</ref><br/>
عقیل خیال کرد که من دینم را به او می‌فروشم و به دلخواه او قدم بر می‌دارم و راه و رسم خوش را کنار می‌گذارم. پس وقتی اصرار کرد آهن گداخته را به بدنش نزدیک کردم تا با حرارت آن عبرت بگیرد و سپس می‌فرماید: از این شگفت‌آورتر داستان کسی است که نیمه شب ظرفی سرپوشیده پر از حلوای خوش طعم و لذیذ به درب خانه ما آورد ولی این حلوا معجونی بود که من از آن متنفر شدم گویا آن را با آب دهان مار یا استفراغش خمیر کرده بودند. به او گفتم هدیه است یا [[زکات]] یا صدقه؟ چون این هر دو بر ما حرام است. گفت نه این است و نه آن بلکه هدیه است. به او گفتم زنان بچه مرده بر تو گریه کنند، آیا از طریق دین خدا وارد شده‌ای که مرا بفریبی؟ ادراکت به هم ریخته یا دیوانه شده‌ای و یا هذیان می‌گویی؟ به خدا سوگند اگر اقلیم‌های هفتگانه با آنچه در زیر آسمان‌هاست به من دهند که خدا را با گرفتن پوست جوی از دهان مورچه‌ای نافرمانی کنم هرگز نخواهم کرد و این دنیای شما از برگ جویده‌ای در دهان ملخی، نزد من خوارتر است. علی را با نعمت‌های فانی چه کار؟<ref> نهج البلاغه، خطبه 224.</ref>
+
 
+
 
مرحوم سید محمّد کاظم طباطبایی‌رحمه الله این مسئله را طرح کرده که اگر کسی به مقامی رسید و افراد طمعکار از او تحلیل و تکریم زیادی کنند و لقب‌های اضافی به او دادند؛ در صورتی که قبلاً چنین احترامی نمی‌کردند، آیا این هم رشوه حساب می‌شود؟<br/>
 
مرحوم سید محمّد کاظم طباطبایی‌رحمه الله این مسئله را طرح کرده که اگر کسی به مقامی رسید و افراد طمعکار از او تحلیل و تکریم زیادی کنند و لقب‌های اضافی به او دادند؛ در صورتی که قبلاً چنین احترامی نمی‌کردند، آیا این هم رشوه حساب می‌شود؟<br/>
 
+
سپس خودش جواب می‌دهد: احتمال قوی‌تر این است که رشوه شامل اینجا هم می‌شود.<ref> بنیان مرصوص، استاد جوادی آملی، ص 87.</ref> یعنی تمجید و تملّق کننده راشی و تحویل گیرنده مرتشی است. این است همان معنی صراط مستقیم از مو باریک‌تر و از لبه شمشیر تیزتر است. البته گاهی پوشیده می‌شود گاهی افراد متوسط در خواب می‌بینند و کسی روشن‌تر باشد در بیداری برایش معلوم می‌شود.<ref> همان، ص 87.</ref><br/>
سپس خودش جواب می‌دهد: احتمال قوی‌تر این است که رشوه شامل اینجا هم می‌شود.<ref> بنیان مرصوص، استاد جوادی آملی، ص 87.</ref> یعنی تمجید و تملّق کننده راشی و تحویل گیرنده مرتشی است. این است همان معنی صراط مستقیم از مو باریک‌تر و از لبه شمشیر تیزتر است. البته گاهی پوشیده می‌شود گاهی افراد متوسط در خواب می‌بینند و کسی روشن‌تر باشد در بیداری برایش معلوم می‌شود.<ref> همان، ص 87.</ref>
+
 
+
 
معنی رشوه در بین مردم روشن است امّا با تأمّل در آن می‌توان به آگاهی‌ها و دقت‌هایی رسید که مراقبت‌های بیشتری بیاورد.<br/>
 
معنی رشوه در بین مردم روشن است امّا با تأمّل در آن می‌توان به آگاهی‌ها و دقت‌هایی رسید که مراقبت‌های بیشتری بیاورد.<br/>
 
+
رَشوه، رِشوه یا رُشوه به هر سه صورت در لغت استفاده شده است. و در مجموع به کار یا چیزی گفته می‌شود که به حاکم یا فردی دیگر داده می‌شود تا به نفع او قلم کند یا حقی را ضایع کند یا با تبانی به حاجت خود برسد.<ref> رشوه و احکام آن در فقه، حمیدرضا دادویی.</ref><br/>
رَشوه، رِشوه یا رُشوه به هر سه صورت در لغت استفاده شده است. و در مجموع به کار یا چیزی گفته می‌شود که به حاکم یا فردی دیگر داده می‌شود تا به نفع او قلم کند یا حقی را ضایع کند یا با تبانی به حاجت خود برسد.<ref> رشوه و احکام آن در فقه، حمیدرضا دادویی.</ref>
+
 
+
 
با آگاهی از این مطلب در بسیاری از موارد خود را فریب می‌دهیم و نام‌های دیگر مثل بخشش یا هدیه بر آن می‌گذاریم.<br/>
 
با آگاهی از این مطلب در بسیاری از موارد خود را فریب می‌دهیم و نام‌های دیگر مثل بخشش یا هدیه بر آن می‌گذاریم.<br/>
 
 
بنابراین باید حکم صریح مسئله را ببینیم: امام خمینی‌رحمه الله در کتاب تحریر الوسیله می‌نویسد:<br/>
 
بنابراین باید حکم صریح مسئله را ببینیم: امام خمینی‌رحمه الله در کتاب تحریر الوسیله می‌نویسد:<br/>
 
 
گرفتن و دادن رشوه اگر برای این باشد که به خاطر آن برای رشوه دهنده به باطل حکم کند حرام است ولی اگر رسیدن به حقش متوقف بر آن باشد برای رشوه دهنده جایز است امّا برای گیرنده‌اش حرام است. امّا اگر رسیدن به حقّ متوقف بر دادن رشوه نباشد چطور؟ اینجا احتیاط ترک است و برگرداندن آن مال به رشوه دهنده واجب است و در بین تمام اینها، رشوه به هر عنوان باشد فرق نمی‌کند چه هدیه یا هبه یا بیع محاباتی و مانند اینها فرقی نمی‌کند.<ref> تحریر الوسیله، ج 4، ص 83.</ref>
 
گرفتن و دادن رشوه اگر برای این باشد که به خاطر آن برای رشوه دهنده به باطل حکم کند حرام است ولی اگر رسیدن به حقش متوقف بر آن باشد برای رشوه دهنده جایز است امّا برای گیرنده‌اش حرام است. امّا اگر رسیدن به حقّ متوقف بر دادن رشوه نباشد چطور؟ اینجا احتیاط ترک است و برگرداندن آن مال به رشوه دهنده واجب است و در بین تمام اینها، رشوه به هر عنوان باشد فرق نمی‌کند چه هدیه یا هبه یا بیع محاباتی و مانند اینها فرقی نمی‌کند.<ref> تحریر الوسیله، ج 4، ص 83.</ref>
  
 
==آیا حرام بودن رشوه در قرآن آمده است==
 
==آیا حرام بودن رشوه در قرآن آمده است==
 
 
بله! چهار آیه قرآن دلیل بر حرمت رشوه است:<br/>
 
بله! چهار آیه قرآن دلیل بر حرمت رشوه است:<br/>
 
 
بقره، ۱۸۸ - مائده، ۴۲ - مائده، ۶۲ - توبه، 33.<br/>
 
بقره، ۱۸۸ - مائده، ۴۲ - مائده، ۶۲ - توبه، 33.<br/>
 
 
آیه اوّل:<br/>
 
آیه اوّل:<br/>
 
+
«و لاتأکلوا اموالکم بینکم بالباطل»؛<br/>
«و لاتأکلوا اموالکم بینکم بالباطل»؛
+
 
+
 
مال یکدیگر را بین خود به ناحقّ نخورید و کار را به محاکم قضایی نیندازید تا به وسیله رشوه و زور پاره مال مردم را بخورید با اینکه شما کار باطل خود را می‌دانید.<br/>
 
مال یکدیگر را بین خود به ناحقّ نخورید و کار را به محاکم قضایی نیندازید تا به وسیله رشوه و زور پاره مال مردم را بخورید با اینکه شما کار باطل خود را می‌دانید.<br/>
 
 
إدلآء در آیه «و تُدْلُوا بها إِلی الحُکّام»به معنای رساندن دلو یا سطل به چاه برای کشیدن آب است که به همان رشوه تفسیر شده است.<br/>
 
إدلآء در آیه «و تُدْلُوا بها إِلی الحُکّام»به معنای رساندن دلو یا سطل به چاه برای کشیدن آب است که به همان رشوه تفسیر شده است.<br/>
 
