کتابخانه:حج و عمره در آیینه فقه مقارن: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
(جایگاه قنوت در نماز)
(اقتدا به شخص مخالف در فروع‌)
سطر ۵۴۷: سطر ۵۴۷:
 
بسمله قبل از سوره را جهراً قرائت کند؟<br/>
 
بسمله قبل از سوره را جهراً قرائت کند؟<br/>
 
جواب: اختلاف در فروع اثری در صحت [[نماز]] مأمومین ندارد؛ اگرچه در مذهب با هم‌اختلاف داشته باشند. لذا برامام جماعت وغیراو از اهل‌علم لازم است، تا آنچه را از دلائل فقهی ارجح می‌دانند؛ برطبق آن عمل نمایند وفرقی نمی‌کند مأمومین با وی موافق باشند یااختلاف نظریه داشته باشند. <ref>فتاوی اللجنة الدائمة، بن باز، ج 7، ص 366، فتوای شماره: 6321.</ref><br/>
 
جواب: اختلاف در فروع اثری در صحت [[نماز]] مأمومین ندارد؛ اگرچه در مذهب با هم‌اختلاف داشته باشند. لذا برامام جماعت وغیراو از اهل‌علم لازم است، تا آنچه را از دلائل فقهی ارجح می‌دانند؛ برطبق آن عمل نمایند وفرقی نمی‌کند مأمومین با وی موافق باشند یااختلاف نظریه داشته باشند. <ref>فتاوی اللجنة الدائمة، بن باز، ج 7، ص 366، فتوای شماره: 6321.</ref><br/>
 +
=== سلفیه نماز جماعت را واجب می‌دانند ===
 +
زائرانی که برای اولین بار به عربستان مسافرت می‌کنند، نمازهای جماعت بزرگ و باشکوهی را در مسجدالنبی و مسجدالحرام مشاهده خواهند کرد.<br/>
 +
برای آگاهی آن دسته از افراد که تحت تأثیر جمعیت فراوان نمازگزار در این دو مسجد معروف قرار می‌گیرند، بایستی به نکاتی چند اشاره کرد؛ لطفاً توجه کنید:<br/>
 +
1) وهابیون [[نماز]] جماعت را واجب می‌دانند نه مستحب. پس بر همه آنان واجب است تا برای ادای [[نماز]] به صورت جماعت، به سوی مساجد بشتابند و اگر به [[نماز]] جماعت نیایند [[گناه]] کرده‌اند و در زمره اهل معصیت شمرده خواهند شد.<br/>
 +
2) در سایر مساجد وضعیت این چنین نیست. به‌طور قطع در اماکن زیارتی همیشه نمازها با شکوه‌تر از سایر مکانها برگزار می‌شود. به‌عنوان مثال نمازهای جماعت درحرم حضرت رضا (ع) و سایر اماکن مقدسه شاهد بر این مطلب است.<br/>
 +
3) آیا نمازهای عیدفطر وجمعه و ... را مشاهده‌کرده‌اید؟ همانگونه که می‌دانید نمازهای جمعه ونماز عید فطر درایران ازلحاظ حضور باشکوه مردم مسلمان، مثال زدنی است؛ با اینکه شیعه امامیه نمازجماعت و نمازجمعه را مستحب می‌داند ولی در عین حال نمازها با جمعیتی انبوه، و به صورت باشکوه برگزار می‌شود.<br/>
 +
4) به این خبر مهم توجه کنید، این خبر در یکی از کتابهای رسمی چاپ وزارت ارشاد عربستان سعودی آمده است و حاکی از بی‌رغبتی نسل جوان عربستان سعودی درخصوص شرکت در [[نماز]] جماعت می‌باشد.<br/>
 +
به متن این گزارش دقت فرمایید:<br/>
 +
«نمازصبح از کمبود نمازگزار شکایت دارد. [[نماز]] صبح از شرکت نکردن جوانان در مراسم فریضه صبح شاکی‌است.»<br/>
 +
این گزارش در ادامه به آمار و ارقامی رسمی که حاکی از بی‌توجهی جوانان به [[نماز]] است؛ اشاره می‌کند و می‌نویسد: «طبق آمار رسمی، 79% از جوانان و دانشجویان، [[نماز]] صبح را نمی‌خوانند؛ این ارقام وحشتناک است و ترس را در دلها می‌افکند. والله تعجب آور است، ساعت 15/ 7 صبح، جوانان و دانش‌آموزان، فوج فوج از خانه‌هایشان به سوی مدارس در حال حرکت هستند؛ ولی اینان [[نماز]] صبح را کجا بودند؟!». <ref>قرةالعین، تألیف: محمدبنعبدالله الهبدان، ص 40، چاپ عربستان 1422 ه.</ref><br/>
 +
=== خوابیدن در مسجد ===
 +
شیعه امامیه: خوابیدن در مسجد مکروه است. <ref>توضیح المسائل، مسأله: 913.</ref>حنفیه: خوابیدن در مسجد مکروه است مگر برای شخص غریب و یامعتکف که خواب آنها در مسجد کراهت ندارد. <ref>الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 285، چاپ استانبول.</ref> مالکیه: خوابیدن در مسجد برای کسی که مسکن ندارد مباح است؛ ولی فردی که محل سکونت دارد، خوابیدن وی در مسجد جایز نیست؛ مگر آنکه برای عبادت به مسجد رفته باشد.<ref>همان؛ ونیلالأوطار، شوکانی، ج 2، ص 171.</ref> حنابله: خوابیدن در مسجد جایز است، به شرطی که جلوی نمازگزاران نخوابد؛ اگر در مقابل نمازگزاران خوابید، لازم است اورا بیدار کنند؛ زیرا [[نماز]] خواندن به طرف فرد خواب مکروه است.<ref>الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 285، چاپ استانبول.</ref>شافعیه: خوابیدن در مسجد جایز میباشد. <ref>همان.</ref><br/>
 +
سلفیه: خوابیدن در مساجد حرام نمیباشد. <ref>کتاب فتاوی اللجنة الدائمة للبحوثالعلمیة والإفتاء، ج 6، ص 278، فتوای شماره: 10768.</ref><br/>
 +
=== خوردن و آشامیدن در مسجد ===
 +
شیعه امامیه: خوردن وآشامیدن در مسجد جائز است ونیز برای معتکف اشکالی ندارد؛ لیکن سزاوار است سفره‌ای پهن شود تا نظافت مسجد مراعات شود.<ref>تحریر الوسیله، ج 1، ص 309؛ تذکره، علّامه حلّی، ج 1، ص 276 287، چاپ قدیم.</ref>شافعیه: مادامی که مسجد آلوده نشود، خوردن درمسجد مباح است.<ref>الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 286285؛ چاپ استانبول.</ref> مالکیه: خوردن وآشامیدن در مسجد جائز است، اما خوردن آنچه که بوی بد دارد در مسجد حرام است.<ref>همان.</ref> حنابله: خوردن در مسجد مباح است، به شرطی که مسجد آلوده نشود.<ref>همان.</ref> حنفیه: خوردن درمسجد کراهت دارد؛ ولی خوردن آنچه که بوی بد دارد، مثل سیر و پیاز؛ در مسجد، حرام است وباید فردی که سیر وپیاز خورده، از داخل شدنش به مسجد جلوگیری کرد. <ref>همان.</ref><br/>
 +
=== حکم نماز در داخل‌ کعبه‌ معظّمه‌ ===
 +
خواندن [[نماز]] در داخل کعبه، از جمله مسائلی است که پیروان مذاهب اسلامی درباره آن بحث کرده‌اند. در ذیل، توجه خوانندگان گرامی را به موارد اختلافی جلب میکنم:<br/>
 +
شیعه امامیه:<br/>
 +
خواندن نمازهای فریضه در داخل کعبه مکروه است؛ ولی [[نماز]] مستحبی به طرف هریک از دیوارهای داخلی کعبه جائز می‌باشد.<ref>العروةالوثقی، ج 2، ص 388، حاشیه حضرت امام خمینی ره؛ و شرائع الاسلام، ج 1، ص 51.</ref>درهمین خصوص از حضرت امام صادق (ع) در روایتی صحیح نقل شده است که فرمودند: «لاتصلّ المکتوبة فی‌جوف الکعبة».<ref>وسائل الشیعه، باب 17 از ابواب قبله، حدیث 3.</ref><br/>
 +
مالکیه: خواندن نمازهای فریضه در داخل کعبه کراهت شدیده دارد؛ ولی [[نماز]] صحیح است واعاده آن در وقت مستحب می‌باشد.<br/>
 +
خواندن [[نماز]] نافله‌ای که مستحب مؤکد باشد، در داخل کعبه مکروه است؛ ولی خواندن نافله عادی داخل کعبه مستحب می‌باشد.<ref>الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 223، چاپ بیروت؛ المدونة الکبری، ج 1، ص 91.</ref>شافعیه، حنفیه: خواندن نمازهای واجب و نیز نمازهای مستحب در داخل کعبه جایز است.<ref>أمّ، شافعی، ج 1، ص 119؛ حاشیه ابن عابدین، ج 2، ص 275.</ref> حنابله: خواندن نمازهای مستحبی در داخل کعبه جایز است ولی خواندن نمازهای واجب جایز نیست.<ref>المغنی، ابن‌قدامه‌حنبلی، ج 1، ص 721؛ الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 223، چاپ بیروت.</ref><br/>
 +
=== حکم نماز میّت در مسجدالحرام و سایر مساجد ===
 +
شیعه‌امامیه: خواندن [[نماز]] میت در همه مساجد مکروه است مگردر مسجدالحرام، که نمازمیت در آن مکروه نیست.<ref>تحریرالوسیله، امام خمینی ره، ج 1، ص 87؛ توضیح المسائل، مسأله 612.</ref> حنفیه، مالکیه: خواندن نمازمیت درهمه مساجد کراهت دارد.<ref>حاشیه‌ابن‌عابدین، ج 2 ص 243؛ الموطأ، ج 1، ص 230229؛ مواهب‌الجلیل 1: 54.</ref>شافعیه: خواندن نمازمیت در همه مساجد مستحب است.<ref>أمّ، شافعی، ج 1، ص 318؛ الفقه علی المذاهب الأربعة، ج 1، ص 539، چاپ بیروت.</ref> حنابله: خواندن نمازمیت در همه مساجد مباح است.<ref>المغنی، ابن قدامه حنبلی، ج 2، ص 375؛ بدایة المجتهد، ج 1، ص 194.</ref> سلفیه: خواندن نمازمیت درمسجد ومصلی، برای مردان وزنان، مشروع است.<ref>الدروس المهمة، بن‌باز، ص 16.</ref><br/>
 +
=== حکم خواندن نماز در جلوی قبر مطهّر پیامبرخدا (ص) و امامان‌ ===
 +
شیعه امامیه: یکی از اماکنی که لازم است انسان مسلمان ادب واحترام را رعایت کند، آن است که جلوتر از قبرپیامبر (ص) وامام (ع) [[نماز]] نخواند وچنانچه [[نماز]] خواندن، بیاحترامی به صاحب قبر باشد، حرام است؛ ولی [[نماز]] باطل نیست.<ref>توضیح المسائل، مسأله 884.</ref>در خصوص این مسأله در کتب فقهی اهل سنت مطلبی یافت نشد؛ لیکن از [[نماز]] خواندن آنان در جلوی قبر مطهر رسول‌خدا (ص) چنین برداشت می‌شود که این عمل را جایز می‌دانند ومنعی در این باره قائل نیستند.<br/>
 +
=== حکم خواندن نماز در قبرستان‌ ===
 +
شیعه امامیه: یکی از مکانهایی که خواندن [[نماز]] درآن کراهت دارد، مقابر است.<ref>العروة الوثقی، ج 2، ص 400.</ref> لازم به یادآوری است که نمازگزاردن در حرم انبیاء الهی وحرم ائمه معصومین ونیز مراقد علماء مکروه نیست.<ref>همان، ص 446.</ref> البته خواندن [[نماز]] درقسمت بالای‌سر حرم انبیاء الهی وائمه معصومین و زیارت قبور آن انوار مقدس، از مستحبات مؤکده شمرده شده‌است. <ref>مستندالشیعه، ج 13، ص 327؛ جامع‌الشرایع، ص 124؛ وجامع‌المدارک، ج 2، صص 554 555.</ref><br/>
 +
حنفیه: نمازگزاردن درمقبره‌ها مکروه است؛ ولی‌نماز نزد قبور انبیاء کراهت ندارد.<ref>الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 279 280.</ref>شافعیه: نمازگزاردن در مقبره‌هایی که نبش نشده‌اند مکروه است، مگر در مقابر شهدا وانبیاء که کراهت ندارد؛ به شرطی که نمازگزار قصد تعظیم آن قبور را نداشته باشد و چنانچه قصد تعظیم به قبور باشد؛ حرام است.<ref>همان.</ref><br/>
 +
مالکیه: [[نماز]] درمقبره جایز است، به شرطی که نجاست نباشد.<ref>همان.</ref>حنابله: نمازگزاردن در مقبره باطل است؛ ولی [[نماز]] درجایی که یک یا دو قبر باشد صحیح است؛ به شرطی که قبر را قبله خود قرار ندهد؛ که در این صورت کراهت دارد. <ref>همان.</ref>سلفیه: خواندن [[نماز]] در قبرستان جایز نیست وحرام است ودر صورت انجام چنین کاری، [[نماز]] صحیح نمی‌باشد.<ref>فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج 6، ص 257 258.</ref> زائران گرامی به این نکته بسیار مهم توجه ودقت بیشتر داشته باشند؛ چون سلفی‌ها [[نماز]] در کنار قبرستان (حرم) بقیع را حرام می‌دانند واحیاناً آن‌را به عنوان پرستش ائمه می‌انگارند وبرخورد نامناسب بافرد نمازگزار می‌کنند؛ بنابراین از خواندن [[نماز]] درحرم بقیع وبیرون آن، خودداری نمایند وبرای خواندن [[نماز]] زیارت ائمه بقیع، به مسجدالنبی مشرف شوند.<br/>
 +
آیاخواندن [[نماز]] درقبرستان حرام‌است؟<br/>
 +
شیعه‌امامیه: [[نماز]] خواندن در قبرستان مکروه است؛ مگر حرم‌های انبیاء وائمه معصومین که نه تنها مکروه نیست بلکه زیارت قبور آنان وخواندن [[نماز]] در قسمت بالای سر، از مستحبات مؤکّده شمرده شده‌است.<ref>مستندالشیعه، ج 13، ص 327؛ العروةالوثقی، ج 2، ص 400؛ وجامع‌المدارک، ج 2، صص 554 555.</ref>لیکن توجه به این نکته ضروری است؛ که در فضاهایی چون مدینه منوره ومکه مکرمه که سلفیه پیروان محمد بن عبدالوهاب که به آنها وهابیون می‌گویند درآنجا حاکم هستند وخواندن [[نماز]] در کنار بقیع را باطل دانسته واحیاناً آن را به عنوان پرستش ائمه، شرک می‌انگارند ودرصورت [[نماز]] خواندن شیعیان وسایر مسلمانان درجوار بقیع، به آنان اهانت می‌کنند؛ بنا براین لازم است با مراعات نمودن این‌گونه مسائل، از بروز درگیری جلوگیری شود؛ تا تضییقات وسوء برداشتها باعث نگردد درهای حرم مطهّربقیع، در مدینه منوره ودرهای قبرستان ابوطالب، در مکه مکرمه به روی زائران بسته شود. باید تمامی زائران گرامی کوشش نمایند تا سایرین از فیض زیارت محروم نگردند.<br/>
 +
حنابله: [[نماز]] خواندن در قبرستان حرام است. <ref>المغنی، ابنقدامهحنبلی، ج 1، ص 716؛ نیل‌الأوطار، شوکانی، ج 2، ص 136.</ref>حنفیه: نمازخواندن در قبرستان کراهت دارد.<ref>حاشیه ابنعابدین، ج 1، ص 704؛ نیلالأوطار، شوکانی، ج 2، ص 137.</ref> مالکیه: [[نماز]] خواندن در قبرستان جائز است وکراهتی ندارد.<ref>همان؛ المدونة الکبری، ج 1، ص 90.</ref><br/>
 +
شافعیه: اگر قبر نبش شده باشد، جائز نیست؛ ولی اگر نبش قبر صورت نگرفته باشد، خواندن [[نماز]] در آنجا جائز است.<ref>أمّ، شافعی، ج 1، ص 317؛ فتح‌العزیز، ج 1، ص 276؛ ونیل الأوطار، شوکانی، ج 2، ص 137.</ref><br/>
 +
سلفیه: [[نماز]] خواندن در قبرستان بدعت است وحرام می‌باشد واز وسائل شرک به حساب می‌آید. <ref>فتاوای بن باز، فتاوی المرأة، ص 8.</ref><br/>

نسخهٔ ‏۱۲ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۳۳

حج و عمره در آینه فقه مقارن
مشخصات کتاب
Haj va omre-meghdadi.jpg
نویسنده محمدعلی مقدادی
زبان فارسی
ناشر مشعر
محل انتشارات تهران
تاریخ نشر ۱۳۸۴
شابک ۹۶۴-۷۶۳۵-۸۱-۸
دانلود PDF

محتویات

مقدمه‌

سفر به حرمین شریفین و زیارت خانه خدا وحرم مطهّرنبوی، از آرزوهای دیرین هر مسلمان و زیباترین لحظات زندگی هر زائر دلباخته است؛ سفری که سرشار ازمعنویت، توفیق ورستگاری است.
در این سفر، زمینه وفضایی فراهم می‌شود تا خاطرات تلخ وشیرین تاریخ صدر اسلام؛ دیگر بار در ذهن‌ها زنده شده و حوادث ومشکلات سال‌های آغازین مرور شود وبدین وسیله راهکار مؤثری فراروی انسان مسلمان قرار گیرد تا نسبت به کینه‌توزی‌ها وترفندهای دشمنان شناخت پیدا کند و بی‌تفاوت از برابر آنها نگذرد.
اسلام همواره به حفظ وحدت و یکپارچگی مسلمانان توصیه کرده و برآن تأکید وپا فشاری نموده است. در قرآن کریم، احادیث رسول‌خدا (ص) و روایات اهل‌بیت شواهد بسیاری در این‌باره وجوددارد که به‌تعدادی ازآنهااشاره می‌کنیم:
1. وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللّهِ جَمیعاً وَلَاتَفَرَّقُوا[۱]
2. وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ ریحُکُمْ [۲]
3. إِنَّمَا الْمُؤْمِنُون إِخْوَةٌ فَأصْلِحُوا بَیْنَ أخَوَیْکُمْ وَاتَّقُوااللهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُون. [۳]
4. قَالَ رسولُ‌الله (ص): «لَاتَرْجِعُوا بَعْدی کُفَّاراً یَضْرِبُ بَعْضُکُمْ رِقَابَ بَعْض»[۴].
5. قَالَ رسولُ‌الله (ص): «مَثَلُ‌الْمُسْلِمینَ فی تَوَادّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ کَمَثَلِ الْجَسَدِ اذَا اشْتَکَی مِنْهُ عُضْوٌ تَدَاعَی لَهُ سَائِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّی»[۵].
6. مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ علی بْنِ الْحَکَمِ عَنْ هِشَامٍ الْکِنْدِی قَالَ: سَمِعْتُ أبَا عَبْدِاللَّهِ (ع) یَقُولُ: «إِیَّاکُمْ أنْ تَعْمَلُوا عَمَلًا یُعَیِّرُونَّا بِهِ فَإِنَّ وَلَدَ السَّوْءِ یُعَیَّرُ وَالِدُهُ بِعَمَلِهِ کُونُوا لِمَنِ انْقَطَعْتُمْ إِلَیْهِ زَیْناً وَ لاتَکُونُوا عَلَیْهِ شَیْناً صَلُّوا فِی عَشَائِرِهِمْ وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ لَا یَسْبِقُونَکُمْ إِلَی شَی‌ءٍ مِنَ الْخَیْرِ فَأنْتُمْ أوْلَی بِهِ مِنْهُمْ ..». [۶]
7. مُحَمَّدُ بْنُ عَلِی بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِه عَنْ زَیْدٍ الشَّحَّامِ عَنْ أبِیعَبْدِاللَّهِ (ع) أنَّهُ قَالَ:
خَالِقُوا النَّاسَ بِأخْلَاقِهِمْ، صَلُّوا فِیمَسَاجِدِهِمْ، وَعُودُوا مَرْضَاهُمْ، وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أنْ تَکُونُوا الأئِمَّةَ وَ الْمُؤَذِّنِینَ فَافْعَلُوا فَإِنَّکُمْ إِذَا فَعَلْتُمْ ذَلِکَ قَالُوا هَؤُلَاءِ الْجَعْفَرِیَّةُ رَحِمَ اللَّهُ جَعْفَراً مَا کَانَ أحْسَنَ مَا یُؤَدِّبُ أصْحَابَهُ وَ إِذَا تَرَکْتُمْ ذَلِکَ قَالُوا هَؤُلَاءِ الْجَعْفَرِیَّةُ فَعَلَ اللَّهُ بِجَعْفَر مَا کَانَ أسْوَأ مَا یُؤَدِّبُ أصْحَابَهُ»[۷]
8. عَنْ عَبْدِ اللَّهِبْنِسِنَانٍ قَالَ سَمِعْتُ أبَاعَبْدِ اللَّهِ (ع) یَقُولُ: «أوصِیکُمْ بِتَقْوَی اللَّهِ وَ لَا تَحْمِلُوا النَّاسَ عَلَی أکْتَافِکُمْ فَتَذِلُّوا. إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ فِی کِتَابِهِ: وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً ثُمَّ قَالَ: عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ احْضُرُوا جَنَائِزَهُمْ وَ اشْهَدُوا لَهُمْ وَ عَلَیْهِمْ وَصَلُّوا مَعَهُمْ فِی مَسَاجِدِهِمْ حَتَّی یَکُونَ التَّمْیِیزُ وَ تَکُونَ الْمُبَایَنَةُ مِنْکُمْ وَ مِنْهُمْ».[۸]
همانگونه که پیشتر اشاره شد، سفر حج و عمره، سفری معنوی است ولازمه حفظ کردن روح معنویت درچنین سفری، سوزاندن ریشه‌های اختلاف وهرآن چیزی است که موجب تشتت آرا وپراکندگی افکار می‌شود. آری، باید برای حفظ وحدت و برادری در میان مسلمانان گامهای بلندتری برداشت.
آنان که به وحدت وسربلندی اسلام می‌اندیشند، همواره این پرسش را در ذهن خود دارند که چگونه می‌توان موارد اختلاف را شناخت وبه وحدت آرمانی دست یافت؟
اکنون ما در این مجموعه، کوشیده‌ایم راهکارهای مناسب برای رسیدن به این هدف مقدس ارائه کنیم وزائران را با رایج‌ترین موارد اختلاف فقهی میان شیعه‌امامیه واهل‌سنت آشنا سازیم.
در این نوشته تنها به مواردی می‌پردازیم که زائر بیت‌الله‌الحرام، در مساجد و اماکن و زیارتگاهها با آن مواجه می‌گردد ولازم است با تدبیر ودرست اندیشیدن، مانع بروز نزاع، درگیری، اهانت وتنش شود.
روشن است که اقتدار جهانی اسلام و وحدت امّت، از آرزوهای بزرگ آحاد مسلمانان جهان است که قرآنکریم، پیامبرخدا (ص)، امامان معصوم وپیشوایان مذاهب اسلامی برآن توصیه کرده‌اند.
مصلحان بزرگ در طول تاریخ اسلام تلاش‌های گوناگونی برای رسیدن به این آرمان مقدس انجام داده و در جهت رفع عوامل اختلاف، گام‌هایی را برداشته‌اند.
برای رسیدن به چنین هدفی باید از آرا و نظریات همدیگر آگاه شده، مطالعاتی در کتب فقهی یکدیگر داشته باشیم.
و در این میان، آگاهی از «فقه مقارن» بسیاری از موانع وحدت را برطرف می‌سازد.
«فقه مقارن» دانشی است که با گرد آوری آرا و فتاوای مذاهب مختلف شیعه و اهلسنت و ارائه واقع‌بینانه آنها به صورت تطبیق یهمچون چراغی پر نور عمل می‌کند که به پاره ای از جهالتها و تعصبها پایان داده و شیعیان و اهل‌سنت را در یک فضای آگاهانه و واقع‌بینانه قرار می‌دهد تا با حفظ آداب یکدیگر، روابط برادرانه اسلامی خویش را مستحکم کنند، با تعاون و همکاری‌های صمیمانه به شهد گوارای وحدت و اقتدار دست یابند.
اجرای این خط مشی، سفارش امام جعفر صادق (ع) پیشوای بزرگ شیعیان بود که آن را به صحابی و شاگرد فاضل خود «معاذ بن مسلم نحوی» توصیه کرد و از این که وی فتاوای اهل سنت را نیز فراگرفته و حتی فتاوا را به آنان تعلیم می‌دهد استقبال نمود و فرمود: «تو این خط مشی را اجرا کن، من خودم هم چنین روشی را انجام می‌دهم».
عَن معاذِ بنِ مُسلم النَّحوی، عَن أبیعبدالله (ع)، قَال لِی: «بَلغنی أنک تَقعد فِی المسجد وَ تُفتیالناس! قَال: قلتُ: نَعم، وَقَدأردتُ أن أسألکَ عنذَلک قبلأن أخرُج. إنّی أقعدُ فِی المسجدِ فَیجی‌ءُ الرجلُ یَسألنی عَن الشَّی‌ء، فَإذا عَرفتُه بِالخلافِ لَکم أخبرتُه بِمایفعلون، وَیَجی‌ءُ الرجلُ أعرفُه بِحبّکُم ومودّتِکم فَأخبره بماجَاءَ عَنکم وَیَجی‌ءُ الرَّجلُ لَا أعرفُه ولَاأدری منهو؟ فأقولُ: (جَاءَ عَن فلانٍ کذَا وَعن فلانٍ کذَا) فَأدخلُ قَولَکم فیما بینذلک. قال: فقال (ع) لی: إصنع کذا فإنّی کذا أصنع»[۹].
دانشوران متعددی در طول تاریخ اسلام وتشیع، پرچم این رسالت را بر دوش گرفته و آثار گرانقدری را در فقه مقارن به یادگار گذاشتند.

