فرهنگ مصادیق:استغفار – ویکی شیعه: تفاوت بین نسخهها
(←تبیین اهمّیت استغفار از جهات گوناگون) |
(←ضرورت و اهمیت) |
||
| سطر ۲۲: | سطر ۲۲: | ||
و از سوی دیگر، هیچ کس نمیتواند حقوق الهی را آن گونه که شایسته مقام ربوبی است، به جای آورد، بلکه به اندازه معرفت و شناخت خویش به این مهم میپردازد، بر این اساس، حتّی پارسایان حقیقی نیز از کارها و عبادتهای خود شرم داشته، خویش را در پیشگاه خداوند متّهم، بلکه مقصر میدانند و ضرورت [[استغفار]] را درک میکنند.<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳.<br/></ref><br/> | و از سوی دیگر، هیچ کس نمیتواند حقوق الهی را آن گونه که شایسته مقام ربوبی است، به جای آورد، بلکه به اندازه معرفت و شناخت خویش به این مهم میپردازد، بر این اساس، حتّی پارسایان حقیقی نیز از کارها و عبادتهای خود شرم داشته، خویش را در پیشگاه خداوند متّهم، بلکه مقصر میدانند و ضرورت [[استغفار]] را درک میکنند.<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳.<br/></ref><br/> | ||
| − | اهمّیت استغفار از جهات گوناگونی قابل تبیین است<br/> | + | اهمّیت استغفار از جهات گوناگونی قابل تبیین است:<br/> |
پیامبر اکرم(ص) و دیگر پیامبران به [[استغفار]] سفارش کرده و عموم مردم بدان فرمان داده شدهاند، چنان که ۸ آیه، به آمرزش خواهی ترغیب عمومی کرده و نزدیک به ۳۰ آیه، از [[استغفار]] پیامبران سخن به میان آورده و ۵ آیه نیز شخص رسول اکرم(ص) را به آن مأمور کرده است.<ref>المعجم الاحصائی، ج ۳، ص۱۰۵۸، «غفر».<br/></ref><br/> | پیامبر اکرم(ص) و دیگر پیامبران به [[استغفار]] سفارش کرده و عموم مردم بدان فرمان داده شدهاند، چنان که ۸ آیه، به آمرزش خواهی ترغیب عمومی کرده و نزدیک به ۳۰ آیه، از [[استغفار]] پیامبران سخن به میان آورده و ۵ آیه نیز شخص رسول اکرم(ص) را به آن مأمور کرده است.<ref>المعجم الاحصائی، ج ۳، ص۱۰۵۸، «غفر».<br/></ref><br/> | ||
فرشتگان برای مؤمنان،<ref>سوره غافر آیه۷.<br/></ref>و اهل زمین [[استغفار]] میکنند.<ref>سوره شوری، آیه۵.<br/></ref><br/> | فرشتگان برای مؤمنان،<ref>سوره غافر آیه۷.<br/></ref>و اهل زمین [[استغفار]] میکنند.<ref>سوره شوری، آیه۵.<br/></ref><br/> | ||
نسخهٔ ۱ آبان ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۵۵
محتویات
- ۱ مقدمه
- ۲ در لغت و اصطلاح
- ۳ کاربرد استغفار در قرآن
- ۴ در روایات
- ۵ ضرورت و اهمیت
- ۶ استغفار: مستحب ، واجب و حرام
- ۷ آداب استغفار
- ۸ برخی دیگر از آداب استغفار عبارتند از
- ۹ زمینهها
- ۱۰ اجابت استغفار
- ۱۱ آثار و برکات
- ۱۲ پیشگیری از عذاب الهی
- ۱۳ آمرزش گناهان
- ۱۴ افزایش روزی ، ازدیاد فرزندان
- ۱۵ توسل در استغفار
- ۱۶ استغفار انبیا و دیگر معصومان
- ۱۷ علل استغفار انبیاء
- ۱۸ استغفار انبیاء و مقام نبوت
- ۱۹ نظر اهل سنت
- ۲۰ استغفار فرشتگان
- ۲۱ ممنوعیت استغفار برای مشرکان
- ۲۲ شأن نزول ممنوعیت
- ۲۳ ضعف شأن نزول
- ۲۴ استغفار حضرت ابراهیم برای آزر
- ۲۵ بی تأثیر بودن استغفار برای منافقان
- ۲۶ فهرست منابع
- ۲۷ پانویس
مقدمه
استغفار، به معنای درخواست آمرزش از خداوند است. استغفار، گفتن و تکرار جملهٔ (اللهمَ إغفِرلی) یا (خدایا مرا ببخش) نیست، بلکه روح استغفار، حالت بازگشت به سوی حق و پشیمانی و آمادگی جبران گذشته است. آمرزش طلبی اختصاص به برخی انسانها ندارد بلکه پیامبران نیز آن را از خدا میخواستند. حتی پیامبر (ص) مأمور میشود تا برای خویش و برای مؤمنان استغفار کرده و به عنوان واسطه و شفیع عمل کند تا خداوند رحمت خویش را بر آنان سرازیر نماید.
مفهوم آمرزش خواهی در قرآن چندین بار در هیئتها و قالبهای گوناگونی به کار رفته است. استغفار دارای زمان و مکان خاصی نیست و بیشتر مقرون به پذیرش آن از سوی خداوند میباشد؛ ولی در قرآن و احادیث زمان، مکان و حالاتی را ذکر کردهاند که بستر مناسبی را برای پذیرش آن مهیا میسازند.
وَ الَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُونَ؛ (ترجمه: و آنان كه چون كار زشتى كنند يا بر خود ستم روا دارند خدا را به ياد مى آورند و براى گناهانشان آمرزش مى خواهند و چه كسى جز خدا گناهان را مى آمرزد و بر آنچه مرتكب شده اند با آنكه مى دانند [كه گناه است] پافشارى نمى كنند)[۱]
در لغت و اصطلاح
واژه استغفار به معنای درخواست مغفرت،[۲] از ریشه «غ ف ر» به معنای پوشش است.[۳] استغفار در اصطلاح، به معنای درخواست زبانی یا عملیِ[۴] آمرزش[۵]و پوشش گناه[۶] از پیشگاه خداوند، و هدف از آن درخواست مصونیت از آثار بد گناه و عذاب الهی است.[۷] برخی، واژه استغفار در آیاتی از قرآن را به ایمان،[۸] اسلام،[۹] یا گزاردن نماز،[۱۰] تفسیر کردهاند که به مصادیق استغفار در مقام عمل اشاره دارند.
استغفار یا قولی است مانند گفتن «استغفر اللّه» و یا فعلی، مانند انجام دادن عملی که موجب آمرزش انسان میگردد. از استغفار زبانی در بابهایی مانند طهارت، صلاة، صوم، حج، تجارت، ظهار و کفّارات بحث شده است.
