احکام جشن و شادمانی: تفاوت بین نسخهها
(←عوامل شادی) |
(←فصل دوم: شرایط و آداب شادی) |
||
| سطر ۱۱۶: | سطر ۱۱۶: | ||
== فصل دوم: شرایط و آداب شادی == | == فصل دوم: شرایط و آداب شادی == | ||
| + | اسلام برای شادزیستن آداب و شرایطی برشمرده و بایدها و نبایدهایی را وضع کرده است، از جمله این که:<br/> | ||
| + | === گناه و معصیت نباشد === | ||
| + | مجالس شادی نباید همراه با [[گناه]] و معصیت باشد. امام صادق علیهالسلام فرمود: لاتَسْخُطُوا اللّهَ بِرِضی اَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ وَ لاتَتَقَرَّبُوا اِلَی النّاسِ بِتَباعُدٍ مِنَ اللّه؛<ref>. وسائل الشیعه، ج 11، ص 422.</ref> به خاطر رضایت و خشنودی احدی از مردم، موجب خشم خداوند نشوید و به وسیله دوری از خدا به مردم نزدیک نشوید.<br/> | ||
| + | و نیز فرمود: لاینْبغی لِلْمُؤْمِنِ اَنْ یجْلِسَ مِجْلِسَا یعْصَی اللّهُ فیهِ وَ لایقْدِرُ عِلی تَغْییرِهِ؛<ref>. الکافی، ج 2، ص 374.</ref> برای مؤمن سزاوار نیست در مجلسی بنشیند که در آن نافرمانی خدا میشود و او نمیتواند جوّ مجلس را عوض کند. <br/> | ||
| + | === همراه با اذیت و آزار نباشد === | ||
| + | یکی دیگر از شرایط شادی و تفریح این است که با اذیت و آزار دیگران همراه نباشد. متاسفأنه امروزه بسیاری از شادیها همراه با آزار دیگران است؛ مانند: بلند کردن صدای موسیقی، کارناوالهای عروسی، آهنگهای مبتذل، مزاحمتهای تلفنی، کبوتر پرانی، انفجار ترقّه در شبهای شادی و... . <br/> | ||
| + | پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: مَنْ آذی مُسْلِمَا فَقَدْ آذانی<ref>. تاریخ مدینه دمشق، ابنعساکر، ج 42، ص 201.</ref>؛ کسی که مؤمنی را آزار دهد مرا آزار داده است. امام صادق علیهالسلام فرمود که خداوند میفرماید: لِیأْذَنَ بِحَرْبٍ مِنّی مَنْ أَذی عَبْدِی الْمُؤْمِن<ref>. وسائلالشیعه، ج 8، ص 587.</ref>؛ آن کس که بنده مؤمن مرا بیازارد، به من اعلان جنگ میدهد.<br/> | ||
| + | === لهو نباشد === | ||
| + | انسان اشرف مخلوقات است و برای اهداف عالی ـ که همان شناخت ربوبیت است ـ آفریده شده. او باید به مقام قرب الهی برسد. جای تأسف است که این انسان با چنین کرامتی در بسیاری از مواقع خود را فراموش کرده، ساعتها وقت خود را به بطالت، هوسبازی، [[لهو]] و [[لعب]] میپردازد. مجالس شادی اگر دارای هدفی عقلائی نباشد، به [[لهو]] میانجامد و لهو، باطل و حرام است.<br/> | ||
| + | === انواع شادی === | ||
| + | در یک تقسیم بندی میتوان شادیها را به دو گروهِ شادیهای پسندیده و شادیهای ناپسند تقسیم کرد. هر یک از این دو نیز دارای مصادیق مختلفی است که به عنوان نمونه به چند مصداق از آنها اشاره میشود: ملاقات با برادران دینی پیامبر اکرم در وصیت خویش به امام علی علیهالسلام فرمود: یا عَلی ثَلاثٌ فَرِحاتٌ لِلْمُؤْمِنِ فِی الدُّنْیا: لِقاءُ الاخْوانِ وَ تَفْطیرُ الصّائِمِ وَ التَّهَجُّدُ مِنْ آخِرِ الّلیلِ؛<ref>. من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 58.</ref> ای علی، برای مؤمن در دنیا سه عامل خوشحالی وجود دارد: دیدار برادران دینی، افطار [[روزه]] و شب زنده داری در آخر شب.<br/> | ||
| + | === انجام یک عمل عبادی === | ||
| + | اینکه عید فطر و قربان پس از یک ماه عبادت و مراسم عبادی است و بر اساس آنچه از حدیث فوق برمیآید، در بندگی خدا و پس از یک عمل عبادی، شیرینی و شادی خاصی برای مؤمن به وجود میآید که باید آن را گرامی دارد.<br/> | ||
| + | شادی برای حل مشکلات علمی یکی از شادیهای معقول و سازنده، شادی برای رشد علمی و رفع مشکلات علمی است. کسانی که به مطالعه و دانش عشق میورزند، لحظههای تحصیل و مطالعه خود را بهترین لحظهها میدانند. درباره شیخ طوسی گفتهاند که گاهی تا صبح روی مسئلهای فکر و مطالعه میکرد، هنگامی که آن مشکل را حل میکرد، آنچنان بهجت و مسرتی به او دست میداد که فریاد میزد: اَینَ الْمُلُوک وَ اَبْناءُ الْمُلُوک؛ پادشاهان و شاهزادگان کجا هستند [که این لذت را درک کنند] .<br/> | ||
| + | === احیای ارزش ها === | ||
| + | یکی دیگر از شادیهای مثبت و پسندیده، تشکیل مجالس جشن و سرور به مناسبت روزهای شادی معصومان است؛ مانند: سالروز میلاد پیامبر صلیاللهعلیهوآله و پیشوایان معصوم علیهمالسلام و اعیاد اسلامی. ائمه اطهار علیهمالسلام تأکید کردهاند که شیعیان، کسانی هستند که در شادیهای اهلبیت شاد باشند. موارد یاد شده، شادیهای پسندیده را شامل میشد، اما در شریعت اسلام برخی از شادیها ناپسند و نکوهیده است و مؤمنان باید از آنها بپرهیزند. برخی از این شادیها عبارتند از:<br/> | ||
| + | === شادیهای تمسخرآمیز === | ||
| + | یکی از شادیهای منفی، شادیهای تمسخرآمیز است که به منظور تحقیر و تضعیف دیگران، خصوصاً مؤمنان و حقطلبان انجام میشود؛ مانند خنده فرعون در برخورد با دلایل منطقی و معجزات روشن حضرت موسی علیهالسلام ، چنانکه قرآن کریم میفرماید: «فَلَمّا جاءَهُمْ بِایاتِنا اِذا هُمْ مِنْها یضْحَکُونْ»<ref>. زخرف / 47. </ref>؛ چون آیات ما را برای آنها آورد، او را مسخره کردند و بر آن خندیدند. و در آیهای دیگر میفرماید: «اِنَّ الّذینَ اَجْرَمُوا کانُوا مِنَ الّذینَ امَنُوا یضْحَکُون»<ref>. مطففین / 29.</ref>؛ همانا امروز بدکاران بر اهل [[ایمان]] میخندند.<br/> | ||
| + | شادی به لغزشهای دیگران هر انسانی در طول زندگی لغزش و اشتباهاتی دارد و ممکن است گاهی در موقعیتهایی قرار گیرد که مورد مضحکه و خنده دیگران واقع شود. لکنت زبان، توپوق زدن در هنگام سخن گفتن و... مواردی هستند که باعث خنده دیگران میشوند.<br/> | ||
| + | حضرت علی علیهالسلام فرمود: لاتَفْرَحْ بِسِقْطَهِ غَیرَکَ فَاِنَّکَ لاتَدْری ما یحْدُثُ بِکَ الزَّمان<ref>. میزانالحکمه، ج 7، ص 149.</ref>؛ به لغزش دیگران خوشحال مشو؛ زیرا نمیدانی که زمانه با تو چه خواهد کرد. <br/> | ||
| + | تجربه نشان داده است هر کس به عیب دیگران بخندد، دیگران هم بر او خواهند خندید. متأسفانه کم نیستند افرادی که اگر صدها خبر درباره شادی و موفقیت دیگران بشنوند، هیچ عکسالعملی نشان نمیدهند؛ در حالیکه از شنیدن خبر شکست دیگران به وجد میآیند. <br/> | ||
| + | === خندههای بیمورد === | ||
| + | برخی افراد با کوچکترین سخنی ـ حتی غیر خندهدار ـ قهقهه سر داده و میخندند. در صدر اسلام عربی بادیهنشین به محضر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله رسید، در حالیکه بر ماده شتری چموش سوار بود. پس از عرض سلام، شترش او را از محضر پیامبر صلیاللهعلیهوآله دور کرد و این عمل چند مرتبه تکرار شد. همراهان پیامبر صلیاللهعلیهوآله به او خندیدند و مرد عرب از خنده آنان ناراحت شده، شترش را کشت. پیامبر صلیاللهعلیهوآله به آنان فرمود: «دامنهای شما پر از خون آن شتر است، شما خندیدید و او از رفتار شما عصبانی شد و او را کشت»<ref>. محجهالبیضا، ج 5، ص 233.</ref>.<br/> | ||
| + | شادی به [[گناه]] امام علی علیهالسلام فرمود: اَلتَّبَهُّجُ بِالْمَعاصی اَقْبَحُ مِنْ رُکُوبِها<ref>. میزانالحکمه، ج 3، ص 463.</ref>؛ شادی به گناه، زشتتر است از انجام آن. و در روایت دیگری از امام سجاد علیهالسلام نقل است که فرمود: از خوشحالی به [[گناه]] بپرهیز؛ چرا که خوشحالی به [[گناه]] از خود [[گناه]] بدتر و بزرگتر است<ref>. همان.</ref>.<br/> | ||
| + | === شادی در مصیبت دیگران === | ||
| + | حضرت علی علیهالسلام در تشییع جنازهای شرکت کرده بود، ناگهان صدای خنده مردی را شنید، در این هنگام فرمود:<br/> | ||
| + | «گویی مرگ در دنیا بر غیر ما نوشته شده، گویی حق بر غیر ما واجب گشته، گویی این مردگانی را که میبینیم، مسافرانی هستند که به زودی به سوی ما باز میگردند؛ آنها را در قبر میگذاریم و میراث آنها را میخوریم و گویی بعد از آنها جاودان هستیم»<ref>. نهجالبلاغه، کلمات قصار، 122.</ref>.<br/> | ||
| + | خنده و شادی در برابر افراد محزون و غصه دار صحیح نیست. امام حسن عسکری علیهالسلام در اینباره میفرماید: لَیسَ مِنَ الْاَدَبِ اِظْهارُ الْفَرَحِ عِنْدَ الْمَحْزُون؛<ref>. تحف العقول، ص 489.</ref> در برابر افراد محزون اظهار شادی کردن، بیادبی است. <br/> | ||
| + | شادی مستانه به خاطر مال و ثروت داشتن مال و ثروت، ارزش و افتخار محسوب نمیشود؛ مهم نحوه استفاده از مال و ثروت است که اگر در مسیر صحیح و درست استفاده شود و دارنده آن به دارایی خود مغرور نشود، ارزش دارد. قرآن کریم درباره قارون میفرماید:<br/> | ||
| + | «إِنَّ قَـرُونَ کَانَ مِن قَوْمِ مُوسَی فَبَغَی عَلَیهِمْ وَءَاتَینَـهُ مِنَ الْکُنُوزِ مَآ إِنَّ مَفَاتِحَهُو لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَهِ أُوْلِی الْقُوَّهِ»<ref>. قصص / 76.</ref>؛ همانا قارون یکی از ثروتمندان قوم موسی بود که بر آنها راه ستم و سرکشی را پیش گرفت و ما آنقدر گنج و مال به او دادیم که حمل کردن کلیدهای آن گنجها، نیرومندان را خسته میکرد. <br/> | ||
| + | قارون به جای اینکه از آن همه ثروت، در مسیر صحیح استفاده کند، مغرورانه میگفت: «این ثروت را به وسیله دانشی که نزد من است به دست آوردهام» و مال و ثروت خود را به رخ مردم میکشید و خودنمایی میکرد، تا اینکه قومش به او گفتند:<br/> | ||
| + | «...لاتَفْرَحْ اِنّ اللّهَ لایحِبُّ الْفَرِحینَ»<ref>. همان.</ref>؛ این همه شادی مغرورانه مکن که خداوند شادی کنندگان مغرور را دوست نمیدارد.<br/> | ||
| + | === کارناوال (کاروان) شادی === | ||
| + | یکی از سنتهای شادی رایج در غرب «کارناوال» یا کاروان شادی است که دستهای از مردان و زنان با جامههای مختلف و رنگارنگ در روزهای جشن و شادی به راه میافتند و با بازیها، حرکات و آوازهای مختلف موجب تفریح و شادمانی بینندگان میشوند.<ref>. فرهنگ فارسی معین، ج 3، ص 2817.</ref> | ||
| + | این سنت به تقلید از کشورهای غربی، در ایران نیز برگزار میشود که اوّلین بار در ۲۴ اسفند سال ۱۳۱۱ به مناسبت تولد شاه و با تشویق سرلشکر «آیرم»، رییس شهربانی، علاوه بر جشن و چراغانی، مقدمات کارناوال نیز فراهم گردید و عدهای در آن شرکت کردند. در پیشاپیش کاروان شادی، عروسکی از «چارلی چاپلین» قرار داده شده بود که شیرینکاری میکرد و بعد از آن گروهی با ماسکهای مختلف ساز میزدند و میرقصیدند<ref>. غم و شادی، ص 60. </ref>.<br/> | ||
| + | متأسفانه، این سنت غربی پس از انقلاب اسلامی نیز به وسیله بعضی غربزدگان به عنوان کاروان شادی، گاهی در بعضی از شهرها و مناطق کشور برگزار میشود؛ مثلاً در سال ۱۳۷۸ جشنواره تابستانی کیش مطرح شد و کارناوال شادی به راه افتاد، در ایام مبارک دهه فجر نیز گاهی همین کارناوالها به بهانه جشن پیروزی انقلاب با رقص و آواز و پوشیدن لباسهای نامناسب و به منظور تحقیر ارزشهای دینی و انقلاب به راه میافتند که غیر از توهین به نظام ثمری در بر ندارند<ref>. همان.</ref>.<br/> | ||
| + | پیامبر گرامی صلیاللهعلیهوآله و ائمه معصوم علیهمالسلام به عنوان تبیین کننده اصلی شرع مقدس نسبت به مسئله شادی، هم در گفتار و هم در کردار پرداختهاند. آن پیشوایان پاک در روزهای شادی ضمن شادی و سرور برنامههایی داشتند که از مجموع آنها چنین برمیآید که در ایام شادی نیز تکالیف الهی و شرعی تعطیل نمیشود و حد و مرز حلال و حرام باید رعایت گردد. مزاح و شوخی یکی از لوازم مجالس شادی لطیفه و طنز است؛ براستی که طنز یکی از هنرهای جذاب و مهم است و بوسیله آن میتوان به اهداف سیاسی و اجتماعی خاصی دست یافت. نکتهای که باید به آن توجه نمود این است که طنز و لطیفه نباید موجب هجو دیگران شود و آبروی مؤمنان را به خطر اندازد. در برخی از اجتماعات دیده میشود که برای خنداندن دیگران، در قالب لطیفه به اقوام خاصی توهین میشود که این مسئله جایز نیست. <br/> | ||
| + | در احادیث آمده است: کسی که به مؤمنی طعنه بزند، خداوند بوی بهشت را بر وی حرام میکند<ref>. الحکمالزاهره، ج 2، ص 318.</ref> .<br/> | ||
| + | این مسئله نیز در ضمن استفتائاتی از مراجع مورد پرسش قرار گرفته است. <br/> | ||
| + | س: گفتن لطیفههای رایج کشور که حالت تمسخر قشر، قوم یا مناطقی از مردم کشور را در برمیگیرد، چه حکمی دارد؟<br/> | ||
| + | ج: اگر استهزاء آنان محسوب گردد جایز نیست<ref>. مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، ج 2، ص 59.</ref>.<br/> | ||
| + | طبیعت انسان، مزاح را میپسندد و با آن شاد میشود. در آموزههای اسلامی در مورد شوخی دو گونه روایت وارد شده است: یک دسته از روایتها به شوخی توصیه کرده و دستهای دیگر از آن نهی نمودهاند.<br/> | ||
| + | پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: من هم مانند شما بشری هستم که قهرا شوخی و مزاح میکنم<ref>. کنزالعمال، ج 3، ص 648.</ref>.<br/> | ||
| + | و در جای دیگر میفرماید: من شوخی میکنم، ولی در گفتارم بجز حق و راست نمیگویم<ref>. جامعالسعادات، ج 2، ص 202.</ref>.<br/> | ||
| + | حضرت علی علیهالسلام میفرماید: هرگاه یکی از یاران رسولخدا اندوهگین بود، رسول خدا با شوخی کردن او را شادمان مینمود.<br/> | ||
