فرهنگ مصادیق:شهادت دروغ: تفاوت بین نسخهها
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
جز (Golafshan صفحهٔ شهادت دروغ را به فرهنگ مصادیق:شهادت دروغ منتقل کرد) |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است) | |||
| سطر ۲۰۵: | سطر ۲۰۵: | ||
{{پانویس|colwidth=30em|۲}} | {{پانویس|colwidth=30em|۲}} | ||
[[رده: فهرست الفبایی مصادیق منکر]] | [[رده: فهرست الفبایی مصادیق منکر]] | ||
| + | [[رده:منکر قضایی]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۸ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۵۷
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | ادای شهادت |
| ۲ | تحمل شهادت |
| ۳ | شهادت ناحق |
| ۴ | کتمان شهادت |
چندرسانه ای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبط های بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرم افزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده: مجتبی خواجوند عابدینی
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم- ۹۵/۶/۳
کلید واژه: شهادت، دروغ، یمین، قول زور، کذب
محتویات
- ۱ مقدمه
- ۲ معنای لغوی و اصطلاحی
- ۳ آیات و راویات شهادت دروغ
- ۴ نمونهای از شهادت دروغ در تاریخ اسلام
- ۵ شرط تحقق شهادت کذب
- ۶ انواع شهادت کذب
- ۷ عدم استثناء در شهادت دروغ
- ۸ عوامل شهادت کذب شهادت دروغ
- ۹ رشوه برای شهادت کذب
- ۱۰ رجوع از شهادت کذب
- ۱۱ توبه در شهادت کذب
- ۱۲ برخی احکام فقهی شهادت دروغ
- ۱۳ آثار شهادت کذب
- ۱۴ درمان شهادت کذب
- ۱۵ کتب برای مطالعه بیشتر
- ۱۶ مقالات برای مطالعه بیشتر
- ۱۷ منابع
- ۱۸ پانویس
مقدمه
همه آیات الهی برای اظهار حق است بندگان الهی نیز به تبع از اوامر الهی در اظهار حق و کشف حقیقت باید همه سعی و توان خویش را در این مسیر قرار دهد شهادت همانند همه احکام تکلیفی دارای آثاری است که اولین ثمره و بهره آن برای شهادت دهنده خواهد بود. شاهد با اظهار حق و نجات فرد مظلوم اجری وافری را از خدای منان خواهد گرفت وشهادت کذب که گناهش به مراتب بیش از کتمان شهادت است در آیات کریمه و رویات معصومین علیهم السلام بسیار نکوهش شده است. و به عنوان یکی از گناهان کبیره[۱]و موجب زوال و ضعف عدالت شناخته میشود و با دیگر کبائر مثل سرقت، رباخوری، در یک ردیف قرار دارد. [۲]اگر کتمان شهادت، تنها عدم شهادت است. شهادت کذب نه تنها کتمان شهادت بلکه نسبت اتهام و افترا به شخص دیگر میدهد.
معنای لغوی و اصطلاحی
درلغت: الشُّهُود و الشَّهَادَه: حاضر بودن و گواه بودن یا با مشاهده چشم و یا با اندیشه و بصیرت[۳]
در اصطلاح: شهادت کذب عبارتست از ادای گواهی دروغ توسط گواه نزد مقامات رسمی در دادگاه[۴] و یا غیر دادگاه
آیات و راویات شهادت دروغ
استعمال شهادت دروغ در قرآن در شش آیه در موضوعات مختلفی از قبیل احکام تکلیف قُلْ هَلُمَّ شُهَداءَکُمُ الَّذینَ یَشْهَدُونَ أَنَّ اللَّهَ حَرَّمَ هذا فَإِنْ شَهِدُوا فَلا تَشْهَدْ مَعَهُمْ... [۵] (ای پیامبر! به کسانی که بهره بردن از حیوانات و زراعتها را نابجا بر خود حرام کردهاند) بگو: گواهان خود را که گواهی دهند خداوند این را حرام کرده، بیاورید. پس اگر شهادت دادند، تو همراه با آنها گواهی مده... ) و نیز توحید و نبوت حضرت رسول صلی الله علیه و آله از لسان منافقین إِذا جاءَکَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّکَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّکَ لَرَسُولُهُ وَ اللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقینَ لَکاذِبُونَ[۶] (هنگامی که منافقان نزد تو آیند، گویند: «گواهی میدهیم که تو پیامبر خدا هستی» و خدا میداند که تو پیامبرش هستی و خدا شهادت میدهد که منافقان دروغگویند.) و همچنین در مسائل اخلاقی وَ الَّذینَ لا یَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراماً[۷] (و (بندگان خدا) کسانی هستند که در مجلس (گفتار و کردار) باطل حاضر نمیشوند و چون بر لغوی عبور کنند کریمانه بگذرند.) و غیره... ذکر شده است. اگرچه شهادت کذب به تنهایی در کتاب فقهی جامع الاحادیث به بیش از بیست و پنج مورد ذکر شده است[۸] اما اگر موارد استعمالی شهادت کذب را در همه کتب روایی اعم از مواردی که با مشتقات شهادت کذب آمده و نیز مواردی که مفهوماً به شهادت کذب تصریح کرده را جمع آوری کنیم بیش از مقدار مذکور خواهد بود.
نمونهای از شهادت دروغ در تاریخ اسلام
علمای اهل تسنن اولین شهادت دروغ در اسلام را توسط عبد الله بن زبیر دانستهاند که برای منحرف کردن عایشه و سوق دادن وی به جنگ جمل از این شیوه تمسک جست. شرح ماجرای فوق در کتب تاریخی چنین ذکر شده است:
فلما انتهوا إلی ماء الحوأب فی بعض الطریق و معهم عائشه، نبحها کلاب الحوأب، فقالت لمحمد بن طلحه: أی ماء هذا؟ قال: هذا ماء الحوأب، فقالت: ما أرانی إلا راجعه، قال: و لم؟ قالت: سمعت رسول الله صلّی الله علیه و سلّم یقول لنسائه: کأنی بإحداکن قد نبحها کلاب الحوأب، و إیاک أن تکونی أنت یا حمیراء فقال لها محمد بن طلحه: تقدمی رحمک الله، و دعی هذا القول. و أتی عبد الله بن الزبیر، فحلف لها باللَّه لقد خلفته أول اللیل، و أتاها ببینه زور من الأعراب فشهدوا بذلک، فزعموا أنها أول شهاده زور شهد بها فی الإسلام[۹] (سپاه طلحه و زبیر برای آتش افروزی جنگ) وقتی در میان راه به برکه حواب رسیدند و عائشه با آنها بود، سگهای حواب به او پارس کردند؛ او به محمد بن طلحه گفت: اسم این برکه چیست؟ گفت حواب، گفت: من بازخواهم گشت. گفت: چرا؟ پاسخ داد: زیرا از رسول خدا (صلی الله علیه واله) شنیدم که به زنان خود میگفت: انگار که یکی از شما را میبینم که سگهای حواب بر او پارس میکنند، و مراقب باش که ای عائشه تو نباشی. محمد بن طلحه گفت: به پیش برو خدا تو را رحمت کند و این سخن را رها کن. عبد الله بن زبیر به نزد او آمد و برای او به خدا قسم خورد که دیشب از منطقه حواب گذشتهاند و از اعراب، شاهدانی دروغین آورد.( که تعداد آنها را پنجاه نفر شمردند) [۱۰] و آنها نیز چنین شهادتی دادند و چنین میدانستند که این اولی شهادت دروغ در اسلام است. [۱۱]
شرط تحقق شهادت کذب
شهادت به معنای حضور و مشاهده چشم معنا شده است. یعنی کسی که قصد اقامه شهادت و گواهی دارد باید قبل از اقامه شهادت، در زمان وقوع حادثه حضور داشته باشد و کیفیت واقعه را بگونهای ببیند که هیچ گونه شکی در بیان وقوع حادثه نداشته باشد که در روایت امام صادق علیه السلام از آن به تَعْرِفَهَا کَمَا تَعْرِفُ کَفَّکَ[۱۲] و یا هَلْ تَرَی الشَّمْسَ عَلَی مِثْلِهَا فَاشْهَدْ أَوْ دَع[۱۳] تعبیر شده است. بنابراین اگر کسی در محل وقوع حادثه حضور نداشته باشد و یا حضور داشته باشد اما در زمان اقامه شهادت، بیان حقیقت نکرده و دروغ بگوید در هر دو حال، شهادت کذب بر آن صادق است. أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ... فَمِنَ الزُّورِ أَنْ یَشْهَدَ الرَّجُلُ بِمَا لَمْ یَعْلَمْ أَوْ یُنْکِرَ مَا یَعْلَمُ [۱۴]امام باقر علیه السلام فرمود: «... و از باطل [دروغ ] این است که مرد به آنچه نمیداند، شهادت دهد یا آنچه میداند، انکار کند.
