فرهنگ مصادیق:وجوب اطاعت امام و ولی امر: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
 
سطر ۳: سطر ۳:
 
نویسنده : امینی <br/>
 
نویسنده : امینی <br/>
 
در وجوب اطاعت امام و ولی امر اختلافی بین مسلمین نیست و عقلا و شرعاً وجوب آن ثابت است.<br/>
 
در وجوب اطاعت امام و ولی امر اختلافی بین مسلمین نیست و عقلا و شرعاً وجوب آن ثابت است.<br/>
عقلا برای اینکه همانطور که عقل لامرکزی را تقبیح می‌نماید وبه لزوم زعامت و رهبری و مدیر حکم می‌نماید و بسیاری از امور مستحسن مثل امنیّت و عدالت و نظم را متوقّف بر وجود زعیم و مسؤول تأمین آنها می‌داند اطاعت از مدیر و ولی امر را نیز واجب می‌داند و الاّ اگر اطاعت آن لازم نباشد نقض غرض می‌شود و نتایج و فوایدی که از وجود مرکز و ولایت امور منظور است حاصل نخواهد شد و همان طور که مدیریّت و وجود رهبر مقدّمه تأمین و تحقّق اموری است که عقل و عقلا به ضرورت آنها حکم می‌نمایند اطاعت از اولی الامر نیز مقدمه تمام این مقاصد عالیه است لذا عقلاً هیچ شکی در وجوب این اطاعت نیست و عقلاً کسی را که از اطاعت مدیر و مدبّر صالح سرباز زند و تخلّف نماید توبیخ و سرزنش می‌نمایند و عمل او را غیر عقلایی می‌دانند. شرعاً نیز اولاً مسلّم است که بسیاری از مقاصد شرعی و اهداف اسلامی بدون اطاعت از ولیّ امر محقّق نخواهد شد و از باب مقدمه واجب و به اصطلاح «ما لا یَتِمُّ الْواجِبُ اِلّا بِهِ» واجب است هر چند این وجوب عقلی باشد امّا چون ذی المقدّمه شرعی است و در وجوب عقلی مقدمّه آن شرع دخالت دارد یعنی بدون وجوب شرعی ذی المقدمه، عقل حکم به وجوب مقدمه آن نخواهد نمود و ثانیاً دلیل واضح و صریح و محکم آیه شریفه ذیل می‌باشد:<br/>
+
عقلا برای اینکه همانطور که عقل لامرکزی را تقبیح می‌نماید وبه لزوم زعامت و رهبری و مدیر حکم می‌نماید و بسیاری از امور مستحسن مثل امنیّت و عدالت و نظم را متوقّف بر وجود زعیم و مسؤول تأمین آنها می‌داند اطاعت از مدیر و ولی امر را نیز واجب می‌داند و الا اگر اطاعت آن لازم نباشد نقض غرض می‌شود و نتایج و فوایدی که از وجود مرکز و ولایت امور منظور است حاصل نخواهد شد و همان طور که مدیریّت و وجود رهبر مقدمه تأمین و تحقّق اموری است که عقل و عقلا به ضرورت آنها حکم می‌نمایند اطاعت از اولی الامر نیز مقدمه تمام این مقاصد عالیه است لذا عقلاً هیچ شکی در وجوب این اطاعت نیست و عقلاً کسی را که از اطاعت مدیر و مدبّر صالح سرباز زند و تخلّف نماید توبیخ و سرزنش می‌نمایند و عمل او را غیر عقلایی می‌دانند. شرعاً نیز اولاً مسلّم است که بسیاری از مقاصد شرعی و اهداف اسلامی بدون اطاعت از ولیّ امر محقّق نخواهد شد و از باب مقدمه واجب و به اصطلاح «ما لا یَتِمُّ الْواجِبُ اِلّا بِهِ» واجب است هر چند این وجوب عقلی باشد امّا چون ذی المقدّمه شرعی است و در وجوب عقلی مقدمه آن شرع دخالت دارد یعنی بدون وجوب شرعی ذی المقدمه، عقل حکم به وجوب مقدمه آن نخواهد نمود و ثانیاً دلیل واضح و صریح و محکم آیه شریفه ذیل می‌باشد:<br/>
«یاأیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أطیعُوا اللهَ وَ أطیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِی الأمْرِ مِنْکُمْ»<ref>سوره نساء، آیه59.</ref>.<br/>
+
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ»<ref>سوره نساء، آیه59.</ref><br/>
«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خدا و رسول و صاحبان امر از ایشان را اطاعت نمایید»<br/>
+
«اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد»<br/>
 