فقه مقارن چیست؟

فقه مقارن برای گردآوری آرای مختلف در مسائل فقهی به‌کار می‌رود و بر مبنای واحد بدون آنکه موازنه‌ای ایجادکند ویا داوری نماید؛ تمامی آرای فقهی دریک موضوع و تحت یک عنوان را جمع‌آوری می‌کند.

«فقه‌ مقارن» یا «علم الخلاف»؟

تعریف دیگری در این باره وجود دارد که به چگونگی کار دانشمندان وبزرگان پیشین نزدیک‌تر می‌باشد وآن جمع‌آوری آرای فقهی وترجیح بعضی از ادله بر بعض دیگردر هرمسأله ودرنهایت؛ داوری در موضوع مورد بحث است. این‌روش، فقه مقارن نیست بلکه «علم الخلاف» است وهمین نکته را می‌توان به عنوان فرق بین فقه مقارن وعلم الخلاف معرفی کرد.
علم الخلاف به این صورت تعریف شده‌است: «علم یقتدر به علی حفظ الأحکام الفرعیة المختلف فیها بین الأئمة، أو هدمها بتقریر الحجج الشرعیة وقوادح الأدلة».[۱۰]

فوائد فقه مقارن

1. حرکت در مسیر رفع اختلافات طائفه‌ای و ایجاد وحدت رویه بین مبانی فقهی مذاهب اسلامی با معرفی منابع و ادله فقهی.
2. ایجاد روح تلاش و فعالیت و غلبه بر تعصبات خشک و دوری از اختلافات در سایه کارهای علمی.
3. آفرینش راهکار نو در سایه تضارب آرای فقهی و گشودن راه جدید در راستای استنباط احکام شرعی و مبانی فقه اسلامی.
4. رسیدن به واقع فقه اسلامی از نزدیک‌ترین راه و سالم‌ترین آن. این روش امکان وقوعی ندارد مگر آنکه آرای مختلف عرضه شود وپس از آنکه موضوع بندی شد در معرض قضاوت دیگران قرار گیرد.

روش تحقیق ما

کارهای این مجموعه به روشی که پیشتر آمد، انجام گرفته است؛ یعنی فقط به‌گردآوری آرای مختلف در مسائل فقهی با موضوع بندی و بر مبنای واحد و بدون آنکه موازنه‌ای ایجاد شود و یا داوری صورت گیرد، پرداخته شده است.
هدف تدوین این کتاب، آشنایی زائران حرمین شریفین با مواردی است که در این سفر مشاهده می‌کنند، وهیچ‌گونه اطلاعی درباره آنها ندارند.
در این نوشتار سعی شده‌از منابع معتبر تمامی مذاهب چهارگانه اهل‌سنت ونیز از منابع معتبر فقهی شیعه امامیه استفاده شود وپس از ترجمه و تنظیم و مقابله لازم با ذکر منابع ومصادری که مورد مراجعه قرار گرفته است، برای استفاده وبهره‌برداری خوانندگان فرهیخته وگرامی، در اختیار آنان قرار گیرد و از آنجا که وهابیون پیروان مذهب حنبلی هستند، نظریات ویژه آنان در این کتاب تحت عنوان «سلفیه» مطرح خواهد شد.
روشن است که میدان تحقیق در خصوص مباحث فقه مقارن؛ دارای ابعاد مختلفی است و با هدف مورد نظرِ تدوین‌گر مرتبط است؛ از این رو، گاهی فقط اکتفا به نقل حکم می‌شود و گاهی افزون بر ارائه حکم، مستند آن هم می‌آید.
فقه مقارن همواره میدان بزرگ ومجال واسعی دارد. مراجعه کنندگان گرامی وکسانی که بنا دارند در این میدان، با مجال افزون‌تر تأمل کنند، کتب مورد استفاده در این نوشتار؛ می‌تواند منابع مناسبی برای آنان باشد.
البته کتابهایی[۱۱] به نام «فقه مقارن» تدوین و چاپ شده‌است که بین آنها از لحاظ اتقان واعتبار، تفاوتهایی وجود داشته ومطالعه هرکدام فوائدی دارد.
با اینکه فقه مقارن یک نوع روش و راهکار است و با مطالعه و تحقیق در کتب مختلف می‌توان به نتیجه دست یافت؛ لیکن کتابهای فقه مقارن توان آن را دارند که برای محققان راهکار مناسب و گسترده در پژوهش ارائه کنند.
درپایان ازهمه عزیزان و دوستان بزرگواری که حقیر را در تدوین وتهیه وتنظیم این کتاب یاری داده‌اند، به ویژه از برادران گرامی: جناب حجةالاسلام والمسلمین آقای حاج سیدعلی قاضی‌عسکر و جناب حجةالاسلام والمسلمین آقای حاج شیخ محمدحسن‌زمانی صمیمانه تشکر وسپاسگزاری می‌نمایم.

وضو

قبل از وارد شدن در بیان فتاوا وبیان کیفیت وضو، لازم است چارچوب بحث وضو را مشخص کنیم تا رسیدن به نتیجه آسان‌تر باشد.
وضو بر اساس نظریه فقهای اسلام عبارت است از: نیت، شستن صورت، شستن دست راست ودست چپ درمحدوده آرنج ونوک انگشتان، مسح سر، مسح و یا شستن دوپا (با اختلاف نظریه تشیع وتسنن) ...
شیعه امامیه: وضو عبارت است از شستن صورت ازبالای پیشانی تا پایین چانه، و از جهت عرضی، مابین انگشت ابهام (شست) و انگشت وسطی. [۱۲] وشستن دستها از آرنج تا نوک انگشتان ومسح جلوی سر بوسیله رطوبت باقیمانده در دست، ومسح روی دوپا ازسر انگشتان تا برآمدگی روی پاها.
دلیل فقهی کیفیت وضو گرفتن، آیه شریفه و روایات اهلبیت است که به طور مفصل وضوی صحیح را حکایت کرده‌اند. مسح نمودن روی پاها اجماع فقهای شیعه امامیه می‌باشد؛ بعلاوه در روایتی از امام أمیرالمؤمنین (ع) نقل شده است: آنچه در قرآن نازل شده است مسح پا بوده است نه شستن آن. [۱۳] ونیز در روایتی، ابن‌عباس وضوی رسول‌خدا (ص) را چنین توصیف کرده است: «... رسول‌خدا (ص) بر روی دوپای خود مسح کرد».[۱۴]
اما آیه شریفه وضو: یاأیها الذین آمنوا إذا قمتم إلی الصلاة فاغسلوا وجوهکم وأیدیکم إلی المرافق وامسحوا برؤوسکم وأرجلکم إلی الکعبین .... [۱۵]
در روایات اهل‌بیت (علیهم السلام) ثابت شده است که کلمه (إلی) در إلی المرافق بمعنای (مع) است یعنی دستها با آرنج شسته شود نه اینکه دستها تا آرنج شسته شود. [۱۶] اما در باره مسح پاها که مورد اختلاف بین تشیع و تسنن است، شیعه امامیه طبق نص آیه شریفه، مسح روی پاها را واجب می‌داند وجمله وأرجلکم چه به اعراب «جر» قرائت شود که این نظریه ابن کثیر، أبی عمرو، حمزه وعاصم بر اساس روایت ابی بکراست. ویا به اعراب «نصب» قرائت شود که نظریه نافع، ابن عامر، کسائی و عاصم به روایت حفص می باشد که موافق متن قرآن رائج فعلی است. به هر حال دلالت بر «وجوب مسح» می‌کند، زیرا بر اساس قول اول (اعراب جر) کلمه وأرجلِکم عطف بر لفظبرؤوسِکم است وبراساس قول‌دوم (اعراب نصب) کلمه وأرجلَکم عطف بر محل برؤوسکم می‌شود که اعراب محل، همان اعراب نصب می‌باشد. [۱۷] مذاهب چهارگانه اهل‌سنت می‌گویند: شستن پاها لازم است.[۱۸]

نیّت

در باور شیعه امامیه نیّت، شرط صحت هرعبادت است.
شیعه امامیه، مالکیه، شافعیه، حنابله: نیت در وضو از واجبات و شرط صحت آن است.[۱۹] حنفیه: نیت شرط صحت وضو نیست بلکه نیت در وضو سنت است تا آنکه عبادت محسوب شود[۲۰]. نیت فقط برای جلب ثواب شرط در وضو است بعضی گفته‌اند بدون نیت هم ثواب دارد. [۲۱]

صورت

شیعه‌امامیه: حدی که از صورت در وضو باید شسته شود عبارت است از: بالای پیشانی از محل رویش موی سر تا پایین چانه. و در مورد عرض صورت؛ آنچه که از سیمای انسان بین دو انگشت شست و انگشت وسطی واقع شود.
حنفیه، شافعیه، حنابله: طول صورت از محل رویش موی سر تا محل اجتماع محاسن و چانه. و در مورد عرض صورت از گوش تا به گوش.
مالکیه: شستن سفیدی بین عذار (قسمتی از صورت که در آن موی درازی می‌روید که محاذی گوش است وبین آن وگوش؛ سفید است [۲۲] و گوش لازم نیست.[۲۳] مسح تمام سر با دو دست سه‌بار، اول قسمت جلوی سر، سپس دو دست تا پشت سر کشیده شود، آنگاه دستها را به طرف جلوی سر برگرداند تا آنجایی که مسح سر را شروع کرده بود، سپس شستن دو پا.[۲۴] مذهب مالکیه با نظریه اهل‌سنت در سایر موارد موافق است. [۲۵]

دست ها

شستن تمام دست‌ها با دو مرفق نزد مذاهب پنجگانه واجب است.
شیعه‌امامیه: واجب است دستها از آرنج تا نوک انگشتان شسته شود.
مذاهب اهل‌سنت: واجب است دستها با دوآرنج شسته شود. [۲۶] شروع شستن دستها از انگشتان سنت می‌باشد. البته برخی شافعی‌ها معتقدند که اگر آب وضو از بالا بریزد مانند شیر آب، بهتر است شستن دستها ازآرنج شروع شود.[۲۷]

مسح سر

شیعه‌امامیه: مسح به بعض سر واجب است و باید از رطوبت باقی مانده دستها مسح کشید. از رطوبت جدید نباید استفاده شود. افضل مسح بمقدار سه انگشت بسته است ولی به مقدار یک انگشت هم کافی است.
مالکیه: مسح تمام سر واجب است. مسح تمام سر با دو دست سه‌بار، اول قسمت جلوی سر، سپس دو دست تا پشت سر کشیده شود، آنگاه دستها را به طرف جلوی سر برگرداند تا آنجایی که مسح سر را شروع کرده بود، سپس شستن دو پا.[۲۸]
شافعیه: همین که مسح کردن صدق کند کافی و مجزی است، همچنین شافعی مسح سر را با یک انگشت اجازه داده است.[۲۹]حنفیه: در یک فتوا می‌گویند: یک سوم سر با سه‌انگشت، مسح شود.
فتوای دیگر: یک چهارم سر با سه انگشت مسح شود. [۳۰]حنابله: در یک فتوا می‌گویند: مسح تمام سر واجب است.
فتوای دیگر آنها: مسح بعض سر (جلوی سر) کافی ومجزی است. [۳۱]

مسح پاها و یا شستن پاها

شیعه‌امامیه: مسح دو پا از نوک انگشت شست تا بلندی روی پا و یا تا مفصل.
رسول‌خدا (ص) چگونه وضو می‌گرفت؟
در این باره توجه خوانندگان گرامی را به نحوه وضوی رسول‌خدا (ص) که توسط فرزند بزرگوارش امام باقر (ع) نقل شده است جلب می‌کنم:
عَلی عَنْ أَبِیهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِیعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسی عن‌حَرِیزعَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ أبُوجَعْفَر (ع):
«ألا أحْکِی لَکُمْ وُضُوءَ رَسُولِ اللَّهِ (ص)؟ فَقُلْنَا: بَلَی فَدَعَا بِقَعْبٍ فِیهِ شَی‌ءٌ مِنْ مَاءٍ ثُمَّ وَضَعَهُ بَیْنَ یَدَیْهِ ثُمَّ حَسَرَ عَنْ ذِرَاعَیْهِ ثُمَّ غَمَسَ فِیهِ کَفَّهُ الْیُمْنَی ثُمَّ قَالَ: هَکَذَا إِذَا کَانَتِ الْکَفُّ طَاهِرَةً ثُمَّ غَرَفَ فَمَلأها مَاءً فَوَضَعَهَا عَلَی جَبِینِهِ ثُمَّ قَالَ بِسْم اللَّهِ وَ سَدَلَهُ عَلَی أطْرَافِ لِحْیَتِهِ ثُمَّ أمَرَّ یَدَهُ عَلَی وَجْهِهِ وَ ظَاهِرِ جَبِینِهِ مَرَّةً وَاحِدَةً ثُمَّ غَمَسَ یَدَهُ الْیُسْرَی فَغَرَفَ بِهَا مِلأهَا ثُمَّ وَضَعَهُ عَلَی مِرْفَقِهِ الْیُمْنَی وَ أمَرَّ کَفَّهُ عَلَی سَاعِدِهِ حَتَّی جَرَی الْمَاءُ عَلَی أطْرَافِ أصَابِعِهِ ثُمَّ غَرَفَ بِیَمِینِهِ مِلأهَا فَوَضَعَهُ عَلَی مِرْفَقِهِ الْیُسْرَی وَ أمَرَّ کَفَّهُ عَلَی سَاعِدِهِ حَتَّی جَرَی الْمَاءُ عَلَی أطْرَافِ أصَابِعِهِ وَ مَسَحَ مُقَدَّمَ رَأسِهِ وَ ظَهْرَ قَدَمَیْهِ بِبِلَّةِ یَسَارِهِ وَ بَقِیَّةِ بِلَّةِ یُمْنَاهُ قَالَ: وَ قَالَ أبُو جَعْفَرٍ (ع): إِنَّ اللَّهَ وَتْرٌ یُحِبُّ الْوَتْرَ فَقَدْ یُجْزِئُکَ مِنَ الْوُضُوءِ ثَلَاثُ غُرَفَاتٍ وَاحِدَةٌ لِلْوَجْهِ وَ اثْنَتَانِ لِلذِّرَاعَیْنِ وَ تَمْسَحُ بِبِلَّةِ یُمْنَاکَ نَاصِیَتَکَ وَ مَا بَقِی مِنْ بِلَّةِ یَمِینِکَ ظَهْرَ قَدَمِکَ الْیُمْنَی وَ تَمْسَحُ بِبِلَّةِ یَسَارِکَ ظَهْرَ قَدَمِکَ الْیُسْرَی قَالَ زُرَارَةُ: قَالَ أبُو جَعْفَرٍ (ع) سَألَ رَجُلٌ أمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ (ع) عَنْ وُضُوءِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) فَحَکَی لَهُ مِثْلَ ذلک».[۳۲]
مذاهب چهارگانه اهل‌سنت: شستن هر دو پا واجب است.
لازم به یادآوری است که بعضی از اصحاب رسول‌خدا (ص) همانند حضرت امام أمیرالمؤمنین علی (ع) و ابن عباس و انس وجوب مسح پا را قائل هستند[۳۳]. ونیز افرادی از بزرگان ادبیات عرب چونان سیبویه و اخفش قائل به مسح پا هستند و تعدادی از فقهای اهل سنت امثال جبائی، محمد بن جریر طبری و حسن بصری قائل به تخییر بین مسح پا و شستن آن می‌باشند. [۳۴]مالکیه: شستن صورت سه بار، شستن دو دست هرکدام دوبار تا مرفق، مسح تمام سر با دو دست سه‌بار، اول قسمت جلوی سر، سپس دو دست تا پشت سر کشیده شود، آنگاه دستها را به طرف جلوی سر برگرداند تا آنجایی که مسح سر را شروع کرده بود، سپس شستن دو پا. [۳۵]سلفیّه: واجبات وضو شش مورد است:
1. شستن صورت. مضمضه و استنشاق از توابع شستن صورت است و واجب می‌باشد.
2. شستن دو دست راست و چپ تا آرنج.
3. مسح کشیدن به همه سر. مسح دو گوش هم که از توابع سر می‌باشند واجب است.
4. شستن دو پا حتّی برآمدگی پا واجب است.
5. ترتیب.
6. موالات.
مبطلات وضو نیز شش مورد است:
1. هر آنچه از عورت قُبُل و دُبر خارج شود.
2. هر چیز نجس از بدن خارج شود.
3. هر چیزی که عقل را زایل کند.
4. مسح نمودن عورت وضو را باطل می‌کند.
5. خوردن گوشت شتر وضو را باطل می‌کند.
6. ارتداد. [۳۶] شیعه امامیه: نواقض وضو در فقه شیعه امامیه عبارت از:
غائط، بول، منی، خارج شدن باد و خوابی که بر انسان غلبه کند به طوری که آگاهی نداشته باشد وگوش نشنود.[۳۷]
درباره نواقض وضو به روایتی در همین خصوص اشاره می‌کنیم:
عَلِی بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أبِیهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِیزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:
«قُلْتُ لأبی جَعْفَرٍ وَ لأبی عَبْدِ اللَّهِ (ع) مَا یَنْقُضُ الْوُضُوءَ؟ فَقَالا: مَا یَخْرُجُ مِنْ طَرَفَیْکَ الأسْفَلَیْنِ مِنَ الدُّبُرِ وَ الذَّکَرِ غَائِطٌ أوْ بَوْلٌ أوْ مَنِی أوْ رِیحٌ وَ النَّوْمُ حَتَّی یُذْهِبَ الْعَقْلَ وَ کُلُّ النَّوْمِ یُکْرَهُ إِلّا أنْ تَکُونَ تَسْمَعُ الصَّوْتَ».[۳۸]

مضمضه و استنشاق

شیعه‌امامیه: یکی از مستحبات وضو مضمضه واستنشاق است. هریک از مضمضه واستنشاق با سه مشت آب وسه مرتبه انجام می‌شود. البته بایک مشت آب هم کفایت می‌کند.[۳۹] البته مضمضه واستنشاق در غسل جنابت نیز از مستحبات شمرده شده‌است. [۴۰] حنفیه، شافعیه، مالکیه: مضمضه واستنشاق در وضو سنت است وواجب نیست. [۴۱]
حنابله: مضمضه واستنشاق در وضو مستحب است، مگر آنکه روزه دار باشد. [۴۲] سلفیه: مضمضه و استنشاق از توابع شستن صورت است و واجب می‌باشد.[۴۳]

خواب

شیعه امامیّه: یکی از مبطلات وضو در فقه شیعه امامیّه؛ خواب است، خوابی که بر عقل غلبه کند و به واسطه آن چشم نبیند و گوش نشنود. [۴۴]امام باقر وامام صادق (ع) در روایتی همین مطلب را تأیید فرمودند: «... وَ النَّوْمُ حَتّی یُذْهِبَ الْعَقْلَ وَ کُلُّ النَّوْمِ یُکْرَهُ إِلّا أن تَکُونَ تَسْمَعُ الصَّوْتَ».[۴۵]
مالکیّه، حنابله: اگرخواب در حال نشسته طولانی شود وضو را باطل می‌کند. [۴۶]حنفیه، شافعیه: خواب در حال نشسته وضو را باطل نمی‌کند. [۴۷]سلفیه: خواب یکی از نواقض ومبطلات وضو است.[۴۸] اهل سنّت یک فرع فقهی در همین خصوص دارند وآن حکم به خواب رفتن فردی است که در حال انتظار اقامه نماز است، آیا وضوی او باطل می‌شود یا خیر؟ حکم فقهی چنین است: خوابی که به صورت دراز کش باشد مبطل وضو است ولی اگر خواب به صورت نشسته باشد وضو را باطل نمی‌کند. [۴۹]

نماز

اذان، اقامه‌

اذان

اذان در لغت به معنای اعلام کردن وآگاهی دادن است و در اصطلاح شرع مقدس اسلام، چند جمله ذکر است که برای آگاهی دادن و اعلام نمودن وقت نماز به مردم خوانده می‌شود.
اذان یکی از عبادات مهم در شریعت مقدس اسلام به شمار می‌آید. اذان در هنگام فرارسیدن وقت نمازهای یومیه گفته می‌شود. اذان و اقامه از مستحبات مؤکده هستند. [۵۰] اذان از سال اول هجرت و در مدینه منوره تشریع شد.

علّت تشریع اذان

شیعه امامیه:
درباره علت تشریع اذان؛ شیعه امامیه می‌گویند: جبرئیل (ع) اذان را از سوی خداوند متعال بر رسول‌خدا (ص) نازل کرد. [۵۱]اهل‌سنت:
اهل سنت معتقدند که عبدالله بن زید در عالم رؤیا فردی را مشاهده کرد، آن فرد اذان را به عبدالله بن زید یاد داد. عبدالله بن زید جریان خواب خود را برای رسول‌خدا (ص) نقل کرد. آن حضرت این‌گونه اطلاع رسانی برای وقت نماز را پسندیدند ودستور دادند گفته شود. این چنین اذان در شرع مقدس اسلام استقرار یافت. [۵۲]همچنین در صحیح مسلم وصحیح بخاری از أنس نقل کرده است: هنگامی که به جمعیت مسلمانان افزوده شد این مطلب مطرح گردید که چگونه اوقات نماز را به اطلاع مردم برسانند؟ بعضی پیشنهاد کردند آتش افروخته شود.
بعضی دیگر گفتند ناقوس نواخته شود. لیکن رسول‌خدا (ص) به بلال حبشی دستور دادند که اذان واقامه بگوید.[۵۳]
آیا اذان واجب است یا مستحب؟
مذاهب اسلامی درباره حکم اذان اختلاف نظریه دارند.
شیعه امامیه: اذان سنت است و برای نمازهای واجب؛ گفتن اذان مستحب مؤکّد می‌باشد، هم برای مردان وهم برای زنان. [۵۴] شافعیه، حنفیه: اذان سنت است و مستحب مؤکّد می‌باشد.[۵۵] حنابله: اذان فقط در پنج وقت نماز برای مردان واجب کفایی‌است. [۵۶] اذان در وطن واجب است نه در سفر.
مالکیه: اذان واجب کفایی‌است و این وجوب فقط در اماکنی می‌باشد که در آن جا نمازجمعه برپا می‌شود. پس اگر ساکنان آن منطقه اذان را ترک کنند بایستی با آنان مبارزه کرد تا اجرای اذان را به انجام برسانند.[۵۷] سلفیه: اذان و اقامه برای نمازهای واجب پنج‌گانه، واجب کفایی است.[۵۸] اذان و اقامه برای زنان مشروع نیست.[۵۹] اذان و اقامه برای مردان واجب است.[۶۰]

مسائلی چند درباره اذان

1 هنگامی که اذان گفته می‌شود، مستمعین سکوت را مراعات کنند.
2 روایات اهل‌بیت ونیز فتوای فقیهان بر استحباب تکرار اذان از سوی شنونده تأکید دارد. پس بهتر است این تکرار به صورت آهسته انجام شود.[۶۱]
3 شنونده اذان؛ بهتر است در تکرار حیعلات:
حَی عَلَی‌الصَّلاه
حَی عَلَی‌الفَلَاح
حَی عَلَی‌خَیْرِالعَمَل در اذان، حوقله بگوید: لَاحَوْلَ وَ لَاقُوَّهَ إِلَّا بِاللّه.[۶۲]
4 گفتن اذان واقامه ازکسی که داخل مسجد می‌شود ودر آن مسجد اذان واقامه گفته شده‌است، ساقط می‌شود.[۶۳]
5 در گفتن اذان، داشتن طهارت شرط نیست. پس اذان را می‌توان بدون وضو گفت.

