فرهنگ مصادیق:منافقان در اسلام: تفاوت بین نسخهها
(←نحلههای جریان نفاق در دوران تأویل:) |
جز (Golafshan صفحهٔ منافقان در اسلام را به فرهنگ مصادیق:منافقان در اسلام منتقل کرد) |
||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
<div class="head1"> منافقان در اسلام </div> | <div class="head1"> منافقان در اسلام </div> | ||
| − | == مقدمه== | + | ==مقدمه== |
نفاق جدید، جریان شناسی درون دینی از دوران تأویل<br/> | نفاق جدید، جریان شناسی درون دینی از دوران تأویل<br/> | ||
رهبر معظم انقلاب در بحث روشنگرانهای پیرامون جریان نفاق میفرمایند: "نفاق و انسانهای منافق که در قرآن از آنان به نام "فی قلبوهم مرض " یاد میشود، فقط در صدر اسلام نبودند، در همهٔ زمانها هستند، از جمله زمان ما و با هدایت قرآن و نور قرآن باید آنها را شناخت "<br/> | رهبر معظم انقلاب در بحث روشنگرانهای پیرامون جریان نفاق میفرمایند: "نفاق و انسانهای منافق که در قرآن از آنان به نام "فی قلبوهم مرض " یاد میشود، فقط در صدر اسلام نبودند، در همهٔ زمانها هستند، از جمله زمان ما و با هدایت قرآن و نور قرآن باید آنها را شناخت "<br/> | ||
| سطر ۷: | سطر ۷: | ||
در این نوشتار با بررسی تاریخ صدر اسلام و مقایسه تحلیلی تطبیقی آن با شکل گیری و استمرار انقلاب اسلامی و همچنین استناد به سنتهای تغییر ناپذیر الهی حاکم بر تاریخ، تلاش گردیده دسته بندیهای پدیده شوم نفاق، بویژه نفاق جدید و همچنین چگونگی شناخت و مقابله با آن در راستای تبیین سخنان مقام معظم رهبری در این باره مورد مطالعه قرار گیرد. ضمن آنکه این بحث به عنوان کلیدی است برای بررسی و تحلیل فتنه مخملین اخیر. <br/> | در این نوشتار با بررسی تاریخ صدر اسلام و مقایسه تحلیلی تطبیقی آن با شکل گیری و استمرار انقلاب اسلامی و همچنین استناد به سنتهای تغییر ناپذیر الهی حاکم بر تاریخ، تلاش گردیده دسته بندیهای پدیده شوم نفاق، بویژه نفاق جدید و همچنین چگونگی شناخت و مقابله با آن در راستای تبیین سخنان مقام معظم رهبری در این باره مورد مطالعه قرار گیرد. ضمن آنکه این بحث به عنوان کلیدی است برای بررسی و تحلیل فتنه مخملین اخیر. <br/> | ||
| − | == معنا و مفهوم نفاق == | + | ==معنا و مفهوم نفاق == |
شهید مطهری در بحثی پیرامون نفاق میفرمایند: "منافق کسی است که فکر و اندیشه اش یک جور میگوید و زبانش جور دیگر، درست بر ضد آن، احساسات و عواطفش در یک جهت است، ولی تظاهرات ظاهریش در جهت دیگر ". <br/> | شهید مطهری در بحثی پیرامون نفاق میفرمایند: "منافق کسی است که فکر و اندیشه اش یک جور میگوید و زبانش جور دیگر، درست بر ضد آن، احساسات و عواطفش در یک جهت است، ولی تظاهرات ظاهریش در جهت دیگر ". <br/> | ||
ایشان دربارهٔ معنی نفاق بیان میدارند: "لعنت نفاق از واژه "نفق " است، نفق یعنی راه. البته راههای مخفی و پنهانی. در لغت هم وقتی که ما راجع به منافق نگاه میکنیم که منافق را چرا منافق میگویند؟ میبینیم که گفتهاند برای اینکه منافق دو راه و دو درب برای خودش قرار میدهد، یک درب ورودی که به واسطه آن درب، وارد میشود به اسلام، و یک درب خروجی که باید فرض کنیم پنهانی است. از یک درب وارد میشود و از درب دیگر خارج میشود "<ref>سخنرانی شهید مطهری در کانون توحید تهران </ref>. <br/> | ایشان دربارهٔ معنی نفاق بیان میدارند: "لعنت نفاق از واژه "نفق " است، نفق یعنی راه. البته راههای مخفی و پنهانی. در لغت هم وقتی که ما راجع به منافق نگاه میکنیم که منافق را چرا منافق میگویند؟ میبینیم که گفتهاند برای اینکه منافق دو راه و دو درب برای خودش قرار میدهد، یک درب ورودی که به واسطه آن درب، وارد میشود به اسلام، و یک درب خروجی که باید فرض کنیم پنهانی است. از یک درب وارد میشود و از درب دیگر خارج میشود "<ref>سخنرانی شهید مطهری در کانون توحید تهران </ref>. <br/> | ||
همچنین رهبر معظم انقلاب اسلامی در خصوص معنا و مفهوم نفاق میفرمایند: "راجع به مفهوم نفاق در قرآن به روشنی صحبت شده و عبارت است از اینکه یک نفر یا جماعتی، یک فکری و یا جهت گیری را داشته باشد و خلاف آن را به مؤمنین ابراز کند، در راه خدا نباشد و وانمود کند در راه خداست، مؤمن نباشد و وانمود کند مؤمن است، دروغ بگوید، این معنای نفاق است. نفاق: پنهان کردن یک ضلالت، تاریکی و نشان دادن چیزی بر خلاف که در آنها نیست ".<ref>سخنرانی مقام معظم رهبری ۱۳۷۷ در لشگر ۱۰ سید الشهدا علیه السلام </ref> <br/> | همچنین رهبر معظم انقلاب اسلامی در خصوص معنا و مفهوم نفاق میفرمایند: "راجع به مفهوم نفاق در قرآن به روشنی صحبت شده و عبارت است از اینکه یک نفر یا جماعتی، یک فکری و یا جهت گیری را داشته باشد و خلاف آن را به مؤمنین ابراز کند، در راه خدا نباشد و وانمود کند در راه خداست، مؤمن نباشد و وانمود کند مؤمن است، دروغ بگوید، این معنای نفاق است. نفاق: پنهان کردن یک ضلالت، تاریکی و نشان دادن چیزی بر خلاف که در آنها نیست ".<ref>سخنرانی مقام معظم رهبری ۱۳۷۷ در لشگر ۱۰ سید الشهدا علیه السلام </ref> <br/> | ||
| − | == دسته بندی منافقین == | + | ==دسته بندی منافقین == |
به طور کلی تاریخ اسلام دو دوره "تنزیل " و "تأویل " را شامل میگردد که جریان نفاق در هر دو برهه، به عنوان یک صف بندی درونی، در جامعه دینی فعال بوده و میباشد. | به طور کلی تاریخ اسلام دو دوره "تنزیل " و "تأویل " را شامل میگردد که جریان نفاق در هر دو برهه، به عنوان یک صف بندی درونی، در جامعه دینی فعال بوده و میباشد. | ||
دوران تنزیل، دورهٔ نزول قرآن و زمان مبارزه با دشمنانی است که میخواهند از پیدایش دین ممانعت بعمل آورند. در این دوره جامعه دینی با دو دسته از منافقین مواجه گردید: یک دسته "منافقین پنهان " و دستهٔ دیگر "منافقین محارب ". <br/> | دوران تنزیل، دورهٔ نزول قرآن و زمان مبارزه با دشمنانی است که میخواهند از پیدایش دین ممانعت بعمل آورند. در این دوره جامعه دینی با دو دسته از منافقین مواجه گردید: یک دسته "منافقین پنهان " و دستهٔ دیگر "منافقین محارب ". <br/> | ||
| سطر ۱۹: | سطر ۱۹: | ||
در ماجرای غزوه بنی المصطلق نیز عبدالله ابن اُبَی و منافقینِ همراه او در حال طراحی توطئهٔ بیرون نمودن پیامبر (صلی الله علیه و آله). از مدینه بودند که نوجوانی از انصار به نام "زید ابن ارقم " سخنان آنان را شنید و به اطلاع حضرت رساند. پیامبر (صلی الله علیه و آله). "عبدالله ابن اُبَی " را احضار و توطئه منافقانهٔ او را به وی گوشزد نمودند. او "زید ابن ارقم " را به دروغ گویی متهم کرد و با قسمهای غلاظ و شداد، منکر طرحهای توطئه آمیز خود شد. خداوند سوره "منافقون " را در رابطه با این دسته از منافقین نازل فرمود. <br/> | در ماجرای غزوه بنی المصطلق نیز عبدالله ابن اُبَی و منافقینِ همراه او در حال طراحی توطئهٔ بیرون نمودن پیامبر (صلی الله علیه و آله). از مدینه بودند که نوجوانی از انصار به نام "زید ابن ارقم " سخنان آنان را شنید و به اطلاع حضرت رساند. پیامبر (صلی الله علیه و آله). "عبدالله ابن اُبَی " را احضار و توطئه منافقانهٔ او را به وی گوشزد نمودند. او "زید ابن ارقم " را به دروغ گویی متهم کرد و با قسمهای غلاظ و شداد، منکر طرحهای توطئه آمیز خود شد. خداوند سوره "منافقون " را در رابطه با این دسته از منافقین نازل فرمود. <br/> | ||
"منافقین محارب "، دستهٔ دیگری از جریان نفاق در دوران تنزل میباشند که علیه پیامبر (صلی الله علیه و آله). و حکومت دینی اعلام جنگ مسلحانه نمودند. رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیان دسته بندی جریان نفاق، منافقین حربی را منافقین دسته سوم مینامند و در خصوص آنان میفرمایند: "دسته سوم، منافقینی هستند که در مدینه ایمان آوردند، دچار لغزشهای مؤمنانه شدند، خود را حفظ نکردند، رفتند و در یمامه با پیامبر (صلی الله علیه و آله). اعلام جنگ کردند و شدند منافقین محارب "<ref>همان </ref>. <br/> | "منافقین محارب "، دستهٔ دیگری از جریان نفاق در دوران تنزل میباشند که علیه پیامبر (صلی الله علیه و آله). و حکومت دینی اعلام جنگ مسلحانه نمودند. رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیان دسته بندی جریان نفاق، منافقین حربی را منافقین دسته سوم مینامند و در خصوص آنان میفرمایند: "دسته سوم، منافقینی هستند که در مدینه ایمان آوردند، دچار لغزشهای مؤمنانه شدند، خود را حفظ نکردند، رفتند و در یمامه با پیامبر (صلی الله علیه و آله). اعلام جنگ کردند و شدند منافقین محارب "<ref>همان </ref>. <br/> | ||
| − | == منافقین دوران تأویل == | + | ==منافقین دوران تأویل == |
دوران تأویل دورهٔ اجرای دستورات و احکام دین و مبارزه با کسانی است که قصد تحریف دین و به انحراف کشانیدن جامعه دینی را دارند. در این دوره صف بندی و رویارویی بر سر تأویل قرآن آغاز میگردد. در این راستا و هنگامیکه آیهٔ شریفه ۹ سورهٔ [[حج]]رات نازل شد (و ان طائفتان من المؤمنین اقتتلوا فاصلحوا بینهما فان بغت احدهما علی الاخری فقاتلوا التی تبغی حتی تفیءَ الی امر الله: و اگر دو طایفه از اهل ایمان با هم به قتال و دشمنی برخیزند، البته شما مؤمنان بین آنها صلح برقرار دارید و اگر یک قوم بر درگیری ظلم کرد، با آن طایفه ظالم قتال کنید تا به فرمان خدا باز آید <ref>سوره مبارکه حجرات آیه ۹ </ref>).، پیامبر عظیم الشان اسلام (صلی الله علیه و آله). با نگاهی به آینده و پیش بینی برگرفته از قرآن، از تغییر الگوی نبرد و صف بندی جدیدی درجامعه دینی خبر دادند. حضرت در این هشدار فرمودند: "کسی در میان شما هست که برای تأویل قرآن نبرد خواهد کرد، همانگونه که من برای تنزیل آن نبرد کردم ". برخی از مسلمانان پرسیدند: "آیا ما هستیم؟ ". حضرت جواب منفی دادند و از امام علی (علیه السلام). به عنوان قهرمان مبارزه در عصر تأویل یاد کردند<ref>ر. ک به کنزالعمال ج ۱۱ صفحه ۶۱۳ ح ۳۲۹۶۹ </ref>. <br/> | دوران تأویل دورهٔ اجرای دستورات و احکام دین و مبارزه با کسانی است که قصد تحریف دین و به انحراف کشانیدن جامعه دینی را دارند. در این دوره صف بندی و رویارویی بر سر تأویل قرآن آغاز میگردد. در این راستا و هنگامیکه آیهٔ شریفه ۹ سورهٔ [[حج]]رات نازل شد (و ان طائفتان من المؤمنین اقتتلوا فاصلحوا بینهما فان بغت احدهما علی الاخری فقاتلوا التی تبغی حتی تفیءَ الی امر الله: و اگر دو طایفه از اهل ایمان با هم به قتال و دشمنی برخیزند، البته شما مؤمنان بین آنها صلح برقرار دارید و اگر یک قوم بر درگیری ظلم کرد، با آن طایفه ظالم قتال کنید تا به فرمان خدا باز آید <ref>سوره مبارکه حجرات آیه ۹ </ref>).، پیامبر عظیم الشان اسلام (صلی الله علیه و آله). با نگاهی به آینده و پیش بینی برگرفته از قرآن، از تغییر الگوی نبرد و صف بندی جدیدی درجامعه دینی خبر دادند. حضرت در این هشدار فرمودند: "کسی در میان شما هست که برای تأویل قرآن نبرد خواهد کرد، همانگونه که من برای تنزیل آن نبرد کردم ". برخی از مسلمانان پرسیدند: "آیا ما هستیم؟ ". حضرت جواب منفی دادند و از امام علی (علیه السلام). به عنوان قهرمان مبارزه در عصر تأویل یاد کردند<ref>ر. ک به کنزالعمال ج ۱۱ صفحه ۶۱۳ ح ۳۲۹۶۹ </ref>. <br/> | ||
حضرت امیر (علیه السلام). دربارهٔ جریان نفاق جدید یا به عبارت دیگر نفاق دوران تأویل فرمودند: "آنان به وحدانیت خدا شهادت میدهند. همین باعث میشود تا کشتن آنان بر مردم گران آید و به ولی خدا طعنه زده و بر او خشم گیرند "<ref>همان </ref>. <br/> | حضرت امیر (علیه السلام). دربارهٔ جریان نفاق جدید یا به عبارت دیگر نفاق دوران تأویل فرمودند: "آنان به وحدانیت خدا شهادت میدهند. همین باعث میشود تا کشتن آنان بر مردم گران آید و به ولی خدا طعنه زده و بر او خشم گیرند "<ref>همان </ref>. <br/> | ||
| سطر ۲۵: | سطر ۲۵: | ||
رهبر معظم انقلاب اسلامی از منافقین دوران تأویل با عنوان " نفاق جدید " یاد میکنند و در دسته بندیهای نفاق، آنان را جزء دسته دوم منافقین بر میشمارند. ایشان در خصوص "نفاق جدید " میفرمایند: "دسته دوم کسانی که جزء مؤمنین بودند، اول کار هم هیچ نشانهای از نفاق در اینها نبود. ولی به مرور، دچار عوارضی شدند، این عوارض، کار دستشان داد و آنها را از پای در آورد. دسته دوم کسانی بودند که دشمنی نداشتند با اسلام و پیامبر (صلی الله علیه و آله). و حرکت اسلامی، دوست هم بودند ... کار اینها [[خلف وعده]] ای بود که با خدا کردند. دروغی که با عملشان به خود گفتند. خلاف کاری، [[گناه]]، عدم اعتنا به تربیت خود، گاهی کار را به جایی میرساند که جزای کار آنها بدترین میشود. بدترین چیست؟ تکذیب آیات خدا، عدم دقت و مواظبت از خود، از حرف خود، از رفتار خود، از فکر خود و ازخود مراقبت معنوی نکردن، کارش به نفاق میرسد "<ref>سخنان مقام معظم رهبری در سال ۱۳۷۷ در لشگر ۱۰ سیدالشهدا علیه السلام </ref>. <br/> | رهبر معظم انقلاب اسلامی از منافقین دوران تأویل با عنوان " نفاق جدید " یاد میکنند و در دسته بندیهای نفاق، آنان را جزء دسته دوم منافقین بر میشمارند. ایشان در خصوص "نفاق جدید " میفرمایند: "دسته دوم کسانی که جزء مؤمنین بودند، اول کار هم هیچ نشانهای از نفاق در اینها نبود. ولی به مرور، دچار عوارضی شدند، این عوارض، کار دستشان داد و آنها را از پای در آورد. دسته دوم کسانی بودند که دشمنی نداشتند با اسلام و پیامبر (صلی الله علیه و آله). و حرکت اسلامی، دوست هم بودند ... کار اینها [[خلف وعده]] ای بود که با خدا کردند. دروغی که با عملشان به خود گفتند. خلاف کاری، [[گناه]]، عدم اعتنا به تربیت خود، گاهی کار را به جایی میرساند که جزای کار آنها بدترین میشود. بدترین چیست؟ تکذیب آیات خدا، عدم دقت و مواظبت از خود، از حرف خود، از رفتار خود، از فکر خود و ازخود مراقبت معنوی نکردن، کارش به نفاق میرسد "<ref>سخنان مقام معظم رهبری در سال ۱۳۷۷ در لشگر ۱۰ سیدالشهدا علیه السلام </ref>. <br/> | ||
