فرهنگ مصادیق:جهاد و دفاع در اسلام.: تفاوت بین نسخهها
جز (Fayzi صفحهٔ جهاد و دفاع در اسلام. را به فرهنگ مصادیق:جهاد و دفاع در اسلام. منتقل کرد) |
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
||
| سطر ۸: | سطر ۸: | ||
در حالی که با روشن شدن ماهیّت و اهداف جهاد در اسلام نه تنها این گفتگوها از میان میرود، بلکه عمق، اصالت، تحرّک و استعداد تعلیمات اسلام برای اداره جامعه انسانی در شرایط مختلف روشن تر میگردد. برای اثبات این حقیقت توجّه شما را به بحثهای زیر جلب میکنیم:<br/> | در حالی که با روشن شدن ماهیّت و اهداف جهاد در اسلام نه تنها این گفتگوها از میان میرود، بلکه عمق، اصالت، تحرّک و استعداد تعلیمات اسلام برای اداره جامعه انسانی در شرایط مختلف روشن تر میگردد. برای اثبات این حقیقت توجّه شما را به بحثهای زیر جلب میکنیم:<br/> | ||
| − | == روح صلح طلبی با جنگهای تحمیلی | + | == مخالف نبودن روح صلح طلبی با جنگهای تحمیلی == |
از نظر لغوی به «هرگونه کوشش و تلاش» جهاد میگویند و در منابع اسلامی نیز در موارد متعددی جهاد به معنای هرگونه تلاش فکری، بدنی، مالی، و اخلاقی برای پیشبرد مقاصد الهی و انسانی به کار رفته است.<br/> | از نظر لغوی به «هرگونه کوشش و تلاش» جهاد میگویند و در منابع اسلامی نیز در موارد متعددی جهاد به معنای هرگونه تلاش فکری، بدنی، مالی، و اخلاقی برای پیشبرد مقاصد الهی و انسانی به کار رفته است.<br/> | ||
معنای خاصّ و اصطلاح فقهی آن، کوشش نظامی و مسلّحانه، برای حفظ و پیشرفت آیین حقّ است. اکنون باید دید این درگیری و کوشش نظامی و مسلّحانه مربوط به کجاست؟<br/> | معنای خاصّ و اصطلاح فقهی آن، کوشش نظامی و مسلّحانه، برای حفظ و پیشرفت آیین حقّ است. اکنون باید دید این درگیری و کوشش نظامی و مسلّحانه مربوط به کجاست؟<br/> | ||
نسخهٔ ۲۸ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۴۲
نویسنده:محمد حسن عبدی
محتویات
مقدمه
مسأله جهاد در احکام اسلامی جای خاصّی دارد. در حقیقت یک آیین ثابت و پیشرو که رسالت جهانی دارد بدون داشتن چنین دستوری تکمیل نخواهد شد.
قرار گرفتن مسأله جهاد در متن دستورات اسلامی به خاطر تفسیرهای غلطی که افراد کم اطلاّع برای آن کردهاند گفتگوهای مخالفان را برانگیخته و دست آویزی بدست آنان داده که اسلام آیین شمشیر و تحمیل است، تا آن جا که نویسندگان معروفی همچون «مک دونالد» در دایرة المعارف خود چنین تصریح میکند:
«نشر اسلام به وسیله شمشیر و زور یکی از واجبات مهمّ دینی هر مسلمان است»!!.[۱]
در حالی که با روشن شدن ماهیّت و اهداف جهاد در اسلام نه تنها این گفتگوها از میان میرود، بلکه عمق، اصالت، تحرّک و استعداد تعلیمات اسلام برای اداره جامعه انسانی در شرایط مختلف روشن تر میگردد. برای اثبات این حقیقت توجّه شما را به بحثهای زیر جلب میکنیم:
مخالف نبودن روح صلح طلبی با جنگهای تحمیلی
از نظر لغوی به «هرگونه کوشش و تلاش» جهاد میگویند و در منابع اسلامی نیز در موارد متعددی جهاد به معنای هرگونه تلاش فکری، بدنی، مالی، و اخلاقی برای پیشبرد مقاصد الهی و انسانی به کار رفته است.
معنای خاصّ و اصطلاح فقهی آن، کوشش نظامی و مسلّحانه، برای حفظ و پیشرفت آیین حقّ است. اکنون باید دید این درگیری و کوشش نظامی و مسلّحانه مربوط به کجاست؟
جنگ با عناصر ناصالح که منافعشان با گسترش آیین حق و عدالت به خطر میافتد، و برای محو آن بپا خاسته و صف آرایی میکنند امری اجتناب ناپذیر است، و مادامی که چنین کسانی در دنیا باشند گروههای طرفدار حق و عدالت چارهای جز این ندارند که «برای دفاع از موجودیّت خود و اهدافشان»، در برابر این عناصر ایستادگی کنند.