اذان‌های سحر و صبح در مدینه منوره و مکّه مکرّمه‌

زائران گرامی در سحرگاهان زیبای مدینه منوره و مکه‌مکرمه سه اذان می‌شنوند که درحقیقت دواذان و یک اقامه می‌باشد.
1 اذان اول: حدود یک ساعت قبل از طلوع فجر اذان اول گفته می‌شود. این اذان را اذان شب[۶۴] یا اذان تهجّد می‌گویند.
با این اذان مسلمانان آگاه می‌شوند تا برای نماز شب یا آماده شدن برای ادای نماز صبح از خواب برخیزند.
2 اذان دوم: به فاصله یک ساعت از اذان اول، اذان دوم که همان اذان صبح است گفته می‌شود.
در اذان صبح اهل سنت؛ جمله‌ای اضافه وجود دارد که به نام «تثویب»[۶۵]معروف است، این جمله عبارت است از «الصلاهُ خیرٌ مِنَ النَّوم» یعنی: نماز از خواب بهتر است. باشنیدن این جمله که در سایر اذان‌ها نیست؛ نمازگزار متوجه می‌شود که این اذان، اذان صبح است. یاد آوری این نکته لازم است که در فقه شیعه این گونه تثویب (زیاده) مشروعیت ندارد.[۶۶] مالک بن انس در کتاب «موطّأ» قصه داخل شدن جمله: «الصلاهُ خیرٌ مِنَ النَّوم» را چنین آورده است:
برای من این خبر نقل شده‌است که اذان گوی عمربن‌الخطاب برای اذان صبح نزد او آمد تا فرارسیدن وقت نماز صبح را به وی ابلاغ نماید، اما مشاهده کرد عمر درخواب است. مؤذن گفت: «الصلاهُ خیرٌ منَ النَّوم» از آن پس عمر به مؤذن دستور داد که این جمله را در اذان صبح قرار دهد. [۶۷]مذاهب چهارگانه اهل سنت برمستحب بودن تثویب «الصلاهُ خیرٌ مِنَ النَّوم» اتفاق نظریه دارند.
لیکن ابن رشد در کتاب «بدایه‌المجتهد» گفته است: «علما ذکر کرده‌اند که این جمله نباید در اذان گفته شود، زیرا این جمله جزء اذان سنت پیامبرخدا (ص) نیست. این مطلب را امام شافعی هم گفته است وعلت اختلاف این است که آیا این جمله در زمان پیامبرخدا (ص) گفته شده یا در زمان عمربن‌الخطاب؟»[۶۸] همچنین ابن قدامه حنبلی در کتابش چنین نوشته است:
«اسحاق گفت: مردم این جمله الصلاهُ خیرٌ مِنَ النَّوم‌را تازه به وجود آورده‌اند. وابوعلی گفت: اهل علم از گفتن جمله تثویب کراهت دارند. تثویب همان چیزی است که وقتی عبدالله ابن عمر آن را شنید به عنوان اعتراض از مسجد خارج شد.[۶۹]
3 اقامه: معمولًا با فاصله زمانی بین 10 تا 20 دقیقه بین اذان و اقامه این فاصله زمانی در نمازهای پنجگانه مختلف است تکبیر گو باگفتن اقامه، برپاشدن نماز جماعت را اعلام می‌دارد.
بین اقامه اهل سنت و اقامه شیعه امامیه، در حذف یا تکرار جملات؛ تفاوت‌های وجود دارد که در بخش بیان فصول اذان و اقامه، توضیح داده شده است.
زائران محترم توجه داشته باشند هنگام شنیدن صدای اذان با هیچ فردی صحبت نکنند؛ اگر زائران دقت بفرمایند بعضی از مسلمانان در حالی که به قرائت قرآن مشغولند، به مجرد شنیدن اذان دست از قرائت قرآن بر می‌دارند و به احترام اذان سکوت می‌کنند.
گفتیم روایات اهل بیت و نیز فتوای فقیهان بر استحباب تکرار بندهای اول اذان از سوی شنونده تاکید دارد و بهتر است این تکرار به صورت آهسته انجام شود.

الفاظ اذان‌

تعداد جملات اذان ونحوه ترتیب وتکرار آن در فقه مذاهب چهارگانه اهل سنت وفقه شیعه امامیه دارای تفاوتهایی است، که به عنوان مثال در فقه شیعه امامیه اذان دارای 18 جمله می‌باشد. در ذیل به بیان تفصیلی اذان در فقه مذاهب اسلامی توجه فرمایید:
أللّهُ أکْبَر 4 مرتبه نزد تمامی مذاهب به جز مالکیه که گفته‌اند دوبار گفته شود.
أشْهَدُ أن لَاإِلَهَ إلَّا اللّه 2
مرتبه نزد تمامی مذاهب.
أشْهَدُ أن محمّداً رسُولُ‌اللّه 2
مرتبه نزد تمامی مذاهب.
أشْهَدُ أن عَلیّاً وَلِی‌اللّه 2 مرتبه گرچه شیعه‌امامیه‌هم آن را جزء اذان واقامه نمی‌داند اما مشهور امامیه گفتن آن را رجاءاً توصیه کرده‌اند.
حَی‌عَلَی‌الصَّلاه 2 مرتبه نزد تمامی مذاهب.
حَی علَی‌الفَلَاح 2 مرتبه نزد تمامی مذاهب[۷۰] طبق نظریه اهل‌سنت دراذان‌صبح بعد از «حَیَّ عَلَی الفَلَاح» مستحب است.
حَی عَلَی خَیْرِالعَمَل 2 مرتبه فقط نزد شیعه امامیه. مذاهب اهل‌سنت آن را اصلًا نمی‌گویند.
أللّهُ أکْبَر 2 مرتبه نزد تمامی مذاهب.
لَاإِلَهَ إِلَّا اللّه 1 مرتبه نزد اهل سنت، و 2 مرتبه نزد شیعه امامیه. [۷۱]

اقامه‌

اقامه عبارت است از اعلام کردن به نمازگزاران که نماز در حال آغاز است، و در غیر نماز جماعت، فرد نمارگزار قبل از آغاز نماز، اقامه را می‌خواند.
تعداد جملات اقامه ونحوه ترتیب وتکرار آن در فقه مذاهب چهارگانه اهل سنت وفقه شیعه امامیه دارای تفاوتهایی است که در ذیل به بیان تفصیلی اقامه در فقه مذاهب اسلامی می‌پردازیم:
شیعه امامیه: اقامه دارای 17 فصل است وبراساس ترتیب اذان گفته می‌شود. فقط از چهار تکبیر اول، دوتکبیر گفته می‌شود و بعد از جمله: حَی عَلَی‌خَیْرِ العَمَل، دو بار قَدْ قَامَتِ الصَّلاهُ گفته می‌شود و ذکر لَاإِلَهَ إِلَّا اللّه یک مرتبه می‌باشد.
مذاهب اهل‌سنت: بین مذاهب اهل سنت تفاوتهایی در اقامه وجود دارد که ملاحظه خواهید کرد. [۷۲]

الفاظ اقامه‌

أللّهُ أکْبَر 2 مرتبه نزد تمامی مذاهب به‌جز حنفیه‌که گفته‌اندچهار بار گفته شود.
أشْهَدُ أن لَاإِلَهَ إلَّا اللّه 1 مرتبه نزدشافعیه، مالکیه و حنابله ولی نزد شیعه امامیه وحنفیه دوبار گفته‌می‌شود.
أشْهَدُ أنَّ محمّداً رسُولُ‌اللّه 1 مرتبه نزدشافعیه، مالکیه و حنابله ولی نزد شیعه امامیه وحنفیه دوبار گفته می‌شود.
أشْهَدُ أنّ عَلیّاً وَلِی‌اللّه 2 مرتبه فقطامامیه‌مستحب می‌داند و جزء اقامه نیست.
حَی عَلَی الصَّلاه 1 مرتبه نزدشافعیه، مالکیه و حنابله ولی نزد شیعه امامیه وحنفیه دوبار گفته می‌شود.
حَی عَلَی الفَلَاح 1 مرتبه نزدشافعیه، مالکیه و حنابله ولی نزد شیعه امامیه وحنفیه دوبار گفته می‌شود.
حَی عَلَی خَیْرِالعَمَل 2 مرتبه فقط نزد شیعه امامیه؛ مذاهب اهل‌سنت اصلًا آن را نمی‌گویند.
قَدْ قَامَتِ الصَّلاة 2 مرتبه نزد تمامی مذاهب به جز مالکیه که یک بارگفته‌اند.
أللّهُ أکْبَر 2 مرتبه نزد تمامی مذاهب.
لَاإِلَهَ إِلَّا اللّه 1 مرتبه نزد تمامی مذاهب. [۷۳]
ارکان، واجبات، مبطلات‌ نماز شیعه‌ امامیه:
ارکان نماز: ارکان نماز پنج تاست:
1. نیت 2. قیام 3. تکبیره‌الاحرام 4. رکوع 5. سجود.[۷۴]واجبات نماز: یازده عمل از واجبات نماز شمرده شده‌است:
1. نیت
2. قیام
3. تکبیره الاحرام
4. رکوع
5. سجود
6. قرائت
7. ذکر
8. تشهد
9. سلام
10. ترتیب
11. موالات[۷۵].

مبطلات نماز

یازده عمل نماز را باطل می‌کند:
1. حدث اکبر واصغر [۷۶].
2. تکفیر (دست بسته نماز خواندن، تکتّف) عمداً نماز را باطل می‌کند.
3. انحراف بدن از جهت قبله
4. صحبت نمودن عمدی ولو دو حرف باشد.
5. قهقهه عمدی ولواضطراراً مبطل نماز است، اما در صورت سهو مبطل نیست.
6. گریه عمدی برای دنیا.
7. هرکاری که شکل نماز را به هم می‌زند.
8. خوردن وآشامیدن.
9. گفتن عمدی «آمین» پس از فاتحه‌الکتاب.
10. شک در عدد رکعات نمازهای سه‌رکعتی ودورکعتی ونیز شک در دورکعت اول نمازهای چهاررکعتی.
11. زیاد کردن ویا کم کردن اجزاء نماز، اگر آن جزء از ارکان نماز باشد چه عمداً وچه سهواً نماز را باطل می‌کند واگر رکن نباشد فقط در حال عمد مبطل است.[۷۷]سلفیه:
سلفیه برای نماز ارکان و واجباتی ذکر کرده‌اند که با توجه به ضرورت آشنا شدن با فقه آنان؛ مواردی را نقل می‌کنیم:

ارکان نماز

1. قیام، درصورت قدرت و توانایی
2. تکبیره‌الإحرام
3. قرائت فاتحه‌الکتاب
4. رکوع
5. قیام بعد از رکوع
6. سجده (هفت موضع از بدن روی زمین باشد)
7. سر از سجده بلند کردن
8. جلسه استراحت بین دوسجده
9. طمأنینه در تمامی افعال نماز
10. مراعات ترتیب
11. تشهد آخر
12. نشستن برای خواندن تشهد آخر
13. صلوات بر پیامبر (ص)
14. گفتن دو سلام در آخر نماز.

واجبات نماز

1. تمامی تکبیرات در نماز، به‌جز تکبیره الإحرام که رکن می‌باشد
2. گفتن: «سمع الله لمن حمده» برای امام جماعت و کسی که نماز فرادا می‌خواند
3. گفتن: «ربنا و لک الحمد» برای تمامی نمازگزاران
4. گفتن: «سبحان ربّی العظیم» در رکوع
5. گفتن: «سبحان ربّی الأعلی» در سجده
6. گفتن: «ربّ اغفرلی» بین دو سجده
7. خواندن تشهد اول
8. جلوس برای خواندن تشهد اوّل.
مبطلات نماز:
1. صحبت عمدی
2. خنده
3. خوردن
4. آشامیدن
5. کشف عورت
6. انحراف زیاد از جهت قبله
7. کار بیهوده وپشت سرهم؛ در نماز انجام شود
8. طهارت زائل شود.[۷۸]

نماز جماعت‌

شیعه‌امامیه: نماز جماعت از مستحبات مؤکده است. [۷۹] حنفیه: نظریه راجح در مذهب حنفیه وجوب نمازجماعت است یا لااقل مستحب مؤکد است که در حکم واجب می‌باشد و روی همین اساس علمای این مذهب تصریح کرده‌اند کسی که نماز جماعت را ترک کند فاسق است وباید تعزیر شود.[۸۰] مالکیه: مستحب است.
اکثرشافعیه: مستحب است. [۸۱]اقلیت شافعیه: بنا بر قول صحیح تر، نماز جماعت واجب کفایی است وشافعی درکتاب «أمّ» می‌گوید: اجازه نمی‌دهم کسی که توانایی حضور درنماز جماعت را دارد، آن را ترک کند.[۸۲]
حنابله: واجب عینی است. شرکت درنمازجماعت بر هر فردی که توانایی دارد واجب است و اگر ترک کند گناه کرده ولی نماز فرادای او صحیح است. [۸۳] سلفیه: اگر کسی نمازهای یومیه را بدون عذر در مسجد به جماعت نخواند، کافر نمی‌شود، ولی چون ترک واجب (ترک نماز جماعت) کرده؛ گناهکار است. [۸۴]

قرائت حمد اقتدا کنندگان‌

شیعه امامیه: بر اقتدا کننده واجب است در نماز ظهر وعصر (نمازهای اخفاتی) ونیز درنماز مغرب وعشا وصبح (نمازهای جهریه) اگر صدای امام جماعت را می‌شنود، قرائت حمد وسوره راترک کند ولی اگر درنمازهای جهریه صدای امام‌جماعت را نمی‌شنود ولو به‌صورت‌همهمه مستحب‌است آرام قرائت‌کند.[۸۵] شافعیه: در نماز ظهر و عصر مأموم نیز حمد و سوره بخواند و در نمازهای صبح و مغرب و عشا که حمد و سوره را امام جماعت بلند می‌خواند؛ متابعت نکند (نخواند) ولی بر مأموم واجب است سوره فاتحة الکتاب را در تمام رکعات بخواند.[۸۶]حنفیه: مأموم در هیچیک از نمازها در قرائت از امام متابعت نکند (نخواند) بلکه از ابوحنیفه نقل شده‌است که قرائت مأموم در نماز جماعت معصیت است. [۸۷] مالکیه: در نمازهای ظهر و عصر؛ مأموم نیز واجب است قرائت کند ولی در نمازهای صبح و مغرب و عشا نباید حمد و سوره را قرائت نماید.[۸۸] حنابله، سلفیه: واجب است بر امام جماعت و هم بر مأموم، سوره فاتحةالکتاب را در تمامی رکعات نماز قرائت کنند؛ و این قرائت سوره حمد از واجبات رکنیه است و مراعات و وجوب آن بر هر نمازگزار امام جماعت، مأموم ومنفردلازم می‌باشد. البته مستحب است امام جماعت در رکعت سوم و چهارم نماز ظهر، علاوه بر قرائت فاتحةالکتاب، مقداری سوره بخواند.[۸۹]
نظم در صفوف نماز (تسویه صفوف)
شیعه امامیه:
منظم بودن صفوف نمازگزاران، اعتدال آن، پرکردن جاهای خالی صفهای جلو، قرارگرفتن شانه‌ها در کنار هم ومحاذات یکدیگر، ازمستحبات نماز جماعت است.[۹۰]مذاهب چهارگانه اهل سنت:
مذاهب چهارگانه اهل سنت برای نظم صفهای نماز اهمیت فراوان قائل هستند وهنگام اقامه نماز، صفهای نماز را از صف اول منظم کرده وکامل می‌کنند و شانه‌ها و پاها را در یک ردیف قرار می‌دهند و معتقدند که اگر بین دونفر جای خالی باشد شیطان حضور پیدا خواهد کرد، ولذا بر این باورند فردی که در صف بعدی قرار گرفته فوراً جای خالی صف جلوی خود را پر کند. حتی امام جماعت، قبل از گفتن تکبیرةالإحرام و وارد شدن به نماز، به طرف نمازگزاران بر می‌گردد وپس از مشاهده صف نماز؛ با ادای جملاتی از قبیل: اسْتَوُوا، إِعْتَدِلُوا، سَوُّواصُفُوفَکُم، وَلَاتَخْتَلِفُوا، سَوُّواصُفُوفَکُم فَإنّ تَسْویَةَ الصُّفُوفِ مِنْ تمَامِ الصَّلاة، و ... به زبان عربی دستور می‌دهد صفها را منظم کنید.
حنابله: اگر نمازگزار به تنهایی درپشت یک صف قراربگیرد که آن صف هنوز جا دارد وپر نشده است، نماز جماعت او باطل است. اما اگر با افراد دیگر در صفی باشند که صف جلوی آنها جا دارد، نماز در این صف بعدی کراهت دارد.[۹۱] بعضی از فقهای اهل سنت نظم صفوف را واجب می‌دانند.[۹۲]اما اکثریت علمای اهل سنت؛ منظم ساختن صفهای نماز جماعت را مستحب می‌دانندواگر در صفهای جماعت جای خالی بماند، مکروه می‌دانند. [۹۳]در روایتی از نعمان بن بشیر چنین آمده است: «رسول‌خدا (ص) صفهای نماز ما را منظم می‌کرد؛ آنگاه که ما منظم می‌ایستادیم، تکبیرة الإحرام می‌گفت». [۹۴] سلفیه: دوفتوای متعارض دارند:
1 تسویه صفوف ومحاذات قرار گرفتن پاها و شانه‌های نمازگزاران، واجب است. وجایز نیست دریک صف‌فضای خالی‌بماند وبین‌افراد یک‌صف، فاصله‌ای وجود داشته باشد.[۹۵]به همین جهت است که وقتی شما در صف قرار می‌گیرید مأموم کنار شما سعی می‌کند پایش را به پای شما بچسباند.
2 تسویه صفوف و قرارگرفتن شانه‌های نمازگزاران در یک خط، سنت است.[۹۶]

فاصله بین صفوف در نماز جماعت‌

شیعه امامیه: لازم است بین امام جماعت و مأموم حائل و مانعی وجود نداشته باشد و اتحاد مکانی نیز موجود باشد و صفوف جماعت به هم متصل باشند. پس اگر مانعی باشد که نمی‌گذارد مأموم امام جماعت یا صفهای جلو را مشاهده کند در این صورت نماز جماعت صحیح نیست. البته وجود حائل ونصب پرده بین صف مردها و زنها در نماز جماعت اشکال ندارد و نماز زن در پشت پرده و حائل صحیح است.[۹۷]فقهای شیعه درباره اتصال صفوف نماز جماعت چنین نوشته‌اند:
مأمومین باید با امام جماعت مرتبط باشند وارتباط آنها یابدون واسطه است که بین امام و مأموم نباید بیش از یک گام فاصله باشد یعنی از محل سجده مأموم تا محل ایستادن امام یا با واسطه سایر مأمومین‌است که ازجلو یاسمت‌راست یا چپ باید این‌ارتباط برقرارباشد وبین نمازگزار وصف جلو یاکسی که طرف راست یا چپ او قراردارد بیش از یک‌گام فاصله نباشد.[۹۸] اکنون توجه خوانندگان گرامی را به روایاتی چند در این خصوص جلب می‌کنم:
1. قال أبوجعفر (ع): «ینبغی أن یکون الصفوف تامّة متواصلة بعضها من‌بعض ...». [۹۹]
2. قال أبو عبد الله الصادق (ع): «أتموا الصفوف إذا وجدتم خللًا ولایضرّک أن تتأخّر إذا وجدت ضیقاً فی الصّف ...».[۱۰۰]
3. قال أبو عبد الله الصادق (ع): «قال أمیر المؤمنین (ع): قال رسول الله (ص): لاتکوننّ فی العیکل [العثکل، خ‌ل] قلت: وماالعیکل؟ قال: أن تصلّی خلف الصّفوف وحدک فإن لم‌یمکن الدخول فی‌الصّف قام حذاء الامام أجزأه، فإن هو عاند الصف فسد علیه صلاته».[۱۰۱]
درخصوص نماز جماعت، شرائط دیگری نیز در فقه شیعه امامیه آمده است که به تعدادی از آنها اشاره می‌کنیم:
محل استقرار امام جماعت بالاتر از محل ایستادن مأمومین نباشد.
مأموم از امام جماعت فاصله نداشته باشد. [۱۰۲]شافعیه: اگربین امام ومأموم فاصله بیش از 300 ذراع 150 متر نباشد، اشکالی ندارد و جماعت صحیح است، بشرطی که حائلی مانند پرده یا دیوار نباشد.[۱۰۳]حنفیه: اگر فردی در خانه‌اش به امام جماعت مسجدی که چسبیده به خانه‌اش است، اقتدا کند و فقط دیواری حائل باشد، اقتدای او به امام جماعت آن مسجد صحیح است.
مالکیه: اختلاف مکان امام جماعت و مأموم مانع از صحت اقتدا نیست. بنابراین جاده، رودخانه، جوی آب یا دیوار، مانع جماعت نیست؛ بشرطی که مأموم از حال امام جماعت آگاه باشد.[۱۰۴]حنابله: مراعات اتصاف صفوف در مسجدی که بزرگ است لازم نیست. پس اگر در آخر مسجد صف بسته شود و وسط مسجد خالی باشد، در حالی‌که امام جماعت و چند صف در اول مسجد باشند، این نوع اقتدا صحیح است. اگر نمازگزار امام جماعت و یا صف جلو را نبیند، ولی صدای تکبیر را بشنود، می‌تواند به این نماز جماعت بپیوندد واقتدا کند.[۱۰۵] لازم به توضیح است که طبق فتوای مراجع عظام تقلید، شرکت در نماز جماعت اهل سنت در مکه و مدینه لازم و خوب است و آنچه آنان در نماز جماعت عمل می‌کنند از قبیل طولانی بودن فاصله صفوف موجب بطلان نماز نمی‌شود زیرا آنها طبق فقه مذهب خویش، صحیح عمل می‌کنند وطبق نظریه حضرت امام خمینی (ره)، مقام معظم رهبری و برخی از مراجع عظام دیگر؛ این نماز جماعت نیاز به اعاده ندارد و صحیح و مجزی است. [۱۰۶]

مأموم از امام جماعت، جلوتر قرارنگیرد

تمامی مذاهب اسلامی در این حکم اجماع دارند که فرد اقتدا کننده نباید جلوتر از امام جماعت بایستد. بنابراین زائران بیت‌الله‌الحرام ومدینه منوره به نکات ذیل دقت فرمایند:
1. در فضای بیرونی مسجد النبی (مقابل حرم بقیع، بین الحرمین) اقتداکننده از صف متصل به داخل مسجد جلوتر نایستد، زیرا در این صورت جلوتر از امام جماعت قرار می‌گیرد ونماز او اشکال دارد؛ چنانکه تابلوهای مخصوص نیز در آنجا نصب کرده‌اند.
2. نماز جماعت مسجدالحرام از ویژگی خاصی برخوردار است؛ چون نماز درآن مکان مقدس به صورت استداره (دایره‌ای) اقامه می‌شود؛ وملاک، دیوار کعبه است یعنی اگر امام جماعت در فاصله یک متری کعبه است، فرد اقتداکننده می‌بایست عقب‌تر از امام قراربگیرد ولودر مقابل امام جماعت باشد. البته به فتوای بعضی از مراجع عظام، نمازجماعت در مسجدالحرام که به صورت استداره‌ای برگزار می‌شود، مجزی نیست؛ که در این صورت باید اقتداکننده پشت سر امام جماعت به نماز بایستد. [۱۰۷] البته حضرت امام خمینی (ره) در این خصوص فرموده‌اند: کسی‌که نماز را در مسجدالحرام به نحو استداره خوانده است، با وضع فعلی نیاز به اعاده ندارد.[۱۰۸]
پس معلوم گردید به هرحال، مأموم نباید از امام جماعت جلوتر قرار گیرد.[۱۰۹]

