کتابخانه:مشاوره در آینه علم و دین: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۱۸۷: سطر ۱۸۷:
 
==فصل سوّم : اهمیت مشاوره ==
 
==فصل سوّم : اهمیت مشاوره ==
 
(مشاوره ) نقش بسیار مهمی در زندگی مادی و معنوی انسان و بویژه در بهبود تحصیل دانش آموزان ، رابطه خود با دیگران ، کاهش رفتارهای ناسازگار و انتخاب صحیح شیوه زندگی دارد .  
 
(مشاوره ) نقش بسیار مهمی در زندگی مادی و معنوی انسان و بویژه در بهبود تحصیل دانش آموزان ، رابطه خود با دیگران ، کاهش رفتارهای ناسازگار و انتخاب صحیح شیوه زندگی دارد .  
 
 
اهمیت و نقش مشاوره آنچنان است که در قرآن و کلمات معصومین (علیهم السّلام ) بسیار مورد سفارش قرار گرفته است . ما در این قسمت ، برخی از آن آیات و احادیث را بیان می کنیم :  
 
اهمیت و نقش مشاوره آنچنان است که در قرآن و کلمات معصومین (علیهم السّلام ) بسیار مورد سفارش قرار گرفته است . ما در این قسمت ، برخی از آن آیات و احادیث را بیان می کنیم :  
 
 
===مشاوره در قرآن و احادیث ===
 
===مشاوره در قرآن و احادیث ===
 
 
در قرآن ، سوره ای به نام (شورا) است که در آیات ۳۶ تا ۳۸ آن ، (مشاوره ) به عنوان یکی از صفات ویژه مؤ منان ، در ردیف توکل ، اجتناب از گناه ، (تقوا) اجابت پروردگار ، اقامه نماز ، انفاق و . . . مطرح گردیده ، می فرماید :  
 
در قرآن ، سوره ای به نام (شورا) است که در آیات ۳۶ تا ۳۸ آن ، (مشاوره ) به عنوان یکی از صفات ویژه مؤ منان ، در ردیف توکل ، اجتناب از گناه ، (تقوا) اجابت پروردگار ، اقامه نماز ، انفاق و . . . مطرح گردیده ، می فرماید :  
 
 
( . . . وَما عِنْدَاللّهِ خَیْرٌ وَاَبْقی لِلَّذینَ آمَنُوا وَعَلی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ وَالَّذینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِر الاْثْمِ وَالْفَواحِشَ وَاِذا ما غَضِبُوا هُمْ یَغْفِرُونَ وَالَّذینَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَاَقامُوا الصَّلاةَ وَاَمْرُهُمْ شُوری بَیْنَهُمْ وَمِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ ) .  
 
( . . . وَما عِنْدَاللّهِ خَیْرٌ وَاَبْقی لِلَّذینَ آمَنُوا وَعَلی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ وَالَّذینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِر الاْثْمِ وَالْفَواحِشَ وَاِذا ما غَضِبُوا هُمْ یَغْفِرُونَ وَالَّذینَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَاَقامُوا الصَّلاةَ وَاَمْرُهُمْ شُوری بَیْنَهُمْ وَمِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ ) .  
 
 
( . . . و آنچه نزد خداوند است برای کسانی که ایمان آورده و بر پروردگارشان توکل می کنند ، بهتر و پایدارتر است ؛ همان کسانی که از گناهان بزرگ و اعمال زشت ، اجتناب می ورزند و هنگامی که خشمگین شوند ، عفو می کنند . و کسانی که دعوت پروردگارشان را اجابت کرده و نماز را برپا می دارند و کارهایشان به صورت مشورت در میان آنان است و از آنچه به آنان روزی داده ایم ، انفاق می کنند) .  
 
( . . . و آنچه نزد خداوند است برای کسانی که ایمان آورده و بر پروردگارشان توکل می کنند ، بهتر و پایدارتر است ؛ همان کسانی که از گناهان بزرگ و اعمال زشت ، اجتناب می ورزند و هنگامی که خشمگین شوند ، عفو می کنند . و کسانی که دعوت پروردگارشان را اجابت کرده و نماز را برپا می دارند و کارهایشان به صورت مشورت در میان آنان است و از آنچه به آنان روزی داده ایم ، انفاق می کنند) .  
 
 
و در سوره آل عمران ، آیه ۱۵۹ خطاب به پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) در کنار امر به عفو مردم و استغفار برای آنان و به مشورت در امور با آنان چنین دستور داده است :  
 
و در سوره آل عمران ، آیه ۱۵۹ خطاب به پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) در کنار امر به عفو مردم و استغفار برای آنان و به مشورت در امور با آنان چنین دستور داده است :  
 
 
(فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظّاً غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشاوِرْهُمْ فِی الاَْمْرِ فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ . . . )
 
(فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظّاً غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشاوِرْهُمْ فِی الاَْمْرِ فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ . . . )
 
 
(به (برکت ) رحمت الهی در برابر آنان (مردم ) خرم (و مهربان ) شدی و اگر خشن و سنگدل بودی ، از اطراف تو ، پراکنده می شدند . پس آنان را ببخش و برایشان آمرزش طلب کن و در کارها با آنان مشورت کن ، اما هنگامی که تصمیم گرفتی (قاطع باش و) بر خدا توکل کن . . . ) .  
 
(به (برکت ) رحمت الهی در برابر آنان (مردم ) خرم (و مهربان ) شدی و اگر خشن و سنگدل بودی ، از اطراف تو ، پراکنده می شدند . پس آنان را ببخش و برایشان آمرزش طلب کن و در کارها با آنان مشورت کن ، اما هنگامی که تصمیم گرفتی (قاطع باش و) بر خدا توکل کن . . . ) .  
 
 
در احادیث نیز ، در وهله نخست ، مشاوره ، نیاز طبیعی فرد دانسته شده است . رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله ) در این باره فرموده است :  
 
در احادیث نیز ، در وهله نخست ، مشاوره ، نیاز طبیعی فرد دانسته شده است . رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله ) در این باره فرموده است :  
 
 
( . . . ما یستغنی رجل عن مشورة . . . ) . (۶۷)
 
( . . . ما یستغنی رجل عن مشورة . . . ) . (۶۷)
 
 
(هیچ فردی از مشاوره بی نیاز نیست ) .  
 
(هیچ فردی از مشاوره بی نیاز نیست ) .  
 
 
دوم اینکه : مشاوره امری است بدون ضرر که هیچگاه باعث بدبختی انسان نمی شود ، بلکه پشتیبان و کمک خوبی برای رشد و یافتن راه رستگاری است . پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) می فرماید :  
 
دوم اینکه : مشاوره امری است بدون ضرر که هیچگاه باعث بدبختی انسان نمی شود ، بلکه پشتیبان و کمک خوبی برای رشد و یافتن راه رستگاری است . پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) می فرماید :  
 
 
(ما شقی عبد قطّ بمشورة . . . ) . (۶۸)
 
(ما شقی عبد قطّ بمشورة . . . ) . (۶۸)
 
 
(هرگز کسی از مشورت ، بدبخت نشد) .  
 
(هرگز کسی از مشورت ، بدبخت نشد) .  
 
 
و نیز فرمود :  
 
و نیز فرمود :  
 
 
(لن یهلک إ مرؤ عن مشورة ) . (۶۹)
 
(لن یهلک إ مرؤ عن مشورة ) . (۶۹)
 
 
(هیچ کس از مشورت ، به هلاکت نمی افتد) .  
 
(هیچ کس از مشورت ، به هلاکت نمی افتد) .  
 
 
و در توصیه هایش به امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) نیز فرمود :  
 
و در توصیه هایش به امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) نیز فرمود :  
 
 
(لا مظاهرة اوثق من المشاورة . . ) . (۷۰)
 
(لا مظاهرة اوثق من المشاورة . . ) . (۷۰)
 
 
(هیچ پشتیبانی با اعتمادتر از مشاوره نیست ) .  
 
(هیچ پشتیبانی با اعتمادتر از مشاوره نیست ) .  
 
 
و نظیر آن از علی (علیه السّلام ) نقل شده که فرموده است :  
 
و نظیر آن از علی (علیه السّلام ) نقل شده که فرموده است :  
 
 
( . . . لا ظهیر کالمشاورة ) . (۷۱)
 
( . . . لا ظهیر کالمشاورة ) . (۷۱)
 
 
(هیچ پشتیبانی همانند مشاوره نیست ) .  
 
(هیچ پشتیبانی همانند مشاوره نیست ) .  
 
 
و نیز فرمود :  
 
و نیز فرمود :  
 
 
(المستشیر علی طرف النجاح ) . (۷۲)
 
(المستشیر علی طرف النجاح ) . (۷۲)
 
 
(مشورت کننده در طریق رستگاری است ) .  
 
(مشورت کننده در طریق رستگاری است ) .  
 
 
البته باید توجه داشت که بی ضرر بودن مشاوره ، مشروط به آن است که مشاوره ، با تمام حدود و شرایطی که بعدا ذکر می شود انجام شود وگرنه مشاوره ، ضررش بیش از سود آن خواهد بود .  
 
البته باید توجه داشت که بی ضرر بودن مشاوره ، مشروط به آن است که مشاوره ، با تمام حدود و شرایطی که بعدا ذکر می شود انجام شود وگرنه مشاوره ، ضررش بیش از سود آن خواهد بود .  
 
 
امام صادق (علیه السّلام ) در این زمینه می فرماید :  
 
امام صادق (علیه السّلام ) در این زمینه می فرماید :  
 
 
(ان المشورة محدودة فمن لم یعرفها بحدودها کان ضررها علیه اکثر من نفعها . . . ) . (۷۳)
 
(ان المشورة محدودة فمن لم یعرفها بحدودها کان ضررها علیه اکثر من نفعها . . . ) . (۷۳)
 
 
(به درستی که مشاوره ، دارای حدود و شرایطی است ، کسی که آن شرایط و حدود را نشناسد و آنها را رعایت نکند ، مشاوره برایش بیش از آنچه برای او سودمند باشد ، مضر خواهد بود) .  
 
(به درستی که مشاوره ، دارای حدود و شرایطی است ، کسی که آن شرایط و حدود را نشناسد و آنها را رعایت نکند ، مشاوره برایش بیش از آنچه برای او سودمند باشد ، مضر خواهد بود) .  
 
 
سوم اینکه : مشاوره همچون هدایت است که از خطا و اشتباه و درنتیجه از پشیمانی و توبیخ و سرزنش دیگران جلوگیری می نماید . علی (علیه السّلام ) می فرماید :  
 
سوم اینکه : مشاوره همچون هدایت است که از خطا و اشتباه و درنتیجه از پشیمانی و توبیخ و سرزنش دیگران جلوگیری می نماید . علی (علیه السّلام ) می فرماید :  
 
 
(الاستشارة عین الهدایة ) . (۷۴)
 
(الاستشارة عین الهدایة ) . (۷۴)
 
 
(مشورت خواهی ، هدایت است ) .  
 
(مشورت خواهی ، هدایت است ) .  
 
 
و نیز فرمود :  
 
و نیز فرمود :  
 
 
(ما استنبط الصواب بمثل المشاورة ) . (۷۵)
 
(ما استنبط الصواب بمثل المشاورة ) . (۷۵)
 
 
(هیچ چیزی همانند مشورت کردن ، راه درست را به دست نمی دهد) .  
 
(هیچ چیزی همانند مشورت کردن ، راه درست را به دست نمی دهد) .  
 
 
و نیز فرمود :  
 
و نیز فرمود :  
 
 
(المستشیر متحصن من السقط) . (۷۶)
 
(المستشیر متحصن من السقط) . (۷۶)
 
 
(مشورت کننده از اشتباه و لغرش ، مصون است ) .  
 
(مشورت کننده از اشتباه و لغرش ، مصون است ) .  
 
 
و پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) نیز فرموده است :  
 
و پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) نیز فرموده است :  
 
 
(المشاورة حصن من الندامة واءمن من الملامة ) . (۷۷)
 
(المشاورة حصن من الندامة واءمن من الملامة ) . (۷۷)
 
 
(مشاوره از پشیمانی جلوگیری می نماید و باعث می شود انسان از توبیخ و سرزنش [خود و دیگران ] ، مصون بماند) .  
 
(مشاوره از پشیمانی جلوگیری می نماید و باعث می شود انسان از توبیخ و سرزنش [خود و دیگران ] ، مصون بماند) .  
 
 
چهارم اینکه : (مشاوره ) در هر کاری لازم شمرده شده و از مشاوره نکردن نهی گردیده است و این حقیقت تذکر داده شده ، کسی که به مشاوره نمی پردازد ، پشیمان می شود . امام سجاد (علیه السّلام ) در این باره فرموده است :  
 
چهارم اینکه : (مشاوره ) در هر کاری لازم شمرده شده و از مشاوره نکردن نهی گردیده است و این حقیقت تذکر داده شده ، کسی که به مشاوره نمی پردازد ، پشیمان می شود . امام سجاد (علیه السّلام ) در این باره فرموده است :  
 
 
(لا یفعلن احدکم امرا حتی یستشیر) . (۷۸)
 
(لا یفعلن احدکم امرا حتی یستشیر) . (۷۸)
 
 
(هیچ یک از شما نباید هیچ کار مشکلی را بدون مشورت انجام دهد) .  
 
(هیچ یک از شما نباید هیچ کار مشکلی را بدون مشورت انجام دهد) .  
 
 
و امام باقر (علیه السّلام ) نیز فرمود :  
 
و امام باقر (علیه السّلام ) نیز فرمود :  
 
 
( . . . من لا یستشر یندم . . . ) . (۷۹)
 
( . . . من لا یستشر یندم . . . ) . (۷۹)
 
 
(کسی که در کارها مشورت نمی کند پشیمان می شود) .  
 
(کسی که در کارها مشورت نمی کند پشیمان می شود) .  
 
 
و امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) فرمود :  
 
و امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) فرمود :  
 
 
(من استبدّ براءیه هلک و من شاور الرجال شارکها فی عقولها) .  
 
(من استبدّ براءیه هلک و من شاور الرجال شارکها فی عقولها) .  
 
 
(کسی که به راءی خود تکیه کند هلاک می شود و کسی که با دیگران مشاوره نماید ، شریک عقلهای آنان می گردد) .  
 
(کسی که به راءی خود تکیه کند هلاک می شود و کسی که با دیگران مشاوره نماید ، شریک عقلهای آنان می گردد) .  
 
 
پنجم اینکه : (مشاوره ) باعث می شود که توفیق الهی یار انسان گردد تا در کارها موفق تر و عاقلانه تر عمل کند . پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) فرموده است :  
 
پنجم اینکه : (مشاوره ) باعث می شود که توفیق الهی یار انسان گردد تا در کارها موفق تر و عاقلانه تر عمل کند . پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) فرموده است :  
 
 
( . . . فمن استشار منهم (من امتی ) لم یعدم رشدا ومن ترکها لم یعدم غیّا) . (۸۰)
 
( . . . فمن استشار منهم (من امتی ) لم یعدم رشدا ومن ترکها لم یعدم غیّا) . (۸۰)
 
 
(از امت من هرکس مشاوره نماید ، راه رشد و درستی را از دست نخواهد داد و هرکس بدون مشورت کاری انجام دهد ، گمراهی دامنگیر او خواهد شد) .  
 
(از امت من هرکس مشاوره نماید ، راه رشد و درستی را از دست نخواهد داد و هرکس بدون مشورت کاری انجام دهد ، گمراهی دامنگیر او خواهد شد) .  
 
 
و نیز فرمود :  
 
و نیز فرمود :  
 
 
(من اءراد امرا فشاور فیه إ مراءً مسلما وفّقه اللّه لا رشد اموره ) . (۸۱)
 
(من اءراد امرا فشاور فیه إ مراءً مسلما وفّقه اللّه لا رشد اموره ) . (۸۱)
 
 
(کسی که می خواهد کاری انجام دهد و در مورد آن با فرد متدینی مشورت کند ، خداوند او را به آنچه بهترین است موفق می دارد) .  
 
(کسی که می خواهد کاری انجام دهد و در مورد آن با فرد متدینی مشورت کند ، خداوند او را به آنچه بهترین است موفق می دارد) .  
 
 
و از آن حضرت در تفسیر آیه ۳۸ شورا نقل شده است که فرمود :  
 
و از آن حضرت در تفسیر آیه ۳۸ شورا نقل شده است که فرمود :  
 
 
(ما من رجل یشاور احدا الا هدی الی الرشد) . (۸۲)
 
(ما من رجل یشاور احدا الا هدی الی الرشد) . (۸۲)
 
 
(هیچ کس با دیگری به مشاوره نمی پردازد مگر آنکه به رشد و راه صحیح ، هدایت می شود) .  
 
(هیچ کس با دیگری به مشاوره نمی پردازد مگر آنکه به رشد و راه صحیح ، هدایت می شود) .  
 
 
ششم اینکه : پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) و ائمه اطهار (علیهم السّلام ) علاوه بر اینکه خود ، مشاور مردم بودند و پیوسته به راهنمایی مردم می پرداختند ، با دیگران نیز مشورت می کردند؛ مانند آنکه در بدر ، پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) این مساءله را - که مسلمانان بجنگند یا نه - به شور گذاشت و بعد از آنکه راءی اکثریت مبنی بر جنگیدن اعلام شد ، تصمیم بر جنگ گرفت ، همچنین در مورد محل استقرار لشکر ، نظر (حباب بن منذر) پذیرفته شد(۸۳) که می گفت : گرچه این محل به دشمن نزدیک است ولی در کنار آب است . (۸۴)
 
ششم اینکه : پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) و ائمه اطهار (علیهم السّلام ) علاوه بر اینکه خود ، مشاور مردم بودند و پیوسته به راهنمایی مردم می پرداختند ، با دیگران نیز مشورت می کردند؛ مانند آنکه در بدر ، پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) این مساءله را - که مسلمانان بجنگند یا نه - به شور گذاشت و بعد از آنکه راءی اکثریت مبنی بر جنگیدن اعلام شد ، تصمیم بر جنگ گرفت ، همچنین در مورد محل استقرار لشکر ، نظر (حباب بن منذر) پذیرفته شد(۸۳) که می گفت : گرچه این محل به دشمن نزدیک است ولی در کنار آب است . (۸۴)
 
+
و یا در (جنگ خندق ) ، به منظور محافظت از شهر ، نظر (سلمان ) مبنی بر حفر گودال در اطراف مدینه را پذیرفت و پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) دستور فرمود تا اطراف مدینه را حفر کنند (۸۵) و نظایر اینها بسیار است که رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله ) و ائمه اطهار (علیهم السّلام ) پیوسته در کارها ، با اصحابشان به مشاوره می پرداختند .  
و یا در (جنگ خندق ) ، به منظور محافظت از شهر ، نظر (سلمان ) مبنی بر حفر گودال در اطراف مدینه را پذیرفت و پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) دستور فرمود تا اطراف مدینه را حفر کنند . (۸۵) و نظایر اینها بسیار است که رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله ) و ائمه اطهار (علیهم السّلام ) پیوسته در کارها ، با اصحابشان به مشاوره می پرداختند .  
+
 
+
 
امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) نیز چنین بود . مشاوره او با دوازده نفر(۸۶) مانند سلمان ، ابوذر و . . . در مورد سکوت ۲۵ ساله اش و یا قیام و جنگ و مشورت با اصحاب بدر و یاران خود در انتخاب استانداران و فرمانداران و نظایر اینها ، همه شاهد بر این حقیقت است . (۸۷)
 
امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) نیز چنین بود . مشاوره او با دوازده نفر(۸۶) مانند سلمان ، ابوذر و . . . در مورد سکوت ۲۵ ساله اش و یا قیام و جنگ و مشورت با اصحاب بدر و یاران خود در انتخاب استانداران و فرمانداران و نظایر اینها ، همه شاهد بر این حقیقت است . (۸۷)
 
 
در حدیثی نقل شده است که امام رضا (علیه السّلام ) در مورد کاری ، با یکی از اصحابش ، مشورت کرد و او از اینکه طرف مشاوره امام (علیه السّلام ) قرار گرفته ، شگفت زده شد . حضرت برای اینکه بیان نماید این روش همیشگی ماست و جای شگفتی نیست ، فرمود :  
 
در حدیثی نقل شده است که امام رضا (علیه السّلام ) در مورد کاری ، با یکی از اصحابش ، مشورت کرد و او از اینکه طرف مشاوره امام (علیه السّلام ) قرار گرفته ، شگفت زده شد . حضرت برای اینکه بیان نماید این روش همیشگی ماست و جای شگفتی نیست ، فرمود :  
 
 
( . . . ان رسول اللّه (صلی اللّه علیه و آله ) کان یستشیر اصحابه ثم یعزم علی ما یرید) . (۸۸)
 
( . . . ان رسول اللّه (صلی اللّه علیه و آله ) کان یستشیر اصحابه ثم یعزم علی ما یرید) . (۸۸)
 
 
(رسول خدا - درود خدا بر او و دودمانش باد - پیوسته از اصحابش ، در کارها ، مشورت خواهی می کرد ، سپس بر انجام خواسته اش تصمیم می گرفت ) .  
 
(رسول خدا - درود خدا بر او و دودمانش باد - پیوسته از اصحابش ، در کارها ، مشورت خواهی می کرد ، سپس بر انجام خواسته اش تصمیم می گرفت ) .  
 
 
و نیز آن حضرت از پدر بزرگوارش حضرت موسی بن جعفر (علیه السّلام ) یاد می کند و می فرماید : با اینکه عقلهای دیگران قابل مقایسه با عقل پدرم نبود ، بسیار رخ می داد که با خدمتکار خانه به مشورت می پرداخت و در پاسخ این سؤ ال که آیا با چنین فردی مشورت می کنید ، می فرمود :  
 
و نیز آن حضرت از پدر بزرگوارش حضرت موسی بن جعفر (علیه السّلام ) یاد می کند و می فرماید : با اینکه عقلهای دیگران قابل مقایسه با عقل پدرم نبود ، بسیار رخ می داد که با خدمتکار خانه به مشورت می پرداخت و در پاسخ این سؤ ال که آیا با چنین فردی مشورت می کنید ، می فرمود :  
 
 
( . . . ان اللّه تبارک و تعالی ربما فتح علی لسانه . . . ) . (۸۹)
 
( . . . ان اللّه تبارک و تعالی ربما فتح علی لسانه . . . ) . (۸۹)
 
 
(چه بسا خدا بر زبان او دری را بگشاید) .  
 
(چه بسا خدا بر زبان او دری را بگشاید) .  
 
 
شایان توجه است که پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) و ائمه طاهرین (علیهم السّلام ) خود نیاز به مشورت با دیگران نداشته اند و مشورت آنان با دیگران به منظور اهداف مشخصی بوده است .  
 
شایان توجه است که پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) و ائمه طاهرین (علیهم السّلام ) خود نیاز به مشورت با دیگران نداشته اند و مشورت آنان با دیگران به منظور اهداف مشخصی بوده است .  
 
 
مرحوم مفید (رحمه اللّه ) ، در توضیح آیه ( . . . وَشاوِرْهُمْ فِی الاَمْرِ فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوکَّلْ عَلَی اللّهِ . . . ) . (۹۰) به علت امر به مشورت پیامبر با مردم می پردازد و می فرماید : این امر ، جنبه تربیتی دارد و منظور این است که مردم یاد بگیرندکه :  
 
مرحوم مفید (رحمه اللّه ) ، در توضیح آیه ( . . . وَشاوِرْهُمْ فِی الاَمْرِ فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوکَّلْ عَلَی اللّهِ . . . ) . (۹۰) به علت امر به مشورت پیامبر با مردم می پردازد و می فرماید : این امر ، جنبه تربیتی دارد و منظور این است که مردم یاد بگیرندکه :  
 
 
اولاً : با الفت و دوستی ، با هم به مشورت بپردازند .  
 
اولاً : با الفت و دوستی ، با هم به مشورت بپردازند .  
 
 
ثانیا : یاد بگیرند که هنگام تصمیمات اخذ شده ، مؤ دب به ادب الهی بشوند و تسلیم باشند و برخلاف تصمیم گرفته شده هیچ کس اقدامی ننماید .  
 
ثانیا : یاد بگیرند که هنگام تصمیمات اخذ شده ، مؤ دب به ادب الهی بشوند و تسلیم باشند و برخلاف تصمیم گرفته شده هیچ کس اقدامی ننماید .  
 
 
نکته قابل توجه اینکه خدای سبحان به پیامبرش خبر داده بود که : ( . . . وَمِنْ اَهْلِ الْمَدِینَةِ مَرَدُوا عَلَی النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ . . . ) . (۹۱) (منافقانی در مدینه هستند که تو آنان را نمی شناسی ولی ما آنان را می شناسیم ) با اینکه آنان برخلاف دستور پیامبر عمل می کردند . خدا امر به مشورت کرد تا باطن آنان در گفتگوها روشن شود و به این منظور هم پیامبر با همه آنان نیز مشورت می کرد . در حقیقت خدا مشورت با آنان را راهی برای شناسایی آنان قرار داد .  
 
نکته قابل توجه اینکه خدای سبحان به پیامبرش خبر داده بود که : ( . . . وَمِنْ اَهْلِ الْمَدِینَةِ مَرَدُوا عَلَی النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ . . . ) . (۹۱) (منافقانی در مدینه هستند که تو آنان را نمی شناسی ولی ما آنان را می شناسیم ) با اینکه آنان برخلاف دستور پیامبر عمل می کردند . خدا امر به مشورت کرد تا باطن آنان در گفتگوها روشن شود و به این منظور هم پیامبر با همه آنان نیز مشورت می کرد . در حقیقت خدا مشورت با آنان را راهی برای شناسایی آنان قرار داد .  
 
 
مرحوم مفید (رحمه اللّه ) ، سپس به مشورت با منافقان در جنگ بدر اشاره می کند که خدا هم نیات پلید آنان را از خیانت در مشورت در سوره انفال ، آیه ۶۷ و ۶۸ بیان داشته است . (۹۲)
 
مرحوم مفید (رحمه اللّه ) ، سپس به مشورت با منافقان در جنگ بدر اشاره می کند که خدا هم نیات پلید آنان را از خیانت در مشورت در سوره انفال ، آیه ۶۷ و ۶۸ بیان داشته است . (۹۲)
 
 
و با توجه به موارد کثیره مشاوره معصومین (علیهم السّلام ) اجمالاً می توان گفت که مشاوره آنان با دیگران به منظور احترام و شخصیت دادن به مردم و رشد فکری آنان بوده است ؛ تا به مشاوره عادت کنند و بدانند که مشاوره با دیگران عیب نیست و به شخصیت کسی لطمه وارد نمی آورد .  
 
و با توجه به موارد کثیره مشاوره معصومین (علیهم السّلام ) اجمالاً می توان گفت که مشاوره آنان با دیگران به منظور احترام و شخصیت دادن به مردم و رشد فکری آنان بوده است ؛ تا به مشاوره عادت کنند و بدانند که مشاوره با دیگران عیب نیست و به شخصیت کسی لطمه وارد نمی آورد .  
 
 
و نیز به منظور شرکت دادن مردم در کارها و جلوگیری از انتقادنسبت به فرد خاص ، در صورت شکست در کار و استفاده از تاءیید مردم برای اجرای درست و کامل چیزی که بر آن تصمیم گیری شده است . و همچنین برای شناساندن افراد صلاحیتدار برای مشاوره و برحذر داشتن مردم از اینکه بر هرکسی مراجعه نکنند؛ مانند دستور امام حسن (علیه السّلام ) به (عبیداللّه بن عباس ) مبنی بر اینکه با (قیس بن سعد و سعید بن قیس ) ، در کارها مشورت کند . (۹۳)
 
و نیز به منظور شرکت دادن مردم در کارها و جلوگیری از انتقادنسبت به فرد خاص ، در صورت شکست در کار و استفاده از تاءیید مردم برای اجرای درست و کامل چیزی که بر آن تصمیم گیری شده است . و همچنین برای شناساندن افراد صلاحیتدار برای مشاوره و برحذر داشتن مردم از اینکه بر هرکسی مراجعه نکنند؛ مانند دستور امام حسن (علیه السّلام ) به (عبیداللّه بن عباس ) مبنی بر اینکه با (قیس بن سعد و سعید بن قیس ) ، در کارها مشورت کند . (۹۳)
 
 
و یا مشورت امام صادق (علیه السّلام ) با (زید بن علی بن الحسین (علیه السّلام ) )(۹۴) که برای شناساندن و معرفی این گونه افراد ، با آنان مشورت می شده و یا امر به مشورت با ایشان شده است .  
 
و یا مشورت امام صادق (علیه السّلام ) با (زید بن علی بن الحسین (علیه السّلام ) )(۹۴) که برای شناساندن و معرفی این گونه افراد ، با آنان مشورت می شده و یا امر به مشورت با ایشان شده است .  
 
 
==فصل چهارم : موضوع و هدف مشاوره ==
 
==فصل چهارم : موضوع و هدف مشاوره ==
 
 
از آیات و روایاتی که نقل شد ، به دست می آید که اولاً : هر مشکلی می تواند موضوع مشاوره باشد و محدود به موضوع خاصی نیست و همه امور زندگی فردی ، خانوادگی ، مادی ، معنوی ، شغلی ، تحصیلی ، سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و . . . را شامل می شود .  
 
از آیات و روایاتی که نقل شد ، به دست می آید که اولاً : هر مشکلی می تواند موضوع مشاوره باشد و محدود به موضوع خاصی نیست و همه امور زندگی فردی ، خانوادگی ، مادی ، معنوی ، شغلی ، تحصیلی ، سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و . . . را شامل می شود .  
 
 
ثانیا : هدف از مشاوره عبارت است از :  
 
ثانیا : هدف از مشاوره عبارت است از :  
 
 
۱ - رشد فکری و معنوی و هدایت صحیح افراد در زندگی مادی و معنوی .  
 
۱ - رشد فکری و معنوی و هدایت صحیح افراد در زندگی مادی و معنوی .  
 
 
۲ - ایجاد اعتماد به نفس و توانمندی برای تصمیم گیری بجا در حوادث و امور زندگی و جلوگیری از رفتارهای ناسازگار و سهل انگاریها و لغزشها .  
 
۲ - ایجاد اعتماد به نفس و توانمندی برای تصمیم گیری بجا در حوادث و امور زندگی و جلوگیری از رفتارهای ناسازگار و سهل انگاریها و لغزشها .  
 
 
۳ - ایجاد روحیه تعاون و همکاری و پرهیز از استبداد در راءی .  
 
۳ - ایجاد روحیه تعاون و همکاری و پرهیز از استبداد در راءی .  
 
 
۴ - حل مشکلات مراجعه کنندگان .  
 
۴ - حل مشکلات مراجعه کنندگان .  
 
 
===مشکل یا مساءله در مشاوره ===
 
===مشکل یا مساءله در مشاوره ===
 
 
در (مشاوره ) ، (مساءله یا مشکل ) به پدیده ای گفته می شود که روی کارکرد فرد ، یا گروه یا جامعه اثر می گذارد و یا پیوند فرد را با خود و دنیای پیرامون خود برهم می زند و کوششهای طبیعی حیات شخص را به مخاطره می اندازد .  
 
در (مشاوره ) ، (مساءله یا مشکل ) به پدیده ای گفته می شود که روی کارکرد فرد ، یا گروه یا جامعه اثر می گذارد و یا پیوند فرد را با خود و دنیای پیرامون خود برهم می زند و کوششهای طبیعی حیات شخص را به مخاطره می اندازد .  
 
 
مسایل و مشکلات رشدی ، سازشی و شخصیتی افراد ، به شکلهای مختلف در رفتار فرد ظاهر می شوند . برخی از صور این مشکلات عبارتند از :  
 
مسایل و مشکلات رشدی ، سازشی و شخصیتی افراد ، به شکلهای مختلف در رفتار فرد ظاهر می شوند . برخی از صور این مشکلات عبارتند از :  
 
 
۱ - استمرار عادتهای نادرست ؛ مانند مکیدن شست ، جویدن ناخن ، شب ادراری .  
 
۱ - استمرار عادتهای نادرست ؛ مانند مکیدن شست ، جویدن ناخن ، شب ادراری .  
 
 
۲ - انجام کارهای غیر عادی ، مانند راه رفتن در خواب ، بی نظمی در خواب ، کم خوابی ، پرخوابی و خواب دیدن کابوس .  
 
۲ - انجام کارهای غیر عادی ، مانند راه رفتن در خواب ، بی نظمی در خواب ، کم خوابی ، پرخوابی و خواب دیدن کابوس .  
 
 
۳ - اختلالات در رفتار اجتماعی ؛ مانند تقلب ، توهین به بزرگترها یا همگنان ، دروغگویی ، دزدی ، پرخاشگری ، گریز از مدرسه و خانه و . . .  
 
۳ - اختلالات در رفتار اجتماعی ؛ مانند تقلب ، توهین به بزرگترها یا همگنان ، دروغگویی ، دزدی ، پرخاشگری ، گریز از مدرسه و خانه و . . .  
 
 
۴ - اختلالات ارتباطی ؛ مانند انزوا طلبی ، ناتوانی در برقراری روابط و فعالیتهای گروهی ، وابستگی افراطی به دیگران و . . .  
 
۴ - اختلالات ارتباطی ؛ مانند انزوا طلبی ، ناتوانی در برقراری روابط و فعالیتهای گروهی ، وابستگی افراطی به دیگران و . . .  
 
 
۵ - ناراحتیهای عاطفی ؛ مانند اضطراب ، ترس ، خجالت بی جا ، افراط در ابراز علاقه و یا تنفر ، افسردگی و . . .  
 
۵ - ناراحتیهای عاطفی ؛ مانند اضطراب ، ترس ، خجالت بی جا ، افراط در ابراز علاقه و یا تنفر ، افسردگی و . . .  
 
 
۶ - اختلالات یادگیری ؛ مانند ناتوانی کلامی و لکنت زبان ، عدم یادگیری مهارتهای خاص ، عقب ماندگی درسی و . . .  
 
۶ - اختلالات یادگیری ؛ مانند ناتوانی کلامی و لکنت زبان ، عدم یادگیری مهارتهای خاص ، عقب ماندگی درسی و . . .  
 
 
۷ - عدم تعادل در پندار و رفتار .  
 
۷ - عدم تعادل در پندار و رفتار .  
 
 
لازم به توجه است که چه بسا مسایل و مشکلات فرد مراجعه کننده ، آمیزه ای از چند اختلال باشد؛ مانند اختلالات عاطفی و عادتهای نادرست و اضطراب و چه بسیار اختلالات بدنی که مشکلاتی عاطفی و رفتاری به دنبال دارند و یا برعکس ، مشکلات عاطفی و رفتاری که در نظم بدن ، اختلالاتی را موجب می شوند .  
 
لازم به توجه است که چه بسا مسایل و مشکلات فرد مراجعه کننده ، آمیزه ای از چند اختلال باشد؛ مانند اختلالات عاطفی و عادتهای نادرست و اضطراب و چه بسیار اختلالات بدنی که مشکلاتی عاطفی و رفتاری به دنبال دارند و یا برعکس ، مشکلات عاطفی و رفتاری که در نظم بدن ، اختلالاتی را موجب می شوند .  
 
 
و نیز باید توجه داشت که برخی عواطف از فرد به فرد دیگر و از شرایط و محیط به شرایط و محیطی دیگر انتقال می یابد؛ مثلاً خشم نوجوان نسبت به پدر ، به معلم ، مادر و یا بالعکس منتقل می شود و عدم توفیق در خواندن درس یا قطع وابستگی از دوست ، به صورت افسردگی و واکنشهای روانی و دفاعی در خانه و مدرسه ، تجلّی می نماید .  
 
و نیز باید توجه داشت که برخی عواطف از فرد به فرد دیگر و از شرایط و محیط به شرایط و محیطی دیگر انتقال می یابد؛ مثلاً خشم نوجوان نسبت به پدر ، به معلم ، مادر و یا بالعکس منتقل می شود و عدم توفیق در خواندن درس یا قطع وابستگی از دوست ، به صورت افسردگی و واکنشهای روانی و دفاعی در خانه و مدرسه ، تجلّی می نماید .  
 
 
===بیان مشکل از زبان خود مراجعه کننده ===
 
===بیان مشکل از زبان خود مراجعه کننده ===
 
 
از اولین وظایف مشاور ، کمک به (مراجعه کننده ) است تا حتی الاِمکان ، مراجعه کننده بتواند مشکلاتش را دقیق بیان کند . بسیاری از مراجعه کنندگان ، دلیلی برای رجوع به مشاور جز این ندارند که نمی دانند مشکلشان دقیقا چیست ؟ و یا از مطرح کردن آن با افراد دیگر بیم دارند ، از این رو ضروری است ، مشاور ، پرسشهایی از قبیل : (چه چیز را خود به عنوان مشکل تلقی می کنی ؟ آیا احساس می کنی این مشکل را دیگری هم دارد ؟ این مشکل در رفتارت چه اثری گذارده است ؟ با مثال بیان نما) ، طرح نماید تا مراجعه کننده بتواند به صورت دقیق و صریح ، مشکل و حدود و آثار آن را برای مشاور بیان کند .  
 
از اولین وظایف مشاور ، کمک به (مراجعه کننده ) است تا حتی الاِمکان ، مراجعه کننده بتواند مشکلاتش را دقیق بیان کند . بسیاری از مراجعه کنندگان ، دلیلی برای رجوع به مشاور جز این ندارند که نمی دانند مشکلشان دقیقا چیست ؟ و یا از مطرح کردن آن با افراد دیگر بیم دارند ، از این رو ضروری است ، مشاور ، پرسشهایی از قبیل : (چه چیز را خود به عنوان مشکل تلقی می کنی ؟ آیا احساس می کنی این مشکل را دیگری هم دارد ؟ این مشکل در رفتارت چه اثری گذارده است ؟ با مثال بیان نما) ، طرح نماید تا مراجعه کننده بتواند به صورت دقیق و صریح ، مشکل و حدود و آثار آن را برای مشاور بیان کند .  
 
 
همچنین مشاور ، مراجعه کننده را تشویق کند تا مشکل خود را به صورت واقعی و عینی مطرح نماید و از کلی گویی و ابهام در گفتار ، بپرهیزد ، مثلاً این جمله که : (احساس خوبی ندارم ) مبهم است ، ولی دو جمله : (احساس تنهایی می کنم . در مشکلات و نیازهایم کسی نیست که مرا یاری دهد) ، روشن است .  
 
همچنین مشاور ، مراجعه کننده را تشویق کند تا مشکل خود را به صورت واقعی و عینی مطرح نماید و از کلی گویی و ابهام در گفتار ، بپرهیزد ، مثلاً این جمله که : (احساس خوبی ندارم ) مبهم است ، ولی دو جمله : (احساس تنهایی می کنم . در مشکلات و نیازهایم کسی نیست که مرا یاری دهد) ، روشن است .  
 
 
و یا جمله : (دوستم با من رفتار خوبی ندارد) ، مبهم است ، ولی جمله : (دوستم مرا مسخره می کند و به من می گوید احمق ) ، روشن است .  
 
و یا جمله : (دوستم با من رفتار خوبی ندارد) ، مبهم است ، ولی جمله : (دوستم مرا مسخره می کند و به من می گوید احمق ) ، روشن است .  
 
 
در بیان مشکل ، هدفی را هم که مراجعه کننده دنبال می کند باید مورد توجه قرار گیرد؛ یعنی با پرسشهایی از قبیل اینکه می خواهی چگونه بشوی ؟ چه حالتی پیدا کنی ؟ چکار کنی که الا ن نمی توانی ؟ به مراجعه کننده کمک شود تا هدفش را روشن کند و انتظاری را که از مشاوره دارد ، به صورت صریح بیان نماید .  
 
در بیان مشکل ، هدفی را هم که مراجعه کننده دنبال می کند باید مورد توجه قرار گیرد؛ یعنی با پرسشهایی از قبیل اینکه می خواهی چگونه بشوی ؟ چه حالتی پیدا کنی ؟ چکار کنی که الا ن نمی توانی ؟ به مراجعه کننده کمک شود تا هدفش را روشن کند و انتظاری را که از مشاوره دارد ، به صورت صریح بیان نماید .  
 
 
در شناخت مسایل و کشف مشکلات افراد ، مشاور و روان درمانگر بایست به عواملی که باعث آن مسایل و مشکلات شده ، توجه نماید . از مهمترین عوامل ، سه عامل زیر است :  
 
در شناخت مسایل و کشف مشکلات افراد ، مشاور و روان درمانگر بایست به عواملی که باعث آن مسایل و مشکلات شده ، توجه نماید . از مهمترین عوامل ، سه عامل زیر است :  
 
 
۱ - نیازهای ارضا نشده : از جمله مشکلات و موانعی که در راه رشد و زندگی آرام انسان بوجود می آیند ، مشکلاتی است که به علّت ارضا نشدن نیازها پدید می آیند .  
 
۱ - نیازهای ارضا نشده : از جمله مشکلات و موانعی که در راه رشد و زندگی آرام انسان بوجود می آیند ، مشکلاتی است که به علّت ارضا نشدن نیازها پدید می آیند .  
 
 
هرعمل یا کنش انسان ، در جهت ارضای نیازهای متعدد اوست و شخص ، تحت نفوذ و تاءثیر خواسته ها و نیازهای خویش قرار می گیرد و ناکامی در آنها ، مشکلات روانی و عوارض جسمانی زیادی را به بار می آورد . شناخت این نیازها و تفکیک آنها و جهت دادنشان از نیازهای پایین تر به طرف نیازهای بالاتر ، در روند مشاوره ، بسیار مؤ ثر است . از جمله نیازهای بشر که ارضا نشدنش باعث مشکلات روانی فراوانی می شود ، عبارتند از : نیاز به احساس عزت و ارزش در نظر خود و دیگران ، احترام ، موفقیت ، مسؤ ولیت ، محبت ، تعلق (یعنی نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن ) ، نیاز به قابل اعتماد بودن ، نیاز به اعتماد به خود ، نیاز به امنیت جانی ، مالی و . . .  
 
هرعمل یا کنش انسان ، در جهت ارضای نیازهای متعدد اوست و شخص ، تحت نفوذ و تاءثیر خواسته ها و نیازهای خویش قرار می گیرد و ناکامی در آنها ، مشکلات روانی و عوارض جسمانی زیادی را به بار می آورد . شناخت این نیازها و تفکیک آنها و جهت دادنشان از نیازهای پایین تر به طرف نیازهای بالاتر ، در روند مشاوره ، بسیار مؤ ثر است . از جمله نیازهای بشر که ارضا نشدنش باعث مشکلات روانی فراوانی می شود ، عبارتند از : نیاز به احساس عزت و ارزش در نظر خود و دیگران ، احترام ، موفقیت ، مسؤ ولیت ، محبت ، تعلق (یعنی نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن ) ، نیاز به قابل اعتماد بودن ، نیاز به اعتماد به خود ، نیاز به امنیت جانی ، مالی و . . .  
 
 
مشاور ، باید بررسی کند که کدامیک از این نیازهای اساسی در شخص مراجعه کننده ، اشباع نشده و یا در آن افراط شده است که زمینه اختلالهای روانی را موجب گردیده است . مشاور ، با شناسایی آنها و راهنماییهای لازم در فراهم ساختن زمینه ارضا و یا برقراری تعادل نیازها ، کوشش می نماید .  
 
مشاور ، باید بررسی کند که کدامیک از این نیازهای اساسی در شخص مراجعه کننده ، اشباع نشده و یا در آن افراط شده است که زمینه اختلالهای روانی را موجب گردیده است . مشاور ، با شناسایی آنها و راهنماییهای لازم در فراهم ساختن زمینه ارضا و یا برقراری تعادل نیازها ، کوشش می نماید .  
 
 
روابط انسانی نیز برای ارضای نیازهای اساسی ما ضروری اند؛ زیرا اکثر نیازهای شخص ، از طریق روابط انسانی ، قابل ارضاست . داشتن روابط سالم با دیگران ، کلید رشد و آسایش آدمی است . و در شخصیت و هویت خویشتن شخص نقش عمده دارند . دیگران برای ما هم جنبه آینه دارند؛ یعنی ما را به ما نشان می دهند و هم راهنما و اسوه تقلیدی ما هستند ، همانطور که امام صادق (علیه السّلام ) می فرماید : (المسلم اخو المسلم هو عینه ومرآته ودلیله . . . ) . (۹۵)
 
روابط انسانی نیز برای ارضای نیازهای اساسی ما ضروری اند؛ زیرا اکثر نیازهای شخص ، از طریق روابط انسانی ، قابل ارضاست . داشتن روابط سالم با دیگران ، کلید رشد و آسایش آدمی است . و در شخصیت و هویت خویشتن شخص نقش عمده دارند . دیگران برای ما هم جنبه آینه دارند؛ یعنی ما را به ما نشان می دهند و هم راهنما و اسوه تقلیدی ما هستند ، همانطور که امام صادق (علیه السّلام ) می فرماید : (المسلم اخو المسلم هو عینه ومرآته ودلیله . . . ) . (۹۵)
 
 
(مسلمان ، برادر مسلمان است و به منزله چشم اوست و آینه تمام نمای او محسوب می شود (و او را به خودش نشان می دهد) و راهنما (و الگوی تقلیدی ) اوست ) .  
 
(مسلمان ، برادر مسلمان است و به منزله چشم اوست و آینه تمام نمای او محسوب می شود (و او را به خودش نشان می دهد) و راهنما (و الگوی تقلیدی ) اوست ) .  
 
 
همین روابط اگر سالم نباشند ، زمینه اکثر مشکلات و ناراحتیهای روانی افراد را فراهم می سازند و می توان گفت : عمده مشکلات انسان ، اجتماعی و ناشی از ارتباط با دیگران است .  
 
همین روابط اگر سالم نباشند ، زمینه اکثر مشکلات و ناراحتیهای روانی افراد را فراهم می سازند و می توان گفت : عمده مشکلات انسان ، اجتماعی و ناشی از ارتباط با دیگران است .  
 
 
در مشاوره ، به روابط فرد با دیگران توجه می شود و روابط سالم از ناسالم ، تفکیک می گردد و روابط ناسالمی که مشکلات روانی برای فرد ایجاد کرده است ، به وی شناسانده می شود و راهنماییهای لازم در جهت تصحیح روابطش ، صورت می پذیرد .  
 
در مشاوره ، به روابط فرد با دیگران توجه می شود و روابط سالم از ناسالم ، تفکیک می گردد و روابط ناسالمی که مشکلات روانی برای فرد ایجاد کرده است ، به وی شناسانده می شود و راهنماییهای لازم در جهت تصحیح روابطش ، صورت می پذیرد .  
 
۲ - عوامل مربوط به محیط ، موقعیتها و شرایط زندگی فرد که نتایج رفتاری و روانی خاصی را موجب شده است . عوامل مربوط به محیط که مشکل زاست ؛ شامل عوامل اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، خانواده ها ، نقایص تربیتی و آموزشی و انگیزشهای فردی و اجتماعی ، است .  
 
۲ - عوامل مربوط به محیط ، موقعیتها و شرایط زندگی فرد که نتایج رفتاری و روانی خاصی را موجب شده است . عوامل مربوط به محیط که مشکل زاست ؛ شامل عوامل اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، خانواده ها ، نقایص تربیتی و آموزشی و انگیزشهای فردی و اجتماعی ، است .  
 
 
باید توجه داشت که انسان امروزی ، در جامعه ای زندگی می کند که فرد را با امور متضاد رو به رو می سازد ، از یک سو او را به رقابتهای خشونت آمیز می کشد و از سوی دیگر ، او را به همکاری و تشریک مساعی می خواند . جامعه ، نیازها و خواستهای فرد را افزایش می دهد ، ولی وسایل کافی را برای برآوردن نیازها و خواسته های وی در اختیارش نمی گذارد . با این وصف ، گریزی از بیماریهای روانی برای افراد نیست و مشاوران نمی توانند وقایع اجتماعی و شرایط محیطی زندگی را برای مراجعه کنندگان خود ، تغییر دهند و فقط می توانند از شدت تاءثیرات اجتماعی بر افراد بکاهند و به آنان در برخورد منطقی با شرایط و وقایع اجتماعی ، کمک کنند .  
 
باید توجه داشت که انسان امروزی ، در جامعه ای زندگی می کند که فرد را با امور متضاد رو به رو می سازد ، از یک سو او را به رقابتهای خشونت آمیز می کشد و از سوی دیگر ، او را به همکاری و تشریک مساعی می خواند . جامعه ، نیازها و خواستهای فرد را افزایش می دهد ، ولی وسایل کافی را برای برآوردن نیازها و خواسته های وی در اختیارش نمی گذارد . با این وصف ، گریزی از بیماریهای روانی برای افراد نیست و مشاوران نمی توانند وقایع اجتماعی و شرایط محیطی زندگی را برای مراجعه کنندگان خود ، تغییر دهند و فقط می توانند از شدت تاءثیرات اجتماعی بر افراد بکاهند و به آنان در برخورد منطقی با شرایط و وقایع اجتماعی ، کمک کنند .  
 
 
۳ - عوامل مربوط به نحوه برداشت و طرز تلقی فرد از جهان ، محیط زندگی و موقعیت خود که موجب احساس حقارت و درک منفی از خویش می شود ، احساس عدم موفقیت در کارها ، اضطراب ، افسردگی و احساس بی کفایتی و یا عدم ابراز وجود و شایستگی نداشتن کار و شغل با شاءن و مقام خود و . . . است . (۹۶)
 
۳ - عوامل مربوط به نحوه برداشت و طرز تلقی فرد از جهان ، محیط زندگی و موقعیت خود که موجب احساس حقارت و درک منفی از خویش می شود ، احساس عدم موفقیت در کارها ، اضطراب ، افسردگی و احساس بی کفایتی و یا عدم ابراز وجود و شایستگی نداشتن کار و شغل با شاءن و مقام خود و . . . است . (۹۶)
 
 
===مراحل مشکل گشایی ===
 
===مراحل مشکل گشایی ===
 
 
در شناسایی و حل مشکلات و رفع ناراحتیهای شخصی ، مراحلی وجود دارد :  
 
در شناسایی و حل مشکلات و رفع ناراحتیهای شخصی ، مراحلی وجود دارد :  
 
 
اوّل : فرد ، با احساس مشکل ، امنیت خود را در خطر می بیند و سعی می کند آن را از دیگران مخفی نگه دارد تا عکس العمل منفی نسبت به او صورت نگیرد .  
 
اوّل : فرد ، با احساس مشکل ، امنیت خود را در خطر می بیند و سعی می کند آن را از دیگران مخفی نگه دارد تا عکس العمل منفی نسبت به او صورت نگیرد .  
 
 
دوّم : فرد ، به واقعی بودن مشکل پی می برد و خود می پذیرد که دچار مشکل شده است . بزرگترین سد در راه حل مشکلات ، نفی یا احتراز از قبول یا باور داشتن نسبت به وجود مشکل است .  
 
دوّم : فرد ، به واقعی بودن مشکل پی می برد و خود می پذیرد که دچار مشکل شده است . بزرگترین سد در راه حل مشکلات ، نفی یا احتراز از قبول یا باور داشتن نسبت به وجود مشکل است .  
 
 
سوّم : فرد ، مسؤ ولیت رو به رو شدن با مشکل و حل آن را می پذیرد و به مشاوره یا مشاور و راهنما ، به عنوان یک قدم مهم در رسیدن به یک راه حل موفقیت آمیز ، اقدام می کند .  
 
سوّم : فرد ، مسؤ ولیت رو به رو شدن با مشکل و حل آن را می پذیرد و به مشاوره یا مشاور و راهنما ، به عنوان یک قدم مهم در رسیدن به یک راه حل موفقیت آمیز ، اقدام می کند .  
 
 
چهارم : برای رسیدن به راه حل از تغییر رفتار ، افکار و راه حلهای ممکن ، استقبال می نماید و برای آن طرح ریزی و تصمیم گیری می کند .  
 
چهارم : برای رسیدن به راه حل از تغییر رفتار ، افکار و راه حلهای ممکن ، استقبال می نماید و برای آن طرح ریزی و تصمیم گیری می کند .  
 