| + | از امام صادق علیهالسلام نیز نقل شده است که فرمود: مؤمن، شوخ طبع و خوش مشرب است؛ ولی منافق گرفته و خشمآلود میباشد<ref>. شرع و شادی، ص 61.</ref>.<br/> | ||
| + | در برخی از احادیث نیز مزاح و شوخی زیاد نهی شده است: حضرت علی علیهالسلام فرمود: کسی که زیاد مزاح میکند، شکوه و وقار او کم میشود.<br/> | ||
| + | و یا در جای دیگر فرموده: شوخی بسیار آبرو را میبرد و موجب کینه توزی و دشمنی میگردد<ref>. غررالحکم، ص 222.</ref>.<br/> | ||
| + | در جمع بین این دو دسته از روایات، درمییابیم که افراط در شوخی و مداومت به آن و یا شوخیهایی که به دروغ و غیبت منتهی میگردد، پسندیده نیست و گاهی حرام است؛ ولی اگر مزاح بصورت معقول و بر پایه حق باشد، هیچ اشکالی ندارد.<br/> | ||
| + | === نمونههایی از مزاح پیامبر صلیاللهعلیهوآله === | ||
| + | ۱. روزی پیامبر صلیاللهعلیهوآله و حضرت علی علیهالسلام خرما میخوردند. پیامبر هسته خرماهایی را که میخورد، جلوی امام علی علیهالسلام میگذاشت. هنگامی که از خوردن خرما فارغ شدند، پیامبر صلیاللهعلیهوآله به او فرمود: چقدر خرما خوردهای؟! امام علی علیهالسلام در پاسخ فرمود: هر کس خرما را با هستهاش بخورد پرخور است<ref>. شرع و شادی، ص 63.</ref>.<br/> | ||
| + | ۲. روزی زنی خدمت پیامبر صلیاللهعلیهوآله رسید و عرض کرد: مرا سوار شتر کن. حضرت فرمود: ما تو را بر بچه شتر | ||
| + | سوار میکنیم. آن زن گفت: بچه شتر قدرت حمل مرا ندارد. پیامبر فرمود: هر شتری بچه شتر دیگر است، هر چند چندین سال داشته باشد<ref>. جامعالسعادات، ج 2، 292.</ref>.<br/> | ||
| + | === زیبایی و زینت === | ||
| + | از آنجا که زینت و زیبایی و آراستگی ظاهری موجب انبساط خاطر و شادی میگردد، پیشوایان دینی ما به زیبایی و زینت اهمیت بسیار داده و آن را در مناسبتهای مختلف گوشزد میکردند. در سیره پیامبر صلیاللهعلیهوآله گفته شده که آن حضرت همواره در آیینه مینگریست و خود را مرتب میساخت و میفرمود: خداوند دوست دارد وقتی بنده او برای دیدن برادران دینیاش از خانه بیرون میرود، خود را بیاراید. <br/> | ||
| + | امام صادق علیهالسلام میفرمود: پیامبر صلیاللهعلیهوآله برای خرید عطر، بیش از طعام و غذا هزینه میکرد<ref>. مکارمالاخلاق، ص 43.</ref>.<br/> | ||
| + | و نیز فرموده: یکایک شما در روز جمعه خود را بیارایید، شست و شو نمایید، خود را معطر سازید، شانه زنید و پاکیزهترین پیراهن خود را بپوشید و آماده [[نماز جمعه]] شوید<ref>. من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 64.</ref>.<br/> | ||
| + | در قرآن کریم آمده است: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَهَ اللّهَ الَّتی اَخْرَجَ لِعِبادِهِ مِنَ الرِّزْق»<ref>. اعراف / 32.</ref>؛ بگو چه کسی زینت خدا و طیبات از روزی را که برای بندگانش آفرید، حرام نموده است؟<br/> | ||
| + | حضرت علی علیهالسلام میفرماید: اَلتَّجَمُّلُ مِنْ اَخْلاقِ الْمُؤْمَنین<ref>. غررالحکم، ج 1، ص 307.</ref>؛ آرایش از اخلاق مؤمنان است.<br/> | ||
| + | امام حسن علیهالسلام هرگاه برای اقامه [[نماز]] آماده میشد بهترین لباس خود را میپوشید، وقتی یاران وی سبب این کار را جویا شدند، حضرت در پاسخ فرمود: خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد و من خود را برای او زینت میکنم<ref>. میزانالحکمه، ج 7، ص 133.<br/> | ||
| + | </ref>.<br/> | ||
| + | == فصل سوم: مصادیق شادی و احکام آنها == | ||
| + | شادیها مصادیق مختلفی دارند که یکی از مهمترین آنها مجلسهای شادی است. دین اسلام به بهانههای مختلف مردم را به برپایی مجالس شادی ترغیب و تشویق کرده است؛ مجالسی چون: عروسی، ولیمه، ختنه، اعیاد مذهبی، مولودیها و بزرگداشت ها مجالسی هستند که از نظر دین مورد عنایت واقع شدهاند.<br/> | ||
| + | === مجلس عروسی === | ||
| + | در برخی روایات مطالبی درباره شیوه شادی در مجالس عروسی از جمله آواز خوانی و دف زدن وارد شده است که مضومن این روایات باید با در نظر گرفتن روایات بسیار دیگری که درباره نهی از [[لهو]] و لغو و غنا و موسیقی و استفاده از ابزار [[لهو]] وارد شده است لحاظ شود. فقهای بزرگوار که فتوا به حرمت غنا و موسیقی و جواز آن در برخی موارد جزئی و استثنائی دادهاند با توجه به تمام آیات و روایات این باب بوده و تنها با دیدن یک روایت نمیتوان حکم به حرمت یا حلیت امری یا چیزی نمود که از باب نمونه برخی از آنها را در اینجا میآوریم:امام محمدباقر علیهالسلام فرمودند:<br/> | ||
| + | پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله از محله بنیزریق عبور میکرد، هنگامی که صدای موسیقی شنید، پرسید: چه خبر است؟ گفتند: ای رسول خدا، فلانی عروسی کرده است. آن حضرت فرمود: دینش کامل شده است؛ این [[ازدواج]] است نه زنا، [[ازدواج]] نباید مخفیانه باشد، باید دودی به آسمان برود، یا صدای دایرهای بلند شود، فرق نکاح و [[زنا]] به نواختن دایره است<ref>. دعائم الاسلام، ج 2، ص 205.</ref>.<br/> | ||
| + | شیخ طوسی در امالی آورده است که: پیامبر صلیاللهعلیهوآله از کنار خانه علی بن هبّار عبور میکرد، صدای دف شنید، پرسید: چه خبر است؟ گفتند: علی بن هبّار عروسی دارد. حضرت فرمود: [[ازدواج]] خوبی است، زنانیست. سپس فرمود: پایههای [[ازدواج]] را محکم کنید و آن را آشکار کنید و دف بنوازید<ref>. بحارالانوار، ج 103، ص 275.</ref>.<br/> | ||
| + | فیض کاشانی رحمهالله در کتاب محجهالبیضا به نقل از غزالی آورده است: و یستحب اظهار النکاح، قال صلیاللهعلیهوآله : فصل ما بین الحلال و الحرام الدف و الصوت<ref>. محجهالبیضا، ج 3، ص 16.</ref>؛ مستحب و پسندیده است که ازدواج، علنی و آشکار انجام شود. پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله فرمود: تفاوت میان [[ازدواج]] حلال و حرام، دایره زدن و خواندن است.<br/> | ||
| + | از این روایات و بسیاری دیگر از احادیث در متون دینی چنین برمیآید که مجالس عروسی باید به کیفیتی باشد که شادی و سرور آن در حد محسوسی خودنمایی کند؛ به نحوی که مجلس عروسی بی سر و صدا مورد نکوهش قرار گرفته است. حال باید دید که آیا تأمین شادی مجلس عروسی به هر وسیلهای مجاز است؟ و یا اینکه این شادی دارای حد و مرزی معین است؟ اکثر فقهای شیعه غنا و موسیقی را حرام دانسته، تنها برخی از موارد را استثنا کرده و جایز مردهاند. یکی از آن موارد استثنا در عروسی است؛ آن هم با رعایت حد و حدودی که در ذیل به آنها اشاره میشود:<br/> | ||
| + | === غنا در عروسیها === | ||
| + | علامه در کتاب «تذکره الفقهاء» و «قواعد»، محقق در کتاب «مختصر النافع»، شیخ طوسی در کتاب «نهایه»، شهید دوم در «دروس»، و «مسالک»، مقدس اردبیلی در «مجمع الفائده و البرهان»، غنا را در عروسیها استثنا کردهاند.<br/> | ||
| + | شیخ انصاری و امام راحل نیز غنا و آواز خواندن زنان را در عروسیها در صورتی که با حرام دیگری آمیخته نشود، حلال دانستهاند.<ref>. مکاسب محرمه، ج 1، ص 232.</ref> | ||
| + | نویسنده کتاب جواهر، استثنای غنا را در عروسیها پذیرفته، ولی میگوید: «سزاوار است که آوازخوان زن در مجالس زنانه باشد نه مرد»<ref>. جواهرالکلام، ج 22، ص 50. </ref>.<br/> | ||
| + | آیتاللّه خویی رحمهالله نیز غنا و آواز برای زنان و مردان را در عروسیها در صورتی که به حرام دیگری آمیخته نشود، مباح دانسته است<ref>. مصباح الفقاهه، ج 1، ص 314.</ref>.<br/> | ||
| + | علی بن جعفر نظر امام موسی بن جعفر علیهالسلام را درباره غنا در اعیاد فطر و قربان و روزهای جشن و سرور پرسید. آن حضرت پاسخ داد: لا بَأْسَ بِهِ ما لَمْ یعْصَ بِهِ<ref>. وسائل الشیعه، ج 17، ص 122.</ref>؛ مادامی که با آن معصیت نشود، اشکالی ندارد. <br/> | ||
| + | در مراسم عروسی حضرت فاطمه علیهاالسلام ام سلمه همسر پیامبر صلیاللهعلیهوآله ، سرودی را زمزمه کرده است که مضمون آن به این شرح است: ای همسایگان، به یاری خداوند به همراه فاطمه حرکت کنید. و در همه حالات خدا را شکرگزار باشید. نعمتهای پروردگار را به یاد داشته باشید. و شکر آنها را ـ که خداوند از هر بدی و آفت محفوظ داشته ـ به جا آورید. خداوند ما را پس از کفر هدایت کرد. و پروردگار آسمانها به زندگی ما نشاط داد. به همراه بهترین زنان جهان حرکت کنید. که همه عمهها و خالهها به فدای او باد. ای دختر کسی که خداوند وی را به خاطر وحی و رسالت، بر همه عالمیان برتری داده است<ref>. سرن بعون اللّه جاراتی واشکرنه فی کل حالات<br/> | ||
| + | و اذکرن ماانعم رب العلی من کشف مکروه و آفات<br/> | ||
| + | فقد هدانا بعد کفر و قد انعشنا رب السماوات<br/> | ||
| + | و سرن مع خیر النساء الوری تغدی بعمات و خالات<br/> | ||
| + | یا بنت من فضله ذوی العلی بالوحی منه و الرسالات<br/> | ||
| + | بحارالانوار، ج 103، ص 40</ref>.<br/> | ||
| + | آنچه در مسئله غنا و موسیقی در مجالس شادی قابل توجه است، این است که غنا و موسیقی مطرب و [[لهو]] نباشد و به تعبیر دیگر، انسان را از حالت طبیعی خارج نسازد. ملاک این که غنا و موسیقی لهوی است یا غیر لهوی، به عرف واگذار شده است.<br/> | ||
| + | === حضور داماد در مجلس زنانه === | ||
| + | یکی از کارهایی که امروزه در عروسیها رسم شده، این است که داماد در مجلس زنانه و پیش عروس حاضر میشود و نیز از آنها عکس و فیلم تهیه میکنند. آیا این کار از نظر شرعی جایز است؟ آنچه از دیدگاه مراجع معظم تقلید برمیآید، این است که این کار اگر موجب نگاه به نامحرم نشود، اشکالی ندارد. ولی از آنجایی که مجالس زنانه حال و هوای خود را دارد و نگاه نکردن تقریباً امری غیر ممکن است، بهتر است این کار صورت نگیرد<ref>. برای توضیح بیشتر به استفتائات آیات عظام: خامنهای، | ||
| + | مکارم، فاضل، بهجت، و تبریزی رجوع شود.</ref>. | ||
| + | === استفاده از کراوات === | ||
| + | پوشش، مسئلهای دینی و ملی است که متأسفانه به شایستگی رعایت نمیشود. برخی از اشخاص (دختر یا پسر) طوری لباس میپوشند که به راحتی میتوان «آرم» چند کشور را از لباسهای آنان به دست آورد. در واقع معجونی شدهاند که هیچگونه اصالتی ندارند. از دیدگاه اسلام مسئله پوشش مورد عنایت خاصی واقع شده است.<br/> | ||
| + | امام صادق علیهالسلام میفرماید:<br/> | ||
| + | خداوند به یکی از پیامبران وحی کرد که به مؤمنان بگو: در لباس، خوراک و آداب و رسوم، دشمنان خدا را سرمشق قرار ندهید، که اگر چنین کنید شما هم مانند آنان، دشمنان خدا محسوب میگردید<ref>. من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 252. </ref>.<br/> | ||
| + | یکی از مصادیق فرهنگ غرب، کراوات زدن است که متأسفانه پس از دو دهه که از انقلاب شکوهمند ایران میگذرد، دوباره قبح آن شکسته شده و بصورت محسوسی در مجامع مختلف از آن استفاده میشود؛ مخصوصاً در مجالس عروسی و برای شخص داماد دارای اهمیت خاصی است. تقریباً همه مراجع معظم تقلید از بستن کراوات ـ به عنوان اینکه زی غیر مسلمین است ـ نهی فرمودهاند<ref>. مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، ص 85.</ref> .<br/> | ||
| + | === اختلاط زن و مرد در مجلس عروسی === | ||
| + | یکی دیگر از اموری که در مجالس شادی، مخصوصاً مجلس عروسی باید به آن توجه کرد، مسئله اختلاط زن و مرد و نیز ارتباط آنان با یکدیگر است. زن و مرد مسلمان و متدین میدانند که در اسلام برای اشخاص، حریمهای خاصی قرار داده شده و زن و مرد بصورت مطلق آزاد نیستند تا هرگونه که بخواهند، با جنس مخالف ارتباط برقرار کنند. در مجالس عروسی نیز آنچه جایز است و مشکل خاصی ندارد، ارتباط محرمها با یکدیگر است، ولی نامحرمها باید حدود شرعی را مراعات کنند؛ بنابراین دختر عمو و دختر خاله و امثال آنها اگر خواهر رضاعی انسان نباشند، نامحرم بوده و اگر نگاه کردن و حرف زدن با آنها محل ریبه باشد و انسان را دچار [[گناه]] کند، جایز نیست.<br/> | ||
| + | س: شرکت در عروسیها و مجالسی که محرم و نامحرم مختلط هستند، چه صورت دارد؟<ref>. همان، ص 146.</ref> | ||
| + | آیتاللّه بهجت: با فرض اشتمال بر حرام یا مفسده، باید اجتناب شود و اختلاط زن و مرد هم جایز نیست.<br/> | ||
| + | آیتاللّه سیستانی: اگر به نحوی است که موجب مفسده و یا ارتکاب [[گناه]] است، جایز نیست. <br/> | ||
| + | آیتاللّه فاضل لنکرانی: جایز نیست و باید آنها را منع کرد.<br/> | ||
| + | آیتاللّه تبریزی: چنانچه اختلاط مرد و زن نامحرم همراه ارتکاب حرامی باشد، یا سبب تحریک شهوت بر حرام گردد جایز نیست.<br/> | ||
| + | آیتاللّه مکارم شیرازی: در فرض مسئله که مجلس به صورت مجلس [[گناه]] در آمده و مجلس سالم اسلامی نیست، شرکت در آن حرام است.<br/> | ||
| + | === عکاسی و فیلمبرداری از مجالس عروسی === | ||
| + | یکی از مسائل مهم در عروسیها مسئله فیلمبرداری و عکسبرداری است که از جهات گوناگون قابل بررسی میباشد. مهمترین این مسائل از رساله اجوبه الاستفتائات به این شرح است:<br/> | ||