خواندن آیه دارای سجده واجب در نماز جماعت اهل‌سنت‌

گاهی اوقات درنمازجماعت صبح روز جمعه در مدینه منوره و مکه مکرمه امام جماعت سوره‌ای را که در آن آیه دارای سجده واجب است، می‌خواند (سوره ألم سجده) و پس از قرائت آیه مزبور با گفتن «أللّه أکبر» به سجده می‌رود و پس از انجام سجده، قیام می‌کند و سوره را ادامه می‌دهد. این عمل طبق نظریه علمای اهل‌سنت جایز است و خللی به صحّت نماز آنان وارد نمی‌کند.
بعضی از نمازگزاران که توجه به آیه سجده‌دار ندارند، به خیال اینکه امام جماعت می‌خواهد به رکوع برود به رکوع می‌روند و با اضافه نمودن رکن، نماز خود را باطل می‌کنند. در این باره فقهای شیعه امامیه نظریاتی دارند که به صورت مفصل در مناسک حج محشی چاپ نشر مشعر تابستان 1382، ص 556 554 آمده است.
شیعه امامیه: فقهای شیعه خواندن سوره‌های دارای سجده واجب را سور عزائم در نمازهای فریضه جایز نمی‌دانند. پس هرگاه نمازگزار عدم جواز را فراموش کرد و آن را خواند، و یا در حال نماز آن را شنید، هنگامی که به آیه سجده رسید با ایما و اشاره سجده کند و پس از فراغ از نماز، سجده را انجام دهد.[۱۱۰] مراجع عظام تقلید، وظیفه شیعیان را که همان تبعیّت وصحت نماز است در مناسک بیان کرده‌اند؛ ولی اگر نمازگزار رکوع اضافه کند، می‌بایست نماز خود را اعاده نماید.[۱۱۱] سلفیّه: مستحب است امام جماعت در رکعت اول نماز صبح روز جمعه سوره ألم‌سجده را قرائت کند و در رکعت دوم سوره هل‌أتی را بخواند.[۱۱۲]شایان ذکر است که وهابیون انجام سجده تلاوت را واجب نمی‌دانند بلکه می‌گویند: سجده تلاوت مستحب مؤکد است و سزاوار نیست ترک شود. پس اگر انسان به آیه سجده مرور کرد، سجده کند و فرقی نیست بین این‌که خودش قرائت کند و یا در نمازجماعت باشد؛ سجده برای آیه سجده‌دار وجوب ندارد و اگر انسان عمداً ترک کند گناه نکرده است. [۱۱۳]

کیفیت اقتدا در بین نماز جماعت‌

شیعه امامیه: اگر نمازگزار در رکعت دوم به نماز جماعت برسد؛ چنانچه در فاصله بین فاتحة الکتاب تا رکوع اقتدا نماید رکعت اول او حساب می‌شود.
اقتدا در رکعت سوم و یا چهارم در حال رکوع نیز رکعت اول اقتدا کننده محسوب می‌شود، سپس نمازگزار در افعال با امام جماعت متابعت می‌کند. فقط در رکعت دومِ خودش، باید حمد را بخواند و اگر وقت بود سوره را هم بخواند.
اقتدا از آغاز رکعت سوم و یا چهارم و قبل از رکوع جایز است لیکن اقتدا کننده باید حمد را بخواند ولی اگر وقت نبود صبر کند و در حال رکوعِ امام جماعت؛ به او اقتدا کند.[۱۱۴] شافعیه: آنچه مأموم با امام خوانده اول نمازش حساب کند نه آخرش؛ پس اگر رکعتی از نماز مغرب را با امام‌جماعت درک کرد، آن را رکعت اول نمازش حساب کند؛ سپس بعد از سلامِ امام جماعت، برای رکعت دوم برخیزد و رکعت دوم را فرادا بخواند و تشهد را انجام دهد سپس رکعت سوم را بخواند؛ این آخر نماز او حساب می‌شود.[۱۱۵] سلفیه: اگر کسی در نماز چهاررکعتی توانست دو رکعت را با امام جماعت بخواند، صحیح آن است که وی اول نمازش را با دو رکعت آخرِ امام جماعت انجام داده، و باید دو رکعت باقیمانده را به‌طور فرادا بخواند. و این دو رکعت، آخر نماز او خواهد بود.[۱۱۶]
حنفیه، مالکیه، حنابله: مأموم، در هر قسمت از نماز که به امام جماعت اقتدا می‌کند، عدد رکعت نمازش همانند امام جماعت محسوب می‌شود. پس اگر رکعت سوم را در نماز مغرب با امام‌جماعت درک کرد آن را رکعت سوم خودش هم محاسبه کند؛ سپس بعد از سلامِ امام، یک رکعت بخواند ودر پایان، رکعت دیگری بیاورد وحمد و سوره در آن بخواند. خلاصه نمازگزار در این نماز، رکعت سوم خودش را بر دورکعت اول مقدم داشته است، آنچه که با امام جماعت خوانده است آخر نمازش بوده و آنچه را بعد از امام جماعت خوانده‌است اول نمازش می‌باشد که قضا می‌کند وباتشهد وسلام از نماز فارغ می‌شود. [۱۱۷]

اقتدا در غیرحالت قیام و رکوع‌

شیعه امامیه: هرگاه بخواهد فضیلت نمازجماعت را درک کند، اگر پس از رسیدن به جماعت، مشاهده کرد امام‌جماعت در حال تشهد است؛ باید پس از نیت وگفتن تکبیرةالاحرام بنشیند و امام‌جماعت را در حال تشهد درک کند؛ آنگاه پس از سلام امام بایستد ورکعت اول را با خواندن حمد وسوره ادامه دهد؛ در این صورت او فضیلت نمازجماعت را درک کرده‌است ولو رکعتی ازنماز او به حساب نمی‌آید.[۱۱۸] مذاهب اهل‌سنت: مذاهب اهل‌سنت وجوب متابعت را مطرح کرده‌اند وگفته‌اند به مجردی که مأموم به نمازجماعت رسید، بدون درنگ اقتدا کند تامخالفت با امام‌جماعت نکرده باشد.[۱۱۹]
محمد بن ادریس شافعی در این باره گفته است: مأموم هنگامی می‌تواند یک رکعت جماعت را درک کند که قبل از برخاستن امام‌جماعت از رکوع، وی را درک کرده باشد.[۱۲۰]
سلفیه: کسی که فقط به تشهد اخیر امام‌جماعت رسید، ثواب نمازجماعت را بدست آورده لیکن برای او یک رکعت نماز به حساب نمی‌آید؛ وی درک کننده نماز جماعت نبوده است. [۱۲۱]

عدم لزوم تجافی‌ در نماز جماعت اهل‌سنت

تجافی عبارت است از نیم‌خیز نشستن فردی که در بین نمازجماعت به آن پیوسته است، درحالی که امام جماعت مشغول خواندن تشهد یا سلام است.
در نمازجماعت اهل‌سنت تجافی اصلًا وجود ندارد؛ زیرا طبق نظریه حنابله، مالکیه‌و حنفیه هرگاه مأموم در بین نماز به امام جماعت اقتدا کند، نمازش را با امام جماعت به پایان می‌برد و باقیمانده را خودش انجام می‌دهد. لذا در مورد مسأله اقتدا در فقه اهل سنت، تبعیت محض مطرح است. [۱۲۲] لازم به توضیح است شیعیان در زمانی که در نماز جماعت اهل سنت شرکت می‌کنند اگر در بین نماز به مسجد رسیدند، از انجام عمل تجافی خودداری نمایند و فقط همانند آنان در حال تشهد، جلوس کنند؛ در این صورت نماز جماعت آنان صحیح و مجزی می‌باشد.
در این‌خصوص‌استفتائی از حضرت امام‌خمینی (قدس سره) ومقام معظم رهبری مدّظلّه‌العالی شده‌است که توجه خوانندگان گرامی را به متن استفتاء وپاسخ آن جلب می‌کنم:
سؤال هرگاه برای تحبیب قلوب ووحدت مسلمین در نمازجماعت برادران اهل تسنن شرکت کنیم که قهراً نماز، فاقد جزء یا شرط یا همراه با مانع باشد؛ با فرض اینکه اضطرار و ضرورتی نیست و مکلف می‌تواند در مکان دیگر یا زمان دیگر بدون هیچ اشکالی به طریق شیعه نماز بخواند. و همچنین در تقیه در موضوعات، مثل وقوف در عرفات در روزی که قاضی اهل‌سنت حکم کرده، با اینکه شک دارد یا یقین به خلاف دارد آیا وقوف با برادران اهل تسنن مجزی است؟
جواب حضرت امام خمینی (قدس سره): صحیح است و اعاده و قضا ندارد و تبعیت در مواقف لازم است.[۱۲۳] مقام معظم رهبری مدّظلّه العالی: نماز با آقایان صحیح و مجزی است هر چند بتواند در جای دیگر آزادانه نماز بخواند و تبعیت از حکم قاضی در تعیین موقف و روز عید و اکتفا به چنین وقوف اشکال ندارد و صحیح ومجزی است.[۱۲۴]

کیفیت نماز مسافر در نمازهای‌ جماعت‌

شیعه امامیه: برمسافر واجب است که نمازهای چهار رکعتی را در سفر دورکعتی بخواند وفرق نمی‌کند مسافر به امام جماعت مقیم اقتدا کند، یا مقیم به امام جماعت مسافر اقتدا نماید. به هر حال مسافر می‌بایست نیت قصر کند ونمازش را شکسته بخواند.[۱۲۵] مذاهب اهل‌سنت: اگر مسافر به امام‌جماعت مقیم اقتدا کند بر او لازم است که نمازش را همانند مقیم تمام بخواند.[۱۲۶]

قصر و اتمام‌

تمامی مذاهب اسلامی در این حکم اجماع دارند که نماز شکسته فقط به نمازهای چهار رکعتی اختصاص دارد و در سفر دو رکعتی خوانده می‌شود.
لیکن تفاوتهایی بین آرای آنان است که آیا قصر در سفر «عزیمت» است یعنی ترک آن جایز نیست یا «رخصت» است که ترک نماز شکسته جایز باشد؛ یعنی مسافر مخیر شود بین انجام نماز به صورت قصر و یا اتمام یکی را انتخاب‌کند.
شیعه‌امامیه، حنفیه: «عزیمت» است و قصر متعین می‌باشد.[۱۲۷]حنابله، مالکیه، شافعیه: «رخصت» است؛ بنابراین مسافر اختیار دارد نمازش را تمام بخواند یا شکسته بجا آورد.[۱۲۸]

مسافت شرعی‌

شیعه امامیه: فرد مقیم پس از هشت فرسخ مسافرت طولی و دور شدن از وطن خود و یا مجموع رفت و برگشت او هشت فرسخ شود، مسافر می‌شود.[۱۲۹]
حنفیه: مسافرت به طول 24 فرسخ، فرد مقیم را مسافر می‌کند. و در کمتر از آن، نماز تمام است وشکسته نمی‌شود.
حنابله، مالکیه، شافعیه: با مسافرت به طول 16 فرسخ، فرد مقیم، حکم مسافر را پیدا می‌کند. [۱۳۰]بنابراین مسافت‌شرعی طبق نظریه مذاهب‌اسلامی به شرح زیر است:
شیعه امامیه: 45 کیلومتر.
حنابله، مالکیه، شافعیه: 80 کیلومتر و 640 متر.
سلفیه: 80 کیلومتر. [۱۳۱] حنفیه: 107 کیلومتر و 520 متر.

مقدار فرسخ نزد مذاهب اهل‌سنت‌

فرسخ، واژه‌ای معرب از فارسی فرسنگ است ومقدار آن سه میل می‌باشد.[۱۳۲]
بر اساس گزارش صاحب کتاب فقه السنه، معروف آن است که فرسخ سه میل می‌باشد.
میل: 1748 متر است ومقدار فرسخ عبارت است از:
5 کیلومتر و 541 متر 5541 متر. [۱۳۳]

مسافر، چگونه مقیم می‌شود؟

شیعه‌امامیه: اگر مسافر قصد اقامت ده روز متوالی در مکانی غیر از وطن خود نماید، حکم فرد مقیم را پیدا می‌کند وباید نمازهای خود را چهاررکعتی بخواند.[۱۳۴] حنفیه: اگر مسافر قصد اقامت پانزده روز متوالی در مکانی غیر از وطن خود نماید، حکم فرد مقیم را پیدا می‌کند وباید نمازهای خود را چهاررکعتی بخواند.[۱۳۵] شافعیه، مالکیه: اگر مسافر قصد اقامت چهار روز متوالی در مکانی غیر از وطن خود نماید، حکم فرد مقیم را پیدا می‌کند وباید نمازهای خود را چهاررکعتی بخواند.[۱۳۶] حنابله: اگر مسافر در مکانی غیر از وطن خود به مقداری بماند که بیش از بیست نماز از فرائض یومیه بر او واجب شود، باید نمازها را چهاررکعتی بخواند.[۱۳۷]
سلفیّه: مسافری که قصد دارد در شهری بیش از چهار روز بماند، نماز او تمام است. اما اگر قصد او اقامت کمتر از چهار روز باشد، نماز را شکسته بخواند.[۱۳۸]

سجده بر مهر

تمامی مذاهب اسلامی بر این باورند که در حال نماز، سجده بر زمین واجب است و بر اساس روایت نبوی (ص) که فرمودند: «جُعِلَتْ لِی الأرْضُ مَسْجِداً وَ طَهُوراً».
یعنی: برای من زمین، محل سجده نمودن و نیز پاک کننده قرار داده شده است.[۱۳۹]پس سجده نمودن بر خاک؛ بدون تردید صحیح می‌باشد.
امام صادق (ع) در روایتی فرمود: «خدای تبارک وتعالی به رسول‌خدا (ص) شریعت نوح، ابراهیم، موسی وعیسی را عطا کرد ... وزمین را برای او محل سجده وپاک کننده قرار داد».[۱۴۰]رسول‌خدا (ص) فرمود: «پروردگار من، مرا بر انبیاء به چهار چیز فضیلت داد:
1. برای همه مردم رسول شدم.
2. زمین، برای من وامتم محل سجده وپاک کننده قرار داده شد؛ پس هرجا فردی از امت من خواست نماز بگزارد، محل سجده ونیز پاک کننده در اختیار او قرار دارد...[۱۴۱] ابن عباس در روایتی چنین می‌گوید: پیامبرخدا (ص) بر سنگ سجده می‌نمود.[۱۴۲] جابر بن عبدالله انصاری گفت: همراه با رسول‌خدا (ص) نماز ظهر را می‌خواندم، به سبب گرمای زیاد، به اندازه یک مشت، سنگ به دست می‌گرفتم تا سرد شود؛ سپس بر آن سجده می‌کردم. [۱۴۳]عیاض بن عبدالله قرشی می‌گوید: پیامبرخدا (ص) مردی را دید که بر گوشه عمامه‌اش سجده می‌کرد. پیامبرخدا (ص) با دست به وی اشاره کردند عمامه خود را بالا بکش و اشاره به پیشانی او نمودند.[۱۴۴] در سالهای نخستین طلوع اسلام و حتی تا چندین قرن بعد، سجده نمودن بر زمین و حصیر، کاری همیشگی و عادی بوده است؛ ولی گهگاهی به جهت گرمای زیاد و عذر و عدم توانایی و اضطرار، نمازگزاران به لباس خود به طور ناچار سجده می‌کردند.
نووی چنین نقل می‌کند: ابوحنیفه و جمعی از فقهای اهل‌سنت قائل به جواز سجده بر لباس هستند.[۱۴۵] لذا به روایتی استدلال شده که در آن سجده نمودن بر لباسی که نمازگزار پوشیده‌است جایز می‌باشد. روایت چنین است: «هنگامی که با پیامبرخدا (ص) نماز می‌خواندیم بر اثر گرمای زیاد گوشه لباسمان را در جای سجده قرار می‌دادیم».[۱۴۶] از آن هنگام که فرش و قالی که ازمواد نفتی وغیر گیاهی تهیه شده، جای حصیر را گرفت؛ علمای اهل‌سنت به طور مطلق و بدون در نظر گرفتن اضطرار، به جواز سجده بر هر نوع فرش و قالی و ... فتوا دادند.
از اوزاعی استاد ابوحنیفه نقل شده‌است که او هرگاه قصد مسافرت داشت تکه‌ای خاک سفت شده (کلوخ) از شهر مدینه با خود بر می‌داشت تا بر آن سجده کند. علت این کار را از او سؤال کردند. وی پاسخ داد: بهترین قطعه از زمین، زمینی است که رسول‌ خدا (ص) در آن مدفون شده است؛ دوست دارم که سجده من برای خداوند بر روی خاک مدینه باشد. [۱۴۷] باتوجه به عدم آشنایی اهل‌سنت نسبت به تربت حضرت سید الشهدا (ع) وسوء برداشت افراد مغرض، که گفته‌اند شیعه به «بت» سجده می‌کند و نیز با توجه به فتوا بر عدم جواز استفاده از مُهر در آن فضاها، و نیز فتوای حضرت امام‌خمینی (قدس سره) ومقام‌معظم‌رهبری ودیگر فقیهان عظام بر جواز سجده نمودن بر فرش در مساجد مکه و مدینه، لازم است از سجده نمودن به مهر و تسبیح و دستمال کاغذی و ... در مسجدالنبی و مسجدالحرام و سایر مساجد عربستان اجتناب و خودداری شود.
متن فتوای امام خمینی (قدس سره) ومقام معظم رهبری مدّظلّهالعالی در خصوص سجده بر فرش:
حضرت امام خمینی (قدس سره): در مسجدالنبی (ص) سجده کردن بر روی فرشهای مسجد مانع ندارد ومهرگذاشتن جایز نیست، ولازم نیست درجائی که سنگ است نماز بخواند ... [۱۴۸] س 109: هنگام شرکت در نماز جماعت مسجدالحرام ومسجدالنبی یا سایر مساجد مکه و مدینه آیا می‌توان بر فرش سجده کردیا نه؟ ودر صورتی که برفرش سجده نماید آیا اعاده آن لازم است یا نه؟
مقام معظم رهبری مدظلّه‌العالی: در نماز جماعت با آقایان، سجده بر فرش مانع ندارد ونماز صحیح ومجزی است واعاده یا قضا ندارد.[۱۴۹]

عبور از مقابل نمازگزار

شیعه امامیه: عبور از مقابل نمازگزار مکروه است چنانکه نماز خواندن در مکانی که افراد از مقابل او عبور می‌کنند نیز مکروه می‌باشد؛ اما نه بر عبور کننده حرام است و نه بر نمازگزار حرام است، بلکه مستحب است نمازگزار حائل و مانعی پیش روی خود قراردهد، واگر چوب یاریسمانی هم باشد کافی است.[۱۵۰] تمامی مذاهب چهار گانه اهل‌سنت عبور نمودن از مقابل نماز گزار را حرام می‌دانند. حتی حنفیه و مالکیه می‌گویند: بر نمازگزار حرام است در جایی نماز بخواند که محل عبور مردم از مقابلش باشد. این حرمت در زمانی است که بتواند جای مناسبی را انتخاب کند. ولی حنابله می‌گویند: مکروه است اگر نمازگزار جائی را که محل عبورباشد برای نماز انتخاب کند، واز حائل ومانع هم استفاده ننماید.[۱۵۱]
حنابله، مالکیه، حنفیه: عبور از مقابل نمازگزار حرام است، بدون فرق بین اینکه حائل و مانعی در مقابل وی وجود داشته باشد یاحائلی نباشد.[۱۵۲] شافعیه: اگر نمازگزار از حائل استفاده کرده باشد عبور از مقابل او با وجود حائل و مانع نه حرمتی دارد و نه کراهتی.[۱۵۳] درباره عدم جواز عبور از مقابل نمازگزار، روایاتی از طرق اهل‌سنت نقل شده‌است؛ از جمله این روایت که مالک‌بن‌انس چنین نقل نموده‌است: «اگرمشغول نماز هستید اجازه ندهید کسی از مقابل شما عبور کند. اورا ازخود دور کنید. اگر عبور کننده اصرار ورزید تا از مقابل شما عبور کند، با او به جنگ و ستیز برآیید، قطعاً او شیطان است».[۱۵۴] سلفیّه: عبور نمودن از مقابل نمازگزار حرام است و فرق نمی‌کند مانعی مقابل نمازگزار باشد یا نباشد.[۱۵۵]

اوقات نمازهای پنجگانه‌

اهل‌سنت نمازهای واجب را در پنج وقت می‌خوانند و شیعه امامیه نیز قائل به پنج وقت است، لیکن جمع بین نماز ظهر وعصر و نیز مغرب وعشا را مطلقا جایز می‌داند، هم درسفر وحضر و درهمه حال، که مجموعاً سه وقت می‌شود.[۱۵۶]
درفقه شیعه‌امامیه افضل، خواندن نماز در اول وقت است وآن را ازمستحبات مؤکده ذکر کرده‌اند.[۱۵۷] مرحوم علّامه حلّی‌چنین نگاشته است: «واعلم أن لکل‌صلاة وقتین، أول وآخر، فالوقت الأول وقت الفضیلة والآخر وقت الاجزاء».[۱۵۸]در این خصوص به روایاتی چند توجه فرمائید:
قال الإمام أبوجعفرالباقر (ع): «أحب الوقت إلی‌الله عزّوجل أوّله حین یدخل وقت الصلاة فإن لم‌تفعل‌فإنّک فی‌وقت منها حتی‌تغیب الشمس».[۱۵۹]
قال الإمام أبو عبدالله الصادق (ع): «إذا زالت الشمس دخل وقت الظهر والعصر جمیعاً إلّا أن هذه قبل هذه ثمّ أنت فی‌وقت منهما جمیعاً حتی تغرب الشمس».[۱۶۰]
برای آشنایی با اوقات نمازهای پنج‌گانه توجه شما را به مطالب ذیل جلب می‌کنم:

وقت نماز صبح

شیعه امامیه، حنفیه، شافعیه، حنابله:
نظر فقهی مذاهب اسلامی مزبور بر آن است که وقت شرعی نماز صبح از طلوع فجر صادق تا طلوع خورشید می‌باشد، مگر مذهب مالکیه.
مالکیه: برای نماز صبح دو وقت است:
1. اختیاری: از طلوع فجر تا هنگامی که هوا بمقداری روشن شود که چهره‌ها شناخته شود.
2. اضطراری: از زمان شناختن چهره‌ها تا طلوع خورشید.[۱۶۱]

وقت نماز ظهر و عصر

شیعه امامیه: وقت ویژه نماز ظهر از ابتدای وقت ظهر (زوال خورشید) تا زمانی است که بتوان نماز ظهر را در آن وقت بجاآورد.
اما وقت ویژه نماز عصر هنگامی است که در آخر روز فقط به مقدار یک نماز عصر وقت باقی باشد. در بین این دو زمان که به وقت ویژه معروف‌اند، وقت مشترک نماز ظهر وعصر قرار دارد. به همین جهت فقهای شیعه فرموده‌اند: جمع بین نماز ظهر و عصر در وقت مشترک جایز است.
البته بعضی از فقهای اهل‌سنت نیز جمع بین نماز ظهر و عصر را مطلقا جایز می‌دانند.[۱۶۲] مذاهب چهارگانه اهل‌سنت می‌گویند: وقت نماز ظهر از آغاز زوال خورشید تا زمانی است که سایه هر چیزی به اندازه خودش شود و هنگامی که سایه طولانی‌تر شد، وقت نماز ظهر تمام شده‌است.
شافعیه، مالکیه: این وقت برای شرائط عادی است، اما در صورت اضطرار، وقت نمازظهر تانزدیک غروبتوسعه پیدا می‌کند. البته حنفیه و شافعیه قائلند: وقت نماز عصر آن زمانی است که طول سایه هر چیزی از اندازه خودش افزون‌تر شود؛ این وقت تا غروب ادامه دارد.
مالکیه همچنین قائلند: نماز عصر نیز دو وقت دارد:
1. اختیاری: از آغاز افزون شدن سایه هر چیزی بیش از اندازه خودش تا هنگامی که زرد رنگ شود.
2. اضطراری: از آغاز زرد رنگ شدن خورشید تا غروب آفتاب.[۱۶۳]

وقت نماز مغرب وعشا

شیعه امامیه: وقت نماز مغرب و عشا چنین است:
وقت مخصوص نماز مغرب از آغاز غروب شرعی‌است (از بین رفتن قرمزی ناحیه مشرق) تا به اندازه‌ای که بتوان نماز مغرب را خواند.
وقت مخصوص نماز عشا هنگامی‌است که تنها وقت خواندن یک نماز عشا از پایان نیم اول شب (قبل از نیمه شب به مقدار یک نماز عشا) بیشتر باقی نباشد و بین این دو وقت مخصوص، وقت مشترک است و فقهای شیعه امامیه اجازه داده‌اند در این دو وقت مشترک بین دو نماز مغرب و عشا را جمع کنند و دو نماز را پشت سر هم بخوانند.
همه مذاهب اهلسنت آغاز وقت نماز مغرب را از لحظه غروب خورشید می‌دانند، اما اختلاف اندکی با هم دارند:
شافعیه، حنابله: وقت فریضه مغرب از آغاز پنهان شدن خورشید است تا هنگامی که قرمزی ناحیه مغرب به پایان برسد.
حنفیه: هنگامی که سیاهی افق غربی آشکار گردید، وقت نماز مغرب به پایان رسیده است. اما وقت نماز عشا اززمان غائب شدن شفق آغاز می‌شود وتا طلوع فجرصادق ادامه خواهد داشت.[۱۶۴]مالکیه: وقت نماز مغرب کوتاه است: از آغاز غروب آفتاب فقط به مقدار وضو و اذان و انجام نماز فرصت است و در حال اختیار تأخیر انداختن جایز نیست؛ لکن درحال اضطرار، وقت نماز مغرب تا طلوع فجر ادامه دارد. [۱۶۵]

اوقاتی که نماز خواندن جائز نیست

شیعه امامیه: همین که مؤذن «قد قامت الصلاة» را گفت، خواندن نماز مستحبی کراهت[۱۶۶] دارد، بلکه از زمان آغاز اقامه نماز، خواندن نمازمستحبی مکروه است.[۱۶۷] البته زمانی که خواندن نماز در آن حرام باشد، در فقه شیعه امامیه اصلًا وجود ندارد.
حنفیه: اگر در اوقات نهی‌شده [۱۶۸] نماز مستحبی بخواند، کراهت تحریمی دارد؛ اما نماز باطل نمی‌شود لیکن واجب است نماز را قطع نماید ودر اوقاتی که جایز است آن نماز را بخواند.[۱۶۹]
شافعیه: در پنج وقت خواندن نماز مستحبی مکروه است:
1. بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب.
2. ازطلوع آفتاب تا ارتفاع آن بمقدار طول یک نیزه.
3. بعد از نماز عصر.
4. هنگام زرد شدن خورشید تا غروب.
5. هنگامی که خورشید در وسط آسمان قرارگرفته است تا زوال.[۱۷۰] مالکیه: هنگام ادای نماز واجب یومیه، خواندن هر نمازی حرام است. مالکیه در مورد اوقاتی که خواندن نمازمستحبی مکروه است با مذهب شافعیه موافق‌اند.
حنابله: خواندن نماز مستحبی در سه وقت حرام است:
1. از طلوع فجر تا طلوع آفتاب.
2. از نماز عصر تا غروب.
3. هنگامی که خورشید در وسط آسمان قرارگرفته است تا زوال خورشید.[۱۷۱]توصیه می‌شود زائران گرامی در حرمین شریفین در این اوقات نماز نخوانند و ازکارهایی که موجب اهانت وانگشت‌نما شدن است به شدت پرهیز نمایند؛ خصوصاً از خواندن نماز، پس از نماز صبح، ونیز پس از نماز عصر اجتناب نمایند.