 
پنجم : فرد ، در تلاش و کوشش برای ایجاد تغییر رفتار و زندگی خود و حل مشکل ، احساس موفقیت می کند و یاد می گیرد .  
 
پنجم : فرد ، در تلاش و کوشش برای ایجاد تغییر رفتار و زندگی خود و حل مشکل ، احساس موفقیت می کند و یاد می گیرد .  
 
 
===ضرورت مشاوره در مدارس ===
 
===ضرورت مشاوره در مدارس ===
 
 
در گذشته اشاره شد که مشاوره در بهبود تحصیلی و اتخاذ شیوه صحیح زندگی دانش آموزان ، نقش بسیار مؤ ثری دارد .  
 
در گذشته اشاره شد که مشاوره در بهبود تحصیلی و اتخاذ شیوه صحیح زندگی دانش آموزان ، نقش بسیار مؤ ثری دارد .  
 
و نیز گذشت که حل مشکلات مراجعه کنندگان ، بویژه دانش آموزان از اهداف مشاوره به حساب می آید . ضرورت مشاوره در این مهم ، آن هنگام روشنتر می شود که بدانیم دانش آموزان ، در مدارس با مسایل و مشکلات فراوانی رو به رو می شوند که حل بسیاری از آنها از عهده معلمان و مدیران عادی مدارس بیرون است و لازم است که مشاوران ورزیده و متعهدی به این امر بپردازند .  
 
و نیز گذشت که حل مشکلات مراجعه کنندگان ، بویژه دانش آموزان از اهداف مشاوره به حساب می آید . ضرورت مشاوره در این مهم ، آن هنگام روشنتر می شود که بدانیم دانش آموزان ، در مدارس با مسایل و مشکلات فراوانی رو به رو می شوند که حل بسیاری از آنها از عهده معلمان و مدیران عادی مدارس بیرون است و لازم است که مشاوران ورزیده و متعهدی به این امر بپردازند .  
 
 
مشکلات و مسایل دانش آموزان در مدارس ، با نگاهی اجمالی عبارتند از :  
 
مشکلات و مسایل دانش آموزان در مدارس ، با نگاهی اجمالی عبارتند از :  
 
 
۱ - نداشتن هدف مشخص در زندگی و یا در مدرسه .  
 
۱ - نداشتن هدف مشخص در زندگی و یا در مدرسه .  
 
 
۲ - احساس حقارت .  
 
۲ - احساس حقارت .  
 
 
۳ - کم رویی .  
 
۳ - کم رویی .  
 
 
۴ - بی حوصلگی .  
 
۴ - بی حوصلگی .  
 
 
۵ - ترس .  
 
۵ - ترس .  
 
 
۶ - نداشتن دوست و رفیق مناسب .  
 
۶ - نداشتن دوست و رفیق مناسب .  
 
 
۷ - زود رنجی .  
 
۷ - زود رنجی .  
 
 
۸ - نداشتن تفریح مناسب و سالم .  
 
۸ - نداشتن تفریح مناسب و سالم .  
 
 
۹ - بی اطلاعی از ناراحتیهای جسمی . . . و راه درمان آن .  
 
۹ - بی اطلاعی از ناراحتیهای جسمی . . . و راه درمان آن .  
 
 
۱۰ - مشکلات مادی .  
 
۱۰ - مشکلات مادی .  
 
 
۱۱ - مسایل اخلاقی و دینی .  
 
۱۱ - مسایل اخلاقی و دینی .  
 
 
۱۲ - ناسازگاری با والدین و نامادری .  
 
۱۲ - ناسازگاری با والدین و نامادری .  
 
 
۱۳ - پرخاشگری .  
 
۱۳ - پرخاشگری .  
 
 
۱۴ - خرابکاری .  
 
۱۴ - خرابکاری .  
 
 
۱۵ - تقلب و گول زدن دیگران .  
 
۱۵ - تقلب و گول زدن دیگران .  
 
 
۱۶ - تخلف از تکالیف و تنبلی در درس خواندن .  
 
۱۶ - تخلف از تکالیف و تنبلی در درس خواندن .  
 
 
۱۷ - خودنمایی .  
 
۱۷ - خودنمایی .  
 
 
۱۸ - فرار از مدرسه .  
 
۱۸ - فرار از مدرسه .  
 
 
۱۹ - توهین ، مزاحمت و آزار رسانی .  
 
۱۹ - توهین ، مزاحمت و آزار رسانی .  
 
 
۲۰ - دروغگویی .  
 
۲۰ - دروغگویی .  
 
 
۲۱ - اندوهباری .  
 
۲۱ - اندوهباری .  
 
 
۲۲ - سوء ظن .  
 
۲۲ - سوء ظن .  
 
 
۲۳ - غیبتهای مکرر .  
 
۲۳ - غیبتهای مکرر .  
 
 
۲۴ - مخالفت یا بی اعتنایی به مقررات .  
 
۲۴ - مخالفت یا بی اعتنایی به مقررات .  
 
 
۲۵ - گرایش به سیگار و مواد مخدّر .  
 
۲۵ - گرایش به سیگار و مواد مخدّر .  
 
 
۲۶ - خودبازی و مسایل جنسی دیگر و اثرات ناشی از آن .  
 
۲۶ - خودبازی و مسایل جنسی دیگر و اثرات ناشی از آن .  
 
 
۲۷ - انتخاب رشته تحصیلی بدون توجه به علاقه و استعداد .  
 
۲۷ - انتخاب رشته تحصیلی بدون توجه به علاقه و استعداد .  
 
 
۲۸ - انتخاب شغل و . . .  
 
۲۸ - انتخاب شغل و . . .  
 
 
با مطالعه و دقت در اهداف اسلام در تعلیم و تربیت ، روشن می گردد که حل مسایل و مشکلات دانش آموزان ، امری ضروری است و از آنجا که درک مسایل و مشکلات دانش آموزان و حل آنها ، نیاز به تخصص ، تعهد و دقت کافی دارد ، باید در هر مدرسه لااقل یک مشاور ، با دارا بودن شرایط لازم و مسؤ ولیت مشخص عهده دار این مهم گردد .  
 
با مطالعه و دقت در اهداف اسلام در تعلیم و تربیت ، روشن می گردد که حل مسایل و مشکلات دانش آموزان ، امری ضروری است و از آنجا که درک مسایل و مشکلات دانش آموزان و حل آنها ، نیاز به تخصص ، تعهد و دقت کافی دارد ، باید در هر مدرسه لااقل یک مشاور ، با دارا بودن شرایط لازم و مسؤ ولیت مشخص عهده دار این مهم گردد .  
 
 
===هدف مشاوره در مدارس ===
 
===هدف مشاوره در مدارس ===
 
 
مشاوره در مدارس ، باعث اموری از قبیل امور زیر می شود :  
 
مشاوره در مدارس ، باعث اموری از قبیل امور زیر می شود :  
 
 
۱ - دانش آموزان ، درک و فهم درستی از خود پیدا می کنند و به نقاط قوّت و ضعف ، تواناییها و محدودیتهای خویش پی می برند و به خودشناسی و خودیابی می رسند و ارزیابی صحیح از خود خواهند داشت .  
 
۱ - دانش آموزان ، درک و فهم درستی از خود پیدا می کنند و به نقاط قوّت و ضعف ، تواناییها و محدودیتهای خویش پی می برند و به خودشناسی و خودیابی می رسند و ارزیابی صحیح از خود خواهند داشت .  
 
 
۲ - دانش آموزان ، بهداشت را امری ارزشمند تلقی می کنند و به حدی از رشد در این زمینه می رسند که خود را به امور بهداشتی ، عادت می دهند .  
 
۲ - دانش آموزان ، بهداشت را امری ارزشمند تلقی می کنند و به حدی از رشد در این زمینه می رسند که خود را به امور بهداشتی ، عادت می دهند .  
 
 
۳ - آنان از جهان بینی صحیح و هدف زندگی و عقاید فرهنگی و دینیِ درست ، آگاه می شوند و به رشد لازم می رسند .  
 
۳ - آنان از جهان بینی صحیح و هدف زندگی و عقاید فرهنگی و دینیِ درست ، آگاه می شوند و به رشد لازم می رسند .  
 
 
۴ - به شرکت در فعالیتهای گروهی ، اجتماعی و آموزشگاهی و کسب مهارتهای لازم ، تشویق می شوند .  
 
۴ - به شرکت در فعالیتهای گروهی ، اجتماعی و آموزشگاهی و کسب مهارتهای لازم ، تشویق می شوند .  
 
 
۵ - برای تصمیم گیری مناسب تحصیلی و شغلی و . . . به دانش آموزان ، کمک می شود و با توجه به علاقه و استعداد آنان به رشته تحصیلی و یا شغل مناسب ، راهنمایی می گردند .  
 
۵ - برای تصمیم گیری مناسب تحصیلی و شغلی و . . . به دانش آموزان ، کمک می شود و با توجه به علاقه و استعداد آنان به رشته تحصیلی و یا شغل مناسب ، راهنمایی می گردند .  
 
 
۶ - رفتارهای نابهنجار دانش آموزان به رفتارهای بهنجار تغییر می یابد و در حقیقت ، مشاوره به اصلاح رفتار در آنان می انجامد .  
 
۶ - رفتارهای نابهنجار دانش آموزان به رفتارهای بهنجار تغییر می یابد و در حقیقت ، مشاوره به اصلاح رفتار در آنان می انجامد .  
 
 
==فصل پنجم : صفات و ویژگیهای مشاور ==
 
==فصل پنجم : صفات و ویژگیهای مشاور ==
 
 
مشاور کارامد و موفق ، مشاوری است که از ویژگیهای شخصیتی ، علمی ، اخلاقی ، عاطفی ، اجتماعی و تواناییهای لازم برخوردار باشد .  
 
مشاور کارامد و موفق ، مشاوری است که از ویژگیهای شخصیتی ، علمی ، اخلاقی ، عاطفی ، اجتماعی و تواناییهای لازم برخوردار باشد .  
 
 
الگوی مشخصی که از همه صفات ، تواناییها و شخصیت و منش یک مشاور کارآمد حکایت کند ، وجود ندارد ، بلکه بهترین توصیف برای او صفاتی از قبیل : خوش خلقی و برخورد شایسته با دیگران ، برخورداری از نگرش مثبت نسبت به زندگی ، اعتماد به نفس ، توانایی نفوذ در مراجعه کننده ، توانایی تصمیم گیری در مواقع مناسب ، تحمل فشارهای روانی در موقعیتهای خاص و بحرانی ، مانند موقعیتهای انتقاد و تحقیر ، کظم غیظ و فرو بردن خشم و عدم اظهار آن ، توانایی درک و احساس همه هیجانهای آدمی مانند نشاط ، غم ، همدلی ، محبت ، صمیمیت ، فداکاری ، احساس خوشبختی و . . . ، برخورداری از عقل و درایت و ثبات اندیشه ، توانایی شناخت مسایل و مشکلات و تجزیه و تحلیل آنها و استنتاج از آنها و نظایر اینها .  
 
الگوی مشخصی که از همه صفات ، تواناییها و شخصیت و منش یک مشاور کارآمد حکایت کند ، وجود ندارد ، بلکه بهترین توصیف برای او صفاتی از قبیل : خوش خلقی و برخورد شایسته با دیگران ، برخورداری از نگرش مثبت نسبت به زندگی ، اعتماد به نفس ، توانایی نفوذ در مراجعه کننده ، توانایی تصمیم گیری در مواقع مناسب ، تحمل فشارهای روانی در موقعیتهای خاص و بحرانی ، مانند موقعیتهای انتقاد و تحقیر ، کظم غیظ و فرو بردن خشم و عدم اظهار آن ، توانایی درک و احساس همه هیجانهای آدمی مانند نشاط ، غم ، همدلی ، محبت ، صمیمیت ، فداکاری ، احساس خوشبختی و . . . ، برخورداری از عقل و درایت و ثبات اندیشه ، توانایی شناخت مسایل و مشکلات و تجزیه و تحلیل آنها و استنتاج از آنها و نظایر اینها .  
 
 
اینک ، برخی از صفات مشاور را که نقش بیشتری در موفقیت مشاور دارد ، توضیح می دهیم و احادیثی از معصومین (علیهم السّلام ) را نیز در صفات مشاور می آوریم :  
 
اینک ، برخی از صفات مشاور را که نقش بیشتری در موفقیت مشاور دارد ، توضیح می دهیم و احادیثی از معصومین (علیهم السّلام ) را نیز در صفات مشاور می آوریم :  
 
 
آن که عهده دار امر مشاوره است ، باید دارای تواناییهای زیر باشد :  
 
آن که عهده دار امر مشاوره است ، باید دارای تواناییهای زیر باشد :  
 
 
==== عالم و صاحبنظر در موضوع مورد مشاوره و زمینه های آن ====
 
==== عالم و صاحبنظر در موضوع مورد مشاوره و زمینه های آن ====
 
 
مثل مسایل روان شناسی ، اصول تعلیم و تربیت ، اصول و فنون مشاوره و راهنمایی و آگاهیهای اجتماعی ، شغلی ، فرهنگی ، دینی و . . . باشد .  
 
مثل مسایل روان شناسی ، اصول تعلیم و تربیت ، اصول و فنون مشاوره و راهنمایی و آگاهیهای اجتماعی ، شغلی ، فرهنگی ، دینی و . . . باشد .  
 
 
==== توانایی ایجاد ارتباط عاطفی با دیگران ====
 
==== توانایی ایجاد ارتباط عاطفی با دیگران ====
 
 
مشاوران کارامد ، موفقیت خود را در این می دانند که می توانند با ایجاد ارتباطهایی به مراجعه کنندگانشان بپردازند تا از توجه مناسب برخوردار و از تهدید به دور باشند ، به طوری که در این ارتباط ، هر دو احساس امنیت و مصونیت کافی کنند و به عنوان اشخاص واقعی و خود انگیخته عمل کنند . ماهیت این ارتباط ، می تواند خود به خود درمان کننده باشد و عمدتا بستگی دارد به اینکه مشاور به عنوان یک شخص واقعی عمل نماید . (۹۷)
 
مشاوران کارامد ، موفقیت خود را در این می دانند که می توانند با ایجاد ارتباطهایی به مراجعه کنندگانشان بپردازند تا از توجه مناسب برخوردار و از تهدید به دور باشند ، به طوری که در این ارتباط ، هر دو احساس امنیت و مصونیت کافی کنند و به عنوان اشخاص واقعی و خود انگیخته عمل کنند . ماهیت این ارتباط ، می تواند خود به خود درمان کننده باشد و عمدتا بستگی دارد به اینکه مشاور به عنوان یک شخص واقعی عمل نماید . (۹۷)
 
 
====خلوص ====
 
====خلوص ====
 
 
مشاور ، باید انگیزه های خود را برای قبول مسؤ ولیت مشاوره و کمک مراجعه کنندگان ، مورد بررسی قرار دهد و دقیقا انتظارش را از ارتباط مشاوره ای ، برای خودش خالص سازد . تعدادی از مشاوران در بسیاری از اوقات از دلایل رضایت شخصی خود نسبت به مشاوره ، بی اطلاعند و بدون انگیزه کمک به دیگران ، نظر مشورتی می دهند و یا انگیزه خالص ندارند ، بلکه برای اجتناب از رویارویی با مشکلات شخصی ، حاضر می شوند به دیگران کمک کنند و یا به دلیل انگیزه های شخصی دیگر ، مانند اینکه مشاوره برای او اعتبار و سلطه می آورد و به وی اعتماد می کنند ، اقدام به قبول مشاوره می نمایند .  
 
مشاور ، باید انگیزه های خود را برای قبول مسؤ ولیت مشاوره و کمک مراجعه کنندگان ، مورد بررسی قرار دهد و دقیقا انتظارش را از ارتباط مشاوره ای ، برای خودش خالص سازد . تعدادی از مشاوران در بسیاری از اوقات از دلایل رضایت شخصی خود نسبت به مشاوره ، بی اطلاعند و بدون انگیزه کمک به دیگران ، نظر مشورتی می دهند و یا انگیزه خالص ندارند ، بلکه برای اجتناب از رویارویی با مشکلات شخصی ، حاضر می شوند به دیگران کمک کنند و یا به دلیل انگیزه های شخصی دیگر ، مانند اینکه مشاوره برای او اعتبار و سلطه می آورد و به وی اعتماد می کنند ، اقدام به قبول مشاوره می نمایند .  
 
 
====حلم و بردباری ====
 
====حلم و بردباری ====
 
 
مشاور با مراجعه کنندگانی از فرهنگها و سلیقه هایی مختلف ، با ارزشهای بسیار متفاوت با فرهنگ و ارزشهای خودش ، ملاقات دارد . تفاوتهای سنّی ، نژادی ، جنسی و طبقه اجتماعی - اقتصادی ، احتمال تضادهای فرهنگی و ارزشی را افزایش می دهد .  
 
مشاور با مراجعه کنندگانی از فرهنگها و سلیقه هایی مختلف ، با ارزشهای بسیار متفاوت با فرهنگ و ارزشهای خودش ، ملاقات دارد . تفاوتهای سنّی ، نژادی ، جنسی و طبقه اجتماعی - اقتصادی ، احتمال تضادهای فرهنگی و ارزشی را افزایش می دهد .  
 
 
مشاور باید با چنین مراجعه کنندگانی رو به رو شود و سعی کند مراجعه کننده را با ارزشهای اجتماعی ، اخلاقی و دینی مورد قبول ، آشنا کند و ارزشهای درست او را بپذیرد و تاءکید کند و ارزشهای ساختگی وی را در مقایسه با ارزشهای صحیح ارزیابی کند . وظیفه مشاور ، تشویق ارزشیابی عینی نگرشها ، معیارها و اعمال است ، مشاور حق ندارد ارزشهای خود را به مراجعه کننده ، تحمیل کند .  
 
مشاور باید با چنین مراجعه کنندگانی رو به رو شود و سعی کند مراجعه کننده را با ارزشهای اجتماعی ، اخلاقی و دینی مورد قبول ، آشنا کند و ارزشهای درست او را بپذیرد و تاءکید کند و ارزشهای ساختگی وی را در مقایسه با ارزشهای صحیح ارزیابی کند . وظیفه مشاور ، تشویق ارزشیابی عینی نگرشها ، معیارها و اعمال است ، مشاور حق ندارد ارزشهای خود را به مراجعه کننده ، تحمیل کند .  
 
 
==== توانایی ادامه مشاوره و شهامت پیگیریمسایل و مشکلات ، تا مرحله حل آنها====
 
==== توانایی ادامه مشاوره و شهامت پیگیریمسایل و مشکلات ، تا مرحله حل آنها====
 
 
مشاور باید برای کمک به دیگران شهامت و اعتماد به نفس داشته باشد و تقاضای کمک را نادیده نگیرد و به دلیل عدم تمایل به درگیری با شخص دیگر ، عذرخواهی ننماید . و یا آنکه نگوید که آن مورد ، از حیطه مشاوره ، خارج است . مشاور کارامد به پذیرش مسؤ ولیتها علاقه مند است و خود را در موقعیتهای خطر شخصی ، عاطفی ، حرفه ای و . . . ، قرار می دهد و چنین نیست که فقط در محدوده امن و مشخص اِعمال نماید . (۹۸)
 
مشاور باید برای کمک به دیگران شهامت و اعتماد به نفس داشته باشد و تقاضای کمک را نادیده نگیرد و به دلیل عدم تمایل به درگیری با شخص دیگر ، عذرخواهی ننماید . و یا آنکه نگوید که آن مورد ، از حیطه مشاوره ، خارج است . مشاور کارامد به پذیرش مسؤ ولیتها علاقه مند است و خود را در موقعیتهای خطر شخصی ، عاطفی ، حرفه ای و . . . ، قرار می دهد و چنین نیست که فقط در محدوده امن و مشخص اِعمال نماید . (۹۸)
 
 
==== رازداری ====
 
==== رازداری ====
 
 
رازداری به معنای محرمانه نگهداشتن تمام اطلاعات مربوط به مراجعه کننده است که در جریان مشاوره بیان کرده است . حفظ اسرار مراجعه کننده ، از حقوق وی به حساب می آید؛ زیرا ارتباط مشاوره ای ، یک ارتباط خصوصی بر اساس اعتماد است و باید در هر شرایطی به اسرار شخصی که بر اساس این اعتماد بیان گردیده ، احترام گذاشت و آنها را حفظ کرد و رازداری بخشی از اصل اخلاق حرفه ای است و از این رو باید دقیقا رعایت شود ، بر این اساس ، باید :  
 
رازداری به معنای محرمانه نگهداشتن تمام اطلاعات مربوط به مراجعه کننده است که در جریان مشاوره بیان کرده است . حفظ اسرار مراجعه کننده ، از حقوق وی به حساب می آید؛ زیرا ارتباط مشاوره ای ، یک ارتباط خصوصی بر اساس اعتماد است و باید در هر شرایطی به اسرار شخصی که بر اساس این اعتماد بیان گردیده ، احترام گذاشت و آنها را حفظ کرد و رازداری بخشی از اصل اخلاق حرفه ای است و از این رو باید دقیقا رعایت شود ، بر این اساس ، باید :  
 
 
الف - ثبت مصاحبه ها و گفتگوهای مشاوره ای به صورتی باشد که قابل استفاده برای غیر مشاور نباشد و یا گزارشها در جای امنی نگهداری شود و پس از پایان ارتباط مشاوره ای ، نابود گردد . برای اطمینان بخشی به مراجعه کننده از جهت رازداری ، می توان آنچه را که مراجعه کننده اجازه می دهد ، یادداشت و ثبت شود و زیاده بر آن را صرفا مشاور ، به خاطر بسپارد .  
 
الف - ثبت مصاحبه ها و گفتگوهای مشاوره ای به صورتی باشد که قابل استفاده برای غیر مشاور نباشد و یا گزارشها در جای امنی نگهداری شود و پس از پایان ارتباط مشاوره ای ، نابود گردد . برای اطمینان بخشی به مراجعه کننده از جهت رازداری ، می توان آنچه را که مراجعه کننده اجازه می دهد ، یادداشت و ثبت شود و زیاده بر آن را صرفا مشاور ، به خاطر بسپارد .  
 
 
ب - هرگاه ارجاع به مؤ سسه یا مشاور دیگر صورت بگیرد و یا در مورد مراجعه کننده با فرد دیگری از خانواده گفتگو شود ، از مراجعه کننده اجازه گرفته شود .  
 
ب - هرگاه ارجاع به مؤ سسه یا مشاور دیگر صورت بگیرد و یا در مورد مراجعه کننده با فرد دیگری از خانواده گفتگو شود ، از مراجعه کننده اجازه گرفته شود .  
 
 
ج - در مواردی که لازم باشد ، به دلیل قانون یا خطری که زندگی مراجعه کننده یا دیگری را به خطر می اندازد ، سرّی فاش شود ، باید مشاور ، مراجعه کننده را مطلع سازد . (۹۹)
 
ج - در مواردی که لازم باشد ، به دلیل قانون یا خطری که زندگی مراجعه کننده یا دیگری را به خطر می اندازد ، سرّی فاش شود ، باید مشاور ، مراجعه کننده را مطلع سازد . (۹۹)
 
 
==== نقش الگویی ====
 
==== نقش الگویی ====
 
 
از آنجایی که در مشاوره ، مراجعه کننده به تقلید اعمال مشاور می پردازد و برخی عقاید و نگرشهای او را به عنوان عقاید و نگرشهای خود تلقی می کند ، مشاور باید از خود ، ارزشها و رفتارش و صحت آنها ، کاملاً آگاه باشد و با احتیاط کامل عمل کند و نسبت به امور کم ارزش ، تعصب نورزد و حساسیت نشان ندهد بلکه افکار و ارزشهای صحیح را تبیین نماید و از سوی دیگر با عمل صحیح و با ارزش خود ، او را به ارزشهای دینی جذب نماید . (۱۰۰)
 
از آنجایی که در مشاوره ، مراجعه کننده به تقلید اعمال مشاور می پردازد و برخی عقاید و نگرشهای او را به عنوان عقاید و نگرشهای خود تلقی می کند ، مشاور باید از خود ، ارزشها و رفتارش و صحت آنها ، کاملاً آگاه باشد و با احتیاط کامل عمل کند و نسبت به امور کم ارزش ، تعصب نورزد و حساسیت نشان ندهد بلکه افکار و ارزشهای صحیح را تبیین نماید و از سوی دیگر با عمل صحیح و با ارزش خود ، او را به ارزشهای دینی جذب نماید . (۱۰۰)
 
 
==== احترام به همکاران ====
 
==== احترام به همکاران ====
 
 
مشاور ممکن است به عنوان یکی از اعضای گروه یا مؤ سسه ای کار کند ، باید به نقشها و حقوق همکارانشان از معلّمان ، روان شناسان ، مددکاران اجتماعی و . . . احترام بگذارد تا تضادهایی در زمینه اِعمال قدرت و مدیریت ، پیش نیاید .  
 
مشاور ممکن است به عنوان یکی از اعضای گروه یا مؤ سسه ای کار کند ، باید به نقشها و حقوق همکارانشان از معلّمان ، روان شناسان ، مددکاران اجتماعی و . . . احترام بگذارد تا تضادهایی در زمینه اِعمال قدرت و مدیریت ، پیش نیاید .  
 
 
==== خودآگاهی ====
 
==== خودآگاهی ====
 
 
مشاور باید برای کشف بیشتر تواناییها و محدودیتهای خویش بکوشد و چگونگی درک مردم از وی و واکنش آنها نسبت به خود را دریابد و این مستلزم خودآگاهی فزاینده است و به این منظور ، مشاور باید خودش را تا حدودی در خطر آشکار ساختن بر دیگران قرار دهد و مشتاق دریافت باز خورد از دیگران باشد تا دریابد که وی چگونه بر دیگران اثر می گذارد و تاچه حدّ رفتارش با مقاصدش مطابقت دارد .  
 
مشاور باید برای کشف بیشتر تواناییها و محدودیتهای خویش بکوشد و چگونگی درک مردم از وی و واکنش آنها نسبت به خود را دریابد و این مستلزم خودآگاهی فزاینده است و به این منظور ، مشاور باید خودش را تا حدودی در خطر آشکار ساختن بر دیگران قرار دهد و مشتاق دریافت باز خورد از دیگران باشد تا دریابد که وی چگونه بر دیگران اثر می گذارد و تاچه حدّ رفتارش با مقاصدش مطابقت دارد .  
 
 
==== تقوا ====
 
==== تقوا ====
 
 
مشاور باید باتقوا و آزاد از هوای نفس و ترسان از خدا باشد .  
 
مشاور باید باتقوا و آزاد از هوای نفس و ترسان از خدا باشد .  
 
 
==== علایق شایسته====
 
==== علایق شایسته====
 
 
لازم است مشاور به امور زیر علاقه مند باشد تا در مشاوره کارامد و موفق باشد :  
 
لازم است مشاور به امور زیر علاقه مند باشد تا در مشاوره کارامد و موفق باشد :  
 
 
الف - علاقه مندی به شغل مشاوره و کار با افرادی که مشکل دارند .  
 
الف - علاقه مندی به شغل مشاوره و کار با افرادی که مشکل دارند .  
 
 
ب - علاقه مندی به رشد و پیشرفت دیگران .  
 
ب - علاقه مندی به رشد و پیشرفت دیگران .  
 
 
ج - علاقه مندی به مطالعه در زمینه های گوناگون روان شناسی ، انسان شناسی ، علوم تربیتی و مشاوره که می تواند زمینه ساز مشاوره و راهنمایی باشد .  
 
ج - علاقه مندی به مطالعه در زمینه های گوناگون روان شناسی ، انسان شناسی ، علوم تربیتی و مشاوره که می تواند زمینه ساز مشاوره و راهنمایی باشد .  
 
 
د - علاقه مندی به شرکت در جلسات گروهی ، سمینارها در زمینه مشاوره و روان درمانی .  
 
د - علاقه مندی به شرکت در جلسات گروهی ، سمینارها در زمینه مشاوره و روان درمانی .  
 
 
ه - علاقه مندی به بررسی و تحقیق در رفتارهای آدمی و رسیدن به نتایج واقعی و شیوه های مؤ ثر در مشاوره و روان درمانی .  
 
ه - علاقه مندی به بررسی و تحقیق در رفتارهای آدمی و رسیدن به نتایج واقعی و شیوه های مؤ ثر در مشاوره و روان درمانی .  
 
 
و - علاقه مندی به دفاع از حق و حقیقت .  
 
و - علاقه مندی به دفاع از حق و حقیقت .  
 
 
ز - علاقه مندی به همدردی و همدلی با افراد دردمند و گرفتار .  
 
ز - علاقه مندی به همدردی و همدلی با افراد دردمند و گرفتار .  
 
 
ح - عدم علاقه به پست و مقام و عدم وابستگی به صاحب قدرت .  
 
ح - عدم علاقه به پست و مقام و عدم وابستگی به صاحب قدرت .  
 
 
و اینک چند حدیث ، در صفات مشاور بیان می کنیم :  
 
و اینک چند حدیث ، در صفات مشاور بیان می کنیم :  
 
 
رسول اکرم (صلی اللّه علیه و آله ) فرمود :  
 
رسول اکرم (صلی اللّه علیه و آله ) فرمود :  
 
 
(شاوروا العلماء الصالحین . . . ) . (۱۰۱)
 
(شاوروا العلماء الصالحین . . . ) . (۱۰۱)
 
 
(با دانشمندان صالح ، مشورت نمایید . . . ) .  
 
(با دانشمندان صالح ، مشورت نمایید . . . ) .  
 
 
علی (علیه السّلام ) فرمود :  
 
علی (علیه السّلام ) فرمود :  
 
 
(خیر من شاورت ذوُوا النُّهی والعلم واُولُوا التجارب والحزم ) . (۱۰۲)
 
(خیر من شاورت ذوُوا النُّهی والعلم واُولُوا التجارب والحزم ) . (۱۰۲)
 
 
(بهترین کسی که با او مشورت می کنی ، صاحبان خرد و دانش و دارندگان تجربه و دوراندیشانند) .  
 
(بهترین کسی که با او مشورت می کنی ، صاحبان خرد و دانش و دارندگان تجربه و دوراندیشانند) .  
 
 
و نیز فرمود :  
 
و نیز فرمود :  
 
 
(من شاور ذوی الالباب دلَّ علی الصَّواب ) . (۱۰۳)
 
(من شاور ذوی الالباب دلَّ علی الصَّواب ) . (۱۰۳)
 
 
(کسی که با صاحبان لُبّ (خردمندان ) مشورت نماید به راه درست ، راهنمایی می شود) .  
 
(کسی که با صاحبان لُبّ (خردمندان ) مشورت نماید به راه درست ، راهنمایی می شود) .  
 
 
امام صادق (علیه السّلام ) فرمود :  
 
امام صادق (علیه السّلام ) فرمود :  
 
 
(ان المشورة لا تکون اِلاّ بحدودها . . . فاوّلها ان یکون الّذی تشاوره عاقلاً والثانیة ؛ ان یکون حرّا متدینا و الثالثة ؛ ان یکون صدیقا مؤ اخیا . . . واذا کان صدیقا مؤ اخیا کتم سِرَّک . . . ) . (۱۰۴)
 
(ان المشورة لا تکون اِلاّ بحدودها . . . فاوّلها ان یکون الّذی تشاوره عاقلاً والثانیة ؛ ان یکون حرّا متدینا و الثالثة ؛ ان یکون صدیقا مؤ اخیا . . . واذا کان صدیقا مؤ اخیا کتم سِرَّک . . . ) . (۱۰۴)
 
 
(مشورت ضوابطی دارد . . .  
 
(مشورت ضوابطی دارد . . .  
 
 
۱ - اینکه مشاور عاقل باشد .  
 
۱ - اینکه مشاور عاقل باشد .  
 
 
۲ - مشاور متدین و آزاد از هوای نفس باشد .  
 
۲ - مشاور متدین و آزاد از هوای نفس باشد .  
 
 
۳ - دوست و برادر باشد . . . و اگر برادر و دوست صمیمی باشد ، سرّ تو را کتمان می نماید و رازدار باشد . . . ) .  
 
۳ - دوست و برادر باشد . . . و اگر برادر و دوست صمیمی باشد ، سرّ تو را کتمان می نماید و رازدار باشد . . . ) .  
 
 
پیامبر اکرم (صلی اللّه علیه و آله ) فرمود :  
 
پیامبر اکرم (صلی اللّه علیه و آله ) فرمود :  
 
 
(شاوروا المتقین الذین یؤ ثرون الا خرة علی الدنیا ویؤ ثرون علی انفسهم فی امورکم ) . (۱۰۵)
 
(شاوروا المتقین الذین یؤ ثرون الا خرة علی الدنیا ویؤ ثرون علی انفسهم فی امورکم ) . (۱۰۵)
 
 
(با افراد متقی مشاوره نمایید که آنان آخرت را بر دنیا و کارهای شما را بر کارهای خودشان ترجیح می دهند) .  
 
(با افراد متقی مشاوره نمایید که آنان آخرت را بر دنیا و کارهای شما را بر کارهای خودشان ترجیح می دهند) .  
 
 
و نیز علی (علیه السّلام ) فرمود :  
 
و نیز علی (علیه السّلام ) فرمود :  
 
 
(شاوِرْ فی امورک الذین یخشون اللّه . . . ) . (۱۰۶)
 
(شاوِرْ فی امورک الذین یخشون اللّه . . . ) . (۱۰۶)
 
 
(در کارت با کسی مشاوره کن که از خدا خشیت و خوف دارد) .  
 
(در کارت با کسی مشاوره کن که از خدا خشیت و خوف دارد) .  
 
 
امام صادق (علیه السّلام ) در صفات مشاور می فرماید :  
 
امام صادق (علیه السّلام ) در صفات مشاور می فرماید :  
 
 
( . . . وایّاک والراءی الفطیر وتجنّب ارتجال الکلام ولا تشر علی مستبدٍّ براءیه ولا عَلی وغد ولا علی متلوّن ولا علی لجوج و . . . ) . (۱۰۷)
 
( . . . وایّاک والراءی الفطیر وتجنّب ارتجال الکلام ولا تشر علی مستبدٍّ براءیه ولا عَلی وغد ولا علی متلوّن ولا علی لجوج و . . . ) . (۱۰۷)
 
 
(از دادن راءی بدون تاءمل و تعمق بپرهیز و از گفتن آنچه فورا بر زبان می آید ، اجتناب کن و خود با کسانی که دارای صفات زیرند به مشورت مپرداز :  
 
(از دادن راءی بدون تاءمل و تعمق بپرهیز و از گفتن آنچه فورا بر زبان می آید ، اجتناب کن و خود با کسانی که دارای صفات زیرند به مشورت مپرداز :  
 
 
الف - کسی که به ناحق بر نظر خویش پافشاری می کند .  
 
الف - کسی که به ناحق بر نظر خویش پافشاری می کند .  
 
 
ب - فرد آتش افروز و سخن چین .  
 
ب - فرد آتش افروز و سخن چین .  
 
 
ج - شخص چند چهره و منافق و متقلب .  
 
ج - شخص چند چهره و منافق و متقلب .  
 
 
د - فرد لجباز و . . . ) .  
 
د - فرد لجباز و . . . ) .  
 
 
و نیز می فرماید :  
 
و نیز می فرماید :  
 
 
(شاور فی امورک ممّا یقتضی الِّدین من فیه خمس خصال : عقل وحلم وتجربة ، و نصح وتقوی ، فان لم تجد فاستعمل الخمسة واءعزم وتوکل علی اللّه ، فان ذلک یؤ دیک الی الصواب . . . وفی المشورة تعبّاء اکتساب العلم والعاقل من یستفید منها علما جدیدا ویستدل به علی المحصول من المراد . . . ) . (۱۰۸)
 
(شاور فی امورک ممّا یقتضی الِّدین من فیه خمس خصال : عقل وحلم وتجربة ، و نصح وتقوی ، فان لم تجد فاستعمل الخمسة واءعزم وتوکل علی اللّه ، فان ذلک یؤ دیک الی الصواب . . . وفی المشورة تعبّاء اکتساب العلم والعاقل من یستفید منها علما جدیدا ویستدل به علی المحصول من المراد . . . ) . (۱۰۸)
 
 
(در کارهایت با کسی مشاوره کن که دارای پنج ویژگی و صفت باشد : عقل و درایت ، حلم و بردباری ، تجربه و کارکشتگی ، علاقه مندی به پند و نصیحت ، تقوا و حفاظت نفس از امور ناشایست ، و اگر چنین کسی را نیافتی ، این پنج صفت را در خود ایجاد کن و سپس با توکّل بر خدا ، تصمیم بر کار خویش بگیر ، بدانکه این صفات ، تو را به حقیقت می رساند . . . در مشاوره زحمت کسب علم وجود دارد و خردمند کسی است که از مشاوره ، علم جدیدی را به دست آورد و بر حاصلی از مقصود خود راه پیدا کند . . . ) .  
 
(در کارهایت با کسی مشاوره کن که دارای پنج ویژگی و صفت باشد : عقل و درایت ، حلم و بردباری ، تجربه و کارکشتگی ، علاقه مندی به پند و نصیحت ، تقوا و حفاظت نفس از امور ناشایست ، و اگر چنین کسی را نیافتی ، این پنج صفت را در خود ایجاد کن و سپس با توکّل بر خدا ، تصمیم بر کار خویش بگیر ، بدانکه این صفات ، تو را به حقیقت می رساند . . . در مشاوره زحمت کسب علم وجود دارد و خردمند کسی است که از مشاوره ، علم جدیدی را به دست آورد و بر حاصلی از مقصود خود راه پیدا کند . . . ) .  
 
 
و امام صادق (علیه السّلام ) از (لقمان ) نقل می فرماید که به پسرش سفارش می کرده که :  
 
و امام صادق (علیه السّلام ) از (لقمان ) نقل می فرماید که به پسرش سفارش می کرده که :  
 
 
( . . . واءجهد راءیک لهم اذا استشاروک ثم لاتعزم حتی تثبّت وتنظر ولا تجب فی مشورة حتی تقوم فیها وتقعد وتنام وتصلّی وانت مستعمل فکرک وحکمتک فی مشورته ، فانّ من لم یمحّض النصیحة لمن استشاره سلبه اللّه تبارک وتعالی راءیه ونزع عنه الا مانة . . . ) . (۱۰۹)
 
( . . . واءجهد راءیک لهم اذا استشاروک ثم لاتعزم حتی تثبّت وتنظر ولا تجب فی مشورة حتی تقوم فیها وتقعد وتنام وتصلّی وانت مستعمل فکرک وحکمتک فی مشورته ، فانّ من لم یمحّض النصیحة لمن استشاره سلبه اللّه تبارک وتعالی راءیه ونزع عنه الا مانة . . . ) . (۱۰۹)
 
 
(هنگامی که از تو مشورت بخواهند ، برای آنان به کاربگیر ، سپس اندیشه خود را برای ارائه نظر صائب و تا به یک راءی درست نرسیده ای ، تصمیم بر اظهار نظر مگیر و پاسخ مشورت (امور مهم ) را مده مگر آنکه در همه حال در قیام و قعود و خوابت روی آن بیندیشی و نماز بخوانی و فکرت و حکمتت را خوب به کارگیری و سپس به پاسخ اقدام کنی ، به درستی که کسی که خود را برای نصیحت و راهنمایی مراجعه کنندگانش آماده و ممحَّض ننماید ، خدا راءی و فکر صحیح را از او سلب می کند و امانت عقل و اندیشه را از او می گیرد . . . ) .  
 
(هنگامی که از تو مشورت بخواهند ، برای آنان به کاربگیر ، سپس اندیشه خود را برای ارائه نظر صائب و تا به یک راءی درست نرسیده ای ، تصمیم بر اظهار نظر مگیر و پاسخ مشورت (امور مهم ) را مده مگر آنکه در همه حال در قیام و قعود و خوابت روی آن بیندیشی و نماز بخوانی و فکرت و حکمتت را خوب به کارگیری و سپس به پاسخ اقدام کنی ، به درستی که کسی که خود را برای نصیحت و راهنمایی مراجعه کنندگانش آماده و ممحَّض ننماید ، خدا راءی و فکر صحیح را از او سلب می کند و امانت عقل و اندیشه را از او می گیرد . . . ) .  
 
 
==فصل ششم : وظایف مراجعه کنندگان ==
 
==فصل ششم : وظایف مراجعه کنندگان ==
 
 
برای افرادی که به مشورت نیازمندند نیز وظایفی برشمرده اند؛ از جمله :  
 
برای افرادی که به مشورت نیازمندند نیز وظایفی برشمرده اند؛ از جمله :  
 
 
۱ - مراجعه به کسی که واجد شرایط مشاوره باشد و انتخاب نکردن افراد جاهل ، احمق ، غیرعاقل و بی شخصیت (پست ، بدگمان به خدا ، حریص ، ترسو ، دروغگو و . . . ) . برای مشاوره در این باره روایاتی نقل شده است که در ذیل ، اشاره می شود :  
 
۱ - مراجعه به کسی که واجد شرایط مشاوره باشد و انتخاب نکردن افراد جاهل ، احمق ، غیرعاقل و بی شخصیت (پست ، بدگمان به خدا ، حریص ، ترسو ، دروغگو و . . . ) . برای مشاوره در این باره روایاتی نقل شده است که در ذیل ، اشاره می شود :  
 
 
امیرمؤ منان علی (علیه السّلام ) می فرماید :  
 
امیرمؤ منان علی (علیه السّلام ) می فرماید :  
 
 
(لا تشاورنّ فی امرک من یجهل ) . (۱۱۰)
 
(لا تشاورنّ فی امرک من یجهل ) . (۱۱۰)
 
 
(نباید در کار خود با کسی که نادان است مشورت کنی ) .  
 
(نباید در کار خود با کسی که نادان است مشورت کنی ) .  
 
 
و نیز امام صادق (علیه السّلام ) فرمود :  
 
و نیز امام صادق (علیه السّلام ) فرمود :  
 
 
(استشر العاقل . . . ) . (۱۱۱)
 
(استشر العاقل . . . ) . (۱۱۱)
 
 
(با عاقل و غیر احمق ، مشورت کن ) .  
 
(با عاقل و غیر احمق ، مشورت کن ) .  
 
 
همچنین آن حضرت می فرماید :  
 
همچنین آن حضرت می فرماید :  
 
 
(ایاک ومشاورة النساء اِلاّ من جرّبت بکمال عقل ، فانّ راءیهن یجرّ الی الا فن وعزمهن الی وهن ) . (۱۱۲)
 
(ایاک ومشاورة النساء اِلاّ من جرّبت بکمال عقل ، فانّ راءیهن یجرّ الی الا فن وعزمهن الی وهن ) . (۱۱۲)
 
(از مشورت با زنانی که به کمال عقلی نرسیده اند ، بپرهیز؛ زیرا چه بسا راءیشان نسنجیده باشد و بر اساس امر نیندیشیده ای  
 
(از مشورت با زنانی که به کمال عقلی نرسیده اند ، بپرهیز؛ زیرا چه بسا راءیشان نسنجیده باشد و بر اساس امر نیندیشیده ای  
 
نتیجه گیری کنند و تصمیم بگیرند) .  
 
نتیجه گیری کنند و تصمیم بگیرند) .  
 
 
لازم به توجه است که این حدیث مانند احادیث متعدد دیگر ، دلالت دارند که (اسلام ) مردم را از مشاوره با زنان به صورت مطلق ، نهی نکرده است ، بلکه از مشاوره با زنانی نهی شده است که به کمال عقلی نرسیده اند و یا برخی دیگر از صفات مشاور را ندارند و به همین جهت ، در احادیث ، مواردی به چشم می خورد که مشورت با زن مورد تاءیید قرار گرفته و به عنوان عامل مؤ ثر در موفقیت مرد به حساب آمده است ؛ مانند آنچه امام موسی بن جعفر (علیه السّلام ) در مورد زن و مرد صالح از بنی اسرائیل نقل می فرماید :  
 
لازم به توجه است که این حدیث مانند احادیث متعدد دیگر ، دلالت دارند که (اسلام ) مردم را از مشاوره با زنان به صورت مطلق ، نهی نکرده است ، بلکه از مشاوره با زنانی نهی شده است که به کمال عقلی نرسیده اند و یا برخی دیگر از صفات مشاور را ندارند و به همین جهت ، در احادیث ، مواردی به چشم می خورد که مشورت با زن مورد تاءیید قرار گرفته و به عنوان عامل مؤ ثر در موفقیت مرد به حساب آمده است ؛ مانند آنچه امام موسی بن جعفر (علیه السّلام ) در مورد زن و مرد صالح از بنی اسرائیل نقل می فرماید :  
 
 
(آن مرد خواب دید که خدا عمرش را نصف کرده ، یک نصف در مال و وسعت و نصف دیگر در ضیق و زندگی مشقت ، او مخیّر شد که اوّل یکی از آن دو نصف را اختیار کند ، او گفت : من زن نیکوکاری دارم که شریک من در زندگی است ، با او مشورت می کنم و به شما خبر می دهم : (ان لی زوجة صالحة وهی شریکی فی المعاش ، فاءشاورها فی ذلک . . . ) ، سپس او صبحگاه با همسرش مشورت کرد ، همسرش گفت : نصف اول را اختیار کن و عافیت را ابتدا داشته باش . شایدخدا بعدا به ما رحم کند و نعمتش را بر ما تمام نماید . او در شب بعد در خواب گفت که من نصف اول را اختیار کردم ، خدا هم در روزی به او وسعت داد . همسرش به وی گفت : از این مال به اقوام و نیازمندان ، همسایگان و برادرت بده . او هم چنین کرد . وقتی نصف اول عمر تمام شد ، آن مرد همان را که در خواب دیده بود ، دوباره دید ، به وی گفته شد خدا از تو تشکر می کند و بقیه عمرت هم در وسعت خواهی بود) . (۱۱۳)
 
(آن مرد خواب دید که خدا عمرش را نصف کرده ، یک نصف در مال و وسعت و نصف دیگر در ضیق و زندگی مشقت ، او مخیّر شد که اوّل یکی از آن دو نصف را اختیار کند ، او گفت : من زن نیکوکاری دارم که شریک من در زندگی است ، با او مشورت می کنم و به شما خبر می دهم : (ان لی زوجة صالحة وهی شریکی فی المعاش ، فاءشاورها فی ذلک . . . ) ، سپس او صبحگاه با همسرش مشورت کرد ، همسرش گفت : نصف اول را اختیار کن و عافیت را ابتدا داشته باش . شایدخدا بعدا به ما رحم کند و نعمتش را بر ما تمام نماید . او در شب بعد در خواب گفت که من نصف اول را اختیار کردم ، خدا هم در روزی به او وسعت داد . همسرش به وی گفت : از این مال به اقوام و نیازمندان ، همسایگان و برادرت بده . او هم چنین کرد . وقتی نصف اول عمر تمام شد ، آن مرد همان را که در خواب دیده بود ، دوباره دید ، به وی گفته شد خدا از تو تشکر می کند و بقیه عمرت هم در وسعت خواهی بود) . (۱۱۳)
 
 
و نیز امام صادق (علیه السّلام ) فرمود :  
 
و نیز امام صادق (علیه السّلام ) فرمود :  
 
 
( . . . فلا تستشر العبد والسفلة فی امرک . . . ) . (۱۱۴)
 
( . . . فلا تستشر العبد والسفلة فی امرک . . . ) . (۱۱۴)
 
 
(با افراد بی شخصیت و پست مشورت نکن ) .  
 
(با افراد بی شخصیت و پست مشورت نکن ) .  
 
 
و نیز فرمود :  
 
و نیز فرمود :  
 
 
(ولا تدخلن فی مشورتک بخیلاً یعدل بک عن الفضل ویعدک الفقر ولا جبانا یضعفک عن الامور ، ولا حریصا یزین لک الشره بالجور ، فان البخل والجبن والحرص غرائز شتی یجمعها سوء الظن باللّه ) . (۱۱۵)
 
(ولا تدخلن فی مشورتک بخیلاً یعدل بک عن الفضل ویعدک الفقر ولا جبانا یضعفک عن الامور ، ولا حریصا یزین لک الشره بالجور ، فان البخل والجبن والحرص غرائز شتی یجمعها سوء الظن باللّه ) . (۱۱۵)
 
 
(در مشورت خود بخیل را راه مده ؛ زیرا تو را از عطا و تفضل به دیگران باز می دارد و می گوید تو فقیر می شوی . همچنین با فرد ترسو مشورت نکن ؛ چون تو را در تصمیمات ، ضعیف و سست می کند . و نیز حریص را طرف مشورت خود قرار مده ؛ چونکه حرص در طلب مال را - هرچند با تجاوز به حقوق دیگران - برای تو زیبا جلوه می دهد . بدان که بخل و ترس و حرص ، گرایشهای مختلفی است که جامع آنها بدگمانی به خداوند است ) .  
 
(در مشورت خود بخیل را راه مده ؛ زیرا تو را از عطا و تفضل به دیگران باز می دارد و می گوید تو فقیر می شوی . همچنین با فرد ترسو مشورت نکن ؛ چون تو را در تصمیمات ، ضعیف و سست می کند . و نیز حریص را طرف مشورت خود قرار مده ؛ چونکه حرص در طلب مال را - هرچند با تجاوز به حقوق دیگران - برای تو زیبا جلوه می دهد . بدان که بخل و ترس و حرص ، گرایشهای مختلفی است که جامع آنها بدگمانی به خداوند است ) .  
 
 
آن حضرت در جای دیگر فرموده است :  
 
آن حضرت در جای دیگر فرموده است :  
 
 
(لا تستشر الکذاب ، فانه کالسراب یقرب الیک البعید ویبعد علیک القریب ) . (۱۱۶)
 
(لا تستشر الکذاب ، فانه کالسراب یقرب الیک البعید ویبعد علیک القریب ) . (۱۱۶)
 
 
(از دروغگو مشورت خواهی نکن ؛ زیرا او مانند سراب است و دور را برای تو نزدیک و نزدیک را برای تو دور جلوه می دهد) .  
 
(از دروغگو مشورت خواهی نکن ؛ زیرا او مانند سراب است و دور را برای تو نزدیک و نزدیک را برای تو دور جلوه می دهد) .  
 
 
۲ - مراجعه کردن به مشاوری که مورد اعتماد و پذیرش است . امام صادق (علیه السّلام ) می فرماید :  
 
۲ - مراجعه کردن به مشاوری که مورد اعتماد و پذیرش است . امام صادق (علیه السّلام ) می فرماید :  
 
 
( . . . ولا تشاور من لا یصدقه عقلک وان کان مشهورا بالعقل والورع . . . ) . (۱۱۷)
 
( . . . ولا تشاور من لا یصدقه عقلک وان کان مشهورا بالعقل والورع . . . ) . (۱۱۷)
 
 
(با کسی که مورد قبول عقل تو نیست مشورت نکن ، گرچه به عقل و تقوا (دیانت ) مشهور باشد) .  
 
(با کسی که مورد قبول عقل تو نیست مشورت نکن ، گرچه به عقل و تقوا (دیانت ) مشهور باشد) .  
 
 
۳ - پیروی از راهنماییهای مشاور و مخالفت نکردن با تکالیفی که او مشخص می کند . حضرت امام صادق (علیه السّلام ) در این باره می فرماید :  
 
۳ - پیروی از راهنماییهای مشاور و مخالفت نکردن با تکالیفی که او مشخص می کند . حضرت امام صادق (علیه السّلام ) در این باره می فرماید :  
 
 
(استشر العاقل من الرجال الوَرع ، فانه لا یاءمر الا بخیر وایاک والخلاف فان مخالفة الورع العاقل مفسدة فی الدین والدنیا) . (۱۱۸)
 
(استشر العاقل من الرجال الوَرع ، فانه لا یاءمر الا بخیر وایاک والخلاف فان مخالفة الورع العاقل مفسدة فی الدین والدنیا) . (۱۱۸)
 
 
(با عاقلِ متدین مشورت کن که او بجز خیر تکلیف نمی کند و از مخالفت کردن با او بپرهیز؛ زیرا فساد در دین و دنیا را به دنبال دارد) .  
 
