فرهنگ مصادیق:ایجاد اختلاف و تفرقه: تفاوت بین نسخهها
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
جز (Fayzi صفحهٔ ایجاد اختلاف و تفرقه را به فرهنگ مصادیق:ایجاد اختلاف و تفرقه منتقل کرد) |
(بدون تفاوت)
| |
نسخهٔ ۱۹ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۳۱
محتویات
بصیرت و عزم؛ دوعامل اصلی برای جلوگیری از اختلاف
۱۳۹۴
یکی از چیزهایی که دشمنان اسلام در درون امّت اسلامی همیشه آن را دنبال کردند، امروز هم با شدّت دنبال میکنند، عبارت است از ایجاد اختلاف؛ جلوی این را باید گرفت. هر حنجرهای که در جهت اختلاف حرف بزند، بلندگوی دشمن است؛ چه خودش بداند، چه نداند. مراقب باشیم حنجرهٔ ما بلندگوی دشمنان اسلام و قرآن نشود؛ فریاد اختلاف سر ندهد. اختلاف مذهبی، اختلاف شیعه و سنّی، اختلاف عرب و عجم، اختلاف کشورهای گوناگون، اختلاف قومیّتها و ملیّتها و تعصّبهای ناسیونالیستی، چیزهایی است که دارند در بین جوامع مسلمان مشتعل میکنند. باید مقابل اینها ایستاد.
البتّه گفتن این حرفها آسان است، عمل کردنش دشوار است؛ لکن راه عمل وجود دارد، راه باز است. عامل اصلی عبارت است از عزم و ارادهٔ ما؛ تصمیم بگیریم؛ بصیرت و عزم دو عامل اصلی است. اوّلاً بصیرت داشته باشیم، دشمن را بشناسیم، دوست را بشناسیم. امروز در کشورهای اسلامی، کشورهایی هستند که مسئولان آن کشورها دچار خطای باصرهاند؛ نمیتوانند دوست را از دشمن تشخیص بدهند. دشمن را دوست خیال میکنند، دوست را دشمن خیال میکنند؛ خب، انسان ضربه میخورد. یک چنین کشوری، با چنین نگاهی، با چنین بینشی، دچار ضربه میشود؛ بصیرت لازم است. قُل هذِه سَبیلی اَدعوا اِلَی اللهِ عَلی بَصیرَهٍ اَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنی.(۱) اگر بصیرت وجود داشته باشد، انسان راه را درست بشناسد، آن وقت عزم و اراده هم به خرج بدهد و نشان بدهد، راه، آسان پیموده خواهد شد؛ نصرت الهی یعنی همین؛ اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکُم؛ از این واضح تر و از این صریح تر، چه میشود گفت؟ اِن تَنصُروا اللهَ یَنصُرکُم وَ یُثَبِّت اَقدامَکُم؛(۲) نصرت خدا یعنی همین؛ راه خدا را شناختن و پیدا کردن، دنبال آن رفتن، به توطئهٔ دشمن، به تحمیق دشمن، به تحمیل دشمن تن ندادن. قرآن این را برای ما تأمین میکند.۱۳۹۴/۰۳/۰۲
بیانات در دیدار شرکت کنندگان در سی و دومین دورهٔ مسابقات بین المللی قرآن کریم
نقشه دشمن، ایجاد اختلاف و تفرقه، اختلاف افکنی، عزم راسخ، بصیرت، نصرت الهی
قرآن
۱ ) سوره مبارکه یوسف آیه ۱۰۸
قُل هٰذِهِ سَبیلی أَدعو إِلَی اللَّهِ ۚ عَلیٰ بَصیرَهٍ أَنا وَمَنِ اتَّبَعَنی ۖ وَسُبحانَ اللَّهِ وَما أَنا مِنَ المُشرِکینَ
ترجمه:
بگو: «این راه من است من و پیروانم، و با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت میکنیم! منزّه است خدا! و من از مشرکان نیستم!»
۲ ) سوره مبارکه محمد آیه ۷
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرکُم وَیُثَبِّت أَقدامَکُم
ترجمه:
ای کسانی که ایمان آوردهاید! اگر (آیین) خدا را یاری کنید، شما را یاری میکند و گامهایتان را استوار میدارد.