«در حقیقت جنگ به عنوان یک پدیده اضطراری از طرف عناصر مزاحم به نظامهای طرفدار خداپرستی و عدالت اجتماعی تحمیل میگردد»، نه این که آنها خودشان آن را خواسته باشند و اسلام هم با وجود آن همه عناصر مخالف و دشمنان لجوج زمان جاهلیت نمیتوانست از این موضوع بر کنار بماند.
امّا با این حال روح صلح طلبی و عدم توسّل به زور در برابر همه کسانی که به مزاحمت، کارشکنی، تهاجم، تجاوز و ظلم برنخاستهاند، به خوبی از آیات قرآن مجید آشکار است:
(لاَّیَنهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ، لَم یُقَاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَلَم یُخرِجُوکُم مِّن دِیَارِکُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَ تُقسِطُوا اِلَیهِمْ اِنَّ اللهَ یُحِبُّ المُقسِطِینَ * اِنَّمَا یَنهاکُمُ اللهُ عَنِ الَّذینَ قَاتَلُوکُم فِی الدِّینِ وَ أَخرَجُوکُم مِّن دِیَارِکُمْ وَ ظَاهَرُوا عَلَی اِخْرَاجِکُمْ أَن تَوَلَّوهُمْ وَ مَن یَتَولَّهُمْ فَاُولَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ;
خداوند هرگز شما را نهی نمیکند که با آنها که از در جنگ در دین با شما در نیامدند، و شما را از وطنتان آواره نساختند، نیکی و عدالت کنید، خداوند عدالت پیشگان را دوست میدارد، تنها خدا شما را از دوستی با آنها نهی میکند که با شما در دین نبرد کردند، و از وطن بیرونتان ساختند و برای آواره کردن شما دست به دست هم دادند، کسانی که با اینها رابطه دوستی بریزند، ستمکارند).[۲]
در جای دیگر با صراحت دستور میدهد که اگر دشمن سلاح را بر زمین گذشته و از در صلح درآید و مزاحمت نکند حقّ تعرض با آنها را ندارید:
(فَإِنِ اعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ یُقَاتِلُوکُمْ وَ أَلْقَوْا إِلَیْکُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللهُ لَکُمْ عَلَیْهِمْ
سَبِیلا; اگر از شما دوری گزینند و به نبرد با شما بر نخیزند، و به شما پیشنهاد صلح دهند، خداوند به شما اجازه نمیدهد متعرّض آنان شوید).[۳]
در آیه دیگری به پیغمبر گرامی اسلام دستور میدهد:
(وِ إِن جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا; اگر دشمنان تمایل به صلح نشان دهند تو هم از در صلح درآی).[۴]
شاید کمتر آیینی این چنین تمایل خود را به صلح، به عنوان یک اصل اساسی با این صراحت بیان داشته باشد، ولی صلح طلبی نباید به این معنا تفسیر گردد که اجازه داده شود مسلمانان در برابر عوامل مزاحم و آنها که میکوشند تودههای مردم جهان در بت پرستی و استعمار بسر برند، خاموش بنشینند، و یا در برابر تهاجم دشمنان به کشورشان دست روی دست بگذارند.
جهاد در راه خدا و اهداف آن
در منابع اسلامی غالباً کلمه «جهاد» همراه با کلمه «فی سبیل الله» آمده است که معنای آن روی هم رفته «جهاد در راه خداست». به همین جهت جهاد نمیتواند به خاطر هوا و هوس، توسعه طلبی، استعمار، به دست آوردن غنایم جنگی، و مانند آن باشد بلکه باید تنها برای خدا و اهداف الهی و خالص از هرگونه غرض شخصی و مادّی و خودخواهی صورت گیرد. روی هم رفته میتوان اهداف جهاد اسلامی را در چند موضوع خلاصه کرد و با توجّه به این هدفها پاسخ ایرادهای مخالفان داده خواهد شد.
دفاع از آیین حق و موجودیّت آن
مسأله حفظ موجودیّت نظام خدا پرستی و آیین حق و عدالت و حفظ افتخارات اصیل و واقعی، روشنترین هدف جهاد اسلامی است و بیشتر غزوات[۵] زمان پیامبر(صلی الله علیه وآله) نیز به آن باز میگردد.