جمع بین دو نماز در سفر و حضر

شیعه امامیه: جمع بین دو نماز ظهر و عصر، ونیز جمع بین دو نماز مغرب و عشا به طور مطلق جایز است، چه در حال سفر باشد و چه در غیر سفر.[۱۷۲]در این خصوص روایاتی از رسول‌خدا (ص) واهل بیت درمصادر اهل‌سنت ونیز شیعه امامیه آمده است که به تعدادی از آنها اشاره می‌کنیم:
از ابن عباس روایت شده‌است که چنین گفت: «آیا می‌خواهید به شما خبر دهم که رسول‌خدا (ص) در سفر چگونه نماز می‌خواند؟ هرگاه زوال خورشید می‌شد و او در منزلش بود، بین نماز ظهر وعصر جمع می‌کرد (آنگاه سفر را آغاز می‌نمود). وهرگاه قبل از زوال خورشید (قبل از ظهر) مسافرت می‌کرد، نمازظهر را تأخیر می‌انداخت تا در وقت نماز عصر، بین نماز ظهر وعصر را جمع کند». [۱۷۳] در صحیحه عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود:
«رسول‌خدا (ص) بین نماز ظهر وعصر را جمع کرد وبا یک اذان ودو اقامه در هنگام زوال خورشید، نماز ظهر وعصر را با هم بجا آورد».[۱۷۴]
سلفیه: جایز نیست فرد مقیم، بین نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا را جمع کند. بلکه واجب است نماز ظهر را در وقت خودش، و نماز عصر را در وقت مخصوص خودش بخواند. اما در مورد مریض و مسافر و نیز هنگامی که باران می‌بارد، جایز است بین دونماز واجب جمع شود.[۱۷۵] مالکیه، شافعیه، حنابله: جمع بین نمازهای ظهر و عصر و بین نماز مغرب و عشا در سفر جایز می‌باشد، بدون فرق بین اینکه جمع بین نماز مغرب و عشا در هنگام مغرب اتفاق بیفتد و یا اینکه خواندن نماز مغرب و عشا تأخیر بیفتد و یا جمع بین نماز مغرب و عشا در وقت نماز عشا باشد.[۱۷۶]حنفیه: جمع بین نماز ظهر و عصر و یا نماز مغرب و عشا به خاطر عذر مسافرت به هیچ وجه جایز نیست.[۱۷۷]

قرائت‌

الف حمد (فاتحةالکتاب)
شیعه امامیه: قرائت فاتحة الکتاب در دو رکعت اول هر نمازی واجب است و در رکعات سوم و چهارم، نمازگزار مخیّر است بین قرائت فاتحة الکتاب و خواندن تسبیحات اربعه تسبیح فقط به این جملات منحصر است: سُبْحَانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لَا إلَهَ إلَّا اللّهُ وَ اللّهُ أکْبَرْ.[۱۷۸]حنفیه: در نمازهای واجب، سوره فاتحة الکتاب واجب نشده‌است، بلکه نمازگزار هر مقدار از قرآن را بخواند کافی است، به دلیل سخن خداوند متعال: فَاقْرَأوا مَاتَیَسَّرَ مِنَ الْقُرآنِ[۱۷۹]یعنی: هر مقدار از قرآن را توانستید بخوانید.[۱۸۰]قرائت (خواندن قرآن) در دو رکعت اول نمازها واجب است، اما در رکعت سوم مغرب ورکعت سوم وچهارم نمازهای ظهروعصر وعشا نمازگزار اگرخواست می‌تواند قرآن قرائت کند واگرخواست تسبیح بگوید واگرخواست ساکت باشد.[۱۸۱] حنابله، مالکیه، شافعیه:
قرائت فاتحة الکتاب در تمامی رکعات نمازها واجب است.[۱۸۲] سلفیه:
در تمامی رکعت‌های نماز، قرائت فاتحة الکتاب یکی از ارکان نماز است؛ این مطلب درخصوص امام جماعت و منفرد (کسی‌که نماز را فرادا می‌خواند) می‌باشد. قرائت حمد برای مأموم واجب است ولی رکن نیست؛ اما خواندن سوره سنت است و مستحب می‌باشد.[۱۸۳]
شیعه امامیه: واجب است در رکعت اول ودوم نمازهای واجب یومیه یک سوره کامل پس از قرائت سوره حمد خوانده شود. البته در بعضی از حالات مانند تنگی وقت، ترس، ضرورت و...، نخواندن سوره جایز می‌باشد. [۱۸۴]
حنابله، مالکیه، حنفیه: یکی از مستحبات نماز، خواندن مقداری از قرآن کریم است که بعد از قرائت حمد وآمین خوانده می‌شود ولازم نیست یک سوره کامل قرائت شود بلکه سه آیه از یک سوره را قرائت کند کافی است.[۱۸۵]شافعیه: سوره مستحب‌است وافضل آن‌که یک سوره کامل خوانده شود؛ لیکن‌اگر آیه‌ای بزرگتر ازیک سوره کوچک‌را قرائت‌کرد مثلًا آیه آمن‌الرسول ... از سوره بقره را خواند، این افضل است از خواندن سوره کوچکی مثل‌سوره قریش یا سوره فیل. [۱۸۶] سلفیه: پس از آمین مقداری از قرآن را قرائت کند. [۱۸۷]خواندن سوره در نماز جماعت برای مأموم سنت است و مستحب می‌باشد.[۱۸۸]
حکم قرائت بسم الله الرحمن الرحیم در نماز شیعه امامیه: لازم است در هنگام قرائت فاتحة الکتاب، بسم الله الرحمن الرحیم نیز قرائت شود؛ زیرا جزء سوره حمد است و ترک آن جایز نیست.[۱۸۹]شافعیه: بسم الله الرحمن الرحیم آیه‌ای از سوره فاتحة الکتاب است و واجب است که خوانده شود و اگر نمازگزار بسمله را نخواند، نمازش باطل است.[۱۹۰]حنفیه، حنابله: مستحب است بسم الله الرحمن الرحیم به صورت آهسته قرائت شود، نه اینکه با صدای بلند و آشکار باشد.[۱۹۱] البته از حنابله نیز نقل شده است که اگر نمازگزار قرائت بسمله را ترک کرد و قرائت فاتحة الکتاب را آغاز نمود، در این صورت قرائت بسمله از او ساقط می‌شود و برای خواندن بسمله باز نگردد.[۱۹۲]
مالکیه: مکروه است در نمازهای واجب یومیه بسم الله الرحمن الرحیم قرائت شود، چه نماز جهریه باشد مثل نماز صبح، مغرب وعشاء وچه نماز اخفاتیه باشد مثل نماز ظهروعصر، ولی در نمازهای مستحبی جایز است هنگام قرائت فاتحةالکتاب، بسمله گفته شود. [۱۹۳]البته از مالکیه نیز نقل شده است که اگرنمازگزار خواست برای خروج ازاختلاف بین مذاهب اهل‌سنت بسمله را بخواند، مستحب است آن را به صورت آهسته بخواند.[۱۹۴] سلفیه: درباره وجوب قرائت بسمله در آغاز فاتحةالکتاب، بین علما اختلاف است. صحیح آن است که بسمله در تمام نمازها به صورت آهسته قرائت شود.[۱۹۵]
جهرو اخفات بسم‌الله الرحمن الرحیم در نماز شیعه امامیه: بر مردان مستحب است که در نمازهای واجب یومیه ظهر وعصر بسمله را به صورت جهر قرائت کنند. اما بسمله در نمازهای صبح، مغرب وعشا واجب است همانند حمد وسوره در دو رکعت اول به صورت جهر قرائت شود. [۱۹۶]شافعیه: واجب‌است نمازگزار بسمله‌را درنماز جهر به صورت‌آشکار ودرنمازاخفاتی به صورت‌آهسته قرائت کند.[۱۹۷]مالکیه: درنمازهای یومیه قرائت بسمله دراول فاتحةالکتاب مکروه است واگرنمازگزار خواست بخواند، مستحب است آن را به صورت آهسته بخواند.[۱۹۸] حنفیه، حنابله: قرائت بسمله سنت است وباید به صورت آهسته در همه نمازهای یومیه قرائت شود.[۱۹۹]
سلفیه: صحیح آن است که بسمله در نمازهای جهریه به صورت آهسته قرائت شود. درباره وجوب قرائت بسمله در آغاز فاتحةالکتاب، بین علما اختلاف است. [۲۰۰]

آیا بسم الله الرحمن الرحیم آیه‌ای از سور قرآنی است؟

مذاهب اسلامی درباره این موضوع به طور مفصل بحث کرده‌اند، به ویژه اهل‌سنت در این باره بحث‌های طویل‌الذیل دارند. اکنون با نظریات آنان آشنا می‌شویم.
شیعه‌امامیه: 1. هر سوره دارای یک بسم الله الرحمن الرحیم مستقل است وبسمله جزئی از هر سوره قرآنی به حساب می‌آید و لازم است بسمله در آغاز تمامی سوره‌ها قرائت شود به جز سوره توبه برائت.[۲۰۱] 2. لازم است نمازگزار قبل از قرائت بسمله، سوره‌ای را که قصد دارد بخواند، تعیین نماید و در صورت عدم تعیین، نماز او دچار اشکال می‌شود. [۲۰۲] شافعیه: بسمله از قرآن است وآیه‌ای کامل از اول هر سوره می‌باشد مگر سوره برائت.[۲۰۳] قرائت بسمله در اول فاتحة الکتاب واجب است وحکمش حکم فاتحة الکتاب می‌باشد؛ لذا برنمازگزار لازم است بسمله را در نمازهای جهریه به صورت آشکار، و در نمازهای اخفاتیه به صورت آهسته قرائت کند.[۲۰۴]
حنفیه، مالکیه: بسمله در اوائل سوره‌های قرآن از آیات قرآنی نیستند.[۲۰۵] حنابله: علمای این مذهب دریک جا با قول شوافع همآهنگ هستند ودرجائی دیگر گفته‌اند که بسمله فقط آیه‌ای از سوره حمد است ولی در سایر سوره‌ها چنین نیست.[۲۰۶] سلفیه: بسمله از قرآن است ویکی از آیات قرآن محسوب می‌شود ودر آغاز قرائت هر سوره خوانده شود. [۲۰۷]

رکوع‌

تمام مذاهب اسلامی رکوع در رکعات نماز را واجب میدانند ولی در مقدار واجب رکوع (خم شدن) و سکون و استقرار لازم در حال رکوع، اختلاف نظریه دارند.
شیعه‌امامیه: رکوع یکی از واجبات نماز می‌باشد و رکن است، یعنی ترک نمودن عمدی و یا سهوی رکوع، نماز را باطل می‌کند. لازم است نمازگزار به‌طور متعارف خم شود تا دست‌ها به آسانی به زانوان برسد و لازم است ذکر رکوع در حال سکون و استقرارِ بدن قرائت شود. [۲۰۸]شافعیه، حنابله: نماز گزار در رکوع بایستی به مقداری خم شود تا کف دستهای وی به زانوان برسد و نیز سکون و استقرار واجب است. [۲۰۹]حنفیه: رکوع همان خم شدن است و سکون و استقرار واجب نیست.[۲۱۰]مالکیه: قراردادن دستها برروی زانوان مستحب است وسنت نیست. [۲۱۱]

ذکر رکوع‌

شیعه‌امامیه: ذکر رکوع واجب است وگفتن مطلق ذکر مجزی است یعنی هرلفظی را که دارای ذکر الهی باشد، گفتن آن به عنوان ذکر جائز است. لیکن احتیاط آن است ذکرکبرا رایک بار بگوید وآن جمله: «سبحان ربّی العظیم و بحمده» است، یا سه بار ذکر صغرا را برزبان جاری کند، ذکر صغرا این جمله است: «سبحان الله». واگر بخواهد افزون تر احتیاط را مراعات کند، ذکر کبرا را یک بار بگوید ولی بهتر از آن گفتن سه بار است. [۲۱۲]حنابله: ذکر رکوع واجب است و صیغه آن: «سبحان ربّی العظیم» می‌باشد.[۲۱۳] مالکیه: ذکر رکوع مستحب است ولفظ مشخصی ندارد ولی افضل گفتن: «سبحان ربّی‌العظیم» است.[۲۱۴]
حنفیه: عمل به سنت فقط با گفتن‌سه بار: «سبحان ربّی‌العظیم» در حال رکوع محقق می‌شود واگر کمتر از سه بار قرائت شود، سنت حاصل نشده است. [۲۱۵]شافعیه: عمل به سنت فقط با گفتن لفظی که در آن تسبیح باشد حاصل می‌گردد، اگر چه افضل آن است که در حال رکوع جمله: «سبحان ربّی‌العظیم» قرائت شود.[۲۱۶] سلفیه: واجب است درحال رکوع هنگامی‌که بدن آرام می‌گیرد بگوید: «سبحان ربّی‌العظیم» وافضل آن است که سه بار یا بیشتر تکرار کند ومستحب است این جمله را نیز بگوید: «سبحانک اللّهم ربنا وبحمدک، أللّهم اغفرلی».[۲۱۷]

طولانی بودن قیام بعد از رکوع‌

1) آیا قیام بعد ازرکوع واجب است؟
شیعه‌امامیه:
قیام بعد از رکوع واجب است ولی رکن نیست یعنی اگر نمازگزار قیام بعد از رکوع را عمداً ترک کند و به سجده برود، نمازش باطل است.[۲۱۸] حنفیه:
از حنفیه درباره قیام بعد از رکوع دو قول نقل شده است:
1 قیام بعد از رکوع واجب نیست. [۲۱۹]
2 وجوب قیام بعد از رکوع، واین قیام بعد از رکوع از واجبات نماز است ولی از فرائض نماز نیست، بدین معنا که اگر نمازگزار قیام بعد از رکوع را ترک کند، نمازش باطل نمی‌شود؛ ولی گناه صغیره انجام داده است.[۲۲۰]
بنا بر نقل وهبة الزحیلی، صحیح همین قول است و به این مطلب متأخرین از علمای حنفیه، از جمله کمال بن همام تصریح کرده‌اند.[۲۲۱]حنابله، شافعیه: قیام بعد از رکوع از واجبات نماز است و اگر نمازگزار این قیام را انجام ندهد نمازش باطل است.[۲۲۲] سلفیه: قیام بعد از رکوع از ارکان نماز است. [۲۲۳]
2) چرا قیام بعد از رکوع اهل‌سنت طولانی است؟
احادیث فراوانی در کتب‌فقهی و روائی اهل‌سنت آمده‌است که دلالت برمشروعیت طولانی نمودن قیام بعد ازرکوع دارد.
این احادیث دلالت بر استحباب دعاهایی که در این حالت قرائت می‌شود نیز دارد. اکنون یکی از دعاهایی که اهل‌سنت در حال قیام بعد از رکوع می‌خوانند، ملاحظه فرمائید.
سلفیه:
«سمع اللّهُ لِمَن حَمِدَهُ، رَبَّنا وَلَکَ الْحمد، حمداً کثیراً طیباً مبارکاً فیه، مل‌ء السموات ومل‌ء الأرض، ومل‌ء ماشئت من شی‌ء بعد».[۲۲۴]البته سلفیه گفتن «سمع‌اللّهُ لِمَنْ‌حَمِدَهُ» را برای امام‌جماعت ونمازگزار فرادا واجب می‌دانند و واجب است مأمومین، جمله: «رَبَّنا وَلَکَ الْحمد» را درحال قیام بعد از رکوع بگویند.[۲۲۵] چنانکه خواندن این دعا را مستحب می‌دانند:
«أللّهم ربَّنا لَکَ الْحَمْدُ، مِلْ‌ءَ السَّمواتِ وَ مِلْ‌ءَ الأرضِ، وَ مِلْ‌ءَ مابَینهُما، وَ مِلْ‌ءَ ما شِئتَ مِن شَی‌ء بَعد، أهلَ الثَّناءِ وَالمَجدِ، لامانعَ لِما أعْطَیْتَ، وَلامُعطی لِما مَنَعتَ، ولایَنْفَعُ ذاالجَدِّ[۲۲۶] مِنکَ الجَدّ». [۲۲۷]

ذکر سجده‌

شیعه‌امامیه: ذکر سجده واجب است وگفتن مطلق ذکر مجزی است یعنی هرلفظی که دارای ذکر الهی باشد، گفتن آن به عنوان ذکر جائز است. لیکن احتیاط آن است ذکر کبرا را یک بار بگوید وآن جمله: «سبحان ربّی الأعلی و بحمده» است، یا سه بار ذکر صغرا را برزبان جاری کند، ذکر صغرا این جمله است: «سبحان الله». واگر بخواهد افزون تر احتیاط را مراعات کند، ذکر کبرا را یک بار بگوید ولی بهتر از آن گفتن سه بار است.[۲۲۸]حنابله: ذکر سجده واجب است وصیغه آن عبارت است از گفتن یک بار «سُبحانَ رَبّی الأعلی» ومازاد بر یک بار مستحب است. [۲۲۹] مالکیه: ذکر سجده مستحب است ولفظ مشخصی ندارد ولی افضل گفتن «سُبحانَ رَبّی الأعلی» است.[۲۳۰]
حنفیه: عمل به سنت فقط با سه بار گفتن «سُبحانَ رَبّی الأعلی» در حال سجده محقق می‌شود واگر کمتر ازسه بار بگوید سنت حاصل نشده است.[۲۳۱] شافعیه: عمل به سنت با گفتن لفظی که در آن تسبیح باشد حاصل می‌گردد اگرچه افضل آن است که در حال سجده «سُبحانَ رَبّی الأعلی» گفته شود.[۲۳۲] سلفیه: واجب است درحال سجده، هنگامی‌که بدن آرام می‌گیرد؛ بگوید: «سبحان ربّی‌الأعلی». وافضل آن است که سه بار یا بیشتر تکرار کند ومستحب است این جمله را نیز بگوید: «سبحانک اللّهم ربّنا وبحمدک، أللّهم[۲۳۳]

تشهّد

اهل سنت به تشهد، تحیات نیز می‌گویند؛ زیرا در اول تشهد عبارت (ألتّحیات لله) را می‌خوانند.
تشهد در نماز بر دو قسم است:
1 تشهد اول؛ در رکعت دوم نماز ظهر، عصر، مغرب و عشا.
2 تشهد آخر نماز؛ که بعد از آن سلام نماز است.
اما تشهد اوّل:
شیعه امامیه، حنابله: تشهد اول در رکعت دوم نماز، واجب است.
مالکیه، شافعیه، حنفیه: تشهد در رکعت دوم مستحب است و واجب نیست.[۲۳۴] سلفیه: تشهد اول از ارکان نماز نیست ولی واجب است. [۲۳۵]اما تشهد دوّم:
شیعه امامیه، شافعیه، حنابله: تشهد در آخر نماز، واجب است.
حنفیه: تشهد اخیر واجب است وفرض نیست یعنی با ترک آن نماز باطل نمی‌شود.[۲۳۶] مالکیه: تشهد آخر نماز، مستحب است و واجب نیست. [۲۳۷] سلفیه: تشهد اخیر از ارکان نماز است. [۲۳۸]

کیفیت تشهّد

شیعه امامیه:
صیغه تشهد نزد شیعه امامیه عبارت است از:
«أشْهَدُ أن لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَاشَریکَ لَهُ، وَأشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، أللَّهُمَّ صَلّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد».
شایان ذکر است که جمله:
«السَّلَامُ عَلَیْکَ أیُّهَا النَّبی وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکَاتُة» از توابع تشهد میباشد و از جملات ویژه سلام نماز نیست.[۲۳۹] مستحب است قبل از شروع تشهد جمله: «ألْحَمدُلله» یا «بسم‌الله وبالله والحمدلله وخیر الأسماء لله» ویا «بسم‌الله وبالله والحمدلله والأسماء الحسنی کلّها لله» گفته شود. [۲۴۰]
حنفیه:
صیغه تشهد نزد حنفیه عبارت است از:
«التَّحیَّاتُ لِلّهِ، وَالصَّلَوَاتُ وَالطَّیّبَاتُ، ألسَّلَامُ عَلَیْکَ أیُّهَا النَّبِی وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکَاتُهُ، ألسَّلَامُ عَلَیْنَا وَعَلَی عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحینَ، أشْهَدُ أن لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُه».[۲۴۱] مالکیه:
صیغه تشهد نزد مالکیه عبارت است از:
«التَّحیَّاتُ لِلّهِ، الزَّاکِیَاتُ لِلّهِ، الطَّیّبَاتُ الصَّلَوَاتُ لِلّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ أیُّهَا النَّبِی وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکَاتُهُ، اَلسَّلَامُ عَلَیْنَا وَعَلَی عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحینَ، أشْهَدُ أن لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَاشَریکَ لَهُ، وَأشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُه». [۲۴۲]شافعیه:
صیغه تشهد نزد شافعیه عبارت است از:
«التَّحیَّاتُ الْمُبَارَکَاتُ الصَّلَوَاتُ الطَّیّبَاتُ لِلّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ أیُّهَا النَّبِی وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکَاتُهُ، السَّلَامُ عَلَیْنَا وَعَلَی عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحینَ، أشْهَدُ أنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأشْهَدُ أنَّ مُحَمداً رَسُولُ اللّه، أللّهُمَّ صَلِّ عَلَی محمد وعَلی آلِ محمد کما صَلَّیْتَ عَلَی إبراهیمَ وَآلِ إبراهیمَ وَبارِکْ عَلَی محمد وَعَلَی آلِ محمد کَما بَارکْتَ عَلَی إبراهیمَ وَآلِ إبراهیمَ إنّکَ حمیدٌ مجیدٌ».[۲۴۳] حنابله:
صیغه تشهد نزد حنابله عبارت است از:
«التحیات للّه، والصّلوات والطیّبات، السَّلَامُ عَلَیْکَ أیُّهَا النَّبِی وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکَاتُهُ، السَّلَامُ عَلَیْنَا وَعَلَی عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحینَ، أشْهَدُ أنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَاشَریکَ لَهُ، وَأشْهَدُ أنَّ مُحَمداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، أللَّهُمَّ صَلّ عَلَی مُحَمد».[۲۴۴] سلفیه:
صیغه تشهد نزد سلفیه چنین است:
«التحیات لله، والصّلوات والطیّبات، السلام علیک أیّها النّبی و رحمة الله و برکاتُه، ألسلام علینا و علی عباد الله الصالحین، أشهد أن لا إله إلا الله، و أشهد أنّ محمّداً عبده و رسوله، أللّهم صلّ علی محمد و علی آل محمد، کما صلّیت علی إبراهیم و علی آل إبراهیم، إنّک حمیدٌ مجید، و بارک علی محمد و علی آل محمد، کما بارکت علی إبراهیم و علی آل إبراهیم، إنک حمیدٌ مجید».[۲۴۵]سلفیّه هچنین قائلند که خوب است نمازگزار در تشهد آخر این فقرات را نیز اضافه کند:
«أعوذ بالله من عذاب جهنم، و من عذاب القبر، و من فتنه المحیا و الممات، و من فتنة المسیح الدجّال، أللّهم أعنّی علی ذکرک و شکرک و حسن عبادتک، أللّهم إنّی ظلمتُ نفسی ظلماً کثیراً، و لایغفر الذّنوب إلّا أنت، فاغفر لی مغفرةً من عندک و ارحمنی، إنّک أنت الغفور الرحیم».[۲۴۶]

