کتابخانه:حقوق متقابل والدین و فرزندان: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(تقویت ارتباط کلامی)
(پرورش استعدادهای فرزندان)
سطر ۳۵۵: سطر ۳۵۵:
 
=== پرورش استعدادهای فرزندان ===
 
=== پرورش استعدادهای فرزندان ===
 
مهم‌ترین امتیاز انسان از سایر موجودات جهان، قابلیت رشد و استعداد کمال در وجود اوست و هویت انسان در پرتو همین ویژگی معنا پیدا می‌کند، و در حقیقت ارزش حقیقی او در گرو پیمودن مسیر کمال و به فعلیت رساندن قوه‌ها و شکوفائی خلاقیتهای باطنیش ‍ می‌باشد.<br/>
 
مهم‌ترین امتیاز انسان از سایر موجودات جهان، قابلیت رشد و استعداد کمال در وجود اوست و هویت انسان در پرتو همین ویژگی معنا پیدا می‌کند، و در حقیقت ارزش حقیقی او در گرو پیمودن مسیر کمال و به فعلیت رساندن قوه‌ها و شکوفائی خلاقیتهای باطنیش ‍ می‌باشد.<br/>
آفریدگار جهان برای همین ویژگی انسان، تمام موجودات را در مسیر رشد و تعالی او قرار داده و همه چیز را در عالم هستی به خاطر پرورش صحیح و رشد انسان آفریده است، <ref>هو الذی خلق لکم ما فی الارض جمیعا (بقره /۲۹)</ref> و او را با دو هدایتگر درونی و بیرونی به سوی حق ندا داده و هدایت کرده است در یک کلام مهم‌ترین هدف از تربیت انسان، رسیدن به فلاح و رستگاری و قرب الی الله است .<ref>قو لو لا اله الا الله تفلحوا<ref>
+
آفریدگار جهان برای همین ویژگی انسان، تمام موجودات را در مسیر رشد و تعالی او قرار داده و همه چیز را در عالم هستی به خاطر پرورش صحیح و رشد انسان آفریده است، <ref>هو الذی خلق لکم ما فی الارض جمیعا (بقره /۲۹)</ref> و او را با دو هدایتگر درونی و بیرونی به سوی حق ندا داده و هدایت کرده است در یک کلام مهم‌ترین هدف از تربیت انسان، رسیدن به فلاح و رستگاری و قرب الی الله است .<ref>قو لو لا اله الا الله تفلحوا</ref>
 
در این راستا پدر و مادر موظفند در زمینه شکوفائی استعدادهای خدادادی فرزندانشان، بسترهای مناسب را فراهم آورند. چرا که آنان در قبال تربیت فرزندان مسئولند. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: فرزندان خود را تربیت کنید به راستی که شما دربارهٔ آن‌ها مورد سؤ ال قرار خواهید<ref>فرهنگ تربیت فرزند در اسلام؛ ص ۱۱۸</ref><br/>
 
در این راستا پدر و مادر موظفند در زمینه شکوفائی استعدادهای خدادادی فرزندانشان، بسترهای مناسب را فراهم آورند. چرا که آنان در قبال تربیت فرزندان مسئولند. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: فرزندان خود را تربیت کنید به راستی که شما دربارهٔ آن‌ها مورد سؤ ال قرار خواهید<ref>فرهنگ تربیت فرزند در اسلام؛ ص ۱۱۸</ref><br/>
 
گرفت.<br/>
 
گرفت.<br/>
 
یکی از روشهائی که می‌توان در این مورد از آن استفاده کرد، شیوه کار آمد تشویق است.<br/>
 
یکی از روشهائی که می‌توان در این مورد از آن استفاده کرد، شیوه کار آمد تشویق است.<br/>
 
تشویق در پرورش استعدادهای فرزندان یک راهکار کاملاً موفق می‌باشد و اگر با شرایط صحیح انجام شود، محرک قوی در ایجاد و تکرار خصال پسندیده در وجود فرزندان خواهد بود. تشویق می‌تواند به صورت‌های مادی و معنوی باشد. تحسین، تقدیر، اعطای جایزه و هدیه، بذل عاطفی و محبت، تکریم و تشکر جلوه‌هایی از تشویق است. نمونه‌هایی از بهره‌گیری از تشویق را در سیره اهل بیت علیهم السلام را می‌خوانیم:<br/>
 
تشویق در پرورش استعدادهای فرزندان یک راهکار کاملاً موفق می‌باشد و اگر با شرایط صحیح انجام شود، محرک قوی در ایجاد و تکرار خصال پسندیده در وجود فرزندان خواهد بود. تشویق می‌تواند به صورت‌های مادی و معنوی باشد. تحسین، تقدیر، اعطای جایزه و هدیه، بذل عاطفی و محبت، تکریم و تشکر جلوه‌هایی از تشویق است. نمونه‌هایی از بهره‌گیری از تشویق را در سیره اهل بیت علیهم السلام را می‌خوانیم:<br/>
الف روزی حضرت مجتبی علیه السلام، غلامی را دید که کنار باغی نشسته و غذا می‌خورد، او لقمه‌ای از غذا می‌خورد و لقمه دیگر را به سگی که نزدیک او نشسته بود می‌داد، امام علیه السلام از او پرسید: چرا چنین می‌کنی؟ نوجوان پاسخ داد: شرمم می‌آید که خودم غذا بخورم و این سگ گرسنه بماند رفتار ستوده نوجوان مورد توجه حضرت قرار گرفت و آن بزرگوار خواست به این غلام مهربان پاداشی نیکو عنایت کند. به او فرمود: همین‌جا باش تا من بازگردم! بعد از اندکی امام مجتبی علیه السلام غلام را از مولایش خریده و آزاد نمود و سپس باغ را که غلام در آن کار می‌کرد نیز خرید و به او بخشید. <ref>البدایه و النهایه، ج ۸، ص ۳۸<ref>
+
الف روزی حضرت مجتبی علیه السلام، غلامی را دید که کنار باغی نشسته و غذا می‌خورد، او لقمه‌ای از غذا می‌خورد و لقمه دیگر را به سگی که نزدیک او نشسته بود می‌داد، امام علیه السلام از او پرسید: چرا چنین می‌کنی؟ نوجوان پاسخ داد: شرمم می‌آید که خودم غذا بخورم و این سگ گرسنه بماند رفتار ستوده نوجوان مورد توجه حضرت قرار گرفت و آن بزرگوار خواست به این غلام مهربان پاداشی نیکو عنایت کند. به او فرمود: همین‌جا باش تا من بازگردم! بعد از اندکی امام مجتبی علیه السلام غلام را از مولایش خریده و آزاد نمود و سپس باغ را که غلام در آن کار می‌کرد نیز خرید و به او بخشید. <ref>البدایه و النهایه، ج ۸، ص ۳۸</ref>
 
ب جعفر یکی از فرزندان امام حسین علیه السلام در نزد معلمی به نام عبد الرحمن سلمی در مدینه آموزش می‌دید. روزی معلم سوره حمد را به جعفر آموخت. هنگامی که جعفر برای پدر قرائت کرد، حضرت امام حسین علیه السلام به عنوان قدر دانی، معلم فرزندش را فرا خواند و هزار دینار به همراه هدایای دیگری به او پاداش داد. وقتی حضرت امام حسین علیه السلام به خاطر پاداش زیاد مورد اعتراض قرار گرفت در جواب فرمود:و انی عطیتی هذه بتعلیمه الحمدلله رب العالمین هدیه من کجا برابر با تعلیم الحمدلله رب العالمین است و آن گاه این اشعار را قرائت کرد:<br/>
 
ب جعفر یکی از فرزندان امام حسین علیه السلام در نزد معلمی به نام عبد الرحمن سلمی در مدینه آموزش می‌دید. روزی معلم سوره حمد را به جعفر آموخت. هنگامی که جعفر برای پدر قرائت کرد، حضرت امام حسین علیه السلام به عنوان قدر دانی، معلم فرزندش را فرا خواند و هزار دینار به همراه هدایای دیگری به او پاداش داد. وقتی حضرت امام حسین علیه السلام به خاطر پاداش زیاد مورد اعتراض قرار گرفت در جواب فرمود:و انی عطیتی هذه بتعلیمه الحمدلله رب العالمین هدیه من کجا برابر با تعلیم الحمدلله رب العالمین است و آن گاه این اشعار را قرائت کرد:<br/>
 
اذا جادت الدنیا علیک فجد بها <br/>
 
اذا جادت الدنیا علیک فجد بها <br/>
سطر ۳۶۶: سطر ۳۶۶:
 
فلا الجود یفنیها اذا هی اقبلت<br/>
 
فلا الجود یفنیها اذا هی اقبلت<br/>
 
و لا البخل یبقیها اذا ما تولت<br/>
 
و لا البخل یبقیها اذا ما تولت<br/>
نه بخشش، آن را هرگاه روی آورد از بین می‌برد و نه بخل، آن را هرگاه پشت کند نگاه می‌دارد. <ref>مناقب آل ابی طالب، ج ۴، ص ۶۶<ref>
+
نه بخشش، آن را هرگاه روی آورد از بین می‌برد و نه بخل، آن را هرگاه پشت کند نگاه می‌دارد. <ref>مناقب آل ابی طالب، ج ۴، ص ۶۶</ref>
 
=== پاسخ‌های مشفقانه ===
 
=== پاسخ‌های مشفقانه ===
 
در ذهن جوال نوجوان با رسیدن به رشد عقلانی سؤ آلاتی مطرح می‌شود شایسته است والدین به این سؤ آلات توجه کرده و با پاسخ منطقی و صحیح آنان را راهنمائی نمایند.<br/>
 
در ذهن جوال نوجوان با رسیدن به رشد عقلانی سؤ آلاتی مطرح می‌شود شایسته است والدین به این سؤ آلات توجه کرده و با پاسخ منطقی و صحیح آنان را راهنمائی نمایند.<br/>
قاسم بن الحسن یادگار حضرت مجتبی علیه السلام هنگامی که در شب عاشورا از عمویش امام حسین علیه السلام شنید که به اصحابش بشارت می‌دهد که فردا تمامی آنها شهید خواهند شد، در ذهن او سوالاتی مطرح گردید، از جای خود برخاسته و از امام حسین علیه السلام سؤ ال کرد: عمو جان! آیا من هم در ردیف شهدا خواهم بود؟ امام حسین علیه السلام فرمود: یا بنی! کیف الموت عندک؛ پسرم مرگ را چگونه می‌بینی؟ نوجوان خوش سیما با تمام خلوص و صفا پاسخ داد: احلی من العسل؛ مرگ در راه تو برای من شیرین تر از عسل می‌باشد. قاسم سؤ ال خویش را تکرار نمود: آیا من هم در ردیف شهدای کربلا خواهم بود؟ امام پاسخ داد: عمویت فدای تو! بلی به خدا قسم تو را هم در ردیف یارانم خواهند کشت، حتی پسر شیر خواره‌ام عبدالله را نیز به شهادت می‌رسانند. فرزند غیرتمند امام مجتبی علیه السلام با شنیدن این سخن یکه‌ای خورده و سوی عمویش خیز برداشته و پرسید: عمو جان! آیا آن‌ها به خیمه گاه می‌رسند و بعد از تسلط به خیمه‌ها و بانوان، عبدالله را می‌کشند؟! آن گاه امام علیه السلام کیفیت شهادت طفل شیر خواره را به قاسم شرح داد. <ref>مدینه المعاجز، ج ۴، ص ۲۱۴/2<ref>
+
قاسم بن الحسن یادگار حضرت مجتبی علیه السلام هنگامی که در شب عاشورا از عمویش امام حسین علیه السلام شنید که به اصحابش بشارت می‌دهد که فردا تمامی آنها شهید خواهند شد، در ذهن او سوالاتی مطرح گردید، از جای خود برخاسته و از امام حسین علیه السلام سؤ ال کرد: عمو جان! آیا من هم در ردیف شهدا خواهم بود؟ امام حسین علیه السلام فرمود: یا بنی! کیف الموت عندک؛ پسرم مرگ را چگونه می‌بینی؟ نوجوان خوش سیما با تمام خلوص و صفا پاسخ داد: احلی من العسل؛ مرگ در راه تو برای من شیرین تر از عسل می‌باشد. قاسم سؤ ال خویش را تکرار نمود: آیا من هم در ردیف شهدای کربلا خواهم بود؟ امام پاسخ داد: عمویت فدای تو! بلی به خدا قسم تو را هم در ردیف یارانم خواهند کشت، حتی پسر شیر خواره‌ام عبدالله را نیز به شهادت می‌رسانند. فرزند غیرتمند امام مجتبی علیه السلام با شنیدن این سخن یکه‌ای خورده و سوی عمویش خیز برداشته و پرسید: عمو جان! آیا آن‌ها به خیمه گاه می‌رسند و بعد از تسلط به خیمه‌ها و بانوان، عبدالله را می‌کشند؟! آن گاه امام علیه السلام کیفیت شهادت طفل شیر خواره را به قاسم شرح داد. <ref>مدینه المعاجز، ج ۴، ص ۲۱۴/2</ref>
 
=== آموختن کمالات ===
 
=== آموختن کمالات ===
 
ملک الشعرای بهار می‌گوید:<br/>
 
ملک الشعرای بهار می‌گوید:<br/>
سطر ۳۸۸: سطر ۳۸۸:
 
علامه بزرگوار شیخ جعفر کاشف الغطاء در زمینه پرورش صفات والای انسانی به فرزندش روش‌های آموزنده و مؤ ثری به کار می‌برد. زمانی او می‌خواست پسر نوجوانش را به سحر خیزی و عبادت صبح گاهی متمایل کند، به طوری که فرزند نوجوان با اشتیاق و علاقه و میل قلبی این کار را تا آخر عمر ادامه دهد، و در اعماق وجودش نفوذ نماید. به همین خاطر در یکی از روزها قیل از اذان صبح کنار بستر پسرش آمد و او را بیدار کرده و گفت: پسرم برخیز! تا به حرم مطهر مولای متقیان علی علیه السلام مشرف شویم.<br/>
 
علامه بزرگوار شیخ جعفر کاشف الغطاء در زمینه پرورش صفات والای انسانی به فرزندش روش‌های آموزنده و مؤ ثری به کار می‌برد. زمانی او می‌خواست پسر نوجوانش را به سحر خیزی و عبادت صبح گاهی متمایل کند، به طوری که فرزند نوجوان با اشتیاق و علاقه و میل قلبی این کار را تا آخر عمر ادامه دهد، و در اعماق وجودش نفوذ نماید. به همین خاطر در یکی از روزها قیل از اذان صبح کنار بستر پسرش آمد و او را بیدار کرده و گفت: پسرم برخیز! تا به حرم مطهر مولای متقیان علی علیه السلام مشرف شویم.<br/>
 
نوجوان چشمان خواب آلودش را مالیده و گفت: شما بروید و من هم می‌آیم. پدر گفت نه من ایستاده‌ام تا با هم برویم. جوان برخاست، وضو گرفت و به اتفاق پدر به سوی حرم مطهر روانه شدند. جلوی در حرم فقیری نشسته و دستش را به سوی مردم دراز کرده بود. پدر از پسر پرسید: فرزندم این مرد برای چه در این جا نشسته است؟ گفت: برای گدایی و دریافت کمک از مردم. پرسید: فکر می‌کنی چه قدر از این طریق می‌تواند به دست بیاورد. گفت: شاید درهمی عایدش شود. پرسید: آیا مطمئناً این مبلغ را به دست خواهد آورد؟ گفت: به طور قطع و مسلم نمی‌توان پیش بینی کرد، شاید مبلغی عایدش بشود و شاید هم دست خالی برگردد.<br/>
 
نوجوان چشمان خواب آلودش را مالیده و گفت: شما بروید و من هم می‌آیم. پدر گفت نه من ایستاده‌ام تا با هم برویم. جوان برخاست، وضو گرفت و به اتفاق پدر به سوی حرم مطهر روانه شدند. جلوی در حرم فقیری نشسته و دستش را به سوی مردم دراز کرده بود. پدر از پسر پرسید: فرزندم این مرد برای چه در این جا نشسته است؟ گفت: برای گدایی و دریافت کمک از مردم. پرسید: فکر می‌کنی چه قدر از این طریق می‌تواند به دست بیاورد. گفت: شاید درهمی عایدش شود. پرسید: آیا مطمئناً این مبلغ را به دست خواهد آورد؟ گفت: به طور قطع و مسلم نمی‌توان پیش بینی کرد، شاید مبلغی عایدش بشود و شاید هم دست خالی برگردد.<br/>
پدر که زمینه را برای گفتن مطلب آماده دید، گفت: پسرم! ببین این مرد فقیر، برای به دست آوردن یک مقدار منافع دنیائی احتمالی که یقین به آن هم ندارد، در این هنگام شب این جا آمده و دستش را دراز کرده است. اگر تو واقعاً به ثواب‌هایی که خداوند برای سحر خیزی و نماز شب خواندن تعیین فرموده، یقین داری و گفته ائمه اطهار را باور کرده‌ای، چرا در انجام آن سستی به خود راه می‌دهی ؟<ref>تعالیم آسمانی اسلام، ص ۱۲۸<ref>
+
پدر که زمینه را برای گفتن مطلب آماده دید، گفت: پسرم! ببین این مرد فقیر، برای به دست آوردن یک مقدار منافع دنیائی احتمالی که یقین به آن هم ندارد، در این هنگام شب این جا آمده و دستش را دراز کرده است. اگر تو واقعاً به ثواب‌هایی که خداوند برای سحر خیزی و نماز شب خواندن تعیین فرموده، یقین داری و گفته ائمه اطهار را باور کرده‌ای، چرا در انجام آن سستی به خود راه می‌دهی ؟<ref>تعالیم آسمانی اسلام، ص ۱۲۸</ref>
 
اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد<br/>
 
اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد<br/>
 
باقی همه به حاصلی و بی خبری بود<br/>
 
باقی همه به حاصلی و بی خبری بود<br/>
سطر ۳۹۴: سطر ۳۹۴:
 
از یمن دعای شب و ورد سحری بود<br/>
 
از یمن دعای شب و ورد سحری بود<br/>
 
==== پرورش حیا ====
 
==== پرورش حیا ====
والدین وظیفه دارند خصلت حیا و عفت را در فرزندانشان پرورش دهند. علی علیه السلام فرمود: من قل حیاؤ ه قل ورعه ؛<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۱۸۷</ref> هر کسی که صفت حیاء در او کم باشد پارسائی او کم خواهد بود. هم چنین آن حضرت فرمود: الحیاء یصد عن فعل القبیح ؛<ref>غرر الحکم، ص ۲۵۷</ref> حیاء از کارهای ناشایست انسان را باز می‌دارد. اساساً کسی که حیاء نداشته باشد، ایمان ندارد، هم چنان‌که امام صادق علیه السلام فرمود: لا ایمان لمن لا حیاء له .<ref>الکافی، ج ۲، ص ۱۰۶<ref>
+
والدین وظیفه دارند خصلت حیا و عفت را در فرزندانشان پرورش دهند. علی علیه السلام فرمود: من قل حیاؤ ه قل ورعه ؛<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۱۸۷</ref> هر کسی که صفت حیاء در او کم باشد پارسائی او کم خواهد بود. هم چنین آن حضرت فرمود: الحیاء یصد عن فعل القبیح ؛<ref>غرر الحکم، ص ۲۵۷</ref> حیاء از کارهای ناشایست انسان را باز می‌دارد. اساساً کسی که حیاء نداشته باشد، ایمان ندارد، هم چنان‌که امام صادق علیه السلام فرمود: لا ایمان لمن لا حیاء له .<ref>الکافی، ج ۲، ص ۱۰۶</ref>
از منظر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله یکی از وظایف والدین در مورد انجام حقوق فرزندان تقویت روحیه پاکدامنی و عفت است. آن حضرت فرمود: حق فرزند دختر بر عهده پدر آن است که سوره نور را که حاوی آداب حجاب و عفاف و پاکدامنی است، به او بیاموزد. <ref>وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۴۸۱</ref> امام باقر علیه السلام نیز در این زمینه می‌گوید: دختری که به حد بلوغ رسید جایز نیست بدون حجاب باشد. <ref>الکافی، ج ۵، ص ۵۳۲<ref>
+
از منظر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله یکی از وظایف والدین در مورد انجام حقوق فرزندان تقویت روحیه پاکدامنی و عفت است. آن حضرت فرمود: حق فرزند دختر بر عهده پدر آن است که سوره نور را که حاوی آداب حجاب و عفاف و پاکدامنی است، به او بیاموزد. <ref>وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۴۸۱</ref> امام باقر علیه السلام نیز در این زمینه می‌گوید: دختری که به حد بلوغ رسید جایز نیست بدون حجاب باشد. <ref>الکافی، ج ۵، ص ۵۳۲</ref>
 
با توجه به رهنمودهای پیشوایان دین ما، شایسته است، والدین گرامی فرزندان دختر و پسر را در این مورد راهنمائی بیشتری نموده به ویژه به آیا، سوره نور آنان را توجه دهند، که حاوی زیباترین پیام‌های عفت و حیاء برای مسلمانان است.<br/>
 
با توجه به رهنمودهای پیشوایان دین ما، شایسته است، والدین گرامی فرزندان دختر و پسر را در این مورد راهنمائی بیشتری نموده به ویژه به آیا، سوره نور آنان را توجه دهند، که حاوی زیباترین پیام‌های عفت و حیاء برای مسلمانان است.<br/>
 
آن جا که می‌فرماید:قل للمؤ منین یغضوا من اءبصار هم و یحفظوا فروجهم ذلک اءزکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون به مؤ منان بگو چشمهای خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و عفاف خود را حفظ کنند؛ این برای آنان پاکیزه‌تر است؛ خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است!<br/>
 
آن جا که می‌فرماید:قل للمؤ منین یغضوا من اءبصار هم و یحفظوا فروجهم ذلک اءزکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون به مؤ منان بگو چشمهای خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و عفاف خود را حفظ کنند؛ این برای آنان پاکیزه‌تر است؛ خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است!<br/>
و قل للمؤ منات یغضضن من اءبصر هن و یحفظن فرو جهن و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها و لیضربن بخمر هن علی جیو بهن و لا یبدین زینتهن الا لبعو لتهن اءو آبائهن اءو آباه بعو لتهن اءو اءبنائهن اءو اءبناء بعو لتهن اءو اخوانهن اءو بنی اخوانهن اءو بنی اءخواتهن اءو نسائهن اءو ما ملکت اءیمانهن اءو التبعین غیر اءولی الاربة من الرجال اءو الطفل الذین لم یظهروا علی عورات النساء و لا یضربن باءرجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن و توبوا الی الله جمیعا اءیها المؤ منون لعلکم تفلحون <ref>سوره نور، آیه ۳۰و۳۱<ref>
+
و قل للمؤ منات یغضضن من اءبصر هن و یحفظن فرو جهن و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها و لیضربن بخمر هن علی جیو بهن و لا یبدین زینتهن الا لبعو لتهن اءو آبائهن اءو آباه بعو لتهن اءو اءبنائهن اءو اءبناء بعو لتهن اءو اخوانهن اءو بنی اخوانهن اءو بنی اءخواتهن اءو نسائهن اءو ما ملکت اءیمانهن اءو التبعین غیر اءولی الاربة من الرجال اءو الطفل الذین لم یظهروا علی عورات النساء و لا یضربن باءرجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن و توبوا الی الله جمیعا اءیها المؤ منون لعلکم تفلحون <ref>سوره نور، آیه ۳۰و۳۱</ref>
 
و به زنان با ایمان بگو! چشمهای خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که نمایان است آشکار ننمایند و (اطراف) روسری‌های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)، و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدر شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم کیششان، یا بردگانشان، یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند، یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند؛ و هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود (و صدای خلخال که بر پا دارند به گوش رسد). و همگی بسوی خدا بازگردید ای مؤ منان، تا رستگار شوید!<br/>
 
و به زنان با ایمان بگو! چشمهای خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که نمایان است آشکار ننمایند و (اطراف) روسری‌های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)، و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدر شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم کیششان، یا بردگانشان، یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند، یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند؛ و هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود (و صدای خلخال که بر پا دارند به گوش رسد). و همگی بسوی خدا بازگردید ای مؤ منان، تا رستگار شوید!<br/>
 
لازم است ذکر شود که پرورش خصلت حیاء در فرزندان به معنای رعایت مرزهای الهی و پاکدامنی است و این با کم روئی کاملاً متفاوت است. کم روئی و خجالتی بودن در فرهنگ حیاتبخش اسلام امری مذموم و ناپسند است. رسول خدا صلی الله علیه و آله حیا را به بخش پسندیده و ناپسند تقسیم می‌کند و می‌فرماید:الحیاء حیاء ان حیاء عقل و حیاء حمق فحیاء العقل هو العلم و حیاء الحمق هو الجهل حیاء دو گونه است: حیاء عقل و حیاء حماقت. حیاء عقل، علم است و حیاء حماقت، نادانی.<br/>
 
لازم است ذکر شود که پرورش خصلت حیاء در فرزندان به معنای رعایت مرزهای الهی و پاکدامنی است و این با کم روئی کاملاً متفاوت است. کم روئی و خجالتی بودن در فرهنگ حیاتبخش اسلام امری مذموم و ناپسند است. رسول خدا صلی الله علیه و آله حیا را به بخش پسندیده و ناپسند تقسیم می‌کند و می‌فرماید:الحیاء حیاء ان حیاء عقل و حیاء حمق فحیاء العقل هو العلم و حیاء الحمق هو الجهل حیاء دو گونه است: حیاء عقل و حیاء حماقت. حیاء عقل، علم است و حیاء حماقت، نادانی.<br/>
 
امام صادق علیه السلام نیز در مورد حیاء ناپسند که همان کم رویی است فرمود: من رق وجهه رق علمه ؛<ref>همان، حدیث ۳</ref> کسی که کم رو باشد بی‌مایه و کم دانش خواهد بود. چرا که چنین آدمی از پرسیدن مشکلات علمی خود، شرم می‌کند و سؤ ال‌هایش بی پاسخ می‌ماند.<br/>
 
امام صادق علیه السلام نیز در مورد حیاء ناپسند که همان کم رویی است فرمود: من رق وجهه رق علمه ؛<ref>همان، حدیث ۳</ref> کسی که کم رو باشد بی‌مایه و کم دانش خواهد بود. چرا که چنین آدمی از پرسیدن مشکلات علمی خود، شرم می‌کند و سؤ ال‌هایش بی پاسخ می‌ماند.<br/>
 
==== آموزش علم و ادب ====
 
==== آموزش علم و ادب ====
یکی دیگر از وظایف پدر و مادر آموختن ادب و اخلاق انسانی به فرزندان می‌باشد، زیرا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله یکی از مهم‌ترین وظائف والدین را پرورش ادب در نهاد کودک می‌داند. <ref>وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۴۷۹<ref>
+
یکی دیگر از وظایف پدر و مادر آموختن ادب و اخلاق انسانی به فرزندان می‌باشد، زیرا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله یکی از مهم‌ترین وظائف والدین را پرورش ادب در نهاد کودک می‌داند. <ref>وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۴۷۹</ref>
 
امیر مؤ منان علی علیه السلام می‌فرماید:حق الولد علی الولد اءن یحسن اسمه و یحسن اءدبه و یعلمه القرآن <ref>شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۱۹، ص ۳۶۵</ref> حق فرزند بر پدرش این است که نام نیک بر او انتخاب کند، و ادب به وی بیاموزد و قرآن تعلیمش دهد. هم چنین آن حضرت در وصیتی که به فرزندش امام حسن مجتبی علیه السلام نموده است، می‌فرماید:انما قلب الحدث کالارض الخالیة ما اءلقی فیها من شی ء قبلته فبادرتک بالادب قبل اءن یقسو قبلک و یشتغل لبک <ref>مستدرک الوسائل، ج ۴، ص ۲۴۷</ref> فرزندم! قلب یک نوجوان مانند زمین خالی است، هر تخمی که در آن بیفشانی رشد و نمو می‌کند، من نیز در مورد پرورش ادب در وجود تو مبادرت کردم، قبل از آن که قلب تو سخت شده و ذهن تو مشغول شود<br/>
 
امیر مؤ منان علی علیه السلام می‌فرماید:حق الولد علی الولد اءن یحسن اسمه و یحسن اءدبه و یعلمه القرآن <ref>شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۱۹، ص ۳۶۵</ref> حق فرزند بر پدرش این است که نام نیک بر او انتخاب کند، و ادب به وی بیاموزد و قرآن تعلیمش دهد. هم چنین آن حضرت در وصیتی که به فرزندش امام حسن مجتبی علیه السلام نموده است، می‌فرماید:انما قلب الحدث کالارض الخالیة ما اءلقی فیها من شی ء قبلته فبادرتک بالادب قبل اءن یقسو قبلک و یشتغل لبک <ref>مستدرک الوسائل، ج ۴، ص ۲۴۷</ref> فرزندم! قلب یک نوجوان مانند زمین خالی است، هر تخمی که در آن بیفشانی رشد و نمو می‌کند، من نیز در مورد پرورش ادب در وجود تو مبادرت کردم، قبل از آن که قلب تو سخت شده و ذهن تو مشغول شود<br/>
 
به پور خویش دین و دانش آموز<br/>
 
به پور خویش دین و دانش آموز<br/>
سطر ۴۱۲: سطر ۴۱۲:
 
که در دانش فزود و در ادب کاست<br/>
 
که در دانش فزود و در ادب کاست<br/>
 
اقبال لاهوری<br/>
 
اقبال لاهوری<br/>
امام حسن مجتبی علیه السلام روزی فرزندان خود و فرزندان برادر خود را دعوت کرده و به آنان فرمود: همه شما کودکان جامعه امروز هستید و امید می‌رود که بزرگان جامعه فردا باشید، دانش بیاموزید و در کسب علم کوشش کنید، هر کدام که نمی‌توانید در مجلس درس، مطالب استاد را حفظ کنید آن‌ها را بنویسید و نوشته‌ها را در منزل نگهداری نمائید تا در موقع لزوم مراجعه کنید. <ref>منیه المرید، ۳۴۰<ref>
+
امام حسن مجتبی علیه السلام روزی فرزندان خود و فرزندان برادر خود را دعوت کرده و به آنان فرمود: همه شما کودکان جامعه امروز هستید و امید می‌رود که بزرگان جامعه فردا باشید، دانش بیاموزید و در کسب علم کوشش کنید، هر کدام که نمی‌توانید در مجلس درس، مطالب استاد را حفظ کنید آن‌ها را بنویسید و نوشته‌ها را در منزل نگهداری نمائید تا در موقع لزوم مراجعه کنید. <ref>منیه المرید، ۳۴۰</ref>
 