بنابراین در دوران تأویل، طبقهٔ جدیدی از نفاق در جامعه ظاهر میگردد که با شکل نفاق در دوران تنزیل متفاوت است و از آن به عنوان "نفاق جدید " یاد میشود. مهمترین وجه تمایز نفاق دوران تنزیل با نفاق دوره تأویل، موضوع "وجاهت " است که منافقین جدید از آن برخوردارند. <br/> | بنابراین در دوران تأویل، طبقهٔ جدیدی از نفاق در جامعه ظاهر میگردد که با شکل نفاق در دوران تنزیل متفاوت است و از آن به عنوان "نفاق جدید " یاد میشود. مهمترین وجه تمایز نفاق دوران تنزیل با نفاق دوره تأویل، موضوع "وجاهت " است که منافقین جدید از آن برخوردارند. <br/> | ||
| − | == چرایی پدید آمدن نفاق جدید == | + | ==چرایی پدید آمدن نفاق جدید == |
"نفاق جدید " و یا به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، منافقین دسته دوم، معاندین دوران تأویل میباشند که جبههای درون دینی را علیه جامعه و نظام دینی بازگشایی مینمایند. قرآن علت شکلگیری این پدیده شوم و بسیار خطرناک را عدم استقامت و پایداری میداند. خداوند در قرآن مؤمنان را یک دست ندانسته و بدون توجه به ظواهر، آنان را در دو گروه طبقه بندی کرده است: "مؤمنین راستین " و "مؤمنین دروغین ". آنگاه تفاوت میان مؤمنین راستین و دروغین را در عنصر "پایداری ایمان " دانسته و از کسانی که در ایمان خود راست قامت نبوده و تغییر ماهیت دادهاند به عنوان اهل نفاق یاد کرده است. <br/> | "نفاق جدید " و یا به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، منافقین دسته دوم، معاندین دوران تأویل میباشند که جبههای درون دینی را علیه جامعه و نظام دینی بازگشایی مینمایند. قرآن علت شکلگیری این پدیده شوم و بسیار خطرناک را عدم استقامت و پایداری میداند. خداوند در قرآن مؤمنان را یک دست ندانسته و بدون توجه به ظواهر، آنان را در دو گروه طبقه بندی کرده است: "مؤمنین راستین " و "مؤمنین دروغین ". آنگاه تفاوت میان مؤمنین راستین و دروغین را در عنصر "پایداری ایمان " دانسته و از کسانی که در ایمان خود راست قامت نبوده و تغییر ماهیت دادهاند به عنوان اهل نفاق یاد کرده است. <br/> | ||
"من المؤمنین رجال صدوقوا ما عاهدو الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلاً لیجزی الله الصادقین بصدقهم و یعذب المنافقین ان شاء او یتوب علیهم ان الله کان غفورا، رحیماً : برخی از آن مؤمنان، بزرگ مردانی هستند که به عهد و پیمانی که با خدا بستند کاملاً وفا کردند. پس برخی بر آن عهد ایستادگی کردند (تا در راه خدا شهید شدند). و برخی مقاومت کرده و هیچ عهد خود را تغییر ندادند. تا آنکه خدا آن مردان راستگوی با وفا از صدق و ایمانشان، پاداش نیکو بخشد و منافقان را به عدل عذاب کند. اگر بخواهد یا به لطف، توبه شان بپذیرد که خدا بر خلق بسیار آمرزنده و مهربان است "<ref>سوره مبارکه احزاب آیات ۲۳ و ۲۴ </ref>. <br/> | "من المؤمنین رجال صدوقوا ما عاهدو الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلاً لیجزی الله الصادقین بصدقهم و یعذب المنافقین ان شاء او یتوب علیهم ان الله کان غفورا، رحیماً : برخی از آن مؤمنان، بزرگ مردانی هستند که به عهد و پیمانی که با خدا بستند کاملاً وفا کردند. پس برخی بر آن عهد ایستادگی کردند (تا در راه خدا شهید شدند). و برخی مقاومت کرده و هیچ عهد خود را تغییر ندادند. تا آنکه خدا آن مردان راستگوی با وفا از صدق و ایمانشان، پاداش نیکو بخشد و منافقان را به عدل عذاب کند. اگر بخواهد یا به لطف، توبه شان بپذیرد که خدا بر خلق بسیار آمرزنده و مهربان است "<ref>سوره مبارکه احزاب آیات ۲۳ و ۲۴ </ref>. <br/> | ||
بنابراین قرآن کسانی که بر پیمان خود با خدایشان باقی مانده باشند را مؤمنین راستین دانسته و اینان را بر دو دسته تقیسم میکند: "شهیدان سرافراز " و "بازماندگان پایدار و تغییر ناپذیر ". از سوی دیگر کسانی که از صداقت در پیمان بی بهره باشند، در گروه منافقان جای داده و از ایمان حقیقی بی بهره میداند. از این رو مؤمن حقیقی کسی است که ثابت قدم بماند و در دوران تأویل نیز ایمان خویش را از دست ندهد. <br/> | بنابراین قرآن کسانی که بر پیمان خود با خدایشان باقی مانده باشند را مؤمنین راستین دانسته و اینان را بر دو دسته تقیسم میکند: "شهیدان سرافراز " و "بازماندگان پایدار و تغییر ناپذیر ". از سوی دیگر کسانی که از صداقت در پیمان بی بهره باشند، در گروه منافقان جای داده و از ایمان حقیقی بی بهره میداند. از این رو مؤمن حقیقی کسی است که ثابت قدم بماند و در دوران تأویل نیز ایمان خویش را از دست ندهد. <br/> | ||
در این ارتباط امام علی (علیه السلام). که به واقع قهرمان مبارزه با منافقین جدید دوران پر فتنه تأویل است، در این باره میفرمایند: "به خدا سوگند من هم کسی هستم که در انتظار (شهادت). به سر میبرم و من هرگز در روش خود تغییر نداده و برسر پیمانم ایستادهام "<ref>ر. ک به تفسیر مجمع البیان ذیل آیات ۲۳ و ۲۴ سوره احزاب. </ref>. <br/> | در این ارتباط امام علی (علیه السلام). که به واقع قهرمان مبارزه با منافقین جدید دوران پر فتنه تأویل است، در این باره میفرمایند: "به خدا سوگند من هم کسی هستم که در انتظار (شهادت). به سر میبرم و من هرگز در روش خود تغییر نداده و برسر پیمانم ایستادهام "<ref>ر. ک به تفسیر مجمع البیان ذیل آیات ۲۳ و ۲۴ سوره احزاب. </ref>. <br/> | ||
| − | == نحلههای جریان نفاق در دوران تأویل == | + | ==نحلههای جریان نفاق در دوران تأویل == |
نفاق جدید در دوران تأویل دارای نحلههای متعددی است که در هدف دارای وحدت میباشند. پیامبر عظیم الشان اسلام (صلی الله علیه و آله). پس از اتمام جنگ احد، به امام علی (علیه السلام). فرمودند: "واقعاً تو ما را یاری کردی و همراه من با شمشیر خود مبارزه کردی و با جانت از من [[دفاع]] نمودی، چه خواهی کرد هنگامی که پس از من با ناکثین و قاسطین و مارقین رو در رو شوی ". امام علی (علیه السلام). که از این سخنان در شگفت شده بوند از حضرت پرسیدند: "آیا واقعاً چنین اتفاقی خواهد افتاد "؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله). به ایشان فرمودند: "به خدا سوگند آری "<ref>شرح الاخبار ج ۱ ص ۴۰۰ </ref>. <br/> | نفاق جدید در دوران تأویل دارای نحلههای متعددی است که در هدف دارای وحدت میباشند. پیامبر عظیم الشان اسلام (صلی الله علیه و آله). پس از اتمام جنگ احد، به امام علی (علیه السلام). فرمودند: "واقعاً تو ما را یاری کردی و همراه من با شمشیر خود مبارزه کردی و با جانت از من [[دفاع]] نمودی، چه خواهی کرد هنگامی که پس از من با ناکثین و قاسطین و مارقین رو در رو شوی ". امام علی (علیه السلام). که از این سخنان در شگفت شده بوند از حضرت پرسیدند: "آیا واقعاً چنین اتفاقی خواهد افتاد "؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله). به ایشان فرمودند: "به خدا سوگند آری "<ref>شرح الاخبار ج ۱ ص ۴۰۰ </ref>. <br/> | ||
در این حدیث شریف به وضوح پرده از نحلههای نفاق جدید کنار میرود و ماهیت جریانهای سه گانه منافقین در دوران تأویل آشکار میگردد. <br/> | در این حدیث شریف به وضوح پرده از نحلههای نفاق جدید کنار میرود و ماهیت جریانهای سه گانه منافقین در دوران تأویل آشکار میگردد. <br/> | ||
| − | == ناکثین؛ نحلهای از نفاق جدید == | + | ==ناکثین؛ نحلهای از نفاق جدید == |
"ناکثین " محصول پیوند چهار عنصر "وجاهت "، "ثروت "، "سیاست " و "قدرت " هستند. امام علی (علیه السلام). در خصوص این نحله نفاق میفرمایند: "به چهار نفر گرفتار شدم که هیچ کس به مانند آنان دچار نشده است. گرفتار شدم به شجاعترین مردم "زبیر "، زیرکترین مردم "طلحه "، مطاعترین مردم "عاشیه " و ثروتمندترین مردم "یعلی ابن مینه "<ref>ر. ک به کتاب الفتوح ج ۲ ص ۴۶۳، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۲۰ ص ۲۲۷ ح ۱۹۹ </ref>. <br/> | "ناکثین " محصول پیوند چهار عنصر "وجاهت "، "ثروت "، "سیاست " و "قدرت " هستند. امام علی (علیه السلام). در خصوص این نحله نفاق میفرمایند: "به چهار نفر گرفتار شدم که هیچ کس به مانند آنان دچار نشده است. گرفتار شدم به شجاعترین مردم "زبیر "، زیرکترین مردم "طلحه "، مطاعترین مردم "عاشیه " و ثروتمندترین مردم "یعلی ابن مینه "<ref>ر. ک به کتاب الفتوح ج ۲ ص ۴۶۳، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۲۰ ص ۲۲۷ ح ۱۹۹ </ref>. <br/> | ||
در حقیقت جریان ناکثین با قدرت "زبیر "، ثروت "یعلی ابن مینه "، نفوذ و وجاهت "عایشه " و طراحی "طلحه " بوجود آمد. "زبیر " یکی از رزمندگان دلیر اسلام بود که لقب "سیف الاسلام " را بر او نهاده بودند. شمشیر او گرههای زیادی را گشوده بود. وی از جمله چهار نفری بود که برای بیعت با حضرت امیر (علیه السلام). ثابت قدم ماند. نقل شده است که هنگامیکه حضرت از دفن پیامبر (صلی الله علیه و آله). فراغت یافت، حضرت زهرا (سلام الله علیها). را بر مرکب سوار کرد و به درب خانه مهاجرین و انصار رفت و از بیعت پیغمبر (صلی الله علیه و آله). و واقعه غدیر خم و سایر احادیث سخن گفت و از آنها در خواست حمایت کرد. در این میان چهل و چهار نفر از صحابه تعهد کردند در سلب حق او خودداری نکنند. حضرت (علیه السلام). دستور داد که سرهای خود را بتراشند تا از دیگران ممتاز شوند و درب خانه امام حاضر شوند و برای احقاق حق او قیام نمایند. فردا صبح تنها چهار نفر حاضر شدند: "سلمان "، "مقداد "، "ابوذر " و "زبیر ابن عوام "<ref>تاریخ مفصل اسلام ص ۱۰۳ </ref>. <br/> | در حقیقت جریان ناکثین با قدرت "زبیر "، ثروت "یعلی ابن مینه "، نفوذ و وجاهت "عایشه " و طراحی "طلحه " بوجود آمد. "زبیر " یکی از رزمندگان دلیر اسلام بود که لقب "سیف الاسلام " را بر او نهاده بودند. شمشیر او گرههای زیادی را گشوده بود. وی از جمله چهار نفری بود که برای بیعت با حضرت امیر (علیه السلام). ثابت قدم ماند. نقل شده است که هنگامیکه حضرت از دفن پیامبر (صلی الله علیه و آله). فراغت یافت، حضرت زهرا (سلام الله علیها). را بر مرکب سوار کرد و به درب خانه مهاجرین و انصار رفت و از بیعت پیغمبر (صلی الله علیه و آله). و واقعه غدیر خم و سایر احادیث سخن گفت و از آنها در خواست حمایت کرد. در این میان چهل و چهار نفر از صحابه تعهد کردند در سلب حق او خودداری نکنند. حضرت (علیه السلام). دستور داد که سرهای خود را بتراشند تا از دیگران ممتاز شوند و درب خانه امام حاضر شوند و برای احقاق حق او قیام نمایند. فردا صبح تنها چهار نفر حاضر شدند: "سلمان "، "مقداد "، "ابوذر " و "زبیر ابن عوام "<ref>تاریخ مفصل اسلام ص ۱۰۳ </ref>. <br/> | ||
"طلحه " نیز درنوع خود یکی از عناصر سیاسی و هوشمند محسوب میشد. "عایشهام المؤمنین " از چهرههای با نفوذ در میان مسلمانان به شمار میرفت و حرف و سخن او خریدار داشت. "یعلی ابن منیه " هم که از طرف عثمان فرماندار یمن بود، با غارت بیت المال به ثروت فراوانی دست یافت. به صورتی که در تاریخ نقل شده یکی از کاروانهای او چهار صد شتر بار زر همراه داشته است. "یعلی ابن منیه " برای فتنه آفرینی ناکثین شصت هزار دنیار از بیت المال هزینه کرد<ref>همان ص ۱۶۱ </ref>. <br/> | "طلحه " نیز درنوع خود یکی از عناصر سیاسی و هوشمند محسوب میشد. "عایشهام المؤمنین " از چهرههای با نفوذ در میان مسلمانان به شمار میرفت و حرف و سخن او خریدار داشت. "یعلی ابن منیه " هم که از طرف عثمان فرماندار یمن بود، با غارت بیت المال به ثروت فراوانی دست یافت. به صورتی که در تاریخ نقل شده یکی از کاروانهای او چهار صد شتر بار زر همراه داشته است. "یعلی ابن منیه " برای فتنه آفرینی ناکثین شصت هزار دنیار از بیت المال هزینه کرد<ref>همان ص ۱۶۱ </ref>. <br/> | ||
| − | == قاسطین == | + | ==قاسطین == |
یکی از نحلههای جریان نفاق در دوران تأویل "قاسطین " میباشند. "حسادت و کینه ورزی "، "قدرت طلبی و دنیا طلبی "، "تزویر و نیرنگ " و "باورهای التقاطی و سست " عناصر تشکیل دهنده این جریان بود. <br/> | یکی از نحلههای جریان نفاق در دوران تأویل "قاسطین " میباشند. "حسادت و کینه ورزی "، "قدرت طلبی و دنیا طلبی "، "تزویر و نیرنگ " و "باورهای التقاطی و سست " عناصر تشکیل دهنده این جریان بود. <br/> | ||
آزادشدگان پیامبر (صلی الله علیه و آله). همواره پس از رحلت آن حضرت مترصد بودند تا قدرت را از آن خود نمایند و یک حکومت موروثی ایجاد کنند. "عبدالفتاح عبدالمقصود " در این باره مینویسد: "پس از آنکه عثمان به کار خلافت گماشته شد، ابوسفیان در جمع خانواده خویش گفت: بنی امیه آن را (خلافت را). همچون گوی بربایند. سوگند به کسی که ابوسفیان بدان قسم میخورد، پیوسته این ا میدواری را دارم که (حکومت). برای کودکان شما به صورت وراثت در آید "<ref>امام علی (علیه السلام).روزگار عثمان ص ۳۰ </ref>. <br/> | آزادشدگان پیامبر (صلی الله علیه و آله). همواره پس از رحلت آن حضرت مترصد بودند تا قدرت را از آن خود نمایند و یک حکومت موروثی ایجاد کنند. "عبدالفتاح عبدالمقصود " در این باره مینویسد: "پس از آنکه عثمان به کار خلافت گماشته شد، ابوسفیان در جمع خانواده خویش گفت: بنی امیه آن را (خلافت را). همچون گوی بربایند. سوگند به کسی که ابوسفیان بدان قسم میخورد، پیوسته این ا میدواری را دارم که (حکومت). برای کودکان شما به صورت وراثت در آید "<ref>امام علی (علیه السلام).روزگار عثمان ص ۳۰ </ref>. <br/> | ||
| سطر ۴۵: | سطر ۴۵: | ||
قاسطین در شام اجتماعی از حاسدین وکینه ورزان نسبت به امام علی (علیه السلام). را بوجود آورده بودند. یکی از این افراد "ولید ابن عقبه " بود که خصومت دیرینهای با امام (علیه السلام). داشت. نقل است که در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله). ولید که مرد فاسقی بود به حضرت امیر (علیه السلام).گفت: "نیزه من از تو تیزتر و فصاحت من از تو بیشتر و بازوی من از تو قویتر است ". امام علی (علیه السلام).در پاسخ به ولید ابن عقبه فرمودند: "خاموش باش فاسق ". ولید در غضب شد به پیامبر (صلی الله علیه و آله). شکایت کرد. آنگاه آیه "افمن کان مؤمناً کمن کان فاسقاً لایستون " را نازل شد<ref>تاریخ مفصل اسلام ص ۱۷۵ </ref>. <br/> | قاسطین در شام اجتماعی از حاسدین وکینه ورزان نسبت به امام علی (علیه السلام). را بوجود آورده بودند. یکی از این افراد "ولید ابن عقبه " بود که خصومت دیرینهای با امام (علیه السلام). داشت. نقل است که در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله). ولید که مرد فاسقی بود به حضرت امیر (علیه السلام).گفت: "نیزه من از تو تیزتر و فصاحت من از تو بیشتر و بازوی من از تو قویتر است ". امام علی (علیه السلام).در پاسخ به ولید ابن عقبه فرمودند: "خاموش باش فاسق ". ولید در غضب شد به پیامبر (صلی الله علیه و آله). شکایت کرد. آنگاه آیه "افمن کان مؤمناً کمن کان فاسقاً لایستون " را نازل شد<ref>تاریخ مفصل اسلام ص ۱۷۵ </ref>. <br/> | ||
