فرهنگ مصادیق:غربزدگی در ایران-قسمت دوم: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
 
سطر ۶: سطر ۶:
 
همه آنچه در قسمت اول گفته شد زیربنای معرفتی ای بود برای آنچه در اینجا گفته می‌شود.<br/>
 
همه آنچه در قسمت اول گفته شد زیربنای معرفتی ای بود برای آنچه در اینجا گفته می‌شود.<br/>
 
به عقیده من به ۷ دلیل غربزدگی هر روز در کشور ما ریشه دار تر می‌شود. قبل از پرداختن به این ۷ دلیل لازم است بگویم که غربزدگی را «استحاله روحی یک جامعه می‌دانم» یعنی تغییر تدریجی ارزشها و آرمانهای یک جامعه و انحراف آن به سوی تمدن «دیگر»<br/>
 
به عقیده من به ۷ دلیل غربزدگی هر روز در کشور ما ریشه دار تر می‌شود. قبل از پرداختن به این ۷ دلیل لازم است بگویم که غربزدگی را «استحاله روحی یک جامعه می‌دانم» یعنی تغییر تدریجی ارزشها و آرمانهای یک جامعه و انحراف آن به سوی تمدن «دیگر»<br/>
۱)     ساده انگاری و جزئی نگری و ناآگاهی ما نسبت به غرب<br/>
+
۱) ساده انگاری و جزئی نگری و ناآگاهی ما نسبت به غرب<br/>
۲)     غلبه فرم بر محتوا<br/>
+
۲) غلبه فرم بر محتوا<br/>
۳)     تکمیل شدن پازل اجتماعی و نیاز به پیشرفت<br/>
+
۳) تکمیل شدن پازل اجتماعی و نیاز به پیشرفت<br/>
۴)     حضور مستقیم مبانی از طریق متون علوم انسانی و شکل گیری ذهن اندیشمندان این حوزه<br/>
+
۴) حضور مستقیم مبانی از طریق متون علوم انسانی و شکل گیری ذهن اندیشمندان این حوزه<br/>
۵)     حضور جریان خزنده غرب اندیش در داخل از قدیم<br/>
+
۵) حضور جریان خزنده غرب اندیش در داخل از قدیم<br/>
۶)     حضور خارجی قوی امریکایی و غربی<br/>
+
۶) حضور خارجی قوی امریکایی و غربی<br/>
۷)     مسائل سیاسی<br/>
+
۷) مسائل سیاسی<br/>
 
=== ساده انگاری و جزئی نگری و ناآگاهی ما نسبت به غرب ===
 
=== ساده انگاری و جزئی نگری و ناآگاهی ما نسبت به غرب ===
 
مهمترین دلیل غربزدگی ما که به نوعی مبنای دلایل بعدی هم قرار می‌گیرد، ترکیبی نامیمون از «ساده انگاری» «جزئی نگری» و «ناآگاهی» در نگاه ما به غرب است.<br/>
 
مهمترین دلیل غربزدگی ما که به نوعی مبنای دلایل بعدی هم قرار می‌گیرد، ترکیبی نامیمون از «ساده انگاری» «جزئی نگری» و «ناآگاهی» در نگاه ما به غرب است.<br/>
سطر ۳۱: سطر ۳۱:
 
دلیل مهم دیگر روند استحاله روح اجتماع ما حضور قدرتمند تمدن رقیب به همه اشکال فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی و در اختیار داشتن نظام واحد جهانی است که خواه ناخواه کشور ما را متأثر خواهد کرد. از این گذشته به علت ماهیت استکبارستیزانه انقلاب اسلامی تعمد خاصی هم برای نفوذ فرهنگ و اندیشه غرب در ایران و تسریع این روند استحاله چه از طریق تحریک عوامل داخلی و چه از طرق اقدامات بیرونی مثل ایجاد شبکه‌های فارسی زبان، جذب و تربیت دانشجویان داخلی، توزیع محصولات فرهنگی امریکایی وموارد اینچنینی وجود دارد.<br/>
 
دلیل مهم دیگر روند استحاله روح اجتماع ما حضور قدرتمند تمدن رقیب به همه اشکال فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی و در اختیار داشتن نظام واحد جهانی است که خواه ناخواه کشور ما را متأثر خواهد کرد. از این گذشته به علت ماهیت استکبارستیزانه انقلاب اسلامی تعمد خاصی هم برای نفوذ فرهنگ و اندیشه غرب در ایران و تسریع این روند استحاله چه از طریق تحریک عوامل داخلی و چه از طرق اقدامات بیرونی مثل ایجاد شبکه‌های فارسی زبان، جذب و تربیت دانشجویان داخلی، توزیع محصولات فرهنگی امریکایی وموارد اینچنینی وجود دارد.<br/>
 