علی علیه السلام بر این باور بود: که بهترین ارث و بالاترین هدیه برای فرزندان ادب و تربیت پسندیده است و می‌فرماید: لا میراث کالادب ؛<ref>عیون الحکم و المواعظ، ص ۵۳۶</ref> هیچ ارثی بالاتر از ادب نیست. آن حضرت در سخن دیگری فرمود: ما نحل والد ولدا نحلا اءفصل من اءدب حسن ؛<ref>مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ص ۱۶۴</ref> بخشش و تفضل هیچ پدری به فرزندش، بهتر از عطیه ادب و تربیت پسندیده نیست.<br/>
 
علی علیه السلام بر این باور بود: که بهترین ارث و بالاترین هدیه برای فرزندان ادب و تربیت پسندیده است و می‌فرماید: لا میراث کالادب ؛<ref>عیون الحکم و المواعظ، ص ۵۳۶</ref> هیچ ارثی بالاتر از ادب نیست. آن حضرت در سخن دیگری فرمود: ما نحل والد ولدا نحلا اءفصل من اءدب حسن ؛<ref>مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ص ۱۶۴</ref> بخشش و تفضل هیچ پدری به فرزندش، بهتر از عطیه ادب و تربیت پسندیده نیست.<br/>
 
==== صداقت و امانتداری ====
 
==== صداقت و امانتداری ====
سطر ۴۳۱: سطر ۴۳۱:
 
عبد الرحمن گفت: فدایت شوم البته که دوست دارم.<br/>
 
عبد الرحمن گفت: فدایت شوم البته که دوست دارم.<br/>
 
امام فرمود: بر تو به راستی و درستی! آدم راست و درست شریک مال مردم است.<br/>
 
امام فرمود: بر تو به راستی و درستی! آدم راست و درست شریک مال مردم است.<br/>
عبد الرحمن می‌گوید: بعد از آن سفارش امام را به کار بستم و تا الآن (آن چنان وضع مالی ام خوب شده است که) سیصد و شصت هزار درهم حقوق شرعی خود را پرداخته‌ام .<ref>بحارالانوار، ج ۴۷، ص ۳۸۴<ref>
+
عبد الرحمن می‌گوید: بعد از آن سفارش امام را به کار بستم و تا الآن (آن چنان وضع مالی ام خوب شده است که) سیصد و شصت هزار درهم حقوق شرعی خود را پرداخته‌ام .<ref>بحارالانوار، ج ۴۷، ص ۳۸۴</ref>
 
==== راهنمائی پدرانه ====
 
==== راهنمائی پدرانه ====
 
هنوزم ز خردی به خاطر در است<br/>
 
هنوزم ز خردی به خاطر در است<br/>
سطر ۴۳۸: سطر ۴۳۸:
 
که اشگم چو خون از رگ آن دم جهید<br/>
 
که اشگم چو خون از رگ آن دم جهید<br/>
 
پدر خنده بر گریه‌ام زد که هان<br/>
 
پدر خنده بر گریه‌ام زد که هان<br/>
وطن داری آموز از ماکیان <ref>علی اکبر دهخدا<ref>
+
وطن داری آموز از ماکیان <ref>علی اکبر دهخدا</ref>
 
=== تعلیم قرآن ===
 
=== تعلیم قرآن ===
 
قرآن کلام الهی و جلوه‌ای از قدرت و علم و حکمت پروردگار است و آیات نورانی آن نشانگر عظمت خداوند متعال می‌باشد. قرآن برنامه زندگی یک مسلمان و معارف آن گنجینه‌ای بی پایان است. از هر چیز مهم تر اینکه قرآن عهدنامه‌ای میان خداوند و مردم است. از هر چیز مهم تر اینکه قرآن عهدنامه‌ای میان خداوند و مردم می‌باشد.<br/>
 
قرآن کلام الهی و جلوه‌ای از قدرت و علم و حکمت پروردگار است و آیات نورانی آن نشانگر عظمت خداوند متعال می‌باشد. قرآن برنامه زندگی یک مسلمان و معارف آن گنجینه‌ای بی پایان است. از هر چیز مهم تر اینکه قرآن عهدنامه‌ای میان خداوند و مردم است. از هر چیز مهم تر اینکه قرآن عهدنامه‌ای میان خداوند و مردم می‌باشد.<br/>
 
امام صادق علیه السلام با اشاره به اهمیت این عهد نامه گرانبهاء، به مسلمانان سفارش می‌کند که هر روز ۵۰ آیه از این کتاب را تلاوت کنند:القرآن عهد الله الی خلقه فقد ینبغی للمرء المسلم اءن ینظر فی عهده و اءن یقراء منه فی کل یوم خمسین آیة <ref>الکافی، ج ۲، ص ۶۰۹؛ وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۱۹۸</ref> قرآن عهدنامه خداوند متعال به انسانها می‌باشد، برای فرد مسلمان شایسته است که به عهدنامه خود بنگرد و در هر روز ۵۰ آیه از آن را تلاوت کند.<br/>
 
امام صادق علیه السلام با اشاره به اهمیت این عهد نامه گرانبهاء، به مسلمانان سفارش می‌کند که هر روز ۵۰ آیه از این کتاب را تلاوت کنند:القرآن عهد الله الی خلقه فقد ینبغی للمرء المسلم اءن ینظر فی عهده و اءن یقراء منه فی کل یوم خمسین آیة <ref>الکافی، ج ۲، ص ۶۰۹؛ وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۱۹۸</ref> قرآن عهدنامه خداوند متعال به انسانها می‌باشد، برای فرد مسلمان شایسته است که به عهدنامه خود بنگرد و در هر روز ۵۰ آیه از آن را تلاوت کند.<br/>
 
بر این اساس لازم است که والدین مسلمان فرزندان خود را با معارف حیات بخش و انسان ساز این عهدنامه و حیانی آشنا سازند و آیات و مفاهیم آن را به صورت اندیشه‌های پویا در اذهان فرزندانشان در آورند. رسول خاتم صلی الله علیه و آله مقام معنوی والدینی را که به فرزندان خود قرآن تعلیم می‌دهند، چنین تبیین می‌کند:من قبل ولدة کتب الله عزوجل له حسنة و من فرحه فرحه الله یوم القیامة و من علمه القرآن دعی بالابوین فیکسیان حلتین یضی ء من نور هما وجوه اءهل الجنة <ref>الکافی، ج ۶، ص ۴۹</ref> هر کس صورت فرزندش را ببوسد، خداوند متعال برای او یک حسنه می‌نویسد، و هر کس کودک خود را شاد نماید، خداوند روز قیامت او را مسرور خواهد کرد و هر کس به فرزند خود قرآن بیاموزد، روز قیامت پدر و مادر او را دعوت می‌کنند و لباسی درخشان و بهشتی بر آنان می‌پوشانند که از نور آن چهره‌های اهل بهشت روشن می‌شود؛ بنابراین اگر والدین این حق مسلم فرزندان را رعایت نمایند آنان در آینده نسلی متدین، پاکیزه، همدل، متفکر و آینده نگر خواهند داشت.<br/>
 
بر این اساس لازم است که والدین مسلمان فرزندان خود را با معارف حیات بخش و انسان ساز این عهدنامه و حیانی آشنا سازند و آیات و مفاهیم آن را به صورت اندیشه‌های پویا در اذهان فرزندانشان در آورند. رسول خاتم صلی الله علیه و آله مقام معنوی والدینی را که به فرزندان خود قرآن تعلیم می‌دهند، چنین تبیین می‌کند:من قبل ولدة کتب الله عزوجل له حسنة و من فرحه فرحه الله یوم القیامة و من علمه القرآن دعی بالابوین فیکسیان حلتین یضی ء من نور هما وجوه اءهل الجنة <ref>الکافی، ج ۶، ص ۴۹</ref> هر کس صورت فرزندش را ببوسد، خداوند متعال برای او یک حسنه می‌نویسد، و هر کس کودک خود را شاد نماید، خداوند روز قیامت او را مسرور خواهد کرد و هر کس به فرزند خود قرآن بیاموزد، روز قیامت پدر و مادر او را دعوت می‌کنند و لباسی درخشان و بهشتی بر آنان می‌پوشانند که از نور آن چهره‌های اهل بهشت روشن می‌شود؛ بنابراین اگر والدین این حق مسلم فرزندان را رعایت نمایند آنان در آینده نسلی متدین، پاکیزه، همدل، متفکر و آینده نگر خواهند داشت.<br/>
جامعه‌ای که افراد معمولی و کارگزاران حکومتی آن از چنین نسلی تشکیل یابند، در تمام زمینه‌ها موفق خواهند بود. چرا که ترقی و توسعه و استقلال یک جامعه در گرو داشتن افرادی تربیت یافته در مکتب قرآن است. جوانانی که با قرآن و آیات آن ماءنوس باشند و در مواقع حساس و سرنوشت ساز زندگی، پیام‌های دل نواز آن را زمزمه کرده و به آن‌ها گوش جان بسپارند، زندگی آرام و همراه با آسایش و موفقیت خواهند داشت، و از بحران‌های روحی و روانی با سربلندی بیرون خواهند آمد. ابراهیم بن عباس در مورد حالات و رفتار امام رضا علیه السلام و انس آن حضرت با قرآن مجید می‌گوید: همه سخنان، پاسخ‌ها و مثال‌های آن حضرت بر گرفته از قرآن بود. هر سه روز یک بار قرآن را ختم می‌کرد و می‌فرمود: اگر بخواهم در کمتر از سه روز هم می‌توانم آن را ختم نمایم، اما هرگز آیه‌ای را تلاوت نمی‌کنم، مگر این که در معنا، شاءن نزول و وقت نزول آن می‌اندیشم .<ref>بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۹۰. عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۱۷۹<ref>
+
جامعه‌ای که افراد معمولی و کارگزاران حکومتی آن از چنین نسلی تشکیل یابند، در تمام زمینه‌ها موفق خواهند بود. چرا که ترقی و توسعه و استقلال یک جامعه در گرو داشتن افرادی تربیت یافته در مکتب قرآن است. جوانانی که با قرآن و آیات آن ماءنوس باشند و در مواقع حساس و سرنوشت ساز زندگی، پیام‌های دل نواز آن را زمزمه کرده و به آن‌ها گوش جان بسپارند، زندگی آرام و همراه با آسایش و موفقیت خواهند داشت، و از بحران‌های روحی و روانی با سربلندی بیرون خواهند آمد. ابراهیم بن عباس در مورد حالات و رفتار امام رضا علیه السلام و انس آن حضرت با قرآن مجید می‌گوید: همه سخنان، پاسخ‌ها و مثال‌های آن حضرت بر گرفته از قرآن بود. هر سه روز یک بار قرآن را ختم می‌کرد و می‌فرمود: اگر بخواهم در کمتر از سه روز هم می‌توانم آن را ختم نمایم، اما هرگز آیه‌ای را تلاوت نمی‌کنم، مگر این که در معنا، شاءن نزول و وقت نزول آن می‌اندیشم .<ref>بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۹۰. عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۱۷۹</ref>
 
امیر مؤ منان علی علیه السلام نیز در مورد مهم‌ترین حقوق فرزندان بر عهده والدین، می‌فرماید:حق الولد اءن یحسن اسمه و یحسن اءدبه و یعلمه القرآن <ref>شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۱۹، ص ۳۶۵</ref> حق فرزند بر پدرش این است که نام نیک بر او انتخاب کند، و ادب به وی بیاموزد و قرآن تعلیمش دهد.<br/>
 
امیر مؤ منان علی علیه السلام نیز در مورد مهم‌ترین حقوق فرزندان بر عهده والدین، می‌فرماید:حق الولد اءن یحسن اسمه و یحسن اءدبه و یعلمه القرآن <ref>شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۱۹، ص ۳۶۵</ref> حق فرزند بر پدرش این است که نام نیک بر او انتخاب کند، و ادب به وی بیاموزد و قرآن تعلیمش دهد.<br/>
 +
 
=== پرورش عشق اهل بیت علیهم السلام ===
 
=== پرورش عشق اهل بیت علیهم السلام ===
 
یکی دیگر از مهم‌ترین وظایف والدین پرورش محبت اهل بیت علیهم السلام در دل‌های فرزندان می‌باشد. حضرت خاتم الانبیاء فرمود:<br/>
 
یکی دیگر از مهم‌ترین وظایف والدین پرورش محبت اهل بیت علیهم السلام در دل‌های فرزندان می‌باشد. حضرت خاتم الانبیاء فرمود:<br/>

نسخهٔ ‏۲۸ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۴۹

حقوق متقابل والدین و فرزندان
مشخصات کتاب
Hoghoghe motaghabele valedein va farzandan-pakniya.jpg
نویسنده عبدالکریم پاک‌نیا
زبان فارسی
ناشر کمال‌الملک
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۱۳۸۲
شابک ۹۶۴-۷۲۷۱-۲۸
دانلود PDF


محتویات

طلیعه سخن

رعایت حقوق متقابل والدین و فرزندان توسط همدیگر، علاوه بر این که یک فرمان الهی و امری تشریعی است، به صورت یک قانون تکوینی در نهاد همه انسان‌ها وجود دارد. به عبارت دیگر روابط والدین و فرزندان که یک رابطه آسمانی و تواءم با عشق و علاقه اصیل است از فطرت انسان سرچشمه می‌گیرد و به تاریخ پیدایش انسان در روی این کره خاکی بر می‌گردد، بنابراین فطرت انسانی و دستور یزدانی هر دو انسان را به نیکی متقابل میان این دو رکن اساسی جامعه دعوت ء کند.
آنان، پیوند مستحکم دو نسل را در پی دارد اگر به طور صحیح باشد در حقیقت کل جامعه سالم و صالح خواهد شد، اما اگر نسل گذشته به حقوق فرزندان و یا بالعکس نسل جدید، حقوق والدین را نادیده بگیرند، علاوه بر گسست دو نسل که ضررهای جبران ناپذیری به دنبال خواهد داشت ثبات و افراد در آن سر در گم خواهند شد. در نتیجه فرهنگ و تمدن و ارزش‌های آن جامعه دچار فروپاشی خواهد شد برای همین، در فرهنگ متعالی اسلام در مرتبه اول حقوق و وظایفی برای والدین در مقابل نسل جوان و در مرتبه دوم وظایف و مسئولیت‌هایی نیز برای فرزندان در قبال والدین منظور شده است.
در این راستا اگر والدین با عمل به وظایف سنگین خود بتوانند فرزندان خود را در سایه عوامل تربیتی به سوی رشد و تربیت صحیح هدایت نمایند فرزندانشان به بالاترین درجه فضائل و کمالات انسانی خواهند رسید.
رسد آدمی به جائی که به جز خدا نبیند
بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت [۱]
پدر و مادر همین موجود ارزشمند را که همچون امانتی دست آن هاست، رها کنند و آنان از جاده مستقیم تربیت منحرف شود در واقع از ماهیت حقیقی خود دور شده و به یک موجود پست و بی‌ارزش تبدیل خواهند گردید. [۲] حضرت امام مجتبی علیه السلام در مورد ضرورت توجه به حقوق معنوی که بخشی از وظایف والدین است می‌فرماید:عجبت لمن یتفکر فی ماکوله کیف لا یتفکر فی معقوله، فیجنب بطنه ما یؤ ذیه و یودع صدره ما یردیه [۳] تعجب می‌کنم از فردی که در غذای جسمانی نخود فکر می‌کند (که سالم و بهداشتی باشد) اما در غذای روح و جان خویش نمی‌اندیشد، در نتیجه شکم خود را از غذاهای زیان آور حفظ می‌کند ولی سینه اش را در مقابل آنچه که آن را پست می‌گرداند آزاد می‌گذارد.

بخش اول حقوق فرزندان

مسئولیت والدین

بیتی اسلام لازم است والدین که مهم‌ترین نقش آفرینان در حوزه تربیت نسل جدید محسوب می‌شوند و مسئولیت سنگین آن را به عهده گرفته‌اند با بهره‌گیری از روشهای صحیح و اطمینان بخش و با رعایت حقوقی که دین مبین اسلام معین فرموده، فرزندان خویش را در امر تربیت یاری نموده و برای پرورش خلاقیت‌های فرزندان و شکوفائی استعدادهای خدادادی آنان به حقوق اساسی فرزندانشان توجه کنند.
یره و سخن پیشوایان معصوم علیهم السلام به وضوح مشاهده کرد؛ و آن را به عنوان بهترین و کامل‌ترین شیوه زندگی ارائه نمود؛ زیرا آن بزرگواران در خاندان نبوت پرورش یافته و از الگوهای آسمانی و پیام‌های وحیانی الهام گرفته و در خاندانی پاک و مطهر زیسته‌اند برای همین در طول تاریخ بشریت به عنوان کامل‌ترین اسوه‌های زندگی سعادت مندانه شناخته می‌شوند.
توجه والدین به حقوق فرزندان و رعایت آن می‌تواند فرزندانی شایسته و با ایمان به جامعه تحویل دهد، و فرزندان صالح و شایسته نیز عادتاً در رعایت حقوق پدر و مادرشان و ایفای صحیح نقش فرزندی، از هیچ کوششی فروگذاری نمی‌کنند.
م صلی الله علیه و آله با اشاره به حقوق متقابل فرزندان و والدین فرمود:یلزم الوالدین من العقوق لو لدهما ما یلزم الولد لهما من عقوقهما[۴] هم چنان‌که فرزندان به پدر و مادر خود عاق می‌شوند. پدر و مادر نیز به فرزندان خود عاق می‌شوند. برای همین ما در بخش ‍ نخست حقوق فرزندان را مطرح می‌کنیم و در بخش دوم به حقوق والدین که بر عهده فرزندان است خواهیم پرداخت. با توجه به نکات مطروحه در بخش اول به عمده‌ترین حقوق فرزندان که بر عهده والدین محول شده، می‌پردازیم:
رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در ضمن گفتاری راهگشا برخی از حقوق فرزندان را که بر عهده والدین می‌باشد، بیان فرمود.
تکریم شخصیت مادر، انتخاب نام نیک، توجه به نکات بهداشتی، اهتمام به مسائل تفریحی و ورزش، آموختن قرآن، دور کردن از معرض گناه، اهتمام در امر ازدواج از جمله این موارد است .[۵]
این زمینه می‌فرماید: و اما حق فرزندت به تو این است که بدانی وجود او از توست و اعمال نیک و بد در این دنیا وابسته به تو است، تو در برابر خوب تربیت کردن و راهنمائی کردن او به سوی پروردگار و اطاعت وی مسئول هستی. پس عمل تو دربارهٔ او همانند عمل کسی باید باشد که می‌داند در نیکی کردن به او پاداش و در کوتاهی نسبت به او کیفر می‌بیند. [۶]

انتخاب پدر صالح

کن خانواده، مظهر قدرت، امنیت، قانون و رحمت در خانه است. اگر او نقش خویش را به شایستگی انجام دهد و محیط خانه را به محلی امن و همراه با نظم و انضباط تبدیل کند و با رعایت حقوق همسر و ابزار محبت نسبت به آنان شایستگی خود را نشان دهد؛ بدیهی است که در چنین محیطی رزندانی لایق و صالح تربیت خواهند شد. مردی به حضور امام حسن مجتبی علیه السلام آمده و در مورد انتخاب همسر آینده برای دختر خویش راهنمائی خواست، آن حضرت فرمود:زوجها من رجل تقی، فانه ان احبها اکرمها و ان ابغضها لم یظلمها[۷] برای همسر آینده دخترت، جوانی با ایمان و پارسا انتخاب کن! که اگر دوستدار او باشد مورد احترام و تکریم قرار می‌دهد و اگر از او خوشدل نباشد، به او ستم نخواهد کرد.
ایسته بودن مسئولیتی سنگین است و وجود پدر به عنوان مدیر خانواده نقش مؤ ثری در ساختار شخصیتی فرزندان دارد. طبق فرموده امام باقر علیه السلام صلاحیت و شایستگی‌های پدر، از جمله خصلت‌هایی است که در پرتو آن فرزندان از انحرافات و کج روی‌ها محفوظ می‌مانند آن حضرت فرمود: یحفظ الاءطفال بصلاح آبائهم ؛[۸]
اطفال در سایه صلاحیت و شایستگی پدرانشان (از انحرافات) مصون می‌مانند؛ بنابراین لازم است دختران و زنان مسلمان برای فرزندان خود پدری شایسته انتخاب نمایند و به هر خواستگاری جواب مثبت ندهند؛ و این یکی از حقوق مهم فرزندان بر عهده مادران است.
م فرمود: الکفو اءن یکون عفیفا و عنده یسار؛ [۹] همتای یک زن مسلمان در ازدواج مردی است که پاکدامن باشد و توان پرداخت نفقه را داشته باشد؛ و در مقابل پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:من زوج کریمته من فاسق نزل علیه کل یوم اءلف لعنة [۱۰] هر کس دختر زیز خود را به شخص فاسق و لاابالی تزویج کند، روزی هزار لعنت بر او نازل می‌شود؛ و در حدیث دیگری رهبر بزرگوار اسلام بدترین پدران را چنین معرفی می‌کند:ان من شر رجالکم البهات البخیل الفاحش الآکل وحده المانع رفده الضارب اءهله و عبده الملجی عیاله الی غیره العاق والدیه [۱۱] بدترین مردان شما کسی هست که به بی گناهان تهمت می‌زند، بخیل و بدزبان و بد اخلاق است، سر سفره تنها می‌نشیند مهمان نواز نیست خیر و برکت او به کسی نمی‌رسد، نزدیکان و زیردستان خود را می‌آزارد، خانواده اش به دیگران محتاج می‌شوند، پدر و مادرش را نافرمانی می‌کند.
ان باید برای پرورش فرزندان صالح پدرانی شایسته برگزینند، چرا که فرزند پروری یک هنر ارزشمند می‌باشد و نوعی آزمایش انسانهاست. پیشوای ششم علیه السلام می‌فرماید: الولد فتنه ؛[۱۲] فرزند مایه آزمایش است. البته بعد از یافتن همسر شایسته لازم است که آنان را تکریم رزندان شما است، و از سویی دیگر داماد یک خانواده به منزله فرزند آن می‌شود. در فرهنگ اسلامی داماد یک خانواده ارزش و جایگاه خاصی دارد. امام صادق علیه السلام فرمود: علی بن الحسین علیهماالسلام همواره به دامادهای خود و دامادهای پدرش احترام کرده و مقام آنان را گرامی می‌داشت، آن حضرت عبایش را پهن می‌کرد و آنان را بر روی آن می‌نشانید، سپس با تجلیل از آنان می‌فرمود:مرحبا بمن کفی المعؤ ونة و ستر العورة درود به کسی که زحمات و مخارج را پذیرفته و آبرو و حیثیت ما را حفظ کرده است.

توجه به نقش مادر

رین عامل محیطی و وراثتی در رشد شخصیت فرزندان نقش بسزائی دارد، باید فردی شایسته و صالح باشد. تاءثیر مادر آن چنان مهم است که طبق متون دینی ما بخشی از عوامل نیکبختی و تیره بختی افراد مربوط به دوران بارداری مادر است. اعمال و رفتار و حالات مادر در آن دوران حساس ‍ تاءثیر دارد. [۱۳] پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: از ازدواج با زن احمق و نادان بپرهیزید، زیرا همنشینی با او منشاء اندوه و بلا بوده و فرزندش ضایع و تباه خواهد شد. [۱۴] و همچنین آن بزرگوار در این مورد به مسلمانان هشدار داده و فرمود: بپرهیزید از زن زیبائی که در خاندان بد و پست پرورش یافته باشد. [۱۵]
امام حسین علیه السلام نیز در روز عاشورا برای معرفی خویش و آگاه کردن دلهای بیدار، به مادر بزرگوارش فاطمه علیهما السلام و مادر بزرگ شایسته و فداکارش حضرت خدیجه اشاره نموده و فرمود:
لله هل تعلمون اءن اءمی فاطمه بنت محمد؟ قالوا: اللهم نعم ... اءنشدکم الله هل تعلمون اءن جدتی خدیجة بنت خویلد اول نساء هذه الامة اسلاما قالوا: اللهم نعم. شما را به خدا! آیا می‌دانید که مادر من فاطمه زهرا دختر محمد مصطفی صلی الله علیه و آله است؟ گفتند: آری.
شما را به خدا! آیا می‌دانید که خدیجه دختر خویلد نخستین زنی که اسلام را پذیرفت مادر بزرگ من است؟ [۱۶]
آن حضرت در گفتار دیگری به آثار تربیت در دامن مادران پاک و عفیف پرداخته و اثر عمیق و ریشه دار آن را در زندگی افراد چنین شرح می‌دهد:
ین اثنتین: بین السلة و الذلة؛ و هیهات منا الذلة. یابی الله لنا ذلک و رسوله و المؤ منون و حجور طابت و طهرت و اءنوف حمیة و نفوس اءبیة: من اءن نؤ ثر طاعة اللئام علی مصارع الکرام [۱۷] اینک عبیدالله ناپاک، فرزند ناپاک، مرا در پذیرش یکی از دو راه مجبور کرده است بین مرگ و ذلت. اما هیهات که ما ذلت و خواری را بپذیریم، خداوند و رسولش و مؤ منین و دامن‌های پاک و غیرتمندان و عزتمندان بر ما نمی‌پسندد که اطاعت فرومایگان و پست فطرتان را به مرگ با عزت و شرافتمندانه ترجیح دهیم.
ی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز با افتخار تمام مادرش حضرت فاطمه زهرا علیهما السلام الگوی خود می‌داند و می‌فرماید:فی ابنة رسول الله صلی الله علیه و آله لی اسوة حسنة [۱۸] دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله برای من الگوی نیکو و شایسته‌ای است. هم چنان نند در اعتلای شخصیت فرزندان خود نقش مؤ ثری داشته باشند مادران خطاکار نیز تاءثیر منفی در فرزندان خود دارند. سخن حضرت مجتبی علیه السلام در مورد نقش فوق‌العاده مادر در ساختار هویت افراد، ما را در درک این نکته ظریف تربیتی بیشتر یاری می‌کند. آن حضرت هنگامی که با معاویه مناظره می‌کرد، در مورد یکی از علل انحراف معاویه از محور حق و انحطاط اخلاقی وی و گرایش به باطل، به نقش مادرش هند اشاره کرده و فرمود:
معاویه! چون مادر تو هند است و مادر بزرگت نثیله می‌باشد (و در دامن چنین زنان فرومایه پرورش یافته‌ای، این گونه اعمال زشت از تو سر می‌زند) و سعادت ما در اثر تربیت در دامن مادرانی پاک و پارسا همچون خدیجه و فاطمه علیهما السلام می‌باشد. [۱۹]
شاعر با اشاره به این واقعیت می‌گوید:
شمشیر نیک ز آهن بد چون کند کس
نا کس به تربیت نشود ای حکیم کس
باران که در لطافت طبعش خلاف نیست
در باغ لاله روید و در شوره زار خس
امام صادق علیه السلام فرمود: طوبی لمن کانت امه عفیفة؛ [۲۰] خوشا به حال کسی که مادری پاکیزه و پاک‌دامن داشته باشد.
در این جا به نمونه‌هایی از نقش مادران شایسته در اعتلای شخصیت فرزندان اشاره می‌کنیم:

مادر یک وزیر

ب بن عباد [۲۱] در دوران کودکی که به مسجد می‌رفت تا درس بخواند، مادرش هر روز یک دینار و یک درهم به او می‌داد و می‌گفت: آن را به نخستین فقیری که برخورد نمودی بده. این شیوه مادرش تا دوران جوانی او هم چنان ادامه داشت. وقتی هم که به مقام وزارت رسید، هر شب دمتکار خود که رخت خوابش را پهن می‌کرد سفارش کرده بود که یک دینار و یک درهم زیر بسترش بگذارد تا هنگام صبح فراموش نکرده و به فقیر بدهد. این چنین بود که این مرد بزرگ بر اثر تربیت مادر در سخاوت و احسان و بخشندگی سر آمد عصر خود گردید. در معجم الادبا آمده است که: ران، فقیهان، زاهدان، ادبا، و حتی ادیب زادگانی که در بغداد بودند کمک قابل توجهی می‌کرد و برای هر یک از آنان سالیانه مبلغی می‌فرستاد، نام برخی از این افراد در کتب رجال و تاریخ ثبت است. هر کس در ماه رمضان بعد از عصر وارد خانه او می‌شد، حتماً باید افطار می‌کرد و بر می‌گشت. هر شب از ماه رمضان در کنار سفره وی بالغ بر هزار نفر مهمان حاضر می‌شدند. خیرات و احسان‌هایی که او در ماه مبارک رمضان انجام می‌داد، برابر تمام احسان‌های سالیانه او بود. [۲۲]

ادیسون و تربیت مادر

ر دوران کودکی، نه تنها استعدادی از خود نشان نمی‌داد، بلکه فوق‌العاده کودن هم به نظر می‌رسید، چون سرش بیش از حد بزرگ بود، اطرافیانش تصور می‌کردند به اختلال مشاعر دچار است. سؤ آلات عجیب و غریبی که از اطرافیان خود می‌کرد این گمان را بیش از پیش در آن‌ها تقویت می‌کرد. حتی در مدرسه (وی بیش از سه ماه به مدرسه نرفت) از بس معلم خود را سؤ ال پیچ می‌کرد به کودن ملقب گردید، برای همین روزی ادیسون از مدرسه گریان به خانه بازگشت و موضوع را به مادرش گفت.
ت و به سوی مدرسه روان شد و به معلم ادیسون گفت: تو نمی دانی چه می‌گویی، پسرم عقلش از تو بیشتر است. درد و عیب کار هم همین‌جا است. من او را به خانه می‌برم و تعلیم و تربیتش را خودم بر عهده می‌گیرم و آن گاه به تو نشان می‌دهم که چه استعدادی در او نهفته است. چنین بود پیشگویی عجیب آن مادر. از آن روز به بعد این مادر فداکار همان‌طور که قول داده بود تعلیم و تربیت پسرش را بر عهده گرفت.
نواده ادیسون در این باره می‌نویسد: هنگامی که بعضی اوقات از جلوی در خانه ادیسون می‌گذشتم، می‌دیدم خانم ادیسون با پسرش جلوی هشتی نشسته و به او درس می‌دهد، آن هشتی اتاق درس بود و ادیسون یگانه شاگرد او حالات و حرکات این پسر مانند مادرش بود. او خیلی مادرش را دوست داشت، وقتی مادرش سخن می‌گفت: او سراپا گوش می‌شد؛ تو گوئی مادرش دریای دانش است ... ادیسون بر اثر مساعی مادرش قبل از نه سالگی کتاب‌های سنگین نویسندگان مشهور جهان را مطالعه می‌کرد.
وه بر این‌ها به او جغرافیا، تاریخ، حساب و اخلاق نیز آموخت. ادیسون بیش از سه ماه به مدرسه نرفت و آنه چه در طفولیت آموخته بود، از مادرش داشت. مادر ادیسون یک مربی به تمام معنا بود، زیرا توجهش نه تنها به تعلیم و تربیت بود، بلکه مراقب بود، استعدادهای طبیعی فرزند خود را یافته و آن‌ها را بپروراند.
ادیسون بعدها که به اوج عظمت رسید گفت من از طفولیت دریافتم که مادر چیز خوبی است، هنگامی که معلم مرا کودن خواند، او از من دفاع کرد. من جدا تصمیم گرفتم ثابت کنم که او دربارهٔ من خطا نیندیشیده است و باز وی گفته است:
ب تعلیم و تربیت مادرم را از دست نمی‌دهم. اگر او مرا تشویق نمی‌کرد، شاید مخترع نمی‌شدم. مادرم عقیده داشت اغلب کسانی که پس از دوره بلوغ بد شده‌اند، اگر در کودکی نسبت به تعلیم و تربیت آنان توجه بیشتی مبذول می‌شد، عضو عاطل و باطل جامعه نمی‌شدند، تجاربی که مادرم در دوره معلمی، اندوخته بود بسیاری از اسرار طبیعت آدمی را به او می‌آموخت. اگر توجه مادرم نبود، به احتمال قوی منحرف می‌شدم؛ ولی ثبات قدم او، نیکی او، نیروهای مؤ ثری بودند که مرا از انحراف و گمراهی باز داشتند. [۲۳]