کاربرد استغفار در قرآن
مفهوم آمرزش خواهی ۶۸ بار در قرآن آمده است: ۴۳ مورد از آن در صورتهای گوناگون باب استفعال، ۱۷ مورد در قالب «إغفر»، سه مورد به صیغه «یغفر»، دو مورد «تغفر» و یک بار به صورت «مغفرة» به کار رفته است.[۱۱]در دو آیه نیز فرمان استغفار با واژه «حِطَّة» آمده و نقل شده است که خداوند به بنی اسرائیل فرمان استغفار داد تا مشمول مغفرت الهی قرار گیرند.[۱۲]
وَأَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ؛ (ترجمه: و اينكه از پروردگارتان آمرزش بخواهيد سپس به درگاه او توبه كنيد [تا اينكه] شما را با بهره مندى نيكويى تا زمانى معين بهره مند سازد و به هر شايسته نعمتى از كرم خود عطا كند و اگر رويگردان شويد من از عذاب روزى بزرگ بر شما بيمناكم)[۱۳]
وَمَنْ يَعْمَلْ سُوءًا أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُورًا رَحِيمًا (ترجمه: و هر كس كار بدى كند يا بر خويشتن ستم ورزد سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را آمرزنده مهربان خواهد يافت)[۱۴] و آیات متعدد دیگر.[۱۵][۱۶][۱۷][۱۸][۱۹][۲۰]
در روایات
قال الصادق(ع): إذَا أکثَرَ العَبدُ مِنَ الاستِغفار رُفِعَت صَحیفَتُهُ وَ هی تَتَلَالَأُ (ترجمه: هر گاه بنده فراوان استغفار کند، نامهٔ عملش در حالی بالا میرود که میدرخشد.[۲۱])
عَلِی بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام یقُولُ إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا أَذْنَبَ ذَنْباً أُجِّلَ مِنْ غُدْوَةٍ إِلَی اللَّیلِ فَإِنِ اسْتَغْفَرَ اللَّهَ لَمْ یکتَبْ عَلَیهِ (ترجمه: زراره گوید: شنیدم از امام صادق علیه السلام که میفرمود بنده چون گناهی انجام میدهد از صبح تا شب مهلت دارد پس اگر آمرزش خواست آن گناه بر او نوشته نمیشود.[۲۲])
ضرورت و اهمیت
فرمان و تشویق به استغفار در بسیاری از آیات،[۲۳] و توبیخ ترک آن در برخی دیگر، چون أَفَلَا يَتُوبُونَ إِلَى اللَّهِ وَيَسْتَغْفِرُونَهُ [۲۴]ضرورت استغفار همگان را روشن میسازد، زیرا از یک سو انسانهای عادی بر اثر غفلت، نادانی و سرکشی غرایز حیوانی و هوای نفس، همواره در معرض گناه هستند، ازاین رو نیاز به استغفار و ضرورت آن، جهت پالایش و تصفیه روحشان امری بدیهی مینماید.
و از سوی دیگر، هیچ کس نمیتواند حقوق الهی را آن گونه که شایسته مقام ربوبی است، به جای آورد، بلکه به اندازه معرفت و شناخت خویش به این مهم میپردازد، بر این اساس، حتّی پارسایان حقیقی نیز از کارها و عبادتهای خود شرم داشته، خویش را در پیشگاه خداوند متّهم، بلکه مقصر میدانند و ضرورت استغفار را درک میکنند.[۲۵]
اهمّیت استغفار از جهات گوناگونی قابل تبیین است:
پیامبر اکرم(ص) و دیگر پیامبران به استغفار سفارش کرده و عموم مردم بدان فرمان داده شدهاند، چنان که ۸ آیه، به آمرزش خواهی ترغیب عمومی کرده و نزدیک به ۳۰ آیه، از استغفار پیامبران سخن به میان آورده و ۵ آیه نیز شخص رسول اکرم(ص) را به آن مأمور کرده است.[۲۶]
فرشتگان برای مؤمنان،[۲۷]و اهل زمین استغفار میکنند.[۲۸]
درخواست آمرزش گناه، صفت پرهیزکاران معرّفی شده است.[۲۹][۳۰]
استغفار: مستحب ، واجب و حرام
استغفار گرچه فی نفسه مستحب است، لیکن گاهی به جهت عوارضی واجب یا حرام میگردد. از این رو، استغفار به لحاظ حکم سه گونه است:
استغفار مستحب: استغفار از آن جهت که بهترین دعا و عبادت به شمار میرود، در همهٔ حالات به ویژه موارد ذیل مستحب است:[۳۱] بین دو سجدهٔ نماز؛[۳۲]بعد از تسبیحات اربعه؛[۳۳] در قنوت به خصوص قنوت نماز وتر؛[۳۴] هنگام سحر؛[۳۵]برای میت هنگام تشییع جنازه، دفن و زیارت قبر او؛[۳۶] در نماز باران؛[۳۷]در ماه رمضان؛[۳۸] برای ترک برخی آداب و سنن مانند استغفار برای لطمه زدن بر سر و صورت خود به عنوان کفّارهٔ آن.[۳۹]
استغفار واجب: استغفار به عنوان کفّارهٔ واجب بر محرم در صورت جدال کمتر از سه بار و فسوق،[۴۰] یا بدل کفّارهٔ واجب بر کسی که توان انجام هیچ یک از خصال کفّاره (آزاد کردن برده، گرفتن دو ماه روزه یا اطعام یا پوشاندن شصت فقیر) را ندارد واجب است.[۴۱] البته بدلیت استغفار در کفّارهٔ ظهار در صورت ناتوانی از پرداخت کفّاره، مورد اختلاف است.[۴۲]در وجوب استغفار در نماز میت،[۴۳] و نیز از سوی غیبت کننده برای کسی که او را غیبت کرده، اختلاف است.[۴۴]
استغفار حرام: استغفار برای مشرکان و کفّار- به نصّ قرآن کریم-[۴۵]و نیز مخالفان و منافقان، حرام است.[۴۶]
آداب استغفار
حضرت علی(ع) به مردی که در حضور ایشان جمله استغفر الله را تکرار میکرد فرمود:[۴۷] آیا می دانی استغفار چیست؟ استغفار درجه بلند مرتبگان است و آن را شش شرط است:
پشیمانی برگذشته.
عزم بر ترک بازگشت به سمت گناه برای همیشه.
اینکه حقوق مردم را ادا کنی تا با خدا عاری از هر گناهی دیدار نمایی.
هر واجبی را که بر عهده تو بوده و انجامش ندادهای، به جا آوری.
آنکه گوشتی را که در گناه بر پیکرت روییده، در غم و اندوه آب کنی تا پوستت به استخوانت بچسبد و میان پوست و استخوان گوشت تازه بروید.
جسم خود را رنج طاعت بچشانی، همچنان، که بر او حلاوت معصیت چشانده بودی.
اگر توانستی چنین کنی در این هنگام بگو استغفر الله.[۴۸]
برخی دیگر از آداب استغفار عبارتند از
استغفار هنگام سحر.
استغفار در شب جمعه.
اعتراف به لغزشها.
اقرار به ایمان و اظهار تسلیم در برابر خداوند.
توجه به ربوبیت خداوند.
توجه به ولایت مطلق خداوند.
توسل به انبیا.
ذکر صفات کمال خداوند هنگام درخواست آمرزش.
یاد خدا.[۴۹]
زمینهها
برخی عوامل زمینه ساز استغفار عبارتند از:
آگاهی از آمرزش خداوند.
امید به رحمت خداوند.
توجه به پذیرش توبه از سوی خداوند.
توجه به حکمت خداوند.
توجه به خالقیت خداوند.
توجه به رحمت خدا.
توجه به عزت خدا.
توجه به بازگشت همه امور به سوی خدا.
توجه به قدرت خدا برای آمرزش.
مشاهده عذاب.
وفای به عهد.[۵۰]
اجابت استغفار
پذیرش استغفار از سوی خداوند حتمی است، زیرا:
برخی آیات به پذیرش استغفار از سوی خداوند تصریح دارد: فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ[۵۱] و نیز میفرماید: ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ[۵۲]خداوند وعده استجابت دعا داده و استغفار، به صورت یکی از بهترین دعاها،[۵۳] مشمول این وعده الهی است و وعده پذیرش استغفار میتواند سبب تشویق به آن باشد.