انواع شهادت کذب
متأسفانه دوری از احکام الهی که نشأت گرفته از ایمان ضعیف و کم اعتقاد به معاد و آخرت است نتیجه این رذیله اخلاقی در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و غیره ظاهر میشود. متعلق شهادت یا از حقوق الله بوده مثل زنا، لواط، مساحقه[۱۵] و یا از حقوق الناس بوده که خود به چند دسته امور مالی یا جانی و یا عِرضی (آبرو) تقسیم میشوند.
«گواهی به دروغ، دارای انواع گوناگونی است مانند: تهمتهای سیاسی، تهمتهای ناموسی، تهمتهای مالی و اقتصادی و... در میان این تهمتها و گواهیهای دروغین، تهمتهای سیاسی و ترور شخصیت، گناه نابخشودنی و بسیار بزرگی است، زیرا دارای بازتاب ویرانگر و شومی است، موجب آسیب رسانی به موقعیت اشخاص محترم شده و پیامدهای شومی را برای اشخاص و جامعه خواهد داشت، این گونه تهمتها در بعضی از موارد مانند ایام انتخابات رواج بیشتری مییابد، کمترین مکافات آن این است که تهمت زننده، باید کاری کند که ذهن همه کسانی را که آن تهمت را شنیدهاند، پاک کند و آشکارا اعلام کند که من دروغ گفتهام و آن کس منزه از این نسبتهای ناروا است.» [۱۶]
عدم استثناء در شهادت دروغ
بعضی نواهی مثل دورغ، غیبت، با کثرت آیات و روایاتی که در مذمّت آن وارد شده امّا در موارد خاص مثل ایجاد صلح بین دو نفر بر جواز دروغ[۱۷]و یا مشورت دادن در امر مهمی از قبیل ازدواج[۱۸]بر جواز غیبت استثناء شده اما در مسَأله شهادت دروغ چنین استثنایی وجود ندارد یعنی اگر حق کسی در حال ضایع شدن باشد و هیچ گونه مدرکی برای اثبات حق خویش ندارد نمیتواند به شهادت دروغ متوسل شود. از حضرت امام صادق علیه السّلام سؤال شد در مورد مردی که بر عهدهٔ دیگری حقّی دارد و آن شخص منکر حقّش میباشد و قسم میخورد که وی از او چیزی طلبکار نیست، و صاحب حقّ هم دلیلی در دست ندارد آیا میتواند بخاطر اینکه میترسد حقّش ضایع شود برای احیاء حقّش بشهادت دروغ متوسّل شود؟ امام علیه السّلام فرمود: نمیتواند چنین کاری را بکند زیرا این تدلیس (نیرنگ و فریب) است. [۱۹]
عوامل شهادت کذب شهادت دروغ
همانند دیگر جرائم دارای عوامل متعددی است که به به بعضی از علل آن اشاره میشود:
کینه و حسادت درونی
اگر در تربیت نفس کوشا نباشیم با اندک وزشِ بادها، هر سو به بیراهه خواهیم رفت. باید در نگه داشتن و مهار کردن رذایل اخلاقی بسیار کوشا بود. اما حسادت درونی و کینههای شعله وری که انسان در درون خود پرورش داده او را وادار به ارتکاب هرگونه معاصی حتی تضییع حقوق دیگران میکند بگونهای که با شهادت کذب فرد مورد نظر خود را با حملههای لسانی زهر آلود خود زخمی کرده تا عقدههای درونی خویش را تخلیه کنند.
تطمیع
همیشه هستند افرادی که به جای توجه کردن به آزمونهای الهی در مشکلات دنیوی و صبر در برابر ناملایمات، برای رفع مشکلات از هر روشی دریغ نکرده و به قاعده نادرست «هدف وسیله را توجیه میکند» تمسک کرده و برای رفع نیازهای اقتصادی، مرتکب گناه کبیره شهادت دروغ میشوند.
«نیازهای اقتصادی به عنوان یکی از عواملی که فرد را در آستانه ارتکاب جرم قرار میدهد رونق بی سابقهای به بازار شاهدان دورغین میبخشد. اشخاص به عنوان شهود در محاکم حاضره شده و به خلاف واقع شهادت میدهند . و از این طریق امرار معاش میکند. شاید به تصور آنکه با این روش دست کم از دیوار کسی بالا نرفتهاند. غافل از اینکه تبعات سوء این کار میتواند به مراتب سخت تر و غیر قابل جبران باشد»[۲۰]
این دسته از افراد با گزینه انتخاب سقوط در پرتگاه آتش جهنم، به محکمه عدل رفته و با فروختن دین خود به دنیای دیگران هدایت را بر ضلالت ترجیح میدهند أُولئِکَ الَّذینَ اشْتَرَوُا الضَّلالَهَ بِالْهُدی فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما کانُوا مُهْتَدینَ[۲۱]
(آنان کسانی هستند که «هدایت» را به «گمراهی» فروختهاند؛ و (این) تجارت آنها سودی نداده؛ و هدایت نیافتهاند.)
«خرید و فروش شهود در جلوی دادگاهها در دهه اخیر به یک معضل تبدیل شده بهطوری که برخی سودجویانی که از عقوبت الهی ترسی ندارند شهادت در دادگاه را بهعنوان حرفه و پیشه خود انتخاب میکنند.» [۲۲]
تهدید
یکی از ابزارهایی که افراد محکوم شده از آن بهره ببرند حربه تهدید است که با گروگان گیری یا زورگویی افرادی را ملزم به شهادت دروغ میکنند.