تکریم مادر

رامی اسلام از مهمترین حقوق فرزندان تکریم و بزرگداشت مادر آنان است .[۲۴] احترام به همسر از مواردی است که در تربیت فرزندان تاءثیر فراوان دارد. مادری که در خانه عزیز باشد و مورد تکریم شوهرش قرار گیرد او با روحی سرشار از عاطفه و آرامش و احساس شخصیت فرزندان را ود اما اگر در منزل مورد آزار و اذیت روحی و جسمی قرار گیرد و شخصیت او در خانه و پیش فرزندان، مورد تحقیر و اهانت باشد؛ بدیهی است که از روان سالمی برخوردار نخواهد بود و در نتیجه آرامش خود را از دست داده و اضطراب و نگرانی او به فرزندان سرایت خواهد کرد. در روز عاشورا هنگامی که هلال بن نافع عازم جنگ شد همسر جوانش از رفتن او ناراحت شده و به شدت گریست، امام حسین علیه السلام متوجه آن دو زوج جوان گردیده و به هلال فرمود:ان اهلک لا یطیب لها فراقک، فلوراءیت ان تختار سرورها علی البراز؛ [۲۵] هلال! همسرت جدائی تو را نمی‌پسندد، تو آزادی و می‌توانی خشنودی او را بر مبارزه با شمشیرها مقدم بداری.
دیگری امام حسین علیه السلام تکریم همسر را به دوستانش متذکر شده و در پاسخ اعتراض آنان که به فرشها و پرده‌های نو در منزل آن حضرت اعتراض می‌کردند، فرمود:انا نتزوج النساء فنعطیهن مهورهن فیشترین بها ماشئن، لیس لنا فیه شی .[۲۶] عادت ما در ازدواج این است که پس ‍ از ازدواج بلافاصله مهریه آنان را پرداخت می‌کنیم و آنان از مهریه خود هر چه دوست داشته باشند می‌خرند و این لوازم منزل که شما می‌بینید به ما مربوط نمی‌شود.
حتی امام حسین علیه السلام اشعاری دارد که حکایت از بالاترین حد تکریم فرزند و همسر در سیره اهل بیت علیهم السلام دارد. حضرت سید الشهداء در مورد همسرش رباب و دخترش سکینه می‌فرماید:
لعمرک اننی لا حب دارا
تکون بها سکینة و الرباب
احبهما و ابذل جل مالی
و لیس لعاتب عندی عتاب ؛[۲۷] به جان تو سوگند! من خانه‌ای را دوست دارم که در آن سکینه و رباب در آن باشند من آنها را دوست دارم و عمده مال خود را برای آنان می‌بخشم و کسی را شایسته نیست مرا سرزنش کند.
اما باقر علیه السلام می‌فرماید: هر کس با همسر و فرزندانش خوش رفتاری نماید، عمرش زیاد خواهد شد. [۲۸]
تنها به همسران خود حرمت قائل نمی‌شوند و با انواع بهانه‌ها آن‌ها را می‌آزارند بلکه گاهی بی جهت فرزندان را از مادرانشان جدا می‌کنند که علاوه بر رنجش مادر لطمات جبران ناپذیری به روح و روان لطیف کودک در زندگی آینده اش به بار می‌آید. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مورد چنین افرادی می‌فرماید:من فرق بین والدة و ولدها فرق الله بینه و بین اءحبائه فی الجنة [۲۹] هر کس بین یک مادر و فرزندش جدائی بیندازد خداوند متعال در روز قیامت، بین او و دوستانش جدائی خواهد انداخت.

زمینه سازی تربیت

یکی از حقوق فرزندان فراهم نمودن زمینه تربیت صحیح در وجود فرزندان می‌باشد و اگر زمینه‌های تربیت صحیح در فرزندان به وجود نیاید، اعمال روش‌های تربیتی در آنان نتیجه نخواهد داد. چنان‌که سعدی با اشاره به اهمیت این نکات می‌گوید:
پرتو نیکان نگیرد هر که بنیادش بد است
تربیت نااهل را چون گردکان بر گنبد است
امر تربیت فرزندان وجود دارد که والدین برتر به آن‌ها توجه کرده و در تربیت فرزندان وجود دارد که سرنوشت ساز را مد نظر قرار می‌دهند. توجه به این نکته از اساسی‌ترین حقوق فرزند بر عهده پدر و مادر می‌باشد. انتخاب پدر یا مادر صالح، غذایی که طفل خورانده می‌شود، شرائط ت و رفتار مادر در دوران بارداری، نامگذاری کودک، چگونگی تاءمین نیازهای جسمی و روحی، توجه به شخصیت فرزند، عقیقه، صدقه، دعا و نفرین والدین، نحوه گزینش دوستان، شیوه تشویق و تنبیه و ده‌ها عامل دیگر از جمله مسائلی هستند که در حالات، ویژگی‌های شخصیتی، خلق و خوی و خصلت‌های آینده کودک تاءثیر دارد و انتخاب‌های وی را در مسیر زندگی رقم می‌زند.
به همین جهت در سیره اهل بیت علیهم السلام به این حقوق فرزندان اهمیت بیشتری داده شده است و رویات زیادی در این زمینه در کتاب‌ها فقهی و جوامع حدیثی آمده و برخی از آنان در همین کتاب نقل شده است .[۳۰]
با اشاره به اهمیت فراهم کردن زمینه‌های مناسب در تربیت فرزندان، تاءثیر صفات و حالات روحی والدین را در هنگام مباشرت یاد آور دشه و فرمود: اگر لحظه مباشرت و انعقاد نطفه، دل آرام، گردش خود در رگها به صورت طبیعی و بدن خالی از اضطراب باشد، فرزند به پدر و مادر خود شبیه خواهد بود. [۳۱]
برخی از شاعران این حقیقت را در اشعار خود گنجانیده و تاءثیر عوامل مختلف را در امر تربیت، با آوردن تمثیلاتی نمایانده‌اند.
داستان زیر یکی از همین موارد را بیان می‌کند:
پدری با پسرش گفت به خشم
که تو آدم نشوی جان پسر
گر کسان جامع خیر و شرند
از سراپای تو ریزد همه شر
حیف از آن عمر که ای بی سر و پا
در پی تربیتت کردم سر
دل فرزند از این حرف شکست
بی خبر روز دگر رفت سفر
رفت از پیش پدر تا که کند
بهر خود فکر دگر، کار دگر
چند سالی بگذشت و پس از این
زندگی گشت به کامش چو شکر
عاقبت شوکت والایی یافت
حاکم شهرد شد و صاحب زر
چند روزی بگذشت و پس از این
امر فرمود به احضار پدر
پدرش آمد از راه دراز
نزد حاکم شد و بشناخت پسر
پسر از غایت خودخواهی و کبر
به سراپای وی افکند نظر
گفت: ای پیر! شناسی تو مرا؟
گفت: کی می‌روی از یاد پدر
گفت: گفتی که من آدم نشوم
حالیا، حشمت و جاهم بنگر
پیر خندید و سرش داد تکان
گفت: این حرف و برون شد از در
من نگفتم که تو حاکم نشوی
گفتم: آدم نشوی، جان پسر[۳۲]

گزینش نام زیبا

نام هر شخصی معرف اعتقادات، فرهنگ و ملیت او و خانواده اش می‌باشد از این گذشته نام هر کس همیشه و تا آخر عمر به همراه اوست. صاحب نام زیبا و ستودنی در آینده به آن افتخار نموده و احساس شخصیت خواهد کرد و در مقابل صاحب نام نامناسب در آینده احساس شخصیت خواهد کرد و در مقابل صاحب نام نامناسب در آینده احساس حقارت کرده و رنج خواهد برد. سیره عملی ائمه اطهار علیهم السلام، گواه روشنی بر این نکته مهم تربیتی است.
به عنوان نمونه در این جا به نام فرزندان امام حسن و امام حسین علیهما السلام اشاره می‌کنیم:
نامهای فرزندان امام حسن علیه السلام عبارتند از: حسن، قاسم، عمرو، عبدالله، عبدالرحمن، حسین، طلحه، ام الحسین، فاطمه، ام عبدالله، ام سلمه، رقیه .[۳۳]
و نامهای فرزندان امام حسین علیه السلام عبارتند از: علی اکبر، علی اوسط، علی اصغر، جعفر، عبدالله، محمد، سکینه، فاطمه، محسن، رقیه.
نام زیبا موجب می‌شود، دیگران صاحب نام را به خاطر نامش تحسین کرده و در مورد او فال نیکو بزنند. به این وسیله شخصیت او تقویت می‌شود و این نکته برای صاحب نام فرح انگیز و نشاط بخش است. هنگامی که جنازه خونین حر را در آخرین لحظات زندگی به محضر امام حسین علیه السلام آوردند، امام در حالی که با دستان مبارک صورت او را نوازش می‌داد و خونهای چهره اش را پاک می‌نمود، فرمود:بخ بخ لک یا حر، انت حر کما سمیت فی الدنیا و الاخرة؛ و الله ما اخطاءت امک اذ سمتک حرا، فانت و الله حر فی الدنیا و سعید فی الآخرة ؛[۳۴] به به! احسنت ای حر! تو آزادمردی چنان‌که در دنیا و آخرت آزاده خوانده می‌شوی. سوگند به خدا! مادرت اشتباه نکرده در این که تو را حر نامیده به خدا قسم تو در دنیا آزادمرد و در آخرت از سعادتمندان خواهی بود.
نام انسان گاهی در تصمیم گیریهای سرنوشت ساز مؤ ثر است.
هنگامی که فرزند ارشد امام مجتبی علیه السلام، حسن مثنی یکی از دختران امام حسین علیه السلام را خواستگاری نمود امام انتخاب را به او واگذار کرد و زمانی که حضرت سکوت حیاآمیز او را دید، فرمود: با دخترم فاطمه که هم نام مادرم و شبیه به اوست ازدواج کن .[۳۵]
امام باقر علیه السلام در مورد انتخاب نام زیبا برای فرزندان چنین رهنمود می‌دهد: دوست داشتنی‌ترین اسم‌ها آن است که نشانگر بندگی خدا باشد و بهترین آن‌ها نام‌های پیامبران است .[۳۶]
گاهی نام نیک زمینه رستگاری و سعادت انسان می‌شود. داستان زیر را می‌توان به عنوان نمونه‌ای از این حقیقت ذکر نمود:

خاطره‌ای از تاءثیر نام نیک

بریدة بن خصیب از اهالی مدینه بود. وی که در میان قوم خود از موقعیت والائی برخودار بود و به شجاعت و شهامت شهرت داشت، در اولین برخورد. خود با رسول الله داستانی شنیدنی دارد و این حادثه یکی دیگر از روش‌های تبلیغی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را روشن می‌سازد.
بریده هنگامی که خبردار شد، مشرکان قریش جایزه مهمی (صد شتر) برای دستگیری حضرت محمد صلی الله علیه و آله تعیین کرده‌اند، بعد از این که اطلاع یافت آن حضرت از مکه به مدینه در حال هجرت است، به همراه هفتاد سوار از قبیله بنی سهم برای دستگیری پیامبر صلی الله علیه و آله و تحویل وی به قریشیان، به راه افتاد، و در نزدیکی‌های مدینه با آن حضرت روبرو گشت. آن بزرگوار عادت نداشت، که فال بد بزند بلکه گاهی تفاءل می‌کرد و فال خوب و امید دهنده می‌زد. به همین جهت پرسید: کیستی و نامت چیست؟ گفت: بریده. پیامبر صلی الله علیه و آله به ابابکر که همراهش بود فرمود: ابرد امرنا و صلح؛ کار ما آسان گردیده و حال ما بهتر شد. دوباره حضرت از او پرسید: از کدام قبیله‌ای؟ او پاسخ داد: از قبیله اسلم. فرمود: سلمنا؛ سالم ماندیم.
برای بار سوم پرسید: از کدام قبیله اسلم هستی؟ بریده جواب داد: از بنی سهم. رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: خرج سهمک؛ قرعه به نامت در آمد و موفق و پیروز هستی.
وقتی بریده این سخنان زیبا و بیان جذاب رسول خدا صلی الله علیه و آله را مشاهد نمود، از عمق دل و جان، شیفه رفتار و گفتار آن حضرت گردید. آن گاه پرسید تو کیستی؟ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: من محمد بن عبدالله فرستاده خداوند هستم. بریده و همراهانش در همان لحظه شهادتین را گفته و مسلمان شدند. [۳۷] او آن شب همراه پیامبر صلی الله علیه و آله بود و صبحگاهان عرض کرد: یا رسول الله! بدون پرچم وارد مدینه نشو! در همان ساعت عمامه خود را از سر باز کرده و به نیزه اش بسته و در پیش روی پیامبر صلی الله علیه و آله حرکت می‌کرد. در وسط راه از پیامبر صلی الله علیه و آله خواهش کرد که: یا رسول الله! به من افتخار میزبانی بده و در منزل من اقامت کن. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: شتر من بدان جا که ماءمور است، خواهد رفت اما برای این که بریدة بن خصیب ناراحت نشود، به او مژده مهمی داد؛ مژده شهادت. فرمود: روزی می‌رسد که به همراه لشکر اسلام به مقام بلند شهادت نائل می‌شوی .[۳۸] بریدة بن خصیب اسلمی در اثر فداکاری و عشق و ایثار به مرتبه‌ای رسید که از خواص یاران پیامبر و علی علیه السلام گردید. او جزو دوازده نفری بود که بر علیه خلیفه اول شوریده و از مقام ولایت در سخت‌ترین لحظات تاریخی دفاع نمود. [۳۹]

دعا برای نیک‌بختی کودک

افزون بر رعایت حقوق مادی و معنوی فرزندان، یکی دیگر از مهم‌ترین وظایف والدین، دعا برای نیک‌بختی و سعادت فرزندان است. از آن جایی که دعای پدر و مادر دربارهٔ فرزند طبق فرمایش رسول گرامی اسلام از جمله دعاهایی است که حتماً به اجابت می‌رسد؛ [۴۰] شایسته است والدین گرامی بر این مهم توجه خاصی مبذول دارند، و در شرائط مساعد روحی و فرصت‌های بویژه به فرزندان خود دعا نمایند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، در ضمن حدیثی فرزندان را سفارش نمود که دعای خیر پدر و مادر خود را جلب نمایند و فرمود: بر شما باد جلب دعای پدر، زیرا آن از ابرهای آسمان بالاتر می‌رود و خداوند بر آن نظر افکنده و به ملائکه می‌فرماید: ای فرشتگان! مانع بالا آمدن آن نباشید، که می‌خواهیم آن را بر آورده سازم. [۴۱]

دعای امام سجاد علیه السلام برای فرزندان

(۱) پروردگارا! با نگهداری فرزندانم و اصلاح (اخلاق و رفتار آنان) در جهت خواست من، و بهره مندیم از وجود آنان بر من منت بگذار.
(۲) خدایا، با بخشیدن طول عمر به آنان مرا یاری فرما، و مدت زندگانی آنان را بر من بیفزای، اطفال کوچکم را پرورش داده و ضعیفانشان را برایم نیرومند گردان، دین و اخلاق و بدن آنان را برایم صحیح و سلامت بدار و در نفس و جسمشان و در تمام آنچه که از امور آنان برای من مهم است عافیت و تندرستی ببخش و روزی هایشان را به دست من برایم افزون ساز (۳) آنان را از نیکو کاران، پارسایان، تیزبینان، شنوای سخن حق و اطاعت کنندگان از خودت قرار ده و برای اولیای خودت عاشقان خیر خواه و از برای تمام دشمنانت آنان را ستیزه جو و کینه‌ورز گردان، (آمین) خدایا دعایم را بپذیر.
الهی! به وسیلهٔ آنان بازوانم را تقویت کرده و کارهای نابسامان مرا سامان ده، نسل مرا به آنان افزون ساز، و مجالس مرا به وجود آنان بیارای، و یاد و نام مرا به آنان زنده نگه دار، و در نبودن من امورات مرا به وسیلهٔ ایشان کفایت کن، در رفع نیازهایم به آنان مرا یاری ده، آنان را برایم علاقه‌مند، مهربان متمایل به من و فرمانبر قرار ده و از گناه و بدی و مخالفت با من، آنان را دور ساز. (۵) مرا در تربیت و پرورش و نیکی کردن به آنان یاری ام کن و در کنار آنان فرزندان ذکوری نیز به من عطا فرما، و این عمل را برای من نیک گردان و آنان را در رسیدن به خواسته‌هایی که از درگاه تو مسئلت کرده‌ام مددکارم قرار ده.
(۶) مرا به همراه فرزندانم از (مکر و حیله) شیطان رانده شده از درگاهت پناه ده، همانا که تو ما را آفریده‌ای و امر و نهی کرده و به سوی (به دست آوردن) ثواب در اطاعت از او امرت تشویق و از عقوبت نافرمانی تهدیدمان نموده‌ای، برای ما دشمنی قرار داده‌ای که پیوسته در (اندیشهٔ) مکر با ماست، او را به وجود ما مسلط کرده‌ای، در حالی که ما راه داده‌ای، اگر ما فراموشش کنیم او ما را از یاد نمی‌برد، ما را از عذاب تو ایمن ساخته و از غیر تو می‌ترساند.
(۷) اگر ما عمل زشتی را اراده کنیم در انجام آن به ما جراءت می‌دهد و اگر عمل نیکی را قصد کنیم، ما را از انجام آن باز می‌دارد، ما را در معرض شهوات قرار داده و در دلهایمان شبهه ایجاد می‌کند. اگر به ما وعده دهد دروغ می‌گوید، و اگر ما را به انجام خواسته مان خوش‌حال سازد خلاف آن می‌کند و هرگاه مکر و حیلهٔ او را از ما بر نگرانی گمراهمان می‌کند و اگر از شر او ما را مصون نداری ما را به لغزش خواهد کشاند.
(۸) بار الها! سلطهٔ او را با قدرت (لایزال) خود از ما برگردان، تا او را به وسیلهٔ دعاهای بسیارمان به درگاهت از ما دور نمایی، تا این که از گزند طرح‌های شیطانی او در زمره حفظ شدگانت در آییم. (۹) پروردگارا! همهٔ خواسته‌هایم را برآور، و حاجت‌هایم را مرحمت نما، و از پذیرش دعاهایم خود داری نکن، در حالی که قبولی آن‌ها را ضمانت کرده‌ای، دعایم را در پشت حجاب مگذار که تو خود به آن امر کرده‌ای، و با عطای آنچه که در اصلاح امور دنیا و آخرت به آن نیازمندم بر من منت بگذار، آنچه را که بر زبان آورده و یا فراموش کرده‌ام، و آنچه را که اظهار نموده و یا مخفی داشته‌ام، علنی خواسته باشم یا پنهانی همه را برآور.
(۱۰) در تمام این خواسته‌ها تقاضا دارم که مرا از مصلحان قرار دهی، در ردیف کسانی که با نیایش به پیشگاهت رستگار شده‌اند، و با توکل به درگاهت از لطف تو محروم نشده‌اند. (۱۱) همان انسان‌های وارسته‌ای که به پناهندگی ات عادت کرده‌اند، در معامله با تو بهره‌ها برده‌اند در سایهٔ عزتت ماءوا گرفته‌اند، در پرتو جود و کرمت به روزی حلال و گسترده دست یافته‌اند، با توسل به تو از پستی ذلت به اوج عزت رسیده‌اند، از ظلم و ستم به عدل تو پناه آورده‌اند، به وسیلهٔ رحمتت از بلا آسوده گشته‌اند، با غنای تو، از چنگال فقر و محرومیت رهیده‌اند، با نگهداری ات از گناهان و لغزش‌ها و خطاها مصونیت یافته‌اند، به خاطر اطاعت از فرامین تو، در پیمودن راه‌های نیک و خوب و درست موفق گشته‌اند، در سایهٔ قدرت تو در بین آنان و گناهان آن چنان فاصله افتاده است که تمام معصیت‌ها را فراموش کرده و در جوار خودت منزل گزیده‌اند.
(۱۲) معبودا! با توفیق و مهربانی خودت همهٔ این صفات زیبا را به ما عنایت فرما، و ما را از عذاب دردناک جهنم پناه بده، و به مردان و زنان مسلمان و تمام اهل ایمان هر آنچه را که برای خودم و فرزندانم از تو مسئلت کردم در دنیا و آخرت به آنان نیز عطا فرما، همانا که تو نزدیک، پذیرا، شنوا، دانا، بخشنده، آمرزنده، دلسوز و مهربان هستی. (۱۳) و به ما در این دنیا نیکی و در جهان آخرت هم نیکی مرحمت کرده و ما را از عذاب آتش جهنم نگه دار. [۴۲] از مطالعه شرح حال برخی بزرگان چنین بدست می‌آید که رمز موفقیت آنان مرهون دعای پدر و مادرشان بوده است.

علامه مجلسی و دعای پدر

عالم بزرگوار مرحوم ملا محمد تقی مجلسی، پدر بزرگوار علامه محمد باقر مجلسی در خاطرات خود می‌گوید: در یکی از شب‌ها پس از این که از نماز شب و تهجد سحری فارغ شدم، حال خوشی برایم ایجاد شد؛ از آن حالت فهمیدم که در این هنگام هر حاجت و در خواستی از خداوند نمایم، اجابت خواهد شد، فکر کردم چه در خواستی از امور دنیا و آخرت از درگاه خداوند متعال نمایم؛ که ناگاه صدای گریه فرزندم محمد باقر در گهواره اش بلند شد، و من بی درنگ به خداوند متعال عرضه داشتم: پروردگارا! به حق محمد و آل محمد علیهم السلام این کودک را مروج دینت و ناشر احکام پیامبر بزرگت قرار ده و او را به توفیقاتی بی پایان موفق گردان .[۴۳] و این چنین بود که دعای این پدر عارف در سحرگاه آن شب مبارک به اجابت رسید و فرزندش در عرصه علم و دانش و تقوی آن چنان توفیقاتی یافت که امروزه بعد از چهار قرن، او را به عنوان طلایه دار ترویج دین و سرآمد علمای شیعه می‌شناسیم. علامه مجلسی بر اثر همین دعای پدر موفق به پدید آوردن آثاری شد که مخالف و موافق را به تحیر وا داشته است و در مدت این چهار قرن هیچ پژوهشگری در حوزه دین و علوم اسلامی از تاءلیفات این عالم وارسته و سخت کوش بی‌نیاز نیست.

برکت دعای پدر

آیت الله العظمی مرعشی نجفی (قدس سره)، بزرگ فرهنگ بان میراث اهل بیت علیهم السلام، در بیشتر علوم اسلامی صاحب نظر بود و تاءلیفات ارزشمند ایشان که نزدیک به صد و پنجاه اثر در موضوعات مختلف است گواه روشنی بر این حقیقت است. کرامات معنوی، در یافت بیش از چهار صد اجازه اجتهادی و روایتی از علمای بزرگ اسلامی، تدریس متجاوز از شصت و هفت سال در حوزه علمیه قم و نجف، تربیت هزاران شاگرد و تاءسیس صدها مدرسه علمی، مسجد، حسینیه، مراکز فرهنگی، رفاهی و درمانی و ایجاد بزرگترین و مشهورترین کتابخانه در جهان اسلام و از جمله توفیقات این فقیه فرزانه می‌باشد. او این همه توفیقات را از برکت محبت به پدر و دعای والدین می‌داند. او در خاطرات خود چنین می‌گوید: زمانی که در نجف بودیم، یکی روز مادرم فرمودند: پدرت را صدا بزن، تا برای صرف نهار تشریف بیاورد. حقیر به طبقه بالا رفتم و دیدم پدرم در حال مطالعه، خوابش برده است. مانده بودم چه کنم: از طرفی می‌خواستم امر مادرم را اطاعت کنم و از طرفی دیگر می‌ترسیدم با بیدار کردن پدر باعث رنجش خاطر او گردم. خم شدم و لبهایم را کف پای پدر گذاشتم و چندین بوسه برداشتم، تا این که در اثر قلقلک پا، پدرم از خواب بیدار شد و دید من هستم، وقتی این علاقه و ادب و کمال و احترام را از من دید، فرمود: شهاب الدین تو هستی؟
عرض کردم: بلی آقا. دو دستش را به سوی آسمان بلند کرد و فرمود: پسرم خداوند عزتت را بالا ببرد، و تو را از خادمین اهل بیت علیهم السلام قرار دهد.
حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی می‌فرمود: من هر چه دارم، از برکت آن دعای پدرم است .[۴۴] لازم است ذکر شود هم چنان‌که دعای خیر والدین در سرنوشت انسان مؤ ثر است، نفرین آنان تاءثیر دارد. چنان‌که، پیامبر صلی الله علیه و آله از مردی که از فرزندان ناخلف خود شکایت می‌کرد، پرسید: آیا بر آنان نفرین کرده‌ای گفت: بلی. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: خودت موجبات بدبختی آنان را فراهم کرده‌ای .[۴۵] و در روایت دیگری حضرت فرمود:ایاکم و دعوة الوالد فانها اءحد من السیف [۴۶] از نفرین پدر بپرهیزید که آن از شمشیر تیزتر و برنده تر است.
امام سجاد علیه السلام در رساله حقوق خویش وظیفه والدین را چنین مشخص می‌کند:و اما حق ولدک فاءن تعلم اءنه منک و مضاف الیک فی عاجل الدنیا بخیره و شره و اءنک مسئول عما و لیته من حسن الادب و الدلالة علی ربه عزوجل و المعونة علی طاعته فاعمل فی اءمره عمل من یعلم اءنه مثاب علی الاحسان الیه معاقب علی الاساءة الیه [۴۷] حق فرزندت به تو آن است که بدانی وجود او بخشی از وجود تو است، و نیک و بدی‌های او در این دنیا وابسته به تو است، باید بدانی که تو در مقام سرپرستی او مسئول هستی که وی را با ادب و تربیت صحیح پرورش دهی و او را به پروردگارش راهنمائی کنی و در اطاعت فرمانبرداری حضرت حق، یاری اش دهی. پدری باشی که به وظیفه خود آشنا و به مسئولیت خود آگاه است؛ پدری که می‌داند اگر نسبت به فرزندش نیکی کند آجر و پاداش خواهد داشت، و اگر دربارهٔ او بدی کند مستحق مجازات و کیفر خواهد بود.

تقویت عزت نفس

بسیاری از مشکلات نسل جدید و جوانان ما از نداشتن روحیه اعتماد به نفس و خود باوری ریشه می‌گیرد. ترس از ورود به اجتماعات و اظهار اندیشه‌ها، عدم پذیرش مسئولیت‌ها، بسیاری از ناکامی‌ها و عدم موفقیتها، از جمله عوارض حقارت و نداشتن عزت نفس است؛ بنابراین تقویت شخصیت نوجوان موجب به وجود آمدن بسترهای مناسب برای ایجاد خصلت‌های نیکو و صفات ستوده خواهد شد. برای همین یکی دیگر از وظایف والدین، تقویت عزت نفس در نوجوانان است که آن را می‌توان با شیوه‌های مختلفی پرورش داد. تکریم شخصیت فرزندان و احترام به آنان یکی از مهم‌ترین راه‌های تقویت عزت نفس در آنان است.
پیامبر اسلام می‌فرماید: اکرمو اولادکم و احسنوا آدابهم ؛[۴۸] فرزندان خود را احترام کنید و با آداب و شیوه‌های نیک با آنان رفتار نمائید. مهربانی و محبت به کودکان از عادات همیشگی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بود؛ و آن یگانه اسوه اخلاق و ادب بر این شیوه خود پیوسته اصرار می‌ورزید.
آن حضرت بارها امام حسن و امام حسین علیهماالسلام را در دوران کودکی مورد محبت و احترام قرار داده و بدینوسیله روحیه اعتماد به نفس را در شخصیت آنان بالا می‌برد. روزی پیامبر اکرم علیه السلام نشسته بود که آن دو کودک وارد شدند، پیامبر به احترام آنان از جای برخاسته و به انتظار ایستاد، لحظاتی طول کشید آنان نرسیدند. رسول اکرم صلی الله علیه و آله به طرف کودکان پیش رفت و از آنان استقبال نمود، بغل باز کرد هر دو را بر دوش خود سوار نمود و به راه افتاد و به آنان فرمود:نعم المطی مطیکما و نعم الراکبان انتما[۴۹] فرزندان عزیزم! مرکب شما چه خوب مرکبی است و شما چه سواران خوبی هستید.
از منظر علی علیه السلام فرزند، همانند گل ظریف است و روحیه‌ای لطیف حساس دارد: ولدک ریحنتک ؛[۵۰] معاشرت با وی باید حساب شده و احترام آمیز باشد.

