فرهنگ مصادیق:مصادیقی از خیانت در امانت: تفاوت بین نسخهها
(اصلاح نویسههای عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام) |
|||
| سطر ۵: | سطر ۵: | ||
خداوند متعال پس از خلق انسان, تکالیف و وظایفی را برای وی مقرر داشت که این تعالیم و وظایف را به وسیلهٔ انبیاء و اوصیای الهی برای انسان تبیین نمود. <br /> | خداوند متعال پس از خلق انسان, تکالیف و وظایفی را برای وی مقرر داشت که این تعالیم و وظایف را به وسیلهٔ انبیاء و اوصیای الهی برای انسان تبیین نمود. <br /> | ||
گروهی از این افراد خویش را مقید به انجام تکالیف الهی نموده و کسب رضای الهی را بر رضای خویش مقدم داشتهاند؛ که در قرآن کریم از این گروه با عنوان «مومنان» یاد شده است و برای آنان اوصاف و ویژگیهایی را بیان کرده است. <br /> | گروهی از این افراد خویش را مقید به انجام تکالیف الهی نموده و کسب رضای الهی را بر رضای خویش مقدم داشتهاند؛ که در قرآن کریم از این گروه با عنوان «مومنان» یاد شده است و برای آنان اوصاف و ویژگیهایی را بیان کرده است. <br /> | ||
| − | «حفظ و ادای امانت»<ref>المومنون /8 : «وَ الَّذِینَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ» </ref> در برابر خالق و خلق از صفات بارز | + | «حفظ و ادای امانت»<ref>المومنون /8 : «وَ الَّذِینَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ» </ref> در برابر خالق و خلق از صفات بارز مومنان است و این در حالی است که تمام انسانها به انجام چنین تکلیف الهی, امر شدهاند. <br /> |
در سورههایی از قرآن مجید به این موضوع با عناوین مختلف پرداخته و انسانها به [[ادای امانت]] و عدم خیانت در آن امر شدهاند. این آیات به شرح ذیل میباشند: <br /> | در سورههایی از قرآن مجید به این موضوع با عناوین مختلف پرداخته و انسانها به [[ادای امانت]] و عدم خیانت در آن امر شدهاند. این آیات به شرح ذیل میباشند: <br /> | ||
| − | ۱- ادای امانت: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن | + | ۱- ادای امانت: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تُؤَدُّواْ الْأَمَانَاتِ إِلیَ أَهْلِهَا وَ إِذَا حَکَمْتُم بَینْ النَّاسِ أَن تحکُمُواْ بِالْعَدْلِ ...»<ref>النساء/ 58: «خدا به شما فرمان میدهد که سپردهها را به صاحبان آنها ردّ کنید و چون میان مردم داوری میکنید، به عدالت داوری کنید. در حقیقت، نیکو چیزی است که خدا شما را به آن پند میدهد. خدا شنوای بیناست». و نیز: البقره/283 ؛ المومنون/ 8</ref> <br /> |
| − | ۲- عدم خیانت در امانت: [[خیانت در امانت]] شامل کتمان علم، حرفه و حقّ، تصاحب اموال مردم، اطاعت از رهبران غیر الهی، انتخاب همسر یا معلّم نااهل برای فرزندان و ... میشود.<ref>قرائتی, محسن, تفسیرنور, تهران, مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن, ج2، ص310 </ref>و در قرآن کریم نیز چنین آمده است: «یَا أَیهُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا | + | ۲- عدم خیانت در امانت: [[خیانت در امانت]] شامل کتمان علم، حرفه و حقّ، تصاحب اموال مردم، اطاعت از رهبران غیر الهی، انتخاب همسر یا معلّم نااهل برای فرزندان و ... میشود.<ref>قرائتی, محسن, تفسیرنور, تهران, مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن, ج2، ص310 </ref>و در قرآن کریم نیز چنین آمده است: «یَا أَیهُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تخونُواْ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تخونُواْ أَمَانَاتِکُمْ وَ أَنتُمْ تَعْلَمُونَ»<ref>الانفال/ 27: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، به خدا و پیامبر او خیانت مکنید و [نیز] در امانتهای خود خیانت نورزید و خود میدانید [که نباید خیانت کرد]». </ref><br /> |