| + | س: هنگام جشن عروسی چند عکس از من گرفته شد که در آنها [[حجاب]] کامل نداشتم، این عکسها در حال حاضر نزد دوستان و اقوام من هستند، آیا جمع آوری آنها بر من واجب است؟<br/> | ||
| + | ج: اگر وجود عکسها نزد دیگران مفسدهای ندارد و یا بر فرض ترتب مفسده، شما در دادن عکسها به دیگران نقشی نداشتهاید، یا جمع کردن آنها از دیگران برای شما مشقت دارد، تکلیفی در اینباره ندارید<ref>. رساله اجوبه الاستفتائات، ص259.</ref>.<br/> | ||
| + | س: آیا جایز است زن در جشنهای عروسی بدون اجازه شوهرش عکس بیندازد؟ و بر فرض جواز، آیا مراعات [[حجاب]] کامل در آن واجب است؟<br/> | ||
| + | ج: اصل عکس گرفتن منوط به اجازه شوهر نیست، ولی اگر احتمال بدهد که اجنبی عکس او را میبیند و عدم رعایت [[حجاب]] کامل، منجر به مفسدهای شود، مراعات آن واجب است<ref>. همان، ص 260.</ref>.<br/> | ||
| + | س: اگر عروس در شب جشن عروسی روپوش روشن و نازکی بر سرش بیندازد، آیا جایز است مرد اجنبی از او عکس بگیرد؟<br/> | ||
| + | ج: اگر مستلزم نگاه حرام به زن اجنبی باشد، جایز نیست وگرنه اشکال ندارد<ref>. همان.</ref>.<br/> | ||
| + | س: فیلمبرداری و عکاسی در برخی از مجالس عروسی ـ که به علت لاابالیگری مسائل محرم و نامحرم احیاناً رعایت نمیشود ـ توسط عکاس زن ـ که شغلش این است ـ چه حکمی دارد؟<br/> | ||
| + | ج: مراعات کامل [[حجاب]] اسلامی در برابر نامحرم در هر حال لازم است و فیلمبرداری از مجالس زنانه یا از مجالس مختلط، اگر مستلزم نظر حرام یا موجب اشاعه فساد و ترتب مفاسد باشد، جایز نیست<ref>. مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، ج 2، ص 82.</ref>.<br/> | ||
| + | برخی از مراجع نیز در جواب این سئوال فرمودهاند: عکاسی زن اشکال ندارد، مشروط بر اینکه خودش مرتکب کار حرامی نشود<ref>. همان، ص 84.</ref>.<br/> | ||
| + | مسائل متفرقه عروسی و [[ازدواج]] برپایی مجالس عقد و عروسی در روزهای سوگواری معصومان نوعی بیاحترامی به آنان محسوب میشود و شایسته نیست که مؤمن در آن روزها به برپایی چنین مجالسی مبادرت ورزد. <br/> | ||
| + | امام صادق علیهالسلام فرمود: شیعیان ما کسانی هستند که در شادیهای ما شاد و در غم و اندوه ما غمگین میباشند. با این حال آیا میشود در ایام سوگواری معصومان به شادی پرداخت و یا مجلس عقد و عروسی برپا نمود؟<br/> | ||
| + | س: برپایی مجلس عقد یا عروسی در ایام و لیالی شهادت ائمه معصومین علیهمالسلام و راه اندازی کاروانهای شادی که موجب هتک حرمت این ایام و مناسبتها میشود چه صورتی دارد؟<ref>. همان، ص 49.</ref> | ||
| + | آیتاللّه خامنهای: اگر موجب توهین و هتک باشد، اجتناب لازم است. <br/> | ||
| + | آیتاللّه بهجت: در صورت صدق عنوان هتک، حکم آن نزد متشرعه واضح است.<br/> | ||
| + | آیتاللّه مکارم شیرازی: در فرض مسئله حرام است.<br/> | ||
| + | آیتاللّه صافی گلپایگانی: این گونه حرکات مناسب دوستان اهل بیت علیهمالسلام نیست، مؤمنان باید از آن بپرهیزند.<br/> | ||
| + | آیتاللّه تبریزی: تزویج و عقد و عروسی در ایام سوگواری ائمه، برکتی ندارد و راه انداختن کاروان شادی در کوچه و خیابان در آن ایام جایز نیست و همچنین در غیر ایام سوگواری که معرض فساد است، جایز نیست.<br/> | ||
| + | حضرت امام رضا علیهالسلام به «ریان بن شبیب» فرمود: اِنَّ سِرَّک اَنْ تَکُونَ مَعَنا فِی الدَّرَجاتِ الْعُلی مِنَ الْجِنانِ فَاحْزَن لَحُزْنِنا و افْرَحْ لِفَرَحِنا<ref>. بحارالانوار، ج 44، ص 285.</ref>؛ اگر دوست داری در درجات عالی بهشت، همراه ما باشی، در حزن ما محزون و در شادی ما شاد باش.<br/> | ||
| + | === استفتائات موسیقی و غنا === | ||
| + | س: ملاک تمییز موسیقی حلال از حرام چیست؟ و آیا موسیقی کلاسیک حلال است؟<br/> | ||
| + | ج: هر موسیقی که به نظر عرف موسیقی لهوی و مطرب که مناسب با مجالس عیش و نوش است باشد، موسیقی حرام محسوب میشود و فرقی نمیکند که موسیقی کلاسیک باشد یا غیر کلاسیک، تشخیص موضوع هم موکول به نظر عرف مکلف است و اگر موسیقی اینگونه نباشد، بخودی خود اشکال ندارد<ref>. رساله اجوبه الاستفتائات، آیتاللّه خامنهای، ص 247.</ref>.<br/> | ||
| + | س: منظور از موسیقی مطرب و لهوی چیست؟ و راه تشخیص موسیقی مطرب و لهوی از غیر آن چیست؟ ج: موسیقی مطرب و لهوی آن است که به سبب ویژگیهایی که دارد، انسان را از یاد خداوند متعال و فضایل اخلاقی دور نموده، به سمت بی بند و باری و [[گناه]] سوق دهد و مرجع تشخیص موضوع، عرف است.<ref>. همان، ص 248.</ref> | ||
| + | گاهی در برخی محافل عروسی دیده میشود که از نوارهای ترانه خوانندگان زمان طاغوت استفاده میشود و وقتی تذکر داده میشود میگویند شخص مهم نیست و ما فقط به محتوای آن توجه میکنیم. حال واقعاً چنین است؟<br/> | ||
| + | س: آیا شخصیت نوازنده و محل نواختن و یا غرض و هدف از آن در حکم موسیقی تأثیر دارد؟<br/> | ||
| + | ج: موسیقی حرام، مطرب و لهوی مناسب با مجالس [[لهو]] و [[گناه]] است و گاهی شخصیت نوازنده یا کلام همراه آهنگ یا مکان و یا سایر شرایط در اینکه موسیقی تحت عنوان موسیقی مطرب و لهوی حرام و یا عنوان حرام دیگر قرار بگیرد، مؤثر است؛ مانند اینکه بر اثر آن امور، منجر به تربیت فساد شود<ref>. همان.</ref>.<br/> | ||
| + | برخی میگویند ملاک حرمت موسیقی تهییج است. پس اگر کسی تهییج نشود، هر چند از تمام انواع موسیقیها استفاده کند، کار حرامی مرتکب نشده است. امّا اینگونه نیست و گوش دادن به موسیقی مطرب و لهوی به هر صورتی که باشد [[گناه]] است. <br/> | ||
| + | س: آیا معیار حرمت موسیقی فقط مطرب و لهوی بودن آن است یا اینکه میزان تحریک و تهییج آن هم تأثیر دارد؟ و اگر باعث حزن و گریه شنونده شود چه حکمی دارد؟ خواندن و شنیدن غزلهایی که به صورت سه ضرب و همراه با موسیقی خوانده میشود، چه حکمی دارد؟<br/> | ||
| + | ج: ملاک آن ملاحظه کیفیت نواختن موسیقی با در نظر گرفتن همه خصوصیات و ویژگیهای آن است و اینکه از نوع موسیقی مطرب و لهوی مناسب با مجالس [[لهو]] و [[گناه]] باشد، هر موسیقی که به حسب طبیعت خود، از نوع موسیقی لهوی باشد حرام است؛ اعم از اینکه مهیج باشد یا خیر و موجب ایجاد حزن و اندوه و حالات دیگر در شنونده بشود یا نه. هرگاه غزلهایی که همراه موسیقی خوانده میشوند، به صورت غنا و آواز لهوی مناسب مجالس [[لهو]] و [[لعب]] در آیند، خواندن و شنیدن آنها حرام است<ref>. همان.</ref>.<br/> | ||
| + | یکی از مواردی که در مجالس عروسی رایج است، مسئله آواز خواندن است. برخی از افراد به محض شنیدن هرگونه صدایی آن را حرام میدانند. به راستی غنا چیست؟ آیا هر غنایی حرام است؟ در مباحث فقهی بحثهای مفصلی درباره غنا آمده است. آنچه مناسب این نوشتار میباشد، استفتائاتی است که در مورد غنا از مراجع شده و در یک جمعبندی میتوان گفت که هر صدایی غنا نیست و غنای حرام دارای تعریف مشخصی است.<br/> | ||
| + | س: غنا چیست؟ آیا غنا فقط شامل صدای انسان است یا اینکه شامل صداهای حاصل از آلات موسیقی هم میشود؟<br/> | ||
| + | ج: غنا عبارت است از صدای انسان، در صورتی که با ترجیع و طرب همراه بوده و مناسب مجالس [[لهو]] و [[گناه]] باشد. خواندن به این صورت و گوش دادن به آن حرام است<ref>. همان، ص 249.</ref>.<br/> | ||
| + | حضرت آیتاللّه خامنهای دامت برکاته در استفتایی دیگر فرمودهاند: غنا، خوانندگی مطرب و ملهی متناسب با مجالس عیش و نوش است و موسیقی، نوازندگی با همان اوصاف است و این دو در حکم با هم فرقی ندارند و هر دو حراماند<ref>. مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، ص 48.</ref>.<br/> | ||
| + | برخی از مراجع نیز در تعریف غنا گفتهاند: غنا، آوازی است که در آن، صدا را در گلو میگردانند ـ که به زبان عرفی به آن چهچهه میگویند ـ و طربانگیز است و مناسب مجالس [[لهو]] و [[لعب]] بوده و حرام است و موسیقی به یک تعریف، ترکیب اصوات است به نحوی که خوش آیند باشد؛ بنابراین اگر مناسب مجالس [[لهو]] و [[لعب]] باشد حرام است<ref>. همان، به نقل از جامعالمسائل آیت فاضل لنکرانی.</ref>.<br/> | ||
| + | بعضی دیگر گفتهاند: کلیه صداها و آهنگهای مناسب مجالس [[لهو]] و فساد حرام است و تشخیص آن با مراجعه به اهل عرف خواهد بود<ref>. همان.</ref>.<br/> | ||
| + | نظر یکی دیگر از مراجع این است: غنا، عبارت از آوازی است که مشتمل بر ترجیع صوت و طربانگیز و مناسب با مجالس طرب باشد و موسیقی، گاه بر غنا و گاه بر آلات مختلف موسیقی مانند: تار، سنتور، دف و... اطلاق میشود. موسیقی را اگر به همان معنای غنا و آوازها و سازها و بکار گرفتن آنها بدانیم، فراگرفتن موسیقی که از قدیم الایام بین اهل [[لهو]] و بزم متداول بوده، در کشورها و مناطق مختلف انواعی از آن بکار برده میشد و میشود، همه حرام است<ref>. همان، به نقل از جامع الاحکام، آیتاللّه صافی گلپایگانی.</ref>.<br/> | ||
| + | در برخی مجالس عروسی و یا غیر عروسی؛ مانند اتوبوسها و تاکسیها اگر به آهنگی اعتراض شود، در جواب گفته میشود که این آهنگ و یا مشابه آن را صدا و سیما نیز پخش میکند و یا وزارت ارشاد مجوز آن را صادر کرده است. آیا صرف پخش از صدا و سیما و یا داشتن مجوز از وزارت ارشاد موجب حلیت موسیقی میشود؟ حضرت امام خمینی قدسسره در پاسخ به سؤالی در اینباره چنین فرمودهاند:<br/> | ||
| + | س: به نظر حضرتعالی استماع آهنگهایی که از صدا و سیما پخش میشود چگونه است؟ ج: موسیقی مطرب جایز نیست و آهنگهای مشکوک اشکال ندارد<ref>. همان، ص 65.</ref>.<br/> | ||
| + | مقام معظم رهبری در پاسخ به سؤالی چنین میگویند: <br/> | ||
| + | س: آیا استماع تمام برنامههای صدا و سیما از نظر شرعی جایز است یا خیر؟<br/> | ||
| + | جواب: در برنامههای صدا و سیما ممکن است مواردی منطبق بر موازین شرعی نباشد و تشخیص موضوع بر عهده شخص شنونده یا بیننده است. اگر تشخیص دهد که این موسیقی مطرب لهوی است، یا این برنامه مفسدهانگیز است، نباید گوش کند و ببیند<ref>. همان، ص 62.</ref>.<br/> | ||
| + | س: با توجه به کیفیت فیلمها (خارجی یا داخلی) و موسیقیهایی که از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش میشود، دیدن و گوش دادن به آنها چه حکمی دارد؟<br/> | ||
| + | ج: اگر افراد شنونده و بیننده تشخیص دهند موسیقیای که از رادیو و تلویزیون پخش میشود، از نوع موسیقی مطرب لهوی مناسب با مجالس [[لهو]] و [[گناه]] است و یا دیدن فیلمی که از تلویزیون پخش میشود، مفسده دارد، دیدن و شنیدن آنها برای آنها جایز نیست و مجرد پخش از رادیو و تلویزیون حجّت شرعی برای جواز محسوب نمیشود<ref>. رساله اجوبهالاستفتائات، ص 250 و 261.</ref>.<br/> | ||
| + | س: گاهی از رادیو و تلویزیون آهنگهایی پخش میشود که به نظر من مناسب مجالس [[لهو]] و فسق هستند. آیا بر من واجب است که از گوش دادن به آنها خودداری نموده و دیگران را هم از آن منع کنم؟<br/> | ||
| + | ج: اگر آنها را از نوع موسیقی مطرب و لهوی مناسب با مجالس [[لهو]] میدانید، جایز نیست به آنها گوش دهید، ولی نهی دیگران از باب [[نهی از منکر]] منوط به این است که احراز نمایید آنان هم آهنگهای مزبور را از نوعِ موسیقی حرام میدانند<ref>. همان، ص 250.</ref>.<br/> | ||
| + | معمولاً در عروسیها برخی از خوانندههای زن ترانه میخوانند و بعضی از متدینین ناراحت شده، با اعتقاد به اینکه شنیدن صدای زن حرام است، به خوانندگان و بانیان مجالس اعتراض میکنند. به راستی آیا اینگونه است؟ س: گوش دادن به صدای زن، هنگامی که شعر و غیر آن را با آهنگ و ترجیع میخواند، اعم از اینکه شنونده جوان باشد یا پیر، مذکر باشد یا مؤنث چه حکمی دارد؟ و اگر آن زن از محارم باشد، حکم آن چیست؟ ج: اگر صدای زن به صورت غنا نباشد و گوش دادن به صدای او هم به قصد لذت و ریبه نبوده و مفسدهای هم بر آن مترتب نگردد، اشکال ندارد و فرقی بین موارد فوق نیست<ref>. همان، ص 252.</ref>.<br/> | ||
| + | اخیراً در بسیاری از محافل و مجالس، مخصوصا عروسیها رسم شده که از انواع موسیقیها و رقصها استفاده میشود و اگر کسی تذکر دهد، میگویند موسیقی سنتی است و اشکال ندارد. آیا قضیه چنین است و موسیقی سنتی جایز است؟<br/> | ||
| + | س: آیا موسیقی سنتی که میراث ملی ایران میباشد حرام است یا خیر؟<br/> | ||
| + | ج: چیزی که از نظر عرف، موسیقی لهوی مناسب با مجالس [[لهو]] و معصیت محسوب میشود، بطور مطلق حرام است و در این مورد فرقی بین موسیقی ایرانی و غیر ایرانی و موسیقی سنتی و غیر آن نیست<ref>. همان، ص 253.</ref>.<br/> | ||
| + | |||
| + | == فصل چهارم: آلات و ابزار == | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
نسخهٔ ۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۵۸
|
| |
| نویسنده | شمس الله صفرلکی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | نورالسجاد |
| محل انتشارات | قم |
| شابک | ۹۶۴-۷۱۶۳-۴۸-۷ |
| دانلود | |
محتویات
مقدمه
قال علی علیهالسلام : «اَلسُّرُورُ یبْسُطُ النَّفْسَ وَ یثیرُ النَّشاط[۱]؛ شادمانی، موجب انبساط روح و مایه وجد و نشاط میشود».
