احکام جشن و شادمانی: تفاوت بین نسخهها
جز (added Category:مجموعه فقه و زندگی using HotCat) |
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
||
| سطر ۲۶: | سطر ۲۶: | ||
}} | }} | ||
| − | [[ | + | == مقدمه == |
| + | قال علی علیهالسلام : «اَلسُّرُورُ یبْسُطُ النَّفْسَ وَ یثیرُ النَّشاط<ref>. غررالحکم، ص 319.</ref>؛ شادمانی، موجب انبساط روح و مایه وجد و نشاط میشود».<br/> | ||
| + | دین مبین اسلام به عنوان کاملترین و جامعترین دین به نیازها و رفتارهای انسان از افق بالایی نگریسته و برای رشد و تکامل او تکالیفی را قرار داده است. این تکالیف، چون در زمانهای مختلفی برای انسان پیش میآیند، متنوع و گوناگوناند؛ به طوری که ریاضت و راحتی، دشواری و آسانی و حزن و شادی در کنار یکدیگر مفهوم مییابند. در دین اسلام اگر [[روزه]] گرفتن واجب شده، پس از یکماه ریاضت معنوی و جسمانی، عید و شادمانی وضع شده است، اگر به مجلس عزا و سوگواری ترغیب میشود، در مقابل به برپایی مجلس شادی و جشن میلاد و... نیز توصیه میشود. این تنوع نیازها در رفتارهای عملی دینداران واقعی نیز به خوبی ظهور و بروز دارد. آنان همانطور که در مصائب اهلبیت علیهمالسلام غمگیناند، در مجالس شادی با ظاهری آراسته و لباسهای زیبا و استعمال بوی خوش ظاهر میشوند.<br/> | ||
| + | مؤمنان با این کردار فرحانگیز مروج شادی و انبساط در جامعهاند؛ زیرا میدانند که آراستگی ظاهری انسان عامل مهمی در جذب افراد به کردار پسندیده است. فرد مؤمنی که میخواهد دیگران را با عملش به ارزشهای الهی فرا خواند و مردم را شاد نگه دارد، باید در حد امکان، ظاهرش آراسته باشد.<br/> | ||
| + | در هر حال، بحث شادی و شادکامی که مدتی است در رسانهها و مجامع ما مطرح شده، به نظر میرسد چندان مورد مطالعه عمیق قرار نگرفته است. آنچه مسلم است در حال حاضر مبناهایی درباره شادی و نشاط در جامعه ما مورد توافق همگانی قرار گرفته است؛ مانند چهره گشاده، لبخند، لباس مناسب و... .<br/> | ||
| + | اینگونه موارد ملاک شادابی شناخته میشود. حال اگر این شادی و نشاط واقعی و مبنای درستی داشته باشد، نتایج زیادی برای فرد و جامعه در پی خواهد داشت؛ از جمله، موفقیت در امور مختلف زندگی، افزایش ارتباطات اجتماعی و برخورداری از سلامت جسمی و روحی. <br/> | ||
| + | فایدههایی که برای شادی بیان شد، زمانی به دست خواهد آمد که انسان به یک شادی بادوام و ریشهدار رسیده باشد که در ادبیات ما و دین اسلام با عناوینی همچون: سعادت و خوشبختی از آن یاد میشود.<br/> | ||
| + | شادیها دو دستهاند: شادیهای گذرا و شادیهای ماندگار؛ به عبارت دیگر، شادیها زمانی سازندهاند و زمانی مخرِّب. در بینش اسلامی و روانشناسی، شادی هنگامی سازنده و پایدار است که با اختیار و خودآگاهی و هدفی عالی همراه باشد، اما اعتیاد به برخی چیزها مانند: مواد مخدر، موسیقی، مجالس خوشگذرانی و امثال آن حالتی ایجاد میکند که انسان مسائل پیرامون خود را فراموش میکند؛ چه بسیار انسانهایی که برای فرار از واقعیتهای زندگی به این امور پناه میبرند. <br/> | ||
| + | مولوی تعبیر زیبایی در مورد چنین افرادی دارد. او میگوید:<br/> | ||
| + | تا دمی از هوشیاری وارهند ننگ خمر و زمر بر خود مینهند<ref>. مثنوی معنوی.</ref><br/> | ||
| + | به هرحال اگر تفریح و شادی گریز از «خودی» به «بیخودی» باشد، نمیتوان آن را شادی پایدار و واقعی دانست، بلکه نشاطی است که فقط چهره شخص را میپوشاند، خندهای است که ازگریه غم انگیزتر است! به تعبیر دیگر، شادیهای گذرا مانند داروهای نیروزا هستند؛ این مواد نیروزا علاوه بر اینکه آثار بدی در شخص ایجاد میکنند پس از کشف چنین موردی آبروی انسان را نیز میبرند. استفاده از ابزارهای نادرست کسب شادی نیز همانند استفاده از داروهای نیروزاست که سرانجام به غم و افسردگی منتهی میشود.<br/> | ||
| + | جوانهای بسیاری بودهاند که پس از لحظههای غافل کننده شادیهای کاذب، زانوی غم در بغل گرفته و گریستهاند و در موارد حادّ، دست به خودکشی زدهاند؛ دلیل آن هم این است که چنین افرادی وقتی به خود آمدهاند و آن غوغای رقص و آواز را تمام شده یافتند، باز خود را با همه ضعفها و واقعیتهای تلخ زندگی ـ که به نحوی قصد فرار از آن را داشتهاند ـ روبرو دیدهاند.<br/> | ||
| + | ممکن است گفته شود: پس چگونه میتوان نیازهای حقیقی را تشخیص داد تا در پرتو آن شادیهای واقعی را از شادیهای کاذب تمیز داد؟ در پاسخ باید گفت: تعبیر زیبایی در قرآن درباره دنیا و آخرت وجود دارد که در واقع راه را نشان داده است. قرآن تفاوت آخرت را با دنیا اینگونه بیان میدارد: «وَالآخِرَهُ خَیرٌ وَ اَبْقی» یعنی آخرت دو خصوصیت دارد که دنیا از آن بیبهره است. در آخرت هم خیر هست و هم تداوم. بر همین اساس میتوان امور دنیوی را از امور اخروی تشخیص داد. شادی ناشی از مواد مخدر، رقص و آواز که نه خیری در آن است و نه تداومی دارد، بر اساس فلسفه الهی از مقدرات دنیوی هستند؛ همانطور که از این تعبیر زیبای قرآنی پیداست، «دنیا» در اینجا به معنای هر چیزی است که ما را از خدا غافل کرده، به امور غیر مفید و زودگذر بکشاند. در این میان، کار دین آن است که ما را از ظواهر دنیا و لذتهای آنیاش جدا کرده، به امور پایدار و متعالی فرا خواند. بر این اساس هر عملی که این اختیار و آگاهی را ـ که وجه تمایز انسان از حیوان است ـ افزایش دهد، برای انسان سالم و در جست وجوی تکامل، مفید و مطلوب خواهد بود و در برابر آن، هر عاملی که جلوی این اختیار و آگاهی را بگیرد، عاملی منفی قلمداد خواهد شد. بدین ترتیب معلوم میشود که ریشه شادی و نشاط در درون انسان قرار دارد نه در بیرون. مولوی میگوید:<br/> | ||
| + | راه لذت از درون دان نی برون ابلهی دان جُستن قصر و حصون<ref>. همان.</ref><br/> | ||
| + | و در جای دیگری نیز میگوید:<br/> | ||
| + | آن یکی در کُنج مسجد مست و شاد و آن دگر در باغ ترش و بیمراد<ref>. همان.</ref><br/> | ||
| + | با توجه به اینکه دین اسلام به شادی و نشاط افراد توجه ویژهای دارد، برای این منظور راهکارهایی نیز توصیه نموده که به چند مورد آنها اشاره میشود:<br/> | ||
| + | ۱. [[ایمان]] و جهانبینی صحیح؛ <br/> | ||
| + | ۲. زهد؛ یکی از مقولاتی که در پرتو [[ایمان]] و اعتقاد صحیح برای انسان حاصل میشود و در ایجاد شادی مؤثر است، زهد و قناعت است. تعابیر عمیقی در اسلام وجود دارد که در بحث شادی باید مورد استفاده قرار گیرد؛ نمونهای از آن به کار بردن همزمان واژه زهد با واژه شادی و شادمانی است. زهد یعنی اینکه انسان از نعمتهای دنیا استفاده کند، ولی به آن وابسته و حریص نباشد.<br/> | ||
| + | در این دنیا اگر سودی است با درویش خرسند است خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی این بیت از حافظ نشان دهنده این است که نوع نگاه انسان به دنیا میتواند اسباب خرسندی را فراهم کند. ۳. داشتن نظم و برنامه در زندگی؛ <br/> | ||
| + | ۴. ارتباط مستمر با افرادی که درک محضرشان به زندگی انسان معنا میبخشد؛ در روایات آمده که اگر کسی چهل روز با عالم عاملی برخورد نکند، قساوت قلب پیدا میکند. <br/> | ||
