فرهنگ مصادیق:آثار و عوامل پیدایش تعصب: تفاوت بین نسخهها
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
|||
| (۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۶: | سطر ۶: | ||
== معنای تعصب == | == معنای تعصب == | ||
واژه تعصب از لفظ عصب گرفته شده و به معنای آن است که شخص نسبت به چیزی واکنشهای عاطفی و احساسی به دور ازهرگونه معیارعقلانی و عقلایی داشته باشد. در حقیقت احساسی قوی و شدید و عاطفی است که برگرفته از وابستگی شدید به امری میباشد.<br/> | واژه تعصب از لفظ عصب گرفته شده و به معنای آن است که شخص نسبت به چیزی واکنشهای عاطفی و احساسی به دور ازهرگونه معیارعقلانی و عقلایی داشته باشد. در حقیقت احساسی قوی و شدید و عاطفی است که برگرفته از وابستگی شدید به امری میباشد.<br/> | ||
| − | این واژه در امور چندی چون امور اعتقادی و معرفتی به کار میرود اما کاربرد اصلی و اصطلاحی آن که در این نوشتار نیز مورد نظر میباشد، در مسائل خانوادگی و خویشاوندی است. بنابراین تعصب، خصلتی است که شخص را به حمایت بی چون و چرا از خانواده و خویشان، چه ظالم باشند و چه مظلوم، وادار میسازد. | + | این واژه در امور چندی چون امور اعتقادی و معرفتی به کار میرود اما کاربرد اصلی و اصطلاحی آن که در این نوشتار نیز مورد نظر میباشد، در مسائل خانوادگی و خویشاوندی است. بنابراین تعصب، خصلتی است که شخص را به حمایت بی چون و چرا از خانواده و خویشان، چه ظالم باشند و چه مظلوم، وادار میسازد. <ref>لسان العرب، ابن منظور، ج۹ص۲۳۳</ref> البته این تعصب تنها نسبت به خویشان نزدیک نیست، بلکه گاه نسبت به قوم و قبیله و یا کشور ویا نژاد و یا فرهنگ و زبان نیز میتواند تحقق یابد. از این رو شخص بی هیچ دلیل عقلی و یا عقلایی و تنها بر پایه احساس و عواطف برخاسته از تعصبات خویشی وقومی و نژادی به دفاع از وی میپردازد.<br/> |
== آثار تعصب در شخص و جامعه == | == آثار تعصب در شخص و جامعه == | ||
برای شناخت این خصلت، بهترین شیوه، بیان آثار و کارکردهای آن در حوزه روان شناختی، فردی و اجتماعی است. به این معنا که با بررسی و تحلیل آثار آن در شخص و جامعه میتوان با تعصب به عنوان خصلتی انسانی آشنا شد.<br/> | برای شناخت این خصلت، بهترین شیوه، بیان آثار و کارکردهای آن در حوزه روان شناختی، فردی و اجتماعی است. به این معنا که با بررسی و تحلیل آثار آن در شخص و جامعه میتوان با تعصب به عنوان خصلتی انسانی آشنا شد.<br/> | ||
یکی از مهمترین آثاری که قرآن برای تعصب در حوزه فردی و روان شناختی آن را بیان میکند، عدم دستیابی به شناخت است. به این معنا که تعصبات و تقلید کورکورانه از نیاکان، مانع اصلی شناخت درست حقایق و ره یابی به آن است. افراد متعصب همه چیز را با معیارهای گذشتگان و خویشان خویش میسنجند. از این رو هر اندیشه و تفکری را که در میان خویش از سابقه و پیشینهای برخوردار نباشد به عنوان اندیشه باطل و نادرست به کناری مینهند. تاکید ایشان بر این مسئله است که ما این مسائل و مطالب را تاکنون از گذشتگان و پدران خویش نشنیدهایم. اگر مطلب درست وحقی بود حتما گذشتگان آن را مطرح میکردند و ما چیزی دربارهٔ آن میشنیدیم.<br/> | یکی از مهمترین آثاری که قرآن برای تعصب در حوزه فردی و روان شناختی آن را بیان میکند، عدم دستیابی به شناخت است. به این معنا که تعصبات و تقلید کورکورانه از نیاکان، مانع اصلی شناخت درست حقایق و ره یابی به آن است. افراد متعصب همه چیز را با معیارهای گذشتگان و خویشان خویش میسنجند. از این رو هر اندیشه و تفکری را که در میان خویش از سابقه و پیشینهای برخوردار نباشد به عنوان اندیشه باطل و نادرست به کناری مینهند. تاکید ایشان بر این مسئله است که ما این مسائل و مطالب را تاکنون از گذشتگان و پدران خویش نشنیدهایم. اگر مطلب درست وحقی بود حتما گذشتگان آن را مطرح میکردند و ما چیزی دربارهٔ آن میشنیدیم.<br/> | ||
| − | به نظر ایشان، گذشتگان به همه علوم و دانشها وحقایق دست یافتهاند و کمال، در آنان بوده است و کسی نمیتواند سخنی فراتر از آنان بیان کند و یا بیاورد. از این رو باور ندارند که کمالی درمیان معاصران و یا آیندگان باشد که گذشتگان بدان دست نیافته باشند. این گونه است که با هر شناخت جدید، مقابله میکند و در برابر هر شناخت حقی مقاومت میورزند. | + | به نظر ایشان، گذشتگان به همه علوم و دانشها وحقایق دست یافتهاند و کمال، در آنان بوده است و کسی نمیتواند سخنی فراتر از آنان بیان کند و یا بیاورد. از این رو باور ندارند که کمالی درمیان معاصران و یا آیندگان باشد که گذشتگان بدان دست نیافته باشند. این گونه است که با هر شناخت جدید، مقابله میکند و در برابر هر شناخت حقی مقاومت میورزند. <ref>مومنون آیه24</ref><br /> |
قرآن بیان میکند که تعصبات عامل مهمی در نفهمیدن گفتار حق است؛ زیرا افراد متعصب حاضر نمیشوند تا به سخنان جدید که مطلب تازهای را بیان میکند، گوش دهند.<br/> | قرآن بیان میکند که تعصبات عامل مهمی در نفهمیدن گفتار حق است؛ زیرا افراد متعصب حاضر نمیشوند تا به سخنان جدید که مطلب تازهای را بیان میکند، گوش دهند.<br/> | ||
| سطر ۲۲: | سطر ۲۲: | ||
== تعصب، مانع ایمان آوری == | == تعصب، مانع ایمان آوری == | ||