اشاره با انگشت سبابه در تشهد

در کتب فقهی اهل‌سنت آمده است که مستحب است نمازگزار درحال خواندن تشهد، با سبابه دست راست خود اشاره کند و عدّه‌ای گفته‌اند: هم اشاره کند و هم حرکت دهد.[۲۴۷]
مالکیه: مستحب است نمازگزار در حال تشهد انگشت سبّابه را به طرف راست وچپ حرکت دهد.
حنفیه: فقط هنگام پایان تشهد، با انگشت سبابه دست راست خود اشاره کند؛ به این روش که وقتی «لاإله» می‌گوید انگشت سبابه را بالا بیاورد وهنگام گفتن «إلّا الله» انگشت را پایین بیاورد.[۲۴۸]حنابله: فقط هنگام ذکر نام خدا ودعا با انگشت سبابه اشاره کند وحرکت ندهد.[۲۴۹]
بیهقی می‌گوید: مقصود از حرکت انگشت سبابه، فقط اشاره‌کردن به وسیله آن است؛ نه اینکه حرکت انگشت را تکرار کند.
شافعیه: تمام انگشتان دست راست خود را جمع کند مگر انگشت سبّابه که با اشاره و نگاه به انگشت سبّابه، فقط در زمان گفتن أَشْهَدُ أَنْ لَاإِلَهَ إِلَّا اللّه اشاره انجام شودوآن را حرکت ندهد. [۲۵۰]ابن رسلان می‌گوید: حکمت اشاره به انگشت آن است که معبود، سبحانه وتعالی واحد است؛ تا آنکه نمازگزار در وحدانیت خداوند سبحان، بین توحیدِ در قول، توحیدِ در فعل و توحیدِ در اعتقاد راجمع کند. [۲۵۱] سلفیه: مستحب است نمازگزار، هنگامی که مشغول تشهداول و دوم می‌شود؛ با انگشت سبابه اشاره کند ودر دعاهای تشهد، آن را حرکت دهد. [۲۵۲]شیعه امامیه: اشاره به انگشت سبّابه در حال تشهد جائز نیست واین عمل از مختصات فقه اهل‌سنت است ودر فقه شیعه امامیه مشروعیت ندارد.
در بین علمای شیعه امامیه، فقط ابن‌جنید[۲۵۳] که به داشتن نظریات شاذ ومنحصر به فرد شهرت دارد، از وی نقل شده که قائل به این عمل می‌باشد. [۲۵۴]

علت طولانی شدن تشهد اهل سنت‌

اهل سنت در تشهد علاوه بر شهادتین، سلام، صلوات ودعا نیز دارند که همین باعث شده است تا تشهد آنان طولانی گردد.
البته لازم به یادآوری است که شیعه امامیه در تشهد، فقط شهادتین وصلوات بر محمد وآل محمد را واجب می‌داند.
الف صلوات در تشهد آخر
حنفیه، مالکیه: مستحب است در تشهد، بر رسول‌خدا (ص) درود فرستاده شود وافضل چنین است:) أللهم صل علی محمد وعلی آل محمد کما صلیت علی ابراهیم وعلی آل ابراهیم، وبارک علی محمد وعلی آل محمد کما بارکت علی ابراهیم وعلی آل ابراهیم فی العالمین إنک حمید مجید. [۲۵۵]حنابله: صلوات بر رسول‌خدا (ص) در تشهد اخیر واجب است وافضل آن است که بگوید:) أللهم صل علی محمدوعلی آل محمد کماصلیت علی ابراهیم إنک حمید مجید، وبارک علی محمد وعلی آل محمد کما بارکت علی آل ابراهیم إنک حمید مجید (. [۲۵۶]شافعیه: صلوات بر رسول‌خدا (ص) در تشهد اخیر واجب است وافضل آن است که بگوید:) أللهم صل علی محمد وعلی آل محمدکماصلیت علی ابراهیم إنک حمید مجید، وبارک علی محمد وعلی آل محمد کما بارکت علی آل ابراهیم إنک حمید مجید ( [۲۵۷]متأخرین از شافعیه به کلمات محمد وابراهیم؛ لفظ) سیدنا (را اضافه کرده اند:
سیدنا محمد، سیدنا ابراهیم. [۲۵۸]
ب دعا در تشهد آخر
حنفیه: مستحب است نمازگزار همانند الفاظ قرآن دعا کند مثلًا بگوید:) أللهم إنی ظلمت نفسی ظلماً کثیراً وإنه لایغفر الذنوب إلا أنت فاغفرلی مغفره من عندک وارحمنی إنک أنت الغفور الرحیم.[۲۵۹]
مالکیه: افضل آن است این دعا درتشهد اخیرخوانده شود:) أللهم اغفر لنا ولوالدینا ولأئمتنا ولمن سبقنا بالإیمان مغفرة عزماً أللهم اغفرلنا ماقدّمنا وماأخّرنا وما أسررنا وماأعلنّا، وماأنت أعلم به منّا، ربّنا آتنا فی الدنیا حسنة وفی الآخرة حسنة وقنا عذاب النار (. [۲۶۰]شافعیه: افضل آن است دعایی که از پیامبرخدا (ص) رسیده است در تشهد أخیر بخواندمثلًا بگوید:) أللهم اغفر لی ماقدمت وماأخّرت وما أسررت وماأعلنت، وماأنت أعلم به منّی، أنت المقدم وأنت المؤخّر لا أله إلّا أنت (به روایت مسلم. وسنت آن است که دعای امام جماعت از اصل تشهد وصلوات بر رسول‌خدا (ص) افزون تر نگردد. [۲۶۱] حنابله:) أعوذ بالله من عذاب جهنّم ومن عذاب القبر ومن فتنة المحیا والممات ومن فتنة المسیح الدّجّال (. [۲۶۲]سلفیه:) أعوذ بالله من عذاب جهنم ومن عذاب القبر ومن فتنة المحیا والممات ومن فتنة المسیح الدّجال، أللهم إعنّی علی ذکرک وشکرک وحسن عبادتک، أللهم إنی ظلمت نفسی ظلماً کثیراً وإنه لایغفر الذنوب الّا أنت فاغفرلی مغفرة من عندک وارحمنی إنّک أنت الغفور الرحیم. [۲۶۳]

سلام نماز

در این سر فصل درباره سه موضوع بحث می‌شود:
1) آیا سلام نماز واجب است یا خیر؟
شیعه امامیه: سلام نماز واجب است.[۲۶۴] شافعیه، مالکیه: سلام نماز واجب است.[۲۶۵]حنابله: دوبارسلام نماز واجب است.[۲۶۶] حنفیه: سلام نماز واجب است‌ولی فرض نیست یعنی اگر نمازگزار آن را ترک کند، نماز باطل نمی‌شود. پس خروج از نماز باهرکاری ولو به باطل نمودن وضو باشد، جایز است.[۲۶۷]سلفیه: دوسلام نماز، از ارکان آن می‌باشد و لازم است جمله: «السَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللّه» را یک بار به طرف راست خود ویک بار به طرف چپ خود بگوید.[۲۶۸]
2) جملات سلام نماز چیست؟
جمله: «السَّلَامُ عَلَیْکَ أیُّهَا النَّبی وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَکَاتُهُ» به اتفاق مذاهب اسلامی (شیعه وسنی) جزء تشهد است نه سلام، لیکن اهل‌سنت آن را در وسط جمله‌های تشهد قرار می‌دهند وشیعیان در آخر تشهد وقبل از سلام نماز آن را می‌خوانند.
شیعه امامیه: جملات سلام نماز دارای دو عبارت است:
1 «السَّلَامُ عَلَیْنَا وَ عَلَی عِبَادِ اللّه الصَّالِحین»
2 «السَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَکَاتُه»
اگر نمازگزار فقط جمله دوم را گفت، کافی است؛ اما اگرجمله اول را بیاورد، ذکر جمله دوم مستحب است.
لازم به یادآوری است که جمله:
«السَّلَامُ عَلَیْکَ أیُّهَا النَّبی وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَکَاتُهُ» از توابع تشهد می‌باشد و از جملات ویژه سلام نماز نیست.[۲۶۹]حنابله: لازم است برای خروج از نماز از لفظ «السَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللّه» استفاده شود وگرنه نماز باطل است.[۲۷۰] مالکیه: لازم است برای خروج از نماز از لفظ) السَّلَامُ عَلَیْکُمْ (استفاده شود. [۲۷۱]
شافعیه: ترتیب در الفاظ سلام لازم نیست؛ پس اگر بگوید:) علیکم السلام (صحیح است ولی کراهت دارد.[۲۷۲]
حنفیه: خروج از نماز باهرکاری ولو به باطل نمودن وضو باشد، جائز است.[۲۷۳] 3) جملات سلام نماز چند بار تکرار شود؟
شیعه امامیه: واجب است سلام نماز: «السَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَکَاتُه» یکبار گفته شود.[۲۷۴] حنابله: واجب است سلام نماز: «السَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللّه» دو بار تکرار شودوگرنه نماز باطل است.[۲۷۵] مالکیه، شافعیه: گفتن سلام نماز یک بار کافی است.[۲۷۶] حنفیه: اگر نمازگزار فقط «السلام» را بگوید، واجب است دوبار بگوید؛ لیکن مستحب است کامل‌ترین را که عبارت است از: «السَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللّه» دو بار تکرار کند.[۲۷۷]
4) کیفیت سلام آخر.
شافعیه، حنفیه، حنابله: نمازگزار دو سلام در آخر می‌دهد. با سلام اول صورت خود را به طرف راست بگرداند؛ آنگاه با سلام دوم به طرف چپ، صورت خود را بگرداند.[۲۷۸] البته حنفیه توضیحی در این خصوص دارند که توجه شما را به آن جلب می‌کنم: مأموم سلام اول را به نیت جواب امام جماعت، به طرف راست بگوید. و سلام دوم در حالی که سر را به طرف سمت چپ بدن گردانیده است، ادا نماید. [۲۷۹]مالکیه: مستحب است مأموم سلام آخر را همان سلامی که به وسیله آن از نماز خارج می‌شود به طرف راست بگوید. اما سلام به امام جماعت ونیز سلام به طرف چپ از سنت است. سلام به امام جماعت به طرف قبله است وسلام به مأمومین طرف چپ خود را به همان طرف چپ خود بگوید.[۲۸۰] سلفیه: کیفیت سلام آخر، با گفتن دو سلام «السَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَةُ اللّه» یکی به طرف راست ودیگری به طرف چپ، محقق می‌شود.[۲۸۱]

تکبیر، بعد ازسلام نماز

شیعه امامیه: یکی از مختصات فقهی شیعه امامیه گفتن تکبیر بعد از هر نماز است. این مطلب در فقه اهل‌سنت وجود ندارد. اینک به نکات مهم این فرع توجه فرمائید:
مستحب است نمازگزار بعد از هرنماز دستها را تا محاذات گوش بالا بیاورد وسه مرتبه «ألله‌أکبر» بگوید.[۲۸۲]شیخ صدوق (ره) در علل الشرائع از مفضل‌بن‌عمر نقل می‌کند که او از امام‌صادق (ع) پرسید: علت اینکه نمازگزار دستها را بردارد وسه‌بار تکبیر بگوید چیست؟ امام‌صادق (ع) پاسخ دادند: «زیرا رسول‌خدا (ص) هنگامی که مکه رافتح کردند، نماز ظهر به امامت آن حضرت در مسجدالحرام ونزد حجرالاسود برگزار شد؛ رسول‌خدا (ص) پس از سلام نماز دستان مبارکشان را بالا آوردند وسه‌بار تکبیرگفتند ...
آنگاه رسول‌خدا (ص) فرمودند: این تکبیر را درآخر هرنماز واجب بگوئید».[۲۸۳]
ونیز زراره از امام‌باقر (ع) روایت کرده‌است که آن حضرت فرمودند:
«إذَا سَلّمْتَ فَارْفَعْ یَدَیْکَ بِالتکْبیرِ ثَلاثاً»[۲۸۴] یعنی: «هرگاه سلام نماز را گفتی دستها را بالا بیاور وسه‌بار تکبیربگو».
از دیرباز تعدادی از تفرقه افکنان اهل‌سنت که همواره برضد وحدت مسلمین گام بر می‌دارند وهمیشه با اعمال ناپسند خود دشمنان اسلام را تقویت نموده‌اند و تمامی پیروان مذاهب اسلامی آنها را می‌شناسند؛ تهمت ظالمانه‌ای علیه شیعه‌امامیه در کتاب‌ها ونیز سخنرانی‌ها رواج دادند.
تهمت آنها چنین است: شیعه هنگامی که در پایان نماز دستها را بالا می‌آورد سه‌بار می‌گوید: خان الأمین! به این معنا که جبرئیل امین (ع) باید وحی را برای امیرالمؤمنین (ع) می‌برد! او (نعوذ بالله) خیانت کرد وبرای رسول‌خدا (ص) برد!
اکنون بطلان این افترای عظیم را بامطالعه سطور بالا ملاحظه فرمودید ومعلوم گردید که اگر بین مسلمانان وحدت اسلامی ایجاد شود، دیگر جائی برای جولان دادن این نابخردان وجود نخواهد داشت.
بنا براین لازم وضروری است که زائران گرامی در حرمین شریفین بهانه به دست ناآگاهان ندهند و درحرمین شریفین از بالا آوردن دستها به هنگام تکبیر گفتن پایان نماز، خودداری کنند؛ تا احترام پیروان اهل‌بیت عصمت وطهارت بدست تعدادی معلوم الحال مخدوش نگردد.

قنوت‌

یکی از مستحبات و سنن در نماز، انجام قنوت است. قنوت در لغت به معنای دعا و تضرّع آمده‌است و در اصطلاح فقهی عبارت است از: «بالا آوردن کف دستان به طرف آسمان و قرار دادن آنها مقابل صورت».

حکم شرعی قنوت

شیعه‌امامیه: قنوت مستحب مؤکد است و انجام آن در نمازهای واجب سفارش شده است. [۲۸۵] حنفیه، شافعیه، حنابله: هرگاه مصیبتی و فاجعه‌ای بر مسلمین وارد شود، مستحب است در نمازهای واجب قنوت آورده شود. این قنوت را) قنوت نازله (می‌گویند. [۲۸۶] مالکیه: قنوت در نماز صبح هنگامی که بلا ومصیبتی نازل شده باشد، مشروع است. ونیز از مالکیه نقل شده است که قنوت نازله فقط در نماز صبح مستحب است و درنماز وتر قنوت نیست.[۲۸۷]
شافعیه: درنماز وتر ونیز درنماز صبح ودر رکعت دوم آن، قنوت مستحب است.[۲۸۸]حنفیه: قنوت در نماز وتر وقنوت نازله فقط در نماز صبح مشروع است‌هرگاه بلایی بر مسلمانان نازل شود.[۲۸۹]پس قنوت در غیر نماز وتر جایز نیست مگر بلایی نازل شود. حنابله: قنوت فقط در نمازصبح ونماز وتر ونیز در هنگامه نزول بلا مستحب است. پس قنوت در غیر این موارد سه‌گانه وغیر زمان نزول بلا ومصیبت، کراهت دارد.[۲۹۰] سلفیه: قنوت در نماز وتر و نیز قنوت نازله در نمازهای واجب اگر بلایی نازل شده باشد مشروع است.[۲۹۱]

جایگاه قنوت در نماز

شیعه امامیه: جایگاه قنوت همیشه قبل از رکوع و در رکعت دوم همه نمازهای واجب و مستحب، جهریه واخفاتیه است و درنماز وتر هم که یک رکعت است قبل از رکوع می‌باشد، مگر درنماز جمعه که قنوت رکعتاول آن قبل از رکوعاست ودر رکعتدوم بعد از رکوع وقبل از سجده قنوت انجام می‌شود.[۲۹۲] حنفیه: قنوت در رکعت آخر وبعد از رکوع، سنت است.[۲۹۳] مالکیه: مستحب است قنوت دررکعت آخر وقبل از رکوع انجام گیرد ومستحب است قنوت فقط در نماز صبح باشد و در غیر نماز صبح کراهت دارد ظاهراً. [۲۹۴]شافعیه، حنابله: قنوت باید بعد از رکوع رکعت آخر باشد. حنابله: در نماز وتر، قنوت مستحب است. شافعیه: در نماز صبح و در رکعت دوم وبعد از رکوع، قنوت مستحب است. [۲۹۵]سلفیه: قنوت نازله بعد از رکوع رکعت دوم انجام می‌شود. قنوت در نماز وتر و نیز در نمازهای واجب‌اگر بلایی نازل شده باشد مشروع است.[۲۹۶]

دعای قنوت

مذاهب چهارگانه اهل سنت، دعاهای مختلفی را برای قنوت ذکر کرده‌اند که یکی از مشهورترین آنها این دعا است: «أللّهمَّ اهدِنَا فیمَنْ هَدَیْتَ، وَ عَافِنَا فیمَنْ عَافَیْتَ، وَ تَوَلَّنَا فیمَنْ تَوَلَّیْتَ، وَ بَارِکْ لَنَا فیمَا أعْطَیْتَ، وَ قِنَا شَرَّ مَاقَضَیْتَ، فَإِنَّکَ تَقْضی وَ لایُقْضی عَلَیْکَ ...». [۲۹۷]
شیعه امامیه: نمازگزار در حال قنوت می‌تواند هر دعایی را که خواست بخواند؛ وقرائت قرآن به ویژه خواندن آیاتی که مشتمل بردعاء است، جایز می‌باشد؛ مانند این آیه شریفه: رَبَّنَا آتِنَا فِی‌الدُّنْیَا حَسَنَةً وَ فِی‌الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّار.
همچنین بهترین دعائی که در خصوص قنوت از معصومین روایت شده است این دعاء می‌باشد:
«لاإلهَ إلَّا اللهُ الحلیمُ الکریمُ، لا إلهَ إلَّا اللهُ العلی العظیمُ، سبحان‌اللهِ ربِّ السمواتِ السبعِ، وربِّ الارَضینَ السبعِ، وَمافیهنَّ وما بینهنَّ وربِّ العرشِ‌العظیمِ، وَالحمدُللهِ ربِّ العالمینَ».[۲۹۸]

تکتّف‌

تکتّف به معنای گذاردن دستها روی سینه یا شکم در حال قیام نمازاست؛ به طوری که دست راست بر روی دست چپ، یا مچ وساعد قرار گیرد.
فقهای اهل‌سنت از آن به «قبض» تعبیر می‌کنند و فقهای شیعه به آن تکفیر (پوشاندن) می‌گویند.
این روش در هیچیک از مذاهب چهارگانه اهل‌سنت واجب نیست.
شیعه امامیه: تکتف در نماز جایز نمی‌باشد و موجب بطلان نماز می‌شود. [۲۹۹]در همین خصوص توجه خوانندگان محترم را به دو روایت جلب می‌کنم:
قال الإمام الباقر (ع): «... ولاتکفّر فإنّما یفعل ذلک المجوس ...».[۳۰۰] وقال (ع): «إذا کنت قائماً فی الصلاة فلاتضع یدک الیمنی علی الیسری ولاالیسری علی الیمنی، فإنّ ذلک تکفیر أهلئالکتاب، ولکن أرسلهما إرسالًا فإنّه أحری أن لاتشغل نفسک عن الصلاة».[۳۰۱]
مرحوم طباطبائی درفقه منظوم چنین آورده است:
ویبطل الکفّ بها عن عمد
وهکذا التأمین بعدالحمد
مالکیه: در نمازهای واجب این عمل کراهت دارد و مستحب نیست؛ زیرا امام مالک گفته است: من کراهت دارم که در قیام نماز دست روی سینه گذاشته شود؛ زیرا امامان اهل‌بیت (علیهم السلام) را دیدم که دستها را پایین می‌اندازند؛ لیکن‌جایز است درنمازهای مستحبی، دو دست را زیرسینه وبالای ناف قرار دهد.[۳۰۲]سحنون بن سعید در کتاب المدونة الکبری به نقل از مالک ابن انس می‌گوید: اینکه تکتف فقط در نوافل‌جایز است، مقصود نوافلی است که طولانی می‌شود ونمازگزار درحال قیام با انجام دادن تکتف، خسته نمی‌شود.
در کتاب مزبور و درپانوشت همین بحث چنین آمده‌است: این کلام که تکتف در فریضه جایز نیست ودر نافله جایز است، مطلب صحیحی نیست؛ زیرا ماهنوز در اصل تکتف بحث داریم که آیا از افعال نماز است یاخیر؟ لذا دیگر جائی برای مطلب فوق وجود نخواهد داشت.[۳۰۳] حنابله، شافعیه، حنفیه: از جمله سنن و مستحبات نماز، تکتف است.[۳۰۴]سلفیّه: نمازگزار در حال ایستادن دست‌ها را بر روی سینه قرار دهد.[۳۰۵] کیفیت تکتف:
شافعیه: دست راست بر روی ساق دست چپ، زیر سینه چپ وبالای ناف قرار گیرد.[۳۰۶]حنفیه: دست راست بر روی مچ دست چپ و در پایین ناف قرار گیرد.[۳۰۷]حنابله: کف دست راست روی مچ و ساعد دست چپ ودر قسمت پایین ناف قرارگیرد.[۳۰۸]
سلفیه: قرار دادن دست راست بر پشت دست چپ در حال نماز، سنت است. این روش در حال قیام قبل از رکوع و نیز در قیام بعد از رکوع مراعات شود.[۳۰۹] آیا زن و مرد در انجام تکتّف باهم فرق دارند؟
حنفیه، شافعیه: زن دو دست خود را روی سینه قرار می‌دهد و دست راست به صورت عادی روی دست چپ باشد و مچ دست چپ را نگیرد؛ زیرا این عمل برای پوشش زن بهتر است.[۳۱۰]

آمین‌

شیعه امامیه: آمین گفتن درحال نماز، پس از حمد حرام است ونماز را باطل می‌کند؛ زیرا آمین کلام اجنبی از نماز است واضافه نمودن چیزی که در نماز نیست؛ بدعت می‌باشد وجایز نیست. در این حکم فرقی بین امام جماعت ومأموم وفرادا نمی‌باشد.[۳۱۱] قال‌رسول‌الله (ص): «إن هذه الصلاة لایصلح فیها شیئ من کلام الناس، إنما هو التسبیح والتکبیر وقرائة القرآن».[۳۱۲]
قال الصادق (ع): «إذا کنت خلف إمام فقرأ الحمد ففرغ من قرائتها فقل أنت: ألحمدلله رب العالمین ولاتقل: آمین».[۳۱۳]حنابله، شافعیه، حنفیه: گفتن آمین بعد از قرائت فاتحةالکتاب در تمام نمازها چه نماز واجب باشد و چه نوافل برای امام‌جماعت، مأموم ونمازگزار فرادا سنت است.[۳۱۴]
مالکیه: گفتن آمین برای امام جماعت سنت نیست. [۳۱۵]سلفیه: گفتن «آمین» بعد از قرائت «و لا الضّالین» برای امام جماعت، مأموم و فردی که نماز را به‌طور فرادا می‌خواند، سنت است.[۳۱۶]