| + | ۵. برقرار کردن ارتباط عاشقانه با خدا از طریق ادعیه؛ بخصوص مناجاتهای عاشقانه و زیبایی که در صحیفه سجادیه است. <br/> | ||
| + | ۶. داشتن ارتباط اجتماعی سالم و دوطرفه با همنوعان؛<br/> | ||
| + | ۷. داشتن جسم سالم؛ برای شاد بودن باید جسمی سالم داشت و لازمه آن تغذیه خوب و مناسب است.<br/> | ||
| + | ۸. ارتباط با طبیعت؛ امام رضا علیهالسلام میفرماید: سه چیز روح را جلا میدهد: نگاه به آب روان، نگاه به سبزه و نگاه به صورت زیبا، (صورت زیبایی که دارای نورانیت خاص است و انسان از آن لذّت حلال میبرد).<ref>. وسائل، ج 5، ص 340.</ref> گوش، چشم و دهان دریچههای ورودی جهان بیرون به جهان دروناند. پس نباید به هر چیزی اجازه عبور از این دریچهها را داد.<br/> | ||
| + | ۹. ارتباط داشتن با گنجینه غنی ادبیات فارسی؛ که برای آشنا شدن با راههای شادی و سعادت انسان دارای اهمیت بسزایی است.<br/> | ||
| + | ۱۰. داشتن هنر؛ هنر اصیل نیز عامل خوبی برای کسب شادی و نشاط است<ref>. مجله پرسمان، سال دوم، شماره 5، بهمن 1381.</ref>.<br/> | ||
| + | ۱۱. گفتن و شنیدن لطیفههای سالم؛ در روایات آمده است که بعضی از معصومان علیهمالسلام از یاران خود میپرسیدند: آیا با هم شوخی و مزاح میکنید؟ میگفتند: نه. حضرت میفرمود: کار خوبی نمیکنید، هر چند شوخی زیاد وقار را کم میکند<ref>. همان.</ref>.<br/> | ||
| + | شمساللّه صفرلکی <br/> | ||
| + | قم، تابستان 82.<br/> | ||
| + | |||
| + | == فصل اول: تعریف، فواید و عوامل == | ||
| + | === شادی === | ||
| + | شادی چیست؟<br/> | ||
| + | روان انسان در مقابل عوامل بیرونی و درونی واکنشهای مختلفی از قبیل: شادی و خوشحالی، خشم و تنفر، ترس و اندوه و... از خود نشان میدهد که به آنها «هیجان» میگویند. این هیجانها بسته به عوامل پدید آورنده و نیز دیدگاه و اندیشههای انسان، گاهی مثبت و گاهی منفی هستند. یکی از این هیجانها «شادی» است که با واژههایی چون سرور، نشاط، وجد، سرخوشی، مسرت و... مترادف است. متاسفانه تعریف جامع و کاملی از آن نشده، ولی با این حال تعریفهای پراکندهای برای هیجان گفته شده است: هنری موری میگوید: یکی از غریبترین نشانههای مشخص عصر ما غفلت روان شناسان از موضوع شادی است؛ یعنی همان حالت درونی که افلاطون و ارسطو و تقریباً تمامی متفکران برجسته گذشته، آن را بهترین متاعی دانستهاند که از راه فعالیت قابل حصول است<ref>. شرع و شادی، ص 22. </ref>.<br/> | ||
| + | برخی گفتهاند: شادی احساس مثبتی است که از حس ارضا و پیروزی به دست میآید<ref>. همان، ص 23.</ref>.<br/> | ||
| + | بعضی نیز گفتهاند: شادی عبارت است از مجموع لذتها، منهای دردها<ref>. همان.</ref>.<br/> | ||
| + | برخی دیگر شادی را ترکیبی از عاطفه مثبت بالا و عاطفه مثبت پایین میدانند. شهید مطهری میگوید: سرور، حالت خوش و لذت بخشی است که از علم و اطلاع بر اینکه یکی از هدفها و آرزوها انجام یافته یا انجام خواهد یافت، به انسان دست میدهد<ref>. مقالات فلسفی، ج 2، ص 66؛ غم و شادی، ص 24.</ref> .<br/> | ||
| + | شادی آن شادی است که از جان رویدت تا درون از هر ملالی شویدت<br/> | ||
| + | ورنه آن شادی که از سیم و زر است آتشی دان کآخرش خاکستر است<br/> | ||
| + | === ضرورت شادی و تفریحات === | ||
| + | انسان بنا به ضرورت طبیعی و برای رفع خستگی و نیز تنوع در زیست، به تفریح میپردازد و اوقات فراغت خود را با کارهای مسرت بخش و فرحانگیز میگذراند؛ تا بصورت موقتی، از قید و بندهای عادی زندگی آزاد گردد و چند ساعتی بدون احساس مسئولیت سرگرم نشاط و شادمانی باشد. <br/> | ||
| + | شادی و تفریح اگر منطقی و به دور از افراط و تفریط باشد، نیازی است که به زندگی معنا میدهد و عامل رشد و موفقیت بوده، محرکی برای کار و فعالیت بیشتر است. <br/> | ||
| + | به تعبیر دیگر آفرینش جهان هستی و انسان به گونهای است که خود بخود شادی و نشاط را برای آدمی فراهم میآورد و عواطف منفی مانند: ناکامی، ناامیدی، ترس و نگرانی را بی اثر میسازد.<br/> | ||
| + | اگر به طبیعت توجه کنیم، میبینیم که مظاهرشادی به تمام و کمال خود را نشان میدهند؛ بهار با گلهای رنگارنگ و آبشارهای زیبا، نوای دلنشین پرندگان، باران لطیف، رویش گیاهان، کوههای سبز سر به فلک کشیده، آسمان صاف و آبی، رودخانههای زیبا و بسیاری دیگر از پدیدههای جهان برای انسان شادیآور و سرورآفرین است.<br/> | ||
| + | اسلام که دین فطرت است و به تمام نیازهای طبیعی و فطری انسان توجه دارد پیروان خود را به شادیهای مثبت، سازنده و مفرح دعوت میکند؛ چرا که استفاده از امور مفرح و شادیآور در موقع مناسب و با رعایت حدود، برای تجدید نشاط و کاستن از یکنواختی زندگی بسیار مؤثر است.<br/> | ||
| + | حضرت علی علیهالسلام میفرماید: اِنَّ هذِهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ کَما تَمَلُّ الاَبْدانُ فَابْتَغُوا لَها طَرائِفَ الْحِکْمَهِ؛<ref>. نهجالبلاغه، کلمات قصار، ش 188.</ref>؛ این دلها همانند بدنها خسته و افسرده میشوند [و نیاز به استراحت دارند]، در این حال، نکتههای زیبا و نشاطانگیز برای آنها انتخاب کنید.<br/> | ||
| + | اهمیت شادی و تفریح آنچنان است که در روایات تأکید شده بخشی از ساعات شبانهروز باید به آن اختصاص یابد.<br/> | ||
| + | امام علی علیهالسلام در روایت دیگری میفرماید: لِلْمُؤْمِنِ ثَلاثُ ساعاتٍ: فَساعَهٌ یناجی فیها رَبَّهُ وَ ساعَهٌ یرُمُّ مَعاشَهُ وَ ساعَهٌ یخلِّی بَینَ نَفْسِهِ وَ بَینَ لَذَّتِها فیما یحِلُّ وَ یجْمُلُ<ref>. همان، 382. </ref>؛ بر مؤمن لازم است شبانه روزش را به سه قسمت تقسیم کند: قسمتی را برای راز و نیاز با خدا، قسمتی برای امرار معاش و تأمین زندگی و قسمتی هم برای بهره برداری از لذّتهای حلال و نیکو.<br/> | ||
| + | امام رضا علیهالسلام در روایتی میفرماید: اوقات خود را به چهار بخش تقسیم کنید: بخشی را برای عبادت، بخشی را برای کار و فعالیت برای تامین زندگی، بخشی را برای معاشرت و مصاحبت با برادران مورد اعتماد و کسانی که شما را به عیبهایتان واقف میسازند و بخشی را به تفریحات و لذایذ خود اختصاص دهید و با مسرت و نشاط و تفریح و شادی، نیرو و توان انجام وظایف دیگر خود را تامین نمایید<ref>. بحارالانوار، ج 17، ص 208، غم و شادی، ص 25.</ref>.<br/> | ||
| + | حضرت امام خمینی قدسسره به مسئله تفریح اهمیت خاصی میداد و به بعضی از فرزندانش سفارش میکرد که تفریح داشته باشند؛ چرا که در صورت عدم تفریح در تحصیل موفق نخواهند بود. هنگامی که میدید بعضی از فرزندانش در روز تعطیل مشغول درس خواندن است، میفرمود: به جایی نمیرسی؛ چون باید هنگام تفریح، تفریح کنی. و نیز میفرمود: باید در ساعت تفریح درس نخوانید و در ساعت درس تفریح نکنید. و مکرر میفرمود: من در طول زندگی نه یک ساعت تفریح را برای درس گذاشتم و نه یک ساعت درس را برای تفریح<ref>. برداشتهایی از سیره امام خمینی، ج 1، ص 60.</ref>.<br/> | ||
| + | === فواید شادی === | ||
