فرهنگ مصادیق:شرکت در انتخابات حق یا تکلیف؟: تفاوت بین نسخهها
(←پانویس) |
(←منبع) |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ همین کاربر نمایش داده نشده است) | |||
| سطر ۴۳: | سطر ۴۳: | ||
تریبون مستضعفین | تریبون مستضعفین | ||
| − | <div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://alef.ir/vdcbwfb85rhbssp.uiur.html?153582 سایت جامعه | + | <div class="source"><span class="title">منبع:</span><span class="text"> [http://alef.ir/vdcbwfb85rhbssp.uiur.html?153582 سایت جامعه خبری تحلیلی الف] - تاریخ برداشت : ۹۴/۱۲/۰۵ </span></div> |
<div class="hold"> | <div class="hold"> | ||
<div class="return">بازگشت به [[حضور در انتخابات]] </div> | <div class="return">بازگشت به [[حضور در انتخابات]] </div> | ||
</div> | </div> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۸ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۱۸
مقدمه
هم حق و هم تکلیف مردم است که بیایند و سرنوشت کشورشان را بهدست خودشان معیّن کنند؛ زیرا که کشور متعلّق به مردم است. مردم باید بیایند و با انتخاب صحیح و آزادانه، قانونگذارانشان را در قوّهٔ مقنّنه معیّن کنند؛ مجریان خودشان را با ترتیبی که در قانون معیّن شده است، معیّن کنند. این حقّ مردم است و متعلّق به آنهاست؛ اما تکلیف هم هست.
انتخابات بعنوان مهمترین عرصه حضور مردم در صحنه تصمیم گیری برای تعیین سرنوشت خویش در جوامع مردم سالار شناخته میشود، در نتیجه، انتخاب نامزدهای مورد نیاز برای تصدی مسئولیتها اهمیتی معادل تعیین آینده یک نظام و مملکت را دارد.
در فقه امامیه تعیین سرنوشت مردم به دست خویش بعنوان یک اصل مسلم و غیر قابل خدشه پذیرفته شده است. در واقع مردم مختارند تا با ارادهٔ خویش و با تشخیص مصالح و مفاسد خود حاکمان جامعه را تعیین کنند و اموراتشان را اداره نمایند.
این امر در صدر اسلام و در زمان ائمه معصومین (علیهم السلام) و در طول دوران حاکمیت خلفای بنی امیه و بنی عباس و حتی بعد از آن، در بیعت مردم با خلفا متجلی میشد.
همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری یک عالم دینی و با به رأیِ عمومی گذاشتنِ مدل حاکمیتی نظام، این ارادهٔ مردمی به شکل جدیدی و در قالب رفراندوم متبلور گشت.
شکل گیری جمهوری اسلامی که نظامی مبتنی بر مردم سالاری دینی است، نمایانگر اهمیت اراده و تصمیم مردمانِ این سرزمین در تعیین سرنوشت خویش است. لذا از آن به بعد بطور متوسط هر ساله یک انتخابات برای تعیین رئیس جمهور، نمایندگان مجلس خبرگان رهبری، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، شورایهای اسلامی شهر و روستا و … برگزار گردیده است.
اما مسئله مورد اختلاف این است که آیا رأی دادن و شرکت در انتخابات حق مردم است یا تکلیف آنان؟ و این در حالی است که در مفهوم حق «اختیار» و در مفهوم تکلیف «الزام و اجبار» نهفته است.
اگر رأی دادن و شرکت در انتخابات حق مردم باشد، فرد میتواند از این حق خویش صرف نظر کند و رأی ندهد و در مقابل اگر رأی دادن تکلیف باشد، همه واجدین شرایط، مکلف و موظف به دادن رأی میباشند و نتیجتاً نمیتوانند از آن سرپیچی کنند.
