فرهنگ مصادیق:انصاف - پژوهه: تفاوت بین نسخهها
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
جز (Fayzi صفحهٔ انصاف - پژوهه را به فرهنگ مصادیق:انصاف - پژوهه منتقل کرد) |
(بدون تفاوت)
| |
نسخهٔ ۱۶ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۵۶
نویسنده : علی اکبریان تبریزی
کلمات کلیدی : انصاف، عدالت، حقیقت
محتویات
مقدمه
انصاف که از زیباترین خصلتهای اخلاقی است به معنای عدالتورزی و اجرای قسط و اقرار به حقوق مردم و ادای آنهاست و این که هر خیری را برای خود میخواهم برای دیگران هم بخواهم و هر زیان و ضرری که برای خود نمیپسندم برای دیگران هم نپسندم.[۱]
انصاف از دیدگاه قرآن
برخی از مردم در مقام سخن یا ادای شهادت چنانچه منافع خود یا نزدیکان خود را در معرض خطر ببینند به سادگی حاضر نیستند حقیقت را بگویند. از این رو خداوند در قرآن مجید میفرماید :
«هنگامی که سخن میگویید عدالت را رعایت کنید حتی اگر در مورد نزدیکانتان بوده باشد و به عهد خدا وفا کنید. این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش میکند تا متذکر شوید»[۲]
و در جای دیگر میفرماید :
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! به طور جدّی در پاسداری از عدالت برخیزید و برای خدا گواهی دهید اگرچه [این گواهی] به زیان خود شما یا پدر و مادر یا نزدیکان شما بوده باشد. برای هر کس که شهادت میدهد چه غنی باشد یا فقیر، خدا سزاوارتر است که از آنها حمایت کند. بنابراین از هوی و هوس پیروی نکنید که از حق منحرف خواهید شد و اگر حق را تحریف کنید و یا از اظهار آن اعراض نمایید خداوند به آنچه انجام میدهید آگاه است.»[۳]
انصاف از دیدگاه روایات
در روایات نیز سفارش زیادی دربارهٔ رعایت انصاف شده است که به بعضی از آنها اشاره میشود .
مکارم اخلاق
مردی خدمت رسول خدا(ص) رسید و گفت: مرا از مکارم اخلاق آگاه کن. پیامبر اکرم(ص) فرمود :
«مکارم اخلاق عبارت است از :عفو کردن کسی که به تو ستم کرده است. پیوند با کسی که از تو بریده است. بخشش به کسی که تو را محروم کرده است.
حقگویی گرچه به ضرر خودت باشد.»[۴]
علامت ایمان
پیامبر اکرم(ص) یکی از نشانههای مؤمن واقعی را انصاف دانسته و میفرماید: «کسی که با فقیر، همدردی کند و در باره مردم با انصاف باشد مؤمن واقعی است.»[۵]
وسیله کسب عزّت
امیر مؤمنان علی(ع) میفرماید:
«هر کس با مردم به انصاف رفتار کند خداوند بر عزتش بیفزاید».[۶]
بهترین اعمال
امام صادق(ع) میفرماید :
« بالاترین اعمال سه چیز است :رعایت انصاف نسبت به مردم تا آنجا که هر چه برای خود دوست داری برای آنان نیز دوست بداری .مواسات نمودن با برادرت در مال، یاد خدا در هر حال..»[۷]
وسیله قرب به خدا
امام صادق(ع) میفرماید :
«سه دستهاند که در روز قیامت از دیگران به رحمت خدا نزدیکترند تا از حساب خلق فارغ شود :کسی که در هنگام خشم، قدرتش او را به ستم کردن به زیردستانش دعوت نکند. کسی که هنگام قضاوت بین دو نفر به اندازه یک جو به هیچ طرف گرایش پیدا نکند .کسی که حق را بگوید؛ خواه به ضرر او باشد یا به سود او.»[۸]
فرمان امیر مؤمنان(ع) به مالک اشتر
حضرت علی(ع) در فرمان خود به مالک اشتر میفرماید :
«نسبت به خدا و بندگانش انصاف را از دست مده و نسبت به اطرافیان و خانواده و زیر دستانت انصاف داشته باش که اگر انصاف، پیشه خود نسازی ستم کردهای و کسی که به بندگان خدا ستم کند خدا دشمن اوست و کسی که خدا دشمن او باشد دلیلش را باطل میسازد [عذرش را نمیپذیرد] و چنین شخصی با خدا در جنگ است مگر آنکه دست از ستم بردارد و توبه کند.»[۹]
سختترین تکالیف الهی
رعایت انصاف کاری دشوار است و انسان باید به آن اهمیّت بدهد. امام صادق(ع) در حدیثی فرمود :
«آیا شما را به سختترین چیزی که خدا بر خلقش واجب کرده آگاه نسازم؟ و آنگاه سه موضوع را بیان کرد که نخستین آنها از انصاف دادن به مردم است.»[۱۰]
یکی از دوستان و یاران امام صادق(ع) نامهای که در آن برخی از مسائل مورد نیاز خود را سؤال کرده بود به همراه شخصی به نام عبد الاعلی که عازم مدینه بود خدمت آن بزرگوار فرستاد و در ضمن از آن شخص (عبد الاعلی) خواسته بود که به طور شفاهی حقوقی را که یک نفر مسلمان بر سایر مسلمانان دارد بپرسد .