 
در آیه دوم (مائده، ۴۲) می‌فرماید:<br/>
 
در آیه دوم (مائده، ۴۲) می‌فرماید:<br/>
 
+
«سمّاعون للکذب اکّالون للسّحت»؛<br/>
«سمّاعون للکذب اکّالون للسّحت»؛
+
 
+
 
به دروغ گوش فرا می‌دهند و حرام می‌خورند.<br/>
 
به دروغ گوش فرا می‌دهند و حرام می‌خورند.<br/>
 
+
سُحت در این آیه همان کسب از راه غیر حلال و یا رشوه است.<ref> جلد دوم المیزان، ص 52، به نقل از رشوه و احکام آن، ص 70 - 71.</ref><br/>
سُحت در این آیه همان کسب از راه غیر حلال و یا رشوه است.<ref> جلد دوم المیزان، ص 52، به نقل از رشوه و احکام آن، ص 70 - 71.</ref>
+
 
+
 
در آیه سوم (مائده، ۶۲) همان تعبیر سُحت آمده است.<br/>
 
در آیه سوم (مائده، ۶۲) همان تعبیر سُحت آمده است.<br/>
 
 
در آیه چهارم همان تعبیر خوردن مال مردم به باطل که در آیه اوّل بود آمده است.<br/>
 
در آیه چهارم همان تعبیر خوردن مال مردم به باطل که در آیه اوّل بود آمده است.<br/>
  
 
==چند حدیث درباره رشوه==
 
==چند حدیث درباره رشوه==
 
 
۱- پیامبر اکرم‌صلی الله علیه وآله:<br/>
 
۱- پیامبر اکرم‌صلی الله علیه وآله:<br/>
 
+
ایاکم و الرشوه فانها محض الکفر و لا یشمّ صاحب الرشوه ریح الجنّة؛<br/>
ایاکم و الرشوه فانها محض الکفر و لا یشمّ صاحب الرشوه ریح الجنّة؛
+
باید از رشوه گرفتن دوری کنید؛ زیرا که در واقع کفر است و صاحب رشوه، بوی بهشت را نخواهد شنید.<ref> میزان الحکمه، (منتخب)، ص 219.<br/></ref>
 
+
باید از رشوه گرفتن دوری کنید؛ زیرا که در واقع کفر است و صاحب رشوه، بوی بهشت را نخواهد شنید.<ref> میزان الحکمه، (منتخب)، ص 219.<br/>
+
</ref>
+
 
مقصود از کفر در این حدیث کفر در عمل است نه در اعتقاد مثل آنجا که پیامبر اکرم‌صلی الله علیه وآله درباره ترک عمدی نماز را کفر شمرده است.<br/>
 
مقصود از کفر در این حدیث کفر در عمل است نه در اعتقاد مثل آنجا که پیامبر اکرم‌صلی الله علیه وآله درباره ترک عمدی نماز را کفر شمرده است.<br/>
 
 
به بیان دیگر رشوه آنقدر [[گناه]] بزرگی است که در حدّ کفر قرار گرفته است چنان‌که در معنای کفر آمده است معنی الکفر کل معصیة عصی اللَّه بها فاعله کافر؛ کفر به هر معصیتی گفته می‌شود که خداوند را مورد نافرمانی قرار دهد و انجام دهنده آن کافر است.<ref> تحف العقول، ص 344.</ref>
 
به بیان دیگر رشوه آنقدر [[گناه]] بزرگی است که در حدّ کفر قرار گرفته است چنان‌که در معنای کفر آمده است معنی الکفر کل معصیة عصی اللَّه بها فاعله کافر؛ کفر به هر معصیتی گفته می‌شود که خداوند را مورد نافرمانی قرار دهد و انجام دهنده آن کافر است.<ref> تحف العقول، ص 344.</ref>
 
 
۲- لعن اللَّه الراشی و المرتشی و الرائش بینهما؛<ref> میزان الحکمه، ص 219.</ref>
 
۲- لعن اللَّه الراشی و المرتشی و الرائش بینهما؛<ref> میزان الحکمه، ص 219.</ref>
 
 
خداوند رشوه دهنده و رشوه گیرنده و واسطه بین آنها را، لعنت کرده است.<br/>
 
خداوند رشوه دهنده و رشوه گیرنده و واسطه بین آنها را، لعنت کرده است.<br/>
 
 
۳- امام صادق‌علیه السلام:<br/>
 
۳- امام صادق‌علیه السلام:<br/>
 
+
الرُشی فی الحکم هو الکفر باللَّه؛<ref> منتخب میزان الحکمه، ص 219.<br/></ref>
الرُشی فی الحکم هو الکفر باللَّه؛<ref> منتخب میزان الحکمه، ص 219.<br/>
+
</ref>
+
 
+
 
رشوه در حکم (قضاوت و حکومت) همان کفر به خداست.<br/>
 
رشوه در حکم (قضاوت و حکومت) همان کفر به خداست.<br/>
 
 
۴- علی‌علیه السلام در تفسیر آیه «اکالون للسُحت؛ یعنی خورندگان حرام» فرمود:<br/>
 
۴- علی‌علیه السلام در تفسیر آیه «اکالون للسُحت؛ یعنی خورندگان حرام» فرمود:<br/>
 
 
این درباره مردی است که حاجتی برای برادر من روا کند و سپس هدیه بگیرد.<ref> همان.</ref>
 
این درباره مردی است که حاجتی برای برادر من روا کند و سپس هدیه بگیرد.<ref> همان.</ref>
  
 
==چندپرسش==
 
==چندپرسش==
 
+
سؤال <br/>
سؤال  
+
 
+
 
اگر کسی چیزی به قاضی و کارمند حکومت هدیه بدهد حرام است؟ آیا مصداق رشوه است؟<br/>
 
اگر کسی چیزی به قاضی و کارمند حکومت هدیه بدهد حرام است؟ آیا مصداق رشوه است؟<br/>
 
+
جواب <br/>
جواب  
+
 
+
 
هدیه در حدیث به سه نوع تقسیم شده است:<br/>
 
هدیه در حدیث به سه نوع تقسیم شده است:<br/>
 
 
هدیه مکافاة یا پاداش همان‌طور که بین مردم جاریست که باعث تحکیم پیوندهاست.<br/>
 
هدیه مکافاة یا پاداش همان‌طور که بین مردم جاریست که باعث تحکیم پیوندهاست.<br/>
 
 
هدیه مصانعه (ساختگی) یا تبانی و رشوه که به قاضی یا کارمند دولت داده شود تا کاری انجام دهد.<br/>
 
هدیه مصانعه (ساختگی) یا تبانی و رشوه که به قاضی یا کارمند دولت داده شود تا کاری انجام دهد.<br/>
 
+
هدیه للَّه که به خاطر خداوند و جلب نظر اوست مثل قربانی.<ref> تهذیب الاحکام، ج 6، ص 378، به نقل از رشوه و احکام آن، ص 186.</ref><br/>
هدیه للَّه که به خاطر خداوند و جلب نظر اوست مثل قربانی.<ref> تهذیب الاحکام، ج 6، ص 378، به نقل از رشوه و احکام آن، ص 186.</ref>
+
 
+
 
امّا آنچه مسلّم است حرام بودن هدیه به کارگزاران حکومت است و همان رشوه است که در حدیث پیامبرصلی الله علیه وآله آمده است:<br/>
 
امّا آنچه مسلّم است حرام بودن هدیه به کارگزاران حکومت است و همان رشوه است که در حدیث پیامبرصلی الله علیه وآله آمده است:<br/>
 
 
هدایا العمّال حرامٌ کلها؛<ref> منتخب میزان الحکمه، ص 524.</ref>
 
هدایا العمّال حرامٌ کلها؛<ref> منتخب میزان الحکمه، ص 524.</ref>
 
 
هدیه به کارگزاران به کلّ حرام است.<br/>
 
هدیه به کارگزاران به کلّ حرام است.<br/>
 
 
در این باره حکایتی بسیار گویا از رسول اکرم‌صلی الله علیه وآله نقل شده است:<br/>
 
در این باره حکایتی بسیار گویا از رسول اکرم‌صلی الله علیه وآله نقل شده است:<br/>
 
 
پیامبرصلی الله علیه وآله شخصی از قوم بنی اسد را که «ابن الاتبیه» نام داشت برای جمع‌آوری [[زکات]] فرستاد. او هنگامی که نزد پیامبرصلی الله علیه وآله بازگشت مال جمع‌آوری را به دو قسمت نزد پیامبرصلی الله علیه وآله گذاشت و گفت این قسمت مال شماست و این قسمت را به من هدیه داده‌اند.<br/>
 
پیامبرصلی الله علیه وآله شخصی از قوم بنی اسد را که «ابن الاتبیه» نام داشت برای جمع‌آوری [[زکات]] فرستاد. او هنگامی که نزد پیامبرصلی الله علیه وآله بازگشت مال جمع‌آوری را به دو قسمت نزد پیامبرصلی الله علیه وآله گذاشت و گفت این قسمت مال شماست و این قسمت را به من هدیه داده‌اند.<br/>
 
 
پیامبرصلی الله علیه وآله به منبر رفت و بعد از ستایش و ثنای خداوند فرمود:<br/>
 
پیامبرصلی الله علیه وآله به منبر رفت و بعد از ستایش و ثنای خداوند فرمود:<br/>
 
 
چه شده است که فردی برای کار (جمع‌آوری زکات) می‌فرستم و او (بازگشته) می‌گوید این مال تو و این مال من (هدیه). آیا اگر این شخص در خانه‌اش پدر و مادرش بود کسی برای او هدیه می‌فرستاد؟ پس قسم به کسی که جانم در دست اوست هر کس چیزی بگیرد روز قیامت همان را بر گردنش می‌آویزند. اگر آن چیز شتر یا گاو یا گوساله یا گوسفندی باشد.<ref> منتخب میزان الحکمه، ص 524.<br/>
 