خارج نشدن از مسجد هنگام نماز

حضور در نماز جماعت از سوی پیامبرخدا (ص) وائمه طاهرین تأکید شده است و درمحیطی که برادران اهل‌سنت زندگی می‌کنند، حضور در نماز جماعت آنان نیز ازسوی اهلبیت توصیه گردیده است.
خارج شدن از مسجد در زمان اقامه نماز توسط اهل‌سنت و یا هنگام اذان، امری نادرست است و باعث می‌شود فردی که مراعات نکند مورد تهمت یا اهانت قرار گیرد. بنابراین به منظور حفظ وحدت و جلوگیری از اختلاف و درگیری بین مسلمانان، همواره از سوی ائمه طاهرین و فقهای شیعه امامیه تأکید بیشتری بر رعایت این امر مستحبی شده است تا مؤمنین در نمازجماعت اهل‌سنت حاضر شوند.
اهل‌سنت به این مسأله اهمیت فراوانی می‌دهند، در روایتی از طریق اهل‌سنت چنین آمده است: «کسی بعد از اذان هرگز از مسجد خارج نشود مگر آنکه اراده برگشت داشته باشد. اگر کسی بعد از اذان از مسجد خارج شود، منافق است».[۳۱۷] امام خمینی (ره) در این باره نوشته‌اند: «در وقتی که در مسجدالحرام یا مسجدالنبی نماز جماعت منعقد شد، مؤمنین نباید از آنجا خارج شوند و باید از جماعت تخلف نکنند و با سایر مسلمین به جماعت نماز بخوانند».[۳۱۸]

نماز تحیت مسجد

مستحب است هر فردی از افراد مسلمان، هنگامی که وارد مسجدی می‌شود، قبل از نشستن در مسجد، دو رکعت نماز تحیت مسجد بخواند.[۳۱۹] رسول‌خدا (ص) درباره همین موضوع فرموده‌اند:
«إذا دخل‌أحدکم المسجد فلایجلس‌حتّی یصلّی رکعتین». یعنی هرگاه هر یک از شما داخل مسجد شد، قبل از آنکه بنشیند، دو رکعت نماز بگزارد.[۳۲۰] زائران محترم به این نکته مهم توجه داشته باشند که در بعضی از اماکن مانند مکه ومدینه که اهل‌سنت به انجام دادن نوافل اهتمام می‌ورزند، عمل نمودن به این عمل مستحبی ضرورت پیدا می‌کند؛ زیرا درصورت عدم توجه شیعیان به این گونه مسائل مهم استحبابی، مذهب شیعه امامیه مورد تهمت قرار می‌گیرد و بر علیه شیعیان تبلیغ می‌شود که پیروان این مذهب اهمیتی برای اماکن مقدس قائل نیستند.
مالکیه: این دو رکعت نماز تحیت واجب نیست، بلکه کار نیکویی است.[۳۲۱] شافعیه، حنابله: هنگام ورود به مسجد، یکی از سنت‌ها خواندن دو رکعت نماز تحیت مسجد است.[۳۲۲]
حنفیه: نماز تحیت مسجد دورکعت است وچهاررکعت نماز تحیت افضل است وافزون‌تر از چهاررکعت به نیت نماز تحیت انجام نشود.[۳۲۳]

تأکید بر حضور مؤمنین در نماز جماعت‌

یکی از زیباترین نماد وحدت و قدرت مسلمانان، نمازهای جماعت پر شکوه و پر جمعیت است. استعمارگران در طی سالهای متمادی تلاشهای شبانه روزی داشته‌اند تا این تجلّی قدرت و وحدت را از مسلمانان بگیرند و با ایجاد اختلافات قومی و طایفه‌ای و عقیدتی، سعی کرده‌اند به اهداف شوم و تفرقه افکنانه خود برسند.
با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام‌خمینی (ره) معظم له تأکید بلیغ در این راستا اعمال کردند.
البته این تأکیدات امام امّت، مطلب جدیدی در اسلام نبوده است؛ بلکه حضرت امام به پیروی از اجداد طاهرینش، سنگ بنای تعاطف و مهربانی بین برادران اهل‌سنت و شیعیان را تحکیم بخشیدند.
حضرت امام جعفرصادق (ع) در روایتی چنین فرمودند: «مَنْ صَلَّی مَعَهُمْ فِی‌الصَّفِ الأَوَّلِ کَان کَمَنْ صَلَّی خَلْفَ رَسُولِ‌اللّه (ص) فِی‌الصَّفِّ الأَوَّل» یعنی: کسی که در نماز جماعت آنان خصوصاً در صف اول نماز جماعت شرکت کند، همانند آن فردی است که پشت سر پیامبرخدا (ص) به نماز ایستاده است.[۳۲۴] ونیز حضرت امام جعفرصادق (ع) درباره همزیستی مسالمت‌آمیز با برادران اهل‌سنت به اصحاب خود این چنین توصیه وتأکید فرمودند: «عودوا مرضاهم، واشهدوا جنائزهم، وصلّوا فی‌مساجدهم... یعنی: بیماران آنان اهل سنت را عیادت کنید، به تشییع جنازه آنان بروید، درمساجد آنان وهمراه آنان نمازجماعت بخوانید ...»[۳۲۵] امام خمینی (قدس سره) در این‌باره فرموده‌اند: «در وقتی که در مسجدالحرام ویا مسجدالنبی نماز جماعت منعقد شد، مؤمنین نباید از آنجا خارج شوند و باید از جماعت تخلف نکنند و باسایر مسلمین به جماعت نماز بخوانند».[۳۲۶]
در این‌خصوص نیز از مراجع عظام و مقام‌معظم‌رهبری مدّظلّه استفتائی شده‌است که توجه خوانندگان گرامی را به اصل استفتاء وپاسخ آنان جلب می‌کنم:
سؤال شرکت شیعیان در نماز جماعت اهل‌سنت در مسجدالحرام ومسجدالنبی وسایر مساجد چه حکمی دارد؟
جواب امام‌خمینی (ره): درمساجد دیگر هم کافی است.[۳۲۷] آیة الله گلپایگانی: اختصاص به مسجدین شریفین ندارد بلکه درتمام مساجد مستحب ومورد ترغیب ورجحان است. [۳۲۸]آیةالله فاضل: نماز با آنان کفایت از نماز واجب می‌کند وشرکت در نمازجماعت اهل‌سنت اختصاص به مسجد الحرام ومسجد النبی ندارد.[۳۲۹] آیات عظام: خوئی، سیستانی، تبریزی: بلی نماز مجزی است، درصورتی که قرائت حمد وسوره را برای خود آهسته قرائت کند؛ و اگر نمی‌شود آهسته قرائت کند، به حدیث نفس بخواند.[۳۳۰]
مقام معظم رهبری: نماز صحیح است واعاده ندارد؛ ولی باید شرائطی که آنها معتبر می‌دانند مراعات شود؛ مثلًا جلوتر از امام‌جماعت اقتدا نکنند.[۳۳۱]

اقتدا به شخص مخالف در فروع‌

مقصود از فروع، تفاوت درفروع فقهی‌ هر مذهب است.
شیعه امامیه: اگرامام جماعت با مأموم در مسائل فرعی که متعلق به نماز است اختلاف داشته باشند، اگر چه از حیث اجتهاد یا تقلید خطا کرده باشند؛ این اقتدا صحیح است. [۳۳۲]مالکیه: اگر سنّی مالکی به سنّی حنفی اقتدا کند وامام جماعت حنفی ارکان نماز به نظریه مذهب مالکی را نیاورد، مثلًا سلام آخر نماز را ندهد یا قیام بعد از رکوع را انجام ندهد، نماز سنی مالکی که مأموم است باطل می‌باشد.[۳۳۳] حنفیه: اقتدا به امام جماعتی که مخالف با حنفیه در فروع احکام می‌باشد، ازخواندن نماز فرادا افضل است؛ البته به شرطی که کسی غیر آن فرد یافت نشود؛ اگر یافت شد، اقتدا به موافق افضل است.[۳۳۴]
شافعیه: اگر شافعی‌مذهب به امام‌جماعت حنفی‌مذهب اقتدا کند و او یکی از مبطلات نماز نزد مذهب شافعی را انجام دهد، مثلًا عورت خود را لمس کند، اقتدای او صحیح نیست؛ زیرا امام جماعت با این کار وضویش باطل شده‌است. ولی اگر امام‌جماعت حنفی برآنچه که درفقه شافعی صحیح است مواظبت کند؛ اقتدای به او صحیح است.[۳۳۵]حنابله: اقتدای به مخالفین در فروع، مانند اقتدا به پیروان ابوحنیفه، مالک، شافعی صحیح است ومکروه نمی‌باشد واحمدبن‌حنبل براین مطلب تصریح کرده‌است؛ زیرا اصحاب رسول‌خدا (ص) وتابعین همواره به یکدیگر اقتدا می‌کردند با اینکه درفروع فقهی با یکدیگر اختلاف نظریه داشتند.[۳۳۶]
سلفیه: سؤال: آیا جائزاست درمنطقه‌ای که مسلمانان شافعی‌مذهب زندگی می‌کنند امام‌جماعت حنفی مذهب براساس مذهب آنان نماز بخواند؟ مثلًا:
بسمله قبل از فاتحةالکتاب را جهراً قرائت کند؟
بعد از قرائت حمد، توقف کند تا مأمومین بتوانند حمد را بخوانند؟
بسمله قبل از سوره را جهراً قرائت کند؟
جواب: اختلاف در فروع اثری در صحت نماز مأمومین ندارد؛ اگرچه در مذهب با هم‌اختلاف داشته باشند. لذا برامام جماعت وغیراو از اهل‌علم لازم است، تا آنچه را از دلائل فقهی ارجح می‌دانند؛ برطبق آن عمل نمایند وفرقی نمی‌کند مأمومین با وی موافق باشند یااختلاف نظریه داشته باشند. [۳۳۷]

سلفیه نماز جماعت را واجب می‌دانند

زائرانی که برای اولین بار به عربستان مسافرت می‌کنند، نمازهای جماعت بزرگ و باشکوهی را در مسجدالنبی و مسجدالحرام مشاهده خواهند کرد.
برای آگاهی آن دسته از افراد که تحت تأثیر جمعیت فراوان نمازگزار در این دو مسجد معروف قرار می‌گیرند، بایستی به نکاتی چند اشاره کرد؛ لطفاً توجه کنید:
1) وهابیون نماز جماعت را واجب می‌دانند نه مستحب. پس بر همه آنان واجب است تا برای ادای نماز به صورت جماعت، به سوی مساجد بشتابند و اگر به نماز جماعت نیایند گناه کرده‌اند و در زمره اهل معصیت شمرده خواهند شد.
2) در سایر مساجد وضعیت این چنین نیست. به‌طور قطع در اماکن زیارتی همیشه نمازها با شکوه‌تر از سایر مکانها برگزار می‌شود. به‌عنوان مثال نمازهای جماعت درحرم حضرت رضا (ع) و سایر اماکن مقدسه شاهد بر این مطلب است.
3) آیا نمازهای عیدفطر وجمعه و ... را مشاهده‌کرده‌اید؟ همانگونه که می‌دانید نمازهای جمعه ونماز عید فطر درایران ازلحاظ حضور باشکوه مردم مسلمان، مثال زدنی است؛ با اینکه شیعه امامیه نمازجماعت و نمازجمعه را مستحب می‌داند ولی در عین حال نمازها با جمعیتی انبوه، و به صورت باشکوه برگزار می‌شود.
4) به این خبر مهم توجه کنید، این خبر در یکی از کتابهای رسمی چاپ وزارت ارشاد عربستان سعودی آمده است و حاکی از بی‌رغبتی نسل جوان عربستان سعودی درخصوص شرکت در نماز جماعت می‌باشد.
به متن این گزارش دقت فرمایید:
«نمازصبح از کمبود نمازگزار شکایت دارد. نماز صبح از شرکت نکردن جوانان در مراسم فریضه صبح شاکی‌است.»
این گزارش در ادامه به آمار و ارقامی رسمی که حاکی از بی‌توجهی جوانان به نماز است؛ اشاره می‌کند و می‌نویسد: «طبق آمار رسمی، 79% از جوانان و دانشجویان، نماز صبح را نمی‌خوانند؛ این ارقام وحشتناک است و ترس را در دلها می‌افکند. والله تعجب آور است، ساعت 15/ 7 صبح، جوانان و دانش‌آموزان، فوج فوج از خانه‌هایشان به سوی مدارس در حال حرکت هستند؛ ولی اینان نماز صبح را کجا بودند؟!». [۳۳۸]

خوابیدن در مسجد

شیعه امامیه: خوابیدن در مسجد مکروه است. [۳۳۹]حنفیه: خوابیدن در مسجد مکروه است مگر برای شخص غریب و یامعتکف که خواب آنها در مسجد کراهت ندارد. [۳۴۰] مالکیه: خوابیدن در مسجد برای کسی که مسکن ندارد مباح است؛ ولی فردی که محل سکونت دارد، خوابیدن وی در مسجد جایز نیست؛ مگر آنکه برای عبادت به مسجد رفته باشد.[۳۴۱] حنابله: خوابیدن در مسجد جایز است، به شرطی که جلوی نمازگزاران نخوابد؛ اگر در مقابل نمازگزاران خوابید، لازم است اورا بیدار کنند؛ زیرا نماز خواندن به طرف فرد خواب مکروه است.[۳۴۲]شافعیه: خوابیدن در مسجد جایز میباشد. [۳۴۳]
سلفیه: خوابیدن در مساجد حرام نمیباشد. [۳۴۴]

خوردن و آشامیدن در مسجد

شیعه امامیه: خوردن وآشامیدن در مسجد جائز است ونیز برای معتکف اشکالی ندارد؛ لیکن سزاوار است سفره‌ای پهن شود تا نظافت مسجد مراعات شود.[۳۴۵]شافعیه: مادامی که مسجد آلوده نشود، خوردن درمسجد مباح است.[۳۴۶] مالکیه: خوردن وآشامیدن در مسجد جائز است، اما خوردن آنچه که بوی بد دارد در مسجد حرام است.[۳۴۷] حنابله: خوردن در مسجد مباح است، به شرطی که مسجد آلوده نشود.[۳۴۸] حنفیه: خوردن درمسجد کراهت دارد؛ ولی خوردن آنچه که بوی بد دارد، مثل سیر و پیاز؛ در مسجد، حرام است وباید فردی که سیر وپیاز خورده، از داخل شدنش به مسجد جلوگیری کرد. [۳۴۹]

حکم نماز در داخل‌ کعبه‌ معظّمه‌

خواندن نماز در داخل کعبه، از جمله مسائلی است که پیروان مذاهب اسلامی درباره آن بحث کرده‌اند. در ذیل، توجه خوانندگان گرامی را به موارد اختلافی جلب میکنم:
شیعه امامیه:
خواندن نمازهای فریضه در داخل کعبه مکروه است؛ ولی نماز مستحبی به طرف هریک از دیوارهای داخلی کعبه جائز می‌باشد.[۳۵۰]درهمین خصوص از حضرت امام صادق (ع) در روایتی صحیح نقل شده است که فرمودند: «لاتصلّ المکتوبة فی‌جوف الکعبة».[۳۵۱]
مالکیه: خواندن نمازهای فریضه در داخل کعبه کراهت شدیده دارد؛ ولی نماز صحیح است واعاده آن در وقت مستحب می‌باشد.
خواندن نماز نافله‌ای که مستحب مؤکد باشد، در داخل کعبه مکروه است؛ ولی خواندن نافله عادی داخل کعبه مستحب می‌باشد.[۳۵۲]شافعیه، حنفیه: خواندن نمازهای واجب و نیز نمازهای مستحب در داخل کعبه جایز است.[۳۵۳] حنابله: خواندن نمازهای مستحبی در داخل کعبه جایز است ولی خواندن نمازهای واجب جایز نیست.[۳۵۴]

حکم نماز میّت در مسجدالحرام و سایر مساجد

شیعه‌امامیه: خواندن نماز میت در همه مساجد مکروه است مگردر مسجدالحرام، که نمازمیت در آن مکروه نیست.[۳۵۵] حنفیه، مالکیه: خواندن نمازمیت درهمه مساجد کراهت دارد.[۳۵۶]شافعیه: خواندن نمازمیت در همه مساجد مستحب است.[۳۵۷] حنابله: خواندن نمازمیت در همه مساجد مباح است.[۳۵۸] سلفیه: خواندن نمازمیت درمسجد ومصلی، برای مردان وزنان، مشروع است.[۳۵۹]

حکم خواندن نماز در جلوی قبر مطهّر پیامبرخدا (ص) و امامان‌

شیعه امامیه: یکی از اماکنی که لازم است انسان مسلمان ادب واحترام را رعایت کند، آن است که جلوتر از قبرپیامبر (ص) وامام (ع) نماز نخواند وچنانچه نماز خواندن، بیاحترامی به صاحب قبر باشد، حرام است؛ ولی نماز باطل نیست.[۳۶۰]در خصوص این مسأله در کتب فقهی اهل سنت مطلبی یافت نشد؛ لیکن از نماز خواندن آنان در جلوی قبر مطهر رسول‌خدا (ص) چنین برداشت می‌شود که این عمل را جایز می‌دانند ومنعی در این باره قائل نیستند.

حکم خواندن نماز در قبرستان‌

شیعه امامیه: یکی از مکانهایی که خواندن نماز درآن کراهت دارد، مقابر است.[۳۶۱] لازم به یادآوری است که نمازگزاردن در حرم انبیاء الهی وحرم ائمه معصومین ونیز مراقد علماء مکروه نیست.[۳۶۲] البته خواندن نماز درقسمت بالای‌سر حرم انبیاء الهی وائمه معصومین و زیارت قبور آن انوار مقدس، از مستحبات مؤکده شمرده شده‌است. [۳۶۳]
حنفیه: نمازگزاردن درمقبره‌ها مکروه است؛ ولی‌نماز نزد قبور انبیاء کراهت ندارد.[۳۶۴]شافعیه: نمازگزاردن در مقبره‌هایی که نبش نشده‌اند مکروه است، مگر در مقابر شهدا وانبیاء که کراهت ندارد؛ به شرطی که نمازگزار قصد تعظیم آن قبور را نداشته باشد و چنانچه قصد تعظیم به قبور باشد؛ حرام است.[۳۶۵]
مالکیه: نماز درمقبره جایز است، به شرطی که نجاست نباشد.[۳۶۶]حنابله: نمازگزاردن در مقبره باطل است؛ ولی نماز درجایی که یک یا دو قبر باشد صحیح است؛ به شرطی که قبر را قبله خود قرار ندهد؛ که در این صورت کراهت دارد. [۳۶۷]سلفیه: خواندن نماز در قبرستان جایز نیست وحرام است ودر صورت انجام چنین کاری، نماز صحیح نمی‌باشد.[۳۶۸] زائران گرامی به این نکته بسیار مهم توجه ودقت بیشتر داشته باشند؛ چون سلفی‌ها نماز در کنار قبرستان (حرم) بقیع را حرام می‌دانند واحیاناً آن‌را به عنوان پرستش ائمه می‌انگارند وبرخورد نامناسب بافرد نمازگزار می‌کنند؛ بنابراین از خواندن نماز درحرم بقیع وبیرون آن، خودداری نمایند وبرای خواندن نماز زیارت ائمه بقیع، به مسجدالنبی مشرف شوند.
آیاخواندن نماز درقبرستان حرام‌است؟
شیعه‌امامیه: نماز خواندن در قبرستان مکروه است؛ مگر حرم‌های انبیاء وائمه معصومین که نه تنها مکروه نیست بلکه زیارت قبور آنان وخواندن نماز در قسمت بالای سر، از مستحبات مؤکّده شمرده شده‌است.[۳۶۹]لیکن توجه به این نکته ضروری است؛ که در فضاهایی چون مدینه منوره ومکه مکرمه که سلفیه پیروان محمد بن عبدالوهاب که به آنها وهابیون می‌گویند درآنجا حاکم هستند وخواندن نماز در کنار بقیع را باطل دانسته واحیاناً آن را به عنوان پرستش ائمه، شرک می‌انگارند ودرصورت نماز خواندن شیعیان وسایر مسلمانان درجوار بقیع، به آنان اهانت می‌کنند؛ بنا براین لازم است با مراعات نمودن این‌گونه مسائل، از بروز درگیری جلوگیری شود؛ تا تضییقات وسوء برداشتها باعث نگردد درهای حرم مطهّربقیع، در مدینه منوره ودرهای قبرستان ابوطالب، در مکه مکرمه به روی زائران بسته شود. باید تمامی زائران گرامی کوشش نمایند تا سایرین از فیض زیارت محروم نگردند.
حنابله: نماز خواندن در قبرستان حرام است. [۳۷۰]حنفیه: نمازخواندن در قبرستان کراهت دارد.[۳۷۱] مالکیه: نماز خواندن در قبرستان جائز است وکراهتی ندارد.[۳۷۲]
شافعیه: اگر قبر نبش شده باشد، جائز نیست؛ ولی اگر نبش قبر صورت نگرفته باشد، خواندن نماز در آنجا جائز است.[۳۷۳]