نکته قابل تعمق در این میان, آن است که تعبیر «رعایت امانت» شامل ادا, محافظت و مراقبت کامل از امانت است. بنابراین اگر کوتاهی در اصلاح چیزی که مورد امانت است باعث ضرر یا خطری بشود, شخص امین موظف است که در اصلاح آن بکوشد و به این ترتیب سه کار لازم است: اداء, حفظ و اصلاح. <br /> | نکته قابل تعمق در این میان, آن است که تعبیر «رعایت امانت» شامل ادا, محافظت و مراقبت کامل از امانت است. بنابراین اگر کوتاهی در اصلاح چیزی که مورد امانت است باعث ضرر یا خطری بشود, شخص امین موظف است که در اصلاح آن بکوشد و به این ترتیب سه کار لازم است: اداء, حفظ و اصلاح. <br /> | ||
به هر حال مسلم است که پایبند بودن به تعهدات و حفظ و ادای امانات از مهمترین پایههای نظام اجتماعی بشر است و بدون آنها هرج و مرج در سرتاسر جامعه به وجود خواهد آمد، به همین دلیل حتی افراد و ملتهایی که اعتقاد الهی و مذهبی نیز ندارند ، برای مصون ماندن از این هرج و مرج اجتماعی ناشی از خیانت در عهد و امانت، خود را موظف به انجام این برنامه ، لااقل در مسائل کلی اجتماعی میدانند.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج14، ص200 </ref> <br /> | به هر حال مسلم است که پایبند بودن به تعهدات و حفظ و ادای امانات از مهمترین پایههای نظام اجتماعی بشر است و بدون آنها هرج و مرج در سرتاسر جامعه به وجود خواهد آمد، به همین دلیل حتی افراد و ملتهایی که اعتقاد الهی و مذهبی نیز ندارند ، برای مصون ماندن از این هرج و مرج اجتماعی ناشی از خیانت در عهد و امانت، خود را موظف به انجام این برنامه ، لااقل در مسائل کلی اجتماعی میدانند.<ref>مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج14، ص200 </ref> <br /> | ||
| − | زراره از امام باقر(ع) روایت کرده است؛ که از ایشان منظور از آیه «أَنْ | + | زراره از امام باقر(ع) روایت کرده است؛ که از ایشان منظور از آیه «أَنْ تُؤَدُّواْ الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها» را سوال نمودم. ایشان فرمودند: «خداوند هر امامی از ما را امر فرموده است که هر امام «امامت» را به امام بعد از خود بسپارد» <br /> |
صاحب نظران در خصوص تبیین اقسام امانت نظرات مختلفی را ایراد نمودهاند؛ برخی معتقدند که امانتها بر دو قسم اند: امانتهای خدا و امانتهای بندگان. <br /> | صاحب نظران در خصوص تبیین اقسام امانت نظرات مختلفی را ایراد نمودهاند؛ برخی معتقدند که امانتها بر دو قسم اند: امانتهای خدا و امانتهای بندگان. <br /> | ||
امانتهای خدا عباداتی مثل [[روزه]] و نماز و [[غسل]] هستند و امانتهای بندگان، عبارتند از؛ ودیعهها، عاریهها، اجناسی که داد و ستد میشود، شهادتها و ... <ref>مترجمان, ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن محقق: رضا ستوده, ج17، ص32 </ref> و گروهی نیز بر این باورند که امانتها سه گونهاند: <br /> | امانتهای خدا عباداتی مثل [[روزه]] و نماز و [[غسل]] هستند و امانتهای بندگان، عبارتند از؛ ودیعهها، عاریهها، اجناسی که داد و ستد میشود، شهادتها و ... <ref>مترجمان, ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن محقق: رضا ستوده, ج17، ص32 </ref> و گروهی نیز بر این باورند که امانتها سه گونهاند: <br /> | ||
| سطر ۲۱: | سطر ۲۱: | ||
-پیغمبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: «نشانه منافق سه چیز است؛ دروغگویی، پیمانشکنی، و خیانت در امانت».<ref>همان, ج14, ص13, ح15971-9 </ref><br /> | -پیغمبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: «نشانه منافق سه چیز است؛ دروغگویی، پیمانشکنی، و خیانت در امانت».<ref>همان, ج14, ص13, ح15971-9 </ref><br /> | ||