| + | برای شادی و نشاط فوایدی ذکر شده که به چند مورد آن اشاره میشود:<br/> | ||
| + | ۱. نشاط روحی؛ سرور و شادی، موجب بهجت و انبساط روحی انسان میشود.<br/> | ||
| + | ۲. سلامتی بدن؛ اهمیت شادی تا بدان حد است که میتواند بیماریهای صعب العلاج جسمی را درمان کند.<br/> | ||
| + | یکی از جراحان معروف میگوید: شادی نه تنها جلوی بسیاری از بیماریهای ناشی از ناملایمات را ـ که در قرن حاضر زیاد است ـ میگیرد، بلکه حتی قادر است جلوی رشد و نمو بیماری سرطان را که در کمون است، نیز بگیرد<ref>. رواندرمانی برای همه، ص 524؛ شرع و شادی، ص 24.</ref>.<br/> | ||
| + | آقای «جان شنیدار» میگوید: هر روزِ خود را با مسرت و شادی آغاز کنید. یک راه ساده آن است که پس از بیدار شدن به همسر خود لبخند بزنید و جملهای خوشایند بر زبان بیاورید، حتی اگر اغراقآمیز باشد. یا کنار پنجره اتاق بروید و بیرون را تماشا کنید و با عبارت «عجب روز قشنگی است» به همسرتان روحیه دهید. اگر هم روزی ابری و بارانی بود، با خوشحالی بگویید «چقدر برای زراعت و پر شدن سدها مفید است». شاید کمی خندهدار به نظر برسد، اما این برخوردها اکثر اوقات نتیجه بخش است. بهترین راه رهایی از افکار کسالت بار آن است که زیباییهای اطراف را ببنید و آنها را ستایش کنید، یا آنکه لطیفه و سخن نغز بگویید، هر چه صفت شوخ طبعی و شیرین سخنی در شما عمیقتر شود، از امراض روان تنی فاصله بیشتری میگیرید؛ خوشخلقی و نرمزبانی شما را نزد دیگران محبوب میسازد و برعکس، کج خلقی از ارج و قربتان میکاهد. این را بدانید که همه دوست دارند با اشخاص سر زنده و بذلهگو محشور باشند، کلمات نغز و دلنشین از عقل سلیم سرچشمه میگیرد، هر کسی میتواند به گونهای روحیه طنز گویی را در خود بپروراند و دیگران را از احساسات خوب خویش بهرهمند سازد.<ref>. 365 روز با شادکامی، ص 148.</ref><br/> | ||
| + | آقای شنیدار اضافه میکند: یکی از کشیشهای شهر ما آدم خشک و بی انعطافی بود و نمیتوانست با دیگران وارد صحبت شود، اما به تدریج از این نقیصه رهایی یافت؛ هر روز حکایات و طنزهایی را که در روزنامهها و مجلات میخواند، به خاطر میسپرد و هرگاه کسی را میدید، یکی از آنها را تعریف میکرد. دیگران نیز طبیعتاً واکنش مشابهی نشان میدادند. او به تدریج در این کار تبحر پیدا کرد؛ به صورتی که میتوانست در هر موقعیتی حکایتی مناسب بیان کند، به این ترتیب به عنوان کشیشی بذله گو در تمام شهر مشهور شد و حضورش به مردم شادی بخشید<ref>. همان.</ref>.<br/> | ||
| + | ۳. رشد علمی و تحصیلی؛ آزمایشهای مختلف در کلاسهای درس نشان میدهد کسانی که به دلایل گوناگون شادابی و نشاط خود را از دست دادهاند، نمیتوانند در تحصیل و تحقیق موفق باشند و حتی گاهی ترک تحصیل میکنند.<br/> | ||
| + | ۴. رشد اقتصادی؛ شادی بر روی فعالیتهای اقتصادی یک جامعه نیز تأثیر مستقیم دارد، به گونهای که برخی کشورها برای بالا بردن میزان تولید، روحیه شادی و نشاط را در مدیران و کارگران خود تقویت میکند. <br/> | ||
| + | ۵. کاهش جرائم؛ رواج فرهنگ شادی و تبسم بر چهره جامعه، عصبانیتها و تندخوییها را نیز کمتر میکند و از میزان جرائم میکاهد. انسانهای شاد و متبسم به آسانی با کسی درگیر نمیشوند<ref>. شرع و شادی، ص 13.</ref>.<br/> | ||
| + | === شادی در قرآن === | ||
| + | «قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذَ لِکَ فَلْیفْرَحُواْ هُوَ خَیرٌ مِّمَّا یجْمَعُونَ»<ref>. یونس / 58.</ref>؛به مردم بگو شما باید به فضل و رحمت خدا شادمان شوید که آن بهتر و مفیدتر از ثروتی است که برای خود میاندوزید.<br/> | ||
| + | شادی در قرآن به گونههای مختلف مورد تأیید و توجه قرار گرفته است؛ البته شادی مورد توجه قرآن، شادی توأم با اهداف الهی و انسانی است. به همین خاطر است که میتوان آیات قرآن را درباره شادی به دو دسته تقسیم کرد:<br/> | ||
| + | ۱. دستهای از آیات مؤمنان را به شادی دعوت میکنند؛ مانند آیه ۵۸ سوره یونس و نیز آیاتی که به مسلمانان به سبب پیروزیشان بر مشرکان وعده شادی داده است: «وَ یوْمَـئـِذٍ یفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ »<ref>. روم / 4 و 5.</ref> نکته مهم در این شادیها این است که بر اساس ارزشها و اهداف مقدس قرآن میباشند.<br/> | ||
| + | ۲. دسته دیگری از آیات قرآن شادی را مذمّت نموده و آنرا نهی کرده است. دو نمونه زیر از آن دستهاند: قرآن کریم در داستان قارون ـ که فردی خودخواه و مغرور بود و شادیهایی مستانه داشت ـ از زبان قومش میفرماید: «اِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لاتَفْرَحْ اِنَّ اللّهَ لایحِبُّ الْفَرِحینَ»<ref>. قصص / 76.</ref>؛ به خاطر بیاور هنگامی را که قوم قارون به او گفتند: این همه شادی مغرورانه نکن که خداوند شادی کنندگان مغرور را دوست ندارد. <br/> | ||
| + | قرآن کریم ضمن بیان عذابهای دوزخیان میفرماید: «ذَ لِکُم بِما کُنتُمْ تَفْرَحُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیرِ الْحَقِّ وَ بِمَا کُنتُمْ تَمْرَحُونَ »<ref>. غافر / 75.</ref>؛ این به خاطر آن است که به ناحق در زمین شادی میکردید و از روی [[غرور]] و مستی به خوشحالی میپرداختید. این نوع شادیها که بیاساس، پوچ و همراه با [[گناه]] است، مورد مذمت قرآن قرار گرفته است. <br/> | ||
| + | === عوامل شادی === | ||
| + | براستی چه چیزهایی انسان را شاد میکند؟ در پاسخ به این پرسش پاسخ های مختلفی ارائه شده و هر کس به گونهای عامل شادی را بیان کرده است. برخی میگویند ثروت، شهرت و قدرت، شادیآفرین است. اما به تجربه ثابت شده که ثروت به تنهایی شادی و خوشبختی نمیآورد. | ||
| + | دکتر دیویدمایرز در کتاب خود که «در جست و جوی شادی» نام دارد ـ کلیه مقالههایی را که در امریکا، کانادا و کشورهای اروپای غربی درباره شادی به چاپ رسیده، به طور جامع بررسی میکند و اینگونه نتیجه میگیرد: «رابطهای بین ثروت و شادی وجود ندارد و آرامش و شادی را نمیتوان با پول خرید»<ref>. شرع و شادی، ص 28.</ref>.<br/> | ||
| + | تحقیق در مورد اشخاصی که یک شبه ثروتمند شدهاند، گویای این است که پول نمیتواند موجب شادی باشد. عدهای بر این باورند که پس از ثروت، سلامتی عامل شادی است. این نظریه نیز ناتمام است؛ زیرا درست است که سلامتی جسم در شادی انسان مؤثر است، اما انسان استعدادها و تواناییهایی دارد که میتواند در حالت نقص عضو و بیماری هم خود را شاد نگه داشته، شرایط سخت را برای خود آسان کند. اساساً انسان میتواند خود را با شرایط دشوار تطبیق دهد. در میان اعراب ضربالمثلی هست که میگوید: اگر انسان را در دریا بیندازی، ماهی خواهد شد.<br/> | ||