ساده انگاری دروغ
ساده انگاری دروغ حتی با شوخی کردن، در شخصیت انسان بسیار تأثیر منفی دارد. تکرار آن سبب میشود با گذر زمان قبُح آن از بین رفته و متأسفانه به عنوان یک آسیب در جامعه خود را به منصه ظهور گذاشته و عامل گناهان دیگر مثل اختلافات، ضایع شدن حقوق دیگران شود. ضرب المثل معروف« تخم مرغ دزد شتر دزد میشود.» در مسأله شهادت کذب، بسیار صادق است. اگر در آغاز از ساده انگاری دروغ جلوگیری به عمل آید قطعاً در آینده شهادت کذب را دنبال نخواهد کرد. چه زیباست سخن امام حسن مجتبی علیه السلام که فرمود: جُعِلَتِ الْخَبَائِثُ فِی بَیْتٍ، وَ جُعِلَ مِفْتَاحُهُ الْکَذِبَ[۲۳] (همه خبائث در خانهای قرار داده شده و کلید آن دروغ است.)
رشوه برای شهادت کذب
رشوه آنست که یکی از دو طرف دعوا، وجهی به قاضی یا شهودش بدهد که حکم یا شهادت را به نفع او انجام دهند[۲۴] و به عبارتی «رسیدن به حاجت با صرف پول»[۲۵]
قرآن کریم به مسأله رشوه اشاره کرده و میفرماید: وَ لاَ تَأْکُلُوا أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ وَ تُدْلُوا بِهَا إِلَی الْحُکَّامِ لِتَأْکُلُوا فَرِیقاً مِنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالْإِثْمِ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ[۲۶] واموال یکدیگر را به باطل (و ناحقّ) در میان خودتان نخورید و اموال را به (عنوان رشوه، به کیسه) حاکمان وقاضیها سرازیر نکنید تا بخشی از اموال مردم را به گناه بخورید، در حالی که خود میدانید.
از جمله مشکلات اساسی در جامعه امروزی، رشوه گیری و رشوه پردازی است. که حکم قاضی را به نفع یک طرف تغییر میدهد. مسألهای که نه تنها امروز بلکه در تاریخ قضاوتهای حضرت امیر علیه السلام پیشینه سوء دارد. [۲۷] و با نامهای مختلف هدیه، تحفه، حقّ الزحمه، چشم روشنی ظهور میکند. [۲۸]اشعث بن قیس[۲۹] برای فریب و جلب توجه حضرت امیر علیه السلام با هدیه دادن حلوایی به آن توسل جست. [۳۰] روایات رسیده از اهل بیت علهیم السلام از حرمت اخذ رشوه برای رشوه دهنده، رشوه گیرنده و حتی واسطهای بین آن دو حکایت میکند. علاوه بر آنکه عامل طرد شدن بنده از جایگاه بندگی است پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: الرَّاشِی وَ الْمُرْتَشِی وَ الرَّائِشُ بَیْنَهُمَا مَلْعُونُون [۳۱]ابن اثیر درنهایه میگوید: «راشی» کسی است که او را [حاکم یا قاضی] برباطل یاری میرساند و «مرتشی» گیرنده رشوه است و «رائش» کسی است که میان راشی و مرتشی تلاش میکند تا برای یکی بیفزاید و برای دیگری بکاهد[۳۲]و هرسه گروه مطرود از درگاه رحمت الهی اند. در فتاوای فقهی مراجع عظام نیز به عنوان کار حرام ذکر شده بگونهای که گیرنده رشوه نه تنها مالک رشوه بلکه مالک سود آن نیز نخواهد بود. آیت الله بهجت ره میفرماید: «رشوه دادن و رشوه گرفتن حرام است و در آن فرقی نیست که از مسلمان بگیرد یا از غیر مسلمانی که مالش محترم باشد، و اگر رشوه بگیرند مالک آن نمیشوند و سود حاصله از آن نیز، مال مالک است.» [۳۳]
رجوع از شهادت کذب
انسان در همه حال در حال مبارزه عقل و نفس است گاهی عقل غالب میشود که گاهی نفس، حال اگر عواطف و احساسات درونی و شیاطین برونی به یاری نفس بشتابند طبیعاً شکست عقل بسیار کار آسانی خواهد بود. گاهی نفس و غرائز طبیعی انسان برای رسیدن به هوسهای درونی خویش به هر وسیلهای متمسک میشود إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ[۳۴] «قطعاً نفس قطعاً به بدی امر میکند» تا بتواند به خواستههای خود خواه معصیت و یا غیر معصیت برسد. با آنکه قرآن کریم انسان را از گامهای شیطان نهی فرموده وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ[۳۵] (و از گامهای شیطان پیروی مکنید که او دشمن آشکار شماست) و از گفتن چیزهایی که به آن علم نداریم منع کرده وَ لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ[۳۶] (و چیزی را که بدان علم نداری دنبال مکن) اما عدهای از انسانها و پس از ارتکاب این گناه کبیره، وجدان بیدارشان، آنان را از خواب غفلت بیدار میکند.
در این صورت اگر زود به ندامت خود پی برده و از شهادت کذب خویش انصراف دهند آثار و پیامدهای اجتماعی آن به اعتبار موضوع شهادت مثل مال، زنا، دیه متفاوت خواهد بود. رجوع از شهادت خواه در دعاوی مالی باشد و یا دعاوی کیفری به سه صورت قابل تقسیم است:
أ)رجوع از شهادت قبل از صدور حکم
ب)رجوع از شهادت بعد از صدور حکم و قبل از اجراء
۱.رجوع از شهادت بعد از صدور حکم و بعد از اجراء
نمونه کیفری آن در روایت امام صادق علیه السلام چنین بیان شده: إِبْرَاهِیمَ بْنِ نُعَیْمٍ الْأَزْدِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ أَرْبَعَهٍ شَهِدُوا عَلَی رَجُلٍ بِالزِّنَا فَلَمَّا قُتِلَ رَجَعَ أَحَدُهُمْ عَنْ شَهَادَتِهِ قَالَ فَقَالَ یُقْتَلُ الرَّابِعُ وَ یُؤَدِّی الثَّلَاثَهُ إِلَی أَهْلِهِ ثَلَاثَهَ أَرْبَاعِ الدِّیَهِ[۳۷] ابراهیم بن نعیم ازدی از امام صادق علیه السلام سؤال کرد هرگاه یکی از چهار شهود از شهادت زنایی که نسبت به شخصی دادهاند برگردد در حالی که آن فرد به علت شهادت شهود نیز کشته شده حکمش چیست؟ حضرت علیه السلام فرمود: آن شاهد کشته میشود و مابقی از شاهدان باید سه چهارم دیه را به خانواده مقتول پرداخت نمایند. جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَحَدِهِمَا علیه السلام قَالَ: فِی الشُّهُودِ إِذَا رَجَعُوا عَنْ شَهَادَتِهِمْ وَ قَدْ قُضِیَ عَلَی الرَّجُلِ ضُمِّنُوا مَا شَهِدُوا بِهِ وَ غُرِّمُوا وَ إِنْ لَمْ یَکُنْ قُضِیَ طُرِحَتْ شَهَادَتُهُمْ وَ لَمْ یُغَرَّمُوا الشُّهُودُ شَیْئاً[۳۸]امام علیه السلام دربارهٔ رجوع شهود از شهادت فرمود: اگر شهود از شهادت خود برگشتند و حال آنکه حکم بر فرد صادر شده باشد ضامن چیزی هستند که بر آن شهادت دادهاند و اگر حکم صادر نشده شهادتشان ردّ شده و از شهود غرامتی نیز دریافت نمیشود.
