فرهنگ مصادیق:تولید کالای مورد نیاز: تفاوت بین نسخهها
(اصلاح ارقام) |
جز (Golafshan صفحهٔ تولید کالای مورد نیاز را به فرهنگ مصادیق:تولید کالای مورد نیاز منتقل کرد) |
(بدون تفاوت)
| |
نسخهٔ ۱۶ آذر ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۱۵
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
مصادیق مرتبط
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پایگاههای اینترنتی مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده : نفیسه ابراهیمزاده انتظام
محتویات
بیگانگی طولانیمدت آموزش و پرورش با تولید ناخالص ملی
مقدمه
مشاور کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس روز گذشته در گفتوگو با رسانهها از کاهش سهم آموزش و پرورش از تولید ناخالص ملی نسبت به سال ۹۲ و در پی رشد نقدینگی در همین مدت خبر داد. این در حالی است که آموزش و پرورش در ایجاد ارزش افزوده، افزایش بهرهوری و نقشآفرینی در افزایش سرانه تولید ناخالص داخلی نیز در مقام انفعال قرار دارد و در مختصات اجتماعی مانند جزیرهای منفک از سایر دستگاهها عمل میکند و نسبت به نقشهای اقتصادی خود در فرآیند پیشرفت ملی مسئولیت نمیپذیرد که این مسئله در عمل در تناقض با بخش اقتصاد آموزش و پرورش در برنامه پیشنهادی دولت در زمینه آموزش و پرورش است.
ارتباط میان آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد حاکمیتی و در طول سایر دستگاهها، برای پیشبرد اهداف نظام، با تولید ناخالص ملی یک بده و بستان مستمر است. به عبارت دیگر باید میان نظام تعلیم و تربیت و سرانه تولید ناخالص ملی یک بده و بستان مستمر وجود داشته باشد که به این دو صورت تعریف میشود: «سهم آموزش و پرورش در تولید ناخالص ملی و سهم آموزش و پرورش از تولید ناخالص ملی». این در حالی است که در کشور ما این ارتباط قطع و در بهترین حالت یکطرفه به نفع سهم آموزش و پرورش از تولید ناخالص ملی در جریان است. به بیان دیگر همه پذیرفتهاند که سرمایهگذاری از تولید ناخالص ملی در آموزش و پرورش لزوماً دارای بازده نخواهد بود. پس بهرغم اظهارات مدیران اجرایی بودجه آموزش و پرورش را یک بودجه هزینهای صرف در نظر میگیرند و سراغ ایدئالهای تحقق اقتصاد مقاومتی در این حوزه نمیروند. با این نگاه انتظارات از این دستگاه عریض و طویل کم میشود و بسیاری از کمکاریها زیر سایه کسری بودجه توجیه میشوند.
از طرف دیگر روز گذشته ابراهیم سحرخیز، مشاور کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس اعلام کرد: همزمان با طرح مفهوم توسعه انسانی در ادبیات توسعه، نشانگرهایی مانند امید به زندگی، سطح آموزش و بهبود زندگی، دولتها و جوامع جهانی را بر آن داشت تا باز مهندسی جدیدی را در حوزه رشد و توسعه اقتصادی جستوجو کنند.
وی با بیان اینکه همبستگی بالا بین تولید سرانه و سطح تحصیلات رسمی پشتوانه معتبری برای توجیه تخصیص حدود ۶ درصد از درآمد ناخالص ملی جهان به امر آموزش و پرورش است، ادامه داد: برخی اقتصاددانان بزرگ دنیا معتقدند از منظر اقتصادی، به ازای هر یک واحد سرمایهگذاری در آموزش، چهار برابر ارزش افزوده تولید میشود که این رقم در دوره آموزش ابتدایی گاهی تا هشت برابر نیز قابل افزایش است.
