فرهنگ مصادیق:امتحان! بازم من؟: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
 
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
سطر ۱: سطر ۱:
 
<div class="head1"> امتحان! بازم من؟ </div>
 
<div class="head1"> امتحان! بازم من؟ </div>
 
==مقدمه==
 
==مقدمه==
چرا امتحان الهى فقط مخصوص بعضى‌هاست؟ چرا ما كه نماز مى‌خوانیم، مشكلات‌مان بیشتر است و برعكس، كسانى كه خیلى چیزها را رعایت نمى‌كنند، خوش‌ترند و وضع‌شان بهتر است؟<br/>
+
چرا امتحان الهی فقط مخصوص بعضی‌هاست؟ چرا ما که نماز می‌خوانیم، مشکلات‌مان بیشتر است و برعکس، کسانی که خیلی چیزها را رعایت نمی‌کنند، خوش‌ترند و وضع‌شان بهتر است؟<br/>
  
در یك نگاه كلى، نظام جهان، براساس لطف و غلبه رحمت بر غضب است؛ به طور مثال، شاید صدها و هزاران نفر در عبور از خیابان، بى‌احتیاطى كنند و یا در هنگام رانندگى، قوانین را رعایت نكنند؛ اما تنها درصدى از آنها تصادف مى‌كنند. حال آیا ما مى‌توانیم اعتراض كنیم كه این همه افراد بى‌احتیاطى كردند، چرا تنها من باید تصادف كنم؟ واقعیت این است كه براساس تحلیل عادى و حتى عقلى همه كسانى كه بى‌احتیاطى مى‌كنند، سزاوار گرفتارى و مشكلات هستند؛ اما خداوند مهربان، نظام جهان را به گونه‌اى قرار داده كه براى بسیارى خطر پیش نیاید؛ زیرا با توجه به غفلت‌ها و نادانى‌هاى فراوان انسان‌ها، اگر قرار بود براى هر بى‌احتیاطى بلافاصله مجازات و خطرها تحقق پیدا كند، دنیا پرتلاطم مى‌شد و تداوم حیات براى اغلب انسان‌ها، طاقت‌فرسا مى‌شد؛ اما این لطف خدا، نباید موجب شود كه برخى مغرور شوند و همه گونه بى‌احتیاطى را انجام دهند و یا اگر یك نفر بى‌احتیاطى كرد و نتیجه عمل خودش را دید، نباید زبان به اعتراض بگشاید. در هر صورت، باید درصدى از انسان‌ها گرفتار شوند تا همگى مغرور نشوند و بى‌نظمى رایج نشود. حال چرا تنها عده‌اى گرفتار مى‌شوند و همگى در دنیا مجازات نمى‌شوند؟<br/>
+
در یک نگاه کلی، نظام جهان، براساس لطف و غلبه رحمت بر غضب است؛ به طور مثال، شاید صدها و هزاران نفر در عبور از خیابان، بی‌احتیاطی کنند و یا در هنگام رانندگی، قوانین را رعایت نکنند؛ اما تنها درصدی از آنها تصادف می‌کنند. حال آیا ما می‌توانیم اعتراض کنیم که این همه افراد بی‌احتیاطی کردند، چرا تنها من باید تصادف کنم؟ واقعیت این است که براساس تحلیل عادی و حتی عقلی همه کسانی که بی‌احتیاطی می‌کنند، سزاوار گرفتاری و مشکلات هستند؛ اما خداوند مهربان، نظام جهان را به گونه‌ای قرار داده که برای بسیاری خطر پیش نیاید؛ زیرا با توجه به غفلت‌ها و نادانی‌های فراوان انسان‌ها، اگر قرار بود برای هر بی‌احتیاطی بلافاصله مجازات و خطرها تحقق پیدا کند، دنیا پرتلاطم می‌شد و تداوم حیات برای اغلب انسان‌ها، طاقت‌فرسا می‌شد؛ اما این لطف خدا، نباید موجب شود که برخی مغرور شوند و همه گونه بی‌احتیاطی را انجام دهند و یا اگر یک نفر بی‌احتیاطی کرد و نتیجه عمل خودش را دید، نباید زبان به اعتراض بگشاید. در هر صورت، باید درصدی از انسان‌ها گرفتار شوند تا همگی مغرور نشوند و بی‌نظمی رایج نشود. حال چرا تنها عده‌ای گرفتار می‌شوند و همگی در دنیا مجازات نمی‌شوند؟<br/>
  