| + | انسان اگر در باطن شاد و سرخوش باشد، در ناگوارترین شرایط هم شادمانی خود را حفظ میکند. اما اگر باطنی غمگین و افسرده داشته باشد، شادترین موقعیتها هم تغییری در روحیه او به وجود نمیآورد. دو روانشناس به نام ریچارد شولز و سوزان دِکِر به بررسی اثرات دراز مدت ناتوانی جسمی پرداختند. آنها به بررسی سطوح شادی افرادی که ۲۰ سال از ابتلای آنها به فلج میگذشت پرداختند و به این نتیجه رسیدند که: «این اشخاص در مقایسه با جمعیت کلی، عاطفه مثبت نسبتا کمتری را گزارش دادهاند، اما عاطفه منفی آنها زیاد نشده است. در نتیجه، سطح متوسط رفاه یا رضایت آنها از زندگی فقط کمی پایینتر از جمعیت کلی بود. در واقع، افرادِ نقص عضو جسمانی، به اندازه افراد عادی شاد بودند»<ref>. همان، 31.</ref> .<br/> | ||
| + | بعضی از روانشناسان، شخصیت و وراثت را عامل اساسی در شادی دانستهاند؛ آنان معتقدند که شخصیت افراد بیش از عوامل دیگر در تعیین سطح شادی آنها حائز اهمیت است. برخی مردم به خاطر منش و شخصیت خود، رویدادهای زندگی را مثبت و خوش بینانه تفسیر میکنند، در حالیکه عدهای دیگر در واکنشهای خود به رویدادها ذاتاً منفی و بدبینانه عمل میکنند. این نظریه نیز کامل نیست؛ زیرا شخصیت و وراثت میتواند در میزان شادی مؤثر باشد، اما تنها عامل نیست و نباید تأثیر عواملی مثل محیط، تغذیه و مخصوصاً اختیار را نادیده گرفت<ref>. همان، ص 35.</ref>.<br/> | ||
| + | عوامل و معیارهای شادی در اسلام از مطالعه متون دینی چنین بر میآید که شادی دارای عامل مشخصی نیست، بلکه عوامل گوناگونی در بر انگیختن حس شادی در انسان مؤثراند. برخی از آن عوامل عبارتند از:<br/> | ||
| + | ۱. زیستن در زمان حال: (درک زمان و انشای درست از آن)؛ حضرت علی علیهالسلام میفرماید: نگرانی روزی را که نیامده، بر امروز میفزا و قلبت را از اندوه گذشته آکنده مساز؛ چون تو را از آمادگی برای آینده باز میدارد و نگرانیهای سال را بر نگرانی امروزت اضافه نکن؛ برای امروز مشکلات خودش کافی است<ref>. من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 384.</ref>.<br/> | ||
| + | ویکتور هوگو میگوید: سراسر عمر ما تلاشی است پیوسته، برای دست یافتن به کامیابی و سعادت، در حالی که شاید خوشبختی همین لحظهای بود که به آن میاندیشیدیم<ref>. همان.</ref>.<br/> | ||
| + | بسیاری از مردم در حسرت به دست آوردن آرمانها و اهدافی میسوزند که در آینده ممکن است آنها را شاد کند و از رفتارهای امروز خود ـ که میتواند برای آنها بسیار مسرت بخش باشد ـ غافلاند. هر انسانی میتواند با تکیه بر استعدادها و امکانات موجود و یاری جستن از نیروی ایمان، در هر روز و در سختترین شرایط هم شاد باشد. هراکلیوس به شاگردانش میگفت: شما نمیتوانید دوبار در یک رودخانه شنا کنید؛ زیرا هر بار آبهای تازهای بر شما میگذرد. <br/> | ||
| + | زندگی نیز همچون آب رودخانه و هر لحظه در گذر است. زندگی یک تحول دائمی است و یگانه چیزی که محقق و مسلم است، همین امروز است. چرا زیباییهای امروز را با تصور مشکلات آینده ـ که در تردید و ابهام و تغییرات بدون انقطاع پوشیده شده و هیچ کس به درستی از آن اطلاع ندارد ـ زشت و بد نما کنیم؟<br/> | ||
| + | سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست در میان این و آن فرصت شمار امروز را<br/> | ||
| + | درست است که انسان باید از گذشته درس بگیرد و آیندهاش را نیز بنگرد، اما این عبرت آموزی و برنامه ریزی با غم و اندوه نسبت به آینده و سرت گذشته تفاوت دارد.<br/> | ||
| + | ۲. پرهیز از گناه؛ شاد بودن همیشه انجام دادن کاری نیست، بلکه زمانی در پرهیز کردن نیز نمود پیدا میکند. گاهی اتفاق میافتد که با انجام کارهایی به ظاهر لذّتبخش، هیچ لذّتی به انسان دست نمیدهد و حتی رنج روانی و عذاب وجدان نیز به دنبال دارد. یک غذای لذیذ، رابطه جنسی و خانه بسیار زیبا، اگر حرام، نامشروع و غصبی باشد، برای انسان سالم و طبیعی تلخ و ناگوار است. <br/> | ||
| + | انسان هنگامی واقعاً شاد است که از [[گناه]] بپرهیزد. عارفانی که با باده حق به سرخوشی رسیدهاند و پای کوبان در طریق سلوک گام زدهاند، معمولا با پرهیز و ریاضت به مستی رسیدهاند. از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله سؤال شد که بهترین بندگان خدا چه کسانی هستند؟ آن حضرت فرمود: آنهایی که وقتی نیکی میکنند، خوشحال میشوند و زمانی که بدی از آنان سر میزند، طلب [[استغفار]] میکنند<ref>. میزان الحکمه، ده جلدی، ج 2، ص 439. </ref>.<br/> | ||
| + | حضرت علی علیهالسلام فرمود: اَکْثَرُ سُرُورِکَ عَلی ما قَدَّمْتَ مِنَ الْخَیرِ وَ حُزْنِکَ عَلی ما فاتَ مِنْهُ<ref>. همان، ص 437.</ref>؛ سرورت را زیاد کن بر آنچه از کارهای خیری که برای آخرتت انجام دادهای و اندوهت را به آنچه از کارهای خیر محروم گشتهای.<br/> | ||
| + | مردی در حالی که شاد و مسرور بود خدمت امام جواد علیهالسلام رسید حضرت فرمود: علت شادی تو چیست؟ آن مرد گفت: ای فرزند رسول خدا صلیاللهعلیهوآله ، از پدر بزرگوارت شنیدم که فرمود: بهترین روزی که سزاوار است بنده خدا در آن روز شاد باشد، روزی است که توفیق خدمت و دستگیری از برادران مؤمن نصیب او گردد؛ امروز من موفق شدم به ۱۰ نفر از فقیرانی که از فلان شهر نزد من آمده بودند، بخشش نمایم، به همین جهت خوشحالم. امام فرمود: «اگر آن [[انفاق]] و بخشش خود را به وسیله منت گذاشتن نابود نکرده باشی، به جان خودم سوگند که تو شایسته این شادی هستی»<ref>. شیعه در پیشگاه قرآن و اهل بیت ص 261.</ref>.<br/> | ||
| + | ۳. احیای ارزشها؛ مؤمن هنگامی شاد است که ارزشی از ارزشهای دینی را زنده و ضد ارزشی را محو کرده باشد. امام صادق علیهالسلام فرمود: اَلسُّرُورُ فی ثَلاثُ خَلالٍ: اَلْوَفاءُ وَ رِعایهُ الْحُقُوقِ وَ النّهُوضُ فِی النِّوائِبْ<ref>. تحف العقول، ص 322.</ref>؛ شادی در بین سه چیز نهفته است: وفاداری، رعایت حقوق دیگران و ایستادگی در گرفتاریها و مشکلات.<br/> | ||
| + | ۴. رضایت و تحمل مشکلات؛ گاهی در زندگی مشکلاتی پیش میآید که حل آنها بیرون از توان انسان است. بهترین راه برای رفع این گونه موارد کنار آمدن با آنهاست؛ راضی بودن به رضای خدا و اعتقاد به قضا و قدر به انسان آرامش میبخشد و در سختترین حادثهها مددکار آدمی شده، حوادث عظیم را قابل تحمل میکند.<br/> | ||
| + | امام صادق علیهالسلام فرمود: نشاط و شادی، در پرتو راضی بودن به رضای خدا و یقین به دست میآید و اندوه و غم، در شک و ناخشنودی به مقدرات الهی حاصل میگردد<ref>. همان، 71، ص 195.</ref>.<br/> | ||
| + | حضرت علی علیهالسلام نیز فرموده است: به رضای خدا خشنود باش تا شاد و راحت زندگی کنی<ref>. همان. </ref>.<br/> | ||
| + | |||
| + | == فصل دوم: شرایط و آداب شادی == | ||
| + | |||
| + | == پانویس == | ||
| + | {{پانویس|colwidth=30em|۲}} | ||
| + | <div class="hold"> | ||
| + | <div class="return">بازگشت به [[مجموعه فقه و زندگی]] </div> | ||
| + | </div> | ||
نسخهٔ ۴ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۴۹
|
| |
| نویسنده | شمس الله صفرلکی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | نورالسجاد |
| محل انتشارات | قم |
| شابک | ۹۶۴-۷۱۶۳-۴۸-۷ |
| دانلود | |
محتویات
مقدمه
قال علی علیهالسلام : «اَلسُّرُورُ یبْسُطُ النَّفْسَ وَ یثیرُ النَّشاط[۱]؛ شادمانی، موجب انبساط روح و مایه وجد و نشاط میشود».