ماده ۱۳۱۹ قانون مدنی: در صورتی که شاهد از شهادت خود رجوع کند یا معلوم شود برخلاف واقع شهادت داده است به شهادت او ترتیب اثر داده نمیشود.[۳۹]
نکته:
۱.مسئله «رجوع از شهادت» از «شهادت کذب» جداست؛ زیرا در شهادت کذب - که از آن به «شهادت زور» نیز تعبیر شده است - به دلایلی غیر از اعتراف شاهد، ثابت میشود که شاهد به دروغ شهادت داده است؛ ولی در رجوع از شهادت، خود شاهد اعلام میکند که یا عمداً یا در اثر اشتباه، خطا یا فراموشی، برخلاف واقع شهادت داده است؛ بنابراین در رجوع از شهادت، کذببودن شهادت ثابت نمیشود؛ چون ممکن است شاهد در رجوع از شهادت، صادق نباشد و رجوع او برخلاف واقع باشد. [۴۰]
۲.رجوع شاهد پیش از صدور حکم، در صورتی مانع از صدور حکم میشود که همه شهود رجوع کنند، یا یک یا چند نفر از شهود رجوع کنند که با رجوع آنها شهود باقیمانده دارای حد نصاب لازم نباشند؛ ولی اگر با رجوع یک یا چند نفر از شهود، تعدادی شاهد واجد شرایط به شهادت خود باقی باشند که حد نصاب لازم را داشته باشند، در چنین حالتی رجوع، مانع از صدور حکم براساس شهادت شهود باقیمانده نمیشود که واجد شرایط و حد نصاباند اگر شهود پس از رجوع از شهادت، مجدداً به شهادت برگردند و حاضر به ادای مجدد شوند، آیا امکان صدور حکم براساس شهادت اعادهشده ایشان وجود دارد؟[۴۱] جای گفتگو است.
۳.دربارهٔ مقدار مسئولیت هر شاهد رجوع کننده از شهادت، چند حالت قابل تصور است؛ یک حالت اینکه تعداد شاهدها به تعداد لازم باشد؛ برای مثال، شاهدها دو شاهد مرد یا یک شاهد مرد و دو زن باشند و همه رجوع کنند. در این حالت، در صورت رجوع همه شاهدها، شهود مرد به طور مساوی مسئولیت دارند و هریک از دو مرد، مسئول نیمی از خسارت مشهودعلیه است و مسئولیت دو شاهد زن، معادل مسئولیت یک مرد است و هر زن، مسئول یک چهارم خسارت مشهودعلیه میباشد و در صورت رجوع برخی از شهود، شاهد رجوعکننده به مقدار مذکور، مسئول خسارت است حالت دیگر اینکه تعداد شاهدها بیش از حد نصاب باشد. [۴۲]
با توجه به اینکه موضوع مقاله در بحث شهادت کذب بوده و بحث رجوع شاهد از شهادت، دارای اقسام مختلف و احکام متعددی است. برای مطالعه بیشتر به مقاله «بررسی فقهی - حقوقی اثر رجوع شاهد از شهادت در دعاوی مدنی، مهدی حسن زاده» و یا مقاله «رجوع از شهادت در فقه امامیه» آقای محمد علی جعفری[۴۳] رجوع شود.
توبه در شهادت کذب
اگرچه بعضی دعاوی با رضایت دادن طرفین حل و فصل شده و شهادت شاهد تأثیری در اجرای حکم نخواهد داشت اما در صورت عدم رضایت طرفین و اعمال حکم به اعتبار شهادت شاهد در محکمه عدل که اعدام، ضرب شلاق، حبس و ضرر مالی از جمله ثمرات آن خواهد بوده در همه موارد فوق برای شاهد ضمان آور است. توبه هر یک از موارد مذکور، متناسب با حکم صادر شده متفاوت خواهد بود. مثلا در امور مالی، خسارتی که توسط شهادت کذب از بین رفته باید توسط شاهد کاذب استرداد شده و به فرد خسارت دیده ارجاع داده شود. امام صادق علیه السلام پرسیدند: شاهد دروغگو چگونه میتواند توبه کند؟ فرمودند: هر مقدار مالی را که بخاطر شهادت او از دست صاحب مال رفته است، باید به او پرداخت نماید: اگر ثلث مالش را از دست داده، ثلث مال و اگر نصف مالش را از دست داده باید این مقدار را به او بپردازد و اگردو نفر شهادت دروغ دادهاند و مالی از بین رفته است ، هر کدام از این دو نفر باید نصف ان مال را به صاحبش بپردازند. [۴۴]
و در روایت دیگر از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: فِی شَاهِدَیْنِ شَهِدَا عَلَی امْرَأَهٍ بِأَنَّ زَوْجَهَا طَلَّقَهَا فَتَزَوَّجَتْ ثُمَّ جَاءَ زَوْجُهَا فَأَنْکَرَ الطَّلَاقَ قَالَ یُضْرَبَانِ الْحَدَّ وَ یُضَمَّنَانِ الصَّدَاقَ لِلزَّوْجِ ثُمَّ تَعْتَدُّ ثُمَّ تَرْجِعُ إِلَی زَوْجِهَا الْأَوَّلِ[۴۵] امام صادق علیه السلام دربارهٔ دو شاهد که شهادت دادند شوهر زنی او را طلاق داده و آن زن پس از شهادت آنان ازدواج کرد آن گاه شوهر اوّل آمد، و انکار طلاق کرد. حضرت علیه السلام فرمود: «بر دو شاهد حدّ زده میشود و مهر را برای شوهر دوّم در برابر فریب دادن او ضامن هستند سپس آن زن عدّه نگاه میدارد و به شوهر اوّل خویش برمی گردد.»
اما در هر حال تعزیر وی از بین نخواهد رفت و برای اینکه این معضل اجتماعی تکرار نشود باید اشدّ مجازات در این دسته از شاهدان اعمال شود تا با رسوا کردن این دسته از شاهدان در شهر نهی از منکر عملی را در جامعه نشان دهند. امام صادق علیه السلام فرمودند: مجازات شاهدان دروغگو شلاق است و تعداد آن را امام حاکم شرع معین میکند. علاوه بر این، آنها را در شهر میگردانند تا شناخته شده و این کار را تکرار نکنند. عرض کردم: اگر توبه کرده و اصلاح شوند، در آینده شهادتشان پذیرفته میشود؟ فرمود: اگر توبه کنند، خداوند توبه آنها را پذیرفته و در آینده شهادتشان پذیرفته خواهد شد. [۴۶] نکته قابل توجه در شهادت کذب، از بین رفتن حیثیت و آبروی فرد مظلوم است که جز با رضایت گرفتن حاصل نخواهد شد.
خطر بزرگ در جایی نهفته است که شهادت کذب عامل انحراف عقاید ملتی شود. یعنی اگر با شهادتهای دروغین، رهبران الهی را که عامل هدایت و سکان دار کشتی نجات مردم هستند را کنار زنند و انحراف و شکاف در عقاید اسلامی مردم بوجود آورند بگونهای که همین شهادت کذب، عامل ضلالت مردم و نسلهای بعد آن شوند تا زمانی که افراد منحرف شده را به راه هدایت باز نگرداند توبه اش پذیرفته نخواهد شد.
