فرهنگ مصادیق:ریاست طلبی و دین زدایی: تفاوت بین نسخهها
(←مقدمه) |
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است) | |||
| سطر ۱۱: | سطر ۱۱: | ||
== عاشقان قدرت، بدترینهای امت == | == عاشقان قدرت، بدترینهای امت == | ||
در میان امت اسلام، کسانی که عاشق قدرت هستند، بدتر از عاشقان ثروت میباشند. از این رو در روایات، بدترین امت را عاشقان قدرت دانستهاند. از امام صادق(ع) روایت است که فرمود: اتری لااعرف خیارکم من شرارکم؟ بلی والله و ان شرارکم من احب ان یوطا عقبه انه لابد من کذاب او عاجز الرای؛ آیا گمان میکنی من خوبان و بدان شما را نمیشناسم؟ چرا به خدا که آنان را میشناسم. بدترین شما کسی است که ریاست را دوست دارد و دوست میدارد تا مردم پشت سرش راه بروند. این شخص به ناچار باید دروغ بگوید و یا ناتوان در رای و پاسخ به مردم باشد. <ref>اصول کافی، کلینی، ج3، ص407</ref><br/> | در میان امت اسلام، کسانی که عاشق قدرت هستند، بدتر از عاشقان ثروت میباشند. از این رو در روایات، بدترین امت را عاشقان قدرت دانستهاند. از امام صادق(ع) روایت است که فرمود: اتری لااعرف خیارکم من شرارکم؟ بلی والله و ان شرارکم من احب ان یوطا عقبه انه لابد من کذاب او عاجز الرای؛ آیا گمان میکنی من خوبان و بدان شما را نمیشناسم؟ چرا به خدا که آنان را میشناسم. بدترین شما کسی است که ریاست را دوست دارد و دوست میدارد تا مردم پشت سرش راه بروند. این شخص به ناچار باید دروغ بگوید و یا ناتوان در رای و پاسخ به مردم باشد. <ref>اصول کافی، کلینی، ج3، ص407</ref><br/> | ||
| − | در این روایت برخی از افراد به ظاهر اهل ایمان که در پس پرده ریا و توجیهات شرعی و دینی قرار میگیرند تا حب ریاست خویش را پوشیده نگه دارند، معرفی شدهاند. اینان هر چند که برخلاف باطن خویش رفتار میکنند و اسم [[ریاست طلبی]] و ریاست خواهی را بر زبان نمیآورند، ولی در دل هایشان دوست میدارند که از سوی مردم مدح و ستایش شوند و مردم برای احترام و تکریم ایشان در پشت سرشان گام بردارند و اینان در جلو حرکت کنند تا به نوعی برتری و قدرت طلبی خود را نشان دهند. این افراد چون خودشان از قدرت و عزت واقعی بهرهای نبردهاند و چیزی در ایشان نیست تا مردم به سبب آن فضایل، به دنبال ایشان بروند، به ناچار به دروغگویی رو میآورند تا افراد را جذب خود کنند و با آن که از توان نظریه پردازی و رای صائب برخوردار نمیباشند | + | در این روایت برخی از افراد به ظاهر اهل ایمان که در پس پرده ریا و توجیهات شرعی و دینی قرار میگیرند تا حب ریاست خویش را پوشیده نگه دارند، معرفی شدهاند. اینان هر چند که برخلاف باطن خویش رفتار میکنند و اسم [[ریاست طلبی]] و ریاست خواهی را بر زبان نمیآورند، ولی در دل هایشان دوست میدارند که از سوی مردم مدح و ستایش شوند و مردم برای احترام و تکریم ایشان در پشت سرشان گام بردارند و اینان در جلو حرکت کنند تا به نوعی برتری و قدرت طلبی خود را نشان دهند. این افراد چون خودشان از قدرت و عزت واقعی بهرهای نبردهاند و چیزی در ایشان نیست تا مردم به سبب آن فضایل، به دنبال ایشان بروند، به ناچار به دروغگویی رو میآورند تا افراد را جذب خود کنند و با آن که از توان نظریه پردازی و رای صائب برخوردار نمیباشند میکوشند خود را صاحب نظریه و رای نشان دهند. این گونه است که در پس چهرههای ظاهر الصلاح، چهره قدرت طلب خویش را میپوشانند و ریا و دورویی باطن خویش را نهان میسازند.<br/> |