(با عاقلِ متدین مشورت کن که او بجز خیر تکلیف نمی کند و از مخالفت کردن با او بپرهیز؛ زیرا فساد در دین و دنیا را به دنبال دارد) .  
 
 
و نیز فرمود :  
 
و نیز فرمود :  
 
 
( . . . واذا شاورت من یصدّقه قلبک فلا تخالفه فیما یشیر به علیک و ان کان بخلاف مرادک . . . ) . (۱۱۹)
 
( . . . واذا شاورت من یصدّقه قلبک فلا تخالفه فیما یشیر به علیک و ان کان بخلاف مرادک . . . ) . (۱۱۹)
 
 
(وقتی با کسی که مورد قبول تو است مشورت می کنی ، با او ، در آنچه به ظاهر علیه تو نظر می دهد ، مخالفت نکن ، گرچه برخلاف خواسته ات باشد) .  
 
(وقتی با کسی که مورد قبول تو است مشورت می کنی ، با او ، در آنچه به ظاهر علیه تو نظر می دهد ، مخالفت نکن ، گرچه برخلاف خواسته ات باشد) .  
 
 
البته باید توجه داشت که در صورت اختلاف راءی مشاوران ، لازم است از بهترین راءی پیروی کرد؛ چنانکه قرآن در توصیف خردمندان می فرماید :  
 
البته باید توجه داشت که در صورت اختلاف راءی مشاوران ، لازم است از بهترین راءی پیروی کرد؛ چنانکه قرآن در توصیف خردمندان می فرماید :  
 
 
( . . . فَبَشِّرْ عِبادِ اْلَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ اَحْسَنَهُ اُولئِکَ الَّذِینَ هَدیهُمُ اللّهُ وَاُولئِکَ هُمْ اُولُواالاَْلْبابِ ) . (۱۲۰)
 
( . . . فَبَشِّرْ عِبادِ اْلَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ اَحْسَنَهُ اُولئِکَ الَّذِینَ هَدیهُمُ اللّهُ وَاُولئِکَ هُمْ اُولُواالاَْلْبابِ ) . (۱۲۰)
 
 
(بشارت ده بندگان مرا که سخنان را می شنوند و بهترین آنها را پیروی می کنند ، اینان همان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده است و آنان در حقیقت خردمندانند) .  
 
(بشارت ده بندگان مرا که سخنان را می شنوند و بهترین آنها را پیروی می کنند ، اینان همان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده است و آنان در حقیقت خردمندانند) .  
 
 
۴ - متهم نساختن مشاور و تشکر از اظهار نظرهای وی . امام سجاد (علیه السّلام ) در این باره می فرماید :  
 
۴ - متهم نساختن مشاور و تشکر از اظهار نظرهای وی . امام سجاد (علیه السّلام ) در این باره می فرماید :  
 
 
(واما حق المشیر علیک فلا تتّهمه . . . فامّا تهمته فلا تجوز لک اذا کان عندک ممن یستحق المشاورة ولا تدع شکره علی ما بدالک من إ شخاص راءیه وحسن وجه مشورته . . . ) . (۱۲۱)
 
(واما حق المشیر علیک فلا تتّهمه . . . فامّا تهمته فلا تجوز لک اذا کان عندک ممن یستحق المشاورة ولا تدع شکره علی ما بدالک من إ شخاص راءیه وحسن وجه مشورته . . . ) . (۱۲۱)
 
 
(حق مشاور بر مراجعه کننده این است که او را متهم نسازد . اتهام نسبت به کسی که او را مستحق مشورت دانسته ای ، جایز نیست ؛ بلکه باید از اظهار نظر و حسن پذیرشش در مشاوره تشکر کنی و او را سپاسگزار باشی ) .  
 
(حق مشاور بر مراجعه کننده این است که او را متهم نسازد . اتهام نسبت به کسی که او را مستحق مشورت دانسته ای ، جایز نیست ؛ بلکه باید از اظهار نظر و حسن پذیرشش در مشاوره تشکر کنی و او را سپاسگزار باشی ) .  
 
 
==فصل هفتم : اصول مشاوره و راهنمایی ==
 
==فصل هفتم : اصول مشاوره و راهنمایی ==
 
 
(اصل ) در لغت به معنای ریشه و منشاء و مصدر چیزی است و منظور از اصول مشاوره و راهنمایی ، (قواعد و مفاهیم نسبتا کلی است که باید مبنای کار و فعالیت راهنمایان ، مشاوران و مراجعه کنندگان قرار گیرد) .  
 
(اصل ) در لغت به معنای ریشه و منشاء و مصدر چیزی است و منظور از اصول مشاوره و راهنمایی ، (قواعد و مفاهیم نسبتا کلی است که باید مبنای کار و فعالیت راهنمایان ، مشاوران و مراجعه کنندگان قرار گیرد) .  
 
 
در این باره تذکر چند نکته ضروری است :  
 
در این باره تذکر چند نکته ضروری است :  
 
 
۱ - از آنجا که مشاوره ، خود نوعی راهنمایی است ، اصول مشاوره ، اصول راهنمایی نیز محسوب می شود و در آنجا نیز به کار می آید .  
 
۱ - از آنجا که مشاوره ، خود نوعی راهنمایی است ، اصول مشاوره ، اصول راهنمایی نیز محسوب می شود و در آنجا نیز به کار می آید .  
 
 
۲ - همه اصول مشاوره و راهنمایی در عرض هم و با یک نسبت از جهت شمول و کلیت نیستند و به همین علت در تعریف گفته شد : (قواعد و مفاهیم نسبتا کلی )؛ بلکه برخی از این اصول در طول یکدیگرند و چه بسا یکی مبنا برای اصل یا اصولی دیگر باشد .  
 
۲ - همه اصول مشاوره و راهنمایی در عرض هم و با یک نسبت از جهت شمول و کلیت نیستند و به همین علت در تعریف گفته شد : (قواعد و مفاهیم نسبتا کلی )؛ بلکه برخی از این اصول در طول یکدیگرند و چه بسا یکی مبنا برای اصل یا اصولی دیگر باشد .  
 
 
۳ - اصول مشاوره و راهنمایی ، تنها مبنای فعالیتهای مشاوره ای و راهنمایی در مدارس نیست ، بلکه این اصول چه بسا مبنای راهنمایی و هدایت همه افراد در همه مراحل زندگی خواهد بود .  
 
۳ - اصول مشاوره و راهنمایی ، تنها مبنای فعالیتهای مشاوره ای و راهنمایی در مدارس نیست ، بلکه این اصول چه بسا مبنای راهنمایی و هدایت همه افراد در همه مراحل زندگی خواهد بود .  
 
 
===اصول مشاوره و راهنمایی===
 
===اصول مشاوره و راهنمایی===
 
 
==== توجه به کرامت و شرافت ذاتی و اختیاری مراجعه کننده ====
 
==== توجه به کرامت و شرافت ذاتی و اختیاری مراجعه کننده ====
 
 
هر انسانی ، با کرامت (۱۲۲) آفریده شده و دارای احترام است و چه بسا فردی در سایه تقوا از کرامت اختیاری (۱۲۳) نیز برخوردار باشد؛ از این رو مشاور ، وظیفه دارد تا با مراجعه کننده خود برخورد انسانی اخلاقی داشته باشد و با تکریم شخصیتش او را در حل مشکلات موجود یاری رساند .  
 
هر انسانی ، با کرامت (۱۲۲) آفریده شده و دارای احترام است و چه بسا فردی در سایه تقوا از کرامت اختیاری (۱۲۳) نیز برخوردار باشد؛ از این رو مشاور ، وظیفه دارد تا با مراجعه کننده خود برخورد انسانی اخلاقی داشته باشد و با تکریم شخصیتش او را در حل مشکلات موجود یاری رساند .  
 
 
سنت پیامبر( صلی اللّه علیه و آله ) این بود که مراجعه کنندگان به خود را بسیار احترام می گذاشت و حتی عبای خود را زیر پای آنان می گسترانید و بالشی که تکیه گاه خود بود ، به آنان می داد . (۱۲۴)
 
سنت پیامبر( صلی اللّه علیه و آله ) این بود که مراجعه کنندگان به خود را بسیار احترام می گذاشت و حتی عبای خود را زیر پای آنان می گسترانید و بالشی که تکیه گاه خود بود ، به آنان می داد . (۱۲۴)
 
 
امام سجاد (علیه السّلام ) یکی از حقوق مهم مشورت کننده را در این می داند که مشاور ، به شخصیت وی احترام گذارد و با مهربانی و نرمی سخن بگوید و با او انس گیرد . (۱۲۵)
 
امام سجاد (علیه السّلام ) یکی از حقوق مهم مشورت کننده را در این می داند که مشاور ، به شخصیت وی احترام گذارد و با مهربانی و نرمی سخن بگوید و با او انس گیرد . (۱۲۵)
 
 
==== آزادی و اختیار ====
 
==== آزادی و اختیار ====
 
 
در اسلام موضوع (اختیار انسان ) بسیار مورد تاءکید قرار گرفته و جبرگرایی نفی گردیده است . از این روست که انسان را در انتخاب راه هدایت و ضلالت ، آزاد گذاشته اند :  
 
در اسلام موضوع (اختیار انسان ) بسیار مورد تاءکید قرار گرفته و جبرگرایی نفی گردیده است . از این روست که انسان را در انتخاب راه هدایت و ضلالت ، آزاد گذاشته اند :  
 
 
(اِنّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ اِمّا شاکِراً وَاِمّا کَفُوراً . )(۱۲۶)
 
(اِنّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ اِمّا شاکِراً وَاِمّا کَفُوراً . )(۱۲۶)
 
 
(ما راه درست را به انسان نشان می دهیم ، او آزاد است که بخواهد شاکر باشد و هدایت شود و یا ناسپاس و گمراه گردد) .
 
(ما راه درست را به انسان نشان می دهیم ، او آزاد است که بخواهد شاکر باشد و هدایت شود و یا ناسپاس و گمراه گردد) .
 
 
و یا گفته اند که شما مردم در انتخاب دنیا و آخرت و ترجیح یکی بر دیگری دو دسته اید :  
 
و یا گفته اند که شما مردم در انتخاب دنیا و آخرت و ترجیح یکی بر دیگری دو دسته اید :  
 
 
(یک دسته ، دنیا را برمی گزینید و دسته ای دیگر آخرت را) .  
 
(یک دسته ، دنیا را برمی گزینید و دسته ای دیگر آخرت را) .  
 
 
( . . . مِنْکُمْ مَّنْ یُریدُ الدُّنْیا وَمِنْکُمْ مَّنْ یُریدُ الاْخِرَةَ . . . ) . (۱۲۷)
 
( . . . مِنْکُمْ مَّنْ یُریدُ الدُّنْیا وَمِنْکُمْ مَّنْ یُریدُ الاْخِرَةَ . . . ) . (۱۲۷)
 
 
( . . . برخی از شما کسی هست که خواهان دنیاست و برخی از شما کسی است که خواهان آخرت است . . . ) .  
 
( . . . برخی از شما کسی هست که خواهان دنیاست و برخی از شما کسی است که خواهان آخرت است . . . ) .  
 
 
از دیدگاه اسلام ، فرستادن انبیا و تکلیف به انسانها و پاداش و کیفر آنان و بهشت و جهنم و عدالت خدا و . . . با اختیار و انتخاب انسان ، مفهوم پیدا می کند و هرگز ، اینها با مجبور بودن انسان سازگار نیست . پس یکی از اصول که باید مبنای مشاوره و راهنمایی قرار گیرد این است که به موضوع اختیار مراجعه کننده و لوازم آن توجه شود .  
 
از دیدگاه اسلام ، فرستادن انبیا و تکلیف به انسانها و پاداش و کیفر آنان و بهشت و جهنم و عدالت خدا و . . . با اختیار و انتخاب انسان ، مفهوم پیدا می کند و هرگز ، اینها با مجبور بودن انسان سازگار نیست . پس یکی از اصول که باید مبنای مشاوره و راهنمایی قرار گیرد این است که به موضوع اختیار مراجعه کننده و لوازم آن توجه شود .  
 
 
منظور از اصل آزادی و اختیار در مشاوره و راهنمایی این است که اولاً : فرد در رجوع به مشاور و شرکت در مشاوره ، آزاد است و نباید به شرکت در جلسه مشاوره و راهنمایی مجبور شود و یا مشاور خاصی بر او تحمیل گردد .  
 
منظور از اصل آزادی و اختیار در مشاوره و راهنمایی این است که اولاً : فرد در رجوع به مشاور و شرکت در مشاوره ، آزاد است و نباید به شرکت در جلسه مشاوره و راهنمایی مجبور شود و یا مشاور خاصی بر او تحمیل گردد .  
 
 
ثانیا : در مشاوره ، به هیچ وجه ، فرد به کاری مجبور نشود و هدایت و راهنمایی به گونه ای صورت نگیرد که شخص ناچار شود از روی اضطراب به کاری دست زند .  
 
ثانیا : در مشاوره ، به هیچ وجه ، فرد به کاری مجبور نشود و هدایت و راهنمایی به گونه ای صورت نگیرد که شخص ناچار شود از روی اضطراب به کاری دست زند .  
 
 
ثالثا : طرح مطالب هر فرد با انتخاب و تصمیم خودش است هر فرد آن هنگام که در خودش آمادگی ببیند ، مطلب خود را بیان می کند و نباید مشاور ، اصراری بر آن داشته باشد تا تصور کند که آزادیش از او سلب شده است .  
 
ثالثا : طرح مطالب هر فرد با انتخاب و تصمیم خودش است هر فرد آن هنگام که در خودش آمادگی ببیند ، مطلب خود را بیان می کند و نباید مشاور ، اصراری بر آن داشته باشد تا تصور کند که آزادیش از او سلب شده است .  
 
 
رابعا : فرد ، صاحب اختیار احساسات خویش است ، مشاور باید حق بیان عواطف و احساسات را به وی بدهد و احساسات و عواطف مخصوص به او را محترم بشمارد .  
 
رابعا : فرد ، صاحب اختیار احساسات خویش است ، مشاور باید حق بیان عواطف و احساسات را به وی بدهد و احساسات و عواطف مخصوص به او را محترم بشمارد .  
 
 
خامسا : فرد ، آزاد باشد تا برای مشکلش ، خود راه حل مناسبی پیدا کند و مشاور ، راه حل معینی را به او تحمیل نکند . بلکه او را راهنمایی کند تا خود او به راه حل مناسب برسد و آن را برگزیند و بجا تصمیم بگیرد و عمل نماید .  
 
خامسا : فرد ، آزاد باشد تا برای مشکلش ، خود راه حل مناسبی پیدا کند و مشاور ، راه حل معینی را به او تحمیل نکند . بلکه او را راهنمایی کند تا خود او به راه حل مناسب برسد و آن را برگزیند و بجا تصمیم بگیرد و عمل نماید .  
 
 
بر این اساس ، فرد ، هدف خود را عملی می سازد و چنین احساس نمی کند که به صورت برده ، هدف و آرمانهای دیگری را به اجرا درمی آورد . (۱۲۸)
 
بر این اساس ، فرد ، هدف خود را عملی می سازد و چنین احساس نمی کند که به صورت برده ، هدف و آرمانهای دیگری را به اجرا درمی آورد . (۱۲۸)
 
 
قرآن در این باره به پیامبرش می فرماید :  
 
قرآن در این باره به پیامبرش می فرماید :  
 
 
(تو با مردم مشورت بکن ولی انتخاب و تصمیم و عمل با تو است که با توکل بر خدا انجام می دهی ) .  
 
(تو با مردم مشورت بکن ولی انتخاب و تصمیم و عمل با تو است که با توکل بر خدا انجام می دهی ) .  
 
 
( . . . وَشاوِرْهُمْ فِی الاَْمْرِ فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ . . . ) . (۱۲۹)
 
( . . . وَشاوِرْهُمْ فِی الاَْمْرِ فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ . . . ) . (۱۲۹)
 
 
امام سجاد (علیه السّلام ) نیز در تاءیید آنچه گذشت می فرماید :  
 
امام سجاد (علیه السّلام ) نیز در تاءیید آنچه گذشت می فرماید :  
 
 
( . . . فکن علیه فی راءیه بالخیار . . . ) . (۱۳۰)
 
( . . . فکن علیه فی راءیه بالخیار . . . ) . (۱۳۰)
 
 
(تو در به کار بستن راءی و نظر مشاور ، آزاد هستی ) .  
 
(تو در به کار بستن راءی و نظر مشاور ، آزاد هستی ) .  
 
 
==== راهنمایی بر اساس واقعیت و حق ====
 
==== راهنمایی بر اساس واقعیت و حق ====
 
 
توجه به اینکه راهنمایی و هدایتِ مشورت خواه ، به گونه ای انجام پذیرد که بر اساس واقعیت و حق باشد که اگر مشاور به جای وی بود به همان هدایت عمل می کرد . بنابراین ، نباید اظهار نظر و هدایت وی خوشایند او یا بر اساس هوای نفس خود مشاور یا غیر آن باشد و در صورت ناتوانی خود ، او را به مشاوره فرد صلاحیتدار دیگر ارجاع دهد .  
 
توجه به اینکه راهنمایی و هدایتِ مشورت خواه ، به گونه ای انجام پذیرد که بر اساس واقعیت و حق باشد که اگر مشاور به جای وی بود به همان هدایت عمل می کرد . بنابراین ، نباید اظهار نظر و هدایت وی خوشایند او یا بر اساس هوای نفس خود مشاور یا غیر آن باشد و در صورت ناتوانی خود ، او را به مشاوره فرد صلاحیتدار دیگر ارجاع دهد .  
 
 
امام سجاد (علیه السّلام ) می فرماید :  
 
امام سجاد (علیه السّلام ) می فرماید :  
 
 
(واما حق المستشیر فان حضرک له وجه راءی جهدت له فی النَّصیحة واشرت علیه بما تعلم انک لو کنت مکانه عملت به . . . وان لم یحضرک له راءی وعرفت له من تثق براءیه وترضی به لنفسک دللته علیه وارشدته الیه ، فکنت لم تاءله خیرا ولم تدّخره نصحا ولا حول ولا قوة الاّ باللّه ) . (۱۳۱)
 
(واما حق المستشیر فان حضرک له وجه راءی جهدت له فی النَّصیحة واشرت علیه بما تعلم انک لو کنت مکانه عملت به . . . وان لم یحضرک له راءی وعرفت له من تثق براءیه وترضی به لنفسک دللته علیه وارشدته الیه ، فکنت لم تاءله خیرا ولم تدّخره نصحا ولا حول ولا قوة الاّ باللّه ) . (۱۳۱)
 
 
(از حقوق مشورت کننده نسبت به تو (مشاور) این است که به آن گونه راهنمایی اش کنی و نظر واقعی بدهی که اگر تو به جای او بودی همان را می کردی . . . و اگر از این گونه راهنمایی و نظر دهی ، ناتوانی او را به مشاوری که مورد وثوق است و تو او را برای خود می پسندی ، ارجاع دهی ، اگر چنین کردی در راهنمایی و خیرخواهی کوتاهی نکرده ای . البته هیچ کاری بدون قدرت الهی مقدور نیست ) .  
 
(از حقوق مشورت کننده نسبت به تو (مشاور) این است که به آن گونه راهنمایی اش کنی و نظر واقعی بدهی که اگر تو به جای او بودی همان را می کردی . . . و اگر از این گونه راهنمایی و نظر دهی ، ناتوانی او را به مشاوری که مورد وثوق است و تو او را برای خود می پسندی ، ارجاع دهی ، اگر چنین کردی در راهنمایی و خیرخواهی کوتاهی نکرده ای . البته هیچ کاری بدون قدرت الهی مقدور نیست ) .  
 
 
پیامبر اکرم (صلی اللّه علیه و آله ) فرموده است :  
 
پیامبر اکرم (صلی اللّه علیه و آله ) فرموده است :  
 
 
( . . . من استشار اخاه فاشار علیه بامر وهو یری الرشد غیر ذلک فقد خانه ) . (۱۳۲)
 
( . . . من استشار اخاه فاشار علیه بامر وهو یری الرشد غیر ذلک فقد خانه ) . (۱۳۲)
 
 
(مشاوری که در پاسخ مشورت خواه به چیزی نظر دهد و او را به امری هدایت کند که می داند راه رشد و واقعیت ، چیز دیگری غیر از آن است ، به او خیانت کرده است ) .  
 
(مشاوری که در پاسخ مشورت خواه به چیزی نظر دهد و او را به امری هدایت کند که می داند راه رشد و واقعیت ، چیز دیگری غیر از آن است ، به او خیانت کرده است ) .  
 
 
==== توجه به ویژگیهای مراجعه کننده ====
 
==== توجه به ویژگیهای مراجعه کننده ====
 
 
توجه به مجموعه علاقه ها ، احساسها ، خواستها ، نیازهای بدنی و روانی و تفاوتهای فردی مراجعه کنندگان است .  
 
توجه به مجموعه علاقه ها ، احساسها ، خواستها ، نیازهای بدنی و روانی و تفاوتهای فردی مراجعه کنندگان است .  
 
 
از دیگر اصولی که باید مبنای فعالیت در مشاوره قرار گیرد به این معنی که از یک سو علاقه ها و احساسهای پیشین و فعلی فرد مورد توجه قرار گیرد؛ چه بسا نرسیدن به چیزی که مورد علاقه اش بوده یا هست ، مسایل روانی خاصی برای او پدید آورده باشد و یا موجب انجام کاری گشته که نمی بایست انجام می شد و آن کار برایش از نظر روانی یا اجتماعی و . . . مشکلی ایجاد کرده است ؛ زیرا علاقه افراطی به هرچیز ، انسان را کر و کور می کند ، از این رو ، حق را درست درک نمی کند و به انحراف کشیده می شود . رسول اکرم (صلی اللّه علیه و آله ) فرموده است :  
 
از دیگر اصولی که باید مبنای فعالیت در مشاوره قرار گیرد به این معنی که از یک سو علاقه ها و احساسهای پیشین و فعلی فرد مورد توجه قرار گیرد؛ چه بسا نرسیدن به چیزی که مورد علاقه اش بوده یا هست ، مسایل روانی خاصی برای او پدید آورده باشد و یا موجب انجام کاری گشته که نمی بایست انجام می شد و آن کار برایش از نظر روانی یا اجتماعی و . . . مشکلی ایجاد کرده است ؛ زیرا علاقه افراطی به هرچیز ، انسان را کر و کور می کند ، از این رو ، حق را درست درک نمی کند و به انحراف کشیده می شود . رسول اکرم (صلی اللّه علیه و آله ) فرموده است :  
 
 
( . . . حبّک للشئ یعمی ویصمّ . . . ) . (۱۳۳)
 
( . . . حبّک للشئ یعمی ویصمّ . . . ) . (۱۳۳)
 
 
(علاقه افراطی تو به هرچیز ، تو را کور و کر می سازد) .  
 
(علاقه افراطی تو به هرچیز ، تو را کور و کر می سازد) .  
 
 
علاقه زیاد به چیزی که سزاوار آن همه ارزش دهی را ندارد به (هوا) تبدیل شده ، اساس بدبختیها می گردد؛ همانطور که امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) فرموده است :  
 
علاقه زیاد به چیزی که سزاوار آن همه ارزش دهی را ندارد به (هوا) تبدیل شده ، اساس بدبختیها می گردد؛ همانطور که امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) فرموده است :  
 
 
(الهوی اءسّ المحن ) . (۱۳۴)
 
(الهوی اءسّ المحن ) . (۱۳۴)
 
 
(هوا و عشق به امور ناپسند و ناشایست ، اساس بدبختیها و گرفتاریهاست ) .  
 
(هوا و عشق به امور ناپسند و ناشایست ، اساس بدبختیها و گرفتاریهاست ) .  
 
 
و گاهی فرد ، احساس نادرستی از خود دارد ، خویشتن را پست و حقیر می شمارد و احساس ناتوانی و کمبود می کند . به همین علت ، از عزت نفس برخوردار نیست و به کارهای ناشایست دست می زند و احیانا رفتارهای نابهنجاری از او مشاهده می شود . حضرت امام صادق (علیه السّلام ) می فرماید :  
 
و گاهی فرد ، احساس نادرستی از خود دارد ، خویشتن را پست و حقیر می شمارد و احساس ناتوانی و کمبود می کند . به همین علت ، از عزت نفس برخوردار نیست و به کارهای ناشایست دست می زند و احیانا رفتارهای نابهنجاری از او مشاهده می شود . حضرت امام صادق (علیه السّلام ) می فرماید :  
 
 
(ما من احدیتیه الا من ذلة یجدها فی نفسه ) . (۱۳۵)
 
(ما من احدیتیه الا من ذلة یجدها فی نفسه ) . (۱۳۵)
 
 
(هیچ کس به کاری ناپسند روی نمی آورد مگر آنکه ذلت و حقارتی در خود احساس می کند) .  
 
(هیچ کس به کاری ناپسند روی نمی آورد مگر آنکه ذلت و حقارتی در خود احساس می کند) .  
 
 
امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) نیز می فرماید :  
 
امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) نیز می فرماید :  
 
 
(نفاق المرء من ذل یجده فی نفسه ) . (۱۳۶)
 
(نفاق المرء من ذل یجده فی نفسه ) . (۱۳۶)
 
 
(دورویی و بی صداقتی فرد ، از حقارتی که در وجود خود احساس می کند ، ناشی می شود) .  
 
(دورویی و بی صداقتی فرد ، از حقارتی که در وجود خود احساس می کند ، ناشی می شود) .  
 
 
توجه مشاور به این نوع علاقه ها و احساسها و تعدیل و تصحیح آنها ، مراجعه کننده به وی را در حل مسایلش یاری می نماید .  
 
توجه مشاور به این نوع علاقه ها و احساسها و تعدیل و تصحیح آنها ، مراجعه کننده به وی را در حل مسایلش یاری می نماید .  
 
امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) می فرماید :  
 
امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) می فرماید :  
 
 
(ببلوغ الا مال یهون رکوب الاهوال ) . (۱۳۷)
 
(ببلوغ الا مال یهون رکوب الاهوال ) . (۱۳۷)
 
 
(با رسیدن به آمال و چیزهای مورد علاقه ، می توان بر اضطرابها (و ناراحتیهای روانی ) غلبه پیدا کرد) .  
 
(با رسیدن به آمال و چیزهای مورد علاقه ، می توان بر اضطرابها (و ناراحتیهای روانی ) غلبه پیدا کرد) .  
 
 
بر این اساس ، مشاور باید به نیازها و خواستهای روانی مراجعه کننده از قبیل نیاز به محبت ، امنیت و آرامش ، تعلق و وابستگی به غیر ، استقلال و اعتماد به نفس و . . . توجه داشته باشد؛ زیرا ممکن است کمبود محبت یا ترس از چیزی و متکی نبودن بر نیرو و توان خود و . . . باعث اختلالات روانی مثل اضطراب ، افسردگی ، اندوهناکی ، بی ارادگی ، ناتوانی ، احساس ضعف و سستی و . . . در شخص شده و زندگی را برایش ناگوار کرده باشد . امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) در این باره می فرماید :  
 
بر این اساس ، مشاور باید به نیازها و خواستهای روانی مراجعه کننده از قبیل نیاز به محبت ، امنیت و آرامش ، تعلق و وابستگی به غیر ، استقلال و اعتماد به نفس و . . . توجه داشته باشد؛ زیرا ممکن است کمبود محبت یا ترس از چیزی و متکی نبودن بر نیرو و توان خود و . . . باعث اختلالات روانی مثل اضطراب ، افسردگی ، اندوهناکی ، بی ارادگی ، ناتوانی ، احساس ضعف و سستی و . . . در شخص شده و زندگی را برایش ناگوار کرده باشد . امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) در این باره می فرماید :  
 
 
(لا عیش لمن فارق احبته ) . (۱۳۸)
 
(لا عیش لمن فارق احبته ) . (۱۳۸)
 
 
(برای کسی که از محبوبهایش جدا شده (به نیازهای محبتی او پاسخ داده نمی شود) زندگی گوارایی وجود ندارد) .  
 
(برای کسی که از محبوبهایش جدا شده (به نیازهای محبتی او پاسخ داده نمی شود) زندگی گوارایی وجود ندارد) .  
 
 
توجه به این نوع نیازها و کوشش در رفع آنها و ایجاد موقعیتهای مناسب گروهی و اجتماعی و تصحیح شناخت فرد از خویشتن و برجسته کردن نقاط قوتش و اموری مانند آن ، به وی کمک می کند تا حالت طبیعی خود را بازیابد و در نتیجه نارساییهای روانی او به تدریج از بین برود .  
 
توجه به این نوع نیازها و کوشش در رفع آنها و ایجاد موقعیتهای مناسب گروهی و اجتماعی و تصحیح شناخت فرد از خویشتن و برجسته کردن نقاط قوتش و اموری مانند آن ، به وی کمک می کند تا حالت طبیعی خود را بازیابد و در نتیجه نارساییهای روانی او به تدریج از بین برود .  
 
 
امیرالمؤ منین علی (علیه السّلام ) فرموده است :  
 
امیرالمؤ منین علی (علیه السّلام ) فرموده است :  
 
 
(ان للقلوب شهوة واقبالاً وادبارا ، فاءتوها من اقبالها وشهوتها ، فان القلب اذا اُکره عمی ) . (۱۳۹)
 
(ان للقلوب شهوة واقبالاً وادبارا ، فاءتوها من اقبالها وشهوتها ، فان القلب اذا اُکره عمی ) . (۱۳۹)
 
 
(همانا برای دلهای آدمیان ، علاقه ها و کششها و بی رغبتی هاست ، پس (هرگاه دل به چیزی میل و رغبت داشت ) از راه تمایلش او را به کاروادارید؛ زیرا هنگامی که قلب به آنچه دوست ندارد واداشته شود ، کور می گردد) .  
 
(همانا برای دلهای آدمیان ، علاقه ها و کششها و بی رغبتی هاست ، پس (هرگاه دل به چیزی میل و رغبت داشت ) از راه تمایلش او را به کاروادارید؛ زیرا هنگامی که قلب به آنچه دوست ندارد واداشته شود ، کور می گردد) .  
 
 
از سوی دیگر ، توجه به نیازهای بدنی ، مانند نیاز به غذا و فعالیتهای عضلانی و ورزش نیز لازم است ؛ زیرا با تاءمین سلامت و رشد قوای بدنی ، شادابی ، اراده و توانایی برای کار و فعالیت و . . . به شخص باز می گردد و روان او تحت تاءثیر قرار می گیرد و از بیماریهای روانی متعددی نجات پیدا می کند .  
 
از سوی دیگر ، توجه به نیازهای بدنی ، مانند نیاز به غذا و فعالیتهای عضلانی و ورزش نیز لازم است ؛ زیرا با تاءمین سلامت و رشد قوای بدنی ، شادابی ، اراده و توانایی برای کار و فعالیت و . . . به شخص باز می گردد و روان او تحت تاءثیر قرار می گیرد و از بیماریهای روانی متعددی نجات پیدا می کند .  
 
 
==== تعاون و همکاری مشاور و مراجعه کننده ====
 
==== تعاون و همکاری مشاور و مراجعه کننده ====
 
 
از اصول مهم در مشاوره و راهنمایی ، همکاری مشاور و مراجعه کننده در تعیین هدف ، مشخص شدن مسؤ ولیتها ، هماهنگی فعالیتها و . . . است . این امر سبب می شود که مشاور برای درک صحیح از موقعیت مراجعه کننده و نیازها و ویژگیهای روانی او و راهنمایی و هدایتش به شناخت واقعی از خود و زدودن ابهامات فکری و دادن تفکر منطقی به او و حل مسایلش ، تمام تلاش خود را بنماید و از هیچ سعی و کوششی دریغ نورزد؛ چنانکه امام صادق (علیه السّلام ) به فرزندش توصیه می فرماید که :  
 
از اصول مهم در مشاوره و راهنمایی ، همکاری مشاور و مراجعه کننده در تعیین هدف ، مشخص شدن مسؤ ولیتها ، هماهنگی فعالیتها و . . . است . این امر سبب می شود که مشاور برای درک صحیح از موقعیت مراجعه کننده و نیازها و ویژگیهای روانی او و راهنمایی و هدایتش به شناخت واقعی از خود و زدودن ابهامات فکری و دادن تفکر منطقی به او و حل مسایلش ، تمام تلاش خود را بنماید و از هیچ سعی و کوششی دریغ نورزد؛ چنانکه امام صادق (علیه السّلام ) به فرزندش توصیه می فرماید که :  
 
 
( . . . واجهد راءیک لهم اذا استشاروک . . . ) . (۱۴۰)
 
( . . . واجهد راءیک لهم اذا استشاروک . . . ) . (۱۴۰)
 
 
(تمام تلاش خود را در راهنمایی و هدایت مراجعه کنندگان به خود به کارگیر) .  
 
(تمام تلاش خود را در راهنمایی و هدایت مراجعه کنندگان به خود به کارگیر) .  
 
 
فرد مشورت کننده نیز باید سعی کند اطلاعات لازم را در اختیار مشاور قرار دهد و بخصوص عواطف و احساساتش را برای او بازگو کند و بدون هیچ مقاوت در برابر او چیزی را از وی پنهان ندارد . امام صادق (علیه السّلام ) در برشماری امور اساسی در مشاوره می فرماید :  
 
فرد مشورت کننده نیز باید سعی کند اطلاعات لازم را در اختیار مشاور قرار دهد و بخصوص عواطف و احساساتش را برای او بازگو کند و بدون هیچ مقاوت در برابر او چیزی را از وی پنهان ندارد . امام صادق (علیه السّلام ) در برشماری امور اساسی در مشاوره می فرماید :  
 
 
( . . . ان تطلعه علی سرّک فیکون علمه به کعلمک بنفسک . . . ) . (۱۴۱)
 
( . . . ان تطلعه علی سرّک فیکون علمه به کعلمک بنفسک . . . ) . (۱۴۱)
 
 
(باید مشاور را آن گونه از سرّ خود آگاه کنی که آگاهی او به تو همانند آگاهی تو به خودت باشد) .  
 
(باید مشاور را آن گونه از سرّ خود آگاه کنی که آگاهی او به تو همانند آگاهی تو به خودت باشد) .  
 
 
در اسلام ، همکاری بر اساس تقوا امری مطلوب است ، آنچه برخلاف تقوا و بلکه نامشروع است همکاری به گناه و دشمنی و اقدام علیه دیگران است .  
 
در اسلام ، همکاری بر اساس تقوا امری مطلوب است ، آنچه برخلاف تقوا و بلکه نامشروع است همکاری به گناه و دشمنی و اقدام علیه دیگران است .  
 
 
قرآن در این باره می فرماید :  
 
قرآن در این باره می فرماید :  
 
 
( . . . تَعاوَنُوا عَلی البِرّ وَالتَّقْوی وَلا تَعاوَنُوا عَلَی الاِْثْمِ وَالْعُدْوانِ وَاتَّقُوا اللّهَ اِنَّاللّهَ شَدِیْدُ الْعِقابِ ) . (۱۴۲)
 
( . . . تَعاوَنُوا عَلی البِرّ وَالتَّقْوی وَلا تَعاوَنُوا عَلَی الاِْثْمِ وَالْعُدْوانِ وَاتَّقُوا اللّهَ اِنَّاللّهَ شَدِیْدُ الْعِقابِ ) . (۱۴۲)
 
 
(بر اساس نیکی و تقوا با یکدیگر همکاری داشته باشید و هرگز بر اساس گناه و دشمنی همکاری ننمایید ، تقوای الهی را رعایت کنید؛ بدانید که عقاب الهی (بر این نوع همکاری ) شدید و سخت است ) .  
 
(بر اساس نیکی و تقوا با یکدیگر همکاری داشته باشید و هرگز بر اساس گناه و دشمنی همکاری ننمایید ، تقوای الهی را رعایت کنید؛ بدانید که عقاب الهی (بر این نوع همکاری ) شدید و سخت است ) .  
 
 
بنابراین ، مشاور موظف است در اظهار نظر و راهنماییهای خود ، ضوابط شرعی را رعایت کند تا مبادا موجبات اغوای فرد را فراهم آورد و به گناه و کارهای خلاف شرع کشانده شود یا زمینه انحراف و معصیت در او پدید آید .  
 
بنابراین ، مشاور موظف است در اظهار نظر و راهنماییهای خود ، ضوابط شرعی را رعایت کند تا مبادا موجبات اغوای فرد را فراهم آورد و به گناه و کارهای خلاف شرع کشانده شود یا زمینه انحراف و معصیت در او پدید آید .  
 
 
تقوا ، همکاری مشاور را در مشاوره و راهنمایی ، ارزشمند می سازد و آن را مورد قبول درگاه خداوند متعال می گرداند . امام امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) می فرماید :  
 
تقوا ، همکاری مشاور را در مشاوره و راهنمایی ، ارزشمند می سازد و آن را مورد قبول درگاه خداوند متعال می گرداند . امام امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) می فرماید :  
 
 
(لا یقلّ عمل مع تَقْویً وکیف یقلّ ما یتقبل ؟ ) . (۱۴۳)
 
(لا یقلّ عمل مع تَقْویً وکیف یقلّ ما یتقبل ؟ ) . (۱۴۳)
 
 
(هیچ گاه عملی که از روی تقوا انجام گرفته است ، کوچک نیست ؛ چگونه آنچه مورد قبول درگاه الهی قرار گیرد ، کم است !) .  
 
(هیچ گاه عملی که از روی تقوا انجام گرفته است ، کوچک نیست ؛ چگونه آنچه مورد قبول درگاه الهی قرار گیرد ، کم است !) .  
 
 
==فصل هشتم : انواع مشاوره و روشهای آن ==
 
==فصل هشتم : انواع مشاوره و روشهای آن ==
 
 
مشاوره به دو صورت (انفرادی و گروهی ) انجام می پذیرد؛ (مشاوره فردی ) گفتگوی رو در رو بین مراجعه کننده و مشاور است که به منظور کشف علل مشکل فرد و پیدا کردن راه حل برای آن ؛ صورت می گیرد . امّا (مشاوره گروهی ) عبارت است از : گفتگوی رو در رو بین چند نفر به منظور تبادل نظر در زمینه علایق ، رغبتها ، مسایل و مشکلاتی که افراد گروه در ارتباط با خود یا در تعامل با دیگران دارند و اتخاذ تصمیم منطقی در موارد ذکر شده .  
 
مشاوره به دو صورت (انفرادی و گروهی ) انجام می پذیرد؛ (مشاوره فردی ) گفتگوی رو در رو بین مراجعه کننده و مشاور است که به منظور کشف علل مشکل فرد و پیدا کردن راه حل برای آن ؛ صورت می گیرد . امّا (مشاوره گروهی ) عبارت است از : گفتگوی رو در رو بین چند نفر به منظور تبادل نظر در زمینه علایق ، رغبتها ، مسایل و مشکلاتی که افراد گروه در ارتباط با خود یا در تعامل با دیگران دارند و اتخاذ تصمیم منطقی در موارد ذکر شده .  
 
 
مشاوره گروهی در مقایسه با مشاوره انفرادی ، اولاً : از نظر زمان و مخارج ، مقرون به صرفه است .  
 
مشاوره گروهی در مقایسه با مشاوره انفرادی ، اولاً : از نظر زمان و مخارج ، مقرون به صرفه است .  
 
 
ثانیا : اعضای گروه ، رفتارهایی در گروه می آموزند و به انتقاد از خود و دیگران می پردازند .  
 
ثانیا : اعضای گروه ، رفتارهایی در گروه می آموزند و به انتقاد از خود و دیگران می پردازند .  
 
 
ثالثا : اعضا متوجه می شوند که داشتن مشکل ، منحصر به آنان نیست ودیگران نیز مشکلات مشابهی چون آنان دارند .  
 
ثالثا : اعضا متوجه می شوند که داشتن مشکل ، منحصر به آنان نیست ودیگران نیز مشکلات مشابهی چون آنان دارند .  
 
 
البته بایدتوجه داشت که همه مشکلات و مسایل در مشاوره گروهی قابل طرح نیست . بنابراین ، مشاوره گروهی با همه محاسنش محدودیتهایی نیزدارد .  
 
البته بایدتوجه داشت که همه مشکلات و مسایل در مشاوره گروهی قابل طرح نیست . بنابراین ، مشاوره گروهی با همه محاسنش محدودیتهایی نیزدارد .  
 
 
همچنین در (مشاوره گروهی ) معمولاً ، گفتگوها بین مشاور و افراد گروه ، آغاز می شود ولی کار اصلی مشاور این است که آشنایی ابتدایی اعضا با هم را تسهیل کند و قدمهای اولیه را برای عمیق تر شدن حسن توجه و همبستگی اعضا و ملاطفت نسبت به هم بردارد و برای فراهم شدن جوّ و شرایط اعتماد بین اعضا کوشش کند و مقبولیت هر فرد را نزد سایر اعضای گروه ، تقویت نماید و هدفهای مشاوره گروهی را برای اعضا روشن کند و خط حرکت و کار گروه را مشخص نماید و با در میان گذاشتن ارزشهای مورد قبول ، اعضای گروه را به اقدام مشابهی تحریک کند و از اقدامات ضد ارزشی و احساسات و عکس العملهای نادرست که ممکن است ، پیش آید و یا از حاکمیت جوّ انتقام و مقابله یا اشتباه و مقابله به مثل ، در جلسه مشاوره ، جلوگیری نماید و مانع ریزش اعضای گروه شود و بدین وسیله راه مشاوره را برای اعضا هموار سازد و آنان را در جهت ایجاد یک ساخت مشاوره ای هدایت نماید تا اعضا بتوانند بدون صدمه روانی به هم ، در یک رابطه تعاملی مؤ ثر و سازنده به هم کمک کنند و از این رو در ادامه مشاوره ، گفتگو بین خود اعضای گروه انجام می شود و هر فردی با راحتی ، مسایل خود را با سایر افراد گروه در میان می گذارد و به راه حلهایی دست می یابد .  
 
همچنین در (مشاوره گروهی ) معمولاً ، گفتگوها بین مشاور و افراد گروه ، آغاز می شود ولی کار اصلی مشاور این است که آشنایی ابتدایی اعضا با هم را تسهیل کند و قدمهای اولیه را برای عمیق تر شدن حسن توجه و همبستگی اعضا و ملاطفت نسبت به هم بردارد و برای فراهم شدن جوّ و شرایط اعتماد بین اعضا کوشش کند و مقبولیت هر فرد را نزد سایر اعضای گروه ، تقویت نماید و هدفهای مشاوره گروهی را برای اعضا روشن کند و خط حرکت و کار گروه را مشخص نماید و با در میان گذاشتن ارزشهای مورد قبول ، اعضای گروه را به اقدام مشابهی تحریک کند و از اقدامات ضد ارزشی و احساسات و عکس العملهای نادرست که ممکن است ، پیش آید و یا از حاکمیت جوّ انتقام و مقابله یا اشتباه و مقابله به مثل ، در جلسه مشاوره ، جلوگیری نماید و مانع ریزش اعضای گروه شود و بدین وسیله راه مشاوره را برای اعضا هموار سازد و آنان را در جهت ایجاد یک ساخت مشاوره ای هدایت نماید تا اعضا بتوانند بدون صدمه روانی به هم ، در یک رابطه تعاملی مؤ ثر و سازنده به هم کمک کنند و از این رو در ادامه مشاوره ، گفتگو بین خود اعضای گروه انجام می شود و هر فردی با راحتی ، مسایل خود را با سایر افراد گروه در میان می گذارد و به راه حلهایی دست می یابد .  
 
 
تعداد اعضای گروه در مشاوره و راهنمایی گروهی ، با عمق رابطه لازم یا ممکن ، ارتباط دارد؛ یعنی هرچه لازم باشد رابطه عمیق تر باشد ، تعداد اعضا هم باید کمتر باشد . البته عمق رابطه ، خود ، بستگی دارد به نوع گروه ، نیازها و وضع روحی مراجعه کنندگان و اهداف مشاوره .  
 
تعداد اعضای گروه در مشاوره و راهنمایی گروهی ، با عمق رابطه لازم یا ممکن ، ارتباط دارد؛ یعنی هرچه لازم باشد رابطه عمیق تر باشد ، تعداد اعضا هم باید کمتر باشد . البته عمق رابطه ، خود ، بستگی دارد به نوع گروه ، نیازها و وضع روحی مراجعه کنندگان و اهداف مشاوره .  
 
 
بنابراین ، در مشاوره و راهنمایی آموزشی و ارائه اطلاعات می تواند تعداد اعضا زیاد باشند (تا حدود چهل یا پنجاه نفر) امّا در مورد مشکلات روانی باید سعی شود تعداد هرچه کمتر باشند و حداکثر ده نفر بیشترنباشند . (۱۴۴)
 
بنابراین ، در مشاوره و راهنمایی آموزشی و ارائه اطلاعات می تواند تعداد اعضا زیاد باشند (تا حدود چهل یا پنجاه نفر) امّا در مورد مشکلات روانی باید سعی شود تعداد هرچه کمتر باشند و حداکثر ده نفر بیشترنباشند . (۱۴۴)
 
 
در مشاوره گروهی ، دانش آموزان نباید ترکیب گروه همگون و همدست باشند؛ مثلاً اعضای گروه را همه دانش آموزان تنبل تشکیل دهند . بلکه ناهمگون بودن دانش آموزان و ترکیب دانش آموزان از گروههای تنبل و زرنگ می تواند یادگیریها و تجربیات پربارتری را به همراه داشته باشد .  
 
در مشاوره گروهی ، دانش آموزان نباید ترکیب گروه همگون و همدست باشند؛ مثلاً اعضای گروه را همه دانش آموزان تنبل تشکیل دهند . بلکه ناهمگون بودن دانش آموزان و ترکیب دانش آموزان از گروههای تنبل و زرنگ می تواند یادگیریها و تجربیات پربارتری را به همراه داشته باشد .  
 
 
در مشاوره گروهی ، اعضا ، علایق و تواناییهای خود را می شناسند و هویت و شخصیت خویش را بهتر درمی یابند ، به نظریات و عقاید دیگران توجه می کنند و رابطه متقابل با دیگران را تقویت می نمایند و با رشد مهارتهای اجتماعی ، به سازگاری با مسؤ ولیتهای اجتماعی ، توانمند می گردند و با توجه به واقعیتهای موجود ، نگرانیهای خود را قبل از آنکه به مشکلات جدیدی تبدیل شود ، برطرف می نمایند و افرادی که مشکلات دارند ، به تغییر رفتار موفق می شوند و از حاد شدن آن جلوگیری می نمایند .  
 
در مشاوره گروهی ، اعضا ، علایق و تواناییهای خود را می شناسند و هویت و شخصیت خویش را بهتر درمی یابند ، به نظریات و عقاید دیگران توجه می کنند و رابطه متقابل با دیگران را تقویت می نمایند و با رشد مهارتهای اجتماعی ، به سازگاری با مسؤ ولیتهای اجتماعی ، توانمند می گردند و با توجه به واقعیتهای موجود ، نگرانیهای خود را قبل از آنکه به مشکلات جدیدی تبدیل شود ، برطرف می نمایند و افرادی که مشکلات دارند ، به تغییر رفتار موفق می شوند و از حاد شدن آن جلوگیری می نمایند .  
 
 
در مشاوره گروهی ، اعضا می دانند که چه می خواهند ، ولی نمی دانند چطور به آن برسند و یا آن را هم انجام دهند و از این رو ماهیتِ پیشگیرانه دارد ، ولی در مشاوره فردی ، بیشتر ، جبرانی و تصحیحی است و پیشگیری کمتر است .  
 
در مشاوره گروهی ، اعضا می دانند که چه می خواهند ، ولی نمی دانند چطور به آن برسند و یا آن را هم انجام دهند و از این رو ماهیتِ پیشگیرانه دارد ، ولی در مشاوره فردی ، بیشتر ، جبرانی و تصحیحی است و پیشگیری کمتر است .  
 
 
در مشاوره گروهی ، افراد می خواهند بدانند که دیگران چه می گویند ؟ چه فکر می کنند ؟ و چطور زندگی می نمایند تا بدین وسیله بتوانند راه خود را در این رهگذر پیدا کنند و از آن مطمئن باشند .  
 
در مشاوره گروهی ، افراد می خواهند بدانند که دیگران چه می گویند ؟ چه فکر می کنند ؟ و چطور زندگی می نمایند تا بدین وسیله بتوانند راه خود را در این رهگذر پیدا کنند و از آن مطمئن باشند .  
 
 
عن امام علی (علیه السّلام ) : (دواؤ ک فیک وما تشعر وداؤ ک منک وتستنکر) . (۱۴۵)
 
عن امام علی (علیه السّلام ) : (دواؤ ک فیک وما تشعر وداؤ ک منک وتستنکر) . (۱۴۵)
 
 
(درمان و مشکل تو در خودت است و تو آگاه نیستی و درد تو نیز ، از خودت می تواند باشد در حالی که تو نمی دانی ) .  
 
(درمان و مشکل تو در خودت است و تو آگاه نیستی و درد تو نیز ، از خودت می تواند باشد در حالی که تو نمی دانی ) .  
 
و از این رو است که خود شناسی در مشاوره ، اساس حل مشکلات روانی و . . . مراجعه کنندگان است .  
 
و از این رو است که خود شناسی در مشاوره ، اساس حل مشکلات روانی و . . . مراجعه کنندگان است .  
 
 
بیشتر مردم از اینکه در جمع بتوانند آزادانه ، احساسات ، افکار و عقاید و نابسامانیهای شغلی و محیطی و اجتماعی خود را بیان کنند ، لذت می برند و در حقیقت یکی از هدفهای مهم مشاوره گروهی که عبارت است از ایجاد روابط نزدیک و تواءم با ملاطفت ، خود به خود تحقق می یابد و زمینه ای فراهم می گردد که آنها در روابط بعدی خود در خانواده ، محل کار ، محل تحصیل ، موفقتر و راضی تر باشند .  
 
بیشتر مردم از اینکه در جمع بتوانند آزادانه ، احساسات ، افکار و عقاید و نابسامانیهای شغلی و محیطی و اجتماعی خود را بیان کنند ، لذت می برند و در حقیقت یکی از هدفهای مهم مشاوره گروهی که عبارت است از ایجاد روابط نزدیک و تواءم با ملاطفت ، خود به خود تحقق می یابد و زمینه ای فراهم می گردد که آنها در روابط بعدی خود در خانواده ، محل کار ، محل تحصیل ، موفقتر و راضی تر باشند .  
 
 
اعضای گروه ، از تجربیات و یاد گرفته های تازه در گروه ، در زندگی روزمرّه استفاده می کنند و دیگر نسبت به انتقاد دیگران از آنان حساسیت کمتری از خود نشان می دهند و زیاد حالت دفاعی به خود نمی گیرند ، آنان دیگر می توانند خود را آن گونه ببینند که دیگران می بینند . البته باید توجه داشت که در مشاوره گروهی ، هدف اصلی این است که افراد به شناخت عمیق تر از خود و رفتار خویش و ایجاد تغییرات لازم و رفع مشکلات و حل مسایل خود برسند .  
 
اعضای گروه ، از تجربیات و یاد گرفته های تازه در گروه ، در زندگی روزمرّه استفاده می کنند و دیگر نسبت به انتقاد دیگران از آنان حساسیت کمتری از خود نشان می دهند و زیاد حالت دفاعی به خود نمی گیرند ، آنان دیگر می توانند خود را آن گونه ببینند که دیگران می بینند . البته باید توجه داشت که در مشاوره گروهی ، هدف اصلی این است که افراد به شناخت عمیق تر از خود و رفتار خویش و ایجاد تغییرات لازم و رفع مشکلات و حل مسایل خود برسند .  
 
 
مشاوره و راهنمایی گروهی ، عمدتا در دانشگاه یا مدرسه و یا مؤ سسه دیگر تشکیل می شود . و هدف آن کمک به شناخت موقعیتها ، محیط ، روابط انسانی ، احساسات و عواطف افراد ، موضوعات آموزشی ، مهارتها و ارائه اطّلاعات تحصیلی ، شغلی و آشنا سازی افراد با سیستم مدرسه ، دانشگاه ، مؤ سسه ، شناسایی و تحلیل مشکل (چه مشکل کاری و شغلی باشد و چه مشکل شخصی و مدیریتی باشد) و هدف آن رشد ، تسهیل تصمیم گیری و غلبه بر مشکلات و یاوری اعضا برای ایجاد تغییر در رفتار و نگرشهای ضعیف و ناموفق است .  
 