برخی احکام فقهی شهادت دروغ
با توجه به گستره احکام عملی و فقهی زمینههای شهادت دروغ، شهادت کذب در همه آنها میتواند راه پیدا کند. به عبارت دیگر احکام فقهی شامل نماز، روزه، خمس، معاملات، مزارعه، امر به معروف، صلح، اجاره، قرض، وکالت و غیره میشود که در صورت اختلاف بین دو نفر در امر معامله یا قرض و یا وکالت و ... بگونهای که نیاز به شهادت شاهد شود در این صورت شاهد میتواند با انتخاب گزینه کذب، حق را تغییر داده و به نفع دیگری شهادت دهد. به عنوان نمونه سؤال ذیل تنها مصداقی از این تغییر حکم است.
سؤال: شخصی همسر خود را رها کرده؛ مدت ۲ سال به خارج میرود و همسرش با تبانی چند نفر با شهادت دروغ که شوهر او مدت ۴ سال است که مفقود شده است، باعث میشود که فرد عالمی او را طلاق میدهد و بعد از عده، با کسی ازدواج میکند حال شوهر اول برگشته است، حکم او را بیان کنید.
جواب: در فرض سؤال، عقد دوم باطل است و زن، همسر شوهر اوّل است. [۴۷]
آثار شهادت کذب
خداوند حکیم امر و نواهی خویش را بگونهای برای بندگان جعل کرده که در صورت انجام و یا ترک آن آن به آثار خوب و بد نهفته در آن اوامر و نواهی خواهد رسید. در متون روایی اهل بیت علیهم السلام، شهادت کذب از گناهان کبیره بشمار رفته آثار منفی دنیوی و اخروی متعددی ذکر شده که از جمله آن میتوان به اوصافی مثل: گمراه کننده[۴۸] مبغوضترین و دورترین افراد به پیامبرصلی الله علیه و آله در روز قیامت[۴۹] آویزان شدن به زبان خود در آتش جهنم[۵۰] واجب شدن جهنم[۵۱] شناخته شدن به اسم و نسب با آرم تاریکی در صورت و خراش آن[۵۲] بیرون در آوردن زبان در روز قیامت[۵۳]شلاق خوردن و رسوا شدن در میان شهر برای عدم تکرار شهادتشان[۵۴] جبران مالی که با شهادت از بین برده[۵۵] و غیره ... اشاره کرد. و از آنجایی که گاهی شهادت کذب، با قسم نیز همراه میشود[۵۶] پیامدهایی که در قسم دروغ نیز وجود دارد مثل خالی شدن شهر از سکنه و قطع شدن رشته نسل آدمی(نازایی در نسل) [۵۷]
شامل شاهد کاذب نیز خواهد شد.
علاوه بر آنکه شهادت کذب در قوانین جزایی و کیفری دارای آثار و جرائم مالی نیز میباشد:
أ) ماده ۶۵۰ قانون مجازات اسلامی، هر کس در دادگاه نزد مقامات رسمی شهادت دروغ بدهد به سه ماه و یک روز تا دو سال حبس یا به یک میلیون و پانصد هزار تا دوازده میلیون ریال جزای نقدی محکوم خواهد شد. مجازات مذکور در این ماده علاوه بر مجازاتی است که در باب حدود و قصاص و دیات برای شهادت و دروغ ذکر گردیده است. [۵۸]
ب) شهادت دروغ موجب بطلان حکم است و هر حکمی که بر این اساس صادر شود، بلااثر است و باید شهودی که شهادت کذب دادهاند، غرامت را بپردازند. [۵۹] در امور کیفری یکی از جهات درخواست تجدید نظر، دروغ بودن شهادت شهود است. [۶۰]
ت) چنانچه شاهد پس از اتیان سوگند شهادت دروغ بدهد با احراز این موضوع برای دادگاه، مجازات سوگند و شهادت دروغ قابل جمع است. همچنین اگر شهادت دروغ در مورد حدود، قصاص یا دیات باشد، قاعده جمع مجازاتها اعمال میشود. [۶۱]
درمان شهادت کذب
شهادت دروغ یکی از آسیبهایی است که عامل ارتکاب جرم و از بین رفتن عدالت فرد، تضییع حقوق دیگران و منحرف کردن قضات دادگاه در صدور رأی میشود لذا برای رفع این معضل راهکارهای ذیل پیشنهاد میشود:
۱. ساخت مستند و پخش فیلم در رسانه ملی: همانگونه که قاضی طبق تبصره ۲- ماده ۱۰۲ مکلف است عواقب شهادت فاقد شرایط قانونی را به شاهدان تذکر دهد. [۶۲] باید عواقب و آثار منفی دنیوی و اخروی شهادت کذب را به شاهدان نیز تذکّر دهد.
۲. تحقیق محاکم قضایی دادگاه از عدم پیشینه شاهد
۳. علنی بودن دادرسی نیز به جهت بالا بردن کارایی قوه قضائیه میتواند راهکار مناسبی باشد. حضور مردم و رسانهها در جلسات دادرسی سبب میشود که دادرسان و سایر عوامل قضاء اعم از طرفین دعوا ، وکلا و به ویژه شهود با مشاهده ناظر عینی و بیرونی بر اعمال و گفتار خود وظایف خویش را با احتیاط بیشتری انجام دهند. [۶۳]
۴. افشای محتوای شهادت شهود را نیز یکی از تضمینهای پیشگیری از جرم شهادت کذب میباشد در برخی از کشورها متن شهادت شهود در دادگاه به عنوان اسناد عمومی برای مردم قابل دسترسی است. [۶۴]
۵. دادستان نیز در مواردی که برایش محرز شد اشخاص در پروندههای مختلف مبادرت به شهادت مینمایند و در اجتماع سوء شهرت دارند اعلام تعقیب نماید. [۶۵]
۶. حفاظت اطلاعات قوه قضائیه نیز اشخاصی که مظنون به شهادت کذب هستند شناسایی و معرفی نمایند. [۶۶]
۷. قضات علاوه بر اینکه در اخذ اظهارات شهود مفاد مجازات شهادت کذب را تفهیم و تذکر دهند. اشخاص مظنون به شهادت کذب را به دادستان معرفی نمایند. [۶۷]
۸. مجازات شلاق تعزیری در ملاءعام اثر بازدارنده برای جلوگیری از شهادت کذب در جامعه دارد آنچه معمول میباشد اشخاصی که شهادت کذب میدهند به جزای نقدی محکوم میشوند و اثر بازدارندگی برای دیگران ندارد. [۶۸]
۹. با توجه به اینکه در شهادت، قسم خوردن نیز نهفته است سزاوار است که آداب قسم خوردن «از لحاظ زمان- مکان- گفتار یعنی مثلًا در روز جمعه یا عید یا ماه رمضان که زمانهای مقدس و محترم تری هستند قسم دهد یا در مسجد و یا حرم و مشاهد مشرفه که امکنه مقدسهای هستند آنان را سوگند دهد و یا از لحاظ قول او را به خداوند با صفات قهر و غلبه او قسم دهند تا اگر در حقیقت قسم دروغ میخواهد بخورد از شرافت زمان- مکان، صفات قهر خدا بترسد و دروغ نگوید.» [۶۹]نیز با شدّت و حدّت اعمال شود که این امر در حسّاسیت امر و صدق گفتار و نهی از شهادت کذب بسیار مؤثر است.