در هر نظامی میزان اراده و نقش مردم در تعیین سرنوشت خویش و اختیار انتخاب حکمرانان متفاوت است. این تفاوت که غالباً از نوع جهان بینی مادی یا الهیِ حاکمیتها و طرز نگرش آنها نسبت به انسان و طبیعت نشأت میگیرد، موجب بروز اختلاف دیدگاه نسبت به حق یا تکلیف بودن حضور در انتخابات و شرکت در رأی گیری میشود. طبعاً نظام جمهوری اسلامی ایران که بر مبنای حاکمیت خدا و دین شکل گرفته است نیز چارچوبهای نظری و عملی خاص خود را که منطبق با ارزشها و هنجارهای مورد پذیرش اجتماع است، را دارد.
در اندیشه فقهای شیعه میان حقوق و تکالیف اجتماعی همواره تلازم وجود دارد. در حیات اجتماعی که قلمرو آن وسیع تر از زندگی فردی است، حقوق فردی افراد در اجتماع مبدل به حقوق اجتماعی میگردد و تعامل افراد در آن افزون بر حقوق فردی حقوق دیگری را ایجاد میکند. لازم حفظ کرامت انسانی، رعایت حقوق افراد در اجتماع بشری و تعهد سپاری در عدم تخطی از آن است.
بنابراین نمیتوان ملتزم شد که در جامعه همه دارای حقوق باشند؛ اما افراد حاضر در آن ملزم به رعایت حقوق یکدیگر نباشند. اثبات هرگونه حقی برای فرد در جامعه برای دیگران تکلیفی ایجاد میکند. حضرت علی (ع) در تبیین این حق چنین میفرمایند:
ثُمَّ جَعَلَ سُبْحَانَهُ مِنْ حُقُوقِهِ حُقُوقاً افْتَرَضَهَا لِبَعْضِ النَّاسِ عَلَی بَعْضٍ فَجَعَلَهَا تَتَکَافَأُ فِی وُجُوهِهَا وَ یُوجِبُ بَعْضُهَا بَعْضاً وَ لَا یُسْتَوْجَبُ بَعْضُهَا إِلَّا بِبَعْضٍ. ؛ پس، خدای سبحان برخی از حقوق خود را برای بعضی از مردم واجب کرد، و آن حقوق را در برابر هم گذاشت، که برخی از حقوق برخی دیگر را واجب گرداند، و حقّی بر کسی واجب نمیشود مگر همانند آن را انجام دهد.
در واقع، هرچند انسان از لحاظ تکوینی در انتخاب توحید و شرک یا خیر و شر آزاد آفریده شده ولی به لحاظ تشریعی این گونه وضعیتی ندارد. انسان نمیتواند در برابر قانون گذاری و تشریع الهی به آزادی تکوینی خویش استناد کند بلکه مکلف بودن وی بر انجام فرایض و قوانین دینی ریشه در حق انسانی او دارد. دین مداری و مکلف بودن وی بر انجام فرایض و قوانین دینی ریشه در حق انسانی او دارد.
در قضیه انتخابات و رأی در حکومت اسلامی همین معنا را میتوان یافت یعنی رأی هم حق است چون تعیین سرنوشت مردم را به خود مردم داده است و هم رأی دادن تکلیف میباشد. این تکلیف به این خاطر است که مردم با پذیرفتن اسلام به عنوان دین و مکتب مکلف میباشند که در تشکیل استمرار و رفع مشکلات نظام مطلوب اسلامی شرکت و تلاش کنند. آنان بر اساس اصول مربوط به امر به معروف و نهی از منکر تعاون اصلاح امور جامعه سبقت در خیر و نیکوکاری تبلیغ دین قطع ماده فساد و … در این تکلیف مداخله و مشارکت دارند. در قوانین جمهوری اسلامی ضمانت اجرای خاصی برای مکلف کردن مردم به شرکت در انتخابات و دادن رأی در نظر گرفته نشده ولی مذهب و معنویت میتواند ضمانت اجرایی خوبی در این رابطه باشد زیرا هنگامی که ولی فقیه و مراجع دینی شرکت در انتخابات را وظیفه شرعی و تکلیف دینی معرفی میکنند، مسلماً یک مسلمان به راحتی از آن سرپیچی نمیکند.
