فرهنگ مصادیق:تفقّه در دين يعنى چه؟: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(تفقّه در دین، سه بعد دارد)
 
(یک نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است)
سطر ۵: سطر ۵:
 
۲. بعد عملی،<br/>
 
۲. بعد عملی،<br/>
 
۳. بعد اخلاقی.<br/>
 
۳. بعد اخلاقی.<br/>
آن چه در حوزه‌های علمیه خوانده می‌شود یک بعد از فقه است. افعال خدا به اغراض، معلل است و مطلقاً عبث در کار نیست. در آیه‌ای از قرآن می‌خوانیم:<br/>
+
آن چه در حوزه های علمیه خوانده می شود یک بعد از فقه است. افعال خدا به اغراض، معلل است و مطلقاً عبث در کار نیست. در آیه ای از قرآن می خوانیم:<br/>
(وَما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَاْلأَرْضَ وَما بَیْنَهُما إِلاّ بِالْحَقِّ)؛<ref>سوره احقاف (46): آیه 3.</ref><br/>
+
(مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ )؛<ref>سوره احقاف (46): آیه 3.</ref><br/>
ما آسمان‌ها و زمین و آن چه را میان آن دو است جز به حق نیافریدیم.<br/>
+
ما آسمان ها و زمین و آن چه را میان آن دو است جز به حق نیافریدیم.<br/>
 
در آیه دیگری آمده است:<br/>
 
در آیه دیگری آمده است:<br/>
(وَما خَلَقْنَا السَّماءَ وَاْلأَرْضَ وَما بَیْنَهُما لاعِبینَ)؛<ref>سوره انبیاء (21): آیه 16.</ref><br/>
+
(وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ )؛<ref>سوره انبیاء (21): آیه 16.</ref><br/>
 
و ما آسمان و زمین و آن چه را میان آن هاست برای بازی نیافریدیم.<br/>
 
و ما آسمان و زمین و آن چه را میان آن هاست برای بازی نیافریدیم.<br/>
خداوند متعال در خصوص خلقت انسان می‌فرماید:<br/>
+
خداوند متعال در خصوص خلقت انسان می فرماید:<br/>
(أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثًا وَأَنَّکُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُونَ)؛<ref>سوره مؤمنون (23): آیه 115.</ref><br/>
+
(أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ )؛<ref>سوره مؤمنون (23): آیه 115.</ref><br/>
آیا گمان کرده‌اید ما شما را بیهوده آفریده‌ایم و به سوی ما بازگشت نمی‌کنید؟<br/>
+
آیا گمان کرده اید ما شما را بیهوده آفریده ایم و به سوی ما بازگشت نمی کنید؟<br/>
بنابراین، خداوند متعال در خلقت انسان غرض دارد و بی جهت او را خلق نکرده است. در ذیل آیه می‌فرماید:<br/>
+
بنابراین، خداوند متعال در خلقت انسان غرض دارد و بی جهت او را خلق نکرده است. در ذیل آیه می فرماید:<br/>
(وَأَنَّکُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُونَ)؛<br/>
+
(وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ ؛<br/>
و به سوی ما بازگشت نمی‌کنید؟<br/>
+
و به سوی ما بازگشت نمی کنید؟<br/>
 
این مطلب اشاره به این است که در جهان آخرت ثواب و عقابی وجود دارد. پس در این عالم، معروف و منکری وجود دارد که در پی آن ثواب و عقابی در آن عالم وجود دارد که بر معروف و منکر این عالم مترتّب است.<br/>
 
این مطلب اشاره به این است که در جهان آخرت ثواب و عقابی وجود دارد. پس در این عالم، معروف و منکری وجود دارد که در پی آن ثواب و عقابی در آن عالم وجود دارد که بر معروف و منکر این عالم مترتّب است.<br/>
وقتی هدف از آفرینش انسان به طور کامل حاصل می‌شود که انسان به حد کمال برسد. از طرفی به حد کمال رسیدن انسان به این است که در آن سه بعد گفته شده معروف به کمال برسد؛ یعنی انسانی که در دین تفقّه کرده، انسان کامل است.<br/>
+
وقتی هدف از آفرینش انسان به طور کامل حاصل می شود که انسان به حد کمال برسد. از طرفی به حد کمال رسیدن انسان به این است که در آن سه بعد گفته شده معروف به کمال برسد؛ یعنی انسانی که در دین تفقّه کرده، انسان کامل است.<br/>
 
جهت نخست معروف این که از نظر فکری و اعتقادی انحرافی نداشته باشد و از روی مبانی صحیح و متقن و ادلّه معتبر و براهین تام اعتقاد پیدا کرده باشد.<br/>
 
