فرهنگ مصادیق:برای محتضر چیکار کنیم؟: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح ارقام)
 
(اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)
 
(۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۱ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱۵: سطر ۱۵:
 
اما قرآن در مورد نشانه‌های احتضار در سوره احزاب تمثیلی آورده است که در خصوص شناخت حالت احتضار تا حدی راهنماست. در آیات مربوط به جنگ احزاب، حالت گروهی از کارشکنان، هنگام پدید آمدن احساس ترس از شکست، به کسی تشبیه شده که اسباب مرگ، وی را احاطه کرده و دچار پریشانی و زوال عقل گردیده است؛ چشمانش بی حرکت مانده، پلک نمی‌زند و دیدگانش از شدت ترس مانند کسی که به غشوه مرگ افتاده در حدقه می‌چرخد ... : «فَاِذا جاءَ الخَوفُ رَاَیتَهُم یَنظُرونَ اِلَیکَ تَدورُ اَعیُنُهُم کَالَّذی یُغشی عَلَیهِ مِنَ المَوتِ... .» <ref>(احزاب، 19).</ref><br/>
 
اما قرآن در مورد نشانه‌های احتضار در سوره احزاب تمثیلی آورده است که در خصوص شناخت حالت احتضار تا حدی راهنماست. در آیات مربوط به جنگ احزاب، حالت گروهی از کارشکنان، هنگام پدید آمدن احساس ترس از شکست، به کسی تشبیه شده که اسباب مرگ، وی را احاطه کرده و دچار پریشانی و زوال عقل گردیده است؛ چشمانش بی حرکت مانده، پلک نمی‌زند و دیدگانش از شدت ترس مانند کسی که به غشوه مرگ افتاده در حدقه می‌چرخد ... : «فَاِذا جاءَ الخَوفُ رَاَیتَهُم یَنظُرونَ اِلَیکَ تَدورُ اَعیُنُهُم کَالَّذی یُغشی عَلَیهِ مِنَ المَوتِ... .» <ref>(احزاب، 19).</ref><br/>
  
این مطلب می‌تواند اشاره به احتضار کافر و شخصی که از مرگ می‌ترسد و امیدی به الطاف الهی ندارد ، داشته باشد. در روایات در مورد احتضار مومن آمده است که: نشانه مؤمن در حال احتضار اینست که چهره‌اش سپیدتر شود و از پیشانیش عرق ریزد و از دو چشمش مانند اشک سرازیر شود و جانش برآید. <ref>(کافی، ص 134، به سند از ابی حمزه از امام باقر علیه‌السّلام).</ref><br/>
+
این مطلب می‌تواند اشاره به احتضار کافر و شخصی که از مرگ می‌ترسد و امیدی به الطاف الهی ندارد، داشته باشد. در روایات در مورد احتضار مومن آمده است که: نشانه مؤمن در حال احتضار اینست که چهره‌اش سپیدتر شود و از پیشانیش عرق ریزد و از دو چشمش مانند اشک سرازیر شود و جانش برآید. <ref>(کافی، ص 134، به سند از ابی حمزه از امام باقر علیه‌السّلام).</ref><br/>
  
 
یقین خود شخص نیز (در صورتی که دلیل عقلی داشته باشد) نیز می‌تواند علامت باشد. انسان در لحظات احتضار، به جدایی یقین پیدا می‌کند: «و ظَنَّ اَنَّهُ الفِراق.»<ref> (قیامت/ 28).</ref> مراد از «ظنّ» در این آیه، علم و یقین است؛ زیرا انسان در حالت احتضار، به جدایی از دنیا، مال، اهل و فرزندان یقین می‌یابد. <ref>(روح‌البیان، ج10، ص255؛ جامع‌البیان، مج14، ج29، ص243) .</ref>گفته شده: مراد از ظنّ، گمان است و ممکن است کاربرد ظنّ در مورد او برای استهزا باشد.<ref>(التفسیر الکبیر، ج29، ص231).</ref><br/>
 
یقین خود شخص نیز (در صورتی که دلیل عقلی داشته باشد) نیز می‌تواند علامت باشد. انسان در لحظات احتضار، به جدایی یقین پیدا می‌کند: «و ظَنَّ اَنَّهُ الفِراق.»<ref> (قیامت/ 28).</ref> مراد از «ظنّ» در این آیه، علم و یقین است؛ زیرا انسان در حالت احتضار، به جدایی از دنیا، مال، اهل و فرزندان یقین می‌یابد. <ref>(روح‌البیان، ج10، ص255؛ جامع‌البیان، مج14، ج29، ص243) .</ref>گفته شده: مراد از ظنّ، گمان است و ممکن است کاربرد ظنّ در مورد او برای استهزا باشد.<ref>(التفسیر الکبیر، ج29، ص231).</ref><br/>
سطر ۳۶: سطر ۳۶:
 
