فرهنگ مصادیق:تعریف هجرت: تفاوت بین نسخهها
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
جز (Golafshan صفحهٔ تعریف هجرت را به فرهنگ مصادیق:تعریف هجرت منتقل کرد) |
(بدون تفاوت)
| |
نسخهٔ کنونی تا ۲۵ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۴۲
هجرت یعنی چه؟
اگر بخواهیم هجرت را تعریف کنیم، چگونه باید تعریف کنیم؟ هجرت یعنی دوری گزیدن، حرکت کردن، کوچ کردن از وطن، از یار و دیار، همه را پشت سر گذاشتن، برای چه؟ برای نجات ایمان. معلوم است که چنین چیزی نمیتواند از نظر منطق اسلام محدود به یک زمان معین و به یک مکان معین باشد ولی البته شرایطی دارد. هجرت یعنی دوری گزیدن از خانمان، و از زندگی و از همه چیز دست شستن برای نجات ایمان. پس معنایش این است که اگر ما در شرایطی قرار گرفتهایم که ایمانمان در خطر است، ایمان جامعهٔ ما در خطر است، اسلام ما در خطر است، امر دایر است که ما از میان شهر و خانه و لانه، و ایمان یکی را انتخاب کنیم (یا در خانه و لانهٔ خودمان بمانیم و ایمانمان یا ایمان دیگران به این وسیله از دست برود و یا برای اینکه ایمان را نجات بدهیم از خانه و لانهٔ خود صرف نظر کنیم) اسلام دومی را انتخاب میکند[۱].
آیهای در قرآن کریم هست که این آیه عذر افرادی را که به اصطلاحِ امروز به جبر محیط متمسّک میشوند، مثل اغلب ما مردم امروز، نمیپذیرد. امروز مسئلهٔ «جبر محیط» برای بسیاری از مردم یک عذر شده است. از فردی میپرسند: آقا تو چرا این جور هستی؟ یا خانم! تو چرا لخت بیرون میآیی؟ میگوید: دیگر محیط است، محیط اینچنین اقتضا میکند. به آن دیگری میگویند: تو چرا در مجالسی که شرکت در آن مجالس حرام است شرکت میکنی؟ نشستن بر سر سفرهای که در آن شراب نوشیده بشود، ولو برای خوردن نان حلال، حرام است. چرا در چنین مجلسی شرکت میکنی؟ میگوید: اوضاع و شرایط اینجا اینچنین اقتضا میکند، چه کنیم، محیط فاسد است. چرا بچههایت میروند فیلمهای خطرناک میبینند؟ میگوید:
خوب دیگر، محیط است، مگر میشود جلویش را گرفت؟ ! چرا به مسجد نمیروند؟ محیط فاسد است! مسئلهٔ جبر محیط برای عدهای یک عذر شده است.
از نظر اسلام این عذر به هیچ وجه مسموع نیست. محیط فاسد است، محیط اجازه نمیداد، در این محیط بهتر از این نمیشد عمل کرد، از نظر اسلام عذر غیرمسموع است. یعنی ما در درجهٔ اول وظیفه داریم محیط خودمان را برای یک زندگی اسلامی مساعد کنیم ولی اگر محیطی که در آن هستیم به شکلی است که ما قادر نیستیم آن را به شکل یک محیط اسلامی و جوّ خودمان را به شکل یک جوّ اسلامی دربیاوریم، و احساس کنیم که در این جوّ و محیط، ایمان خودمان، ایمان زنمان، ایمان بچه هایمان، نسل آینده مان از بین میرود، اسلام میگوید محیط را رها کن. رها کردن محیط هم لزومی ندارد که معنایش این باشد که انسان شهری را رها کند به شهر دیگر برود یا کشوری را رها کند به کشور دیگر برود، بلکه در مورد محلهها هم صدق میکند. در شهرهای بزرگ مانند تهران، نسبت به محلهها صدق میکند؛ یعنی یک محله میتواند اسلامی باشد، جوّش میتواند جوّ اسلامی باشد و بچهٔ انسان که در آن محل بزرگ میشود، تا حدی با آداب و تعالیم و تربیت اسلامی بزرگ میشود. اگر ما منطقه را عوض کنیم و به منطقهٔ دیگری برویم، جوّ عوض میشود. مثلاً در بازاریها شاید این مطلب بیشتر از دیگران صدق کند؛ در یک محیط اسلامی زندگی میکنند، مثلاً وسط شهر، جنوب شهر. البته غیر از جنوب شهر هم بسیاری از محلات جوّ اسلامی دارد، ولی هست در این شهر محلهها و کوچهها و جوّهایی که واقعاً اگر انسان زن و بچه اش را به آنجا ببرد، آن همسایههایی که بر آنجا احاطه پیدا کردهاند، آن نبودن مسجد در آنجا، اینکه در آنجا چشم زن و بچه به یک زن و مردی که شعائر اسلامی را رعایت کنند هرگز نمیافتد، مسجدی وجود ندارد، جلسهٔ وعظی وجود ندارد، اسم خدایی شنیده نمیشود، اسلامی شنیده نمیشود، برعکس به هر خانه که نگاه میکنی، صبح یک انسان بیرون میآید در حالی که یک سگ هم دارد او را بدرقه میکند، در اتومبیلش هم یک سگ هست، آوازی جز آواز موسیقی و لهو و لعب در آنجا شنیده نمیشود، به انسانی جز انسانهایی که هیچ علامتی از اسلام ندارند انسان برخورد نمیکند، [این امور بر آنها تأثیر میگذارند. ] البته ممکن است در خود آن پدر و مادر چون در جوّها و فضاهای اسلامی بزرگ شدهاند تأثیری نکند؛ آنها اگر بیست سال هم آنجا بمانند تغییری نمیکنند یا چندان تغییری نمیکنند، ولی بچهای که از دو سالگی چشم باز میکند چنین محیطی را میبیند، به طور قطع و یقین دیگر به صورت یک بچهٔ مسلمان بیرون نخواهد آمد[۲].