دین مبین اسلام به عنوان کاملترین و جامعترین دین به نیازها و رفتارهای انسان از افق بالایی نگریسته و برای رشد و تکامل او تکالیفی را قرار داده است. این تکالیف، چون در زمانهای مختلفی برای انسان پیش میآیند، متنوع و گوناگوناند؛ به طوری که ریاضت و راحتی، دشواری و آسانی و حزن و شادی در کنار یکدیگر مفهوم مییابند. در دین اسلام اگر روزه گرفتن واجب شده، پس از یکماه ریاضت معنوی و جسمانی، عید و شادمانی وضع شده است، اگر به مجلس عزا و سوگواری ترغیب میشود، در مقابل به برپایی مجلس شادی و جشن میلاد و... نیز توصیه میشود. این تنوع نیازها در رفتارهای عملی دینداران واقعی نیز به خوبی ظهور و بروز دارد. آنان همانطور که در مصائب اهلبیت علیهمالسلام غمگیناند، در مجالس شادی با ظاهری آراسته و لباسهای زیبا و استعمال بوی خوش ظاهر میشوند.
مؤمنان با این کردار فرحانگیز مروج شادی و انبساط در جامعهاند؛ زیرا میدانند که آراستگی ظاهری انسان عامل مهمی در جذب افراد به کردار پسندیده است. فرد مؤمنی که میخواهد دیگران را با عملش به ارزشهای الهی فرا خواند و مردم را شاد نگه دارد، باید در حد امکان، ظاهرش آراسته باشد.
در هر حال، بحث شادی و شادکامی که مدتی است در رسانهها و مجامع ما مطرح شده، به نظر میرسد چندان مورد مطالعه عمیق قرار نگرفته است. آنچه مسلم است در حال حاضر مبناهایی درباره شادی و نشاط در جامعه ما مورد توافق همگانی قرار گرفته است؛ مانند چهره گشاده، لبخند، لباس مناسب و... .
اینگونه موارد ملاک شادابی شناخته میشود. حال اگر این شادی و نشاط واقعی و مبنای درستی داشته باشد، نتایج زیادی برای فرد و جامعه در پی خواهد داشت؛ از جمله، موفقیت در امور مختلف زندگی، افزایش ارتباطات اجتماعی و برخورداری از سلامت جسمی و روحی.
فایدههایی که برای شادی بیان شد، زمانی به دست خواهد آمد که انسان به یک شادی بادوام و ریشهدار رسیده باشد که در ادبیات ما و دین اسلام با عناوینی همچون: سعادت و خوشبختی از آن یاد میشود.
شادیها دو دستهاند: شادیهای گذرا و شادیهای ماندگار؛ به عبارت دیگر، شادیها زمانی سازندهاند و زمانی مخرِّب. در بینش اسلامی و روانشناسی، شادی هنگامی سازنده و پایدار است که با اختیار و خودآگاهی و هدفی عالی همراه باشد، اما اعتیاد به برخی چیزها مانند: مواد مخدر، موسیقی، مجالس خوشگذرانی و امثال آن حالتی ایجاد میکند که انسان مسائل پیرامون خود را فراموش میکند؛ چه بسیار انسانهایی که برای فرار از واقعیتهای زندگی به این امور پناه میبرند.
مولوی تعبیر زیبایی در مورد چنین افرادی دارد. او میگوید:
تا دمی از هوشیاری وارهند ننگ خمر و زمر بر خود مینهند[۲]
به هرحال اگر تفریح و شادی گریز از «خودی» به «بیخودی» باشد، نمیتوان آن را شادی پایدار و واقعی دانست، بلکه نشاطی است که فقط چهره شخص را میپوشاند، خندهای است که ازگریه غم انگیزتر است! به تعبیر دیگر، شادیهای گذرا مانند داروهای نیروزا هستند؛ این مواد نیروزا علاوه بر اینکه آثار بدی در شخص ایجاد میکنند پس از کشف چنین موردی آبروی انسان را نیز میبرند. استفاده از ابزارهای نادرست کسب شادی نیز همانند استفاده از داروهای نیروزاست که سرانجام به غم و افسردگی منتهی میشود.
جوانهای بسیاری بودهاند که پس از لحظههای غافل کننده شادیهای کاذب، زانوی غم در بغل گرفته و گریستهاند و در موارد حادّ، دست به خودکشی زدهاند؛ دلیل آن هم این است که چنین افرادی وقتی به خود آمدهاند و آن غوغای رقص و آواز را تمام شده یافتند، باز خود را با همه ضعفها و واقعیتهای تلخ زندگی ـ که به نحوی قصد فرار از آن را داشتهاند ـ روبرو دیدهاند.
ممکن است گفته شود: پس چگونه میتوان نیازهای حقیقی را تشخیص داد تا در پرتو آن شادیهای واقعی را از شادیهای کاذب تمیز داد؟ در پاسخ باید گفت: تعبیر زیبایی در قرآن درباره دنیا و آخرت وجود دارد که در واقع راه را نشان داده است. قرآن تفاوت آخرت را با دنیا اینگونه بیان میدارد: «وَالآخِرَهُ خَیرٌ وَ اَبْقی» یعنی آخرت دو خصوصیت دارد که دنیا از آن بیبهره است. در آخرت هم خیر هست و هم تداوم. بر همین اساس میتوان امور دنیوی را از امور اخروی تشخیص داد. شادی ناشی از مواد مخدر، رقص و آواز که نه خیری در آن است و نه تداومی دارد، بر اساس فلسفه الهی از مقدرات دنیوی هستند؛ همانطور که از این تعبیر زیبای قرآنی پیداست، «دنیا» در اینجا به معنای هر چیزی است که ما را از خدا غافل کرده، به امور غیر مفید و زودگذر بکشاند. در این میان، کار دین آن است که ما را از ظواهر دنیا و لذتهای آنیاش جدا کرده، به امور پایدار و متعالی فرا خواند. بر این اساس هر عملی که این اختیار و آگاهی را ـ که وجه تمایز انسان از حیوان است ـ افزایش دهد، برای انسان سالم و در جست وجوی تکامل، مفید و مطلوب خواهد بود و در برابر آن، هر عاملی که جلوی این اختیار و آگاهی را بگیرد، عاملی منفی قلمداد خواهد شد. بدین ترتیب معلوم میشود که ریشه شادی و نشاط در درون انسان قرار دارد نه در بیرون. مولوی میگوید:
راه لذت از درون دان نی برون ابلهی دان جُستن قصر و حصون[۳]
و در جای دیگری نیز میگوید:
آن یکی در کُنج مسجد مست و شاد و آن دگر در باغ ترش و بیمراد[۴]
با توجه به اینکه دین اسلام به شادی و نشاط افراد توجه ویژهای دارد، برای این منظور راهکارهایی نیز توصیه نموده که به چند مورد آنها اشاره میشود:
۱. ایمان و جهانبینی صحیح؛
۲. زهد؛ یکی از مقولاتی که در پرتو ایمان و اعتقاد صحیح برای انسان حاصل میشود و در ایجاد شادی مؤثر است، زهد و قناعت است. تعابیر عمیقی در اسلام وجود دارد که در بحث شادی باید مورد استفاده قرار گیرد؛ نمونهای از آن به کار بردن همزمان واژه زهد با واژه شادی و شادمانی است. زهد یعنی اینکه انسان از نعمتهای دنیا استفاده کند، ولی به آن وابسته و حریص نباشد.
در این دنیا اگر سودی است با درویش خرسند است خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی این بیت از حافظ نشان دهنده این است که نوع نگاه انسان به دنیا میتواند اسباب خرسندی را فراهم کند. ۳. داشتن نظم و برنامه در زندگی؛
۴. ارتباط مستمر با افرادی که درک محضرشان به زندگی انسان معنا میبخشد؛ در روایات آمده که اگر کسی چهل روز با عالم عاملی برخورد نکند، قساوت قلب پیدا میکند.
۵. برقرار کردن ارتباط عاشقانه با خدا از طریق ادعیه؛ بخصوص مناجاتهای عاشقانه و زیبایی که در صحیفه سجادیه است.
۶. داشتن ارتباط اجتماعی سالم و دوطرفه با همنوعان؛
۷. داشتن جسم سالم؛ برای شاد بودن باید جسمی سالم داشت و لازمه آن تغذیه خوب و مناسب است.
۸. ارتباط با طبیعت؛ امام رضا علیهالسلام میفرماید: سه چیز روح را جلا میدهد: نگاه به آب روان، نگاه به سبزه و نگاه به صورت زیبا، (صورت زیبایی که دارای نورانیت خاص است و انسان از آن لذّت حلال میبرد).[۵] گوش، چشم و دهان دریچههای ورودی جهان بیرون به جهان دروناند. پس نباید به هر چیزی اجازه عبور از این دریچهها را داد.
۹. ارتباط داشتن با گنجینه غنی ادبیات فارسی؛ که برای آشنا شدن با راههای شادی و سعادت انسان دارای اهمیت بسزایی است.
۱۰. داشتن هنر؛ هنر اصیل نیز عامل خوبی برای کسب شادی و نشاط است[۶].
۱۱. گفتن و شنیدن لطیفههای سالم؛ در روایات آمده است که بعضی از معصومان علیهمالسلام از یاران خود میپرسیدند: آیا با هم شوخی و مزاح میکنید؟ میگفتند: نه. حضرت میفرمود: کار خوبی نمیکنید، هر چند شوخی زیاد وقار را کم میکند[۷].
شمساللّه صفرلکی
قم، تابستان 82.
فصل اول: تعریف، فواید و عوامل
شادی
شادی چیست؟
روان انسان در مقابل عوامل بیرونی و درونی واکنشهای مختلفی از قبیل: شادی و خوشحالی، خشم و تنفر، ترس و اندوه و... از خود نشان میدهد که به آنها «هیجان» میگویند. این هیجانها بسته به عوامل پدید آورنده و نیز دیدگاه و اندیشههای انسان، گاهی مثبت و گاهی منفی هستند. یکی از این هیجانها «شادی» است که با واژههایی چون سرور، نشاط، وجد، سرخوشی، مسرت و... مترادف است. متاسفانه تعریف جامع و کاملی از آن نشده، ولی با این حال تعریفهای پراکندهای برای هیجان گفته شده است: هنری موری میگوید: یکی از غریبترین نشانههای مشخص عصر ما غفلت روان شناسان از موضوع شادی است؛ یعنی همان حالت درونی که افلاطون و ارسطو و تقریباً تمامی متفکران برجسته گذشته، آن را بهترین متاعی دانستهاند که از راه فعالیت قابل حصول است[۸].
برخی گفتهاند: شادی احساس مثبتی است که از حس ارضا و پیروزی به دست میآید[۹].
بعضی نیز گفتهاند: شادی عبارت است از مجموع لذتها، منهای دردها[۱۰].
برخی دیگر شادی را ترکیبی از عاطفه مثبت بالا و عاطفه مثبت پایین میدانند. شهید مطهری میگوید: سرور، حالت خوش و لذت بخشی است که از علم و اطلاع بر اینکه یکی از هدفها و آرزوها انجام یافته یا انجام خواهد یافت، به انسان دست میدهد[۱۱] .
شادی آن شادی است که از جان رویدت تا درون از هر ملالی شویدت
ورنه آن شادی که از سیم و زر است آتشی دان کآخرش خاکستر است
ضرورت شادی و تفریحات
انسان بنا به ضرورت طبیعی و برای رفع خستگی و نیز تنوع در زیست، به تفریح میپردازد و اوقات فراغت خود را با کارهای مسرت بخش و فرحانگیز میگذراند؛ تا بصورت موقتی، از قید و بندهای عادی زندگی آزاد گردد و چند ساعتی بدون احساس مسئولیت سرگرم نشاط و شادمانی باشد.
شادی و تفریح اگر منطقی و به دور از افراط و تفریط باشد، نیازی است که به زندگی معنا میدهد و عامل رشد و موفقیت بوده، محرکی برای کار و فعالیت بیشتر است.
به تعبیر دیگر آفرینش جهان هستی و انسان به گونهای است که خود بخود شادی و نشاط را برای آدمی فراهم میآورد و عواطف منفی مانند: ناکامی، ناامیدی، ترس و نگرانی را بی اثر میسازد.
اگر به طبیعت توجه کنیم، میبینیم که مظاهرشادی به تمام و کمال خود را نشان میدهند؛ بهار با گلهای رنگارنگ و آبشارهای زیبا، نوای دلنشین پرندگان، باران لطیف، رویش گیاهان، کوههای سبز سر به فلک کشیده، آسمان صاف و آبی، رودخانههای زیبا و بسیاری دیگر از پدیدههای جهان برای انسان شادیآور و سرورآفرین است.
اسلام که دین فطرت است و به تمام نیازهای طبیعی و فطری انسان توجه دارد پیروان خود را به شادیهای مثبت، سازنده و مفرح دعوت میکند؛ چرا که استفاده از امور مفرح و شادیآور در موقع مناسب و با رعایت حدود، برای تجدید نشاط و کاستن از یکنواختی زندگی بسیار مؤثر است.
حضرت علی علیهالسلام میفرماید: اِنَّ هذِهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ کَما تَمَلُّ الاَبْدانُ فَابْتَغُوا لَها طَرائِفَ الْحِکْمَهِ؛[۱۲]؛ این دلها همانند بدنها خسته و افسرده میشوند [و نیاز به استراحت دارند]، در این حال، نکتههای زیبا و نشاطانگیز برای آنها انتخاب کنید.
اهمیت شادی و تفریح آنچنان است که در روایات تأکید شده بخشی از ساعات شبانهروز باید به آن اختصاص یابد.
امام علی علیهالسلام در روایت دیگری میفرماید: لِلْمُؤْمِنِ ثَلاثُ ساعاتٍ: فَساعَهٌ یناجی فیها رَبَّهُ وَ ساعَهٌ یرُمُّ مَعاشَهُ وَ ساعَهٌ یخلِّی بَینَ نَفْسِهِ وَ بَینَ لَذَّتِها فیما یحِلُّ وَ یجْمُلُ[۱۳]؛ بر مؤمن لازم است شبانه روزش را به سه قسمت تقسیم کند: قسمتی را برای راز و نیاز با خدا، قسمتی برای امرار معاش و تأمین زندگی و قسمتی هم برای بهره برداری از لذّتهای حلال و نیکو.