چه شده است که فردی برای کار (جمع‌آوری زکات) می‌فرستم و او (بازگشته) می‌گوید این مال تو و این مال من (هدیه). آیا اگر این شخص در خانه‌اش پدر و مادرش بود کسی برای او هدیه می‌فرستاد؟ پس قسم به کسی که جانم در دست اوست هر کس چیزی بگیرد روز قیامت همان را بر گردنش می‌آویزند. اگر آن چیز شتر یا گاو یا گوساله یا گوسفندی باشد.<ref> منتخب میزان الحکمه، ص 524.<br/>
 
</ref>
 
</ref>
 
+
سؤال <br/>
سؤال  
+
 
+
 
آیا رشوه مطلقاً حرام است یا استثناء دارد؟<br/>
 
آیا رشوه مطلقاً حرام است یا استثناء دارد؟<br/>
 
+
جواب <br/>
جواب  
+
 
+
 
رشوه در بعضی صورت‌ها استثناء شده است و این در جایی است که کسی بخواهد حقّی را بگیرد و راهی جز این نداشته باشد. در این باره سه نظر مطرح شده است که نتیجه آن این است: دادن رشوه برای به دست آوردن حقّ، که راهی جز آن نباشد، جایز است، ولی اگر بتوان از طریق دیگری غیر از رشوه دادن به حقّ برسیم، دادن رشوه جایز است.<ref> رشوه و احکام آن در فقه اسلامی، ص 141.</ref>
 
رشوه در بعضی صورت‌ها استثناء شده است و این در جایی است که کسی بخواهد حقّی را بگیرد و راهی جز این نداشته باشد. در این باره سه نظر مطرح شده است که نتیجه آن این است: دادن رشوه برای به دست آوردن حقّ، که راهی جز آن نباشد، جایز است، ولی اگر بتوان از طریق دیگری غیر از رشوه دادن به حقّ برسیم، دادن رشوه جایز است.<ref> رشوه و احکام آن در فقه اسلامی، ص 141.</ref>
 
+
فتوای امام خمینی‌رحمه الله نیز همین است که دادن رشوه تنها در صورتی جایز است که راهی برای رسیدن به حقّ جز رشوه نباشد.<ref> تحریر الوسیله، ج 2، ص 406.</ref><br/>
فتوای امام خمینی‌رحمه الله نیز همین است که دادن رشوه تنها در صورتی جایز است که راهی برای رسیدن به حقّ جز رشوه نباشد.<ref> تحریر الوسیله، ج 2، ص 406.</ref>
+
سؤال <br/>
 
+
سؤال  
+
 
+
 
مالی که از راه رشوه به دست آمده مالکیت می‌آورد؟<br/>
 
مالی که از راه رشوه به دست آمده مالکیت می‌آورد؟<br/>
 
+
جواب <br/>
جواب  
+
 
+
 
خیر، بر مرتشی (گیرنده رشوه) واجب است که آن را به صاحبش برگرداند و هیچ فرقی در این نیست که رشوه به عنوان رشوه داده شود یا عناوینی مثل هبه و هدیه.<ref> همان، ص 406.</ref>
 
خیر، بر مرتشی (گیرنده رشوه) واجب است که آن را به صاحبش برگرداند و هیچ فرقی در این نیست که رشوه به عنوان رشوه داده شود یا عناوینی مثل هبه و هدیه.<ref> همان، ص 406.</ref>
  
 
==راه‌های نجات از رشوه==
 
==راه‌های نجات از رشوه==
 
+
-۱تأمین کارگزارانی که در معرض رشوه هستند مثل قاضی؛<br/>
-۱تأمین کارگزارانی که در معرض رشوه هستند مثل قاضی؛
+
 
+
 
علی‌علیه السلام در نامه‌ای به مالک اشتر در حقوق قاضی می‌فرماید:<br/>
 
علی‌علیه السلام در نامه‌ای به مالک اشتر در حقوق قاضی می‌فرماید:<br/>
 
+
و آنقدر به او ببخش که نیازهای او برطرف گردد و به مردم نیازمند نباشد.<ref> نهج البلاغه، نامه به مالک اشتر، محمّد دشتی، ص 411.<br/></ref>
و آنقدر به او ببخش که نیازهای او برطرف گردد و به مردم نیازمند نباشد.<ref> نهج البلاغه، نامه به مالک اشتر، محمّد دشتی، ص 411.<br/>
+
۲-نظارت حاکمیت؛<br/>
</ref>
+
باید فسادها با سه مرحله برچیده شود؛ شناسایی، محاصره و کنترل.<ref> درس‌هایی از انقلاب، کتاب قیام، استاد صفایی حایری.</ref><br/>
 
+
۲-نظارت حاکمیت؛
+
 
+
باید فسادها با سه مرحله برچیده شود؛ شناسایی، محاصره و کنترل.<ref> درس‌هایی از انقلاب، کتاب قیام، استاد صفایی حایری.</ref>
+
 
+
 
۳-نشر و پخش آیات و روایات که زشتی و آثار مخرّب را توضیح دهد (از طریق تلویزیون، نصب احادیث در مرئی و منظر)<br/>
 
۳-نشر و پخش آیات و روایات که زشتی و آثار مخرّب را توضیح دهد (از طریق تلویزیون، نصب احادیث در مرئی و منظر)<br/>
 
 
۴-تأثیر بازدارندگی اعتقاد به معاد و ادامه انسان و مواجهه با اعمال بی‌نظیر است پس می‌توان از قرآن آیاتی که تصویری حسرت‌بار از زندگی دنیا و حکایتی هول‌انگیز و رسواگر در قیامت دارند بیاوریم مثل آنکه می‌فرماید:<br/>
 
۴-تأثیر بازدارندگی اعتقاد به معاد و ادامه انسان و مواجهه با اعمال بی‌نظیر است پس می‌توان از قرآن آیاتی که تصویری حسرت‌بار از زندگی دنیا و حکایتی هول‌انگیز و رسواگر در قیامت دارند بیاوریم مثل آنکه می‌فرماید:<br/>
«یوم تشهد علیهم السنتهم و ایدیهم و ارجلهم...»؛<ref> سوره نور، آیه 24.</ref>
+
«یوم تشهد علیهم السنتهم و ایدیهم و ارجلهم...»؛<ref> سوره نور، آیه 24.</ref><br/>
 
+
 
روزی که زبان‌ها و دست‌ها و پاها شهادت می‌دهند... .<br/>
 
روزی که زبان‌ها و دست‌ها و پاها شهادت می‌دهند... .<br/>
 
+
این روش به این دلیل است که امام علی‌علیه السلام درباره اثر بی‌بدیل [[ایمان به قیامت]] در پایان‌نامه به مالک اشتر می‌فرماید: تو هرگز مالک بر خویشتن نخواهی بود جز اینکه فراوان به یاد قیامت و بازگشت به سوی پروردگار باشی: و لن تحکم ذلک من نفسک حتی تکثر همومک بذکر المعاد الی ربک.<ref> نامه 53 به مالک اشتر.</ref><br/>
این روش به این دلیل است که امام علی‌علیه السلام درباره اثر بی‌بدیل [[ایمان به قیامت]] در پایان‌نامه به مالک اشتر می‌فرماید: تو هرگز مالک بر خویشتن نخواهی بود جز اینکه فراوان به یاد قیامت و بازگشت به سوی پروردگار باشی: و لن تحکم ذلک من نفسک حتی تکثر همومک بذکر المعاد الی ربک.<ref> نامه 53 به مالک اشتر.</ref>
+
 
+
 
سوگمندانه ذکر معاد را فراموش کرده‌ایم در حالی که معاد در تفسیر صحیح ادامه انسان و ادامه اعمال است و انسان، دوستدار آینده نیک و برخورد آبرومند از اعمال خویش است تا حسرت نخورد چنان‌که یکی از نام‌های قیامت یوم الحسرة یا یوم التغابن می‌باشد. روز غبن و باختن!<br/>
 
سوگمندانه ذکر معاد را فراموش کرده‌ایم در حالی که معاد در تفسیر صحیح ادامه انسان و ادامه اعمال است و انسان، دوستدار آینده نیک و برخورد آبرومند از اعمال خویش است تا حسرت نخورد چنان‌که یکی از نام‌های قیامت یوم الحسرة یا یوم التغابن می‌باشد. روز غبن و باختن!<br/>
 