در زمان خلافت عثمان، "ولید ابن عقبه " والی کوفه گردید. وی اکثر اوقات، مست و لایعقل بود. در تاریخ آمده است: "یکروز صبح، در حال مستی به مأمومین گفت اگر بخواهید به جای دو رکعت، چهار رکعت نماز برای شما بخوانم. مردم موضوع بدمستی وی را به خلیفه گزارش دادند و حتی گروهی به مدینه آمدند و شهادت دادند به شرب خمیر ولید. او هم با حضرت علی(علیه السلام).مشورت کرد و امام فرمود اگر ثابت باشد باید او را حد زد. ولید با این کینه دیرینه نسبت به امام، از جمله کسانی بود که معاویه را به جنگ علیه امیرالمؤمنین (علیه السلام). تحریک کرد<ref>همان </ref>.<br/> | در زمان خلافت عثمان، "ولید ابن عقبه " والی کوفه گردید. وی اکثر اوقات، مست و لایعقل بود. در تاریخ آمده است: "یکروز صبح، در حال مستی به مأمومین گفت اگر بخواهید به جای دو رکعت، چهار رکعت نماز برای شما بخوانم. مردم موضوع بدمستی وی را به خلیفه گزارش دادند و حتی گروهی به مدینه آمدند و شهادت دادند به شرب خمیر ولید. او هم با حضرت علی(علیه السلام).مشورت کرد و امام فرمود اگر ثابت باشد باید او را حد زد. ولید با این کینه دیرینه نسبت به امام، از جمله کسانی بود که معاویه را به جنگ علیه امیرالمؤمنین (علیه السلام). تحریک کرد<ref>همان </ref>.<br/> | ||
| − | == مارقین == | + | ==مارقین == |
در ادبیات عرب، "مارق " به تیری گفته میشود که از کمان رها گردیده است. از این رو مارقین، خروج کردگان از دین و ولایت الهی میباشند. شکل گیری این جریان نفاق، ریشه در عواملی همچون "عدم بصیرت در تشخیص حق و باطل "، "عصبیت "، "خرافه گرایی " و "عدم تبعیت از ولایت " دارد. <br/> | در ادبیات عرب، "مارق " به تیری گفته میشود که از کمان رها گردیده است. از این رو مارقین، خروج کردگان از دین و ولایت الهی میباشند. شکل گیری این جریان نفاق، ریشه در عواملی همچون "عدم بصیرت در تشخیص حق و باطل "، "عصبیت "، "خرافه گرایی " و "عدم تبعیت از ولایت " دارد. <br/> | ||
مارقین جریان نفاق اسلام منهای ولایت بود که با شعار "حسبنا کتاب الله " خروج نمودند. این نحله از جریان نفاق، حضرت علی (علیه السلام). و معاویه را به یک چشم مینگریستند. خوارج معتقد بودند معاویه مردی متجاهر به [[فسق]]، مکار و نالایق است و حضرت امیر(علیه السلام). هم به دلیل راضی شدن به حکمیت، مرتد گشته و تا توبه نکند به اطاعت او نباید سر نهاد. <br/> | مارقین جریان نفاق اسلام منهای ولایت بود که با شعار "حسبنا کتاب الله " خروج نمودند. این نحله از جریان نفاق، حضرت علی (علیه السلام). و معاویه را به یک چشم مینگریستند. خوارج معتقد بودند معاویه مردی متجاهر به [[فسق]]، مکار و نالایق است و حضرت امیر(علیه السلام). هم به دلیل راضی شدن به حکمیت، مرتد گشته و تا توبه نکند به اطاعت او نباید سر نهاد. <br/> | ||
سرکردهٔ خوارج فردی به نام "عبدالله " بود که نژادی یهودی داشت. در اثر القائات و شبهه افکنی این جریان نفاق، دوازده هزار نفر به آنان پیوستند. هنگامیکه امام (علیه السلام). با سپاه خود قصد داشت به جنگ معاویه برود، ناچار گردید ابتدا فتنه خوارج را دفع کند. حضرت قبل از آغاز جنگ، به اتمام حجت با آنان پرداخت. به طوری که قریب هشت هزار نفر از جماعت آنان جدا شدند و تنها چهار هزار نفر باقی ماندند که شعار "لا حکم الا الله و لو کره المشرکون " را سر میدادند. از این تعداد نیز تنها نه نفر زنده ماندند. <br/> | سرکردهٔ خوارج فردی به نام "عبدالله " بود که نژادی یهودی داشت. در اثر القائات و شبهه افکنی این جریان نفاق، دوازده هزار نفر به آنان پیوستند. هنگامیکه امام (علیه السلام). با سپاه خود قصد داشت به جنگ معاویه برود، ناچار گردید ابتدا فتنه خوارج را دفع کند. حضرت قبل از آغاز جنگ، به اتمام حجت با آنان پرداخت. به طوری که قریب هشت هزار نفر از جماعت آنان جدا شدند و تنها چهار هزار نفر باقی ماندند که شعار "لا حکم الا الله و لو کره المشرکون " را سر میدادند. از این تعداد نیز تنها نه نفر زنده ماندند. <br/> | ||
عقیده باطل این نحله از جریان نفاق در جامعه دینی باقی ماند و فرقههای مختلفی از آنها پدید آمد. <br/> | عقیده باطل این نحله از جریان نفاق در جامعه دینی باقی ماند و فرقههای مختلفی از آنها پدید آمد. <br/> | ||
| − | == رهاورد جریان نفاق برای جامعه دینی: == | + | ==رهاورد جریان نفاق برای جامعه دینی: == |
| − | === بحران حقانیت و مشروعیت === | + | ===بحران حقانیت و مشروعیت === |
ایجاد بحران حقانیت و مشروعیت، مهلکترین رهاورد جریان نفاق برای جامعه دینی است. افرادی که تا پیش از این در صفوف مؤمنین و از هم پیمانان آنان بوده و مورد توجه و اعتماد مردم قرار گرفتهاند، آنگاه که به دلیل عدم استقامت و پایداری دینی تغییر ماهیت داده و تجدید نظر طلب میشوند، جامعه را دچار حیرت و سردرگمی مینمایند. در این شرایط طبیعی است که تشخیص حق از باطل برای بخشی از جامعه دینی دشوار گردیده و بحران حقاینت به وجود میآید و "مشروعیت جریان حق " در افکار عمومی زیر سئوال میرود. <br/> | ایجاد بحران حقانیت و مشروعیت، مهلکترین رهاورد جریان نفاق برای جامعه دینی است. افرادی که تا پیش از این در صفوف مؤمنین و از هم پیمانان آنان بوده و مورد توجه و اعتماد مردم قرار گرفتهاند، آنگاه که به دلیل عدم استقامت و پایداری دینی تغییر ماهیت داده و تجدید نظر طلب میشوند، جامعه را دچار حیرت و سردرگمی مینمایند. در این شرایط طبیعی است که تشخیص حق از باطل برای بخشی از جامعه دینی دشوار گردیده و بحران حقاینت به وجود میآید و "مشروعیت جریان حق " در افکار عمومی زیر سئوال میرود. <br/> | ||
امام علی (علیه السلام). در این باره میفرمایند: "اگر مردم میدانستند که او منافق است، دروغگوست، از او نمیپذیرفتند و گفتار دروغین او را تصدیق نمیکردند. اما با نا آگاهی میگویند او از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله). است، رسول خدا را دیده و از او حدیث شنیده و از او گرفته است. پس حدیث دروغین او را قبول میکنند ".<ref>نهج البلاغه خطبه ۲۱۰ </ref>. <br/> | امام علی (علیه السلام). در این باره میفرمایند: "اگر مردم میدانستند که او منافق است، دروغگوست، از او نمیپذیرفتند و گفتار دروغین او را تصدیق نمیکردند. اما با نا آگاهی میگویند او از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله). است، رسول خدا را دیده و از او حدیث شنیده و از او گرفته است. پس حدیث دروغین او را قبول میکنند ".<ref>نهج البلاغه خطبه ۲۱۰ </ref>. <br/> | ||
| سطر ۵۷: | سطر ۵۷: | ||
بحران حقانیت و مشروعیت آنچنان برای جامعه اسلامی زیان آور است که پیامبر (صلی الله علیه و آله). برای جلوگیری از این بحران، در مقاطع مختلف بر ولایت امیرالمؤمنین(علیه السلام). و ائمه معصومین (علیه السلام). تأکید ورزیدند. احادیث منزلت، ثقلین، سفینه و کساء و مصادیقی از این دست، تأکید در سیره نبوی برای جلوگیری از بحران مذکور میباشند. <br/> | بحران حقانیت و مشروعیت آنچنان برای جامعه اسلامی زیان آور است که پیامبر (صلی الله علیه و آله). برای جلوگیری از این بحران، در مقاطع مختلف بر ولایت امیرالمؤمنین(علیه السلام). و ائمه معصومین (علیه السلام). تأکید ورزیدند. احادیث منزلت، ثقلین، سفینه و کساء و مصادیقی از این دست، تأکید در سیره نبوی برای جلوگیری از بحران مذکور میباشند. <br/> | ||
نکته قابل توجه اینکه امام عظیم الشان راحل نیز گویا خطر بحران حقانیت را برای نظام وجامعه دینی پیش بینی مینمودند و با تأسی از سیرهٔ پیامبر (صلی الله علیه و آله). با تأکید بر محوریت ولایت فقیه، بارها به صورت مصداقی در خصوص رهبر معظم انقلاب اسلامی مطالبی را اظهار داشتند. آن گوهر یکدانه حتی مدتی پس از تنظیم وصیت نامه سیاسی و الهی خود، سطوری را بر آن اضافه نمودند. از جمله آنکه "ملاک حال فعلی افراد است " <ref>وصیت نامه سیاسی الهی حضرت امام خمینی (ره). </ref>. اضافه نمودن سطور مذکور با این هدف انجام شد که هیچ کس نتواند بعدها از عنصر وجاهت، قرابت، و ملازمت با حضرت امام (ره). سوء استفاده نموده و در جامعه بحران حقانیت و مشروعیت ایجاد کنند. <br/> | نکته قابل توجه اینکه امام عظیم الشان راحل نیز گویا خطر بحران حقانیت را برای نظام وجامعه دینی پیش بینی مینمودند و با تأسی از سیرهٔ پیامبر (صلی الله علیه و آله). با تأکید بر محوریت ولایت فقیه، بارها به صورت مصداقی در خصوص رهبر معظم انقلاب اسلامی مطالبی را اظهار داشتند. آن گوهر یکدانه حتی مدتی پس از تنظیم وصیت نامه سیاسی و الهی خود، سطوری را بر آن اضافه نمودند. از جمله آنکه "ملاک حال فعلی افراد است " <ref>وصیت نامه سیاسی الهی حضرت امام خمینی (ره). </ref>. اضافه نمودن سطور مذکور با این هدف انجام شد که هیچ کس نتواند بعدها از عنصر وجاهت، قرابت، و ملازمت با حضرت امام (ره). سوء استفاده نموده و در جامعه بحران حقانیت و مشروعیت ایجاد کنند. <br/> | ||
| − | === ایجاد بی تفاوتی در جامعه === | + | ===ایجاد بی تفاوتی در جامعه === |
یکی از پیامدهای جریان شوم نفاق در جامعه دینی، ظهور طبقه جدیدی از قاعدین و بی تفاوتها میباشد. بحران حقانیت و مشروعیت، جامعه را به تفرقه و بیراهه کشانیده و گروه دیگری را نیز به کناره گیری و بیتفاوتی سوق میدهد. <br/> | یکی از پیامدهای جریان شوم نفاق در جامعه دینی، ظهور طبقه جدیدی از قاعدین و بی تفاوتها میباشد. بحران حقانیت و مشروعیت، جامعه را به تفرقه و بیراهه کشانیده و گروه دیگری را نیز به کناره گیری و بیتفاوتی سوق میدهد. <br/> | ||
در خصوص این رهاورد جریان نفاق، حضرت امیر (علیه السلام). میفرمایند: "منافق گمراه کننده، خطا کار ومشوق خطاکاری است "<ref>نهج البلاغه خطبه ۱۹۴ </ref>. <br/> | در خصوص این رهاورد جریان نفاق، حضرت امیر (علیه السلام). میفرمایند: "منافق گمراه کننده، خطا کار ومشوق خطاکاری است "<ref>نهج البلاغه خطبه ۱۹۴ </ref>. <br/> | ||
| سطر ۶۴: | سطر ۶۴: | ||
حضرت پاسخی به او دادند که مشخص میکند که قاعدین و بی تفاوتیها نمیتوانند الگوی خوبی در دوران تأویل برای مقابله با نفاق باشند و مؤمنان حقیقی و راستین نباید فریب سخنان ظاهرالصلاح تجدید نظر طلبان را خورده و در دام فتنههای نفاق بیفتند. <br/> | حضرت پاسخی به او دادند که مشخص میکند که قاعدین و بی تفاوتیها نمیتوانند الگوی خوبی در دوران تأویل برای مقابله با نفاق باشند و مؤمنان حقیقی و راستین نباید فریب سخنان ظاهرالصلاح تجدید نظر طلبان را خورده و در دام فتنههای نفاق بیفتند. <br/> | ||
حضرت امیر(علیه السلام). در پاسخ "حارث ابن حوط " میفرمایند: "عبدالله و سعید حق را تنها گذاشتند و باطل را یاری نکردند. اینان چگونه میتوانند امام و پیشوای خیر باشند تا پیروز شوند "<ref>نهج البلاغه قصار ۲۶۲ </ref>. <br/> | حضرت امیر(علیه السلام). در پاسخ "حارث ابن حوط " میفرمایند: "عبدالله و سعید حق را تنها گذاشتند و باطل را یاری نکردند. اینان چگونه میتوانند امام و پیشوای خیر باشند تا پیروز شوند "<ref>نهج البلاغه قصار ۲۶۲ </ref>. <br/> | ||
| − | === ظهور اصلاح طلبان دروغین === | + | ===ظهور اصلاح طلبان دروغین === |
رهاورد نفاق برای جامعه دینی، تخریب و افساد است نه اصلاح. برهمین اساس قرآن کریم یکی از ویژگیهای منافقان را ادعای دروغین اصلاح طلبی آنان میداند. از این رو یقیناً جامعهای که دچار پدیده شوم نفاق گردد، شاهد ظهور اصلاح طلبان دروغین خواهد بود. در این هنگام صف بندی سیاسی جدیدی درجامعه شکل خواهد گرفت. <br/> | رهاورد نفاق برای جامعه دینی، تخریب و افساد است نه اصلاح. برهمین اساس قرآن کریم یکی از ویژگیهای منافقان را ادعای دروغین اصلاح طلبی آنان میداند. از این رو یقیناً جامعهای که دچار پدیده شوم نفاق گردد، شاهد ظهور اصلاح طلبان دروغین خواهد بود. در این هنگام صف بندی سیاسی جدیدی درجامعه شکل خواهد گرفت. <br/> | ||
قرآن میفرماید: "و اذا قیل لهم لاتفسدوا فی الارض قالو انما نحن مصلحون " و سپس در آیه بعدی تأکید نموده، و میفرماید: "الا انهم هم المفسدون ": هنگامی که به آنان گفته میشود روی زمین فساد نکنید، میگویند، ما اصلاح طلبیم، بدانید که اینها همان فساد آفرینان هستند<ref>سوره مبارکه بقره آیات ۱۱ و ۱۲ </ref>. <br/> | قرآن میفرماید: "و اذا قیل لهم لاتفسدوا فی الارض قالو انما نحن مصلحون " و سپس در آیه بعدی تأکید نموده، و میفرماید: "الا انهم هم المفسدون ": هنگامی که به آنان گفته میشود روی زمین فساد نکنید، میگویند، ما اصلاح طلبیم، بدانید که اینها همان فساد آفرینان هستند<ref>سوره مبارکه بقره آیات ۱۱ و ۱۲ </ref>. <br/> | ||
در تاریخ آمده است که جریان نفاق جدید (نحله ناکثین).، داعیه اصلاح داشتهاند. هنگامی که به حضرت علی (علیه السلام). خبر دادند که سردمداران ناکثین با داعیه اصلاح طلبی به سوی بصره در حرکت هستند، حضرت در جمع مردم خطبه خواندند و فرمودند: "اینان (ناکثین). مردم را به سوی اصلاح فرا میخوانند ". آنگاه امام از مردم خواستند تا به مقابله با این جریان فساد برخاسته و فساد آفرینی آنها را به اصلاح واقعی تبدیل کنند و میفرمایند: "لعل الله یصلح بکم، افسد اهل الافاق "<ref>تاریخ طبری ج ۴ ص ۴۴۵ و ۴۴۶ </ref> علیرغم ادعای دروغین اصلاح طلبی جریان نفاق، باید اذعان نمود که مؤمنان راستین اطلاح طلبان واقعی هستند و جریان تجدید نظر یا نفاق دوران تأویل، تنها گروهی واپس گرا میباشند که در دوره تأویل دچار بیماریهای نفاق و ارتجاع شدهاند. <br/> | در تاریخ آمده است که جریان نفاق جدید (نحله ناکثین).، داعیه اصلاح داشتهاند. هنگامی که به حضرت علی (علیه السلام). خبر دادند که سردمداران ناکثین با داعیه اصلاح طلبی به سوی بصره در حرکت هستند، حضرت در جمع مردم خطبه خواندند و فرمودند: "اینان (ناکثین). مردم را به سوی اصلاح فرا میخوانند ". آنگاه امام از مردم خواستند تا به مقابله با این جریان فساد برخاسته و فساد آفرینی آنها را به اصلاح واقعی تبدیل کنند و میفرمایند: "لعل الله یصلح بکم، افسد اهل الافاق "<ref>تاریخ طبری ج ۴ ص ۴۴۵ و ۴۴۶ </ref> علیرغم ادعای دروغین اصلاح طلبی جریان نفاق، باید اذعان نمود که مؤمنان راستین اطلاح طلبان واقعی هستند و جریان تجدید نظر یا نفاق دوران تأویل، تنها گروهی واپس گرا میباشند که در دوره تأویل دچار بیماریهای نفاق و ارتجاع شدهاند. <br/> | ||