مشاوره و راهنمایی گروهی ، عمدتا در دانشگاه یا مدرسه و یا مؤ سسه دیگر تشکیل می شود . و هدف آن کمک به شناخت موقعیتها ، محیط ، روابط انسانی ، احساسات و عواطف افراد ، موضوعات آموزشی ، مهارتها و ارائه اطّلاعات تحصیلی ، شغلی و آشنا سازی افراد با سیستم مدرسه ، دانشگاه ، مؤ سسه ، شناسایی و تحلیل مشکل (چه مشکل کاری و شغلی باشد و چه مشکل شخصی و مدیریتی باشد) و هدف آن رشد ، تسهیل تصمیم گیری و غلبه بر مشکلات و یاوری اعضا برای ایجاد تغییر در رفتار و نگرشهای ضعیف و ناموفق است .  
 
 
===عوامل درمانی در مشاوره گروهی ===
 
===عوامل درمانی در مشاوره گروهی ===
 
 
عوامل درمانی در مشاوره گروهی ، عبارت از اهرمهای کار و وسایل ایجاد تغییر در شخصیت و روابط انسانی است که مشاوران ، آنها را در مورد اعضای گروه به کار می گیرند :  
 
عوامل درمانی در مشاوره گروهی ، عبارت از اهرمهای کار و وسایل ایجاد تغییر در شخصیت و روابط انسانی است که مشاوران ، آنها را در مورد اعضای گروه به کار می گیرند :  
 
 
۱ - ایجاد امید و بشارت به بهبودی و رفع مشکل .  
 
۱ - ایجاد امید و بشارت به بهبودی و رفع مشکل .  
 
 
۲ - شکستن احساس منحصر به فرد بودن مشکل یا بیماری فرد .  
 
۲ - شکستن احساس منحصر به فرد بودن مشکل یا بیماری فرد .  
 
 
۳ - انتقال اطلاعات و آموزشهای لازم .  
 
۳ - انتقال اطلاعات و آموزشهای لازم .  
 
 
۴ - فراهم ساختن زمینه نوعدوستی و روابط سالم اجتماعی .  
 
۴ - فراهم ساختن زمینه نوعدوستی و روابط سالم اجتماعی .  
 
 
۵ - همبستگی گروهی در مشاوره گروهی ، همانند رابطه حسنه و همدلی در مشاوره فردی ، یک پیش شرط لازم برای درمان مؤ ثر است .  
 
۵ - همبستگی گروهی در مشاوره گروهی ، همانند رابطه حسنه و همدلی در مشاوره فردی ، یک پیش شرط لازم برای درمان مؤ ثر است .  
 
 
۶ - تجربه عاطفی تصحیحی .  
 
۶ - تجربه عاطفی تصحیحی .  
 
 
فردی که مشکل روانی دارد ، باید تحت یک تجربه عاطفی تصحیح کننده قرار گیرد ، اموری که این امر را تسهیل می کند ، عبارتند از :  
 
فردی که مشکل روانی دارد ، باید تحت یک تجربه عاطفی تصحیح کننده قرار گیرد ، اموری که این امر را تسهیل می کند ، عبارتند از :  
 
 
الف - آشناکردن فرد به نامناسب و نادرست بودن احساسات و رفتارهمنشینانه اش .  
 
الف - آشناکردن فرد به نامناسب و نادرست بودن احساسات و رفتارهمنشینانه اش .  
 
 
ب - افزایش توانایی فرد برای تعامل و مراوده عمیق تر و صادقانه تر با سایرین .  
 
ب - افزایش توانایی فرد برای تعامل و مراوده عمیق تر و صادقانه تر با سایرین .  
 
 
ج - ابراز احساس عاطفی نسبت به فرد .  
 
ج - ابراز احساس عاطفی نسبت به فرد .  
 
 
د - حمایت فردی و گروهی ازفردمشکل دار و ارزشگذاری بر کنشهای او .  
 
د - حمایت فردی و گروهی ازفردمشکل دار و ارزشگذاری بر کنشهای او .  
 
 
ه - ایجاد زمینه و فراهم ساختن شرایط تحریک عاطفی و آزمایش تجربه عاطفی تصحیح کننده وی .  
 
ه - ایجاد زمینه و فراهم ساختن شرایط تحریک عاطفی و آزمایش تجربه عاطفی تصحیح کننده وی .  
 
 
===روشها و فنون مشاوره ===
 
===روشها و فنون مشاوره ===
 
 
(فن ) به معنای راه ، روش ، هنر و شیوه است و منظور از فنون مشاوره ، روشها و شیوه هایی است که در مشاوره ، به اقتضای اصول و در جهت اهداف ، به اجرا در می آید .  
 
(فن ) به معنای راه ، روش ، هنر و شیوه است و منظور از فنون مشاوره ، روشها و شیوه هایی است که در مشاوره ، به اقتضای اصول و در جهت اهداف ، به اجرا در می آید .  
 
 
مشاور ، با توجه به اصول مشاوره و بهره گیری از فنون آن ، مشورت کننده را در رسیدن به هدفهای مشاوره و حل مشکلات روانی او به طریق مؤ ثرتری یاری می کند . ناآگاهی مشاور از این فنون و ناتوانی وی در به کارگیری مؤ ثر آنها ، باعث موفق نشدن او در انجام مشاوره است و مشورت کننده را نیز از رسیدن به هدفهای مشاوره باز می دارد .  
 
مشاور ، با توجه به اصول مشاوره و بهره گیری از فنون آن ، مشورت کننده را در رسیدن به هدفهای مشاوره و حل مشکلات روانی او به طریق مؤ ثرتری یاری می کند . ناآگاهی مشاور از این فنون و ناتوانی وی در به کارگیری مؤ ثر آنها ، باعث موفق نشدن او در انجام مشاوره است و مشورت کننده را نیز از رسیدن به هدفهای مشاوره باز می دارد .  
 
 
ماپس ازبیان انواع روشهای مشاوره به ذکر این فنون و مراحل انجام آن می پردازیم :  
 
ماپس ازبیان انواع روشهای مشاوره به ذکر این فنون و مراحل انجام آن می پردازیم :  
 
 
====اقسام روشهای مشاوره ====
 
====اقسام روشهای مشاوره ====
 
 
در روش مشاوره از نظر میزان فعالیت مراجعه کننده و مشاور و چگونگی رابطه آنها ، سه نظریّه وجود دارد :  
 
در روش مشاوره از نظر میزان فعالیت مراجعه کننده و مشاور و چگونگی رابطه آنها ، سه نظریّه وجود دارد :  
 
 
=====الف - روش مستقیم (۱۴۶) =====
 
=====الف - روش مستقیم (۱۴۶) =====
 
 
یک نظریّه این است که مشاور ، محور بحث را در اختیار گیرد و از تکنیکها و فنون مشاوره بسیار استفاده کند و در تشخیص علتهای ناراحتی فرد بکوشد و راه حلهای مناسب را به وی پیشنهاد یا تکلیف نماید .  
 
یک نظریّه این است که مشاور ، محور بحث را در اختیار گیرد و از تکنیکها و فنون مشاوره بسیار استفاده کند و در تشخیص علتهای ناراحتی فرد بکوشد و راه حلهای مناسب را به وی پیشنهاد یا تکلیف نماید .  
 
 
از صاحبان این نظریه ، الّیس ، ویلیامسون ، سالتر ، هوارد و میلر می باشند(۱۴۷) آنان بر این اعتقادند که اولاّ : مشاور ، مشکل و موقعیت مراجعه کننده را بهتر از خودش درک می کند . همه افراد بشر ، توانایی درک از خود و سازندگی خویش را ندارند . آنان که در جریان تعلیم و تربیت صحیح قرار گرفته اند ، می توانند شرایط محیطی و قوای خود را بشناسند و به طور خلاّق عمل کنند .  
 
از صاحبان این نظریه ، الّیس ، ویلیامسون ، سالتر ، هوارد و میلر می باشند(۱۴۷) آنان بر این اعتقادند که اولاّ : مشاور ، مشکل و موقعیت مراجعه کننده را بهتر از خودش درک می کند . همه افراد بشر ، توانایی درک از خود و سازندگی خویش را ندارند . آنان که در جریان تعلیم و تربیت صحیح قرار گرفته اند ، می توانند شرایط محیطی و قوای خود را بشناسند و به طور خلاّق عمل کنند .  
 
 
ثانیا : عدم آگاهی مراجعه کننده از خود و یا شرایط محیط خویش و رابطه اش با دیگران و نظایر آن ، او را دارای مشکل ساخته است . او چگونه می تواند خود را بدون راهنمایی مستقیم از مشکل برهاند . از این رو لازم است مشاور ، درمان و راه حل را برایش به صورت صریح مطرح کند و او را به صورت مستقیم هدایت نماید تا به نتیجه برسد .  
 
ثانیا : عدم آگاهی مراجعه کننده از خود و یا شرایط محیط خویش و رابطه اش با دیگران و نظایر آن ، او را دارای مشکل ساخته است . او چگونه می تواند خود را بدون راهنمایی مستقیم از مشکل برهاند . از این رو لازم است مشاور ، درمان و راه حل را برایش به صورت صریح مطرح کند و او را به صورت مستقیم هدایت نماید تا به نتیجه برسد .  
 
 
در این روش ، مشاور از طریق پرسشنامه ، آزمونهای روانی ، مصاحبه و سؤ ال ، به جمع آوری اطلاعات وسیعی درباره مراجعه کننده اقدام می کند و بر تشخیص علل ناراحتی و مشکل وی همت می گمارد و پس از کشف علل ، راه حلهایی را ارائه می دهد و از مراجعه کننده خواسته می شود تا راه حل ارائه شده را به اجرا درآورد و نتیجه را به مشاور گزارش نماید .  
 
در این روش ، مشاور از طریق پرسشنامه ، آزمونهای روانی ، مصاحبه و سؤ ال ، به جمع آوری اطلاعات وسیعی درباره مراجعه کننده اقدام می کند و بر تشخیص علل ناراحتی و مشکل وی همت می گمارد و پس از کشف علل ، راه حلهایی را ارائه می دهد و از مراجعه کننده خواسته می شود تا راه حل ارائه شده را به اجرا درآورد و نتیجه را به مشاور گزارش نماید .  
 
 
=====ب - روش غیر مستقیم (۱۴۸) =====
 
=====ب - روش غیر مستقیم (۱۴۸) =====
 
 
نظریه دیگر در روش مشاوره این است که مشاور ، در مشاوره ، محیط گرم و پذیرا را برای فرد فراهم کند تا او با آسودگی و دلگرمی به گفتگو و دادن اطلاعات لازم در مشاوره اقدام نماید . و نیز هدایت و رهبری بخش مهمی از فعالیتهای جلسه مشاوره را به عهده او گذارد و مشاور ، صرفا به انعکاس احساسات ، افکار و رفتار او بپردازد و بدین وسیله ، وی را به خودشناسی و بینش درست درباره مشکلش راهنمایی کند تا خود او به راه حل مناسب برسد .  
 
نظریه دیگر در روش مشاوره این است که مشاور ، در مشاوره ، محیط گرم و پذیرا را برای فرد فراهم کند تا او با آسودگی و دلگرمی به گفتگو و دادن اطلاعات لازم در مشاوره اقدام نماید . و نیز هدایت و رهبری بخش مهمی از فعالیتهای جلسه مشاوره را به عهده او گذارد و مشاور ، صرفا به انعکاس احساسات ، افکار و رفتار او بپردازد و بدین وسیله ، وی را به خودشناسی و بینش درست درباره مشکلش راهنمایی کند تا خود او به راه حل مناسب برسد .  
 
 
در این روش ، شخص مراجعه کننده ، محور است و رابطه حسنه ، نقش اساسی در مشاوره دارد و به فنون مشاوره ، بویژه تست ، چندان اهمیتی داده نمی شود .  
 
در این روش ، شخص مراجعه کننده ، محور است و رابطه حسنه ، نقش اساسی در مشاوره دارد و به فنون مشاوره ، بویژه تست ، چندان اهمیتی داده نمی شود .  
 
 
دانشمندانی مانند راجرز(۱۴۹) فردریک پرلز(۱۵۰) ، از صاحبان این نظریه اند . اساس این نظریه را راجرز ، چنین بیان می کند : انسان ، ذاتا موجودی خلاّق و تواناست و طبیعتش بر خیر است و برای هدفی ارزشمند کوشش می کند . مراجعه کننده هم که دچار کج رفتاری یا اختلال عاطفی و یا با مشکل دیگر رو به رو می شود . انسان است و از این گونه ویژگیها برخوردارمی باشد ، ولی بر اثر تربیت غیر صحیح و آگاهیهای غلط و یا رفتارهای انحرافی ، برایش مشکل پیش آمده است . مشاور با کمک غیر مستقیم به وی یعنی آگاه ساختن او به خودش و موقعیتش در جهان هستی و هدف والای زندگی و اموری مانند آن ، مراجعه کننده را به حالت طبیعی اوّلیه برمی گرداند و او خود به راه حل برای مشکل خویش می رسد .  
 
دانشمندانی مانند راجرز(۱۴۹) فردریک پرلز(۱۵۰) ، از صاحبان این نظریه اند . اساس این نظریه را راجرز ، چنین بیان می کند : انسان ، ذاتا موجودی خلاّق و تواناست و طبیعتش بر خیر است و برای هدفی ارزشمند کوشش می کند . مراجعه کننده هم که دچار کج رفتاری یا اختلال عاطفی و یا با مشکل دیگر رو به رو می شود . انسان است و از این گونه ویژگیها برخوردارمی باشد ، ولی بر اثر تربیت غیر صحیح و آگاهیهای غلط و یا رفتارهای انحرافی ، برایش مشکل پیش آمده است . مشاور با کمک غیر مستقیم به وی یعنی آگاه ساختن او به خودش و موقعیتش در جهان هستی و هدف والای زندگی و اموری مانند آن ، مراجعه کننده را به حالت طبیعی اوّلیه برمی گرداند و او خود به راه حل برای مشکل خویش می رسد .  
 
 
در این روش ، مراجعه کننده بیش از مشکلش مورد توجه است و به احساسات و افکارش زیاد اهمیت داده می شود . و به ایجاد و تقویت رابطه حسنه مشاوره ای وی با مشاور ، تاءکید می گردد و به جای کوشش برای تشخیص علل ناراحتی و ارائه راه حل بر اساس آن ، به انعکاس افکار ، احساسات و رفتار او اقدام می شود و به جای دادن دستورالعمل و خواستن تکلیف از مراجعه کننده ، زمینه فراهم می گردد تا خود او دستورات و تکالیف لازم را کشف نماید و به کسب بینش نسبت به خود و مشکلش نایل شود و خود ، راه حل مناسب را پیدا کند .  
 
در این روش ، مراجعه کننده بیش از مشکلش مورد توجه است و به احساسات و افکارش زیاد اهمیت داده می شود . و به ایجاد و تقویت رابطه حسنه مشاوره ای وی با مشاور ، تاءکید می گردد و به جای کوشش برای تشخیص علل ناراحتی و ارائه راه حل بر اساس آن ، به انعکاس افکار ، احساسات و رفتار او اقدام می شود و به جای دادن دستورالعمل و خواستن تکلیف از مراجعه کننده ، زمینه فراهم می گردد تا خود او دستورات و تکالیف لازم را کشف نماید و به کسب بینش نسبت به خود و مشکلش نایل شود و خود ، راه حل مناسب را پیدا کند .  
 
 
پرلز ، که مؤ سس (نظریه گشتالت ) است نیز بر این روش مراجعه کننده محوری (۱۵۱) ، تاءکید دارد . به نظر وی ، وقتی فرد با مشکل مواجه می شود که افکار و احساسات خویش را قبول نداشته و آنها را از خود نداند و سازمان و وحدت و هماهنگی رفتار را از دست بدهد .  
 
پرلز ، که مؤ سس (نظریه گشتالت ) است نیز بر این روش مراجعه کننده محوری (۱۵۱) ، تاءکید دارد . به نظر وی ، وقتی فرد با مشکل مواجه می شود که افکار و احساسات خویش را قبول نداشته و آنها را از خود نداند و سازمان و وحدت و هماهنگی رفتار را از دست بدهد .  
 
 
بر اساس (نظریه گشتالت ) به مراجعه کننده کمک می شود تا خویشتن را بپذیرد و از اجزای از هم گسسته ، به خویشتن هماهنگ و وحدت یافته برسد و اعتماد و اطمینان شخصی پیدا کند و به دیگران وابسته نباشد . بر طبق این روش (۱۵۲) ، مراجعه کننده در وضعیتی قرار داده می شود که آگاهی کافی پیدا کند و موانع آگاهی درست را کنار بزند و خود را آنگونه که هست بنمایاند و تواناییهای خویش را آشکار کند .  
 
بر اساس (نظریه گشتالت ) به مراجعه کننده کمک می شود تا خویشتن را بپذیرد و از اجزای از هم گسسته ، به خویشتن هماهنگ و وحدت یافته برسد و اعتماد و اطمینان شخصی پیدا کند و به دیگران وابسته نباشد . بر طبق این روش (۱۵۲) ، مراجعه کننده در وضعیتی قرار داده می شود که آگاهی کافی پیدا کند و موانع آگاهی درست را کنار بزند و خود را آنگونه که هست بنمایاند و تواناییهای خویش را آشکار کند .  
 
 
=====ج - روش انتخابی =====
 
=====ج - روش انتخابی =====
 
 
نظرّیه متعادل این است که مشاور با توجه به نوع مشکل فرد و توانمندی او ، هریک از دو روش مستقیم یا غیر مستقیم را که مؤ ثرتر و مفیدتر واقع شود ، انتخاب کند؛ مثلاً در حل مشکلات عاطفی و روانی ، روش غیر مستقیم را به کار گیرد و در غیر آن از روش مستقیم استفاده نماید . و در مواردی هم که لازم می بیند ، از هر دو روش بهره می برد .  
 
نظرّیه متعادل این است که مشاور با توجه به نوع مشکل فرد و توانمندی او ، هریک از دو روش مستقیم یا غیر مستقیم را که مؤ ثرتر و مفیدتر واقع شود ، انتخاب کند؛ مثلاً در حل مشکلات عاطفی و روانی ، روش غیر مستقیم را به کار گیرد و در غیر آن از روش مستقیم استفاده نماید . و در مواردی هم که لازم می بیند ، از هر دو روش بهره می برد .  
 
 
تورن (۱۵۳) و گریندر(۱۵۴) از پیشگامان این روش می باشند . نام این روش ، روش انتخاب (Metd Elective) گذاشته شد و مکتب آنان مکتب التقاطی (۱۵۵) یا (Eclecticism) نامیده شده است .  
 
تورن (۱۵۳) و گریندر(۱۵۴) از پیشگامان این روش می باشند . نام این روش ، روش انتخاب (Metd Elective) گذاشته شد و مکتب آنان مکتب التقاطی (۱۵۵) یا (Eclecticism) نامیده شده است .  
 
 
====روش تعقلی و روش تحلیل روانی ====
 
====روش تعقلی و روش تحلیل روانی ====
 
 
 
روشهای گوناگونی در مشاوره مطرح است که با هریک می توان دسته ای از مشکلات مراجعه کنندگان را حل کرد . مشاور ، باید از همه روشها آگاه باشد تا به تناسب هریک از مسایل و مشکلات ، از آن روشها به صورت مجزّا و یا تلفیقی بهره بجوید . دو روش زیر در حل مشکلات ، از کارایی بسیار زیاد برخوردارند و تجربه ، مفید بودن آنها را ثابت کرده است .  
 
روشهای گوناگونی در مشاوره مطرح است که با هریک می توان دسته ای از مشکلات مراجعه کنندگان را حل کرد . مشاور ، باید از همه روشها آگاه باشد تا به تناسب هریک از مسایل و مشکلات ، از آن روشها به صورت مجزّا و یا تلفیقی بهره بجوید . دو روش زیر در حل مشکلات ، از کارایی بسیار زیاد برخوردارند و تجربه ، مفید بودن آنها را ثابت کرده است .  
 
 
=====الف - روش تعقلی (۱۵۶) در مشاوره =====
 
=====الف - روش تعقلی (۱۵۶) در مشاوره =====
 
 
قدیمی ترین روش مشاوره که در بین انسانها معمول بوده است ؛ روش تعقلی است محور در این روش ، عقل است . پیامبران ، فلاسفه ، عاقلان و دانشمندان همیشه ، افراد را به تعقل ، تشویق می کرده اند تا با ورزیده شدن در فکر و عقل ، آنان بتوانند مشکلات فردی و اجتماعی خود را حل نمایند .  
 
قدیمی ترین روش مشاوره که در بین انسانها معمول بوده است ؛ روش تعقلی است محور در این روش ، عقل است . پیامبران ، فلاسفه ، عاقلان و دانشمندان همیشه ، افراد را به تعقل ، تشویق می کرده اند تا با ورزیده شدن در فکر و عقل ، آنان بتوانند مشکلات فردی و اجتماعی خود را حل نمایند .  
 
 
در هر جامعه ای ، هرکسی که بیشتر از نعمت عقل برخوردار بوده بیشتر مرجع و مشاور مراجعه کنندگان و مشورت طلبان می باشد .  
 
در هر جامعه ای ، هرکسی که بیشتر از نعمت عقل برخوردار بوده بیشتر مرجع و مشاور مراجعه کنندگان و مشورت طلبان می باشد .  
 
 
در این روش ، مشاور همانند معلم و راهنما عمل می کند و جریان مشاوره و راهنمایی یک جریان تعلیم و تربیت محسوب می شود . و از خصوصیات آن این است که مشاور ، سعی دارد مراجعه کننده را با واقعیت ، حقیقت ، عقاید و سنن درست ، ارزشهای اخلاقی واجتماعی صحیح واموری از این قبیل آشنا و علاقه مند سازد و وی را ازافکار ، تصورات و وابستگیهای غلط برهاند و او را برای زندگی معقول در آینده آماده نماید . (۱۵۷)
 
در این روش ، مشاور همانند معلم و راهنما عمل می کند و جریان مشاوره و راهنمایی یک جریان تعلیم و تربیت محسوب می شود . و از خصوصیات آن این است که مشاور ، سعی دارد مراجعه کننده را با واقعیت ، حقیقت ، عقاید و سنن درست ، ارزشهای اخلاقی واجتماعی صحیح واموری از این قبیل آشنا و علاقه مند سازد و وی را ازافکار ، تصورات و وابستگیهای غلط برهاند و او را برای زندگی معقول در آینده آماده نماید . (۱۵۷)
  

نسخهٔ ‏۲۳ شهریور ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۲۵

مشاوره در آینه علم و دین
مشخصات کتاب
Moshavere-ali vaghihi.jpg
نویسنده علی نقی فقیهی
زبان فارسی
ناشر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، دفتر انتشارات اسلامی
محل انتشارات قم
تاریخ نشر پاییز ۱۳۸۷
شابک ۹۶۴-۴۷۰-۱۸۹-۵
دانلود PDF

محتویات

مقدمه دفتر

از آنجا که بشر ، از زندگی اجتماعی برخوردار است و در پرتو اجتماع ، به راه تکامل خویش ادامه می دهد ، به ناچار با مشکلاتی مواجه می شود که باید آنها را برطرف سازد تا سد راه او قرار نگیرند . در این میان ، مشکلات روانی و رفتاری انسان که بر اثر عوامل مختلفی بروز می کند ، از نظر اهمیت در درجه بالایی قرار دارند که بسان مشکلات دیگر ، نیاز به مشاورینی آگاه و دلسوز دارد تا در برطرف ساختنشان او را یاری نمایند . و به اعتقاد ما بدون مراجعه به رهبران دینی که نخستین مشاوران الهی انسان هستند ، برطرف نمی شوند؛ چرا که دین ، از سرچشمه زلال روحی ، ریشه گرفته و تنها خداوند است که به طور کامل از ذات ، ویژگیها و خصوصیات بشر آگاه است و می تواند راه برطرف ساختن این گونه مشکلات و نحوه پیشگیری از آنها را بیان کند . البته ناگفته نماند دانشمندان متخصص مشاوره هم در این زمینه گامهای مهمی برداشته و به نتایج خوبی هم دست یافته اند امّا به بنابراین ، اندیشمندان و پژوهشگران اسلامی باید از این زاویه خاص به مسایل نگریسته و باب مشاوره و روان درمانی اسلامی را به صحنه آورده و جامعه را از نتایج ارزشمندآن ، بهره مند سازند ، هرچند در این زمینه ، گامهایی برداشته شده ، اما کافی نیست . کتاب حاضر ، در راستای همین هدف ، در چارچوب خاص موردنظر مؤ لف ، ترتیب یافته ، بدان امید که مورد استفاده قرار گرفته و رضایت خداوند متعال را فراهم سازد . این دفتر ، پس از بررسی و ویرایش ، آن را به زیور چاپ آراسته و در اختیار علاقه مندان قرار می دهد ، امید که مورد قبول پروردگار بزرگ قرار گیرد . ضمنا از همه محققان و دانش پژوهان تقاضا می کنیم چنانچه انتقاد یا پیشنهادی دارند ، به آدرس : قم : دفتر انتشارات اسلامی / صندوق پستی ۷۴۹ - بخش بررسی فارسی ، ارسال دارند ، با سپاس و تشکر فراوان . دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

مقدمه مؤ لف

(تاریخ ) نشان داده است که افراد زیادی از بشر ، در طول زندگی و یا پاره ای از مراحل زندگیشان ، با مشکلات و مسایل روانی و رفتاری ، رو به رو بوده اند و برای حل آنها به رهبران و دانشمندان دینی ، معلّمان ، مشاوران و راهنمایان مجرب و متخصص ، مراجعه می کرده اند . امروزه ، بیش از گذشته ، مردم به مشاوره و راهنمایی نیازمندند؛ زیرا نظر به تنوع نیازهای اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، روانی عاطفی و . . . و افزایش تعداد افرادِ موضوع راهنمایی و مشاوره ، مسائل روانی و رفتاری ، بسی پیچیده تر گردیده و جلوه های بیشتری پیدا کرده است . و مراجعه به مشاوران هم به دلیل فقر ، کمبود وقت ، مشغول بودن مشاوران و اموری دیگر ، برای همکان میسر نیست . تقریبا همه افراد ، به نحوی با مشکلات روانی خود و یا کسانی که در ارتباط با آنان هستند رو به رویند . کودکان و نوجوانان از اخلاق و برخورد والدین در رنجند و والدین از ناسازگاری ، طغیانگری ، پرخاشگری و رفتارهای نابهنجار کودکان و نوجوانان خود ، در ناراحتی و غم و اندوه به سر می برند . در مدارس ، دانش آموزان زیادی وجود دارند که کم و بیش دارای مشکلات روانی می باشند و معلّمان ، مدیران و ناظمان ، روزمرّه ، با رفتارهای نابهنجار آنان رو به رو هستند . در خانواده ها خیلی از همسران به دلیل مشکلات روانی خود ، یا همسر و یا هردو ، از زندگی آرام و لذتبخشی برخوردار نیستند و زمینه ناراحتیهای فرزندان را نیز فراهم می سازند . برای حل این مشکلات و پیشگیری از پدید آمدن آنها در افراد جامعه ، کوششهایی از ناحیه دانشمندان دینی ، روان شناسان ، مشاوران و مؤ لفان به عمل آمده است و در چند دهه اخیر مسائل رفتاری و روانی کودکان ، نوجوانان و جوانان باالخصوص به عنوان محور عمده مشاوره و راهنمایی یا روان شناسی مشاوره درآمده است و امکانات آموزشی و پژوهشی ویژه مسائل و مشکلات روانی آنان در دانشگاهها و مدارس ، توسعه یافته و کتابها و مجله های تخصصی در این زمینه ، بسیار انتشار یافته است . هدف از مشاوره ، شناخت تواناییها و استعدادهای بدنی ، روانی ، عاطفی ، عقلی ، اجتماعی ، اخلاقی افراد و کمک به رشد همه جانبه آنها و پیشگیری از ابتلای آنها به مشکلات روانی است . مشاوره و روان درمانی بویژه اسلامی آن ، سعی می کند چگونگی زندگی مفید و خالی از مشکل را به افراد بیاموزد و از آنان شخصیتی بسازد که بتوانند به خوبی ، با خود ، دیگران و محیط ، تعامل کنند و به هدفهای عالی تعلیم و تربیت برسند و به حیات و زندگی واقعی ، نایل شوند . قرآن می فرماید : (یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا اسْتَجِیبُوا للّهِ وَلِلرَّسُولِ اِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُمْ . . . ) . (۳) (ای مؤ منان ! خدا و رسول (صلی اللّه علیه و آله ) را اجابت کنید (و به راهنماییها و ارشادهای اولیای دین عمل نمایید) شما را به آنچه باعث حیات واقعی شما در آن است ، راهنمایی می کنند) . یکی از مبانی نظری مشاوره از دیدگاه اسلامی این است که اکثر مشکلات ، بویژه مشکلات روانی ، از خود انسان و تعاملهای او برمی خیزد . در مشاوره دینی ، علل گرفتاریها و مسائل روانی ، در خود افراد و سابقه زندگی آنان جستجو می گردد و در این جستجوگری است که افراد به خودشناسی رسیده و به نقاط قوت و ضعف خود پی می برند ، بینشهای صحیح را از افکار و باورهای نادرست تشخیص می دهند و در مورد خود ، عقاید و ایمان و رفتارهای معقول و انسانی به بصیرت می رسند و با مشکل شناسی ، به مشگل گشایی می پردازند . در حقیقت ، از نظر مشاوره اسلامی ، همان طور که دردها و مشکلات ، از خود افراد ناشی می شود ، درمانها و راه حلها نیز از خود آنان خواهد بود . امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) می فرماید : (دواؤ ک فیک ولا تشعر وداؤ ک منک و تستنکر) . (۴) (ای انسان ! درمان تو در تو (و از خود تو) است و خود نسبت به آن آگاه نیستی و درد تو نیز در خود تو (و از خود تو) است و تو آن را نمی دانی ) . درست است که بسیاری از مشکلات روانی مردم ، ریشه در ساختار اجتماعی آنان دارد و هریک از جوامع مختلف ، مشکلات روانی خاص خود را دارد که مردم را بدان دچار ساخته است و رفع بنیادی همه این مشکلات ، بدون اصلاح ساختارهای اجتماعی و صرفا با مشاوره و روان درمانی افراد ، ممکن نیست ، ولی باید توجه داشت که : اولاً : بسیاری از مشکلات روانی هم هستند که در زندگی شخصی افراد ، ریشه دارند و انتظاری که از مشاوران و درمانگران روانی می رود ، اصالتا ، حل مشکلاتی است که در این محدوده ، وجود دارد . ثانیا : مشکلات روانی - اجتماعی زیادی وجود دارند که مشاوران به حل آنها می پردازند و زمینه اصلاحهای بنیادی اجتماعی را فراهم می سازند . ثالثا : از باب (ما لا یدرک کله لا یترک کله ) ، می توان فشار مشکلات اجتماعی و تاءثیر آنها را بر روان افراد از بین برد و یا لااقل کاهش داد و یا از بروز و یا ازدیاد و شدت مشکلات روانی ، پیشگیری کرد و افراد را به زندگی آرام ، رهنمون ساخت . بنابراین ، نباید پنداشت که اگر اصلاح اجتماعی از ناحیه مصلح اجتماعی صورت نگیرد ، مشاور ، راهنما ، معلم و مربی ، نقشی در اصلاح رفتارهای افراد ندارند ، بلکه حتی زیان هم خواهند داشت ؛ زیرا می توان درمان افراد با شیوه های مشاوره ای و روان درمانی را نوعی تخدیر و حتی به نفع وضع موجود ، تلقی کرد . این تصور کاملاً نادرست است ؛ زیرا کار مشاور و روان درمانگر ، زدودن قید و بندها و اسارتهای شناختی ، روانی و رفتاری است و بدین وسیله افراد از موانع رشد صحیح و سلامت روانی ؛ چه در بعد فردی و چه در بعد اجتماعی ، رهایی می یابند و زمینه اصلاح جامعه ، فراهم می گردد . اصولاً جریان مشاوره ، مجموعه ای از تعاملات در محدوده یک ارتباط اصیل واقعی و ارزشی است که گفتارها و رفتارهای یک شخص ، دیگران را تحت تاءثیر قرار می دهد و به اصلاح رفتاری آنان منتهی می شود . و به عبارت دیگر ، مشاوره شامل مهارتهایی است که اصول تربیتی و اخلاقی مهمی بر آن حاکم است و حتی گفته شده : (مشاوره ضرورتا یک کار اخلاقی است ) . (۵) بنابراین ، (مشاوره ) نوعی تعلیم و تربیت است و در پیشگیری از بروز مشکلات روانی ، عاطفی ، اجتماعی ، اخلاقی و رفتاری و اصلاح افراد در جامعه ، نقش اساسی را ایفا می کند . در زمینه مشاوره ، گرچه کتابهای متعددی تاءلیف شده است ، اما به دلیل گستردگی و پیچیدگی مسائل و نقصان مباحث ، بویژه از نظر دینی ، لازم دانسته شد اصول و روشهای مشاوره به صورت علمی و مُلْتهم از فرهنگ غنی مکتب اسلام ، در کتابی با خصوصیات و فواید زیر ، تدوین گردد : ۱ - عمده مشکلات روانی و رفتاری موجود در جامعه ، بویژه در بین دانش آموزان ، مطرح شود و اصول و روشهایی در جهت حل آنها ارائه گردد که مورد پذیرش لااقل ، گروهی از صاحبنظران متخصص و موافق با نظریات متون اسلامی باشد . ۲ - کتاب ، به عنوان کتاب درسی ، برای دانشجویان دبیری در مقطع کارشناسی مفید باشد و در عین حال برای طیف وسیعی از همه کسانی که به کار مشاوره و تعلیم و تربیت اشتغال دارند ، قابل استفاده باشد . چه بسیارند متخصصان امور مشاوره که می خواهند با توجه به اصول و روشهایی که در مشاوره اسلامی مطرح است به راهنمایی و مشاوره در جامعه اسلامی بپردازند . و نیز افراد زیادی هستند که می خواهند با نظریات علمی و دینی در مشاوره آشنا شوند . کتاب حاضر می تواند برای هردو دسته مفید باشد . ۳ - اولیا و مربیان بتوانند دانش آموزان را در جهت رفع مشکلات تحصیلی ، روانی ، عاطفی ، خانوادگی ، اجتماعی ، اخلاقی ، شغلی و . . . یاری دهند و موجب رشد و تعالی آنان شوند و زمینه تحقق هدفهای عالی تعلیم و تربیت را در آنان فراهم سازند . ۴ - به کسانی که دارای مشکل هستند و نمی دانند به چه کسی مراجعه کنند و چه فردی را به عنوان مشاور برای خود انتخاب نمایند ، کمک شود تا با توجه به ویژگیهای ارائه شده و چگونی انتخاب مشاور ، مشکلاتشان حل گردد . ۵ - آگاهیهای عمومی در زمینه مشاوره را بالا ببرد و افراد بتوانند مشکلات روانی و رفتاری خود را در مراحل اولیه تشخیص دهند و به درمان ، اصلاح و یا حداقل کم کردن آنها همت گمارند . ۶ - خوانندگان ، به بینش و بصیرتی در شناختها ، باورها و ارزشها - که اساس رفتارهای انسان را تشکیل می دهند - برسند و شناختهای غیر صحیح و باورهای نامعقول و غیر ارزشمند واقعی را که در زندگی ، افراد را دچار مشکلات روانی می سازد ، شناسایی نمایند و راههای تمایز باورهای معقول از نامعقول و امور ارزشی از غیر ارزشی را پیدا کنند و بدین وسیله از بروز مشکلات روانی زیادی پیشگیری نمایند . ۷ - عمده عوامل مشکلات روانی و رفتاری مانند عدم عزت نفس ، قوی نبودن اعتماد به نفس ، ضعف اراده ، احساس حقارت و . . . شناخته شوند و چگونگی پرورش عزت نفس و اعتماد به نفس ، تقویت اراده و راههای درمان احساس حقارت و مقابله با کم رویی ، افسردگی و نظایر آن ، بیان گردند . ۸ - بزرگسالان را در درک مشکلات کودکان و نوجوانان ، توانمند سازد و آنان را برای پاسخگویی مؤ ثر به احساسات و کوششهای آنان آماده نماید . ۹ - نشان داده شود که مشکلات روانی غیر قابل حل نمی باشد و چنین نیست که گریزی از آن نباشد ، بلکه می توان بر مشکلات فایق آمد و یا از پدید آمدن آن و یا شدت یافتنش جلوگیری نمود . ۱۰ - ضمن ارائه مطالب نظری ، به چگونگی کاربرد عملی و مهارتهای مشاوره پرداخته شود و خواننده را گام به گام در یادگیری مفاهیم مشاوره و آموزش عملی یاری نمایدتا بدون مراجعه به مشاور و صرفا با استفاده از کتاب (۶) ، به راه حلهای مناسب برسد . این کتاب ، نتیجه تحقیقات در منابع علمی و اسلامی است که از شش سال پیش به منظور تدریس درس اصول و فنون مشاوره و راهنمایی در دانشگاه آغاز گردید و ان شاءاللّه در آینده نیز کاملتر خواهد شد . امید است مشاوران متخصص ، مربیان ، دانشجویان و همه عزیزان دیگر خواننده کتاب ، کاستیها و لغزشها را گوشزد کنند تا در چاپهای بعدی اصلاح و تکمیل گردد . علی نقی فقیهی

فصل اوّل : تاریخچه مشاوره و راهنمایی

از آغاز زندگی اجتماعی بشر ، افرادی که با مشکلات روبرو می شدند ، از کسانی که ذیصلاح می دانستند و به آنان اعتماد داشتند ، کمک می خواستند و از ارشاد و راهنمایی آنان برای حل مسایل و مشکلات خویش ، بهره می جستند و مشاوره و راهنمایی خواستن از افراد شایسته را نه تنها امری درست ، بلکه برای حیات مادی و معنوی ، اصلاح فکر و رفتار خویش ، لازم و ضروری می دانستند . در گذشته ، مسایل و مشکلات مردم ، ابعاد مختلفی داشت و شامل سؤ الهایی در مورد هستی ، انسان ، ارزشها ، عقاید ، مشکلات رفتاری ، روانی ، عاطفی و اختلافات حقوقی ، سیاسی ، اجتماعی و نظایر آن می شد و مردم برای حل همه مسایل و مشکلات ، به مذهب و مکتب آسمانی روی می آوردند و از اولیای مذهبی که مورد اعتمادشان بودند ، یاری می جستند؛ زیرا می دانستند که پیامبران الهی در تفسیر و توصیف درست از هستی و ارائه افکار درست در مورد حیات و زندگی و ارتباط انسان با موجودات و بیان ارزشهای واقعی و حل اختلافات و . . . از هرکس دیگر ، داناترند . علاوه بر این ، مردم به این حقیقت آگاه بودند که پیامبران و اولیای دین ، انسان را خوب می شناسند و به نارساییهای روانی ، فکری ، عاطفی و رفتاری که مردم به آن دچار می شوند ، واقفند و علل آنها را به خوبی می شناسند و راه درمان آنها را می دانند . مضافا بر اینکه آنان مورد اعتماد و وثوقند و هر فردی بدون هیچگونه احساس نگرانی ، می تواند مشکلات و احساس و عواطف خود را بازگوید و با راهنمایی آنان خود را بشناسد ، گرفتاریش را چاره کند و مشکلاتش را حل نماید . جامعه ، هرقدر که بیشتر گسترش می یافت ، مراجعه به پیامبران و مشاوره با آنان به صورت مستقیم کمتر میسّر می شد و این مسؤ ولیت به کسانی واگذار می شد که به انبیا نزدیکتر بودند و دانش مذهبی آنان خوب بود و می توانستند با اصول کلی راهنمایی و مشاوره که انبیا ارائه کرده اند ، راهنمایی و مشاوره مردم را به عهده بگیرند ، همچنین این نقش را اولیای فرزندان و معلمان نیز در محدوده خاصی نسبت به کودکان ایفا می کردند . کودکان در مورد سؤ الها ، اشکالها و گرفتاریهای رفتاری ، اخلاقی وغیره ازاولیاومعلّمان خود راهنمایی می خواستند و با آنان به مشورت می پرداختند . کم کم گسترش جامعه و پدید آمدن روابط پیچیده تر اجتماعی و بروز مسایل و مشکلات مبهم تر ، بویژه مشکلات روانی ، عاطفی و اجتماعی ، موجب گردید تا اولیای مذهبی و اندیشمندان ، نظریاتی در علل و عوامل آن مسایل و مشکلات ابراز کنند و هرکدام به منظور ارائه راه حلّی ، اقداماتی را به افراد توصیه کنند . در حدود ۸۶۰ سال قبل از میلاد مسیح ، در معابد آسکلپیوس (Asclepius) واقع در یونان ، در جهت حل مشکلات روانی و عاطفی ، به اقداماتی نظیر محبت کردن به آنان ، تشویق به تفریح وسرگرمی ، مانند سوارکاری ، پیاده روی و نمایش ، توصیه می گردید . بقراط (۳۵۸ - ۴۶۰ قبل از میلاد) نظریه مربوط به مداخله شیاطین در ایجاد ناراحتیهای روانی را رد می کرد و معتقد بود که علل و عوامل ایجاد کننده اختلالهای روانی ، طبیعی هستند و آسیب مغزی ، وراثت و عوامل دیگر ، زمینه های آن را فراهم می آورد . وی حتی برای درمان اختلالهای روانی مانند : شیدایی (۷) و مالیخولیا(۸) ، روشهایی از قبیل زندگی منظم و آرام ، اعتدال (متانت و هشیاری ) ، پرهیز از هرنوع زیاده روی ، برنامه غذایی ، خویشتنداری ، تمرینات ورزشی را که باعث خستگی نشود پیشنهاد می کرد و در مورد هیستری ، یا بیماری خیالی و عصبی و حمله زنان ، ازدواج را راه درمان می دانست. ضمنا وی به اهمیت محیط اجتماعی در درمان ناراحتیهای روانی توجه داشت و در مواردی توصیه می شد که شخص از خانواده خود جدا شود . ارسطو ( ۳۲۲ - ۳۸۴ ق . م . ) با این نظریّه که اختلالهای روانی به وسیله عواملی نظیر ناکامی و تعارض روحی ایجاد می شود ، موافق نبود و آن را با اختلال اخلاط چهارگانه (خون ، صفرا ، سودا و بلغم ) بقراط ، مرتبط دانست . در اسکندریه (یکی از شهرهای بزرگ مصر که در حدود ۳۳۲ ق . م . به وسیله اسکندرپایه گذاری شده بود) معابدی وجود داشت که دارای آسایشگاههای خوش منظر و مطبوع بود . در همانجا برای کسانی که مشکلات روانی داشتند ، مشاغل دایمی و امکانات تفریحی و ورزشی فراهم می آوردند و به فعالیتهایی نظیر قدم زدن در باغهای معبد ، پاروزدن و قایقرانی در کنار ساحل رود نیل و شرکت در مراسم جشن و شادی ، تشویق می شدند و از شیوه های درمانی از جمله رژیم غذایی ، ماساژ دادن ، آب درمانی ، تعلیم و تربیت و . . . برای بهبود آنان استفاده می کردند . اپیکتتوس ، فیلسوف رواقی قرن اوّل میلادی منشاء اختلالات روانی را نگرش افراد می دانست ، وی می گفت : (انسان به وسیله اشیا ، دچار اختلال نمی شود ، بلکه نگرشی که نسبت به آنها دارد ، سبب اختلال در او می شود) . (۹) مارکوس اورلیوس (۱۰) ، امپراطور رم (۱۲۱ - ۱۸۰ م ) نیز نوشته است که : (اگر شی ء یا موضوعی خارجی شما را ناراحت می کند ، این شی ء یا موضوع خارجی نیست که سبب ناراحتی شما می شود ، بلکه قضاوت شما درباره آن است که موجب ناراحتی شما می گردد . شما باید قضاوت خود را تغییر بدهید . اگر رفتارتان سبب ناراحتی شما می شود ، چه کسی مانع تغییر رفتار در شما می شود ؟ ) . (۱۱) در اواخر قرن اول میلادی ، بعضی از دانشمندان مانند اءرتئوس (Aretaeus) بر این اعتقاد بودند که برخی از اختلالهای روانی حادّ ، در واقع ادامه جریانهای رفتاری و روانی بهنجار می باشند . کسانی که تحریک پذیر و خشن بوده ، به سادگی تسلیم شادی و فعالیتهای لذت آور می شوند . آنان آمادگی ابتلا به برانگیختگی شیدایی را دارند و افرادی که تمایل به جدی بودن را دارند ، بیشتر مستعد ابتلا به مالیخولیا هستند . (۱۲) جالینوس (۲۰۰ - ۱۳۰ م ) نیز عواملی نظیر صدمه های مغزی ، افراط در نوشیدن الکل ، شوک ، ترس ، نوجوان بودن ، تغییرات قاعدگی در زنان ، مشکلات اقتصادی و نومیدی در عشق را به عنوان عوامل جسمی و روانی بر می شمرد و با تفکرهای غیر علمی و خرافی عصر جاهلیت یونانیان که منشاء بیماریهای روانی را دیو و جادو و سحر می پنداشتند ، مخالف بود و طریقه درمان آنها را که جز به غل و زنجیر کشیدن بیمار و سرانجام به اتهام جادوگری ، قتل و اعدام و آتش زدن ، چیز دیگری نبود ، نمی پسندید ، ولی علی رغم نظر جالینوس ، این شیوه تا اواسط قرن شانزده ادامه داشت . (۱۳) امّا در سال ۱۵۶۳ توسط یوهان ویر(۱۴) و در سال ۱۵۸۴ توسط اسکات (۱۵) ، کتابهایی نوشته شد و در آن اظهار گردید که بسیاری از کسانی که به عنوان ساحر ، جادوگر و . . . در آتش سوزانیده یا شکنجه می شوند ، افراد پریشانحال و بیماران روانی اند و به تدریج و در گذشت زمان آن طرز تفکر نسبت به بیماران روانی ، جای خود را به این فکر اسکات داد و دانشمندانی نظیر چیاروگی که در سال ۱۷۸۹ رئیس یکی از بیمارستانهای فلورانس شد ، توانست ، کتک زدن و به غل کشیدن بیماران روانی را ممنوع سازد و تاءکید کند تا برای آنان کار و امکانات تفریحی فراهم آید . و در طی سالهای ۱۷۸۴ تا ۱۸۰۲ که جان بانیست پوسین ، رئیس بخش بیماران روانی در بیمارستان بزرگ پاریس بود ، نیز در آزاد گذاردن بیماران روانی و اقدامات اصلاحی تاءکید گردید . بعد از او فیلیپ پینل (۱۶) (۱۸۲۶ - ۱۷۴۵ م ) ، ریاست این بخش از بیمارستان را به عهده گرفت . او این اعتقاد و باور را نشر می داد که بیمار روانی نیز فردی عادی است که به دلیل مشکلات شخصی شدید ، عقل خود را از دست داده است و نباید با او مانند یک حیوان رفتار شود . وی اطاقهای آفتابگیر را برای بستری شدن این بیماران مناسب دانست . او ساعات زیادی را صرف صحبت کردن با بیماران می کرد ، به سخنان آنان گوش می داد و برایشان آرامش خاطر ایجاد می کرد ، سوابق مربوط به گفتگوی خود با بیماران را ثبت می کرد و از آنان شرح می گرفت و در حقیقت با آنان به مشاوره واقعی می نشست . این عمل پینل ، در سال ۱۷۹۳ که اولین انقلاب در فرانسه به حساب آمده ، به تصدیق نوشته های خودش ، متاءثر از نحوه برخورد با بیماران روانی در اسپانیاست که آن هم به نوبه خود ، معلول تماس و تاءثر اسپانیا از فرهنگ و تمدن اسلامی است . (۱۷) یادداشتهای پینل اساس طبقه بندیهای بیماریهای روانی را فراهم آورد . در همین زمانِ پوسین و پینل ، در شمال انگلستان ، ویلیام توک ، مشابه آن دو عمل می کرد ، وی بهترین محیط درمانی برای بیماران روانی را یک مکان مذهبی حمایت کننده می دانست و از این رو بیماران را به منطقه ای که وی آن را گوشه عزلت یورک نامید ، منتقل کرد . بیماران در آنجا می توانستند درباره مشکلات خود سخن بگویند ، کار کنند ، دست به دعا و نیایش بردارند و در مزارع اطراف قدم بزنند . زیربنای فکری شیوه درمانی توک مانند پنیل ، این بود که بیمار روانی ، فردی عادی است که گرفتار مشکلات غیر عادی شده است . (۱۸) در سال ۱۸۷۹ ، ویلهلم وونت ، اولین آزمایشگاه روان شناسی را جهت مطالعه روان شناسی و کاربرد آزمایشها و روشهای علمی برای اندازه گیری و کنترل افکار و رفتار آدمی تاءسیس کرد و امیل کرائپلین که یکی از شاگردان وی بود ، آزمایشگاهی که فقط به مطالعه در زمینه آسیب شناسی روانی یا روان شناسی نابهنجاری ، می پرداخت ، تاءسیس کرد و در آن به کمک شاگردانش در زمینه حرکت ، خستگی ، هیجانها ، سخن گفتن ، حافظه بیماران روانی و . . . به مطالعه پرداختند . (۱۹) در آمریکا ، در ۱۹۰۹ . م . سازماندهی فعالیتهای مشاوره و راهنمایی بویژه راهنمایی شغلی و حرفه ای ، توسط پارسونز(۲۰) و با کمک افراد خیّر ، آغاز شد و به همین جهت او را پدر (راهنمایی حرفه ای ) می نامند . در سال ۱۹۱۳ . م . مؤ سسه اطلاعات شغلی و حرفه ای در (Bstn) به وجود آمد و در همین راستا ، در سال ۱۹۱۵ . م . مجلّه (بولتن حرفه ای )(۲۱) منتشر شد و در سال ۱۹۲۲ . م . پاترسون ، مقاله ای نوشت و پرسشنامه شغلی تهیه کرد و در سال ۱۹۳۳ . م . مرکز اشتغال و کاریابی ایجاد شد و در سال ۱۹۳۸ ، وزارت آموزش و پرورش ، دفتر خدمات راهنمایی و اطلاعات شغلی تاءسیس کرد . در سال ۱۹۵۱ ، گینزبرگ (۲۲) ، اقتصاددان معروف با همکارانش ، کتاب (انتخاب یک حرفه ) را منتشر ساخت . و در سال ۱۹۵۸ ، قانون دفاع ملی آموزش و پرورش ، میلیونها دلار را به خدمات راهنمایی و تربیت مشاوران اختصاص داد . از نظر تعداد مشاوران در آمریکا ، در سال ۱۹۱۷ ، پنجاه نفر و در سال ۱۹۶۳ ، ۳۶ هزار نفر و در سال ۱۹۷۰ ، چهل هزار نفر بوده و تعداد مؤ سسات و دانشگاههایی که در تربیت مشاوران شرکت داشتند ، در سال ۱۹۵۷ ، ۲۱۲ و در سال ۱۹۶۸ ، ۴۵۰ عدد بوده است . در کشورهای دیگر نیز مشابه آمریکا عمل شده است و در خصوص راهنمایی حرفه ای در بلژیک ، در سال ۱۹۱۴ و در فرانسه در سال ۱۹۴۵ و در نروژ در سال ۱۹۴۷ و در انگلستان در سال ۱۹۴۸ ، مراکز خدمات راهنمایی بوجود آمد . (۲۳) مشاوره و راهنمایی ، گرچه در کشورهایی مانند آمریکا با راهنمایی شغلی و حرفه ای آغاز شد ولی بعدها دامنه وسیعتری پیدا کرد و مسایل عاطفی ، شناختی ، اجتماعی و . . . را در برگرفت و با اتخاذ مبانی علمی ، روشهای متنوع اظهار گردید . در اوایل قرن بیستم ، زیگموند فروید(۲۴) (۱۹۳۹ - ۱۸۵۶ . م . ) با پایه گذاری روانکاوی ، شیوه خود را برای کاوش در فرایند روانی انسان و مشکلات روانی ، عاطفی وی ، مطرح کرد و علل گذشته را در جهت رفتار فعلی مورد توجه قرار داد ، وی شخصیت انسان را دارای سه جنبه (نهاد) ، (سائقه و محرکهای ویژه فرد که برای نیازهای جسمی و روانی ، تلاش می کند و زیربنای شخصیت هر فرد را تشکیل می دهد و تمایلات جنسی در معنای وسیع آن که انرژی روانی یا لذت جویی ، (لیبیدو)(۲۵) است ، علل اصلی رفتار او می باشد . ) ، (خود) یا (من ) (بخش سازنده شخصیت که با توجه به واقعیت دنیای خارج عمل می کند و کارکرد نهاد را کنتزل و گاه متوقف می سازد و سبب می شود بین نیازها و غرایز درونی و واقعیات محیط خارج ، موازنه برقرار گردد . ) و (فراخود) یا (من برتر) (بخش تلاش برای رسیدن به ارزشهای اخلاقی جامعه و والدین که ذاتی فرد نیست و از سنین چهار یا پنج سالگی در کودکان ، با درونی کردن ارزشهای والدین شروع می شود . ) عنوان کرد و معتقدشد که اگر تمایلات (نهاد) ، ارضا شود و (خود) در کنترل و هدایت واقعی نهاد ، موفق گردد و (فراخود) معیارها و قضاوتها را درست انجام دهد و بیش از حدّ لزوم ، نیروی خویش را مصرف ننماید ، هماهنگی و سازگاری در شخصیت وجود خواهد داشت و شخص از نظر روانی ، سالم است . ولی هنگامی که (نهاد) می خواهد برای ابراز تمایلات راهی پیدا کند ، (فراخود) معیارهایی مشخص را پیش روی او می گذارد ، در این مورد است که تضاد حاصل می شود . اگر (خود) نتواند تضاد را حل نماید و به پیروی از (فراخود) از بروز تمایلات جلوگیری کند ، تمایلات ارضا نشده به قسمت آگاه ذهن عقب رانده می شوند ، امّا نهاد ، همچنان در صدد پیدا کردن راهی برای ابراز و ارضای آنهاست ولی می ترسد و همین باعث اضطراب و بی نظمی روانی در شخص می شود ، این بی نظمی به صورتهای گوناگون در رفتار فرد ظاهر می شود . به نظر فروید ، کمتر انسانی پیدا می شود که از نظر روانی سالم باشد . وی می گوید : (هر فردی به نحوی از انحا ، غیر متعارف و دارای بیماری روانی و اضطراب است ) . فروید ، اراده و آزادی انسان را نادیده گرفته و انسان را محکوم غریزه جنسی و تضادهای روانی دانسته است . (۲۶) آلفرد آدلر(۲۷) (۱۹۳۷ - ۱۸۷۰ . م . ) با آنکه در آغاز ، به دفاع از نظریه فروید پرداخت ، ولی در سال ۱۹۱۱ ، به نظریه جدیدی رسید و به جای توجه صرف به غرایز جنسی ، بر علایق اجتماعی تاءکید ورزید و مفهوم دوبعدی خودآگاهی و ناخودآگاهی در انسان را رد کرد و معتقد شد انسان ، موجودی آگاه است و معمولاً از علل رفتار و هویت خویش آگاهی دارد و شناخت فرد ، مستلزم شناخت سازمان ادراکی او و شناخت شیوه زندگیش می باشد و هرکسی به شیوه خاص خودش به زندگی معنا می دهد و به طور کلی آدلر ، دیدی کل نگر و اجتماعی نسبت به انسان پیدا کرد و وی را موجودی مختار ، انتخابگر ، خلاق ، مسؤ ول و هدفدار دانست . وی مکتب خود را (روان شناسی فردی )(۲۸) نامید . (۲۹) به نظر آدلر ، انسان برای زندگی خود ، افکاری تخیلی دارد که در عالم واقعیت ، وجود خارجی ندارد و برای تفوق و برتری و خودشکوفایی خویش ، تلاش می کند . دردیدگاه آدلر ، احساس حقارت ، زمینه پیشرفتهای انسان را فراهم می کند؛ زیرا برای غلبه بر آن ، به جلو رانده می شود و به احساس تفوق و برتری می رسد . اعتقاد فرد به اینکه هست و چه باید باشد و چه نوع تصویری از محیط اطرافیان خود دارد و مجموعه چیزهایی که درست یا نادرست می داند ، همان شیوه زندگی است . به نظر وی ، افراد غیر عادی ، ماءیوسند نه بیمار و از این رو نیاز به امید و شهامت دارند و برای درمان ، باید سعی شود حالت یاءس و ناامیدی در آنان به امید و شهامت در عمل ، تبدیل شود و نیز باید احساس نوعدوستی را در آنان پرورش داد تا به همکاری اجتماعی برسند . بر اساس نظریات آدلر ، چند مرکز راهنمایی کودک و چند مرکز تعلیم و تربیت خانواده در جامعه (وین )به وجود آمد . این نوع مراکز ، بر مبنای تشویق ، بحثهای کلاسی ، اصول دموکراسی و پذیرش مسؤ ولیت اداره می شدند . (۳۰) الیس بک (۱۹۶۶ . م . ) نیز برای افرادی که اصول اعتقادی و تصورات آنان درباره جهان و خودشان باعث افسردگیشان شده ، (روش درمان عقلانی - عاطفی )(۳۱) را مطرح کرد . باندروا (۱۹۷۷) نظریه یادگیری اجتماعی را در مورد اضطراب ارائه کرد و بر روی عوامل شناختی ، تاءکید ورزید . او معتقد شد که خود سودمندی ، برآورد شخص از توانایی خود برای کنار آمدن در موقعیتهای گوناگون ، انتظار پیامدها ، برآورد مشخص از احتمال وقوع پیامدهای معین ، در تعدیل اضطراب مؤ ثر است . (۳۲) پرفسور ا . تی . بک و همکارانش (درسالهای ۱۹۷۹۱۹۸۸) ، (شناخت درمانی ) را در مورد افسردگی و اضطراب توصیف کردند و در مورد اختلال وحشتزدگی نیز معتقد شدند که آن ناشی از تفسیر نادرست و فاجعه انگیز احساسهای بدنی خاصی است که به صورت نابهنجار ادراک می شود . (۳۳) و به همین ترتیب نظریات عمده ای دیگر نیز در مشاوره و راهنمایی بیماران روانی پدید آمد .