جهت نخست معروف این که از نظر فکری و اعتقادی انحرافی نداشته باشد و از روی مبانی صحیح و متقن و ادلّه معتبر و براهین تام اعتقاد پیدا کرده باشد.<br/>
جهت دوم معروف این است که انسان از نظر عملی، فاعل واجبات و تارک محرمات باشد تا عامل به معروف و تارک منکر باشد، در نتیجه وقتی «إلینا ترجعون» شد در آن جا ثواب و عقاب روی حساب و در اثر خود اعمال باشد.<br/>
+
جهت دوم معروف این است که انسان از نظر عملی، فاعل واجبات و تارک محرمات باشد تا عامل به معروف و تارک منکر باشد، در نتیجه وقتی «إِلَيْنَا تُرْجَعُونَ » شد در آن جا ثواب و عقاب روی حساب و در اثر خود اعمال باشد.<br/>
جهت سوم معروف از نظر اخلاقی است؛ یعنی وقتی انسان به کمال معروف می‌رسد که به صفات حسنه متّصف باشد و خود را از صفات سیّئه تزکیه کند.<br/>
+
جهت سوم معروف از نظر اخلاقی است؛ یعنی وقتی انسان به کمال معروف می رسد که به صفات حسنه متّصف باشد و خود را از صفات سیّئه تزکیه کند.<br/>
 
بنابر آن چه گذشت منظور از امر به معروف؛ یعنی امام مردم را در بعد اعتقادی، عملی و اخلاقی وادارد تا در مسیر کمال قدم بردارند و این گونه [[امر به معروف]] به عهده امام است، او باید کل امّت را رهبری کند تا به کمال برسند.<br/>
 
بنابر آن چه گذشت منظور از امر به معروف؛ یعنی امام مردم را در بعد اعتقادی، عملی و اخلاقی وادارد تا در مسیر کمال قدم بردارند و این گونه [[امر به معروف]] به عهده امام است، او باید کل امّت را رهبری کند تا به کمال برسند.<br/>
  

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۹ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۱۴

تفقّه در دین یعنی چه؟

نویسنده : آیت الله سیدعلی میلانی

تفقّه در دین، سه بعد دارد

۱. بعد اعتقادی،
۲. بعد عملی،
۳. بعد اخلاقی.
آن چه در حوزه های علمیه خوانده می شود یک بعد از فقه است. افعال خدا به اغراض، معلل است و مطلقاً عبث در کار نیست. در آیه ای از قرآن می خوانیم:
(مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ )؛[۱]
ما آسمان ها و زمین و آن چه را میان آن دو است جز به حق نیافریدیم.
در آیه دیگری آمده است:
(وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ )؛[۲]
و ما آسمان و زمین و آن چه را میان آن هاست برای بازی نیافریدیم.
خداوند متعال در خصوص خلقت انسان می فرماید:
(أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ )؛[۳]
آیا گمان کرده اید ما شما را بیهوده آفریده ایم و به سوی ما بازگشت نمی کنید؟
بنابراین، خداوند متعال در خلقت انسان غرض دارد و بی جهت او را خلق نکرده است. در ذیل آیه می فرماید:
(وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ ؛
و به سوی ما بازگشت نمی کنید؟
این مطلب اشاره به این است که در جهان آخرت ثواب و عقابی وجود دارد. پس در این عالم، معروف و منکری وجود دارد که در پی آن ثواب و عقابی در آن عالم وجود دارد که بر معروف و منکر این عالم مترتّب است.
وقتی هدف از آفرینش انسان به طور کامل حاصل می شود که انسان به حد کمال برسد. از طرفی به حد کمال رسیدن انسان به این است که در آن سه بعد گفته شده معروف به کمال برسد؛ یعنی انسانی که در دین تفقّه کرده، انسان کامل است.
جهت نخست معروف این که از نظر فکری و اعتقادی انحرافی نداشته باشد و از روی مبانی صحیح و متقن و ادلّه معتبر و براهین تام اعتقاد پیدا کرده باشد.
جهت دوم معروف این است که انسان از نظر عملی، فاعل واجبات و تارک محرمات باشد تا عامل به معروف و تارک منکر باشد، در نتیجه وقتی «إِلَيْنَا تُرْجَعُونَ » شد در آن جا ثواب و عقاب روی حساب و در اثر خود اعمال باشد.
جهت سوم معروف از نظر اخلاقی است؛ یعنی وقتی انسان به کمال معروف می رسد که به صفات حسنه متّصف باشد و خود را از صفات سیّئه تزکیه کند.
بنابر آن چه گذشت منظور از امر به معروف؛ یعنی امام مردم را در بعد اعتقادی، عملی و اخلاقی وادارد تا در مسیر کمال قدم بردارند و این گونه امر به معروف به عهده امام است، او باید کل امّت را رهبری کند تا به کمال برسند.

پانویس

  1. سوره احقاف (46): آیه 3.
  2. سوره انبیاء (21): آیه 16.
  3. سوره مؤمنون (23): آیه 115.