«... رَسُولَ اللهِ صلی الله علیه و آله: قَالَ لَقِّنُوا مَوْتَاکُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ فَإِنَّ مَنْ کَانَ آخِرُ کَلَامِهِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ دَخَلَ الْجَنَّة<ref>(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شیخ صدوق، ترجمه انصاری، ص 375).</ref>؛ رسول خدا فرمودند: به مردگان خود «لا اله الّا اللَّه» تلقین کنید. زیرا  کسی که آخرین سخنش «لا اله الّا اللَّه»  باشد، وارد بهشت می‌گردد.<br/>
 
«... رَسُولَ اللهِ صلی الله علیه و آله: قَالَ لَقِّنُوا مَوْتَاکُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ فَإِنَّ مَنْ کَانَ آخِرُ کَلَامِهِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ دَخَلَ الْجَنَّة<ref>(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شیخ صدوق، ترجمه انصاری، ص 375).</ref>؛ رسول خدا فرمودند: به مردگان خود «لا اله الّا اللَّه» تلقین کنید. زیرا  کسی که آخرین سخنش «لا اله الّا اللَّه»  باشد، وارد بهشت می‌گردد.<br/>
  
اقرار به اسامی چهارده معصوم، توسل به ادعیه وارده که در منابعی همچون مفاتیح الجنان موجودند ، و قرائت سوره‌هایی همچون یس و صافات و آیه سخره <ref>(اعراف/ 54).</ref> و سه آیه آخر سوره احزاب نیز سفارش شده است.<br/>
+
اقرار به اسامی چهارده معصوم، توسل به ادعیه وارده که در منابعی همچون مفاتیح الجنان موجودند، و قرائت سوره‌هایی همچون یس و صافات و آیه سخره <ref>(اعراف/ 54).</ref> و سه آیه آخر سوره احزاب نیز سفارش شده است.<br/>
  
 
در صورت سخت جان دادن محتضر هم، بهتر است محتضر را به مکانی که در آن [[نماز]] می‌خوانده ببرند. البته اگر باعث آزار او نمی‌شود. زیرا لازم است در زمان احتضار از لمس بدن محتضر به جهت رعایت حال او پرهیز کرد. در روایت آمده است که هر گونه تماس و ارتباطی می‌تواند برای محتضر دردناک باشد.<br/>
 
در صورت سخت جان دادن محتضر هم، بهتر است محتضر را به مکانی که در آن [[نماز]] می‌خوانده ببرند. البته اگر باعث آزار او نمی‌شود. زیرا لازم است در زمان احتضار از لمس بدن محتضر به جهت رعایت حال او پرهیز کرد. در روایت آمده است که هر گونه تماس و ارتباطی می‌تواند برای محتضر دردناک باشد.<br/>
  
از زراره نقل شده است که فرزند حضرت باقر(علیه‌السلام) سخت بیمار شد. امام در یک طرف خانه بود هر کس به او نزدیک می‌شد، می‌فرمود دست به بچه نزنید ضعف و ناتوانیش زیاد می‌شود. انسان در این حال (حال احتضار) از همیشه ضعیف‌تر است هر که به او دست بزند به ضررش کار کرده است. امام پس از فوت بچه دستور دادند دو چشم و چانه‌اش را ببندند.<ref>(زندگانی حضرت سجاد و امام محمد باقر علیهماالسلام ، 212، ترجمه ج 17بحارالانوار).</ref><br/>
+
از زراره نقل شده است که فرزند حضرت باقر(علیه‌السلام) سخت بیمار شد. امام در یک طرف خانه بود هر کس به او نزدیک می‌شد، می‌فرمود دست به بچه نزنید ضعف و ناتوانیش زیاد می‌شود. انسان در این حال (حال احتضار) از همیشه ضعیف‌تر است هر که به او دست بزند به ضررش کار کرده است. امام پس از فوت بچه دستور دادند دو چشم و چانه‌اش را ببندند.<ref>(زندگانی حضرت سجاد و امام محمد باقر علیهماالسلام، 212، ترجمه ج 17بحارالانوار).</ref><br/>
  
 
   
 
   

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۹ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۳۱

برای محتضر چیکار کنیم؟

مقدمه

تشخیص این که چه کسی و با چه علامت‌هایی محتضر محسوب می‌شود، کار سختی نیست اما خالی از اشتباه هم نیست. چه بسا به دلیل وسواس یا ترس از مرگ یا به هر علت دیگری، اشخاص در موقعیت‌های مختلف با خود گمان کنند، هنگام مرگشان رسیده است چه بسیار کسانی که به گمان خود و دیگران در لحظات احتضار بوده اما بهبود یافته و تا مدتها عمر کرده‌اند. در این خصوص نقل است که: یکی از فرزندان امام صادق (علیه‌السلام) به حالت احتضار رسید حضرت رضا(علیه‌السلام) به دیدنش آمد لبخندی زد و بعد از مختصری حضور، مجلس را ترک کرد. کسی که همراه امام بود گفت: فدایت شوم عمویت در حالی است که مشاهده می‌کنی او را می‌گذاری و می‌روی. امام فرمود:

عمویم فلان کس (اشاره به یکی از همان کسانی که در بالینش بود) را دفن خواهد کرد. چیزی نگذشت که بیمار خوب شد و برادرش که آن وقت سالم بود، مُرد، او را دفن کرد و بر او گریست.

همچنین ممکن است خودمان نیز سراغ داشته باشیم کسانی که را که رو به قبله کرده و گمان به احتضارشان داشته‌اند اما بهبود یافته‌اند. بنابراین همواره امید شفا و طول عمر وجود دارد که گاهی نشانه رحمت الهی، یا کرامتی از جانب بزرگان است. در حدیث آمده است که: مرد نیکوکاری به حالت احتضار و مرگ در آمد در همسایگی او مردی قاطع رحم بود خداوند به ملک الموت فرمود: از عمر مرد قاطع رحم چقدر مانده، گفت سی سال. فرمود: آن سی سال را در باره این مرد نیکوکار منظور کن.[۱]به همین جهت هیچگاه نباید کسی را از ادامه حیات مایوس کرد.

محتضر

اگرچه یکی از مستحبات احتضار آن است که از حقارت دنیا و عظمت آخرت و برتری آخرت بر دنیا، رحمت‌های الهی در مورد بندگان و امید به بخشش و درک بهشت برای محتضر بگویند، اما اگر این چیزها موجب ضعف روحیه و اندوه محتضر و سلب امکان شفا شود، نباید بیان شود. همواره باید اکرام شخص، ظرفیت او و آمادگیش را برای درک و سمع در نظر گرفت. اگر شرایط مناسب باشد، آماده کردن کسی که امید به بهبودیش نیست، برای دلخوش کردن به حیات برتر در جهانی برتر، بسیار نیکو و از مستحبات است.

اما قرآن در مورد نشانه‌های احتضار در سوره احزاب تمثیلی آورده است که در خصوص شناخت حالت احتضار تا حدی راهنماست. در آیات مربوط به جنگ احزاب، حالت گروهی از کارشکنان، هنگام پدید آمدن احساس ترس از شکست، به کسی تشبیه شده که اسباب مرگ، وی را احاطه کرده و دچار پریشانی و زوال عقل گردیده است؛ چشمانش بی حرکت مانده، پلک نمی‌زند و دیدگانش از شدت ترس مانند کسی که به غشوه مرگ افتاده در حدقه می‌چرخد ... : «فَاِذا جاءَ الخَوفُ رَاَیتَهُم یَنظُرونَ اِلَیکَ تَدورُ اَعیُنُهُم کَالَّذی یُغشی عَلَیهِ مِنَ المَوتِ... .» [۲]

این مطلب می‌تواند اشاره به احتضار کافر و شخصی که از مرگ می‌ترسد و امیدی به الطاف الهی ندارد، داشته باشد. در روایات در مورد احتضار مومن آمده است که: نشانه مؤمن در حال احتضار اینست که چهره‌اش سپیدتر شود و از پیشانیش عرق ریزد و از دو چشمش مانند اشک سرازیر شود و جانش برآید. [۳]

یقین خود شخص نیز (در صورتی که دلیل عقلی داشته باشد) نیز می‌تواند علامت باشد. انسان در لحظات احتضار، به جدایی یقین پیدا می‌کند: «و ظَنَّ اَنَّهُ الفِراق.»[۴] مراد از «ظنّ» در این آیه، علم و یقین است؛ زیرا انسان در حالت احتضار، به جدایی از دنیا، مال، اهل و فرزندان یقین می‌یابد. [۵]گفته شده: مراد از ظنّ، گمان است و ممکن است کاربرد ظنّ در مورد او برای استهزا باشد.[۶]
در حدیث آمده است که: مرد نیکوکاری به حالت احتضار و مرگ در آمد در همسایگی او مردی قاطع رحم بود خداوند به ملک الموت فرمود: از عمر مرد قاطع رحم چقدر مانده، گفت سی سال. فرمود: آن سی سال را در باره این مرد نیکوکار منظور کن

یاری نمودن محتضر

اسلام برای آسانتر شدن سختی‌های مرگ و قرار گرفتن محتضر در حالاتی که مشمول رحمات الهی شود، سفارشاتی برای زمان احتضار دارد. رو به قبله خواباندن، تلقین کردن، باز گذاشتن روی سینه محتضر و خواندن بعضی سوره‌ها و دعاها از جمله آنهاست.