| − | === ایجاد جنجال و تشنج در جامعه === | + | ===ایجاد جنجال و تشنج در جامعه === |
"غوغاسالاری " رهاورد دیگر جریان شوم نفاق برای جامعه دینی است. از آنجا که منافقین فضای صمیمیت و دوستی را در جامعه دینی به عداوت و دشمنی تبدیل مینمایند و مرزبندی خودی و غیرخودی را بر هم میزنند، التهاب، هیاهو و تشنج، فضای جامعه را فرا میگیرد. در چنین شرایطی هیجان گرایی و احساس گرایی بر جامعه حاکم میشود و امکان اندیشیدن و تصمیم گیری برای گروهی از افراد جامعه از بین میرود و فضای سیاسی واجتماع آنچنان آلوده و غبار گرفته میشود که چشمها از دیدن حق و حقیقت باز میماند و بصیرتها مخدوش میشود. <br/> | "غوغاسالاری " رهاورد دیگر جریان شوم نفاق برای جامعه دینی است. از آنجا که منافقین فضای صمیمیت و دوستی را در جامعه دینی به عداوت و دشمنی تبدیل مینمایند و مرزبندی خودی و غیرخودی را بر هم میزنند، التهاب، هیاهو و تشنج، فضای جامعه را فرا میگیرد. در چنین شرایطی هیجان گرایی و احساس گرایی بر جامعه حاکم میشود و امکان اندیشیدن و تصمیم گیری برای گروهی از افراد جامعه از بین میرود و فضای سیاسی واجتماع آنچنان آلوده و غبار گرفته میشود که چشمها از دیدن حق و حقیقت باز میماند و بصیرتها مخدوش میشود. <br/> | ||
جریان نفاق با هراس دائمی از روشن شدن حقایق و ماهیت پنهانشان، همواره دست به غوغاسالاری میزند تا خود را استتار و اختفاء نماید. منافقین برای ایجاد هیاهو، جنجال و تشنج از سخنرانیهای آتشین و بیانیههای داغ و تحریک آمیز استفاده کرده و سعی مینمایند هیجانات زودگذر در جامعه ایجاد کنند. <br/> | جریان نفاق با هراس دائمی از روشن شدن حقایق و ماهیت پنهانشان، همواره دست به غوغاسالاری میزند تا خود را استتار و اختفاء نماید. منافقین برای ایجاد هیاهو، جنجال و تشنج از سخنرانیهای آتشین و بیانیههای داغ و تحریک آمیز استفاده کرده و سعی مینمایند هیجانات زودگذر در جامعه ایجاد کنند. <br/> | ||
حضرت علی (علیه السلام). دربارهٔ شیوه جنجال آفرینی و تشنج زایی ناکثین در فتنه جمل میفرمایند: "وقد ارعدوا و ابرقوا : اینان رعد و برق برپا کردند "<ref>نهج البلاغه خطبه ۹ </ref>. <br/> | حضرت علی (علیه السلام). دربارهٔ شیوه جنجال آفرینی و تشنج زایی ناکثین در فتنه جمل میفرمایند: "وقد ارعدوا و ابرقوا : اینان رعد و برق برپا کردند "<ref>نهج البلاغه خطبه ۹ </ref>. <br/> | ||
ایجاد هیاهو و غوغاسالاری بر سر قتل عثمان از سوی ناکثین و قاسطین و تحریک احساسات مردم از طریق سخنرانیهای آتشین و به نمایش گذاردن پیراهن خونین وی و سپس داعیه خونخواهی عثمان، از شیوههای جریان نفاق بود که رهاورد آن منجر به ایجاد تشنج و جنجال در جامعه اسلامی گردید. <br/> | ایجاد هیاهو و غوغاسالاری بر سر قتل عثمان از سوی ناکثین و قاسطین و تحریک احساسات مردم از طریق سخنرانیهای آتشین و به نمایش گذاردن پیراهن خونین وی و سپس داعیه خونخواهی عثمان، از شیوههای جریان نفاق بود که رهاورد آن منجر به ایجاد تشنج و جنجال در جامعه اسلامی گردید. <br/> | ||
| − | === تحریف باورهای دینی و تضعیف ولایت و رهبری === | + | ===تحریف باورهای دینی و تضعیف ولایت و رهبری === |
پنجمین رهاورد جریان نفاق برای جامعه اسلامی، [[بدعت]] گذاری در دین و تحریف باورهای دینی و هجمه به ولایت و رهبری است. جریان شوم نفاق با ترویج تسامح و تساهل و اباحه گری و همچنین تأکید بر قرائتهای مختلف ازدین، جامعه را در تلاطم شبهات قرار داده و به سوی گمراهی میبرد. <br/> | پنجمین رهاورد جریان نفاق برای جامعه اسلامی، [[بدعت]] گذاری در دین و تحریف باورهای دینی و هجمه به ولایت و رهبری است. جریان شوم نفاق با ترویج تسامح و تساهل و اباحه گری و همچنین تأکید بر قرائتهای مختلف ازدین، جامعه را در تلاطم شبهات قرار داده و به سوی گمراهی میبرد. <br/> | ||
در این رابطه حضرت امیر (علیه السلام).، "معاویه " سرکرده قاسطین را چنین خطاب میکند: "بسیاری از مردم رابه گمراهی خویش فریب دادی و به تباهی افکندی و به امواج نفاق خود سپردی. ظلمت، گمراهی، آنان را فرا گرفت و در تلاطم شبههها گرفتار آمدند و از راه راست خود دور گشتند "<ref>همان نامه ۳۲ </ref>. <br/> | در این رابطه حضرت امیر (علیه السلام).، "معاویه " سرکرده قاسطین را چنین خطاب میکند: "بسیاری از مردم رابه گمراهی خویش فریب دادی و به تباهی افکندی و به امواج نفاق خود سپردی. ظلمت، گمراهی، آنان را فرا گرفت و در تلاطم شبههها گرفتار آمدند و از راه راست خود دور گشتند "<ref>همان نامه ۳۲ </ref>. <br/> | ||
| سطر ۸۱: | سطر ۸۱: | ||
نفاق جدید در حال حاضر، اهتمام ویژهای به تحریف باورهای دینی و تضعیف ولایت و رهبری دارد. این جریان میکوشد با تمسک به قرائتهای مختلف از دین، اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله). را قرائت طالبانی و فاشیستی از دین معرفی نموده و ولایت فقیه را نیز استبداد و دیکتاتوری بنامد. <br/> | نفاق جدید در حال حاضر، اهتمام ویژهای به تحریف باورهای دینی و تضعیف ولایت و رهبری دارد. این جریان میکوشد با تمسک به قرائتهای مختلف از دین، اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله). را قرائت طالبانی و فاشیستی از دین معرفی نموده و ولایت فقیه را نیز استبداد و دیکتاتوری بنامد. <br/> | ||
در همین رابطه امام عظیم الشان راحل با آینده نگری نسبت به ظهور جریان نفاق جدید میفرمایند: "شما بعدها مبتلا به این هستید، مبتلا به یک همچون اشخاصی هستید که گاهی به صورت اسلامی وارد میشوند. همین مسائلی که حالا مطرح میکنند که باید ولایت فقیه نباشد، این دیکتاتوری است "<ref>صحیفه نور ج ۹ ۱۷۸ </ref>. <br/> | در همین رابطه امام عظیم الشان راحل با آینده نگری نسبت به ظهور جریان نفاق جدید میفرمایند: "شما بعدها مبتلا به این هستید، مبتلا به یک همچون اشخاصی هستید که گاهی به صورت اسلامی وارد میشوند. همین مسائلی که حالا مطرح میکنند که باید ولایت فقیه نباشد، این دیکتاتوری است "<ref>صحیفه نور ج ۹ ۱۷۸ </ref>. <br/> | ||
| − | === فتنه آفرینی === | + | ===فتنه آفرینی === |
"ایجاد بحرانهای امنیتی و فتنه آفرینی " ششمین رهاورد شجره ملعونه نفاق است. منافقین به دلیل آشتیناپذیری با مؤمنین، از یک طرف شدت عمل خود را نسبت به آنان ابراز مینمایند و از طرف دیگر، عطوفت و مهربانی خود را نثار جبهه ضد دینی میکنند. هم گرایی و همراهی جریان نفاق با دشمنان شناخته شده و کمین کرده بیرونی، باعث میشود حکومت دینی به لبه پرتگاه آشوب و فتنه براندازی و تسلط اجانب سوق پیدا کند. <br/> | "ایجاد بحرانهای امنیتی و فتنه آفرینی " ششمین رهاورد شجره ملعونه نفاق است. منافقین به دلیل آشتیناپذیری با مؤمنین، از یک طرف شدت عمل خود را نسبت به آنان ابراز مینمایند و از طرف دیگر، عطوفت و مهربانی خود را نثار جبهه ضد دینی میکنند. هم گرایی و همراهی جریان نفاق با دشمنان شناخته شده و کمین کرده بیرونی، باعث میشود حکومت دینی به لبه پرتگاه آشوب و فتنه براندازی و تسلط اجانب سوق پیدا کند. <br/> | ||
حضرت امیر(علیه السلام). دربارهٔ فتنه آفرینی و آشوب طلبی منافقین در خطبهای میفرمایند: "رنگ به رنگ میشوند، آشوبهای گوناگون به پا میکنند به هر تکیه گاهی برای ضربه زدن به شما تکیه میکنند و به هر کمین گاهی برای نقشه کشیدن علیه شما پناه میبرند. عمل آنان معیوب و گفتههای آنها جالب است. کار آنان دردی کشنده است. دشمنِ نعمت و آسایشند. بر معصیت تأکید دارند و ناامید کننده هستند "<ref>نهج البلاغه خطبه ۱۸۵ </ref>. <br/> | حضرت امیر(علیه السلام). دربارهٔ فتنه آفرینی و آشوب طلبی منافقین در خطبهای میفرمایند: "رنگ به رنگ میشوند، آشوبهای گوناگون به پا میکنند به هر تکیه گاهی برای ضربه زدن به شما تکیه میکنند و به هر کمین گاهی برای نقشه کشیدن علیه شما پناه میبرند. عمل آنان معیوب و گفتههای آنها جالب است. کار آنان دردی کشنده است. دشمنِ نعمت و آسایشند. بر معصیت تأکید دارند و ناامید کننده هستند "<ref>نهج البلاغه خطبه ۱۸۵ </ref>. <br/> | ||
| سطر ۸۸: | سطر ۸۸: | ||
در زمان کنونی نیز رهاورد مذکور جریان نفاق جدید، به ویژه در چند سال اخیر، غائلههایی را به کشورمان تحمیل نموده که حوادث پس از انتخابات و فتنه مخملین از آن جمله میباشد و باعث وارد آمدن ضرباتی به نظام زندگی اجتماعی و امنیت جامعه گردید. <br/> | در زمان کنونی نیز رهاورد مذکور جریان نفاق جدید، به ویژه در چند سال اخیر، غائلههایی را به کشورمان تحمیل نموده که حوادث پس از انتخابات و فتنه مخملین از آن جمله میباشد و باعث وارد آمدن ضرباتی به نظام زندگی اجتماعی و امنیت جامعه گردید. <br/> | ||
در وسایل الشیعه حدیثی از امام رضا (علیه السلام). پیرامون فتنه انگیزی جریان نفاق نقل شده که حضرت میفرمایند: "برخی از کسانی که مودت و دوستی ما اهل بیت (علیه السلام).را دستاویز ساختهاند، زیان و فتنهانگیزشان بر شیعیان ما از دجال بیشتر است ". از حضرت پرسیدند: "ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله). چرا فتنهشان از دجال بیشتر است؟ ". حضرت رضا (علیه السلام).فرمودند: "زیرا با دشمنان مهر و مودت می روزند و نسبت به دوستان، دشمنی و عداوت مینمایند. هرگاه چنین شد، حق و باطل به هم میآمیزد و حقیقت مشتبه گردید، در نتیجه انسان مؤمن از منافق بازشناخته نمیشود "<ref>وسایل الشیعه ج ۱۶ ص ۱۷۹ ح ۲۱۲۸۹ </ref>.<br/> | در وسایل الشیعه حدیثی از امام رضا (علیه السلام). پیرامون فتنه انگیزی جریان نفاق نقل شده که حضرت میفرمایند: "برخی از کسانی که مودت و دوستی ما اهل بیت (علیه السلام).را دستاویز ساختهاند، زیان و فتنهانگیزشان بر شیعیان ما از دجال بیشتر است ". از حضرت پرسیدند: "ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله). چرا فتنهشان از دجال بیشتر است؟ ". حضرت رضا (علیه السلام).فرمودند: "زیرا با دشمنان مهر و مودت می روزند و نسبت به دوستان، دشمنی و عداوت مینمایند. هرگاه چنین شد، حق و باطل به هم میآمیزد و حقیقت مشتبه گردید، در نتیجه انسان مؤمن از منافق بازشناخته نمیشود "<ref>وسایل الشیعه ج ۱۶ ص ۱۷۹ ح ۲۱۲۸۹ </ref>.<br/> | ||
| − | == چگونگی شناسایی جریان نفاق جدید == | + | ==چگونگی شناسایی جریان نفاق جدید == |
در دوران تأویل یکی از مهمترین تهدیدها و چالشهای جامعه اسلامی، جریان نفاق و نحلههای آن میباشد. این جریان تاکنون ضربات جبران ناپذیری را بر پیکره اسلام وارد کرده است. از سوی دیگر ناشناختگی و پیچیدگی این شجره ملعونه و جریان شوم، آن را خطرناک تر میسازد. بر همین اساس، شناخت منافقین و مقابله با آنها یکی از ضرورتهای جامعه اسلامی در دوران تأویل میباشد. <br/> | در دوران تأویل یکی از مهمترین تهدیدها و چالشهای جامعه اسلامی، جریان نفاق و نحلههای آن میباشد. این جریان تاکنون ضربات جبران ناپذیری را بر پیکره اسلام وارد کرده است. از سوی دیگر ناشناختگی و پیچیدگی این شجره ملعونه و جریان شوم، آن را خطرناک تر میسازد. بر همین اساس، شناخت منافقین و مقابله با آنها یکی از ضرورتهای جامعه اسلامی در دوران تأویل میباشد. <br/> | ||
رهبر معظم انقلاب اسلامی در بحثی پیرامون جریان نفاق، چگونگی شناخت این جریان را تبیین نمودند. ایشان با ارائه ملاک و معیار برای شناسایی منافقین فرمودند: "امروز برای شناسایی منافقین دسته دوم (منافقین جدید). نشانه وجود دارد و نشانه آن همراهی با دشمنِ شناخته شده است. جمهوری اسلامی دشمنان معروفی دارد که هیچ پرده پوشی در دشمنی خود ندارند، مانند جهان استکبار که رأس آنها امریکاست. حالا که دشمن صریح داریم، کوچک و ضعیف هم نیست، منافق را میشود از همراهی با دشمن شناخت. این وسیله امروز در اختیار ماست، ولی در اختیار مسلمانان دوران پیامبر (صلی الله علیه و آله). نبود "<ref>سخنرانی مقام معظم رهبری ۱۳۷۷ در لشگر ۱۰ سید الشهدا علیه السلام </ref>. <br/> | رهبر معظم انقلاب اسلامی در بحثی پیرامون جریان نفاق، چگونگی شناخت این جریان را تبیین نمودند. ایشان با ارائه ملاک و معیار برای شناسایی منافقین فرمودند: "امروز برای شناسایی منافقین دسته دوم (منافقین جدید). نشانه وجود دارد و نشانه آن همراهی با دشمنِ شناخته شده است. جمهوری اسلامی دشمنان معروفی دارد که هیچ پرده پوشی در دشمنی خود ندارند، مانند جهان استکبار که رأس آنها امریکاست. حالا که دشمن صریح داریم، کوچک و ضعیف هم نیست، منافق را میشود از همراهی با دشمن شناخت. این وسیله امروز در اختیار ماست، ولی در اختیار مسلمانان دوران پیامبر (صلی الله علیه و آله). نبود "<ref>سخنرانی مقام معظم رهبری ۱۳۷۷ در لشگر ۱۰ سید الشهدا علیه السلام </ref>. <br/> | ||
| سطر ۹۵: | سطر ۹۵: | ||
حضرت آیت الله العظمی خامنهای در ادامه تبیین چگونگی شناخت جریان نفاق جدید میفرمایند: "هر کسی با دشمن همراهی کند، مورد [[سوء ظن]] قرار میگیرد. هر کس برای دشمن و در جهت او کار میکند، مورد [[سوء ظن]] است. هر کس از کار او، دشمن استفاده میکند، مورد [[سوء ظن]] است. هر کس برای دشمن استدلال درست میکند، مورد [[سوء ظن]] است "<ref>سخنرانی مقام معظم رهبری ۱۳۷۷ در لشگر ۱۰ سید الشهدا علیه السلام </ref>. <br/> | حضرت آیت الله العظمی خامنهای در ادامه تبیین چگونگی شناخت جریان نفاق جدید میفرمایند: "هر کسی با دشمن همراهی کند، مورد [[سوء ظن]] قرار میگیرد. هر کس برای دشمن و در جهت او کار میکند، مورد [[سوء ظن]] است. هر کس از کار او، دشمن استفاده میکند، مورد [[سوء ظن]] است. هر کس برای دشمن استدلال درست میکند، مورد [[سوء ظن]] است "<ref>سخنرانی مقام معظم رهبری ۱۳۷۷ در لشگر ۱۰ سید الشهدا علیه السلام </ref>. <br/> | ||