 
   
 
   
  
براى پاسخ به این پرسش، به مطالب زیر توجه كنید:<br/>
+
برای پاسخ به این پرسش، به مطالب زیر توجه کنید:<br/>
  
۱. حال كه قرار است براساس لطف و غلبه رحمت خدا تنها درصدى از مردم در دنیا گرفتار شوند، چرا در بیشتر موارد، انسان‌هاى مؤمن و نمازخوان، گرفتار مى‌شوند؛ در حالى كه خیلى از آدم‌هاى لاابالى و بى‌نماز، مشكلى برایشان پیش نمى‌آید و روز به روز، وضعشان بهتر مى‌شود و آیا راهى هست كه ما جزء افرادى باشیم كه گرفتارى‌ها كمتر به سراغمان بیایند؟ براى حل این موضوع كه از دغدغه‌هاى ذهنى بسیارى از افراد است، باید گفت، كه اولاً این طور نیست كه تنها انسان‌هاى باایمان، گرفتار باشند و افراد دیگر در خوشى و آسایش باشند؛ بلكه همان گونه كه در میان مؤمنان، برخى در سختى و گرفتارى هستند، در میان كافران و دنیاگرایان نیز برخى در سختى و مشكلات هستند؛
+
۱. حال که قرار است براساس لطف و غلبه رحمت خدا تنها درصدی از مردم در دنیا گرفتار شوند، چرا در بیشتر موارد، انسان‌های مؤمن و نمازخوان، گرفتار می‌شوند؛ در حالی که خیلی از آدم‌های لاابالی و بی‌نماز، مشکلی برایشان پیش نمی‌آید و روز به روز، وضعشان بهتر می‌شود و آیا راهی هست که ما جزء افرادی باشیم که گرفتاری‌ها کمتر به سراغمان بیایند؟ برای حل این موضوع که از دغدغه‌های ذهنی بسیاری از افراد است، باید گفت، که اولاً این طور نیست که تنها انسان‌های باایمان، گرفتار باشند و افراد دیگر در خوشی و آسایش باشند؛ بلکه همان گونه که در میان مؤمنان، برخی در سختی و گرفتاری هستند، در میان کافران و دنیاگرایان نیز برخی در سختی و مشکلات هستند؛
  
چنان كه خداوند متعال مى‌فرماید:<br/>
+
چنان که خداوند متعال می‌فرماید:<br/>
  
«اگر به شما آسیبى رسید، آن قوم را نیز آسیبى نظیر آن رسید و ما این روزها [ى شكست و پیروزى ]را میان مردم به نوبت مى‌گردانیم [تا آنان پند گیرند ]و خداوند، كسانى را كه [واقعاً ]ایمان آورده‌اند، معلوم بدارد و از میان شما گواهانى بگیرد و خداوند، ستمكاران را دوست نمى‌دارد». <ref>آل عمران/140</ref><br/>
+
«اگر به شما آسیبی رسید، آن قوم را نیز آسیبی نظیر آن رسید و ما این روزها [ی شکست و پیروزی ]را میان مردم به نوبت می‌گردانیم [تا آنان پند گیرند ]و خداوند، کسانی را که [واقعاً ]ایمان آورده‌اند، معلوم بدارد و از میان شما گواهانی بگیرد و خداوند، ستمکاران را دوست نمی‌دارد». <ref>آل عمران/140</ref><br/>
  