کتب برای مطالعه بیشتر
۱. شهادت کذب و قسم دروغ وآثار مرتبه برآنها درحقوق مدنی وجزائی(پایان نامه) محمدجعفرباقری، سایت ایران داک
۲. بررسی تطبیقی آثار شهادت کذب در قتل از منظر فقه امامیه و حقوق کیفری ایران، (پایان نامه)، نرگس میری لشکاجانی، سایت ایران داک
۳. بررسی مسولیت مدنی ناشی از شهادت کذب، میثم شمسی گوشکی، (پایان نامه)، سایت ایران داک
۴. پایان نامه، بررسی رجوع شاهد از شهادت در فقه و حقوق، محمد رضا شالیاری، پایگاه اطلاع رسانی حوزه(سایت)
۵. شهادت دروغ در حقوق کیفری ایران (پایاننامه)، نگارنده الیاس رستگارانارمرزی، سایت کتابخانه ملی
۶. گناهان کبیره، (شهادت کذب) شهید محراب آیت الله عبدالحسین دستغیب ره
مقالات برای مطالعه بیشتر
۱. مقاله شاهد زور و شهادت دروغ، چرا؟ آرینپور، محمدرضا، سایت کتابخانه ملی
۲. مقاله جرم شهادت کذب، محمود بقال شیروان، سایت کتابخانه ملی
۳. شهادت دروغ، وحدت، مهدی، سایت نورمگز
۴. شهادت کذب در حقوق ایران ،سید وحید روزگار
۵. شهادت کذب در قانون مجازات ایران، ابوالقاسم قرشی، سایت نورمگز
۶. شهادت کذب، سید علی حاتمزاده، سایت پژوهشکده باقر العلوم علیه السلام
۷. با عواقب شهادت کذب در دادگاه آشنا شوید. سایت جامعه خبری تحلیلی الف
۸. شهادت کـذب، قسم دروغ و افشاء سرّ، ستوان یکم قضائی محمود گرامی لیسانسیه حقوق، سایت نورمگز
۹. حقوق تطبیقی: شهادت دروغ در حقوق جزایی فرانسه، امیر علائی، سایت نورمگز
۱۰. رجوع از شهادت در فقه امامیه، محمد علی جعفری، مجله علمی فرهنگی پیام خرد، دسته مقالات حقوقی
۱۱. بررسی فقهی - حقوقی اثر رجوع شاهد از شهادت در دعاوی مدنی، مهدی حسن زاده، سایت پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
۱۲. شرایط اعاده دادرسی به دلیل شهادت کذب، وب سایت علم حقوق
۱۳. شهادت در چه صورت جرم محسوب میشود؟ «مجازات شهادت دروغ در قانون»، سایت باشگاه خبرنگاران
۱۴. شهادت زور در فقه مذاهب اسلامی و حقوق ایران، خبرگذاری فارس
منابع
۱. قرآن کریم
۲. نهج البلاغه، صبحی صالح، ناشر: مؤسسه دار الهجره، قم
۳. ابن بابویه، علی بن حسین، الإمامه و التبصره من الحیره، ۱جلد، مدرسه الإمام المهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف - قم، چاپ: اول، ۱۴۰۴ ق.
۴. الإمامه و السیاسه المعروف بتاریخ الخلفاء، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبه الدینوری (۲۷۶)، تحقیق علی شیری، دارالأضواء، ط الأولی، ۱۴۱۰/۱۹۹۰، بیروت
۵. با عواقب شهادت کذب در دادگاه آشنا شوید، جامعه خبری تحلیلی الف ۱۶/۱۲/۹۳
۶. بحار الأنوارالجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار (ط - بیروت)، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، ۱۱۱جلد، دار إحیاء التراث العربی، چاپ: دوم، ۱۴۰۳ ق، بیروت
۷. تفسیر نور( ۱۰ جلدی)، محسن قرائتی، ناشر: مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن ، چ ۴، سال۱۳۸۹، تهران
۸. تفصیل وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه، شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، ۳۰جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، چاپ: اول، ۱۴۰۹ ق، قم
۹. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ابن بابویه، محمد بن علی، ۱جلد، دار الشریف الرضی للنشر، چاپ: دوم،۱۴۰۶ق، قم
۱۰. جامع المسائل (فارسی)، لنکرانی، آیت الله محمد فاضل موحدی، دو جلد، انتشارات امیر قلم، چ یازدهم، قم
۱۱. خبرگذاری تحلیلی ایران، گلرخ افقهی
۱۲. دعائم الإسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الأحکام، ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی، ۲جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، چاپ: دوم، ۱۳۸۵ق، قم
۱۳. رجوع از شهادت در فقه امامیه، محمد علی جعفری، مجله علمی فرهنگی پیام خرد،۲۰/ ۱۲/ ۱۳۹۲
۱۴. رساله توضیح المسائل ، گیلانی، فومنی، آیت الله محمد تقی بهجت، در یک جلد، انتشارات شفق، قم - ایران، ۹۲، ۱۴۲۸ ه ق
۱۵. سایت جامعه المصطفی العالمیه؛ محمد حسن همتی
۱۶. شرایط اعاده دادرسی به دلیل شهادت کذب، وب سایت علم حقوق
۱۷. شرح تبصره المتعلمین (محمدی)، خراسانی، علی محمدی، دو جلد، ه ق
۱۸. شهادت در چه صورت جرم محسوب میشود؟ «مجازات شهادت دروغ در قانون»، سایت باشگاه خبرنگاران
۱۹. شهادت کذب، سید علی حاتم زاده، پژوهشکده باقر العلوم علیه السلام
۲۰. قانون آیین دادرسی کیفری، مصوّب ۱۳۹۲، رسول رضایی، فروردین ۱۳۹۲
۲۱. قانون آیین دادرسی کیفری، مصوّب ۱۳۹۲،رسول رضایی، فروردین ۱۳۹۲
۲۲. قانون مجازات اسلامی، ماده۶۵۰. جهانگیر منصور، ۱۳۸۵
۲۳. قانون مدنی، ماده۱۳۱۹
۲۴. کافی (ط - الإسلامیه)، کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق، ۸جلد، دار الکتب الإسلامیه - چ چهارم ۱۴۰۷ ق، تهران
۲۵. کتاب المکاسب (للشیخ الأنصاری، ط - الحدیثه)، دزفولی، مرتضی بن محمد امین انصاری، ۶ جلد، کنگره جهانی بزرگداشت شیخ اعظم انصاری، چ اول، ۱۴۱۵ ه ق، قم
۲۶. گواهی دروغ، سوگند دروغ» سایت دائرالمعارف.
۲۷. مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی - جمعی از مؤلفان، ۵۶ جلد، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت علیهم السلام، چ اول، قم
۲۸. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، تحقیق محمد جواد بلاغی، نشر ناصر خسرو، ۱۳۷۲، تهران
۲۹. مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، نوری، حسین بن محمد تقی، ۲۸جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام -چ اول، ۱۴۰۸ق. قم
۳۰. مشخصات نشر: مروج الذهب و معادن الجوهر، أبو الحسن علی بن الحسین مسعودی (م ۳۴۶)، ترجمه ابو القاسم پاینده، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چ پنجم، ۱۳۷۴ش.