رهبر معظم انقلاب اسلامی، "وجود عناد " در افراد همراه شده با دشمن را نشانه قطعی نقاق دانسته و میفرمایند: "مورد [[سوء ظن]] یعنی چه؟ منافق است؟ نه. شاید از روی غفلت کار انجام میدهد، مورد [[سوء ظن]] است، یعنی این امکان به وجود میآید دشمن به سوی خود کشانده و جزء دشمن باشد. راه برای امتحان هم باز است. اگر نشانه "غفلت " در اوست، غافل است. اگر دیدیم نشانه "عناد " در اوست منافق است "<ref>همان </ref>.<br/> | رهبر معظم انقلاب اسلامی، "وجود عناد " در افراد همراه شده با دشمن را نشانه قطعی نقاق دانسته و میفرمایند: "مورد [[سوء ظن]] یعنی چه؟ منافق است؟ نه. شاید از روی غفلت کار انجام میدهد، مورد [[سوء ظن]] است، یعنی این امکان به وجود میآید دشمن به سوی خود کشانده و جزء دشمن باشد. راه برای امتحان هم باز است. اگر نشانه "غفلت " در اوست، غافل است. اگر دیدیم نشانه "عناد " در اوست منافق است "<ref>همان </ref>.<br/> | ||
| − | == چگونگی مقابله با جریان نفاق == | + | ==چگونگی مقابله با جریان نفاق == |
شهیدمطهری، مبارزه با منافقان را "سختترین میدان مبارزه موحدان " دانسته و تنها راه جلوگیری از به قدرت رسیدن و یا حذف آنان از معادلات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را بستر سازی فکری، فرهنگی و بالا بردن سطح آگاهی افراد جامعه میداند. ایشان در این باره تصریح میفرمایند: "مشکلترین مبارزه، مبارزه با نفاق است که مبارزه با زیرکیهاست که احمق را وسیله قرار میدهند. این پیکار از پیکار با کفر به مراتب مشکل تر است. زیرا در جنگ با کفر، مبارزه با یک جریان مکشوف، ظاهر و بی پرده است. اما مبارزه با نفاق در حقیقت مبارزه با کفر است و شیطنت و درک آن، برای تودهها و مردم عادی، بسیار دشوار و گاهی غیرممکن است و لذا مبارزه با نفاق غالباً شکست خورده است. زیرا تودهها، شعاع درکشان از سرحدِ ظاهر نمیگذرد و نهفته را روشن نمیسازد و آنقدر بُرد ندارد که تا اعماق باطنها نفوذ کند "<ref>مجموعه آثار شهید مطهری ج ۱۶ ص ۳۳۸ </ref>. <br/> | شهیدمطهری، مبارزه با منافقان را "سختترین میدان مبارزه موحدان " دانسته و تنها راه جلوگیری از به قدرت رسیدن و یا حذف آنان از معادلات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را بستر سازی فکری، فرهنگی و بالا بردن سطح آگاهی افراد جامعه میداند. ایشان در این باره تصریح میفرمایند: "مشکلترین مبارزه، مبارزه با نفاق است که مبارزه با زیرکیهاست که احمق را وسیله قرار میدهند. این پیکار از پیکار با کفر به مراتب مشکل تر است. زیرا در جنگ با کفر، مبارزه با یک جریان مکشوف، ظاهر و بی پرده است. اما مبارزه با نفاق در حقیقت مبارزه با کفر است و شیطنت و درک آن، برای تودهها و مردم عادی، بسیار دشوار و گاهی غیرممکن است و لذا مبارزه با نفاق غالباً شکست خورده است. زیرا تودهها، شعاع درکشان از سرحدِ ظاهر نمیگذرد و نهفته را روشن نمیسازد و آنقدر بُرد ندارد که تا اعماق باطنها نفوذ کند "<ref>مجموعه آثار شهید مطهری ج ۱۶ ص ۳۳۸ </ref>. <br/> | ||
جهل و ناآگاهی مردم، سپر مستحکم و دژ مطمئن برای جریان شوم و شجره ملعونه نفاق میباشد. در این هنگام تنها راه چاره، آگاه سازی مردم از طریق روشنگری خواص است. بر همین اساس شهید مطهری میفرمایند: "باید توجه داشت که هر اندازه احمق زیاد باشد، بازار نفاق داغ تر است. مبارزه با احمق و حماقت، مبارزه با نفاق نیز هست. زیرا احمق، ابزار دست منافق است. قهراً مبارزه با احمق وحماقت، خلع سلاح کردن منافق و شمشیر از دست منافق گرفتن است "<ref>جاذبه و دافعه حضرت علی علیه السلام ص ۱۷۶ </ref>. <br/> | جهل و ناآگاهی مردم، سپر مستحکم و دژ مطمئن برای جریان شوم و شجره ملعونه نفاق میباشد. در این هنگام تنها راه چاره، آگاه سازی مردم از طریق روشنگری خواص است. بر همین اساس شهید مطهری میفرمایند: "باید توجه داشت که هر اندازه احمق زیاد باشد، بازار نفاق داغ تر است. مبارزه با احمق و حماقت، مبارزه با نفاق نیز هست. زیرا احمق، ابزار دست منافق است. قهراً مبارزه با احمق وحماقت، خلع سلاح کردن منافق و شمشیر از دست منافق گرفتن است "<ref>جاذبه و دافعه حضرت علی علیه السلام ص ۱۷۶ </ref>. <br/> | ||
از این رو و براساس سیره پیامبر عظیم الشان اسلام (صلی الله علیه و آله). و ائمه معصومین (علیهم السلام). نباید ابتدا به ساکن منافقین و یا مردم ناآگاه و همراه شده با منافقین را حذف کرد. بلکه میبایست با حفظ آرامش و متانت توأم با صلابت، جامعه را از "ظاهر بینی " به "دقیق بودن " رهنمون ساخت تا با به وجود آمدن امنیتِ تفکر، مردم فرصت یابند در فضای آرام بیندیشند و انتخاب نمایند. لذا جبهه حق و مؤمنین برای مقابله با جریان نفاق به عناصری همچون، متانت، پایداری، پویایی و استمرار نیاز دارند. <br/> | از این رو و براساس سیره پیامبر عظیم الشان اسلام (صلی الله علیه و آله). و ائمه معصومین (علیهم السلام). نباید ابتدا به ساکن منافقین و یا مردم ناآگاه و همراه شده با منافقین را حذف کرد. بلکه میبایست با حفظ آرامش و متانت توأم با صلابت، جامعه را از "ظاهر بینی " به "دقیق بودن " رهنمون ساخت تا با به وجود آمدن امنیتِ تفکر، مردم فرصت یابند در فضای آرام بیندیشند و انتخاب نمایند. لذا جبهه حق و مؤمنین برای مقابله با جریان نفاق به عناصری همچون، متانت، پایداری، پویایی و استمرار نیاز دارند. <br/> | ||
| − | == سخن پایانی == | + | ==سخن پایانی == |
به تصریح قرآن کریم، قوانین و سننن الهی حاکم بر تاریخ یکسان بوده و تغییر ناپذیر است. در آیات نورانی قرآن آمده است: "فلن تجد لسنت الله تبدیلا و لن تجد لسنت الله تحویلا: طریقه خدا هرگز مبدل نخواهد شد و طریق حق و سنت الهی هرگز تغییر نمیپذیرد "<ref>سوره مبارکه فاطر آیه ۴۳ </ref>. <br/> | به تصریح قرآن کریم، قوانین و سننن الهی حاکم بر تاریخ یکسان بوده و تغییر ناپذیر است. در آیات نورانی قرآن آمده است: "فلن تجد لسنت الله تبدیلا و لن تجد لسنت الله تحویلا: طریقه خدا هرگز مبدل نخواهد شد و طریق حق و سنت الهی هرگز تغییر نمیپذیرد "<ref>سوره مبارکه فاطر آیه ۴۳ </ref>. <br/> | ||
بر همین اساس مطالعه تاریخ و فراگیری درسهای آن که قرآن و سنت بر آن تأکید دارند، تأثیر فراوانی در آسیب شناسی و آسیب زدایی جوامع، به ویژه جامعه اسلامی دارد. بنابراین با توجه به قاعده مذکور، در سخن پایانی به تحلیل جریان نفاق و نحلههای آن در جامعه اسلامی پس از انقلاب اسلامی میپردازیم. <br/> | بر همین اساس مطالعه تاریخ و فراگیری درسهای آن که قرآن و سنت بر آن تأکید دارند، تأثیر فراوانی در آسیب شناسی و آسیب زدایی جوامع، به ویژه جامعه اسلامی دارد. بنابراین با توجه به قاعده مذکور، در سخن پایانی به تحلیل جریان نفاق و نحلههای آن در جامعه اسلامی پس از انقلاب اسلامی میپردازیم. <br/> | ||
| سطر ۱۱۳: | سطر ۱۱۳: | ||
ظهور قاسطین (گروههای مخالف و معاند نظام). و ناکثین (تجدید نظر طلبان سکولار ، تکنوکراتهای لیبرال و همچنین برخی افراد قدرت طلب). و ائتلاف آنان در فتنه مخملین پس از انتخابات، مؤید تغییر ناپذیری سنتهای الهی و ضرورت عبرت آموزی از تاریخ است. <br/> | ظهور قاسطین (گروههای مخالف و معاند نظام). و ناکثین (تجدید نظر طلبان سکولار ، تکنوکراتهای لیبرال و همچنین برخی افراد قدرت طلب). و ائتلاف آنان در فتنه مخملین پس از انتخابات، مؤید تغییر ناپذیری سنتهای الهی و ضرورت عبرت آموزی از تاریخ است. <br/> | ||
به طور خلاصه عملکرد جریان نفاق جدید پس از رحلت امام عظیم الشان راحل را اینگونه میتوان برشماری کرد: <br/> | به طور خلاصه عملکرد جریان نفاق جدید پس از رحلت امام عظیم الشان راحل را اینگونه میتوان برشماری کرد: <br/> | ||
| − | + | برهم زدن انسجام اجتماعی <br/> | |
| − | + | آرمان زدایی و ایدئولوژی زدایی <br/> | |
| − | + | امام زدایی <br/> | |
| − | + | میدان دادن به دشمنان اسلام، انقلاب وامام (ره).<br/> | |
| − | + | ترویج [[تجمل گرایی]] و اشرافی گری <br/> | |
| − | + | در هم آمیختن مرزبندی خودی و غیرخودی <br/> | |
| − | + | تضعیف ولایت و رهبری <br/> | |
| − | + | ایجاد جنجال و تشنج در فضای سیاسی کشور <br/> | |
| − | + | ناکارآمد نشان دادن حکومت دینی <br/> | |
| − | + | تضعیف ارکان و پایههای اقتدار نظام اسلامی <br/> | |
| − | + | تضعیف اعتقادات و باورهای دینی و هجمه ارزشها <br/> | |
| − | + | زیر پا نهادن قانون و ترویج قانون شکنی در جامعه <br/> | |
| − | + | غوغاسالاری و التهاب آفرینی <br/> | |
| − | + | اعمال شدت عمل نسبت به نیروهای وفادار به انقلاب و مرعوبیت در برابر دشمنان <br/> | |
| − | + | فتنه آفرینی و بردن نظام به لبه پرتگاه آشوب و براندازی <br/> | |
پایان بخش این نوشتار دو جمله از امام عظیم الشان راحل و رهبر معظم انقلاب اسلامی پیرامون جریان نفاق خواهد بود. <br/> | پایان بخش این نوشتار دو جمله از امام عظیم الشان راحل و رهبر معظم انقلاب اسلامی پیرامون جریان نفاق خواهد بود. <br/> | ||
حضرت امام خمینی (ره). میفرمایند: "بزرگترین معصیت، امروز در کشور، ایجاد اختلاف است، ایجاد نفاق است ".<ref>صحیفه نور ج ۹ ص ۴۳۵</ref>. <br/> | حضرت امام خمینی (ره). میفرمایند: "بزرگترین معصیت، امروز در کشور، ایجاد اختلاف است، ایجاد نفاق است ".<ref>صحیفه نور ج ۹ ص ۴۳۵</ref>. <br/> | ||
رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز پیرامون جریان نفاق میفرمایند: "با پدیده نفاق هوشمندانه برخورد کنید. پدیده نفاق خطرناک است، چیزی که توانست درصدر اسلام، کوشش مجاهدین و مؤمنین را در نهایت معطل بگذارد، نیروها و لشگریان قداره کش نبودند، بلکه حیلهها و مکرها و خدعههای دشمنان نقابدار منافق بود "<ref>سخنرانی مقام معظم رهبری ۱۳۷۷ در لشگر ۱۰ سید الشهدا علیه السلام </ref>. <br/> | رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز پیرامون جریان نفاق میفرمایند: "با پدیده نفاق هوشمندانه برخورد کنید. پدیده نفاق خطرناک است، چیزی که توانست درصدر اسلام، کوشش مجاهدین و مؤمنین را در نهایت معطل بگذارد، نیروها و لشگریان قداره کش نبودند، بلکه حیلهها و مکرها و خدعههای دشمنان نقابدار منافق بود "<ref>سخنرانی مقام معظم رهبری ۱۳۷۷ در لشگر ۱۰ سید الشهدا علیه السلام </ref>. <br/> | ||
والعاقبه للمتقین. <br/> | والعاقبه للمتقین. <br/> | ||
| − | == پانویس == | + | |
| + | ==پانویس == | ||
{{پانویس|colwidth=30em|۲}} | {{پانویس|colwidth=30em|۲}} | ||
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://ahkamekhoda.blogfa.com وبلاگ احکام خدا] - تاریخ برداشت: 95/02/14 </span></div> | <div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://ahkamekhoda.blogfa.com وبلاگ احکام خدا] - تاریخ برداشت: 95/02/14 </span></div> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۸ دی ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۵۷
محتویات
- ۱ مقدمه
- ۲ معنا و مفهوم نفاق
- ۳ دسته بندی منافقین
- ۴ منافقین دوران تأویل
- ۵ چرایی پدید آمدن نفاق جدید
- ۶ نحلههای جریان نفاق در دوران تأویل
- ۷ ناکثین؛ نحلهای از نفاق جدید
- ۸ قاسطین
- ۹ مارقین
- ۱۰ رهاورد جریان نفاق برای جامعه دینی:
- ۱۱ چگونگی شناسایی جریان نفاق جدید
- ۱۲ چگونگی مقابله با جریان نفاق
- ۱۳ سخن پایانی
- ۱۴ پانویس
مقدمه
نفاق جدید، جریان شناسی درون دینی از دوران تأویل
رهبر معظم انقلاب در بحث روشنگرانهای پیرامون جریان نفاق میفرمایند: "نفاق و انسانهای منافق که در قرآن از آنان به نام "فی قلبوهم مرض " یاد میشود، فقط در صدر اسلام نبودند، در همهٔ زمانها هستند، از جمله زمان ما و با هدایت قرآن و نور قرآن باید آنها را شناخت "
نفاق، صف بندی درونی و بسیار خطرناک در جامعه دینی است که از داخل، جبهه جدیدی را علیه دین، رهبری وحکومت دینی بازگشایی مینماید. ضربات جریان نفاق بر پیکرهٔ اسلام و مؤمنان، همواره بیش از کفار و مشرکین بوده است، بگونهای که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام). به نقل از پیامبر عظیم الشان اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم). خطاب به محمد ابن ابی بکر میفرمایند: "تحقیقاً برای امتم از مؤمن ومشرک هراس و نگرانی ندارم، چرا که مؤمن به واسطه ایمانش تحت محافظت خداست و مشرک را نیز به سبب شرکش، خداوند نابود میکند. لیکن من برای شما از هر منافق پنهان و نقابدار که عالمانه سخن میگوید، نگرانم. چراکه میگوید آنچه را خوب میدانید و عمل میکند آنچه را بد و منکر میدانید "[۱].
جریان نفاق و منافقین تنها منحصر به صدر اسلام نیست، بلکه در همهٔ زمانها وجود دارد. رهبر معظم انقلاب در بحث روشنگرانهای پیرامون جریان نفاق میفرمایند: "نفاق و انسانهای منافق که در قرآن از آنان به نام "فی قلبوهم مرض " یاد میشود، فقط در صدر اسلام نبودند، در همهٔ زمانها هستند، از جمله زمان ما و با هدایت قرآن و نور قرآن باید آنها را شناخت "[۲].
در این نوشتار با بررسی تاریخ صدر اسلام و مقایسه تحلیلی تطبیقی آن با شکل گیری و استمرار انقلاب اسلامی و همچنین استناد به سنتهای تغییر ناپذیر الهی حاکم بر تاریخ، تلاش گردیده دسته بندیهای پدیده شوم نفاق، بویژه نفاق جدید و همچنین چگونگی شناخت و مقابله با آن در راستای تبیین سخنان مقام معظم رهبری در این باره مورد مطالعه قرار گیرد. ضمن آنکه این بحث به عنوان کلیدی است برای بررسی و تحلیل فتنه مخملین اخیر.
معنا و مفهوم نفاق
شهید مطهری در بحثی پیرامون نفاق میفرمایند: "منافق کسی است که فکر و اندیشه اش یک جور میگوید و زبانش جور دیگر، درست بر ضد آن، احساسات و عواطفش در یک جهت است، ولی تظاهرات ظاهریش در جهت دیگر ".
ایشان دربارهٔ معنی نفاق بیان میدارند: "لعنت نفاق از واژه "نفق " است، نفق یعنی راه. البته راههای مخفی و پنهانی. در لغت هم وقتی که ما راجع به منافق نگاه میکنیم که منافق را چرا منافق میگویند؟ میبینیم که گفتهاند برای اینکه منافق دو راه و دو درب برای خودش قرار میدهد، یک درب ورودی که به واسطه آن درب، وارد میشود به اسلام، و یک درب خروجی که باید فرض کنیم پنهانی است. از یک درب وارد میشود و از درب دیگر خارج میشود "[۳].