عبد الاعلی میگوید: خدمت امام صادق(ع) شرفیاب شدم و نامه را تسلیم حضرت کردم و سؤالی که در باره حقوق برادران دینی داشتم مطرح ساختم اما بر خلاف انتظار، امام صادق(ع) به همه سؤالها جواب داد جز دربارهٔ حقوق برادر مسلمان بر برادر مسلمانش .
هنگامی که خواستم از مدینه خارج شوم برای خداحافظی به محضر امام صادق(ع) شرفیاب شدم و عرض کردم: به سؤال من پاسخ ندادید؟ فرمود :میترسم حقیقت را بگویم و شما عمل نکنید و از دین خدا خارج شوید .آنگاه فرمود:
«از جمله سختترین تکالیف الهی در باره بندگان خدا سه چیز است: اول، رعایت عدل و انصاف میان خود و دیگران، بطوریکه با برادر مسلمان خود آنچنان رفتار کند که دوست دارد او با وی چنان رفتاری داشته باشد.
دوم، آنکه مال خود را از برادران مسلمان مضایقه نکند و با آنها به مواسات رفتار نماید .
سوم، در هر حال به یاد خدا باشد و مقصود از یاد کردن خدا این نیست که پیوسته سبحان اللّه و الحمد للّه بگوید بلکه مقصود این است که اگر با کار حرامی مواجه شد خدا را در نظر بیاورد و آن کار را انجام ندهد.»[۱۱]
انواع انصاف
انصاف دارای انواع و اقسام متعددی است که در اینجا به چند مورد به عنوان نمونه اشاره میشود:
انصاف در سخن
انسان باید به سخنان دیگران آن گونه بنگرد که به سخنان خویش مینگرد و از آن همانگونه دفاع کند که از سخن خویش دفاع میکند و به تعبیر دیگر طالب حق باشد و آن را در نزد هر کس و هر جا بیابد پذیرا شود؛ هر چند گوینده حق، یک فرد عادی و او عالمی بزرگ و پرآوازه باشد.