۳۱. مفردات ألفاظ القرآن، راغب أصفهانی، حسین بن محمد، ۱جلد، دار القلم - الدار الشامیه، چاپ: اول، ۱۴۱۲ق، بیروت - دمشق
۳۲. مقاله بررسی فقهی - حقوقی اثر رجوع شاهد از شهادت در دعاوی مدنی، مهدی حسن زاده
۳۳. مقاله شهادت کذب در حقوق ایران، سید وحید روزگار
۳۴. من لا یحضره الفقیه ، قمّی، صدوق، محمّد بن علی بن بابویه - مترجم: غفاری، علی اکبر، ۶ جلد، قم
۳۵. منابع فقه شیعه (ترجمه جامع أحادیث الشیعه)، بروجردی، آقا حسین عدهای از فضلاء، ۳۱جلد، انتشارات فرهنگ سبز - تهران، چ اول، ۱۳۸۶ ق، تهران
۳۶. نزهه الناظر و تنبیه الخاطر، حلوانی، حسین بن محمد بن حسن بن نصر، ۱جلد، مدرسه الإمام المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف - چاپ: اول، ۱۴۰۸ ق، قم
پانویس
- ↑ دَخَلَ عَمْرُو بْنُ عُبَیْدٍ عَلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَلَمَّا سَلَّمَ وَ جَلَسَ تَلَا هَذِهِ الْآیَهَ- الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ ثُمَّ أَمْسَکَ فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام مَا أَسْکَتَکَ قَالَ أُحِبُّ أَنْ أَعْرِفَ الْکَبَائِرَ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ نَعَمْ یَا عَمْرُو أَکْبَرُ الْکَبَائِرِ الْإِشْرَاکُ بِاللَّهِ یَقُولُ اللَّهُ ... وَ بَعْدَهُ الْإِیَاسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ ... ثُمَّ الْأَمْنُ لِمَکْرِ اللَّهِ... وَ مِنْهَا عُقُوقُ الْوَالِدَیْنِ ... وَ شَهَادَهُ الزُّورِ وَ کِتْمَانُ الشَّهَادَهِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ- وَ مَنْ یَکْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ (الکافی (ط - الإسلامیه) ؛ ج 2 ؛ ص285)
- ↑ شهادت کذب، سید علی حاتم زاده، سایت پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام
- ↑ مفردات راغب، ماده شهد
- ↑ شهادت کذب، سید علی حاتم زاده، سایت پژوهشکده باقر العلوم علیه السلام
- ↑ انعام/150
- ↑ منافقون/1
- ↑ فرقان/72
- ↑ جامع الاحادیث، آیت الله بروجردی، ج30، ص328
- ↑ الإمامه و السیاسه،ج 1، ص82
- ↑ طلحه که در عقب کاروان بود بنزد وی رسید و قسم خورد که اینجا حوأب نیست و پنجاه تن از کسانی که همراه بودند شهادت دادند و این نخستین شهادت دروغ بود که در اسلام ترتیب داده شد (مروج الذهب/ ترجمه، ج 1، ص715)
- ↑ الإمامه و السیاسه،ج 1، ص82
- ↑ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: لَا تَشْهَدَنَّ بِشَهَادَهٍ حَتَّی تَعْرِفَهَا کَمَا تَعْرِفُ کَفَّکَ (کافی (ط - الإسلامیه)، ج 7، ص: 383)
- ↑ عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله وَ قَدْ سُئِلَ عَنِ الشَّهَادَهِ قَالَ هَلْ تَرَی الشَّمْسَ عَلَی مِثْلِهَا فَاشْهَدْ أَوْ دَعْ (وسائل الشیعه ؛ ج 27 ؛ ص342)
- ↑ دعائم الإسلام ؛ ج 2 ؛ ص508
- ↑ سایت جامعه المصطفی العالمیه محمد حسن همتی
- ↑ مقاله «گواهی دروغ، سوگند دروغ» سایت دائرالمعارف
- ↑ مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، «باب جواز الکذب فی الاصلاح دون الصدق فی الفساد»، ج9، ص: 94
- ↑ کتاب المکاسب (للشیخ الأنصاری، ط - الحدیثه)، الثالث فیما استثنی من الغیبه و حکم بجوازها بالمعنی الأعم، ج1، ص: 342
- ↑ من لا یحضره الفقیه - ترجمه علی اکبر غفاری- ج4، ص 93
- ↑ مقاله شهادت کذب در حقوق ایران، (با اندک تصرف) سید وحید روزگار
- ↑ بقره/16
- ↑ خبرگذاری تحلیلی ایران، (با اندک تصرف) گلرخ افقهی
- ↑ نزهه الناظر و تنبیه الخاطر، حسین بن محمد بن حسن بن نصر حلوانی
- ↑ من لا یحضره الفقیه - ترجمه؛ ج4، ص: 230
- ↑ مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)؛ ج23، ص: 79
- ↑ بقره/ 188
- ↑ منابع فقه شیعه؛ آیت الله بروجردی(مترجمان: حسینیان قمی، مهدی - صبوری، محمد حسین)، ج30، ص: 297
- ↑ تفسیر نور، محسن قرائتی، ج 1، ص 296
- ↑ تفسیر نور، محسن قرائتی، ج 1، ص 296
- ↑ نهج البلاغه، خطبه224
- ↑ الإمامه و التبصره من الحیره ؛ المقدمه؛ ص37
- ↑ مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)؛ ج23، ص: 80 به نقل از النهایه ابن اثیر، ج 2، ص 226
- ↑ رساله توضیح المسائل، آیت الله بهجت، ضمائم، ص: 3
- ↑ یوسف/53
- ↑ بقره/ 168
- ↑ اسراء / 36
- ↑ کافی، ج7، ص366
- ↑ وسایل الشیعه، ج 27، ص326
- ↑ قانون مدنی، ماده1319
- ↑ مقاله بررسی فقهی - حقوقی اثر رجوع شاهد از شهادت در دعاوی مدنی، مهدی حسن زاده
- ↑ همان
- ↑ همان
- ↑ رجوع از شهادت در فقه امامیه، محمد علی جعفری، مجله علمی فرهنگی پیام خرد،20/ 12/ 1392
- ↑ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: فِی شَاهِدِ الزُّورِ مَا تَوْبَتُهُ قَالَ یُؤَدِّی الْمَالَ الَّذِی شَهِدَ عَلَیْهِ بِقَدْرِ مَا ذَهَبَ مِنْ مَالِهِ إِنْ کَانَ النِّصْفَ أَوِ الثُّلُثَ إِنْ کَانَ یَشْهَدُ هُوَ وَ آخَرُ مَعَهُ أَدَّی النِّصْفَ. (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ؛ النص ؛ ص226)
- ↑ وسائل الشیعه، ج27، ص330
- ↑ مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ عَنْ سَمَاعَهَ قَالَ: شُهُودُ الزُّورِ یُجْلَدُونَ حَدّاً لَیْسَ لَهُ وَقْتٌ ذَلِکَ إِلَی الْإِمَامِ وَ یُطَافُ بِهِمْ حَتَّی یُعْرَفُوا فَلَا یَعُودُوا قُلْتُ لَهُ فَإِنْ تَابُوا وَ أَصْلَحُوا تُقْبَلُ شَهَادَتُهُمْ بَعْدُ قَالَ إِذَا تَابُوا تَابَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ قُبِلَتْ شَهَادَتُهُمْ بَعْدُ. (الکافی (ط - الإسلامیه) ؛ ج 7 ؛ ص243)