امام رضا علیهالسلام در روایتی میفرماید: اوقات خود را به چهار بخش تقسیم کنید: بخشی را برای عبادت، بخشی را برای کار و فعالیت برای تامین زندگی، بخشی را برای معاشرت و مصاحبت با برادران مورد اعتماد و کسانی که شما را به عیبهایتان واقف میسازند و بخشی را به تفریحات و لذایذ خود اختصاص دهید و با مسرت و نشاط و تفریح و شادی، نیرو و توان انجام وظایف دیگر خود را تامین نمایید[۱۴].
حضرت امام خمینی قدسسره به مسئله تفریح اهمیت خاصی میداد و به بعضی از فرزندانش سفارش میکرد که تفریح داشته باشند؛ چرا که در صورت عدم تفریح در تحصیل موفق نخواهند بود. هنگامی که میدید بعضی از فرزندانش در روز تعطیل مشغول درس خواندن است، میفرمود: به جایی نمیرسی؛ چون باید هنگام تفریح، تفریح کنی. و نیز میفرمود: باید در ساعت تفریح درس نخوانید و در ساعت درس تفریح نکنید. و مکرر میفرمود: من در طول زندگی نه یک ساعت تفریح را برای درس گذاشتم و نه یک ساعت درس را برای تفریح[۱۵].
فواید شادی
برای شادی و نشاط فوایدی ذکر شده که به چند مورد آن اشاره میشود:
۱. نشاط روحی؛ سرور و شادی، موجب بهجت و انبساط روحی انسان میشود.
۲. سلامتی بدن؛ اهمیت شادی تا بدان حد است که میتواند بیماریهای صعب العلاج جسمی را درمان کند.
یکی از جراحان معروف میگوید: شادی نه تنها جلوی بسیاری از بیماریهای ناشی از ناملایمات را ـ که در قرن حاضر زیاد است ـ میگیرد، بلکه حتی قادر است جلوی رشد و نمو بیماری سرطان را که در کمون است، نیز بگیرد[۱۶].
آقای «جان شنیدار» میگوید: هر روزِ خود را با مسرت و شادی آغاز کنید. یک راه ساده آن است که پس از بیدار شدن به همسر خود لبخند بزنید و جملهای خوشایند بر زبان بیاورید، حتی اگر اغراقآمیز باشد. یا کنار پنجره اتاق بروید و بیرون را تماشا کنید و با عبارت «عجب روز قشنگی است» به همسرتان روحیه دهید. اگر هم روزی ابری و بارانی بود، با خوشحالی بگویید «چقدر برای زراعت و پر شدن سدها مفید است». شاید کمی خندهدار به نظر برسد، اما این برخوردها اکثر اوقات نتیجه بخش است. بهترین راه رهایی از افکار کسالت بار آن است که زیباییهای اطراف را ببنید و آنها را ستایش کنید، یا آنکه لطیفه و سخن نغز بگویید، هر چه صفت شوخ طبعی و شیرین سخنی در شما عمیقتر شود، از امراض روان تنی فاصله بیشتری میگیرید؛ خوشخلقی و نرمزبانی شما را نزد دیگران محبوب میسازد و برعکس، کج خلقی از ارج و قربتان میکاهد. این را بدانید که همه دوست دارند با اشخاص سر زنده و بذلهگو محشور باشند، کلمات نغز و دلنشین از عقل سلیم سرچشمه میگیرد، هر کسی میتواند به گونهای روحیه طنز گویی را در خود بپروراند و دیگران را از احساسات خوب خویش بهرهمند سازد.[۱۷]
آقای شنیدار اضافه میکند: یکی از کشیشهای شهر ما آدم خشک و بی انعطافی بود و نمیتوانست با دیگران وارد صحبت شود، اما به تدریج از این نقیصه رهایی یافت؛ هر روز حکایات و طنزهایی را که در روزنامهها و مجلات میخواند، به خاطر میسپرد و هرگاه کسی را میدید، یکی از آنها را تعریف میکرد. دیگران نیز طبیعتاً واکنش مشابهی نشان میدادند. او به تدریج در این کار تبحر پیدا کرد؛ به صورتی که میتوانست در هر موقعیتی حکایتی مناسب بیان کند، به این ترتیب به عنوان کشیشی بذله گو در تمام شهر مشهور شد و حضورش به مردم شادی بخشید[۱۸].
۳. رشد علمی و تحصیلی؛ آزمایشهای مختلف در کلاسهای درس نشان میدهد کسانی که به دلایل گوناگون شادابی و نشاط خود را از دست دادهاند، نمیتوانند در تحصیل و تحقیق موفق باشند و حتی گاهی ترک تحصیل میکنند.
۴. رشد اقتصادی؛ شادی بر روی فعالیتهای اقتصادی یک جامعه نیز تأثیر مستقیم دارد، به گونهای که برخی کشورها برای بالا بردن میزان تولید، روحیه شادی و نشاط را در مدیران و کارگران خود تقویت میکند.
۵. کاهش جرائم؛ رواج فرهنگ شادی و تبسم بر چهره جامعه، عصبانیتها و تندخوییها را نیز کمتر میکند و از میزان جرائم میکاهد. انسانهای شاد و متبسم به آسانی با کسی درگیر نمیشوند[۱۹].
شادی در قرآن
«قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذَ لِکَ فَلْیفْرَحُواْ هُوَ خَیرٌ مِّمَّا یجْمَعُونَ»[۲۰]؛به مردم بگو شما باید به فضل و رحمت خدا شادمان شوید که آن بهتر و مفیدتر از ثروتی است که برای خود میاندوزید.
شادی در قرآن به گونههای مختلف مورد تأیید و توجه قرار گرفته است؛ البته شادی مورد توجه قرآن، شادی توأم با اهداف الهی و انسانی است. به همین خاطر است که میتوان آیات قرآن را درباره شادی به دو دسته تقسیم کرد:
۱. دستهای از آیات مؤمنان را به شادی دعوت میکنند؛ مانند آیه ۵۸ سوره یونس و نیز آیاتی که به مسلمانان به سبب پیروزیشان بر مشرکان وعده شادی داده است: «وَ یوْمَـئـِذٍ یفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ »[۲۱] نکته مهم در این شادیها این است که بر اساس ارزشها و اهداف مقدس قرآن میباشند.
۲. دسته دیگری از آیات قرآن شادی را مذمّت نموده و آنرا نهی کرده است. دو نمونه زیر از آن دستهاند: قرآن کریم در داستان قارون ـ که فردی خودخواه و مغرور بود و شادیهایی مستانه داشت ـ از زبان قومش میفرماید: «اِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لاتَفْرَحْ اِنَّ اللّهَ لایحِبُّ الْفَرِحینَ»[۲۲]؛ به خاطر بیاور هنگامی را که قوم قارون به او گفتند: این همه شادی مغرورانه نکن که خداوند شادی کنندگان مغرور را دوست ندارد.
قرآن کریم ضمن بیان عذابهای دوزخیان میفرماید: «ذَ لِکُم بِما کُنتُمْ تَفْرَحُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیرِ الْحَقِّ وَ بِمَا کُنتُمْ تَمْرَحُونَ »[۲۳]؛ این به خاطر آن است که به ناحق در زمین شادی میکردید و از روی غرور و مستی به خوشحالی میپرداختید. این نوع شادیها که بیاساس، پوچ و همراه با گناه است، مورد مذمت قرآن قرار گرفته است.
عوامل شادی
براستی چه چیزهایی انسان را شاد میکند؟ در پاسخ به این پرسش پاسخ های مختلفی ارائه شده و هر کس به گونهای عامل شادی را بیان کرده است. برخی میگویند ثروت، شهرت و قدرت، شادیآفرین است. اما به تجربه ثابت شده که ثروت به تنهایی شادی و خوشبختی نمیآورد.
دکتر دیویدمایرز در کتاب خود که «در جست و جوی شادی» نام دارد ـ کلیه مقالههایی را که در امریکا، کانادا و کشورهای اروپای غربی درباره شادی به چاپ رسیده، به طور جامع بررسی میکند و اینگونه نتیجه میگیرد: «رابطهای بین ثروت و شادی وجود ندارد و آرامش و شادی را نمیتوان با پول خرید»[۲۴].
تحقیق در مورد اشخاصی که یک شبه ثروتمند شدهاند، گویای این است که پول نمیتواند موجب شادی باشد. عدهای بر این باورند که پس از ثروت، سلامتی عامل شادی است. این نظریه نیز ناتمام است؛ زیرا درست است که سلامتی جسم در شادی انسان مؤثر است، اما انسان استعدادها و تواناییهایی دارد که میتواند در حالت نقص عضو و بیماری هم خود را شاد نگه داشته، شرایط سخت را برای خود آسان کند. اساساً انسان میتواند خود را با شرایط دشوار تطبیق دهد. در میان اعراب ضربالمثلی هست که میگوید: اگر انسان را در دریا بیندازی، ماهی خواهد شد.
انسان اگر در باطن شاد و سرخوش باشد، در ناگوارترین شرایط هم شادمانی خود را حفظ میکند. اما اگر باطنی غمگین و افسرده داشته باشد، شادترین موقعیتها هم تغییری در روحیه او به وجود نمیآورد. دو روانشناس به نام ریچارد شولز و سوزان دِکِر به بررسی اثرات دراز مدت ناتوانی جسمی پرداختند. آنها به بررسی سطوح شادی افرادی که ۲۰ سال از ابتلای آنها به فلج میگذشت پرداختند و به این نتیجه رسیدند که: «این اشخاص در مقایسه با جمعیت کلی، عاطفه مثبت نسبتا کمتری را گزارش دادهاند، اما عاطفه منفی آنها زیاد نشده است. در نتیجه، سطح متوسط رفاه یا رضایت آنها از زندگی فقط کمی پایینتر از جمعیت کلی بود. در واقع، افرادِ نقص عضو جسمانی، به اندازه افراد عادی شاد بودند»[۲۵] .
بعضی از روانشناسان، شخصیت و وراثت را عامل اساسی در شادی دانستهاند؛ آنان معتقدند که شخصیت افراد بیش از عوامل دیگر در تعیین سطح شادی آنها حائز اهمیت است. برخی مردم به خاطر منش و شخصیت خود، رویدادهای زندگی را مثبت و خوش بینانه تفسیر میکنند، در حالیکه عدهای دیگر در واکنشهای خود به رویدادها ذاتاً منفی و بدبینانه عمل میکنند. این نظریه نیز کامل نیست؛ زیرا شخصیت و وراثت میتواند در میزان شادی مؤثر باشد، اما تنها عامل نیست و نباید تأثیر عواملی مثل محیط، تغذیه و مخصوصاً اختیار را نادیده گرفت[۲۶].
عوامل و معیارهای شادی در اسلام از مطالعه متون دینی چنین بر میآید که شادی دارای عامل مشخصی نیست، بلکه عوامل گوناگونی در بر انگیختن حس شادی در انسان مؤثراند. برخی از آن عوامل عبارتند از:
۱. زیستن در زمان حال: (درک زمان و انشای درست از آن)؛ حضرت علی علیهالسلام میفرماید: نگرانی روزی را که نیامده، بر امروز میفزا و قلبت را از اندوه گذشته آکنده مساز؛ چون تو را از آمادگی برای آینده باز میدارد و نگرانیهای سال را بر نگرانی امروزت اضافه نکن؛ برای امروز مشکلات خودش کافی است[۲۷].
ویکتور هوگو میگوید: سراسر عمر ما تلاشی است پیوسته، برای دست یافتن به کامیابی و سعادت، در حالی که شاید خوشبختی همین لحظهای بود که به آن میاندیشیدیم[۲۸].
بسیاری از مردم در حسرت به دست آوردن آرمانها و اهدافی میسوزند که در آینده ممکن است آنها را شاد کند و از رفتارهای امروز خود ـ که میتواند برای آنها بسیار مسرت بخش باشد ـ غافلاند. هر انسانی میتواند با تکیه بر استعدادها و امکانات موجود و یاری جستن از نیروی ایمان، در هر روز و در سختترین شرایط هم شاد باشد. هراکلیوس به شاگردانش میگفت: شما نمیتوانید دوبار در یک رودخانه شنا کنید؛ زیرا هر بار آبهای تازهای بر شما میگذرد.
زندگی نیز همچون آب رودخانه و هر لحظه در گذر است. زندگی یک تحول دائمی است و یگانه چیزی که محقق و مسلم است، همین امروز است. چرا زیباییهای امروز را با تصور مشکلات آینده ـ که در تردید و ابهام و تغییرات بدون انقطاع پوشیده شده و هیچ کس به درستی از آن اطلاع ندارد ـ زشت و بد نما کنیم؟
سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست در میان این و آن فرصت شمار امروز را
درست است که انسان باید از گذشته درس بگیرد و آیندهاش را نیز بنگرد، اما این عبرت آموزی و برنامه ریزی با غم و اندوه نسبت به آینده و سرت گذشته تفاوت دارد.
۲. پرهیز از گناه؛ شاد بودن همیشه انجام دادن کاری نیست، بلکه زمانی در پرهیز کردن نیز نمود پیدا میکند. گاهی اتفاق میافتد که با انجام کارهایی به ظاهر لذّتبخش، هیچ لذّتی به انسان دست نمیدهد و حتی رنج روانی و عذاب وجدان نیز به دنبال دارد. یک غذای لذیذ، رابطه جنسی و خانه بسیار زیبا، اگر حرام، نامشروع و غصبی باشد، برای انسان سالم و طبیعی تلخ و ناگوار است.
انسان هنگامی واقعاً شاد است که از گناه بپرهیزد. عارفانی که با باده حق به سرخوشی رسیدهاند و پای کوبان در طریق سلوک گام زدهاند، معمولا با پرهیز و ریاضت به مستی رسیدهاند. از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله سؤال شد که بهترین بندگان خدا چه کسانی هستند؟ آن حضرت فرمود: آنهایی که وقتی نیکی میکنند، خوشحال میشوند و زمانی که بدی از آنان سر میزند، طلب استغفار میکنند[۲۹].
حضرت علی علیهالسلام فرمود: اَکْثَرُ سُرُورِکَ عَلی ما قَدَّمْتَ مِنَ الْخَیرِ وَ حُزْنِکَ عَلی ما فاتَ مِنْهُ[۳۰]؛ سرورت را زیاد کن بر آنچه از کارهای خیری که برای آخرتت انجام دادهای و اندوهت را به آنچه از کارهای خیر محروم گشتهای.
مردی در حالی که شاد و مسرور بود خدمت امام جواد علیهالسلام رسید حضرت فرمود: علت شادی تو چیست؟ آن مرد گفت: ای فرزند رسول خدا صلیاللهعلیهوآله ، از پدر بزرگوارت شنیدم که فرمود: بهترین روزی که سزاوار است بنده خدا در آن روز شاد باشد، روزی است که توفیق خدمت و دستگیری از برادران مؤمن نصیب او گردد؛ امروز من موفق شدم به ۱۰ نفر از فقیرانی که از فلان شهر نزد من آمده بودند، بخشش نمایم، به همین جهت خوشحالم. امام فرمود: «اگر آن انفاق و بخشش خود را به وسیله منت گذاشتن نابود نکرده باشی، به جان خودم سوگند که تو شایسته این شادی هستی»[۳۱].
۳. احیای ارزشها؛ مؤمن هنگامی شاد است که ارزشی از ارزشهای دینی را زنده و ضد ارزشی را محو کرده باشد. امام صادق علیهالسلام فرمود: اَلسُّرُورُ فی ثَلاثُ خَلالٍ: اَلْوَفاءُ وَ رِعایهُ الْحُقُوقِ وَ النّهُوضُ فِی النِّوائِبْ[۳۲]؛ شادی در بین سه چیز نهفته است: وفاداری، رعایت حقوق دیگران و ایستادگی در گرفتاریها و مشکلات.
