فرهنگ مصادیق:پرهیز از افراط و تفریط: تفاوت بین نسخهها
جز (Fayzi صفحهٔ پرهیز از افراط و تفریط را به فرهنگ مصادیق:پرهیز از افراط و تفریط منتقل کرد) |
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
||
| سطر ۱۰: | سطر ۱۰: | ||
== پرهیز از تحمیل کردن == | == پرهیز از تحمیل کردن == | ||
| − | گاهی پدران و مادران، پدربزرگها و مادربزرگها به زمان و عصر خود اشاره میکنند و بی توجه به مقتضیات زمان و مکان تأکید میکنند که ما وقتی به سن شما بودیم، این گونه رفتار میکردیم، این گونه لباس میپوشیدیم، این گونه زندگی میکردیم و نظایر آن و از فرزندان و یا نوههای خود انتظار دارند آنها هم همان | + | گاهی پدران و مادران، پدربزرگها و مادربزرگها به زمان و عصر خود اشاره میکنند و بی توجه به مقتضیات زمان و مکان تأکید میکنند که ما وقتی به سن شما بودیم، این گونه رفتار میکردیم، این گونه لباس میپوشیدیم، این گونه زندگی میکردیم و نظایر آن و از فرزندان و یا نوههای خود انتظار دارند آنها هم همان گونه رفتار کنند، همان گونه لباس بپوشند و همان طور زندگی کنند. در چنین شرایطی این سؤال مطرح میشود که آیا این شیوهٔ برخورد، به برقراری رابطهٔ انسانی و سالم منتهی میشود؟ یا اینکه بین پدران و مادران و نسل جوان فاصله ایجاد میکند؟<br/> |
متأسفانه گاهی اوقات پدران و مادران نظرها، رغبتها و علایق خود را به فرزندان تحمیل میکنند و حتی بدون توجه به سن و موقعیت آنان، رنگ و مدل لباس برای آنها انتخاب مینمایند. در چنین موقعیتی، بروز رفتارهایی از قبیل لجبازی، مقاومت منفی و سرکشی قابل پیش بینی است.<br/> | متأسفانه گاهی اوقات پدران و مادران نظرها، رغبتها و علایق خود را به فرزندان تحمیل میکنند و حتی بدون توجه به سن و موقعیت آنان، رنگ و مدل لباس برای آنها انتخاب مینمایند. در چنین موقعیتی، بروز رفتارهایی از قبیل لجبازی، مقاومت منفی و سرکشی قابل پیش بینی است.<br/> | ||
| سطر ۲۷: | سطر ۲۷: | ||
خانوادهٔ سالم و با نشاط، خانوادهای است که میان اعضای آن همدلی و همفکری و همکاری و هماهنگی وجود دارد و اعضای خانواده در کنار هم احساس امنیت و آرامش میکنند.<br/> | خانوادهٔ سالم و با نشاط، خانوادهای است که میان اعضای آن همدلی و همفکری و همکاری و هماهنگی وجود دارد و اعضای خانواده در کنار هم احساس امنیت و آرامش میکنند.<br/> | ||
اگر میخواهید به عنوان پدر یا مادر، خودتان را ارزیابی کنید و مورد بررسی قرار دهید که تا چه میزان با فرزندتان همدل و همفکر هستید، به این سؤالها پاسخ دهید: آیا با فرزندتان زبان مشترک، فکر مشترک و احساس مشترک دارید؟ آیا فرزند شما، زبان شما را میفهمد؟ آیا شما، زبان فرزندتان را درک میکنید؟ آیا فرزندتان، شما را محرم و امین خود میداند؟ | اگر میخواهید به عنوان پدر یا مادر، خودتان را ارزیابی کنید و مورد بررسی قرار دهید که تا چه میزان با فرزندتان همدل و همفکر هستید، به این سؤالها پاسخ دهید: آیا با فرزندتان زبان مشترک، فکر مشترک و احساس مشترک دارید؟ آیا فرزند شما، زبان شما را میفهمد؟ آیا شما، زبان فرزندتان را درک میکنید؟ آیا فرزندتان، شما را محرم و امین خود میداند؟ | ||