قرآن با صراحت میفرماید:
(اُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِاَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ اِنَّ اللهَ عَلی نَصْرِهِم لَقَدِیرٌ * الَّذِینَ أُخرِجُوا مِن دِیَارِهِم بِغَیرِ حَقٍّ اِلاَّ اَن یَقُولُوا رَبُّنَا اللهُ وَ لَولاَ دَفعُ اللهِ النَّاسَ بَعضَهُم بِبَعض لَّهدِّمَتْ صَوَامِعُ بِیَعٌ وَ صَلَوَاتٌ وَ مَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسمُ اللهِ کَثِیراً; به کسانی که در معرض ستم و هجوم واقع شوند اجازه داده شده که از خود دفاع کنند، و خداوند قادر است آنها را پیروز کند، آنها که از وطنشان بدون حق بیرون رانده شدهاند، و تنها گناه آنها این بود که میگفتند پروردگار ما خداست و اگر خداوند جمعی از مردم (متجاوز) را به وسیله مردم (صالح) دفع نکند، صومعههای رهبانان و معابد نصاری و کنایس یهود و مساجدی که نام خدا در آن برده میشود (به وسیله عناصر متجاوز) ویران خواهد شد).[۶]
و به این ترتیب به هنگامی که حاکمیّت ملّی جامعه اسلامی، و استقلال و کیان آنها در برابر دشمنان، به خطر بیفتد، موظّفند بپاخاسته و تا آخرین نفس از خود دفاع کنند.
جالب توجّه این که در این آیه دفاع از تمام معابد، یکسان مطرح گردیده است و این خود نشانه دیگری از روح صلح طلبی واقعی اسلام است. ولی باید توجه داشت که اسلام هرگز با بت پرستی و بت خانه چنین معاملهای را نکرده است، نه بت پرستی را دین میداند; و نه بت خانه را یک معبد، بلکه آن را نوعی. خرافه، گمراهی، انحطاط فکری و یا بیماری اجتماعی میشمرد که باید به هر صورت اصلاح گردد، و لذا اجازه ویران کردن بتکدهها را صادر نموده است.
درگیری با عوامل مزاحم
یک آیین پاک آسمانی حق دارد به عنوان یک ایدئولوژی نوین از «آزادی تبلیغ» برخوردار گردد، و به صورت طبیعی از طریق روشن ساختن افکار عمومی گسترش یابد. حال اگر منافع نامشروعشان عوامل خاصّی همچون بت پرستان، به خطر افتاد و برای جلوگیری از گسترش این دعوت به پا خاسته و کوشش کردند مردم را در نادانی و بی خبری نگاهدارند، و هیچ راه مسالمت آمیزی برای حلّ این مشکل نبود، اسلام اجازه درگیری با این عوامل را داده و پیدایش «قسمتی از غزوات اسلامی از این قبیل بوده است». در ذیل آیه سابق نیز اشارهای به این قسمت شده است، و این موضوع (استفاده از آزادی تبلیغ و گسترش منطقی آیین حق) یکی دیگر از اهداف جهاد اسلامی است.
مبارزه با ظلم و فساد
دشمنی آشتی ناپذیر اسلام با ظلم و فساد سبب شده که در صورت بسته شدن طرق مسالمت آمیز، برای پایان دادن به ستم و تبهکاری جهاد کنند و افراد ضعیف و ناتوان و بی پناه را از چنگال ستمگرانی مانند ربا خواران مکّه برهانند. «پارهای از غزوات اسلام نیز دارای این رنگ بوده است».
قرآن میفرماید:
(وَمَا لَکُم لاَتُقَاتِلون فِی سَبِیلِ اللهِ وَ المُستَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ وَ الوِلْدَانِ
الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِن هَذِهِ القَرَیةِ الظَّالِمِ اَهلُهَا وَ اجْعَلْ لَّنَا مِن لَّدُنکَ وَلِیًّا وَ اجْعَلْ لَّنَا مِن لَّدُنکَ نَصِیراً; چرا برای خدا و نجات مردان و زنان و کودکان ناتوانی که تحت فشار قرار گرفتهاند، جهاد نمیکنید، همان مردان و زنانی که میگویند: خدایا ما را از این شهر که اهلش ستمگر و ستمکاراند بیرون ببر، و از طرف خودت برای ما یار و یاوری قرار ده).[۷]
آمادگی برای جهاد
مادامی که همه مردم جهان در برابر اصول عقل و عدالت تسلیم نشده، و زور و قدرت بر روابط ملل دنیا حکومت میکند و این احتمال وجود دارد که جامعه اسلامی مورد تهاجم بیگانه قرار گیرد، اسلام دستور میدهد که مسلمانان آمادگی کامل خود را برای دفاع از خویش حفظ کنند; و همان طور که در گذشته نیز یادآور شدیم قرآن دستور صریحی در این باره دارد و در یک جمله کوتاه همه مطالب لازم را بیان فرموده: (وَاَعِدُّوا لَهُمْ مَّا اسْتَطَعْتُم مِنْ قُوَّة; هرگونه نیرو و قدرت که ممکن است برای مقابله با هجوم دشمنان آماده و مهیا سازید).[۸]
با این که صرف هزینه در راه تسلیحات به طور قطع بدترین و بیهودهترین مصارف محسوب میشود، ولی اسلام در مورد ضرورت و خطر، نه تنها آن را لازم دانسته بلکه آن را «جهاد با اموال» نامیده است.