ممانعت و خودداری از ایمان آوردن، ازدیگر آثار تعصبات کورکورانه است. شخص، هنگامی که دربرابر حق، تنها با توجه به تعصبات قومی و قبیلهای موضع گیری میکند نمیتواند در دل و قلب خویش به حق ایمان آورد و آن را بپذیرد. به این معنا که حتی اگر حق را بشناسد، تعصبات نژادی نمیگذارد که آن حق به شکل ایمان در جان و دلش نفوذ کند و آن را باور نماید. از این رو قرآن تعصبات را عامل و سدی دربرابر ایمان آوری مردم متعصب میشمارد. چنین تعصبات قومی درمیان عربها به شکل شدیدی وجود داشته است.<br/> | ممانعت و خودداری از ایمان آوردن، ازدیگر آثار تعصبات کورکورانه است. شخص، هنگامی که دربرابر حق، تنها با توجه به تعصبات قومی و قبیلهای موضع گیری میکند نمیتواند در دل و قلب خویش به حق ایمان آورد و آن را بپذیرد. به این معنا که حتی اگر حق را بشناسد، تعصبات نژادی نمیگذارد که آن حق به شکل ایمان در جان و دلش نفوذ کند و آن را باور نماید. از این رو قرآن تعصبات را عامل و سدی دربرابر ایمان آوری مردم متعصب میشمارد. چنین تعصبات قومی درمیان عربها به شکل شدیدی وجود داشته است.<br/> | ||
| − | قرآن تعصبات عربیت را مانع اصلی عدم ایمان آوری عربها به قرآن و توحید پیامبر(ص) برمی شمارد. | + | قرآن تعصبات عربیت را مانع اصلی عدم ایمان آوری عربها به قرآن و توحید پیامبر (ص) برمی شمارد.<ref>یونس آیه ۷۸ و انبیاء آیه۵۲ و ۵۳ و بقره آیه ۱۷۰ و شعراء آیه ۱۹۸ و 199</ref><br /> |
| − | این گونه است که قرآن ریشه تقلید کورکورانه را در تعصبات میداند. به این معنا که اشخاص متعصب از دیگران به ویژه اجداد و نیاکان خویش تنها به عنوان آن که خویش و هم نژاد وی هستند پیروی میکنند و حاضر به پذیرش رفتارها و سنتها و آیینهای جدید هر چند عقلانی و موافق با فطرت و عقل سلیم، نمیشوند. | + | این گونه است که قرآن ریشه تقلید کورکورانه را در تعصبات میداند. به این معنا که اشخاص متعصب از دیگران به ویژه اجداد و نیاکان خویش تنها به عنوان آن که خویش و هم نژاد وی هستند پیروی میکنند و حاضر به پذیرش رفتارها و سنتها و آیینهای جدید هر چند عقلانی و موافق با فطرت و عقل سلیم، نمیشوند. <ref>بقره آیه ۱۷۰و مائده آیه ۱۰۴ و اعراف آیه ۷۰ و هود آیات ۶۲، ۸۷، ۱۰۹ و آیات دیگر</ref> |
== گمراهی از دین == | == گمراهی از دین == | ||
| − | از آثار مخرب و زیانبار تعصبات در زندگی شخصی باید به گمراهی از دین اشاره کرد. کسانی که گرفتار تعصبات میشوند به سبب عدم شناخت حق و یا حق ناپذیری و تقلید کورکورانه و عدم ایمان به حقایق مخالف تعصبات، دچارگمراهی میگردند. از این روقرآن تعصب را زمینه ساز فرو رفتن انسانها در گمراهی و گردابی هلاکت بار میداند به گونهای که در نهایت سر از دوزخ در میآورند. | + | از آثار مخرب و زیانبار تعصبات در زندگی شخصی باید به گمراهی از دین اشاره کرد. کسانی که گرفتار تعصبات میشوند به سبب عدم شناخت حق و یا حق ناپذیری و تقلید کورکورانه و عدم ایمان به حقایق مخالف تعصبات، دچارگمراهی میگردند. از این روقرآن تعصب را زمینه ساز فرو رفتن انسانها در گمراهی و گردابی هلاکت بار میداند به گونهای که در نهایت سر از دوزخ در میآورند. <ref>مومنون آیات ۵۳ و ۵۴ و نیز فرقان آیات ۴۱ و 42</ref>.<br/> |
| − | نتیجه چنین تعصبات و آثار مخرب آن درحوزه روان شناسی فردی و درحوزه عمل فردی و اجتماعی، به شکل گرایش به گناه | + | نتیجه چنین تعصبات و آثار مخرب آن درحوزه روان شناسی فردی و درحوزه عمل فردی و اجتماعی، به شکل گرایش به گناه <ref>اعراف آیه ۲۸و شعراء آیه ۱۹۸و ۲۰۰</ref> بروز مییابد.<br/> |
| − | اشخاص متعصب در منشها و هنجارهای اجتماعی، انسانهایی هستند که به گناهکاری بزهکاری گرایش مییابند. دل هایشان به جرم و جنایت میل پیدا میکند و از منش و کنشهای سالم اجتماعی دور میشوند. | + | اشخاص متعصب در منشها و هنجارهای اجتماعی، انسانهایی هستند که به گناهکاری بزهکاری گرایش مییابند. دل هایشان به جرم و جنایت میل پیدا میکند و از منش و کنشهای سالم اجتماعی دور میشوند. <ref>همان</ref> از این رو امام سجاد (ع) میفرماید: تعصبی که موجب میشود شخص از نظر اسلام و قرآن گناهکار شمرده شود این است که او اشرار قوم خویش را از نیکان اقوام دیگر برتر و بهتر شمارد. <ref>کافی ج ۲ ص ۲۳۳</ref> به این معنا که شخص با این تفکر، زمینه کمک به بزهکار و بدکار را فراهم میآورد و ظلم و ستم را تجویز میکند و به آن دامن میزند.<br/> |
== انحراف از عدالت == | == انحراف از عدالت == | ||
| − | انحراف از عدالت و مخالفت با آن از مهمترین آثار مخرب و زیانبار تعصبات است که قرآن بدان اشاره میکند. | + | انحراف از عدالت و مخالفت با آن از مهمترین آثار مخرب و زیانبار تعصبات است که قرآن بدان اشاره میکند. <ref>نساء آیه ۱۳۵ و مائده آیه ۸</ref> به نظر قرآن بسیاری از مخالفتهای مردم با عدالت و تحقق آن درجامعه به سبب تعصبات ایشان نسبت به خویشان و اقوام و نژاد است. بسیار دیده شده و میشود که دو شخصی که با هم وارد اداره و یا مرکزی میشوند با یکی با مهر و محبت برخورد میشود و به دیگری کم محلی میشود. اگر ریشه این رفتارهای دوگانه و متضاد را جست و جو کنید در مییابید که تنها به این جهت شخصی مورد بی مهری و بی عدالتی قرار میگیرد که از قوم و نژاد و همزبان وی نبوده است. <ref>همان</ref><br /> |