- ↑ جامع المسائل (فارسی)،آیت الله فاضل ره، ج1، ص: 424، سؤال1600
- ↑ عَنْهُ صلی الله علیه و آله أَنَّهُ قَالَ: شَاهِدُ الزُّورِ مِنَ الضَّالِّینَ وَ مِنَ الْمَقْبُوحِینَ - وَ عَنْهُ صلی الله علیه و آله أَنَّهُ قَالَ: تَقُومُ السَّاعَهُ عَلَی قَوْمٍ یَشْهَدُونَ مِنْ غَیْرِ أَنْ یُسْتَشْهَدُوا (دعائم الإسلام ؛ ج 2 ؛ ص508)
- ↑ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِنَّ أَقْرَبَکُمْ مِنِّی مَجْلِساً یَوْمَ الْقِیَامَهِ أَحْسَنُکُمْ أَخْلَاقاً وَ إِنَّ أَبْغَضَکُمْ إِلَیَّ وَ أَبْعَدَکُمْ مِنِّی وَ مِنَ اللَّهِ مَجْلِساً شَاهِدُ زُورٍ (بحار الأنوار (ط - بیروت) ؛ ج 101 ؛ ص310)
- ↑ فِی حَدِیثِ الْمَنَاهِی قَالَ: مَنْ شَهِدَ شَهَادَهَ زُورٍ عَلَی أَحَدٍ مِنَ النَّاسِ عُلِّقَ بِلِسَانِهِ مَعَ الْمُنَافِقِینَ فِی الدَّرْکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ (وسائل الشیعه ؛ ج 27 ؛ ص325)
- ↑ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: شَاهِدُ الزُّورِ لَا تَزُولُ قَدَمَاهُ حَتَّی تَجِبَ لَهُ النَّارُ (وسائل الشیعه ؛ ج 27 ؛ ص 324)
- ↑ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله مَنْ کَتَمَ شَهَادَهً أَوْ شَهِدَ بِهَا لِیَهْدِرَ بِهَا دَمَ امْرِئٍ مُسْلِمٍ أَوْ لِیَزْوِیَ بِهَا مَالَ امْرِئٍ مُسْلِمٍ أَتَی یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ لِوَجْهِهِ ظُلْمَهٌ مَدَّ الْبَصَرِ وَ فِی وَجْهِهِ کُدُوحٌ یَعْرِفُهُ الْخَلَائِقُ بِاسْمِهِ وَ نَسَبِهِ (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، النص، ص: 225)
- ↑ عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قَالَ: یُبْعَثُ شَاهِدُ الزُّورِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ یَدْلَعُ لِسَانَهُ فِی النَّارِ کَمَا یَدْلَعُ الْکَلْبُ لِسَانَهُ فِی الْإِنَاءِ دعائم الإسلام ؛ ج 2 ؛ ص507)
- ↑ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: شُهُودُ الزُّورِ یُجْلَدُونَ جَلْداً لَیْسَ لَهُ وَقْتٌ وَ ذَلِکَ إِلَی الْإِمَامِ یُطَافُ عَلَیْهِمْ حَتَّی یُعْرَفُوا فَلَا یَعُودُوا قَالَ فَقُلْتُ لَهُ وَ إِنْ تَابُوا وَ أَصْلَحُوا تُقْبَلُ شَهَادَتُهُمْ بَعْدَهُ قَالَ إِذَا تَابُوا تَابَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ قُبِلَتْ شَهَادَتُهُمْ (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، النص، ص: 225)
- ↑ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: فِی شَاهِدِ الزُّورِ مَا تَوْبَتُهُ قَالَ یُؤَدِّی الْمَالَ الَّذِی شَهِدَ عَلَیْهِ بِقَدْرِ مَا ذَهَبَ مِنْ مَالِهِ إِنْ کَانَ النِّصْفَ أَوِ الثُّلُثَ إِنْ کَانَ یَشْهَدُ هُوَ وَ آخَرُ مَعَهُ أَدَّی النِّصْفَ (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، النص، ص: 226)
- ↑ ماده 210- شاهد و مطلع پیش از اظهار اطلاعات خود به این شرح سوگند یاد میکند: «به خداوند متعال سوگند یاد میکنم که جز به راستی چیزی نگویم و تمام واقعیت را بیان کنم» ( قانون آیین دادرسی کیفری، مصوّب 1392،رسول رضایی، فروردین 1392)http://shenasname.ir/1391-09-30-20-01-30/others/criminal/2327-keifari.html
- ↑ أَبِی عُبَیْدَهَ الْحَذَّاءِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ فِی کِتَابِ عَلِیٍّ علیه السلام إِنَّ الْیَمِینَ الْکَاذِبَهَ وَ قَطِیعَهَ الرَّحِمِ تَذَرَانِ الدِّیَارَ بَلَاقِعَ مِنْ أَهْلِهَا وَ تَنْقُلَانِ الرَّحِمَ وَ إِنَّ انْتِقَالَ الرَّحِمِ انْقِطَاعُ النَّسْل (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال؛ النص؛ ص225ص227)
- ↑ قانون مجازات اسلامی، ماده650. جهانگیر منصور، 1385
- ↑ شرایط اعاده دادرسی به دلیل شهادت کذب، وب سایت علم حقوق، به نقل از روزنامه حمایت / مقاله شهادت کذب، سید علی حاتم زاده، پژوهشکده باقر العلوم علیه السلام
- ↑ مقاله شهادت کذب، سید علی حاتم زاده، پژوهشکده باقر العلوم علیه السلام / شهادت در چه صورت جرم محسوب میشود،«مجازات شهادت دروغ در قانون»، سایت باشگاه خبرنگاران/ با عواقب شهادت کذب در دادگاه آشنا شوید، جامعه خبری تحلیلی الف 16/12/93
- ↑ مقاله شهادت کذب، سید علی حاتم زاده، پژوهشکده باقر العلوم علیه السلام/ با عواقب شهادت کذب در دادگاه آشنا شوید، جامعه خبری تحلیلی الف 16/12/93
- ↑ قانون آیین دادرسی کیفری، مصوّب 1392، رسول رضایی، فروردین 1392 http://shenasname.ir/1391-09-30-20-01-30/others/criminal/2327-keifari.html
- ↑ مقاله« شهادت کذب در حقوق ایران»، سید وحید روزگار
- ↑ همان
- ↑ همان
- ↑ همان
- ↑ همان
- ↑ همان
- ↑ شرح تبصره المتعلمین ،خراسانی،علی محمدی، ج 2، ص 375. هرچند که دادگاه برای ورود و خروج شهود قلابی کنترلهای خاصی را قرار داده ولی بازهم شهود دروغگو در دادگاه حاضر میشوند. در بسیاری از موارد مشاهده شده شهادت دروغ موجب اعدام یا حبس ابد یک زندانی شده است. در یکی از شعب دادگاههای انقلاب قاضی از شاهد میخواهد قبل از شهادت، وضو گرفته و تمامی آداب شهادت را رعایت کند و آنچنان موارد شهادت دروغ را برای شاهد بیان میکند که حتی وکلا هم دچار اضطراب و دلهره میشوند. (خبرگذاری تحلیلی ایران، گلرخ افقهی، وکیل پایه یک دادگستری