===مسائل سیاسی ===
 
===مسائل سیاسی ===
با توجه به حساسیت و اهمیت مورد هفتم، یعنی «مسائل سیاسی» به این مبحث و همینطور مبحث «چاره چیست؟» ان شاالله در قسمت بعدی خواهم پرداخت.<br/>
+
با توجه به حساسیت و اهمیت مورد هفتم، یعنی «مسائل سیاسی» به این مبحث و همینطور مبحث «چاره چیست؟» ان شاالله در قسمت بعدی خواهم پرداخت.<br/><br/>
 
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://badumchi.blogfa.com/post-76.aspx وبلاگ بادانچی] - تاریخ برداشت:94/11/10</span></div>
 
<div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://badumchi.blogfa.com/post-76.aspx وبلاگ بادانچی] - تاریخ برداشت:94/11/10</span></div>
  

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۰ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۲۹

غربزدگی در ایران-قسمت دوم

خلاصه‌ای از قسمت اول

دانستیم که محصولات خرد و کلان غرب که ما به دیده «ابزار» یا «قالب» به آنها نگاه می‌کنیم متناسب و منطبق بر محتوا و بستر معرفتی ای است که در آن بوجود آمده است. با اینحال میزان حضور این محتوا در قالب، بسته به میزان سخت افزاری یا نرم افزاری بودن محصول، طیفی از کم تا زیاد را در بر می‌گیرد. به عنوان مثال محصولی مثل هواپیما کمترین «ظرفیت» حضور فرهنگ و محتوای مدرن را در خود دارد و در آن سر طیف محصولی مثل «مدل اقتصاد آزاد» در اداره امور اقتصادی، که مجموعه‌ای از نهادها، ساختارها، مفاهیم، قواعد، سیاستها، توصیه‌ها و دستورالعملهاست، بدلیل ظرفیت بالای آن حامل بیشترین حضور فرهنگی و محتوایی غربی است.

هفت دلیل غربزدگی روزافزون ما

همه آنچه در قسمت اول گفته شد زیربنای معرفتی ای بود برای آنچه در اینجا گفته می‌شود.
به عقیده من به ۷ دلیل غربزدگی هر روز در کشور ما ریشه دار تر می‌شود. قبل از پرداختن به این ۷ دلیل لازم است بگویم که غربزدگی را «استحاله روحی یک جامعه می‌دانم» یعنی تغییر تدریجی ارزشها و آرمانهای یک جامعه و انحراف آن به سوی تمدن «دیگر»
۱) ساده انگاری و جزئی نگری و ناآگاهی ما نسبت به غرب
۲) غلبه فرم بر محتوا
۳) تکمیل شدن پازل اجتماعی و نیاز به پیشرفت
۴) حضور مستقیم مبانی از طریق متون علوم انسانی و شکل گیری ذهن اندیشمندان این حوزه
۵) حضور جریان خزنده غرب اندیش در داخل از قدیم
۶) حضور خارجی قوی امریکایی و غربی
۷) مسائل سیاسی

ساده انگاری و جزئی نگری و ناآگاهی ما نسبت به غرب

مهمترین دلیل غربزدگی ما که به نوعی مبنای دلایل بعدی هم قرار می‌گیرد، ترکیبی نامیمون از «ساده انگاری» «جزئی نگری» و «ناآگاهی» در نگاه ما به غرب است.
وقتی مثلاً با هواپیما روبرو می‌شویم بخاطر از روی ساده انگاری فقط یک وسیله حمل و نقل هوایی را می‌بینیم و ملتفت ابعاد دیگر آن نمی‌شویم. با بسیاری از پدیده‌ها بصورت جزئی برخورد می‌کنیم و به همین دلیل تنها آگاه به بخشی از کارکردهای آن می‌شویم. مثلاً دانشگاه را بصورت جزئی فقط به صورت محل ادامه تحصیل جوانان می‌بینیم و تا سالها کارکرد «آماده سازی جوان برای ورود به جامعه» یا حتی کمتر از آن، آماده شدن برای پذیرفتن شغل را در نگاه خود لحاظ نمی‌کنیم. از روی ناآگاهی انیترنت و موبایل و سینما و تلویزیون و مطبوعات را تنها و تنها وسیله ارتباط جمعی می‌پنداریم و هرچقدر که می‌توانیم آنها را حتی در روستاهای خود گسترش می‌دهیم و خدمات mms ایجاد می‌کنیم و غافل از هزاران کارکرد دیگری می‌شویم که این ابزارها در عرض و طول همان کارکرد ظاهراً محوری و همینطور در نسبت با دیگر اجزای تمدنی برقرار می‌کنند. آیا به واقع کارکرد محوری فوتبال «ورزش کردن» و کارکرد محوری موبایل «برقراری تماسهای ضروری» و کارکرد محوری روزنامه «اطلاع رسانی» و کارکرد محوری اینترنت «دستیابی آسان به اطلاعات» است یا اینها تنها خیالات خام ماست که در جهلِ ساده انگاری و جزئی نگری ما رشد یافته است؟!

