فرهنگ مصادیق:نماز قضای پدر بر پسر بزرگتر: تفاوت بین نسخهها
(←نیابت در عبادت: اصلاح ارقام) |
(اصلاح ارقام، اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی) |
||
| سطر ۲۱: | سطر ۲۱: | ||
| ۴ || [[نیابت (در نماز و سایر اعمال عبادی)]] | | ۴ || [[نیابت (در نماز و سایر اعمال عبادی)]] | ||
|- | |- | ||
| − | | | + | | ۵ || [[احکام نیابت ]] |
|} | |} | ||
| − | <p class="relatesubject"> | + | <p class="relatesubject">مصادیق مرتبط</p> |
{| class="wikitable" | {| class="wikitable" | ||
|- | |- | ||
| سطر ۴۲: | سطر ۴۲: | ||
|} | |} | ||
<p class="relatesoft">نرمافزارهای مرتبط</p> | <p class="relatesoft">نرمافزارهای مرتبط</p> | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
{| class="wikitable" | {| class="wikitable" | ||
|- | |- | ||
نسخهٔ ۲۴ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۳۸
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | احکام نماز استیجاری |
| ۲ | آداب زیارت به نیابت |
| ۳ | حج نیابتی |
| ۴ | نیابت (در نماز و سایر اعمال عبادی) |
| ۵ | احکام نیابت |
مصادیق مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده : سید مجید پوربهشت
تهیه و تدوین : پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم
محتویات
مقدمه
عبادات مخصوصا نماز و روزه در زندگی انسان جایگاه ویژهای دارد، به همین خاطر بر انسان واجب است شبانه روز به یاد خداوند باشد و از عبادات فاصله نگیرد، اگر عبادات در وقت خود اداء شوند ارزش و اثر واقعی خود را به ظهور میرسانند، آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) میفرمودند نماز مانند لیمو شیرین است، هر وقت رسید باید خورد، اگر از وقت رسیدن آن بگذرد تلخ میشود.....البته همه عبادات اینطور هستند، و ایشان نماز را از باب مثال ذکر کردند.
اثر و ارزش انجام عبادات در وقت، نسبت به قضاء عبادات در غیر وقت خیلی متفاوت است، به همین خاطر در روایات زیادی سفارش کردند نماز اول وقت بخوانید، توصیه کردند اعمال عبادی را در وقت خود انجام دهید: امام صادق (علیه السلام) به نقل از لقمان حکیم، میفرمودند: هر موقع وقت نماز شد، نماز را به موقع بخوان، و آن را به تاخیر نیانداز، زیرا نماز حقی است بر گردن تو؛ عن أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی إِخْبَارِهِ عَنْ لُقْمَانَ ع وَ إِذَا جَاءَ وَقْتُ الصَّلَاهِ- فَلَا تُؤَخِّرْهَا لِشَیْءٍ صَلِّهَا وَ اسْتَرِحْ مِنْهَا فَإِنَّهَا دَیْنٌ[۱].
تکالیف شرعی در بردارنده عسر و حرج نیستند، به همین سبب اگر کسی نتوانست عباداتی که بر عهده او واجب است، در وقت اداء کند باید بعد از وقت قضاء کند، حتی اگر کسی فوت کرد و عباداتی بر ذمه او بود و قضاء نکرده بود، بر پسر بزرگتر او واجب است نماز و روزه پدر را قضاء کند، البته هر انسان زندهای میتواند به جای آن میت قضاء کند.
پدر و مادر حقوق زیادی بر گردن فرزندان خود دارند، از مراحل تولد گرفته تا بزرگ کردن فرزندان، که هر بخشی سختیهای زیادی را به همراه دارد، اداء حقوق والدین خیلی دشوار است، و فرزندان هر چقدر هم که به والدین خود احترام بگذارند نمیتوانند حق آنها را اداء کنند.
سپاس گزاری از والدین حکم عقل و شرع است، احترام به پدر و مادر از واجبات خیلی مهم است که ترک آن از گناهان کبیره است، در آیات و روایات زیادی سفارش شده است والدین خود را اکرام و احترام کنید، مثلا قرآن کریم میفرماید وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیْهِ إِحْسانا (و ما انسان را سفارش کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند)[۲].
احترام به والدین به قدری با ارزش است که قرآن کریم قدردانی و احترام به والدین را در کنار قدر دانی و احترام به خداوند ذکر میکند، و احترام به والدین را به اندازه احترام به خداوند مهم و با ارزش می اند ِ أَنِ اشْکُرْ لی وَ لِوالِدَیْک ( [به انسان توصیه کردیم] مرا [خداوند] و پدر و مادرت را سپاس گزار)[۳] در اهمیت احترام به والدین همین بس که قرآن کریم میفرماید: فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریما (به آنان افّ مگو و بر آنها فریاد مزن و سخن درشت مگو و با آنان سخنی کریمانه بگوی)[۴].