امام رضا(ع) نسبت به افرادی که حب ریاست دارند، به شدت هشدار میدهد؛ زیرا این افراد تنها موجب از میان رفتن دنیای مردم نمیشوند بلکه دین آنان را نیز از بین میبرند و خسارتهای جبران ناپذیری به آنها وارد میسازند.<br/> | امام رضا(ع) نسبت به افرادی که حب ریاست دارند، به شدت هشدار میدهد؛ زیرا این افراد تنها موجب از میان رفتن دنیای مردم نمیشوند بلکه دین آنان را نیز از بین میبرند و خسارتهای جبران ناپذیری به آنها وارد میسازند.<br/> | ||
معمر بن خلاد نزد امام رضا(ع) نام مردی را میبرد و میگوید: انه یحب الریاسه؛ آن شخص دوست دار ریاست است.<br/> | معمر بن خلاد نزد امام رضا(ع) نام مردی را میبرد و میگوید: انه یحب الریاسه؛ آن شخص دوست دار ریاست است.<br/> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۳ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۲۸
نویسنده : علی جواهردهی
مقدمه
ریاست طلبی را میبایست بخشی از دنیاطلبی انسان دانست؛ زیرا قدرت و ثروت از زینتهای دنیاست و کسانی که به این سمت و سو کشیده میشوند، کسانی هستند که دنیا، چشم و دل ایشان را بسته و هواهای نفس، راه آخرت را بر آنان سد کرده است.
کسانی که به دنیا علاقه و دوستی شدیدی پیدا کنند، چنان گرفتار دنیا میشوند که به هیچ چیزی نمیتوان ایشان را از خواب غفلت بیدار کرد.
هنگامی که هواهای نفسانی از طریق وسوسههای شیطانی بر اشخاص چیره شود، آنان را نسبت به حقایق هستی و فلسفه وجودی آفرینش، کور وکر میکند. این گونه است که جز اندیشه پاسخ گویی به خواستههای نفسانی به چیز دیگری نمیاندیشند.
در این دنیا که از آن به جهان آزمون و گرفتاریها یاد میشود، هر کسی را به چیزی میآزمایند. بسیاری از مردم به قدرت و ثروت آزموده میشوند و نشان میدهند که معبود و خدای ایشان بر خلاف گفتار و ظاهرشان، همان قدرت و ثروت است. از این رو طوق بندگی قدرت و ثروت بر گردن میافکنند و در معبد قدرت و ثروت، بیتوته کرده و به عبادت و پرستش آن میپردازند.
شاید بزرگترین ضربهای که اسلام و امت خورده، از سوی کسانی باشد که گرفتار قدرت و ثروت شدهاند. البته برخی، قدرت و ثروت را میخواهند و به آن گرایش دارند ولی برخی دیگر آن چنان دلبسته و عاشق جنونی قدرت و ثروت میشوند که جز عشق آن دو، چیزی ایشان را اشباع نمیکند.
عاشقان قدرت، بدترینهای امت
در میان امت اسلام، کسانی که عاشق قدرت هستند، بدتر از عاشقان ثروت میباشند. از این رو در روایات، بدترین امت را عاشقان قدرت دانستهاند. از امام صادق(ع) روایت است که فرمود: اتری لااعرف خیارکم من شرارکم؟ بلی والله و ان شرارکم من احب ان یوطا عقبه انه لابد من کذاب او عاجز الرای؛ آیا گمان میکنی من خوبان و بدان شما را نمیشناسم؟ چرا به خدا که آنان را میشناسم. بدترین شما کسی است که ریاست را دوست دارد و دوست میدارد تا مردم پشت سرش راه بروند. این شخص به ناچار باید دروغ بگوید و یا ناتوان در رای و پاسخ به مردم باشد. [۱]
در این روایت برخی از افراد به ظاهر اهل ایمان که در پس پرده ریا و توجیهات شرعی و دینی قرار میگیرند تا حب ریاست خویش را پوشیده نگه دارند، معرفی شدهاند. اینان هر چند که برخلاف باطن خویش رفتار میکنند و اسم ریاست طلبی و ریاست خواهی را بر زبان نمیآورند، ولی در دل هایشان دوست میدارند که از سوی مردم مدح و ستایش شوند و مردم برای احترام و تکریم ایشان در پشت سرشان گام بردارند و اینان در جلو حرکت کنند تا به نوعی برتری و قدرت طلبی خود را نشان دهند. این افراد چون خودشان از قدرت و عزت واقعی بهرهای نبردهاند و چیزی در ایشان نیست تا مردم به سبب آن فضایل، به دنبال ایشان بروند، به ناچار به دروغگویی رو میآورند تا افراد را جذب خود کنند و با آن که از توان نظریه پردازی و رای صائب برخوردار نمیباشند میکوشند خود را صاحب نظریه و رای نشان دهند. این گونه است که در پس چهرههای ظاهر الصلاح، چهره قدرت طلب خویش را میپوشانند و ریا و دورویی باطن خویش را نهان میسازند.