با توجّه به اینکه آیات فراوانی از قرآن کریم به استغفار امر میکند،[۵۴] عدم پذیرش آن از سوی خداوند، بعید به نظر میآید.
بسیاری از اوصاف الهی چون غفور، غفّار، عفوّ و... خود بشارت به بخشش الهی است که در استغفار، مطلوب است.
بهترین زمانهای استغفار
استغفار به زمان و مکان خاص و وضعیت ویژهای محدود نیست؛ ولی در حالات و موقعیتهای مختلف زمانی و مکانی، نقش ویژه خود را دارد. قرآن کریم در آیاتی،[۵۵][۵۶] با صراحت، سَحَر را برای استغفار برمی گزیند و در آیه:قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ[۵۷]طبق نظر قریب به اتّفاق مفسّران، برتری استغفار در سحر در مقایسه با زمانهای دیگر را گوشزد میکند.
آثار و برکات
در آیات و روایات، آثار سازنده و ارزشمندی از قبیل صلاح جامعه، نزول برکات الهی، و مصونیت از عذاب دنیوی و اخروی برای آن بیان شده است.[۵۸]
پیشگیری از عذاب الهی
براساس آیه ۳۳ سوره انفال،[۵۹] تا زمانی که مردم اهل استغفار باشند، خداوند آنان را عذاب نخواهد کرد.ابتدای آیه یاد شده، به عامل دیگر پیشگیری از عذاب، یعنی وجود رسول خدا(ص) در میان مردم اشاره دارد.مفسّران دربارهٔ این آیه، شأن نزولهای خاص و احتمالات گوناگونی ذکر کردهاند؛ ولی آیه، این قانون کلّی را دربردارد که وجود رسول خدا(ص)در میان مردم و استغفار مردم، هر دو عامل امنیت آنان در برابر بلاهای سخت و سنگین و مجازاتهای دردناک طبیعی و غیر طبیعی، همانند سیل، زلزله و جنگهای ویرانگر است.[۶۰] حضرت علی(ع) میفرماید: در روی زمین، دو ابزار امنیت از عذاب الهی وجود داشت: یکی از آن دو وجود پیامبر اسلام(ص) بود که با رحلت آن حضرت برداشته شد؛ ولی دیگری که استغفار است، همواره برای همگان وجود دارد، پس بدان تمسّک جویید. آنگاه آیه پیشین را تلاوت کردند.[۶۱]
آمرزش گناهان
در آیه ۱۰ سوره نوح،[۶۲] در پی فرمان حضرت نوح (ع) به استغفار، صفت بسیار بخشنده بودن خداوند مطرح شده است. وصف غفّار، همانند اوصاف غفور، رحیم،[۶۳]
وَدود،[۶۴] و... به وعده مهم و بشارت بزرگ الهی به آمرزش گناهان و نزول رحمت بر بندگان اشاره دارد.[۶۵] در روایتی استغفار از گناه، عامل زدوده شدن زنگارهای گناه از روح انسان و بخشیدن جلای معنوی به روح، دانسته شده است.[۶۶]
افزایش روزی ، ازدیاد فرزندان
آیات ۱۱ ۱۲ سوره نوح،[۶۷] به نجات از خشک سالی با آمدن بارانهای فراوان، رفع فقر و تنگ دستی و زیاد شدن درآمد و روزی اشاره دارد.همچنین بر اساس این آیات، رفع مشکل بی فرزندی، یا ازدیاد فرزندان از آثار استغفار شمرده شده است.
رفاه و عمر طولانی
استغفار واقعی عامل دستیابی انسان به زندگی خوب و زیبای توأم با ثروت، رفاه، امنیت و عزّت است،[۶۸]چنان که در آیه ۳ سوره هود،[۶۹] از این دنیای خوب مادّی به متاع نیکو یاد شده است.برخی نیز متاع حسن را عمر دراز، قناعت، رها کردن مردم و روی آوری به خداوند و در نتیجهٔ آمرزش خواهی دانستهاند.[۷۰] در نقلی، حسن بصری اشخاصی را که از خشکسالی، فقر و تنگدستی و نداشتن فرزند رنج میبردند و برای رفع آن در پی راه حلّی بودند، با استناد به آیات ۱۰ ۱۲ سوره نوح، به استغفار سفارش کرده است.[۷۱]
توسل در استغفار
واسطه جویی و واسطه پذیری برای استغفار، در قرآن کریم تأیید و تثبیت شده است، چنان که به وسیله جویی برای تقرّب به خدا به صورت مطلق امر شده است.[۷۲]
برخی آیات، واسطه جویی دیگران از رسول خدا(ص) و وساطت حضرت را برای آنها در استغفار، مطرح کردهاند.[۷۳] و در برخی دیگر، خداوند به رسول خویش فرمان میدهد تا برای خود و مردم مؤمن استغفار کند.[۷۴] در آیاتی نیز استغفار برای پدر و مادر[۷۵][۷۶] و دیگر خویشاوندان[۷۷] و مؤمنان،[۷۸] عملی پسندیده دانسته شده است. مفهوم برخی از آیات،[۷۹]که در آن رسول خدا(ص) و مؤمنان از استغفار برای مشرکان منع شدهاند بر جواز استغفار برای مؤمنان دلالت دارد.[۸۰]
آیات ۹۷ و ۹۸ سوره یوسف،[۸۱]نیز به خوبی بر جواز وسیله جویی در استغفار دلالت دارد، زیرا هنگامی که فرزندان یعقوب پیامبر، از وی وساطت آمرزش از خدا را برای خود خواستند، حضرت به آنان وعده داد که در آینده برایشان از خداوند آمرزش بطلبد.
استغفار انبیا و دیگر معصومان
بیشتر آیات قرآنی به استغفار انسانهای عادی مربوط است،[۸۲] و در یک جا به استغفار «ربّیون» اشاره کرده است.[۸۳] مقصود از «ربّیون» کسانی هستند که به پروردگار عالم اختصاص پیداکرده و به جز خداوند به چیز دیگری اشتغال ندارند.[۸۴] در پارهای آیات نیز از استغفار پیامبران و فرشتگان سخن به میان آمده است.
استغفار انبیا(ع) برای خویش که حدود ۳۰ آیه از قرآن به آن اشاره دارد، به دلیل عصمت آنان از هر معصیت، به معنای آمرزش خواهی از گناه نیست.[۸۵] به نظر شیعه و بسیاری از فقیهان از اصحاب مالک، ابوحنیفه و شافعی، پیامبران الهی از همه گناهان حتّی صغایر معصوم اند، زیرا همه مردم مأمورند از گفتار و رفتار آنان پیروی کنند و این فرمان با ارتکاب گناه هرچند صغیره از سوی آنان سازگاری ندارد.[۸۶] قرآن همچنین، پیامبران را با وصف «مُخلَصین» ستوده است.[۸۷] و طبق آیات ۸۲ و ۸۳ سوره ص،[۸۸] شیطان برای اغوای بندگان مخلَص خدا راهی ندارد، بر این اساس، آمرزش خواهی انبیا(ع) از جنبههای گوناگون قابل تبیین است.
علل استغفار انبیاء
استغفار انبیا(ع) نوعی تعلیم به امّت هاست تا بتوانند به وسیله آمرزش خواهی، ضمن جبران گناهان خویش، رحمت الهی را شامل حال خود کنند.[۸۹]
منظور، آمرزش خواهی از ترک اَوْلی،[۹۰]یعنی انجام دادن کار خوب با ترک کار بهتر است.