احترام به پدر و مادر اختصاص به زمان زنده بودن آنها ندارد و بعد از وفات آنها نیز واجب است، این احترام تا جایی است که نماز و روزههای قضاء پدر و مادر بعد از فوت آنها بر پسر بزرگ واجب است، البته قضاء نماز و روزه فقط بر پسر بزرگتر واجب است، هر چند که مستحب است همه بازماندگان قضاء کنند؛ امام صادق (علیه السلام) میفرمایند: فرزندان باید در زمان حیات و ممات والدین خود به آنها نیکی کنند، باید بعد از مرگ آنها به نیابت از آنها نماز بخوانند، صدقه بدهند، به نیابت از آنها حج بروند، روزه قضاء انها را بگیرند؛ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَا یَمْنَعُ الرَّجُلَ مِنْکُمْ أَنْ یَبَرَّ وَالِدَیْهِ حَیَّیْنِ وَ مَیِّتَیْنِ- یُصَلِّیَ عَنْهُمَا وَ یَتَصَدَّقَ عَنْهُمَا- وَ یَحُجَّ عَنْهُمَا وَ یَصُومَعَنْهُمَا- فَیَکُونَ الَّذِی صَنَعَ لَهُمَا وَ لَهُ مِثْلُ ذَلِکَ- فَیَزِیدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِبِرِّهِ وَ صِلَتِهِ خَیْراً کَثِیراً[۵].
نیابت در عبادت
نیابت از میت در اعمال عبادی واجب و مستحب جایزاست، خواه استیجاری باشد یا تبرعی.
در منابع معتبر روایی و کتب فقهی علماء قدیم و جدید، مبحث قضاء نماز و روزه والدین توسط پسر بزرگتر، و صحیح بودن عبادت نیابتی آمده است؛
مثلا در کتاب معتبر وسائل الشیعه؛ ج، ص: ۲۷۶ باب مستقلی تحت عنوان مستحب بودن نیابت از میت در جمیع عبادات (نماز، روزه، حج.......)، و واجب بودن قضاء نماز والدین [۶] آمده است(این باب ۲۷ روایت در بر دارد)، و نیز در جلد ج، ص: ۳۲۹ باب ۲۳ باب مستقلی تحت عنوان واجب بودن قضاء روزه والدین بر عهده پسر بزرگتر، و صحیح بودن نیابت از میت برای انجام روزههای قضاء میت[۷]،آمده است(این باب ۱۶ روایت دربر دارد). فاضل مقداد در کتاب التنقیح الرائع لمختصر الشرائع، ج، ص: ۱۶۹از شیخ صدوق (متوفی ۳۸۱) و شیخ طوسی ( متوفی ۴۶۰) نقل میکنند که قضاء نماز و روزه پدر توسط پسر بزرگتر واجب است.
امام صادق (علیه السلام) میفرمایند: اگر میت نماز و روزه قضاء بر ذمه داشته باشد، از بین ورثه آن کسی که سزاوارتر است به میراث، باید نماز و روزه میت را قضاء کند، و اگر ورثه زن باشد، [قضاء نماز میت بر او] واجب نیست؛ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الرَّجُلِ یَمُوتُ وَ عَلَیْهِ صَلَاهٌ أَوْ صِیَامٌ- قَالَ یَقْضِی عَنْهُ أَوْلَی النَّاسِ بِمِیرَاثِهِ- قُلْتُ فَإِنْ کَانَ أَوْلَی النَّاسِ بِهِ امْرَأَهً فَقَالَ لَا إِلَّا الرِّجَالُ[۸].
در روایت دیگری آمده است: اگر میت روزه قضاء داشته باشد، ورثه او باید به نیابت از او قضاء کنند؛ إِذَا مَاتَ الرَّجُلُ وَ عَلَیْهِ صَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ- فَلْیَقْضِ عَنْهُ مَنْ شَاءَ مِنْ أَهْلِهِ[۹].
امام کاظم (علیه السلام) از امام صادق (علیه السلام) سوال کردند، نماز و روزه نیابتی از میت صحیح است؟ حضرت در جواب فرمودند: بله صحیح است؛ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُ أَبِی جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع عَنِ الرَّجُلِ- هَلْ یَصْلُحُ لَهُ أَنْ یُصَلِّیَ أَوْ یَصُومَ عَنْ بَعْضِ مَوْتَاهُ- قَالَ نَعَمْ فَلْیُصَلِّ عَلَی مَا أَحَبَّ- وَ یَجْعَلُ تِلْکَ لِلْمَیِّتِ- فَهُوَ لِلْمَیِّتِ إِذَا جَعَلَ ذَلِکَ لَهُ[۱۰].
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: نماز، روزه و حج نیابتی و صدقه، نیکی و....به نیابت از میت صحیح است، و ثواب آن هم به میت میرسد و هم به نائب؛ الصَّادِقِ ع قَالَ: تَدْخُلُ عَلَی الْمَیِّتِ فِی قَبْرِهِ الصَّلَاهُ وَ الصَّوْمُ- وَ الْحَجُّ وَ الصَّدَقَهُ وَ الْبِرُّ وَ الدُّعَاءُ- وَ یُکْتَبُ أَجْرُهُ لِلَّذِی فَعَلَهُ وَ لِلْمَیِّتِ[۱۱].
امام صادق (علیه السلام):هر شخصی عمل صالحی به نیابت از میت انجام دهد، ثواب مضاعف به نائب میرسد، و میت نیز بهره مند میشود؛ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَنْ عَمِلَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ عَنْ مَیِّتٍ عَمَلًا صَالِحاً- أَضْعَفَ اللَّهُ أَجْرَهُ وَ یُنَعِّمُ بِذَلِکَ الْمَیِّتَ[۱۲].