سیر مشاوره در اسلام و ایران

در گذشته تاریخ اسلام و ایران هم ، مشاوره و راهنمایی ، از وظایف معلّمان و دانشمندان به حساب می آمد . پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) و ائمه معصومین (علیهم السّلام ) ضمن پرداختن به مشاوره و راهنمایی ، مردم را با اصول مشاوره و راهنمایی ، ویژگیهای مشاور و راهنما و مسؤ ولیتهای آنان و هدفهای مشاوره و راهنمایی و روشهایی که می تواند امر مشاوره را تسهیل کند و زمینه هدایت به اهداف را فراهم سازد ، بیان کرده اند و نظام مشاوره ای مختص به مکتب اسلام را ترسیم نموده اند . ائمه (علیهم السّلام ) در صدد بودند که راهنمایان و مشاوران متعهد و متخصص در رشته های گوناگون که بتوانند مردم را درحل مسایل و مشکلات مختلف یاری دهند ، تربیت کنند و بدین جهت ، صفات شخصیتی مشاور و راهنما را مطرح کرده اند و عمده روشهایی را که نیاز است ، تعلیم داده اند . در دیدگاه معصومین (علیهم السّلام ) مشاوره و راهنمایی ، محدود به مسایل خاص و زمان و دوره ای مخصوص نیست ، بلکه همه مسایل و مشکلات انسان را در همه جنبه های مختلف و در همه دورانهای رشد ، شامل می شود و از این رو مسایل و مشکلاتی که معمولاً در زمان ائمه (علیهم السّلام ) پدید می آمد و مردم برای کمک و راهنمایی به ائمه (علیهم السّلام ) مراجعه می کردند ، محدود به مسایل و مشکلات خاص و یا مربوط به دوره ای از دوره های رشد جسمانی ، روانی نبود ، بلکه همه مسایل را شامل می شد . البته ، مسایل فکری ، عقیدتی ، روانی عاطفی ، اجتماعی و فقهی ، بیشتر مطرح بود . در تاریخ اسلام ، موارد زیادی به چشم می خورد که جلسات مشاوره گروهی به عنوان جلسات مناظره انجام می گرفته است ، در چنین مناظراتی ، هدف کشف حقیقت بود و اعضای گروه مشاوره در ضمن بحث و گفتگوی خود ، افکار و عقاید و اخلاقیات و توانمندیهای خویش را می شناختند و معمولاً کسانی هم ، نظاره گر مناظرات بودند . آنان نیز از این نوع جلسات مشاوره ای بهره می بردند و راه حل مسایل و مشکلات خود را پیدا می کردند و حتی گاه جلسات مشاوره و مناظره (۳۴) را کسانی تشکیل می دادند که مسؤ ول مدرسه و مرکز علمی بودند و یکی از اهداف آنان این بود که شخصیت علمی و اخلاقی افراد در این جلسات بروز نماید تا آنان برای تدریس ، گزینش شوند؛ مانند جلسات مشاوره و مناظره که نظام الملک تشکیل می داد و یا در آن شرکت می کرد . (۳۵) این جلسات با شرایطی (۳۶) تشکیل می شد ، از جمله شرط می شد که رابطه عاطفی بین اعضا برقرار شود و به هیچ وجه افراد حق ندارند به یکدیگر پرخاش کنند ، بدون دلیل و منطق سخن بگویند و نیز باید از تکبر ، کینه ، غیبت ، خودستایی و تجسس بی مورد در کارهای شخصی و . . . پرهیز نمایند . (۳۷) در بین دانشمندان مسلمان و ایرانی ، تعدادی به مشاوره و روان درمانی نسبت به بیماریهای روانی حادّ پرداخته و از این طریق ، بیماران روانی را درمان می کردند . محمّد زکریای رازی (۲۵۱ - ۳۱۳ یا ۳۲۳ ه . ق . ) ، برخی از بیماریهای روانی مانند صرع (غش ) ، سرسام (هذیان ) ، مالیخولیا ، فالج (سست و فلج شدن عضوی از بدن ) ، رعشه و . . . را ذکر نموده و طرق تشخیص و مداوای آنها را (که غالبا از طریق مشاوره و روان درمانی بوده است ) ، ارائه نمود . (۳۸) ابن سینا (۴۱۷ - ۳۷۰ ه . ق . مطابق ۱۰۳۷ - ۹۷۰ . م . ) به مشاوره و راهنمایی در انواع مختلف اخلاقی ، بهداشتی ، تحصیلی ، شغلی و عاطفی توجه کرده است و در مورد اختلالهای روانی نظیر هیستری ، صرع ، واکنشهای شیدایی و مالیخولیا و درمان آنها ، نظریه داشته است . وی ، جوانی از بزرگان آل بویه را که دچار بیماری مالیخولیا شده بود و فکر می کرد ، گاو است و غذا نمی خورد و پیوسته فریاد می زد که مرا بکشید ، از طریق پذیرش او و ادعایش و اینکه باید او به دست قصاب سپرده شود ، حالت ذبح را برایش فراهم ساخت و به او فهماند که ابن سینا او را خوب درک می کند و باید معامله گاوهای دیگر با وی بشود ، بیمار بسیار شاد شد ولی آماده برای ذبح که شد ، ابن سینا گفت : این گاو لاغر است ، باید غذا بخورد تا چاق شود و ارزش ذبح داشته باشد . از این رو او دستور داد به وی غذا بدهند و برایش رژیم غذایی مخصوص مشخص کرد و بدین ترتیب داروهای لازم را به او خورانید . پس از حدود یک ماه بهبودی یافت و درمان گردید . (۳۹) آنچه ابن سینا انجام داد ، در واقع نوعی تغییر طرز فکر و نگرش بود که بیمار پیدا کرده بود . و یا جوانی که از نزدیکان سلطان قابوس بود و بیماری صعب العلاج پیدا کرد ، ابن سینابا گرفتن نبض بیمار و خواستن ارائه گزارش مفصل و دقیق از محله های گرگان ، به دست آورد که وی عاشق دختری در یکی از خانه های آن محلّه ها است و هنگامی که گزارش به محلّه دختر نزدیک می شد ، نبض بیمار بیشتر می زد و تغییر حالت پیدا می کرد . (۴۰) ابن سینا بدین وسیله توانست از عشق و علاقه آن جوان آگاهی پیدا کند و در حل تعارض درونی به وی کمک نماید . وی ایجاد امید و بشارت به بهبودی را نیز در درمان بیماریهای روانی بسیار مؤ ثر می داند و توصیه می کند که پزشک باید همیشه از این شیوه درمانی استفاده کند . (۴۱) و خواجه نصیرالدین طوسی ، به مشاوره و راهنمایی علمی و تحصیلی دانش آموزان بر اساس استعداد و میزان آمادگی و رعایت تفاوتهای فردی آنان تاءکید کرده است . (۴۲) در چند دهه اخیر ، راهنمایی و مشاوره به صورت یک امر رسمی در مدارس ایران ، مورد توجه قرار گرفت . ابتدا ، ضرورت آن در مدارس در کنفرانسهای فرهنگی در سال ۱۳۳۷ و ۱۳۳۸ در مشهد و آبادان مطرح گردید و همین سبب شد تا کلاسهای کارآموزی برای دبیران به منظور آموزش مقدمات راهنمایی تشکیل گردید و مرکز راهنمایی در اداره کل تعلیمات متوسطه بوجود آمد . در سال ۱۳۴۴ درس راهنمایی جزء دروس رسمی دانشجویان در دانشگاه تربیت معلم (دانشسرای عالی سابق ) قرار گرفت . در سال ۱۳۴۶ شمسی ، وزارت آموزش و پرورش رسما از دانشکده های علوم تربیتی ، دانشگاهها و مدارس عالی ، تقاضای تربیت مشاور تحصیلی را نمود . دانشگاه تربیت معلم (دانشسرای عالی سابق ) به تاءسیس دوره لیسانس و فوق لیسانس راهنمایی و مشاوره نیز مبادرت ورزید . در سال ۱۳۴۸ تعداد ۴۹ نفر فوق لیسانس از آن فارغ التحصیل شدند و در مهرماه ۱۳۵۰ که اولین پایه دوره راهنمایی تحصیلی تشکیل شد ، این فارغ التحصیلان به عنوان مشاور راهنمایی مشغول به خدمات راهنمایی شدند . در ابتدای کار ، برای هر ۱۲۵۰ نفر دانش آموز ، یک مشاور تحصیلی یا مشاور راهنمایی وجود داشت و در سال ۱۳۵۷ برای هریک هزار دانش آموز ، یک نفر مشاور راهنمایی وجود داشت . در سال ۱۳۵۹ ، گرایش مشاوره در رشته علوم تربیتی به تصویب رسید و درس (اصول مشاوره و راهنمایی ) در برنامه های درسی دانشکده های علوم تربیتی ، تربیت معلّم و دوره های کارآموزی مربیان امور تربیتی مدارس ، گذارده شد ، ولی عملاً این مشاوره و راهنمایی ، به علل زیر به شکست انجامید : الف - آشنا نبودن دانش آموزان و اولیای آنان با اهداف و نقش مشاوره و راهنمایی و عدم اعتماد به مشاوران و رجوع نکردن به مشاوران راهنمایی در مدارس . ب - عدم اهمیت فارغ التحصیلان مشاوره و راهنمایی به راهنمایی و مشاوره و عدم علاقه به آن و یا احساس بی تفاوتی نسبت به این مهم داشته اند و تلقی آنان از این مهم ، صرفا امرار معاش بوده است و معمولاً به تدریس و کار دفتری می پرداختند و فعالیتهای مشاوره ای انجام نمی دادند . ج - عدم هماهنگی برنامه های آموزشی دانشگاهها و اساتید در رشته مشاوره و راهنمایی د - نبود مراجع متخصص و مشخصی که بتواند مشکلات علمی مشاوران را حل نماید . ه - عدم وجود آزمایشگاههای مجهز جهت آزمونهای استاندارد و عدم همکاری متخصصان پزشکی و روان پزشکی با آنان . و - عدم اعتقاد معلّمان و مدیران به برنامه مشاوره و تاءثیر و کارایی آن در دوره راهنمایی . پس از انقلاب فرهنگی ، توجه به راهنمایی و مشاوره بیشتر گردید . در سال ۱۳۶۴ هسته های مشاوره تربیتی در سطح ادارات کل آموزش و پرورش شکل گرفت و به حل مشکلات دانش آموزان هر استان پرداخت . در سال ۱۳۶۷ ، پس از جنگ تحمیلی هشت ساله ، رشته (مشاوره ) در دانشگاهها مجددا مورد توجه خاص قرار گرفت و به تربیت مشاوران اقدام نمود و در سال ۱۳۶۹ برنامه کارشناسی ارشد مشاوره نیز به تصویب رسید و در برخی از دانشگاهها به اجرادرآمد . در سال ۱۳۷۱ ، در نظام جدید آموزش متوسطه برای هر دبیرستان ، یک پست مشاور تربیتی و راهنمایی تحصیلی و شغلی ، پیش بینی شد تا مشاوران با همکاری سایر دبیران متوسطه وظایف مشاوره و راهنمایی تحصیلی و شغلی دانش آموزان را بر اساس پرونده تحصیلی دوره راهنمایی ، نظر و علاقه دانش آموزان ، نظر اولیا و نتایج اجرای تستهای استعداد و علاقه دانش آموزان انجام دهند . (۴۳) در همین سال دو سمینار در زمینه ضرورت مشاوره و جایگاه آن در جامعه در دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبائی و دانشگاه تربیت معلّم تشکیل شد و بر استفاده واقعی از وجود مشاوران فارغ التحصیل این رشته تاءکید گردید . هم اکنون دروس راهنمایی و مشاوره در سطوح کارشناسی ، ارشد ، دکترا ادامه دارد و در وزارت آموزش و پرورش ، اقدامات لازم برای استفاده از وجود مشاوران در جریان است . (۴۴) با همه اقدامات قابل توجه که درباره مشاوره و راهنمایی انجام شده باز هم باید سعی کرد تا با از بین بردن علل شکست مشاوره و راهنمایی در گذشته و برنامه ریزی بهتر ، مشاوره و راهنمایی در انواع مختلف ، جایگاه اصلی خود را در جامعه بویژه در مدارس پیدا کند .

فصل دوّم : مفهوم مشاوره

(مشاوره ) از ریشه (شور) است و شور به معنای استخراج ، به دست آوردن و کشف کردن است . (۴۵) در (مجمع البحرین ) که بیان کننده کاربردهای الفاظ در قرآن و متون حدیثی است ، در مورد لفظ (مشاوره ) و کاربرد فعلی آن ، آمده است : (المشاورة مشتقة من شِرْتُ العسل ، ای استخرجته من موضعه . . . وشاورته فی الامر واستشرته بمعنی راجعته لا ری راءیه فیه . . . واءشار علیّ بکذا : ای اءرانی ما عنده فیه من المصلحة ) . (۴۶) یعنی لفظ (مشاوره ) از کاربرد (شرت العسل ) به معنای استخراج عسل از کندوی زنبور است . و (شاورته . . . ) یعنی به او مراجعه کردم تا نظر او را به دست آوردم . و جمله (اَشار علیّ بکذا) به این معناست که مشاور آنچه را که مصلحت تشخیص دهد ، برای راهنمایی من بازگو کرده است . (راغب ) ضمن اینکه (مشاوره مشورت و تشاور) را یکی دانسته ، می نویسد : ( . . . التشاور والمشاورة والمشورة استخراج الراءی بمراجعة البعض الی البعض ، من قولهم ، شرت العسل اذا اتخذته من موضعه واستخرجته منه . . . ) . (۴۷) یعنی (تشاور ، مشاوره و مشورت ) هرسه به یک معناست و آن عبارت است از اینکه فردی به فرد دیگر مراجعه کند و راءی و نظر او را در موضوع و مساءله ای به دست آورد ، این مفهوم از جمله (شرت العسل ) گرفته شده که آن هنگام به کار می رود که عسل را از جایش بگیری و بیرونش بیاوری . از کاربردهای لفظ (مشاوره ) و مشتقات آن ، امور زیر به دست می آید : ۱ - (مشاوره ) به کوششی گفته می شود که برای به دست آوردن راءی و نظر شخص دیگر و به منظور حل مساءله با مشکل انجام می گیرد و حتی به صرف مراجعه فرد به دیگری که به منظور مشورت صورت پذیرد نیز ، گفته می شود . ۲ - (مشاوره ) از امور ذات اضافه است و دارای سه طرف می باشد : الف - (مراجعه کننده یا مستشیر)؛ یعنی فرد یا گروهی که به دیگری مراجعه می کند تا به مشورت بپردازد . ب - (مشاور یا مستشار)؛ یعنی فرد یا گروهی که طرف مشورت واقع می شوند . ج - (موضوع ، مساءله و مشکل مورد مشاوره ) . ۳ - (مشاور) بر اساس شناخت از مراجعه کننده و تشخیص مصلحت او ، وی را راهنمایی می کند تا مساءله یا مشکلش حل گردد . از همین معنای لغوی ، مفهوم اصطلاحی (مشاوره ) نیز ساخته شده است . امروزه ، متخصصان در امر مشاوره ، تعریفهای زیادی از مشاوره بیان کرده اند و به آن (روان شناسی مشاوره ) نیز گفته اند . به نظر ما (مشاوره ) که معادل (Cunseling) به کار می رود ، می تواند به صورت زیر تعریف شود : (مشاوره ، فعالیتی است بین مشاور و مراجعه کننده تا وی با استفاده از راهنماییهای مشاور به قابلیتها و تواناییهای خود ، محیط و موقعیتهای زندگی و دیگر واقعیتهای مربوط به وی ، شناخت پیدا کند و مشکلات و مسایل خویش را حل نماید و در زندگی تصمیمات مقبولی بگیرد) .

واژه مشاوره و راهنمایی

دو واژه (مشاوره و راهنمایی ) در برخی از کتابهای (۴۸) علوم تربیتی و روان شناسی به صورت مترادف به کار گرفته شده و مباحث آن جدا از یکدیگر مطرح نگردیده است . به نظر ما واژه (راهنمایی ) ، مفهوم وسیعتری از (مشاوره ) دارد و (مشاوره ) یک ارتباط رو در رو بین مشاور و مراجعه کننده است که از مهمترین وسیله راهنمایی به حساب می آید و از این روست که گفته شده : (مشاوره ، قلب راهنمایی است ) . و از طرف دیگر ، در زبان انگلیسی معمولاً معادل مشاوره (Cunseling) و معادل راهنمایی (Guidance) و در عربی ، معادل (مشاوره ) همان مشاوره و مشتقات آن و معادل راهنمایی ، هدایت و مشتقات آن ، به کار می رود و هرکدام ، موارد استعمال خاصی ، بویژه در متون اسلامی دارند . ما بحث خود را از (مشاوره ) آغاز می کنیم و مسایل اساسی و امور مشترک مشاوره و راهنمایی را ذکر می کنیم و به برخی از مباحث فرعیِ راهنمایی نیز اشاره خواهیم کرد .

تمایز مشاوره و روان درمانی

برای (روان درمانی ) ، تعاریف متعددی آورد شده ، مانند اینکه روان درمانی عبارت است از : (تغییر رفتار و برخوردهای فرد ناسازگار و یا در مجموع روشهایی که روان شناس به وسیله آن ، سعی می کند بیمار را در جهت تفکر صحیحتر ، احساس اصیل تر و رفتار مورد پسند و رضایت بخش تری ، هدایت کند) . و یا : (مجموعه روشهایی که با کمک آن ، فرد متخصص تلاش می کند در احساسها ، نگرشها ، برداشتها و چگونگی سازگاری مددجو با محیط خود ، تغییراتی ایجاد کند ، پیوندهای سست و شکننده مددجو را با محیط خود ترمیم بخشد و بالا خره او را در مواجهه و مقابله موفقیت آمیز با مسایل و مشکلات خویش ، یاری دهد) . (۴۹) ، از این نوع تعاریف و انطباق آنها با تعاریفی که از (مشاوره ) شده است ، به دست می آید که تفاوت روشنی بین مشاوره و روان درمانی وجود ندارد . گاهی تعاریف یکسان برای مشاوره و روان درمانی ذکر می شود و گاه ، هدفهای واحدی برای هر دو مطرح می گردد و گاه ، همان روشهایی که در کتابهای روان درمانی ذکر می شود ، در کتابهای مشاوره نیز ذکر می شود . بعضی از دانشمندان به عدم تفاوت مشاوره و روان درمانی تصریح کرده اند : پاترسون (۵۰) ، بین مشاور و روان درمانگر ، تفاوتی قایل نیست . به اعتقاد او مشاوره یا روان درمانی ، نوعی رابطه یا همبستگی و شامل کنش متقابل بین یک شخص آموزش دیده حرفه ای و فرد یا گروهی که داوطلبانه خواهان حل مشکلات روانی خود بوده و این رابطه درمانی نیز به منظور ایجاد تغییر در مددجو به وجود می آید . نلسون جونز(۵۱) نیز معتقد است که فرایندهایی که در مشاوره و روان درمانی به وقوع می پیوندد ، با یکدیگر متفاوت نمی باشند . وی می گوید : (به نظر نمی رسد که هیچگونه فن یا فنون خاصی وجود داشته باشد که فرایند مشاوره را از روان درمانی مجزا سازد) . هالموس (۵۲) نیز هدف همه فعالیتها را در مشاوره و روان درمانی ، یکی می داند . و راجز ، روشهای مشاوره و روان درمانی را یکی ذکر می کند و می گوید : (به همین دلیل یک روش درمانی خاص در کتابی با عنوان روان درمانی مطرح می شود و همان روش در کتابهای دیگر ولی با عنوان مشاوره ، مشاهده می شود) . (۵۳) و بعضی مانند دکتر ثنائی ، تمرکز کار در مشاوره و روان درمانی را احساسات ، افکار ، رفتار ، شخصیت ، محیط زندگی و شغلی و تحصیلی فرد دانسته و می گوید : (مشاوره و روان درمانی عبارت است از تغییر در احساسات ، شناختها ، برداشتها ، نگرشها ، شخصیت و رفتاری که برای خود فرد یا دیگران مشکل می آفریند . (۵۴) این تغییر ، توسط مشاور و درمانگر ایجاد نمی شود ، بلکه مراجعه کننده و بیمار ، خود برای تغییر خویشتن تلاش می کند و از این رو است که گفته شده روان درمانی یا مشاوره کوشش تعاونی و تلاش متقابل درمانگر و مشاور از یک سو و از سوی دیگر ، بیمار و مراجعه کننده است ) . وی در مورد کاربرد واژه (روان درمانی ) در گذشته و حال نیز می گوید : (روان درمانی گرچه در قرن نوزدهم ، شیوه درمان (نوروزها) و بیماریهای روانی تلقی می شد و در انحصار روان پزشکان قرار داشت ، امروزه اصطلاح روان درمانی به (مداخلاتی ) اطلاق می شود که برای بهبود بخشیدن به انواع مشکلات عاطفی یا رفتاری صورت می گیرد) . در مقابل ، عدّه ای از روان شناسان سعی کرده اند بین مشاوره و روان درمانی ، تمایزی را بیان کنند . از جمله : هاهن (۵۵) و مکلین (۵۶) می گویند : (هدف مشاوره ، پیشگیری بیماری روانی است ، ولی هدف روان درمانی ، درمان آن بیماریهاست ) . (۵۷) ولبرگ (۵۸) نیز معتقد است که : (توجه به سطح وجدان خودآگاه از ویژگیهای مشاوره و توجه به سطح وجدان ناخودآگاه از ویژگیهای روان درمانی است ) . (۵۹) برامر(۶۰) و شوستروم (۶۱) گفته اند : (مشاوره با واژه هایی از قبیل : تربیتی ، کمکی ، موقعیتی ، حل مساءله ، آگاهی شعوری و تاءکید روی عادی و بهنجار بودن ، مشخص می شود ، ولی روان درمانی ، واژهایی از قبیل : بازسازی ، تاءکید روی عمق ، تحلیل تمرکز روی ناخودآگاه و تاءکید روی مشکلات عصبی یا عاطفی ، مشخص می گردد) . (۶۲) و ، مورر(۶۳) می گوید : (مطالعه درباره اضطراب بهنجار ، وظیفه مشاوران و بررسی درباره اضطراب عصبی بر عهده روان درمانگران است ) . (۶۴) و ، تایلر(۶۵) می گوید : (روان درمانی عبارت است از حل تعارضات درونی شخص و ایجاد دگرگونی در شخصیت وی ، ولی مشاوره کمک به مراجعه کننده است برای کسب مفهوم روشنی از هویت خویش و توانمندی برای ایفای هرچه بهتر نقش خود) . (۶۶) مجموع آنچه در کلمات این روان شناسان در تمایز مشاوره و راهنمایی مطرح شده ، چهار چیز است : ۱ - مشاوره ، پیشگیری ، ولی روان درمانی ، درمان است . ۲ - در مشاوره ، توجه به وجدان خودآگاه است و در روان درمانی ، به ناخودآگاه . ۳ - مشاوره ، خاص اشخاص بهنجار است ، ولی روان درمانی ، خاص افراد نابهنجار است . ۴ - در مشاوره ، معرفت خویشتن و توانمند شدن برای ایفای نقش هرچه بهتر هدف است ، ولی در روان درمانی ، دگرگونی و بازسازی شخصیت فرد ، هدف می باشد . ولی باید توجه داشت که این فرقها ، نمی تواند فرقهای فارقی باشد؛ زیرا : اوّلاً : پیشگیری و درمان در مشاوره و روان درمانی ، هردو می تواند مطرح باشد ، پیشگیری نسبت به بروز مشکلات و بیماریهای احتمالی و درمان ، نسبت به مشکلات و بیماریهای موجود . ثانیا : توجّه به وجدان خودآگاه و آنچه در ذاکره فرد است ، اختصاص به مشاوره ندارد ، همانطور که توجه به ضمیر ناخودآگاه و امیال و تصورات واپس زده (به تعبیر فروید) اختصاص به روان درمانی ندارد . ثالثا : شدید یا ضعیف بودن پریشانی و اختلال روانی نمی تواند ملاک تمییز بین مشاوره و روان درمانی باشد ، علاوه بر اینکه حدّ و مرز معینی را نمی توان مشخص کرد تا روان درمان پس از اندکی درمان ، عمل و رفتار فرد را در سطحی بهنجار ببیند و او را به یک نفر مشاور ، ارجاع دهد . رابعا : کسب شناخت و توانمندی برای ایفای نقش برای مراجعه کننده ای که به درمانگر مراجعه کرده است ، وجود دارد ، همانطور که در مشاوره می تواند سازمان شخصیت مراجعه کننده تغییر یابد و رفتارش اصلاح شود . لازم به توجه است که گرچه تمایزهای ذکر شده ، به نظر ناتمام است ولی می توان گفت که روان درمانی نسبت به مشاوره اخص است ؛ زیرا آن به اختلالها و بیماریهای روانی اختصاص دارد و مواردی مانند مسایل و مشکلات تحصیلی و شغلی و بهداشتی را شامل نمی شود ، ولی مشاوره همه آنها را نیز ، شامل می گردد . و در کاربردهای این دو لفظ ، هیچگاه به کسی که در این موارد مراجعه کننده را راهنمایی می کند ، (روان درمانگر) نمی گویند ، اما (مشاور) گفته می شود . بنابراین ، (مشاوره ) نسبت به (روان درمانی ) ، اعم است

فصل سوّم : اهمیت مشاوره

(مشاوره ) نقش بسیار مهمی در زندگی مادی و معنوی انسان و بویژه در بهبود تحصیل دانش آموزان ، رابطه خود با دیگران ، کاهش رفتارهای ناسازگار و انتخاب صحیح شیوه زندگی دارد . اهمیت و نقش مشاوره آنچنان است که در قرآن و کلمات معصومین (علیهم السّلام ) بسیار مورد سفارش قرار گرفته است . ما در این قسمت ، برخی از آن آیات و احادیث را بیان می کنیم :

مشاوره در قرآن و احادیث

در قرآن ، سوره ای به نام (شورا) است که در آیات ۳۶ تا ۳۸ آن ، (مشاوره ) به عنوان یکی از صفات ویژه مؤ منان ، در ردیف توکل ، اجتناب از گناه ، (تقوا) اجابت پروردگار ، اقامه نماز ، انفاق و . . . مطرح گردیده ، می فرماید : ( . . . وَما عِنْدَاللّهِ خَیْرٌ وَاَبْقی لِلَّذینَ آمَنُوا وَعَلی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ وَالَّذینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِر الاْثْمِ وَالْفَواحِشَ وَاِذا ما غَضِبُوا هُمْ یَغْفِرُونَ وَالَّذینَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَاَقامُوا الصَّلاةَ وَاَمْرُهُمْ شُوری بَیْنَهُمْ وَمِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ ) . ( . . . و آنچه نزد خداوند است برای کسانی که ایمان آورده و بر پروردگارشان توکل می کنند ، بهتر و پایدارتر است ؛ همان کسانی که از گناهان بزرگ و اعمال زشت ، اجتناب می ورزند و هنگامی که خشمگین شوند ، عفو می کنند . و کسانی که دعوت پروردگارشان را اجابت کرده و نماز را برپا می دارند و کارهایشان به صورت مشورت در میان آنان است و از آنچه به آنان روزی داده ایم ، انفاق می کنند) . و در سوره آل عمران ، آیه ۱۵۹ خطاب به پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) در کنار امر به عفو مردم و استغفار برای آنان و به مشورت در امور با آنان چنین دستور داده است : (فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظّاً غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشاوِرْهُمْ فِی الاَْمْرِ فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ . . . ) (به (برکت ) رحمت الهی در برابر آنان (مردم ) خرم (و مهربان ) شدی و اگر خشن و سنگدل بودی ، از اطراف تو ، پراکنده می شدند . پس آنان را ببخش و برایشان آمرزش طلب کن و در کارها با آنان مشورت کن ، اما هنگامی که تصمیم گرفتی (قاطع باش و) بر خدا توکل کن . . . ) . در احادیث نیز ، در وهله نخست ، مشاوره ، نیاز طبیعی فرد دانسته شده است . رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله ) در این باره فرموده است : ( . . . ما یستغنی رجل عن مشورة . . . ) . (۶۷) (هیچ فردی از مشاوره بی نیاز نیست ) . دوم اینکه : مشاوره امری است بدون ضرر که هیچگاه باعث بدبختی انسان نمی شود ، بلکه پشتیبان و کمک خوبی برای رشد و یافتن راه رستگاری است . پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) می فرماید : (ما شقی عبد قطّ بمشورة . . . ) . (۶۸) (هرگز کسی از مشورت ، بدبخت نشد) . و نیز فرمود : (لن یهلک إ مرؤ عن مشورة ) . (۶۹) (هیچ کس از مشورت ، به هلاکت نمی افتد) . و در توصیه هایش به امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) نیز فرمود : (لا مظاهرة اوثق من المشاورة . . ) . (۷۰) (هیچ پشتیبانی با اعتمادتر از مشاوره نیست ) . و نظیر آن از علی (علیه السّلام ) نقل شده که فرموده است : ( . . . لا ظهیر کالمشاورة ) . (۷۱) (هیچ پشتیبانی همانند مشاوره نیست ) . و نیز فرمود : (المستشیر علی طرف النجاح ) . (۷۲) (مشورت کننده در طریق رستگاری است ) . البته باید توجه داشت که بی ضرر بودن مشاوره ، مشروط به آن است که مشاوره ، با تمام حدود و شرایطی که بعدا ذکر می شود انجام شود وگرنه مشاوره ، ضررش بیش از سود آن خواهد بود . امام صادق (علیه السّلام ) در این زمینه می فرماید : (ان المشورة محدودة فمن لم یعرفها بحدودها کان ضررها علیه اکثر من نفعها . . . ) . (۷۳) (به درستی که مشاوره ، دارای حدود و شرایطی است ، کسی که آن شرایط و حدود را نشناسد و آنها را رعایت نکند ، مشاوره برایش بیش از آنچه برای او سودمند باشد ، مضر خواهد بود) . سوم اینکه : مشاوره همچون هدایت است که از خطا و اشتباه و درنتیجه از پشیمانی و توبیخ و سرزنش دیگران جلوگیری می نماید . علی (علیه السّلام ) می فرماید : (الاستشارة عین الهدایة ) . (۷۴) (مشورت خواهی ، هدایت است ) . و نیز فرمود : (ما استنبط الصواب بمثل المشاورة ) . (۷۵) (هیچ چیزی همانند مشورت کردن ، راه درست را به دست نمی دهد) . و نیز فرمود : (المستشیر متحصن من السقط) . (۷۶) (مشورت کننده از اشتباه و لغرش ، مصون است ) . و پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) نیز فرموده است : (المشاورة حصن من الندامة واءمن من الملامة ) . (۷۷) (مشاوره از پشیمانی جلوگیری می نماید و باعث می شود انسان از توبیخ و سرزنش [خود و دیگران ] ، مصون بماند) . چهارم اینکه : (مشاوره ) در هر کاری لازم شمرده شده و از مشاوره نکردن نهی گردیده است و این حقیقت تذکر داده شده ، کسی که به مشاوره نمی پردازد ، پشیمان می شود . امام سجاد (علیه السّلام ) در این باره فرموده است : (لا یفعلن احدکم امرا حتی یستشیر) . (۷۸) (هیچ یک از شما نباید هیچ کار مشکلی را بدون مشورت انجام دهد) . و امام باقر (علیه السّلام ) نیز فرمود : ( . . . من لا یستشر یندم . . . ) . (۷۹) (کسی که در کارها مشورت نمی کند پشیمان می شود) . و امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) فرمود : (من استبدّ براءیه هلک و من شاور الرجال شارکها فی عقولها) . (کسی که به راءی خود تکیه کند هلاک می شود و کسی که با دیگران مشاوره نماید ، شریک عقلهای آنان می گردد) . پنجم اینکه : (مشاوره ) باعث می شود که توفیق الهی یار انسان گردد تا در کارها موفق تر و عاقلانه تر عمل کند . پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) فرموده است : ( . . . فمن استشار منهم (من امتی ) لم یعدم رشدا ومن ترکها لم یعدم غیّا) . (۸۰) (از امت من هرکس مشاوره نماید ، راه رشد و درستی را از دست نخواهد داد و هرکس بدون مشورت کاری انجام دهد ، گمراهی دامنگیر او خواهد شد) . و نیز فرمود : (من اءراد امرا فشاور فیه إ مراءً مسلما وفّقه اللّه لا رشد اموره ) . (۸۱) (کسی که می خواهد کاری انجام دهد و در مورد آن با فرد متدینی مشورت کند ، خداوند او را به آنچه بهترین است موفق می دارد) . و از آن حضرت در تفسیر آیه ۳۸ شورا نقل شده است که فرمود : (ما من رجل یشاور احدا الا هدی الی الرشد) . (۸۲) (هیچ کس با دیگری به مشاوره نمی پردازد مگر آنکه به رشد و راه صحیح ، هدایت می شود) . ششم اینکه : پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) و ائمه اطهار (علیهم السّلام ) علاوه بر اینکه خود ، مشاور مردم بودند و پیوسته به راهنمایی مردم می پرداختند ، با دیگران نیز مشورت می کردند؛ مانند آنکه در بدر ، پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) این مساءله را - که مسلمانان بجنگند یا نه - به شور گذاشت و بعد از آنکه راءی اکثریت مبنی بر جنگیدن اعلام شد ، تصمیم بر جنگ گرفت ، همچنین در مورد محل استقرار لشکر ، نظر (حباب بن منذر) پذیرفته شد(۸۳) که می گفت : گرچه این محل به دشمن نزدیک است ولی در کنار آب است . (۸۴) و یا در (جنگ خندق ) ، به منظور محافظت از شهر ، نظر (سلمان ) مبنی بر حفر گودال در اطراف مدینه را پذیرفت و پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) دستور فرمود تا اطراف مدینه را حفر کنند (۸۵) و نظایر اینها بسیار است که رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله ) و ائمه اطهار (علیهم السّلام ) پیوسته در کارها ، با اصحابشان به مشاوره می پرداختند . امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) نیز چنین بود . مشاوره او با دوازده نفر(۸۶) مانند سلمان ، ابوذر و . . . در مورد سکوت ۲۵ ساله اش و یا قیام و جنگ و مشورت با اصحاب بدر و یاران خود در انتخاب استانداران و فرمانداران و نظایر اینها ، همه شاهد بر این حقیقت است . (۸۷) در حدیثی نقل شده است که امام رضا (علیه السّلام ) در مورد کاری ، با یکی از اصحابش ، مشورت کرد و او از اینکه طرف مشاوره امام (علیه السّلام ) قرار گرفته ، شگفت زده شد . حضرت برای اینکه بیان نماید این روش همیشگی ماست و جای شگفتی نیست ، فرمود : ( . . . ان رسول اللّه (صلی اللّه علیه و آله ) کان یستشیر اصحابه ثم یعزم علی ما یرید) . (۸۸) (رسول خدا - درود خدا بر او و دودمانش باد - پیوسته از اصحابش ، در کارها ، مشورت خواهی می کرد ، سپس بر انجام خواسته اش تصمیم می گرفت ) . و نیز آن حضرت از پدر بزرگوارش حضرت موسی بن جعفر (علیه السّلام ) یاد می کند و می فرماید : با اینکه عقلهای دیگران قابل مقایسه با عقل پدرم نبود ، بسیار رخ می داد که با خدمتکار خانه به مشورت می پرداخت و در پاسخ این سؤ ال که آیا با چنین فردی مشورت می کنید ، می فرمود : ( . . . ان اللّه تبارک و تعالی ربما فتح علی لسانه . . . ) . (۸۹) (چه بسا خدا بر زبان او دری را بگشاید) . شایان توجه است که پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) و ائمه طاهرین (علیهم السّلام ) خود نیاز به مشورت با دیگران نداشته اند و مشورت آنان با دیگران به منظور اهداف مشخصی بوده است . مرحوم مفید (رحمه اللّه ) ، در توضیح آیه ( . . . وَشاوِرْهُمْ فِی الاَمْرِ فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوکَّلْ عَلَی اللّهِ . . . ) . (۹۰) به علت امر به مشورت پیامبر با مردم می پردازد و می فرماید : این امر ، جنبه تربیتی دارد و منظور این است که مردم یاد بگیرندکه : اولاً : با الفت و دوستی ، با هم به مشورت بپردازند . ثانیا : یاد بگیرند که هنگام تصمیمات اخذ شده ، مؤ دب به ادب الهی بشوند و تسلیم باشند و برخلاف تصمیم گرفته شده هیچ کس اقدامی ننماید . نکته قابل توجه اینکه خدای سبحان به پیامبرش خبر داده بود که : ( . . . وَمِنْ اَهْلِ الْمَدِینَةِ مَرَدُوا عَلَی النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ . . . ) . (۹۱) (منافقانی در مدینه هستند که تو آنان را نمی شناسی ولی ما آنان را می شناسیم ) با اینکه آنان برخلاف دستور پیامبر عمل می کردند . خدا امر به مشورت کرد تا باطن آنان در گفتگوها روشن شود و به این منظور هم پیامبر با همه آنان نیز مشورت می کرد . در حقیقت خدا مشورت با آنان را راهی برای شناسایی آنان قرار داد . مرحوم مفید (رحمه اللّه ) ، سپس به مشورت با منافقان در جنگ بدر اشاره می کند که خدا هم نیات پلید آنان را از خیانت در مشورت در سوره انفال ، آیه ۶۷ و ۶۸ بیان داشته است . (۹۲) و با توجه به موارد کثیره مشاوره معصومین (علیهم السّلام ) اجمالاً می توان گفت که مشاوره آنان با دیگران به منظور احترام و شخصیت دادن به مردم و رشد فکری آنان بوده است ؛ تا به مشاوره عادت کنند و بدانند که مشاوره با دیگران عیب نیست و به شخصیت کسی لطمه وارد نمی آورد . و نیز به منظور شرکت دادن مردم در کارها و جلوگیری از انتقادنسبت به فرد خاص ، در صورت شکست در کار و استفاده از تاءیید مردم برای اجرای درست و کامل چیزی که بر آن تصمیم گیری شده است . و همچنین برای شناساندن افراد صلاحیتدار برای مشاوره و برحذر داشتن مردم از اینکه بر هرکسی مراجعه نکنند؛ مانند دستور امام حسن (علیه السّلام ) به (عبیداللّه بن عباس ) مبنی بر اینکه با (قیس بن سعد و سعید بن قیس ) ، در کارها مشورت کند . (۹۳) و یا مشورت امام صادق (علیه السّلام ) با (زید بن علی بن الحسین (علیه السّلام ) )(۹۴) که برای شناساندن و معرفی این گونه افراد ، با آنان مشورت می شده و یا امر به مشورت با ایشان شده است .

فصل چهارم : موضوع و هدف مشاوره

از آیات و روایاتی که نقل شد ، به دست می آید که اولاً : هر مشکلی می تواند موضوع مشاوره باشد و محدود به موضوع خاصی نیست و همه امور زندگی فردی ، خانوادگی ، مادی ، معنوی ، شغلی ، تحصیلی ، سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و . . . را شامل می شود . ثانیا : هدف از مشاوره عبارت است از : ۱ - رشد فکری و معنوی و هدایت صحیح افراد در زندگی مادی و معنوی . ۲ - ایجاد اعتماد به نفس و توانمندی برای تصمیم گیری بجا در حوادث و امور زندگی و جلوگیری از رفتارهای ناسازگار و سهل انگاریها و لغزشها . ۳ - ایجاد روحیه تعاون و همکاری و پرهیز از استبداد در راءی . ۴ - حل مشکلات مراجعه کنندگان .

مشکل یا مساءله در مشاوره

در (مشاوره ) ، (مساءله یا مشکل ) به پدیده ای گفته می شود که روی کارکرد فرد ، یا گروه یا جامعه اثر می گذارد و یا پیوند فرد را با خود و دنیای پیرامون خود برهم می زند و کوششهای طبیعی حیات شخص را به مخاطره می اندازد . مسایل و مشکلات رشدی ، سازشی و شخصیتی افراد ، به شکلهای مختلف در رفتار فرد ظاهر می شوند . برخی از صور این مشکلات عبارتند از : ۱ - استمرار عادتهای نادرست ؛ مانند مکیدن شست ، جویدن ناخن ، شب ادراری . ۲ - انجام کارهای غیر عادی ، مانند راه رفتن در خواب ، بی نظمی در خواب ، کم خوابی ، پرخوابی و خواب دیدن کابوس . ۳ - اختلالات در رفتار اجتماعی ؛ مانند تقلب ، توهین به بزرگترها یا همگنان ، دروغگویی ، دزدی ، پرخاشگری ، گریز از مدرسه و خانه و . . . ۴ - اختلالات ارتباطی ؛ مانند انزوا طلبی ، ناتوانی در برقراری روابط و فعالیتهای گروهی ، وابستگی افراطی به دیگران و . . . ۵ - ناراحتیهای عاطفی ؛ مانند اضطراب ، ترس ، خجالت بی جا ، افراط در ابراز علاقه و یا تنفر ، افسردگی و . . . ۶ - اختلالات یادگیری ؛ مانند ناتوانی کلامی و لکنت زبان ، عدم یادگیری مهارتهای خاص ، عقب ماندگی درسی و . . . ۷ - عدم تعادل در پندار و رفتار . لازم به توجه است که چه بسا مسایل و مشکلات فرد مراجعه کننده ، آمیزه ای از چند اختلال باشد؛ مانند اختلالات عاطفی و عادتهای نادرست و اضطراب و چه بسیار اختلالات بدنی که مشکلاتی عاطفی و رفتاری به دنبال دارند و یا برعکس ، مشکلات عاطفی و رفتاری که در نظم بدن ، اختلالاتی را موجب می شوند . و نیز باید توجه داشت که برخی عواطف از فرد به فرد دیگر و از شرایط و محیط به شرایط و محیطی دیگر انتقال می یابد؛ مثلاً خشم نوجوان نسبت به پدر ، به معلم ، مادر و یا بالعکس منتقل می شود و عدم توفیق در خواندن درس یا قطع وابستگی از دوست ، به صورت افسردگی و واکنشهای روانی و دفاعی در خانه و مدرسه ، تجلّی می نماید .