همچنین رهبر معظم انقلاب اسلامی در خصوص معنا و مفهوم نفاق میفرمایند: "راجع به مفهوم نفاق در قرآن به روشنی صحبت شده و عبارت است از اینکه یک نفر یا جماعتی، یک فکری و یا جهت گیری را داشته باشد و خلاف آن را به مؤمنین ابراز کند، در راه خدا نباشد و وانمود کند در راه خداست، مؤمن نباشد و وانمود کند مؤمن است، دروغ بگوید، این معنای نفاق است. نفاق: پنهان کردن یک ضلالت، تاریکی و نشان دادن چیزی بر خلاف که در آنها نیست ".[۴]
دسته بندی منافقین
به طور کلی تاریخ اسلام دو دوره "تنزیل " و "تأویل " را شامل میگردد که جریان نفاق در هر دو برهه، به عنوان یک صف بندی درونی، در جامعه دینی فعال بوده و میباشد.
دوران تنزیل، دورهٔ نزول قرآن و زمان مبارزه با دشمنانی است که میخواهند از پیدایش دین ممانعت بعمل آورند. در این دوره جامعه دینی با دو دسته از منافقین مواجه گردید: یک دسته "منافقین پنهان " و دستهٔ دیگر "منافقین محارب ".
حضرت آیت الله العظمی خامنهای در دستهبندی منافقین، آنان را به سه دسته کلی تقسیم مینمایند و در توضیحاتی پیرامون "دسته اول منافقین " میفرمایند: "دستهٔ اول منافقین، ابتدای ورود پیامبر (صلی الله علیه و آله). به مدینه هستند. کسانی بودند که یا اسلام نیاوردند و یا بعضی ایمانی از روی احساسات به اسلام آوردند. ولی اعتقاد به اسلام و پیامبر (صلی الله علیه و آله). در دل آنان عمقی نداشت و با یک تکان، ایمان ضایع شد. اینها کسانی بودند که در قرآن از آنان با "فی قلوبهم مرض. . . " در اول سوره بقره صحبت میشود. اول کار، همه نوعی ایمان آوردند (مگر تعدادی).. لکن همه ایمان قوی نداشتند. تودهٔ مردم، انسانهایی سالم و بی غل و غش، ایمان مثل نوری در دلشان افتاد و رشد کرد، مستحکم شد. ولی در قلوب مریض، افراد خودخواه، لاابالی و انسانهایی که به فکر هیچ چیز نبودند، بذر ایمان در دل اینها پا نگرفت، ایمان آنها ضعیف بود، عمق پیدا نکرد، ارتباط عمیق با یهود هم نگذاشت ایمان آنها مستحکم شود. در باطن ایمان را از دست دادند و یا از اول نداشتند، ولی جرأت نمیکردند اظهار کنند. فضای مدینه، ایمان پر نور جوانان، آیات قرآن، وحی، مسائل پر هیجان، فضای مدینه را قبضه کرده بود. کسی جرأت اظهار بی ایمانی نداشت "[۵].
این دسته از منافقین در مدینه در واقع نقش ستون پنجم را برای یهود، کفار و قریش ایفا میکردند. آنان با ارتباط عمیق با یهود، ضمن احداث مسجد ضرار (آسیب زننده).، از طریق یک توطئه مشترک با سر کردگان یهود از جمله "ابو عامر " سعی داشتند انسجام مسلمانان را از درون متلاشی نمایند که خداوند از طریق وحی، پیامبر (صلی الله علیه و آله). را از این توطئه آگاه کرد. پیامبر نیز دستور دادند که مسجد ضرار را تخریب و حتی ویرانهٔ آن را نیز به آتش بکشانند.
سرکردهٔ منافقینِ دستهٔ اول در مدینه، فردی به نام "عبدالله ابن اُبَی " بود که با جماعتی معلوم الحال، به دفعات سعی نمود به حکومت نوپای دینی ضربه بزند. یکی از این دفعات در ماجرای جنگ احد رخ داد و او نیروهای خود را که تقریباً یک سوم جمعیت سپاه اسلام بود، به بهانهای واهی در شوط (میان مدینه و احد). به مدینه باز گرداند. این انشعاب ضرباتی را به مسلمانان وارد نمود.
در ماجرای غزوه بنی المصطلق نیز عبدالله ابن اُبَی و منافقینِ همراه او در حال طراحی توطئهٔ بیرون نمودن پیامبر (صلی الله علیه و آله). از مدینه بودند که نوجوانی از انصار به نام "زید ابن ارقم " سخنان آنان را شنید و به اطلاع حضرت رساند. پیامبر (صلی الله علیه و آله). "عبدالله ابن اُبَی " را احضار و توطئه منافقانهٔ او را به وی گوشزد نمودند. او "زید ابن ارقم " را به دروغ گویی متهم کرد و با قسمهای غلاظ و شداد، منکر طرحهای توطئه آمیز خود شد. خداوند سوره "منافقون " را در رابطه با این دسته از منافقین نازل فرمود.
"منافقین محارب "، دستهٔ دیگری از جریان نفاق در دوران تنزل میباشند که علیه پیامبر (صلی الله علیه و آله). و حکومت دینی اعلام جنگ مسلحانه نمودند. رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیان دسته بندی جریان نفاق، منافقین حربی را منافقین دسته سوم مینامند و در خصوص آنان میفرمایند: "دسته سوم، منافقینی هستند که در مدینه ایمان آوردند، دچار لغزشهای مؤمنانه شدند، خود را حفظ نکردند، رفتند و در یمامه با پیامبر (صلی الله علیه و آله). اعلام جنگ کردند و شدند منافقین محارب "[۶].
منافقین دوران تأویل
دوران تأویل دورهٔ اجرای دستورات و احکام دین و مبارزه با کسانی است که قصد تحریف دین و به انحراف کشانیدن جامعه دینی را دارند. در این دوره صف بندی و رویارویی بر سر تأویل قرآن آغاز میگردد. در این راستا و هنگامیکه آیهٔ شریفه ۹ سورهٔ حجرات نازل شد (و ان طائفتان من المؤمنین اقتتلوا فاصلحوا بینهما فان بغت احدهما علی الاخری فقاتلوا التی تبغی حتی تفیءَ الی امر الله: و اگر دو طایفه از اهل ایمان با هم به قتال و دشمنی برخیزند، البته شما مؤمنان بین آنها صلح برقرار دارید و اگر یک قوم بر درگیری ظلم کرد، با آن طایفه ظالم قتال کنید تا به فرمان خدا باز آید [۷]).، پیامبر عظیم الشان اسلام (صلی الله علیه و آله). با نگاهی به آینده و پیش بینی برگرفته از قرآن، از تغییر الگوی نبرد و صف بندی جدیدی درجامعه دینی خبر دادند. حضرت در این هشدار فرمودند: "کسی در میان شما هست که برای تأویل قرآن نبرد خواهد کرد، همانگونه که من برای تنزیل آن نبرد کردم ". برخی از مسلمانان پرسیدند: "آیا ما هستیم؟ ". حضرت جواب منفی دادند و از امام علی (علیه السلام). به عنوان قهرمان مبارزه در عصر تأویل یاد کردند[۸].
حضرت امیر (علیه السلام). دربارهٔ جریان نفاق جدید یا به عبارت دیگر نفاق دوران تأویل فرمودند: "آنان به وحدانیت خدا شهادت میدهند. همین باعث میشود تا کشتن آنان بر مردم گران آید و به ولی خدا طعنه زده و بر او خشم گیرند "[۹].
همچنین حدیث دیگری از پیامبر (صلی الله علیه و آله). نشان میدهد که دوره تأویل، دورانی طولانی خواهد بود که پس از رحلت آن حضرت آغاز میشود و تا ظهور ادامه مییابد. رسول مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله). در این باره میفرمایند: "مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف). برای تأویل قرآن پیکار میکند، همانگونه که من برای تنزل آن پیکار کردم "[۱۰].
رهبر معظم انقلاب اسلامی از منافقین دوران تأویل با عنوان " نفاق جدید " یاد میکنند و در دسته بندیهای نفاق، آنان را جزء دسته دوم منافقین بر میشمارند. ایشان در خصوص "نفاق جدید " میفرمایند: "دسته دوم کسانی که جزء مؤمنین بودند، اول کار هم هیچ نشانهای از نفاق در اینها نبود. ولی به مرور، دچار عوارضی شدند، این عوارض، کار دستشان داد و آنها را از پای در آورد. دسته دوم کسانی بودند که دشمنی نداشتند با اسلام و پیامبر (صلی الله علیه و آله). و حرکت اسلامی، دوست هم بودند ... کار اینها خلف وعده ای بود که با خدا کردند. دروغی که با عملشان به خود گفتند. خلاف کاری، گناه، عدم اعتنا به تربیت خود، گاهی کار را به جایی میرساند که جزای کار آنها بدترین میشود. بدترین چیست؟ تکذیب آیات خدا، عدم دقت و مواظبت از خود، از حرف خود، از رفتار خود، از فکر خود و ازخود مراقبت معنوی نکردن، کارش به نفاق میرسد "[۱۱].
بنابراین در دوران تأویل، طبقهٔ جدیدی از نفاق در جامعه ظاهر میگردد که با شکل نفاق در دوران تنزیل متفاوت است و از آن به عنوان "نفاق جدید " یاد میشود. مهمترین وجه تمایز نفاق دوران تنزیل با نفاق دوره تأویل، موضوع "وجاهت " است که منافقین جدید از آن برخوردارند.
چرایی پدید آمدن نفاق جدید
"نفاق جدید " و یا به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، منافقین دسته دوم، معاندین دوران تأویل میباشند که جبههای درون دینی را علیه جامعه و نظام دینی بازگشایی مینمایند. قرآن علت شکلگیری این پدیده شوم و بسیار خطرناک را عدم استقامت و پایداری میداند. خداوند در قرآن مؤمنان را یک دست ندانسته و بدون توجه به ظواهر، آنان را در دو گروه طبقه بندی کرده است: "مؤمنین راستین " و "مؤمنین دروغین ". آنگاه تفاوت میان مؤمنین راستین و دروغین را در عنصر "پایداری ایمان " دانسته و از کسانی که در ایمان خود راست قامت نبوده و تغییر ماهیت دادهاند به عنوان اهل نفاق یاد کرده است.
"من المؤمنین رجال صدوقوا ما عاهدو الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلاً لیجزی الله الصادقین بصدقهم و یعذب المنافقین ان شاء او یتوب علیهم ان الله کان غفورا، رحیماً : برخی از آن مؤمنان، بزرگ مردانی هستند که به عهد و پیمانی که با خدا بستند کاملاً وفا کردند. پس برخی بر آن عهد ایستادگی کردند (تا در راه خدا شهید شدند). و برخی مقاومت کرده و هیچ عهد خود را تغییر ندادند. تا آنکه خدا آن مردان راستگوی با وفا از صدق و ایمانشان، پاداش نیکو بخشد و منافقان را به عدل عذاب کند. اگر بخواهد یا به لطف، توبه شان بپذیرد که خدا بر خلق بسیار آمرزنده و مهربان است "[۱۲].
بنابراین قرآن کسانی که بر پیمان خود با خدایشان باقی مانده باشند را مؤمنین راستین دانسته و اینان را بر دو دسته تقیسم میکند: "شهیدان سرافراز " و "بازماندگان پایدار و تغییر ناپذیر ". از سوی دیگر کسانی که از صداقت در پیمان بی بهره باشند، در گروه منافقان جای داده و از ایمان حقیقی بی بهره میداند. از این رو مؤمن حقیقی کسی است که ثابت قدم بماند و در دوران تأویل نیز ایمان خویش را از دست ندهد.
در این ارتباط امام علی (علیه السلام). که به واقع قهرمان مبارزه با منافقین جدید دوران پر فتنه تأویل است، در این باره میفرمایند: "به خدا سوگند من هم کسی هستم که در انتظار (شهادت). به سر میبرم و من هرگز در روش خود تغییر نداده و برسر پیمانم ایستادهام "[۱۳].
نحلههای جریان نفاق در دوران تأویل
نفاق جدید در دوران تأویل دارای نحلههای متعددی است که در هدف دارای وحدت میباشند. پیامبر عظیم الشان اسلام (صلی الله علیه و آله). پس از اتمام جنگ احد، به امام علی (علیه السلام). فرمودند: "واقعاً تو ما را یاری کردی و همراه من با شمشیر خود مبارزه کردی و با جانت از من دفاع نمودی، چه خواهی کرد هنگامی که پس از من با ناکثین و قاسطین و مارقین رو در رو شوی ". امام علی (علیه السلام). که از این سخنان در شگفت شده بوند از حضرت پرسیدند: "آیا واقعاً چنین اتفاقی خواهد افتاد "؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله). به ایشان فرمودند: "به خدا سوگند آری "[۱۴].
در این حدیث شریف به وضوح پرده از نحلههای نفاق جدید کنار میرود و ماهیت جریانهای سه گانه منافقین در دوران تأویل آشکار میگردد.
ناکثین؛ نحلهای از نفاق جدید
"ناکثین " محصول پیوند چهار عنصر "وجاهت "، "ثروت "، "سیاست " و "قدرت " هستند. امام علی (علیه السلام). در خصوص این نحله نفاق میفرمایند: "به چهار نفر گرفتار شدم که هیچ کس به مانند آنان دچار نشده است. گرفتار شدم به شجاعترین مردم "زبیر "، زیرکترین مردم "طلحه "، مطاعترین مردم "عاشیه " و ثروتمندترین مردم "یعلی ابن مینه "[۱۵].
در حقیقت جریان ناکثین با قدرت "زبیر "، ثروت "یعلی ابن مینه "، نفوذ و وجاهت "عایشه " و طراحی "طلحه " بوجود آمد. "زبیر " یکی از رزمندگان دلیر اسلام بود که لقب "سیف الاسلام " را بر او نهاده بودند. شمشیر او گرههای زیادی را گشوده بود. وی از جمله چهار نفری بود که برای بیعت با حضرت امیر (علیه السلام). ثابت قدم ماند. نقل شده است که هنگامیکه حضرت از دفن پیامبر (صلی الله علیه و آله). فراغت یافت، حضرت زهرا (سلام الله علیها). را بر مرکب سوار کرد و به درب خانه مهاجرین و انصار رفت و از بیعت پیغمبر (صلی الله علیه و آله). و واقعه غدیر خم و سایر احادیث سخن گفت و از آنها در خواست حمایت کرد. در این میان چهل و چهار نفر از صحابه تعهد کردند در سلب حق او خودداری نکنند. حضرت (علیه السلام). دستور داد که سرهای خود را بتراشند تا از دیگران ممتاز شوند و درب خانه امام حاضر شوند و برای احقاق حق او قیام نمایند. فردا صبح تنها چهار نفر حاضر شدند: "سلمان "، "مقداد "، "ابوذر " و "زبیر ابن عوام "[۱۶].
"طلحه " نیز درنوع خود یکی از عناصر سیاسی و هوشمند محسوب میشد. "عایشهام المؤمنین " از چهرههای با نفوذ در میان مسلمانان به شمار میرفت و حرف و سخن او خریدار داشت. "یعلی ابن منیه " هم که از طرف عثمان فرماندار یمن بود، با غارت بیت المال به ثروت فراوانی دست یافت. به صورتی که در تاریخ نقل شده یکی از کاروانهای او چهار صد شتر بار زر همراه داشته است. "یعلی ابن منیه " برای فتنه آفرینی ناکثین شصت هزار دنیار از بیت المال هزینه کرد[۱۷].
قاسطین
یکی از نحلههای جریان نفاق در دوران تأویل "قاسطین " میباشند. "حسادت و کینه ورزی "، "قدرت طلبی و دنیا طلبی "، "تزویر و نیرنگ " و "باورهای التقاطی و سست " عناصر تشکیل دهنده این جریان بود.
آزادشدگان پیامبر (صلی الله علیه و آله). همواره پس از رحلت آن حضرت مترصد بودند تا قدرت را از آن خود نمایند و یک حکومت موروثی ایجاد کنند. "عبدالفتاح عبدالمقصود " در این باره مینویسد: "پس از آنکه عثمان به کار خلافت گماشته شد، ابوسفیان در جمع خانواده خویش گفت: بنی امیه آن را (خلافت را). همچون گوی بربایند. سوگند به کسی که ابوسفیان بدان قسم میخورد، پیوسته این ا میدواری را دارم که (حکومت). برای کودکان شما به صورت وراثت در آید "[۱۸].
معاویه با در اختیار گرفتن حکومت در شام، اسلام نبوی را به اسلام قیصر و کسری مبدل ساخت و با دستگاه تبلیغاتی خود آنچنان فضای مسمومی را در سرزمین شام ایجاد نمود که مردم تصور میکردند که امام علی (علیه السلام). فرمان قتل عثمان را صادر کرده است.
پس از کشته شدن عثمان، معاویه با طلحه، زبیر و عاشیه در مکه میعاد گذاشت و با یکدیگر علیه حکومت حضرت امیر (علیه السلام). هم پیمان گردیدند. وی با به نمایش گذاردن پیراهن خونین عثمان در مسجد اموی، به بهانهٔ خونخواهی عثمان، با تزویر و نیزنگ، سپاهی را برای جنگ با امام علی(علیه السلام).آماده نمود.
قاسطین در شام اجتماعی از حاسدین وکینه ورزان نسبت به امام علی (علیه السلام). را بوجود آورده بودند. یکی از این افراد "ولید ابن عقبه " بود که خصومت دیرینهای با امام (علیه السلام). داشت. نقل است که در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله). ولید که مرد فاسقی بود به حضرت امیر (علیه السلام).گفت: "نیزه من از تو تیزتر و فصاحت من از تو بیشتر و بازوی من از تو قویتر است ". امام علی (علیه السلام).در پاسخ به ولید ابن عقبه فرمودند: "خاموش باش فاسق ". ولید در غضب شد به پیامبر (صلی الله علیه و آله). شکایت کرد. آنگاه آیه "افمن کان مؤمناً کمن کان فاسقاً لایستون " را نازل شد[۱۹].