میرزای شیرازی رحمة الله و احترام فرزند

آقا بزرگ تهرانی می‌گوید: من خود شاهد بودم که میرزای شیرازی چگونه با فرزند نوجوان خود با کمال ادب رفتار می‌کرد. یک بار که در خدمت ایشان بودم پیش خدمت میرزا آمد و برای فرزند آقا اجازه ورود گرفت و میرزا اجازه داد. در این هنگام فرزند خردسال ایشان داخل شد و پس از سلام همان‌جا ایستاد. میرزا اجازه نشستن داد و فرزند در نهایت ادب روی دو زانو نشست و چشم خویش ‍ را به زمین دوخت. میرزای شیرازی به پرسش از حال و درس کودک خویش پرداخت و در طی گفت و گو، فرزندش را جز با کلمه آقا خطاب نمی‌کرد. پس از مدتی فرزند اجازه رفتن خواست. پدر اجازه داد و به احترام او کمی از جای خود برخاست .[۵۱] کودکانی که در دوران طفولیت از توجه و احترام بزرگترها، به ویژه والدین خود، برخوردار گردند، در زندگی آینده خویش افرادی عزتمند، موفق و دارای اعتماد به نفس خواهند بود؛ چرا که تکریم شخصیت کودکان که روحی لطیف و حساس دارند حس ‍ خودباوری و اعتماد به نفس را در وجود آنان تقویت کرده و زمینه رشد اخلاقی و ایجاد صفات نیک را در وجودشان فراهم می‌آورد.
چنین فرزندانی در آینده، شخصیتی مستقل و خود باور خواهند بود. امامان معصوم علیهم السلام در معاشرت با فرزندانشان به این نکته توجه خاصی مبذول می‌کردند. جعید همدان یکی از یاران امام حسین علیه السلام می‌گوید: روزی نزد حسین بن علی - رفتم، در حالی که او دخترش سکینه را بر سینه چسبانده بود و نوازش می‌کرد. وقتی که وارد شدم امام به همسرش فرمود: ای خواهر قبیله -! دخترت را از من بگیر! سپس با من به گفت و گو نشست .[۵۲]

فقر عاطفی

امروزه روشن شده است که عمده‌ترین فقر بشریت در جامعه ماشینی و صنعتی در جهان معاصر، فقر فرهنگی و عاطفی است و مهم‌ترین مشکل کودکان و نوجوانان امروزی در خانواده‌ها کمبود عشق و عاطفه و محبت است.
همان طوری که انسان نیاز به آب و غذا دارد نیاز به محبت هم دارد بلکه نیازهای عاطفی و معنوی او به مراتب بیشتر از نیازهای جسمانی اوست. عمده‌ترین دلیل ناسازگاری فرزندان در خانواده‌ها، عامل بسیاری از ناهنجاری‌ها مانند فرار از خانه و امثال آن، ریشه در کمبود عاطفه و محبت دارد. فقر عاطفی موجب می‌شود شخصیت انسان در نزد خود حقیر و پست باشد و کرامت و عزت خود را از دست بدهد و چنین انسانی آبرو و عزت خود را بر باد رفته پنداشته و به هر کاری دست می‌زند. امام هادی علیه السلام فرمود:من هانت علیه نفسه فلا تاءمن شره [۵۳] کسی که شخصیت خود را خوار و ذلیل پندارد، از شر او ایمن مباش. فرزندانی که از عقده حقارت و فقر عاطفی رنج می‌برند و برای خود هیچ گونه ارزشی قائل نیستند، نمی‌توانند افرادی مورد اعتماد باشند و مسئولیتی را در جامعه عهده دار شوند. سایر افراد جامعه نیز از شر این افراد در امان نخواهند بود. اما اگر والدین بتوانند با محبت، احترام، ارتباط صمیمانه، کرامت نفس را در نوجوانان تقویت کنند، آنان در آینده انسان‌هایی سالم و دوست داشتنی خواهند بود و وجود خود را با گناه و معصیت آلوده نخواهند کرد. امیر مؤ منان علی علیه السلام فرمود:من کرمت علیه نفسه لم یهنها بالمعصیة [۵۴] آن کسی که بزرگی و کرامت نفس خود را باور داشته باشد، آن را با گناه پست و ذلیل نخواهد کرد.
سلام کردن به فرزندان و نوجوانان، بوسه بر چهره فرزندان، ابراز علاقه و اظهار محبت، فقر عاطفی را جبران می‌کند.
رسول بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله در ضمن گفتاری خردمندانه فرمود:اءحبوا الصبیان و ارحموهم و اذا وعدتموهم شیئا ففوا لهم فانهم لا یرون الا اءنکم ترزقونهم [۵۵] کودکان را دوست بدارید و با آنان با راءفت و مهربانی رفتار کنید، و اگر چیزی به آنان وعده داده‌اید به وعده خود عمل نمائید، زیرا کودکان چنین می‌پندارند که شما به آنان روزی می‌دهید.
حضرت امام مجتبی علیه السلام در جبران فقر عاطفی کودکان اهتمام خاصی داشت. روزی آن حضرت از محلی عبور می‌کرد و در کوچه کودکان در حال بازی بودند. آنان ضمن بازی، مشغول خوردن خرده نان هائی شدند و در آن حال از روی شوق و علاقه امام مجتبی علیه السلام را به جمع خود دعوت نمودند. آن بزرگوار دعوت آنان را پذیرفته و به همراهشان مشغول تناول نان گردید. آن گاه تک تک کودکان را مورد تفقد و مهربانی خویش قرار داد. سپس همه آنان را به منزل خود آورده و بعد از پذیرائی کامل، هدایائی نیز به آنان اعطا کرد. آن گاه خطاب به اطرافیان خویش فرمود:
در این تعامل، برتری از آن کودکان است زیرا آنان هر چه داشتند با ما قسمت کردند ولی ما بیشتر از آنچه به آنان دادیم موجودی داریم .[۵۶] این رویه در مورد رفتار امام حسین علیه السلام نیز هم قبل از واقعه کربلا و هم در قضیه عاشورا که کودکان و نوجوانان نیاز شدیدی به جبران نیازهای عاطفی و روانی داشتند مشاهده می‌شود. به عنوان نمونه می‌توان به آخرین لحظات زندگی امام حسین علیه السلام اشاره کرد که: حضرت در حساس‌ترین لحظات جنگ به سوی خیمه فرزندش زین العابدین علیه السلام آمد، فرزندش را عیادت نمود آن گاه آن حضرت با مهربانی تمام فرزندش را مورد تفقد قرار داده و با او به گفتگوی صمیمانه نشست .[۵۷] امام صادق علیه السلام محبت به فرزندان را موجب گسترش رحمت الهی در مورد پدر و مادر می‌داند و می‌فرماید:ان الله لیرحم العبد لشدة حبه لولده [۵۸] خداوند متعال بنده را به خاطر محبت بیشتر به فرزندش مورد رحمت قرار می‌دهد.
امام کاظم علیه السلام به کلیب صیداوی در مورد وفای به وعده‌ای که به کودکان داده می‌شود تاءکید نموده و فرمود: خداوند متعال در هیچ مورد به اندازه آزار به زنان و کودکان خشمگین نمی‌شود. [۵۹] امام صادق علیه السلام فرمود: نیکی به فرزندان همانند نیکی به والدین است .[۶۰] مردی حضور رسول اکرم صلی الله علیه و آله آمده اظهار داشت: من تا به حال به هیچ‌یک از فرزندانم اظهار علاقه نکرده و یک بار هم آن‌ها را نبوسیده‌ام. بعد از رفتن او، رسول خدا فرمود:هذا رجل عندی اءنه من اءهل النار[۶۱] به نظر من این مرد اهل آتش است.

مقام فرزندان دختر

سکونی یکی از یاران امام صادق علیه السلام، می‌گوید: روزی به حضور امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم. در حالی که غمگین و ناراحت بودم، امام از من پرسید: ای سکونی! چرا اندوهگین و ناراحتی؟ گفتم: صاحب دختری شده‌ام. امام فرمود: ای سکونی! سنگینی او بر زمین است و روزی او به عهده خدا است. زندگی او چیزی از عمر تو نخواهد کاست و رزق و روزی او غیر از روزی تو خواهد بود. به خدا سوگند، با شنیدن سخنان آرام بخش امام صادق علیه السلام، غصه از دلم زدوده شد. سپس امام از من پرسید: اسمش را چه گذاشتی؟ گفتم: فاطمه. فرمود: آه! آه! آه! آن گاه دست مبارک خود را بر پیشانی نهاد...
و به من فرمود:اءما اذا سمیتها فاطمة فلا تسبها و لا تلعنها و لا تضربها[۶۲] اگر اسم او را فاطمه گذاشتی به او فحش ‍ نده و تندی نکن و او را نزن.
گل خندان پدر مهربان دختر من، ای گل خندان پدر
ای که شد یاد تو آرام دل و جان پدر
هفت ساله شدی و وقت کمال تو رسید
گوهر معرفت اندوز کنون جان پدر
داری امید اگر گنج سعادت ببری
سر بنه دخترکم در خط و فرمان پدر
دختران را ادب و دانش و عفت باید
تانگردند همی موجب حرمان پدر
بشنو پند من و عهد نما در همه عمر
که فرامش نکنی هیچ تو فرمان پدر
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در ضمن شمارش وظایف والدین در مورد فرزندان چنین فرمود: فرزندان را مورد احترام قرار داده و آنان را احمق و نادان نخوانید! [۶۳] پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله آن چنان به کودکان مهر می‌ورزید که حتی در حال نماز تحمل شنیدن گریه آنان را نداشت و آن حضرت در این گونه موارد، به خاطر کودکان از طول دادن نماز خودداری می‌کرد. امام صادق علیه السلام فرمود: روزی آن حضرت دو رکعت آخر نماز ظهر را کوتاه خواند، بعد از نماز عده‌ای از علت آن پرسیدند؛ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: اء و ما سمعتم صراخ الصبی ؛[۶۴] آیا گریه کودک را نشنیدید؟

نوازش فرزندان

فتال نیشابوری می‌نویسد: روزی حضرت محمد علیه السلام نوه اش حسن مجتبی علیه السلام را می‌بوسید، شخصی به نام اقرع بن حابس که آن جا حضور داشت گفت: یا رسول الله! من ده فرزند دارم و تا کنون هیچ‌یک را نبوسیده‌ام. رسول خدا فرمود: من چه کنم که تو دلی سخت داری، هر کس در دل خویش مهر و عطوفت نداشته باشد مورد رحمت قرار نمی‌گیرد. [۶۵]
از دیدگاه اسلام این عمل پدر و مادر ارزشی والا دارد و روح آزادگی را در افراد تقویت می‌کند، تا آن جایی که پیامبر فرمود: بوی فرزند از بوی‌های بهشتی است؛ و هم چنین به والدین سفارش نمود:
فرزندانتان را زیاد ببوسید، زیرا خداوند متعال در برابر هر بوسه، جایگاهی گسترده در بهشت به شما عنایت می‌کند. [۶۶]
از منظر بزرگ رهبر مربیان عالم، حضرت ختمی مرتبت اظهار عشق و علاقه به فرزندان، عبادت محسوب شده و دارای ثواب و حسنه می‌باشد و در این رابطه فرمود: من قبل ولده کتب الله له حسنة ؛[۶۷] هر کس فرزند خود را ببوسد، خداوند در مقابل این عمل برای او حسنه می‌نویسد.

عشق پدری

گویند پدر و پسری را نزد حاکم بردند که چوب زنند. اول پدر را انداختند و صد چوب زدند. آه نکرد و دم بر نیاورد. بعد از آن پسرش را آوردند چون یک چوب زدند، پدرش ناله و فریاد آغاز کرد. حاکم گفت: تو صد چوب خوردی و دم نزدی؛ به یک چوب که پسرت خورد این ناله و فریاد چیست. گفت: آن چوب‌ها که بر تن من می‌آمد تحمل می‌کردم، اکنون که بر جگرم می‌آید تحمل ندارم .[۶۸] پسر من
ای روی چو خورشید تو نور بصر من
بی روی تو تار است جهان در نظر من
هر قطره اشکی که، ز چشمان تو ریزد
آبی است که، آتش زند اندر جگر من
در این جا سه نکته مهم و ضروری را در ارتباط با محبت به فرزندان یاد آور می‌شویم:

اعتدال در محبت

در ابراز محبت و تکریم شخصیت کودک نباید راه افراط را پیمود.
زیرا در آن صورت علاوه بر این که نمی‌توان نتیجه صحیح تربیتی گرفت، بلکه شخصیت کودک در اثر زیاده روی والدین در ابزار محبت‌های نا به جا لطمه جبران ناپذیری خواهد خورد. چرا که این کودک از خود راضی، از جامعه توقعات و انتظارات نابه جایی خواهد داشت و در صورت بی اعتنایی دیگران به این خواسته‌های بی‌مورد، کودک ناز پرورده از زندگی بیزار و ماءیوس شده و دچار عقده حقارت خواهد شد. آری:
ناز پرورده تنعم نبرد راه به جای
عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد
امام باقر علیه السلام می‌فرماید: شر الآباء من دعاه البر الی الافراط؛ [۶۹]
بدترین پدران آن‌هایی هستند که در نیکی و محبت کردن به فرزندان خود زیاده روی نمایند.
استاد شهید مرتضی مطهری رحمة الله، در مورد آثار زیان بار افراط در محبت کودکان می‌نویسد:
رو سو کتابی دارد به نام امیل که در فن تربیت کودک نوشته است. کتاب جالبی است، امیل نام کودک فرضی و افسانه‌ای است که وی در کتاب خود او را تحت تربیت قرار می‌دهد و به پرورش همه جنبه‌های جسمی و روانی او توجه می‌کند. در همه موارد ایده روسو این است که امیل را در حال ممارست با طبیعت و پنجه در پنجه طبیعت و در دامن سختی‌ها پرورش دهد.
وی معتقد است که بدبخت‌ترین کودکان، آن‌هایی هستند که والدین آن‌ها، آنان را در ناز و نعمت پرورش می‌دهند؛ نمی‌گذارند سردی و گرمی دنیا را بچشند و پستی و بلندی جهان را لمس کنند، این گونه کودکان در مقابل سختی‌ها حساس می‌شوند و در مقابل لذت‌ها بی تفاوت، هم چون ساق نازک یک درخت کوچک در مقابل هر نسیمی می‌لرزند و کوچک‌ترین حادثه سوئی آنان را ناراحت می‌کند، تا جائی که یک حادثه کوچک این فرزندان ناز پرورده را به فکر خودکشی می‌اندازد؛ و از آن طرف هر چه موجبات لذت به آن‌ها داده شود، به هیجان نمی‌آیند و نشاط پیدا نمی‌کنند. این گونه انسان‌ها هرگز طعم نعمت‌ها را درک نمی‌کنند، گرسنگی نچشیده‌اند تا مزه غذا را فهمند، بهترین غذاها برای ایشان کم ارج تر و کم لذت تر از نان جوینی است یک بچه دهاتی می‌خورد. صادق هدایت چرا خودکشی کرد؟ یکی از علل خودکشی او این بود که اشراف زاده بود. او پول جیبی بیش از حد کفایت داشت اما فکر صحیح و منظم نداشت. او از موهبت ایمان بی بهره بود. [۷۰] به همین جهت امام کاظم علیه السلام فرمود:یستحب غرامة الغلام فی صغره لیکون حلیما فی کبره [۷۱] چه خوب است که فرزندان را در کودکی به کارهای سخت و تحمل مشکلات وادار کرد تا در بزرگی حلیم و بردبار باشند.
سعدی با نقل حکایتی این واقعیت را به نحو زیبایی ترسیم می‌کند.

حکایت

پادشاهی با غلام عجمی در کشتی نشسته بود. غلام هرگز دریا ندیده بود و محنت کشتی نیازموده؛ گریه و زاری آغاز کرده و لرزه بر اندامش افتاد. چندان که ملاطفت کردند آرام نیافت.
ملک را عیش از او منغض [۷۲] شد و چاره ندانستند. حکیمی در آن کشتی بود، گفت اگر فرمائی من او را خاموش کنم؟ پادشاه گفت: غایت لطف باشد. حکیم فرمود: تا غلام را به دریا انداختند. باری چند غوطه بخورد. پس، از مویش گرفتند و سوی کشتی آوردند. غلام به هر دو دست در سکان کشتی آویخت. چون برآمد به گوشه‌ای نشست و قرار یافت. ملک را تدبیر حکیم پسند آمد. گفت: در این چه حکمت بود؟ گفت: ای خداوند! غلام از اول، محنت غرق شدن نچشیده بود و قدر سلامت کشتی را نمی‌دانست. هم چنین:
قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید.
ای سیر تو را نان جوین خوش ننماید معشوق من است آن که به نزدیک تو زشت است حوران بهشتی را دوزخ بود اعراف [۷۳] از دوزخیان پرس که اعراف بهشت است [۷۴]

مساوات در بذل محبت

از نکات قابل توجهی که در میان فرزندان وجود دارد رعایت مساوات و عدالت در رفتار با آنان می‌باشد. این مسئله در مورد نیازهای معنوی و عاطفی فرزندان بیشتر جلوه گر است، والدین شایسته است در ابراز محبت در ظاهر مساوات را رعایت کنند، گر چه در باطن بنا به علت‌های مختلف یکی از فرزندان را بیشتر از دیگری دوست داشته باشند. امام باقر علیه السلام می‌فرماید:
به خدا قسم، رفتار من با بعضی از فرزندانم از روی تکلف و بی میلی است. او را روی زانوی خود می‌نشانم، محبت بسیار می‌کنم، از وی شکر گزاری و قدردانی می‌نمایم، با آن که این همه احترام و محبت شایسته فرزند دیگر من است. به این تکلف تن می‌دهم تا آن که فرزند شایسته‌ام از خطر آنان مصون باشد، تا آنان رفتاری را که برادران یوسف، با او انجام دادند، مرتکب نشوند، خداوند سوره یوسف را نفرستاد مگر به عنوان نمونه و مثال، که بعضی از ما نسبت به بعضی دیگر حسد نورزیم، چنان‌که برادران یوسف به او حسد کرده و ستم نمودند. [۷۵] پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: در میان فرزندان خود عدالت را رعایت کنید، چنان‌که خودتان دوست دارید در نیکی و احسان برایتان مساوات و عدالت رعایت شود. [۷۶] و هم چنین آن حضرت مردی را به همراه دو فرزندش مشاهده کرد، آن مرد در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله یکی از آن‌ها را بوسید و دیگری را نبوسید، پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود: چرا عدالت را رعایت نکردی ؟![۷۷] البته گاهی بنا به علل می‌توان برخی از فرزندان را از نظر مالی برتری داد. مثلاً اگر برخی فرزندان وی صغیر و ناتوان بوده و هیچ گونه پشتوانه مالی نداشته باشد، می‌تواند نسبت به آنان بخشش زیادتر و یا سهم الارث بیشتری در نظر بگیرد. در همین زمینه گفتاری حکیمانه از امام رضا علیه السلام نقل شده است: سعد اشعری قمی می‌گوید: از امام هشتم علیه السلام پرسیدم: شخصی می‌خواهد بعضی از فرزندانش را از نظر مالی مقدم کرده و امتیازی بدهد؟ امام علیه السلام فرمود: بلی، عیبی ندارد. امام صادق علیه السلام همین کار را نسبت به فرزندش محمد کرده و به او تفضل نمود و مقداری مال بخشید؛ و هم چنین حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام به فرزندش احمد، بخشش بیشتری در نظر گرفت (و چون او کوچک بود) من سهم او را برایش حفظ کردم. سعد پرسید: فدایت شوم، مردی دختران خود را بیشتر از فرزندان پسر خود دوست دارد، آیا باز هم می‌تواند به دختران برتری دهد؟ فرمود: دختر و پسر طبق قانون الهی ارث می‌برند. [۷۸]

ابراز و اظهار محبت

در این که والدین معمولاً فرزندان خود را دوست دارند شکی نیست و آنان تلاش دارند از هر وسیله‌ای در مهر ورزی به فرزندان بهره گیرند. اما آنچه که در تربیت نسل جوان تاءثیر بیشتری دارد، ابراز و اعلام این محبت از طرف والدین به فرزندان است. امام صادق علیه السلام در این رابطه می‌فرماید:اذا اءحببت رجلا فاءخبره بذلک فانه اءثبت للمودة بینکما[۷۹] هرگاه شخصی را دوست داشتی، دوستی خود را به او ابراز کرده و او زا آگاه نما. زیرا این عمل تو انس و الفت را میان شما دو تن پایدارتر و مستحکم تر می‌کند.
روزی مردی در حضور امام باقر علیه السلام اظهار داشت: من فلانی را دوست دارم، امام فرمود: دوستی خود را به او اعلام کن، چرا که این عمل در استحکام روابط شما تأثیر بسزائی دارد. [۸۰] بنابراین ابراز محبت به جا و مناسب بسیاری از مشکلات، ناهنجاری‌ها افسردگی‌ها و ناسازگاری‌های فرزندان را حل می‌کند چرا که آنان تشنه محبت اند و با ابراز محبت، رفتارهای ناشایست آنان را می‌توان اصلاح نمود. پس محبت قلبی به تنهایی کافی نیست، ابراز آن هم مهم است. این شیوه پسندیده و مؤ ثر را در سیره اهل بیت علیهم السلام به وضوح می‌توان مشاهده کرد.
امام حسین علیه السلام همچنان که از خانواده خود عشق و محبت آموخته بود در بذل آن به فرزندان و تقویت شخصیت آنان دریغ نمی‌ورزید. عبید الله بن عتبه می‌گوید: روزی در محضر سید الشهداء علیه السلام بودم که فرزند کوچک آن حضرت، (امام سجاد علیه السلام) وارد شد، امام او را پیش خوانده و به سینه اش چسبانید، پیشانیش را بوسیده و گفت: بابی انت ما اطیب ریحک و احسن خلقک ؛[۸۱] پدرم به فدایت چقدر خوشبو و زیبائی! به علت همین آثار مهم تربیتی بود که ائمه اطهار علیهم السلام در ابراز محبت به فرزندانشان اهتمام خاصی داشتند. هم چنین امام هشتم علیه السلام هنگامی که می‌خواست به فرزند نوجوان خودش علاقه قلبی خود را ابراز دارد، با جملات زیبایی که اوج محبت آن حضرت را نشان می‌داد، فرزند گرامی اش را مخاطب قرار داده و می‌فرمود: بابی انت و امی انت لها (یعنی الامامة)؛ پدر و مادرم به فدایت، تو برای مقام امامت شایستگی داری ![۸۲] آری، ابراز محبت بسیاری از مشکلات و نارسائی‌های روحی و روانی را حل می‌کند:
از محبت تلخ‌ها شیرین شود
از محبت مس‌ها زرین شود
از محبت دردها صافی شود
از محبت دردها شافی شود
از محبت مرده زنده می‌کنند
از محبت شاه بنده می‌کنند[۸۳]

تهیه رزق حلال

گذشته از این که پدر نیازهای روحی همسر و فرزندان را تاءمین می‌نماید، باید با تهیه غذای حلال و توسعه در زندگی برای رشد سالم و صحیح جسمی آنان زمینه سازی نماید. چنان‌که می‌دانیم اثر غذا در فرزندان، قبل از این که آن‌ها به این عالم قدم بگذارند، امری مسلم و تردیدناپذیر است و در طول تربیت هم باید کاملاً مراعات شود. یکم فرد مسلمان برای تربیت صحیح فرزندان، باید سفره‌ای هر چند ساده ولی با غذاها و خوردنی‌های حلال و پاک در منزل بگستراند. این کار خواص متعددی دارد که یکی از آن‌ها به وجود آمدن زمینه رشد فضائل اخلاقی و خصال پسندیده در کودکان و نوجوانان می‌باشد. از دیدگاه فرهنگ اهل بیت علیهم السلام غذایی را که مصرف می‌کنیم و به خانواده خود می‌خورانیم، علاوه بر آثار طبیعی که بر جسم‌ها بر جای می‌گذارد، آثار دیگری هم در روح و روان و شخصیت معنوی ما ایجاد می‌کند. این نوع از آثار را آزمایش‌های مادی و تجربه‌های عملی و عینی نمی‌تواند اثبات کند، اما از منظر قرآن و اهل بیت علیهم السلام امری کاملاً واضح و پذیرفته شده است. روایات فراوانی در مورد فراهم کردن غذای حلال و تاءثیر آن بر روحیات افراد وارد شده است.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله بر این باور بود که: عبادت خداوند هفتاد جز است و بهترین آن‌ها طلب روزی حلال است .[۸۴] آن حضرت اشتغال به کارهای حلال را مانند سایر عبادات، در زن و مرد مسلمان ضروری دانسته و می‌فرماید:
طلب الحلال فریضة علی کل مسلم و مسلمة ؛[۸۵] طلب کردن در آمد حلال، بر هر مرد و زن مسلمان لازم است.
امام باقر علیه السلام به کسانی که تلاش می‌کنند سفره‌های منازل خود را با روزی حلال بیارایند مژده می‌دهد که :لقی الله عزوجل یوم القیامة و جهه مثل القمر لیلة البدر[۸۶] آنان در روز قیامت با سیمایی نورانی، همانند شب چارده با خداوند ملاقات خواهند کرد.
روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله با جمعی از اصحاب در محلی حضور داشتند. در آن میان، چشمان آنان به جوانی نیرومند و زیبا اندام افتاد که در اول صبح به کار و تلاش مشغول بود. یاران پیامبر صلی الله علیه و آله گفتند: یا رسول الله! اگر این جوان نیرومند، انرژی خود را در راه خدا مصرف می‌کرد، چه قدر شایسته مدح و تمجید بود! حضرت فرمود: این سخن را نگویید! اگر این جوان برای تاءمین معاش می‌کوشد، انگیزه او بی‌نیازی از دیگران است، او در راه خدا قدم برداشته، و اگر هدف او پذیرایی از پدر و مادر ناتوان خود می‌باشد، باز هم در راه خدا کار می‌کند و اگر مقصود او سر و سامان دادن به خانواده و فرزندانش باشد، او به راه خدا رفته و انگیزه مقدسی دارد. [۸۷]

توسعه در امر معاش

بر پدر مسلمان لازم است علاوه بر این که از راه حلال، معاش خانواده اش را تاءمین کند، در صورت امکان به فرزندانش سخت نگیرد و در معاش آنان توسعه دهد و تاءثیر این امر را در تربیت صحیح فرزندان منظور نماید.
امام صادق علیه السلام ضمن شمارش وظایف پدر نسبت به خانواده اش می‌فرماید: هر میوه‌ای که همه مردم از آن می‌خورند، لازم است یک شخص مسلمان به خانواده اش تهیه کند و خوراکی‌هایی که مخصوص ایام عید است و در غیر ایام عید به آن‌ها نمی‌رساند در روزهای شادی و عید به آنان برساند. [۸۸]

ایجاد فضای پر نشاط

یکی از مهم‌ترین نیازهای کودکان در راه رشد و تربیت صحیح، داشتن فضایی شاد، پر نشاط و صمیمی است و پدر و مادران مسئول بر خود لازم می‌دانند که فرزندان خود را از داشتن چنین حقی محروم نکنند. گشاده روئی، حسن خلق و شوخی‌های سالم و فرح بخش می‌توانند در ایجاد چنین فضائی در محیط خانواده ثمر بخش باشد.
والدین دلسوز هیچ‌گاه غم و اندوه خود را به فرزندانشان تحمیل نمی‌کنند و فضای شاد و پر نشاط خانواده را مکدر و ناگوار نمی‌سازند.
آنان حزن و اندوه خود را در دل نگه داشته و در سیمایشان گشاده روئی و بشاشت را نمایان می‌سازند. مؤ من کسی است که شادی در چهره و اندوهش در دل باشد. [۸۹] امام صادق علیه السلام خوشرفتاری را یکی از علامات کمال ایمان شمرده است. [۹۰] فضل ابن ابی قره می‌گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:ما من مؤ من الا و فیه دعابة، قلت: و ما الدعابة؟ قال: المزاح [۹۱] مؤ منی نیست که در وجود او خوش طبعی نباشد. پیشوای ششم نیز افرادی را که در میان جمع، دیگران را با شوخی و خوش طبعی شاد می‌کنند، بدون این که گناهی مرتکب شوند و عفت کلام را از میان ببرند، دوستان خداوند می‌داند و می‌فرماید:ان الله یحب المداعب فی الجماعة بلا رفث ؛[۹۲] خداوند کسانی را دوست دارد که در میان مسلمانان شوخی و خوش طبعی می‌کنند بدون این که کلمات زشت و ناروا به زبان بیاورند.

توجه به بازی کودکان

بازی و تفریح یکی از نیازهای ایام طفولیت است. بازی حس کنجکاوی و قوای باطنی کودک را شکوفا می‌کند و باعث خلاقیت و پرورش جسمی و روحی او می‌شود. والدین می‌توانند با همبازی شدن با کودک، گذشته از اینکه روحیه خود باوری و عزت نفس را در او تقویت می‌کنند به آموزش غیر مستقیم وی بپردازند. کودکان از بازی و ورزش لذت برده و برای ابراز احساسات خویش فرصت می‌یابند. به این جهت به بازی کودکان در سیره اهل بیت علیهم السلام توجه ویژه‌ای مبذول شده است: روزی در سر راه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله عده‌ای کودک با خاک بازی می‌کردند، برخی از اصحاب آن حضرت خواستند که از بازی آنان جلوگیری نمایند، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: دعهم فان التراب ربیع الصبیان؛ بگذارید بازی کنند زیرا خاک مایه شکوفایی بچه هاست.
ابو رافع می‌گوید: در مدینه گاهی من با امام حسین علیه السلام که کودکی بیش نبود بازی می‌کردم، به این ترتیب که سنگهای مخصوصی را انتخاب نموده و به داخل حفره هائی نشانه روی می‌کردیم و در صورت برنده شدن می‌بایستی فرد برنده بر دوش ‍ دیگری سوار می‌شد. هرگاه من برنده می‌شدم و می‌خواستم بر دوش او سوار شوم امام حسین علیه السلام می‌گفت :اترکب ظهرا حمله رسول الله صلی الله علیه و آله؛ آیا می‌خواهی بر دوش کسی سوار شوی که رسول الله او را بر دوش خود حمل می‌کرد؟ من از سواری منصرف می‌شدم و هرگاه او به هدف می‌زد، من از سواری دادن سرباز می‌زدم و می‌گفتم: من هم مثل تو سواری نمی‌دهم. امام حسین علیه السلام می‌فرمود:اما ترضی ان تحمل بدنا حمله رسول الله [۹۳] آیا راضی نیستی بدنی را به دوش بکشی که رسول الله آن را بر دوش خود حمل کرده است ؟! و من با کمال میل او را بر دوش خود گذاشته و سواری می‌دادم.