البته نیابت از میت علاوه بر حکم شرع، مورد تایید عقل است؛ اگر نیابت استیجاری باشد در مقابل کار نیابتی که آن شخص انجام میدهد مزد میگیرد و کار معقولانهای است، و اگر نیابت تبرعی باشد، آن میت برگردن نائب حق داشته، و قدر دانی و سپاسگزاری از صاحب حق حکم عقل است.
نیابت از میت در اعتکاف، خمس، زکات، بدهکاریها
۳۱۲۵. اعتکاف به نیابت از میّت یا حی چه حکمی دارد؟
ج. اعتکاف به نیابت از میّت صحیح است و صحت آن به نیابت از حی محل تأمل است[۱۳].
-آنچه که برای میت نفع دارد خیرات و مبرات است و در درجه اول اداء دیون او مثل خمس و زکات و بدهکاریهای او به اشخاص و کفارات و مظالم و حج نیابتی برای او اگر در ذمه داشته باشد[۱۴]
استفتاءات
جایز است اجیر گرفتن برای نیابت از مردگان که نمازهای قضای آنها را مانند سایر عباداتشان، قضا نماید، کما اینکه تبرّعا نائب شدن از طرف آنها جایز است و نایب- چه اجیر باشد یا متبرّع- باید با عمل خود نیابت از کسی که نیابت از او نموده (میّت) و به جای عمل او بودن را قصد نماید و ذمۀ میّت خالی میشود و به وسیلۀ این کار تقرّب به خداوند برای او حاصل شده و بر این عمل ثواب داده میشود و معتبر است که تقرب کسی را که از او نیابت نموده است (میّت را) در کارش قصد نماید، نه تقرّب خود را، و برای خودش با این عمل عبادی تقرّبی حاصل نمیشود مگر آنکه در تحصیل کردن این تقرب برای منوب عنه (میّت) احسان کردن به او را به خاطر خداوند قصد نماید که در این صورت برای خود این نایب هم، قرب (به خداوند) حاصل میشود، مانند شخصی که در تبرّع چنین قصدی را بنماید، و امّا رسیدن ثواب به اجیر همانطوری که از بعضی از اخبار آشکار میشود برای محض تفضّل و لطف الهی است، و واجب است نائب در نیّت خود میّتی را که از او نیابت نموده است- هر چند اجمالا، مثل «میّت صاحب مال» و مانند آن- تعیین کند[۱۵].
س: من قادر بر خواندن نماز نیستم، آیا جایز است که شخصی به نیابت از من نماز بخواند؟ آیا فرقی بین این که نائب طلب اجرت کند و یا طلب اجرت نکند، وجود دارد؟
ج: شخص مکلف تا زنده است باید نمازهای واجبش را خودش، به هر نحو که میتواند، انجام دهد و نماز نائب چه با اجرت و چه بدون اجرت برای او مجزی نیست.
س: کسی که نماز استیجاری میخواند:
(۱) آیا گفتن اذان و اقامه و سلامهای سهگانه و تسبیحات اربعه به طور کامل بر او واجب است؟
(۲) اگر یک روز مثلًا نماز ظهر و عصر را بخواند و در روز بعد نمازهای پنجگانه را به طور کامل به جا آورد، آیا رعایت ترتیب لازم است؟
(۳) آیا در نماز استیجاری، ذکر خصوصیات میّت شرط است یا خیر؟
ج: ذکر خصوصیات میّت لازم نیست، و رعایت ترتیب فقط بین نمازهای ظهر و عصر و مغرب و عشاء شرط است، و هر گاه در عقد اجاره کیفیت خاصی بر اجیر شرط نشده باشد و کیفیت معهودی که اطلاق عقد اجاره به آن انصراف پیدا کند، هم وجود نداشته باشد، بر اجیر لازم است که نماز را با مستحباتی که انجام آن متعارف است بخواند، ولی واجب نیست که برای هر نمازی اذان بگوید[۱۶].
س - کسی که خودش نماز و روزۀ قضا دارد، آیا میتواند نماز و روزۀ استیجاری به عهده بگیرد و در صورت توانستن آیا از دو نفر هم میتواند قبول کند؟
ج- مانع ندارد[۱۷]
شرائط نائب در حج نیابتی
اوّل- بلوغ.
دوّم- عقل، بنابراین از دیوانه و لو اینکه ادواری باشد، در زمان دیوانگیش، صحیح نیست و نیابت شخص سفیه مانعی ندارد.
سوّم- ایمان.
چهارم- اطمینان به اینکه انجام میدهد، ولی معتبر نیست که بعد از احراز اصل انجام دادن، اطمینان به صحیح آوردن آن باشد، پس اگر بداند که انجام میدهد ولی شک کند که صحیح انجام میدهد یا نه؟ نایب گرفتن او صحیح است و لو اینکه- بنابر ظاهر- قبل از عمل باشد. ولی در این صورت، احتیاط آن است که اطمینان به صحیح انجام دادن او لازم باشد.
پنجم- آنکه افعال و احکام حج را بداند و لو اینکه در وقت هر عملی بوسیله ارشاد و هدایت معلمی.
ششم- آنکه در آن سال ذمهاش به حج واجبی مشغول نباشد کما اینکه گذشت.
هفتم- آنکه در ترک بعضی از اعمال حج معذور نباشد، و اکتفاء به تبرع انجام دادن شخص معذور هم دارای اشکال است[۱۸].