در هنگام مقایسه، باید شرایط و امكانات مساوى را در نظر گرفت؛ به طور مثال مؤمنانى كه از نظر بهره هوشى، امكانات مادى، شرایط جسمى و محیطى، در وضعیتى مشابه با افراد كافر مى‌باشند، با یكدیگر مقایسه شوند و نباید افراد باهوش كافر با افراد كم‌هوش مؤمن مقایسه شوند و ناكامى‌ها از سوى ایمان تحلیل شود. همچنین كه طبیعى است كه مقایسه ساكنان كشورهاى عقب‌مانده با مردم كشورهاى توسعه یافته، نتیجه كامل نخواهد داد. اگر این موضوع، به خوبى و در شرایط مساوى تحلیل شود، مى‌فهمیم كه مؤمنان، از جهت آرامش درونى و حتى آسایش بیرونى، در وضعیت بهترى قرار دارند و این، وعده حتمى خداوند است؛
+
در هنگام مقایسه، باید شرایط و امکانات مساوی را در نظر گرفت؛ به طور مثال مؤمنانی که از نظر بهره هوشی، امکانات مادی، شرایط جسمی و محیطی، در وضعیتی مشابه با افراد کافر می‌باشند، با یکدیگر مقایسه شوند و نباید افراد باهوش کافر با افراد کم‌هوش مؤمن مقایسه شوند و ناکامی‌ها از سوی ایمان تحلیل شود. همچنین که طبیعی است که مقایسه ساکنان کشورهای عقب‌مانده با مردم کشورهای توسعه یافته، نتیجه کامل نخواهد داد. اگر این موضوع، به خوبی و در شرایط مساوی تحلیل شود، می‌فهمیم که مؤمنان، از جهت آرامش درونی و حتی آسایش بیرونی، در وضعیت بهتری قرار دارند و این، وعده حتمی خداوند است؛
  
«و هر كس از خدا پروا كند، [خدا] براى او، راه بیرون شدنى قرار مى‌دهد».<ref>طلاق/2</ref><br/>
+
«و هر کس از خدا پروا کند، [خدا] برای او، راه بیرون شدنی قرار می‌دهد».<ref>طلاق/2</ref><br/>
  
بنابر آن‌چه گفته شد، سختى و گرفتارى، كم و بیش دامن‌گیر همه انسان‌ها مى‌شود و اختصاص به گروه خاصى ندارد؛ البته با تدبیر، مشورت و استفاده از عوامل مادى و معنوى، مى‌توان هجوم مشكلات را كم كرد. نباید برخى از مشكلاتى را كه به خاطر سستى، بى‌تدبیرى و بى‌احتیاطى به سراغ ما مى‌آیند، ناشى از ایمان خود بدانیم؛ مگر مواردى كه به خاطر حفظ ایمان، از سوى تبهكاران و بدخواهان، ما متحمل زیان مى‌شویم؛ چنان كه در قرآن مجید آمده است:<br/>
+
بنابر آن‌چه گفته شد، سختی و گرفتاری، کم و بیش دامن‌گیر همه انسان‌ها می‌شود و اختصاص به گروه خاصی ندارد؛ البته با تدبیر، مشورت و استفاده از عوامل مادی و معنوی، می‌توان هجوم مشکلات را کم کرد. نباید برخی از مشکلاتی را که به خاطر سستی، بی‌تدبیری و بی‌احتیاطی به سراغ ما می‌آیند، ناشی از ایمان خود بدانیم؛ مگر مواردی که به خاطر حفظ ایمان، از سوی تبهکاران و بدخواهان، ما متحمل زیان می‌شویم؛ چنان که در قرآن مجید آمده است:<br/>
  