۴. رضایت و تحمل مشکلات؛ گاهی در زندگی مشکلاتی پیش میآید که حل آنها بیرون از توان انسان است. بهترین راه برای رفع این گونه موارد کنار آمدن با آنهاست؛ راضی بودن به رضای خدا و اعتقاد به قضا و قدر به انسان آرامش میبخشد و در سختترین حادثهها مددکار آدمی شده، حوادث عظیم را قابل تحمل میکند.
امام صادق علیهالسلام فرمود: نشاط و شادی، در پرتو راضی بودن به رضای خدا و یقین به دست میآید و اندوه و غم، در شک و ناخشنودی به مقدرات الهی حاصل میگردد[۳۳].
حضرت علی علیهالسلام نیز فرموده است: به رضای خدا خشنود باش تا شاد و راحت زندگی کنی[۳۴].
فصل دوم: شرایط و آداب شادی
اسلام برای شادزیستن آداب و شرایطی برشمرده و بایدها و نبایدهایی را وضع کرده است، از جمله این که:
گناه و معصیت نباشد
مجالس شادی نباید همراه با گناه و معصیت باشد. امام صادق علیهالسلام فرمود: لاتَسْخُطُوا اللّهَ بِرِضی اَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ وَ لاتَتَقَرَّبُوا اِلَی النّاسِ بِتَباعُدٍ مِنَ اللّه؛[۳۵] به خاطر رضایت و خشنودی احدی از مردم، موجب خشم خداوند نشوید و به وسیله دوری از خدا به مردم نزدیک نشوید.
و نیز فرمود: لاینْبغی لِلْمُؤْمِنِ اَنْ یجْلِسَ مِجْلِسَا یعْصَی اللّهُ فیهِ وَ لایقْدِرُ عِلی تَغْییرِهِ؛[۳۶] برای مؤمن سزاوار نیست در مجلسی بنشیند که در آن نافرمانی خدا میشود و او نمیتواند جوّ مجلس را عوض کند.
همراه با اذیت و آزار نباشد
یکی دیگر از شرایط شادی و تفریح این است که با اذیت و آزار دیگران همراه نباشد. متاسفأنه امروزه بسیاری از شادیها همراه با آزار دیگران است؛ مانند: بلند کردن صدای موسیقی، کارناوالهای عروسی، آهنگهای مبتذل، مزاحمتهای تلفنی، کبوتر پرانی، انفجار ترقّه در شبهای شادی و... .
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: مَنْ آذی مُسْلِمَا فَقَدْ آذانی[۳۷]؛ کسی که مؤمنی را آزار دهد مرا آزار داده است. امام صادق علیهالسلام فرمود که خداوند میفرماید: لِیأْذَنَ بِحَرْبٍ مِنّی مَنْ أَذی عَبْدِی الْمُؤْمِن[۳۸]؛ آن کس که بنده مؤمن مرا بیازارد، به من اعلان جنگ میدهد.
لهو نباشد
انسان اشرف مخلوقات است و برای اهداف عالی ـ که همان شناخت ربوبیت است ـ آفریده شده. او باید به مقام قرب الهی برسد. جای تأسف است که این انسان با چنین کرامتی در بسیاری از مواقع خود را فراموش کرده، ساعتها وقت خود را به بطالت، هوسبازی، لهو و لعب میپردازد. مجالس شادی اگر دارای هدفی عقلائی نباشد، به لهو میانجامد و لهو، باطل و حرام است.
انواع شادی
در یک تقسیم بندی میتوان شادیها را به دو گروهِ شادیهای پسندیده و شادیهای ناپسند تقسیم کرد. هر یک از این دو نیز دارای مصادیق مختلفی است که به عنوان نمونه به چند مصداق از آنها اشاره میشود: ملاقات با برادران دینی پیامبر اکرم در وصیت خویش به امام علی علیهالسلام فرمود: یا عَلی ثَلاثٌ فَرِحاتٌ لِلْمُؤْمِنِ فِی الدُّنْیا: لِقاءُ الاخْوانِ وَ تَفْطیرُ الصّائِمِ وَ التَّهَجُّدُ مِنْ آخِرِ الّلیلِ؛[۳۹] ای علی، برای مؤمن در دنیا سه عامل خوشحالی وجود دارد: دیدار برادران دینی، افطار روزه و شب زنده داری در آخر شب.
انجام یک عمل عبادی
اینکه عید فطر و قربان پس از یک ماه عبادت و مراسم عبادی است و بر اساس آنچه از حدیث فوق برمیآید، در بندگی خدا و پس از یک عمل عبادی، شیرینی و شادی خاصی برای مؤمن به وجود میآید که باید آن را گرامی دارد.
شادی برای حل مشکلات علمی یکی از شادیهای معقول و سازنده، شادی برای رشد علمی و رفع مشکلات علمی است. کسانی که به مطالعه و دانش عشق میورزند، لحظههای تحصیل و مطالعه خود را بهترین لحظهها میدانند. درباره شیخ طوسی گفتهاند که گاهی تا صبح روی مسئلهای فکر و مطالعه میکرد، هنگامی که آن مشکل را حل میکرد، آنچنان بهجت و مسرتی به او دست میداد که فریاد میزد: اَینَ الْمُلُوک وَ اَبْناءُ الْمُلُوک؛ پادشاهان و شاهزادگان کجا هستند [که این لذت را درک کنند] .
احیای ارزش ها
یکی دیگر از شادیهای مثبت و پسندیده، تشکیل مجالس جشن و سرور به مناسبت روزهای شادی معصومان است؛ مانند: سالروز میلاد پیامبر صلیاللهعلیهوآله و پیشوایان معصوم علیهمالسلام و اعیاد اسلامی. ائمه اطهار علیهمالسلام تأکید کردهاند که شیعیان، کسانی هستند که در شادیهای اهلبیت شاد باشند. موارد یاد شده، شادیهای پسندیده را شامل میشد، اما در شریعت اسلام برخی از شادیها ناپسند و نکوهیده است و مؤمنان باید از آنها بپرهیزند. برخی از این شادیها عبارتند از:
شادیهای تمسخرآمیز
یکی از شادیهای منفی، شادیهای تمسخرآمیز است که به منظور تحقیر و تضعیف دیگران، خصوصاً مؤمنان و حقطلبان انجام میشود؛ مانند خنده فرعون در برخورد با دلایل منطقی و معجزات روشن حضرت موسی علیهالسلام ، چنانکه قرآن کریم میفرماید: «فَلَمّا جاءَهُمْ بِایاتِنا اِذا هُمْ مِنْها یضْحَکُونْ»[۴۰]؛ چون آیات ما را برای آنها آورد، او را مسخره کردند و بر آن خندیدند. و در آیهای دیگر میفرماید: «اِنَّ الّذینَ اَجْرَمُوا کانُوا مِنَ الّذینَ امَنُوا یضْحَکُون»[۴۱]؛ همانا امروز بدکاران بر اهل ایمان میخندند.
شادی به لغزشهای دیگران هر انسانی در طول زندگی لغزش و اشتباهاتی دارد و ممکن است گاهی در موقعیتهایی قرار گیرد که مورد مضحکه و خنده دیگران واقع شود. لکنت زبان، توپوق زدن در هنگام سخن گفتن و... مواردی هستند که باعث خنده دیگران میشوند.
حضرت علی علیهالسلام فرمود: لاتَفْرَحْ بِسِقْطَهِ غَیرَکَ فَاِنَّکَ لاتَدْری ما یحْدُثُ بِکَ الزَّمان[۴۲]؛ به لغزش دیگران خوشحال مشو؛ زیرا نمیدانی که زمانه با تو چه خواهد کرد.
تجربه نشان داده است هر کس به عیب دیگران بخندد، دیگران هم بر او خواهند خندید. متأسفانه کم نیستند افرادی که اگر صدها خبر درباره شادی و موفقیت دیگران بشنوند، هیچ عکسالعملی نشان نمیدهند؛ در حالیکه از شنیدن خبر شکست دیگران به وجد میآیند.
خندههای بیمورد
برخی افراد با کوچکترین سخنی ـ حتی غیر خندهدار ـ قهقهه سر داده و میخندند. در صدر اسلام عربی بادیهنشین به محضر رسول خدا صلیاللهعلیهوآله رسید، در حالیکه بر ماده شتری چموش سوار بود. پس از عرض سلام، شترش او را از محضر پیامبر صلیاللهعلیهوآله دور کرد و این عمل چند مرتبه تکرار شد. همراهان پیامبر صلیاللهعلیهوآله به او خندیدند و مرد عرب از خنده آنان ناراحت شده، شترش را کشت. پیامبر صلیاللهعلیهوآله به آنان فرمود: «دامنهای شما پر از خون آن شتر است، شما خندیدید و او از رفتار شما عصبانی شد و او را کشت»[۴۳].
شادی به گناه امام علی علیهالسلام فرمود: اَلتَّبَهُّجُ بِالْمَعاصی اَقْبَحُ مِنْ رُکُوبِها[۴۴]؛ شادی به گناه، زشتتر است از انجام آن. و در روایت دیگری از امام سجاد علیهالسلام نقل است که فرمود: از خوشحالی به گناه بپرهیز؛ چرا که خوشحالی به گناه از خود گناه بدتر و بزرگتر است[۴۵].
شادی در مصیبت دیگران
حضرت علی علیهالسلام در تشییع جنازهای شرکت کرده بود، ناگهان صدای خنده مردی را شنید، در این هنگام فرمود:
«گویی مرگ در دنیا بر غیر ما نوشته شده، گویی حق بر غیر ما واجب گشته، گویی این مردگانی را که میبینیم، مسافرانی هستند که به زودی به سوی ما باز میگردند؛ آنها را در قبر میگذاریم و میراث آنها را میخوریم و گویی بعد از آنها جاودان هستیم»[۴۶].
خنده و شادی در برابر افراد محزون و غصه دار صحیح نیست. امام حسن عسکری علیهالسلام در اینباره میفرماید: لَیسَ مِنَ الْاَدَبِ اِظْهارُ الْفَرَحِ عِنْدَ الْمَحْزُون؛[۴۷] در برابر افراد محزون اظهار شادی کردن، بیادبی است.
شادی مستانه به خاطر مال و ثروت داشتن مال و ثروت، ارزش و افتخار محسوب نمیشود؛ مهم نحوه استفاده از مال و ثروت است که اگر در مسیر صحیح و درست استفاده شود و دارنده آن به دارایی خود مغرور نشود، ارزش دارد. قرآن کریم درباره قارون میفرماید:
«إِنَّ قَـرُونَ کَانَ مِن قَوْمِ مُوسَی فَبَغَی عَلَیهِمْ وَءَاتَینَـهُ مِنَ الْکُنُوزِ مَآ إِنَّ مَفَاتِحَهُو لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَهِ أُوْلِی الْقُوَّهِ»[۴۸]؛ همانا قارون یکی از ثروتمندان قوم موسی بود که بر آنها راه ستم و سرکشی را پیش گرفت و ما آنقدر گنج و مال به او دادیم که حمل کردن کلیدهای آن گنجها، نیرومندان را خسته میکرد.
قارون به جای اینکه از آن همه ثروت، در مسیر صحیح استفاده کند، مغرورانه میگفت: «این ثروت را به وسیله دانشی که نزد من است به دست آوردهام» و مال و ثروت خود را به رخ مردم میکشید و خودنمایی میکرد، تا اینکه قومش به او گفتند:
«...لاتَفْرَحْ اِنّ اللّهَ لایحِبُّ الْفَرِحینَ»[۴۹]؛ این همه شادی مغرورانه مکن که خداوند شادی کنندگان مغرور را دوست نمیدارد.
کارناوال (کاروان) شادی
یکی از سنتهای شادی رایج در غرب «کارناوال» یا کاروان شادی است که دستهای از مردان و زنان با جامههای مختلف و رنگارنگ در روزهای جشن و شادی به راه میافتند و با بازیها، حرکات و آوازهای مختلف موجب تفریح و شادمانی بینندگان میشوند.[۵۰]
این سنت به تقلید از کشورهای غربی، در ایران نیز برگزار میشود که اوّلین بار در ۲۴ اسفند سال ۱۳۱۱ به مناسبت تولد شاه و با تشویق سرلشکر «آیرم»، رییس شهربانی، علاوه بر جشن و چراغانی، مقدمات کارناوال نیز فراهم گردید و عدهای در آن شرکت کردند. در پیشاپیش کاروان شادی، عروسکی از «چارلی چاپلین» قرار داده شده بود که شیرینکاری میکرد و بعد از آن گروهی با ماسکهای مختلف ساز میزدند و میرقصیدند[۵۱].
متأسفانه، این سنت غربی پس از انقلاب اسلامی نیز به وسیله بعضی غربزدگان به عنوان کاروان شادی، گاهی در بعضی از شهرها و مناطق کشور برگزار میشود؛ مثلاً در سال ۱۳۷۸ جشنواره تابستانی کیش مطرح شد و کارناوال شادی به راه افتاد، در ایام مبارک دهه فجر نیز گاهی همین کارناوالها به بهانه جشن پیروزی انقلاب با رقص و آواز و پوشیدن لباسهای نامناسب و به منظور تحقیر ارزشهای دینی و انقلاب به راه میافتند که غیر از توهین به نظام ثمری در بر ندارند[۵۲].
پیامبر گرامی صلیاللهعلیهوآله و ائمه معصوم علیهمالسلام به عنوان تبیین کننده اصلی شرع مقدس نسبت به مسئله شادی، هم در گفتار و هم در کردار پرداختهاند. آن پیشوایان پاک در روزهای شادی ضمن شادی و سرور برنامههایی داشتند که از مجموع آنها چنین برمیآید که در ایام شادی نیز تکالیف الهی و شرعی تعطیل نمیشود و حد و مرز حلال و حرام باید رعایت گردد. مزاح و شوخی یکی از لوازم مجالس شادی لطیفه و طنز است؛ براستی که طنز یکی از هنرهای جذاب و مهم است و بوسیله آن میتوان به اهداف سیاسی و اجتماعی خاصی دست یافت. نکتهای که باید به آن توجه نمود این است که طنز و لطیفه نباید موجب هجو دیگران شود و آبروی مؤمنان را به خطر اندازد. در برخی از اجتماعات دیده میشود که برای خنداندن دیگران، در قالب لطیفه به اقوام خاصی توهین میشود که این مسئله جایز نیست.
در احادیث آمده است: کسی که به مؤمنی طعنه بزند، خداوند بوی بهشت را بر وی حرام میکند[۵۳] .
این مسئله نیز در ضمن استفتائاتی از مراجع مورد پرسش قرار گرفته است.
س: گفتن لطیفههای رایج کشور که حالت تمسخر قشر، قوم یا مناطقی از مردم کشور را در برمیگیرد، چه حکمی دارد؟
ج: اگر استهزاء آنان محسوب گردد جایز نیست[۵۴].
طبیعت انسان، مزاح را میپسندد و با آن شاد میشود. در آموزههای اسلامی در مورد شوخی دو گونه روایت وارد شده است: یک دسته از روایتها به شوخی توصیه کرده و دستهای دیگر از آن نهی نمودهاند.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: من هم مانند شما بشری هستم که قهرا شوخی و مزاح میکنم[۵۵].
و در جای دیگر میفرماید: من شوخی میکنم، ولی در گفتارم بجز حق و راست نمیگویم[۵۶].
حضرت علی علیهالسلام میفرماید: هرگاه یکی از یاران رسولخدا اندوهگین بود، رسول خدا با شوخی کردن او را شادمان مینمود.
از امام صادق علیهالسلام نیز نقل شده است که فرمود: مؤمن، شوخ طبع و خوش مشرب است؛ ولی منافق گرفته و خشمآلود میباشد[۵۷].
در برخی از احادیث نیز مزاح و شوخی زیاد نهی شده است: حضرت علی علیهالسلام فرمود: کسی که زیاد مزاح میکند، شکوه و وقار او کم میشود.
و یا در جای دیگر فرموده: شوخی بسیار آبرو را میبرد و موجب کینه توزی و دشمنی میگردد[۵۸].
در جمع بین این دو دسته از روایات، درمییابیم که افراط در شوخی و مداومت به آن و یا شوخیهایی که به دروغ و غیبت منتهی میگردد، پسندیده نیست و گاهی حرام است؛ ولی اگر مزاح بصورت معقول و بر پایه حق باشد، هیچ اشکالی ندارد.