سلفیه: نماز خواندن در قبرستان بدعت است وحرام می‌باشد واز وسائل شرک به حساب می‌آید. [۳۷۴]
  1. سوره آل عمران، آیه 103.
  2. سوره انفال، آیه 46.
  3. سوره حجرات، آیه 10.
  4. صحیح‌مسلم، ج 1، ص 58. المجموع، ج 19، ص 155. سبل‌السلام، ج 2، ص 214. وکنزالعمال، ج 11، ص 134.
  5. مختارات من الأحادیث النبوّیة، ص 753.
  6. الکافی، ج 2، ص 219.
  7. وسائل الشیعة، ج 8، ص 430.
  8. همان، ج 8، 301.
  9. رجال کشی، ص 252، عنوان 470.
  10. دراسات فی الفلسفة الاسلامیة، تفتازانی، ص 127.
  11. الفقه علی المذاهب الخمسة، محمدجواد مغنیه.الفقه علی المذاهب الأربعة، عبدالرحمن الجزیری. الخلاف، شیخ طوسی.
  12. جواهرالکلام، ج 2، ص 138.
  13. وسائل الشیعه، باب 25 از ابواب وضو، ح 8- 7.
  14. جواهرالکلام، ج 2، ص 206.
  15. سوره مائده، آیه 6.
  16. جواهر الکلام، ج 2، ص 160.
  17. مستمسک العروة الوثقی، ج 2، ص 373372.
  18. الموطأ، مالک بن انس، ج 1، ص 18.
  19. نیل‌الأوطار، شوکانی، ج 1، ص 163؛ الفقه علی المذاهب الخمسة، مبحث وضو.
  20. حاشیه ابن عابدین، ج 1، ص 114.
  21. همان.
  22. لغت نامه دهخدا، ج 9، ص 13915، چاپ دانشگاه تهران.
  23. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 73، چاپ بیروت.
  24. الموطّأ، مالک‌بن‌انس، ج 1، ص 18.
  25. همان؛ وکتاب الخلاف، شیخ‌طوسی، ج 1، ص 10، مسأله 23.
  26. فقه‌السنة، سیدسابق، ج 1، ص 43؛ المغنی، ابن‌قدامه‌حنبلی، ج 1، ص 107؛وفتح العزیز، ج 1، ص 346.
  27. مسائل من الفقه المقارن.
  28. الموطّأ.
  29. نیل‌الأوطار، شوکانی، ج 1، ص 192.
  30. الخلاف، شیخ‌طوسی، ج 1، ص 1211.
  31. نیل‌الأوطار، شوکانی، ج 1، ص 192.
  32. الکافی، ج 1، ص 25، باب صفةالوضوء.
  33. فتح الباری، ابن‌حجر، ج 1، ص 132.
  34. نیل‌الأوطار، شوکانی، ج 1، ص 209.
  35. الموطّأ، مالک‌بن‌انس، ج 1، ص 18.
  36. الدروس المهمّه، عبدالعزیز بن باز، ص 10.
  37. توضیح المسائل مراجع، ج 1، ص 200.
  38. الکافی، ج 3، ص 10.
  39. العروة الوثقی، ج 1، ص 199؛ مستمسک العروة الوثقی، ج 2، ص 314.
  40. العروة الوثقی، ج 1، ص 305.
  41. أمّ، شافعی، ج 1، ص 36؛ حاشیه‌ابن‌عابدین، ج 1، ص 98؛ حاشیه‌دسوقی، ج 1، ص 67؛ بدایةالمجتهد، ج 1، ص 40.
  42. المغنی، ابن قدامه حنبلی، ج 1، ص 86.
  43. الدروس المهمة، بن‌باز، ص 9.
  44. توضیح المسائل مراجع، ج 1، ص 200.
  45. الکافی، ج 3، ص 36.
  46. الموطّأ، ج 1، ص 22. عن مالک بن نافع: إنّ ابن عمر کان ینام جالساً، ثم یصلّی ولا یتوضأ؛ المغنی، ابن قدامه حنبلی، ج 1، ص 167؛ المبسوط، سرخسی، ج 1، ص 78.
  47. أمّ، شافعی، ج 1، ص 27؛ حاشیه ابن عابدین، ج 1، ص 152؛ المبسوط، سرخسی، ج 1، ص 78.
  48. فتاوی المرأة، بن باز، ص 30.
  49. المبسوط، سرخسی، ج 1، ص 78؛ المغنی، ابن قدامه حنبلی، ج 1، ص 167. نیل الأوطار، شوکانی، ج 1، ص 244.
  50. العروة الوثقی، ج 1، ص 601.
  51. الفقه علی المذاهب الخمسة، محمد جواد مغنیه، کتاب الصلاة، ص 71.
  52. همان؛ وفتح الباری، ابن‌حجر، ج 2، ص 66.
  53. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 311، چاپ استانبول.
  54. العروةالوثقی، ج 1، ص 601.
  55. الفقه علی‌المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 313.
  56. همان.
  57. الفقه علی المذاهب الخمسه، محمد جواد مغنیه، مبحث نماز، صص 7271.
  58. فتاوی‌اللجنه الدائمه، ج 6، ص 75، فتوای شماره 6914.
  59. کتاب فتاوی المرأه، بن باز، ص 41.
  60. همان، فتاوی ابن عثیمین، ص 55.
  61. العروه الوثقی، ج 1، ص 606.
  62. همان، ج 1، ص 607.
  63. همان، ص 604.
  64. الفقه الإسلامی وأدلته، وهبه الزحیلی، کتاب الصلاه، مبحث اذان واقامه.
  65. سنن ابن ماجه، ج 1، ابواب اذان.
  66. الینابیع الفقهیه، ج 3، ص 416.
  67. الموطّأ، مالک بن انس، ج 1، ص 72.
  68. بدایه‌المجتهد، ج 1، ص 103، چاپ 1935 م.
  69. المغنی، ابن قدامه، ج 1 ص 408، چاپ سوم.
  70. الفقه علی المذاهب الأربعه، الجزیری، ج 1، ص 312.
  71. همان؛ الخلاف، شیخ طوسی ره، ج 1، ص 83.
  72. الفقه علی المذاهب.
  73. الفقه علی المذاهب الأربعه، الجزیری، ج 1، ص 323؛ و کتاب الفقه علی المذاهب الخمسه، مبحث اذان واقامه.
  74. تحریرالوسیله، حضرت امام خمینی ره، ج 1، فصل فی‌أفعال‌الصلاه.
  75. العروه الوثقی، ج 2، ص 433.
  76. حدث اکبر مثل جنابت، حیض ونفاس، که برای انجام مجدد یک عمل عبادی مثل نماز؛ باید محدث به حدث اکبرغسل انجام دهد. حدث اصغر به عملی گفته می‌شود که وضو را باطل می‌کند.
  77. تحریرالوسیله، حضرت امام خمینی ره، ج 1، ص 186 190.
  78. الدروس المهمه، بن باز، صص 6 9.
  79. العروه الوثقی، ج 1، ص 762.
  80. حاشیه ابن عابدین، ج 1، ص 493.
  81. الفقه علی المذاهب الخمسه، کتاب الصلاه، مبحث نماز جماعت.
  82. مغنی المحتاج، ج 1، ص 56. أمّ، شافعی، ج 1، ص 180.
  83. الفقه علی المذاهب الخمسه، کتاب الصلاه، مبحث نماز جماعت.
  84. فتاوی اللجنه الدائمه، ج 7، ص 285، فتوای شماره 1591.
  85. تحریر الوسیله، ج 1، ص 270.
  86. أمّ، شافعی، ج 1، ص 129.
  87. شرح المهذّب، نووی، ج 3، ص 365.
  88. المجموع، نووی، ج 3، ص 365؛والفقه علی المذاهب الخمسة، مبحث نماز جماعت.
  89. کتاب فتاوی اللجنة الدائمة، بن باز، ج 6، ص 390.
  90. العروة الوثقی، ج 1، ص 804.
  91. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 279.
  92. مانند ابن حزم‌اندلسی، المحلّی، مبحث نمازجماعت.
  93. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 279؛ نیل الأوطار، شوکانی، ج 2، ص 188.
  94. سنن أبی داود؛ نیل الأوطار، شوکانی، ج 2، ص 187.
  95. کتاب فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج 8، ص 14.
  96. همان.
  97. العروةالوثقی، ج 1، ص 777؛ الفقه علی المذاهب الخمسة، مبحث نماز جماعت.
  98. توضیح المسائل مراجع، مسأله 1436 1435.
  99. الکافی، ج 3، ص 385.
  100. تهذیب، ج 3، ص 280.
  101. همان، ج 3، ص 282.
  102. العروةالوثقی، ج 1، ص 778777.
  103. مغنی‌المحتاج، ج 1، ص 250.
  104. الفقه علی المذاهب الخمسة، مبحث نماز جماعت.
  105. المغنی، ابن قدامه حنبلی، ج 2، ص 38 39، چاپ رحلی، بیروت، لبنان.
  106. مناسک‌حج محشّی، استفتاءات‌جدید شماره 20، ص 558؛ همان، ص 515؛ استفتاءات ویژه‌حج، ص 41.
  107. مناسک حج محشّی، مسأله: 1336، ص 516.
  108. همان.
  109. العروةالوثقی، ج 1، ص 778777.
  110. تحریرالوسیله، حضرت امام خمینی، ج 1، ص 149.
  111. مناسک حج محشّی، استفتاءات جدید شماره 16، ص 555.
  112. فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج 6، ص 418، فتوای شماره، 6278.
  113. کتاب فتاوی المرأة، بن عثیمین، ص 49.
  114. توضیح المسائل مراجع، مسأله: 1440 تا 1442.
  115. فتح الوهاب، ج 1، ص 118؛ والفقه علی المذاهب الخمسة، مبحث نماز جماعت.
  116. فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج 7، ص 321.
  117. حاشیه‌ابن‌عابدین، ج 1، صص 504- 499؛ بدائع‌الصنایع، ج 1، ص 137؛ الفقه علی المذاهب الخمسة، مبحث نماز جماعت.
  118. تحریر الوسیله، ج 1، ص 268.
  119. حاشیه ابن‌عابدین، ج 1.
  120. أمّ، شافعی، ج 1، ص 236.
  121. فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج 7، ص 321، فتوای شماره 7371.
  122. الفقه علی المذاهب الخمسة، مبحث نماز جماعت.
  123. استفتائات ویژه حج، ص 137.
  124. همان، ص 41.
  125. الخلاف، شیخ طوسی ره، ج 1 ص 208.
  126. أمّ، شافعی، ج 1، ص 190؛ الخلاف، ج 1، ص 408، 198؛ حاشیه‌ابن‌عابدین، ج 1، ص 626؛ الموطّأ، مالک‌بن‌انس، ج 1، ص 149؛ الفقه‌علی‌المذاهب.
  127. مستمسک العروة الوثقی، ج 6، ص 13؛ بدائع الصنائع، ابوبکر الکاشانی، ج 1، ص 91؛ المبسوط، سرخسی، ج 1، ص 248.
  128. أمّ، شافعی، ج 1، ص 208.
  129. به نظریه فقهی‌حضرت امام‌خمینی، مسافت شرعی 5/ 22 کیلومتر رأس 4 فرسخ است.
  130. الفقه علی المذاهب الأربعة، ج 3، شروط القصر.
  131. کتاب فتاوی‌اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج 8، ص 90.
  132. سبل السلام، ج 2، ص 39.
  133. فقه السنة، سیدسابق، ج 1، ص 284. والفقه علی المذاهب الأربعة، ج 3، شروط القصر.
  134. الخلاف، شیخ طوسی، ج 1، ص 573.
  135. بدایة المجتهد، ج 1، ص 163؛ المجموع، ج 4، ص 364.
  136. همان.
  137. المغنی، ابن قدامه حنبلی، ج 2، ص 2 ص: 79.
  138. کتاب فتاوی‌اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج 8، ص 95.
  139. صحیح مسلم، کتاب المساجد، ح 521؛ صحیح بخاری، کتاب التیمّم ح 335.
  140. الکافی، ج 2، ص 17؛ وسائل الشیعه، ج 3، ص 349.
  141. السجود علی الأرض، الشیخ علی الأحمدی ره، ص 38.
  142. سنن بیهقی، ج 2، ص 102؛ سنن ابی داود ج 1، ص 143؛ مستدرک حاکم، ج 1، ص 163.
  143. سنن بیهقی، ج 2، ص 105؛ مسند احمد، ج 1، ص 327.
  144. سنن بیهقی، ج 2، ص 105.
  145. نیل‌الأوطار، شوکانی، ج 2؛ ص 268.
  146. صحیح بخاری، ج 1، ص 101؛ صحیح مسلم، ج 2، ص 109.
  147. هذه هی‌الشیعة، العلّامة باقر شریف القرشی، ص 270267.
  148. مناسک حج محشی، ص 515، مسأله 1334، چاپ 1382.
  149. استفتاآت ویژه حج، ص 40.
  150. توضیح المسائل مراجع، ص 523؛ وکتاب الفقه علی المذاهب الخمسة، مبحث نماز.
  151. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 291، چاپ بیروت.
  152. همان.
  153. همان.
  154. الموطّأ، مالک‌بن‌انس، ج 1، ص 154.
  155. کتاب فتاوی اللجنة الدائمة، بن باز، ج 7، ص 82.
  156. الخلاف، شیخ‌طوسی ره، ج 1، ص 588.
  157. منهاج الصالحین، ج 1، ص 162.
  158. المنتهی، ج 4، ص 36.
  159. المعتبر، ج 2، ص 31.
  160. وسائل الشیعه، أبواب المواقیت، باب 3، ح 5.
  161. الفقه علی المذاهب الأربعة، ج 1، ص 203، چاپ بیروت؛ الفقه علی المذاهب الخمسة، مغنیه، مبحث نماز.
  162. کتاب إزالة الخطر عمن جمع بین الصلاتین فی الحضر.
  163. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 201، چاپ بیروت؛ و کتاب الفقه علی المذاهب الخمسة، مغنیه.
  164. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 202، چاپ بیروت.
  165. همان.
  166. البته در فقه شیعه امامیه کراهت در عبادات به معنای ثواب کمتر است.
  167. العروة الوثقی، ج 1، ص 804.
  168. در ادامه بحث با تعدادی از اوقاتی که نماز خواندن در آن جایز نمی‌باشد، آشنا خواهید شد.
  169. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 389، چاپ بیروت.
  170. همان.
  171. همان.
  172. الخلاف، شیخ طوسی ره، ج 1، ص 588.
  173. صحیح بخاری، ج 2، ص 58؛ سنن بیهقی، ج 3، ص 163.
  174. الحدائق الناضرة، ج 7، ص 379؛ وسائلالشیعه، کتاب الصلاة، باب 32 از ابواب مواقیت.
  175. کتاب فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج 8، صص 134133.
  176. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 499، چاپ بیروت.
  177. همان، ص 502.
  178. تحریر الوسیله، حضر تا ما مخمینی، ج 1، ص 167؛ الفقه علی المذاهب الخمسة، مغنیه، مبحث نماز.
  179. سوره مزّمّل، آیه 20.
  180. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 248، چاپ بیروت.
  181. الفقه علیا لمذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 249، چاپ بیروت؛و شرح المهذّب، نووی، ج 3، ص 361.
  182. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 247، چاپ بیروت.
  183. کتاب فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج 6، ص 390.
  184. تحریر الوسیله، امام خمینی ره، ج 1، ص 164.
  185. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 266، چاپ بیروت.
  186. همان.
  187. صفة صلاة النبی، بن‌باز، ص 4.
  188. کتاب فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج 6، ص 390.
  189. تحریر الوسیله، امام خمینی ره، ج 1، ص 165؛ والفقه علی المذاهب الخمسة، مغنیه.
  190. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 277، چاپ بیروت.
  191. همان، ص 276 277، چاپ بیروت.
  192. همان، ص 277، چاپ بیروت.
  193. همان، ص 276.
  194. همان، ص 277.
  195. کتاب فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج 6، ص 379.
  196. تحریر الوسیله، امام خمینی ره، ج 1، ص 166.
  197. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، 277، چاپ بیروت.
  198. همان، ص 277- 276، چاپ بیروت.
  199. همان، چاپ بیروت.
  200. کتاب فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج 6، ص 379.
  201. تحریر الوسیله، امام خمینی ره، ج 1، ص 165.
  202. همان.
  203. المجموع، نووی، ج 3، ص 334.
  204. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 277، چاپ بیروت.
  205. المجموع، نووی، ج 3، ص 334؛ سبل السلام، ج 1، ص 166.
  206. المغنی، ابن قدامه حنبلی، ج 1، ص 522؛ المجموع، نووی، ج 3، ص 334.
  207. کتاب فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج 6، ص 381.
  208. العروة الوثقی، ج 1، صص 664 665.
  209. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 250، چاپ بیروت.
  210. همان.
  211. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 280، چاپ بیروت.
  212. تحریر الوسیله، امام خمینی ره، ج 1، ص 171.
  213. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 279،چاپ بیروت؛ والفقه علی المذاهب الخمسة.
  214. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 279، چاپ بیروت.
  215. همان.
  216. همان.
  217. الدروس المهمة، بن باز، ص 7؛ صفة صلاة النبی، بن باز، ص 4.
  218. تحریرالوسیله، حضرت امام خمینی ره، ج 1، ص 155.
  219. همان.
  220. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 253، چاپ بیروت.
  221. الفقه الإسلامی وأدلته، وهبة الزحیلی، 1: 658.
  222. الفقه علی المذاهب الأربعة، ج 1، ص 253، چاپ بیروت؛ونیلالأوطار، شوکانی، ج 2، ص 280281.
  223. الدروس المهمة، بن باز، ص 6.
  224. صفة صلاة النبی، بن باز، ص 4.
  225. الدروس المهمة، بن باز، ص 6.
  226. الجَدّ، به فتح جیم، به معنای عظمت وغنا وحظّ وبهره آمده‌است.
  227. نیلالأوطار، شوکانی، ج 2، ص 279.
  228. تحریر الوسیله، امام خمینی ره، ج 1، ص 173.
  229. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 279، چاپ بیروت.
  230. همان.
  231. همان.
  232. همان.
  233. الدروس المهمة، بن باز، ص 7؛ صفةصلاة النبی، بن باز، ص 4.
  234. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 255، چاپ بیروت.
  235. الدروس المهمة، بن باز، ص 7.
  236. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 255، چاپ بیروت.
  237. همان؛ و بدایة المجتهد، ج 1، ص 125.
  238. الدروس المهمة، بن باز، ص 6.
  239. تحریرالوسیله، حضرت امام خمینی ره، ج 1، ص 181.
  240. العروة الوثقی، ج 2، ص 590.
  241. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 255، چاپ بیروت.
  242. همان، صص 256- 255، چاپ بیروت.
  243. أمّ، شافعی، ج 1، ص 140.
  244. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 256، چاپ بیروت؛ والفقه علی المذاهب الخمسة.
  245. فتاوی اللجنة الدائمة، ج 7، ص 14؛ الدروس المهمّة، بن‌باز، ص 76.
  246. همان، ص 7.
  247. الفقه علیا لمذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 265، چاپ استانبول.
  248. همان.
  249. همان.
  250. همان.
  251. نیلالأوطار، شوکانی، ج 2، صص 318 319.
  252. الدروس المهمة، بن باز، ص 8؛ کتاب فتاویالمرأة، بن‌باز، بحث تشهد.
  253. أبوعلی إسکافی، از علمای کهن شیعه، متوفای 381 هجری.
  254. مستند الشیعه، محقق نراقی ره، ج 5، ص 392.
  255. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، صص 267266، چاپ استانبول.
  256. همان.
  257. أمّ، شافعی، ج 1، ص 140.
  258. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، صص 266267، چاپ استانبول.
  259. همان، 267 268.
  260. همان، چاپ استانبول.
  261. همان، چاپ استانبول.
  262. همان.
  263. الدروس المهمة، بن باز، ص 7.
  264. تحریر الوسیله، امام خمینی ره، ج 1، ص 163.
  265. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 257، چاپ بیروت.
  266. همان؛ والفقه علی المذاهب الخمسة، محمدجوادمغنیه، ص 114.
  267. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 256، چاپ بیروت؛ وبدایة المجتهد، ج 1، ص 126.
  268. الدروس المهمة، بن باز، ص 6؛ صفة صلاة النبی، بن باز.
  269. تحریرالوسیله، حضرت امام خمینی ره، ج 1، ص 181.
  270. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 257، چاپ بیروت.
  271. همان.
  272. همان.
  273. همان.
  274. تحریرالوسیله، حضرت امام خمینی ره، ج 1، ص 164.
  275. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 257، چاپ بیروت.
  276. همان؛ والفقه علی المذاهب الخمسة، محمدجوادمغنیه، ص 114.
  277. الفقه الإسلامی وأدلته، وهبة الزحیلی، ج 1، صص 672 673.
  278. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 284. چاپ بیروت.
  279. الفقه الإسلامی وأدلته، وهبة الزحیلی، ج 1، صص 672 673.
  280. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 284، چاپ بیروت.
  281. صفة صلاة النبی، بن باز، ص 8.
  282. مقنعه، ج 1، ص 330؛ الحدائق الناضرة، ج 8، ص 526.
  283. وسائل الشیعه.
  284. مستدرک الوسائل، ج 5، ص 52.
  285. توضیح المسائل، مبحث نماز.
  286. الفقه الإسلامی وأدلته، وهبة الزحیلی، ج 1، ص 809.
  287. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 359. ونیلالأوطار، شوکانی، ج 2، ص 394.
  288. أمّ، شافعی، ج 1، ص 168.
  289. حاشیه‌ابن‌عابدین، ج 2، ص 12؛ الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 356 357.
  290. همان.
  291. کتاب فتاوی المرأة، فتاوی بن عثیمین، ص 49.
  292. توضیح المسائل، مبحث نماز.
  293. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 357.
  294. الفقه الإسلامی و أدلته، ج 1، ص 809؛ الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 359، چاپ بیروت.
  295. همان.
  296. فتاوی بن باز، فتاوی المرأة، ص 47.
  297. الفقه الاسلامی وأدلّته، وهبة الزحیلی.
  298. العروة الوثقی، ج 2، ص 160.
  299. تحریرالوسیله، امام‌خمینی، ج 1، ص 186؛کتاب‌الصلاة، شیخ انصاری، ج 2، ص 478.
  300. لکافی، ج 3، ص 299.
  301. دعائم الاسلام، ج 1، ص 159.
  302. بدایةالمجتهد، ابن رشد، ج 1، ص 112؛ الفقه علیالمذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 271، چاپ بیروت.
  303. المدونة الکبری، ج 1، ص 74.
  304. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 271، چاپ بیروت.
  305. فتاوی المرأة، بن‌باز، ص 49.
  306. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 271، چاپ بیروت.
  307. همان.
  308. المغنی، ابن قدامه حنبلی، ج 1، ص 514 515.
  309. فتاوی بن‌باز، کتاب فتاوی المرأة، ص 44.
  310. الفقه الإسلامی وأدلته، وهبة الزحیلی، ج 1، صص 688 687.
  311. المعتبر، محقق حلّی ره، ج 2، ص 185.
  312. صحیح مسلم، ج 2، ص 70.
  313. وسائل الشیعة، ج 4، ص 67، حدیث 7362.
  314. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 250، چاپ استانبول؛ ومغنی المحتاج، ج 1، ص 160.
  315. حاشیه دسوقی فقه مالکیه، ج 1، ص 248؛ الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 250، چاپ استانبول؛ المعتبر، محقق حلّی، ج 2، ص 185.
  316. کتاب فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج 6، ص 421.
  317. الموطّأ، مالک بن انس، ج 1، ص 162.
  318. مناسک حج محشّی، ص 508، مسأله: 1313.
  319. العروة الوثقی، ج 1، ص 600.
  320. مبسوط، شیخ طوسی ره، ج 8، ص 90.
  321. الموطأ، مالک بن أنس، ج 1، ص 162.
  322. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 352، چاپ بیروت.
  323. همان.
  324. من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق ره، ج 1، ص 382.
  325. الهدایه، شیخ صدوق ره، ص 55؛ سرائر، ابن ادریس، ج 3، ص 599.
  326. مناسک محشی، ص 508، مسأله: 1313.
  327. استفتاآت ویژه حج، ص 132.
  328. همان.
  329. همان.
  330. مناسک محشّی، ص 509، مسأله: 1313.
  331. استفتاآت ویژه حج، ص 41.
  332. تحریرالوسیله، امام خمینی ره، ج 1، ص 276.
  333. حاشیه دسوقی، ج 1، ص 333.
  334. حاشیه ابن عابدین، ج 1، ص 607.
  335. مغنی المحتاج، ج 1، صص 237 238.
  336. المغنی، ابن‌قدامه‌حنبلی، ج 2، ص 27.
  337. فتاوی اللجنة الدائمة، بن باز، ج 7، ص 366، فتوای شماره: 6321.
  338. قرةالعین، تألیف: محمدبنعبدالله الهبدان، ص 40، چاپ عربستان 1422 ه.
  339. توضیح المسائل، مسأله: 913.
  340. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 285، چاپ استانبول.
  341. همان؛ ونیلالأوطار، شوکانی، ج 2، ص 171.
  342. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 285، چاپ استانبول.
  343. همان.
  344. کتاب فتاوی اللجنة الدائمة للبحوثالعلمیة والإفتاء، ج 6، ص 278، فتوای شماره: 10768.
  345. تحریر الوسیله، ج 1، ص 309؛ تذکره، علّامه حلّی، ج 1، ص 276 287، چاپ قدیم.
  346. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 286285؛ چاپ استانبول.
  347. همان.
  348. همان.
  349. همان.
  350. العروةالوثقی، ج 2، ص 388، حاشیه حضرت امام خمینی ره؛ و شرائع الاسلام، ج 1، ص 51.
  351. وسائل الشیعه، باب 17 از ابواب قبله، حدیث 3.
  352. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 223، چاپ بیروت؛ المدونة الکبری، ج 1، ص 91.
  353. أمّ، شافعی، ج 1، ص 119؛ حاشیه ابن عابدین، ج 2، ص 275.
  354. المغنی، ابن‌قدامه‌حنبلی، ج 1، ص 721؛ الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 223، چاپ بیروت.
  355. تحریرالوسیله، امام خمینی ره، ج 1، ص 87؛ توضیح المسائل، مسأله 612.
  356. حاشیه‌ابن‌عابدین، ج 2 ص 243؛ الموطأ، ج 1، ص 230229؛ مواهب‌الجلیل 1: 54.
  357. أمّ، شافعی، ج 1، ص 318؛ الفقه علی المذاهب الأربعة، ج 1، ص 539، چاپ بیروت.
  358. المغنی، ابن قدامه حنبلی، ج 2، ص 375؛ بدایة المجتهد، ج 1، ص 194.
  359. الدروس المهمة، بن‌باز، ص 16.
  360. توضیح المسائل، مسأله 884.
  361. العروة الوثقی، ج 2، ص 400.
  362. همان، ص 446.
  363. مستندالشیعه، ج 13، ص 327؛ جامع‌الشرایع، ص 124؛ وجامع‌المدارک، ج 2، صص 554 555.
  364. الفقه علی المذاهب الأربعة، الجزیری، ج 1، ص 279 280.
  365. همان.
  366. همان.
  367. همان.
  368. فتاوی اللجنة الدائمة، بن‌باز، ج 6، ص 257 258.
  369. مستندالشیعه، ج 13، ص 327؛ العروةالوثقی، ج 2، ص 400؛ وجامع‌المدارک، ج 2، صص 554 555.
  370. المغنی، ابنقدامهحنبلی، ج 1، ص 716؛ نیل‌الأوطار، شوکانی، ج 2، ص 136.
  371. حاشیه ابنعابدین، ج 1، ص 704؛ نیلالأوطار، شوکانی، ج 2، ص 137.
  372. همان؛ المدونة الکبری، ج 1، ص 90.
  373. أمّ، شافعی، ج 1، ص 317؛ فتح‌العزیز، ج 1، ص 276؛ ونیل الأوطار، شوکانی، ج 2، ص 137.
  374. فتاوای بن باز، فتاوی المرأة، ص 8.