تشیع، ایالات متحده امریکا، صهیونیسم بین الملل، اختلاف افکنی، ایجاد اختلاف و تفرقه، اختلافات مذهبی، جنگ شیعه و سنی، کمک به دشمن، امامت و ولایت، وحدت
۱۳۸۷
اینجور نباشد که کسی از یک گوشهای خیال کند دارد از شیعه دفاع میکند و تصور کند دفاع از شیعه به این است که بتواند آتش دشمنی ضد شیعه و غیر شیعه را برانگیزد. این دفاع از شیعه نیست؛ این دفاع از ولایت نیست. اگر باطنش را بخواهید، این دفاع از آمریکا و صهیونیستهاست.۱۳۸۷/۰۹/۲۷
بیانات در دیدار جمعی از مردم در روز عید غدیر
اختلاف افکنی، ایجاد اختلاف و تفرقه، ایجاد اختلاف و تفرقه
۱۳۸۷
هر کس ملت را به تفرقه دعوت کند، هر کس سعی کند میان ملت و مسئولان کشور فاصله بیندازد، هر کس بر طبل اختلافات بکوبد، کاری بر خلاف مصلحت این کشور و این ملت انجام داده است؛ هر کس میخواهد باشد.۱۳۸۷/۰۲/۱۶
بیانات در دیدار مردم کازرون
اختلاف افکنی، ایجاد اختلاف و تفرقه، ایجاد اختلاف و تفرقه
بیداری، کارگزاران نظام، اختلاف افکنی، اختلاف سیاسی، اختلافات درونی، ایجاد اختلاف و تفرقه
۱۳۸۲
توصیهٔ موکد من به مسوولان این است که نگذارند در سطوح مدیریتی نظام، دشمنان با ایادی خود اختلال و اختلاف ایجاد کنند.۱۳۸۲/۰۷/۲۱
بیانات در دیدار مردم زنجان
بیداری، کارگزاران نظام، اختلاف افکنی، اختلاف سیاسی، اختلافات درونی، ایجاد اختلاف و تفرقه
مفاهیم مشتبه عامل ایجاد خدشه در وحدت جامعه
۱۳۷۹
منظور ما از وحدت چیست؟ یعنی همهٔ مردم یکسان فکر کنند؟ نه. یعنی همهٔ مردم یک نوع سلیقهٔ سیاسی داشته باشند؟ نه. یعنی همهٔ مردم یک چیز را، یک شخص را، یک شخصیت را، یک جناح را، یک گروه را بخواهند؟ نه؛ معنای وحدت اینها نیست. وحدت مردم، یعنی نبودن تفرقه و نفاق و درگیری و کشمکش. حتی دو جماعتی که از لحاظ اعتقاد دینی مثل هم نیستند، میتوانند اتحاد داشته باشند؛ میتوانند کنار هم باشند؛ میتوانند دعوا نکنند. یکی از عواملی که این وحدت را خدشه دار میکند، مفاهیم مشتبهی است که دائماً در فضای ذهنی مردم پرتاب میشود. هر کس هم به گونهای معنا میکند؛ یک عدّه از این طرف، یک عدّه از آن طرف؛ جنجال و اختلافِ غیرلازم درست میشود! البته دشمن در همهٔ این مسائل سود میبرد و به احتمال زیاد در این مسائل - یا در همه اش، یا در بعضی اش - دست هم دارد. این را ما نمیتوانیم ندیده بگیریم.