نمونههایی از مزاح پیامبر صلیاللهعلیهوآله
۱. روزی پیامبر صلیاللهعلیهوآله و حضرت علی علیهالسلام خرما میخوردند. پیامبر هسته خرماهایی را که میخورد، جلوی امام علی علیهالسلام میگذاشت. هنگامی که از خوردن خرما فارغ شدند، پیامبر صلیاللهعلیهوآله به او فرمود: چقدر خرما خوردهای؟! امام علی علیهالسلام در پاسخ فرمود: هر کس خرما را با هستهاش بخورد پرخور است[۵۹].
۲. روزی زنی خدمت پیامبر صلیاللهعلیهوآله رسید و عرض کرد: مرا سوار شتر کن. حضرت فرمود: ما تو را بر بچه شتر
سوار میکنیم. آن زن گفت: بچه شتر قدرت حمل مرا ندارد. پیامبر فرمود: هر شتری بچه شتر دیگر است، هر چند چندین سال داشته باشد[۶۰].
زیبایی و زینت
از آنجا که زینت و زیبایی و آراستگی ظاهری موجب انبساط خاطر و شادی میگردد، پیشوایان دینی ما به زیبایی و زینت اهمیت بسیار داده و آن را در مناسبتهای مختلف گوشزد میکردند. در سیره پیامبر صلیاللهعلیهوآله گفته شده که آن حضرت همواره در آیینه مینگریست و خود را مرتب میساخت و میفرمود: خداوند دوست دارد وقتی بنده او برای دیدن برادران دینیاش از خانه بیرون میرود، خود را بیاراید.
امام صادق علیهالسلام میفرمود: پیامبر صلیاللهعلیهوآله برای خرید عطر، بیش از طعام و غذا هزینه میکرد[۶۱].
و نیز فرموده: یکایک شما در روز جمعه خود را بیارایید، شست و شو نمایید، خود را معطر سازید، شانه زنید و پاکیزهترین پیراهن خود را بپوشید و آماده نماز جمعه شوید[۶۲].
در قرآن کریم آمده است: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَهَ اللّهَ الَّتی اَخْرَجَ لِعِبادِهِ مِنَ الرِّزْق»[۶۳]؛ بگو چه کسی زینت خدا و طیبات از روزی را که برای بندگانش آفرید، حرام نموده است؟
حضرت علی علیهالسلام میفرماید: اَلتَّجَمُّلُ مِنْ اَخْلاقِ الْمُؤْمَنین[۶۴]؛ آرایش از اخلاق مؤمنان است.
امام حسن علیهالسلام هرگاه برای اقامه نماز آماده میشد بهترین لباس خود را میپوشید، وقتی یاران وی سبب این کار را جویا شدند، حضرت در پاسخ فرمود: خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد و من خود را برای او زینت میکنم[۶۵].
فصل سوم: مصادیق شادی و احکام آنها
شادیها مصادیق مختلفی دارند که یکی از مهمترین آنها مجلسهای شادی است. دین اسلام به بهانههای مختلف مردم را به برپایی مجالس شادی ترغیب و تشویق کرده است؛ مجالسی چون: عروسی، ولیمه، ختنه، اعیاد مذهبی، مولودیها و بزرگداشت ها مجالسی هستند که از نظر دین مورد عنایت واقع شدهاند.
مجلس عروسی
در برخی روایات مطالبی درباره شیوه شادی در مجالس عروسی از جمله آواز خوانی و دف زدن وارد شده است که مضومن این روایات باید با در نظر گرفتن روایات بسیار دیگری که درباره نهی از لهو و لغو و غنا و موسیقی و استفاده از ابزار لهو وارد شده است لحاظ شود. فقهای بزرگوار که فتوا به حرمت غنا و موسیقی و جواز آن در برخی موارد جزئی و استثنائی دادهاند با توجه به تمام آیات و روایات این باب بوده و تنها با دیدن یک روایت نمیتوان حکم به حرمت یا حلیت امری یا چیزی نمود که از باب نمونه برخی از آنها را در اینجا میآوریم:امام محمدباقر علیهالسلام فرمودند:
پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله از محله بنیزریق عبور میکرد، هنگامی که صدای موسیقی شنید، پرسید: چه خبر است؟ گفتند: ای رسول خدا، فلانی عروسی کرده است. آن حضرت فرمود: دینش کامل شده است؛ این ازدواج است نه زنا، ازدواج نباید مخفیانه باشد، باید دودی به آسمان برود، یا صدای دایرهای بلند شود، فرق نکاح و زنا به نواختن دایره است[۶۶].
شیخ طوسی در امالی آورده است که: پیامبر صلیاللهعلیهوآله از کنار خانه علی بن هبّار عبور میکرد، صدای دف شنید، پرسید: چه خبر است؟ گفتند: علی بن هبّار عروسی دارد. حضرت فرمود: ازدواج خوبی است، زنانیست. سپس فرمود: پایههای ازدواج را محکم کنید و آن را آشکار کنید و دف بنوازید[۶۷].
فیض کاشانی رحمهالله در کتاب محجهالبیضا به نقل از غزالی آورده است: و یستحب اظهار النکاح، قال صلیاللهعلیهوآله : فصل ما بین الحلال و الحرام الدف و الصوت[۶۸]؛ مستحب و پسندیده است که ازدواج، علنی و آشکار انجام شود. پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله فرمود: تفاوت میان ازدواج حلال و حرام، دایره زدن و خواندن است.
از این روایات و بسیاری دیگر از احادیث در متون دینی چنین برمیآید که مجالس عروسی باید به کیفیتی باشد که شادی و سرور آن در حد محسوسی خودنمایی کند؛ به نحوی که مجلس عروسی بی سر و صدا مورد نکوهش قرار گرفته است. حال باید دید که آیا تأمین شادی مجلس عروسی به هر وسیلهای مجاز است؟ و یا اینکه این شادی دارای حد و مرزی معین است؟ اکثر فقهای شیعه غنا و موسیقی را حرام دانسته، تنها برخی از موارد را استثنا کرده و جایز مردهاند. یکی از آن موارد استثنا در عروسی است؛ آن هم با رعایت حد و حدودی که در ذیل به آنها اشاره میشود:
غنا در عروسیها
علامه در کتاب «تذکره الفقهاء» و «قواعد»، محقق در کتاب «مختصر النافع»، شیخ طوسی در کتاب «نهایه»، شهید دوم در «دروس»، و «مسالک»، مقدس اردبیلی در «مجمع الفائده و البرهان»، غنا را در عروسیها استثنا کردهاند.
شیخ انصاری و امام راحل نیز غنا و آواز خواندن زنان را در عروسیها در صورتی که با حرام دیگری آمیخته نشود، حلال دانستهاند.[۶۹]
نویسنده کتاب جواهر، استثنای غنا را در عروسیها پذیرفته، ولی میگوید: «سزاوار است که آوازخوان زن در مجالس زنانه باشد نه مرد»[۷۰].
آیتاللّه خویی رحمهالله نیز غنا و آواز برای زنان و مردان را در عروسیها در صورتی که به حرام دیگری آمیخته نشود، مباح دانسته است[۷۱].
علی بن جعفر نظر امام موسی بن جعفر علیهالسلام را درباره غنا در اعیاد فطر و قربان و روزهای جشن و سرور پرسید. آن حضرت پاسخ داد: لا بَأْسَ بِهِ ما لَمْ یعْصَ بِهِ[۷۲]؛ مادامی که با آن معصیت نشود، اشکالی ندارد.
در مراسم عروسی حضرت فاطمه علیهاالسلام ام سلمه همسر پیامبر صلیاللهعلیهوآله ، سرودی را زمزمه کرده است که مضمون آن به این شرح است: ای همسایگان، به یاری خداوند به همراه فاطمه حرکت کنید. و در همه حالات خدا را شکرگزار باشید. نعمتهای پروردگار را به یاد داشته باشید. و شکر آنها را ـ که خداوند از هر بدی و آفت محفوظ داشته ـ به جا آورید. خداوند ما را پس از کفر هدایت کرد. و پروردگار آسمانها به زندگی ما نشاط داد. به همراه بهترین زنان جهان حرکت کنید. که همه عمهها و خالهها به فدای او باد. ای دختر کسی که خداوند وی را به خاطر وحی و رسالت، بر همه عالمیان برتری داده است[۷۳].
آنچه در مسئله غنا و موسیقی در مجالس شادی قابل توجه است، این است که غنا و موسیقی مطرب و لهو نباشد و به تعبیر دیگر، انسان را از حالت طبیعی خارج نسازد. ملاک این که غنا و موسیقی لهوی است یا غیر لهوی، به عرف واگذار شده است.
حضور داماد در مجلس زنانه
یکی از کارهایی که امروزه در عروسیها رسم شده، این است که داماد در مجلس زنانه و پیش عروس حاضر میشود و نیز از آنها عکس و فیلم تهیه میکنند. آیا این کار از نظر شرعی جایز است؟ آنچه از دیدگاه مراجع معظم تقلید برمیآید، این است که این کار اگر موجب نگاه به نامحرم نشود، اشکالی ندارد. ولی از آنجایی که مجالس زنانه حال و هوای خود را دارد و نگاه نکردن تقریباً امری غیر ممکن است، بهتر است این کار صورت نگیرد[۷۴].
استفاده از کراوات
پوشش، مسئلهای دینی و ملی است که متأسفانه به شایستگی رعایت نمیشود. برخی از اشخاص (دختر یا پسر) طوری لباس میپوشند که به راحتی میتوان «آرم» چند کشور را از لباسهای آنان به دست آورد. در واقع معجونی شدهاند که هیچگونه اصالتی ندارند. از دیدگاه اسلام مسئله پوشش مورد عنایت خاصی واقع شده است.
امام صادق علیهالسلام میفرماید:
خداوند به یکی از پیامبران وحی کرد که به مؤمنان بگو: در لباس، خوراک و آداب و رسوم، دشمنان خدا را سرمشق قرار ندهید، که اگر چنین کنید شما هم مانند آنان، دشمنان خدا محسوب میگردید[۷۵].
یکی از مصادیق فرهنگ غرب، کراوات زدن است که متأسفانه پس از دو دهه که از انقلاب شکوهمند ایران میگذرد، دوباره قبح آن شکسته شده و بصورت محسوسی در مجامع مختلف از آن استفاده میشود؛ مخصوصاً در مجالس عروسی و برای شخص داماد دارای اهمیت خاصی است. تقریباً همه مراجع معظم تقلید از بستن کراوات ـ به عنوان اینکه زی غیر مسلمین است ـ نهی فرمودهاند[۷۶] .
اختلاط زن و مرد در مجلس عروسی
یکی دیگر از اموری که در مجالس شادی، مخصوصاً مجلس عروسی باید به آن توجه کرد، مسئله اختلاط زن و مرد و نیز ارتباط آنان با یکدیگر است. زن و مرد مسلمان و متدین میدانند که در اسلام برای اشخاص، حریمهای خاصی قرار داده شده و زن و مرد بصورت مطلق آزاد نیستند تا هرگونه که بخواهند، با جنس مخالف ارتباط برقرار کنند. در مجالس عروسی نیز آنچه جایز است و مشکل خاصی ندارد، ارتباط محرمها با یکدیگر است، ولی نامحرمها باید حدود شرعی را مراعات کنند؛ بنابراین دختر عمو و دختر خاله و امثال آنها اگر خواهر رضاعی انسان نباشند، نامحرم بوده و اگر نگاه کردن و حرف زدن با آنها محل ریبه باشد و انسان را دچار گناه کند، جایز نیست.
س: شرکت در عروسیها و مجالسی که محرم و نامحرم مختلط هستند، چه صورت دارد؟[۷۷]
آیتاللّه بهجت: با فرض اشتمال بر حرام یا مفسده، باید اجتناب شود و اختلاط زن و مرد هم جایز نیست.
آیتاللّه سیستانی: اگر به نحوی است که موجب مفسده و یا ارتکاب گناه است، جایز نیست.
آیتاللّه فاضل لنکرانی: جایز نیست و باید آنها را منع کرد.
آیتاللّه تبریزی: چنانچه اختلاط مرد و زن نامحرم همراه ارتکاب حرامی باشد، یا سبب تحریک شهوت بر حرام گردد جایز نیست.
آیتاللّه مکارم شیرازی: در فرض مسئله که مجلس به صورت مجلس گناه در آمده و مجلس سالم اسلامی نیست، شرکت در آن حرام است.
عکاسی و فیلمبرداری از مجالس عروسی
یکی از مسائل مهم در عروسیها مسئله فیلمبرداری و عکسبرداری است که از جهات گوناگون قابل بررسی میباشد. مهمترین این مسائل از رساله اجوبه الاستفتائات به این شرح است:
س: هنگام جشن عروسی چند عکس از من گرفته شد که در آنها حجاب کامل نداشتم، این عکسها در حال حاضر نزد دوستان و اقوام من هستند، آیا جمع آوری آنها بر من واجب است؟
ج: اگر وجود عکسها نزد دیگران مفسدهای ندارد و یا بر فرض ترتب مفسده، شما در دادن عکسها به دیگران نقشی نداشتهاید، یا جمع کردن آنها از دیگران برای شما مشقت دارد، تکلیفی در اینباره ندارید[۷۸].
س: آیا جایز است زن در جشنهای عروسی بدون اجازه شوهرش عکس بیندازد؟ و بر فرض جواز، آیا مراعات حجاب کامل در آن واجب است؟
ج: اصل عکس گرفتن منوط به اجازه شوهر نیست، ولی اگر احتمال بدهد که اجنبی عکس او را میبیند و عدم رعایت حجاب کامل، منجر به مفسدهای شود، مراعات آن واجب است[۷۹].
س: اگر عروس در شب جشن عروسی روپوش روشن و نازکی بر سرش بیندازد، آیا جایز است مرد اجنبی از او عکس بگیرد؟
ج: اگر مستلزم نگاه حرام به زن اجنبی باشد، جایز نیست وگرنه اشکال ندارد[۸۰].
س: فیلمبرداری و عکاسی در برخی از مجالس عروسی ـ که به علت لاابالیگری مسائل محرم و نامحرم احیاناً رعایت نمیشود ـ توسط عکاس زن ـ که شغلش این است ـ چه حکمی دارد؟
ج: مراعات کامل حجاب اسلامی در برابر نامحرم در هر حال لازم است و فیلمبرداری از مجالس زنانه یا از مجالس مختلط، اگر مستلزم نظر حرام یا موجب اشاعه فساد و ترتب مفاسد باشد، جایز نیست[۸۱].
برخی از مراجع نیز در جواب این سئوال فرمودهاند: عکاسی زن اشکال ندارد، مشروط بر اینکه خودش مرتکب کار حرامی نشود[۸۲].
مسائل متفرقه عروسی و ازدواج برپایی مجالس عقد و عروسی در روزهای سوگواری معصومان نوعی بیاحترامی به آنان محسوب میشود و شایسته نیست که مؤمن در آن روزها به برپایی چنین مجالسی مبادرت ورزد.
امام صادق علیهالسلام فرمود: شیعیان ما کسانی هستند که در شادیهای ما شاد و در غم و اندوه ما غمگین میباشند. با این حال آیا میشود در ایام سوگواری معصومان به شادی پرداخت و یا مجلس عقد و عروسی برپا نمود؟
س: برپایی مجلس عقد یا عروسی در ایام و لیالی شهادت ائمه معصومین علیهمالسلام و راه اندازی کاروانهای شادی که موجب هتک حرمت این ایام و مناسبتها میشود چه صورتی دارد؟[۸۳]
آیتاللّه خامنهای: اگر موجب توهین و هتک باشد، اجتناب لازم است.
آیتاللّه بهجت: در صورت صدق عنوان هتک، حکم آن نزد متشرعه واضح است.
آیتاللّه مکارم شیرازی: در فرض مسئله حرام است.
آیتاللّه صافی گلپایگانی: این گونه حرکات مناسب دوستان اهل بیت علیهمالسلام نیست، مؤمنان باید از آن بپرهیزند.