بیان مشکل از زبان خود مراجعه کننده

از اولین وظایف مشاور ، کمک به (مراجعه کننده ) است تا حتی الاِمکان ، مراجعه کننده بتواند مشکلاتش را دقیق بیان کند . بسیاری از مراجعه کنندگان ، دلیلی برای رجوع به مشاور جز این ندارند که نمی دانند مشکلشان دقیقا چیست ؟ و یا از مطرح کردن آن با افراد دیگر بیم دارند ، از این رو ضروری است ، مشاور ، پرسشهایی از قبیل : (چه چیز را خود به عنوان مشکل تلقی می کنی ؟ آیا احساس می کنی این مشکل را دیگری هم دارد ؟ این مشکل در رفتارت چه اثری گذارده است ؟ با مثال بیان نما) ، طرح نماید تا مراجعه کننده بتواند به صورت دقیق و صریح ، مشکل و حدود و آثار آن را برای مشاور بیان کند . همچنین مشاور ، مراجعه کننده را تشویق کند تا مشکل خود را به صورت واقعی و عینی مطرح نماید و از کلی گویی و ابهام در گفتار ، بپرهیزد ، مثلاً این جمله که : (احساس خوبی ندارم ) مبهم است ، ولی دو جمله : (احساس تنهایی می کنم . در مشکلات و نیازهایم کسی نیست که مرا یاری دهد) ، روشن است . و یا جمله : (دوستم با من رفتار خوبی ندارد) ، مبهم است ، ولی جمله : (دوستم مرا مسخره می کند و به من می گوید احمق ) ، روشن است . در بیان مشکل ، هدفی را هم که مراجعه کننده دنبال می کند باید مورد توجه قرار گیرد؛ یعنی با پرسشهایی از قبیل اینکه می خواهی چگونه بشوی ؟ چه حالتی پیدا کنی ؟ چکار کنی که الا ن نمی توانی ؟ به مراجعه کننده کمک شود تا هدفش را روشن کند و انتظاری را که از مشاوره دارد ، به صورت صریح بیان نماید . در شناخت مسایل و کشف مشکلات افراد ، مشاور و روان درمانگر بایست به عواملی که باعث آن مسایل و مشکلات شده ، توجه نماید . از مهمترین عوامل ، سه عامل زیر است : ۱ - نیازهای ارضا نشده : از جمله مشکلات و موانعی که در راه رشد و زندگی آرام انسان بوجود می آیند ، مشکلاتی است که به علّت ارضا نشدن نیازها پدید می آیند . هرعمل یا کنش انسان ، در جهت ارضای نیازهای متعدد اوست و شخص ، تحت نفوذ و تاءثیر خواسته ها و نیازهای خویش قرار می گیرد و ناکامی در آنها ، مشکلات روانی و عوارض جسمانی زیادی را به بار می آورد . شناخت این نیازها و تفکیک آنها و جهت دادنشان از نیازهای پایین تر به طرف نیازهای بالاتر ، در روند مشاوره ، بسیار مؤ ثر است . از جمله نیازهای بشر که ارضا نشدنش باعث مشکلات روانی فراوانی می شود ، عبارتند از : نیاز به احساس عزت و ارزش در نظر خود و دیگران ، احترام ، موفقیت ، مسؤ ولیت ، محبت ، تعلق (یعنی نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن ) ، نیاز به قابل اعتماد بودن ، نیاز به اعتماد به خود ، نیاز به امنیت جانی ، مالی و . . . مشاور ، باید بررسی کند که کدامیک از این نیازهای اساسی در شخص مراجعه کننده ، اشباع نشده و یا در آن افراط شده است که زمینه اختلالهای روانی را موجب گردیده است . مشاور ، با شناسایی آنها و راهنماییهای لازم در فراهم ساختن زمینه ارضا و یا برقراری تعادل نیازها ، کوشش می نماید . روابط انسانی نیز برای ارضای نیازهای اساسی ما ضروری اند؛ زیرا اکثر نیازهای شخص ، از طریق روابط انسانی ، قابل ارضاست . داشتن روابط سالم با دیگران ، کلید رشد و آسایش آدمی است . و در شخصیت و هویت خویشتن شخص نقش عمده دارند . دیگران برای ما هم جنبه آینه دارند؛ یعنی ما را به ما نشان می دهند و هم راهنما و اسوه تقلیدی ما هستند ، همانطور که امام صادق (علیه السّلام ) می فرماید : (المسلم اخو المسلم هو عینه ومرآته ودلیله . . . ) . (۹۵) (مسلمان ، برادر مسلمان است و به منزله چشم اوست و آینه تمام نمای او محسوب می شود (و او را به خودش نشان می دهد) و راهنما (و الگوی تقلیدی ) اوست ) . همین روابط اگر سالم نباشند ، زمینه اکثر مشکلات و ناراحتیهای روانی افراد را فراهم می سازند و می توان گفت : عمده مشکلات انسان ، اجتماعی و ناشی از ارتباط با دیگران است . در مشاوره ، به روابط فرد با دیگران توجه می شود و روابط سالم از ناسالم ، تفکیک می گردد و روابط ناسالمی که مشکلات روانی برای فرد ایجاد کرده است ، به وی شناسانده می شود و راهنماییهای لازم در جهت تصحیح روابطش ، صورت می پذیرد . ۲ - عوامل مربوط به محیط ، موقعیتها و شرایط زندگی فرد که نتایج رفتاری و روانی خاصی را موجب شده است . عوامل مربوط به محیط که مشکل زاست ؛ شامل عوامل اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، خانواده ها ، نقایص تربیتی و آموزشی و انگیزشهای فردی و اجتماعی ، است . باید توجه داشت که انسان امروزی ، در جامعه ای زندگی می کند که فرد را با امور متضاد رو به رو می سازد ، از یک سو او را به رقابتهای خشونت آمیز می کشد و از سوی دیگر ، او را به همکاری و تشریک مساعی می خواند . جامعه ، نیازها و خواستهای فرد را افزایش می دهد ، ولی وسایل کافی را برای برآوردن نیازها و خواسته های وی در اختیارش نمی گذارد . با این وصف ، گریزی از بیماریهای روانی برای افراد نیست و مشاوران نمی توانند وقایع اجتماعی و شرایط محیطی زندگی را برای مراجعه کنندگان خود ، تغییر دهند و فقط می توانند از شدت تاءثیرات اجتماعی بر افراد بکاهند و به آنان در برخورد منطقی با شرایط و وقایع اجتماعی ، کمک کنند . ۳ - عوامل مربوط به نحوه برداشت و طرز تلقی فرد از جهان ، محیط زندگی و موقعیت خود که موجب احساس حقارت و درک منفی از خویش می شود ، احساس عدم موفقیت در کارها ، اضطراب ، افسردگی و احساس بی کفایتی و یا عدم ابراز وجود و شایستگی نداشتن کار و شغل با شاءن و مقام خود و . . . است . (۹۶)

مراحل مشکل گشایی

در شناسایی و حل مشکلات و رفع ناراحتیهای شخصی ، مراحلی وجود دارد : اوّل : فرد ، با احساس مشکل ، امنیت خود را در خطر می بیند و سعی می کند آن را از دیگران مخفی نگه دارد تا عکس العمل منفی نسبت به او صورت نگیرد . دوّم : فرد ، به واقعی بودن مشکل پی می برد و خود می پذیرد که دچار مشکل شده است . بزرگترین سد در راه حل مشکلات ، نفی یا احتراز از قبول یا باور داشتن نسبت به وجود مشکل است . سوّم : فرد ، مسؤ ولیت رو به رو شدن با مشکل و حل آن را می پذیرد و به مشاوره یا مشاور و راهنما ، به عنوان یک قدم مهم در رسیدن به یک راه حل موفقیت آمیز ، اقدام می کند . چهارم : برای رسیدن به راه حل از تغییر رفتار ، افکار و راه حلهای ممکن ، استقبال می نماید و برای آن طرح ریزی و تصمیم گیری می کند . پنجم : فرد ، در تلاش و کوشش برای ایجاد تغییر رفتار و زندگی خود و حل مشکل ، احساس موفقیت می کند و یاد می گیرد .

ضرورت مشاوره در مدارس

در گذشته اشاره شد که مشاوره در بهبود تحصیلی و اتخاذ شیوه صحیح زندگی دانش آموزان ، نقش بسیار مؤ ثری دارد . و نیز گذشت که حل مشکلات مراجعه کنندگان ، بویژه دانش آموزان از اهداف مشاوره به حساب می آید . ضرورت مشاوره در این مهم ، آن هنگام روشنتر می شود که بدانیم دانش آموزان ، در مدارس با مسایل و مشکلات فراوانی رو به رو می شوند که حل بسیاری از آنها از عهده معلمان و مدیران عادی مدارس بیرون است و لازم است که مشاوران ورزیده و متعهدی به این امر بپردازند . مشکلات و مسایل دانش آموزان در مدارس ، با نگاهی اجمالی عبارتند از : ۱ - نداشتن هدف مشخص در زندگی و یا در مدرسه . ۲ - احساس حقارت . ۳ - کم رویی . ۴ - بی حوصلگی . ۵ - ترس . ۶ - نداشتن دوست و رفیق مناسب . ۷ - زود رنجی . ۸ - نداشتن تفریح مناسب و سالم . ۹ - بی اطلاعی از ناراحتیهای جسمی . . . و راه درمان آن . ۱۰ - مشکلات مادی . ۱۱ - مسایل اخلاقی و دینی . ۱۲ - ناسازگاری با والدین و نامادری . ۱۳ - پرخاشگری . ۱۴ - خرابکاری . ۱۵ - تقلب و گول زدن دیگران . ۱۶ - تخلف از تکالیف و تنبلی در درس خواندن . ۱۷ - خودنمایی . ۱۸ - فرار از مدرسه . ۱۹ - توهین ، مزاحمت و آزار رسانی . ۲۰ - دروغگویی . ۲۱ - اندوهباری . ۲۲ - سوء ظن . ۲۳ - غیبتهای مکرر . ۲۴ - مخالفت یا بی اعتنایی به مقررات . ۲۵ - گرایش به سیگار و مواد مخدّر . ۲۶ - خودبازی و مسایل جنسی دیگر و اثرات ناشی از آن . ۲۷ - انتخاب رشته تحصیلی بدون توجه به علاقه و استعداد . ۲۸ - انتخاب شغل و . . . با مطالعه و دقت در اهداف اسلام در تعلیم و تربیت ، روشن می گردد که حل مسایل و مشکلات دانش آموزان ، امری ضروری است و از آنجا که درک مسایل و مشکلات دانش آموزان و حل آنها ، نیاز به تخصص ، تعهد و دقت کافی دارد ، باید در هر مدرسه لااقل یک مشاور ، با دارا بودن شرایط لازم و مسؤ ولیت مشخص عهده دار این مهم گردد .

هدف مشاوره در مدارس

مشاوره در مدارس ، باعث اموری از قبیل امور زیر می شود : ۱ - دانش آموزان ، درک و فهم درستی از خود پیدا می کنند و به نقاط قوّت و ضعف ، تواناییها و محدودیتهای خویش پی می برند و به خودشناسی و خودیابی می رسند و ارزیابی صحیح از خود خواهند داشت . ۲ - دانش آموزان ، بهداشت را امری ارزشمند تلقی می کنند و به حدی از رشد در این زمینه می رسند که خود را به امور بهداشتی ، عادت می دهند . ۳ - آنان از جهان بینی صحیح و هدف زندگی و عقاید فرهنگی و دینیِ درست ، آگاه می شوند و به رشد لازم می رسند . ۴ - به شرکت در فعالیتهای گروهی ، اجتماعی و آموزشگاهی و کسب مهارتهای لازم ، تشویق می شوند . ۵ - برای تصمیم گیری مناسب تحصیلی و شغلی و . . . به دانش آموزان ، کمک می شود و با توجه به علاقه و استعداد آنان به رشته تحصیلی و یا شغل مناسب ، راهنمایی می گردند . ۶ - رفتارهای نابهنجار دانش آموزان به رفتارهای بهنجار تغییر می یابد و در حقیقت ، مشاوره به اصلاح رفتار در آنان می انجامد .

فصل پنجم : صفات و ویژگیهای مشاور

مشاور کارامد و موفق ، مشاوری است که از ویژگیهای شخصیتی ، علمی ، اخلاقی ، عاطفی ، اجتماعی و تواناییهای لازم برخوردار باشد . الگوی مشخصی که از همه صفات ، تواناییها و شخصیت و منش یک مشاور کارآمد حکایت کند ، وجود ندارد ، بلکه بهترین توصیف برای او صفاتی از قبیل : خوش خلقی و برخورد شایسته با دیگران ، برخورداری از نگرش مثبت نسبت به زندگی ، اعتماد به نفس ، توانایی نفوذ در مراجعه کننده ، توانایی تصمیم گیری در مواقع مناسب ، تحمل فشارهای روانی در موقعیتهای خاص و بحرانی ، مانند موقعیتهای انتقاد و تحقیر ، کظم غیظ و فرو بردن خشم و عدم اظهار آن ، توانایی درک و احساس همه هیجانهای آدمی مانند نشاط ، غم ، همدلی ، محبت ، صمیمیت ، فداکاری ، احساس خوشبختی و . . . ، برخورداری از عقل و درایت و ثبات اندیشه ، توانایی شناخت مسایل و مشکلات و تجزیه و تحلیل آنها و استنتاج از آنها و نظایر اینها . اینک ، برخی از صفات مشاور را که نقش بیشتری در موفقیت مشاور دارد ، توضیح می دهیم و احادیثی از معصومین (علیهم السّلام ) را نیز در صفات مشاور می آوریم : آن که عهده دار امر مشاوره است ، باید دارای تواناییهای زیر باشد :

عالم و صاحبنظر در موضوع مورد مشاوره و زمینه های آن

مثل مسایل روان شناسی ، اصول تعلیم و تربیت ، اصول و فنون مشاوره و راهنمایی و آگاهیهای اجتماعی ، شغلی ، فرهنگی ، دینی و . . . باشد .

توانایی ایجاد ارتباط عاطفی با دیگران

مشاوران کارامد ، موفقیت خود را در این می دانند که می توانند با ایجاد ارتباطهایی به مراجعه کنندگانشان بپردازند تا از توجه مناسب برخوردار و از تهدید به دور باشند ، به طوری که در این ارتباط ، هر دو احساس امنیت و مصونیت کافی کنند و به عنوان اشخاص واقعی و خود انگیخته عمل کنند . ماهیت این ارتباط ، می تواند خود به خود درمان کننده باشد و عمدتا بستگی دارد به اینکه مشاور به عنوان یک شخص واقعی عمل نماید . (۹۷)

خلوص

مشاور ، باید انگیزه های خود را برای قبول مسؤ ولیت مشاوره و کمک مراجعه کنندگان ، مورد بررسی قرار دهد و دقیقا انتظارش را از ارتباط مشاوره ای ، برای خودش خالص سازد . تعدادی از مشاوران در بسیاری از اوقات از دلایل رضایت شخصی خود نسبت به مشاوره ، بی اطلاعند و بدون انگیزه کمک به دیگران ، نظر مشورتی می دهند و یا انگیزه خالص ندارند ، بلکه برای اجتناب از رویارویی با مشکلات شخصی ، حاضر می شوند به دیگران کمک کنند و یا به دلیل انگیزه های شخصی دیگر ، مانند اینکه مشاوره برای او اعتبار و سلطه می آورد و به وی اعتماد می کنند ، اقدام به قبول مشاوره می نمایند .

حلم و بردباری

مشاور با مراجعه کنندگانی از فرهنگها و سلیقه هایی مختلف ، با ارزشهای بسیار متفاوت با فرهنگ و ارزشهای خودش ، ملاقات دارد . تفاوتهای سنّی ، نژادی ، جنسی و طبقه اجتماعی - اقتصادی ، احتمال تضادهای فرهنگی و ارزشی را افزایش می دهد . مشاور باید با چنین مراجعه کنندگانی رو به رو شود و سعی کند مراجعه کننده را با ارزشهای اجتماعی ، اخلاقی و دینی مورد قبول ، آشنا کند و ارزشهای درست او را بپذیرد و تاءکید کند و ارزشهای ساختگی وی را در مقایسه با ارزشهای صحیح ارزیابی کند . وظیفه مشاور ، تشویق ارزشیابی عینی نگرشها ، معیارها و اعمال است ، مشاور حق ندارد ارزشهای خود را به مراجعه کننده ، تحمیل کند .

توانایی ادامه مشاوره و شهامت پیگیریمسایل و مشکلات ، تا مرحله حل آنها

مشاور باید برای کمک به دیگران شهامت و اعتماد به نفس داشته باشد و تقاضای کمک را نادیده نگیرد و به دلیل عدم تمایل به درگیری با شخص دیگر ، عذرخواهی ننماید . و یا آنکه نگوید که آن مورد ، از حیطه مشاوره ، خارج است . مشاور کارامد به پذیرش مسؤ ولیتها علاقه مند است و خود را در موقعیتهای خطر شخصی ، عاطفی ، حرفه ای و . . . ، قرار می دهد و چنین نیست که فقط در محدوده امن و مشخص اِعمال نماید . (۹۸)

رازداری

رازداری به معنای محرمانه نگهداشتن تمام اطلاعات مربوط به مراجعه کننده است که در جریان مشاوره بیان کرده است . حفظ اسرار مراجعه کننده ، از حقوق وی به حساب می آید؛ زیرا ارتباط مشاوره ای ، یک ارتباط خصوصی بر اساس اعتماد است و باید در هر شرایطی به اسرار شخصی که بر اساس این اعتماد بیان گردیده ، احترام گذاشت و آنها را حفظ کرد و رازداری بخشی از اصل اخلاق حرفه ای است و از این رو باید دقیقا رعایت شود ، بر این اساس ، باید : الف - ثبت مصاحبه ها و گفتگوهای مشاوره ای به صورتی باشد که قابل استفاده برای غیر مشاور نباشد و یا گزارشها در جای امنی نگهداری شود و پس از پایان ارتباط مشاوره ای ، نابود گردد . برای اطمینان بخشی به مراجعه کننده از جهت رازداری ، می توان آنچه را که مراجعه کننده اجازه می دهد ، یادداشت و ثبت شود و زیاده بر آن را صرفا مشاور ، به خاطر بسپارد . ب - هرگاه ارجاع به مؤ سسه یا مشاور دیگر صورت بگیرد و یا در مورد مراجعه کننده با فرد دیگری از خانواده گفتگو شود ، از مراجعه کننده اجازه گرفته شود . ج - در مواردی که لازم باشد ، به دلیل قانون یا خطری که زندگی مراجعه کننده یا دیگری را به خطر می اندازد ، سرّی فاش شود ، باید مشاور ، مراجعه کننده را مطلع سازد . (۹۹)

نقش الگویی

از آنجایی که در مشاوره ، مراجعه کننده به تقلید اعمال مشاور می پردازد و برخی عقاید و نگرشهای او را به عنوان عقاید و نگرشهای خود تلقی می کند ، مشاور باید از خود ، ارزشها و رفتارش و صحت آنها ، کاملاً آگاه باشد و با احتیاط کامل عمل کند و نسبت به امور کم ارزش ، تعصب نورزد و حساسیت نشان ندهد بلکه افکار و ارزشهای صحیح را تبیین نماید و از سوی دیگر با عمل صحیح و با ارزش خود ، او را به ارزشهای دینی جذب نماید . (۱۰۰)

احترام به همکاران

مشاور ممکن است به عنوان یکی از اعضای گروه یا مؤ سسه ای کار کند ، باید به نقشها و حقوق همکارانشان از معلّمان ، روان شناسان ، مددکاران اجتماعی و . . . احترام بگذارد تا تضادهایی در زمینه اِعمال قدرت و مدیریت ، پیش نیاید .

خودآگاهی

مشاور باید برای کشف بیشتر تواناییها و محدودیتهای خویش بکوشد و چگونگی درک مردم از وی و واکنش آنها نسبت به خود را دریابد و این مستلزم خودآگاهی فزاینده است و به این منظور ، مشاور باید خودش را تا حدودی در خطر آشکار ساختن بر دیگران قرار دهد و مشتاق دریافت باز خورد از دیگران باشد تا دریابد که وی چگونه بر دیگران اثر می گذارد و تاچه حدّ رفتارش با مقاصدش مطابقت دارد .

تقوا

مشاور باید باتقوا و آزاد از هوای نفس و ترسان از خدا باشد .

علایق شایسته

لازم است مشاور به امور زیر علاقه مند باشد تا در مشاوره کارامد و موفق باشد : الف - علاقه مندی به شغل مشاوره و کار با افرادی که مشکل دارند . ب - علاقه مندی به رشد و پیشرفت دیگران . ج - علاقه مندی به مطالعه در زمینه های گوناگون روان شناسی ، انسان شناسی ، علوم تربیتی و مشاوره که می تواند زمینه ساز مشاوره و راهنمایی باشد . د - علاقه مندی به شرکت در جلسات گروهی ، سمینارها در زمینه مشاوره و روان درمانی . ه - علاقه مندی به بررسی و تحقیق در رفتارهای آدمی و رسیدن به نتایج واقعی و شیوه های مؤ ثر در مشاوره و روان درمانی . و - علاقه مندی به دفاع از حق و حقیقت . ز - علاقه مندی به همدردی و همدلی با افراد دردمند و گرفتار . ح - عدم علاقه به پست و مقام و عدم وابستگی به صاحب قدرت . و اینک چند حدیث ، در صفات مشاور بیان می کنیم : رسول اکرم (صلی اللّه علیه و آله ) فرمود : (شاوروا العلماء الصالحین . . . ) . (۱۰۱) (با دانشمندان صالح ، مشورت نمایید . . . ) . علی (علیه السّلام ) فرمود : (خیر من شاورت ذوُوا النُّهی والعلم واُولُوا التجارب والحزم ) . (۱۰۲) (بهترین کسی که با او مشورت می کنی ، صاحبان خرد و دانش و دارندگان تجربه و دوراندیشانند) . و نیز فرمود : (من شاور ذوی الالباب دلَّ علی الصَّواب ) . (۱۰۳) (کسی که با صاحبان لُبّ (خردمندان ) مشورت نماید به راه درست ، راهنمایی می شود) . امام صادق (علیه السّلام ) فرمود : (ان المشورة لا تکون اِلاّ بحدودها . . . فاوّلها ان یکون الّذی تشاوره عاقلاً والثانیة ؛ ان یکون حرّا متدینا و الثالثة ؛ ان یکون صدیقا مؤ اخیا . . . واذا کان صدیقا مؤ اخیا کتم سِرَّک . . . ) . (۱۰۴) (مشورت ضوابطی دارد . . . ۱ - اینکه مشاور عاقل باشد . ۲ - مشاور متدین و آزاد از هوای نفس باشد . ۳ - دوست و برادر باشد . . . و اگر برادر و دوست صمیمی باشد ، سرّ تو را کتمان می نماید و رازدار باشد . . . ) . پیامبر اکرم (صلی اللّه علیه و آله ) فرمود : (شاوروا المتقین الذین یؤ ثرون الا خرة علی الدنیا ویؤ ثرون علی انفسهم فی امورکم ) . (۱۰۵) (با افراد متقی مشاوره نمایید که آنان آخرت را بر دنیا و کارهای شما را بر کارهای خودشان ترجیح می دهند) . و نیز علی (علیه السّلام ) فرمود : (شاوِرْ فی امورک الذین یخشون اللّه . . . ) . (۱۰۶) (در کارت با کسی مشاوره کن که از خدا خشیت و خوف دارد) . امام صادق (علیه السّلام ) در صفات مشاور می فرماید : ( . . . وایّاک والراءی الفطیر وتجنّب ارتجال الکلام ولا تشر علی مستبدٍّ براءیه ولا عَلی وغد ولا علی متلوّن ولا علی لجوج و . . . ) . (۱۰۷) (از دادن راءی بدون تاءمل و تعمق بپرهیز و از گفتن آنچه فورا بر زبان می آید ، اجتناب کن و خود با کسانی که دارای صفات زیرند به مشورت مپرداز : الف - کسی که به ناحق بر نظر خویش پافشاری می کند . ب - فرد آتش افروز و سخن چین . ج - شخص چند چهره و منافق و متقلب . د - فرد لجباز و . . . ) . و نیز می فرماید : (شاور فی امورک ممّا یقتضی الِّدین من فیه خمس خصال : عقل وحلم وتجربة ، و نصح وتقوی ، فان لم تجد فاستعمل الخمسة واءعزم وتوکل علی اللّه ، فان ذلک یؤ دیک الی الصواب . . . وفی المشورة تعبّاء اکتساب العلم والعاقل من یستفید منها علما جدیدا ویستدل به علی المحصول من المراد . . . ) . (۱۰۸) (در کارهایت با کسی مشاوره کن که دارای پنج ویژگی و صفت باشد : عقل و درایت ، حلم و بردباری ، تجربه و کارکشتگی ، علاقه مندی به پند و نصیحت ، تقوا و حفاظت نفس از امور ناشایست ، و اگر چنین کسی را نیافتی ، این پنج صفت را در خود ایجاد کن و سپس با توکّل بر خدا ، تصمیم بر کار خویش بگیر ، بدانکه این صفات ، تو را به حقیقت می رساند . . . در مشاوره زحمت کسب علم وجود دارد و خردمند کسی است که از مشاوره ، علم جدیدی را به دست آورد و بر حاصلی از مقصود خود راه پیدا کند . . . ) . و امام صادق (علیه السّلام ) از (لقمان ) نقل می فرماید که به پسرش سفارش می کرده که : ( . . . واءجهد راءیک لهم اذا استشاروک ثم لاتعزم حتی تثبّت وتنظر ولا تجب فی مشورة حتی تقوم فیها وتقعد وتنام وتصلّی وانت مستعمل فکرک وحکمتک فی مشورته ، فانّ من لم یمحّض النصیحة لمن استشاره سلبه اللّه تبارک وتعالی راءیه ونزع عنه الا مانة . . . ) . (۱۰۹) (هنگامی که از تو مشورت بخواهند ، برای آنان به کاربگیر ، سپس اندیشه خود را برای ارائه نظر صائب و تا به یک راءی درست نرسیده ای ، تصمیم بر اظهار نظر مگیر و پاسخ مشورت (امور مهم ) را مده مگر آنکه در همه حال در قیام و قعود و خوابت روی آن بیندیشی و نماز بخوانی و فکرت و حکمتت را خوب به کارگیری و سپس به پاسخ اقدام کنی ، به درستی که کسی که خود را برای نصیحت و راهنمایی مراجعه کنندگانش آماده و ممحَّض ننماید ، خدا راءی و فکر صحیح را از او سلب می کند و امانت عقل و اندیشه را از او می گیرد . . . ) .

فصل ششم : وظایف مراجعه کنندگان

برای افرادی که به مشورت نیازمندند نیز وظایفی برشمرده اند؛ از جمله : ۱ - مراجعه به کسی که واجد شرایط مشاوره باشد و انتخاب نکردن افراد جاهل ، احمق ، غیرعاقل و بی شخصیت (پست ، بدگمان به خدا ، حریص ، ترسو ، دروغگو و . . . ) . برای مشاوره در این باره روایاتی نقل شده است که در ذیل ، اشاره می شود : امیرمؤ منان علی (علیه السّلام ) می فرماید : (لا تشاورنّ فی امرک من یجهل ) . (۱۱۰) (نباید در کار خود با کسی که نادان است مشورت کنی ) . و نیز امام صادق (علیه السّلام ) فرمود : (استشر العاقل . . . ) . (۱۱۱) (با عاقل و غیر احمق ، مشورت کن ) . همچنین آن حضرت می فرماید : (ایاک ومشاورة النساء اِلاّ من جرّبت بکمال عقل ، فانّ راءیهن یجرّ الی الا فن وعزمهن الی وهن ) . (۱۱۲) (از مشورت با زنانی که به کمال عقلی نرسیده اند ، بپرهیز؛ زیرا چه بسا راءیشان نسنجیده باشد و بر اساس امر نیندیشیده ای نتیجه گیری کنند و تصمیم بگیرند) . لازم به توجه است که این حدیث مانند احادیث متعدد دیگر ، دلالت دارند که (اسلام ) مردم را از مشاوره با زنان به صورت مطلق ، نهی نکرده است ، بلکه از مشاوره با زنانی نهی شده است که به کمال عقلی نرسیده اند و یا برخی دیگر از صفات مشاور را ندارند و به همین جهت ، در احادیث ، مواردی به چشم می خورد که مشورت با زن مورد تاءیید قرار گرفته و به عنوان عامل مؤ ثر در موفقیت مرد به حساب آمده است ؛ مانند آنچه امام موسی بن جعفر (علیه السّلام ) در مورد زن و مرد صالح از بنی اسرائیل نقل می فرماید : (آن مرد خواب دید که خدا عمرش را نصف کرده ، یک نصف در مال و وسعت و نصف دیگر در ضیق و زندگی مشقت ، او مخیّر شد که اوّل یکی از آن دو نصف را اختیار کند ، او گفت : من زن نیکوکاری دارم که شریک من در زندگی است ، با او مشورت می کنم و به شما خبر می دهم : (ان لی زوجة صالحة وهی شریکی فی المعاش ، فاءشاورها فی ذلک . . . ) ، سپس او صبحگاه با همسرش مشورت کرد ، همسرش گفت : نصف اول را اختیار کن و عافیت را ابتدا داشته باش . شایدخدا بعدا به ما رحم کند و نعمتش را بر ما تمام نماید . او در شب بعد در خواب گفت که من نصف اول را اختیار کردم ، خدا هم در روزی به او وسعت داد . همسرش به وی گفت : از این مال به اقوام و نیازمندان ، همسایگان و برادرت بده . او هم چنین کرد . وقتی نصف اول عمر تمام شد ، آن مرد همان را که در خواب دیده بود ، دوباره دید ، به وی گفته شد خدا از تو تشکر می کند و بقیه عمرت هم در وسعت خواهی بود) . (۱۱۳) و نیز امام صادق (علیه السّلام ) فرمود : ( . . . فلا تستشر العبد والسفلة فی امرک . . . ) . (۱۱۴) (با افراد بی شخصیت و پست مشورت نکن ) . و نیز فرمود : (ولا تدخلن فی مشورتک بخیلاً یعدل بک عن الفضل ویعدک الفقر ولا جبانا یضعفک عن الامور ، ولا حریصا یزین لک الشره بالجور ، فان البخل والجبن والحرص غرائز شتی یجمعها سوء الظن باللّه ) . (۱۱۵) (در مشورت خود بخیل را راه مده ؛ زیرا تو را از عطا و تفضل به دیگران باز می دارد و می گوید تو فقیر می شوی . همچنین با فرد ترسو مشورت نکن ؛ چون تو را در تصمیمات ، ضعیف و سست می کند . و نیز حریص را طرف مشورت خود قرار مده ؛ چونکه حرص در طلب مال را - هرچند با تجاوز به حقوق دیگران - برای تو زیبا جلوه می دهد . بدان که بخل و ترس و حرص ، گرایشهای مختلفی است که جامع آنها بدگمانی به خداوند است ) . آن حضرت در جای دیگر فرموده است : (لا تستشر الکذاب ، فانه کالسراب یقرب الیک البعید ویبعد علیک القریب ) . (۱۱۶) (از دروغگو مشورت خواهی نکن ؛ زیرا او مانند سراب است و دور را برای تو نزدیک و نزدیک را برای تو دور جلوه می دهد) . ۲ - مراجعه کردن به مشاوری که مورد اعتماد و پذیرش است . امام صادق (علیه السّلام ) می فرماید : ( . . . ولا تشاور من لا یصدقه عقلک وان کان مشهورا بالعقل والورع . . . ) . (۱۱۷) (با کسی که مورد قبول عقل تو نیست مشورت نکن ، گرچه به عقل و تقوا (دیانت ) مشهور باشد) . ۳ - پیروی از راهنماییهای مشاور و مخالفت نکردن با تکالیفی که او مشخص می کند . حضرت امام صادق (علیه السّلام ) در این باره می فرماید : (استشر العاقل من الرجال الوَرع ، فانه لا یاءمر الا بخیر وایاک والخلاف فان مخالفة الورع العاقل مفسدة فی الدین والدنیا) . (۱۱۸) (با عاقلِ متدین مشورت کن که او بجز خیر تکلیف نمی کند و از مخالفت کردن با او بپرهیز؛ زیرا فساد در دین و دنیا را به دنبال دارد) . و نیز فرمود : ( . . . واذا شاورت من یصدّقه قلبک فلا تخالفه فیما یشیر به علیک و ان کان بخلاف مرادک . . . ) . (۱۱۹) (وقتی با کسی که مورد قبول تو است مشورت می کنی ، با او ، در آنچه به ظاهر علیه تو نظر می دهد ، مخالفت نکن ، گرچه برخلاف خواسته ات باشد) . البته باید توجه داشت که در صورت اختلاف راءی مشاوران ، لازم است از بهترین راءی پیروی کرد؛ چنانکه قرآن در توصیف خردمندان می فرماید : ( . . . فَبَشِّرْ عِبادِ اْلَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ اَحْسَنَهُ اُولئِکَ الَّذِینَ هَدیهُمُ اللّهُ وَاُولئِکَ هُمْ اُولُواالاَْلْبابِ ) . (۱۲۰) (بشارت ده بندگان مرا که سخنان را می شنوند و بهترین آنها را پیروی می کنند ، اینان همان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده است و آنان در حقیقت خردمندانند) . ۴ - متهم نساختن مشاور و تشکر از اظهار نظرهای وی . امام سجاد (علیه السّلام ) در این باره می فرماید : (واما حق المشیر علیک فلا تتّهمه . . . فامّا تهمته فلا تجوز لک اذا کان عندک ممن یستحق المشاورة ولا تدع شکره علی ما بدالک من إ شخاص راءیه وحسن وجه مشورته . . . ) . (۱۲۱) (حق مشاور بر مراجعه کننده این است که او را متهم نسازد . اتهام نسبت به کسی که او را مستحق مشورت دانسته ای ، جایز نیست ؛ بلکه باید از اظهار نظر و حسن پذیرشش در مشاوره تشکر کنی و او را سپاسگزار باشی ) .

فصل هفتم : اصول مشاوره و راهنمایی

(اصل ) در لغت به معنای ریشه و منشاء و مصدر چیزی است و منظور از اصول مشاوره و راهنمایی ، (قواعد و مفاهیم نسبتا کلی است که باید مبنای کار و فعالیت راهنمایان ، مشاوران و مراجعه کنندگان قرار گیرد) . در این باره تذکر چند نکته ضروری است : ۱ - از آنجا که مشاوره ، خود نوعی راهنمایی است ، اصول مشاوره ، اصول راهنمایی نیز محسوب می شود و در آنجا نیز به کار می آید . ۲ - همه اصول مشاوره و راهنمایی در عرض هم و با یک نسبت از جهت شمول و کلیت نیستند و به همین علت در تعریف گفته شد : (قواعد و مفاهیم نسبتا کلی )؛ بلکه برخی از این اصول در طول یکدیگرند و چه بسا یکی مبنا برای اصل یا اصولی دیگر باشد . ۳ - اصول مشاوره و راهنمایی ، تنها مبنای فعالیتهای مشاوره ای و راهنمایی در مدارس نیست ، بلکه این اصول چه بسا مبنای راهنمایی و هدایت همه افراد در همه مراحل زندگی خواهد بود .

اصول مشاوره و راهنمایی

توجه به کرامت و شرافت ذاتی و اختیاری مراجعه کننده

هر انسانی ، با کرامت (۱۲۲) آفریده شده و دارای احترام است و چه بسا فردی در سایه تقوا از کرامت اختیاری (۱۲۳) نیز برخوردار باشد؛ از این رو مشاور ، وظیفه دارد تا با مراجعه کننده خود برخورد انسانی اخلاقی داشته باشد و با تکریم شخصیتش او را در حل مشکلات موجود یاری رساند . سنت پیامبر( صلی اللّه علیه و آله ) این بود که مراجعه کنندگان به خود را بسیار احترام می گذاشت و حتی عبای خود را زیر پای آنان می گسترانید و بالشی که تکیه گاه خود بود ، به آنان می داد . (۱۲۴) امام سجاد (علیه السّلام ) یکی از حقوق مهم مشورت کننده را در این می داند که مشاور ، به شخصیت وی احترام گذارد و با مهربانی و نرمی سخن بگوید و با او انس گیرد . (۱۲۵)

آزادی و اختیار

در اسلام موضوع (اختیار انسان ) بسیار مورد تاءکید قرار گرفته و جبرگرایی نفی گردیده است . از این روست که انسان را در انتخاب راه هدایت و ضلالت ، آزاد گذاشته اند : (اِنّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ اِمّا شاکِراً وَاِمّا کَفُوراً . )(۱۲۶) (ما راه درست را به انسان نشان می دهیم ، او آزاد است که بخواهد شاکر باشد و هدایت شود و یا ناسپاس و گمراه گردد) . و یا گفته اند که شما مردم در انتخاب دنیا و آخرت و ترجیح یکی بر دیگری دو دسته اید : (یک دسته ، دنیا را برمی گزینید و دسته ای دیگر آخرت را) . ( . . . مِنْکُمْ مَّنْ یُریدُ الدُّنْیا وَمِنْکُمْ مَّنْ یُریدُ الاْخِرَةَ . . . ) . (۱۲۷) ( . . . برخی از شما کسی هست که خواهان دنیاست و برخی از شما کسی است که خواهان آخرت است . . . ) . از دیدگاه اسلام ، فرستادن انبیا و تکلیف به انسانها و پاداش و کیفر آنان و بهشت و جهنم و عدالت خدا و . . . با اختیار و انتخاب انسان ، مفهوم پیدا می کند و هرگز ، اینها با مجبور بودن انسان سازگار نیست . پس یکی از اصول که باید مبنای مشاوره و راهنمایی قرار گیرد این است که به موضوع اختیار مراجعه کننده و لوازم آن توجه شود . منظور از اصل آزادی و اختیار در مشاوره و راهنمایی این است که اولاً : فرد در رجوع به مشاور و شرکت در مشاوره ، آزاد است و نباید به شرکت در جلسه مشاوره و راهنمایی مجبور شود و یا مشاور خاصی بر او تحمیل گردد . ثانیا : در مشاوره ، به هیچ وجه ، فرد به کاری مجبور نشود و هدایت و راهنمایی به گونه ای صورت نگیرد که شخص ناچار شود از روی اضطراب به کاری دست زند . ثالثا : طرح مطالب هر فرد با انتخاب و تصمیم خودش است هر فرد آن هنگام که در خودش آمادگی ببیند ، مطلب خود را بیان می کند و نباید مشاور ، اصراری بر آن داشته باشد تا تصور کند که آزادیش از او سلب شده است . رابعا : فرد ، صاحب اختیار احساسات خویش است ، مشاور باید حق بیان عواطف و احساسات را به وی بدهد و احساسات و عواطف مخصوص به او را محترم بشمارد . خامسا : فرد ، آزاد باشد تا برای مشکلش ، خود راه حل مناسبی پیدا کند و مشاور ، راه حل معینی را به او تحمیل نکند . بلکه او را راهنمایی کند تا خود او به راه حل مناسب برسد و آن را برگزیند و بجا تصمیم بگیرد و عمل نماید . بر این اساس ، فرد ، هدف خود را عملی می سازد و چنین احساس نمی کند که به صورت برده ، هدف و آرمانهای دیگری را به اجرا درمی آورد . (۱۲۸) قرآن در این باره به پیامبرش می فرماید : (تو با مردم مشورت بکن ولی انتخاب و تصمیم و عمل با تو است که با توکل بر خدا انجام می دهی ) . ( . . . وَشاوِرْهُمْ فِی الاَْمْرِ فَاِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ . . . ) . (۱۲۹) امام سجاد (علیه السّلام ) نیز در تاءیید آنچه گذشت می فرماید : ( . . . فکن علیه فی راءیه بالخیار . . . ) . (۱۳۰) (تو در به کار بستن راءی و نظر مشاور ، آزاد هستی ) .

راهنمایی بر اساس واقعیت و حق

توجه به اینکه راهنمایی و هدایتِ مشورت خواه ، به گونه ای انجام پذیرد که بر اساس واقعیت و حق باشد که اگر مشاور به جای وی بود به همان هدایت عمل می کرد . بنابراین ، نباید اظهار نظر و هدایت وی خوشایند او یا بر اساس هوای نفس خود مشاور یا غیر آن باشد و در صورت ناتوانی خود ، او را به مشاوره فرد صلاحیتدار دیگر ارجاع دهد . امام سجاد (علیه السّلام ) می فرماید : (واما حق المستشیر فان حضرک له وجه راءی جهدت له فی النَّصیحة واشرت علیه بما تعلم انک لو کنت مکانه عملت به . . . وان لم یحضرک له راءی وعرفت له من تثق براءیه وترضی به لنفسک دللته علیه وارشدته الیه ، فکنت لم تاءله خیرا ولم تدّخره نصحا ولا حول ولا قوة الاّ باللّه ) . (۱۳۱) (از حقوق مشورت کننده نسبت به تو (مشاور) این است که به آن گونه راهنمایی اش کنی و نظر واقعی بدهی که اگر تو به جای او بودی همان را می کردی . . . و اگر از این گونه راهنمایی و نظر دهی ، ناتوانی او را به مشاوری که مورد وثوق است و تو او را برای خود می پسندی ، ارجاع دهی ، اگر چنین کردی در راهنمایی و خیرخواهی کوتاهی نکرده ای . البته هیچ کاری بدون قدرت الهی مقدور نیست ) . پیامبر اکرم (صلی اللّه علیه و آله ) فرموده است : ( . . . من استشار اخاه فاشار علیه بامر وهو یری الرشد غیر ذلک فقد خانه ) . (۱۳۲) (مشاوری که در پاسخ مشورت خواه به چیزی نظر دهد و او را به امری هدایت کند که می داند راه رشد و واقعیت ، چیز دیگری غیر از آن است ، به او خیانت کرده است ) .

توجه به ویژگیهای مراجعه کننده

توجه به مجموعه علاقه ها ، احساسها ، خواستها ، نیازهای بدنی و روانی و تفاوتهای فردی مراجعه کنندگان است . از دیگر اصولی که باید مبنای فعالیت در مشاوره قرار گیرد به این معنی که از یک سو علاقه ها و احساسهای پیشین و فعلی فرد مورد توجه قرار گیرد؛ چه بسا نرسیدن به چیزی که مورد علاقه اش بوده یا هست ، مسایل روانی خاصی برای او پدید آورده باشد و یا موجب انجام کاری گشته که نمی بایست انجام می شد و آن کار برایش از نظر روانی یا اجتماعی و . . . مشکلی ایجاد کرده است ؛ زیرا علاقه افراطی به هرچیز ، انسان را کر و کور می کند ، از این رو ، حق را درست درک نمی کند و به انحراف کشیده می شود . رسول اکرم (صلی اللّه علیه و آله ) فرموده است : ( . . . حبّک للشئ یعمی ویصمّ . . . ) . (۱۳۳) (علاقه افراطی تو به هرچیز ، تو را کور و کر می سازد) . علاقه زیاد به چیزی که سزاوار آن همه ارزش دهی را ندارد به (هوا) تبدیل شده ، اساس بدبختیها می گردد؛ همانطور که امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) فرموده است : (الهوی اءسّ المحن ) . (۱۳۴) (هوا و عشق به امور ناپسند و ناشایست ، اساس بدبختیها و گرفتاریهاست ) . و گاهی فرد ، احساس نادرستی از خود دارد ، خویشتن را پست و حقیر می شمارد و احساس ناتوانی و کمبود می کند . به همین علت ، از عزت نفس برخوردار نیست و به کارهای ناشایست دست می زند و احیانا رفتارهای نابهنجاری از او مشاهده می شود . حضرت امام صادق (علیه السّلام ) می فرماید : (ما من احدیتیه الا من ذلة یجدها فی نفسه ) . (۱۳۵) (هیچ کس به کاری ناپسند روی نمی آورد مگر آنکه ذلت و حقارتی در خود احساس می کند) . امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) نیز می فرماید : (نفاق المرء من ذل یجده فی نفسه ) . (۱۳۶) (دورویی و بی صداقتی فرد ، از حقارتی که در وجود خود احساس می کند ، ناشی می شود) . توجه مشاور به این نوع علاقه ها و احساسها و تعدیل و تصحیح آنها ، مراجعه کننده به وی را در حل مسایلش یاری می نماید . امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) می فرماید : (ببلوغ الا مال یهون رکوب الاهوال ) . (۱۳۷) (با رسیدن به آمال و چیزهای مورد علاقه ، می توان بر اضطرابها (و ناراحتیهای روانی ) غلبه پیدا کرد) . بر این اساس ، مشاور باید به نیازها و خواستهای روانی مراجعه کننده از قبیل نیاز به محبت ، امنیت و آرامش ، تعلق و وابستگی به غیر ، استقلال و اعتماد به نفس و . . . توجه داشته باشد؛ زیرا ممکن است کمبود محبت یا ترس از چیزی و متکی نبودن بر نیرو و توان خود و . . . باعث اختلالات روانی مثل اضطراب ، افسردگی ، اندوهناکی ، بی ارادگی ، ناتوانی ، احساس ضعف و سستی و . . . در شخص شده و زندگی را برایش ناگوار کرده باشد . امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) در این باره می فرماید : (لا عیش لمن فارق احبته ) . (۱۳۸) (برای کسی که از محبوبهایش جدا شده (به نیازهای محبتی او پاسخ داده نمی شود) زندگی گوارایی وجود ندارد) . توجه به این نوع نیازها و کوشش در رفع آنها و ایجاد موقعیتهای مناسب گروهی و اجتماعی و تصحیح شناخت فرد از خویشتن و برجسته کردن نقاط قوتش و اموری مانند آن ، به وی کمک می کند تا حالت طبیعی خود را بازیابد و در نتیجه نارساییهای روانی او به تدریج از بین برود . امیرالمؤ منین علی (علیه السّلام ) فرموده است : (ان للقلوب شهوة واقبالاً وادبارا ، فاءتوها من اقبالها وشهوتها ، فان القلب اذا اُکره عمی ) . (۱۳۹) (همانا برای دلهای آدمیان ، علاقه ها و کششها و بی رغبتی هاست ، پس (هرگاه دل به چیزی میل و رغبت داشت ) از راه تمایلش او را به کاروادارید؛ زیرا هنگامی که قلب به آنچه دوست ندارد واداشته شود ، کور می گردد) . از سوی دیگر ، توجه به نیازهای بدنی ، مانند نیاز به غذا و فعالیتهای عضلانی و ورزش نیز لازم است ؛ زیرا با تاءمین سلامت و رشد قوای بدنی ، شادابی ، اراده و توانایی برای کار و فعالیت و . . . به شخص باز می گردد و روان او تحت تاءثیر قرار می گیرد و از بیماریهای روانی متعددی نجات پیدا می کند .

تعاون و همکاری مشاور و مراجعه کننده

از اصول مهم در مشاوره و راهنمایی ، همکاری مشاور و مراجعه کننده در تعیین هدف ، مشخص شدن مسؤ ولیتها ، هماهنگی فعالیتها و . . . است . این امر سبب می شود که مشاور برای درک صحیح از موقعیت مراجعه کننده و نیازها و ویژگیهای روانی او و راهنمایی و هدایتش به شناخت واقعی از خود و زدودن ابهامات فکری و دادن تفکر منطقی به او و حل مسایلش ، تمام تلاش خود را بنماید و از هیچ سعی و کوششی دریغ نورزد؛ چنانکه امام صادق (علیه السّلام ) به فرزندش توصیه می فرماید که : ( . . . واجهد راءیک لهم اذا استشاروک . . . ) . (۱۴۰) (تمام تلاش خود را در راهنمایی و هدایت مراجعه کنندگان به خود به کارگیر) . فرد مشورت کننده نیز باید سعی کند اطلاعات لازم را در اختیار مشاور قرار دهد و بخصوص عواطف و احساساتش را برای او بازگو کند و بدون هیچ مقاوت در برابر او چیزی را از وی پنهان ندارد . امام صادق (علیه السّلام ) در برشماری امور اساسی در مشاوره می فرماید : ( . . . ان تطلعه علی سرّک فیکون علمه به کعلمک بنفسک . . . ) . (۱۴۱) (باید مشاور را آن گونه از سرّ خود آگاه کنی که آگاهی او به تو همانند آگاهی تو به خودت باشد) . در اسلام ، همکاری بر اساس تقوا امری مطلوب است ، آنچه برخلاف تقوا و بلکه نامشروع است همکاری به گناه و دشمنی و اقدام علیه دیگران است . قرآن در این باره می فرماید : ( . . . تَعاوَنُوا عَلی البِرّ وَالتَّقْوی وَلا تَعاوَنُوا عَلَی الاِْثْمِ وَالْعُدْوانِ وَاتَّقُوا اللّهَ اِنَّاللّهَ شَدِیْدُ الْعِقابِ ) . (۱۴۲) (بر اساس نیکی و تقوا با یکدیگر همکاری داشته باشید و هرگز بر اساس گناه و دشمنی همکاری ننمایید ، تقوای الهی را رعایت کنید؛ بدانید که عقاب الهی (بر این نوع همکاری ) شدید و سخت است ) . بنابراین ، مشاور موظف است در اظهار نظر و راهنماییهای خود ، ضوابط شرعی را رعایت کند تا مبادا موجبات اغوای فرد را فراهم آورد و به گناه و کارهای خلاف شرع کشانده شود یا زمینه انحراف و معصیت در او پدید آید . تقوا ، همکاری مشاور را در مشاوره و راهنمایی ، ارزشمند می سازد و آن را مورد قبول درگاه خداوند متعال می گرداند . امام امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) می فرماید : (لا یقلّ عمل مع تَقْویً وکیف یقلّ ما یتقبل ؟ ) . (۱۴۳) (هیچ گاه عملی که از روی تقوا انجام گرفته است ، کوچک نیست ؛ چگونه آنچه مورد قبول درگاه الهی قرار گیرد ، کم است !) .

فصل هشتم : انواع مشاوره و روشهای آن

مشاوره به دو صورت (انفرادی و گروهی ) انجام می پذیرد؛ (مشاوره فردی ) گفتگوی رو در رو بین مراجعه کننده و مشاور است که به منظور کشف علل مشکل فرد و پیدا کردن راه حل برای آن ؛ صورت می گیرد . امّا (مشاوره گروهی ) عبارت است از : گفتگوی رو در رو بین چند نفر به منظور تبادل نظر در زمینه علایق ، رغبتها ، مسایل و مشکلاتی که افراد گروه در ارتباط با خود یا در تعامل با دیگران دارند و اتخاذ تصمیم منطقی در موارد ذکر شده . مشاوره گروهی در مقایسه با مشاوره انفرادی ، اولاً : از نظر زمان و مخارج ، مقرون به صرفه است . ثانیا : اعضای گروه ، رفتارهایی در گروه می آموزند و به انتقاد از خود و دیگران می پردازند . ثالثا : اعضا متوجه می شوند که داشتن مشکل ، منحصر به آنان نیست ودیگران نیز مشکلات مشابهی چون آنان دارند . البته بایدتوجه داشت که همه مشکلات و مسایل در مشاوره گروهی قابل طرح نیست . بنابراین ، مشاوره گروهی با همه محاسنش محدودیتهایی نیزدارد . همچنین در (مشاوره گروهی ) معمولاً ، گفتگوها بین مشاور و افراد گروه ، آغاز می شود ولی کار اصلی مشاور این است که آشنایی ابتدایی اعضا با هم را تسهیل کند و قدمهای اولیه را برای عمیق تر شدن حسن توجه و همبستگی اعضا و ملاطفت نسبت به هم بردارد و برای فراهم شدن جوّ و شرایط اعتماد بین اعضا کوشش کند و مقبولیت هر فرد را نزد سایر اعضای گروه ، تقویت نماید و هدفهای مشاوره گروهی را برای اعضا روشن کند و خط حرکت و کار گروه را مشخص نماید و با در میان گذاشتن ارزشهای مورد قبول ، اعضای گروه را به اقدام مشابهی تحریک کند و از اقدامات ضد ارزشی و احساسات و عکس العملهای نادرست که ممکن است ، پیش آید و یا از حاکمیت جوّ انتقام و مقابله یا اشتباه و مقابله به مثل ، در جلسه مشاوره ، جلوگیری نماید و مانع ریزش اعضای گروه شود و بدین وسیله راه مشاوره را برای اعضا هموار سازد و آنان را در جهت ایجاد یک ساخت مشاوره ای هدایت نماید تا اعضا بتوانند بدون صدمه روانی به هم ، در یک رابطه تعاملی مؤ ثر و سازنده به هم کمک کنند و از این رو در ادامه مشاوره ، گفتگو بین خود اعضای گروه انجام می شود و هر فردی با راحتی ، مسایل خود را با سایر افراد گروه در میان می گذارد و به راه حلهایی دست می یابد . تعداد اعضای گروه در مشاوره و راهنمایی گروهی ، با عمق رابطه لازم یا ممکن ، ارتباط دارد؛ یعنی هرچه لازم باشد رابطه عمیق تر باشد ، تعداد اعضا هم باید کمتر باشد . البته عمق رابطه ، خود ، بستگی دارد به نوع گروه ، نیازها و وضع روحی مراجعه کنندگان و اهداف مشاوره . بنابراین ، در مشاوره و راهنمایی آموزشی و ارائه اطلاعات می تواند تعداد اعضا زیاد باشند (تا حدود چهل یا پنجاه نفر) امّا در مورد مشکلات روانی باید سعی شود تعداد هرچه کمتر باشند و حداکثر ده نفر بیشترنباشند . (۱۴۴) در مشاوره گروهی ، دانش آموزان نباید ترکیب گروه همگون و همدست باشند؛ مثلاً اعضای گروه را همه دانش آموزان تنبل تشکیل دهند . بلکه ناهمگون بودن دانش آموزان و ترکیب دانش آموزان از گروههای تنبل و زرنگ می تواند یادگیریها و تجربیات پربارتری را به همراه داشته باشد . در مشاوره گروهی ، اعضا ، علایق و تواناییهای خود را می شناسند و هویت و شخصیت خویش را بهتر درمی یابند ، به نظریات و عقاید دیگران توجه می کنند و رابطه متقابل با دیگران را تقویت می نمایند و با رشد مهارتهای اجتماعی ، به سازگاری با مسؤ ولیتهای اجتماعی ، توانمند می گردند و با توجه به واقعیتهای موجود ، نگرانیهای خود را قبل از آنکه به مشکلات جدیدی تبدیل شود ، برطرف می نمایند و افرادی که مشکلات دارند ، به تغییر رفتار موفق می شوند و از حاد شدن آن جلوگیری می نمایند . در مشاوره گروهی ، اعضا می دانند که چه می خواهند ، ولی نمی دانند چطور به آن برسند و یا آن را هم انجام دهند و از این رو ماهیتِ پیشگیرانه دارد ، ولی در مشاوره فردی ، بیشتر ، جبرانی و تصحیحی است و پیشگیری کمتر است . در مشاوره گروهی ، افراد می خواهند بدانند که دیگران چه می گویند ؟ چه فکر می کنند ؟ و چطور زندگی می نمایند تا بدین وسیله بتوانند راه خود را در این رهگذر پیدا کنند و از آن مطمئن باشند . عن امام علی (علیه السّلام ) : (دواؤ ک فیک وما تشعر وداؤ ک منک وتستنکر) . (۱۴۵) (درمان و مشکل تو در خودت است و تو آگاه نیستی و درد تو نیز ، از خودت می تواند باشد در حالی که تو نمی دانی ) . و از این رو است که خود شناسی در مشاوره ، اساس حل مشکلات روانی و . . . مراجعه کنندگان است . بیشتر مردم از اینکه در جمع بتوانند آزادانه ، احساسات ، افکار و عقاید و نابسامانیهای شغلی و محیطی و اجتماعی خود را بیان کنند ، لذت می برند و در حقیقت یکی از هدفهای مهم مشاوره گروهی که عبارت است از ایجاد روابط نزدیک و تواءم با ملاطفت ، خود به خود تحقق می یابد و زمینه ای فراهم می گردد که آنها در روابط بعدی خود در خانواده ، محل کار ، محل تحصیل ، موفقتر و راضی تر باشند . اعضای گروه ، از تجربیات و یاد گرفته های تازه در گروه ، در زندگی روزمرّه استفاده می کنند و دیگر نسبت به انتقاد دیگران از آنان حساسیت کمتری از خود نشان می دهند و زیاد حالت دفاعی به خود نمی گیرند ، آنان دیگر می توانند خود را آن گونه ببینند که دیگران می بینند . البته باید توجه داشت که در مشاوره گروهی ، هدف اصلی این است که افراد به شناخت عمیق تر از خود و رفتار خویش و ایجاد تغییرات لازم و رفع مشکلات و حل مسایل خود برسند . مشاوره و راهنمایی گروهی ، عمدتا در دانشگاه یا مدرسه و یا مؤ سسه دیگر تشکیل می شود . و هدف آن کمک به شناخت موقعیتها ، محیط ، روابط انسانی ، احساسات و عواطف افراد ، موضوعات آموزشی ، مهارتها و ارائه اطّلاعات تحصیلی ، شغلی و آشنا سازی افراد با سیستم مدرسه ، دانشگاه ، مؤ سسه ، شناسایی و تحلیل مشکل (چه مشکل کاری و شغلی باشد و چه مشکل شخصی و مدیریتی باشد) و هدف آن رشد ، تسهیل تصمیم گیری و غلبه بر مشکلات و یاوری اعضا برای ایجاد تغییر در رفتار و نگرشهای ضعیف و ناموفق است .