- امام صادق(ع) فرمودند: (تنها) نگاه به رکوع و سجود طولانی افراد نکنید، زیرا ممکن است عادتی برای آنها شده باشد که از ترک آن ناراحت شوند، ولی نگاه به راستگویی در سخن و اداء امانت آنها کنید».<ref>الکلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق, الکافی, تصحیح: علی اکبر غفاری و محمد آخوندی, ج2, ص105, ح12 و ر.ک: همان, ج2, ص104, ح2 </ref> [[حفظ امانت]] به عنوان یکی از اصول زیربنایی در یک جامعه سالم انسانی است و هیچ جامعهای خواه مادی یا الهی بدون اجرای این اصل، سامان نمییابد«اگر علی(ع) آن همه مقام در نزد پیامبر(ص) پیدا کرد به خاطر راستگویی در سخن و اداء امانت بود».<ref>همان, ج2, ص104, ح5 </ref><br /> | - امام صادق(ع) فرمودند: (تنها) نگاه به رکوع و سجود طولانی افراد نکنید، زیرا ممکن است عادتی برای آنها شده باشد که از ترک آن ناراحت شوند، ولی نگاه به راستگویی در سخن و اداء امانت آنها کنید».<ref>الکلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق, الکافی, تصحیح: علی اکبر غفاری و محمد آخوندی, ج2, ص105, ح12 و ر.ک: همان, ج2, ص104, ح2 </ref> [[حفظ امانت]] به عنوان یکی از اصول زیربنایی در یک جامعه سالم انسانی است و هیچ جامعهای خواه مادی یا الهی بدون اجرای این اصل، سامان نمییابد«اگر علی(ع) آن همه مقام در نزد پیامبر(ص) پیدا کرد به خاطر راستگویی در سخن و اداء امانت بود».<ref>همان, ج2, ص104, ح5 </ref><br /> | ||
| − | در برخی از روایات نیز، منظور از امانت، «امامت امامان معصوم» و یا مطلق «ولایت و حکومت» بیان گردیده است. چنان چه زراره از امام باقر(ع) روایت کرده است؛ که از ایشان منظور از آیه «أَنْ | + | در برخی از روایات نیز، منظور از امانت، «امامت امامان معصوم» و یا مطلق «ولایت و حکومت» بیان گردیده است. چنان چه زراره از امام باقر(ع) روایت کرده است؛ که از ایشان منظور از آیه «أَنْ تُؤَدُّواْ الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها»<ref>النساء/ 58 </ref> را سۆال نمودم. ایشان فرمودند: «خداوند هر امامی از ما را امر فرموده است که هر امام ، «امامت» را به امام بعد از خود بسپارد».<ref>بحرانی, سید هاشم, البرهان فی تفسیر القرآن, ج2، ص101, ح 2466 و ر.ک:کلینی, الکافی, پیشین, ج1, ح276, ح2 و همان, ح4 </ref> <br /> |
زراره هم چنین در خصوص این آیه میگوید: «مراد این است که ولایت و حکومت را به اهلش واگذارید و اهل آن آل محمد(ص) است.»<ref>العیاشی, محمد بن مسعود, التفسیر [تفسیر العیاشی], ج1, ص249, ح164 </ref> آن چه از روایات فوق بدست میآید آن است که اولاً: مسأله امانت و ادای آن, دارای جایگاه خاصی در فرهنگ اسلامی دارد؛ چنان چه از آن به عنوان معیار نفاق و ایمان یاد شده است و دیگر آنکه: حکومت از مهمترین ودیعههای الهی است که باید به اهل آن سپرده شود, تا جامعه اسلامی به سوی فلاح و رستگاری گام بردارد. <br /> | زراره هم چنین در خصوص این آیه میگوید: «مراد این است که ولایت و حکومت را به اهلش واگذارید و اهل آن آل محمد(ص) است.»<ref>العیاشی, محمد بن مسعود, التفسیر [تفسیر العیاشی], ج1, ص249, ح164 </ref> آن چه از روایات فوق بدست میآید آن است که اولاً: مسأله امانت و ادای آن, دارای جایگاه خاصی در فرهنگ اسلامی دارد؛ چنان چه از آن به عنوان معیار نفاق و ایمان یاد شده است و دیگر آنکه: حکومت از مهمترین ودیعههای الهی است که باید به اهل آن سپرده شود, تا جامعه اسلامی به سوی فلاح و رستگاری گام بردارد. <br /> | ||
نسخهٔ ۳۱ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۲۵
نویسنده: شهربانو زندلشمی
خیانت در امانت شامل کتمان علم، حرفه و حقّ، تصاحب اموال مردم، اطاعت از رهبران غیر الهی، انتخاب همسر یا معلّم نااهل برای فرزندان و ... میشود.
خداوند متعال پس از خلق انسان, تکالیف و وظایفی را برای وی مقرر داشت که این تعالیم و وظایف را به وسیلهٔ انبیاء و اوصیای الهی برای انسان تبیین نمود.