مقصود از استغفار انبیا(ع)، استغفار آنان از گناهان امّت خویش است.[۹۱] این مطلب در خصوص رسول خاتم(ص) نیز نقل شده است.[۹۲]
استغفار پیامبران(ع) برای دفع و پیشگیری است و استغفار دیگران از گناهانی است که انجام دادهاند.[۹۳]
چون دعوت انبیا(ع) و از جمله پیامبر خاتم(ص) آثار گوناگونی داشت که برای مردم در ظاهر، دردناک و شوم بود و آن را گناه میپنداشتند، پیامبران از خدا میخواستند که این آثار از دید مردم پوشیده بماند تا آنان را مجرم ندانند، آن گونه که مردم مکّه، رسول خدا را جنگ طلب و بی اعتنا به سنّتهای خویش میپنداشتند.
امّا پس از صلح حدیبیه و فتح مکّه واقعیت بر آنها آشکار شد، چنان که دربارهٔ موسی بن عمران در سوره شعراء، آیه۱۴ آمده است:«لَهُم عَلَی ذَنبٌ» آنان را بر من(دعوی) گناهی است، در صورتی که کشتن مرد قبطی گناه نبود، بلکه یاری شخص ستم دیده بود؛ ولی در نظر مردم گناه به شمار میرفت و درخواست آمرزش حضرت موسی به این معنا بود که این امر بر مردم پوشیده بماند تا وی را مجرم ندانند.[۹۴]در آیه ۱۲۹ سوره اعراف،ققَالُوا أُوذِينَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِيَنَا وَمِنْ بَعْدِ مَا جِئْتَنَا [۹۵] نیز آمده است که قوم موسی وی را سبب اذیت خویش میدانستند.
استغفار انبیاء و مقام نبوت
گذشته از وجوه یاد شده، برخی استغفار پیامبران را با توجّه به مقام رفیع آنان، این گونه تبیین کردهاند:
پیامبران همچون دیگر انسانها، برای زندگی طبیعی خویش ناچار بودند بخشی از اوقات خود را برای رفع نیازهای مادّی مانند خوردن و آشامیدن و... به کار گیرند و چون به همین مقدار، از سیر در ملکوت اعلای ربوبی باز میماندند، از خدای خویش طلب آمرزش میکردند.[۹۶]
انبیا در استغفار خود از خدا میخواهند که به غیر او، مانند فرشته، وحی یا مقامات معنوی خویش توجّه نکنند، زیرا توجّه به این امور در محضر خداوند، نوعی حجاب از مشاهده او شمرده میشود.[۹۷]
چون انبیا هر لحظه در حال عروج به مقامات بالاتر هستند، در هر مرتبه، از مرتبه پیش استغفار میکنند.[۹۸]
وجوه یاد شده، دربارهٔ آمرزش طلبی دیگر پیشوایان معصوم نیز جاری است، زیرا آنان نیز بسیار استغفار میکردند؛ مانند استغفارهای حضرت علی(ع) در دعای کمیل و امام سجاد(ع) در دعای ابوحمزه ثمالی.[۹۹]
نظر اهل سنت
آمرزش طلبی پیامبران در نظر برخی از اهل سنّت که حتّی ارتکاب گناهان کبیره را از ایشان محتمل میدانند، به معنای درخواست تبدیل گناهان بزرگ به گناهان کوچک یا درخواست مصونیت از اصرار بر صغایر است.[۱۰۰] گروهی دیگر از آنان با نفی احتمال ارتکاب گناه بزرگ، استغفار آنان را آمرزش خواهی از گناهان کوچکی که پیش یا پس از بعثت از آنان سرزده است میدانند،[۱۰۱]تا بدین وسیله، ضمن جبران خطاها از ثواب کارهایشان کاسته نشود.[۱۰۲] برخی نیز استغفار آنان را، آمرزش خواهی از سهوی میدانند که ممکن است از آنان سر بزند.[۱۰۳]
استغفار فرشتگان
طبق آیه ۵ سوره شوری،[۱۰۴] و ۷ سوره غافر[۱۰۵]فرشتگان برای اهل زمین استغفار میکنند. در هر دو آیه از استغفار فرشتگان برای دیگران سخن به میان آمده و هرگز در جایی از قرآن سخنی از استغفار آنان برای خویش گفته نشده است.
برخی دلیل آن را پاک بودن فرشتگان از هرگونه گناه میدانند،[۱۰۶]و برخی دیگر آن را برای رعایت ادب دانسته که دعا کننده خود را فراموش و از دیگری یاد میکند.[۱۰۷]
امّا این وجه با فرمان خداوند به رسول خویش سازگار نیست که در آن استغفار برای خویش را بر استغفار برای دیگران مقدمّ کرده است.[۱۰۸]مگر آنکه گفته شود منظور، استغفار فرشتگان برای دیگران پس از استغفار برای خویش است،[۱۰۹]که این توجیه نیز مستلزم تقدیر و حذف و خلاف اصل و ظاهر است.
ممنوعیت استغفار برای مشرکان
مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ
بر پيامبر و كسانى كه ايمان آورده اند سزاوار نيست كه براى مشركان پس از آنكه برايشان آشكار گرديد كه آنان اهل دوزخند طلب آمرزش كنند هر چند خويشاوند [آنان] باشند. [۱۱۰]
آیه ۱۱۳ سوره توبه،[۱۱۱] پیامبر(ص) و مؤمنان را از استغفار برای مشرکان باز میدارد. این منع، به سبب عدم تأثیر استغفار برای مشرکان،[۱۱۲] و بیهوده بودن آمرزش خواهی در حق آنان است.[۱۱۳] برخی منع استغفار برای مشرکان را به این سبب دانستهاند که در بین متمایل شدگان به ایمان و اسلام، نوعی مفسده پدید میآید، زیرا در صورت پذیرش استغفار برای مشرکان، این گمان پدید میآید که مؤمنان در این جهت هیچ گونه برتری بر مشرکان ندارند.[۱۱۴] از سویی استغفار، نوعی اظهار محبّت به مشرکان و پیوند با ایشان است که در بسیاری از موارد از آن نهی شده است.[۱۱۵]
شأن نزول ممنوعیت
در شأن نزول آیه ۱۱۳ سوره توبه، آمده است که گروهی از مسلمانان، از رسول خدا(ص)پرسیدند: آیا برای نیاکان ما که در زمان جاهلیت مردهاند، از خدا بخشش نمیطلبی؟ خداوند با نزول آیه یاد شده به آنها پاسخ داد که پیامبر و مؤمنان، حقّ استغفار برای مشرکان را ندارند.[۱۱۶] در شأن نزول دیگری در منابع شیعه و اهل سنّت آمده است که علی(ع) آمرزش طلبی مسلمانی را برای پدر و مادر مشرک خویش شنید و به او اعتراض کرد. وی گفت: پس چگونه ابراهیم(ع) برای والدین مشرک خویش از خدا آمرزش خواست؟ علی(ع)پرسش او را به رسول خدا(ص) رسانید، آنگاه آیات ۱۱۳ و ۱۱۴ سوره توبه نازل شد.[۱۱۷]
ضعف شأن نزول
در شأن نزول دیگری مقصود، استغفار رسول خدا(ص)برای ابوطالب،[۱۱۸] یا آمنه،[۱۱۹] دانسته شده، درحالی که این شأن نزول به ادلّه متعدّد از سوی محقّقان ردّ شده است.