| − | البته شایان ذکر است که همدلی و همزبانی با نوجوان، به معنای تسلیم شدن به تمام خواستها و تقاضاهای او نیست. مسألهای که امروزه برخی از خانوادهها از آن رنج میبرند، مسأله فرزند سالاری است که بر اثر محبت بیش از حد و | + | البته شایان ذکر است که همدلی و همزبانی با نوجوان، به معنای تسلیم شدن به تمام خواستها و تقاضاهای او نیست. مسألهای که امروزه برخی از خانوادهها از آن رنج میبرند، مسأله فرزند سالاری است که بر اثر محبت بیش از حد و توجه بیش از حد حاصل میشود.<br/> |
همزبانی با نوجوان به معنای شناخت زبان و منطق او و برقراری ارتباط بر اساس ویژگیهای شناختی و عاطفی است.<br/> | همزبانی با نوجوان به معنای شناخت زبان و منطق او و برقراری ارتباط بر اساس ویژگیهای شناختی و عاطفی است.<br/> | ||
نسخهٔ ۶ دی ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۲۲
محتویات
مقدمه
شما در امر تربیت و تعلیم فرزندتان چگونه عمل میکنید؟ آیا گاهی بسیار سخت گیر و گاهی بسیار سهل گیر هستید؟ نوجوان در این دوره گاهی میخواهد بطور افراطی خود را با محیط سازگار کند و گاهی در اندیشهٔ این است که بطور تفریطی محیط را با خود سازگار نماید. نوجوان گاهی گوشه گیر میشود و کّنج عزلت انتخاب میکند و گاهی به رفاقت و دوستی با دیگر نوجوانان رو میآورد و دوستی آنها به شیفتگی و وابستگی تبدیل میشود. سؤال عمده این است که آیا شما هم در مقام پدر و مادر به دامن افراط و تفریط میافتید؟ یا اینکه تلاش میکنید نوجوان را به سوی اعتدال هدایت کنید؟
برخی از افراد توصیهٔ با فرزندان خود دوست شوید را به درستی نفهمیدهاند و دچار سوء تعبیر شدهاند. آنها فکر میکنند برای دوست و نزدیک شدن با نوجوان باید با او هم صدا و هم رنگ شوند و هر چه او خواست، آنها هم بخواهند و بدون قید و شرط با همهٔ خواستهای وی موافقت کنند. در حالی که این شیوهٔ دوست شدن درست نیست و باید نوجوان را با اصول، ارزشها، هنجارها، قواعد و واقعیتها آشنا کرد و دست او را گرفت و به سوی حقایق هدایت نمود.
سعی کنید با نوجوان بر اساس اصل اعتدال رفتار نمایید. ضمن آنکه به رعایت مقررات و انضباط تأکید میکنید و از فرزندتان میخواهید در عمل به آنها پای بند باشد، در صورت نیاز از اجرای مستبدانهٔ آنها صرف نظر و اغماض کنید و دامن اعتدال را از دست ندهید. گاهی اوقات نوجوان در مقابل انضباط شدید مقاومت میکند و تمایل به سرپیچی و نافرمانی از خود نشان میدهد. در این شرایط باید از خود نرمش نشان دهید، به ریشه یابی این گونه رفتارها بپردازید و با اغماض و سعهٔ صدر با او ببرخورد کنید.