اینجا تکلیف چیست؟
افرادی که به چنین محلهها میروند، اولین وظیفهای که دارند این است که این محیط را تبدیل کنند به محیط اسلامی. وقتی میروید آنجا و میبینید در اطراف آنجا مسجدی وجود ندارد، کوشش کنید مسجد به وجود بیاورید. مسجدِ تنها هم کاری نمیکند، اینکه مسجدی و نماز جماعتی باشد و خبر دیگری نباشد کاری نمیکند؛ مسجد باشد، جلسه باشد، وعظ باشد، قرائت قرآن باشد، تبلیغ اسلام باشد. اگر چنین کارهایی صورت بگیرد، نه تنها انسان [با هجرت خود] تخلفی نکرده است بلکه سبب تبلیغ و ترویج اسلام شده است. در قدیم الایام این حرفها نبود، شهرها کوچک بود؛ همهٔ شهر یک حکم را داشت، آن سر شهر و این سر شهر یک حکم را داشت. اما در شهرهای بزرگی مثل تهران هر محله اش یک حکم مخصوص به خود دارد.
قرآن در این زمینه (هجرت) میفرماید: إِنَّ اَلَّذِینَ تَوَفّاهُمُ اَلْمَلائِکَهُ ظالِمِی أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِیمَ کُنْتُمْ قالُوا کُنّا مُسْتَضْعَفِینَ فِی اَلْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَکُنْ أَرْضُ اَللّهِ واسِعَهً فَتُهاجِرُوا فِیها[۳]. گروهی هستند که وقتی فرشتگان الهی برای قبض روح اینها میآیند، وضع اینها و به اصطلاح امروز پروندهٔ اینها را خیلی خراب میبینند. به اینها میگویند: شما در چه وضعی بسر میبرید؟ چرا اینچنین؟ ! چرا اینقدر سیاه و تاریک؟ ! آنها از این عذرهایی که در دنیا برای انسانها ذکر میکنند و به خیال خودشان عذر است میآورند: کُنّا مُسْتَضْعَفِینَ فِی اَلْأَرْضِ ما یک مردم بیچارهٔ دست نارسی بودیم، در یک گوشهٔ زمین افتاده بودیم. ما که دستمان به علم نمیرسید، به عالم نمیرسید، به معلم نمیرسید. ما چه میدانستیم اسلام چیست، حقیقت چیست. کسی به ما چیزی نمیگفت. ما یک جایی بودیم که دستمان به چیزی نمیرسید. محیط ما فاسد بود، مساعد نبود. آیا فرشتگان این عذر را قبول میکنند و میگویند بسیار خوب، پس شما معذورید، خدا هم شما را عذاب نخواهد کرد؟ آیا میگویند اینکه محیط شما فاسد بوده تقصیر شما نبوده؟ نه، به آنها میگویند: قالُوا أَ لَمْ تَکُنْ أَرْضُ اَللّهِ واسِعَهً فَتُهاجِرُوا فِیهاآیا زمین خدا فراخ نبود؟ شما را بسته بودند به همین سرزمین و محیط فاسد؟ آیا همه جای دنیا مانند همین محیط شما بود؟ یا بود در دنیا جایی که اگر شما به آنجا هجرت و مسافرت و کوچ میکردید، محیط صددرصد مساعد بود؟ چرا این کار را نکردید؟ أَ لَمْ تَکُنْ أَرْضُ اَللّهِ واسِعَهً فَتُهاجِرُوا فِیهاآیا زمین خدا فراخ نبود؟ آیا نمیتوانستید هجرت کنید؟ این محیط فاسد است، محیط دیگر؛ چرا به محیط دیگر نرفتید؟[۴]
این است که در اسلام به طورکلی هجرت کردن یعنی خانه و لانه و زندگی را رها کردن، وطن را رها کردن و به جایی رفتن که در آنجا ایمان نجات پیدا کند، یک مسئلهٔ اساسی است و حکمش هم برای همیشه باقی است؛ منسوخ نشده و اختصاص به مهاجرین صدر اول ندارد.