حضرت امام خمینی (ره) بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران، بارها ضمن تأکید بر تکلیف بودن شرکت در انتخابات، نتیجهٔ حضور مردم را حفظ نظام جمهوری اسلامی از تهدیدهای دشمنان دانستهاند و با توجه به اینکه حفظ نظام اسلامی نیز طبق دیدگاه ایشان از اوجب واجبات است در نتیجه میتوان دریافت که حضور در انتخابات و شرکت در آن نه تنها یک وظیفه اجتماعی است بلکه از واجبات دینی و شرعی نیز به حساب میآید.
در زیر بخشی از فرمایشات امام راحل در این زمینه میآید
-امروز شرکت در انتخابات ریاست جمهور نه فقط یک وظیفه اجتماعی و ملی است، بلکه یک وظیفه شرعی اسلامی و الهی است که شکست در آن، شکست جمهوری اسلامی است، که حفظ آن بر جمیع مردم از بزرگترین واجبات و فرایض است و وسوسه در آن از شیطان بلکه عمال شیطان بزرگ است.
-انتخابات سرنوشت حتی شمایی که در آنجا هستید را تعیین میکند. یک امری که سرنوشت آحاد ملت در دست اوست، وظیفه آحاد ملت است که در آن دخالت کند، مربوط به یک قشری، دون قشری نیست، همه باید در این دخالت بکنند.
-مردم هم خودشان مکلفند به اینکه هم شرکت کنند در انتخابات. نروند کنار، تکلیف است، حفظ اسلام است، رفتن کنار خلاف تکلیف است، خلاف مصالح اسلام است.
-به یاری خداوند متعال، ملت شریف ایران با حضور گسترده خود انتخابات را در موعد مقرر و با قدرت و قاطعیت برگزار میکنند؛ و مطمئناً در زیر موشک و بمب هم اگر قرار بگیرند، به پای صندوقها میروند و به تکلیف شرعی و الهی خود عمل خواهند نمود.
رهبر حکیم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنهای (مدظله العالی) نیز همچون بنیانگذار انقلاب اسلامی بر ارتباط و تلازم حق و تکلیف شرکت در انتخابات تأکید ورزیده و اهمیت آن را از دو جهت ذکر کردهاند:
جهت اول: نا امید شدن دشمنان از طراحیها و خنثی شدن توطئههای آنان . در نتیجه حفظ نظام اسلامی، که از این جهت حضور یک تکلیف تلقی میشود؛
جهت دوم: مردم با انتخاب صحیح و آزادانه، قانونگذارانشان را در قوّهٔ مقنّنه معیّن کنند و مجریان خودشان را با ترتیبی که در قانون معیّن شده است، معیّن کنند و لذا از این جهت، حق افراد به حساب میآید.
انتخابات دورهی پنجم در پیش است و مردم باید شرکت کنند. وظیفه و تکلیف شرعی است.
ما گفتیم، بازهم تکرار میکنیم: شرکت و حضور در انتخابات برای مردم، هم یک فریضهٔ سیاسی است، هم یک فریضهی دینی است. این مثل این است که یک انسانی بدن خودش را با ویتامین و با غذاهای مقوی تقویت کند؛ وقتی بدن تقویت شد، میکروبها دیگر نمیتوانند در او نفوذ کنند؛ دشمنی هم اگر حمله کرد، میتواند از خودش دفاع کند. این، مهمترین مسئله در باب انتخابات است؛ یعنی حضور مردم.