ضعف خبر یاد شده به دلیل نقل آن از سوی سعید بن مسیب که برخی از منابع رجالی از او مذمّت، و برخی نیز از اظهار نظر دربارهٔ وی خودداری کردهاند،[۱۲۰] و برخی روایت سعید بن مسیب را به سبب دشمنی او با اهل بیت(ع) فاقد اعتبار میدانند.[۱۲۱]
مشهور، بلکه مسلّم است که سوره توبه در سال نهم هجری نازل شده، درحالی که وفات ابوطالب(ع)در سال دهم بعثت بوده است،[۱۲۲] بنابراین، شأن نزول یاد شده در متن خود از جهت تاریخی دارای تضاد است، تا جایی که برخی از تفاسیر در حلّ آن، توجیهات نامقبولی چون دو بار نازل شدن این آیه،[۱۲۳] یا امکان استغفار پیامبر(ص) برای ابوطالب از زمان وفات او تاهنگام نزول آیه را مطرح کردهاند.[۱۲۴]
ولی به این نکته که چگونه پیامبر(ص)سالها به عموی مشرک خود اظهار دوستی و ابراز محبّت داشته، اشاره نکردهاند، درحالی که خداوند، آشکارا و مکرّر او را از محبت به مشرکان بازداشته بود.[۱۲۵]
در بخشی از همین شأن نزول، ابوطالب اظهار داشت که من بر دین عبدالمطّلب هستم و موحّد بودن عبدالمطّلب از نظر شیعه و بسیاری از اهل سنّت، مسلّم است.[۱۲۶]
از عبّاس بن عبدالمطّلب نیز نقل میشود که ابوطالب پیش از وفات، به توحید و رسالت اقرار کرد،[۱۲۷] و اشعار به جای مانده از وی، مؤید این مطلب است.[۱۲۸]برخی نیز معتقدند ابوطالب ایمان خود را کتمان میکرد تا بدینوسیله بتواند از رسول اکرم(ص) بهتر حمایت کند.[۱۲۹] در روایات اهل بیت(ع) نیز ابوطالب به اصحاب کهف،[۱۳۰] و مؤمن آل فرعون،[۱۳۱] تشبیه شده است. امام رضا(ع) به ابان فرمود: اگر به ایمان ابوطالب اقرار نداری، سرانجام تو آتش است.[۱۳۲]
استغفار حضرت ابراهیم برای آزر
قرآن کریم پس از طرح ممنوعیت استغفار برای مشرکان در آیه ۱۱۳ سوره توبه، به سرّ استغفار ابراهیم(ع) برای آزر اشاره میکند که این آمرزش خواهی، زمانی بوده که ابراهیم(ع)همچنان به ایمان آوردن وی امیدوار بوده است، به همین سبب برای هدایت آزر به راه راست، به وی وعده آمرزش خواهی داد و به این وعده وفا کرد.امّا زمانی که دشمنی او با خدا آشکار شد، از وی تبرّی جست.[۱۳۳] مضمون روایات در این زمینه این است که ابراهیم(ع) ایمان آوردن آزر را شرط استغفار برای او قرار داد و پس از آنکه دشمنی آزر با خدا برای حضرت روشن شد، از وی بیزاری جست.[۱۳۴]
بی تأثیر بودن استغفار برای منافقان
بی تأثیر بودن آمرزش خواهی برای منافقان در دو آیه از قرآن کریم آمده است.[۱۳۵][۱۳۶]
در آیات علّت بی تأثیر بودن استغفار برای آنان را کفر ایشان به خدا و رسول(ص)، و نبودن زمینه هدایت در گروه فاسقان میشمرد.[۱۳۷] با توجّه به اینکه منافقان بر اعتقاد باطل و رفتار زشت خویش اصرار داشتند و اصرار بر رفتار زشت نیز مانع پذیرش استغفار است،[۱۳۸] چگونه ممکن است استغفار برای آنان مؤثّرباشد؟
بسیاری از تفاسیر اهل سنّت، ضمن نقل روایاتی، استغفار رسول خدا(ص) برای منافقان را سبب نزول آیه ۸۰ سوره توبه دانستهاند.[۱۳۹] این نظر به دو جهت مخدوش است:
آیات سوره توبه در اواخر عمر نبی اکرم(ص) نازل شده، درحالی که همه سورههای مکّی و بیشتر سورهها و آیات مدنی، پیش از آن فرود آمده است و تدبّر در آن نشان میدهد که هرگز امیدی در نجات کافران و منافقان نبوده و نمیتوان تصوّر کرد که وضع آنان بر رسول خدا پنهان بوده یا از بی تأثیر بودن استغفار برای آنان خبر نداشته است تا بخواهد با اصرار در استغفار برای آنان زمینه آمرزششان را فراهم سازد.
با توجّه به اصرار منافقان بر اعتقاد باطل خویش، آمرزش خواهی برای ایشان باعث ترغیب آنان به ادامه روش و اعتقاد باطل آنان میشد و این کار چگونه از رسول اکرم(ص) ممکن است؟[۱۴۰]
فهرست منابع
قرآن
نهج البلاغه
محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی، اصول کافی.
مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحار الانوار (۱۱۱ جلد)، دار احیاء التراث العربی، بی جا.
حمیری، نشوان بن سعید، شمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم، جلد: ۲ ، محقق:اریانی، مطهر بن علی، محقق:عبدالله، یوسف محمد، محقق:عمری، حسین، دار الفکر، دمشق
هاشمی رفسنجانی، اکبر، تفسیر راهنما(روشی نو در ارائه مفاهیم موضوعات قرآن)، جلد: ۲۰ ، حوزه علمیه قم، دفتر تبلیغات اسلامی. مرکز فرهنگ و معارف قرآن. جمعی از محققان، بوستان کتاب (انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم)، قم، ۱۳۸۶ ش.
ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب (۱۵ جلد)، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع-دار صادر، بیروت.
راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، دار القلم، بیروت-دمشق.
ابن اثیر، مبارک بن محمد، النهایة فی غریب الحدیث و الأثر (۵ جلد)، موسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، قم۱۳۶۷.
اسکندرانی، محمد بن احمد، کشف الأسرار النورانیة القرآنیة (۲ جلد)، دار الکتب العلمیه، بیروت.
صقر، احمد، منهج الامام الطاهر بن عاشور فی تفسیر «التحریرو التنویر»، الدار المصریه، قاهره.
زیر نظر مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه(تفسیر و بررسی تازهای دربارهٔ قرآن مجید) (۲۷ جلد)، دار الکتب الاسلامیه، تهران ۱۳۸۰.
زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف عن حقایق غوامص التنزیل و عیون الاقاویل فی وجوه التاویل(۴ جلد)، دار الکتاب العربی، بیروت.
فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر(۳۲ جلد)، دار احیاء التراث العربی، بیروت.
طبرانی، سلیمان بن احمد، التفسیر الکبیر تفسیر القرآن العظیم للامام الطبرانی(۴ جلد)، دار الکتب االثقافی، اربد.
طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن(۱۰ جلد)، ناصر خسرو، تهران، ۱۳۷۲.
حویزی، عبد علی بن جمعه، تفسیر نور الثقلین(۵ جلد)، اسماعیلیان، قم.
حر عاملی، محمد بن حسن، تفصیل وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه (۳۰ جلد)، موسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، قم.
طباطبایی، محمدحسین، تفسیر المیزان(۱۸ جلد)، بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی، تهران - ایران.
صاحب جواهر، محمدحسن بن باقر، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام(۴۳ جلد)، دار احیاء التراث العربی، بیروت، ۱۳۶۲.
فیض کاشانی، محمد بن شاه مرتضی، تفسیر الصافی(۵ جلد)، مکتبه الصدر، تهران.
طبری، محمد بن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن (تفسیر طبری) (۳۰ جلد)، دار المعرفه، بیروت.
آلوسی، محمود بن عبد الله، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم(۱۶ جلد)، دار الکتب العلمیه، بیروت.
سیوطی، عبد الرحمن بن ابی بکر، الدر المنثور فی التفسیر بالماثور(۶ جلد)، کتابخانه حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی(ره)، قم.