گروهی از این افراد خویش را مقید به انجام تکالیف الهی نموده و کسب رضای الهی را بر رضای خویش مقدم داشتهاند؛ که در قرآن کریم از این گروه با عنوان «مومنان» یاد شده است و برای آنان اوصاف و ویژگیهایی را بیان کرده است.
«حفظ و ادای امانت»[۱] در برابر خالق و خلق از صفات بارز مومنان است و این در حالی است که تمام انسانها به انجام چنین تکلیف الهی, امر شدهاند.
در سورههایی از قرآن مجید به این موضوع با عناوین مختلف پرداخته و انسانها به ادای امانت و عدم خیانت در آن امر شدهاند. این آیات به شرح ذیل میباشند:
۱- ادای امانت: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تُؤَدُّواْ الْأَمَانَاتِ إِلیَ أَهْلِهَا وَ إِذَا حَکَمْتُم بَینْ النَّاسِ أَن تحکُمُواْ بِالْعَدْلِ ...»[۲]
۲- عدم خیانت در امانت: خیانت در امانت شامل کتمان علم، حرفه و حقّ، تصاحب اموال مردم، اطاعت از رهبران غیر الهی، انتخاب همسر یا معلّم نااهل برای فرزندان و ... میشود.[۳]و در قرآن کریم نیز چنین آمده است: «یَا أَیهُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تخونُواْ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تخونُواْ أَمَانَاتِکُمْ وَ أَنتُمْ تَعْلَمُونَ»[۴]
نکته قابل تعمق در این میان, آن است که تعبیر «رعایت امانت» شامل ادا, محافظت و مراقبت کامل از امانت است. بنابراین اگر کوتاهی در اصلاح چیزی که مورد امانت است باعث ضرر یا خطری بشود, شخص امین موظف است که در اصلاح آن بکوشد و به این ترتیب سه کار لازم است: اداء, حفظ و اصلاح.
به هر حال مسلم است که پایبند بودن به تعهدات و حفظ و ادای امانات از مهمترین پایههای نظام اجتماعی بشر است و بدون آنها هرج و مرج در سرتاسر جامعه به وجود خواهد آمد، به همین دلیل حتی افراد و ملتهایی که اعتقاد الهی و مذهبی نیز ندارند ، برای مصون ماندن از این هرج و مرج اجتماعی ناشی از خیانت در عهد و امانت، خود را موظف به انجام این برنامه ، لااقل در مسائل کلی اجتماعی میدانند.[۵]
زراره از امام باقر(ع) روایت کرده است؛ که از ایشان منظور از آیه «أَنْ تُؤَدُّواْ الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها» را سوال نمودم. ایشان فرمودند: «خداوند هر امامی از ما را امر فرموده است که هر امام «امامت» را به امام بعد از خود بسپارد»
صاحب نظران در خصوص تبیین اقسام امانت نظرات مختلفی را ایراد نمودهاند؛ برخی معتقدند که امانتها بر دو قسم اند: امانتهای خدا و امانتهای بندگان.
امانتهای خدا عباداتی مثل روزه و نماز و غسل هستند و امانتهای بندگان، عبارتند از؛ ودیعهها، عاریهها، اجناسی که داد و ستد میشود، شهادتها و ... [۶] و گروهی نیز بر این باورند که امانتها سه گونهاند:
الف: امانتهای میان انسان و خدا. (وظایف و واجباتی که بر انسان تعیین شده است.)