زبان کودکی

نبی اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: بر پدر و مادران لازم است که دنیای کودکان را درک نمایند و در ارتباط با آنان رفتاری کودک پسند پیشه کنند. [۹۴] چون که با کودک سرو کارت فتاد
پس زبان کودکی باید گشاد
امیرالمؤ منین علیه السلام نیز به والدین مسئول توصیه فرمود: من کان له ولد صبا؛ [۹۵] هر کس کودکی دارد باید با او با زبان کودکی رفتار کند.
بازی تا کی؟
لازم به یاد آوری است که بازی تا حدودی و در سال‌های کودکی برای فرزندان لازم است. چنان‌که امام صادق علیه السلام می‌فرماید:دع ابنک یلعب سبع سنین [۹۶] بگذار فرزندت تا هفت سالگی بازی کند؛ ولی اگر در این عمل افراط شود در سنین بالاتر همچنان یک جوان مسلمان بیشترین اوقات خود را به بازی و سرگرمی بگذارند از مسیر سعادت و رستگاری فاصله خواهد گرفت. امیر مؤ منان علی علیه السلام فرمود: لا یفلح من وله باللعب ؛[۹۷]کسی که عاشق بازی کردن باشد، خوشبخت و رستگار نخواهد شد. معمولاً چنین افرادی از جاده عقلانیت و تفکر و اندیشه به دور می‌مانند.
آن حضرت در گفتار دیگری به این نکته تاءکید فرمود: لا یثوب العقل مع اللعب ؛[۹۸] تفکر و تعقل با بازی و سرگرمی جمع نمی‌شود؛ بنابراین کسانی که بعد از سنین کودکی همچنان به بازی و سرگرمی مشغول باشند و با حرص و ولع آن را دنبال کنند نتیجه‌ای جز محرومیت از نیروی عقل و آثار پربار آن به دست نخواهند آورد.

هدیه دادن

هدیه دادن علاوه بر این که عشق و محبت هدیه شونده را به انسان زیاد می‌کند و موجب استحکام ارتباط قلبی می‌شود، نشانه احترام به شخصیت طرف مقابل است و هدیه شونده از اینکه مورد توجه و عنایت قرار گرفته احساس لذت و نشاط می‌کند و به این وسیله عزت نفس و روحیه خود اتکائی در او تقویت می‌گردد.
در این مورد روایات زیادی در متون دینی و فقهی آمده است. والدین برای تقویت ارتباط صمیمانه با فرزندان و مخاطبین خویش ‍ می‌توانند با اهدای هدیه مناسبی در وجود آنان نفوذ کرده و خصال ستوده و نیکی‌ها را در آنان ایجاد کنند، و به این وسیله کرامت و بزرگواری و ایجاد روابط اجتماعی را به آنان بیاموزند. پیامبر صلی الله علیه و آله اسلام فرمود:
اگر مردی وارد بازار شود و تحفه‌ای برای اعضای خانواده اش بخرد، آجر و پاداش او برابر با کسی است که نیازمندان واقعی احسان نماید؛ و بهتر است که در دادن هدیه فرزندان دختر را مقدم بدارد زیرا هر کس دختر خود را خوشحال نماید همانند این است که یک انسان ارزشمندی را از بند رهانیده است و هر کس به پسرش چشم روشنی داده و او را شاد کند در ردیف بهشتیان خواهد بود. [۹۹] هدیه دلها را پر از صفا و صمیمیت کرده و غبار کدورت را از دلها می‌زداید. به ویژه آنکه تقدیم هدیه در مناسبتهای خاصی باشد که خاطرات خوش آن روز با شادمانی تحفه عجین گردیده و تأثیر نشاط آور آنرا چندین برابر می‌کند و برای فرزندان خاطراتی ماندگار و همیشگی می‌شود.
به همین خاطر برای روزهای شاد و عیدها، دستورات مخصوصی از طرف پیشوایان دینی رسیده است. هم چنان‌که قبلاً اشاره شد پیشوای ششم علیه السلام در مورد وظایف پدر فرمود: هر میوه‌ای که همه از آن می‌خورند، شایسته است که به اعضای خانواده اش ‍ بخوراند و خوراکی هائی که مخصوص ایام عید است و در غیر ایام عید به آنان نمی‌رساند، در روزهای شادی و عید به آنان برساند. [۱۰۰] البته لازم است که بدانیم که تاءثیر و لذت هدیه و بخشش به فرزندان زمانی بیشتر می‌شود که بدون درخواست قبلی انجام گیرد، تا ضمن حفظ شخصیت و کرامت فرزند، روحیه خود باوری و اعتماد به نفس آنان تقویت شود. به همین جهت امام مجتبی علیه السلام فرمود: کرامت و بزرگواری آن است که قبل از درخواست به کسی هدیه دهی .[۱۰۱]

پرهیز از توقعات بی جا

برخی از والدین ناآگاه کودکان خود را همانند یک فرد بزرگ تلقی کرده و انتظارات مهمی از او دارند. این افراد بی تجربه کودک را در مقابل انجام ندادن کاری که در حد قدرت او نیست مؤ اخذه کرده و گاهی تنبیه می‌کنند. آنان فکر نمی‌کنند که یک کودک را باید از افق دید او نگاه کرد نه از منظر خودشان. تمایلات، حالات و دنیای کودکان و نوجوانان دیدگاهی نسبت به خود آنان را می‌طلبد، که والدین برتر به آنان توجه کرده و آن را در معاشرت با کودکان مد نظر قرار می‌دهند. کودک مثل بزرگ‌ترها هنوز معنای تعهد، انجام وظیفه و مسئولیت را درک نمی‌کند. باید به دنیای آنان وارد شد و کارهای سخت و مشقت بار و بازخواست رسمی را از آنان توقع نکرد.
از امام صادق علیه السلام پرسیدند: چه گونه می‌شود والدین فرزندان خود را در نیکی و صله رحم به پدر و مادرشان یاری کنند؟ امام فرمود: به فرزندان کارهای آسان بدهند و آنان را به کارهای مشکل وادار نکنند و به رنج و زحمتشان نیندازند و بر آنان ستم ننمایند و به آنان دروغ نگویند و بدانند اگر مرتکب اعمالی شوند که فرزندشان به مرحله عاق والدین و قطع صله رحم برسند، آنان را به مرز کفر می‌رسانند. [۱۰۲] چنین پدر و مادری با اعمال نسنجیده و انتظارات نا به جا، نه تنها فرزندان خود را به راه صحیح هدایت نکرده‌اند، بلکه آنان را به سوی انحراف و لغزش سوق داده‌اند.
یونس بن رباط می‌گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: رسول خدا فرموده است: خدا رحمت کند کسی را که در نیکی، به فرزند خود وی را یاری می‌رساند. یونس از امام پرسید: چگونه می‌توان به فرزندان یاری کرد؟ امام ششم علیه السلام فرمود: کارهای آسان و راحت را از او بپذیرد و از محول کردن کارهای سخت و سنگین به وی اجتناب کند، او را با القاب زشت مخاطب قرار ندهد و او را سفیه و نادان و احمق نداند. [۱۰۳]

چشم پوشی از خطای فرزندان

داود زربی از دست فرزندش که به وی ضرر مالی زده بود به امام کاظم علیه السلام شکایت برد. امام علیه السلام فرمود: با فرزندت مدارا کن و از خطایش چشم بپوش، مبلغ صدر هزار درهم در مقابل نعمت فرزند، که خدا برایت ارزانی داشته چیزی نیست.
والدین مهربان معمولاً سعی می‌کنند از فرزندان خود توقعات بی جا و بی‌مورد نداشته باشند و به خاطر لغزش‌ها و خطاها و نوجوانان از آنان انتقاد نکنند. آنان عادت ندارند از فرزندانشان خرده گیری نموده و دائم بچه هایشان را سرزنش کنند. در این مورد خوب است زمزمه‌های عاطفه انگیز پدری را در کنار بستر کودک معصومش با هم بخوانیم:

زمزمه‌های پدر

پسر جان گوش کن: این‌ها را وقتی می‌گویم که تو خوابی. زبر گونه ات چین خورده است و حلقه‌ای از موهای طلائیت به پیشانی عرق کرده ات چسبیده است. دزدکی به اتاق خوابت آمده‌ام. همین چند دقیقه پیش بود که در کتابخانه نشسته بودم و داشتم روزنامه می‌خواندم که موج سهمگین پشیمانی مرا با خود برد و با احساس گناه، کنار بسترت آمدم.
پسر جان! چیزهائی هستند که من درباره‌شان فکر کرده‌ام. من با تو کج‌خلقی کرده‌ام. موقعی که لباس می‌پوشیدی که به مدرسه بروی سرزنشت می‌کردم، چون صورتت را به جای این که بشویی، با حوله مرطوب پاک می‌کردی. از تو کار شلاقی کشیدم، چون کفش ‍‌هایت را تمیز نکرده بودی. موقعی که وسایلت را کف اتاق انداختی، با عصبانیت سرت داد کشیدم. موقع صبحانه خوردن هم ایراد کارهایت را پیدا کردم. تو چیزها را ریختی. دهانت را پر از غذا کردی. آرنج‌هایت را به میز تکیه دادی. زیاد کره روی نانت مالیدی، و موقعی که سراغ بازیت می‌رفتی و من راه افتاده بودم که به قطار برسم، برایم دست تکان دادی و فریاد زدی: خداحافظ بابا! و من اخم کردم و در جوابت گفتم: قوز نکن! بعد دوباره همه این ماجراها تا غروب ادامه پیدا کرد. موقعی که آن طرف جاده بودم، جاسوسیت را کردم و دیدم زانو زده‌ای و داری با سنگ مرمرها بازی می‌کنی. جوراب‌هایت سوراخ شده بودند جلوی روی دوستانت تحقیرت کردم و خودم جلو افتادم و وادارت کردم پشت سرم تا خانه بیایی و جوراب‌ها گران بودند و اگر خودت مجبور بودی آن‌ها را بخری، حتماً بیشتر مراقبت می‌کردی! فکرش را بکن پسر! پدر باشی و این جور فکرها به سرت بزند! یادت می‌آید یک کمی بعد توی کتابخانه نشسته بودم و داشتم روزنامه می‌خواندم که تو با کم رویی و نگاهی کم و بیش رنجیده آمدی؟ وقتی از بالای روزنامه نگاهت کردم و معلوم بود که حوصله‌ام از بی موقع مزاحم شدنت سر رفته است، تو تردید کردی و همان‌جا کنار در ایستادی. من نق زدم: چی می خوای این وقت شب!
تو هیچ نگفتی، فقط با یورشی طوفانی به طرفم دویدی، دست‌هایت را دور گردنم انداختی، مرا بوسیدی و دست‌های کوچولویت را با عاطفه‌ای که خداوند در قلب تو شکوفا کرده بود و حتی غفلت و جهل هم نمی‌توانست نادیده اش بگیرد، مرا محکم در بر گرفتند؛ و بعد تو رفته بودی و صدای تاپ تاپ پاهایت از پله می‌آمد.
خب پسر جان! خیلی نگذشت که روزنامه از دستم لیز خورد. ترس هولناک و آزار دهنده‌ای بر من چیره شد. عادت داشت با من چه می‌کرد. عادت خرده گیری، عادت سرزنش کردن. این پاداش من به تو بود که که پسر بودی. این کارها به خاطر این نبود که دوستت نداشتم، به خاطر این بود که از یک کودک، بیش از حد انتظار داشتم. داشتم تو را با متر سن خودم اندازه می‌گرفتم.
در شخصیت تو چیزهای خوب و نازنین و حقیقی، فراوان بودند. قلب کوچک تو به اندازه سحر بود که از بالای کوه‌ها سر بر می‌آورد. این را با حرکت خود انگیخته ات نشان دادی. تو امشب برای خداحافظی به طرفم دویدی و مرا بوسیدی. پسر جان! امشب دیگر هیچ چیز برایم اهمیت ندارد. من در تاریکی به اتاقت آمده‌ام و شرمسار در کنار تخت زانو زده‌ام!
جبران عاجزانه‌ای است. می‌دانم که اگر این‌ها را به تو می‌گفتم متوجه نمی‌شدی؛ ولی از فردا یک بابای واقعی خواهم بود! با تو صمیمی خواهم بود و وقتی رنج می‌بری، رنج خواهم برد و وقتی می‌خندی خواهم خندید. موقعی که می‌خواهم از سر بی حوصلگی حرف بزنم، زبانم را گاز می‌گیرم و مثل یک عبادت دینی دائماً با خودم تکرار خواهم کرد: او که پسر بچه‌ای بیش نیست، یک پسر بچه کوچولو!
متاءسفم که تو را در ذهنم یک مرد تصور کرده بودم. حالا که تو را می‌بینم که مچاله و خسته توی تختت خوابیده‌ای، می‌فهمم که هنوز یک نوزادی. دیروز در آغوش مادرت بودی و سرت روی شانه او بود.
می‌دانم که خیلی خواسته‌ام خیلی زیاد. [۱۰۴]

بهداشت و سلامتی

در آموزه‌های تربیتی اسلام همان‌طور که به مسائل معنوی و روانی فرزندان توجه شده، به مسائل بهداشت تن و سلامتی او نیز اهمیت داده شده است. امام رضا علیه السلام فرمود:
کودکان را تمیز و پاکیزه نگه دارید و چرک و چربی را از تن آنان بزدائید زیرا شیطان بوی چرک را احساس کرده و به سراغ آنان می‌آید و اگر خواب باشند دچار ترس و وحشت می‌شوند. [۱۰۵] پیشوایان معصوم علیهم السلام در توصیه‌های خود به ختنه کردن فرزندان که فوائد مهم بهداشتی دارد اشاره کرده‌اند. امام صادق علیه السلام فرمود: فرزانتان را در هفتمین روز ولایت ختنه کنید، زیرا که این عمل در پاکیزگی و سلامت جسمانی کودک نقشی به سزا دارد. [۱۰۶]امام رضا علیه السلام در گفتار دیگری اهمیت سلامتی را مد نظر قرار داده و فرمود: همسران باردارتان را کند دهید، که اگر فرزند آن‌ها پسر باشد، پاکیزه قلب و دانشمند و شجاع خواهد شد و اگر دختر باشد، خوش اخلاق و زیبا می‌شود توجه شوهر آینده اش قرار خواهد گرفت .[۱۰۷] گفتنی است که این نوع خوراکی‌ها علت تامه پدید آمدن این صفات نیست بلکه عوامل دیگری نیز در این مورد دخالت دارند. امام هشتم علیه السلام در سخن دیگری به نقل از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
فرزندانتان را در روز هفتم ختنه کنید، زیرا این عمل باعث پاکی بیشتر و رشد سریع تر آنان می‌شود. [۱۰۸] امام رضا علیه السلام در مورد سلامتی جسم و تقویت نیروی جسمانی فرزندانش نیز عملاً تلاش می‌کرد. یحیی صنعانی می‌گوید: در منا به محضر امام رضا علیه السلام وارد شدم، دیدم که فرزندش حضرت جواد علیه السلام را در دامان خود نشانده و به او موز می‌خوراند. [۱۰۹]

شیر مادر

یکی از مهم‌ترین نکاتی که در این جا لازم است به آن اشاره شود و از بینش عمیق و آموزه‌های پیشرفته و کار آمد فرهنگ تربیتی اسلام ریشه می‌گیرد توجه به مسئله شیر مادر است. در قرآن کریم و روایات متعددی این مسئله مورد تاءکید قرار گرفته و لزوم شیر مادر برای تغذیه کوک و چگونگی آن در آن‌ها بیان شده است. امروزه بعد از چهارده قرن تجربه‌های علمی و نظریات جدید روی آن تاءکید می‌کنند. خداوند متعال در قرآن کریم با اشاره به اهمیت شیر مادر در رشد جسمانی و روانی، فرزندان را به نیکی و تشکر از والدین سفارش می‌کند:و وصینا الانسان بوالدیه حملته امه وهنا علی وهن و فصله فی عامین [۱۱۰] و ما به انسان دربارهٔ پدر و مادرش سفارش کردیم؛ مادرش او را با ناتوانی حمل کرد (به هنگام بارداری هر روز رنج و ناراحتی تازه‌ای را متحمل می‌شد)، و دوران شیر خوارگی او در دو سال پایان می‌یابد؛ و در سوره احقاف فرمود:و وصینا الانسان بوالدیه احسانا حملته امه کرها و وضعته کرها و حمله و فصله ثلاثون شهرا[۱۱۱] ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، مادرش او را با ناراحتی حمل می‌کند و با ناراحتی بر زمین می‌گذارد؛ و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش سی ماه است.
علی علیه السلام شیر مادر را از همه شیرها مفیدترین و مبارک‌ترین شیر برای اطفال می‌داند و می‌فرماید:ما من لبن رضع به الصبی اءعظم برکة علیه من لبن اءمه [۱۱۲] هیچ شیری برای کودکان مبارک تر از شیر مادر نیست. بلی مادر نه تنها با شیر خود فرزندش را تغذیه جسمانی می‌کند، بلکه به همراه آن عواطف، احساسات، اعتقادات و حالات روحی و روانی خود را به طفل منتقل می‌نماید. به همین جهت می‌گویند: هنگامی که مادر کودک را بغل می‌کند و به او شیر می‌دهد صدای قلب مادر، آهنگ موزونی است که به کودک آرامش می‌دهد.
امام صادق علیه السلام با اشاره به حداقل مدت شیر خوارگی کودکان فرمود: بر مادران لازم است که بیست و یک ماه فرزندان خود را شیر دهند، هر چه این مدت کم شود از حق کودک کم شده و یکی از مهم‌ترین حقوق وی رعایت نشده است .[۱۱۳]

تاءثیر شیر مادر

حضرت علی علیه السلام در مورد تاءثیر شیر مادر در حالات روحی کودک، فرمود: در انتخاب دایه برای فرزندان کوشش و دقت کنید همچنان که در انتخاب همسر دقت می‌کنید زیرا شیر مادر طبیعت کودک را تغییر می‌دهد. [۱۱۴] در این زمینه می‌نویسند: هنگامی که در آخرین روزهای زندگی علامه بزرگوار شهید، شیخ فضل الله نوری، از وی در مورد افکار و تلاش‌های ضد دینی فرزندش سؤ ال کردند. وی علت این امر را این گونه بیان داشت: این پسر وقتی که در نجف به دنیا آمد، مادرش ‍ شیر نداشت، از این رو مجبور شدیم که برای شیر دادن او دایه‌ای پیدا کنیم. پس از این مدت کوتاهی که این پسر از شیر آن دایه تغذیه نموده ناگهان متوجه شدیم که آن دایه، زنی به مبالات و بی عفت بوده و کینه دیرینه‌ای از امیر مؤ منان علی علیه السلام به دل دارد. از همان وقت دریافتیم که سعادتمند شدن این پسر، آسان نخواهد بود.
در فرهنگ انسان ساز اسلام علاوه بر تاءکید به عوامل مادی سلامتی، به عوامل معنوی سلامتی مانند صدقه و عقیقه نیز توجه خاصی شده است. امام رضا علیه السلام در بخشی از مطالبی که برای ماءمون مرقوم فرموده، آمده است: عقیقه برای پسر و دختر، نام گذاری مناسب، تراشیدن موهای سر نوزاد در روز هفتم و معادل وزن موها طلا و یا نقره صدقه دادن لازم است و هم چنین ختنه پسر بچه‌ها، امری واجب است .[۱۱۵]

ضرورت تربیت معنوی

در اندیشه اهل بیت علیهم السلام علاوه بر آموزش آداب و رفتارهای اجتماعی و اخلاقی، باید فرزندان را با نکات معنوی و تربیت دینی آشنا نمود. لازم است والدین این وظیفه خطیر خود را از همان روزهای تولد به انجام برسانند. نوای دلنشین توحید اولین آموزه‌های دینی است که روح کودک را طراوت می‌بخشد و او را به سوی دین و معنویت سوق می‌دهد. زمزمه جملات روح نواز اذان و اقامه به گوش نوزاد از زیباترین و مؤ ثرترین آموزشهای رهبر عالیقدر اسلام به پیروان خود می‌باشد. امام صادق علیه السلام فرمود: هنگامی که حسین علیه السلام به دنیا آمد، رسول خدا صلی الله علیه و آله، آن نوزاد مبارک را در آغوش گرفت و در گوش ‍ راستش نوای توحیدی اذان را زمزمه کرد و گوش چپش را با نغمه دلنواز اقامه آشنا نمود. در روز هفتم ولادت، پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد سر آن نوزاد را تراشیده و هم وزن موی سرش نقره صدقه دادند و گوسفندی برای او عقیقه نموده، ران آن را به قابله فرستادند، و سر نوزاد را با عطر خلوق معطر نمود. [۱۱۶] با رشد جسمانی کودک لازم است، آموزشهای دینی نسبت به فهم و درک آنان، گذشته از این که فرزندان را با مبداء حقیقی جهان آفرینش مرتبط می‌سازد، در آنان روحیه اعتماد به نفس و نیروی استقامت و پایداری در مقابل مشکلات کمر شکن زندگی نیز ایجاد خواهد کرد. در این راستا امام باقر علیه السلام به فرزندش می‌فرماید: فرزندم! هرگاه خداوند به تو نعمتی ارزانی داشت بگو: الحمدلله و هرگاه امری و حادثه‌ای تو را غمگین و ناراحت نمود بگو: لا حول و لا قوة الا بالله و زمانی که احساس نمودی روزی تو به کندی و سختی می‌رسد، بگو: استغفرالله.
امام صادق علیه السلام زمان شروع تربیت دینی و آموزش احکام شرعی را از ۷ سالگی می‌داند و می‌فرماید: در هفت سالگی بر والدین لازم است حلال حرام را به کودکان بیاموزند. [۱۱۷] آری، فرزندان در آستانه نوجوانی و دوران بلوغ تمایل به مذهب پیدا کرده و زمینه‌ای مساعد برای آموزش احکام و اعتقادات دینی دارند.

فرزندان آخر الزمان

روزی حضرت رسول صلی الله علیه و آله نگاهش به بعضی از کودکان افتاد، آن گاه فرمود:ویل لا طفال آخر الزمان من آبائهم فقیل یا رسول الله من آبائهم المشرکین فقال لا من آبائهم المؤ منین لا یعلمونهم شیئا من الفرائض و اذا تعلموا اءولادهم منعوهم و رضوا عنهم بعرض یسیر من الدنیا فاءنا منهم بری ء و هم منی براء[۱۱۸]وای به فرزندان آخر الزمان (بی‌توجهی) پدرانشان! گفتند: یا رسول الله! از طرف پدران کافر؟! فرمود: نه، بلکه از طرف والدین مؤ من آنان؛ که واجبات احکام دینشان را به آنان یاد نمی‌دهند و هرگاه فرزندانشان به تعلیم دین بپردازند مانع می‌شوند و این گونه والدین به مبلغ اندکی از متاع دنیا راضی می‌شوند که فرزندانشان برای آنان کسب می‌کنند. من از آنان بیزارم و آنان از من.
حضرت موسی بن جعفر علیه السلام فرمود:فمروا صبیانکم بالصلاة اذا کانوا بنی سبع سنین [۱۱۹] فرزندان خود را در هفت سالگی به خواندن نماز وادار کنید.

توجه به خواسته‌ها

یکی از شیوه‌های تقویت عزت نفس در کودکان و نوجوانان مشورت کردن با آنهاست. هرگاه شخصی مورد مشورت قرار بگیرد از اینکه مورد توجه قرار گرفته و نوع تفکر و اندیشه‌هایش برای دیگران مفید است احساس فرح و شادی می‌کند، البته در موارد بسیاری ممکن است مشورت کننده از نظرات او بهره و استفاده نماید. اصولاً از منظر فرهنگ و حیانی اسلام نوجوانانی که به حد بلوغ می‌رسند به عنوان وزیر و مشاور پدر و مادر محسوب می‌شوند و نه تنها خواسته‌ها و اندیشه‌های آنان را باید مورد توجه قرار داد بلکه از نظرات مفید و سازنده آنان باید بهره گرفت. حضرت محمد صلی الله علیه و آله در گفتاری خردمندانه به این حقیقت تصریح کرده و فرمود:الولد سید سبع سنین و عبد سبع سنین و وزیر سبع سنین [۱۲۰] فرزند تا هفت سالگی آقا و سرور شما است و در هفت سال دوم بنده و مطیع شما است و در هفت سال سوم وزیر و معاون است. آن رهبر آسمانی در سخنی دیگر وظایف والدین در این زمینه را چنین مشخص فرمود: بگذار فرزندت تا هفت سالگی بازی کند و هفت سال بعد در تاءدیب و تربیت او بکوش و در هفت سال دیگر او را مشاور خود قرار ده .[۱۲۱] بر اساس این مطالب توجه به خواسته‌ها و اندیشه‌های فرزندان نوجوان و جوان امری لازم و ضروری برای پدر و مادر می‌باشد.
امام حسن مجتبی علیه السلام ضمن توصیه به این کار ستوده، در موارد مختلف با فرزندانش مشورت و به این طریق شخصیت آنان را پرورش داده و عزت نفس را در وجود آنان تقویت می‌کرد. روزی معاویة بن خدیج به عنوان خواستگار به منزل آن حضرت آمد، حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام به او فرمود: انا قوم لا نزوج نسانا حتی نستاء مرهن ؛[۱۲۲] ما قومی هستیم که بدون نظر خواهی و مشورت با آنان، شوهر نمی‌دهیم.
همچون روزی حسن مثنی فرزند امام مجتبی علیه السلام از یکی از دختران امام حسین علیه السلام خواستگاری کرد و آن حضرت به او فرمود: اختر یا بنی احبهما الیک؛ هر کدام را بیشتر دوست داری انتخاب نما.
روزی عبد الله ابن ابی یعفور به امام صادق علیه السلام عرض کرد: من برای ازداوج خویش دختری را انتخاب کرده‌ام، اما پدر و مادرم فرد دیگری را به من پیشنهاد می‌کنند. امام فرمود: با آن کسی که خودت می‌خواهی ازدواج کن.
البته از برخی روایات بر می‌آید که جوانان عزیز نیز نباید از مشورت و صلاحدید بزرگان به ویژه، والدین خود را مستغنی بدانند و در این مورد فقهای بزرگوار فتاوائی نیز دارند.

تقویت ارتباط کلامی

عموم مردم به ویژه کودکان و نوجوانان به ارتباط کلامی بسیار حساس هستند. لحن و صورت والدین، مربیان و مبلغان در ارتباط کلامی باید دارای بار عاطفی و مثبت باشد، آنان می‌توانند با سخنان نرم، نیکو، محبت آمیز از مشکلات روحی و ناهنجاری‌های کودکان و نوجوانان بکاهند و رنج‌های درونی آنان را آرامش بخشند. بسیاری از تند خوئی‌ها، خشونت‌ها، لجبازی‌ها زورگوئی‌ها، بدبینی‌ها، افسردگی‌ها، گوشه گیری‌ها، ناامیدی‌ها را می‌توان با ارتباط کلامی صحیح و نیکو حل نمود.
در این جا نمونه هائی از ارتباط کلامی سرور و سالار آزادگان حضرت امام حسین علیه السلام با فرزندان و یارانش را در حساس‌ترین روزهای زندگی می‌خوانیم:
اول در هنگام گفتگو با دخترش سکینه برای تسکین آلام روحی وی، چنین فرمود:یا نور عینی! کیف لا یستسلم للموت من لا ناصر له و لا معین [۱۲۳] ای نور چشم من! چگونه تسلیم مرگ نباشد کسی که یاوری ندارد.
دوم آن گاه که امام حسین علیه السلام برادرش حضرت عباس علیه السلام را می‌فرستاد تا از علت حرکت سپاه دشمن خبری آورد علاقه قلبی خویش را به او چنین ابراز داشت: یا عباس! ارکب بنفسی انت یا اخی حتی تلقاهم فتقول لهم: مالکم؟ و ما بدالکم؟ و تساءلهم عماجاء بهم ؟[۱۲۴] برادرم عباس! جانم به فدایت! سوار شو و به نزد اینان برو و بگو شما را چه شده؟ و چه می‌خواهید و از سبب آمدن سپاه و تحرک آنان سؤ ال کن!
سوم هنگامی که قاسم علیه السلام در شب عاشورا از شهادت خویش سؤ ال کرد، امام حسین علیه السلام او را چنین خطاب نمود:ای و الله فداک عمک انک لا حد من یقتل من الرجال معی [۱۲۵] آری عمومیت فدای تو! به خدا سوگند تو هم در ردیف یاران شهید من خواهی بود.
چهارم امام حسین علیه السلام در موقع خداحافظی با خواهران و فرزندان امام سجاد علیه السلام را به آغوش کشیده و با این کلمات دلنشین او را دلداری داد:یا ولدی انت اطیب ذریتی و افضل عترتی و انت خلیفتی علی هولاء العیال و الاطفال [۱۲۶] پسرم! تو پاکیزه‌ترین فرزندان من هستی و بهترین خاندان من می‌باشی و تو از طرف من سرپرست این زنان و کودکان خواهی بود.
سخنان محبت آمیز، دلربا و دارای بار عاطفی مثبت تا عمق جان مخاطب تاءثیر می‌گذارد و با ایجاد محبت بیشتر در قلب وی او را به سوی گوینده جذب می‌کند. پدر و مادری که در به کارگیری الفاظ و عبارات خود، کمال ادب و عفت را رعایت می‌کنند، در منظر فرزندان عزیز و مکرم بوده و دیگران نیز به آنان به دیده احترام می‌نگرند. در حقیقت رعایت ادب، عفت و داشتن صمیمت در گفتار ناشی از کرامت نفس گوینده است و در تحکیم روابط گوینده و مخاطب تاءثیر فراوان دارد و گاهی مشکلات روحی فرزندان، از قبیل تند خوئی، زورگویی، بدبینی، افسردگی و عقده حقارت را همین کلمات مهرآمیز درمان می‌کند. برای همین والدین شایسته خود را موظف می‌دانند که در روابط خود با فرزندان از عباراتی روح نواز و دلنشین استفاده کنند و این کلام گهربار حضرت رسول صلی الله علیه و آله را همیشه در مقابل چشمان خود احساس می‌کنند که :من اءکرم اءخاه المسلم بکمة یلطفه بها و فرج عنه کربته لم یزل فی ظل الله الممدود علیه الرحمة ما کان فی ذلک [۱۲۷] کسی که برادر (و خواهر) مسلمان خود را با کلمه‌ای مهرآمیز تکریم نماید و غم را از دل او بزداید، در سایه بلند (لطف) خدا می‌باشد و تا این صفت پسندیده در او باشد، همواره رحمت الهی با او خواهد بود.