این آیه به صراحت، امر به اطاعت اولی الامر می‌نماید و اطاعت اولی الامر را مقرون به طاعت رسول خدا صلی الله علیه و آله نموده است که از همین اقتران و عدم تکرار کلمه «اطیعوا» نسبت به اولی الامر معلوم می‌شود که اطاعت اولی الامر مثل اطاعت رسول خدا صلی الله علیه و آله بطور مطلق واجب است. و لذا از این لحاظ و از جهت اینکه امر به اطاعت اولی الامر مطلق است استفاده می‌شود که مراد از این اولی الامر مذکور و در آیه اولی الامر، معصومین یعنی ائمه اثنی عشر علیهم السلام می‌باشند چنانکه در روایات نیز وارد شده است که هنگام نزول این آیه کریمه، جابر خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض کرد:<br/>
 
این آیه به صراحت، امر به اطاعت اولی الامر می‌نماید و اطاعت اولی الامر را مقرون به طاعت رسول خدا صلی الله علیه و آله نموده است که از همین اقتران و عدم تکرار کلمه «اطیعوا» نسبت به اولی الامر معلوم می‌شود که اطاعت اولی الامر مثل اطاعت رسول خدا صلی الله علیه و آله بطور مطلق واجب است. و لذا از این لحاظ و از جهت اینکه امر به اطاعت اولی الامر مطلق است استفاده می‌شود که مراد از این اولی الامر مذکور و در آیه اولی الامر، معصومین یعنی ائمه اثنی عشر علیهم السلام می‌باشند چنانکه در روایات نیز وارد شده است که هنگام نزول این آیه کریمه، جابر خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض کرد:<br/>
 
«قَدْ عَرَفْنَا اللهَ وَ رَسُولَهُ فَمَنْ اُولُوا الأمْرِ الَّذینَ قَرَنَ اللهُ طاعَتَهُمْ بِطاعَتِکَ»<br/>
 
«قَدْ عَرَفْنَا اللهَ وَ رَسُولَهُ فَمَنْ اُولُوا الأمْرِ الَّذینَ قَرَنَ اللهُ طاعَتَهُمْ بِطاعَتِکَ»<br/>
 
«شناختیم خدا را و فرستاده او را، پس کیستند اولواالامری که قرین کرده است خدا اطاعتشان را به اطاعت تو؟»<br/>
 
«شناختیم خدا را و فرستاده او را، پس کیستند اولواالامری که قرین کرده است خدا اطاعتشان را به اطاعت تو؟»<br/>
حضرت در پاسخش فرمود:<br/>
+
حضرت در پاسخش فرمود: «هُمْ خُلَفائی وَ أئِمَّهُ الْمُسْلِمینَ بَعْدی أوَّلُهُمْ عَلِی بْنُ أبیطالِب ثُمَّ الْحَسَنُ ثُمَّ الْحُسَیْنُ ثُمَّ عَلِی بْنُ الْحُسَیْنِ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِی الْمَعْرُوفُ فِی التَّوراهِ بِالْباقِرِ وَ سَتُدْرِکُهُ یا جابِرُ فَاِذا لَقیتَهُ فَاقْرَأهُ عَنِّی السَّلامَ»<ref>منتخب الأشراف، ج1، باب8، حدیث4.</ref>.<br/>
«هُمْ خُلَفائی وَ أئِمَّهُ الْمُسْلِمینَ بَعْدی أوَّلُهُمْ عَلِی بْنُ أبیطالِب ثُمَّ الْحَسَنُ ثُمَّ الْحُسَیْنُ ثُمَّ عَلِی بْنُ الْحُسَیْنِ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِی الْمَعْرُوفُ فِی التَّوراهِ بِالْباقِرِ وَ سَتُدْرِکُهُ یا جابِرُ فَاِذا لَقیتَهُ فَاقْرَأهُ عَنِّی السَّلامَ»<ref>منتخب الأشراف، ج1، باب8، حدیث4.</ref>.<br/>
+
 