شبهه: قرآن کریم میفرماید: وَ لا تَزِرُ وازِرَهٌ وِزْرَ أُخْری[۱۹]: هیچکس بکیفر گناه دیگری نمیرسد و بار دیگری را بدوش نمیکشد، پس چرا نماز و روزههایی که والدین نخواندند، و قضاء شده است، بعد از مرگ آنها بر عهده پسر بزرگتر است؟
پاسخ: اولا شان نزول آیه (بنا بر نقلی) عبارت است از: کفار به پیامبر میگفتند: از ما اطاعت کن و اگر راه ما خطا باشد. گناه آن بگردن ماست، از اینرو این آیه نازل شد[۲۰]. یعنی در واقع مخاطب آیه کسانی بودند که دیگران را به انحراف میکشیدند و میگفتند گناه شما گردن ما است، قرآن در جواب میفرمایند گناه هر کسی گردن خودش است.
ثانیا: فرزند بزرگتر حبوه و ارث میگیرد(مباحث حبوه ذکر میشود)، حتی اگر حبوه مزد قضاء نماز و روزه نباشد، بین فرزند بزرگتر و سایر اولاد فرق گذاشته شده است، و دین او نسبت به والدین بیشتر است، این دین باید اداء شود.
ثالثا: والدین حقوق زیادی بر گردن فرزندان خود دارند، با انجام دادن عبادات قضاء شده والدین توسط فرزندان، مقداری از حقوق والدین اداء میشود.
شبهه: قرآن کریم میفرماید: وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعی[۲۱] برای انسان چیزی جز آنچه با سعی به دست آورده نیست، پس چرا در روایات سفارش شده است به جای میت نماز، روزه، حج........انجام دهید؟
پاسخ: روایاتی که در باب صدقه دادن و حج گزاردن و نماز خواندن از طرف مرده نقل شده اگر چه سعی خود مرده نیست و سعی دیگران است امّا گویی سعی خود مرده است چون جانشین و تابع اوست و به حکم دین مانند وکیلی است که به نیابت او کار میکند.[۲۲]
اقسام عبادات قضاء شده والدین
نماز قضاء غیر عمدی(عدم طغیان) پدر
وقتی پدر فوت کرد و نمازهایی از او قضاء شده بود، اگر قضاء شدن از روی طغیان و نافرمانی نباشد(از روی سهو، غفلت، نسیان، جهل، اضطرار) باشد، قضاء نمازهای پدر بر پسر بزرگتر واجب است:
امام خمینی (رضوان الله علیه): اگر پدر نماز و روزۀ خود را به جا نیاورده باشد، چنانچه از روی نافرمانی ترک نکرده و میتوانسته قضا کند، بر پسر بزرگتر واجب است که بعد از مرگش به جا آورد، یا برای او اجیر بگیرد..[۲۳]
آیت الله مکارم: بر پسر بزرگتر واجب است نمازهایی که از پدر فوت شده و از روی نافرمانی نبوده و توانایی بر قضا داشته، بعد از مرگ آنها به جا آورد.
آیت الله سیستانی: اگر پدر نماز خود را به جا نیاورده باشد و میتوانسته است قضا کند، چنانچه از روی نافرمانی ترک نکرده باشد، بر پسر بزرگترش بنا بر احتیاط، واجب است.
آیت الله صافی: اگر پدر به جهت عذری نماز یا روزهاش را به جا نیاورده باشد، بعد از فوت او بر پسر بزرگتر واجب است قضا نماید یا برای انجام آن اجیر بگیرد هر چند پدر نتوانسته قضا کند
آیت الله زنجانی: اگر پدر نماز خود را به جا نیاورده باشد و میتوانسته است قضا کند، بر پسر بزرگترش لازم است که اگر دیگری نماز پدر را به جا نیاورد، او به جا آورده یا دیگری را به نماز وادار کند یا برای او اجیر کند
آیت الله نوری: اگر پدر نماز خود را به جا نیاورده باشند و چنانچه میتوانستهاند قضا کنند، بر پسر بزرگتر واجب است که بعد از مرگ آنها به جا آورد، یا برای آنها اجیر بگیرد[۲۴]
آیت الله خوئی: اگر پدر نماز خود را به جا نیاورده باشد و میتوانسته است قضا کند بر پسر بزرگترش واجب است که بعد از مرگش به جا آورد، یا برای او اجیر بگیرد
نماز قضاء پدر از روی طغیان
وقتی پدر فوت کرد و نمازهایی از او قضاء شده باشد، اگر قضاء شدن از روی طغیان و نافرمانی باشد (از روی علم، عمد، اختیار و نافرمانی) باشد، بنا بر احتیاط قضاء نمازهای پدر بر پسر بزرگتر واجب است:
امام خمینی (رضوان الله علیه): اگر از روی نافرمانی هم ترک کرده باشد بر پسر بزرگتر واجب است قضاء کند.
رهبر معظم انقلاب (حفظه الله): اگر ترک نماز و روزه بر اثر طغیان باشد، قضای آنها بر پسر بزرگ واجب نیست. ولی در این صورت هم احتیاط در قضای آنها ترک نشود.
آیت الله مکارم: بر پسر بزرگتر واجب است نمازهایی که از پدرش فوت شده اگر از روی نافرمانی هم ترک کرده باشد، بنا بر احتیاط مستحب باید قضاء کند.
آیت الله صافی: بنا بر احتیاط اگر از روی نافرمانی هم ترک کرده باشد؛ پسر بزرگتر باید آن را قضا نماید یا برای او اجیر بگیرد.
