فرهنگ مصادیق:تبذیر در اموال دیگران: تفاوت بین نسخهها
جز (added Category:منکر اقتصادی using HotCat) |
جز (added Category:منکر اجتماعی using HotCat) |
||
| سطر ۱۰۳: | سطر ۱۰۳: | ||
[[رده:فهرست الفبایی مصادیق منکر]] | [[رده:فهرست الفبایی مصادیق منکر]] | ||
[[رده:منکر اقتصادی]] | [[رده:منکر اقتصادی]] | ||
| + | [[رده:منکر اجتماعی]] | ||
نسخهٔ ۱۶ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۱۸
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | اسراف و تبذیر از نگاه قرآن کریم چیست و چه آثار و پیامدهایی دارد؟ |
| ۲ | تبذیر |
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | تبذیر در اموال شخصی |
| ۲ | تشویق اسراف و تبذیر |
| ۳ | تبذیر در اموال بیت المال |
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده: علی سبحانی
محتویات
ولخرجی و تبذیر دام شیطانی
مقدمه
آموزههای قرآنی بر پایه عدل و عدالت بنیادگذاری شده است. از این رو روح حاکم در تمامی آموزههای وحیانی اسلام، عدل و اعتدال است و هرگونه رفتاری بیرون از دایره و اعتدال، به عنوان رفتاری ظالمانه معرفی شده است.
یکی از رفتارهایی که از نظر قرآن به عنوان رفتار ظالمانه معرفی شده و مردم از آن پرهیز داده شدهاند، تبذیر به معنای مصرف بیهوده نعمتهای الهی است. هر چند که این اصطلاح قرآنی با اصطلاح اسراف به معنای زیاده روی، شباهتهای معنایی دارد ولی تفاوتهایی نیز میان این دو رفتار انسانی وجود دارد که نویسنده در این مقاله بدان پرداخته است. با هم این مطلب را از نظر میگذرانیم.
مفهوم تبذیر
بی گمان یکی از راههای شناخت اصطلاح و مفهوم قرآنی، ریشه یابی اصل واژه و کاربردهای آن در فرهنگ عربی است. لذا برای درک درست مفهوم قرآنی تبذیر که از نظر خداوند امری ناهنجار معرفی شده و خداوند به صراحت مخالفت و دشمنی خود را با این گونه رفتار بیان داشته است، میبایست به ریشه یابی واژه پرداخت.
«تبذیر» از ماده «بذر» و به معنای پاشیدن دانه است. تبذیر در کاربردهای قرآنی به نوعی رفتار اطلاق میشود که میتوان آن را در فارسی به معنای ریخت و پاش گرفت.
به نظر میرسد که تبذیر بر خلاف اسراف از محدوده معنای بسیار اندکی برخوردار است؛ زیرا گستره معنایی واژه و اصطلاح قرآنی اسراف از چنان وسعتی برخوردار است که میتوان نسبت میان اسراف و تبذیر را عموم خصوص مطلق دانست.
با توجه به کاربردهای قرآنی واژه تبذیر میتوان گفت که تبذیر برخلاف اسراف، تنها یک واژه اقتصادی است و در دیگر حوزهها، کاربردی ندارد. این در حالی است که اسراف نه تنها در حوزه اقتصادی بلکه در حوزههای اخلاقی و اعتقادی و مانند دیگر نیز به کار میرود.
برای دست یابی به تفاوتها و شباهتهای معنایی این دو واژه و اصطلاح قرآنی باید ابتدا به کاربردهای آن دو توجه داشت.
چنان که گفته شد تبذیر از ریشه «بذر» یعنی پخش کردن چیزی است که کاربرد نخستین آن، پاشیدن بذر گیاهان مانند گندم و جو است. سپس این واژه به طور استعاره دربارهٔ کسی به کار رفته که مال خود را بیهوده تلف و پخش میکند.