بنابر این ریشه بسیاری از بی-عدالتیها در جامعه را میبایست در تعصبات افراد جست. از این رو قرآن از مردم میخواهد که تعصبات را به کناری نهند و معیارهای زندگی فردی و شخصی خویش را به دور از تعصبات قرار دهند.<br/> | بنابر این ریشه بسیاری از بی-عدالتیها در جامعه را میبایست در تعصبات افراد جست. از این رو قرآن از مردم میخواهد که تعصبات را به کناری نهند و معیارهای زندگی فردی و شخصی خویش را به دور از تعصبات قرار دهند.<br/> | ||
رفتارهای خشونت آمیز نیز برخاسته از تعصبات است. کشتارها ونسل کشیهایی که در جوامع متعددی چون بالکان و بوسنی و هرزگوین و عراق و فلسطین اشغالی انجام شده و میشود یا در جامعه بوروندی و رواندا در آفریقا رخ داد همه دراین مساله ریشه داشته است.<br/> | رفتارهای خشونت آمیز نیز برخاسته از تعصبات است. کشتارها ونسل کشیهایی که در جوامع متعددی چون بالکان و بوسنی و هرزگوین و عراق و فلسطین اشغالی انجام شده و میشود یا در جامعه بوروندی و رواندا در آفریقا رخ داد همه دراین مساله ریشه داشته است.<br/> | ||
| − | براین اساس قرآن از تعصب به عنوان عامل مهم و اساسی خشونتهای بی-جا یاد میکند. | + | براین اساس قرآن از تعصب به عنوان عامل مهم و اساسی خشونتهای بی-جا یاد میکند. <ref>مریم آیه ۴۲ و ۴۶</ref> این تعصبات به گونهای بوده که بسیاری از انسانها را تنها به سبب همین عامل به آتش کین سوزاندند و یا کشتند. <ref>انبیاء آیه ۶۸ و عنکبوت آیه ۷۱ و ۲۴ و صافات آیات ۸۵ و ۸۶ و 97</ref><br /> |
| − | کینه توزیها | + | کینه توزیها <ref>حجر آیه ۳۱و ۳۹ و نیز اعراف آیات۱۱تا ۱۷</ref> و نافرمانیها <ref>اعراف آیه ۱۲و ص آیات ۷۵ و ۷۶</ref> از دیگر آثاری است که قرآن برای تعصبات بیان میکند.<br/> |
== عوامل زمینههای پـیدایش تعصب == | == عوامل زمینههای پـیدایش تعصب == | ||
| − | قرآن در بیان علل و عوامل ایجادی تعصب، از جهل و نادانی به عنوان مهمترین عامل یاد میکند. یاد انسانهایی گرفتار این خصلت زشت اخلاقی و رفتار ناپسند و نابهنجار میشوند که شناخت درستی از موقعیت خود در هستی ندارند. | + | قرآن در بیان علل و عوامل ایجادی تعصب، از جهل و نادانی به عنوان مهمترین عامل یاد میکند. یاد انسانهایی گرفتار این خصلت زشت اخلاقی و رفتار ناپسند و نابهنجار میشوند که شناخت درستی از موقعیت خود در هستی ندارند.<ref>فتح آیه ۲۶</ref> بنابر این جهل و نادانی ریشه بسیاری از رفتارهای زشت و نابهنجار اجتماعی است. از این رو برای بازسازی افراد گرفتار تعصب میبایست آنان را به موقعیت خود در هستی آشنا ساخت.<br/> |
| − | از آن جایی که ریشه بسیاری از نابهنجاریها و صفات زشت و خصلتهای نادرست را میبایست درجهل و نادانی جست و ، قرآن بر این نکته تاکید میکند و خواهان کسب دانش و آگاهی واقعی میشود. اگر قرآن به مساله استکبار | + | از آن جایی که ریشه بسیاری از نابهنجاریها و صفات زشت و خصلتهای نادرست را میبایست درجهل و نادانی جست و ، قرآن بر این نکته تاکید میکند و خواهان کسب دانش و آگاهی واقعی میشود. اگر قرآن به مساله استکبار<ref>صافات آیه ۳۵ و ۳۶</ref>به عنوان عامل و یا زمینه ساز تعصبات اشاره میکند؛ از این روست که شخص جاهل با عدم درک درست از موقعیت و جایگاه خود در هستی، گرفتار تکبر و غرور درحوزه بینشی و نگرشی میگردد و همین غرور و تکبر است که درحوزه رفتارهای اجتماعی به شکل استکبار نسبت به دیگری بروز مییابد. کسانی که خود و خویشان خود را بنا به علل و عوامل نادرست و معیارها و ملاکهای باطل و برتر میبینند، نسبت به خود و خویشان تعصب میورزند و رفتاری استکباری در پیش میگیرند.<br/> |
== تفکر انحصار طلبی == | == تفکر انحصار طلبی == | ||
از دیگر عواملی که زمینه تعصبات را در آدمی فراهم میآورد و او را به رفتارهای زشت و ناپسند و بی عدالتی سوق میدهد، تفکر انحصار طلبی است. افرادی بر این باورند که آنان تنها میتوانند به درجاتی از علم و دانش و یا مقاماتی انسانی دست یابند. و این توان و ظرفیت از عهده دیگران خارج است.<br/> | از دیگر عواملی که زمینه تعصبات را در آدمی فراهم میآورد و او را به رفتارهای زشت و ناپسند و بی عدالتی سوق میدهد، تفکر انحصار طلبی است. افرادی بر این باورند که آنان تنها میتوانند به درجاتی از علم و دانش و یا مقاماتی انسانی دست یابند. و این توان و ظرفیت از عهده دیگران خارج است.<br/> | ||
هرکسی که گمان میکند حق را یافته و تنها اوست که از این ظرفیت و توان برخوردار است و یا این حقیقت تنها در اندیشه و روش و منش اوست، گرفتار تعصب میشود و دیگر بر حقایق گوش نمیسپارد و حاضر به تغییر بینش و منش و کنش خویش نمیشود.<br/> | هرکسی که گمان میکند حق را یافته و تنها اوست که از این ظرفیت و توان برخوردار است و یا این حقیقت تنها در اندیشه و روش و منش اوست، گرفتار تعصب میشود و دیگر بر حقایق گوش نمیسپارد و حاضر به تغییر بینش و منش و کنش خویش نمیشود.<br/> | ||
| − | قرآن با اشاره به تفکر انحصار طلبی یهودیان و مسیحیان که حق را تنها ازآن خود میدانستند به آنان هشدار میدهد که همین تفکر نادرست موجب شده است که تعصب بی جا ورزند و حاضر به شنیدن و پذیرش آیات وحیانی قرآن و اسلام نگردند. | + | قرآن با اشاره به تفکر انحصار طلبی یهودیان و مسیحیان که حق را تنها ازآن خود میدانستند به آنان هشدار میدهد که همین تفکر نادرست موجب شده است که تعصب بی جا ورزند و حاضر به شنیدن و پذیرش آیات وحیانی قرآن و اسلام نگردند. <ref>بقره آیه ۱۳۵ و آل عمران آیه ۷۲ و 73</ref><br /> |