آیت الله خوئی: بنا بر احتیاط هر چند از روی نافرمانی ترک کرده باشد بر پسر بزرگترش واجب است که بعد از مرگش به جا آورد، یا برای او اجیر بگیرد
آیت الله زنجانی: هر چند از روی نافرمانی ترک شده باشد، بر پسر بزرگترش لازم است قضاء کند
آیت الله نوری: نماز و روزهای که پدر و مادر از روی طغیان و تمرّد به جا نیاوردهاند بر پسر بزرگتر واجب نیست[۲۵]
روزه قضاء پدر
اگر پدر روزه قضاء داشته باشد، بنا بر فتوای برخی از مراجع قضاء آن توسط فرزند بزرگتر واجب است:
امام خمینی (رضوان الله علیه): و نیز روزهای را که در سفر نگرفته، اگر چه نمیتوانسته قضا کند، واجب است که پسر بزرگتر قضا نماید، یا برای او اجیر بگیرد
آیت الله مکارم: بر پسر بزرگتر واجب است روزههایی که از پدرش فوت شده و از روی نافرمانی نبوده و توانایی بر قضا داشته، بعد از مرگ آنها به جا آورد بلکه اگر از روی نافرمانی هم ترک کرده باشد، بنا بر احتیاط مستحب باید به همین طور عمل کند، هم چنین روزهای را که در سفر نگرفته هر چند توانایی قضای آن را پیدا نکرده، احتیاط آن است که پسر بزرگتر قضا نماید.
آیت الله نوری: اگر پدر روزۀ خود را به جا نیاورده باشند و چنانچه میتوانستهاند قضا کنند، بر پسر بزرگتر واجب است که بعد از مرگ آنها به جا آورد، یا برای آنها اجیر بگیرد و نیز روزهای که در سفر نگرفتهاند، اگر چه نمیتوانستهاند قضا کنند، احتیاط واجب آن است که پسر بزرگتر قضا نماید، یا برای آنها اجیر بگیرد[۲۶]
نماز و روزه قضاء شده مادر
بنا بر فتاوای برخی از مراجع قضاء نماز و روزه مادر بر پسر بزرگتر واجب است.
شبهه: بعضی از بانوان اشکال میکنند که چرا اسلام بین زن و مرد تفاوت قائل شده است، چرا بعد از مرگ والدین، قضاء نماز و روزههای پدر، توسط پسر بزرگتر واجب است، ولی قضاء نماز و روزه مادر واجب نیست ؟
جواب: اولا برخی از مراجع قضاء نماز و روزه مادر توسط پسر بزرگتر را واجب میدانند:
آیت الله مکارم: بر پسر بزرگتر واجب است نمازهایی که از مادرش فوت شده و از روی نافرمانی نبوده و توانایی بر قضا داشته، بعد از مرگ آنها به جا آورد ، هم چنین روزهای را که در سفر نگرفته هر چند توانایی قضای آن را پیدا نکرده، احتیاط آن است که پسر بزرگتر قضا نماید.
آیت الله صافی گلپایگانی: احتیاط واجب قضاء نمازهای فوت شده توسط پسر بزرگتر، بلکه در صورتی که وصیّت نکرده باشند و پسر هم نداشته باشند، احتیاط واجب این است که اکبر ذکور از اولیاء میّت نماز و روزۀ او را قضا کند و با نبود ذکور، اناث از آنها انجام دهند.
آیت الله خوئی: قضای نمازهای مادر بر او واجب نیست هر چند بهتر است.
آیت الله زنجانی: قضای نمازهای مادر بر او ظاهراً واجب نیست، بلکه مطابق احتیاط استحبابی است
آیت الله نوری: اگر مادر نماز و روزۀ خود را به جا نیاورده باشند و چنانچه میتوانستهاند قضا کنند، بنا بر احتیاط واجب بر پسر بزرگتر واجب است که بعد از مرگ آنها به جا آورد، یا برای آنها اجیر بگیرد و نیز روزهای که در سفر نگرفتهاند، اگر چه نمیتوانستهاند قضا کنند، احتیاط واجب آن است که پسر بزرگتر قضا نماید، یا برای آنها اجیر بگیرد[۲۷]
ثانیا: شهید ثانی در کتاب رسائل از برخی علماء نقل میکنند: اموالی مانند انگشتر، کتاب، لباس،.....(حبوه مینامند) به پسر بزرگتر تعلق میگیرد، این اموال در مقابل اداء قضاء نماز و روزههای پدر است، قضاء نمازپدربزرگ بر نوه واجب نیست زیرا حبوه به او تعلق نمیگیرد[۲۸]
ثالثا: آن روزی که این مادر دختر بود قضاء نمازهای پدرش بر او واجب نبود، امروز هم که آن دختر مادر شده، قضاء نمازهای ایشان بر دیگران واجب نیست، ولی این پدر آن روزی که پسر بزرگ خانواده بود، قضاء نمازهای پدرش بر او واجب بود، امروز هم که خودش پدر شده و فوت کرده است پسر بزرگش باید قضاء نمازهای او را به جا بیاورد.