عوامل درمانی در مشاوره گروهی

عوامل درمانی در مشاوره گروهی ، عبارت از اهرمهای کار و وسایل ایجاد تغییر در شخصیت و روابط انسانی است که مشاوران ، آنها را در مورد اعضای گروه به کار می گیرند : ۱ - ایجاد امید و بشارت به بهبودی و رفع مشکل . ۲ - شکستن احساس منحصر به فرد بودن مشکل یا بیماری فرد . ۳ - انتقال اطلاعات و آموزشهای لازم . ۴ - فراهم ساختن زمینه نوعدوستی و روابط سالم اجتماعی . ۵ - همبستگی گروهی در مشاوره گروهی ، همانند رابطه حسنه و همدلی در مشاوره فردی ، یک پیش شرط لازم برای درمان مؤ ثر است . ۶ - تجربه عاطفی تصحیحی . فردی که مشکل روانی دارد ، باید تحت یک تجربه عاطفی تصحیح کننده قرار گیرد ، اموری که این امر را تسهیل می کند ، عبارتند از : الف - آشناکردن فرد به نامناسب و نادرست بودن احساسات و رفتارهمنشینانه اش . ب - افزایش توانایی فرد برای تعامل و مراوده عمیق تر و صادقانه تر با سایرین . ج - ابراز احساس عاطفی نسبت به فرد . د - حمایت فردی و گروهی ازفردمشکل دار و ارزشگذاری بر کنشهای او . ه - ایجاد زمینه و فراهم ساختن شرایط تحریک عاطفی و آزمایش تجربه عاطفی تصحیح کننده وی .

روشها و فنون مشاوره

(فن ) به معنای راه ، روش ، هنر و شیوه است و منظور از فنون مشاوره ، روشها و شیوه هایی است که در مشاوره ، به اقتضای اصول و در جهت اهداف ، به اجرا در می آید . مشاور ، با توجه به اصول مشاوره و بهره گیری از فنون آن ، مشورت کننده را در رسیدن به هدفهای مشاوره و حل مشکلات روانی او به طریق مؤ ثرتری یاری می کند . ناآگاهی مشاور از این فنون و ناتوانی وی در به کارگیری مؤ ثر آنها ، باعث موفق نشدن او در انجام مشاوره است و مشورت کننده را نیز از رسیدن به هدفهای مشاوره باز می دارد . ماپس ازبیان انواع روشهای مشاوره به ذکر این فنون و مراحل انجام آن می پردازیم :

اقسام روشهای مشاوره

در روش مشاوره از نظر میزان فعالیت مراجعه کننده و مشاور و چگونگی رابطه آنها ، سه نظریّه وجود دارد :

الف - روش مستقیم (۱۴۶)

یک نظریّه این است که مشاور ، محور بحث را در اختیار گیرد و از تکنیکها و فنون مشاوره بسیار استفاده کند و در تشخیص علتهای ناراحتی فرد بکوشد و راه حلهای مناسب را به وی پیشنهاد یا تکلیف نماید . از صاحبان این نظریه ، الّیس ، ویلیامسون ، سالتر ، هوارد و میلر می باشند(۱۴۷) آنان بر این اعتقادند که اولاّ : مشاور ، مشکل و موقعیت مراجعه کننده را بهتر از خودش درک می کند . همه افراد بشر ، توانایی درک از خود و سازندگی خویش را ندارند . آنان که در جریان تعلیم و تربیت صحیح قرار گرفته اند ، می توانند شرایط محیطی و قوای خود را بشناسند و به طور خلاّق عمل کنند . ثانیا : عدم آگاهی مراجعه کننده از خود و یا شرایط محیط خویش و رابطه اش با دیگران و نظایر آن ، او را دارای مشکل ساخته است . او چگونه می تواند خود را بدون راهنمایی مستقیم از مشکل برهاند . از این رو لازم است مشاور ، درمان و راه حل را برایش به صورت صریح مطرح کند و او را به صورت مستقیم هدایت نماید تا به نتیجه برسد . در این روش ، مشاور از طریق پرسشنامه ، آزمونهای روانی ، مصاحبه و سؤ ال ، به جمع آوری اطلاعات وسیعی درباره مراجعه کننده اقدام می کند و بر تشخیص علل ناراحتی و مشکل وی همت می گمارد و پس از کشف علل ، راه حلهایی را ارائه می دهد و از مراجعه کننده خواسته می شود تا راه حل ارائه شده را به اجرا درآورد و نتیجه را به مشاور گزارش نماید .

ب - روش غیر مستقیم (۱۴۸)

نظریه دیگر در روش مشاوره این است که مشاور ، در مشاوره ، محیط گرم و پذیرا را برای فرد فراهم کند تا او با آسودگی و دلگرمی به گفتگو و دادن اطلاعات لازم در مشاوره اقدام نماید . و نیز هدایت و رهبری بخش مهمی از فعالیتهای جلسه مشاوره را به عهده او گذارد و مشاور ، صرفا به انعکاس احساسات ، افکار و رفتار او بپردازد و بدین وسیله ، وی را به خودشناسی و بینش درست درباره مشکلش راهنمایی کند تا خود او به راه حل مناسب برسد . در این روش ، شخص مراجعه کننده ، محور است و رابطه حسنه ، نقش اساسی در مشاوره دارد و به فنون مشاوره ، بویژه تست ، چندان اهمیتی داده نمی شود . دانشمندانی مانند راجرز(۱۴۹) فردریک پرلز(۱۵۰) ، از صاحبان این نظریه اند . اساس این نظریه را راجرز ، چنین بیان می کند : انسان ، ذاتا موجودی خلاّق و تواناست و طبیعتش بر خیر است و برای هدفی ارزشمند کوشش می کند . مراجعه کننده هم که دچار کج رفتاری یا اختلال عاطفی و یا با مشکل دیگر رو به رو می شود . انسان است و از این گونه ویژگیها برخوردارمی باشد ، ولی بر اثر تربیت غیر صحیح و آگاهیهای غلط و یا رفتارهای انحرافی ، برایش مشکل پیش آمده است . مشاور با کمک غیر مستقیم به وی یعنی آگاه ساختن او به خودش و موقعیتش در جهان هستی و هدف والای زندگی و اموری مانند آن ، مراجعه کننده را به حالت طبیعی اوّلیه برمی گرداند و او خود به راه حل برای مشکل خویش می رسد . در این روش ، مراجعه کننده بیش از مشکلش مورد توجه است و به احساسات و افکارش زیاد اهمیت داده می شود . و به ایجاد و تقویت رابطه حسنه مشاوره ای وی با مشاور ، تاءکید می گردد و به جای کوشش برای تشخیص علل ناراحتی و ارائه راه حل بر اساس آن ، به انعکاس افکار ، احساسات و رفتار او اقدام می شود و به جای دادن دستورالعمل و خواستن تکلیف از مراجعه کننده ، زمینه فراهم می گردد تا خود او دستورات و تکالیف لازم را کشف نماید و به کسب بینش نسبت به خود و مشکلش نایل شود و خود ، راه حل مناسب را پیدا کند . پرلز ، که مؤ سس (نظریه گشتالت ) است نیز بر این روش مراجعه کننده محوری (۱۵۱) ، تاءکید دارد . به نظر وی ، وقتی فرد با مشکل مواجه می شود که افکار و احساسات خویش را قبول نداشته و آنها را از خود نداند و سازمان و وحدت و هماهنگی رفتار را از دست بدهد . بر اساس (نظریه گشتالت ) به مراجعه کننده کمک می شود تا خویشتن را بپذیرد و از اجزای از هم گسسته ، به خویشتن هماهنگ و وحدت یافته برسد و اعتماد و اطمینان شخصی پیدا کند و به دیگران وابسته نباشد . بر طبق این روش (۱۵۲) ، مراجعه کننده در وضعیتی قرار داده می شود که آگاهی کافی پیدا کند و موانع آگاهی درست را کنار بزند و خود را آنگونه که هست بنمایاند و تواناییهای خویش را آشکار کند .

ج - روش انتخابی

نظرّیه متعادل این است که مشاور با توجه به نوع مشکل فرد و توانمندی او ، هریک از دو روش مستقیم یا غیر مستقیم را که مؤ ثرتر و مفیدتر واقع شود ، انتخاب کند؛ مثلاً در حل مشکلات عاطفی و روانی ، روش غیر مستقیم را به کار گیرد و در غیر آن از روش مستقیم استفاده نماید . و در مواردی هم که لازم می بیند ، از هر دو روش بهره می برد . تورن (۱۵۳) و گریندر(۱۵۴) از پیشگامان این روش می باشند . نام این روش ، روش انتخاب (Metd Elective) گذاشته شد و مکتب آنان مکتب التقاطی (۱۵۵) یا (Eclecticism) نامیده شده است .

روش تعقلی و روش تحلیل روانی

روشهای گوناگونی در مشاوره مطرح است که با هریک می توان دسته ای از مشکلات مراجعه کنندگان را حل کرد . مشاور ، باید از همه روشها آگاه باشد تا به تناسب هریک از مسایل و مشکلات ، از آن روشها به صورت مجزّا و یا تلفیقی بهره بجوید . دو روش زیر در حل مشکلات ، از کارایی بسیار زیاد برخوردارند و تجربه ، مفید بودن آنها را ثابت کرده است .

الف - روش تعقلی (۱۵۶) در مشاوره

قدیمی ترین روش مشاوره که در بین انسانها معمول بوده است ؛ روش تعقلی است محور در این روش ، عقل است . پیامبران ، فلاسفه ، عاقلان و دانشمندان همیشه ، افراد را به تعقل ، تشویق می کرده اند تا با ورزیده شدن در فکر و عقل ، آنان بتوانند مشکلات فردی و اجتماعی خود را حل نمایند . در هر جامعه ای ، هرکسی که بیشتر از نعمت عقل برخوردار بوده بیشتر مرجع و مشاور مراجعه کنندگان و مشورت طلبان می باشد . در این روش ، مشاور همانند معلم و راهنما عمل می کند و جریان مشاوره و راهنمایی یک جریان تعلیم و تربیت محسوب می شود . و از خصوصیات آن این است که مشاور ، سعی دارد مراجعه کننده را با واقعیت ، حقیقت ، عقاید و سنن درست ، ارزشهای اخلاقی واجتماعی صحیح واموری از این قبیل آشنا و علاقه مند سازد و وی را ازافکار ، تصورات و وابستگیهای غلط برهاند و او را برای زندگی معقول در آینده آماده نماید . (۱۵۷)

ب - روش تحلیل روانی (۱۵۸)

در روش تحلیل روانی ، مشاور به مطالعه نقش احساسات و عواطف می پردازد و در صدد است مشکلات عاطفی مراجعه کننده را حل نماید .

این روش بر این فرضیه استوار است که هر مشکل و اختلال رفتاری و شخصیتی که در فردبه وجود می آید ، نتیجه اضطرابهایی است که شخص در گذشته به آنها مبتلا شده است . با روش تحلیل روانی ، آن اضطرابها ، تحریکات و عوامل ، شناسایی می شوند و مراجعه کننده از واقعیت وجود خود ، آگاه می گردد و می فهمد که از عیب و نقص ، عاری نیست ، استعدادها و توانمندیهایش محدود است ، بنابراین ، با به دست آوردن بینشی واقع بینانه نسبت به خود ، تمایلات کامل گرایی و بلندپروازانه خود را کاهش می دهد و شخصیت خود را دوباره بازسازی می نماید .

در این روش ، روی تقویت نیروی اراده و عاطفه تاءکید می شود ، اگرچه عقل را نیز در همه زمینه ها به کار می گیرد . (۱۵۹)

فصل نهم : مراحل انجام روشها و فنون مشاوره

مشاوره ، دارای مراحلی است که در هریک از آن مراحل ، روشها و فنون ویژه ای را باید به کار گرفت . موقعیت در مشاوره تا حد زیادی ، به خصوصیات شخصی مشاور و توانمندی او در به کارگیری فنون و روشها بستگی دارد و از این روست که مشاوره را (هنر مشاور) نامیده اند .

سه مرحله آغاز ، ادامه و پایان مشاوره

مرحله آغاز

توضیح

مرحله آغازمشاوره و راهنمایی با نخستین جلسه مشاوره شروع می شود . رعایت روشها و فنون زیر ، در موفقیت مشاوره ، نقش بسزایی دارد :

الف - برقراری رابطه حسنه بین فرد و مشاور

مشاور ، با ایجاد رابطه حسنه ، اضطراب اوّلیه و ترس مراجعه کننده را کاهش می دهد و اعتماد او را نسبت به خود جلب می کند تا او با احساس امنیت و اعتماد ، مشکلش را مطرح سازد .

مشاور ، مبتنی بر رابطه یاورانه است . این رابطه به چند صورت متصور است : (۱۶۰)

۱ - رابطه معلوم : یعنی رابطه ای که به آسانی ، اطلاعات و نظریات و احساسها بین مراجعه کننده و مشاور ردّ و بدل می شود و در آن گفتار و حرکات مراجعه کننده برای خود او و مشاور معلوم است .

۲ - رابطه مبهم : که در آن ، گرچه مراجعه کننده از نظریات ، احساسها و علل حرکات و گفتار خود ، آگاهی ندارد ، ولی برای مشاور ، ابهامی ندارد .

۳ - رابطه ناشناخته : که در آن احساسها ، عقاید و . . . نه برای خود مراجعه کننده روشن است و نه مشاور توانسته آنها را کاملاً بشناسد .

۴ - رابطه پنهان : که در آن گفتار و حرکات مراجعه کننده گرچه برای خود او روشن و معلوم است ، ولی از مشاور مخفی نگهداشته شده و وی از آن آگاهی ندارد .

در نخستین جلسه مشاوره ، معمولاً رابطه پنهان وجود دارد و مشاور باید سعی کند اعتماد متقابل ایجاد گردد و از رابطه پنهان کاسته شود . هرچه رابطه یاورانه حسنه تر باشد می تواند فرد را از ممانعتها و مقاومتهای درونی آزاد کند و از سه رابطه منفی بکاهد و رابطه معلوم را افزایش دهد و اعتماد بین مراجعه کننده و مشاور را باعث گردد .

برای ایجاد رابطه حسنه و اعتماد باید به نکات زیر توجه شود :

یک - مشاور با رفتار دوستانه خود ، زمینه ای فراهم کند که فرد ، احساس نمایدمشاور او را دوست دارد و برایش ارزش قایل است ، علی ( علیه السّلام ) می فرماید : (حسن الصحبة یزید فی محبّة القلوب )(۱۶۱)؛ یعنی : (نیکویی رفتار ، محبت قلبی مردم را نسبت به تو زیاد می کند) .

همچنین مشاور به هنگام ورود ، به وی سلام کند . (سلام آن قدر اهمیت دارد که رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله ) فرموده است : (خمس لست بتار کهن حتی الممات . . . وتسلیمی علی الصبیان . . . )(۱۶۲) یعنی : (پنج چیز است که تا هنگام مردن من آنها را ترک نمی کنم . . . (یکی از آنها) سلام دادن به بچه هاست . ) و احترامش گذارد و با او دست دهد پیامبر (صلی اللّه علیه و آله ) فرمود : (تصافحوا فانّه یذهب بالغلّ)(۱۶۳) ، یعنی : (با یکدیگر مصافحه کنید؛ زیرا کینه را از دلهای شما می برد) . و حالش را بپرسد و ابراز محبت نماید و با وی همدلی کند و این همدلی را اظهار کند ، با چهره بشّاش با او حرف بزند و نگاههای محترمانه و ارزشمندانه به او داشته باشد و از حرکات بی مورد بپرهیزد و او را بدون قید و شرط بپذیرد و آمادگی خود را برای کمک به او اعلام کند .

دو - مشاور در رابطه مشاوره ای خود از ارائه نقشهای تصنعی که جزء شخصیت او نیست ، بپرهیزد؛ زیرا خواه ناخواه مراجعه کننده این نقشهای تصنعی را کشف می کند و اطمینان نسبت به مشاور را از دست می دهد . در حقیقت باید از پاکی باطن برخوردار باشد و عمل و رفتار و نقش خود را با آن منطبق سازد . علی (علیه السّلام ) فرمود : (زین الایمان طهارة السرائر وحسن العمل فی الظاهر)(۱۶۴) زیبایی ایمان در پاکی باطنها و (منطبق با آن ) عمل نیکو در ظاهر است .

سه - مشاور به انتظارات مراجعه کننده از خودش توجه داشته باشد و در برآوردن آنها تلاش نماید و از تداخل مشغولیات ، در جریان مشاوره بپرهیزد؛ زیرا مشاور ، دارای احساسات ، روشها ، عادات و احیانا مشکلاتی است که روی مشاوره اثر می گذارد . بدیهی است که مشاور ، باید سعی کند تا تداخل مشغولیات خود را در جریان مشاوره به حداقل برساند و صرفا ذهنش را در راستای انتظارات مراجعه کننده متمرکز سازد .

معمولاً انتظارات مراجعه کننده از مشاور ، اموری از این قبیل هستند :

الف - اضطراب نداشته باشد .

ب - صادق و با خلوص نیت باشد .

ج - نیازهای مراجعه کننده را بشناسد .

د - از انگیزه های مراجعه کننده آگاه شود .

ه - احساس مراجعه کننده را دریابد .

و - قادر به ایجاد رابطه تواءم با اعتماد و احترام به مراجعه کننده باشد .

ز - خودانگیز و خلاّق باشد .

در برابر ، مراجعه کننده هم باید در برآوردن انتظارات مشاور از وی تلاش کند تا رابطه حسنه دو طرفه برقرار شود . مشاور انتظار دارد که مراجعه کننده ، به دور از نفاق و پرده پوشی ، مسایل مورد نیاز را بگوید و برای خودآگاهی با همه توانش تلاش کند و به بهداشت روانی خود توجه داشته باشد و در حل مشکل خود کوشش نماید و اموری از این قبیل . (۱۶۵)

چهار - مکانی برای مشاوره انتخاب شودکه حتی المقدورمحیطی آرام و راحت باشد تا فرد بتواند با فراغت خاطر و بدون ترس و اضطراب ، مسایلش را مطرح سازد .

پنج - به وی اجازه داده شودجلسه را هرطور که او می خواهدآغاز کند .

شش - نقش حضور و سخن گفتن او در مشاوره برایش توضیح داده شود .

هفت - به احساسات ، ارزشها و عواطف وی توجه کافی شود و در مشاوره بیش از حد ، بر جنبه های عقلانی و منطقی ، تکیه نشود .

هشت - از او تعریف و تمجید به عمل آید؛ مثلاً به او بگویند تو فرد توانایی هستی ، خوب فکر می کنی ، کارت مورد قبول است (البته توجه شود که برخلاف واقع تعریف نشود) و خودت مشکل را حل خواهی کرد ، من پیش بینی می کنم که به نتایج خوبی برسی ، دوستان خوبی پیدا می کنی ، نمرات بهتری خواهی گرفت و . . .

نُه - آشنا ساختن شخص به اینکه این مشکل منحصر به او نیست ، دیگران هم نظیر این مشکل را دارند ، بنابراین ، جای نگرانی نیست .

ب - محرمانه ماندن مذاکرات

باید به شخص ، اطمینان داده شود که مذاکرات جلسات مشاوره محرمانه می ماند و به هیچ وجه بدون اجازه او افشا نخواهد شد .

ج - سازماندهی مشاوره

خط مشی و چگونگی اجرای مشاوره یا روشی برای آغاز و ادامه و پایان مشاوره - که (سازماندهی مشاوره ) نامیده می شود - تعیین گردد .

سازماندهی چارچوب مشاوره است که فرد را یاری می دهد تا احساس سردرگمی ، بی هدفی ، ابهام وبلاتکلیفی نکندوازمشاوره نتیجه سودمندی بگیرد .

درسازماندهی بایدمشخص شودکه فردبه منظورچه هدفی ازاهداف ، نظیر تغییر عادات نامناسب ، بهبود روابط خود با دیگران ، حل مشکل اشتغال ، حل ناراحتیهای خانوادگی و اموری از این قبیل ، به مشاورمراجعه کرده است .

همچنین درباره نقشهای هریک از مشاور و مراجعه کننده در مشاوره و اینکه چه انتظاری از هریک از آن دو هست ، باید گفتگو شود .

تعیین زمان برای هر جلسه مشاوره نیز ضرورت دارد و باید توجه داشت که کودک و نوجوان و بزرگسال در چه مرحله ای از رشد و توان برای تمرکز حواس است و مشاوره تا چه مدت زمان برایش مفید است ؛ مثلاً باید هر جلسه مشاوره برای کودکان دبستان بیش از ۲۵ دقیقه و برای نوجوانان ۳۵ دقیقه و برای بزرگسالان ۴۵ تا ۶۰ دقیقه ، بیشتر طول نکشد .

تعیین زمان باعث می شود که وقت مشاور ، بین همه مراجعه کنندگان تقسیم شود و همگی بتوانند از مشاور استفاده کنند . و نیز با تعیین زمان از پراکنده گویی جلوگیری می شود و نیرو و دقت مشاور و شخص مقابل تلف نمی گردد . همچنین در تعیین زمان ، با توجه به نوع مشکل فرد ، تعداد جلسات مشاوره به صورت تقریبی مشخص می شود .

انجام این نوع امور و نظایر آن در اولین جلسه مشاوره ، سازماندهی مشاوره است .

د - احتیاط در شروع مشاوره

مشاور در آغاز مشاوره ، باید با احتیاط بیشتری عمل کند و به ردّ عقاید و افکار طرف بپردازد . و در جایگزین کردن عقایدو افکارصحیح به جای آنها تعجیل نکند . و او را تحت فشار قرارندهد؛ زیرا تعجیل و تحمیل ، برقراری رابطه حسنه را مشکل می سازد و چه بسا شخص را ناراحت و نگران کرده ، او را به ترک مشاوره یا سکوت ، بکشاند .

ه - پدیدار ساختن شخصیت مراجعه کننده

سعی شود شخصیت مراجعه کننده به خوبی پدیدار شود .

شخصیت انسان به طور شگفت انگیزی پیچیده است . و می توان گفت شخصیت مراجعه کنندگان همانند غالب انسانها ، کاملاً قابل درک و توصیف نیست ، بویژه در شروع آشنایی که قسمتهایی از آن شخصیت دیده می شود؛ مانند بخشهایی از توده های یخ که بالای سطح آب قرار دارد ، قابل مشاهده است ولی بخشهای دیگری از آن که در زیر آب است دیده نمی شود مگر آنکه با غلتیدن این توده های یخ و چرخش آنها قسمتهای دیگر ، قابل رؤ یت گردد . در جلسه مشاوره ، بیشتر بخشهای شخصیت مراجعه کننده ، پنهان است و گاه برای خود مراجعه کننده نیز مخفی است ، مشاور باید شخصیت مراجعه کننده را به چرخش درآورد تا تمام ابعادش پدیدار گردد تا هم خود مراجعه کننده به خودشناسی برسد و هم مشاور بداند چگونه و از چه راههایی به حل مسایل و مشکلات او می توان رسید .

و - تاءثیر متقابل مشاور و مراجعه کننده

مشاور و مراجعه کننده هرکدام دارای نیازها ، نظام ارزشی ویژه ، مفهوم خاصی از خویشتن ، جهان بینی و انسان شناسی مخصوصی هستند که در رابطه مثبت و منفی مشاوره اثر می گذارند . اگر مشاور و مراجعه کننده در این خصوصیات با هم توافق داشته باشند و یا به توافق برسند ، رابطه مثبت برقرار می شود و اگر با همدیگر ، در این خصوصیات تصادم داشته باشند ، این رابطه ضعیف خواهد بود . (۱۶۶) بر این اساس ، مشاور باید سعی کند که با توجه به اصول عقلی و ارزشهای دینی ، این توافق ایجاد شود . توانایی مشاور در فهم ویژگیهای مراجعه کننده و سازگار کردن آنها با اصول ارزشی قابل قبول ، به ایجاد رابطه حسنه و اعتماد بین مشاور و مراجعه کننده نیز ، کمک می کند .

ز - نکات قابل توجه در شناخت شخصیت مراجعه کننده

در جریان مشاوره ، بویژه در مرحله آغاز ، برای اینکه مشاور به کل شخصیت سازمان یافته مراجعه کننده که حاصل هماهنگی و وحدت افکار ، احساسات ، گفتار و رفتار اوست ، پی ببرد ، توجه به امور زیر مطلوب است :

۱ - برای اینکه مراجعه کننده تجربیات خویش را جزئی از خود احساس کند ، از وی خواسته شود تا ضمیر اوّل شخص را در جملات خود به کار ببرد و از به کار بردن ضمایر غایب ، اجتناب نماید .

۲ - به منظور کشف اندیشه شخصی مراجعه کننده ، وی تشویق شود که در مسایل اظهار نظر کند و فکر و اندیشه خاص خود را بیان کند و نظر خود را نسبت به دیگران و رابطه با آنها ابراز نماید .

۳ - برای اینکه مراجعه کننده بدون ابهام ، خود را نشان دهد ، از وی خواسته شود از جملات خبری و نه جملات سؤ الی ، استفاده کند و اتفاقات و کارها را آنطور که واقعیت یافته ، نقل نماید .

۴ - برای اینکه مراجعه کننده در توجیه کارها به دلیل تراشی روی نیاورد ، از وی خواسته شود از چگونگی رفتار سخن بگوید و به چرایی رفتارش نپردازد .

مرحله ادامه

توضیح

در این مرحله علاوه بر روشهای مرحله آغاز به رعایت روشهای زیر توصیه می شود :

الف - توجه دقیق به صحبتهای مراجعه کننده

مشاور باید به طور کامل و دقیق به گفته های فرد گوش دهد و در ضمن سخن گفتن وی سکوت اختیارنماید و با چیزی بازی نکند و عوامل مزاحم دیگر را نیز از بین ببرد . درست و دقیق گوش ندادن باعث تضییع حق از مراجعه کننده است و به همین دلیل جایز نیست . در حدیثی از امام صادق (علیه السّلام ) نقل شده است که ( . . . سوءالاستماع منه خیانة ؛(۱۶۷) بد گوش کردن به گفتار طرف مقابل ، خیانت محسوب می شود) .

ب - پرسش به منظور کسب اطلاعات عمیق تر

پرسش از شخص بایدبه منظور کسب اطلاعات عمیق تر و موثق درباره او و موقعیت و متناسب با سن و توانایی و مشکل وی انجام شود تا بر اساس آن به امور لازم هدایت گردد .

پرسشهای زیر نمونه ای از پرسشهای هدایت کننده است :

۱ - آیا از نظر سلامت جسمی ، مشکلی داری ، آنها چیست ؟

۲ - چه چیزهایی شما را بیشتر در زندگیتان نگران و ناراحت می کند ؟

۳ - خوش ترین لحظات زندگی شما چه مواقع است ؟

۴ - هدفهای شما در زندگی چیست ؟

۵ - سه تا از مهمترین آرزوهای خود را به ترتیب اهمیت نام ببر .

۶ - از مدرسه چه احساسی داری ؟

۷ - کدامیک از دروس مدرسه را دوست نداری ؟

۸ - مشکل شما چگونه به وجود آمد ؟

۹ - در این مورد چه احساسی داری ؟

۱۰ - بزرگترین مانع در کارت چیست ؟

۱۱ - بهترین دوست شما کیست ، روابط شما با او در چه حد است ؟

۱۲ - درباره خانواده ات چه می توانی مطرح کنی ؟

۱۳ - اگر بخواهید در منزلتان چیزی تغییر کند ، آن چیست ؟

۱۴ - از هفته گذشته تاکنون چه افکار جدیدی در شما پدیدآمده است ؟

ج - استفاده از روش تست

برای فراهم آوردن اطلاعات لازم در زمینه صفات و خصوصیات شخصی ، پندار ، تعیین میزان پیشرفت تحصیلی و کمک برای تصمیم گیری در مسایل زندگی و شغلی دانش آموزان ، می توان از روش تست و پرسشنامه نیز استفاده کرد . (۱۶۸) البته تست در صورتی مناسب است که نگرانی و ترس را در دانش آموز ، ایجاد ننماید و او را به مشاور ، وابسته نسازد .

د - پی بردن به علل سکوت و مقاومت مراجعه کننده

اقدام مناسب در برابر سکوت و مقاومت مراجعه کننده با توجه به علل آن و چگونگی برخورد صحیح با آن .

سکوت از نظر مشاوره و روان درمانی ، دارای اهمیت خاصی است و به همان اندازه گفتار کلامی با معناست و می تواند بیانگر مسایل بسیاری از قبیل ترس ، خشم ، بی حوصلگی ، احترام ، نگرانی ، اندوه یا نفرت باشد . مشاور باید سعی خود را به کار گیرد تا به معنای احتمالی سکوت پی ببرد . سکوت مراجعه کننده علل متعددی دارد؛ از جمله :

۱ - سکوت در لحظات اولیه ممکن است به خاطر نبودن ایجاد رابطه حسنه مشاوره ای بین فرد و مشاور باشد .

۲ - سکوت در مراحل آخر مشاوره ممکن است به خاطر این باشد که مراجعه کننده چیزی دیگر برای گفتن ندارد .

۳ - ممکن است سکوت به خاطر این باشد که وی از نتایج و چگونگی ادامه مشاوره رضایت نداشته است .

۴ - ممکن است سکوت به خاطر این باشد که برای فرد احساس بسیار ناراحت کننده ای (مثل مرگ مادر و . . . ) پیدا شده که در این صورت باید با او همدردی کرد و در شکستن سکوت عجله نکرد .

۵ - گاهی سکوت شخص بدین سبب است که مشاور نقش فعّال تری در مشاوره داشته باشد و به سخنان خود ادامه دهد .

۶ - وگاهی سکوت به سبب خستگی زیاد است که نیاز به استراحت دارد .

۷ - و گاهی بدین علت است که درباره موضوع طرح شده به تفکر و تاءمّل فرو رود .

برای شکستن سکوت ، نباید عجله کرد و حتی الامکان به صورت دعوت غیرمستقیم ، مثل تکان دادن چشم ، سر و دست اشاره به شروع صحبت کند یا بگوید : بلی ، دیگر چه ؟ ، ادامه آن چیست ؟ و یا مشاور به خلاصه کردن و دوباره گویی سخنان او بپردازد و بعد از او بخواهد تا بقیه موضوع را بیان کند .

گاهی فرد در برابر مشاور به صورتهای مختلف مقاومت می کند ، از جمله به شکل :

یک - بی میلی به مشاوره .

دو - نپذیرفتن گفته یا پیشنهاد مشاور به عبارتهایی نظیر من نمی توانم انجام دهم ، وسایل کافی ندارم ، این راه را قبلاً هم رفته ام و نتیجه نگرفته ام ، این عقیده را دوست ندارم ، فکر خوبی است ولی عملی نیست ، این اصل هم مؤ ثر نخواهد افتاد .

سه - حضور نیافتن به موقع برای مشاوره .

چهار - سعی در پوشاندن عواطف و احساسات خود .

پنج - سکوت طولانی .

شش - اظهار بی اعتقادی به روان شناسی و . . .

هفت - سعی بر پایان دادن هرچه زودتر جلسه مشاوره .

هشت - پرداختن به موضوعات پراکنده و غیر مناسب با موضوع مشاوره .

نُه - نامناسب دانستن محیط مشاوره (در حالی که مناسب است ) .

ده - اظهار ترس از حل نشدن مشکل .

برای از بین بردن مقاومت باید اولاً : عوامل بیرونی (مثل محیط نامناسب ، پاسخ درست نشنیدن از مشاور و . . . ) و عوامل درونی (مثل ترس از حل نشدن مشکل و بدتر شدن شرایط ، خستگی ، بیماری و . . . ) را که موجب مقاومت شده شناسایی و از میان برداشت .

ثانیا : آنچه در برقراری روابط حسنه مشاوره ای گفته شدبه کار گرفته شود .

ثالثا : به طور موقّت گفتگو را از حالت مشاوره ای خارج و درباره مطالب روزمرّه ، بحث را ادامه دهند .

رابعا : در صورت ناموفق بودن مشاوره ، باید برای از بین بردن مقاومت فرد ، مشاوره را خاتمه و او را به مشاور دیگر ارجاع داد .

ه - بازی درمانی در مشاوره با کودک و نوجوان

مشاور باید از خصوصیات روانی و توانمندیهای جسمی و میزان علاقه کودک و نوجوان به بازیهای مختلف آگاه باشد . در بکار گرفتن روش بازی درمانی ، درک نیازها ، احساسها ، عواطف و دنیای خیال کودک و ویژگیهای سنّی مراجعه کننده ضرورت دارد . استفاده از این روش آن هنگام قرین موفقیت خواهد بود که مشاور دارای ذهنی محدود نباشد و بتواند پرواز کودک را به دنیای خیال ، در سطحی ماورای معنایی که بزرگسالان از آن دارند ، تصور نماید و وی را از فشارهای اجتمای (خانواده ، مدرسه و . . . ) محفوظ نگهدارد و با او ارتباط صمیمی برقرار کند و با احساسها و عواطفی که نسبت به اسباب بازیها یا همبازیها ، از وی آشکار می شود ، احساس همدردی ، همبستگی و موافقت نماید؛ زیرا دنیای کودک متغیر ، ظریف ، پرتحرک و فعال ، احساسی و عاطفی است .

مشاور موفق آن است که بتواند بفهمد روش برخورد کودک با بازی ، انتخاب او و اهمیتی که بدان می دهد ، همه مشخص کننده نگرش او و رابطه اش با محیط و اطرافیانش و ویژگیهای روانی و رفتاری اوست . و به طور کلی درک کند که رفتارها و گفتارها از چه نوع کاستیها ، ناراحتیها و اختلالات روانی حکایت دارند؛ مثلاً بفهمد کودکی که عروسک و اسبابازیهای دیگرش را می زند و یا می شکند ، انتقامجو است ، کودکی که کمتر خود را درگیر بازی می کند و گوشه گیر است ؛ شکست خورده است و کودکی که از بازی با همسنهای خود طفره می رود ، توانایی تطابق صحیح با محیط و همبازیها را ندارد . و چه بسا ترس دارد از اینکه نقش خود را خوب در بازی ایفا کند و به خود اعتماد ندارد ، چنین کودکی آمادگی بدگمانی را به خود و دیگران دارد .

مشاور بایدبا توجه به تفاوتهای سنی کودکان ونوجوانان وگرایش آنان و نوع مشکل مراجعه کننده ، زمینه بازیهای متنوع انفرادی و گروهی و استفاده از اسباب بازیهای مختلف و همبازیهای متناسب را فراهم سازد .

وسایلی که برای بازی انتخاب می شود باید کودک را در آموختن هماهنگی چشم و دست ، درک تناسب شکلها و رنگها ، کنترل و تقویت عضلات ، تقویت فکر ، پرورش روحیه و توانایی تصور ، انضباط فکری و تلاش عملی و اموری از این قبیل یاری رساند تا کودک بتواند چیزهایی را کشف کند و سازندگی و خلاقیت در او ایجاد گردد .

معمولاً اگر مشکل کودک و نوجوان از نوع مشکلات عاطفی باشد ، بازی درمانی انفرادی و اگر مشکل از نوع ناسازگاریهای اجتماعی باشد ، بازی درمانی گروهی ، مؤ ثرتر است .

هدایت کردن بازی توسط مشاور نیز ، از اهمیت برخوردار است . مشاور برای ایفای این نقش باید خود نقشی را در بازی به عهده گیرد و فکر و نقشه بازیکنان و خواسته های آنان را درک کند تا بتواند مانند یکی از آنان ، نظر مشورتی خود را مطرح سازد و بدینوسیله چیز جالبی را به بازی اضافه کند و یا جهت تازه ای به آن بدهد . البته چه بسا که همین فرد ، مشکل دار و یا عضوی جسور و خودخواه باشد و انعطاف نپذیرد و حتی اعضای دیگر خط دهی او را بپذیرند و با میل و رغبت از او حرف شنوی داشته باشند . و مشاور در تغییر و یا جهت دادن به بازی با دشواری رو به رو شود . مهارت و هنر مشاور در این موارد این است که افراد را سازماندهی کند و با ظرافت خاصی از بروز اختلاف جلوگیری نماید . و در صورت بروز نزاع و کشمکش بر سر تقسیم نقشها ، تغییر بازی ، افزودن نقشهای جدید و . . . هوشیارانه به حل و فصل سریع بپردازدوپرخاشگریهاوستیزه جوییها را تعدیل کند و با جهت دادن به فعالیتها زمینه های انحرافی را اصلاح و یا کاهش دهد . و از ناکامی فرد مشکل دارممانعت نمایدوسعی کند در مواقعی این فرد طعم موفقیت را بچشد .

کودک و نوجوان در بازی انفرادی و گروهی ، عقاید ، احساسات ، نیازها ، علایق ، مشکلات ، نگرانیها ، ترسها ، ناسازگاریها و سازگاریها و عواطف خویش را ابراز می کند و مشاور با ایجاد رابطه حسنه با او ، وی را کمک می نماید تا مشکلاتش بیان شود و راه حلّی برایش پیدا کند .

مشاور ، در ضمن بازی باید به احساسات کودک یا نوجوان توجه کند و وی را به کار و فعالیت تشویق نماید و از سرزنش او ، بویژه در برابر دیگران ، بپرهیزد . و به تدریج به وی بفهماند که اگر بخوهد در بازی یک فرد قابل قبول به حساب آید ، باید درستکار ، حق طلب ، مسلّط به خود و با انصاف باشد . و نیز به وی اطمینان دهد که بازی او معنادار و معتبر است و جایی برای عصبانیت و خشم و عمل تهاجمی یا تلافی جویانه نسبت به دیگران نیست . و بدین صورت ، زمینه را فراهم سازد تا وی با دیگر اعضا رابطه دوستانه برقرار نماید ، احساس مسؤ ولیت کند ، به ارزیابی منصفانه رفتارش و همبازیهایش بپردازد و روحیه سازگاری پیدا کند و برای بازی دسته جمعی با هدفی واحد کوشش نماید و با آنها متحد عمل کند .

با اعمال روش بازی درمانی ، تمایل به بازی و سرگرمی در کودک و نوجوان ارضا می شود ، انرژی مازادش تخلیه می شود و از عوارض تراکم انرژی جلوگیری شده ، باعث آرامش و اعاده قوای ذهنیِ تضعیف شده می گردد و وی را برای رشد نیروهای خام و آماده سازی آنان برای استفاده در زندگی ، قادر می سازد . احساسات و مسایل ، ابراز می گردد و فرد ، به خودشناسی می رسد . کودک با واقعیتها وفق می یابد و مفاهیم اجتماعی و اخلاقی را در خود رشد می دهد و نقشهای مختلف بزرگسالان ، مقررات اجتماعی و معیارهایی را که رفتار وی را تنظیم کند ، می آموزد . و در یک تجربه یادگیری کاملاً اجتماعی و پیچیده درگیر می شود و بر اضطرابها و ناراحتیهایش غلبه می نماید و تسلط خود را بر موقعیتها افزایش می دهد و اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کند . بازی حتی عاملی در پرورش ذهنی کودک و نوجوان به شمار می آید . آنچه را آموخته ، ضمن بازی تکرار می کند و در هنگام تکرار درباره آنها می اندیشد و معنای بسیاری از این پدیده ها برایش قابل فهم تر می گردد . فعالیت فکری کودک و نوجوان ضمن بازی ، همواره با تصور ، همراه است ؛ مثلاً وقتی نقشی برای خود انتخاب می نماید ، در ذهن خود ، رفتار ، حرکات و گفتار خویش را تصور می کند و در تجسّس ابزار و وسایلی برای اجرای نقش نیز می اندیشد و بدینوسیله به افزایش هوش او می انجامد .

و - انعکاس محتوا

مشاور ، به انعکاس محتوای (۱۶۹)کلام مراجعه کننده بپردازد؛به این صورت که به حرفهای مراجعه کننده خوب گوش دهد و چکیده و مسایل مهم آن را با عبارتهای خودش (و نه به عبارتهای مراجعه کننده ) و به شکلی دیگر به او بازگو نماید . با انجام این کار ، مراجعه کننده احساس می کند که حرفهایش شنیده شده و مورد توجه مشاور قرار گرفته و توسط وی درک شده است (و این کار به مراجعه کننده کمک می کند تا در کاوش خویش به پیش برود) و همچنین خود مراجعه کننده از گفته خود آگاهی بیشتری پیدا می نماید و حقیقتا اهمیت آنچه را گفته ، درک می کند ، علاوه بر اینکه مشاور هم اطمینان پیدا می کند که منظور مراجعه کننده را درست فهمیده است .

ز - انعکاس احساسات و زبان مشابه

انعکاس احساسات (۱۷۰) نیز از مهمترین مهارتهای مشاوره است ؛ زیرا مشاوره همراهی کردن با مراجعه کننده است که در حال شناسایی خویش می باشد . این همراهی به این است که مشاور ، خود را جای مراجعه کننده بگذارد و (به تعبیر استعاری ) با کنشهای او راه برود(۱۷۱) و این در صورتی است که آنچه را که مراجعه کننده احساس می کند بفهمد و برای او منعکس سازد .

این مهارت در عین شباهت با انعکاس محتوا ، با آن متفاوت است ، هردو بازگرداندن اطلاعات به دست آمده از مراجعه کننده به خود اوست ، ولی انعکاس محتوا با اطلاعات و افکاری سر و کار دارد که مراجعه کننده ، خود گفته است ، در حالی که انعکاس احساسات با هیجانها و احساسهای مراجعه کننده سرو کار دارد و به رفتارهایی از قبیل : سریع حرف زدن ، سرخ شدن چهره ، لکنت زبان ، آه کشیدن ، اصرار بر یک مطلب ؛ توجه می شود و مشاور ، درک خود را از این گونه احساسها و چگونگی رفتار و گفتار مراجعه کننده ، بازگو می کند .

انعکاس احساسات باید به گونه ای باشد که ارزشهای خود مشاور به صورت موافقت یا مخالفت در آن نباشد ، بلکه باید با همان اهمیتی که فرد اظهار داشته و با همان لحن و نحوه گفتار ، منعکس شود تا فرد ، حالات و عواطف خود را بدون کم و زیاد در آیینه انعکاس ببیند .

با انعکاس ، او به خوبی می فهمد که مورد درک و پذیرش مشاور قرار گرفته است . و واقعیتی را مشاهده می نماید که او را به تفکر و اندیشه بیشتر ، تشویق می کند ، حالت دفاعی او کاسته می شود و می تواند به ارزشیابی اعمال و رفتارش ، اقدام نماید . اومی فهمد که خودِ احساس و عمل او از عوامل ایجاد کننده مشکل به حساب می آیند . بنابراین ، با شناخت این امور ، خود به راه حل مناسب دست می یابد .

مشاور ، به منظور پیوند با مراجعه کننده و ایجاد احساس نزدیکی مراجعه کننده با وی ، می توانددر انعکاس روش ، استفاده از زبان مشابه را به کارگیرد .

مردم به شیوه های گوناگون فکر می کنند و تجربه به دست می آورند و از دنیای اطرافشان آگاه می شوند و افکار و احساسات خود را به آگاهی دیگران می رسانند . این شیوه ها عبارتند از شیوه دیداری ، شیوه شنیداری و شیوه احساسی .

اکثر مردم در اظهار افکار خود ، غالبا از یکی از این شیوه ها استفاده می کنند . البته برخی به هر سه شیوه تسلط دارند و به راحتی قادرند با هریک از آنها فکر کنند .

مشاور ، با توجه به جملات و کلماتی که مراجعه کننده می گوید ، می تواند نوع زبان مورد استفاده او را تشخیص دهد و همتا سازی نماید و هماهنگ با او کلماتی را به کار ببرد که برای او با معناتر باشد؛ مثلاً مراجعه کننده می گوید : متوجه شدم که از جلو من چیزهایی گذشتند ، آنها زیبا بودند و . . . (زبان دیداری ) .

مشاور ، هماهنگ با او می گوید : چشم انداز خوبی را در پیش رو دیدید .

و یا مراجعه کننده می گوید : من به حرف مادرم در موردآنچه درباره زنم می گفت ، گوش می دادم ، اما اخیرا متوجه شدم برخی از آنها نادرست بوده است (زبان شنیداری ) .

مشاورمی گوید : به نظر می رسد شما در مورد صحت گفته های مادرتان شک دارید .

و یا مراجعه کننده می گوید : از محبت او بسیار خوشحال شدم و احساس خوبی نسبت به او پیدا کردم (زبان احساسی ) . مشاور می گوید : احساس شما نسبت به او تغییر کرده است و حالا احساس خوبی دارید .

ح - خودداری از قضاوت عجولانه

مشاور باید از قضاوت عجولانه بپرهیزد و بعد از تشخیص علل مشکل ، مشورت کننده را آگاه سازد . ذکر علل نباید به صورت جزمی و قطعی باشد ، بلکه به صورت سؤ ال یا با جمله (احتمالاً چنین باشد) ، مطرح گردد .

ط - طبقه بندی احساسات

مشاور بعد از شناخت احساسات شخص ، آنها را طبقه بندی کند که دارای چه نوع احساساتی است ؛ مثلاً آیا دارای احساسات مفید از قبیل شادی ، امنیت ، عشق ، خوشبینی و . . . است ، یا دارای احساسات منفی از قبیل احساس گناه ، ترس ، رنجش ، افسردگی ، عداوت و . . . است ؟ و یا احساسات دوگانه دارد؛ در یک لحظه عشق و نفرت ، شادی و غم و امنیت و دلهره را با هم دارد .

ی - ارزشیابی موضوعات از نظر اخلاقی

هر موضوعی که مورد بحث قرار می گیرد به طور جداگانه از نظر اخلاقی ارزشیابی شود تا شخص ، با بصیرت به طرح نقشه ای برای زندگی آینده خود نایل آید .

ک - خلاصه گیری محتوا

مشاور ، در مقاطع مناسب از جلسه مشاوره از گفتار و مراحل گذشته مشاوره ، خلاصه گیری و نتیجه گیری به عمل آورد تا از گفته ها در مراحل بعدی به نحو احسن بهره برداری شود .

از مهارتهای لازم در مشاوره و راهنمایی ، خلاصه کردن مطالب گفته شده مراجعه کننده است که در بردارنده نکات اساسی و مهمی است که در مورد آنها صحبت شده است .

هدف از خلاصه کردن ، این است که مراجعه کننده از آنچه بیان کرده است ؛ تصویری واضح در قالبی سازمان یافته ، به دست آورد و با تصویر روشن از موقعیت خود به بازبینی مسیر طی شده بپردازد و موارد اشتباه را اصلاح کند و نواقص را تکمیل نماید .

خلاصه کردن محتوا در موارد زیر بکار می رود :

۱ - هنگامی که مشاور با یادآوری نکات مهم از جلسه قبل بخواهد شروع جلسه فعلی را تدارک ببیند .

۲ - وقتی که مطالب ارائه شده به وسیله مراجعه کننده ، مبهم و از شاخه به شاخه پریدن و اطاله کلام باشد .

۳ - آن هنگام که مراجعه کننده تقریبا تمام مسایل مهم درباره یک موضوع را مطرح کرده باشد و می خواهد موضوع جدیدی را بیان کند .

۴ - وقتی که برداشتن قدمهای بعدی ، مستلزم ارزیابی و توافق نسبت به مطالبی باشد که تاکنون گفته شده است .

۵ - هنگامی که مشاور بخواهد با جمع بندی مطالب گفته شده ، جلسه مشاور را پایان دهد و یا به مراجعه کننده ، تکلیفی برای جلسه بعدی بدهد . (۱۷۲)

ل - استفاده از تجارب دیگران

مشاور ، تصویری از زندگی مشکل دار خود یا فرد دیگر را به عنوان شخص ثالث ارائه دهد تا شخص از تجارب زندگی دیگران آگاهی پیدا کند و بهتر بیندیشد و راه حل مناسب را در مورد مشکل خود بیابد .

م - روش برخورد با عقاید و افکار نامعقول

از آنجا که هرکس حق دارد برای خود یک نظام فکری و عقیدتی داشته باشد و باور داشتن یا باور نداشتن هرچیز را خود برگزیند؛ مراجعه کننده هم برای خود این حق را قائل است که دارای عقاید ، افکار و باورهای خاصی باشد . و انتظار ندارد که مشاور با عقاید و باورهای او ، تند برخورد نماید و به تخطئه افکار او بپردازد .

مشاور ، با توجه به اینکه می داند بسیاری از عوارض و نتایج روانی عاطفی ، تابع افکار و سیستم عقیدتی شخص است و از باورها و عقاید غیرمنطقی وی منشاء می گیرد؛ در صدد برمی آید تا آگاهی مراجعه کننده را نسبت به آنچه اعتقاد دارد و یا آن را برگزیده است بالا ببرد و وی را متوجه سازد که برخی از باورها و عقاید ، بدون بصیرت و صرفا به تقلید از والدین و یا افراد دیگر به اشخاص منتقل می شود . هرفردی باید با استفاده بهینه از عقل خدادادی ، سعی نماید روی هر موضوعی که باور پیدا کرده ، بویژه موضوعات اعتقادی ، فکر کند و صحت و سقم آن را بررسی نماید و آنچه را عقل خود شخص ، با بصیرت کامل آن را حقّ تشخیص می دهد ، بپذیرد و به آن ، باور و اعتقاد پیدا کند .

فرد با استفاده غلط از عقل خود ، افکار موهومی را می پذیرد . عقایدی از قبیل اینکه ، فقط کسی با ارزش است که در همه جنبه های زندگی موفق باشد ، همه وی را دوست داشته باشند و او را احترام بگذارند . و اگر عدم موفقیتی در جنبه ای از زندگی پیش آید و یا کسی با او مخالفتی بنماید و یا مورد احترام قرار نگیرد ، خود شخص بی ارزش و بی اعتبار است و از شخصیت واقعی ، تهی می باشد .