پیوند GDP و آموزش و پرورش در مرز هشدار
سحرخیز افزود: اما واقعیت این است که افزایش تقاضا برای آموزش و بالا رفتن پوشش تحصیلی، اقتصاد آموزش و پرورش را در برخی کشورها از جمله ایران به چالشی بزرگ برای مدیران این نهاد مولد سرمایه انسانی ـ اجتماعی مبدل ساخته است که گاهی برای برونرفت از آن به تصمیماتی شتابزده متوسل میشوند که نه تنها در عمل از افزایش بهرهوری و مدیریت در منابع خبری نیست بلکه کیفیت آموزش، بهرهوری و در نهایت دسترسی برای آموزش و عدالت تربیتی را مورد تهدید جدی قرار میدهد. وی با بیان اینکه بررسی برخی نشانگرها حکایت از آن دارد که آموزش و پرورش از همراهی و مساعدت شایستهای از سوی دولت برخوردار نیست و تا رسیدن به تراز کشورهای منطقه راه زیادی را در پیش دارد، اضافه کرد: سهم آموزش و پرورش از تولید ناخالص ملی از رقم کمتر از ۳ درصد در بهمن ماه ۱۳۹۲(مصاحبه معاون توسعه مدیریت و امور پشتیبانی فعلی وزارت آموزش و پرورش با یک خبرگزاری در تاریخ اول بهمنماه ۱۳۹۲) به کمتر از یک درصد در سالجاری رسیده است که رشد سه برابری حجم نقدینگی در کشور طی سه سال اخیر از جمله علل موجده آن است. علاوه بر این آموزش و پرورش با این درد مزمن مواجه است که در آن ارتباط پولی که وارد آموزش و پرورش میشود با اهداف حاکمیت تأمین نمیشود. به عنوان مثال آموزش و پرورش ما برای حوزه اشتغال کشور چه نوع نقشآفرینی مثبتی داشته یا دارد؟ این با صرف مشارکت گرفتن از مردم حل نشده است و فرزندان بسیاری از پدرانی که برای تحصیل فرزندانشان پول خرج کردهاند، الان بیکارند. عادل پیغامی، عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) و عضو کمیسیون تعلیم و تربیت شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز در مورد خدمات ناقص آموزش و پرورش به حاکمیت به رغم هزینههایی که از کشور میگیرد به «جوان» میگوید: ما طرفدار افزایش منابع در اختیار آموزش و پرورش هستیم. درصد منابع مالی که برای بودجههای عمومی کشور به آموزش و پرورش داده شود باید افزایش پیدا کند. اما بحث دوم این است که همین اندازه بودجهای که آموزش و پرورش میگیرد هم اثربخش و کارآمد مصرف نمیشود. یکی از دلایلش میتواند سیکل سیاست زده و سیاسی باشد که در مدیریت آموزش و پرورش حاکم است.
سرمایهگذاری فشل بهرهوری ناقص
همچنین گزارشهای جهانی نشان میدهد میانگین سهم آموزش و پرورش کشورها از تولید ناخالص داخلی، کمی بالاتر از ۵ درصد است و جالب اینکه برخی کشورهای فقیر که اقتصاد کوچکی دارند، درصد بیشتری از تولید ناخالص داخلی خود را صرف آموزش میکنند، به عنوان مثال کوبا در سال ۲۰۱۰، ۱۲ درصد از تولید ناخالص داخلی را به امر آموزش اختصاص داد. تولید ناخالص داخلی کوبا در سال ۲۰۱۰ حدود ۵۷/۵ میلیارد دلار بوده و حدود ۷ میلیارد دلار از آن را به امر آموزش اختصاص داده که بسیار قابل تحسین است. ژاپن نیز در سال ۲۰۱۰، ۳/۸ درصد از تولید ناخالص خود را صرف آموزش کرد. تولید ناخالص داخلی این کشور در این سال معادل ۵/۸ هزار میلیارد دلار بوده که ۳/۸ درصد آن صرف آموزش شده است. با یک حساب ساده معلوم میشود که هزینه آموزش و پرورش ژاپن در سال ۲۰۱۰ حدود ۲۲۰ میلیارد دلار و هزینه آموزش و پرورش ایران در آن سال حدود ۱۰ میلیارد دلار بوده است یعنی بودجه آموزشی ژاپن ۲۲ برابر ایران است. بودجه اندک آموزش و پرورش ایران، فقط کفاف این را میدهد که اتاقی را تبدیل به کلاس کنیم و ۳۰ -۴۰ دانشآموز را روی نیمکتهای چوبی بنشانیم و معلمی بیانگیزه و از نظر مالی ضعیف را سرکلاس بفرستیم. در چنین شرایطی بیش از ۹۲ درصد بودجه جاری آموزش و پرورش صرف پرداخت حقوق و مزایای پرسنل و به زبان بودجهای، اعتبارات فصل اول میشود و پول چندانی برای هزینه کردن در بخش سایر فصول و کیفیت بخشی باقی نمیماند. این یک تنگنای واقعی است. طبیعی است از این میزان سرمایهگذاری در آموزش و پرورش تا چه حد بازده میتوان انتظار داشت و افزایش مشارکتهای مردمی نیز نشانی اشتباهی است که برای نادیده گرفته شدن این اجحاف در حق نظام تعلیم و تربیت داده میشود و سر بسیاری از منتقدان به آن گرم میشود.
گفتنی است، ارزش افزوده تولید شده توسط عوامل و بخشهای مختلف اقتصادی یک ملت، برای یک دوره زمانی (مثلاً یکساله)، بیانگر تولید ناخالص ملی آن کشور (ملت) است. در واقع تولید ناخالص ملی، ارزش مجموع کالاهای تولیدی و خدمات نهایی، که توسط یک نظام اقتصادی در سراسر دنیا و در یک سال معین تولید شده است را بیان میکند که آموزش و پرورش نیز میتواند در دسته این خدمات تعریف شود.
منبع
روزنامه جوان