«ایشان جانشینان من و امامان مسلمین بعد از من هستند اوّل ایشان علی بن ابیطالب و پس از او حسن و پس از او حسین و پس از او علی بن الحسین و سپس محمد بن علی که در تورات به باقر معروف است و زود باشد که تو او را درک کنی پس وقتی او را ملاقات کردی از من به او سلام برسان».<br/>
 
«ایشان جانشینان من و امامان مسلمین بعد از من هستند اوّل ایشان علی بن ابیطالب و پس از او حسن و پس از او حسین و پس از او علی بن الحسین و سپس محمد بن علی که در تورات به باقر معروف است و زود باشد که تو او را درک کنی پس وقتی او را ملاقات کردی از من به او سلام برسان».<br/>
 
پس از آن رسول خدا صلی الله علیه و آله نام سایر ائمّه را از امام جعفر صادق علیه السّلام تا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای جابر فرمود و سپس از غیبت و مطالب دیگر مربوط به حضرت صاحب العصر علیه السّلام به جابر خبر داد.<br/>
 
پس از آن رسول خدا صلی الله علیه و آله نام سایر ائمّه را از امام جعفر صادق علیه السّلام تا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای جابر فرمود و سپس از غیبت و مطالب دیگر مربوط به حضرت صاحب العصر علیه السّلام به جابر خبر داد.<br/>
بنابراین مراد از اولواالامر، ائمه اثنی عشر علیهم السلام می‌باشند که اطاعتشان بطور مطلق بر همه کس واجب است و تفسیر اولواالامر در این آیه بر غیر ایشان هر کس باشد (حتی فقهاء) تفسیر به رأی بوده و مورد تهدید:«مَنْ فَسَّرَ الْقُرآنَ بِالرَّأی فَلْیَتَبَوَّأ مَقْعَدَهُ مِنَ النّارِ»<ref>محجه البیضا، ج2، ص250، آداب تلاوه القرآن.</ref> می‌باشد.<br/>
+
بنابراین مراد از اولواالامر، ائمه اثنی عشر علیهم السلام می‌باشند که اطاعتشان بطور مطلق بر همه کس واجب است و تفسیر اولواالامر در این آیه بر غیر ایشان هر کس باشد (حتی فقهاء) تفسیر به رأی بوده و مورد تهدید:«مَنْ فَسَّرَ الْقُرآنَ بِالرَّأی فَلْیَتَبَوَّأ مَقْعَدَهُ مِنَ النّارِ»<ref>محجة البیضا، ج2، ص250، آداب تلاوه القرآن.</ref> می‌باشد.<br/>
 
بدیهی است که اطاعت غیر معصوم بطور مطلق و بطور مقرون به اطاعت پیغمبر صلی الله علیه و آله واجب نخواهد بود زیرا امکان معصیت و خطاء و اشتباه در غیر معصوم قابل دفع نیست و لذا حتّی اطاعت فقهاء در مواردی که ولایتشان ثابت است اگر چه واجب است در صورتی که معصیت خدا باشد به حکم:<br/>
 