متأسفانه عدّهای امروز حسّاسیت پیدا کردهاند؛ تا گفته میشود دشمن، لجشان میگیرد که چرا میگویید دشمن! دشمن هست؛ نمیشود شما دشمن را ندیده بگیرید. هیچ کس یک ملت و یک جماعت را برای اینکه دشمنِ خود را ندیده است، خاکریزهای دشمن را ندیده است، اسلحهٔ دشمن را ندیده است، توطئهٔ دشمن را نفهمیده است، ستایش نخواهد کرد. خودِ دشمن به طور صریح میگوید که من دشمنی میکنم. خودِ دشمن میگوید که من برای ایجاد اختلال در ایران بودجه میگذارم؛ برای تشنّج افکار در ایران رادیو درست میکنم؛ میخواهم مردم ایران دو دسته شوند. ولی ما بگوییم نیست؟! این ساده لوحی نیست؟! بنابراین، دست دشمن هم در کار است. البته اگر ما بیدار باشیم و اشتباه نکنیم، دشمن نمیتواند کاری بکند. پس، اشتباه و غفلت و کوتاهی ما یقیناً یک جزء مهم و عنصر اساسی در موفقیت دشمن است.
من با مراجعه به تاریخ دو نمونه را عرض کنم، برای اینکه شما توجه کنید که این مفاهیم مشتبه چطور میتواند یک جامعه را دچار دودستگی کند:
یک نمونه، نمونهٔ جنگ صفّین است. همان طور که میدانید بعد از آنکه لشکر امیر المؤمنین علیه الصّلاه و السّلام بر لشکر معاویه غلبهٔ ظاهری پیدا کرد، آنها قرآنها را سرِ نیزه کردند. دیدن قرآنها، در لشکر امیر المؤمنین علیه الصّلاه و السّلام دودستگی انداخت؛ چون معنای آن کار این بود که بین ما و شما قرآن قرار دارد. عدّهای متزلزل شدند و گفتند نمیشود ما با قرآن بجنگیم! یک دستهٔ دیگر گفتند اصل جنگ اینها با قرآن است! جلد قرآن و صورت ظاهر قرآن را آورده بودند، اما با معنای قرآن که امیر المؤمنین علیه الصّلاه و السّلام بود میجنگیدند! بالاخره در سپاه مسلمین دودستگی افتاد و تزلزل به وجود آمد. این کارِ دشمن بود.
یک نمونهٔ دیگر، باز در همان جنگ اتّفاق افتاد. بعد از آنکه حکمیّت بر امیر المؤمنین علیه الصّلاه و السّلام تحمیل شد، عدّهای از داخل اردوگاه آن حضرت اینها دیگر خودی بودند؛ از بیرون نبودند بلند شدند و شعار دادند: «لا حکم الّا لِلّه»؛ یعنی حکومت فقط از آنِ خداست. آری؛ معلوم است و در قرآن هم هست که حکومت از آنِ خداست؛ اما اینها چه میخواستند بگویند؟ اینها میخواستند با این شعار، امیر المؤمنین علیه الصّلاه و السّلام را از حکومت خلع کنند. آن حضرت، نقشهٔ آنها را افشاء کرد و گفت حُکم و حکومت مال خداست؛ اما اینها این را نمیخواهند بگویند. اینها میخواهند بگویند «لا إمره»؛ میخواهند بگویند بایستی خدا بیاید مجسّم شود و امور زندگی شما را اداره کند. یعنی امیر المؤمنین نباشد! این شعار، عدّهای را از اردوگاه امیر المؤمنین علیه الصّلاه و السّلام خارج کرد و به آن جماعتِ بدبختِ نادانِ غافلِ ظاهربین و احیاناً مغرض ملحق نمود و قضیهٔ خوارج به وجود آمد.۱۳۷۹/۰۱/۲۶
بیانات در خطبههای نماز جمعه تهران
وحدت، ایجاد اختلاف و تفرقه، مفاهیم مشتبه، آمادگی برابر دشمن، جنگ صفین، خوارج، ماجرای حکمیّت، تاریخ دوران حکومت حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام
روایت تاریخی
اسلام، مسلمان، اختلاف افکنی، ایجاد اختلاف و تفرقه
۱۳۷۲
امروز ضعف و ذلّتی که مسلمانان کشورهایی در دنیا دچار آن شدهاند، ناشی از تفرّق و اختلاف است.۱۳۷۲/۰۶/۱۴
بیانات در دیدار کارگزاران نظام و میهمانان کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی
اسلام، مسلمان، اختلاف افکنی، ایجاد اختلاف و تفرقه