+
و جالب است بدانیم قرآن رهنمودی شفاف داده است که وسوسه‌های شیطانی در دل کسانی اثر می‌کند که به آخرت و ادامه زندگی ایمان ندارند گوش دل آنان که به قیامت ایمان ندارند به آن سخنان (شیطانی) سپرده می‌شود و آن را می‌پسندند و دست به همان کارهای خلافی می‌زنند که قبلاً مرتکب می‌شدند: «و لتصغی الیه افئدة الذین لا یؤمنون بالاخرة و لیرضوه و لیقترفوا ما هم مقترفون».<ref> سوره انعام، آیه 113.</ref><br/>
و جالب است بدانیم قرآن رهنمودی شفاف داده است که وسوسه‌های شیطانی در دل کسانی اثر می‌کند که به آخرت و ادامه زندگی ایمان ندارند گوش دل آنان که به قیامت ایمان ندارند به آن سخنان (شیطانی) سپرده می‌شود و آن را می‌پسندند و دست به همان کارهای خلافی می‌زنند که قبلاً مرتکب می‌شدند: «و لتصغی الیه افئدة الذین لا یؤمنون بالاخرة و لیرضوه و لیقترفوا ما هم مقترفون».<ref> سوره انعام، آیه 113.</ref>
+
 
+
 
۵ -راه دیگر یادآوری روایاتی است که نشان می‌دهد بار کج به منزل نمی‌رسد و مال حرام فانی می‌شود و به شکلی وبال گردن خواهد شد امام حسین‌علیه السلام می‌فرماید: من حاول امراً بمعصیة اللَّه کان افوت لما یرجوا و اسرع لما یحذر؛ کسی که هدفی را از راه معصیت خداوند دنبال کند پیوسته از آنچه امید دارد دورتر و به سرعت آنچه هراس دارد و فرار می‌کرد، نزدیک می‌شود.<ref> شرح کلمات امام حسین‌علیه السلام، استاد صفایی حایری.</ref> یعنی در دام می‌افتد.<br/>
 
۵ -راه دیگر یادآوری روایاتی است که نشان می‌دهد بار کج به منزل نمی‌رسد و مال حرام فانی می‌شود و به شکلی وبال گردن خواهد شد امام حسین‌علیه السلام می‌فرماید: من حاول امراً بمعصیة اللَّه کان افوت لما یرجوا و اسرع لما یحذر؛ کسی که هدفی را از راه معصیت خداوند دنبال کند پیوسته از آنچه امید دارد دورتر و به سرعت آنچه هراس دارد و فرار می‌کرد، نزدیک می‌شود.<ref> شرح کلمات امام حسین‌علیه السلام، استاد صفایی حایری.</ref> یعنی در دام می‌افتد.<br/>
 
+
۶-نشان دادن نمونه و اسوه‌های پاک و موفق؛<br/>
۶-نشان دادن نمونه و اسوه‌های پاک و موفق؛
+
 
+
 
نگارنده از یکی از قضات پاکدامن اطّلاع موثق دارم که وقتی قاچاقچی بزرگی را اعدام کردند، طبق قانون جسد را تحویل نمی‌دادند که مراسم بگیرند؛ همسر این قاچاقچی که بسیار زیبا بود به دادگاه آمد که جسد همسر را به نحوی تحویل بگیرد. این زن آنقدر زیبا بود که در همان برخورد اوّل دل برخی را که مریض بودند برد. او به نزد قاضی رفت و با زبان ویژه گفت که شما جسد را بدهید من همه جوره در خدمتم! امّا قاضی گفت من این رااز شما نمی‌خواهم. زن پرسید: پس چه چیز می‌خواهید؟<br/>
 
نگارنده از یکی از قضات پاکدامن اطّلاع موثق دارم که وقتی قاچاقچی بزرگی را اعدام کردند، طبق قانون جسد را تحویل نمی‌دادند که مراسم بگیرند؛ همسر این قاچاقچی که بسیار زیبا بود به دادگاه آمد که جسد همسر را به نحوی تحویل بگیرد. این زن آنقدر زیبا بود که در همان برخورد اوّل دل برخی را که مریض بودند برد. او به نزد قاضی رفت و با زبان ویژه گفت که شما جسد را بدهید من همه جوره در خدمتم! امّا قاضی گفت من این رااز شما نمی‌خواهم. زن پرسید: پس چه چیز می‌خواهید؟<br/>
 
 
می‌خواهم رفتار خودتان را عوض کنید. [[حجاب]] و عفت پیشه کنید. زن گفته بود باید فکر کنم.<br/>
 
می‌خواهم رفتار خودتان را عوض کنید. [[حجاب]] و عفت پیشه کنید. زن گفته بود باید فکر کنم.<br/>
 
 
روز بعد با حجابی مناسب آمد و گفت قبول و قاضی با همه مسؤولیت‌ها که متوجه او بود دستور ترخیص جسد را داد.<br/>
 
روز بعد با حجابی مناسب آمد و گفت قبول و قاضی با همه مسؤولیت‌ها که متوجه او بود دستور ترخیص جسد را داد.<br/>
 
 
و زن رفت و به قولش وفا نمود.<br/>
 
و زن رفت و به قولش وفا نمود.<br/>
 
 
در نمونه‌ای دیگر که حکایت نیست و مشاهده نگارنده بوده است نیز خانمی به شدت زیبا نزد قاضی می‌آید و با رفتارهایی که زیبایی را عرضه می‌کرده تقاضایی غیرقانونی می‌کند.<br/>
 
در نمونه‌ای دیگر که حکایت نیست و مشاهده نگارنده بوده است نیز خانمی به شدت زیبا نزد قاضی می‌آید و با رفتارهایی که زیبایی را عرضه می‌کرده تقاضایی غیرقانونی می‌کند.<br/>
 
 
قاضی می‌گوید شما باید از راه قانونی وارد شوید زن می‌رود و دقایقی بعد با لباسی جذاب‌تر با قاضی وارد گفتگو می‌شود. جواب همان بود.<br/>
 
قاضی می‌گوید شما باید از راه قانونی وارد شوید زن می‌رود و دقایقی بعد با لباسی جذاب‌تر با قاضی وارد گفتگو می‌شود. جواب همان بود.<br/>
 
 
برای بار سوم زن وارد می‌شود و کیف خود را نزد قاضی می‌گشاید و محتوای کیف را که تعداد قابل توجّه تراول چک بوده نشان می‌دهد. قاضی می‌پرسد صد میلیون هست؟ زن پاسخ می‌دهد: نه! امّا پول خوبی است.<br/>
 
برای بار سوم زن وارد می‌شود و کیف خود را نزد قاضی می‌گشاید و محتوای کیف را که تعداد قابل توجّه تراول چک بوده نشان می‌دهد. قاضی می‌پرسد صد میلیون هست؟ زن پاسخ می‌دهد: نه! امّا پول خوبی است.<br/>
 
قاضی می‌گوید: قیمت من را نیاورده‌اید. راه همانست که گفتم، زن با عجز می‌پرسد، من با کمتر از این (یعنی عرضه خودم) خیلی‌ها را تسلیم کرده‌ام و قاضی می‌گوید: امّا اینجا اشتباه کرده‌اید. من قیمت خودم را بیش از این می‌دانم.<br/>
 
قاضی می‌گوید: قیمت من را نیاورده‌اید. راه همانست که گفتم، زن با عجز می‌پرسد، من با کمتر از این (یعنی عرضه خودم) خیلی‌ها را تسلیم کرده‌ام و قاضی می‌گوید: امّا اینجا اشتباه کرده‌اید. من قیمت خودم را بیش از این می‌دانم.<br/>
 
 
این مطلب حکایت همان کلام علی‌علیه السلام است:<br/>
 
این مطلب حکایت همان کلام علی‌علیه السلام است:<br/>
 
+
کفی بالمرء جهلاً ان لا یعرف قدره؛<br/>
کفی بالمرء جهلاً ان لا یعرف قدره؛
+
 
+
 
برای نادانی مرد همین بس که ارزش خویش را نشناسد.<br/>
 
برای نادانی مرد همین بس که ارزش خویش را نشناسد.<br/>
  
 
==نمونه‌ای از فتاوی درباره رشوه و هدیه==
 
==نمونه‌ای از فتاوی درباره رشوه و هدیه==
 
 
در این فتاوی شکل‌های گوناگون فریب‌های نفس را با قاطعیت احکام در می‌یابید. و البته موارد ظریف استثناء هم شناخته می‌شود.<br/>
 
در این فتاوی شکل‌های گوناگون فریب‌های نفس را با قاطعیت احکام در می‌یابید. و البته موارد ظریف استثناء هم شناخته می‌شود.<br/>
 
+
پرسش <br/>
پرسش  
+
 
+
 
بعضی از مشتریان بانک برای اینکه کارشان سریع‌تر انجام شود و خدمات بیشتری دریافت کنند اموالی را به کارمندان می‌بخشند، با توجّه به اینکه اگر کارمندان بانک آن کارها را برای آنان انجام ندهند چیزی به آنان نمی‌دهند، آیا در این حال، گرفتن آن مال جایز است؟<br/>
 
بعضی از مشتریان بانک برای اینکه کارشان سریع‌تر انجام شود و خدمات بیشتری دریافت کنند اموالی را به کارمندان می‌بخشند، با توجّه به اینکه اگر کارمندان بانک آن کارها را برای آنان انجام ندهند چیزی به آنان نمی‌دهند، آیا در این حال، گرفتن آن مال جایز است؟<br/>
 