«و بر آنان عیبى نگرفته بودند؛ جز این‌كه به خداى ارجمند ستوده، ایمان آورده بودند».<ref>بروج/8</ref><br/>
+
«و بر آنان عیبی نگرفته بودند؛ جز این‌که به خدای ارجمند ستوده، ایمان آورده بودند».<ref>بروج/8</ref><br/>
  
در این صورت گرفتارى‌هایى كه به خاطر حفظ ارزش‌ها و ایمان متوجه ما مى‌شوند، موجب پاداش فراوان و بالا رفتن مقام معنوى ما مى‌شوند و حتى گرفتارى‌هایى كه برخى به خاطر كوتاهى‌ها دامن‌گیر انسان مى‌شوند، موجب تخفیف گناهان و حتى كسب پاداش‌ها مى‌شوند. اگر چه باید تدبیر كنیم تا كمتر سختى‌ها و گرفتارى‌ها به سراغ ما بیایند، اما در صورت وجود مشكلات، باید آنها را به فال نیك بگیریم و با حفظ ایمان و استقامت خود، در جهت نزدیك‌تر شدن بیشتر به خداوند، از آنها بهره بگیریم.<br/>
+
در این صورت گرفتاری‌هایی که به خاطر حفظ ارزش‌ها و ایمان متوجه ما می‌شوند، موجب پاداش فراوان و بالا رفتن مقام معنوی ما می‌شوند و حتی گرفتاری‌هایی که برخی به خاطر کوتاهی‌ها دامن‌گیر انسان می‌شوند، موجب تخفیف گناهان و حتی کسب پاداش‌ها می‌شوند. اگر چه باید تدبیر کنیم تا کمتر سختی‌ها و گرفتاری‌ها به سراغ ما بیایند، اما در صورت وجود مشکلات، باید آنها را به فال نیک بگیریم و با حفظ ایمان و استقامت خود، در جهت نزدیک‌تر شدن بیشتر به خداوند، از آنها بهره بگیریم.<br/>
  
بنابر آن‌چه گفته شد، یكى از اصول زندگى كه باید بپذیریم و از سنت‌هاى عام خداوند است، سنت امتحان مى‌باشد. این امتحان، نه به قشرى خاص از افراد مربوط است و نه در زمان و مكانى مشخص صورت مى‌پذیرد. باید توجه داشت كه خداى متعال، گاهى به ما نعمت مى‌دهد و گاهى سختى و هر دو از وسایل آزمایش الهى مى‌باشند. كسى كه نعمت دارد، وظیفه دارد كه شاكر نعمت‌هاى الهى باشد و آنها را در راه خدا مصرف كند و كسى كه دچار سختى شده است، با صبر و بردبارى، در این امتحان الهى، پیروز خواهد شد.<br/>
+
بنابر آن‌چه گفته شد، یکی از اصول زندگی که باید بپذیریم و از سنت‌های عام خداوند است، سنت امتحان می‌باشد. این امتحان، نه به قشری خاص از افراد مربوط است و نه در زمان و مکانی مشخص صورت می‌پذیرد. باید توجه داشت که خدای متعال، گاهی به ما نعمت می‌دهد و گاهی سختی و هر دو از وسایل آزمایش الهی می‌باشند. کسی که نعمت دارد، وظیفه دارد که شاکر نعمت‌های الهی باشد و آنها را در راه خدا مصرف کند و کسی که دچار سختی شده است، با صبر و بردباری، در این امتحان الهی، پیروز خواهد شد.<br/>
  