سلام دادن به فرزندان

سلام دادن از بهترین آموزه‌های دین مبین اسلام است. سلام یک نوع آغاز ارتباط اجتماعی است. عمل به این شیوه قرآنی کرامت نفس را در فرزندان تقویت می‌کند.
خداوند متعال در قرآن کریم، به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دستور می‌دهد که به اهل ایمان سلام کند:و اذا جاءک الذین یؤ منون بآیاتنا فقل سلام علیکم [۱۲۸] هرگاه کسانی که به آیات ما ایمان دارند به نزد تو آیند به آن‌ها بگو: سلام بر شما! به همین خاطر امام مجتبی علیه السلام در مورد اهمیت سلام کردن فرمود: من بداء بالکام قبل السلام فلا تجیبوه ؛[۱۲۹] هر کس قبل از سلام کردن به سخن آغاز کند او را جواب ندهید؛ و امام حسین علیه السلام فرمود:للسلام سبعون الحسنه، تسع و ستون للمبتدی، و واحدة للراد[۱۳۰] سلام گفتن هفتاد حسنه دارد، شصت و نه حسنه آن برای سلام دهنده و یک حسنه برای پاسخ دهنده می‌باشد. این دو گفتار زیبا در تربیت فرزندان و نوجوانان اهمیت خاصی دارد. زیرا کودک و نوجوانی که به او سلام شود شایستگی خود را باور می‌کند و در نتیجه با این روش خلاقیت‌های او را می‌توان به فعلیت رساند، و در راه صحیح هدایت نمود. همچنانکه که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این مورد با اهتمام خاصی فرمود:خمس ‍ لست بتارکهن حتی الممات ... و تسلیمی علی الصبیان لتکون سنة من بعدی [۱۳۱] پنج چیز را تا لحظه مرگ ترک نمی‌کنم ... یکی از آنها سلام دادن به کودکان است، تا بعد از من یک رسم رایج بشود. سلام دادن باید با بانگی رسا و آهنگی خوش و دلنشین ادا شود. امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: مروت و جوانمردی آنستکه مرد دین خود را حفظ کرده و نفسش ‍ را از پلیدی‌ها دور نگه دارد و حقوقی را که بر گردن اوست ادا کند و با بانگ رسا و دلپذیر سلام گوید. [۱۳۲] چرا که سلام گفتن با بانگ رسا و آهنگی دلنشین از عادات پسندیده بندگان برگزیده الهی است.
مولای حق جویان علی علیه السلام فرمود:
سنة الاخیار لین الکلام و افشاء السلام [۱۳۳] شیوه انسان‌های برگزیده الهی آرام سخن گفتن و واضح سلام کردن است.
آن حضرت در سخن دیگری به نقش سلام در جذب دل‌ها فرمود:
عود لسانک لین الکلام و بذل السلام یکثر محبوک و یقل مغضوک [۱۳۴] زبانت را به گفتار نرم و سلام گفتن عادت بده تا دوستانت زیاد و دشمنانت به حداقل برسد.
یکی از آثار تربیتی سلام گفتن ایجاد ارتباط آسان با مخاطب و تسهیل ارتباط اجتماعی است. علی علیه السلام این حقیقت را چنین بیان می‌دارد: لکل داخل دهشة فابدؤ ا بالسلام ؛[۱۳۵] برای هر تازه‌واردی نوعی بهت و حیرت و سرگشتگی وجود دارد ارتباط خود را با سلام کردن بر وی آغاز کنید (تا حیرت او از میان برود)
از منظر علی علیه السلام حتی به گناهکار نیز سلام دادن، پسندیده و تاءثیر گذار است. امام حسین علیه السلام می‌فرماید: ابن کوا از پدرم علی علیه السلام پرسید: ای امیر مؤ منان! آیا بر گنهکاران نیز سلام می‌دهی؟ علی علیه السلام فرمود: خدا او را اهل توحید می‌داند آیا تو او را اهل سلام [۱۳۶]
نمی دانی ؟!
با توجه به این نکته پدر و مادر نباید کودکان خطاکار را از خود برانند و ارتباط خود را با وی قطع کنند. بلکه لازم است ارتباط خودشان را با وی تقویت کنند.

پرورش استعدادهای فرزندان

مهم‌ترین امتیاز انسان از سایر موجودات جهان، قابلیت رشد و استعداد کمال در وجود اوست و هویت انسان در پرتو همین ویژگی معنا پیدا می‌کند، و در حقیقت ارزش حقیقی او در گرو پیمودن مسیر کمال و به فعلیت رساندن قوه‌ها و شکوفائی خلاقیتهای باطنیش ‍ می‌باشد.
آفریدگار جهان برای همین ویژگی انسان، تمام موجودات را در مسیر رشد و تعالی او قرار داده و همه چیز را در عالم هستی به خاطر پرورش صحیح و رشد انسان آفریده است، [۱۳۷] و او را با دو هدایتگر درونی و بیرونی به سوی حق ندا داده و هدایت کرده است در یک کلام مهم‌ترین هدف از تربیت انسان، رسیدن به فلاح و رستگاری و قرب الی الله است .[۱۳۸] در این راستا پدر و مادر موظفند در زمینه شکوفائی استعدادهای خدادادی فرزندانشان، بسترهای مناسب را فراهم آورند. چرا که آنان در قبال تربیت فرزندان مسئولند. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: فرزندان خود را تربیت کنید به راستی که شما دربارهٔ آن‌ها مورد سؤ ال قرار خواهید[۱۳۹]
گرفت.
یکی از روشهائی که می‌توان در این مورد از آن استفاده کرد، شیوه کار آمد تشویق است.
تشویق در پرورش استعدادهای فرزندان یک راهکار کاملاً موفق می‌باشد و اگر با شرایط صحیح انجام شود، محرک قوی در ایجاد و تکرار خصال پسندیده در وجود فرزندان خواهد بود. تشویق می‌تواند به صورت‌های مادی و معنوی باشد. تحسین، تقدیر، اعطای جایزه و هدیه، بذل عاطفی و محبت، تکریم و تشکر جلوه‌هایی از تشویق است. نمونه‌هایی از بهره‌گیری از تشویق را در سیره اهل بیت علیهم السلام را می‌خوانیم:
الف روزی حضرت مجتبی علیه السلام، غلامی را دید که کنار باغی نشسته و غذا می‌خورد، او لقمه‌ای از غذا می‌خورد و لقمه دیگر را به سگی که نزدیک او نشسته بود می‌داد، امام علیه السلام از او پرسید: چرا چنین می‌کنی؟ نوجوان پاسخ داد: شرمم می‌آید که خودم غذا بخورم و این سگ گرسنه بماند رفتار ستوده نوجوان مورد توجه حضرت قرار گرفت و آن بزرگوار خواست به این غلام مهربان پاداشی نیکو عنایت کند. به او فرمود: همین‌جا باش تا من بازگردم! بعد از اندکی امام مجتبی علیه السلام غلام را از مولایش خریده و آزاد نمود و سپس باغ را که غلام در آن کار می‌کرد نیز خرید و به او بخشید. [۱۴۰] ب جعفر یکی از فرزندان امام حسین علیه السلام در نزد معلمی به نام عبد الرحمن سلمی در مدینه آموزش می‌دید. روزی معلم سوره حمد را به جعفر آموخت. هنگامی که جعفر برای پدر قرائت کرد، حضرت امام حسین علیه السلام به عنوان قدر دانی، معلم فرزندش را فرا خواند و هزار دینار به همراه هدایای دیگری به او پاداش داد. وقتی حضرت امام حسین علیه السلام به خاطر پاداش زیاد مورد اعتراض قرار گرفت در جواب فرمود:و انی عطیتی هذه بتعلیمه الحمدلله رب العالمین هدیه من کجا برابر با تعلیم الحمدلله رب العالمین است و آن گاه این اشعار را قرائت کرد:
اذا جادت الدنیا علیک فجد بها
علی الناس طرا قبل ان تتفلت هرگاه دنیا به تو روی آورد، قبل از آن که از دستت برود، آن را به مردم ببخش.
فلا الجود یفنیها اذا هی اقبلت
و لا البخل یبقیها اذا ما تولت
نه بخشش، آن را هرگاه روی آورد از بین می‌برد و نه بخل، آن را هرگاه پشت کند نگاه می‌دارد. [۱۴۱]

پاسخ‌های مشفقانه

در ذهن جوال نوجوان با رسیدن به رشد عقلانی سؤ آلاتی مطرح می‌شود شایسته است والدین به این سؤ آلات توجه کرده و با پاسخ منطقی و صحیح آنان را راهنمائی نمایند.
قاسم بن الحسن یادگار حضرت مجتبی علیه السلام هنگامی که در شب عاشورا از عمویش امام حسین علیه السلام شنید که به اصحابش بشارت می‌دهد که فردا تمامی آنها شهید خواهند شد، در ذهن او سوالاتی مطرح گردید، از جای خود برخاسته و از امام حسین علیه السلام سؤ ال کرد: عمو جان! آیا من هم در ردیف شهدا خواهم بود؟ امام حسین علیه السلام فرمود: یا بنی! کیف الموت عندک؛ پسرم مرگ را چگونه می‌بینی؟ نوجوان خوش سیما با تمام خلوص و صفا پاسخ داد: احلی من العسل؛ مرگ در راه تو برای من شیرین تر از عسل می‌باشد. قاسم سؤ ال خویش را تکرار نمود: آیا من هم در ردیف شهدای کربلا خواهم بود؟ امام پاسخ داد: عمویت فدای تو! بلی به خدا قسم تو را هم در ردیف یارانم خواهند کشت، حتی پسر شیر خواره‌ام عبدالله را نیز به شهادت می‌رسانند. فرزند غیرتمند امام مجتبی علیه السلام با شنیدن این سخن یکه‌ای خورده و سوی عمویش خیز برداشته و پرسید: عمو جان! آیا آن‌ها به خیمه گاه می‌رسند و بعد از تسلط به خیمه‌ها و بانوان، عبدالله را می‌کشند؟! آن گاه امام علیه السلام کیفیت شهادت طفل شیر خواره را به قاسم شرح داد. [۱۴۲]

آموختن کمالات

ملک الشعرای بهار می‌گوید:
والدین ار به روی فرزندان
نگشایند از فضائل در
ضرر این جنایت آخر کار
باز گردد به مادر و به پدر
سالش از بیست ناگذشته هنوز
کرده دزدی ز شصت افزون تر
زیر دندان زبان مادر کند
ریخت خون از دهان هر دو نفر
اگر او عیب کار دزدی را
به من آمخته بود گاه صغر
کی به این کار می‌نهادم پای
کی به این دار می‌کشیدم سر
والدین برتر در طول زندگی خود تلاش می‌کنند کمالات انسانی و فضائل اخلاقی را با شیوه‌های مؤ ثر، به فرزندان خویش یاد دهند تا آنان در آینده افرادی مفید مسئول، با تربیت و با خصالی پسندیده به مناصب کلیدی جامعه قدم گذاشته و در اصلاح و پیشرفت اجتماع خویش تلاش نمایند. این جا نمونه‌ای از شیوه آموزش کمالات به فرزندان را می‌خوانیم:

علامه کاشف الغطاء و تربیت فرزند

علامه بزرگوار شیخ جعفر کاشف الغطاء در زمینه پرورش صفات والای انسانی به فرزندش روش‌های آموزنده و مؤ ثری به کار می‌برد. زمانی او می‌خواست پسر نوجوانش را به سحر خیزی و عبادت صبح گاهی متمایل کند، به طوری که فرزند نوجوان با اشتیاق و علاقه و میل قلبی این کار را تا آخر عمر ادامه دهد، و در اعماق وجودش نفوذ نماید. به همین خاطر در یکی از روزها قیل از اذان صبح کنار بستر پسرش آمد و او را بیدار کرده و گفت: پسرم برخیز! تا به حرم مطهر مولای متقیان علی علیه السلام مشرف شویم.
نوجوان چشمان خواب آلودش را مالیده و گفت: شما بروید و من هم می‌آیم. پدر گفت نه من ایستاده‌ام تا با هم برویم. جوان برخاست، وضو گرفت و به اتفاق پدر به سوی حرم مطهر روانه شدند. جلوی در حرم فقیری نشسته و دستش را به سوی مردم دراز کرده بود. پدر از پسر پرسید: فرزندم این مرد برای چه در این جا نشسته است؟ گفت: برای گدایی و دریافت کمک از مردم. پرسید: فکر می‌کنی چه قدر از این طریق می‌تواند به دست بیاورد. گفت: شاید درهمی عایدش شود. پرسید: آیا مطمئناً این مبلغ را به دست خواهد آورد؟ گفت: به طور قطع و مسلم نمی‌توان پیش بینی کرد، شاید مبلغی عایدش بشود و شاید هم دست خالی برگردد.
پدر که زمینه را برای گفتن مطلب آماده دید، گفت: پسرم! ببین این مرد فقیر، برای به دست آوردن یک مقدار منافع دنیائی احتمالی که یقین به آن هم ندارد، در این هنگام شب این جا آمده و دستش را دراز کرده است. اگر تو واقعاً به ثواب‌هایی که خداوند برای سحر خیزی و نماز شب خواندن تعیین فرموده، یقین داری و گفته ائمه اطهار را باور کرده‌ای، چرا در انجام آن سستی به خود راه می‌دهی ؟[۱۴۳] اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد
باقی همه به حاصلی و بی خبری بود
هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ
از یمن دعای شب و ورد سحری بود

پرورش حیا

والدین وظیفه دارند خصلت حیا و عفت را در فرزندانشان پرورش دهند. علی علیه السلام فرمود: من قل حیاؤ ه قل ورعه ؛[۱۴۴] هر کسی که صفت حیاء در او کم باشد پارسائی او کم خواهد بود. هم چنین آن حضرت فرمود: الحیاء یصد عن فعل القبیح ؛[۱۴۵] حیاء از کارهای ناشایست انسان را باز می‌دارد. اساساً کسی که حیاء نداشته باشد، ایمان ندارد، هم چنان‌که امام صادق علیه السلام فرمود: لا ایمان لمن لا حیاء له .[۱۴۶] از منظر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله یکی از وظایف والدین در مورد انجام حقوق فرزندان تقویت روحیه پاکدامنی و عفت است. آن حضرت فرمود: حق فرزند دختر بر عهده پدر آن است که سوره نور را که حاوی آداب حجاب و عفاف و پاکدامنی است، به او بیاموزد. [۱۴۷] امام باقر علیه السلام نیز در این زمینه می‌گوید: دختری که به حد بلوغ رسید جایز نیست بدون حجاب باشد. [۱۴۸] با توجه به رهنمودهای پیشوایان دین ما، شایسته است، والدین گرامی فرزندان دختر و پسر را در این مورد راهنمائی بیشتری نموده به ویژه به آیا، سوره نور آنان را توجه دهند، که حاوی زیباترین پیام‌های عفت و حیاء برای مسلمانان است.
آن جا که می‌فرماید:قل للمؤ منین یغضوا من اءبصار هم و یحفظوا فروجهم ذلک اءزکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون به مؤ منان بگو چشمهای خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و عفاف خود را حفظ کنند؛ این برای آنان پاکیزه‌تر است؛ خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است!
و قل للمؤ منات یغضضن من اءبصر هن و یحفظن فرو جهن و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها و لیضربن بخمر هن علی جیو بهن و لا یبدین زینتهن الا لبعو لتهن اءو آبائهن اءو آباه بعو لتهن اءو اءبنائهن اءو اءبناء بعو لتهن اءو اخوانهن اءو بنی اخوانهن اءو بنی اءخواتهن اءو نسائهن اءو ما ملکت اءیمانهن اءو التبعین غیر اءولی الاربة من الرجال اءو الطفل الذین لم یظهروا علی عورات النساء و لا یضربن باءرجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن و توبوا الی الله جمیعا اءیها المؤ منون لعلکم تفلحون [۱۴۹] و به زنان با ایمان بگو! چشمهای خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که نمایان است آشکار ننمایند و (اطراف) روسری‌های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)، و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدر شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم کیششان، یا بردگانشان، یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند، یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند؛ و هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود (و صدای خلخال که بر پا دارند به گوش رسد). و همگی بسوی خدا بازگردید ای مؤ منان، تا رستگار شوید!
لازم است ذکر شود که پرورش خصلت حیاء در فرزندان به معنای رعایت مرزهای الهی و پاکدامنی است و این با کم روئی کاملاً متفاوت است. کم روئی و خجالتی بودن در فرهنگ حیاتبخش اسلام امری مذموم و ناپسند است. رسول خدا صلی الله علیه و آله حیا را به بخش پسندیده و ناپسند تقسیم می‌کند و می‌فرماید:الحیاء حیاء ان حیاء عقل و حیاء حمق فحیاء العقل هو العلم و حیاء الحمق هو الجهل حیاء دو گونه است: حیاء عقل و حیاء حماقت. حیاء عقل، علم است و حیاء حماقت، نادانی.
امام صادق علیه السلام نیز در مورد حیاء ناپسند که همان کم رویی است فرمود: من رق وجهه رق علمه ؛[۱۵۰] کسی که کم رو باشد بی‌مایه و کم دانش خواهد بود. چرا که چنین آدمی از پرسیدن مشکلات علمی خود، شرم می‌کند و سؤ ال‌هایش بی پاسخ می‌ماند.

آموزش علم و ادب

یکی دیگر از وظایف پدر و مادر آموختن ادب و اخلاق انسانی به فرزندان می‌باشد، زیرا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله یکی از مهم‌ترین وظائف والدین را پرورش ادب در نهاد کودک می‌داند. [۱۵۱] امیر مؤ منان علی علیه السلام می‌فرماید:حق الولد علی الولد اءن یحسن اسمه و یحسن اءدبه و یعلمه القرآن [۱۵۲] حق فرزند بر پدرش این است که نام نیک بر او انتخاب کند، و ادب به وی بیاموزد و قرآن تعلیمش دهد. هم چنین آن حضرت در وصیتی که به فرزندش امام حسن مجتبی علیه السلام نموده است، می‌فرماید:انما قلب الحدث کالارض الخالیة ما اءلقی فیها من شی ء قبلته فبادرتک بالادب قبل اءن یقسو قبلک و یشتغل لبک [۱۵۳] فرزندم! قلب یک نوجوان مانند زمین خالی است، هر تخمی که در آن بیفشانی رشد و نمو می‌کند، من نیز در مورد پرورش ادب در وجود تو مبادرت کردم، قبل از آن که قلب تو سخت شده و ذهن تو مشغول شود
به پور خویش دین و دانش آموز
که تابد چون مه و انجم نگینش
به دست او اگر دادی هنر را
ید بیضاست اندر آستینش
ندارم آن مسلمان زاده را دوست
که در دانش فزود و در ادب کاست
اقبال لاهوری
امام حسن مجتبی علیه السلام روزی فرزندان خود و فرزندان برادر خود را دعوت کرده و به آنان فرمود: همه شما کودکان جامعه امروز هستید و امید می‌رود که بزرگان جامعه فردا باشید، دانش بیاموزید و در کسب علم کوشش کنید، هر کدام که نمی‌توانید در مجلس درس، مطالب استاد را حفظ کنید آن‌ها را بنویسید و نوشته‌ها را در منزل نگهداری نمائید تا در موقع لزوم مراجعه کنید. [۱۵۴] علی علیه السلام بر این باور بود: که بهترین ارث و بالاترین هدیه برای فرزندان ادب و تربیت پسندیده است و می‌فرماید: لا میراث کالادب ؛[۱۵۵] هیچ ارثی بالاتر از ادب نیست. آن حضرت در سخن دیگری فرمود: ما نحل والد ولدا نحلا اءفصل من اءدب حسن ؛[۱۵۶] بخشش و تفضل هیچ پدری به فرزندش، بهتر از عطیه ادب و تربیت پسندیده نیست.

صداقت و امانتداری

عبد الرحمن بن سابه کوفی جوان نورسی بود که پدرش را تازه از دست داده بود وی با تلاش‌های صادقانه خویش موفق شده بود تا شغلی به پا کرده و در مدت کوتاهی به زیارت خانه خدا برود.
او پس از انجام مراسم حج به مدینه آمده و به منزل امام صادق علیه السلام رفت. جمعیت انبوهی در خانه امام صادق علیه السلام گرد آمده بودند.
عبدالرحمن که خود را از دیگران کم سن سال می‌دید در آخر جمعیت قرار گرفت. او همچنان که به انتظار ملاقات نشسته بود، به رفت و آمدها و سؤ ال و جواب‌های مردم از امام علیه السلام نظاره می‌کرد.
آن گاه که مجلس کمی خلوت شده، امام صادق علیه السلام با اشاره او را به نزدیک طلبیده و پرسید:
شما کاری داشتی؟
من عبدالرحمن، پسر سابه کوفی بجلی هستم.
احوال پدرت چه طور است؟
پدرم به رحمت خدا رفت.
خدا او را رحمت کند. آیا از پدرت ارثی هم برای شما باقی مانده است؟
خیر، هیچ چیز از او باقی نماند.
پس با چه سرمایه‌ای توانستی به حج مشرف شوی؟
بعد از فوت پدرم ما خیلی پریشان بودیم؛ مرگ پدر از یک سو، فقر و پریشانی از سوی دیگر بر ما فشار وارد می‌آورد و رنج می‌داد، تا آن که روزی در خانه نشسته بودم یکی از دوستان پدرم آمد. او به ما تسلیت گفته و دلداری داد. سپس پرسید: آیا از پدرت سرمایه‌ای باقی مانده است؟ گفتم: نه. او هزار درهم برای ما آورده و گفت این را بگیر، اما بکوش که این‌ها را سرمایه کنی، و از منافع آن‌ها خرج نمائی.
این را گفت و از دم در برگشت و رفت. من با خوشحالی پیش مادرم رفتم و کیسه پول را به او نشان داده و ماجرا را به او گفتم. روز بعد طبق توصیه آن دوست بزرگوار پدرم به فکر کاسبی افتادم و آن پول را تبدیل به کالا کرده و مشغول کسب و کار شدم. طولی نکشید که وضع کاسبی من بهتر شد و گذشته از این که با این سرمایه زندگی خود را اداره می‌کردم مبلغ زیادی به سرمایه‌ام افزوده شده بود. به فکر انجام مراسم حج افتادم ... وقتی که سخن عبدالرحمن به این جا رسید، امام پیش از این که سخن خود را به پایان برساند با نگرانی از وی پرسید: هزار درهم دوست پدرت را چه کردی؟ عبدالرحمن پاسخ داد: با اشاره مادرم پیش آن مرد رفته و پول امانتی را بی کم و کاست به او تحویل دادم.
امام فرمود: آفرین! خیلی کار خوبی کردی. حالا دوست داری برایت نصیحتی بکنم؟
عبد الرحمن گفت: فدایت شوم البته که دوست دارم.
امام فرمود: بر تو به راستی و درستی! آدم راست و درست شریک مال مردم است.
عبد الرحمن می‌گوید: بعد از آن سفارش امام را به کار بستم و تا الآن (آن چنان وضع مالی ام خوب شده است که) سیصد و شصت هزار درهم حقوق شرعی خود را پرداخته‌ام .[۱۵۷]

راهنمائی پدرانه

هنوزم ز خردی به خاطر در است
که در لانه مالکیان برده دست
به منقارم آن سان به سختی گزید
که اشگم چو خون از رگ آن دم جهید
پدر خنده بر گریه‌ام زد که هان
وطن داری آموز از ماکیان [۱۵۸]

تعلیم قرآن

قرآن کلام الهی و جلوه‌ای از قدرت و علم و حکمت پروردگار است و آیات نورانی آن نشانگر عظمت خداوند متعال می‌باشد. قرآن برنامه زندگی یک مسلمان و معارف آن گنجینه‌ای بی پایان است. از هر چیز مهم تر اینکه قرآن عهدنامه‌ای میان خداوند و مردم است. از هر چیز مهم تر اینکه قرآن عهدنامه‌ای میان خداوند و مردم می‌باشد.
امام صادق علیه السلام با اشاره به اهمیت این عهد نامه گرانبهاء، به مسلمانان سفارش می‌کند که هر روز ۵۰ آیه از این کتاب را تلاوت کنند:القرآن عهد الله الی خلقه فقد ینبغی للمرء المسلم اءن ینظر فی عهده و اءن یقراء منه فی کل یوم خمسین آیة [۱۵۹] قرآن عهدنامه خداوند متعال به انسانها می‌باشد، برای فرد مسلمان شایسته است که به عهدنامه خود بنگرد و در هر روز ۵۰ آیه از آن را تلاوت کند.
بر این اساس لازم است که والدین مسلمان فرزندان خود را با معارف حیات بخش و انسان ساز این عهدنامه و حیانی آشنا سازند و آیات و مفاهیم آن را به صورت اندیشه‌های پویا در اذهان فرزندانشان در آورند. رسول خاتم صلی الله علیه و آله مقام معنوی والدینی را که به فرزندان خود قرآن تعلیم می‌دهند، چنین تبیین می‌کند:من قبل ولدة کتب الله عزوجل له حسنة و من فرحه فرحه الله یوم القیامة و من علمه القرآن دعی بالابوین فیکسیان حلتین یضی ء من نور هما وجوه اءهل الجنة [۱۶۰] هر کس صورت فرزندش را ببوسد، خداوند متعال برای او یک حسنه می‌نویسد، و هر کس کودک خود را شاد نماید، خداوند روز قیامت او را مسرور خواهد کرد و هر کس به فرزند خود قرآن بیاموزد، روز قیامت پدر و مادر او را دعوت می‌کنند و لباسی درخشان و بهشتی بر آنان می‌پوشانند که از نور آن چهره‌های اهل بهشت روشن می‌شود؛ بنابراین اگر والدین این حق مسلم فرزندان را رعایت نمایند آنان در آینده نسلی متدین، پاکیزه، همدل، متفکر و آینده نگر خواهند داشت.
جامعه‌ای که افراد معمولی و کارگزاران حکومتی آن از چنین نسلی تشکیل یابند، در تمام زمینه‌ها موفق خواهند بود. چرا که ترقی و توسعه و استقلال یک جامعه در گرو داشتن افرادی تربیت یافته در مکتب قرآن است. جوانانی که با قرآن و آیات آن ماءنوس باشند و در مواقع حساس و سرنوشت ساز زندگی، پیام‌های دل نواز آن را زمزمه کرده و به آن‌ها گوش جان بسپارند، زندگی آرام و همراه با آسایش و موفقیت خواهند داشت، و از بحران‌های روحی و روانی با سربلندی بیرون خواهند آمد. ابراهیم بن عباس در مورد حالات و رفتار امام رضا علیه السلام و انس آن حضرت با قرآن مجید می‌گوید: همه سخنان، پاسخ‌ها و مثال‌های آن حضرت بر گرفته از قرآن بود. هر سه روز یک بار قرآن را ختم می‌کرد و می‌فرمود: اگر بخواهم در کمتر از سه روز هم می‌توانم آن را ختم نمایم، اما هرگز آیه‌ای را تلاوت نمی‌کنم، مگر این که در معنا، شاءن نزول و وقت نزول آن می‌اندیشم .[۱۶۱] امیر مؤ منان علی علیه السلام نیز در مورد مهم‌ترین حقوق فرزندان بر عهده والدین، می‌فرماید:حق الولد اءن یحسن اسمه و یحسن اءدبه و یعلمه القرآن [۱۶۲] حق فرزند بر پدرش این است که نام نیک بر او انتخاب کند، و ادب به وی بیاموزد و قرآن تعلیمش دهد.

پرورش عشق اهل بیت علیهم السلام

یکی دیگر از مهم‌ترین وظایف والدین پرورش محبت اهل بیت علیهم السلام در دل‌های فرزندان می‌باشد. حضرت خاتم الانبیاء فرمود:
فرزندانتان را به سه چیز ماءنوس کنید: ۱ دوستی پیامبرتان ۲ عشق اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله. ۳ قرائت قرآن .خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref>
بدیهی است که آب فرات خصوصیتی برای مردم کوفه ندارد و تمام اهل عالم را شامل می‌شود. چنان‌که امام صادق علیه السلام فرمود: من گمان نمی‌کنم کام نوزادی را با آب فرات برداشته باشند ولی او عاشق ما اهل بیت نباشد. خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> پروردگارا! آنان را از نیکوکاران، پارسایان، تیزبینان، شنوای سخن حق و اطاعت کنندگان از خودت قرار ده و برای اولیای خودت عاشقان خیر خواه و از برای تمام دشمنانت آنان را ستیزه جو و کینه‌ورز گردان.
مهر ورزی به دیگران یک نیاز فطری فرزندان است، اما چه زیبا است که انسان در بذل محبت، خوبان و بهترین‌ها را برگزیند و اهل بیت علیهم السلام کامل‌ترین مظهر عشق و علاقه نسبت به معصومین علیهم السلام عامل ثبات قدم در راه دین و دین داری است، و عشق و محبت خالصانه به اهل بیت علیهم السلام فرزندان را در برابر گناه و فساد بیمه می‌کند و شناساندن عظمت و مقام ائمه علیهم السلام عشق را در دل آنان به وجود می‌آورد و آنان مشتاقانه ارتباطی مستحکم و عمیق با ائمه پیدا کرده و با کمال میل از دستورات آنان پیروی می‌کنند. در زیارت امین الله نیز می‌خوانیم:
اللهم فاجعل نفسی ... محبة لصفوة اءولیائک محبوبة فی اءرضک و سمائک [۱۶۳] خداوندا! دل و جان مرا، شیفته اولیای برگزیده ات قرار ده، و مرا در زمین و آسمان محبوب گردان.
امام عسکری علیه السلام می‌فرماید: خداوند در روز قیامت به پدر و مادری، پاداشی بزرگ عطا می‌کند. آنان با تعجب می‌پرسند: پروردگارا! این همه پاداش و رحمت دربارهٔ ما برای چیست؟ اعمال ما که چنین ارزشی نداشت ؟! به آنان از سوی خداوند متعال پاسخ داده می‌شود: این عطا یا به جهت این است که: شما به فرزند خود، قرآن آموخته‌اید، و او را به معارف و دستورات دین اسلام آگاه ساختید و او را با دوستی و محبت محمد رسول خدا صلی الله علیه و آله و جانشین او علی علیه السلام پرورش دادید، و فرزندتان را با تعالیم این دو بزرگوار آشنا کردید. خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> آن کسی که به فضل و عنایت خداوندی توجه کرده و در راه تاءمین معاش ‍ خانواده اش تلاش می‌کند از مجاهد در راه خداوند بزرگ پاداش بیشتری دارد.
حضرت موسی بن جعفر علیه السلام می‌فرماید: مردی به حضور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمد و گفت: یا رسول الله! این فرزند من بر گردن من چه حقوقی دارد؟ رسول گرامی فرمود: اسم زیبا بر او بگذار و ادب برایش بیاموز و شغل خوبی برایش انتخاب کن .خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref>
در فرهنگ متعالی اسلام شایسته است که والدین در مورد ازدواج فرزندانشان اقدام نمایند. خاتم پیامبران صلی الله علیه و آله رعایت سه حق اساسی را برای پدر و مادر نسبت به فرزندانشان ضروری می‌داند: نام نیک، تعلیم نویسندگی و یاری در ازدواج هنگام بلوغ .خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> پسرم در راه رفتن، اعتدال را رعایت کن؛ از صدای خود بکاه و هرگز فریاد مزن.
امیر مؤ منان علی علیه السلام نیز در یک سفارشی راه گشا، فرزند گرامی اش حضرت مجتبی علیه السلام را راهنمائی کرده و او در پیمودن راه صحیح زندگی یاری می‌کند و در آغاز آن می‌فرماید: ای فرزند عزیزم! تو را به رعایت تقوا سفارش می‌کنم و این که پیوسته در فرمان خدا باشی و دلت را، با یاد خدا زنده کنی و به ریسمان او چنگ زنی، چه وسیله‌ای مطمئن از رابطه تو با خدا است؟ اگر سررشته آن را در دست‌گیری. دلت را با موعظه و پندهای نیکو زنده کن، هوای نفس را با بی اعتنایی به حرام بمیران، جان خود را با یقین به ارزش‌های الهی نیرومند ساز، و با نور حکمت و دانش روشنائی بخش، و با یاد مرگ خودت را آرام کن، با بررسی تحولات ناگوار دنیا به او آگاهی بخش، و از دگرگونی روزگار، و زشتی‌های گردش شب و روز او را بترسان، تاریخ گذشتگان را بر او بنما در دیار و آثار ویران شده رفتگان بگرد و بیندیش که آن‌ها چه کرده‌اند؟ از کجا کوچ کرده و در کجا فرود آمده‌اند؟ خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref>
به هر حال در این جا در طی چند فصل حقوق والدین را از منظر آیات قرآن و اهل بیت علیهم السلام بررسی کرده و به مهم‌ترین آنان اشاره می‌کنیم، به امید آن که بتوانیم نسلی صالح و سالم پرورش داده و آنان را به ایفای نقش خود در جامعه و وظایفشان در قبال پدر و مادر آشنا نمائیم.