«تبذیر به معنای تباه ساختن نعمت و زیاده روی در بهره گرفتن از منافع آن است.» خلیل بن احمد فراهیدی در تعریف تبذیر میگوید: التبذیر: افساد المال و انفاقه فی السرف؛ «تبذیر یعنی مال را فاسد کردن و در بخشش آن زیاده روی کردن». [۱]
راغب اصفهانی ادیب برجسته، در فرهنگ قرآنی خود، به نام «مفردات الفاظ قرآن» در معنای تبذیر مینویسد: «تبذیر به معنای پراکنده کردن است و اصل آن پاشیدن بذر است و برای هر کسی که مالش را ضایع کند به کار میرود.» [۲]
مرحوم طبرسی «ره» در تعریف تبذیر میفرماید: «تبذیر، پراکندن مال از روی اسراف است و ریشه آن پاشیدن بذر است». [۳]
طریحی نویسنده کتاب ارزشمند مجمع البحرین در بیان تعریف تبذیر ضمن آوردن شاهد مثال از آیه ۷۲ سوره اسری که خداوند در آن میفرماید: ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین، مینویسد: مبذرین کسانی هستند که در خرج کردن، تبذیر و زیاده روی میکنند و مال را در غیر آنچه خدا حلال و جایز دانسته مصرف میکنند). [۴]
اما اسراف که از ماده سرف گرفته شده به معنای هرگونه زیاده روی و خروج از حد اعتدال و میانه روی است.
د رهمه کتب لغوی و تفسیری این معنا در تعریف اسراف آمده است که اسراف عبارت است از خارج شدن و تجاوز نمودن از حد اعتدال در هر کاری که از انسان سر بزند. [۵]
از روایات بسیاری چنین استفاده میشود که اسراف به معنای خارج شدن از حد اعتدال و میانه روی است. از جمله این روایات میتوان به سخن امیرالمؤمنین علی (ع) توجه داد که میفرماید: فدع الاسراف مقتصدا؛ «اسراف را به خاطر میانه روی و حد اعتدال رها کن.» [۶]
با این توضیحات ملاحظه میکنیم که «اسراف» در برابر اعتدال و میانه روی قرار دارد و به هر گونه تجاوز از حدود الهی، درغیر اطاعت خداوند و به قصور و کوتاهی نسبت به حقوق الهی اطلاق میشود. درقرآن کریم برای تشویق مردم به اجتناب از اسراف، واژگانی چون عدالت و قصد و مانند آن به کار رفته است. واژه قصد و مشتقات آن در معانی چندی چون راست، متوسط و معتدل به کار رفته است. از جمله در کلام لقمان حکیم به فرزند خویش میفرماید: «واقصد فی مشیک»؛ در راه رفتن اعتدال را رعایت کن. [۷]
در جایی دیگر آمده است: فمنهم ظالم لنفسه و منهم مقتصد و منهم سابق بالخیرات؛ از میان آنها عدهای بر خود ستم کردند و عدهای میانه رو بودند و عدهای به اذن خدا در نیکیها از همه «پیشی» گرفتند. [۸]
حضرت علی(ع) در مورد قصد میفرمایند: «علیک بالقصد فی الامور»، برتو باد میانه روی درکارها. [۹] درخطبه همام از نشانههای متقین و پرهیزگاران میفرماید: «و ملبسهم الاقتصاد»؛ پوشاکشان میانه بود، بدین معنی که افراط و تفریط درکارها و زندگیشان وجود ندارد. [۱۰]
از مجموع این نظریهها چنین برمی آید که بین واژه اسراف به معنی اقتصادی آن با واژه تبذیر فرق زیادی وجود ندارد و تنها ممکن است درجهت تمایز بین این دو واژه گفته شود که با توجه به خصوصیات تعابیر لغت شناسان درمعنی تبذیر، مقصود از این واژه تلف کردن و ضایع نمودن مال است و زیاده روی در انفاقات شخصی و امور خیریه را شامل نمیشود، درحالی که اسراف، فراگیرتر از آن است. به عبارت دیگر هر تبذیری اسراف است ولی هر اسرافی تبذیر نیست.