+
پاسخ <br/>
پاسخ  
+
 
+
 
جایز نیست کارمندان در برابر انجام کار مشتریان که برای آن استخدام شده‌اند و در برابر آن هر ماه حقوق دریافت می‌کنند، از مشتریان چیزی بگیرند و همچنین مشتریان نباید کارمندان را در برابر انجام کارهایشان با پول نقد یا غیر آن تطمیع کنند زیرا این کار مستلزم فساد است.<br/>
 
جایز نیست کارمندان در برابر انجام کار مشتریان که برای آن استخدام شده‌اند و در برابر آن هر ماه حقوق دریافت می‌کنند، از مشتریان چیزی بگیرند و همچنین مشتریان نباید کارمندان را در برابر انجام کارهایشان با پول نقد یا غیر آن تطمیع کنند زیرا این کار مستلزم فساد است.<br/>
 
+
پرسش <br/>
پرسش  
+
 
+
 
چنانچه فردی از باب تشکّر و قدردانی از کارمند، هدیه‌ای به او اهداء کند حکمش چیست؟ هرچند آن کارمند بدون هیچ‌گونه چشم داشتی کاری انجام داده باشد؟<br/>
 
چنانچه فردی از باب تشکّر و قدردانی از کارمند، هدیه‌ای به او اهداء کند حکمش چیست؟ هرچند آن کارمند بدون هیچ‌گونه چشم داشتی کاری انجام داده باشد؟<br/>
 
+
پاسخ <br/>
پاسخ  
+
 
+
 
هدیه در محیط کار و از جانب ارباب رجوع یکی از خطرناک‌ترین چیزهاست و هرچه بیشتر از آن اجتناب کنید به صرفه دنیا و آخرت شماست. فقط در یک صورت دریافت آن جایز است، و آن این است که هدیه دهنده با اصرار زیاد و با امتناع مأمور از قبول، بالاخره به نحوی آن را اهداء کند. آن هم بعد از انجام کار و بدون مذاکره و حتی توقع قبلی.<br/>
 
هدیه در محیط کار و از جانب ارباب رجوع یکی از خطرناک‌ترین چیزهاست و هرچه بیشتر از آن اجتناب کنید به صرفه دنیا و آخرت شماست. فقط در یک صورت دریافت آن جایز است، و آن این است که هدیه دهنده با اصرار زیاد و با امتناع مأمور از قبول، بالاخره به نحوی آن را اهداء کند. آن هم بعد از انجام کار و بدون مذاکره و حتی توقع قبلی.<br/>
 
+
پرسش <br/>
پرسش  
+
 
+
 
گاهی مشاهده می‌شود که بعضی از اشخاص از مراجعه‌کنندگان در برابر انجام کارشان تقاضای رشوه می‌کنند، آیا [[پرداخت رشوه]] به آنان جایز است؟<br/>
 
گاهی مشاهده می‌شود که بعضی از اشخاص از مراجعه‌کنندگان در برابر انجام کارشان تقاضای رشوه می‌کنند، آیا [[پرداخت رشوه]] به آنان جایز است؟<br/>
 
+
پاسخ <br/>
پاسخ  
+
 
+
 
هیچ‌یک از مراجعه کنندگان، حقّ ندارند برای انجام کار خود پول یا خدمتی را به کارمند ارائه دهند و همچنین کارمندان هم حقّ ندارند هیچ‌گونه مبلغی را به طور غیرقانونی در برابر انجام کار درخواست کنند و جایز نیست در این مال تصرّف نمایند بلکه باید آن را به صاحبانش بازگردانند.<br/>
 
هیچ‌یک از مراجعه کنندگان، حقّ ندارند برای انجام کار خود پول یا خدمتی را به کارمند ارائه دهند و همچنین کارمندان هم حقّ ندارند هیچ‌گونه مبلغی را به طور غیرقانونی در برابر انجام کار درخواست کنند و جایز نیست در این مال تصرّف نمایند بلکه باید آن را به صاحبانش بازگردانند.<br/>
 
+
پرسش <br/>
پرسش  
+
 
+
 
اگر شخصی برای انجام کار قانونی خود مجبور به پرداخت مبلغی به کارمندان یکی از ادارات شود تا کار قانونی و شرعی او را به راحتی انجام دهند؛ زیرا اعتقاد دارد که اگر این مبلغ را بپردازد کارمندان آن اداره کار او را انجام نخواهند داد، آیا عنوان رشوه بر این مبلغ صدق می‌کند؟ آیا اینجا مصداق اضطرار نیست؟<br/>
 
اگر شخصی برای انجام کار قانونی خود مجبور به پرداخت مبلغی به کارمندان یکی از ادارات شود تا کار قانونی و شرعی او را به راحتی انجام دهند؛ زیرا اعتقاد دارد که اگر این مبلغ را بپردازد کارمندان آن اداره کار او را انجام نخواهند داد، آیا عنوان رشوه بر این مبلغ صدق می‌کند؟ آیا اینجا مصداق اضطرار نیست؟<br/>
 
+
پاسخ <br/>
پاسخ  
+
پرداخت پول یا اموال دیگر از طرف فرد مراجعه کننده حتماً منجرّ به فساد ادارات خواهد شد، عملی است که حرام محسوب و توهّم اضطرار مجوّز او در انجام کار نیست.<ref> توضیح المسائل، 13 مرجع، جلد 2، ص 982 - 983.</ref><br/>
 
+
پرداخت پول یا اموال دیگر از طرف فرد مراجعه کننده حتماً منجرّ به فساد ادارات خواهد شد، عملی است که حرام محسوب و توهّم اضطرار مجوّز او در انجام کار نیست.<ref> توضیح المسائل، 13 مرجع، جلد 2، ص 982 - 983.</ref>
+
  
 
==نمونه‌هایی دیگر از صورت‌های کارهای حرام (مأمور خرید)==
 
==نمونه‌هایی دیگر از صورت‌های کارهای حرام (مأمور خرید)==
 
+
پرسش <br/>
پرسش  
+
 
+
 
اموالی که بعضی از فروشندگان به مأموران خرید ادارات یا شرکت‌ها بدون آنکه آنها را به قیمت تثبیت شده اضافه کنند به خاطر ارتباط می‌پردازند، نسبت به فروشنده و نسبت به مأمور خرید چه حکمی دارند؟<br/>
 
اموالی که بعضی از فروشندگان به مأموران خرید ادارات یا شرکت‌ها بدون آنکه آنها را به قیمت تثبیت شده اضافه کنند به خاطر ارتباط می‌پردازند، نسبت به فروشنده و نسبت به مأمور خرید چه حکمی دارند؟<br/>
 
+
پاسخ <br/>
پاسخ  
+
 
+
 
پرداخت این اموال توسط فروشنده به مأمور خرید مجاز نیست و آنچه دریافت می‌کند باید به اداره یا شرکتی که مأمور خرید آن است، تسلیم کند.<br/>
 
پرداخت این اموال توسط فروشنده به مأمور خرید مجاز نیست و آنچه دریافت می‌کند باید به اداره یا شرکتی که مأمور خرید آن است، تسلیم کند.<br/>
 
+
پرسش <br/>
پرسش  
+
 
+
 
آیا کارمند یا کارگر شرکت دولتی یا خصوصی که وظیفه‌اش وکالت در تأمین نیازهای اداره یا شرکت از مکان‌های فروش است می‌تواند بر کسی که کالاهای مورد نیاز را می‌فروشد شرط کند که درصدی از سود حاصل خرید از آن او باشد، در صورتی که مسؤول مافوق چنین شرطی را اجازه دهد چه حکمی دارد؟<br/>
 
آیا کارمند یا کارگر شرکت دولتی یا خصوصی که وظیفه‌اش وکالت در تأمین نیازهای اداره یا شرکت از مکان‌های فروش است می‌تواند بر کسی که کالاهای مورد نیاز را می‌فروشد شرط کند که درصدی از سود حاصل خرید از آن او باشد، در صورتی که مسؤول مافوق چنین شرطی را اجازه دهد چه حکمی دارد؟<br/>
 
+
پاسخ <br/>
پاسخ  
+
 
+
 
این شرط از طرف کارمند صحیح نبوده و او نمی‌تواند سودی را که به نفع خود شرط کرده، دریافت کند و مسؤول بالاتر هم حقّ اجازه چنین شرطی را نداشته و اجازه او در این باره اثری ندارد.<br/>
 
این شرط از طرف کارمند صحیح نبوده و او نمی‌تواند سودی را که به نفع خود شرط کرده، دریافت کند و مسؤول بالاتر هم حقّ اجازه چنین شرطی را نداشته و اجازه او در این باره اثری ندارد.<br/>
 
+
پرسش <br/>
پرسش  
+
 
+
 
اگر (مأمور خرید) که از طرف اداره یا شرکت، وکیل خرید مایحتاج است، کالایی را در بازار قیمت معین دارد، به طمع دریافت کمک مالی از فروشنده به قیمت بالاتری بخرد آیا این خرید صحیح است و آیا جایز است که از فروشنده، به علّت این کار، کمک دریافت کند؟<br/>
 
اگر (مأمور خرید) که از طرف اداره یا شرکت، وکیل خرید مایحتاج است، کالایی را در بازار قیمت معین دارد، به طمع دریافت کمک مالی از فروشنده به قیمت بالاتری بخرد آیا این خرید صحیح است و آیا جایز است که از فروشنده، به علّت این کار، کمک دریافت کند؟<br/>
 