فصل اول اهمیت حقوق پدر و مادر

خداوند متعال از همان روز نخست که انسان را آفرید و از حضرت آدم و حوا نسل بشر تداوم یافت به توسط تمام پیامبران الهی مقام و منزلت پدر و مادر را بیان کرده و حقوق عظیم آنان را به فرزندان اعلام نمود.
خداوند متعال در برخی از آیات به این حقیقت تصریح نموده و عالی‌ترین آموزش اخلاقی را که در حقیقت بارزترین منشور حقوق بشر می‌باشد به نمایش می‌گذارد و حقوق پدر و مادر را در کنار توحید که بالاترین هدف ادیان الهی است بیان کرده و می‌فرماید:و اذ اءخذنا میثاق بنی اسرائیل لا تعبدون الا الله و بالو الدین احسانا[۱۶۴] از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خدا را نپرستید و به پدر و مادر نیکی و احسان نمائید؛ و هم چنین یحیای پیامبر را به خاطر رعایت حقوق پدر و مادر ستوده و اعلام می‌دارد که :و برا بوالدیه و لم یکن جبارا عصیااو نسبت به پدر و مادرش نیکوکار و خوشرفتار بود و هرگز نافرمان و متمرد نبود؛ و حضرت عیسی بن مریم علیه السلام با افتخار تمام می‌گوید:و برا بوالدتی و لم یجعلنی جبارا شقیا[۱۶۵] خداوند مرا نسبت به مادرم نیکو کار قرار داده و جبار و شقی نگردانید؛ و در نهایت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز چون از نعمت پدر و مادر محروم بود آرزو می‌کرد که اگر پدر و مادرش زنده بودند به آنان خدمت کرده و رضایت آنان را جلب می‌کرد. خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> و خدا را بپرستید! و هیچ چیز را همتای او قرار ندهید! و به پدر و مادر، نیکی کنید؛ همچنین به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان، و همسایه نزدیک، و همسایه دور، و دوست و همنشین، و واماندگان در سفر، و بردگانی که مالک آنها هستید؛ زیرا خداوند، کسی را که متکبر و فخر فروش است، (و از ادای حقوق دیگران سرباز می‌زند) دوست نمی‌دارد.
خداوند متعال در سوره اسراء به حقوق دیگری اشاره کرده و فرزندان را به مهر ورزی و دعای به والدین دعوت می‌کند:
و اخفض لهما جناح الذل من الرحمة و قل رب ارحمهما کما ربیانی صغیراو بالهای تواضع خویش را از محبت و لطف، در برابر آنان فرود آر! و بگو: پروردگار! همان گونه که آنها مرا در کوچکی تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده! در مورد حقوق والدین مطالب فراوانی در متون دینی دیده می‌شود که ما نخست به طور کلی به نقل چند حدیث در اینن رابطه می‌پردازیم، آن گاه در فصل بعدی به شماری از حقوق والدین اشاره خواهیم کرد.

حقوق والدین از منظر اهل بیت علیهم السلام

امام صادق علیه السلام می‌فرماید: نیکی به پدر و مادر از معرفت عمیق شخص به پروردگارش سرچشمه می‌گیرد، زیرا هیچ عبادتی در رساندن یک فرزند به رضایت پروردگار متعال، سریع تر و نزدیک تر از نیکی به پدر و مادر مسلمان به خاطر خدا نیست، چون که حقوق والدین از حق خدا ناشی می‌شود به شرطی که پدر و مادر در راه دین خدا و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله باشند. چون چنین پدر و مادری هیچ‌گاه فرزندشان را از راه خیر به سوی شر و از طاعت به سوی عصیان دعوت نمی‌کنند، پس در معاشرت با آنان مدارا و ملایمت کن! اذیت و ناراحتی‌های آنان را تحمل نما، هم چنان‌که آنان آزار و اذیت تو را در دوران کودکی به جان خریدند، و در خوراک و پوشاک همچنان خداوند متعال به تو وسعت داده تو هم آنان را در مضیقه قرار مده، چهره ات را از آنان بر می گردان، صدایت را از صدای آنان بالاتر مبر، که این در حقیقت تعظیم خداست و با آنان نیکو سخن بگو و نرم و لطیف باش، همانا که خداوند پاداش نیکو کاران را ضایع نمی‌کند. خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> بهشت زیر پای مادران است و در جمله‌ای دیگر می‌فرماید:تحت اءقدام الاءمهات روضه من ریاض الجنة [۱۶۶] زیر پای مادران باغی از باغ‌های بهشت است. این سخنان بزرگ رهبر جهان اسلام، نهایت تکریم مقام مادر است، یعنی هر کس بخواهد به عالی‌ترین مقامات انسانی دست یابد، باید مادر خود را تکریم کند.
آبروی اهل ایمان خاک پای مادر است
هر چه دارند این جماعت از دعای مادر است
آن بهشتی را که قرآن می‌کند توصیف آن
صاحب قرآن بگفتا زیر پای مادر است

مهر بی کران

شاید یکی از عواملی که مقام مادر را این همه بالا برده دلسوزی، فداکاری و مهر بی کران مادر بوده است. یکی از شعرای خوش ذوق، عواطف عمیق و محبت بی پایان را چنین به تصویر کشیده است:
مادری پیر و پریشان احوال
عمر او بود فزون از پنجاه
زن بی شوهر و از حاصل عمر
یک پسر داشت شرور و خودخواه
روز و شب در پی او باشی خویش
بی خبر از شرف و عزت و جاه
دیده بود او به بر مادر پیر
یک گره بسته زر گاه به گاه
شبی آمد که ستاند آن زر
بکند صرف عمل‌های تباه
مادر از دادن زر کرد ابا
گفت، رو، رو که گناه است، گناه
این ذخیره است مرا ای فرزند
بهر دامادیت ان شاء الله
حمله آورد پسر تا گیرد
آن گره بسته زر، خواه نخواه
مادر از جور پسر شیون کرد
بود از چاره چو دستش کوتاه
پسر افشرد گلوی مادر
سخت چندان که رخش گشت سیاه
نیمه جان پیکر مادر بگرفت
بر سر دوش و بیفتاد به راه
برد در چاه عمیقی افکند
کز جنایت نشود کس آگاه
شد سرازیر پس از واقعه او
تا نماید به ته چاه نگاه
از ته چاه به گوشش آمد
ناله زار و حزینی ناگاه
آخرین گفته مادر این بود
آه! فرزند نیفتی در چاه !خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> امام سجاد علیه السلام خود نیز چنین بود و عملاً به حقوق مادر اهتمام می‌ورزید هنگامی که از آن حضرت پرسیدند: تو که از نیکوکارترین مردمانی چرا با مادرت سر یک سفره نمی‌نشینی؟ فرمود: از آن جهت که می‌ترسم ندانسته دستم به لقمه‌ای پیشی گیرد که مادرم آن را می‌خواست و به همین مقدار بر خلاف خواهش دل او رفتار کرده باشم !خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref>
امام باقر علیه السلام فرمود: روزی حضرت موسی علیه السلام در مناجات خود با خداوند متعال اظهار داشت: خدایا به من سفارشی کن. خداوند فرمود: تو را به خودم سفارش می‌کنم. (مرا از یاد مبر) و این گفت و شنود میان موسی و خداوند متعال سه بار تکرار شد. در نوبت چهارم که موسی علیه السلام در خواست سفارش نمود، خداوند متعال او را به مواظبت از مادرش توصیه کرد. خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> او در شرح حال خود می‌گوید:
من مسیحی بودم و سپس به اسلام گرویدم و به خانه خدا مشرف شدم. در سفر حج، به محضر امام صادق علیه السلام شرفیاب گشته و به عرض رسانیدم که من مسیحی بوده‌ام و مسلمان شده‌ام.
امام علیه السلام پرسید: در اسلام چه امتیازی دیدی که آن پذیرفتی؟
گفتم: این آیه قرآن ما کنت تدری ما الکتاب و لا الایمان و لکن جعلناه نورا نهدی به من نشاء[۱۶۷] تو کتاب و ایمان نمی‌دانستی چیست، ولی ما آن را نوری قرار دادیم که هر کسی را که خواهیم بدان هدایت کنیم. امام فرمود: خدا تو را به اسلام هدایت فرموده و قلبت را به نورانیت آن منور ساخته است. سپس به من دعا کرد و هدایت بیشتری را از خدا برایم مسئلت نمود.
به عرض رسانیدم که: پدر و مادر و بستگان من به آئین مسیحیت باقی هستند و مادرم نابینا است. آیا برای من جایز است که با آن‌ها زندگی کنم و روابطی داشته باشم؟
امام پرسید: آیا آن‌ها گوشت خوک می‌خورند؟
گفتم: نه.
فرمود: معاشرت تو با آن‌ها بی مانع است. سپس اضافه کرد: دربارهٔ مادرت مراقب باش. به او نیکی و احسان کن و هرگاه زندگی اش به پایان رسید و از دنیا رفت خودت عهده دار کفن و دفنش باش.
چون از سفر حج بازگشتم و به کوفه رسیدم. بر طبق فرمان امام، ملاطفت و مهربانی بسیاری نسبت به مادرم نمودم. خودم به او غذا می‌دادم و لباسش را مرتب می‌کردم و سرش را شانه می‌زدم و عهده دار خدمتش می‌شدم. مادرم که این تغییرات را در روش من دید گفت:
تو در آن روزگاری که به دین من بودی، با من این طور رفتار نمی‌کردی، چه دلیلی دارد که از وقتی که به اسلام گرویده‌ای با من این قدر محبت می‌کنی؟
گفتم: یکی از فرزندان پیامبر اسلام به من دستور داده که این طور رفتار کنم.
گفت: آیا او همان پیغمبر شما است؟
گفتم: نه. بعد از پیغمبر ما پیامبری مبعوث نخواهد شد و او پسر پیغمبر ما است.
گفت: این دستورات، از آموزه‌های پیامبران است و دین تو از دین من بهتر است، مرا راهنمایی کن تا مسلمان شوم. من طریقه اسلام را به آموختم و او مسلمان شد. نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء را خواند و در نیمه شب کسالتی پیدا کرد. من در کنار بسترش بودم و به پرستاریش اشتغال داشتم. به من گفت پسر جان! اعتقادات اسلام را دوباره برایم تکرار کن. من تکرار کردم و او به همه آنان اقرار کرد و در همان شب هم چشم از جهان فروبست. بامداد روز بعد جنازه اش به وسیله گروهی از مسلمین و مطابق مراسم اسلامی تشییع شد و من بر جنازه او نماز خواندم و بدست خود به خاکش سپردم .خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref>و این مصداق سخن معرف است که:
خدا گر ز حکمت ببندد دری
ز رحمت گشاید در دیگری

حقوق پدر

امام زین العابدین علیه السلام فرمود: حق پدرت این است که بدانی او ریشه تو است و اگر او نبود تو هم نبودی و آن نعمت‌هایی که در خود می‌بینی و می‌پسندی بدان که پدرت سرچشمه این نعمت‌ها برای توست. پس خدا را ستایش کرده و در مقابل این نعمت شکر نما و بدان که هیچ نیروئی نیست مگر از طرف خدا. خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستید! و به پدر و مادر نیکی کنید! هرگاه یکی از آن دو، یا هر دوی آنها، نزد تو به سن پیری رسند، کمترین اهانتی به آنها روا مدار! و بر آنها فریاد مزن! و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آنها بگو!
در این میان کسانی پیدا می‌شوند که بر خلاف گفتار قرآن و عترت به آزار و اذیت والدین خود می‌پردازند. اینان از رحمت خدا به دورند؛ و خود را از بهشت برین محروم کرده و به عواقب و خیم آن در دنیا و آخرت دچار می‌شوند.
پدرم را تربیت می‌کنم !!
می‌گویند: روزی عده‌ای برای گردش به باغی رفتند. مشاهده کردند که پسری بی ادب پدرش را به درختی بسته و با چوب او را می‌زند. گفتند: چرا پدرت را می‌زنی؟ گفت: می‌خواهم تربیتش کنم. گفتند: پدرت را می‌خواهی تربیت کنی !! گفت: بله. واردین احساس کردند که پیرمرد بدجوری گرفتار شده و پسر هم او را همین‌طور می‌زند. دست و پای پسر را گرفته و به کناری کشیدند. پسر همین‌طور که از روی خاک‌ها بلند شده و لباس‌های خود را پاک می‌کرد، با ناراحتی و غرغر زنان گفت: واقعاً که دوره آخر الزمان رسیده است! گفتند: چه طور؟ گفت: خوب، معلوم است، آدم در این دوران اختیار پدر خود را هم ندارد که او را ادب کرده و کتک بزند!
امام صادق علیه السلام فرمود: از رحمت خدا دور است کسی که پدر یا مادرش را بزند. ملعون است کسی که از فرمان پدر و مادرش سرپیچی [۱۶۸] کند.

داستانی دیگر

آیت الله سید احمد زنجانی (قدس سره) می‌نویسد: مردی در حضور یکی از علماء از برادرش شکایت کرد؛ که او با من در مخارج مادرمان شرکت نمی‌کند. ایشان شخصی را ماءمور کرد که در میان آنان اصلاح کند، آن شخص گفت: من برادرش را خواستم و با او در این مورد صحبت کردم و به او گفتم: چرا در هزینه پرستاری از مادرتان به برادرت مساعدت نمی‌کنی؟ گفت: آقا به من مربوط نیست، زیرا ما با همدیگر قرار داد بسته‌ایم و من هم طبق آن قرار داد عمل می‌کنم. پرسیدم: چه طور؟! او گفت: ما قرار گذاشته بودیم که پدر و مادرمان را تقسیم کنیم به این ترتیب که خرج پرستاری از پدر با من باشد و مخارج مادر با او. خوشبختانه شانس مرا یاری کرد و پدرم زود مرد! اکنون طبق قرار، خرج مادر به من مربوط نمی‌شود. به همین که این سخن را شنیدم (شانس مرا یاری کرد و پدرم زود مرد) از بی مهری آن شخص متعحب شدم و گفتم مگر مال قسمت کرده‌اید که طبق قرار عقد لازم و خیار ساقط گردد؟ !خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> نگاه به صورت والدین عبادت است؛ و در حدیث دیگری آن بزرگوار فرمود: هیچ شخصی به سیمای پدر و مادر خود نگاه محبت آمیز نمی‌کند، مگر اینکه خداوند متعال در مقابل هر نگاه اوثواب یک حج قبول شده به وی عطا می‌کند به پیامبر صلی الله علیه و آله عرض شد: یا رسول الله! اگر فردی هر روز صد مرتبه به چهره پدر یا مادرش نظاره کند بازهم این پاداش را دریافت خواهد کرد؟ فرمود: آری، اگر روزی صد هزار بار هم این کار را انجام دهد، ثواب صد حج پذیرفته خواهد داشت. خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> امام صادق علیه السلام به فرمود: اگر دوست داری عمری طولانی داشته باشی پدر و مادرت را خوشحال کن .خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> اگر پدر و مادرت تو را وادار کنند که آنچه را نمیدانی شریک خدا قرار دهی، امر آنان را اطاعت مکن!
امام صادق علیه السلام می‌فرماید: حتی در چنین صورتی (که والدین مخالف باشند) باز هم باید با آنان مدارا و ملایمت کرد و اذیت آنان را به خاطر تحمل زحمات دوران کودکی ات تحمل کن و در مورد خوراک و پوشاک بر آنان سخن نگیر و چهره ات را بر مگردان، صدایت را در مقابل آنان بلند نکن زیرا این کار تعظیم امر خدا است.
در سخن گفتن با آنان زیبا و نرم، سخن بگو و در برخود لطیف و ملایم باش، زیرا خداوند متعال پاداش نکیو کاران را ضایع نمی‌کند. [۱۶۹] و حالا همین سفارش را از کلام امام جواد علیه السلام بخوانیم:
بکر بن صالح می‌گوید: داماد من به امام جواد علیه السلام نامه‌ای نوشت و در آن آورده بود که: پدرم یک فرد ناصبی و فردی منحرف است. او به شدت حقیقت را انکار کرده و امامت را نمی‌پذیرد می‌خواهم در مورد رفتار با او نظر شما را بدانم و آیا با او مقابله کنم و یا مدارا نمایم؟
امام نهم در جوابش نوشت:
منظور تو را فهمیدم و به وضعیت اعتقادی پدرت آگاه شدم، من تو را از دعای خیر فراموش نمی‌کنم؛ مدارا برای تو بهتر از رو در در روئی و مقابله می‌باشد. هر سختی آسانی به دنبال دارد، صبور باش و پایداری کن که عاقبت نیکو از آن پارسایان می‌باشد. خداوند تو را در محبت ولایت آنان که دوستشان داری ثابت قدم بدارد. تو در سایه رحمت و پناه خدا هستی و او پناهدگان خود را ضایع نسازد. بکر بن صالح در ادامه می‌افزاید: خداوند در مدت کوتاهی دل پدر را (در نتیجه صبر و شکیبائی وی) به او متمایل کرد طوری که دیگر با پسرش مخالفت نمی‌کرد. [۱۷۰] از این روایات بر می‌آید که احترام پدر و مادر غیر از اطاعت از آنان است. طبق این آموزه‌های وحیانی اطاعت از والدین نامسلمان و یا گمراه، روا نیست هر چند که این کار موجبات ناراحتی آنان را فراهم می‌آورد اما خوشرفتاری و حفظ احترام پدر و مادر چه خوب باشند چه، با ایمان باشند و یا بی ایمان لازم است. سخن امام باقر علیه السلام در این مورد گواه روشنی بر این حقیقت است: آن شکافنده علوم فرمود: خداوند متعال در انجام سه چیز از کمالات انسانی به هیچ‌کس استثناء قائل نشده است:
۱ حفظ امانت ، برای همه اعم از این که خوب باشد یا بد.
۲ وفاداری در برابر پیمان‌ها، خواه طرف مقابل آدم خوبی باشد یا بد.
۳ نیکی و احسان به پدر و مادر هر چند که خوب و صالح باشند یا بد و گمراه .خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> داستانی نقل کرده است که خیلی عجیب است. او می‌گوید: از جمله اشخاصی که در زمان ما مسلمان شد، پروفسوری بود عالم و دانشمند. او زیاد پیش ما می‌آمد و ما هم می‌رفتیم، اما بعد از مدتی دچار سرطان گردیده و در بیمارستان بستری شد. ما به همراه مسلمانان دیگر به عیادت او می‌رفتیم.
روزی زبان به شکایت گشوده، گفت: من بعد از آن که مریض شده و در بیمارستان بستری گردیدم و دکترها تشخیص داده‌اند که سرطان دارم، پسرم و زنم آمدند و به من گفتند: معلوم شد که شما سرطان دارید و به این زودی خواهی مرد. هر دو خداحافظی کردند و رفتند. آنان توجه نکردند که در این شرائط سخت این بیمار لا علاج نیاز به محبت و مهربانی و ابراز عواطف دارد. مرحوم محققی در ادامه می‌گوید: ما مکرر به ملاقات او می‌رفتیم و روزی که بیمارستان خبر داد این شخص مرده است، ما برای کفن و دفن آن مسلمان آلمانی رفتیم. در آن روز پسرش آمده بود ولی کمی که منتظر ماندیم تا مراسم مذهبی را انجام دهیم، متوجه شدیم که پسرش جنازه را از پیش به بیمارستان فروخته است و حالا آمده جنازه را تحویل داده و پولش را بگیرد و برود. خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> و در حدیث دیگری فرمود: به جان پدرانتان سوگند یاد نکنید و به این ترتیب شخصیت آنان را کوچک نشمارید. خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> در روایتی آمده است : انت و مالک لا بیک ؛[۱۷۱] تو و اموالت برای پدرت می‌باشد.
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: فرزندان شما هدیه‌ای از طرف خداوند بر شما هستند، خداوند متعال به هر کس ‍ که بخواهد دختر هدیه می‌دهد و به هر کس بخواهد پسر هدیه می‌کند. هرگاه شما نیاز داشته باشید، فرزندانتان و اموالشان برای شما است .[۱۷۲] از جمع‌بندی این روایات چنین بر می‌آید که فرزندان وظیفه دارند در رفع نیازهای اقتصادی پدر و مادر خویش تلاش ‍ نمایند و مشکلات آنان را حل کنند و اموالشان را در جهت آسایش و رضایت آنان به کارگیرند.
امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه (و بالو الدین احسانا) می‌فرماید:
احسان این است که با آن‌ها نیکو معاشرت کنی و آن‌ها مجبور نشوند چیزی را که نیاز دارند از تو بخواهند. خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> از رحمت خدا دور است، از رحمت خدا دور است، کسی که اعضای خانواده اش را (در اثر ندادن نفقه) تباه سازد.
امام صادق علیه السلام نیز همسر و فرزند را در ردیف پدر و مادر واجب النفقه شمرده و فرمود: پدر و مادر، فرزند و هسمر کسانی هستند که نفقه و تاءمین مخارج آنان بر شخص مسلمان واجب است .خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref>؛ و ما به انسان دربارهٔ پدر و مادرش سفارش کردیم؛ مادرش او را با ناتوانی روی ناتوانی حمل کرد (به هنگام بارداری هر روز رنج و ناراحتی تازه‌ای را متحمل می‌شد)، و دوران شیرخوارگی او در دو سال پایان می‌یابد؛ (آری به او توصیه کردم) که برای من و برای پدر و مادرت شکر بجا آور که بازگشت (همه شما) به سوی من است!
و در سوره احقاف می‌فرماید:و وصینا الانسان بوالدیه احسانا حملته و بلغ امه کرها و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا حتی اذا بلغ اءشده و بلغ اءربعین سنة قال رب اءورنی اءن اءشکر نعمتک آلتی اءنعمت علی و علی والدی و اءن اءعمل صالحا ترضاه و اءصلح لی فی ذریتی انی تبت الیک و انی من المسلمین [۱۷۳]؛ ما به انسان توصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، مادرش او را با ناراحتی حمل می‌کند و با ناراحتی بر زمین می‌گذارد؛ و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش سی ماه است. تا زمانی که به کمال قدرت و رشد برسد و به چهل سالگی بالغ گردد می‌گوید: پروردگارا! مرا توفیق ده تا شکر نعمتی را که به من و پدر و مادرم دادی بجا آورم و کار شایسته‌ای انجام دهم که از آن خشنود باشی، و فرزندان مرا صالح گردان؛ من به سوی تو باز می‌گردم و توبه می‌کنم، و من از مسلمانانم!
مادر در این سی و سه ماه (دوران حمل و دوران شیرخوارگی) بزرگترین فداکاری را هم از نظر روحی و عاطفی، و هم از نظر جسمی، و هم از جهت خدمات در مورد فرزندش انجام می‌دهد.
جالب اینکه در آغاز توصیه دربارهٔ هر دو می‌کند ولی به هنگام بیان زحمات و خدمات تکیه روی زحمات مادر می‌نماید تا انسان را متوجه ایثارگریها و حق عظیم او می‌سازد.
سپس می‌گوید: توصیه کردم که هم شکر مرا بجای آور و هم شکر پدر و مادرت را (ان اشکر لی و لو الدیک).
شکر مرا بجا آور که خالق و منع اصلی توأم و چنین پدر و مادر مهربانی به تو داده‌ام و هم شکر پدر و مادرت را که واسطه این فیض و عهده دار انتقال نعمتهای من به تو می‌باشند؛ و چقدر جالب و پر معنی است که شکر پدر و مادر درست در کنار شکر خدا قرار گرفته. در پایان آیه با لحنی که خالی از تهدید و عتاب نیست می‌فرماید: بازگشت همه شما به سوی من است (الی المصیر).
آری اگر در اینجا کوتاهی کنید در آنجا تمام این حقوق و زحمات و خدمات مورد بررسی قرار می‌گیرد و مو به مو حساب می‌شود، باید از عهده حساب الهی در مورد شکر نعمتهایش، و همچنین در مورد شرک نعمت وجود پدر و مادر و عواطف پاک و بی‌آلایش ‍ آنها برآئید.
بعضی از مفسران در اینجا به نکته‌ای توجه کرده‌اند که در قرآن مجید تأکید بر رعایت حقوق پدر و مادر کراراً آمده است، اما سفارش ‍ نسبت به فرزندان کمتر دیده می‌شود (جز در مورد نهی از کشتن فرزندان که یک عادت شوم و زشت استثنائی در عصر جاهلیت بوده است).
این به خاطر آن است که پدر و مادر به حکم عواطف نیرومندشان کمتر ممکن است فرزندان را به دست فراموشی بسپارند، در حالی که زیاد دیده شده است که فرزندان، پدر و مادر را مخصوصاً به هنگام پیری و از کار افتادگی فراموش می‌کنند، و این دردناکترین حالت برای آنها و بدترین ناشکری برای فرزندان محسوب می‌شود.
امام رضا علیه السلام فرمود: خداوند متعال فرمان داده که بندگانش از او و از پدر و مادرشان، سپاس گذاری و تشکر نمایند. پس هر کس پدر و مادرش را شکر گزار نباشد و به زحمات آنان ارج نگذارد، چنین شخصی در واقع از خدای خویش هم سپاس گذاری نکرده است .خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> به فرزند خویش
چو دیدش پلنگ افکن و پیلتن
گر از عهد خردیت یاد آمدی
که بیچاره بودی در آغوش من
نکردی در این روز بر من جفا
که تو شیر مردی و من پیرزن
و در بوستان، ضرورت قدرشناسی از مادر را چنین یاد آور می‌شود:
جوانی سر از راءی مادر بتافت
دل درمندش در آذر بتافت
چو بیچاره شد پیشش آورد مهد
که‌ای سست مهر فراموش عهد
تو آنی که از یک مگس رنجه‌ای
که امروز سالار و سر پنجه‌ای خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> حق پدر بر عهده فرزند این است که از او در همه چیز اطاعت کند جز معصیت خدا.
فقهای بزرگ اسلامی در مورد لزوم اطاعت والدین احکامی را مطرح [۱۷۴] کرده‌اند که برخی از آنان عبارت اند:
۱ در صورتی که پدر و مادر به مسافرت فرزندشان راضی نباشند و اجازه ندهند، سفرهای مباح و مستحبی بر فرزند حرام است. البته این حکم در دو مورد استثناء شده: ۱ برای طلب علم ۲ برای تجارت و کسب در آمد.
در این دو مورد اگر در شهر خود طلب علم و تاءمین معاش و مقدور نباشد می‌تواند بدون اجازه والدین نیز مسافرت کند.
۲ اطاعت آنان در هر حال بر فرزندان لازم است و آنان بر هر کار مباح و حتی شبهه ناک، اگر دستور دهند فرزند باید اطاعت کند، زیرا اطاعت آنان واجب و ترک شبهه مستحب است.
۳ اگر جهاد عیناً بر کسی واجب نباشد، والدین می‌توانند فرزندشان را از آن منع کنند؛ و در روایت آمده است که مردی که می‌خواست به جهاد برود. پیامبر صلی الله علیه و آله از او پرسید: آیا پدر مادرت زنده‌اند؟ گفت: آری. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: اگر دنبال آجر و پاداش معنوی می‌گردی به سوی والدینت برگرد و با آنان رفتار نیکو داشته باش .[۱۷۵] و اساساً پدر و مادر می‌توانند از انجام واجبات کفائی و عبادات مستحبی، فرزندان خود را منع کنند. امام خمینی رحمة الله در پاسخ جوانی که از رفتن به جبهه جنگ سؤ ال کرده است، می‌فرماید: اگر مادر از رفتن شما اذیت می‌شود و رفتن به جبهه برای شما لازم و متعین نشده مراعات حال او را بنمائید و بستگی به نیاز جبهه دارد. خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> اگر پدر در حال نماز فرزندش را صدا کند فرزند با تسبیح او را پاسخ بگوید و اگر مادرش صدا زند لبیک گفته و به او توجه نماید.
۶ باید تا حد امکان از آزار و اذیت پدر و مادر جلوگیری نماید.
۷ عهد و قسم را با اجازه پدر و مادر انجام دهد.
عالم بزرگوار مرحوم ملا احمد نراقی می‌نویسد: اما غیر واجبات، از افعال مباحه و مستحبه، پس اگر در ترک آنها ضرری معتد به به او نباشد، ظاهر آن است که خلافی در میان علماء، در وجوب اطاعت والدین نباشد و هرگاه والدین یا یکی از آنها امر به ترک آن کنند، مخالفت در آن حرام است؛ و اگر در آن ضرری باشد که معتد به است، بعضی از علماء اطاعت در آن را واجب نمی‌دانند و اطلاق کلام بعضی دیگر دلالت می‌کند بر وجوب فرمانبرداری و حرمت مخالفت ایشان در مباحات و مستحبات مطلقاً؛ و از کلام پدرم (قدس سره) در جامع السعادات نیز چنین مستفاد می‌شود و ترجمه کلام ایشان این است که: بالجمله اطاعت والدین و طلب رضای ایشان واجب است. پس، از برای فرزند جایز نیست که مرتکب هیچ‌یک از افعال مباحات و مستحبات شود بدون اذن ایشان .خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> اگر پدر و مادرت تو را وادار کنند که آنچه را نمیدانی شریک خدا قرار دهی، امر آنان را اطاعت مکن! و آیا فرموده رسول خدا صلی الله علیه و آله را نشنیده بودی که:
همانا اطاعت از غیر خدا، فقط در کارهای نیک است ؟! و نیز گفتار آن بزرگوار را که: هیچ مخلوقی را در چیزی که نافرمانی آفریدگار است، نباید اطاعت کرد؟ !خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref>؛ و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستید! و به پدر و مادر نیک کنید! هرگاه یکی از آن دو، یا هر دوی آنها، نزد تو به سن پیری رسند، کمترین اهانتی به آنها روا مدار! و بر آنها فریاد مزن! و گفتار لطیف و سنجیده و بزرگوارانه به آنها بگو!
خانه سالمندان یا آغوش خانواده ؟!
ابراهیم بن شعیب به امام صادق علیه السلام گفت: پدری بسیار پیر و ناتوان دارم او را به دوش می‌کشم و برای قضاوت حاجت بیرون می‌برم. امام فرمود: هر چه می‌توانی به پدرت خدمت کن و حتی خودت با دستت لقمه در دهان او بگذار که این کار وسیله نجات تو از آتش دوزخ خواهد بود. خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref>
پس اگر انسان بخواهد حق پدرش را ادا کند باید تا آخر عمر در خدمت و اطاعت وی باشد و اگر بخواهد حق مادر را ادا کند، باید با تمام وجود و با همه امکاناتش و بنده وار در خدمت مادرش باشد، و این در حالی است که هنوز نتوانسته است، حداقل زحمات دوران حمل را که مادرش متحمل شده جبران نماید.