دین مبین اسلام به عنوان کاملترین و جامعترین دین به نیازها و رفتارهای انسان از افق بالایی نگریسته و برای رشد و تکامل او تکالیفی را قرار داده است. این تکالیف، چون در زمانهای مختلفی برای انسان پیش میآیند، متنوع و گوناگوناند؛ به طوری که ریاضت و راحتی، دشواری و آسانی و حزن و شادی در کنار یکدیگر مفهوم مییابند. در دین اسلام اگر روزه گرفتن واجب شده، پس از یکماه ریاضت معنوی و جسمانی، عید و شادمانی وضع شده است، اگر به مجلس عزا و سوگواری ترغیب میشود، در مقابل به برپایی مجلس شادی و جشن میلاد و... نیز توصیه میشود. این تنوع نیازها در رفتارهای عملی دینداران واقعی نیز به خوبی ظهور و بروز دارد. آنان همانطور که در مصائب اهلبیت علیهمالسلام غمگیناند، در مجالس شادی با ظاهری آراسته و لباسهای زیبا و استعمال بوی خوش ظاهر میشوند.
مؤمنان با این کردار فرحانگیز مروج شادی و انبساط در جامعهاند؛ زیرا میدانند که آراستگی ظاهری انسان عامل مهمی در جذب افراد به کردار پسندیده است. فرد مؤمنی که میخواهد دیگران را با عملش به ارزشهای الهی فرا خواند و مردم را شاد نگه دارد، باید در حد امکان، ظاهرش آراسته باشد.
در هر حال، بحث شادی و شادکامی که مدتی است در رسانهها و مجامع ما مطرح شده، به نظر میرسد چندان مورد مطالعه عمیق قرار نگرفته است. آنچه مسلم است در حال حاضر مبناهایی درباره شادی و نشاط در جامعه ما مورد توافق همگانی قرار گرفته است؛ مانند چهره گشاده، لبخند، لباس مناسب و... .
اینگونه موارد ملاک شادابی شناخته میشود. حال اگر این شادی و نشاط واقعی و مبنای درستی داشته باشد، نتایج زیادی برای فرد و جامعه در پی خواهد داشت؛ از جمله، موفقیت در امور مختلف زندگی، افزایش ارتباطات اجتماعی و برخورداری از سلامت جسمی و روحی.
فایدههایی که برای شادی بیان شد، زمانی به دست خواهد آمد که انسان به یک شادی بادوام و ریشهدار رسیده باشد که در ادبیات ما و دین اسلام با عناوینی همچون: سعادت و خوشبختی از آن یاد میشود.
شادیها دو دستهاند: شادیهای گذرا و شادیهای ماندگار؛ به عبارت دیگر، شادیها زمانی سازندهاند و زمانی مخرِّب. در بینش اسلامی و روانشناسی، شادی هنگامی سازنده و پایدار است که با اختیار و خودآگاهی و هدفی عالی همراه باشد، اما اعتیاد به برخی چیزها مانند: مواد مخدر، موسیقی، مجالس خوشگذرانی و امثال آن حالتی ایجاد میکند که انسان مسائل پیرامون خود را فراموش میکند؛ چه بسیار انسانهایی که برای فرار از واقعیتهای زندگی به این امور پناه میبرند.
مولوی تعبیر زیبایی در مورد چنین افرادی دارد. او میگوید:
تا دمی از هوشیاری وارهند ننگ خمر و زمر بر خود مینهند[۲]
به هرحال اگر تفریح و شادی گریز از «خودی» به «بیخودی» باشد، نمیتوان آن را شادی پایدار و واقعی دانست، بلکه نشاطی است که فقط چهره شخص را میپوشاند، خندهای است که ازگریه غم انگیزتر است! به تعبیر دیگر، شادیهای گذرا مانند داروهای نیروزا هستند؛ این مواد نیروزا علاوه بر اینکه آثار بدی در شخص ایجاد میکنند پس از کشف چنین موردی آبروی انسان را نیز میبرند. استفاده از ابزارهای نادرست کسب شادی نیز همانند استفاده از داروهای نیروزاست که سرانجام به غم و افسردگی منتهی میشود.
جوانهای بسیاری بودهاند که پس از لحظههای غافل کننده شادیهای کاذب، زانوی غم در بغل گرفته و گریستهاند و در موارد حادّ، دست به خودکشی زدهاند؛ دلیل آن هم این است که چنین افرادی وقتی به خود آمدهاند و آن غوغای رقص و آواز را تمام شده یافتند، باز خود را با همه ضعفها و واقعیتهای تلخ زندگی ـ که به نحوی قصد فرار از آن را داشتهاند ـ روبرو دیدهاند.
ممکن است گفته شود: پس چگونه میتوان نیازهای حقیقی را تشخیص داد تا در پرتو آن شادیهای واقعی را از شادیهای کاذب تمیز داد؟ در پاسخ باید گفت: تعبیر زیبایی در قرآن درباره دنیا و آخرت وجود دارد که در واقع راه را نشان داده است. قرآن تفاوت آخرت را با دنیا اینگونه بیان میدارد: «وَالآخِرَهُ خَیرٌ وَ اَبْقی» یعنی آخرت دو خصوصیت دارد که دنیا از آن بیبهره است. در آخرت هم خیر هست و هم تداوم. بر همین اساس میتوان امور دنیوی را از امور اخروی تشخیص داد. شادی ناشی از مواد مخدر، رقص و آواز که نه خیری در آن است و نه تداومی دارد، بر اساس فلسفه الهی از مقدرات دنیوی هستند؛ همانطور که از این تعبیر زیبای قرآنی پیداست، «دنیا» در اینجا به معنای هر چیزی است که ما را از خدا غافل کرده، به امور غیر مفید و زودگذر بکشاند. در این میان، کار دین آن است که ما را از ظواهر دنیا و لذتهای آنیاش جدا کرده، به امور پایدار و متعالی فرا خواند. بر این اساس هر عملی که این اختیار و آگاهی را ـ که وجه تمایز انسان از حیوان است ـ افزایش دهد، برای انسان سالم و در جست وجوی تکامل، مفید و مطلوب خواهد بود و در برابر آن، هر عاملی که جلوی این اختیار و آگاهی را بگیرد، عاملی منفی قلمداد خواهد شد. بدین ترتیب معلوم میشود که ریشه شادی و نشاط در درون انسان قرار دارد نه در بیرون. مولوی میگوید:
راه لذت از درون دان نی برون ابلهی دان جُستن قصر و حصون[۳]
و در جای دیگری نیز میگوید:
آن یکی در کُنج مسجد مست و شاد و آن دگر در باغ ترش و بیمراد[۴]
با توجه به اینکه دین اسلام به شادی و نشاط افراد توجه ویژهای دارد، برای این منظور راهکارهایی نیز توصیه نموده که به چند مورد آنها اشاره میشود:
۱. ایمان و جهانبینی صحیح؛
۲. زهد؛ یکی از مقولاتی که در پرتو ایمان و اعتقاد صحیح برای انسان حاصل میشود و در ایجاد شادی مؤثر است، زهد و قناعت است. تعابیر عمیقی در اسلام وجود دارد که در بحث شادی باید مورد استفاده قرار گیرد؛ نمونهای از آن به کار بردن همزمان واژه زهد با واژه شادی و شادمانی است. زهد یعنی اینکه انسان از نعمتهای دنیا استفاده کند، ولی به آن وابسته و حریص نباشد.