از امام صادق(ع) جمله کوتاهی نقل شده است که ممکن است همین نکته را از آن استفاده کرد. آن حضرت فرمود: «ان التبذیر من الاسراف» یعنی، تبذیر از اسراف است. در این حدیث شریف، برای اسراف انواع و اقسامی فرض شده که تبذیر، شاخهای از آن معرفی شده است.
چنان که گفته شد کاربرد اسراف در حوزه اقتصادی تنها در چهار آیه آمده و بقیه موارد در حوزههای دیگری چون اعتقادی و اخلاقی و مانند آن میباشد. این درحالی است که در آیات قرآنی، تبذیر تنها در حوزه مسائل اقتصادی و رفتارهای ناهنجار اقتصادی به کار رفته است.
تفاوت اسراف و تبذیر
اسراف به معنای زیاده روی و تجاوزنمودن از حد اعتدال و میانه روی است؛ ولی تبذیر عبارت است از بی جهت مصرف کردن چیزی که به اتلاف آن منجر شود. از این رو در ترجمههای فارسی، تبذیر به معنای پخش کردن و ریخت و پاش و یا ولخرجی به کار رفته و ترجمه شده است. در بسیاری از همایشها و میهمانیهای رسمی و غیررسمی، برخی از مردم شیوه ناهنجاری را برگزیدهاند که اهل ایمان و دیانت آن را ریخت و پاش میدانند. از جمله زمانی که میزبانی برای میهمانی، غذای چند نفر را تهیه کند که بسیاری از آن مانده و دور ریز میشود، بی آن که به مصرف برسد.
درقرآن کریم واژه «اسراف» و مشتقات آن در بیست و سه مورد استعمال شده که در هر مورد، مفهومی ویژه دارد. در غالب موارد، مقصود از اسراف جنبههای اخلاقی، عقیدتی و تجاوز از حدود الهی است، و تنها در چهار مورد جنبه مالی را شامل میشود که با دو آیه «تبذیر» که کاربرد اختصاصی در حوزه مسائل اقتصادی و مالی دارد شش آیه میشود.
چهار آیهای که در آن واژه اسراف به معنای اقتصادی آن به کار رفته آیات ۱۴۱ سوره انعام، آیه ۱۳ سوره اعراف، آیه ۷۶ سوره فرقان و نیز ۶ نساء میباشد.
تمامی آیات مربوط به اسراف را میتوان به طور کلی به دو بخش اسراف در مال و نیز اسراف در مسائل غیرمالی چون امور اعتقادی و اخلاقی تقسیم کرد.
حتی اگر در عبادت، اسراف و زیاده روی شود، مثلا در وضو یا غسل، آب بیش از حد طبیعی مصرف گردد، اسراف است. بر همین اساس، پیامبر(ص) فرمود: «فی الوضوء اسراف، و فی کل شیء اسراف» در وضو و در هرچیزی میتواند اسراف راه یابد.
تنها دو آیه در قرآن است که واژه تبذیر در آن به کار رفته است که آن نیز در حوزه مسائل اقتصادی است. آیات ۶۲ و ۷۲ سوره اسراء دو آیهای هستند که واژه تبذیر درآن به کار رفته است. خداوند در آیات، رفتار اقتصادی را نقد کرده و هرگونه ریخت و پاشی را عامل دوری از خداوند و فقدان محبوبیت شخص در نزد خود میشمارد.
به هرحال، کاربرد قرآنی تبذیر مخصوص مواردی است که انسان اموال خود را به صورت غیرمنطقی و فاسدگونه، مصرف میکند. معادل آن در فارسی امروز «ریخت وپاش» و «ولخرجی» است. به تعبیر دیگر «تبذیر» آن است که مال در غیر موردش مصرف شود، هر چند کم باشد و اگر در موردش صرف شود «تبذیر» نیست هر چند زیاد باشد.