+
پاسخ <br/>
پاسخ  
+
 
+
 
اگر کالا را به قیمتی بیشتر از قیمت عادلانه بخرد و یا خریداری و تهیه آن از بازار به قیمت کمتر امکان داشته باشد، اصل عقدی که به قیمت بالاتر انجام داده، فضولی است و باید از مسؤول قانونی خود اجازه بگیرد. و به هر حال حقّ ندارد از فروشنده به خاطر خرید از او چیزی برای خودش بگیرد.<br/>
 
اگر کالا را به قیمتی بیشتر از قیمت عادلانه بخرد و یا خریداری و تهیه آن از بازار به قیمت کمتر امکان داشته باشد، اصل عقدی که به قیمت بالاتر انجام داده، فضولی است و باید از مسؤول قانونی خود اجازه بگیرد. و به هر حال حقّ ندارد از فروشنده به خاطر خرید از او چیزی برای خودش بگیرد.<br/>
 
+
پرسش <br/>
پرسش  
+
 
+
 
اگر مأمور خرید با وجود مراکز مختلف به آشنا مراجعه و شرط کند که اگر کالا را از تو خریداری کنم، درصدی از سود حاصله را شریک خواهم بود. این شرط چه حکمی دارد؟<br/>
 
اگر مأمور خرید با وجود مراکز مختلف به آشنا مراجعه و شرط کند که اگر کالا را از تو خریداری کنم، درصدی از سود حاصله را شریک خواهم بود. این شرط چه حکمی دارد؟<br/>
 
+
پاسخ <br/>
پاسخ  
+
 
+
 
صورت شرعی ندارد و باطل است.<ref> توضیح المسائل مراجع، (13 مرجع)، جلد 2، ص 984 - 985.</ref>
 
صورت شرعی ندارد و باطل است.<ref> توضیح المسائل مراجع، (13 مرجع)، جلد 2، ص 984 - 985.</ref>
  

نسخهٔ ‏۱۰ بهمن ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۲۲

رشوه
مشخصات کتاب
Reshve-heydari.jpg
نویسنده مولف عزیزالله حیدری
زبان فارسی
ناشر مسجد مقدس جمکران
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۱۳۸۹
شابک ۹۷۸-۹۶۴-۹۷۳-۲۴۵-۹
دانلود PDF

بسم اللَّه الرحمن الرحیم
گرچه رشوه یک تباهی و فساد اجتماعی است، امّا در هر صورت یک گناه است و بسیار مناسب می‌بینم که مقدمه‌ای درباره گناه و ماهیت آن داشته باشیم. اگر پلیدی و زشتی و تأثیر تخریبی گناه را احساس کنیم در بازدارندگی ما تأثیر زیادی خواهد داشت. از جمله این شناخت‌ها درک بوی گند گناه است!

آیا گناه بو دارد

آری! همه چیز می‌تواند بو داشته باشد چنان‌که حضرت یعقوب‌علیه السلام گفت: «انی لاجد ریح یوسف»؛[۱] من بوی یوسف را (از راه دور</ref> احساس می‌کنم.
و چنین است که علی‌علیه السلام می‌فرماید:
تعطّروا بالاستغفار لا یفضحنّکم روائح الذنوب؛[۲]
با استغفار خودتان را معطر کنید تا بوی گناه شما را رسوا نکند.
پس گناه خیلی بدبوست امّا گویی مشام ما آن را درک نمی‌کند. باید مشامّ انسان تیز بشود. این بدبویی او آبرو را می‌برد.
آنچه مطلب را روشن‌تر می‌کند، حدیثی است که شخصی از امام سجادعلیه السلام پرسید. فرشته‌ها اعمال انسان را می‌بینند و می‌نویسند ولی چگونه از نیت‌ها خبردار می‌شوند تا آنها را ثبت کنند؟
امام‌علیه السلام با طرح پرسشی چنین پاسخ داد: آیا بوی باغ و لجن‌زار یکسان است؟[۳] یعنی نیت خیر بوی عطر دارد و نیت بد بوی تعفّن. پس فرشتگان با نیت خوب بوی عطر را می‌شنوند و با نیت زشت بوی گند را. بوی باغ و چاه معلوم است.[۴]
در نهج البلاغه علی‌علیه السلام بعد از آنکه داستان برادرش عقیل را که فقیر شده بود و نزد امام‌علیه السلام آمده تا چیزی بگیرد، را نقل نموده می‌فرماید:
عقیل خیال کرد که من دینم را به او می‌فروشم و به دلخواه او قدم بر می‌دارم و راه و رسم خوش را کنار می‌گذارم. پس وقتی اصرار کرد آهن گداخته را به بدنش نزدیک کردم تا با حرارت آن عبرت بگیرد و سپس می‌فرماید: از این شگفت‌آورتر داستان کسی است که نیمه شب ظرفی سرپوشیده پر از حلوای خوش طعم و لذیذ به درب خانه ما آورد ولی این حلوا معجونی بود که من از آن متنفر شدم گویا آن را با آب دهان مار یا استفراغش خمیر کرده بودند. به او گفتم هدیه است یا زکات یا صدقه؟ چون این هر دو بر ما حرام است. گفت نه این است و نه آن بلکه هدیه است. به او گفتم زنان بچه مرده بر تو گریه کنند، آیا از طریق دین خدا وارد شده‌ای که مرا بفریبی؟ ادراکت به هم ریخته یا دیوانه شده‌ای و یا هذیان می‌گویی؟ به خدا سوگند اگر اقلیم‌های هفتگانه با آنچه در زیر آسمان‌هاست به من دهند که خدا را با گرفتن پوست جوی از دهان مورچه‌ای نافرمانی کنم هرگز نخواهم کرد و این دنیای شما از برگ جویده‌ای در دهان ملخی، نزد من خوارتر است. علی را با نعمت‌های فانی چه کار؟[۵]
مرحوم سید محمّد کاظم طباطبایی‌رحمه الله این مسئله را طرح کرده که اگر کسی به مقامی رسید و افراد طمعکار از او تحلیل و تکریم زیادی کنند و لقب‌های اضافی به او دادند؛ در صورتی که قبلاً چنین احترامی نمی‌کردند، آیا این هم رشوه حساب می‌شود؟
سپس خودش جواب می‌دهد: احتمال قوی‌تر این است که رشوه شامل اینجا هم می‌شود.[۶] یعنی تمجید و تملّق کننده راشی و تحویل گیرنده مرتشی است. این است همان معنی صراط مستقیم از مو باریک‌تر و از لبه شمشیر تیزتر است. البته گاهی پوشیده می‌شود گاهی افراد متوسط در خواب می‌بینند و کسی روشن‌تر باشد در بیداری برایش معلوم می‌شود.[۷]
معنی رشوه در بین مردم روشن است امّا با تأمّل در آن می‌توان به آگاهی‌ها و دقت‌هایی رسید که مراقبت‌های بیشتری بیاورد.
رَشوه، رِشوه یا رُشوه به هر سه صورت در لغت استفاده شده است. و در مجموع به کار یا چیزی گفته می‌شود که به حاکم یا فردی دیگر داده می‌شود تا به نفع او قلم کند یا حقی را ضایع کند یا با تبانی به حاجت خود برسد.[۸]
با آگاهی از این مطلب در بسیاری از موارد خود را فریب می‌دهیم و نام‌های دیگر مثل بخشش یا هدیه بر آن می‌گذاریم.
بنابراین باید حکم صریح مسئله را ببینیم: امام خمینی‌رحمه الله در کتاب تحریر الوسیله می‌نویسد:
گرفتن و دادن رشوه اگر برای این باشد که به خاطر آن برای رشوه دهنده به باطل حکم کند حرام است ولی اگر رسیدن به حقش متوقف بر آن باشد برای رشوه دهنده جایز است امّا برای گیرنده‌اش حرام است. امّا اگر رسیدن به حقّ متوقف بر دادن رشوه نباشد چطور؟ اینجا احتیاط ترک است و برگرداندن آن مال به رشوه دهنده واجب است و در بین تمام اینها، رشوه به هر عنوان باشد فرق نمی‌کند چه هدیه یا هبه یا بیع محاباتی و مانند اینها فرقی نمی‌کند.[۹]

آیا حرام بودن رشوه در قرآن آمده است

بله! چهار آیه قرآن دلیل بر حرمت رشوه است:
بقره، ۱۸۸ - مائده، ۴۲ - مائده، ۶۲ - توبه، 33.
آیه اوّل:
«و لاتأکلوا اموالکم بینکم بالباطل»؛
مال یکدیگر را بین خود به ناحقّ نخورید و کار را به محاکم قضایی نیندازید تا به وسیله رشوه و زور پاره مال مردم را بخورید با اینکه شما کار باطل خود را می‌دانید.
إدلآء در آیه «و تُدْلُوا بها إِلی الحُکّام»به معنای رساندن دلو یا سطل به چاه برای کشیدن آب است که به همان رشوه تفسیر شده است.
در آیه دوم (مائده، ۴۲) می‌فرماید:
«سمّاعون للکذب اکّالون للسّحت»؛
به دروغ گوش فرا می‌دهند و حرام می‌خورند.
سُحت در این آیه همان کسب از راه غیر حلال و یا رشوه است.[۱۰]
در آیه سوم (مائده، ۶۲) همان تعبیر سُحت آمده است.
در آیه چهارم همان تعبیر خوردن مال مردم به باطل که در آیه اوّل بود آمده است.