آیتاللّه تبریزی: تزویج و عقد و عروسی در ایام سوگواری ائمه، برکتی ندارد و راه انداختن کاروان شادی در کوچه و خیابان در آن ایام جایز نیست و همچنین در غیر ایام سوگواری که معرض فساد است، جایز نیست.
حضرت امام رضا علیهالسلام به «ریان بن شبیب» فرمود: اِنَّ سِرَّک اَنْ تَکُونَ مَعَنا فِی الدَّرَجاتِ الْعُلی مِنَ الْجِنانِ فَاحْزَن لَحُزْنِنا و افْرَحْ لِفَرَحِنا[۸۴]؛ اگر دوست داری در درجات عالی بهشت، همراه ما باشی، در حزن ما محزون و در شادی ما شاد باش.
استفتائات موسیقی و غنا
س: ملاک تمییز موسیقی حلال از حرام چیست؟ و آیا موسیقی کلاسیک حلال است؟
ج: هر موسیقی که به نظر عرف موسیقی لهوی و مطرب که مناسب با مجالس عیش و نوش است باشد، موسیقی حرام محسوب میشود و فرقی نمیکند که موسیقی کلاسیک باشد یا غیر کلاسیک، تشخیص موضوع هم موکول به نظر عرف مکلف است و اگر موسیقی اینگونه نباشد، بخودی خود اشکال ندارد[۸۵].
س: منظور از موسیقی مطرب و لهوی چیست؟ و راه تشخیص موسیقی مطرب و لهوی از غیر آن چیست؟ ج: موسیقی مطرب و لهوی آن است که به سبب ویژگیهایی که دارد، انسان را از یاد خداوند متعال و فضایل اخلاقی دور نموده، به سمت بی بند و باری و گناه سوق دهد و مرجع تشخیص موضوع، عرف است.[۸۶]
گاهی در برخی محافل عروسی دیده میشود که از نوارهای ترانه خوانندگان زمان طاغوت استفاده میشود و وقتی تذکر داده میشود میگویند شخص مهم نیست و ما فقط به محتوای آن توجه میکنیم. حال واقعاً چنین است؟
س: آیا شخصیت نوازنده و محل نواختن و یا غرض و هدف از آن در حکم موسیقی تأثیر دارد؟
ج: موسیقی حرام، مطرب و لهوی مناسب با مجالس لهو و گناه است و گاهی شخصیت نوازنده یا کلام همراه آهنگ یا مکان و یا سایر شرایط در اینکه موسیقی تحت عنوان موسیقی مطرب و لهوی حرام و یا عنوان حرام دیگر قرار بگیرد، مؤثر است؛ مانند اینکه بر اثر آن امور، منجر به تربیت فساد شود[۸۷].
برخی میگویند ملاک حرمت موسیقی تهییج است. پس اگر کسی تهییج نشود، هر چند از تمام انواع موسیقیها استفاده کند، کار حرامی مرتکب نشده است. امّا اینگونه نیست و گوش دادن به موسیقی مطرب و لهوی به هر صورتی که باشد گناه است.
س: آیا معیار حرمت موسیقی فقط مطرب و لهوی بودن آن است یا اینکه میزان تحریک و تهییج آن هم تأثیر دارد؟ و اگر باعث حزن و گریه شنونده شود چه حکمی دارد؟ خواندن و شنیدن غزلهایی که به صورت سه ضرب و همراه با موسیقی خوانده میشود، چه حکمی دارد؟
ج: ملاک آن ملاحظه کیفیت نواختن موسیقی با در نظر گرفتن همه خصوصیات و ویژگیهای آن است و اینکه از نوع موسیقی مطرب و لهوی مناسب با مجالس لهو و گناه باشد، هر موسیقی که به حسب طبیعت خود، از نوع موسیقی لهوی باشد حرام است؛ اعم از اینکه مهیج باشد یا خیر و موجب ایجاد حزن و اندوه و حالات دیگر در شنونده بشود یا نه. هرگاه غزلهایی که همراه موسیقی خوانده میشوند، به صورت غنا و آواز لهوی مناسب مجالس لهو و لعب در آیند، خواندن و شنیدن آنها حرام است[۸۸].
یکی از مواردی که در مجالس عروسی رایج است، مسئله آواز خواندن است. برخی از افراد به محض شنیدن هرگونه صدایی آن را حرام میدانند. به راستی غنا چیست؟ آیا هر غنایی حرام است؟ در مباحث فقهی بحثهای مفصلی درباره غنا آمده است. آنچه مناسب این نوشتار میباشد، استفتائاتی است که در مورد غنا از مراجع شده و در یک جمعبندی میتوان گفت که هر صدایی غنا نیست و غنای حرام دارای تعریف مشخصی است.
س: غنا چیست؟ آیا غنا فقط شامل صدای انسان است یا اینکه شامل صداهای حاصل از آلات موسیقی هم میشود؟
ج: غنا عبارت است از صدای انسان، در صورتی که با ترجیع و طرب همراه بوده و مناسب مجالس لهو و گناه باشد. خواندن به این صورت و گوش دادن به آن حرام است[۸۹].
حضرت آیتاللّه خامنهای دامت برکاته در استفتایی دیگر فرمودهاند: غنا، خوانندگی مطرب و ملهی متناسب با مجالس عیش و نوش است و موسیقی، نوازندگی با همان اوصاف است و این دو در حکم با هم فرقی ندارند و هر دو حراماند[۹۰].
برخی از مراجع نیز در تعریف غنا گفتهاند: غنا، آوازی است که در آن، صدا را در گلو میگردانند ـ که به زبان عرفی به آن چهچهه میگویند ـ و طربانگیز است و مناسب مجالس لهو و لعب بوده و حرام است و موسیقی به یک تعریف، ترکیب اصوات است به نحوی که خوش آیند باشد؛ بنابراین اگر مناسب مجالس لهو و لعب باشد حرام است[۹۱].
بعضی دیگر گفتهاند: کلیه صداها و آهنگهای مناسب مجالس لهو و فساد حرام است و تشخیص آن با مراجعه به اهل عرف خواهد بود[۹۲].
نظر یکی دیگر از مراجع این است: غنا، عبارت از آوازی است که مشتمل بر ترجیع صوت و طربانگیز و مناسب با مجالس طرب باشد و موسیقی، گاه بر غنا و گاه بر آلات مختلف موسیقی مانند: تار، سنتور، دف و... اطلاق میشود. موسیقی را اگر به همان معنای غنا و آوازها و سازها و بکار گرفتن آنها بدانیم، فراگرفتن موسیقی که از قدیم الایام بین اهل لهو و بزم متداول بوده، در کشورها و مناطق مختلف انواعی از آن بکار برده میشد و میشود، همه حرام است[۹۳].
در برخی مجالس عروسی و یا غیر عروسی؛ مانند اتوبوسها و تاکسیها اگر به آهنگی اعتراض شود، در جواب گفته میشود که این آهنگ و یا مشابه آن را صدا و سیما نیز پخش میکند و یا وزارت ارشاد مجوز آن را صادر کرده است. آیا صرف پخش از صدا و سیما و یا داشتن مجوز از وزارت ارشاد موجب حلیت موسیقی میشود؟ حضرت امام خمینی قدسسره در پاسخ به سؤالی در اینباره چنین فرمودهاند:
س: به نظر حضرتعالی استماع آهنگهایی که از صدا و سیما پخش میشود چگونه است؟ ج: موسیقی مطرب جایز نیست و آهنگهای مشکوک اشکال ندارد[۹۴].
مقام معظم رهبری در پاسخ به سؤالی چنین میگویند:
س: آیا استماع تمام برنامههای صدا و سیما از نظر شرعی جایز است یا خیر؟
جواب: در برنامههای صدا و سیما ممکن است مواردی منطبق بر موازین شرعی نباشد و تشخیص موضوع بر عهده شخص شنونده یا بیننده است. اگر تشخیص دهد که این موسیقی مطرب لهوی است، یا این برنامه مفسدهانگیز است، نباید گوش کند و ببیند[۹۵].
س: با توجه به کیفیت فیلمها (خارجی یا داخلی) و موسیقیهایی که از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش میشود، دیدن و گوش دادن به آنها چه حکمی دارد؟
ج: اگر افراد شنونده و بیننده تشخیص دهند موسیقیای که از رادیو و تلویزیون پخش میشود، از نوع موسیقی مطرب لهوی مناسب با مجالس لهو و گناه است و یا دیدن فیلمی که از تلویزیون پخش میشود، مفسده دارد، دیدن و شنیدن آنها برای آنها جایز نیست و مجرد پخش از رادیو و تلویزیون حجّت شرعی برای جواز محسوب نمیشود[۹۶].
س: گاهی از رادیو و تلویزیون آهنگهایی پخش میشود که به نظر من مناسب مجالس لهو و فسق هستند. آیا بر من واجب است که از گوش دادن به آنها خودداری نموده و دیگران را هم از آن منع کنم؟
ج: اگر آنها را از نوع موسیقی مطرب و لهوی مناسب با مجالس لهو میدانید، جایز نیست به آنها گوش دهید، ولی نهی دیگران از باب نهی از منکر منوط به این است که احراز نمایید آنان هم آهنگهای مزبور را از نوعِ موسیقی حرام میدانند[۹۷].
معمولاً در عروسیها برخی از خوانندههای زن ترانه میخوانند و بعضی از متدینین ناراحت شده، با اعتقاد به اینکه شنیدن صدای زن حرام است، به خوانندگان و بانیان مجالس اعتراض میکنند. به راستی آیا اینگونه است؟ س: گوش دادن به صدای زن، هنگامی که شعر و غیر آن را با آهنگ و ترجیع میخواند، اعم از اینکه شنونده جوان باشد یا پیر، مذکر باشد یا مؤنث چه حکمی دارد؟ و اگر آن زن از محارم باشد، حکم آن چیست؟ ج: اگر صدای زن به صورت غنا نباشد و گوش دادن به صدای او هم به قصد لذت و ریبه نبوده و مفسدهای هم بر آن مترتب نگردد، اشکال ندارد و فرقی بین موارد فوق نیست[۹۸].
اخیراً در بسیاری از محافل و مجالس، مخصوصا عروسیها رسم شده که از انواع موسیقیها و رقصها استفاده میشود و اگر کسی تذکر دهد، میگویند موسیقی سنتی است و اشکال ندارد. آیا قضیه چنین است و موسیقی سنتی جایز است؟
س: آیا موسیقی سنتی که میراث ملی ایران میباشد حرام است یا خیر؟
ج: چیزی که از نظر عرف، موسیقی لهوی مناسب با مجالس لهو و معصیت محسوب میشود، بطور مطلق حرام است و در این مورد فرقی بین موسیقی ایرانی و غیر ایرانی و موسیقی سنتی و غیر آن نیست[۹۹].
فصل چهارم: آلات و ابزار
پانویس
- ↑ . غررالحکم، ص 319.
- ↑ . مثنوی معنوی.
- ↑ . همان.
- ↑ . همان.
- ↑ . وسائل، ج 5، ص 340.
- ↑ . مجله پرسمان، سال دوم، شماره 5، بهمن 1381.
- ↑ . همان.
- ↑ . شرع و شادی، ص 22.
- ↑ . همان، ص 23.
- ↑ . همان.
- ↑ . مقالات فلسفی، ج 2، ص 66؛ غم و شادی، ص 24.
- ↑ . نهجالبلاغه، کلمات قصار، ش 188.
- ↑ . همان، 382.
- ↑ . بحارالانوار، ج 17، ص 208، غم و شادی، ص 25.
- ↑ . برداشتهایی از سیره امام خمینی، ج 1، ص 60.
- ↑ . رواندرمانی برای همه، ص 524؛ شرع و شادی، ص 24.
- ↑ . 365 روز با شادکامی، ص 148.
- ↑ . همان.
- ↑ . شرع و شادی، ص 13.
- ↑ . یونس / 58.
- ↑ . روم / 4 و 5.
- ↑ . قصص / 76.
- ↑ . غافر / 75.
- ↑ . شرع و شادی، ص 28.
- ↑ . همان، 31.
- ↑ . همان، ص 35.
- ↑ . من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 384.
- ↑ . همان.
- ↑ . میزان الحکمه، ده جلدی، ج 2، ص 439.
- ↑ . همان، ص 437.
- ↑ . شیعه در پیشگاه قرآن و اهل بیت ص 261.
- ↑ . تحف العقول، ص 322.
- ↑ . همان، 71، ص 195.
- ↑ . همان.
- ↑ . وسائل الشیعه، ج 11، ص 422.
- ↑ . الکافی، ج 2، ص 374.
- ↑ . تاریخ مدینه دمشق، ابنعساکر، ج 42، ص 201.
- ↑ . وسائلالشیعه، ج 8، ص 587.
- ↑ . من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 58.
- ↑ . زخرف / 47.
- ↑ . مطففین / 29.
- ↑ . میزانالحکمه، ج 7، ص 149.
- ↑ . محجهالبیضا، ج 5، ص 233.
- ↑ . میزانالحکمه، ج 3، ص 463.
- ↑ . همان.
- ↑ . نهجالبلاغه، کلمات قصار، 122.
- ↑ . تحف العقول، ص 489.
- ↑ . قصص / 76.
- ↑ . همان.
- ↑ . فرهنگ فارسی معین، ج 3، ص 2817.
- ↑ . غم و شادی، ص 60.
- ↑ . همان.
- ↑ . الحکمالزاهره، ج 2، ص 318.
- ↑ . مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، ج 2، ص 59.
- ↑ . کنزالعمال، ج 3، ص 648.
- ↑ . جامعالسعادات، ج 2، ص 202.
- ↑ . شرع و شادی، ص 61.
- ↑ . غررالحکم، ص 222.
- ↑ . شرع و شادی، ص 63.
- ↑ . جامعالسعادات، ج 2، 292.
- ↑ . مکارمالاخلاق، ص 43.
- ↑ . من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 64.
- ↑ . اعراف / 32.
- ↑ . غررالحکم، ج 1، ص 307.
- ↑ . میزانالحکمه، ج 7، ص 133.
- ↑ . دعائم الاسلام، ج 2، ص 205.
- ↑ . بحارالانوار، ج 103، ص 275.
- ↑ . محجهالبیضا، ج 3، ص 16.
- ↑ . مکاسب محرمه، ج 1، ص 232.
- ↑ . جواهرالکلام، ج 22، ص 50.
- ↑ . مصباح الفقاهه، ج 1، ص 314.
- ↑ . وسائل الشیعه، ج 17، ص 122.
- ↑ . سرن بعون اللّه جاراتی واشکرنه فی کل حالات
و اذکرن ماانعم رب العلی من کشف مکروه و آفات
فقد هدانا بعد کفر و قد انعشنا رب السماوات
و سرن مع خیر النساء الوری تغدی بعمات و خالات
یا بنت من فضله ذوی العلی بالوحی منه و الرسالات
بحارالانوار، ج 103، ص 40 - ↑ . برای توضیح بیشتر به استفتائات آیات عظام: خامنهای، مکارم، فاضل، بهجت، و تبریزی رجوع شود.
- ↑ . من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 252.
- ↑ . مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، ص 85.
- ↑ . همان، ص 146.
- ↑ . رساله اجوبه الاستفتائات، ص259.
- ↑ . همان، ص 260.
- ↑ . همان.
- ↑ . مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، ج 2، ص 82.
- ↑ . همان، ص 84.
- ↑ . همان، ص 49.
- ↑ . بحارالانوار، ج 44، ص 285.
- ↑ . رساله اجوبه الاستفتائات، آیتاللّه خامنهای، ص 247.
- ↑ . همان، ص 248.
- ↑ . همان.
- ↑ . همان.
- ↑ . همان، ص 249.
- ↑ . مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، ص 48.
- ↑ . همان، به نقل از جامعالمسائل آیت فاضل لنکرانی.
- ↑ . همان.
- ↑ . همان، به نقل از جامع الاحکام، آیتاللّه صافی گلپایگانی.
- ↑ . همان، ص 65.
- ↑ . همان، ص 62.
- ↑ . رساله اجوبهالاستفتائات، ص 250 و 261.
- ↑ . همان، ص 250.
- ↑ . همان، ص 252.
- ↑ . همان، ص 253.