پرهیز از مقایسه کردن
تفاوتهای موجود در انسان بیانگر این نکته است که پدر و مادر باید با فرزندان خود مطابق روحیه، علایق و ویژگیهای او رفتار کنند و هرگز تواناییها و ناتوانیهای کودکی را با کودک دیگر یا نوجوانی را با نوجوان دیگر مقایسه نکنند. زیرا مجموعهٔ عواملی که از بدو انعقاد نطفه تا زمان حیات فرد در فرایند رشد و تحوّل او در ابعاد گوناگون دخالت داشته یا دارند، متفاوت است. متأسفانه اکثر پدران و مادران، فرزندان نوجوان خود را با یکدیگر، با دوستان و خویشاوندان مقایسه میکنند و بدین ترتیب میخواهند آنها را به فعالیّت بیشتر تحریک کنند. در حالی که این روش درست نیست و نتیجه معکوس حاصل میشود و باید از مقایسهٔ فرزندان یا فرزندان خود اجتناب کنید. نوجوان غرور خاصی دارد و نزد برادر یا خواهر و یا همسالان خود دارای آبرو و احترام ویژهای است. لذا هنگامی که او را با کس دیگری مقایسه میکنید ( به طور معمول مقایسه بر اساس ناتوانیها و ضعفها صورت میگیرد)، در واقع اصل تفاوتهای فردی را نادیده میگیرید، غرور او را میشکنید و تواناییهای او را مورد غفلت قرار میدهید. اغلب اوقات هدف از مقایسه کردن، طرح ناتوانیهای فرد و تحقیر و سرزنش کردن اوست.
پرهیز از تحمیل کردن
گاهی پدران و مادران، پدربزرگها و مادربزرگها به زمان و عصر خود اشاره میکنند و بی توجه به مقتضیات زمان و مکان تأکید میکنند که ما وقتی به سن شما بودیم، این گونه رفتار میکردیم، این گونه لباس میپوشیدیم، این گونه زندگی میکردیم و نظایر آن و از فرزندان و یا نوههای خود انتظار دارند آنها هم همان گونه رفتار کنند، همان گونه لباس بپوشند و همان طور زندگی کنند. در چنین شرایطی این سؤال مطرح میشود که آیا این شیوهٔ برخورد، به برقراری رابطهٔ انسانی و سالم منتهی میشود؟ یا اینکه بین پدران و مادران و نسل جوان فاصله ایجاد میکند؟
متأسفانه گاهی اوقات پدران و مادران نظرها، رغبتها و علایق خود را به فرزندان تحمیل میکنند و حتی بدون توجه به سن و موقعیت آنان، رنگ و مدل لباس برای آنها انتخاب مینمایند. در چنین موقعیتی، بروز رفتارهایی از قبیل لجبازی، مقاومت منفی و سرکشی قابل پیش بینی است.
توجه به کسب هویت نوجوان
یکی از ویژگیهای دوران نوجوانی و جوانی، تلاش برای کسب هویت و شناخت هویت واقعی خود است. نوجوان همه چیز میخواهد، امّا دقیقاً نمیداند چه چیزهایی باید بخواهد. نوجوان در جست و جوی نام است و میخواهد خود را بشناسد و بشناساند. از این رو کوچکترین بی توجهی به نوجوان، آغاز یک انحراف است. اریک اریکسون ( نوردبی و هال، ۱۳۶۹) بر این باور است که در دورهٔ نوجوانی، فرد حسی از هویت خود به عنوان یک انسان منحصر به فرد را تجربه میکند. نوجوان از این نکته آگاه میشود که ویژگیهای خاص خود، سلیقهها و آرزوهای خاص خود را دارد. این دوره، زمان آن است که مشخص شود او کیست و چه میخواهد باشد. نوجوان نیاز دارد هویت مشخصی از خود به دست آورد تا بتواند به عنوان فردی یکتا به زندگی اش جهت دهد، احساس ارزشمند ی کند، از وابستگیها رهایی یابد و بالاخره برای استقلال مالی، تحصیل، شغل، ازدواج و آیندهٔ خود برنامه ریزی کند.