ریخت و پاش، دام شیطان
شیطان به شیوههای گوناگونی میکوشد تا آدمی را از راه حق و صراط مستقیم الهی بیرون برد. از این رو میکوشد تا با توجه به گرایشها و تمایلات هر شخص، عمل کرده و مردم را به سوی خود و دوری از خدا جلب و جذب کند.
بر این اساس ابلیس، برخی از مردم را با ریسمان رنگ و روی زنان و برخی دیگر را با ریسمان ثروت اندوزی و کنز و گروهی دیگر را با دین و ایمان گمراه میکند و از راه به در مینماید.
یکی از شیوههایی که ابلیس برای به بند کشیدن مردم از آن بهره میگیرد، احسان و نیکوکاری است. بسیاری از کسانی که میکوشند تا به قرب الهی دست یابند کارهای نیک انجام میدهند که از جمله آنها انفاق و دادن حقوق مالی دیگرانی است که بر گردن وی نهاده شده است. با این همه ابلیس آنان را تحریک میکند تا بیش از اندازه انفاق کرده و خود و خانواده خویش را در رنج افکند. خداوند با این که مردم را به انفاق و احسان تشویق و ترغیب میکند، با این همه از هرگونه تبذیر باز میدارد و میفرماید: وات ذا القربی حقه والمسکین و ابن السبیل ولاتبذر تبذیرا ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین و کان الشیطان لربه کفورا؛ و حق نزدیکان را بپرداز! و (همچنین) مستمند و در راه مانده را، و هرگز تبذیر مکن چرا که تبذیرکنندگان برادران شیطانند و شیطان کفران (نعمتهای) پروردگار کرد. [۱۱]
واژه «تبذیر»، تنها یک واژه اقتصادی است و در قرآن کریم فقط در همین دو آیه از سوره اسراء به کار رفته است. شاید در قرآن کریم کمتر مواردی بتوان پیدا کرد که با چنین لحنی تند و شدید از عملی نهی شده است. این بدان معناست که هرگونه رفتار اقتصادی باید در چارچوب اعتدال و میانه روی باشد وگرنه با عنوان رفتاری شیطانی معرفی میشود، حتی اگر این رفتار اقتصادی به ظاهر به نفع مردم بینوا و فقیر باشد، ولی از آن جایی که شرایط را بر شخص و خانواده وی سخت میکند، عملی زشت و ناهنجار و مغضوب خداوند معرفی شده است.
تبذیر در روایات
یکی از مسلمانان مدینه که دارای چند کودک بود، و شش غلام داشت، در بستر مرگ قرار گرفت. قبل از مرگ خود به خاطر جلب پاداش الهی، شش غلامش را آزاد نمود. پس از آن که از دنیا رفت، مسلمانان پس از غسل و تکفین، او را به خاک سپردند. سپس ماجرای او را در مورد آزادسازی غلامان، و فقر فرزندانش به آن پیامبر(ص) خبر دادند. حضرت فرمود: «اگر من اطلاع مییافتم نمیگذاشتم جنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن کنید، زیرا او کودکان خود را از ثروتش بی نصیب نمود، و آنان را فقیر و بی پناه گذاشت، تا دست گدایی به سوی مردم دراز کنند.»
براین اساس پیامبر(ص) از هرگونه تبذیر و زیاده روی در انفاق اموال بر حذر میداشت و اجازه نمیداد تا شخصی به گونهای رفتار کند که مصداق تبذیر باشد. در ماجرای ابولبابه (گفتن یک راز نظامی حکومت اسلامی به یهودیان) وی به گناه خود پی برد و توبه حقیقی کرد و پس از مدتی آیه ۲۰۱ سوره توبه در پذیرش توبه او از جانب خداوند نازل شد، پیامبر(ص) با تلاوت آن آیه، به او بشارت داد. ابولبابه به پیامبر(ص) عرض کرد: اجازه بده به شکرانه قبول شدن توبهام، نصف اموالم را انفاق کنم. پیامبر(ص) اجازه نداد. او عرض کرد: اجازه بده یک سوم آن را انفاق کنم، پیامبر(ص) اجازه داد.