بدیهی است که اطاعت غیر معصوم بطور مطلق و بطور مقرون به اطاعت پیغمبر صلی الله علیه و آله واجب نخواهد بود زیرا امکان معصیت و خطاء و اشتباه در غیر معصوم قابل دفع نیست و لذا حتّی اطاعت فقهاء در مواردی که ولایتشان ثابت است اگر چه واجب است در صورتی که معصیت خدا باشد به حکم:<br/>
 
«لا طاعَهَ لِمَخْلُوقٍ فی مَعْصِیَهِ الْخالِقِ»<ref>نهج البلاغه فیض الاسلام، حکم156.</ref>.<br/>
 
«لا طاعَهَ لِمَخْلُوقٍ فی مَعْصِیَهِ الْخالِقِ»<ref>نهج البلاغه فیض الاسلام، حکم156.</ref>.<br/>
سطر ۲۰: سطر ۱۹:
 
و خلاصه سخن اینکه اطاعت امام واجب بوده و هیچ گونه قید و شرطی چون امام معصوم است ندارد<br/>
 
و خلاصه سخن اینکه اطاعت امام واجب بوده و هیچ گونه قید و شرطی چون امام معصوم است ندارد<br/>
  
== منبع ==  
+
== منبع ==
 
کتاب پیرامون معرفت نوشته آیت الله صافی گلپایگانی<br/>
 
کتاب پیرامون معرفت نوشته آیت الله صافی گلپایگانی<br/>
  

نسخهٔ کنونی تا ‏۸ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۳۸

وجوب اطاعت امام و ولی امر

نویسنده : امینی
در وجوب اطاعت امام و ولی امر اختلافی بین مسلمین نیست و عقلا و شرعاً وجوب آن ثابت است.
عقلا برای اینکه همانطور که عقل لامرکزی را تقبیح می‌نماید وبه لزوم زعامت و رهبری و مدیر حکم می‌نماید و بسیاری از امور مستحسن مثل امنیّت و عدالت و نظم را متوقّف بر وجود زعیم و مسؤول تأمین آنها می‌داند اطاعت از مدیر و ولی امر را نیز واجب می‌داند و الا اگر اطاعت آن لازم نباشد نقض غرض می‌شود و نتایج و فوایدی که از وجود مرکز و ولایت امور منظور است حاصل نخواهد شد و همان طور که مدیریّت و وجود رهبر مقدمه تأمین و تحقّق اموری است که عقل و عقلا به ضرورت آنها حکم می‌نمایند اطاعت از اولی الامر نیز مقدمه تمام این مقاصد عالیه است لذا عقلاً هیچ شکی در وجوب این اطاعت نیست و عقلاً کسی را که از اطاعت مدیر و مدبّر صالح سرباز زند و تخلّف نماید توبیخ و سرزنش می‌نمایند و عمل او را غیر عقلایی می‌دانند. شرعاً نیز اولاً مسلّم است که بسیاری از مقاصد شرعی و اهداف اسلامی بدون اطاعت از ولیّ امر محقّق نخواهد شد و از باب مقدمه واجب و به اصطلاح «ما لا یَتِمُّ الْواجِبُ اِلّا بِهِ» واجب است هر چند این وجوب عقلی باشد امّا چون ذی المقدّمه شرعی است و در وجوب عقلی مقدمه آن شرع دخالت دارد یعنی بدون وجوب شرعی ذی المقدمه، عقل حکم به وجوب مقدمه آن نخواهد نمود و ثانیاً دلیل واضح و صریح و محکم آیه شریفه ذیل می‌باشد:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ»[۱]
«اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد»