| − | سلطه گری و کسب منافع مادی دنیوی و اشرافیت نیز از عوامل ایجادی و پدیداری تعصب در انسان است. کسانی که میکوشند تا بر دیگری تسلط یابند و چیره شوند و از آنان برای منافع دنیوی خویش سود برند خود را انسانهای برتری میدانند و در کنشهای ارتباطی خویش با دیگران، منش و کنش تعصب را درپیش میگیرند. تفکر اشرافیت و برتری نژادی و قومی، عامل اساسی تعصبات در میان مردم است که قرآن هم در تحلیل علل و عوامل پیدایش تعصب آمیز در میان مردم به این عامل اشاره میکند. | + | سلطه گری و کسب منافع مادی دنیوی و اشرافیت نیز از عوامل ایجادی و پدیداری تعصب در انسان است. کسانی که میکوشند تا بر دیگری تسلط یابند و چیره شوند و از آنان برای منافع دنیوی خویش سود برند خود را انسانهای برتری میدانند و در کنشهای ارتباطی خویش با دیگران، منش و کنش تعصب را درپیش میگیرند. تفکر اشرافیت و برتری نژادی و قومی، عامل اساسی تعصبات در میان مردم است که قرآن هم در تحلیل علل و عوامل پیدایش تعصب آمیز در میان مردم به این عامل اشاره میکند. <ref>ص آیه ۵تا ۷ و نیز نوح آیه ۲۱ و ۲۳</ref> کفر و بی ایمانی نسبت به خدا نیز عامل دیگری است که در قرآن بدان اشاره شده است. از نظر قرآن کسانی که کافر شده و دلهای ایشان به کفر گراییده، درحوزه عمل اجتماعی حمیتهای جاهلی را درپیش میگیرند و براساس تعصبات قومی و نژادی با دیگری برخوردار میکنند. درحقیقت کفر به حقایق و واقعیتهای هستی موجب میشود اموری در زندگی بشر، اساسی و اصلی شود که در بینش و تفکر اصیل و وحیانی از هیچ جایگاهی برخوردار باشد. دگرگونی معیارهای ارزش گذاری و سنجش که از راه کفر پدید میآید موجب میشود تا شخص به جای آن که تقوا را معیار برتری قرار دهد و دور شدن از زشتیها و پلشتیهای ضد فطرت سالم را اصالت بخشد و اموری را اصالت میبخشد که هیچ گونه ارتباطی با فطرت سالم و عقلانیت فطری ندارد. این گونه است که در اندیشه و بینش و نگرش ایشان مسایلی چون تعصبات قومی به عنوان معیار عمل قرار میگیرد و با دیگری بر اساس آن رفتار میکنند. <ref>فتح آیه 26</ref><br /> |
به هر حال تغییر معیارهای سنجش و داوری به سبب بینش برخاسته از کفر از اصلیترین علل و عوامل ایجادی تعصبات و اموری نابهنجار از این دست میباشد. این اساس پیامبر با مبارزه با همه این عوامل ایجادی تعصبات میکوشد تا مردم را به سوی راه درست در زندگی فردی و اجتماعی سوق دهد. رفتارهای به دور از تعصب پیامبر (ص) و مومنان راستین برای این بود تا به شکل عملی با این نوع تفکر و منش و کنش ارتباطی در جامعه خویش مبارزه کنند. (فتح آیه ۲۶) آن حضرت (ص) با تغییر بسیاری از امور و مسایل که بر پایه تعصبات، شکل و سامان داده شده بود کوشید تا معیارهای سنجش و داوری را تغییر دهد آن حضرت در مساله آب دهی به حاجیان و امور بسیار دیگری از این شیوه استفاده کرده است.<br/> | به هر حال تغییر معیارهای سنجش و داوری به سبب بینش برخاسته از کفر از اصلیترین علل و عوامل ایجادی تعصبات و اموری نابهنجار از این دست میباشد. این اساس پیامبر با مبارزه با همه این عوامل ایجادی تعصبات میکوشد تا مردم را به سوی راه درست در زندگی فردی و اجتماعی سوق دهد. رفتارهای به دور از تعصب پیامبر (ص) و مومنان راستین برای این بود تا به شکل عملی با این نوع تفکر و منش و کنش ارتباطی در جامعه خویش مبارزه کنند. (فتح آیه ۲۶) آن حضرت (ص) با تغییر بسیاری از امور و مسایل که بر پایه تعصبات، شکل و سامان داده شده بود کوشید تا معیارهای سنجش و داوری را تغییر دهد آن حضرت در مساله آب دهی به حاجیان و امور بسیار دیگری از این شیوه استفاده کرده است.<br/> | ||
== بردباری سلاح مبارزه با تعصب == | == بردباری سلاح مبارزه با تعصب == | ||
| − | یکی از کاربردیترین و کارآمدترین سلاحها برای مبارزه با هرگونه تعصبهای جاهلانه، بهره گیری از آرامش و بردباری است. قرآن به مومنان پیشنهاد میکند که برای مبارزه با تعصبات جاهلی میبایست از این سلاح به خوبی بهره گیرند. پیامبر (ص) و مومنان برای مبارزه با تعصبات جاهلی با بهره گیری از سلاح آرامش و بردباری توانستند اندیشهها و تعصبات جاهلی را در جامعه قرآنی مدینه در دوره حکومت خویش ریشه کن کنند. | + | یکی از کاربردیترین و کارآمدترین سلاحها برای مبارزه با هرگونه تعصبهای جاهلانه، بهره گیری از آرامش و بردباری است. قرآن به مومنان پیشنهاد میکند که برای مبارزه با تعصبات جاهلی میبایست از این سلاح به خوبی بهره گیرند. پیامبر (ص) و مومنان برای مبارزه با تعصبات جاهلی با بهره گیری از سلاح آرامش و بردباری توانستند اندیشهها و تعصبات جاهلی را در جامعه قرآنی مدینه در دوره حکومت خویش ریشه کن کنند. <ref>فتح آیه ۲۶</ref> هر چند که این تعصبات پس از آن حضرت (ص) با توطئههای منافقان داخلی و کافران واقعی، دوباره سر برآورد و آثار و زخمهای آن در حوادث و رخدادهای پس از عصر پیامبر (ص) به ویژه در انتخاب نظام سیاسی اسلام و گزینش خلیفه و هم چنین حوادث و رخداد خونبار کربلا خود را نشان داد.<br/> |