کسب هویت، به خودی خود، امر بزرگی است و نوجوان را با فشارهای گوناگون روبرو میسازد. نوجوان در سنین دبیرستان بر اثر ظهور علایم ثانویه جنسی و بروز تغییراتی در وضعیت جسمانی او ( مانند دو رگه شدن صدا، رشد قد، رشد پستانها در دختران و رویش مو در صورت پسران)، دچار آشفتگی و بحران هویت میشود. در این وضعیت گاهی نوجوان از خانواده جدا و به سوی دوستان و گروه همسالان کشیده میشود. نوجوان در این زمان نیاز به تعلق داشتن به گروه و نیاز به پذیرفته و تأیید شدن را بطور شدید بیشتر از هر زمان دیگر احساس میکند. از این رو برای ارضای این گونه نیازها، به راحتی با گروه مورد نظرش هم نوایی میکند، هنجارهای گروه مورد نظرش را میپذیرد و در لباس پوشیدن، آرایش مو، رفتار، زبان و عقاید از آن گروه تقلید میکند ( کلمز و همکاران، ۱۳۷۳).
در این دوره، نوجوان فکر میکند هیچ چیز ندارد، امّا همه چیز دارد، در رویا زندگی میکند، امیال زودگذر دارد و به آنچه ندارد میاندیشد، نه به آنچه دارد. از این رو نوجوان، با جدیترین بحرانها روبرو است. این بحرانها به قدری جدی هستند که برخوردهای افراطی یا تفریطی والدین و یا عدم برقراری رابطهٔ درست با نوجوان ( مسخره، طرد و تحقیر کردن) پیامدهای نامطلوبی به دنبال خواهد داشت. در این وضعیت که نوجوان مادر و پدر خود را امین نمیداند و کانون خانواده برای او پناهگاهی امن نیست، احتمال دروغ گویی، پنهان کاری، فرار از خانه، پناه بردن به کانون، شخص و یا گروه دیگری وجود دارد. زیرا چنین نوجوانی احساس انزوا و طرد شدگی مینماید، احساس میکند قادر به انجام دادن کاری نیست و در خانواده و جامعه جایگاهی ندارد. در این حالت نوجوان احساس میکند که در گذشته پدر و مادرش او را فریب دادهاند و در نتیجه کاخ باورهایش فرو ریخته و از اینکه به خانواده اش نزدیک شود، بیم دارد، تا مبادا مطرود شود.
بالاخره چنین نوجوانی سرکش و پرخاش گر میشود و تشویقها و ارزیابیهای مثبت پدر و مادر را رد میکند و بی ارزش میداند. البته گفتنی است که گاهی اوقات این گونه نوجوانان و جوانان دچار سر درگمی و عدم اطمینان نسبت به خود میشوند و مدام از دیگران انتظار دارند که آنان را تأیید و تحسین کنند و یا در همهٔ امور آنان را راهنمایی نمایند. گاهی نوجوان، فکر میکند همه چیز را میداند، امّا دقیقاً چیزی نمیداند و بی تجربه است و نیاز به راهنمایی و همراهی دیگران دارد. در این شرایط بحرانی، پدر و مادر وظیفه دارند با رعایت اصول برقراری رابطهٔ انسانی، با شکیبایی و بردباری با فرزند نوجوانشان رباطه برقرار کنند و با او مدارا نمایند تا نوجوان به سلامت این دوره را پشت سر گذارد و آن را طی کند. به نوجوان باید کمک کرد تا خویشتن خویش را همان طور که هست، ببیند و بپذیرد و به خودشناسی لازم نایل گردد.
توجه به نیازهای همه جانبه
سلامت روانی و جسمانی نوجوان در سایهٔ توجه به نیازهای همه جانبهٔ او تأمین میشود. خانوادهای که به تأمین نیازهای همه جانبهٔ اعضای خود میاندیشد، رشد همه جانبهٔ آنان را موجب میشود و افراد رشید ( رشد یافته از تمام جنبهها) به جامعه عرضه میکند. پدر و مادر موظف هستند همان قدر که به نیازهای جسمانی فرزندشان اهمیت میدهند ( مانند غذا و لباس )، به نیازهای روانی آنها نیز توجه کنند. عدم توجه به نیازهای روانی فرزندان، موجب عدم تعاول روانی میگردد و در نتیجه احتمال بروز اختلالهای روانی و عاطفی وجود خواهد داشت.