هدف از امتحان الهى، شكوفا كردن استعدادهاى بشر و آشكار نمودن باطن و حقیقت آدمى و خالص ساختن وجود انسان و مشخص كردن شایستگى‌هاى آنان و جدا كردن افراد نیكوكار از بدكار است. بدون امتحان و آزمایش، افراد مستعد به آن درجه از كمال كه باید برسند، نمى‌رسند و نیروهاى درونى و نهفته آنان، به صورت بالقوه مى‌مانند و به فعلیّت نمى‌رسند. ابزار آزمایش الهى هم چیزهایى هستند كه مورد پسند و دل‌خواه انسان‌ها مى‌باشند و هم چیزهایى هستند كه مردم آنها را نمى‌پسندند كه برخى از آن‌ها به شرح زیر مى‌باشند:<br/>
+
هدف از امتحان الهی، شکوفا کردن استعدادهای بشر و آشکار نمودن باطن و حقیقت آدمی و خالص ساختن وجود انسان و مشخص کردن شایستگی‌های آنان و جدا کردن افراد نیکوکار از بدکار است. بدون امتحان و آزمایش، افراد مستعد به آن درجه از کمال که باید برسند، نمی‌رسند و نیروهای درونی و نهفته آنان، به صورت بالقوه می‌مانند و به فعلیّت نمی‌رسند. ابزار آزمایش الهی هم چیزهایی هستند که مورد پسند و دل‌خواه انسان‌ها می‌باشند و هم چیزهایی هستند که مردم آنها را نمی‌پسندند که برخی از آن‌ها به شرح زیر می‌باشند:<br/>
  
الف) گاهى خداوند، بندگانش را با زینت‌هاى دنیایى مى‌آزماید؛ <ref>كهف/87</ref>.<br/>
+
الف) گاهی خداوند، بندگانش را با زینت‌های دنیایی می‌آزماید؛ <ref>کهف/87</ref>.<br/>
  
ب) گاهى انسان‌ها را با تفاوتى كه در میان آنها مى‌گذارد، مى‌آزماید؛ <ref>انعام/165</ref>.<br/>
+
ب) گاهی انسان‌ها را با تفاوتی که در میان آنها می‌گذارد، می‌آزماید؛ <ref>انعام/165</ref>.<br/>
  
ج) گاهى مؤمنان را با سختى‌ها و شداید، امتحان مى‌كند؛ <ref>بقره/214</ref>.<br/>
+
ج) گاهی مؤمنان را با سختی‌ها و شداید، امتحان می‌کند؛ <ref>بقره/214</ref>.<br/>
  
د) گاهى آنان را با جهاد مى‌آزماید؛ <ref>آل عمران/142</ref>.<br/>
+
د) گاهی آنان را با جهاد می‌آزماید؛ <ref>آل عمران/142</ref>.<br/>
  
ه) گاهى بندگانش را با آرزوهایى كه از سوى كافران به آنها مى‌رسد، آزمایش مى‌كند؛ <ref>آل عمران/186</ref>.
+
ه) گاهی بندگانش را با آرزوهایی که از سوی کافران به آنها می‌رسد، آزمایش می‌کند؛ <ref>آل عمران/186</ref>.
 
== پانویس ==
 
== پانویس ==
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}
 
{{پانویس|colwidth=30em|۲}}

نسخهٔ ‏۱۶ دی ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۴۱

امتحان! بازم من؟

مقدمه

چرا امتحان الهی فقط مخصوص بعضی‌هاست؟ چرا ما که نماز می‌خوانیم، مشکلات‌مان بیشتر است و برعکس، کسانی که خیلی چیزها را رعایت نمی‌کنند، خوش‌ترند و وضع‌شان بهتر است؟