چند حدیث درباره رشوه

۱- پیامبر اکرم‌صلی الله علیه وآله:
ایاکم و الرشوه فانها محض الکفر و لا یشمّ صاحب الرشوه ریح الجنّة؛
باید از رشوه گرفتن دوری کنید؛ زیرا که در واقع کفر است و صاحب رشوه، بوی بهشت را نخواهد شنید.[۱۱] مقصود از کفر در این حدیث کفر در عمل است نه در اعتقاد مثل آنجا که پیامبر اکرم‌صلی الله علیه وآله درباره ترک عمدی نماز را کفر شمرده است.
به بیان دیگر رشوه آنقدر گناه بزرگی است که در حدّ کفر قرار گرفته است چنان‌که در معنای کفر آمده است معنی الکفر کل معصیة عصی اللَّه بها فاعله کافر؛ کفر به هر معصیتی گفته می‌شود که خداوند را مورد نافرمانی قرار دهد و انجام دهنده آن کافر است.[۱۲] ۲- لعن اللَّه الراشی و المرتشی و الرائش بینهما؛[۱۳] خداوند رشوه دهنده و رشوه گیرنده و واسطه بین آنها را، لعنت کرده است.
۳- امام صادق‌علیه السلام:
الرُشی فی الحکم هو الکفر باللَّه؛[۱۴] رشوه در حکم (قضاوت و حکومت) همان کفر به خداست.
۴- علی‌علیه السلام در تفسیر آیه «اکالون للسُحت؛ یعنی خورندگان حرام» فرمود:
این درباره مردی است که حاجتی برای برادر من روا کند و سپس هدیه بگیرد.[۱۵]

چندپرسش

سؤال
اگر کسی چیزی به قاضی و کارمند حکومت هدیه بدهد حرام است؟ آیا مصداق رشوه است؟
جواب
هدیه در حدیث به سه نوع تقسیم شده است:
هدیه مکافاة یا پاداش همان‌طور که بین مردم جاریست که باعث تحکیم پیوندهاست.
هدیه مصانعه (ساختگی) یا تبانی و رشوه که به قاضی یا کارمند دولت داده شود تا کاری انجام دهد.
هدیه للَّه که به خاطر خداوند و جلب نظر اوست مثل قربانی.[۱۶]
امّا آنچه مسلّم است حرام بودن هدیه به کارگزاران حکومت است و همان رشوه است که در حدیث پیامبرصلی الله علیه وآله آمده است:
هدایا العمّال حرامٌ کلها؛[۱۷] هدیه به کارگزاران به کلّ حرام است.
در این باره حکایتی بسیار گویا از رسول اکرم‌صلی الله علیه وآله نقل شده است:
پیامبرصلی الله علیه وآله شخصی از قوم بنی اسد را که «ابن الاتبیه» نام داشت برای جمع‌آوری زکات فرستاد. او هنگامی که نزد پیامبرصلی الله علیه وآله بازگشت مال جمع‌آوری را به دو قسمت نزد پیامبرصلی الله علیه وآله گذاشت و گفت این قسمت مال شماست و این قسمت را به من هدیه داده‌اند.
پیامبرصلی الله علیه وآله به منبر رفت و بعد از ستایش و ثنای خداوند فرمود:
چه شده است که فردی برای کار (جمع‌آوری زکات) می‌فرستم و او (بازگشته) می‌گوید این مال تو و این مال من (هدیه). آیا اگر این شخص در خانه‌اش پدر و مادرش بود کسی برای او هدیه می‌فرستاد؟ پس قسم به کسی که جانم در دست اوست هر کس چیزی بگیرد روز قیامت همان را بر گردنش می‌آویزند. اگر آن چیز شتر یا گاو یا گوساله یا گوسفندی باشد.[۱۸] سؤال
آیا رشوه مطلقاً حرام است یا استثناء دارد؟
جواب
رشوه در بعضی صورت‌ها استثناء شده است و این در جایی است که کسی بخواهد حقّی را بگیرد و راهی جز این نداشته باشد. در این باره سه نظر مطرح شده است که نتیجه آن این است: دادن رشوه برای به دست آوردن حقّ، که راهی جز آن نباشد، جایز است، ولی اگر بتوان از طریق دیگری غیر از رشوه دادن به حقّ برسیم، دادن رشوه جایز است.[۱۹] فتوای امام خمینی‌رحمه الله نیز همین است که دادن رشوه تنها در صورتی جایز است که راهی برای رسیدن به حقّ جز رشوه نباشد.[۲۰]
سؤال
مالی که از راه رشوه به دست آمده مالکیت می‌آورد؟
جواب
خیر، بر مرتشی (گیرنده رشوه) واجب است که آن را به صاحبش برگرداند و هیچ فرقی در این نیست که رشوه به عنوان رشوه داده شود یا عناوینی مثل هبه و هدیه.[۲۱]

راه‌های نجات از رشوه

-۱تأمین کارگزارانی که در معرض رشوه هستند مثل قاضی؛
علی‌علیه السلام در نامه‌ای به مالک اشتر در حقوق قاضی می‌فرماید:
و آنقدر به او ببخش که نیازهای او برطرف گردد و به مردم نیازمند نباشد.[۲۲] ۲-نظارت حاکمیت؛
باید فسادها با سه مرحله برچیده شود؛ شناسایی، محاصره و کنترل.[۲۳]
۳-نشر و پخش آیات و روایات که زشتی و آثار مخرّب را توضیح دهد (از طریق تلویزیون، نصب احادیث در مرئی و منظر)
۴-تأثیر بازدارندگی اعتقاد به معاد و ادامه انسان و مواجهه با اعمال بی‌نظیر است پس می‌توان از قرآن آیاتی که تصویری حسرت‌بار از زندگی دنیا و حکایتی هول‌انگیز و رسواگر در قیامت دارند بیاوریم مثل آنکه می‌فرماید:
«یوم تشهد علیهم السنتهم و ایدیهم و ارجلهم...»؛[۲۴]
روزی که زبان‌ها و دست‌ها و پاها شهادت می‌دهند... .
این روش به این دلیل است که امام علی‌علیه السلام درباره اثر بی‌بدیل ایمان به قیامت در پایان‌نامه به مالک اشتر می‌فرماید: تو هرگز مالک بر خویشتن نخواهی بود جز اینکه فراوان به یاد قیامت و بازگشت به سوی پروردگار باشی: و لن تحکم ذلک من نفسک حتی تکثر همومک بذکر المعاد الی ربک.[۲۵]
سوگمندانه ذکر معاد را فراموش کرده‌ایم در حالی که معاد در تفسیر صحیح ادامه انسان و ادامه اعمال است و انسان، دوستدار آینده نیک و برخورد آبرومند از اعمال خویش است تا حسرت نخورد چنان‌که یکی از نام‌های قیامت یوم الحسرة یا یوم التغابن می‌باشد. روز غبن و باختن!
و جالب است بدانیم قرآن رهنمودی شفاف داده است که وسوسه‌های شیطانی در دل کسانی اثر می‌کند که به آخرت و ادامه زندگی ایمان ندارند گوش دل آنان که به قیامت ایمان ندارند به آن سخنان (شیطانی) سپرده می‌شود و آن را می‌پسندند و دست به همان کارهای خلافی می‌زنند که قبلاً مرتکب می‌شدند: «و لتصغی الیه افئدة الذین لا یؤمنون بالاخرة و لیرضوه و لیقترفوا ما هم مقترفون».[۲۶]
۵ -راه دیگر یادآوری روایاتی است که نشان می‌دهد بار کج به منزل نمی‌رسد و مال حرام فانی می‌شود و به شکلی وبال گردن خواهد شد امام حسین‌علیه السلام می‌فرماید: من حاول امراً بمعصیة اللَّه کان افوت لما یرجوا و اسرع لما یحذر؛ کسی که هدفی را از راه معصیت خداوند دنبال کند پیوسته از آنچه امید دارد دورتر و به سرعت آنچه هراس دارد و فرار می‌کرد، نزدیک می‌شود.[۲۷] یعنی در دام می‌افتد.
۶-نشان دادن نمونه و اسوه‌های پاک و موفق؛
نگارنده از یکی از قضات پاکدامن اطّلاع موثق دارم که وقتی قاچاقچی بزرگی را اعدام کردند، طبق قانون جسد را تحویل نمی‌دادند که مراسم بگیرند؛ همسر این قاچاقچی که بسیار زیبا بود به دادگاه آمد که جسد همسر را به نحوی تحویل بگیرد. این زن آنقدر زیبا بود که در همان برخورد اوّل دل برخی را که مریض بودند برد. او به نزد قاضی رفت و با زبان ویژه گفت که شما جسد را بدهید من همه جوره در خدمتم! امّا قاضی گفت من این رااز شما نمی‌خواهم. زن پرسید: پس چه چیز می‌خواهید؟
می‌خواهم رفتار خودتان را عوض کنید. حجاب و عفت پیشه کنید. زن گفته بود باید فکر کنم.
روز بعد با حجابی مناسب آمد و گفت قبول و قاضی با همه مسؤولیت‌ها که متوجه او بود دستور ترخیص جسد را داد.
و زن رفت و به قولش وفا نمود.
در نمونه‌ای دیگر که حکایت نیست و مشاهده نگارنده بوده است نیز خانمی به شدت زیبا نزد قاضی می‌آید و با رفتارهایی که زیبایی را عرضه می‌کرده تقاضایی غیرقانونی می‌کند.
قاضی می‌گوید شما باید از راه قانونی وارد شوید زن می‌رود و دقایقی بعد با لباسی جذاب‌تر با قاضی وارد گفتگو می‌شود. جواب همان بود.
برای بار سوم زن وارد می‌شود و کیف خود را نزد قاضی می‌گشاید و محتوای کیف را که تعداد قابل توجّه تراول چک بوده نشان می‌دهد. قاضی می‌پرسد صد میلیون هست؟ زن پاسخ می‌دهد: نه! امّا پول خوبی است.
قاضی می‌گوید: قیمت من را نیاورده‌اید. راه همانست که گفتم، زن با عجز می‌پرسد، من با کمتر از این (یعنی عرضه خودم) خیلی‌ها را تسلیم کرده‌ام و قاضی می‌گوید: امّا اینجا اشتباه کرده‌اید. من قیمت خودم را بیش از این می‌دانم.
این مطلب حکایت همان کلام علی‌علیه السلام است:
کفی بالمرء جهلاً ان لا یعرف قدره؛
برای نادانی مرد همین بس که ارزش خویش را نشناسد.