| − | برای مبارزه با هرگونه تعصبات جاهلی، لازم است که با توکل و بهره گیری از ابزارهای آرامش و بردباری به مقابله و مبارزه با این خصلت زشت برخاست و تعصبات را از ریشه برکند. این امر به همگان ضروری و بایسته است؛ زیرا تعصبات جاهلی و جاهلانه در هر کسی عامل بسیاری از گمراهیهای فکری و جرم و جنایت و بی عدالتی و رفتارهای نابهنجاری اجتماعی است. از این رو خداوند در قرآن به کسانی که تعصبات جاهلی را در رفتار و کنش و منش خویش در پیش گرفتهاند عذاب الهی وعده میدهد و از آنان میخواهد که با دست کشیدن از آن، راه راست و اعتدال و عدالت را در پیش گیرند. | + | برای مبارزه با هرگونه تعصبات جاهلی، لازم است که با توکل و بهره گیری از ابزارهای آرامش و بردباری به مقابله و مبارزه با این خصلت زشت برخاست و تعصبات را از ریشه برکند. این امر به همگان ضروری و بایسته است؛ زیرا تعصبات جاهلی و جاهلانه در هر کسی عامل بسیاری از گمراهیهای فکری و جرم و جنایت و بی عدالتی و رفتارهای نابهنجاری اجتماعی است. از این رو خداوند در قرآن به کسانی که تعصبات جاهلی را در رفتار و کنش و منش خویش در پیش گرفتهاند عذاب الهی وعده میدهد و از آنان میخواهد که با دست کشیدن از آن، راه راست و اعتدال و عدالت را در پیش گیرند. <ref>انعام آیه ۱۲۴ و فرقان آیه ۴۲ و لقمان آیه ۲۱ و فتح آیات ۲۵ و 26</ref><br /> |
| − | به هر حال از نظر قرآن تعصبات قومی بر خلاف دیدگاه ارزشی قرآن است و آن چه میبایست معیار داوری و منش رفتار اجتماعی در جامعه قرار گیرد تقوا است که فضیلت آدمی بدان سنجیده میشود. | + | به هر حال از نظر قرآن تعصبات قومی بر خلاف دیدگاه ارزشی قرآن است و آن چه میبایست معیار داوری و منش رفتار اجتماعی در جامعه قرار گیرد تقوا است که فضیلت آدمی بدان سنجیده میشود.<ref>حجرات آیه ۳ و شعراء آیات ۱۹۸ و ۱۹۹ و فصلت آیه 44</ref><br /> |
| − | در تحلیل قرآن تعصب مترفان | + | در تحلیل قرآن تعصب مترفان <ref>ز خرف آیه ۲۳</ref>، مجرمان <ref>صافات آیات ۳۴ و ۳۶</ref>، مسیحیان <ref>بقره آیه ۱۲۰ و ۱۲۵</ref>، یهودیان <ref>همان</ref> و مشرکان <ref>فرقان آیات ۴۱ و ۴۲</ref> برخاسته از امری نادرست است و ریشه در جهل نادانی و انتخاب معیارهای نادرست و خلاف واقع دارد. از این رو از آنان میخواهد با کنار گذاشتن آن و کسب دانش و شناخت نسبت به حقایق هستی و واقعیتهای خود و جهان، خود را از بیماریهای قلبی تعصب رهایی و نجات بخشند و تقوا را پیشه خود سازند.<ref>فتح آیه ۲۶</ref>زیرا تقوا که به معنای دوری از هرگونه پلشتی عقلی و عقلایی و شرعی است موجب میشود تا در رفتارهای اجتماعی، معروفها و سنتها و آداب و اخلاق پسندیده را معیار و ملاک منش و افراد کنش خویش قرار دهند.<br/> |
| − | <div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://maarefquran.org/index.php/page | + | |
| + | == پا نویس == | ||
| + | {{پانویس|colwidth=30em|۲}} | ||
| + | <div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,4257 سایت دانشنامه موضوعی قرآن] - تاریخ برداشت : ۹۴/۰۹/۲۳ </span></div> | ||
<div class="hold"> | <div class="hold"> | ||
<div class="return">بازگشت به [[تعصب نژادی]] </div> | <div class="return">بازگشت به [[تعصب نژادی]] </div> | ||
</div> | </div> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۹ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۱۶
aنویسنده: علی باقرزاده
محتویات
مقدمه
برخی از خصلتها عامل مهمی در خروج انسان از اعتدال شخصیتی است. این خصلتها افزون بر آن که در منش و رفتار آدمی تاثیر میگذارد در بینش و نگرش وی نیز آثار مخرب و زیانباری به جای مینهد به گونهای که شخصیت آدمی از سلامت و کمال فطری دور میشود و در سراشیب سقوط وهبوط قرار میگیرد. این خصلتها به شکل پردهای بر عقل و فطرت میافتد و تصویری واژگونه از جهان و واقعیتهای آن در برابر شخص قرار میدهد. دراین حالت امکان هیچ گونه خطاب، تنبیه و هشدارباش فراهم نیست و شخص را نمیتوان از حالتی که در آن قرارگرفته رهایی بخشید. او مصداق ناشنوا و نابینای واقعی میشود و به تعبیر قرآن صم و بکم و عمی لایرجعون و لایعقلون میگردد. به تعبیر دیگر امکان بازگشت به فطرت سالم و تعقل برای او فراهم میشود و یا به سختی امکان آن فراهم میگردد. یکی از این خصلتها که زاویه دیدی دیگر پدید میآورد و شخص را تحت کنترل خود درمی آورد خصلت تعصب است. در نوشتار حاضر تلاش براین است تا این خصلت برپایه آموزههای قرآن و تحلیل و تبیین آن بازخوانی گردد.
معنای تعصب
واژه تعصب از لفظ عصب گرفته شده و به معنای آن است که شخص نسبت به چیزی واکنشهای عاطفی و احساسی به دور ازهرگونه معیارعقلانی و عقلایی داشته باشد. در حقیقت احساسی قوی و شدید و عاطفی است که برگرفته از وابستگی شدید به امری میباشد.
این واژه در امور چندی چون امور اعتقادی و معرفتی به کار میرود اما کاربرد اصلی و اصطلاحی آن که در این نوشتار نیز مورد نظر میباشد، در مسائل خانوادگی و خویشاوندی است. بنابراین تعصب، خصلتی است که شخص را به حمایت بی چون و چرا از خانواده و خویشان، چه ظالم باشند و چه مظلوم، وادار میسازد. [۱] البته این تعصب تنها نسبت به خویشان نزدیک نیست، بلکه گاه نسبت به قوم و قبیله و یا کشور ویا نژاد و یا فرهنگ و زبان نیز میتواند تحقق یابد. از این رو شخص بی هیچ دلیل عقلی و یا عقلایی و تنها بر پایه احساس و عواطف برخاسته از تعصبات خویشی وقومی و نژادی به دفاع از وی میپردازد.