نوجوان بطور معمول نیازش را بطور مستقیم ابراز نمیکند. شما باید از رفتار او به نیازهایش پی ببرید. برای مثال نوجوان گاهی خواهر یا برادر کوچک تر را اذیت میکند، وقتش را به بطالت میگذراند و رفتارهایی برای جلب توجه از خود نشان میدهد. در این شرایط با دقت به حرفهایش گوش بدهید و با نگاه با او ارتباط برقرار کنید. در این باره باید تأکید کرد که اجازه دهید نوجوان با شما درددل کند و حرف بزند.
یکی از نیازهای روانی هر انسان، نیاز به محبت است. پدر و مادر آگاه، از مهر ورزیدن، دریغ نمیکنند و به اهمیت محبت به عنوان غذای روحی توجه دارند. آنها میدانند که اگر نیازهای روانی نوجوان برآورده نشود، تعادل روانی او مختل میگردد و چون انسان موجودی محبت جو است برای ارضای این نیاز به شخص یا مکان دیگری پناه میبرد. نوجوان باید احساس کند که پدر و مادرش او را دوست دارند. ابراز محبت با بیان کلماتی ساده امّا به گرمی، مانند پسرم یا دخترم دوستت دارم. من وجود تو را دوست دارم، تو پسر یا دختر خوبی هستی صورت میگیرد. البته ممکن است نوجوان در مقابله این گونه رفتارها واکنشی تمسخر آمیز از خود نشان دهد، ولی اطمینان داشته باشید که نوجوان به ابراز محبت از طرف والدین نیاز دارد و از آن لذّت میبرد.
همدلی و همفکری
خانوادهٔ سالم و با نشاط، خانوادهای است که میان اعضای آن همدلی و همفکری و همکاری و هماهنگی وجود دارد و اعضای خانواده در کنار هم احساس امنیت و آرامش میکنند.
اگر میخواهید به عنوان پدر یا مادر، خودتان را ارزیابی کنید و مورد بررسی قرار دهید که تا چه میزان با فرزندتان همدل و همفکر هستید، به این سؤالها پاسخ دهید: آیا با فرزندتان زبان مشترک، فکر مشترک و احساس مشترک دارید؟ آیا فرزند شما، زبان شما را میفهمد؟ آیا شما، زبان فرزندتان را درک میکنید؟ آیا فرزندتان، شما را محرم و امین خود میداند؟
البته شایان ذکر است که همدلی و همزبانی با نوجوان، به معنای تسلیم شدن به تمام خواستها و تقاضاهای او نیست. مسألهای که امروزه برخی از خانوادهها از آن رنج میبرند، مسأله فرزند سالاری است که بر اثر محبت بیش از حد و توجه بیش از حد حاصل میشود.
همزبانی با نوجوان به معنای شناخت زبان و منطق او و برقراری ارتباط بر اساس ویژگیهای شناختی و عاطفی است.
هماهنگی و همکاری عاملان تربیتی
در نظام آموزش و پرورش یک جامعه بطور اعم و در نظام تعلیم و تربیت یک خانواده به طور اخص، باید میان کلیهٔ عاملان تربیتی و تعلیمی همدلی، همفکری، همکاری و هماهنگی وجود داشته باشد. رشد سالم و مطلوب در یک فضای هماهنگ صورت میگیرد. در خانوادههایی که بین پدر و مادر هماهنگیهای ضروری در امر تربیت و تعلیم فرزندان وجود ندارد، برای مثال مادر، پدر را تحقیر میکند و یا پدر، با مادر مخالفت میکند، درون فرزندان سرشار از تعارضها و کشاکشهای روانی است. در چنین شرایطی نوجوان نمیتواند به حیات سالم خود ادامه دهد و دچار اضطراب و نا امنی میشود.