در این دنیا اگر سودی است با درویش خرسند است خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی این بیت از حافظ نشان دهنده این است که نوع نگاه انسان به دنیا میتواند اسباب خرسندی را فراهم کند. ۳. داشتن نظم و برنامه در زندگی؛
۴. ارتباط مستمر با افرادی که درک محضرشان به زندگی انسان معنا میبخشد؛ در روایات آمده که اگر کسی چهل روز با عالم عاملی برخورد نکند، قساوت قلب پیدا میکند.
۵. برقرار کردن ارتباط عاشقانه با خدا از طریق ادعیه؛ بخصوص مناجاتهای عاشقانه و زیبایی که در صحیفه سجادیه است.
۶. داشتن ارتباط اجتماعی سالم و دوطرفه با همنوعان؛
۷. داشتن جسم سالم؛ برای شاد بودن باید جسمی سالم داشت و لازمه آن تغذیه خوب و مناسب است.
۸. ارتباط با طبیعت؛ امام رضا علیهالسلام میفرماید: سه چیز روح را جلا میدهد: نگاه به آب روان، نگاه به سبزه و نگاه به صورت زیبا، (صورت زیبایی که دارای نورانیت خاص است و انسان از آن لذّت حلال میبرد).[۵] گوش، چشم و دهان دریچههای ورودی جهان بیرون به جهان دروناند. پس نباید به هر چیزی اجازه عبور از این دریچهها را داد.
۹. ارتباط داشتن با گنجینه غنی ادبیات فارسی؛ که برای آشنا شدن با راههای شادی و سعادت انسان دارای اهمیت بسزایی است.
۱۰. داشتن هنر؛ هنر اصیل نیز عامل خوبی برای کسب شادی و نشاط است[۶].
۱۱. گفتن و شنیدن لطیفههای سالم؛ در روایات آمده است که بعضی از معصومان علیهمالسلام از یاران خود میپرسیدند: آیا با هم شوخی و مزاح میکنید؟ میگفتند: نه. حضرت میفرمود: کار خوبی نمیکنید، هر چند شوخی زیاد وقار را کم میکند[۷].
شمساللّه صفرلکی
قم، تابستان 82.
فصل اول: تعریف، فواید و عوامل
شادی
شادی چیست؟
روان انسان در مقابل عوامل بیرونی و درونی واکنشهای مختلفی از قبیل: شادی و خوشحالی، خشم و تنفر، ترس و اندوه و... از خود نشان میدهد که به آنها «هیجان» میگویند. این هیجانها بسته به عوامل پدید آورنده و نیز دیدگاه و اندیشههای انسان، گاهی مثبت و گاهی منفی هستند. یکی از این هیجانها «شادی» است که با واژههایی چون سرور، نشاط، وجد، سرخوشی، مسرت و... مترادف است. متاسفانه تعریف جامع و کاملی از آن نشده، ولی با این حال تعریفهای پراکندهای برای هیجان گفته شده است: هنری موری میگوید: یکی از غریبترین نشانههای مشخص عصر ما غفلت روان شناسان از موضوع شادی است؛ یعنی همان حالت درونی که افلاطون و ارسطو و تقریباً تمامی متفکران برجسته گذشته، آن را بهترین متاعی دانستهاند که از راه فعالیت قابل حصول است[۸].
برخی گفتهاند: شادی احساس مثبتی است که از حس ارضا و پیروزی به دست میآید[۹].
بعضی نیز گفتهاند: شادی عبارت است از مجموع لذتها، منهای دردها[۱۰].
برخی دیگر شادی را ترکیبی از عاطفه مثبت بالا و عاطفه مثبت پایین میدانند. شهید مطهری میگوید: سرور، حالت خوش و لذت بخشی است که از علم و اطلاع بر اینکه یکی از هدفها و آرزوها انجام یافته یا انجام خواهد یافت، به انسان دست میدهد[۱۱] .
شادی آن شادی است که از جان رویدت تا درون از هر ملالی شویدت
ورنه آن شادی که از سیم و زر است آتشی دان کآخرش خاکستر است
ضرورت شادی و تفریحات
انسان بنا به ضرورت طبیعی و برای رفع خستگی و نیز تنوع در زیست، به تفریح میپردازد و اوقات فراغت خود را با کارهای مسرت بخش و فرحانگیز میگذراند؛ تا بصورت موقتی، از قید و بندهای عادی زندگی آزاد گردد و چند ساعتی بدون احساس مسئولیت سرگرم نشاط و شادمانی باشد.
شادی و تفریح اگر منطقی و به دور از افراط و تفریط باشد، نیازی است که به زندگی معنا میدهد و عامل رشد و موفقیت بوده، محرکی برای کار و فعالیت بیشتر است.
به تعبیر دیگر آفرینش جهان هستی و انسان به گونهای است که خود بخود شادی و نشاط را برای آدمی فراهم میآورد و عواطف منفی مانند: ناکامی، ناامیدی، ترس و نگرانی را بی اثر میسازد.
اگر به طبیعت توجه کنیم، میبینیم که مظاهرشادی به تمام و کمال خود را نشان میدهند؛ بهار با گلهای رنگارنگ و آبشارهای زیبا، نوای دلنشین پرندگان، باران لطیف، رویش گیاهان، کوههای سبز سر به فلک کشیده، آسمان صاف و آبی، رودخانههای زیبا و بسیاری دیگر از پدیدههای جهان برای انسان شادیآور و سرورآفرین است.
اسلام که دین فطرت است و به تمام نیازهای طبیعی و فطری انسان توجه دارد پیروان خود را به شادیهای مثبت، سازنده و مفرح دعوت میکند؛ چرا که استفاده از امور مفرح و شادیآور در موقع مناسب و با رعایت حدود، برای تجدید نشاط و کاستن از یکنواختی زندگی بسیار مؤثر است.
حضرت علی علیهالسلام میفرماید: اِنَّ هذِهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ کَما تَمَلُّ الاَبْدانُ فَابْتَغُوا لَها طَرائِفَ الْحِکْمَهِ؛[۱۲]؛ این دلها همانند بدنها خسته و افسرده میشوند [و نیاز به استراحت دارند]، در این حال، نکتههای زیبا و نشاطانگیز برای آنها انتخاب کنید.
اهمیت شادی و تفریح آنچنان است که در روایات تأکید شده بخشی از ساعات شبانهروز باید به آن اختصاص یابد.
امام علی علیهالسلام در روایت دیگری میفرماید: لِلْمُؤْمِنِ ثَلاثُ ساعاتٍ: فَساعَهٌ یناجی فیها رَبَّهُ وَ ساعَهٌ یرُمُّ مَعاشَهُ وَ ساعَهٌ یخلِّی بَینَ نَفْسِهِ وَ بَینَ لَذَّتِها فیما یحِلُّ وَ یجْمُلُ[۱۳]؛ بر مؤمن لازم است شبانه روزش را به سه قسمت تقسیم کند: قسمتی را برای راز و نیاز با خدا، قسمتی برای امرار معاش و تأمین زندگی و قسمتی هم برای بهره برداری از لذّتهای حلال و نیکو.
امام رضا علیهالسلام در روایتی میفرماید: اوقات خود را به چهار بخش تقسیم کنید: بخشی را برای عبادت، بخشی را برای کار و فعالیت برای تامین زندگی، بخشی را برای معاشرت و مصاحبت با برادران مورد اعتماد و کسانی که شما را به عیبهایتان واقف میسازند و بخشی را به تفریحات و لذایذ خود اختصاص دهید و با مسرت و نشاط و تفریح و شادی، نیرو و توان انجام وظایف دیگر خود را تامین نمایید[۱۴].
حضرت امام خمینی قدسسره به مسئله تفریح اهمیت خاصی میداد و به بعضی از فرزندانش سفارش میکرد که تفریح داشته باشند؛ چرا که در صورت عدم تفریح در تحصیل موفق نخواهند بود. هنگامی که میدید بعضی از فرزندانش در روز تعطیل مشغول درس خواندن است، میفرمود: به جایی نمیرسی؛ چون باید هنگام تفریح، تفریح کنی. و نیز میفرمود: باید در ساعت تفریح درس نخوانید و در ساعت درس تفریح نکنید. و مکرر میفرمود: من در طول زندگی نه یک ساعت تفریح را برای درس گذاشتم و نه یک ساعت درس را برای تفریح[۱۵].