امام رضا(ع) نسبت به افرادی که حب ریاست دارند، به شدت هشدار میدهد؛ زیرا این افراد تنها موجب از میان رفتن دنیای مردم نمیشوند بلکه دین آنان را نیز از بین میبرند و خسارتهای جبران ناپذیری به آنها وارد میسازند.
معمر بن خلاد نزد امام رضا(ع) نام مردی را میبرد و میگوید: انه یحب الریاسه؛ آن شخص دوست دار ریاست است.
امام رضا(ع) فرمود: ما ذئبان ضاربان فی غنم قدتفرق رعاها باضر فی دین المسلم من الریاسه؛ اگر دو گرگ درنده به یک گله گوسفند که چوپان آن حاضر نباشد حمله کند خسارتی که میزنند کم تر از خسارتی است که یک انسان ریاست طلب به دین مسلمانان وارد میسازد. [۲]
میگویند روزی مورچهای به حضرت سلیمان(ع) عرض کرد: می دانی چرا باد، تحت فرمان توست؟
حضرت(ع) فرمود: نه.
مورچه گفت: برای این که بدانی ریاست و حکومت تو ثبات و استواری اش بر پایه باد است.
به هر حال ریاست و قدرت طلبی، نه تنها خود هواهای نفس و بادی است که میبایست از آن پرهیز کرد بلکه از کسانی که ریاست دوست هستند باید به شدت هراسید که اینان دین و دنیای امت را بر باد میدهند و نابودی جامعه را رقم میزنند.
مرید بازی
برخی از کسانی که اهل قدرت و ثروت هستند، در پی این هستند که برای خود مرید و هوادار و پیرو درست کنند.این بیماری بسیار خطرناک است. اینان برای که در جامعه اسلامی مردم از انسانهای قدرت طلب و ریاکار بدشان میآید، رفتاری را در پیش میگیرند که در ظاهر خوب است ولی باطن آن دوزخی است. حضرت امیرمومنان در وصف ایشان میفرماید: ما اقبح بالانسان باطنا علیلا و ظاهرا جمیلا؛ چه قدر زشت است که ظاهر انسان زیبا و باطنش بیمار باشد. [۳]
خداوند به حضرت موسی(ع) وحی کرد: یا موسی من کان ظاهره ازین من باطنه فهو عدوی حقا و من کان ظاهره و باطنه سواء فهو مومن حقا و من کان باطنه ازین من ظاهره فهو ولیی حقا؛ ای موسی! هر کسی که ظاهرش از باطنش بهتر باشد او به حقیقت دشمن من است و کسی که ظاهر و باطنش یکسان است او مومن واقعی است و کسی که باطنش از ظاهرش بهتر باشد او به حقیقت ولی و دوست من است. [۴]
بنابراین کسانی که به ظاهر دنبال خدمت مردم هستند ولی در باطن در اندیشه ریاست بر ایشان میباشند، جز منافق و ریاکار نمیتوان نامی بر آنان نهاد که بدترین مردمان و اشرار امت میباشند.
برخی از مومنان ناخواسته در دام افرادی میافتند که مرادپرور هستند. این افراد میکوشند تا درگوش مومنان و اهل ایمان بخوانند تا آنان را مراد خود و دیگران قرار دهند. بنابراین اهل ایمان باید مواظب این دسته افراد باشند؛ زیرا اینان اندک اندک حب ریاست را در دل هایشان میافکنند و گمراهی را برای آنان رقم میزنند.
به هر حال ریاست طلبی و حب ریاست، عامل مهمی در دین زدایی از جامعه است. از این رو لازم است از این گروه پرهیز کرد و اجازه نداد تا ریاست طلبان با ظاهرسازیهای دروغین به اهداف خود برسند.