حقوق بعد از مرگ

از دیدگاه فرهنگ وحیانی اسلام، پدر و مادر همچنان که در حال حیات خود حقوقی بر عهده فرزندان خود دارند همچنین بعد از مرگشان نیز حقوقی به عهده فرزندان دارند. برخی از آن حقوق به این شرح است:

زیارت مزار والدین

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس قبر پدر و مادرش یا یکی از این‌ها را در هر جمعه زیارت کند و در کنار مزار آنان سوره یاسین بخواند در مقابل هر حرفی که از این سوره می‌خواند آمرزشی از سوی خداوند دریافت خواهد کرد. خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> بخواهید. خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> می‌آمرزد.
لازم است بدانیم که حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرموده است: هر مؤ منی که آیة الکرسی را بخواند و ثواب آن را برای اهل قبور قرار دهد، خداوند متعال از هر حرف او ملکی می‌آفریند که تا روز قیامت برای این مؤ من تسبیح می‌گویند. خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> کند. گرچه قرآن آئین زندگی و برای زیستن انسان‌ها نازل شده است، اما آیات نورانی آن برای مردگان نیز تاءثیر دارد و ثوابی را که از این طریق عاید مردگان می‌شود در جهان آخرت در سرنوشت آنان دخیل است.
امام صادق علیه السلام فرمود:قراءة القرآن فی المصحف تخفف العذاب عن الوالدین و لو کانا کافرین ؛[۱۷۶] قرائت کردن قرآن از روی مصحف از عذاب پدر و مادر می‌کاهد گرچه آنان کافر باشند. آن حضرت در گفتار دیگری فرمود: هر که قرآن را از روی آن بخواند از چشمان خود بهره خوبی خواهد برد و سبب کاهش عذاب از والدینش نیز می‌گردد، گرچه آن دو کافر باشند. خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> پیامبر در گفتار دیگری فرمود: پدر یا مادر فردی از دنیا می‌رود، در حالی که این فرزند عاق والدین بوده و حقوق آنان را به جا نیاورده است، اما بعد از مرگ آنان پیوسته به آنان دعا کرده استغفار می‌کند. (برای آنان اعمال نیک‌انجام می‌دهد) خداوند متعال چنین فرزند تلاشگر را در ردیف ابرار قرار می‌دهد. خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref>بنی اسرائیل گفتند: پس از خدای خود بخواه که برای ما روشن کند این ماده گاو چگونه ماده گاوی باشد؟ گفت: خداوند می‌فرماید: ماده گاوی است که نه پیر و از کار افتاده باشد، و نه بکر و جوان، بلکه میان این دو باشد. آنچه به شما دستور داده شده، (هر چه زودتر) انجام دهید.
قالوا ادع لنا ربک یبین لنا ما لونها قال آنه یقول آنها بقرة صفراء فاقع لونها تسر الناظرین ؛[۱۷۷] گفتند: از خدایت بخواه برای ما روشن کند که رنگ آن چگونه باشد؟ موسی گفت خداوند می‌فرماید گاوی باشد زرد یکدست، که بینندگان را خوش ‍ آمده و مسرور سازد.
قالوا ادع لنا ربک یبین لنا ما هی ان البقر تشابه علینا و انا ان شاء الله لمهتدون # قال آنه یقول آنها بقرة لا ذلول تثیر الارض و لا تسقی الخرت مسلمة لا شیة فیها قالوا الآن جئت بالحق فذبحوها و ما کادوا یفعلون خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> نماز در وقت، نیکی به پدر و مادر و جهاد در راه خدا.

طول عمر و فراوانی روزی

خاتم پیامبران صلی الله علیه و آله فرمود: هر کس می‌خواهد عمری طولانی، گشایش در زندگی، وسعت رزق و روزی فراوان داشته باشد، به پدر و مادرش نیکی و احسان نماید، چرا که این عمل بخشی از اطاعت خدا است. خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> به پدرانتان نیکی کنید تا فرزندانتان نیز به شما نیکی کنند.

راحتی در حال مرگ

امام صادق علیه السلام به فرزندان نیکو کاری که با والدین خود خوشرفتاری می‌کنند مژده داد: هر کس دوست دارد خداوند در لحظه مرگ بر او آسان بگیرد به بستگان خود صله رحم کرده و به پدر و مادرش نیکی کند. در این صورت علاوه بر این که در لحظه جان دادن احسان آرامش و راحتی خواهد کرد، در دنیا نیز در زندگی خود به فقر و بیچارگی دچار نخواهد شد. خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> آن گاه پیامبر صلی الله علیه و آله برای دومین بار کلمه شهادت را بر او تقلین نمود در این موقع زبان جوان گشوده و به آسانی توانست کمله لا اله الا الله را ادا نماید.
جنت که رضای ما، در آن است
زیر کف پای مادران است
خواهی که رضای ما بیآبی
آن کن که رضای مادران است

ثواب حج مقبول

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: هیچ فرزند نیکو کاری نیست که به چهره پدر و مار خود نگاهی مهربانانه و شفقت آمیز بیندازد، مگر اینکه خداوند متعال برای هر نظری، ثواب یک حج مقبول منظور می‌نماید. یاران پیامبر صلی الله علیه و آله گفتند: یا رسول الله! آیا اگر فردی هر روز صد مرتبه به چهره پدر یا مادرش نظاره کند باز هم این پاداش را دریافت خواهد کرد؟
فرمود: آری، اگر روزی صد بار این کار را انجام دهد، ثواب صد حج پذیرفته خواهد داشت. خداوند متعال قادر است که پاداش بیشتر و بهتری عنایت کند. خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> از آن جائی که اطاعت از رسول اکرم صلی الله علیه و آله که در راستای پیروی از او امر خداوند متعال است خود ثوابی دیگر دارد و رستگاری و پیروزی را به دنبال می‌آورد و خداوند متعال فرمود:و من یطع الله و رسوله فقد فاز فوراً عظیما؛ [۱۷۸] هر کس از خدا و رسولش اطاعت کند به رستگاری و پیروزی بزرگی دست یافته است. به این جهت فرزندان صالحی که در معاشرت با والدین خود خوشرفتاری پیشه می‌کنند، از دستور رسول گرامی اسلام پیروی نموده و به درجات با شکوهی که خداوند متعال وعده داده است نائل می‌شوند.
این فصل را با ذکر قطعه شعری در مورد مادر به پایان می‌بریم:
مادرم روی مهت روح و روان است مرا
مهر تو قوت تن، قوت جان است مرا
در دل اندیشه تو گنج نهان است مرا
یک نگاه تو به از، هر دو جهان است مرا
فارغم با تو از هر خوب و بد، ای پاک‌سرشت
زیر پای تو نهادست خدا باغ بهشت
همه آثار وجودم ز وجود تو بود
به خدا بود من از پرتو بود تو بود

فصل چهارم در سیره صالحان

سید رضی و تجیل از مادر

سید رضی رحمة الله مؤ لف نهج البلاغه و یکی از مفاخر آسمان پر ستاره دنیای تشیع، همیشه پاسدار مقام ارجمند مادر گرامی اش ‍ بود و از زحمات طاقت فرسای او تجلیل به عمل می‌آورد. او در ضمن شعری مادرش را چنین می‌ستاید:
لو کان مثلک کل ام برة غنی البنون بها عن الآباء
مادرم! اگر همه مادران مانند تو نیکو کار و پاک‌سرشت بودند، هیچ فرزندی نیاز به سرپرستی پدر نداشت.
این مادر علویه که با شش واسطه به امیر مؤ منان علی علیه السلام نسبت می‌رساند، زنی با کمال و دانش، دوست بود و شیخ مفید کتاب احکام النساء را به درخواست او نوشت و با اسلوب زیبایی به بانوان مسلمان عرضه نمود.
این بانوی فرهنگ پرور، در دامن پر مهر خویش، دو دانشمند بی بدیل تربیت کرد که در جامعه اسلامی افتخارات مهمی آفریده و به درجات عالی رسیدند. آنان در اثر تربیت چنین مادری، در فضائل اخلاقی، علم و ادب، عزت نفس، شهامت، علو همت، علوم قرآنی و مدیریت اجتماعی، سر آمد عصر بوده و موافق و مخالف شیفته مقامات عالی و کمالات معنوی آنان گردید.
خدمات این دو دانشمند بزرگ اسلامی، مرهون زحمات مادر خوش فکر و فرهنگ دوست شان می‌باشد.
در تاریخ آمده است که:
شیخ مفید، بزرگ دانشمند دنیای اسلام، شبی حضرت فاطمه زهرا علیهما السلام را در خواب دید: که آن بانوی کرامت دست دو کودک خردسال خود، حسن و حسین علیهما السلام را گرفته و در مسجد کرخ به نزد او آورد و به او فرمود: ای شیخ! به این‌ها دانش ‍ فقه بیاموز! او با تعجب فراوان از خواب بیدار شده از شدت هیجان عاطفی به گریه افتاد و بعد به فکر فرو رفت. شیخ تا صبح همچنان با تحیر در اندیشه این رؤ یای صادقانه بود.
فردای آن شب در مسجد نشسته بود که بانوی با عظمتی وارد مسجد شد. او در حالی که دست دو کودک خردسالش را در دست گرفته بود به نزد شیخ آمد. این بانوی بزرگوار که فاطمه بنت الحسین علیه السلام مادر سید رضی و سید مرتضی بود، به شیخ مفید اظهار داشت: ای شیخ! این دو کودک را آورده‌ام تا به آنان علم فقه بیاموزی.
شیخ مفید با مشاهده این صحنه، خواب شب گذشته اش را به یاد آورد و بی‌اختیار اشک چشمانش سرازیر گردید و به دنبال آن قصه شب گذشته اش را برای آن خانم نقل کرد؛ و این چنین بود که شیخ مفید، تعلیم و تربیت آین دو کودک را به عهده گرفت و در تربیت آنان نهایت تلاش خود را به عمل آورد. این دو کودک بر اثر تلاش بی وقفه مادر و تعلیم شیخ مفید در اندک زمانی به مقامات بزرگی از علم و کمال رسیدند و خداوند متعال سرچشمه‌های حکمت و دانش را بر سینه هایشان جاری نمود. خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> نسیم بهشتی از سوی قبیله قرن می‌وزد، آه! چه قدر به دیدار تو مشتاقم، ای اویس ‍ قرنی. ای مسلمانان هر کس او را ملاقات کند، سلام مرا به او برساند.
عبدی می‌گوید: پس از جست و جوی زیاد بدیدار اویس قرنی رسیدم به او گفتم: دلم می‌خواهد سخنی از رسول خدا صلی الله علیه و آله برایم نقل کنی. تا نام رسول خدا را شنید، آهی کشید اشگ در چشمش حلقه زد.
بغض گلویش را گرفت و با گریه گفت: افسوس هزار افسوس! عمری برای او سوختم و عاقبت به دیدارش نرسیدم، (زیرا مادرم بیش از نصف روز به من اجازه نداد برای دیدار حضرتش در مدینه بمانم)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مورد مقام بلندی و معنوی اویس فرمود:
یدخل فی شفاعته مثل ربیعه و مضر؛ افراد زیادی مانند قبیله ربیعه و مضر با شفاعت اویس وارد بهشت خواهند شد. خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref> هرگز مترس، محزون نباش، که ما او را به تو باز می‌گردانیم و از رسالت مدارن خود قرار می‌دهیم. وقتی این آیه را به مادرش تفسیر کرد، او خیلی خوش‌حال شد و به شیخ مرتضی اجازه مسافرت داد. شیخ انصاری در این مسافرت سرنوشت ساز خود به برکت دعای مادر، توفیق الهی و تلاش و استقامت خویش به بالاترین درجه اجتهاد و مرجعیت نائل شد و پرچم اسلام بر دوش وی قرار گرفته و بزرگ‌ترین رهبر مذهبی در عصر خود گردید. خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref>نور نبوت از صلب تو بیرون رفت و دیگر پیامبری از نسل تو به وجود نخواهد آمد. به سبب آن که کمال احترام را در مورد پدر پیرت رعایت نکردی، پس ‍ کسی از فرزندانت پیامبر نخواهد شد.
الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور
پدر را باز پرس آخر، کجا شد مهر فرزندی

گرفتاری در دنیا

در بنی اسرائیل عابدی بود که او را جریح می‌گفتند که پیوسته در صومعه خود عبادت می‌کرد. روزی در حالی که مشغول عبادت بود، مادرش به نزد او آمد و او را صدا زد وی جواب نگفت. مادرش رفته و دوباره آمد و او را صدا زد، باز هم وی به عبادت مستحبی مشغول بود و توجهی به مادر نکرد.
مادرش بار سوم که آمد و با بی‌توجهی پسر عابدش مواجه گشت، قلبش شکست و با حالتی مضطرب رو به آسمان کرده و عرضه داشت: ای خدای بنی اسرائیل! او را یاری نکن! روز بعد زن بدکاری که درد زایمان گرفته بود در کنار صومعه جریح عابد وضع حمل کرد و ادعا نمود که این فرزند متعلق به جریح عابد است. فوراً این شایعه در میان بنی اسرائیل پخش شد و همه ناراحت شده و زبان به اعتراض گشودند: آن کسی که مردم را از زنا و اعمال ناشایست منع می‌کرد، خود مرتکب این اعمال می‌شود. پادشاه دستور داد که این عابد را به اتهام زنا به دار آویزند. هنگامی که وی را برای دار آویختن آوردند، مادرش خبر دار شده و با داد و ناله و استغاثه به میان جمعیت آمده و فریاد وای فرزندم سر داد. جریح گفت: ای مادر! آرم باش که این گرفتاری من در اثر نفرین تو پیش آمده است.
آنگاه مهلت خواست تا حقیقت را روشن سازد. او بعد از جلب رضایت مادر، از خداوند متعال خواست که آن نوزاد را به سخن آورد و او به اذن خداوند متعال پدرش را که یک شبان بود معرفی نمود و عابد از اتهام تبرئه شد. بعد از این ماجرا جریح سوگند یاد کرد که دیگر به مادرش بی‌احترامی ننموده و لحظه‌ای از او جدا نشود. خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref>در تاءیید این سخن شنیدن داستانی شگفت‌انگیز خالی از لطف نیست.
میرزا مهدی فرزند ارشد شیخ فضل الله نوری (قدس سره) در قضیه مشروطه با شیوه پدر بزرگوارش مخالفت کرده و از راه و روش ‍ روشن فکران غرب زده را می‌پیمود. هنگامی که مشروطه خواهان، شیخ فضل الله (قدس سره) را برای اعدام به میدان توپخانه آوردند، میرزا مهدی، هم نوا با دشمنان دین و روحانیت، در زیر پای دار پدر کف زده و از همه بیشتر اظهار شادی و خرسندی می‌نمود.
فرخ دین پارسا یکی از صاحب منصبان ژاندارمری که در میدان توپخانه جهت انتظامات حضور داشته، در این مورد می‌گوید: طناب دار، آرام آرام، شیخ فضل الله را بالا برد و او در بالای دار قرار گرفت، او در همان لحظه آخر از بالای دار نگاه تند و سرزنش آمیزی به پسرش انداخت، سپس گردش طناب شیخ را به طرف قبله چرخانیده و او با مختصر حرکتی جان داد.
پسر ناخلف با همین نگاه منقلب شد و همان دم آثار پشیمانی و پریشانی در چهره میرزا مهدی ظاهر شد؛ او سرگردان و حیران به اطراف می‌نگریست، از آن میان، سید یعقوب توجهش را جلب کرد به طرف او رفت و خواست به او سخنی بگوید؛ اما سید یعقوب به او اعتناء نکرد و از نزد او دور شد. خطای یادکرد: برچسب تمام کنندهٔ </ref> بدون برچسب <ref>


پانویس

  1. کلیات سعدی، ص ۲۸۹
  2. اولئک کالانعام بل هم اضل (اعراف ۱۷۹/)
  3. الدعوات، قطب الدین راوندی، ص ۴۴
  4. وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۴۸۰
  5. حق الولد والده اذا کان ذکرا اءن یستفره اءمه و یستحسن اسمه و یعلمه کتاب الله و یطهره و یعلمه السباحه و اذا کانت اءنثی اءن یستفره اءمها و یستحسن اسمها و یعلمها و سوره النور و لا یعلمها سوره یوسف و لا ینزلها العرف و یعجل سراحها الی بیت زوجها (همان)
  6. من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۶۲۱
  7. مکارم الاخلاق، ص ۲۲۳
  8. بحارالاءنوار، ج ۶۸، ص ۲۳۶
  9. الکافی، ج ۵، ص ۳۴۷
  10. مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۱۹۲
  11. وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۳۴
  12. الکافی، ج ۶، ص ۴۹ تا ۵۳
  13. الشقی من شقی فی بطن امه و السعید من بطن امه. (تفسیر قمی، ج ۱، ص ۲۲۷)
  14. الکافی، ج ۵، ص ۳۳۲
  15. همان
  16. آمالی صدوق، ص ۱۵۷
  17. اللهوف، ص ۱۸۰
  18. الغیبه للطوسی، ص ۲۸۵ . منتخب الانوار، ص ۱۱۸
  19. احتجاج طبرسی، ج ۱، ص ۲۸۲
  20. علل الشرائع ج ۲، ص ۵۶۴
  21. اسماعیل بن عباد معروف به صاحب از وزرای آل بویه و دارای فضل و علم، فصاحت و بلاغت و دیگر کمالات نفسانی بود. او که در خانواده‌ای بخشنده، دانش دوست و شریف متولد شده بود، از دوران کودکی تا آخر عمر با فضائل اخلاقی و کمالات نفسانی زندگی کرد. وی به علوم مختلف و مورد نیاز عصر خویش آشنایی کامل داشت و در علوم تفسیر قرآن، حدیث کلام، تاریخ، پزشکی و ادبیات عربی زبر دست بود و در هر یک از این موضوعات تاءلیفات ارزنده‌ای داشت که تعداد آن به ۳۶ کتاب می‌رسد. ملا محمد تقی مجلسی (مجلسی اول) دربارهٔ صاحب بن عباد گفته است: او دانشمندترین فقیهانه شیعه است و هر چه دربارهٔ علم و فضیلت او گفته شود او بالاتر از آن است. روضات الجنات، ج ۲، ص ۲۶). او در مورد لطف و احترام فقهای بزرگ شیعه بود. شیخ صدوق بزرگترین محدث و فقیه شیعی کتاب عیون اخبار الرضا علیه السلام را بعد از تاءلیف به صاحب بن عباد هدیه کرد. (آل بویه حامیان فرهنگ تشیع، ص ۳۷)
  22. وفیات الاعیان، ج ۱، ص ۲۰۷. ریحانه الادب، ج ۸، ص ۹۱. حقوق والدین، مهدی علوی، ص ۱۵۳
  23. تعالیم آسمانی اسلام، سید محمد صحفی، ص ۹۴
  24. حق الولد علی والده اذا کان ذکرا یستفره امه . . . و اذا کانت انثی ان یستفره امها. (الکافی، ج ۶، ص ۴۹ .)
  25. کلمات الامام الحسین علیه السلام، ص ۴۴۷. فرهنگ سخنان امام حسین علیه السلام حدیث ۸
  26. الکافی، ج ۶، ص ۴۷۶
  27. بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۴۷
  28. تحف العقول، ص ۲۹۵
  29. مستدرک الوسائل، ج ۱۳، ص ۳۷۵. عوالی اللالی، ج ۲، ص ۲۴۹
  30. به بخش تاءثیر دعای پدر رجوع شود
  31. علل الشرایع، ج ۱، ص ۹۶. تربیت در سیره و سخن امام مجتبی علیه السلام، گفتار دوم
  32. پدر، ص ۹۸
  33. الارشاد، ج ۲، ص ۱۶
  34. لواعج الاشجان، ص ۱۴۷. لهوف ابن طاووس، ص ۱۹۲
  35. العدد القوبه، ص ۳۵۵
  36. وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۳۹۱
  37. سنن النبی، ص ۱۴۲
  38. بحارالانوار، ج ۱۹، ص ۴۰. ناسخ التواریخ، ج ۱، ص ۲۹
  39. معجم رجال الحدیث، ج ۴، ص ۲۰۲
  40. بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۸۴
  41. همان، ص ۸۳
  42. صحیفه سجادیه، دعای ۲۵
  43. الفیض القدسی، ص ۱۱
  44. حقوق والدین، سید جعفر میر عظیمی، ص ۱۲
  45. محجه البیضا، ج ۳، ص ۴۳۶
  46. وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۱۲۸
  47. من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۶۲۱. آمالی صدوق، ص ۳۷۱
  48. عوالی اللالی، ج ۱، ص ۲۵۴
  49. کودک فلسفی، ج ۲، ص ۱۱۵. بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۲۸۶
  50. شرح نهج البلاغه، ج ۲۰، ص ۳۴۳
  51. الگوهای تربیت، ص ۲۳۶
  52. ترجمه الامام الحسن علیه السلام، ص ۱۵۹
  53. تحف العقول، ص ۴۸۳
  54. وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۴۸۴
  55. وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۴۸۴
  56. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۱۱، ص ۱۹۸
  57. ذریعه النجاه، ص ۱۳۹
  58. وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۴۸۳
  59. الکافی، ج ۶، ص ۵۰
  60. همان
  61. همان
  62. وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۴۸۲
  63. الکافی، ج ۶، ص ۵۰. جامع الاخبار، ص ۱۲۴
  64. مستدرک الوسائل، ج ۶، ص ۵۰۳ عده الداعی، ص ۸۹
  65. کان رسول الله یقبل (الحسن و الحسین) فقال الاقرع بن حابس ان لی عشره من الولد ما قبلت احدا منهم فقال رسول الله من لا یرحم لا یرحم (وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۴۸۵)
  66. ریح الولد من ریح الجنه؛ و قال صلی الله علیه و آله اءکثروا من قبله اءولادکم فان لکم بکل قبله درجه فی الجنه (روضه الواعظین، ج ۲، ص ۳۶۹ .)
  67. همان
  68. پدر دوستت دارم، ص ۱۸۴
  69. تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۳۲۰
  70. عدل الهی، ص ۱۸۷ و ۱۸۸
  71. وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۴۷۹
  72. تیره، ناگوار
  73. جایگاهی بین دوزخ و بهشت است
  74. گلستان سعدی، باب اول، حکایت ۷
  75. تفسیر نور الثقلین، ج ۲، ص ۴۰۸. مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ۱۷۲
  76. مکارم الاخلاق، ص ۲۲۰
  77. اءنه نظر الی رجل له ابنان فقبل اءحدهما و ترک الآخر فقال النبی صلی الله علیه و آله فهلا ساویت بینهما. (همان مدرک)
  78. الکافی، ج ۶، ص ۵۱
  79. وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۵۴
  80. اءن ј̙ĘǠقال لاءبی جعفر ع انی لاءحب هذا الرجال فقال له اءبو جعفرع فاءعلمه فانه اءبقی للموده و خیر فی الاءلفه. (وسائل الشیعه ج ۱۲، ص ۵۴، ص ۵۴. المحاسن ج ۱، ص ۲۶۶
  81. کفایه الاثر، ص ۲۳۵
  82. بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۵۹
  83. مثنوی، دفتر دوم
  84. بحار الانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۰۹
  85. همان
  86. الکافی، ج ۵، ص ۷۸
  87. الکافی، ج ۵، ص ۷۸
  88. وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۵۱۳
  89. بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه. (الکافی، باب المؤ من و علاماته و صفاته، حدیث ۱ .)
  90. الکافی، ج ۲، باب حسن الخلق، حدیث ۳
  91. وسائل الشیعه: ج ۱۲، ص ۱۱۳
  92. همان
  93. المناقب، ج ۴، ص ۷۲. گفتنی است مشابه این روایت در مورد حضرت مجتبی علیه السلام نیز نقل شده است (بشاره المصطفی، ص ۱۴۰ رجوع شود)
  94. وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۴۸۶
  95. همان
  96. مکارم الاءخلاق، ص ۲۲۲
  97. غرر الحکم آمدی، ج ۶، ص ۴۲۵
  98. همان، ص ۳۶۴
  99. آمالی صدوق، ص ۶۷۲. وسائل الشیعه، ج ۲۱ ص ۵۱۴
  100. وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۵۱۳ و ۵۱۴
  101. تحف العقول، ص ۲۲۵
  102. الکافی، ج ۶، ص ۵۰، حدیث ۶
  103. قال رسول الله صلی الله علیه و آله رحم الله من اءعان ولده علی بره قال قلت کیف یعینه علی بره قال یقبل میسوره و یتجاوز عن معسوره و لا یرهقه و لا تخرق به. (الکافی، ج ۶، ص ۵۰) ۱۰۵ تا ۲۱۸
  104. آئین دوست یابی، ص ۳۷
  105. مکارم الاخلاق، ص ۲۳۷
  106. الکافی، ج ۶، ص ۳۴
  107. وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۳۶
  108. بحارالانوار، ج ۱۰۱، ص ۱۱۲
  109. الکافی، ج ۶، ص ۳۶۰
  110. لقمان /۱۴
  111. احقاف /۱۵
  112. وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۴۵۲
  113. الکافی ج ۶، ص ۴۰
  114. وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۴۶۸
  115. عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۱۲۳
  116. بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۲۳۹
  117. الکافی، ج ۶، ص ۴۷
  118. مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ص ۱۶۴
  119. الکافی، ج ۳، ص ۴۰۹
  120. مکارم الاءخلاق، ص ۲۲۲
  121. وسایل الشیعه، ج ۲۱، ص ۴۷۳
  122. حیاه الامام حسن علیه السلام، ج ۱، ص ۳۲۹
  123. موسوعه کلمات الامام الحسین علیه السلام، ص ۴۹۰
  124. تاریخ طبری، ج ۴، ص ۳۱۵
  125. مدینه المعاجز، ج ۴، ص ۲۱۴
  126. موسوعه کلمات الامام حسین علیه السلام، ۴۸۶
  127. الکافی، ج ۲، ص ۲۰۶. وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۳۷۶
  128. انعام /۵۴
  129. مسند الامام المجتبی علیه السلام، ص ۶۸۸
  130. تحف العقول، ص ۲۴۸
  131. الخصال، ج ۱، ص ۲۷۱
  132. بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۸۸
  133. غرر الحکم؛ ص ۴۳۵
  134. همان
  135. همان
  136. مستدرک الوسائل، ج ۸، ص ۳۵۹
  137. هو الذی خلق لکم ما فی الارض جمیعا (بقره /۲۹)
  138. قو لو لا اله الا الله تفلحوا
  139. فرهنگ تربیت فرزند در اسلام؛ ص ۱۱۸
  140. البدایه و النهایه، ج ۸، ص ۳۸
  141. مناقب آل ابی طالب، ج ۴، ص ۶۶
  142. مدینه المعاجز، ج ۴، ص ۲۱۴/2
  143. تعالیم آسمانی اسلام، ص ۱۲۸
  144. وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۱۸۷
  145. غرر الحکم، ص ۲۵۷
  146. الکافی، ج ۲، ص ۱۰۶
  147. وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۴۸۱
  148. الکافی، ج ۵، ص ۵۳۲
  149. سوره نور، آیه ۳۰و۳۱
  150. همان، حدیث ۳
  151. وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۴۷۹
  152. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۱۹، ص ۳۶۵
  153. مستدرک الوسائل، ج ۴، ص ۲۴۷
  154. منیه المرید، ۳۴۰
  155. عیون الحکم و المواعظ، ص ۵۳۶
  156. مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ص ۱۶۴
  157. بحارالانوار، ج ۴۷، ص ۳۸۴
  158. علی اکبر دهخدا
  159. الکافی، ج ۲، ص ۶۰۹؛ وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۱۹۸
  160. الکافی، ج ۶، ص ۴۹
  161. بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۹۰. عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۱۷۹
  162. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۱۹، ص ۳۶۵
  163. وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۳۹۵
  164. بقره /۸۳
  165. مریم /۳۲
  166. همان
  167. شوری /۵۲
  168. بحار الانوار، ج ۷۱، ص ۸۵
  169. مصباح الشریعه، ص ۷۰
  170. بحار الانوار، ج ۷۱، ۸۰
  171. همان، ص ۲۰۱
  172. کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۷۳
  173. احقاف /۱۵
  174. زبده البیان، محقق اردبیلی، ص ۳۸۱. القوائد الفوائد، شهید اول، ج ۲، ص ۴۷. نضد القواعد الفقهیه، فاضل مقداد، ص ۲۸۷
  175. الکافی، ج ۲، ص ۱۵۷
  176. وسائل الشیعه، ج ۶، ص ۲۰۴
  177. همان /۶۹
  178. احزاب /۷۱