فواید شادی
برای شادی و نشاط فوایدی ذکر شده که به چند مورد آن اشاره میشود:
۱. نشاط روحی؛ سرور و شادی، موجب بهجت و انبساط روحی انسان میشود.
۲. سلامتی بدن؛ اهمیت شادی تا بدان حد است که میتواند بیماریهای صعب العلاج جسمی را درمان کند.
یکی از جراحان معروف میگوید: شادی نه تنها جلوی بسیاری از بیماریهای ناشی از ناملایمات را ـ که در قرن حاضر زیاد است ـ میگیرد، بلکه حتی قادر است جلوی رشد و نمو بیماری سرطان را که در کمون است، نیز بگیرد[۱۶].
آقای «جان شنیدار» میگوید: هر روزِ خود را با مسرت و شادی آغاز کنید. یک راه ساده آن است که پس از بیدار شدن به همسر خود لبخند بزنید و جملهای خوشایند بر زبان بیاورید، حتی اگر اغراقآمیز باشد. یا کنار پنجره اتاق بروید و بیرون را تماشا کنید و با عبارت «عجب روز قشنگی است» به همسرتان روحیه دهید. اگر هم روزی ابری و بارانی بود، با خوشحالی بگویید «چقدر برای زراعت و پر شدن سدها مفید است». شاید کمی خندهدار به نظر برسد، اما این برخوردها اکثر اوقات نتیجه بخش است. بهترین راه رهایی از افکار کسالت بار آن است که زیباییهای اطراف را ببنید و آنها را ستایش کنید، یا آنکه لطیفه و سخن نغز بگویید، هر چه صفت شوخ طبعی و شیرین سخنی در شما عمیقتر شود، از امراض روان تنی فاصله بیشتری میگیرید؛ خوشخلقی و نرمزبانی شما را نزد دیگران محبوب میسازد و برعکس، کج خلقی از ارج و قربتان میکاهد. این را بدانید که همه دوست دارند با اشخاص سر زنده و بذلهگو محشور باشند، کلمات نغز و دلنشین از عقل سلیم سرچشمه میگیرد، هر کسی میتواند به گونهای روحیه طنز گویی را در خود بپروراند و دیگران را از احساسات خوب خویش بهرهمند سازد.[۱۷]
آقای شنیدار اضافه میکند: یکی از کشیشهای شهر ما آدم خشک و بی انعطافی بود و نمیتوانست با دیگران وارد صحبت شود، اما به تدریج از این نقیصه رهایی یافت؛ هر روز حکایات و طنزهایی را که در روزنامهها و مجلات میخواند، به خاطر میسپرد و هرگاه کسی را میدید، یکی از آنها را تعریف میکرد. دیگران نیز طبیعتاً واکنش مشابهی نشان میدادند. او به تدریج در این کار تبحر پیدا کرد؛ به صورتی که میتوانست در هر موقعیتی حکایتی مناسب بیان کند، به این ترتیب به عنوان کشیشی بذله گو در تمام شهر مشهور شد و حضورش به مردم شادی بخشید[۱۸].
۳. رشد علمی و تحصیلی؛ آزمایشهای مختلف در کلاسهای درس نشان میدهد کسانی که به دلایل گوناگون شادابی و نشاط خود را از دست دادهاند، نمیتوانند در تحصیل و تحقیق موفق باشند و حتی گاهی ترک تحصیل میکنند.
۴. رشد اقتصادی؛ شادی بر روی فعالیتهای اقتصادی یک جامعه نیز تأثیر مستقیم دارد، به گونهای که برخی کشورها برای بالا بردن میزان تولید، روحیه شادی و نشاط را در مدیران و کارگران خود تقویت میکند.
۵. کاهش جرائم؛ رواج فرهنگ شادی و تبسم بر چهره جامعه، عصبانیتها و تندخوییها را نیز کمتر میکند و از میزان جرائم میکاهد. انسانهای شاد و متبسم به آسانی با کسی درگیر نمیشوند[۱۹].
شادی در قرآن
«قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذَ لِکَ فَلْیفْرَحُواْ هُوَ خَیرٌ مِّمَّا یجْمَعُونَ»[۲۰]؛به مردم بگو شما باید به فضل و رحمت خدا شادمان شوید که آن بهتر و مفیدتر از ثروتی است که برای خود میاندوزید.
شادی در قرآن به گونههای مختلف مورد تأیید و توجه قرار گرفته است؛ البته شادی مورد توجه قرآن، شادی توأم با اهداف الهی و انسانی است. به همین خاطر است که میتوان آیات قرآن را درباره شادی به دو دسته تقسیم کرد:
۱. دستهای از آیات مؤمنان را به شادی دعوت میکنند؛ مانند آیه ۵۸ سوره یونس و نیز آیاتی که به مسلمانان به سبب پیروزیشان بر مشرکان وعده شادی داده است: «وَ یوْمَـئـِذٍ یفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ »[۲۱] نکته مهم در این شادیها این است که بر اساس ارزشها و اهداف مقدس قرآن میباشند.
۲. دسته دیگری از آیات قرآن شادی را مذمّت نموده و آنرا نهی کرده است. دو نمونه زیر از آن دستهاند: قرآن کریم در داستان قارون ـ که فردی خودخواه و مغرور بود و شادیهایی مستانه داشت ـ از زبان قومش میفرماید: «اِذْ قالَ لَهُ قَوْمُهُ لاتَفْرَحْ اِنَّ اللّهَ لایحِبُّ الْفَرِحینَ»[۲۲]؛ به خاطر بیاور هنگامی را که قوم قارون به او گفتند: این همه شادی مغرورانه نکن که خداوند شادی کنندگان مغرور را دوست ندارد.
قرآن کریم ضمن بیان عذابهای دوزخیان میفرماید: «ذَ لِکُم بِما کُنتُمْ تَفْرَحُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیرِ الْحَقِّ وَ بِمَا کُنتُمْ تَمْرَحُونَ »[۲۳]؛ این به خاطر آن است که به ناحق در زمین شادی میکردید و از روی غرور و مستی به خوشحالی میپرداختید. این نوع شادیها که بیاساس، پوچ و همراه با گناه است، مورد مذمت قرآن قرار گرفته است.
عوامل شادی
براستی چه چیزهایی انسان را شاد میکند؟ در پاسخ به این پرسش پاسخ های مختلفی ارائه شده و هر کس به گونهای عامل شادی را بیان کرده است. برخی میگویند ثروت، شهرت و قدرت، شادیآفرین است. اما به تجربه ثابت شده که ثروت به تنهایی شادی و خوشبختی نمیآورد.
دکتر دیویدمایرز در کتاب خود که «در جست و جوی شادی» نام دارد ـ کلیه مقالههایی را که در امریکا، کانادا و کشورهای اروپای غربی درباره شادی به چاپ رسیده، به طور جامع بررسی میکند و اینگونه نتیجه میگیرد: «رابطهای بین ثروت و شادی وجود ندارد و آرامش و شادی را نمیتوان با پول خرید»[۲۴].
تحقیق در مورد اشخاصی که یک شبه ثروتمند شدهاند، گویای این است که پول نمیتواند موجب شادی باشد. عدهای بر این باورند که پس از ثروت، سلامتی عامل شادی است. این نظریه نیز ناتمام است؛ زیرا درست است که سلامتی جسم در شادی انسان مؤثر است، اما انسان استعدادها و تواناییهایی دارد که میتواند در حالت نقص عضو و بیماری هم خود را شاد نگه داشته، شرایط سخت را برای خود آسان کند. اساساً انسان میتواند خود را با شرایط دشوار تطبیق دهد. در میان اعراب ضربالمثلی هست که میگوید: اگر انسان را در دریا بیندازی، ماهی خواهد شد.
انسان اگر در باطن شاد و سرخوش باشد، در ناگوارترین شرایط هم شادمانی خود را حفظ میکند. اما اگر باطنی غمگین و افسرده داشته باشد، شادترین موقعیتها هم تغییری در روحیه او به وجود نمیآورد. دو روانشناس به نام ریچارد شولز و سوزان دِکِر به بررسی اثرات دراز مدت ناتوانی جسمی پرداختند. آنها به بررسی سطوح شادی افرادی که ۲۰ سال از ابتلای آنها به فلج میگذشت پرداختند و به این نتیجه رسیدند که: «این اشخاص در مقایسه با جمعیت کلی، عاطفه مثبت نسبتا کمتری را گزارش دادهاند، اما عاطفه منفی آنها زیاد نشده است. در نتیجه، سطح متوسط رفاه یا رضایت آنها از زندگی فقط کمی پایینتر از جمعیت کلی بود. در واقع، افرادِ نقص عضو جسمانی، به اندازه افراد عادی شاد بودند»[۲۵] .