بنابر نظر اکثر فقهاء بر کسانی که در اطراف محتضر هستند واجب است محتضر را به پشت بخوابانند؛ بدین صورت که کف پاهای او را به طرف قبله قرار دهند چنانچه اگر بنشیند رو بروی قبله باشد و ضمناً بر محتضر هم به مقداری که ممکن باشد واجب است به طرف قبله قرار گیرد.[۷]

... امام زین العابدین از پدرش و ایشان از امیرالمؤمنین(علیهم‌السّلام) نقل می‌نماید که رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) به دیدن مردی از فرزندان عبدالمطلب رفت که در حال مرگ بود. او رو به قبله نبود. رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) فرمودند: بدنش را رو به قبله نمایید. زیرا در این صورت، تا زمانی که قبض روح شود، فرشتگان و خداوند به او روی می‌آورند.[۸]


تلقین شهادتین

شهادتین، مهمترین نیاز هر کسی برای پشت سر گذاشتن سختی‌های اولیه پس از مرگ است که در فرض اعتقاد شخص در طول حیات خود به آن، تلقین آن در زمان احتضار سودمند است .

«... رَسُولَ اللهِ صلی الله علیه و آله: قَالَ لَقِّنُوا مَوْتَاکُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ فَإِنَّ مَنْ کَانَ آخِرُ کَلَامِهِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ دَخَلَ الْجَنَّة[۹]؛ رسول خدا فرمودند: به مردگان خود «لا اله الّا اللَّه» تلقین کنید. زیرا کسی که آخرین سخنش «لا اله الّا اللَّه» باشد، وارد بهشت می‌گردد.

اقرار به اسامی چهارده معصوم، توسل به ادعیه وارده که در منابعی همچون مفاتیح الجنان موجودند، و قرائت سوره‌هایی همچون یس و صافات و آیه سخره [۱۰] و سه آیه آخر سوره احزاب نیز سفارش شده است.

در صورت سخت جان دادن محتضر هم، بهتر است محتضر را به مکانی که در آن نماز می‌خوانده ببرند. البته اگر باعث آزار او نمی‌شود. زیرا لازم است در زمان احتضار از لمس بدن محتضر به جهت رعایت حال او پرهیز کرد. در روایت آمده است که هر گونه تماس و ارتباطی می‌تواند برای محتضر دردناک باشد.

از زراره نقل شده است که فرزند حضرت باقر(علیه‌السلام) سخت بیمار شد. امام در یک طرف خانه بود هر کس به او نزدیک می‌شد، می‌فرمود دست به بچه نزنید ضعف و ناتوانیش زیاد می‌شود. انسان در این حال (حال احتضار) از همیشه ضعیف‌تر است هر که به او دست بزند به ضررش کار کرده است. امام پس از فوت بچه دستور دادند دو چشم و چانه‌اش را ببندند.[۱۱]


اموری که برای محتضر کراهت دارد

بعضی امور نیز برای محتضر ترک آنها سفارش شده است، زیرا اسباب کراهت اند.

مکروهات احتضار[۱۲]

الف) مس کردن محتضر در حال جان دادن(که مطلب آن گذشت)

ب)سنگین کردن شکمش با آهن و هر چیز دیگر

ج) تنها گذاشتن محتضر

د) حاضر شدن جنب و حائض در نزدش

هـ) زیاد حرف زدن در کنارش

و) گریه در نزدش

ز) حاضر شدن مرده شور و مانند آن که باعث ترس محتضر شود

پانویس

  1. (زندگانی حضرت امام جعفر صادق علیه‌السلام، ص 165، ترجمه، ج 17، بحارالانوار) .
  2. (احزاب، 19).
  3. (کافی، ص 134، به سند از ابی حمزه از امام باقر علیه‌السّلام).
  4. (قیامت/ 28).
  5. (روح‌البیان، ج10، ص255؛ جامع‌البیان، مج14، ج29، ص243) .
  6. (التفسیر الکبیر، ج29، ص231).
  7. (یزدی، سید محمدکاظم، عروةالوثقی، ج 2، ص 18 تا 21).
  8. (ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شیخ صدوق، ترجمه انصاری، ص 375).
  9. (ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شیخ صدوق، ترجمه انصاری، ص 375).
  10. (اعراف/ 54).
  11. (زندگانی حضرت سجاد و امام محمد باقر علیهماالسلام، 212، ترجمه ج 17بحارالانوار).
  12. (عروة الوثقی،(المحشی)، ج 2، ص 21. با اقتباس از مقاله احتضار از سایت پژوهشکده باقرالعلوم).
منبع: سایت تبیان - تاریخ برداشت: 95/07/05