بحرانی، هاشم بن سلیمان، البرهان فی تفسیر القرآن(۵ جلد)، موسسه بعثه، قم.
ابن فهد حلی، احمد بن محمد، عدة الداعی و نجاح الساعی، دار الکتاب الاسلامی، بیروت.
سبحانی تبریزی، جعفر، آیین وهابیت(ویرایش اول)، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، ۱۳۶۴.
حسینی نسب، رضا، شیعه پاسخ میدهد، نشر مشعر، تهران۱۳۸۳.
قرائتی، محسن، تفسیر نور(طبع جدید) (۱۰ جلد)، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، تهران، ۱۳۸۸.
جعفری تبریزی، محمد تقی، تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی جلال الدین محمد بلخی(جعفری) (۱۵ جلد)، اسلامی، تهران۱۳۷۳.
صادقی تهرانی، محمد، الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنه (۳۰ جلد)، فرهنگ اسلامی، قم - ایران.
موحدی، عبد الله، تفسیر موضوعی قرآن، دفتر نشر معارف، قم - ایران.
ابو حیان توحیدی، علی بن محمد، البصایر و الذخایر (۱۰ جلد)، دار صادر، بیروت.
عبده، شیخ محمّد ؛ رشید رضا، محمّد، تفسیر المنار، قرن چهار.
قرطبی، محمد بن احمد، تفسیر قرطبی(الجامع لاحکام القرآن)، مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، قم، ۱۳۸۷.
خویی، ابوالقاسم، مصباح الفقاهه(موسوعة الإمام الخوئی)، موسسه احیاء آثار الامام الخوئی قدس سره (موسسه الخوئی الاسلامیه)، قم.
عبدالباقی، محمد فواد، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم،
طوسی، محمد بن حسن، مصباح المتهجد(۲ جلد)، المکتبه الاسلامیه، تهران.
شوشتری، نور الله بن شریف الدین، مجالس المومنین (۲ جلد)، اسلامیه، تهران؛۱۳۷۷.
جزری، محمد بن محمد، محقق:امینی، محمد هادی، أسنی المطالب فی مناقب سیدنا علی بن ابی طالب کرم الله وجهه، جلد: ۱ ، مکتبه الإمام أمیر المؤمنین علی(ع) العامه، اصفهان.
ابن براج، عبدالعزیز بن نحریر، جواهر الفقه، موسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین بقم، قم.
پانویس
- ↑ آل عمران؛ آیه ۱۳۵
- ↑ شمس العلوم، ج ۸، ص۴۹۸۲.
- ↑ لسان العرب، ج ۵، ص۲۶. النهایه، ج ۳، ص۳۷۳، «غفر».
- ↑ مفردات، ص۶۰۹.
- ↑ کشف الاسرار، ج ۲، ص۴۶.
- ↑ التحریرو التنویر، ج ۴، ص۹۲.
- ↑ التحریرو التنویر، ج ۴، ص۹۲. مفردات، ص۶۰۹.
- ↑ الکشاف، ج ۲، ص۴۰۲.
- ↑ التفسیرالکبیر، ج ۱۵، ص۱۵۸.
- ↑ مجمع البیان، ج ۲، ص۷۱۴.
- ↑ المعجم المفهرس، ص۶۳۴، «غفر».
- ↑ سوره بقره، آیه ۵۸. سوره اعراف، آیه ۱۶۱.
- ↑ سوره هود-۳
- ↑ سوره نساء-آیه ۱۱۰
- ↑ وَ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ؛ (ترجمه: و از پروردگار خود آمرزش بخواهيد سپس به درگاه او توبه كنيد كه پروردگار من مهربان و دوستدار [بندگان] است) [ سوره هود-آیه ۹۰ ]
- ↑ يَا قَوْمِ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى الَّذِي فَطَرَنِي أَفَلَا تَعْقِلُونَ، وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ وَلَا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِينَ. (ترجمه: اى قوم من براى اين [رسالت] پاداشى از شما درخواست نمى كنم پاداش من جز بر عهده كسى كه مرا آفريده است نيست پس آيا نمى انديشيد و اى قوم من از پروردگارتان آمرزش بخواهيد سپس به درگاه او توبه كنيد [تا] از آسمان بر شما بارش فراوان فرستد و نيرويى بر نيروى شما بيفزايد و تبهكارانه روى بر مگردانيد) [ سوره هود-آیه ۵۱-۵۲ ]
- ↑ فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا، يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا، وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا. (ترجمه: و گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او همواره آمرزنده است، [تا] بر شما از آسمان باران پى در پى فرستد، و شما را به اموال و پسران يارى كند و برايتان باغها قرار دهد و نهرها براى شما پديد آورد)[ سوره نوح-آیه ۱۰-۱۱-۱۲ ]
- ↑ وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُءُوسَهُمْ وَرَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ. (ترجمه: و چون بديشان گفته شود بياييد تا پيامبر خدا براى شما آمرزش بخواهد سرهاى خود را بر مى گردانند و آنان را مى بينى كه تكبركنان روى برمى تابند) [ سوره منافقون-آیه۵ ]
- ↑ سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ. (ترجمه: براى آنان يكسان است چه برايشان آمرزش بخواهى يا برايشان آمرزش نخواهى خدا هرگز بر ايشان نخواهد بخشود خدا فاسقان را راهنمايى نمى كند) [ سوره منافقون-آیه ۶ ]
- ↑ وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ. (ترجمه:
و در سحرگاهان [از خدا] طلب آمرزش میکردند) [ سوره ذاریات-آیه 18 ]
- ↑ کافی-ط-الاسلامیه، ج ۲، ص۵۰۴، ح ۲
- ↑ الکافی، ج ۲، ص۴۳۷
- ↑ المعجم المفهرس، ص۶۳۴، «غفر».
- ↑ سوره مائده-آیه۷۴
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳.
- ↑ المعجم الاحصائی، ج ۳، ص۱۰۵۸، «غفر».
- ↑ سوره غافر آیه۷.
- ↑ سوره شوری، آیه۵.
- ↑ تفسیر نمونه، ج ۲، ص۴۶۳.
- ↑ «... لِلَّذینَ اتَّقَوا... اَلَّذینَ یقولونَ رَبَّنا اِنَّنا ءامَنّا فَاغفِر لَنا». [ سوره آل عمران-آیه۱۶-۱۵ ]
- ↑ وسائل الشیعة ج۷، ص۱۸۰.
- ↑ العروة الوثقی ج۱، ص۶۸۳.
- ↑ العروة الوثقی ج۱، ص۶۵۸.
- ↑ العروة الوثقی ج۱، ص۶۹۹.
- ↑ جواهر الکلام ج۷، ص۳۳.
- ↑ جواهر الکلام ج۴، ص۲۸۹ و ص۳۰۷ و ص۳۲۳.
- ↑ جواهر الکلام ج۱۲، ص۱۳۱.
- ↑ وسائل الشیعة ج۱۰، ص۳۰۴.
- ↑ جواهر الکلام ج۳۳، ص۱۹۳.
- ↑ مناسک مراجع، م۳۷۲ و م۳۷۷.
- ↑ جواهر الکلام ج۳۳، ص۲۹۵.
- ↑ جواهر الکلام ج۳۳، ص۱۶۰-۱۶۳.
- ↑ جواهر الکلام ج۱۲، ص۳۴-۴۷ و ج۱۲، ص۸۸.
- ↑ جواهر الکلام ج۲۲، ص۷۲. و مصباح الفقاهه ج۱، ص۵۱۹-۵۲۲.