حبوه
این حکم از مختصّات امامیّه است و نزد آنان «حبوه» نامیده میشود. شیخ مفید در اعلام، ص ۵۳- ۵۴ میگوید: «امامیه اجماع دارند که پسر بزرگتر در ارث بر پسران کوچکتر با شمشیر پدر و انگشتر و قرآن وی برتری مییابد، و اهل سنت بر خلاف این اجماع دارند ... سپس فقیهان در جنس محبوّ اختلاف کردهاند، همچنین در وجوب یا استحباب این حکم اختلاف کردهاند، چنان که در شرایط «محبوّله» [کسی که حبوه به وی تعلّق میگیرد] اختلاف کردهاند.
در مجمع البحرین آمده است: «حَبْوَه از «حبوت الرجلَ حبِاءً» به کسر والف ممدوده به معنای چیزی به وی بدون عوض اعطا نمودم، مشتقّ شده است. اسم مصدر آن «حُبوه» به ضمّ حاء میباشد». در قاموس آمده است: «حبی فلان» یعنی: به او بدون چشمداشت بخشید.
استفتاءات
قرآن و انگشتر و شمشیر میت و لباسی را که پوشیده یا برای پوشیدن گرفته و دوخته است اگر چه نپوشیده باشد مال پسر بزرگتر است و اگر میت از این چهار چیز بیشتر از یکی دارد، مثلًا دو قرآن یا دو انگشتر دارد چنانچه مورد استعمال است یا برای استعمال مهیا شده، مال پسر بزرگتر است.[۲۹]
- برخی تصوّر میکنند که فلسفه حبوه برای پسر بزرگتر این است که او قضای نمازها و روزههای پدر را باید انجام بدهد و در واقع حبوه عوض و اجرت عبادتهای مذکور است، آیا این سخن صحیح است؟ اگر صحیح باشد، در صورتی که پدر عبادت قضاشدهای نداشته باشد، آیا حبوه باید در بین تمام ورثه تقسیم شود؟
جواب: مسأله حبوه ارتباط صددرصد با مسأله قضای نماز و روزه ندارد؛ هرکدام حکم جداگانهای است.
- آیا موتور و اتومبیل یا دوچرخه سواری و ساعت مچی به عنوان حبوه محسوب میشود؟
جواب: هیچکدام از حبوه نیست.
- پدر بزرگوارمان در اثر سکته قلبی دار فانی را وداع گفته و از وی اموال منقول و غیر منقول و یک دستگاه پیکان به جای مانده است، پدر ابتدا با پای پیاده، سپس با اسب در روستاها در مساجد و منابر به ارشاد مردم مشغول بود، با توجّه به موقعیّت زمانی اسب را فروخت و پیکان فوق را خریداری نمود، آیا پیکان متعلّق به تمام اهل خانواده میباشد، یا به بنده که پسر ارشد خانواده هستم و بر حسب وظیفه شرعی باید قضای نماز و روزههای او را بجا آورم تعلّق میگیرد؟
جواب: مرکب جزء حبوه نیست و متعلّق به تمام ورثه میباشد.[۳۰]
- آیا تفنگ شکاری و ماشین سواری امروزه جای سلاح و مرکب زمان قدیم را میگیرد که جزء حبوه باشد و به فرزند بزرگ برسد؟
بسمه تعالی- ماشین سواری و تفنگ شکاری جزء حبوه حساب نمیشود، و اللّه العالم.
آیا پسر بزرگ کتابهای نفیس پدر، مانند بحار الانوار و جز آن، همچنین وسیلۀ نقلیۀ موتوری اختصاصی او را به عنوان حبوه میبرد یا خیر؟
[جواب]باسمه تعالی؛ کتابهای دیگر میت غیر از مصحف از حبوه نیست؛ و وسیلۀ نقلیۀ موتوری هم چنانچه ماشین باشد، از حبوه نیست، و اگر موتورسیکلت باشد، احوط در آن تصالح با سایر ورثه است، و الله العالم.[۳۱]
ج- آیا حبوه در غیر مورد لباس و قرآن و شمشیر و انگشتر، شامل وسائل شخصی مانند عصا و تسبیح میشود یا نه؟
ج- حبوه مازاد بر این چهار چیز را شامل نمیشود.[۳۲]
آیا حبوه ماشینی را هم که از ما ترک پدر باشد شامل میشود؟ و اسلحۀ شکاری یا دفاعی که ملک شخص میّت میباشد نیز جزء حبوه میباشد؟
ج- ماشین و اسلحۀ شکاری یا دفاعی از حبوه نیست[۳۳].
راهکارهای اقامه این فریضه
۱. تربیت اخلاقی فرزندان: وقتی فرزند صحیح تربیت شود، اولا خود او شخص صالحی میشود و اهل نماز و روزه و عبادات میشود و نسبت به عبادات بی تفاوت نمیشود، ثانیا نسبت به اعمال قضاء شده والدین خود بی تفاوت نمیشود، زیرا اعمال قضاء شده والدین را مانند اعمال خود میبیند، که اداء کردن آن واجب است.
۲. دانستن حکم شرعی: خیلی از افراد عالِم به این حکم نیستند و نمیدانند که قضاء نماز و روزه پدر بر پسر بزرگتر واجب است، و به خاطر جهل به این حکم قضاء نماز و روزه والدین را نمیخوانند، اگر متوجه بشوند که قضاء نماز و روزه والدین واجب است، قضاء آنها را انجام میدهند.
۳. کم توجهی به این فریضه توسط مبلغین و روحانیون در تبلیغ و منابر: این حکم یکی از احکام الهی است که نباید نسبت به بیان آن کوتاهی شود، و برای ترویج و تببین آن تلاش بیشتر شود.