در یک نگاه کلی، نظام جهان، براساس لطف و غلبه رحمت بر غضب است؛ به طور مثال، شاید صدها و هزاران نفر در عبور از خیابان، بی‌احتیاطی کنند و یا در هنگام رانندگی، قوانین را رعایت نکنند؛ اما تنها درصدی از آنها تصادف می‌کنند. حال آیا ما می‌توانیم اعتراض کنیم که این همه افراد بی‌احتیاطی کردند، چرا تنها من باید تصادف کنم؟ واقعیت این است که براساس تحلیل عادی و حتی عقلی همه کسانی که بی‌احتیاطی می‌کنند، سزاوار گرفتاری و مشکلات هستند؛ اما خداوند مهربان، نظام جهان را به گونه‌ای قرار داده که برای بسیاری خطر پیش نیاید؛ زیرا با توجه به غفلت‌ها و نادانی‌های فراوان انسان‌ها، اگر قرار بود برای هر بی‌احتیاطی بلافاصله مجازات و خطرها تحقق پیدا کند، دنیا پرتلاطم می‌شد و تداوم حیات برای اغلب انسان‌ها، طاقت‌فرسا می‌شد؛ اما این لطف خدا، نباید موجب شود که برخی مغرور شوند و همه گونه بی‌احتیاطی را انجام دهند و یا اگر یک نفر بی‌احتیاطی کرد و نتیجه عمل خودش را دید، نباید زبان به اعتراض بگشاید. در هر صورت، باید درصدی از انسان‌ها گرفتار شوند تا همگی مغرور نشوند و بی‌نظمی رایج نشود. حال چرا تنها عده‌ای گرفتار می‌شوند و همگی در دنیا مجازات نمی‌شوند؟


برای پاسخ به این پرسش، به مطالب زیر توجه کنید:

۱. حال که قرار است براساس لطف و غلبه رحمت خدا تنها درصدی از مردم در دنیا گرفتار شوند، چرا در بیشتر موارد، انسان‌های مؤمن و نمازخوان، گرفتار می‌شوند؛ در حالی که خیلی از آدم‌های لاابالی و بی‌نماز، مشکلی برایشان پیش نمی‌آید و روز به روز، وضعشان بهتر می‌شود و آیا راهی هست که ما جزء افرادی باشیم که گرفتاری‌ها کمتر به سراغمان بیایند؟ برای حل این موضوع که از دغدغه‌های ذهنی بسیاری از افراد است، باید گفت، که اولاً این طور نیست که تنها انسان‌های باایمان، گرفتار باشند و افراد دیگر در خوشی و آسایش باشند؛ بلکه همان گونه که در میان مؤمنان، برخی در سختی و گرفتاری هستند، در میان کافران و دنیاگرایان نیز برخی در سختی و مشکلات هستند؛

چنان که خداوند متعال می‌فرماید:

«اگر به شما آسیبی رسید، آن قوم را نیز آسیبی نظیر آن رسید و ما این روزها [ی شکست و پیروزی ]را میان مردم به نوبت می‌گردانیم [تا آنان پند گیرند ]و خداوند، کسانی را که [واقعاً ]ایمان آورده‌اند، معلوم بدارد و از میان شما گواهانی بگیرد و خداوند، ستمکاران را دوست نمی‌دارد». [۱]

در هنگام مقایسه، باید شرایط و امکانات مساوی را در نظر گرفت؛ به طور مثال مؤمنانی که از نظر بهره هوشی، امکانات مادی، شرایط جسمی و محیطی، در وضعیتی مشابه با افراد کافر می‌باشند، با یکدیگر مقایسه شوند و نباید افراد باهوش کافر با افراد کم‌هوش مؤمن مقایسه شوند و ناکامی‌ها از سوی ایمان تحلیل شود. همچنین که طبیعی است که مقایسه ساکنان کشورهای عقب‌مانده با مردم کشورهای توسعه یافته، نتیجه کامل نخواهد داد. اگر این موضوع، به خوبی و در شرایط مساوی تحلیل شود، می‌فهمیم که مؤمنان، از جهت آرامش درونی و حتی آسایش بیرونی، در وضعیت بهتری قرار دارند و این، وعده حتمی خداوند است؛

«و هر کس از خدا پروا کند، [خدا] برای او، راه بیرون شدنی قرار می‌دهد».[۲]