در زمان خلافت عثمان، "ولید ابن عقبه " والی کوفه گردید. وی اکثر اوقات، مست و لایعقل بود. در تاریخ آمده است: "یکروز صبح، در حال مستی به مأمومین گفت اگر بخواهید به جای دو رکعت، چهار رکعت نماز برای شما بخوانم. مردم موضوع بدمستی وی را به خلیفه گزارش دادند و حتی گروهی به مدینه آمدند و شهادت دادند به شرب خمیر ولید. او هم با حضرت علی(علیه السلام).مشورت کرد و امام فرمود اگر ثابت باشد باید او را حد زد. ولید با این کینه دیرینه نسبت به امام، از جمله کسانی بود که معاویه را به جنگ علیه امیرالمؤمنین (علیه السلام). تحریک کرد[۲۰].
مارقین
در ادبیات عرب، "مارق " به تیری گفته میشود که از کمان رها گردیده است. از این رو مارقین، خروج کردگان از دین و ولایت الهی میباشند. شکل گیری این جریان نفاق، ریشه در عواملی همچون "عدم بصیرت در تشخیص حق و باطل "، "عصبیت "، "خرافه گرایی " و "عدم تبعیت از ولایت " دارد.
مارقین جریان نفاق اسلام منهای ولایت بود که با شعار "حسبنا کتاب الله " خروج نمودند. این نحله از جریان نفاق، حضرت علی (علیه السلام). و معاویه را به یک چشم مینگریستند. خوارج معتقد بودند معاویه مردی متجاهر به فسق، مکار و نالایق است و حضرت امیر(علیه السلام). هم به دلیل راضی شدن به حکمیت، مرتد گشته و تا توبه نکند به اطاعت او نباید سر نهاد.
سرکردهٔ خوارج فردی به نام "عبدالله " بود که نژادی یهودی داشت. در اثر القائات و شبهه افکنی این جریان نفاق، دوازده هزار نفر به آنان پیوستند. هنگامیکه امام (علیه السلام). با سپاه خود قصد داشت به جنگ معاویه برود، ناچار گردید ابتدا فتنه خوارج را دفع کند. حضرت قبل از آغاز جنگ، به اتمام حجت با آنان پرداخت. به طوری که قریب هشت هزار نفر از جماعت آنان جدا شدند و تنها چهار هزار نفر باقی ماندند که شعار "لا حکم الا الله و لو کره المشرکون " را سر میدادند. از این تعداد نیز تنها نه نفر زنده ماندند.
عقیده باطل این نحله از جریان نفاق در جامعه دینی باقی ماند و فرقههای مختلفی از آنها پدید آمد.
رهاورد جریان نفاق برای جامعه دینی:
بحران حقانیت و مشروعیت
ایجاد بحران حقانیت و مشروعیت، مهلکترین رهاورد جریان نفاق برای جامعه دینی است. افرادی که تا پیش از این در صفوف مؤمنین و از هم پیمانان آنان بوده و مورد توجه و اعتماد مردم قرار گرفتهاند، آنگاه که به دلیل عدم استقامت و پایداری دینی تغییر ماهیت داده و تجدید نظر طلب میشوند، جامعه را دچار حیرت و سردرگمی مینمایند. در این شرایط طبیعی است که تشخیص حق از باطل برای بخشی از جامعه دینی دشوار گردیده و بحران حقاینت به وجود میآید و "مشروعیت جریان حق " در افکار عمومی زیر سئوال میرود.
امام علی (علیه السلام). در این باره میفرمایند: "اگر مردم میدانستند که او منافق است، دروغگوست، از او نمیپذیرفتند و گفتار دروغین او را تصدیق نمیکردند. اما با نا آگاهی میگویند او از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله). است، رسول خدا را دیده و از او حدیث شنیده و از او گرفته است. پس حدیث دروغین او را قبول میکنند ".[۲۱].
عنصر وجاهت در ایجاد بحران حقانیت و مشروعیت بسیار موثر میباشد. همچنانکه در صدر اسلام و در فتنه ناکثین به آن اشاره شد و در فتنه مخملین نیز شاهد بودیم که افرادی با سوء استفاده از عنصر وجاهت و القائات دروغین، بخشی از جامعه را دچار بحران حقانیت و مشروعیت نمودند.
بحران حقانیت و مشروعیت آنچنان برای جامعه اسلامی زیان آور است که پیامبر (صلی الله علیه و آله). برای جلوگیری از این بحران، در مقاطع مختلف بر ولایت امیرالمؤمنین(علیه السلام). و ائمه معصومین (علیه السلام). تأکید ورزیدند. احادیث منزلت، ثقلین، سفینه و کساء و مصادیقی از این دست، تأکید در سیره نبوی برای جلوگیری از بحران مذکور میباشند.
نکته قابل توجه اینکه امام عظیم الشان راحل نیز گویا خطر بحران حقانیت را برای نظام وجامعه دینی پیش بینی مینمودند و با تأسی از سیرهٔ پیامبر (صلی الله علیه و آله). با تأکید بر محوریت ولایت فقیه، بارها به صورت مصداقی در خصوص رهبر معظم انقلاب اسلامی مطالبی را اظهار داشتند. آن گوهر یکدانه حتی مدتی پس از تنظیم وصیت نامه سیاسی و الهی خود، سطوری را بر آن اضافه نمودند. از جمله آنکه "ملاک حال فعلی افراد است " [۲۲]. اضافه نمودن سطور مذکور با این هدف انجام شد که هیچ کس نتواند بعدها از عنصر وجاهت، قرابت، و ملازمت با حضرت امام (ره). سوء استفاده نموده و در جامعه بحران حقانیت و مشروعیت ایجاد کنند.
ایجاد بی تفاوتی در جامعه
یکی از پیامدهای جریان شوم نفاق در جامعه دینی، ظهور طبقه جدیدی از قاعدین و بی تفاوتها میباشد. بحران حقانیت و مشروعیت، جامعه را به تفرقه و بیراهه کشانیده و گروه دیگری را نیز به کناره گیری و بیتفاوتی سوق میدهد.
در خصوص این رهاورد جریان نفاق، حضرت امیر (علیه السلام). میفرمایند: "منافق گمراه کننده، خطا کار ومشوق خطاکاری است "[۲۳].
ظهور جریان قاعدین و بی تفاوتها در واقع نوعی ریزش در جامعه دینی و تداوم بحران حقانیت و مشروعیت است. "ابوموسی اشعری " یکی از مصادیق تاریخی و بارز جریان قاعدین میباشد. او که تحت تأثیر القائات عایشه و وجاهت وی قرار گرفته بود، هنگامی که امام حسن (علیه السلام). به همراه "عمار " به کوفه آمدند تا برای مقابله با فتنه ناکثین مردم را بسیج نمایند، با سوء استفاده از صحابی بودن و عنصر وجاهت خطاب به مردم گفت: "صحابه رسول خدا (صلی الله علیه و آله). از غیر صحابه به رسول او نزدیکترند. شما بر گردن من حقی دارید که باید آن را ادا کنم. این فتنه، یک فتنه کور است و لذا در این فتنه انسان خواب بهتر از بیدار و نشسته بهتر از ایستاده و ایستاده بهتر از رونده و رونده بهتر از تلاش کننده و تلاش کننده بهتر از سواره است. پس شمشیرهای خود را غلاف کنید تا فتنه روشن گردد "[۲۴].
در آن زمان "سعد ابن مالک " و "عبدالله ابن عمر " نیز از جمله کسانی بودند که بی تفاوتی و کناره گیری را بر مقابله با جریان نفاق ترجیح دادند. "حارث ابن حوط " نیز که اسیر بحران حقانیت شده بود، از امام علی (علیه السلام). در خواست کرد که مانند "سعید ابن مالک " و "عبدالله ابن عمر "، قعود را بر قیام ترجیح دهد.
حضرت پاسخی به او دادند که مشخص میکند که قاعدین و بی تفاوتیها نمیتوانند الگوی خوبی در دوران تأویل برای مقابله با نفاق باشند و مؤمنان حقیقی و راستین نباید فریب سخنان ظاهرالصلاح تجدید نظر طلبان را خورده و در دام فتنههای نفاق بیفتند.
حضرت امیر(علیه السلام). در پاسخ "حارث ابن حوط " میفرمایند: "عبدالله و سعید حق را تنها گذاشتند و باطل را یاری نکردند. اینان چگونه میتوانند امام و پیشوای خیر باشند تا پیروز شوند "[۲۵].
ظهور اصلاح طلبان دروغین
رهاورد نفاق برای جامعه دینی، تخریب و افساد است نه اصلاح. برهمین اساس قرآن کریم یکی از ویژگیهای منافقان را ادعای دروغین اصلاح طلبی آنان میداند. از این رو یقیناً جامعهای که دچار پدیده شوم نفاق گردد، شاهد ظهور اصلاح طلبان دروغین خواهد بود. در این هنگام صف بندی سیاسی جدیدی درجامعه شکل خواهد گرفت.
قرآن میفرماید: "و اذا قیل لهم لاتفسدوا فی الارض قالو انما نحن مصلحون " و سپس در آیه بعدی تأکید نموده، و میفرماید: "الا انهم هم المفسدون ": هنگامی که به آنان گفته میشود روی زمین فساد نکنید، میگویند، ما اصلاح طلبیم، بدانید که اینها همان فساد آفرینان هستند[۲۶].
در تاریخ آمده است که جریان نفاق جدید (نحله ناکثین).، داعیه اصلاح داشتهاند. هنگامی که به حضرت علی (علیه السلام). خبر دادند که سردمداران ناکثین با داعیه اصلاح طلبی به سوی بصره در حرکت هستند، حضرت در جمع مردم خطبه خواندند و فرمودند: "اینان (ناکثین). مردم را به سوی اصلاح فرا میخوانند ". آنگاه امام از مردم خواستند تا به مقابله با این جریان فساد برخاسته و فساد آفرینی آنها را به اصلاح واقعی تبدیل کنند و میفرمایند: "لعل الله یصلح بکم، افسد اهل الافاق "[۲۷] علیرغم ادعای دروغین اصلاح طلبی جریان نفاق، باید اذعان نمود که مؤمنان راستین اطلاح طلبان واقعی هستند و جریان تجدید نظر یا نفاق دوران تأویل، تنها گروهی واپس گرا میباشند که در دوره تأویل دچار بیماریهای نفاق و ارتجاع شدهاند.
ایجاد جنجال و تشنج در جامعه
"غوغاسالاری " رهاورد دیگر جریان شوم نفاق برای جامعه دینی است. از آنجا که منافقین فضای صمیمیت و دوستی را در جامعه دینی به عداوت و دشمنی تبدیل مینمایند و مرزبندی خودی و غیرخودی را بر هم میزنند، التهاب، هیاهو و تشنج، فضای جامعه را فرا میگیرد. در چنین شرایطی هیجان گرایی و احساس گرایی بر جامعه حاکم میشود و امکان اندیشیدن و تصمیم گیری برای گروهی از افراد جامعه از بین میرود و فضای سیاسی واجتماع آنچنان آلوده و غبار گرفته میشود که چشمها از دیدن حق و حقیقت باز میماند و بصیرتها مخدوش میشود.
جریان نفاق با هراس دائمی از روشن شدن حقایق و ماهیت پنهانشان، همواره دست به غوغاسالاری میزند تا خود را استتار و اختفاء نماید. منافقین برای ایجاد هیاهو، جنجال و تشنج از سخنرانیهای آتشین و بیانیههای داغ و تحریک آمیز استفاده کرده و سعی مینمایند هیجانات زودگذر در جامعه ایجاد کنند.
حضرت علی (علیه السلام). دربارهٔ شیوه جنجال آفرینی و تشنج زایی ناکثین در فتنه جمل میفرمایند: "وقد ارعدوا و ابرقوا : اینان رعد و برق برپا کردند "[۲۸].
ایجاد هیاهو و غوغاسالاری بر سر قتل عثمان از سوی ناکثین و قاسطین و تحریک احساسات مردم از طریق سخنرانیهای آتشین و به نمایش گذاردن پیراهن خونین وی و سپس داعیه خونخواهی عثمان، از شیوههای جریان نفاق بود که رهاورد آن منجر به ایجاد تشنج و جنجال در جامعه اسلامی گردید.
تحریف باورهای دینی و تضعیف ولایت و رهبری
پنجمین رهاورد جریان نفاق برای جامعه اسلامی، بدعت گذاری در دین و تحریف باورهای دینی و هجمه به ولایت و رهبری است. جریان شوم نفاق با ترویج تسامح و تساهل و اباحه گری و همچنین تأکید بر قرائتهای مختلف ازدین، جامعه را در تلاطم شبهات قرار داده و به سوی گمراهی میبرد.
در این رابطه حضرت امیر (علیه السلام).، "معاویه " سرکرده قاسطین را چنین خطاب میکند: "بسیاری از مردم رابه گمراهی خویش فریب دادی و به تباهی افکندی و به امواج نفاق خود سپردی. ظلمت، گمراهی، آنان را فرا گرفت و در تلاطم شبههها گرفتار آمدند و از راه راست خود دور گشتند "[۲۹].
در تاریخ آمده است که این جریان نفاق، کنیزی را به امامت جماعت منصوب و مردم را وادار به اقامه نماز نمود، نماز جمعه را در روز چهارشنبه اقامه کرده، شرب خمر و رقص و غناء را آزاد کرد.
جریان نفاق همواره در لباس حق ظاهر گردیده و باطل را ترویج میکند. این جریان در راه تضعیف باورهای دینی، در برابر رهبری و ولایت قرار میگیرد و دست به کار شکنی، سرپیچی و طغیان میزند.
حضرت علی (علیه السلام). به دلیل این رهاورد خطرناک جریان نفاق، بر ضرورت شناخت منافقین و برحذر بودن از آنان تأکید نموده و در خطبهای میفرمایند: "شما بندگان خدا را به پرهیزگاری سفارش میکنم و به درک و شناخت منافقین توجه میدهم. زیرا اینان هم گمراه هستند و هم دیگران را به گمراهی میاندازند، هم لغزندهاند و هم افراد را به لغزش میاندازند. در هر راهی دام گسترداهاند در برابر هر حقی، باطلی میسازند، برای هر مستقیمی، انحرافی بوجود میآورند. حرفی که میزنند همراه ایجاد عیب در دلهاست. حرف آنان ساختگی و ظاهری فریبنده دارد. راه انحراف را همواره میسازند. اینان گروه شیطانند "[۳۰].
نفاق جدید در حال حاضر، اهتمام ویژهای به تحریف باورهای دینی و تضعیف ولایت و رهبری دارد. این جریان میکوشد با تمسک به قرائتهای مختلف از دین، اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله). را قرائت طالبانی و فاشیستی از دین معرفی نموده و ولایت فقیه را نیز استبداد و دیکتاتوری بنامد.
در همین رابطه امام عظیم الشان راحل با آینده نگری نسبت به ظهور جریان نفاق جدید میفرمایند: "شما بعدها مبتلا به این هستید، مبتلا به یک همچون اشخاصی هستید که گاهی به صورت اسلامی وارد میشوند. همین مسائلی که حالا مطرح میکنند که باید ولایت فقیه نباشد، این دیکتاتوری است "[۳۱].
فتنه آفرینی
"ایجاد بحرانهای امنیتی و فتنه آفرینی " ششمین رهاورد شجره ملعونه نفاق است. منافقین به دلیل آشتیناپذیری با مؤمنین، از یک طرف شدت عمل خود را نسبت به آنان ابراز مینمایند و از طرف دیگر، عطوفت و مهربانی خود را نثار جبهه ضد دینی میکنند. هم گرایی و همراهی جریان نفاق با دشمنان شناخته شده و کمین کرده بیرونی، باعث میشود حکومت دینی به لبه پرتگاه آشوب و فتنه براندازی و تسلط اجانب سوق پیدا کند.
حضرت امیر(علیه السلام). دربارهٔ فتنه آفرینی و آشوب طلبی منافقین در خطبهای میفرمایند: "رنگ به رنگ میشوند، آشوبهای گوناگون به پا میکنند به هر تکیه گاهی برای ضربه زدن به شما تکیه میکنند و به هر کمین گاهی برای نقشه کشیدن علیه شما پناه میبرند. عمل آنان معیوب و گفتههای آنها جالب است. کار آنان دردی کشنده است. دشمنِ نعمت و آسایشند. بر معصیت تأکید دارند و ناامید کننده هستند "[۳۲].
منافقین با فتنه آفرینی و ایجاد آشوب، نظام زندگی اجتماعی را مختل و امنیت عمومی را به مخاطره میاندازند. حضرت علی (علیه السلام). در خصوص فتنه آفرینی منافقین و اختلال در زندگی مردم و امنیت عمومی میفرمایند: "آنها کسانی هستند که هر گاه متحد شوند، زیانبار خواهند بود و هر گاه متفرق شوند سود به بار خواهد آورد ". در این هنگام برخی از حاضرین که از فرمایشات حضرت متعجب شده بودند، از امام سئوال کردند: "زیان اتحادشان را دانستیم، اما سود پراکندگی آنان در چیست "؟ حضرت در پاسخ آنان فرمودند: "پیشه وران و اهل کسب به کارهای خود باز میگردند و مردم از تلاش آنها سود میبرند، بنّا به کار خود میپردازد، بافنده مشغول بافندگی میشود و نانوا به پخت نان میپردازد "[۳۳].
به راه انداختن جنگ "جمل "، "صفین " و "نهروان " ناظر برفتنه آفرینی نحلههای نفاق در دوران تأویل بود که علاوه بر از هم پاشیدن نظام زندگی اجتماعی و از میان بردن امنیت عمومی، باعث شهید و کشته شدن جماعت بسیار زیادی از مردم و در نهایت سست شدن پایههای حکومت دینی گردید.