آثار تعصب در شخص و جامعه
برای شناخت این خصلت، بهترین شیوه، بیان آثار و کارکردهای آن در حوزه روان شناختی، فردی و اجتماعی است. به این معنا که با بررسی و تحلیل آثار آن در شخص و جامعه میتوان با تعصب به عنوان خصلتی انسانی آشنا شد.
یکی از مهمترین آثاری که قرآن برای تعصب در حوزه فردی و روان شناختی آن را بیان میکند، عدم دستیابی به شناخت است. به این معنا که تعصبات و تقلید کورکورانه از نیاکان، مانع اصلی شناخت درست حقایق و ره یابی به آن است. افراد متعصب همه چیز را با معیارهای گذشتگان و خویشان خویش میسنجند. از این رو هر اندیشه و تفکری را که در میان خویش از سابقه و پیشینهای برخوردار نباشد به عنوان اندیشه باطل و نادرست به کناری مینهند. تاکید ایشان بر این مسئله است که ما این مسائل و مطالب را تاکنون از گذشتگان و پدران خویش نشنیدهایم. اگر مطلب درست وحقی بود حتما گذشتگان آن را مطرح میکردند و ما چیزی دربارهٔ آن میشنیدیم.
به نظر ایشان، گذشتگان به همه علوم و دانشها وحقایق دست یافتهاند و کمال، در آنان بوده است و کسی نمیتواند سخنی فراتر از آنان بیان کند و یا بیاورد. از این رو باور ندارند که کمالی درمیان معاصران و یا آیندگان باشد که گذشتگان بدان دست نیافته باشند. این گونه است که با هر شناخت جدید، مقابله میکند و در برابر هر شناخت حقی مقاومت میورزند. [۲]
قرآن بیان میکند که تعصبات عامل مهمی در نفهمیدن گفتار حق است؛ زیرا افراد متعصب حاضر نمیشوند تا به سخنان جدید که مطلب تازهای را بیان میکند، گوش دهند.
علل حق ناپذیری
این گونه است که اهل تعصب ناتوان از شناخت حق و یا پذیرش آن میشوند و خداوند به مسئله حق نا پذیری به عنوان یکی از آثار مهم تعصبات اشاره میکند. در تحلیل قرآن دربارهٔ علل حق ناپذیری اشخاص و عناد و انکار ایشان نسبت به آن، به مسئله تعصب اشاره شده و گفته میشود که تعصبات نه تنها عامل حق پذیری بلکه سدی بزرگ در برابر حق گرایی و رشد آن در اشخاص و افراد به شمار میآید.
قرآن در آیه۱۷۰ سوره بقره میفرماید: هنگامی که به ایشان گفته میشود به حقایق فروفرستاده شده از سوی خدا ایمان آورید با آن به مخالفت و مقابله برمی خیزند و میگویند ما چون به اندیشهها و سنتها و آداب اجدادی خویش انس و الفت گرفتهایم نمیتوانیم برخلاف آن عمل کنیم و اندیشه و بینش جدیدی را بپذیریم.
تحلیل قرآن دراین باره براین قرار گرفته است که ریشه چنین رفتارهای ضدحقانیت و مقاومت و مقابله با آن، درعدم اطاعت ایشان از عقلانیت است. از این رو از آنان میخواهد که در مسئله تعقل کنند و با تفکر و به کارگیری عقل، خود را از بحران حق گریزی نجات دهند. درحقیقت آنچه عامل حق ناپذیری و حق گریزی ایشان است، عواطف و احساسات ضدعقلانی است. درحقیقت پدرانشان، امری و چیزی را بی بهره گیری از عقل و تعقل پذیرفتهاند و آنان نیز کورکورانه بی بهره گیری از عقل و خرد درهمان راهی گام برمی دارند که پیش از این آنان کورکورانه رفتهاند. تاکید بر الفت و انس نشان میدهد که ایشان تنها برپایه عادت، این کار را انجام میدهند و برای فرار از تجدد و دگرگونی در بخشی از زندگی و اموری که بدان عادت کردهاند، نمیخواهند به آموزههای حقانی وحی ایمان آورند.
قرآن در آیات ۲۲ سوره زخرف و آیه۷۸ سوره یونس نیز به مسئله عادت و عواطف و احساسات و با اشاره به مسئله پیروی از آثار وسنتهای برجامانده از گذشتگان میکوشد تا ایشان را به رفتار کورکورانه خود آگاه سازد. درحقیقت تعصبات است که باعث میشود خرافات و سنتهای غیرعقلانی را همچنان نگه دارند و گام در همان راهی بگذارند که گذشتگان بی خرد ایشان درآن راه یافتهاند و سرشان به سنگ خورده است.
تعصب، مانع ایمان آوری
ممانعت و خودداری از ایمان آوردن، ازدیگر آثار تعصبات کورکورانه است. شخص، هنگامی که دربرابر حق، تنها با توجه به تعصبات قومی و قبیلهای موضع گیری میکند نمیتواند در دل و قلب خویش به حق ایمان آورد و آن را بپذیرد. به این معنا که حتی اگر حق را بشناسد، تعصبات نژادی نمیگذارد که آن حق به شکل ایمان در جان و دلش نفوذ کند و آن را باور نماید. از این رو قرآن تعصبات را عامل و سدی دربرابر ایمان آوری مردم متعصب میشمارد. چنین تعصبات قومی درمیان عربها به شکل شدیدی وجود داشته است.
قرآن تعصبات عربیت را مانع اصلی عدم ایمان آوری عربها به قرآن و توحید پیامبر (ص) برمی شمارد.[۳]
این گونه است که قرآن ریشه تقلید کورکورانه را در تعصبات میداند. به این معنا که اشخاص متعصب از دیگران به ویژه اجداد و نیاکان خویش تنها به عنوان آن که خویش و هم نژاد وی هستند پیروی میکنند و حاضر به پذیرش رفتارها و سنتها و آیینهای جدید هر چند عقلانی و موافق با فطرت و عقل سلیم، نمیشوند. [۴]
گمراهی از دین
از آثار مخرب و زیانبار تعصبات در زندگی شخصی باید به گمراهی از دین اشاره کرد. کسانی که گرفتار تعصبات میشوند به سبب عدم شناخت حق و یا حق ناپذیری و تقلید کورکورانه و عدم ایمان به حقایق مخالف تعصبات، دچارگمراهی میگردند. از این روقرآن تعصب را زمینه ساز فرو رفتن انسانها در گمراهی و گردابی هلاکت بار میداند به گونهای که در نهایت سر از دوزخ در میآورند. [۵].
نتیجه چنین تعصبات و آثار مخرب آن درحوزه روان شناسی فردی و درحوزه عمل فردی و اجتماعی، به شکل گرایش به گناه [۶] بروز مییابد.