بنابر آن‌چه گفته شد، سختی و گرفتاری، کم و بیش دامن‌گیر همه انسان‌ها می‌شود و اختصاص به گروه خاصی ندارد؛ البته با تدبیر، مشورت و استفاده از عوامل مادی و معنوی، می‌توان هجوم مشکلات را کم کرد. نباید برخی از مشکلاتی را که به خاطر سستی، بی‌تدبیری و بی‌احتیاطی به سراغ ما می‌آیند، ناشی از ایمان خود بدانیم؛ مگر مواردی که به خاطر حفظ ایمان، از سوی تبهکاران و بدخواهان، ما متحمل زیان می‌شویم؛ چنان که در قرآن مجید آمده است:

«و بر آنان عیبی نگرفته بودند؛ جز این‌که به خدای ارجمند ستوده، ایمان آورده بودند».[۳]

در این صورت گرفتاری‌هایی که به خاطر حفظ ارزش‌ها و ایمان متوجه ما می‌شوند، موجب پاداش فراوان و بالا رفتن مقام معنوی ما می‌شوند و حتی گرفتاری‌هایی که برخی به خاطر کوتاهی‌ها دامن‌گیر انسان می‌شوند، موجب تخفیف گناهان و حتی کسب پاداش‌ها می‌شوند. اگر چه باید تدبیر کنیم تا کمتر سختی‌ها و گرفتاری‌ها به سراغ ما بیایند، اما در صورت وجود مشکلات، باید آنها را به فال نیک بگیریم و با حفظ ایمان و استقامت خود، در جهت نزدیک‌تر شدن بیشتر به خداوند، از آنها بهره بگیریم.

بنابر آن‌چه گفته شد، یکی از اصول زندگی که باید بپذیریم و از سنت‌های عام خداوند است، سنت امتحان می‌باشد. این امتحان، نه به قشری خاص از افراد مربوط است و نه در زمان و مکانی مشخص صورت می‌پذیرد. باید توجه داشت که خدای متعال، گاهی به ما نعمت می‌دهد و گاهی سختی و هر دو از وسایل آزمایش الهی می‌باشند. کسی که نعمت دارد، وظیفه دارد که شاکر نعمت‌های الهی باشد و آنها را در راه خدا مصرف کند و کسی که دچار سختی شده است، با صبر و بردباری، در این امتحان الهی، پیروز خواهد شد.

هدف از امتحان الهی، شکوفا کردن استعدادهای بشر و آشکار نمودن باطن و حقیقت آدمی و خالص ساختن وجود انسان و مشخص کردن شایستگی‌های آنان و جدا کردن افراد نیکوکار از بدکار است. بدون امتحان و آزمایش، افراد مستعد به آن درجه از کمال که باید برسند، نمی‌رسند و نیروهای درونی و نهفته آنان، به صورت بالقوه می‌مانند و به فعلیّت نمی‌رسند. ابزار آزمایش الهی هم چیزهایی هستند که مورد پسند و دل‌خواه انسان‌ها می‌باشند و هم چیزهایی هستند که مردم آنها را نمی‌پسندند که برخی از آن‌ها به شرح زیر می‌باشند:

الف) گاهی خداوند، بندگانش را با زینت‌های دنیایی می‌آزماید؛ [۴].

ب) گاهی انسان‌ها را با تفاوتی که در میان آنها می‌گذارد، می‌آزماید؛ [۵].

ج) گاهی مؤمنان را با سختی‌ها و شداید، امتحان می‌کند؛ [۶].

د) گاهی آنان را با جهاد می‌آزماید؛ [۷].

ه) گاهی بندگانش را با آرزوهایی که از سوی کافران به آنها می‌رسد، آزمایش می‌کند؛ [۸].

پانویس

  1. آل عمران/140
  2. طلاق/2
  3. بروج/8
  4. کهف/87
  5. انعام/165
  6. بقره/214
  7. آل عمران/142
  8. آل عمران/186
منبع: سایت تبیان - تاریخ برداشت : 95/05/29
بازگشت به تبعیض نژادی