نمونه‌ای از فتاوی درباره رشوه و هدیه

در این فتاوی شکل‌های گوناگون فریب‌های نفس را با قاطعیت احکام در می‌یابید. و البته موارد ظریف استثناء هم شناخته می‌شود.
پرسش
بعضی از مشتریان بانک برای اینکه کارشان سریع‌تر انجام شود و خدمات بیشتری دریافت کنند اموالی را به کارمندان می‌بخشند، با توجّه به اینکه اگر کارمندان بانک آن کارها را برای آنان انجام ندهند چیزی به آنان نمی‌دهند، آیا در این حال، گرفتن آن مال جایز است؟
پاسخ
جایز نیست کارمندان در برابر انجام کار مشتریان که برای آن استخدام شده‌اند و در برابر آن هر ماه حقوق دریافت می‌کنند، از مشتریان چیزی بگیرند و همچنین مشتریان نباید کارمندان را در برابر انجام کارهایشان با پول نقد یا غیر آن تطمیع کنند زیرا این کار مستلزم فساد است.
پرسش
چنانچه فردی از باب تشکّر و قدردانی از کارمند، هدیه‌ای به او اهداء کند حکمش چیست؟ هرچند آن کارمند بدون هیچ‌گونه چشم داشتی کاری انجام داده باشد؟
پاسخ
هدیه در محیط کار و از جانب ارباب رجوع یکی از خطرناک‌ترین چیزهاست و هرچه بیشتر از آن اجتناب کنید به صرفه دنیا و آخرت شماست. فقط در یک صورت دریافت آن جایز است، و آن این است که هدیه دهنده با اصرار زیاد و با امتناع مأمور از قبول، بالاخره به نحوی آن را اهداء کند. آن هم بعد از انجام کار و بدون مذاکره و حتی توقع قبلی.
پرسش
گاهی مشاهده می‌شود که بعضی از اشخاص از مراجعه‌کنندگان در برابر انجام کارشان تقاضای رشوه می‌کنند، آیا پرداخت رشوه به آنان جایز است؟
پاسخ
هیچ‌یک از مراجعه کنندگان، حقّ ندارند برای انجام کار خود پول یا خدمتی را به کارمند ارائه دهند و همچنین کارمندان هم حقّ ندارند هیچ‌گونه مبلغی را به طور غیرقانونی در برابر انجام کار درخواست کنند و جایز نیست در این مال تصرّف نمایند بلکه باید آن را به صاحبانش بازگردانند.
پرسش
اگر شخصی برای انجام کار قانونی خود مجبور به پرداخت مبلغی به کارمندان یکی از ادارات شود تا کار قانونی و شرعی او را به راحتی انجام دهند؛ زیرا اعتقاد دارد که اگر این مبلغ را بپردازد کارمندان آن اداره کار او را انجام نخواهند داد، آیا عنوان رشوه بر این مبلغ صدق می‌کند؟ آیا اینجا مصداق اضطرار نیست؟
پاسخ
پرداخت پول یا اموال دیگر از طرف فرد مراجعه کننده حتماً منجرّ به فساد ادارات خواهد شد، عملی است که حرام محسوب و توهّم اضطرار مجوّز او در انجام کار نیست.[۲۸]

نمونه‌هایی دیگر از صورت‌های کارهای حرام (مأمور خرید)

پرسش
اموالی که بعضی از فروشندگان به مأموران خرید ادارات یا شرکت‌ها بدون آنکه آنها را به قیمت تثبیت شده اضافه کنند به خاطر ارتباط می‌پردازند، نسبت به فروشنده و نسبت به مأمور خرید چه حکمی دارند؟
پاسخ
پرداخت این اموال توسط فروشنده به مأمور خرید مجاز نیست و آنچه دریافت می‌کند باید به اداره یا شرکتی که مأمور خرید آن است، تسلیم کند.
پرسش
آیا کارمند یا کارگر شرکت دولتی یا خصوصی که وظیفه‌اش وکالت در تأمین نیازهای اداره یا شرکت از مکان‌های فروش است می‌تواند بر کسی که کالاهای مورد نیاز را می‌فروشد شرط کند که درصدی از سود حاصل خرید از آن او باشد، در صورتی که مسؤول مافوق چنین شرطی را اجازه دهد چه حکمی دارد؟
پاسخ
این شرط از طرف کارمند صحیح نبوده و او نمی‌تواند سودی را که به نفع خود شرط کرده، دریافت کند و مسؤول بالاتر هم حقّ اجازه چنین شرطی را نداشته و اجازه او در این باره اثری ندارد.
پرسش
اگر (مأمور خرید) که از طرف اداره یا شرکت، وکیل خرید مایحتاج است، کالایی را در بازار قیمت معین دارد، به طمع دریافت کمک مالی از فروشنده به قیمت بالاتری بخرد آیا این خرید صحیح است و آیا جایز است که از فروشنده، به علّت این کار، کمک دریافت کند؟
پاسخ
اگر کالا را به قیمتی بیشتر از قیمت عادلانه بخرد و یا خریداری و تهیه آن از بازار به قیمت کمتر امکان داشته باشد، اصل عقدی که به قیمت بالاتر انجام داده، فضولی است و باید از مسؤول قانونی خود اجازه بگیرد. و به هر حال حقّ ندارد از فروشنده به خاطر خرید از او چیزی برای خودش بگیرد.
پرسش
اگر مأمور خرید با وجود مراکز مختلف به آشنا مراجعه و شرط کند که اگر کالا را از تو خریداری کنم، درصدی از سود حاصله را شریک خواهم بود. این شرط چه حکمی دارد؟
پاسخ
صورت شرعی ندارد و باطل است.[۲۹]

پانویس

  1. سوره یوسف، آیه 94.
  2. بحارالانوار، ج 6، ص 22.
  3. ارشاد القلوب، باب 5.
  4. استاد جوادی آملی.
  5. نهج البلاغه، خطبه 224.
  6. بنیان مرصوص، استاد جوادی آملی، ص 87.
  7. همان، ص 87.
  8. رشوه و احکام آن در فقه، حمیدرضا دادویی.
  9. تحریر الوسیله، ج 4، ص 83.
  10. جلد دوم المیزان، ص 52، به نقل از رشوه و احکام آن، ص 70 - 71.
  11. میزان الحکمه، (منتخب)، ص 219.
  12. تحف العقول، ص 344.
  13. میزان الحکمه، ص 219.
  14. منتخب میزان الحکمه، ص 219.
  15. همان.
  16. تهذیب الاحکام، ج 6، ص 378، به نقل از رشوه و احکام آن، ص 186.
  17. منتخب میزان الحکمه، ص 524.
  18. منتخب میزان الحکمه، ص 524.
  19. رشوه و احکام آن در فقه اسلامی، ص 141.
  20. تحریر الوسیله، ج 2، ص 406.
  21. همان، ص 406.
  22. نهج البلاغه، نامه به مالک اشتر، محمّد دشتی، ص 411.
  23. درس‌هایی از انقلاب، کتاب قیام، استاد صفایی حایری.
  24. سوره نور، آیه 24.
  25. نامه 53 به مالک اشتر.
  26. سوره انعام، آیه 113.
  27. شرح کلمات امام حسین‌علیه السلام، استاد صفایی حایری.
  28. توضیح المسائل، 13 مرجع، جلد 2، ص 982 - 983.
  29. توضیح المسائل مراجع، (13 مرجع)، جلد 2، ص 984 - 985.