- ↑ سوره توبه،آیه۱۱۳.
- ↑ جواهر الکلام ج۱۲، ص۴۷-۵۱.
- ↑ ثَکلَتْک أُمُّک! أَتَدْرِی مَا الاِسْتِغْفَارُ؟ اِنَّ الاِسْتِغْفَارُ دَرَجَةُ الْعِلِّیینَ، وَ هُوَ اسْمٌ وَاقِعٌ عَلَی سِتَّةِ مَعَانٍ؛ أَوَّلُهَا: النَّدَمُ عَلَی مَا مَضَی؛ وَ الثَّانِی: الْعَزْمُ عَلَی تَرْک الْعَوْدِ إِلَیهِ أَبَدا؛ وَ الثَّالِثُ: أَنْ تُؤَدِّی إِلَی الْمَخْلُوقِینَ حُقُوقَهُمْ حَتَّی تَلْقَی اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمْلَسَ لَیسَ عَلَیک تَبِعَةٌ؛ وَ الرَّابِعُ: أَنْ تَعْمِدَ إِلَی کلِّ فَرِیضَةٍ عَلَیک ضَیعْتَهَا فَتُؤَدِّی حَقَّهَا وَالْخَامِسُ: أَنْ تَعْمِدَ إِلَی اللَّحْمِ الَّذِی نَبَتَ عَلَی السُّحْتِ فَتُذِیبَهُ بِالْأَحْزَانِ، حَتَّی تُلْصِقَ الْجِلْدَ بِالْعَظْمِ وَ ینْشَاءَ بَینَهُمَا لَحْمٌ جَدِیدٌ؛ السَّادِسُ: أَنْ تُذِیقَ الْجِسْمَ أَلَمَ الطَّاعَةِ کمَا أَذَقْتَهُ حَلاَوَةَ الْمَعْصِیةِ فَعِنْدَ ذَلِک تَقُولُ: أَسْتَغْفِرُ الله.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت۴۰۹
- ↑ پژوهشکده باقرالعلوم
- ↑ پژوهشکده باقرالعلوم
- ↑ سوره هود-آیه۱۱-۶۱
- ↑ سوره غافر-آیه۶۰
- ↑ نورالثقلین، ج ۵، ص۳۸; البرهان، ج ۵، ص۶۵.
- ↑ المعجم المفهرس، ص۶۳۴، «غفر».
- ↑ الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنْفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ[ سوره آل عمران-۱۷ ]
- ↑ وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ [ سوره ذاریات-۱۸ ]
- ↑ سوره یوسف-۹۸
- ↑ جواهر الکلام ج۱۲، ص۱۳۲. سوره نوح، آیه۱۰-۱۲.سوره هودآیه۵۲. سوره اعراف آیه۹۶. سوره انفال آیه۳۳.
- ↑ كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ [ سوره انفال-آیه ۳۳ ]
- ↑ نمونه، ج ۷، ص۱۵۴ ۱۵۵.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۸۸.
- ↑ فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا (ترجمه: و گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او همواره آمرزنده است) [ سوره نوح-آیه ۱۰ ]
- ↑ وَمَنْ يَعْمَلْ سُوءًا أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُورًا رَحِيمًا. (ترجمه: و هر كس كار بدى كند يا بر خويشتن ستم ورزد سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را آمرزنده مهربان خواهد يافت ) [ سوره نساء-آیه ۱۱۰ ]
- ↑ وَاسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ. (ترجمه: و از پروردگار خود آمرزش بخواهيد سپس به درگاه او توبه كنيد كه پروردگار من مهربان و دوستدار [بندگان] است ) [ سوره هود-آیه ۹۰ ]
- ↑ جامع البیان، مج ۴، ج ۵، ص۳۷۱.
- ↑ عدة الداعی، ص۲۶۵.
- ↑ فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا. يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا. وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَارًا. (ترجمه: و گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او همواره آمرزنده است [تا] بر شما از آسمان باران پى در پى فرستد (۱۱)و شما را به اموال و پسران يارى كند و برايتان باغها قرار دهد و نهرها براى شما پديد آورد) [ سوره نوح-آیه ۱۰-۱۱-۱۲ ]
- ↑ مجمع البیان، ج ۱۰، ص۵۴۳. التفسیر الکبیر، ج ۳۰، ص۱۳۷. المیزان، ج ۱۰، ص۳۰۰.
- ↑ وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ (ترجمه: و اينكه از پروردگارتان آمرزش بخواهيد سپس به درگاه او توبه كنيد [تا اينكه] شما را با بهره مندى نيكويى تا زمانى معين بهره مند سازد و به هر شايسته نعمتى از كرم خود عطا كند و اگر رويگردان شويد من از عذاب روزى بزرگ بر شما بيمناكم) [ سوره هود-آیه ۳ ]
- ↑ تفسیر قرطبی، ج ۹، ص۴.
- ↑ مجمع البیان، ج ۱۰، ص۵۴۳.
- ↑ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده ايد از خدا پروا كنيد و به او [توسل و] تقرب جوييد و در راهش جهاد كنيد باشد كه رستگار شويد) [ سوره مائده-آیه ۳۵ ]
- ↑ وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا (ترجمه: و ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر آنكه به توفيق الهى از او اطاعت كنند و اگر آنان وقتى به خود ستم كرده بودند پيش تو مى آمدند و از خدا آمرزش مى خواستند و پيامبر [نيز] براى آنان طلب آمرزش میکرد قطعا خدا را توبه پذير مهربان مى يافتند) [ سوره نساء-آیه ۶۴ ]
- ↑ فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَمَثْوَاكُمْ (ترجمه: پس بدان كه هيچ معبودى جز خدا نيست و براى گناه خويش آمرزش جوى و براى مردان و زنان با ايمان [طلب مغفرت كن] و خداست كه فرجام و مآل [هر يك از] شما را مى داند) [ سوره محمد-آیه ۱۹ ]
- ↑ رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ (ترجمه: پروردگارا روزى كه حساب برپا مى شود بر من و پدر و مادرم و بر مؤمنان ببخشاى) [ سوره ابراهیم-آیه ۴۱ ]
- ↑ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَارًا (ترجمه: پروردگارا بر من و پدر و مادرم و هر مؤمنى كه در سرايم درآيد و بر مردان و زنان با ايمان ببخشاى و جز بر هلاكت ستمگران ميفزاى) [ سوره نوح-آیه ۲۸ ]
- ↑ قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِأَخِي وَأَدْخِلْنَا فِي رَحْمَتِكَ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ (ترجمه: [موسى] گفت پروردگارا من و برادرم را بيامرز و ما را در [پناه] رحمت خود درآور و تو مهربانترين مهربانانى) [ سوره اعراف-آیه ۱۵۱ ]
- ↑ سوره ابراهیم آیه۱۴. سووره حشرآیه۱۰.
- ↑ مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَى مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ (ترجمه: بر پيامبر و كسانى كه ايمان آورده اند سزاوار نيست كه براى مشركان پس از آنكه برايشان آشكار گرديد كه آنان اهل دوزخند طلب آمرزش كنند هر چند خويشاوند [آنان] باشند) [ سوره اعراف-آیه ۱۱۳ ]
- ↑ نمونه، ج ۳، ص۴۵۲.
- ↑ قَالُوا يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ﴿۹۷﴾قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ﴿۹۸﴾ (ترجمه: گفتند اى پدر براى گناهان ما آمرزش خواه كه ما خطاكار بوديم»﴿۹۷﴾ گفت به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى خواهم كه او همانا آمرزنده مهربان است»﴿۹۸﴾) [ سوره یوسف-آیه ۹۷ و ۹۸ ]
- ↑ رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا،سوره آل عمران، آیه۱۹۳.