اشخاص متعصب در منشها و هنجارهای اجتماعی، انسانهایی هستند که به گناهکاری بزهکاری گرایش مییابند. دل هایشان به جرم و جنایت میل پیدا میکند و از منش و کنشهای سالم اجتماعی دور میشوند. [۷] از این رو امام سجاد (ع) میفرماید: تعصبی که موجب میشود شخص از نظر اسلام و قرآن گناهکار شمرده شود این است که او اشرار قوم خویش را از نیکان اقوام دیگر برتر و بهتر شمارد. [۸] به این معنا که شخص با این تفکر، زمینه کمک به بزهکار و بدکار را فراهم میآورد و ظلم و ستم را تجویز میکند و به آن دامن میزند.
انحراف از عدالت
انحراف از عدالت و مخالفت با آن از مهمترین آثار مخرب و زیانبار تعصبات است که قرآن بدان اشاره میکند. [۹] به نظر قرآن بسیاری از مخالفتهای مردم با عدالت و تحقق آن درجامعه به سبب تعصبات ایشان نسبت به خویشان و اقوام و نژاد است. بسیار دیده شده و میشود که دو شخصی که با هم وارد اداره و یا مرکزی میشوند با یکی با مهر و محبت برخورد میشود و به دیگری کم محلی میشود. اگر ریشه این رفتارهای دوگانه و متضاد را جست و جو کنید در مییابید که تنها به این جهت شخصی مورد بی مهری و بی عدالتی قرار میگیرد که از قوم و نژاد و همزبان وی نبوده است. [۱۰]
بنابر این ریشه بسیاری از بی-عدالتیها در جامعه را میبایست در تعصبات افراد جست. از این رو قرآن از مردم میخواهد که تعصبات را به کناری نهند و معیارهای زندگی فردی و شخصی خویش را به دور از تعصبات قرار دهند.
رفتارهای خشونت آمیز نیز برخاسته از تعصبات است. کشتارها ونسل کشیهایی که در جوامع متعددی چون بالکان و بوسنی و هرزگوین و عراق و فلسطین اشغالی انجام شده و میشود یا در جامعه بوروندی و رواندا در آفریقا رخ داد همه دراین مساله ریشه داشته است.
براین اساس قرآن از تعصب به عنوان عامل مهم و اساسی خشونتهای بی-جا یاد میکند. [۱۱] این تعصبات به گونهای بوده که بسیاری از انسانها را تنها به سبب همین عامل به آتش کین سوزاندند و یا کشتند. [۱۲]
کینه توزیها [۱۳] و نافرمانیها [۱۴] از دیگر آثاری است که قرآن برای تعصبات بیان میکند.
عوامل زمینههای پـیدایش تعصب
قرآن در بیان علل و عوامل ایجادی تعصب، از جهل و نادانی به عنوان مهمترین عامل یاد میکند. یاد انسانهایی گرفتار این خصلت زشت اخلاقی و رفتار ناپسند و نابهنجار میشوند که شناخت درستی از موقعیت خود در هستی ندارند.[۱۵] بنابر این جهل و نادانی ریشه بسیاری از رفتارهای زشت و نابهنجار اجتماعی است. از این رو برای بازسازی افراد گرفتار تعصب میبایست آنان را به موقعیت خود در هستی آشنا ساخت.
از آن جایی که ریشه بسیاری از نابهنجاریها و صفات زشت و خصلتهای نادرست را میبایست درجهل و نادانی جست و ، قرآن بر این نکته تاکید میکند و خواهان کسب دانش و آگاهی واقعی میشود. اگر قرآن به مساله استکبار[۱۶]به عنوان عامل و یا زمینه ساز تعصبات اشاره میکند؛ از این روست که شخص جاهل با عدم درک درست از موقعیت و جایگاه خود در هستی، گرفتار تکبر و غرور درحوزه بینشی و نگرشی میگردد و همین غرور و تکبر است که درحوزه رفتارهای اجتماعی به شکل استکبار نسبت به دیگری بروز مییابد. کسانی که خود و خویشان خود را بنا به علل و عوامل نادرست و معیارها و ملاکهای باطل و برتر میبینند، نسبت به خود و خویشان تعصب میورزند و رفتاری استکباری در پیش میگیرند.
تفکر انحصار طلبی
از دیگر عواملی که زمینه تعصبات را در آدمی فراهم میآورد و او را به رفتارهای زشت و ناپسند و بی عدالتی سوق میدهد، تفکر انحصار طلبی است. افرادی بر این باورند که آنان تنها میتوانند به درجاتی از علم و دانش و یا مقاماتی انسانی دست یابند. و این توان و ظرفیت از عهده دیگران خارج است.
هرکسی که گمان میکند حق را یافته و تنها اوست که از این ظرفیت و توان برخوردار است و یا این حقیقت تنها در اندیشه و روش و منش اوست، گرفتار تعصب میشود و دیگر بر حقایق گوش نمیسپارد و حاضر به تغییر بینش و منش و کنش خویش نمیشود.
قرآن با اشاره به تفکر انحصار طلبی یهودیان و مسیحیان که حق را تنها ازآن خود میدانستند به آنان هشدار میدهد که همین تفکر نادرست موجب شده است که تعصب بی جا ورزند و حاضر به شنیدن و پذیرش آیات وحیانی قرآن و اسلام نگردند. [۱۷]
سلطه گری و کسب منافع مادی دنیوی و اشرافیت نیز از عوامل ایجادی و پدیداری تعصب در انسان است. کسانی که میکوشند تا بر دیگری تسلط یابند و چیره شوند و از آنان برای منافع دنیوی خویش سود برند خود را انسانهای برتری میدانند و در کنشهای ارتباطی خویش با دیگران، منش و کنش تعصب را درپیش میگیرند. تفکر اشرافیت و برتری نژادی و قومی، عامل اساسی تعصبات در میان مردم است که قرآن هم در تحلیل علل و عوامل پیدایش تعصب آمیز در میان مردم به این عامل اشاره میکند. [۱۸] کفر و بی ایمانی نسبت به خدا نیز عامل دیگری است که در قرآن بدان اشاره شده است. از نظر قرآن کسانی که کافر شده و دلهای ایشان به کفر گراییده، درحوزه عمل اجتماعی حمیتهای جاهلی را درپیش میگیرند و براساس تعصبات قومی و نژادی با دیگری برخوردار میکنند. درحقیقت کفر به حقایق و واقعیتهای هستی موجب میشود اموری در زندگی بشر، اساسی و اصلی شود که در بینش و تفکر اصیل و وحیانی از هیچ جایگاهی برخوردار باشد. دگرگونی معیارهای ارزش گذاری و سنجش که از راه کفر پدید میآید موجب میشود تا شخص به جای آن که تقوا را معیار برتری قرار دهد و دور شدن از زشتیها و پلشتیهای ضد فطرت سالم را اصالت بخشد و اموری را اصالت میبخشد که هیچ گونه ارتباطی با فطرت سالم و عقلانیت فطری ندارد. این گونه است که در اندیشه و بینش و نگرش ایشان مسایلی چون تعصبات قومی به عنوان معیار عمل قرار میگیرد و با دیگری بر اساس آن رفتار میکنند. [۱۹]
به هر حال تغییر معیارهای سنجش و داوری به سبب بینش برخاسته از کفر از اصلیترین علل و عوامل ایجادی تعصبات و اموری نابهنجار از این دست میباشد. این اساس پیامبر با مبارزه با همه این عوامل ایجادی تعصبات میکوشد تا مردم را به سوی راه درست در زندگی فردی و اجتماعی سوق دهد. رفتارهای به دور از تعصب پیامبر (ص) و مومنان راستین برای این بود تا به شکل عملی با این نوع تفکر و منش و کنش ارتباطی در جامعه خویش مبارزه کنند. (فتح آیه ۲۶) آن حضرت (ص) با تغییر بسیاری از امور و مسایل که بر پایه تعصبات، شکل و سامان داده شده بود کوشید تا معیارهای سنجش و داوری را تغییر دهد آن حضرت در مساله آب دهی به حاجیان و امور بسیار دیگری از این شیوه استفاده کرده است.