غلبه فرم بر محتوا

دانستیم که هر ابزار یا قالبی از محصولات غرب بسته به ظرفیتش میزانی از فرهنگ غرب را در خود عینیت بخشیده است. استفاده مداوم از این ابزارها به تدریج موجب پدیده «غلبه فرم بر محتوا» می‌شود. یعنی اگرچه شخص استفاده کننده و نیت او کاملا اسلامی باشد به مرور و با توجه به غفلتی که در قسمت پیش ذکر شد، ابزار شخص استفاده کننده و نیات و اهداف او را تحت تأثیر قرار می‌دهد و او را به موجود متناسب با خود تبدیل می‌کند. مصداق این پدیده همان مثال پرنده‌ای است که در ابتدای قسمت اول ذکر کردم: پرنده‌ای که مدتها روی زمین و به شیوه مرغان به دنبال دانه بگردد بتدریج هم بال و پرش را از دست می‌دهد و هم سودای دانه سودای پریدنش را کمرنگ می‌کند.
خصوصی سازی و آزاد کردن اقتصاد و تحویل آن به مردم اگرچه جزو ضروریات حکومت و اقتصاد اسلامی است اما اگر به شیوه غربی انجام شود به تدریج سودپرستی و تجملگرایی و مصرف زدگی را برای کشور به بار می‌آورد و این به معنای غلبه فرم بر محتواست، چرا که محتوای این شیوه‌ها چیزی جز افزایش مصرف مردمان و چنبره زدن تولید کننده روی مصرف کننده از طریق تبیغات و نیازسازیهای کاذب و... برای افزایش سود خود نیست. این به معنای این نیست که باید بالکل دور مدلهای غربی را خط کشید، بلکه به این معناست که باید با آگاهی و مدیریت کردن عوارض از این مدلها استفاده کرد. این موضوع را در انتهای مطلب ان شاالله بیشتر باز خواهم کرد.
همین بحث دربارهٔ آزادی و ایجاد جامعه مدنی در ایران مطرح است. هم آزادی بیان و امکان تضارب آراء و آزادی انتقاد در محیط جامعه و هم پیوند میان حکومت و مردم از طریق نهادهای مدنی و شکل گیری احزاب یکی از ضروریات جامعه اسلامی است - و به عقیده من نفی اینها نفی ضروریات جمهوری اسلامی است- با اینحال استقرار کامل این شیوه‌ها و عمل مطیعانه و منفعل به دستورالعملهای غربی منجر به این می‌شود که به تعبیر شهید بهشتی احزاب ما نه «عاشقان خدمت» بلکه «تشنگان قدرت» باشند و انحصارگرایی را درکشور دامن زنند.

تکمیل شدن پازل اجتماعی و نیاز به پیشرفت

دلیل دیگری که به تدریج کپی برداری قالبی را به محتواها و ارزشها و آرمانهای اجتماعی نفوذ می‌دهد و غربزدگی را ریشه دارتر می‌کند، تکمیل شدن تدریجی زنجیره اجزای تمدن غرب است. به عبارت دیگر ما در استفاده از قالبها و ابزارها و بصورت ظاهری بتدریج به کلیت غرب نزدیکتر می‌شویم و این موضوع پروسه غلبه فرم بر محتوا را تسریع می‌کند. از سوی دیگر هر تکه پازل که وارد می‌شود خود به دو حلقه دیگر نیاز پیدا می‌کند و باز هرکدام به دوتا و به همین ترتیب این روند واردات تمدنی به صورت تصاعدی تقویت می‌شود.
به عنوان مثال این روزها بتدریج صحبت از «صنعت فوتبال» می‌شود. حلقه‌های مفقوده پدیده فوتبال جهانی، فوتبال ایرانی را رنج می‌دهد و این مسئولان و دست اندرکاران را به فکر وارد کردن و هموار کردن راه استقرار باقی حلقه‌های زنجیر می‌کند. این حلقه‌ها عبارتند از خصوصی شدن باشگاه‌ها و حضور سهام آنها در بورس، فروش پخش تلویزیونی و در نتیجه نیاز به فعالیت شبکه‌های خصوصی، برند تبلیغاتی تیمها برای تولیدکننده‌های مختلف و در نتیجه نیاز به کپی رایت و حلقه آخر تأمین مالی از طریق لاتاری و قمار که یکی از پرسودترین تجارتهای دنیاست.
از سوی دیگر تکمیل شدن تدریجی این پازل و نیاز جامعه به پیشرفت در عرصه‌های مختلف زمینه ساز رجوع بیشتر به مبانی فکری و فرهنگی این پدیده‌ها و یادگیری و ایجاد تدریجی اینها را در جامعه بوجود می‌آورد که خود دلیل بعدی ریشه دار شدن غربزدگی است.