۴. فعالیت رسانهای: متاسفانه در رسانهها این حکم بیان نمیشود، و مردم از این حکم آگاه نمیشوند، باید در رسانهها و مطبوعات نسبت به این فریضه توجه بیشتری بشود.
۵. تشویق عاملان این فریضه: باید افرادی که قضاء نماز و روزه والدین را انجام میدهند، در جامعه مطرح و تشویق بشوند، این کار که نوعی امر به معروف است، سبب میشود سایر افراد هم اقدام به خواندن قضاء نماز و روزه والدین کنند.
۶. ساماندهی نماز خوانان استیجاری؛ متصدیان امور دینی وظیفه دارند مکان معین و مشخصی برای مراجعه کنندگان نماز استیجاری قرار دهند، و نیز وظیفه دارند افراد صالح برای نیابت استیجاری تعیین کنند، وقتی نماز خوانان استیجاری ساماندهی شود، مردم بیشتر اعتماد کرده و برای خواندن قضاء نماز و روزه والدین به این اشخاص مراجعه میکنند.
۷. پیشگیری از قضاء شدن نماز: درست است که قضاء نماز و روزه والدین توسط پسر بزرگتر واجب است، ولی اگر والدین در زمانی که زنده هستند خودشان اعمال خود را در وقت بخوانند اثر و ثمره خیلی زیادی دارد، و بهتر است که اعمال خود را در وقت انجام دهند، و آن را به بعد از مرگ واگذار نکنند، زیرا اگر قضاء نماز و روزه والدین عمدی باشد ممکن است پسر بزرگتر آنها را اداء نکند و بگوید به علت اینکه والدین عمدا و از روی طغیان نماز و روزه خود را انجام ندادند، قضاء نماز و روزه را آنها را انجام نمیدهم.
استفتاءات
- مراد از پسر بزرگتر، بزرگترین پسری است که در هنگام مرگ پدر زنده باشد.
-اگر پسر بزرگتر شک دارد که پدر نماز و روزه قضا داشته یا نه ، چیزی بر او واجب نیست.
-اگر پسر بزرگتر بداند که پدرش نماز قضا داشته و شک کند که به جا آورده یا نه، بنا بر احتیاط واجب باید قضا نماید.
-اگر معلوم نباشد که پسر بزرگتر کدام است(تاریخ تولّد پسرها درست روشن نباشد) ، قضای نماز و روزۀ پدر بر هیچ کدام از پسرها واجب نیست. ولی احتیاط مستحب آن است که نماز و روزۀ او را بین خودشان قسمت کنند، یا برای انجام آن قرعه بزنند.[۳۴]
-کسی که خودش نماز و روزۀ قضا دارد، اگر نماز و روزۀ پدر هم بر او واجب شود، هر کدام را اول به جا آورد صحیح است.[۳۵]
-اگر پسر بزرگتر پیش از آن که نماز و روزۀ پدررا قضا کند بمیرد، بر پسر دوم چیزی واجب نیست.
س: اگر فرزند بزرگ میّت دختر و فرزند دوم او پسر باشد، آیا قضای نمازها و روزههای پدر و مادر بر این پسر واجب است؟
ج: ملاک واجب بودن قضای نماز و روزه پدر و مادر این است که فرزند مذکّر از دیگر اولاد ذکور میّت اگر میّت اولاد ذکور داشته باشد بزرگتر باشد، و در فرض سؤال قضای نماز و روزۀ پدر بر پسر که فرزند دوم پدر است، واجب است و قضای نماز و روزهای که از مادر فوت شده، نیز واجب است.
س: آیا اگر پسر بزرگ که قضای نماز پدر بر عهده اوست، فوت نماید، انجام آنها بر ذمۀ وارث پسر بزرگ است یا این که به پسر بعدیِ پدر (برادرِ پسر بزرگ) منتقل میشود؟
ج: قضای نماز و روزۀ پدر که بر پسر بزرگ واجب است، با فوت وی پس از فوت پدرش، بر پسر و یا برادر او واجب نمیشود.[۳۶]
منابع
قرآن کریم
استفتاءات (امام خمینی)، خمینی، سید روح اللّه موسوی، ۳ جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، پنجم، ۱۴۲۲ ه ق.
استفتاءات جدید (تبریزی)، تبریزی، جواد بن علی، دو جلد، قم - ایران، اول، هق.
استفتاءات جدید (مکارم)، شیرازی، ناصر مکارم، ۳ جلد، انتشارات مدرسه امام علی بن ابی طالب علیه السلام، قم - ایران، دوم، ۱۴۲۷ هق .
استفتاءات (بهجت)، گیلانی، فومنی، محمد تقی بهجت، ۴ جلد، دفتر حضرت آیه الله بهجت، قم - ایران، اول، ۱۴۲۸ هق.
تحریر الوسیله - خمینی، سید روح اللّه موسوی - مترجم: اسلامی، علی، ترجمه، ۴ جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، ۲۱، ۱۴۲۵ هق.
التنقیح الرائع لمختصر الشرائع، حلّی، مقداد بن عبد اللّه سیوری، ۴ جلد، انتشارات کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی - ره، قم - ایران، اول، ۱۴۰۴ ه ق.
توضیح المسائل (محشّی - امام خمینی)، خمینی، سید روح اللّه موسوی، ۲ جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، هشتم، ۱۴۲۴ ه ق .