امام صادق(ع) نیز در ذیل آیه «ولا تبذر تبذیرا» در پاسخ سئوال کنندهای فرمود: «من انفق شیئا فی غیرطاعه الله فهو مبذر و من انفق فی سبیل الله فهو مقتصد»؛ کسی که در غیر راه اطاعت فرمان خدا مالی انفاق کند، تبذیرکننده است و کسی که در راه خدا انفاق کند، میانه رو است. [۱۲]
امیر مومنان علی(ع) میفرماید: «الا ان اعطاء المال فی غیر حقه تبذیر و اسراف و هو یرفع صاحبه فی الدنیا و یضعه فی الاخره و یکرمه فی الناس و یهینه عندالله»؛ آگاه باشید مال را در غیر مورد استحقاق، صرف کردن، تبذیر و اسراف است، ممکن است این عمل انسان را در دنیا بلندمرتبه کند اما مسلما در آخرت پست و حقیر خواهد کرد. در نظر توده مردم ممکن است سبب اکرام گردد اما در پیشگاه خداوند موجب سقوط مقام انسان خواهد شد. [۱۳]
باز علی(ع) فرمود: «من اشرف الشرف الکف عن التبذیر والسرف»؛ از بلندمرتبهترین شرافتهای دوری از اسراف و تبذیر است. [۱۴]
و نیز آن حضرت فرمود: «علیک بترک التبذیر و الاسراف و التخلق بالعدل و الانصاف»؛ تبذیر و اسراف را ترک کن و به خصلت عدل و انصاف متخلق باش. [۱۵]
از نظر قرآن و روایات، هرگونه ریخت و پاشی که به معنای صرف بیهوده مال و ثروت باشد و یا موجبات سختی و تنگدستی خود و خانواده را فراهم آورد به عنوان مصداقی از مصادیق تبذیر شناخته شده و اجازه چنین رفتار ضداقتصادی به هیچ کس داده نمیشود.
در حوزه مسائل کلان اجتماعی و حکومتی میتوان با تاسف اعلام کرد که رفتارهای برخی از مدیران و دولتمردان رنگ و بوی تبذیر و اسراف دارد و در شرایطی که کشور در تنگناهای مالی و اقتصادی است، برگزاری مثلا همایشهای متعدد و بی فایده و یا کم فایده چه لزومی دارد و متاسفانه بعضا در همین سمینارها و کنفرانسها که میلیونها تومان صرف برپایی آنها میشود شاهد ریخت و پاشها و تبذیرهای اندوهبار هستیم که این رفتار با شعار امسال که اصلاح الگوی مصرف است در تضاد میباشد.
پا نویس
- ↑ العین، ج 7 ذیل واژه بذر.
- ↑ مفردات الفاظ القرآن الکریم، ماده بذر.
- ↑ مجمع البیان، ج 6، ص 410 در تفسیر آیه 72 سوره اسراء.
- ↑ مجمع البحرین: ماده بذر.
- ↑ رک: لغت نامه فرهنگ فارسی دکتر معین، المنجد الابجدی، تفسیر نمونه، ج 21.
- ↑ نهج البلاغه، نامه 31.
- ↑ لقمان آیه 91.
- ↑ فاطر/23.
- ↑ غررالحکم، فصل94، ص384.
- ↑ نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 481.
- ↑ اسراء آیه 62 و آیه 72.
- ↑ بنا بن نقل تفسیر صافی در ذیل آیه 92 سوره اسراء.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه 621.
- ↑ غرر و در رآمدی، ج6، ص24.
- ↑ غرر و درر آمدی، ج4، ص392.