این آیه به صراحت، امر به اطاعت اولی الامر می‌نماید و اطاعت اولی الامر را مقرون به طاعت رسول خدا صلی الله علیه و آله نموده است که از همین اقتران و عدم تکرار کلمه «اطیعوا» نسبت به اولی الامر معلوم می‌شود که اطاعت اولی الامر مثل اطاعت رسول خدا صلی الله علیه و آله بطور مطلق واجب است. و لذا از این لحاظ و از جهت اینکه امر به اطاعت اولی الامر مطلق است استفاده می‌شود که مراد از این اولی الامر مذکور و در آیه اولی الامر، معصومین یعنی ائمه اثنی عشر علیهم السلام می‌باشند چنانکه در روایات نیز وارد شده است که هنگام نزول این آیه کریمه، جابر خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض کرد:
«قَدْ عَرَفْنَا اللهَ وَ رَسُولَهُ فَمَنْ اُولُوا الأمْرِ الَّذینَ قَرَنَ اللهُ طاعَتَهُمْ بِطاعَتِکَ»
«شناختیم خدا را و فرستاده او را، پس کیستند اولواالامری که قرین کرده است خدا اطاعتشان را به اطاعت تو؟»
حضرت در پاسخش فرمود: «هُمْ خُلَفائی وَ أئِمَّهُ الْمُسْلِمینَ بَعْدی أوَّلُهُمْ عَلِی بْنُ أبیطالِب ثُمَّ الْحَسَنُ ثُمَّ الْحُسَیْنُ ثُمَّ عَلِی بْنُ الْحُسَیْنِ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِی الْمَعْرُوفُ فِی التَّوراهِ بِالْباقِرِ وَ سَتُدْرِکُهُ یا جابِرُ فَاِذا لَقیتَهُ فَاقْرَأهُ عَنِّی السَّلامَ»[۲].
«ایشان جانشینان من و امامان مسلمین بعد از من هستند اوّل ایشان علی بن ابیطالب و پس از او حسن و پس از او حسین و پس از او علی بن الحسین و سپس محمد بن علی که در تورات به باقر معروف است و زود باشد که تو او را درک کنی پس وقتی او را ملاقات کردی از من به او سلام برسان».
پس از آن رسول خدا صلی الله علیه و آله نام سایر ائمّه را از امام جعفر صادق علیه السّلام تا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای جابر فرمود و سپس از غیبت و مطالب دیگر مربوط به حضرت صاحب العصر علیه السّلام به جابر خبر داد.
بنابراین مراد از اولواالامر، ائمه اثنی عشر علیهم السلام می‌باشند که اطاعتشان بطور مطلق بر همه کس واجب است و تفسیر اولواالامر در این آیه بر غیر ایشان هر کس باشد (حتی فقهاء) تفسیر به رأی بوده و مورد تهدید:«مَنْ فَسَّرَ الْقُرآنَ بِالرَّأی فَلْیَتَبَوَّأ مَقْعَدَهُ مِنَ النّارِ»[۳] می‌باشد.
بدیهی است که اطاعت غیر معصوم بطور مطلق و بطور مقرون به اطاعت پیغمبر صلی الله علیه و آله واجب نخواهد بود زیرا امکان معصیت و خطاء و اشتباه در غیر معصوم قابل دفع نیست و لذا حتّی اطاعت فقهاء در مواردی که ولایتشان ثابت است اگر چه واجب است در صورتی که معصیت خدا باشد به حکم:
«لا طاعَهَ لِمَخْلُوقٍ فی مَعْصِیَهِ الْخالِقِ»[۴].
«اطاعت و پیروی مخلوق سزاوار نیست در جایی که نافرمانی خدا در آن باشد»
حرام است.
و خلاصه سخن اینکه اطاعت امام واجب بوده و هیچ گونه قید و شرطی چون امام معصوم است ندارد

منبع

کتاب پیرامون معرفت نوشته آیت الله صافی گلپایگانی

پانویس

  1. سوره نساء، آیه59.
  2. منتخب الأشراف، ج1، باب8، حدیث4.
  3. محجة البیضا، ج2، ص250، آداب تلاوه القرآن.
  4. نهج البلاغه فیض الاسلام، حکم156.
منبع: وبلاگ گفتمان مهدویت - تاریخ برداشت: 94/11/19
بازگشت به اطاعت از امامان