فرهنگ مصادیق:ده نشانه برای شناخت منافق: تفاوت بین نسخهها
(اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح نویسههای عربی، اصلاح ارقام، اصلاح سجاوندی) |
جز (User1 صفحهٔ ده نشانه برای شناخت منافق را به فرهنگ مصادیق:ده نشانه برای شناخت منافق منتقل کرد) |
(بدون تفاوت)
| |
نسخهٔ ۱ مهر ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۵۳
از مجموع آیات فوق، نشانههای متعدّدی برای منافقان، استفاده میشود که در یک جمع بندی میتوان، آن را در ده نشانه، خلاصه کرد:
۱- دروغگویی صریح و آشکار: «وَاللهُ یَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِینَ لَکَاذِبُونَ»
۲- استفاده از سوگندهای دروغین برای گمراه ساختن مردم: «اتَّخَذُوا أَیْمَانَهُمْ جُنَّةً»
۳- عدم درک واقعیّات، بر اثر رها کردن آیین حق، بعد از شناخت آن: «لاَ یَفْقَهُونَ»
۴- داشتن ظاهری آراسته و زبانی چرب، علی رغم تهی بودن درون و باطن: «وَإِذَا رَأَیْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسَامُهُمْ»
۵- بیهودگی در جامعه و عدم انعطاف در مقابل حق، همچون یک قطعه چوب خشک: «کَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ»
۶- بدگمانی و ترس و وحشت از هر حادثه و هر چیز به خاطر خائن بودن: «یَحْسَبُونَ کُلَّ صَیْحَة عَلَیْهِمْ»
۷- حق را به باد سخریّه و استهزا گرفتن: «لَوَّوْا رُءُوسَهُمْ»
۸- فسق و گناه: «إِنَّ اللهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِینَ»
۹- خود را مالک همه چیز دانستن، و دیگران را محتاج به خود پنداشتن: «هُمُ الَّذِینَ یَقُولُونَ لاَ تُنْفِقُوا عَلَی مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللهِ حَتَّی یَنْفَضُّوا»
۱۰- خود را عزیز و دیگران را ذلیل، تصوّر کردن: «لَیُخْرِجَنَّ الاَعَزُّ مِنْهَا الاَذَلَّ»
بدون شک نشانههای منافق منحصر به اینها نیست، و از آیات دیگر قرآن و روایات اسلامی و نهج البلاغه نیز نشانههای متعدّد دیگری برای آنها استفاده میشود، حتّی در معاشرتهای روزمرّه میتوان به اوصاف و ویژگیهای دیگری از آنها پی برد، ولی آنچه در این آیات آمده، قسمت مهم و قابل توجّهی از این اوصاف است.
در نهج البلاغه خطبهای مخصوص توصیف منافقان است، در قسمتی از آن خطبه چنین آمده است:
ای بندگان خدا شما را به تقوا و پرهیزکاری سفارش میکنم و از منافقان برحذر میدارم، چرا که آنها گمراه و گمراه کنندهاند؛ خطاکار و غلط اندازند؛ هر روز به رنگ تازهای در میآیند، و به قیافهها و زبانهای مختلف خودنمایی میکنند.
از هر وسیلهای برای فریفتن و در هم شکستن شما بهره میگیرند و در هر کمین گاهی به کمین شما نشستهاند.
بد باطن و خوش ظاهرند، و پیوسته مخفیانه برای فریب مردم گام بر میدارند، و از بیراههها حرکت میکنند.
گفتارشان به ظاهر شفا بخش، امّا کردارشان دردی است درمان ناپذیر.
بر رفاه و آسایش مردم، حسد میورزند؛ اگر کسی گرفتار بلایی شود خوشحالند.
همواره امیدواران را مأیوس میکنند و همه جا آیه یأس میخوانند؛ آنها در هر راهی کشتهای دارند! و برای نفوذ در هر دلی راهی! و برای هر مصیبتی اشک ساختگی میریزند!
مدح و ثنا به یکدیگر، قرض میدهند و از یکدیگر انتظار پاداش دارند؛ در تقاضاهای خود اصرار میورزند؛ و در ملامت پرده دری میکنند؛ و هرگاه حکمی کنند از حد تجاوز مینمایند.
در برابر هر حقّی باطلی ساخته، و در مقابل هر دلیلی شبههای؛ برای هر زندهای عامل مرگی، برای هر دری کلیدی، و برای هر شبی چراغی تهیه دیدهاند!
برای رسیدن به مطامع خویش و گرمی بازار خود و فروختن کالا به گرانترین قیمت، تخم یأس در دلها میپاشند.
باطل خود را شبیه حق جلوه میدهند، و در توصیفها راه فریب پیش میگیرند.
طریق وصول به خواسته خود را آسان، و طریق خروج از دامشان را تنگ و پرپیچ و خم جلوه میدهند؛ آنها دار و دسته شیطان و شرارههای آتش دوزخند، همان گونه که خداوند فرموده: «أُوْلَئِکَ حِزْبُ الشَّیْطَانِ أَلاَ إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ؛ آنها حزب شیطانند، بدانید حزب شیطان زیانکارند!»
در این خطبه غرّا به اوصاف زیادی از آنها اشاره شده که بحثهای گذشته را تکمیل میکند.