بردباری سلاح مبارزه با تعصب
یکی از کاربردیترین و کارآمدترین سلاحها برای مبارزه با هرگونه تعصبهای جاهلانه، بهره گیری از آرامش و بردباری است. قرآن به مومنان پیشنهاد میکند که برای مبارزه با تعصبات جاهلی میبایست از این سلاح به خوبی بهره گیرند. پیامبر (ص) و مومنان برای مبارزه با تعصبات جاهلی با بهره گیری از سلاح آرامش و بردباری توانستند اندیشهها و تعصبات جاهلی را در جامعه قرآنی مدینه در دوره حکومت خویش ریشه کن کنند. [۲۰] هر چند که این تعصبات پس از آن حضرت (ص) با توطئههای منافقان داخلی و کافران واقعی، دوباره سر برآورد و آثار و زخمهای آن در حوادث و رخدادهای پس از عصر پیامبر (ص) به ویژه در انتخاب نظام سیاسی اسلام و گزینش خلیفه و هم چنین حوادث و رخداد خونبار کربلا خود را نشان داد.
برای مبارزه با هرگونه تعصبات جاهلی، لازم است که با توکل و بهره گیری از ابزارهای آرامش و بردباری به مقابله و مبارزه با این خصلت زشت برخاست و تعصبات را از ریشه برکند. این امر به همگان ضروری و بایسته است؛ زیرا تعصبات جاهلی و جاهلانه در هر کسی عامل بسیاری از گمراهیهای فکری و جرم و جنایت و بی عدالتی و رفتارهای نابهنجاری اجتماعی است. از این رو خداوند در قرآن به کسانی که تعصبات جاهلی را در رفتار و کنش و منش خویش در پیش گرفتهاند عذاب الهی وعده میدهد و از آنان میخواهد که با دست کشیدن از آن، راه راست و اعتدال و عدالت را در پیش گیرند. [۲۱]
به هر حال از نظر قرآن تعصبات قومی بر خلاف دیدگاه ارزشی قرآن است و آن چه میبایست معیار داوری و منش رفتار اجتماعی در جامعه قرار گیرد تقوا است که فضیلت آدمی بدان سنجیده میشود.[۲۲]
در تحلیل قرآن تعصب مترفان [۲۳]، مجرمان [۲۴]، مسیحیان [۲۵]، یهودیان [۲۶] و مشرکان [۲۷] برخاسته از امری نادرست است و ریشه در جهل نادانی و انتخاب معیارهای نادرست و خلاف واقع دارد. از این رو از آنان میخواهد با کنار گذاشتن آن و کسب دانش و شناخت نسبت به حقایق هستی و واقعیتهای خود و جهان، خود را از بیماریهای قلبی تعصب رهایی و نجات بخشند و تقوا را پیشه خود سازند.[۲۸]زیرا تقوا که به معنای دوری از هرگونه پلشتی عقلی و عقلایی و شرعی است موجب میشود تا در رفتارهای اجتماعی، معروفها و سنتها و آداب و اخلاق پسندیده را معیار و ملاک منش و افراد کنش خویش قرار دهند.
پا نویس
- ↑ لسان العرب، ابن منظور، ج۹ص۲۳۳
- ↑ مومنون آیه24
- ↑ یونس آیه ۷۸ و انبیاء آیه۵۲ و ۵۳ و بقره آیه ۱۷۰ و شعراء آیه ۱۹۸ و 199
- ↑ بقره آیه ۱۷۰و مائده آیه ۱۰۴ و اعراف آیه ۷۰ و هود آیات ۶۲، ۸۷، ۱۰۹ و آیات دیگر
- ↑ مومنون آیات ۵۳ و ۵۴ و نیز فرقان آیات ۴۱ و 42
- ↑ اعراف آیه ۲۸و شعراء آیه ۱۹۸و ۲۰۰
- ↑ همان
- ↑ کافی ج ۲ ص ۲۳۳
- ↑ نساء آیه ۱۳۵ و مائده آیه ۸
- ↑ همان
- ↑ مریم آیه ۴۲ و ۴۶
- ↑ انبیاء آیه ۶۸ و عنکبوت آیه ۷۱ و ۲۴ و صافات آیات ۸۵ و ۸۶ و 97
- ↑ حجر آیه ۳۱و ۳۹ و نیز اعراف آیات۱۱تا ۱۷
- ↑ اعراف آیه ۱۲و ص آیات ۷۵ و ۷۶
- ↑ فتح آیه ۲۶
- ↑ صافات آیه ۳۵ و ۳۶
- ↑ بقره آیه ۱۳۵ و آل عمران آیه ۷۲ و 73
- ↑ ص آیه ۵تا ۷ و نیز نوح آیه ۲۱ و ۲۳
- ↑ فتح آیه 26
- ↑ فتح آیه ۲۶
- ↑ انعام آیه ۱۲۴ و فرقان آیه ۴۲ و لقمان آیه ۲۱ و فتح آیات ۲۵ و 26
- ↑ حجرات آیه ۳ و شعراء آیات ۱۹۸ و ۱۹۹ و فصلت آیه 44
- ↑ ز خرف آیه ۲۳
- ↑ صافات آیات ۳۴ و ۳۶
- ↑ بقره آیه ۱۲۰ و ۱۲۵
- ↑ همان
- ↑ فرقان آیات ۴۱ و ۴۲
- ↑ فتح آیه ۲۶