در زمان کنونی نیز رهاورد مذکور جریان نفاق جدید، به ویژه در چند سال اخیر، غائلههایی را به کشورمان تحمیل نموده که حوادث پس از انتخابات و فتنه مخملین از آن جمله میباشد و باعث وارد آمدن ضرباتی به نظام زندگی اجتماعی و امنیت جامعه گردید.
در وسایل الشیعه حدیثی از امام رضا (علیه السلام). پیرامون فتنه انگیزی جریان نفاق نقل شده که حضرت میفرمایند: "برخی از کسانی که مودت و دوستی ما اهل بیت (علیه السلام).را دستاویز ساختهاند، زیان و فتنهانگیزشان بر شیعیان ما از دجال بیشتر است ". از حضرت پرسیدند: "ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله). چرا فتنهشان از دجال بیشتر است؟ ". حضرت رضا (علیه السلام).فرمودند: "زیرا با دشمنان مهر و مودت می روزند و نسبت به دوستان، دشمنی و عداوت مینمایند. هرگاه چنین شد، حق و باطل به هم میآمیزد و حقیقت مشتبه گردید، در نتیجه انسان مؤمن از منافق بازشناخته نمیشود "[۳۴].
چگونگی شناسایی جریان نفاق جدید
در دوران تأویل یکی از مهمترین تهدیدها و چالشهای جامعه اسلامی، جریان نفاق و نحلههای آن میباشد. این جریان تاکنون ضربات جبران ناپذیری را بر پیکره اسلام وارد کرده است. از سوی دیگر ناشناختگی و پیچیدگی این شجره ملعونه و جریان شوم، آن را خطرناک تر میسازد. بر همین اساس، شناخت منافقین و مقابله با آنها یکی از ضرورتهای جامعه اسلامی در دوران تأویل میباشد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در بحثی پیرامون جریان نفاق، چگونگی شناخت این جریان را تبیین نمودند. ایشان با ارائه ملاک و معیار برای شناسایی منافقین فرمودند: "امروز برای شناسایی منافقین دسته دوم (منافقین جدید). نشانه وجود دارد و نشانه آن همراهی با دشمنِ شناخته شده است. جمهوری اسلامی دشمنان معروفی دارد که هیچ پرده پوشی در دشمنی خود ندارند، مانند جهان استکبار که رأس آنها امریکاست. حالا که دشمن صریح داریم، کوچک و ضعیف هم نیست، منافق را میشود از همراهی با دشمن شناخت. این وسیله امروز در اختیار ماست، ولی در اختیار مسلمانان دوران پیامبر (صلی الله علیه و آله). نبود "[۳۵].
همراهی با دشمن، پیروی و متابعت از او را به همراه میآورد و افرادی که از دشمن تبعیت کنند، دچار ضلالت و گمراهی شده، از حیطه ولایت الهی خارج و در زمره ولایت طاغوت قرار میگیرند. براین اساس میتوان از این نشانه و معیار برای شناخت جریان نفاق استفاده کرد.
در آیات نورانی قرآن آمده است: "ولن ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتی تتبع ملتهم: هرگز یهود و نصاری از تو خشنود نخواهند شد مگر آنکه پیروی از آیین آنها نمایی "[۳۶].
حضرت آیت الله العظمی خامنهای در ادامه تبیین چگونگی شناخت جریان نفاق جدید میفرمایند: "هر کسی با دشمن همراهی کند، مورد سوء ظن قرار میگیرد. هر کس برای دشمن و در جهت او کار میکند، مورد سوء ظن است. هر کس از کار او، دشمن استفاده میکند، مورد سوء ظن است. هر کس برای دشمن استدلال درست میکند، مورد سوء ظن است "[۳۷].
رهبر معظم انقلاب اسلامی، "وجود عناد " در افراد همراه شده با دشمن را نشانه قطعی نقاق دانسته و میفرمایند: "مورد سوء ظن یعنی چه؟ منافق است؟ نه. شاید از روی غفلت کار انجام میدهد، مورد سوء ظن است، یعنی این امکان به وجود میآید دشمن به سوی خود کشانده و جزء دشمن باشد. راه برای امتحان هم باز است. اگر نشانه "غفلت " در اوست، غافل است. اگر دیدیم نشانه "عناد " در اوست منافق است "[۳۸].
چگونگی مقابله با جریان نفاق
شهیدمطهری، مبارزه با منافقان را "سختترین میدان مبارزه موحدان " دانسته و تنها راه جلوگیری از به قدرت رسیدن و یا حذف آنان از معادلات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را بستر سازی فکری، فرهنگی و بالا بردن سطح آگاهی افراد جامعه میداند. ایشان در این باره تصریح میفرمایند: "مشکلترین مبارزه، مبارزه با نفاق است که مبارزه با زیرکیهاست که احمق را وسیله قرار میدهند. این پیکار از پیکار با کفر به مراتب مشکل تر است. زیرا در جنگ با کفر، مبارزه با یک جریان مکشوف، ظاهر و بی پرده است. اما مبارزه با نفاق در حقیقت مبارزه با کفر است و شیطنت و درک آن، برای تودهها و مردم عادی، بسیار دشوار و گاهی غیرممکن است و لذا مبارزه با نفاق غالباً شکست خورده است. زیرا تودهها، شعاع درکشان از سرحدِ ظاهر نمیگذرد و نهفته را روشن نمیسازد و آنقدر بُرد ندارد که تا اعماق باطنها نفوذ کند "[۳۹].
جهل و ناآگاهی مردم، سپر مستحکم و دژ مطمئن برای جریان شوم و شجره ملعونه نفاق میباشد. در این هنگام تنها راه چاره، آگاه سازی مردم از طریق روشنگری خواص است. بر همین اساس شهید مطهری میفرمایند: "باید توجه داشت که هر اندازه احمق زیاد باشد، بازار نفاق داغ تر است. مبارزه با احمق و حماقت، مبارزه با نفاق نیز هست. زیرا احمق، ابزار دست منافق است. قهراً مبارزه با احمق وحماقت، خلع سلاح کردن منافق و شمشیر از دست منافق گرفتن است "[۴۰].
از این رو و براساس سیره پیامبر عظیم الشان اسلام (صلی الله علیه و آله). و ائمه معصومین (علیهم السلام). نباید ابتدا به ساکن منافقین و یا مردم ناآگاه و همراه شده با منافقین را حذف کرد. بلکه میبایست با حفظ آرامش و متانت توأم با صلابت، جامعه را از "ظاهر بینی " به "دقیق بودن " رهنمون ساخت تا با به وجود آمدن امنیتِ تفکر، مردم فرصت یابند در فضای آرام بیندیشند و انتخاب نمایند. لذا جبهه حق و مؤمنین برای مقابله با جریان نفاق به عناصری همچون، متانت، پایداری، پویایی و استمرار نیاز دارند.
سخن پایانی
به تصریح قرآن کریم، قوانین و سننن الهی حاکم بر تاریخ یکسان بوده و تغییر ناپذیر است. در آیات نورانی قرآن آمده است: "فلن تجد لسنت الله تبدیلا و لن تجد لسنت الله تحویلا: طریقه خدا هرگز مبدل نخواهد شد و طریق حق و سنت الهی هرگز تغییر نمیپذیرد "[۴۱].
بر همین اساس مطالعه تاریخ و فراگیری درسهای آن که قرآن و سنت بر آن تأکید دارند، تأثیر فراوانی در آسیب شناسی و آسیب زدایی جوامع، به ویژه جامعه اسلامی دارد. بنابراین با توجه به قاعده مذکور، در سخن پایانی به تحلیل جریان نفاق و نحلههای آن در جامعه اسلامی پس از انقلاب اسلامی میپردازیم.
انقلاب اسلامی و نظام دینی برآمده از آن، از یک سو بخشی از تاریخ دوران تأویل میباشد و از سوی دیگر و از آنجا که نظام جمهوری اسلامی در درون خود، دو برهه استقرار و استمرار را تجربه کرده و میکند، به مثابه دوران تنزیل و تأویل در صدر اسلام است. به عبارت دیگر میتوان دوران پرافتخار امام عظیم الشان راحل را دوران تنزیل انقلاب و دوره پر برکت رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنهای را دوران تأویل انقلاب نامید.
در این راستا و چنانچه بخواهیم براساس قاعده تغییر ناپذیری سنتهای الهی، انقلاب اسلامی و جریان نفاق را در چارچوب دوران تأویل تحلیل نماییم، باید گفت که مصادیقی از نحلههای نفاق (ناکثین و قاسطین). درتاریخ پس از انقلاب به منصه ظهور رسیده است.
در این رابطه برخی از گروههای مخالف نظام را میتوان مصداق بارز قاسطین نامید. جریانها و گروههایی که علاوه بر باورهای سست و التقاطی در خصوص انقلاب، از ابتدا دارای حسادت و کینه نسبت به امام عظیم الشان راحل بودند و همانند جریان قاسطین و حزب طلقاء، تزویر و نیرنگ همواره در قول و عمل آنان نمایان بوده است.
"تجدید نظر طلبان سکولار " و "تکنو کراتهای لیبرال " و همچنین "افراد قدرت طلب " را نیز باید مصداق مبرهن ناکثین دانست که از چهار عنصر "وجاهت "، "ثروت "، "قدرت " و "سیاست "، برخوردار هستند. برآیند رفتار این نحله از جریان نفاق جدید باعث گردیده که بعضاً نظام و جامعه با چالشهای "حقانیت و مشروعیت "، "غوغاسالاری و جنجال آفرینی " و همچنین "فتنههای خطرناک " مواجه شود که فتنه مخملین اخیر یکی از آن موارد میباشد. در این میان نکته بسیار جالب توجه آن است که جریانهای مذکور، داعیه دار اصلاح طلبی نیز بودهاند.
در تحلیل جریان نفاق جدید، نکته بسیار مهم، پیوند این دو نحله از جریان نفاق (ناکثین وقاسطین زمان حاضر). با یکدیگر میباشد که به ویژه در اتفاقات پس از انتخابات مشاهده گردید و این مسأله، بار دیگر تغییر ناپذیری قوانین و سنن الهی حاکم بر تاریخ را به اثبات رسانید. چرا که ناکثین و قاسطین در صدر اسلام نیز جبهه ائتلافی را علیه حکومت امام علی (علیه السلام). تشکیل داده بودند.
از سوی دیگر چنانچه بخواهیم براساس تحلیل تاریخی و تطبیقی، انقلاب اسلامی را در دو برهه دوران تنزیل و تأویل تحلیل نمائیم، میبایست تصریح کرد که نظام اسلامی و جامعه دینی تاکنون با هر سه دسته از منافقین مواجه شده است. در دوران استقرار یا به تعبیر دیگر تنزیل و شکل گیری نظام اسلامی، جامعه با منافقین دسته اول و دسته سوم (شبیه دوران تنزیل در صدر اسلام). مواجه گردید.
منافقین دسته اول، گروهها و جریانهایی را در بر میگیرند که نه تنها اعتقاد به نظام دینی و امام عظیم الشان راحل نداشتند، بلکه با برقراری ارتباط پنهانی با آمریکا و جاسوسی برای آنان، در انتظار براندازی نظام اسلامی بودند. این جریانها و گروهها همانند دسته اول منافقین در صدر اسلام، در نقش ستون پنجم ظاهر گردیده و دشمن بعثی با جهت دهی و گرای آنها، جنگ شهرها را با بمباران و موشک باران مناطق مسکونی آغاز کرد.
همچنین نظام اسلامی و جامعه دینی در دوران تنزیل (شکل گیری و استقرار انقلاب اسلامی).، منافقین دسته سوم (منافقین محارب). را نیز تجربه کرده است که نماد آن سازمان منافقین میباشد. این سازمان همانند منافقین محارب در صدر اسلام، در خرداد ۱۳۶۰ علیه جمهوری اسلامی، اعلام جنگ مسلحانه نمود و بیش از پانزده هزار نفر را در طی چند سال به شهادت رسانید.
در این تحلیل تاریخی وتطبیقی، چنانچه دوران پس از رحلت امام عظیم الشان راحل را دوران استمرار و یا به عبارت دیگر برهه "تأویل نظام اسلامی " و مبارزه برای چگونگی پیاده سازی اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی بدانیم، آنگاه و همانطور که منافقین دسته دوم و نحلههای آن در دوران تأویل در صدر اسلام شکل گرفتند، در این برهه نیز براساس قوانین و سنتهای الهی حاکم بر تاریخ، میبایست شاهد ظهور و بروز منافقین دسته دوم (نفاق جدید). باشیم که البته این چنین نیز شد.
ظهور قاسطین (گروههای مخالف و معاند نظام). و ناکثین (تجدید نظر طلبان سکولار ، تکنوکراتهای لیبرال و همچنین برخی افراد قدرت طلب). و ائتلاف آنان در فتنه مخملین پس از انتخابات، مؤید تغییر ناپذیری سنتهای الهی و ضرورت عبرت آموزی از تاریخ است.
به طور خلاصه عملکرد جریان نفاق جدید پس از رحلت امام عظیم الشان راحل را اینگونه میتوان برشماری کرد:
برهم زدن انسجام اجتماعی
آرمان زدایی و ایدئولوژی زدایی
امام زدایی
میدان دادن به دشمنان اسلام، انقلاب وامام (ره).
ترویج تجمل گرایی و اشرافی گری
در هم آمیختن مرزبندی خودی و غیرخودی
تضعیف ولایت و رهبری
ایجاد جنجال و تشنج در فضای سیاسی کشور
ناکارآمد نشان دادن حکومت دینی
تضعیف ارکان و پایههای اقتدار نظام اسلامی
تضعیف اعتقادات و باورهای دینی و هجمه ارزشها
زیر پا نهادن قانون و ترویج قانون شکنی در جامعه
غوغاسالاری و التهاب آفرینی
اعمال شدت عمل نسبت به نیروهای وفادار به انقلاب و مرعوبیت در برابر دشمنان
فتنه آفرینی و بردن نظام به لبه پرتگاه آشوب و براندازی
پایان بخش این نوشتار دو جمله از امام عظیم الشان راحل و رهبر معظم انقلاب اسلامی پیرامون جریان نفاق خواهد بود.
حضرت امام خمینی (ره). میفرمایند: "بزرگترین معصیت، امروز در کشور، ایجاد اختلاف است، ایجاد نفاق است ".[۴۲].
رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز پیرامون جریان نفاق میفرمایند: "با پدیده نفاق هوشمندانه برخورد کنید. پدیده نفاق خطرناک است، چیزی که توانست درصدر اسلام، کوشش مجاهدین و مؤمنین را در نهایت معطل بگذارد، نیروها و لشگریان قداره کش نبودند، بلکه حیلهها و مکرها و خدعههای دشمنان نقابدار منافق بود "[۴۳].
والعاقبه للمتقین.
پانویس
- ↑ نهج البلاغه نامه ۲۷
- ↑ سخنرانی مقام معظم رهبری ۱۳۷۷ در لشگر ۱۰ سید الشهدا علیه السلام
- ↑ سخنرانی شهید مطهری در کانون توحید تهران
- ↑ سخنرانی مقام معظم رهبری ۱۳۷۷ در لشگر ۱۰ سید الشهدا علیه السلام
- ↑ همان
- ↑ همان
- ↑ سوره مبارکه حجرات آیه ۹
- ↑ ر. ک به کنزالعمال ج ۱۱ صفحه ۶۱۳ ح ۳۲۹۶۹
- ↑ همان
- ↑ بحار الانوار ج ۳۶ صفحه ۳۰۹
- ↑ سخنان مقام معظم رهبری در سال ۱۳۷۷ در لشگر ۱۰ سیدالشهدا علیه السلام
- ↑ سوره مبارکه احزاب آیات ۲۳ و ۲۴
- ↑ ر. ک به تفسیر مجمع البیان ذیل آیات ۲۳ و ۲۴ سوره احزاب.
- ↑ شرح الاخبار ج ۱ ص ۴۰۰
- ↑ ر. ک به کتاب الفتوح ج ۲ ص ۴۶۳، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۲۰ ص ۲۲۷ ح ۱۹۹
- ↑ تاریخ مفصل اسلام ص ۱۰۳
- ↑ همان ص ۱۶۱
- ↑ امام علی (علیه السلام).روزگار عثمان ص ۳۰
- ↑ تاریخ مفصل اسلام ص ۱۷۵
- ↑ همان
- ↑ نهج البلاغه خطبه ۲۱۰
- ↑ وصیت نامه سیاسی الهی حضرت امام خمینی (ره).
- ↑ نهج البلاغه خطبه ۱۹۴
- ↑ تاریخ طبری ج ۴ ص ۴۸۶
- ↑ نهج البلاغه قصار ۲۶۲
- ↑ سوره مبارکه بقره آیات ۱۱ و ۱۲
- ↑ تاریخ طبری ج ۴ ص ۴۴۵ و ۴۴۶
- ↑ نهج البلاغه خطبه ۹
- ↑ همان نامه ۳۲
- ↑ همان خطبه ۱۸۵
- ↑ صحیفه نور ج ۹ ۱۷۸
- ↑ نهج البلاغه خطبه ۱۸۵
- ↑ همان کلمات قصار ۱۹۹
- ↑ وسایل الشیعه ج ۱۶ ص ۱۷۹ ح ۲۱۲۸۹
- ↑ سخنرانی مقام معظم رهبری ۱۳۷۷ در لشگر ۱۰ سید الشهدا علیه السلام
- ↑ سوره مبارکه بقره آیه ۱۲۰
- ↑ سخنرانی مقام معظم رهبری ۱۳۷۷ در لشگر ۱۰ سید الشهدا علیه السلام
- ↑ همان
- ↑ مجموعه آثار شهید مطهری ج ۱۶ ص ۳۳۸
- ↑ جاذبه و دافعه حضرت علی علیه السلام ص ۱۷۶
- ↑ سوره مبارکه فاطر آیه ۴۳
- ↑ صحیفه نور ج ۹ ص ۴۳۵
- ↑ سخنرانی مقام معظم رهبری ۱۳۷۷ در لشگر ۱۰ سید الشهدا علیه السلام