بعضی از روانشناسان، شخصیت و وراثت را عامل اساسی در شادی دانستهاند؛ آنان معتقدند که شخصیت افراد بیش از عوامل دیگر در تعیین سطح شادی آنها حائز اهمیت است. برخی مردم به خاطر منش و شخصیت خود، رویدادهای زندگی را مثبت و خوش بینانه تفسیر میکنند، در حالیکه عدهای دیگر در واکنشهای خود به رویدادها ذاتاً منفی و بدبینانه عمل میکنند. این نظریه نیز کامل نیست؛ زیرا شخصیت و وراثت میتواند در میزان شادی مؤثر باشد، اما تنها عامل نیست و نباید تأثیر عواملی مثل محیط، تغذیه و مخصوصاً اختیار را نادیده گرفت[۲۶].
عوامل و معیارهای شادی در اسلام از مطالعه متون دینی چنین بر میآید که شادی دارای عامل مشخصی نیست، بلکه عوامل گوناگونی در بر انگیختن حس شادی در انسان مؤثراند. برخی از آن عوامل عبارتند از:
۱. زیستن در زمان حال: (درک زمان و انشای درست از آن)؛ حضرت علی علیهالسلام میفرماید: نگرانی روزی را که نیامده، بر امروز میفزا و قلبت را از اندوه گذشته آکنده مساز؛ چون تو را از آمادگی برای آینده باز میدارد و نگرانیهای سال را بر نگرانی امروزت اضافه نکن؛ برای امروز مشکلات خودش کافی است[۲۷].
ویکتور هوگو میگوید: سراسر عمر ما تلاشی است پیوسته، برای دست یافتن به کامیابی و سعادت، در حالی که شاید خوشبختی همین لحظهای بود که به آن میاندیشیدیم[۲۸].
بسیاری از مردم در حسرت به دست آوردن آرمانها و اهدافی میسوزند که در آینده ممکن است آنها را شاد کند و از رفتارهای امروز خود ـ که میتواند برای آنها بسیار مسرت بخش باشد ـ غافلاند. هر انسانی میتواند با تکیه بر استعدادها و امکانات موجود و یاری جستن از نیروی ایمان، در هر روز و در سختترین شرایط هم شاد باشد. هراکلیوس به شاگردانش میگفت: شما نمیتوانید دوبار در یک رودخانه شنا کنید؛ زیرا هر بار آبهای تازهای بر شما میگذرد.
زندگی نیز همچون آب رودخانه و هر لحظه در گذر است. زندگی یک تحول دائمی است و یگانه چیزی که محقق و مسلم است، همین امروز است. چرا زیباییهای امروز را با تصور مشکلات آینده ـ که در تردید و ابهام و تغییرات بدون انقطاع پوشیده شده و هیچ کس به درستی از آن اطلاع ندارد ـ زشت و بد نما کنیم؟
سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست در میان این و آن فرصت شمار امروز را
درست است که انسان باید از گذشته درس بگیرد و آیندهاش را نیز بنگرد، اما این عبرت آموزی و برنامه ریزی با غم و اندوه نسبت به آینده و سرت گذشته تفاوت دارد.
۲. پرهیز از گناه؛ شاد بودن همیشه انجام دادن کاری نیست، بلکه زمانی در پرهیز کردن نیز نمود پیدا میکند. گاهی اتفاق میافتد که با انجام کارهایی به ظاهر لذّتبخش، هیچ لذّتی به انسان دست نمیدهد و حتی رنج روانی و عذاب وجدان نیز به دنبال دارد. یک غذای لذیذ، رابطه جنسی و خانه بسیار زیبا، اگر حرام، نامشروع و غصبی باشد، برای انسان سالم و طبیعی تلخ و ناگوار است.
انسان هنگامی واقعاً شاد است که از گناه بپرهیزد. عارفانی که با باده حق به سرخوشی رسیدهاند و پای کوبان در طریق سلوک گام زدهاند، معمولا با پرهیز و ریاضت به مستی رسیدهاند. از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله سؤال شد که بهترین بندگان خدا چه کسانی هستند؟ آن حضرت فرمود: آنهایی که وقتی نیکی میکنند، خوشحال میشوند و زمانی که بدی از آنان سر میزند، طلب استغفار میکنند[۲۹].
حضرت علی علیهالسلام فرمود: اَکْثَرُ سُرُورِکَ عَلی ما قَدَّمْتَ مِنَ الْخَیرِ وَ حُزْنِکَ عَلی ما فاتَ مِنْهُ[۳۰]؛ سرورت را زیاد کن بر آنچه از کارهای خیری که برای آخرتت انجام دادهای و اندوهت را به آنچه از کارهای خیر محروم گشتهای.
مردی در حالی که شاد و مسرور بود خدمت امام جواد علیهالسلام رسید حضرت فرمود: علت شادی تو چیست؟ آن مرد گفت: ای فرزند رسول خدا صلیاللهعلیهوآله ، از پدر بزرگوارت شنیدم که فرمود: بهترین روزی که سزاوار است بنده خدا در آن روز شاد باشد، روزی است که توفیق خدمت و دستگیری از برادران مؤمن نصیب او گردد؛ امروز من موفق شدم به ۱۰ نفر از فقیرانی که از فلان شهر نزد من آمده بودند، بخشش نمایم، به همین جهت خوشحالم. امام فرمود: «اگر آن انفاق و بخشش خود را به وسیله منت گذاشتن نابود نکرده باشی، به جان خودم سوگند که تو شایسته این شادی هستی»[۳۱].
۳. احیای ارزشها؛ مؤمن هنگامی شاد است که ارزشی از ارزشهای دینی را زنده و ضد ارزشی را محو کرده باشد. امام صادق علیهالسلام فرمود: اَلسُّرُورُ فی ثَلاثُ خَلالٍ: اَلْوَفاءُ وَ رِعایهُ الْحُقُوقِ وَ النّهُوضُ فِی النِّوائِبْ[۳۲]؛ شادی در بین سه چیز نهفته است: وفاداری، رعایت حقوق دیگران و ایستادگی در گرفتاریها و مشکلات.
۴. رضایت و تحمل مشکلات؛ گاهی در زندگی مشکلاتی پیش میآید که حل آنها بیرون از توان انسان است. بهترین راه برای رفع این گونه موارد کنار آمدن با آنهاست؛ راضی بودن به رضای خدا و اعتقاد به قضا و قدر به انسان آرامش میبخشد و در سختترین حادثهها مددکار آدمی شده، حوادث عظیم را قابل تحمل میکند.
امام صادق علیهالسلام فرمود: نشاط و شادی، در پرتو راضی بودن به رضای خدا و یقین به دست میآید و اندوه و غم، در شک و ناخشنودی به مقدرات الهی حاصل میگردد[۳۳].
حضرت علی علیهالسلام نیز فرموده است: به رضای خدا خشنود باش تا شاد و راحت زندگی کنی[۳۴].
فصل دوم: شرایط و آداب شادی
پانویس
- ↑ . غررالحکم، ص 319.
- ↑ . مثنوی معنوی.
- ↑ . همان.
- ↑ . همان.
- ↑ . وسائل، ج 5، ص 340.
- ↑ . مجله پرسمان، سال دوم، شماره 5، بهمن 1381.
- ↑ . همان.
- ↑ . شرع و شادی، ص 22.
- ↑ . همان، ص 23.
- ↑ . همان.
- ↑ . مقالات فلسفی، ج 2، ص 66؛ غم و شادی، ص 24.
- ↑ . نهجالبلاغه، کلمات قصار، ش 188.
- ↑ . همان، 382.
- ↑ . بحارالانوار، ج 17، ص 208، غم و شادی، ص 25.
- ↑ . برداشتهایی از سیره امام خمینی، ج 1، ص 60.
- ↑ . رواندرمانی برای همه، ص 524؛ شرع و شادی، ص 24.
- ↑ . 365 روز با شادکامی، ص 148.
- ↑ . همان.
- ↑ . شرع و شادی، ص 13.
- ↑ . یونس / 58.
- ↑ . روم / 4 و 5.
- ↑ . قصص / 76.
- ↑ . غافر / 75.
- ↑ . شرع و شادی، ص 28.
- ↑ . همان، 31.
- ↑ . همان، ص 35.
- ↑ . من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 384.
- ↑ . همان.
- ↑ . میزان الحکمه، ده جلدی، ج 2، ص 439.
- ↑ . همان، ص 437.
- ↑ . شیعه در پیشگاه قرآن و اهل بیت ص 261.
- ↑ . تحف العقول، ص 322.
- ↑ . همان، 71، ص 195.
- ↑ . همان.