ب: امانتهای میان انسان و دیگران. (اموال یا اسرار دیگران نزد انسان)
ج: امانتهای میان انسان و خودش. (مثل علم, عمر و قدرت که در دست ما امانت اند.) [۷]
برخی دیگر مفهوم امانت را به طور کلی این گونه تبیین نمودهاند: امانات شامل تمامی تکالیف الهی که در بشر به ودیعه سپرده شده و نیز شامل اعضاء و جوارح و قوای بشر میشود(که باید در کارهایی که مایه رضای خدا است به کار بست) و نیز شامل هر نعمت و مالی است که به آدمی داده شده است.[۸] حفظ امانت به عنوان یکی از اصول زیربنایی در یک جامعه سالم انسانی است و هیچ جامعهای خواه مادی یا الهی بدون اجرای این اصل، سامان نمییابد. [۹]در منابع اسلامی تأکیدی که دربارهٔ این موضوع شده, در مورد سایر احکام کمتر دیده میشود. در روایات ائمه اطهار(ع) نیز اهمیت این امر به وضوح و روشنی قابل استنباط است. احادیث کوتاه زیر روشنگر این واقعیت است:
- پیامبر اکرم(ص) در آخرین لحظات عمر خود به حضرت علی(ع) فرمود: «امانت را به صاحبش برگردان، چه نیکوکار باشد و چه گناهکار، ارزشمند باشد یا ناچیز، اگر چه مقداری نخ و یا پارچه و لباسی دوخته شده باشد».[۱۰]
-پیغمبر گرامی اسلام(ص) فرمودند: «نشانه منافق سه چیز است؛ دروغگویی، پیمانشکنی، و خیانت در امانت».[۱۱]
- امام صادق(ع) فرمودند: (تنها) نگاه به رکوع و سجود طولانی افراد نکنید، زیرا ممکن است عادتی برای آنها شده باشد که از ترک آن ناراحت شوند، ولی نگاه به راستگویی در سخن و اداء امانت آنها کنید».[۱۲] حفظ امانت به عنوان یکی از اصول زیربنایی در یک جامعه سالم انسانی است و هیچ جامعهای خواه مادی یا الهی بدون اجرای این اصل، سامان نمییابد«اگر علی(ع) آن همه مقام در نزد پیامبر(ص) پیدا کرد به خاطر راستگویی در سخن و اداء امانت بود».[۱۳]
در برخی از روایات نیز، منظور از امانت، «امامت امامان معصوم» و یا مطلق «ولایت و حکومت» بیان گردیده است. چنان چه زراره از امام باقر(ع) روایت کرده است؛ که از ایشان منظور از آیه «أَنْ تُؤَدُّواْ الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها»[۱۴] را سۆال نمودم. ایشان فرمودند: «خداوند هر امامی از ما را امر فرموده است که هر امام ، «امامت» را به امام بعد از خود بسپارد».[۱۵]
زراره هم چنین در خصوص این آیه میگوید: «مراد این است که ولایت و حکومت را به اهلش واگذارید و اهل آن آل محمد(ص) است.»[۱۶] آن چه از روایات فوق بدست میآید آن است که اولاً: مسأله امانت و ادای آن, دارای جایگاه خاصی در فرهنگ اسلامی دارد؛ چنان چه از آن به عنوان معیار نفاق و ایمان یاد شده است و دیگر آنکه: حکومت از مهمترین ودیعههای الهی است که باید به اهل آن سپرده شود, تا جامعه اسلامی به سوی فلاح و رستگاری گام بردارد.
پانویس
- ↑ المومنون /8 : «وَ الَّذِینَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ»
- ↑ النساء/ 58: «خدا به شما فرمان میدهد که سپردهها را به صاحبان آنها ردّ کنید و چون میان مردم داوری میکنید، به عدالت داوری کنید. در حقیقت، نیکو چیزی است که خدا شما را به آن پند میدهد. خدا شنوای بیناست». و نیز: البقره/283 ؛ المومنون/ 8
- ↑ قرائتی, محسن, تفسیرنور, تهران, مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن, ج2، ص310
- ↑ الانفال/ 27: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، به خدا و پیامبر او خیانت مکنید و [نیز] در امانتهای خود خیانت نورزید و خود میدانید [که نباید خیانت کرد]».
- ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج14، ص200
- ↑ مترجمان, ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن محقق: رضا ستوده, ج17، ص32
- ↑ قرائتی, تفسیر نور، پیشین, ج2، ص310
- ↑ موسوی همدانی, سید محمد باقر, ترجمه تفسیر المیزان, ج15، ص11
- ↑ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، پیشین, ج3، ص431
- ↑ محدث نوری، مستدرک الوسائل، قم,ج14, ص11, ح15962-15
- ↑ همان, ج14, ص13, ح15971-9
- ↑ الکلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق, الکافی, تصحیح: علی اکبر غفاری و محمد آخوندی, ج2, ص105, ح12 و ر.ک: همان, ج2, ص104, ح2
- ↑ همان, ج2, ص104, ح5
- ↑ النساء/ 58
- ↑ بحرانی, سید هاشم, البرهان فی تفسیر القرآن, ج2، ص101, ح 2466 و ر.ک:کلینی, الکافی, پیشین, ج1, ح276, ح2 و همان, ح4
- ↑ العیاشی, محمد بن مسعود, التفسیر [تفسیر العیاشی], ج1, ص249, ح164