الخلاف، طوسی، ابو جعفر، محمد بن حسن، ، ۶ جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، اول، ۱۴۰۷ هق .
جامع الأحکام (صافی)، گلپایگانی، لطف الله صافی، دو جلد، انتشارات حضرت معصومه سلام الله علیها، قم - ایران، چهارم، ۱۴۱۷ هق.
جوامع الجامع(تفسیر قرآن)، ترجمه، ناشر: بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی.
الدروس الشرعیه فی فقه الإمامیه، عاملی، شهید اول، محمد بن مکی، ۳ جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، دوم، ۱۴۱۷ هق.
رسائل الشهید الثانی (ط - القدیمه)، عاملی، شهید ثانی، زین الدین بن علی، در یک جلد، کتابفروشی بصیرتی، قم - ایران، اول، هق.
کشف الرموز فی شرح مختصر النافع، آبی، فاضل، حسن بن ابی طالب یوسفی، ۲ جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، سوم، ۱۴۱۷ هق.
وسائل الشیعه، عاملی، حرّ، محمد بن حسن، ۳۰ جلد، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم - ایران، اول، ۱۴۰۹ هق.
مجمع المسائل (للگلبایگانی)، گلپایگانی، سید محمد رضا موسوی، ۵ جلد، دار القرآن الکریم، قم - ایران، دوم، ۱۴۰۹ هق.
مجله فقه اهل بیت علیهم السلام (فارسی)، جمعی از مؤلفان، ۵۶ جلد، مؤسسه دائره المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت علیهم السلام، قم - ایران، اول، هق.
مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ترجمه، ناشر: انتشارات فراهانی، مکان چاپ: تهران، چاپ: ۱۳۶۰ ش تحقیق: رضا ستوده.
کتب برای مطالعه بیشتر
کتاب نماز(نماز استیجاری) امام خمینی (رضوان الله علیه)نشر: موسسه تنظیم و نشر آثار امام، زبان فارسی
مقالات برای مطالعه بیشتر
بررسی فقهی دریافت اجرت برای انجام عبادات، سجاد آذرباد، مبلغان سایبری ۱۴ خورشید
تاملی در فلسفه نماز و روزه استیجاری و پاسخ به شبهات، حجت الله حاجی کاظم، میقات
بررسی فقهی عبادات نیابتی، الهه علی آبادی، (پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم انسانی)
نیابت در عبادت، دانشنامه علوم اسلامی
پانویس
- ↑ وسائل الشیعه؛ ج، ص: 282
- ↑ احقاف/15
- ↑ لقمان/14
- ↑ اسراء/23
- ↑ وسائل الشیعه؛ ج، ص: 276
- ↑ باب اسْتِحْبَابِ التَّطَوُّعِ بِالصَّلَاهِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ جَمِیعِ الْعِبَادَاتِ عَنِ الْمَیِّتِ وَ وُجُوبِ قَضَاءِ الْوَلِیِّ مَا فَاتَهُ مِنَ الصَّلَاهِ لِعُذْرٍ
- ↑ بَابُ أَنَّهُ یَجِبُ أَنْ یَقْضِیَ أَکْبَرُ الْأَوْلَادِ الذُّکُورِ مَا فَاتَ الْمَیِّتَ مِنْ صِیَامٍ تَمَکَّنَ مِنْ قَضَائِهِ وَ لَمْ یَقْضِهِ فَإِنْ تَبَرَّعَ أَحَدٌ بِالْقَضَاءِ عَنْهُ جَازَ فَإِنْ لَمْ یَتَمَکَّنْ لَمْ یَجِبِ الْقَضَاءُ إِلَّا أَنْ یَفُوتَ لِسَفَرٍ وَ إِنْ کَانَ لَهُ مَالٌ تُصُدِّقَ عَنْ کُلِّ یَوْمٍ بِمُدٍّ
- ↑ وسائل الشیعه؛ ج، ص: 331
- ↑ وسائل الشیعه؛ ج، ص: 329
- ↑ وسائل الشیعه؛ ج، ص: 277
- ↑ وسائل الشیعه؛ ج، ص: 279
- ↑ وسائل الشیعه؛ ج، ص: 282
- ↑ استفتاءات (بهجت)؛ ج، ص: 440
- ↑ جامع الأحکام (صافی)؛ ج، ص: 54
- ↑ تحریر الوسیله - ترجمه، ج، ص: 415
- ↑ توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 839
- ↑ استفتاءات (امام خمینی)؛ ج، ص: 192
- ↑ تحریر الوسیله - ترجمه، ج، ص: 155
- ↑ انعام/164
- ↑ مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج9، ص: 39
- ↑ نجم/39
- ↑ جوامع الجامع، ج6، ص: 171
- ↑ توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 761 مسأله 1390
- ↑ توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 762
- ↑ توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 762
- ↑ توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 762
- ↑ توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 762
- ↑ رسائل الشهید الثانی (ط - القدیمه)؛ ص: 235
- ↑ توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 748
- ↑ استفتاءات جدید (مکارم)؛ ج، ص: 469
- ↑ استفتاءات جدید (تبریزی)؛ ج، ص: 413
- ↑ مجمع المسائل (للگلبایگانی)، ج، ص: 186
- ↑ استفتاءات (امام خمینی)، ج، ص: 445
- ↑ توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 763
- ↑ توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 765
- ↑ توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج، ص: 767