حضور مستقیم مبانی از طریق متون علوم انسانی و شکل گیری ذهن اندیشمندان این حوزه

حضور اجزای ساختاری تمدن به تدریج این نیاز را بوجود می‌آورد که بدانیم اینها چطور کار می‌کنند. بخصوص اگر بخواهیم خود در آن حوزه‌ها -مثلا سینما یا فوتبال و حتی علم و تکنولوژی- پیش رویم باید مبانی معرفتی و فرهنگی پیشرفت را بیاموزیم. این مهم به خصوص از طریق متون مبنایی فلسفه و حقوق و جامعه شناسی و روانشناسی و علوم سیاسی به جامعه نخبگان ایران منتقل می‌شود. به مرور دانشکده‌های علوم انسانی هم فعال می‌شوند و جای خود را در نظریه پردازی پیدا می‌کنند و به این ترتیب اتصال قالبها را به محتواهای پشتیبان آن برقرار می‌کنند. به مرور نه تنها با اینکار حضور مدلهای غربی با محتوای خالص آنرا مشروعیت می‌بخشند بلکه به پیچیدن نسخه‌هایی برای جامعه ایران مشغول می‌شوند. نسخه‌هایی که اینبار ناشیانه جسم جامعه را هدف نگرفته است بلکه روی به روح اجتماع خواهد داشت.

حضور جریان خزنده غرب اندیش در داخل از قدیم

دلیل دیگر حضور جریانی است که علناً و عملاً غربی شدن را ترویج می‌کند و از زمان مشروطه و -شاید قبلتر از آن- وجود دارد. امثال میرزا ملکم خان و تقی زاده‌ها که راه حل را غربی شدن از فرق سر تا نوک پا می‌دانند همیشه بوده و هستند. با این وجود بر خلاف آنهایی که این گونه افراد را شدیداً تکفیر می‌کنند من صداقت آنها را می‌ستایم و معتقدم اگر چنین جریانی امکان حضور صادقانه و علنی را در کشور نیابد به تدریج شکلی مخفی و منافقانه پیدا می‌کند که مضرات آن به مراتب بیشتر است. در کنار این، اندیشه خالص غربی و شناخت کامل غرب با تمام خوبیها و بدیها و سیستمهای منظم آن، چیزی بوده که به علت اختلافات سیاسی همیشه از دسترس اندیشمندان ایرانی دور بوده است. به این موضوع در بخش هفتم به تفصیل خواهم پرداخت.

حضور خارجی قوی امریکایی و غربی

دلیل مهم دیگر روند استحاله روح اجتماع ما حضور قدرتمند تمدن رقیب به همه اشکال فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی و در اختیار داشتن نظام واحد جهانی است که خواه ناخواه کشور ما را متأثر خواهد کرد. از این گذشته به علت ماهیت استکبارستیزانه انقلاب اسلامی تعمد خاصی هم برای نفوذ فرهنگ و اندیشه غرب در ایران و تسریع این روند استحاله چه از طریق تحریک عوامل داخلی و چه از طرق اقدامات بیرونی مثل ایجاد شبکه‌های فارسی زبان، جذب و تربیت دانشجویان داخلی، توزیع محصولات فرهنگی امریکایی وموارد اینچنینی وجود دارد.

مسائل سیاسی

با توجه به حساسیت و اهمیت مورد هفتم، یعنی «مسائل سیاسی» به این مبحث و همینطور مبحث «چاره چیست؟» ان شاالله در قسمت بعدی خواهم پرداخت.

منبع: وبلاگ بادانچی - تاریخ برداشت:94/11/10