انصاف که در روایات اسلامی از آن ستایش فراوان شده به معنی یکسان نگریستن به منافع خویش و دیگران است و یکی از شاخههای آن انصاف در سخن میباشد. در حدیث معروفی میخوانیم که امام صادق(ع) فرمود: «برترین اعمال سه چیز است: رعایت انصاف در حق مردم نسبت به خویشتن تا آنجا که چیزی را برای خود نخواهی مگر اینکه همانندش را برای آنها بخواهی و مواسات با برادر دینی در مال و ذکر خدا در هر حال.»[۱۲]
انصاف در عمل
امیرالمومنین علی(ع) در نامهای به مالک اشتر در این مورد میفرماید: «با خدا و با مردم، با خویشاوندان نزدیک و با افرادی از رعیّت خود که آنان را دوست داری انصاف را رعایت کن...»[۱۳]
انصاف در قضاوت
رعایت انصاف در زندگی انسان مراحلی دارد که هر شخصی در هر موقعیتی که قرار گرفته باشد باید به تناسب آن موقعیت، انصاف را رعایت کند. چه بسا که رعایت نکردن انصاف، دنیا و آخرت انسان را تباه سازد و مهمترین مورد رعایت انصاف در مقام قضاوت است. کسی که بر کرسی قضاوت و حکومت مینشیند باید جز حق و حقیقت چیز دیگری را منظور ندارد. اگر تحت تأثیر دیگران قرار گیرد و یا به خاطر خویشاوندی و دوستی به یکی از طرفین دعوی متمایل شود مسلّما از مسیر عدالت و انصاف منحرف شده و بر خلاف «ما انزل اللّه» حکم خواهد کرد و کسی که بر خلاف حکم خداوند داوری کند از ستمکاران و فاسقان و کافران است. خداوند در قرآن کریم میفرماید :
«آنها که به احکامی که خدا نازل کرده حکم نمیکنند کافرند.»[۱۴]
«هر کس به احکامی که خدا نازل کرده حکم نکند ستمگر است.»[۱۵]
«کسانی که بر طبق آنچه خدا نازل کرده حکم نمیکنند فاسقاند.»[۱۶]
اگرچه هرگاه سخن از قضاوت و شرایط قاضی و اهمیت آن در اسلام به میان میآید ذهن انسان متوجه قضاتی که در مراحل عالی قضاوت قرار گرفتهاند میشود ولی قضاوت منحصر به قاضی رسمی و منصوب از طرف امام یا نایب امام نیست؛ زیرا حکم کردن شامل مواردی که به نظر ما جزئی و کم اهمیت میآید نیز میشود.[۱۷]
پانویس
- ↑ انصاریان، حسین؛ زیباییهای اخلاق، بخش شانزدهم، ص382.
- ↑ انعام 152.
- ↑ نساء 135. به نقل از کتاب نقطههای آغاز در اخلاق عملی، نوشته آیت الله مهدوی کنی.
- ↑ مجلسی محمد باقر؛ بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار ، تهران ، دارالکتاب اسلامیه ، 1364 ، نوبت دوم، ج66، ص369.
- ↑ همان، ج72، ص25.
- ↑ همان، ص33.
- ↑ همان، ص31.
- ↑ همان، ص370.
- ↑ سید رضی؛ نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم ، موسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمومنین، بهار 84 ، نوبت 26، نامه 53.
- ↑ «أَ لَا أُخْبِرُکُمْ بِأَشَدِّ مَا فَرَضَ اللَّهُ عَلَی خَلْقِهِ- فَذَکَرَ ثَلَاثَةَ أَشْیَاءَ أَوَّلُهَا إِنْصَافُ النَّاسِ مِنْ نَفْسِک».
- ↑ «إِنَّ مِنْ أَشَدِّ مَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَی خَلْقِهِ ثَلَاثاً- إِنْصَافُ الْمَرْءِ مِنْ نَفْسِهِ- حَتَّی لَا یَرْضَی لِأَخِیهِ مِنْ نَفْسِهِ إِلَّا بِمَا یَرْضَی لِنَفْسِهِ مِنْهُ- وَ مُوَاسَاةُ الْأَخِ فِی الْمَالِ- وَ ذِکْرُ اللَّهِ عَلَی کُلِّ حَالٍ لَیْسَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ- وَ لَکِنْ عِنْدَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِ فَیَدَعُه».
- ↑ همان، ص31.
- ↑ سید رضی؛ نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، تهران ، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی ، 1387 ، نوبت 14، نامه. 53.
- ↑ «وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِماَ انْزَلَ اللّهُ فَاولئِکَ هُمُ الْکاَفِرُونَ». مائده 44.
- ↑ «وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِماَ أنْزَلَ اللّهُ فَاولئِکَ هُمُ الظّاَلِمُونَ». مائده 45.
- ↑ «وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِماَ انْزَلَ اللّهُ فَاولئِکَ هُمُ الْفاَسِقُونَ». مائده 47.
- ↑ آیت الله مهدوی کنی؛ نقطههای آغاز در اخلاق عملی.