مردم هم بایستی بگردند و در همین فرصتی که تا انتخابات باقی است، بهعنوان یک وظیفه شرعی و اخلاقی، نامزدهایی را پیدا کنند که وقتی در محضر خدا از آنها سؤال میشود که چرا تو این آقا یا این خانم را به قوه مقنّنه فرستادی، بتواند جواب بدهد و بگوید برای این مصلحت. انتخابات، وظیفه است. انتخابات، یک کار بزرگ و یک اقدام شرعی و یک اقدام خدایی است؛ بگردید آدمهای مناسب را برای این کار مهم پیدا کنید.
ملت عزیز ایران، انتخابات را باید اوّلًا به عنوان یک تکلیف الهی و یک تکلیف اسلامی محاسبه کند کسانی هم که به مسائل دینی توجه نداشته باشند، باید به چشم یک تکلیف وجدانی و ملّی به آن نگاه کنند .
هم حق و هم تکلیف مردم است که بیایند و سرنوشت کشورشان را بهدست خودشان معیّن کنند؛ زیرا که کشور متعلّق به مردم است. مردم باید بیایند و با انتخاب صحیح و آزادانه، قانونگذارانشان را در قوّهٔ مقنّنه معیّن کنند؛ مجریان خودشان را با ترتیبی که در قانون معیّن شده است، معیّن کنند. این حقّ مردم است و متعلّق به آنهاست؛ اما تکلیف هم هست. اینطور نیست که یکی بگوید من نمیخواهم از این حقّم استفاده کنم؛ نه، سرنوشت نظام بستهٔ به احقاق و استنقاذ این حقّ است؛ این تکلیف است؛ باید همه شرکت کنند. نظام جمهوری اسلامی توانسته است این حق را در اختیار مردم بگذارد؛ اما در گذشته ما این حق را نداشتیم. در نظامهای گذشته، مردم از استفاده از چنین حقّی محروم بودند. نظام جمهوری اسلامی این حق را داده است.
انتخابات، مظهر حضور مردم است. انتخابات، هم حقّ مردم و هم وظیفهٔ آنهاست. حقّ مردم است؛ برای اینکه بیایند و مدیر اجرایی کشور را انتخاب کنند. تکلیف مردم است؛ چون با حضور شما، نظام تقویت پیدا میکند؛ اسلام عزیز میشود؛ حاکمیت اسلام در دنیا سرافراز میگردد و توطئهٔ دشمن- که اسلام را به جدایی از آراء مردم متّهم میکند- باطل میشود. حضور شما میتواند دفاع از اسلام و کشور و انقلاب محسوب شود.
مبنای مردمسالاری دینی با مبنای دمکراسی غربی متفاوت است. مردمسالاری دینی- که مبنای انتخابات ماست و برخاستهٔ از حق و تکلیف الهیِ انسان است- صرفاً یک قرارداد نیست. همهٔ انسانها حق انتخاب و حق تعیین سرنوشت دارند؛ این است که انتخابات را در کشور و نظام جمهوری اسلامی معنا میکند. این، بسیار پیشرفتهتر و معنادارتر و ریشهدارتر از چیزی است که امروز در لیبرال دمکراسی غربی وجود دارد؛ این از افتخارات ماست؛ این را باید حفظ کرد.
نتیجه گیری
بنابراین نمیتوان ملتزم شد که در جامعه همه دارای حقوق باشند؛ اما افراد حاضر در آن ملزم به رعایت حقوق یکدیگر نباشند. اثبات هرگونه حقی برای فرد در جامعه برای دیگران تکلیفی ایجاد میکند.
بر همین مبنا ضمن تأکید بر حق افراد برای شرکت در انتخابات باید گفت که اگرچه رأی دادن برای تک تک افراد بعنوان حقی شمرده میشود، اما با در نظر گرفتن جایگاه افراد در یک نظام اسلامی، حضور در انتخابات به لحاظ ارتباط این حق با حقوق دیگران و نیز از جهت حفظ نظلم اسلامی از خطرات و تهدیدات، در عین یک تکلیف و وظیفه نیز قلمداد میشود.
منبع
تریبون مستضعفین