ولی با این همه، محو تجاوز و جنگ از جهان، تنها با تقویت بنیههای نظامی و تسلیحاتی ممکن نیست، بلکه این کار گرچه از یک نظر جنبه ایمنی دارد و چارهای از آن نیست ولی از سوی دیگر احتمال بروز جنگ را افزایش میدهد، لذا برای به وجود آوردن یک «صلح پایدار» تقویت بنیه ایمان و اخلاق را به عنوان راه اساسی پیشنهاد میکند:
(یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّةً; ای افراد با ایمان همگی در صلح درآیید).[۹]
شرط برخورداری از نعمت امنیّت و صلح; ورود همه به منطقه امن «ایمان و خداپرستی و حق طلبی» است و تنها در این منطقه است که همه با چشم برادر به یکدیگر نگاه میکنند و همه بندگان، دارای یک خدا و همه محبوب و مورد احترام او هستند. در این منطقه است که هرکس باید منافع دیگری را همچون منافع خود بشمارد و آنچه را برای خود میپسندد، برای دیگران هم بپسندد و آنچه را تنفر دارد برای دیگران نیز نخواهد و در این جا است که گذشت و ایثار برای خدا و در راه او درخشندگی خاصی داشته و از بارزترین صفات انسانی محسوب میگردد.
رعایت اصول انسانی در برابر دشمن
در حالی که کلمه «دشمن» برای بسیاری از مردم مجوّز هر نوع خشونت و اعمال غیر انسانی است، اسلام با دستورات مؤکّد و مشروح خود، تردیدی در این امر باقی نگذارده که برخورد با دشمنان هم نمیتواند از چهارچوبه اصول و مقررّات انسانی بیرون باشد، و هرگونه تجاوز از این اصول و مقررّات ولو در برابر دشمن، تجاوز از حدود الهی بشمار میرود.
دقّت در دستوراتی که پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) به هنگام حرکت سربازان و مجاهدان به سوی میدان نبرد میداد، مسالمت جویی و عمق بینش انسانی اسلام را در این قسمت مشخص میسازد:
«به نام خدا حرکت کنید، و از خدا استمداد طلبید، و برای او و طبق آیین فرستاده او پیکار نمایید.
هان ای مردم، مکر و فریب پیشه نکنید، و در غنایم خیانت روا مدارید، دشمن را پس از کشتن مُثله نکنید (اعضای بدن او را بسان دوران جاهلیّت نبُرید).
پیران و کودکان و زنان را آزار نرسانید.
متعرّض رهبانان و عبادت پیشگان که در غارها و دیرها ساکنند، نشوید.
هرگز درختان را جز در مورد ضرورت و نیاز از ریشه قطع ننمایید.
نخلستانهای دشمن را مسوزانید، و با آب غرق نسازید.
درختان میوه دار را از بین نبرده، و زراعت دشمن را به آتش نکشید.
حیوانات مفید را جز برای قوت خود نکشید.
هرگز آبهای دشمن را با زهر آلوده نسازید.
و از حیله (و شبیخون زدن) بپرهیزید...
و به این ترتیب توسّل به هرگونه وسیله مبارزه غیر انسانی همچون شبیخون زدن جنگهای میکربی، آتش زدن و سوزاندن دامها، زراعتها و باغها، و کشتن و آزار رسانیدن به افراد غیر نظامی را ممنوع ساخته است.
در مقرّرات جنگی اسلام در موارد متعددی این دستور دیده میشود که نخستین تیر را شما پرتاب نکنید و نخستین حمله را شروع نکنید، به این معنا که تا مورد تهاجم واقع نشوید هجوم را آغاز نکنید، و نبردتان دفاعی باشد نه تهاجمی.
و نیز میخوانیم که امیرمؤمنان علی(علیه السلام) دستور میداد:
«سعی کنید نبرد پیش از ظهر آغاز نگردد و حتماً به بعد از ظهر بیفتد که فاصله زیادی با تاریکی شب (که غالباً موجب خاموشی آتش جنگ بوده است) نداشته باشد، تا خون کمتری ریخته شود».
طرز معامله با اسیران جنگی و توصیههایی که پیشوایان اسلام نسبت به خوش رفتاری و نیکی با آنان کردهاند تا آن جا که غذایی که خود میخوردند به آنها نیز میدادند و از آنچه مینوشیدند به آنها می نوشانیدند، نشانه دیگری برای لزوم رعایت اصول انسانی حتّی در حقّ دشمنان است.