- ↑ وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ﴿۱۴۶﴾ وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلَّا أَنْ قَالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ﴿۱۴۷﴾ (ترجمه: و چه بسيار پيامبرانى كه همراه او توده هاى انبوه كارزار كردند و در برابر آنچه در راه خدا بديشان رسيد سستى نورزيدند و ناتوان نشدند و تسليم [دشمن] نگرديدند و خداوند شكيبايان را دوست دارد ﴿۱۴۶﴾ و سخن آنان جز اين نبود كه گفتند پروردگارا گناهان ما و زياده روى ما در كارمان را بر ما ببخش و گامهاى ما را استوار دار و ما را بر گروه كافران يارى ده»﴿۱۴۷﴾) [ سوره آل عمران-۱۴۷-۱۴۶ ]
- ↑ المیزان، ج ۴، ص۴۱.
- ↑ المیزان، ج ۶، ص۳۶۸. المیزان، ج ۱۸، ص۲۵۴.
- ↑ تفسیر قرطبی، ج ۱، ص۲۱۱ ۲۱۲.المیزان، ج ۶، ص۳۶۷.
- ↑ سوره ص، آیه۴۶. سوره یوسف، آیه۲۴. سوره مریم، آیه۵۱.
- ↑ «فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ، إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ»(سوره ص، آیات ۸۲ ۸۳)
- ↑ التوبة فی ضوء القرآن، ص۱۹۴ و ص۲۸۴ و ص۳۰۳.
- ↑ التفسیرالکبیر، ج ۲۸، ص۶۱. روح المعانی، مج ۱۴، ج ۲۶، ص۸۴. نمونه، ج ۲۱، ص۴۵۲.
- ↑ التفسیرالکبیر، ج ۳۲، ص۱۶۲. روح المعانی، مج ۱۶، ج ۳۰، ص۴۶۳. تنزیه انبیاء، ص۱۷۸.
- ↑ التفسیرالکبیر، ج۳۲، ص۱۶۲. روح المعانی، مج ۱۶، ج ۳۰ ص۴۶۳.
- ↑ الفرقان، ج ۲۳، ص۴۰۶. البصائر، ج ۳۰، ص۲۲۷ ۲۳۶.
- ↑ نمونه، ج۲۲، ص۱۹ ۲۱. المیزان، ج۱۸، ص۲۵۴.
- ↑ سوره اعراف-آیه۱۲۹
- ↑ تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی، ج ۱۰، ص۶۱۹. کشف الغمه، ص۲۵۵. المیزان، ج ۶، ص۳۶۶.
- ↑ تفسیر موضوعی، ج ۱۱، ص۱۶۰.
- ↑ روح المعانی، مج ۱۴، ج ۲۶، ص۸۴. روح المعانی، مج ۱۶، ج ۳۰، ص۴۶۳. التفسیرالکبیر، ج ۳۲، ص۱۶۲.
- ↑ مصباح المتهجد، ص۴۰۵، ۵۸۴.
- ↑ التفسیرالکبیر، ج ۳۲، ص۱۶۲.
- ↑ کشف الاسرار، ج ۹، ص۱۹۱.
- ↑ التفسیرالکبیر، ج ۳۲، ص۱۶۲.
- ↑ روح المعانی، مج ۱۶، ج ۳۰، ص۴۶۳.
- ↑ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الْأَرْضِ(آیه۵، سوره شوری)
- ↑ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا(آیه ۷، سوره غافر)
- ↑ التفسیرالکبیر، ج ۲۷، ص۱۴۶. الفرقان، ج ۲۳، ص۴۰۶.
- ↑ الفرقان، ج ۲۳، ص۴۰۶.
- ↑ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ.(سوره محمّد، آیه۱۹.)
- ↑ الفرقان، ج ۲۳، ص۴۰۶.
- ↑ سوره توبه-آیه ۱۱۳
- ↑ مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُوا أُولِي قُرْبَى.(سوره توبه، آیه۱۱۳)
- ↑ (سوره نساء، آیه۴۸_ ۱۱۶)
- ↑ المیزان، ج ۹، ص۳۵۱.
- ↑ التحریر والتنویر، ج ۱۱، ص۴۴.
- ↑ نمونه، ج ۸، ص۱۵۵.
- ↑ مجمع البیان، ج ۵، ص۱۱۵. نمونه، ج ۸، ص۱۵۵.
- ↑ جامع البیان، مج ۷، ج ۱۱، ص۶۰. التفسیرالکبیر، ج ۱۶، ص۲۰۹. تفسیر عیاشی، ج ۲، ص۱۱۴.
- ↑ جامع البیان، مج۷، ج۱۱، ص۵۶ ۵۷. التفسیرالکبیر، ج ۱۶، ص۲۰۸. تفسیر قرطبی، ج ۸، ص۱۷۳.
- ↑ الکشاف، ج ۲، ص۳۱۵. التفسیر الکبیر، ج ۱۶، ص۲۰۸. الدرالمنثور، ج ۴، ص۳۰۲.
- ↑ معجم رجال الحدیث، ج ۹، ص۱۳۸ ۱۴۵.
- ↑ نمونه، ج ۸، ص۱۵۹. الغدیر، ج ۸، ص۵۶.
- ↑ الکشاف، ج۲، ص۳۱۵. التفسیرالکبیر، ج ۱۶، ص۲۰۸. تفسیر قرطبی، ج ۸، ص۱۷۳.
- ↑ تفسیر المنار، ج ۱۱، ص۵۷ ۵۸. نمونه، ج ۸، ص۱۵۸.
- ↑ التفسیرالکبیر، ج ۱۶، ص۲۰۸.
- ↑ نمونه، ج۸، ص۱۵۷۱۵۸. الغدیر، ج۸، ص۱۰۱۱.
- ↑ مجالس المؤمنین، ج ۱، ص۱۶۳. اوائل المقالات، ص۴۵ ۴۶.
- ↑ شرح نهج البلاغه، ج ۱۴، ص۲۶۶.
- ↑ اسنی المطالب، ص۳۷. الغدیر، ج۷، ص۳۵۰ ۳۸۴.
- ↑ اسنی المطالب، ص۳۳. شرح نهج البلاغه، ج ۱۴، ص۲۷۴.
- ↑ الکافی، ج ۱، ص۴۴۸.
- ↑ جواهر الفقه، ص۲۴۹.
- ↑ بحار الانوار، ج ۳۵، ص۱۱۰. بحار الانوار، ج ۳۵، ص۱۵۶.
- ↑ وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَأَوَّاهٌ حَلِيمٌ [ سوره توبه-آیه۱۱۴ ]
- ↑ نورالثقلین، ج ۲، ص۲۷۴. تفسیر عیاشی، ج ۲، ص۱۱۴. بحار الانوار، ج ۱۱، ص۷۷. بحار الانوار، ج ۱۱، ص۸۸. بحار الانوار، ج ۱۲، ص۱۵.
- ↑ سوره منافقون، آیه۶، سوره توبه، آیه۸۰
- ↑ التفسیرالکبیر، ج ۱۶، ص۱۴۸. المیزان، ج ۹، ص۳۵۱ ۳۵۲.
- ↑ سوره توبه، آیه۸۰
- ↑ سوره آل عمران، آیه۱۳۵
- ↑ الدرالمنثور، ج ۴، ص۲۵۴. التفسیرالکبیر، ج ۱۶، ص۱۴۷.
- ↑ التفسیرالکبیر، ج ۱۶، ص۱۴۷. المیزان، ج ۹، ص۳۵۴.