و یا باور بر اینکه هر کار خلافی که شخص انجام دهد ، مستوجب سرزنش و تنبیه است و هیچ گاه ندامت ، صفح و نادیده گرفتن ، آن را شستشو نمی دهد و یا اعتقاد بر اینکه هر امری که بر طبق مراد شخص پیش نرود فاجعه است و یا اینکه سرنوشت ما با اتفاقات و حوادث رقم زده می شود و ما خود توانایی تغییر یا کنترل آن را نداریم و . . . این گونه باورها و عقاید غیرمنطقی ، جایگزین عقاید و افکار صحیح و منطقی می شوند و شخص را تحت تاءثیر قرار می دهند و باعث می گردند فرد از واقعیت دور بماند و حوادث را با همان عقاید باطل و افکار غیرمعقول تفسیر و تحلیل کند . و چه بسا به هنگام اتفاق حادثه ای کوچک ، آن را ناگوار و وحشتناک و چیزی که نمی بایست اتفاق می افتاد ارزیابی می نماید و به این صورت ، خشم ، بی ارزشی ، احساس گناه و اضطراب او را فرامی گیرد و با فکر غیرمنطقی مبنی بر اینکه خود و دیگران از مقابله با آن حادثه وحشتناک ناتوانند ، احساسات نامناسبی مانند تنفر از خود ، یاءس از دیگران پیدا می کند و لذت زندگی را از دست می دهد .

مشاور ، به کشف افکار و عقاید غیرمنطقی مراجعه کننده می پردازد و سعی می کند به صورت منطقی ، افکار غیر معتبر و نادرست ، تصحیح شود تا عوارض روانی عاطفی در فرد از بین برود .

مشاور ، برای مواجهه با باورهای نامعقول ، اوّلاً : می کوشد تا با شیوه ای معقول و به دور از هرگونه پرخاشگری و تهدید ، همه ناهمخوانیهای گفتاری و رفتاری مراجعه کننده و نادرستی افکار ، عقاید ، هدفها و رفتارهای غلطش را مشخص نماید و وی را با منطق شخصی خودش که برای مورد قبول واقع شدن رفتارش در ذهن خویشتن به کار می گیرد ، رو به رو سازد و رفتارهایش را با اندیشه های معقول خود او مقایسه نماید .

ثانیا : با ذکر تفسیرها و تحلیلهای گوناگون از واقعیت و آنچه اتفاق افتاده است ، به مراجعه کننده آموزش دهد که افکارش را تفسیری از واقعیت بداند و نه خود واقعیت ، بنابراین ، می تواند درست نباشد .

ثالثا : برای اینکه بتواند تفسیر غلط مراجعه کننده را تغییر دهد و یا میزان باور وی را به آن کاهش دهد ، لازم است که مراجعه کننده اطلاعاتی را کسب کند و یا آزمایشی را انجام دهد؛ مثلاً دانش آموزی که از سؤ ال کردن در کلاس ، ترس دارد و تصور می کند که به او خواهند خندید و یا نخواهد توانست سؤ ال خود را در کلاس مطرح کند؛ می تواند توجه کند به کسانی که در کلاس ، سؤ الهایی را مطرح می کنند و با اینکه در بین این سؤ الها ، سؤ الهای ساده ای هم پرسیده می شود ولی هیچ کس عکس العمل نامناسبی نشان نمی دهد ، افراد به او نمی خندند و مسخره اش نمی کنند . علاوه ، می تواند خود را آزمایش کند و یک سؤ ال بکند و بفهمد که می تواند موفق بشود .

بنابراین ، با جمع آوری اطلاعات از دیگران و آزمایش عملیِ خود ، آن تصور و فکر نامعقول از ذهنش می رود . و در مورد بسیاری از افکار نامعقول که فرد به صورت برچسبهایی حاکی از حقارت خود ، بیان می کند مانند اینکه می گوید : ناتوانم ، می ترسم ، احساس گناه می کنم ، تنبلم و . . . ، مشاور می تواند نادرستی این نوع تفسیر از خود را با این روش از بین ببرد که از وی بخواهد هریک از این برچسبها را دقیقا تعریف کند و مصداقها را نشان دهد . نتیجه ای که اغلب حاصل است این است که خود فرد می فهمد که بسیاری از این برچسبها را به غلط در مورد خودش به کار می برد و نامعقول بودن آنها برایش روشن می شود و جای خود را به تصور معقول از خودش ، خواهد داد .

رابعا : مشاور ، مراجعه کننده را با هدفها و انگیزه های خصوصی و شخصی و احساسهایش مواجه می سازد و سعی می کند تا آنچه در این خصوص پنهان نگهداشته می شود ، آشکار گردد . پرده برداشتن از انگیزش نهانی مربوط به رفتار مراجعه کننده ، یک موقعیت گرایشی - اجتنابی را ایجاب می کند . یعنی هم او را به انگیزه های واقعی تر رهنمون می سازد و هم سبب می شود از انگیزه نادرستش فاصله بگیرد و به تدریج از آن دست بردارد . با این شیوه نیازهای کاذب مراجعه کننده ، شناسایی می شود و غیرواقعی بودن آنها برای او آشکار می گردد .

خامسا : از طریق نقل گفتار و تاریخ بزرگان و با استفاده از شیوه ذهنی و عقلی ، فرد را موعظه کند و او را امیدوار سازد و از نگرانی و ترس او نسبت به عواقب کارش بکاهد تا او با آرامش و اطمینان بیندیشد و تصمیم منطقی بگیرد و به کارهای مناسب و لازم ، اقدام نماید .

سادسا : وی را با عقاید و بینشهای نادرستش مواجه سازد و برای پی بردن او به آنها و روشن ساختن نظرات و عقاید غیر معقولش ، زمینه چینی نماید و به وی آگاهی دهد که علت اصلی ناراحتیهای فعلی ، عقاید شخصی خود اوست . و آشفتگی و اضطراب او به دلیل عقاید موهومش می باشد ، بنابراین ، باید همکاری نماید و افکارش را دوباره سازی کند و به صورت افکار منطقی و صحیح ، درآورد .

مشاور ، با مقایسه ای بین افکار نامعقول و معقول و مشخص کردن آثار آنها می تواند مراجعه کننده را از عواقب عقاید نامعقولش آگاه سازد و به تغییر نظر خویش تشویق نماید .

در زیر ، نمونه هایی از باورهای معقول و نامعقول ، با هم مقایسه می شود :

باورهای نامعقول

الف - من نمی بایست اشتباه می کردم .

ب - مردم باید طبق انتظارات من عمل کنند .

ج - هیچ کس نباید کار خلاف و اشتباه انجام دهد .

د - شادکامی من به آن است که دیگران نگرشی خوب نسبت به من داشته باشند .

ه - زندگی باید همیشه عادلانه باشد .

و - من نباید به هیچ وجه عصبانی شوم .

ز - ناراحتی من از قضاوت نادرست مردم نسبت به خودم است .

باورهای معقول

الف - من سعی می کنم اشتباه نکنم ولی ممکن است برای انسان اشتباه رخ دهد .

ب - هرکس برای خود نظری دارد و ممکن است مطابق با انتظارات من نتواند رفتار کند .

ج - از آنجا که هیچ کس کامل نیست ، معقول آن است که بپذیرم دیگران هم ممکن است خلاف و یا اشتباه کنند .

د - گرچه سعی دارم دیگران نسبت به من نگرش خوبی داشته باشند ولی شادکامی من به خودم بستگی دارد .

ه - گاه می شود که زندگی عادلانه نیست گرچه زندگی عادلانه مطلوب و ایده آل است .

و - عصبانی شدن در بعضی اوقات نه تنها بد نیست بلکه خوب است .

ز - این غیرقابل انکار است که گاهی دیگران در مورد من و شما بد قضاوت می کنند ولی با توجه به اینکه می دانیم کارمان درست است ، آن قضاوت رامهم نمی انگاریم .

از شیوه های برخورد با باورهای نامعقول فرد ، این است که مزایا و زیانهای باورهایش با هم مقایسه شود؛ مثلاً کسی که باورش این استکه همه باید او را دوست داشته باشند و اگر نه بی ارزش خواهد بود ، در مقایسه مزایا و زیانهای اعتقادش ، به تعدیل خواهد رسید .

این باور باعث می شود که :

۱ - فرد رفتار خوبی با دیگران داشته باشدو دیگران هم نسبت به او نظر خوبی داشته باشند و بدین صورت ، دوستان زیادی پیدا می کند .

۲ - فرد سعی می کند نسبت به دیگران محتاطانه عمل کند و با دقت در انجام کار به طور صحیح تلاش می نماید .

۱ - این باور باعث می شود شخص دایما سعی داشته باشد مطابق میل دیگران عمل کند تا آنان را راضی نگهدارد .

۲ - به انجام کارهایی که واقعا به آنها مایل نیست اقدام نماید .

۳ - عدم ابراز عقیده در صورتی که دیگری ناراحت بشود ، اثر دیگر این باور است .

۴ - نسبت به انجام کارها تردید و دلهره دارد؛ زیرا نمی تواند حدس بزند که موجب ناراحتی دیگری می شود یا نه .

۵ - از کار با کسانی که وی را دوست ندارند دوری می گزیند .

۶ - بداخلاقی و رفتارهای عصبی دیگران راناشی از نوع برخورد خود تلقی می کند .

۷به جای مقابله بادشمنیهای دیگران به تحقیر خود می پردازد و خود را بی ارزش می داند .

۸ - پیوسته نگران است که دیگران درباره من چگونه می اندیشند ؟

۹ - قادر نیست آنچه را که فکر می کند درست نیست آن را بیان کند؛ زیرا احتمال می دهد سبب رابطه دوستانه اش با دیگران بشود .

۱۰ - در هنگام کار در پیش دیگران ، اضطراب او را فرا می گیرد؛ زیرا نمی داند مورد پسند دیگران قرار می گیرد یا نه و در نتیجه از کار هم لذت نمی برد

ن - روش عدم منع صریح

مشاور ، حتی الامکان ، مراجعه کننده را به صورت صریح و بدون آگاهیها و تمهیدات لازم ، از چیزی منع نکند؛ زیرا مراجعه کننده به مصداق (الانسان حریص علی ما منع ) ، هرقدر بیشتر او را از چیزی منع کنند ، بیشتر مقاومت می کند . منع مراجعه کننده از رفتار وسوسه آمیزش ، او را در همان رفتار وسوسه اش مقاوم تر می سازد؛ زیرا چنین فردی به طور ناخوشایند ، احساساتش برانگیخته شده و از نظر هیجانی درمانده است و در سردرگمی و اضطراب به سر می برد و موانعی (۱۷۳) را می بیند که قادر به گرفتن تصمیم یا اجرای اقدامی نیست و امیدی به تغییر موقعیت زندگی خویش ندارد . آگاهی دادن به مراجعه کننده برای کشف موانع تغییر موقعیت خود و کمک به او بر ایجاد اعتماد به نفس و تکیه بر تواناییهای شخصی ، وی را قادر می سازد تا با موانع برخورد منطقی کند و بر تغییر رفتار وسوسه های غیرمعقول ، اقدام نماید .

س - اطلاع رسانی مفید

مشاور به دادن اطلاعات لازم و مفید اقدام کند؛ مشروط بر آنکه اطلاعات ، در یافتن راه حل و تصمیم مناسبِ مورد نیاز فرد باشد؛ مانند مشاوره تحصیلی و شغلی که دادن اطلاعات ، شخص را در انتخاب رشته تحصیلی و برگزیدن شغل مناسب و نظایر آن ، یاری می نماید .

ع - تشویق به اندیشیدن

فرد به تفکر و اندیشیدن تشویق شود و درباره اینکه در چه چیزی و چگونه بیندیشد و چه شرایطی را در نظر بگیرد ، راهنمایی گردد تا به رهبری خود ، راه حلهای احتمالی را دریابد . علی (علیه السّلام ) می فرماید : (الفکر فی غیرالحکمة هوس )(۱۷۴)؛ (در غیر حکمت ، اندیشیدن هوا و هوس است ) .

و نیز فرموده است : (التفکر فی آلاء اللّه نعم العبادة )(۱۷۵)؛ (فکر در نعمتهای خدا ، خوب عبادتی است ) .

فرد با تفکر ، به رشد فکری و عقلی می رسد . امام امیرالمؤ منین علی (علیه السّلام ) در این باره فرمود : (الفکر یهدی الی الرشد)(۱۷۶)؛ (اندیشیدن ، فرد را به رشد فکری و راه درست هدایت می کند) .

ونیزفرموده است : (الفکریفیدالحکمة )؛(۱۷۷) (اندیشیدن درست ، مفید حکمت است ) .

فکر باعث می شود فرد درباره امور ، بصیرت یابد و عقلش او را به گونه ای تدبیر کند که رفتارهای انحرافی و نابهنجار را کنار گذارد و به انجام رفتارهای نیک کشانده شود .

امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) می فرماید : (تفکرک یفیدک الاستبصار ویکسبک الاعتبار)؛(۱۷۸) (اندیشیدن ، تو را به بصیرت و درک صحیح می کشاند و اعتبار و ارزش را برای تو به ارمغان می آورد) . همان طور که حضرتش می فرماید : (الفکر فی الخیر یدعوا الی العمل به ) . (۱۷۹) (اندیشیدن در کار خیر ، انسان را به انجام آن دعوت می کند) .

و همو نیز می فرماید : (الفکر یوجب الاعتبار ویؤ من العثار)(۱۸۰)؛ (فکر موجب اعتبار اندیشه و ایمنی از لغزشها و رفتارهای نابهنجار می گردد) .

ف - امیدوار نمودن مراجعه کننده

در ضمن بحث ، مشاور ، پیشرفت در مشاوره را نشان دهد تا شخص امیدوارتر گردد .

ص - یادداشت رؤوس مطالب و خصوصیات

درمشاوره ، ضبط و یادداشت رؤ وس مطالب وخصوصیات فرد مراجعه کننده و تشکیل پرونده لازم است . البته یادداشت مطالب بهتر است بعد از هر جلسه مشاوره انجام شودتابه روحیه فرد و ادامه مشاوره ، لطمه ای واردنگردد .

غ - تعیین تکلیف مناسب

مشاور ، برای فاصله زمانی تاجلسه آینده مشاوره ، تکلیف مناسب با موضوع را با توجه به توانایی فرد و نحوه انجام تکلیف ، به طور دقیق ، تعیین می نماید .

مرحله پایان

جلسه مشاوره هنگامی پایان می یابد که علل مشکل ، کشف شده و فرد در رسیدن به اهداف مشاوره به موفقیتهایی نایل گردیده ؛ توانایی لازم را برای حل مشکل به دست آورده باشد .

در این صورت ، با اشاره به پایان وقت جلسه مشاوره و خلاصه گیری و اعلام نتیجه و تشویق به عمل و تکلیف محوّل شده ، بدون طرح موضوع جدید و در صورت لزوم تعیین وقت برای جلسه آینده ، مشاوره را به پایان می رسانند . و از آنجا که مشاور ، در یک چهارچوب زمانی محدود ، عمل می کند و می داند که برای جلسه مشاوره ، محدودیت زمانی وجود دارد ، لازم است برای ختم جلسه تدارک ببیند ، این تدارک باید حدود پانزده دقیقه قبل از پایان جلسه آغاز شود؛ مثلاً به این صورت که مشاور بگوید : به نظر می رسد که باید جلسه را در حدود پانزده دقیقه دیگر خاتمه دهیم ، با اعلام پایان جلسه ، به مراجعه کننده فرصتی داده می شود تا به مسایل ناتمامی که لازم است قبل از پایان جلسه تکمیل شود ، بپردازد و مشاور هم در این فرصت می تواند به خلاصه گیری از آنچه مراجعه کننده در طول جلسه مشاوره گفته است ، بپردازد .

همچنین ضرورت جلسه یا جلسات بعدی یا تاریخ آنها را بیان کند؛ مثل اینکه بگوید : هنوز مشکلاتی برای شما وجود دارد که لازم است حل شود و احتمالاً چندین جلسه دیگر ضرورت دارد . شما اگر می توانید در هفته بعد در همین ساعت نیز برای ادامه مشاوره تشریف بیاورید .

در جلسه پایانی باید به مساءله وابستگی مشاور و مراجعه کننده توجه بشود؛ زیرا در جریان مشاوره مداوم ، به آسانی و احیانا به طور اجتناب ناپذیری وابستگی ایجاد می شود ، مراجعه کننده ، مشاور را دوست صمیمی خود دانسته است و چه بسا مشاوره برایش وابستگی ایجاد کرده است ، باید به تدریج این وابستگی رفع شود و در شرایطی شاید لازم باشد به عنوان جلسه پیگیری با فاصله های دور مانند دو ماه ، سه ماه یکبار و . . . قرار ملاقات گذارده شود تا اندیشه استقلالی ، به تدریج در مراجعه کننده ایجاد گردد و از وابستگی رهانیده شود .

در جلسه پایانی ، نباید دیگر از مراجعه کننده سؤ ال شود و از احساسات و محتوای گفته وی انعکاس انجام شود؛ زیرا این سه کار باعث ادامه جلسه مشاوره می شود .

روشها و فنون دیگر

توضیح

تاکنون برخی از روشهایی را که در حل مسایل و مشکلات ، می تواند مفید و مؤ ثر افتد ، ذکر کردیم ، اینک مسایل و مشکلات خاصی را مطرح نموده و روشهای مفید و مؤ ثر در حل آنها را بیان می کنیم .

روش تقویت اراده

بسیاری از اختلالهای روانی ، از ضعف اراده ناشی می شود و تعداد زیادی از افراد که دچار مشکل روانی می شوند ، به این دلیل است که از اراده قوی برخوردار نیستند . مشاور ، از طریق نشانه های زیر می تواند (ضعف اراده ) را در مراجعه کننده تشخیص دهد :

الف - فرد ، کارها را به تاءخیر می اندازد .

ب - فکرش با عملش هماهنگ نیست .

ج - زیاد تاءثیرپذیر است و بیش از حد ، انعطاف از خود نشان می دهد .

د - کم صبر است و بردباری ندارد و زود عصبانی می شود .

ه - بجا و به موقع تصمیم نمی گیرد و در کارها دو دل و متزلزل است .

و - در کارها افراط و یا تفریط دارد و متعادل عمل نمی کند .

ز - از متانت در عمل و آرامش در حالت و وقار گفتار ، برخوردار نیست .

مشاور ، باید سعی کند ضعف اراده را در فرد از بین ببرد و به تقویت نفس وی بپردازد و قدرت نفسانی در او پدید آورد تا بتواند بر خواسته های غیرمعقول و هوای نفس خویش ، فایق آید . علی (علیه السّلام ) فرمود : (اِذا کَثُرَتِ الْمَقْدُرَةُ قَلَّتِ الشَّهْوَةُ)(۱۸۱)؛ (هنگامی که نفس توانمند و قوی شود ، هواهای نفسانی در وی کم می شود) . روشن است که فرد با غلبه بر شهوت و هواهای نفسانی زمینه روانی در او به وجود می آید تا به دستورالعملهایی که برایش معین می شود عمل کند و بدینوسیله زمینه حل مشکل برایش فراهم می گردد .

مشاور ، می تواند از عوامل زیر در تقویت اراده مراجعه کننده استفاده کند :

۱ - ازدیاد علم و آگاهی از موضوعات مورد عمل و از نتایج و آثار مفید آن .

۲ - ایجاد شوق و علاقه به شیئی ، یا موضوع و یا کار مورد نظر .

۳ - تمرین بر تمرکز در موضوع واحد (مورد نظر) و پرهیز از اشتغالات ذهنی متعدد .

۴ - تمرین تدریجی بر تصمیمها از ساده به مشکل .

۵ - فراهم آوردن زمینه تشخیص کارهای اهم از مهم و تقدیم آنها .

۶ - برنامه ریزی منظم برای فعالیت و عمل در اوقات خاص .

۷ - توجه دادن به الگوها و اسوه ها و تصمیم گیریهای آنها و مراقبت عملی تا در بین عمل ، تزلزل بر او عارض نشود .

روش درمان کمرویی

(کمرویی ) نیز از مشکلاتی است که افراد متعددی بویژه کودکان و نوجوانان با آن روبرو هستند و به عوارض فردی و اجتماعی آن دچار می شوند .

عوارض فردی کمرویی ، عوارضی است از قبیل اینکه : به هنگام عمل ، ضربان قلبش بیشتر می شود ، رنگش تغییر می کند ، دهانش خشک می گردد ، صدایش عوض می شود ، لکنت زبان پیدا می کند ، بدنش به لرزه می افتد ، به چیزی که در دست دارد بازی می کند و یا بدنش را می خاراند ، گریه سر می دهد و . . .

عوارض اجتماعی کمرویی نیز عبارتند از اینکه : فرد ، گوشه گیر می شود ، دعوت دیگران را برای ارتباط و فعالیت نمی پذیرد ، از بیان حق و دفاع از آن و از امر به معروف و نهی از منکر ، دوری می گزیند ، سؤ ال نمی کند و در بحثهای علمی شرکت نمی کند و در نتیجه پیشرفت علمی برایش حاصل نمی شود ، در روابط خانوادگی و اجتماعی ، دچار مشکل می شود و از کسب روزی باز می ماند و . . .

کمرویی ممکن است جنبه ارثی داشته باشد ، ولی عوامل دیگری در ایجاد و یا تقویت آن بسیار مؤ ثر است . این عوامل عبارتند از : عدم پرورش روحیه اجتماعی در دوران کودکی ، فراهم نبودن زمینه اظهار وجود برای کودک و نوجوان در محیط خانواده ، مدرسه و اجتماع ، ناآگاهی از توانمندیهای خود ، مراقبتهای بیش از حدّ والدین که سبب می شود اعتماد به نفس در کودک و نوجوان رشد نکند و متکی به غیر پرورش یابد ، ترس و دلهره از عدم موفقیت در گفتار و رفتار ، دوستی با افراد ضعیف و کمرو ، انتقاد بی جا و اعتراض بی مورد به فرد ، احساس گناه ، احساس زشت رویی ، نقص عضو و به طور کلی احساس حقارت عدم آگاهی فرد از مرز حیا و پررویی و . . .

برای درمان کمرویی ، با توجه به عوامل آن ، مشاور ، باید به اعمال روشهای زیر بپردازد :

اولاً : به اطرافیان توصیه نماید تا از روشهای منفی مانند : مسخره کردن ، لحن تند ، مقایسه با دیگر افراد و به رخ کشیدن دیگران ، حرف زدن و کار کردن به جای او ، اجبار و تهدید و محروم کردن ؛ پرهیز شود؛ زیرا نه تنها این روشها ، کمرویی را درمان نمی کند بلکه مشکلات کمرو را افزایش می دهد .

ثانیا : فرد را با توانمندیهایش ، از طریق ذکر مواردی که بدون کمرویی اقدام کرده است ، آشنا سازد و در پرورش اعتماد به نفس در وی ، کوشش شود .

ثالثا : زمینه حرف زدن و فعالیت جمعی ، برایش فراهم گردد و به مباحثه با دیگران ، اجرای مراسم دسته جمعی ، نوشتن مقاله و ارائه آن و به اموری از این قبیل تشویق شود .

رابعا : در محیط زندگی و موقعیت فعالیتی انسان کمرو ، تغییر ایجاد شود تا موانع ، بروز ننمایند .

خامسا : فرد را از مرز حیا و پررویی آگاه سازد و مصادیقی از اعمال را که شخص کمرو تصور می کند پررویی است ، از بزرگان برایش نقل شود و با ذکر رفتارهای اسوه های دین ، فرد را به تعادل در رفتار سوق دهد .

سادسا : عوارض منفی کمرویی برایش تبیین شود و توجه داده شود که چه بسا کمرویی ، شخص را از انجام مسؤ ولیتها و وظایف شرعیش باز می دارد؛ مانند آنچه در روایات آمده است که مبادا کمرویی باعث شود تا فرزند نسبت به بوسیدن دست والدین ، بلند شدن جلوی پای آنان به احترام ، کوتاهی کند و یا به این دلیل به زیارت مؤ منان نرود و یا به مهمان کم خدمتی کند . و یا بدلیل کم بودن چیزی به دیگری هدیه نشود . امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) می فرماید : (ثلاث لایستحیا منهن خدمة الرجل ضیفه ، وقیامه عن مجلسه لابیه ومعلّمه . . . )(۱۸۲) (سه چیز است که نباید گذاشت کمرویی مانع آنها شود یکی خدمت به میهمان ، دوم برخاستن به مناسبت ورود پدر و سوم برخاستن از جایگاه خود به احترام معلّمش ) .

و نیز آن حضرت فرمود : (لا تستحیی من اعطاء القلیل فان الحرمان اقل منه )(۱۸۳)؛ (حیا نکن از دادن هدیه کم ، زیرا که محروم بودن از این کار نیک از آن کم ، بدتر است ) .

روش برخورد با پرخاشگری

افراد زیادی وجود دارند که بدون عامل آشکاری ، زود عصبانی می شوند و در برابر دیگری ، به ستیزه جویی ، مجادله ، عتاب و تندی ، توپ و تشر ، تهدید و جنگ لفظی و گاه اعمال خشونت آمیز ، اقدام می کنند این حالت و رفتار را (پرخاشگری ) می نامند .

پرخاشگری ، اختلال روانی و رفتاری است که باید درمان شود و فرد پرخاشگر ، تحت کنترل و نظارت قرار گیرد؛ زیرا اختلالهای روانی بسیاری را باعث می شود و سرکشیها و رفتار خشونت آمیز در وی به تدریج ، رو به فزونی می گذارد و زندگی اجتماعی او را با مشکل جدی رو به رو می سازد و سبب می گردد به بسیاری از رفتارهای نابهنجار دیگر کشیده شود .

پرخاشگری ، امری ذاتی و صرفا ارثی نیست که هر فردی با خود داشته باشد و گریزی از آن نباشد . آنچه در انسان به صورت طبیعی وجود دارد ، گرایش به خشم و دفاع است که برای انسان و زندگی اجتماعیش ، ضرورت دارد و امر ناپسند و تنفرآمیز محسوب نمی شود ، ولی پرخاشگری حالت افراط خشم و رفتارهای خشونت آمیزی است که تنها ضرورت زندگی نیست بلکه نامعقول است و مردم از آن متنفر می باشند .

بنابراین ، پرخاشگری و حالت هیجانی افراطی در فرد ، امری اکتسابی است که می توان از آن پیشگیری کرد و یا آن را درمان نمود .

مشاور ، برای حل مشکل پرخاشگری و پیشگیری از رفتارهای پرخاشگرانه مراجعه کننده ، به امور زیر می پردازد :

۱ - عوامل پرخاشگری را از قبیل : ناکامیها ، بدآموزیها ، موضعگیریهای نادرست ، سختگیریها و سهل گیریهای نابجا ، تهدیدها و تنبیه ها و . . . ، شناسایی کند و به فرد پرخاشگر ، کمک نماید تا این عوامل و عوارض آنها از وجود وی زدوده شود .

۲ - زمینه ای فراهم سازد تا از عوامل تشدید کننده پرخاشگری در فرد ، جلوگیری شود . عوامل تشدید کننده پرخاشگری ، اموری از قبیل امور زیرند :

تحمیل مشکلات ، سختگیری در اجرای قوانین بدون هرگونه انعطاف ، استهزا و به بازی گرفتن عواطف و احساسات ، محروم ساختن فرد از چیزی که محبوبش می باشد ، ایجاد مانع در سر راه وی برای وصول به هدف ، بالا بردن توقع و انتظار ، با وعده های بی حساب و عمل نکردن به آنها ، درگیریهای خانوادگی و . . .

۳ - در محیط زندگی و موقعیت اجتماعی (در صورت امکان ) وی تغییر ایجاد کند؛ زیرا انس به محیط پرخاشگری ، در ازدیاد رفتارهای پرخاشگرانه بسیار مؤ ثر است .

تحقیقات نشان داده است که پرخاشگری در موارد زیر ، افزایش می یابد :

الف - آنانی که مدیر لایقی برای خود نیستند و بر اعصاب خویش تسلط ندارند .

ب - افرادی که محیط خانه و کارشان ، محل درگیریهاست .

ج - در کسانی که فشارهای طولانی بر آنان وارد می شود .

د - در آنانی که در وسوسه ها و بدبینیها زندگی می کنند و . . .

۴ - از رفتارهای تقویت کننده رابطه عاطفی استفاده نماید؛ مثلاً با وی ابراز همدردی و همدلی کند و امید را در او زنده نماید .

۵ - فرد ، به صورت منطقی توجیه شود و واقعیتهای زندگی که احیانا با ناکامیها و سختیها همراه است ، به صورت معقول برایش تبیین گردد تا تدبیر و تصمیم عاقلانه را در رفع مشکلات در او زنده نماید .

۶ - به رفتار لیّن و پرهیز از رفتار پرخاشگرانه هدایت گردد و به منظور تقویت رفتارهای متعادل و آرام ، از وی تشویق به عمل آید .

۷ - به اطرافیان فرد پرخاشگر تاءکید شود که به هنگام پرخاشگری وی ، عصبانی نشوند ، سر او داد نزنند و به هیچ وجه به تنبیه بدنی متوسل نشوند ، بلکه وی را با حقوق افراد آشنا سازند ، به وی احترام بگذارند و عزّت نفس را در او پدید آورند . و زشتی رفتارهای پرخاشگرانه را برایش روشن نمایند ونقش انسانی و برخورد اخلاقی را در وی تقویت کنند .

۸ - زمینه محرومیت زدایی فراهم گردد تا فرد ، حتی الامکان ، بتواند به خواسته های معقولش دست یابد .

۹ - مشاور ، با کمک والدین ، مؤ سسات خیریّه و یا دولت ، امکانات تفریح ، بازی و سرگرمیهای سالم را فراهم سازند و وی را به این نوع امور ، مشغول سازند تا نشاط روحی برایش ایجاد شود و آرامش وجودش را فرا گیرد و از رفتارهای پرخاشگرانه پرهیز کند .

پرورش اعتماد به نفس

از مهمترین حالات عاطفی که دارای نقش فوق العاده ای در رشد شخصیت و حیات انسانی است ، (اعتماد به نفس ) می باشد .

کودکی که از اعتماد به نفس برخوردار است ، خود را دوست دارد ، و هستی خویش را با ارزش تلقی می کند و در سخن گفتن ، آرام و متین و بر خویشتن مسلط است و هیچ دلهره و اضطراب ندارد . و بیش از آنکه از دیگران متوقع باشد از خود توقع دارد و خود جوش و فعال ، کار خویش را خود انجام می دهد . امام امیرالمؤ منین (علیه السّلام ) می فرماید : (من شَرُفَت نفسه کَثُرت عواطفه ) . (۱۸۴)

(کسی که از شرافت و اعتماد به نفس برخوردار باشد ، عواطف انسانی او زیاد خواهد بود) .

اما کودکی که از اعتماد به نفس برخوردار نیست ، به دیگران متکی می شود و برای جلب نظر دیگران ، خود را به نحوی مورد پسند آنان قرار می دهد ، احساس حقارت در او پدید می آید و به بیماریهای روانی و عصبی دچار می گردد . چنین فردی ، استقلال راءی پیدا نمی کند ، از مورد سؤ ال قرار گرفتن پرهیز دارد و گاه گریزان از شخصیت واقعی ، برای خود شخصیت دروغین می سازد و خودستا می گردد و سعی می نماید نقاط ضعف خود را بپوشاند . وی از فعالیت و جنب و جوش ، بیزار است . شوخی می کند ولی تحمّل شوخی دیگران را ندارد؛ خود را تنها احساس می کند و . . .

عوامل عدم اعتماد به نفس

عوامل زیادی باعث عدم اعتماد به نفس می شود ، در زیر ، مهمترین آنها فهرست می شود :

۱ - شکستهای پی در پی .

۲ - اظهار بدبینی نسبت به فرد .

۳ - رنج و سختی مستمر و طولانی .

۴ - توجه زیاد به نقایص بدنی و احساس زشتی .

۵ - عدم توجه به نقاط قوّت خود .

۶ - به رخ کشیدن ضعفها و عیوب فرد .

۷ - استبداد والدین و تحمیل نظرات خود بر فرزند .

۸ - مراقبت شدید والدین از کودک به گونه ای که او را ناز پرورده و وابسته می سازد .

۹ - مقایسه کودک با فرد دیگری و امتیاز دادن به دیگری ، بدون اینکه امتیازات او مطرح شود .

۱۰ - بی مهری ، بی محبتی و بی اعتنایی نسبت به کودک به هنگام ابراز وجود و فعالیتهای شایسته .

لازم به توجه است که عواملی از قبیل : نگرانی و اضطراب ، تحمل مدیریتهای سلطه ای ، دیدن ترحّم زیاد از دیگران ، واگذار کردن کارهای شخصی به دیگران ، مواجه شدن با امور خلاف انتظار و . . . بی اعتمادی را در شخص تشدید می کند و درمان را مشکل تر می سازد .

روشهای پرورش اعتماد به نفس

روشهای زیادی موجب می شود تا شخص اعتماد به نفس پیدا کند و یا آن را در خود تقویت نماید . به مهمترین آنها اشاره می شود :

۱ - توسعه آگاهی فرد نسبت به خود و نقاط قوتش .

۲ - پرورش عزّت نفس و تقویت روح ارزشمندی .

۳ - شرکت دادن فرد در فعالیتها و مدیریتها تا تسلط و کنترل برخود را تمرین و تجربه نماید .

۴ - تقویت اراده و ایجاد جراءت و تصمیم در مورد کارهای معقول و مورد نظر .

۵ - ایجاد عادات نیکو در فرد ، مانند عادت به گشاده رویی و نشاط روانی و آرامش و سکون در برخورد که باعث برانگیختن تحسین دیگران از شخص می شود امام صادق (علیه السّلام ) فرمود : (ثلاثة تدل علی کرم المرء : حسن الخلق وکظم الغیظ وغض الطَّرف )(۱۸۵)؛ (سه چیز به کرامت و اعتماد به نفس می انجامد ، اخلاق نیکو ، فرو بردن خشم و چشم پوشی ) . و از عادات نیکو است : عدم انتظار کار شخصی از دیگران ، نظم و انظباط در فعالیتها و برنامه ریزی مناسب ، عادت به تحمل دشواریها ، خوش بینی و امیدوار بودن نسبت به آینده و . . .

۶ - جلوگیری فرد از عجله و شتاب در کارها و وقوع در اشتباه و از کارهایی که باعث خجالت و شرمساری است و پرهیز دادن فرد از زیاده گویی ، نفاق ودورویی ، شکوه وشکایت بی جااززندگی ومنع وی ازتردیدهاووسوسه ها .

۷ - محبت متعادل به کودک و نوجوان و پرهیز از بی اعتنایی نسبت به او .

۸ - استفاده از غرور کودک و نوجوان در ایجاد اعتماد به نفس .

۹ - آموزش و پرورش اعتماد به نفس از طریق عملی توسط والدین ، معلم و مشاور؛ زیرا آنان در این زمینه نیز ، می توانند اُسوه باشند . منظور این است که والدین و دیگران که با کودک و نوجوان در ارتباطند ، خود ، اعتماد به نفس داشته باشند و آن را در عمل نشان دهند که این موجب اعتماد به نفس درکودک و نوجوان می باشد . امام صادق (علیه السّلام ) می فرماید : (کونوا دعاة للناس بغیر السنتکم ، لیروا منکم الورع و الاجتهاد و الصلاة و الخیرفان ذلک داعیة )(۱۸۶) .

(مردم را در عمل به کارهای خوب و ایجاد صفات نیک دعوت کنید تا تقوا ، کوشش و فعالیت بر اساس اعتماد به نفس ، نماز و کارهای خوب را از شما ببینند . زیرا این عمل است که صفات خوب و توانمندیها را در افراد سبب می شود) .

۱۰ - توصیه به والدین مبنی بر عدم مداخله زیاد در کارهای کودکان و نوجوانان .

۱۱ - سفارش به والدین مبنی بر عدم تحقیر فرزند و اینکه شکستها را به رخ آنان نکشند .

۱۲ - آماده کردن امکانات برای رشد استعدادها و موفقیت در کارها و حمایت از کودک و نوجوان به هنگام شکست و ناکامی و امیدوار ساختن او نسبت به فعالیتهای بعدی و موفق بودن در آنها .

روش درمان افسردگی

(افسردگی ) ، حالت آشفتگی روانی نسبتا طولانی است که بر کیفیت خُلق و خوی شخص ، تاءثیر منفی می گذارد و نحوه ادراک او را از خویش ، محیط و دیگران ، دگرگون می سازد و در رفتار عادیش ، اختلال ایجاد می کند و به طور کلی به کاهش قابلیّتها و توانمندیهای فرد ، منجر می شود .

انسان افسرده ، دارای علایمی به شرح زیر است :

از نظر شخصی ، دارای احساس خستگی مستمر ، ناتوانی ، بی اشتهایی ، ناراحتیهای جسمانی بدون علت معلوم ، اختلال در خواب (بی نظمی در خواب ، پریدن از خواب بدون علت و . . . ) کاهش میل جنسی ، غمگینی ، دلسردی به کار ، کسالت ، سستی در اراده ، کمرویی ، بی قراری ، احساس عدم عزت و سرزنش و تحقیر خویش ، عدم اعتماد به نفس ، زود رنجی ، عدم درک موقعیت خویش ، خیالبافی ، عدم رضایت از خود ، احساس پشیمانی ، بیهودگی ، گناه ، ترس و اضطراب است و در سراسر زندگی ، خود را با زنده بی کفایتی می بیند که ناکامی و شکست ، محرومیت و ذلّت را لازمه لاینفک خود می پندارد . و احساس ناامیدی ، بی فایده بودن و بی علاقگی دارد . و از شادی و شور و هیجان عاطفی بی بهره است .

و از حیث روابط اجتماعی ، از ارتباط و جوشیدن با دیگران پرهیز دارد ، احساس می کند که مردم او را درک نمی کنند و به وی مهر نمی ورزند بلکه او را تحقیر می نمایند و نیز به فعالیت اجتماعی روی نمی آورد .

و از حیث اخلاق اجتماعی ، پرخاشگر ، شکوه گر ، بدبین ، عیبجو و دارای سوء ظن به دیگران است .

افسرده ، از حیث تحصیلی نیز به درس و تحصیل علاقه مند نیست ، در کلاس ، پرسش نمی کند و نسبت به جریانها و عملکردهای کلاس بی تفاوت است . وی هنگام مطالعه ، قدرت بر تمرکز حواس ندارد از وقت ، خوب استفاده نمی کند و به طور کلی ، فعالیتهای تحصیلی را قطع و یا لااقل کاهش می دهد .

باید توجه داشت هر فردی در زندگی ممکن است یک یا چند تا از علایم فوق را دارا شود و در عین حال افسرده نباشد؛ مثلاً هر نوع غمگینی ، افسردگی نیست ؛ زیرا چه بسا فردی به دلیل اتفاق حادثه ای غمگین بشود ولی احساس خوشی واقعی را از دست ندهد ، دچار بی خوابی نشود ، بینش او تقلیل نیابد . و یا در بین مردم عادی ، کسانی هستند که نمی توانند با برخی از مسایل کنار بیایند و بر آنها غلبه کنند ولی افسرده نیستند ، افسرده ، در سراسر زندگی ویااکثرمسایل ومشکلاتش ، خود را بی کفایت و ناتوان مشاهده می کند .

بنابراین ، علایم فوق ، در صورتی نشانه های افسردگی می باشند که یک شخص ، تعدادی از آنها را با هم دارا باشد و یا یک علامت در مدت طولانی دامن شخص را بگیرد و عوارض منفی نگرشی ، احساسی و رفتاری داشته باشد .

شیوع افسردگی

افسردگی ، در همه جوامع شایع است تا آنجا که آن را (سرماخوردگی اختلالات دماغی ) نامیده اند . و این شیوع در زنان ، دو برابر مردان است ؛ مثلاً در اروپا و آمریکا بر اساس مطالعات انجام شده ، بین ۹ تا ۲۶ درصد زنان و ۵ تا ۱۲ در صد مردان ، در طول زندگی خود ، به بیماری افسردگی دچار می شوند . (۱۸۷) البته افسردگی ، در دوره بلوغ زیادتر شایع است (۱۸۸) و یکی از شایعترین اختلالهای افسردگی ، (اضطراب ) است .

بنابر تحقیقات (۱۸۹) کدوارد و کوپر (۱۹۶۹) ۲۷ درصدر کسانی که علایم روانی و افسردگی دارند ، به (حالت اضطراب ) دچارند .

اضطراب یک آشفتگی روانی است که با نگرانی ، عصبانیت ، ترس خفیف و احساس ناراحتی ، همراه است و علایم جسمی آن طپش قلب ، ضعف ، سرگیچه و عرق کردن است .

(اضطراب ) همانند افسردگیهای دیگر (مانند روان پریشی ، مالیخولیایی و . . . ) واکنشی است در مقابل فشار ، که خود مبدل به فشار شده و در هر کسی طبق خصوصیات روانی وی به نوعی تاءثیر گذاشته و ایجاد عکس العمل می نماید . و چون مردم غالبا تحت انواع فشارها قرار می گیرند ، در اکثر آنها حداقل اضطراب خفیف دیده می شود .

(افسردگی ) به دو قسم تقسیم شده است ؛ یکی ، افسردگی ساده و خفیف است که در آن فرد از اندوه افراطی و یا اختلال رفتاری خود و علت آن آگاه است و چه بسا آن را اظهار می دارد تغییرات روز به روز خلق و خوی فرد را می توان به حساب حالات خفیف افسردگی گذاشت . این نوع افسردگی ، عوارض منفی کمی دارد و از این رو درمانش خیلی مشکل نیست .

دوّم ، افسردگی مزمن یا شدید است که حداقل پنج علامت (۱۹۰) از علایم اساسی افسردگی در مدت نسبتا طولانی را داراست و در شخص تاءثیرات منفی زیاد گذاشته است . و از جمله با کم کردن وزن ، به صورت قابل ملاحظه ای در سنین جوانی همراه است . و علت آن هم از خاطر شخص محو گردیده است و رفع عوارض ناشی از افسردگی در افراد مبتلا به این نوع ، از رفع علل اساسی خود افسردگی مشکلتر است و وقت زیادتری لازم دارد . (۱۹۱)

برای درمان افسردگی ، مشاور باید :

۱ - عوامل آن را شناسایی کند . عوامل افسردگی ممکن است زیستی باشد؛ مانند کم کاری برخی از غدد و یا عاطفی باشد ، مانند احساس حقارت ، غرور و خودخواهی ، عدم تحمل شکست ، حسادت و یا عوامل اجتماعی ؛ مانند فشارهای اجتماعی ، امر و نهی شدید ، محرومیت از والدین (در دو سال اول پس از تولد) و یا عوامل طبیعی ، مانند وقوع حادثه ای ناگوار و مرگ عزیز و یا نقص عضو و نگرشهای نامعقول و نظایر اینها باشد . و مشاور باید توجه کند که چه بسا چند عامل سبب افسردگی در شخص افسرده می شود .

از آنجا که مهمترین عوامل افسردگی احساسات ، افکار و نگرشهای بنیادی افسرده است ، به روشهایی که مشاور می تواند برای شناسایی و کشف آنها به کار گیرد ، اشاره می شود .

برای ردیابی و کشف احساسات ، افکار و نگرشهای بنیادی که در مراجعه کننده ایجاد ملال کرده و باعث افسردگی و اضطراب وی شده است ، ازروشهای زیر می توان استفاده کرد :

الف - مشاور با مراجعه کننده ، رابطه حسنه برقرار سازد و با لطف و مهربانی ، خوش طبعی ، صمیمیت و خلوص ، خود را به وی نزدیک جلوه دهد و اعتماد را جلب نماید تا او ، خود ، همه افکار و احساسات خویش را برای مشاور ، آشکار سازد .

مشاور ، به مراجعه کننده بگوید که هردو همچون دو دانشمند هستند که می خواهند با تشریک مساعی ، مشکلی را مشخص کنند و فرضیه هایی را بیازمایند و راههایی را برای این نوع مشکلات بیابند . بنابراین ، در کشف علل مربوطه ، از جمله احساسات و افکار ، باید نهایت همکاری و کوشش را داشته باشد .

البته برای تحقق این منظور ، مشاور باید توجه داشته باشد که از انتقاد ، استنطاق و پرسشی که موجب آزار مراجعه کننده شود ، پرهیز نماید و نیز در ساختار هرجلسه مشاوره و در جریان مشاوره و استفاده از فنون ، انعطاف پذیری از خود نشان دهد .

ب - مشاور به تاریخچه ناراحتی و افسردگی شخص آشنا شود . دانستن تاریخچه باعث می شود زمینه های آسیب پذیر و شیوه کلی مواجهه مراجعه کننده با مشکلات ، مشخص شود و اینکه آیا در گذشته به طور مناسب با مشکلات مواجه می شده و از افکار درست بهره می برده است و یا در مقابله با مشکلات از خود ، ضعف نشان داده است .

برای پی بردن به تاریخچه افسردگی شخص و افکار نگرشهایی که سبب آن شده است ، می توان از پرسش مستقیم و یا غیر مستقیم استفاده کرد . پرسش مستقیم مانند اینکه : در آن موقع چه فکر می کردید ؟ در ذهن شما چه می گذشت ؟ و پرسش غیر مستقیم ، مانند اینکه : کی دچار آن حالت شدید شدید ؟ آیا قبل از ملاقات با دوستتان یا بعد از آن ؟ آیا در محل کار یا منزل ، اتفاقی برایتان رخ داد ؟ آیا احساس نگرانی ، ملال ، اضطراب دقیقا از همان زمان شروع شد ؟ آیا کسی به شما زنگ زد و بعد از آن ، این حالت برایتان پیش آمد ؟

ج - از لحظات هیجانها استفاده کند ، مانند اینکه مراجعه کننده صحبتش تند یا کند می شود ، گریه یا خنده می کند ، بی قرار می شود یا متانت بیشتری پیدا می نماید ، افروخته می شود یا رنگش می پرد و . . . در این مواقع مشاور از او می خواهد که قدری تاءمّل کند و بگوید در ذهنش چه گذشته است ؟

همچنین مشاور می تواند از مراجعه کننده بخواهد که موقعیت هیجانی و احساسی خود را در گذشته ، عینا در ذهن خود بازآفرینی کند و سپس در مورد افکار و نگرشهای همراه با این تجسم ذهنی ، از وی سؤ ال نماید . و یا از وی خواسته شود که به ایفای نقش بپردازد و در این نقش هم موقعیت حالت کسی را که نسبت به او حساس بوده ، نشان دهد و هم عکس العمل خویش را در برابر آن موقعیت ، عینا بازگو نماید .

مشاور با استفاده ، از این نوع روشها می تواند نگرشها و احساسهایی که موجب اختلالات روانی مراجعه کننده شده ، پی ببرد .

۲ - پس از کشف عوامل افسردگی ، باید برای از بین بردن آنها در وجود شخصِ افسرده ، تلاش شود؛ مثلاً فشارهایی که از جامعه و اطرافیان بر فرد وارد می شود ، کوشش شود تا این فشارها برداشته شود و یا پس از تشخیص دادن نوع نگرش و باورهای نامعقول فرد و تفسیرهای نادرست وی و تاءثیر آنها در اختلال روانی او ، باید به تغییر و یا تصحیح آن نگرشها و باورها پرداخت . (۱۹۲) و نوع برداشت و طرز تلقی روانی و چگونگی تفسیر او از حوادث ، اشیا و افراد را باید عوض کرد . و احساس و شناخت و تفسیر غیر واقعی وی را که تصویر ذهنی خاصی را در او به وجود آورده است ، به احساس و شناخت واقعی و تفسیرهای واقع بینانه تر تغییر دهد .

۳ - موقعیّت و شرایط زندگی شخص افسرده نیز باید تغییر یابد و کسی که به چیزی حساسیت دارد؛ باید ذهن و حواس او به چیز دیگری معطوف گردد و شرایط دیگری برایش به وجود آورد و کسی که غمگین است باید زمینه های شادی برایش فراهم شود؛ مثلاً به خواندن شعر ، پیاده روی ، گوش دادن به موزیکهای شاد(۱۹۳) ، رفتن به پارک و گشت و گذار ، تشویق گردد .

۴ - با توجه به نوع اختلال روانی افسرده ، روش مقابله با آن را اعمال نماید؛ مثلاً کسی که اعتماد به نفس ندارد و در کارها دودل و مردد است و نمی تواند تصمیم بگیرد ، مشاور با برجسته ساختن تواناییهای او و شناساندن او به خودش ، در احساس توانمندی او تلاش کند و در تنظیم وقت ، برنامه ریزی و تعیین اولویتها ، وی را یاری رساند .

و یا در مورد کسی که دچار اختلال در خواب است باید از روشهای تضعیف محرکهای مخل خواب و تقویت محرکهای خواب آور استفاده شود . چنین فرد بیماری ، باید از چرت زدن در طول روز ، از آشامیدن نوشیدنیهای محرک ، مانند قهوه و چای در ساعت قبل از خوابیدن و نیز از فعالیتهای تحریک کننده نظیر کارهای ذهنی یا مطالعه کتاب مهیج در شب ، باز داشته شود و همچنین از اندیشیدن درباره مشکلات روزانه در بستر اجتناب گردد .

و از طرف دیگر ، به فعالیتهایی ، مانند : انجام تمرینات آرام سازی (شل کردن عضلات دستها ، گردن ، شانه و تنفس عمیق و بیرون دادن تدریجی آن ) ، رفتن به رختخواب در زمانی معین ، و در صورت بیدار شدن در شب ، بیرون آمدن از رختخواب و انجام بعضی از فعالیتهایی که سبب حواس پرتی می شوند و . . . تشویق شود .

و نیز برای کسانی که مشکل کنار آمدن با دیگران را دارند و در مقابل خواستهای نامناسب دیگران جراءت ندارند که پاسخ منفی بگویند و یا قادر نیستند درخواست خود را از دیگران مطرح کنند و احساس بی کفایتی و درماندگی می کنند ، مشاور از روشهایی مانند : آموزش ابراز وجود و جراءت آموزی و اطمینان بخشی استفاده کند؛ مثلاً برای جراءت آموزی ، سعی شود تا شخص به ابراز وجود و ایفای نقش بپردازد و مناسب است او را در دو موقعیت درخواست کننده از دیگران و پاسخ دهنده به دیگران قرار دهد تا به طور متناوب هم نقش خود را و هم نقش مقابلش را بازی کند و در هر نوبت ، مشاور یا کس دیگری نقش مقابل را بازی نماید . این کار سبب می شود که فرد هردو نقش را تجربه کند به طوری که بتواند در دو موقعیت ، احساس و واکنش خود را نسبت به خواسته های دیگران و احساس و واکنش دیگران را نسبت به خود و درخواستهایش بشناسد .

و برای فرو نشاندن خشم ، یا اظهار از آن شیوه مناسب و مؤ ثّر ، مشاور توضیح می دهد که خشم ، یک هیجان طبیعی و مفید است ، ولی باید توانایی آشکار کردن مناسب آن را پیدا کرد .

و نیز از او خواسته شود چیزی را که موجب خشم شده ، کاملاً تعیین کند و آن را بیان نماید و سپس به جای سرزنش ، با وی همدلی شود و با آنچه حق با اوست ، اعلام موافقت کند و زمینه مناسب فراهم سازد تا نقطه نظرات خود را به آرامی و با متانت بیان نماید . و همچنین به وی توجه دهد که زندگی در دنیا ، مشکلاتی دارد و باید با شیوه منطقی با آنها برخورد شود . سپس از وی بخواهد که مشکلات را با صبر و حوصله بیان نماید و با کمک مشاور ، آنها را به مؤ لفه های خرد تقسیم کند و با کمک یکدیگر راه حل مناسب هریک را پیدا نمایند .

۵ - از آنجا که معمولاً در فرد افسرده ، میل به کار و فعالیت کاهش می یابد ، مشاور سعی کند تا وی به کار و فعالیتی مشغول گردد . اینکه چه نوع کاری ، خیلی مهم نیست ، حتی اگر خطی ترسیم کند ، نقاشی بکشد ، خرید نماید ، نظافت کند ، ورزش و نرمش بنماید و . . . سبب می گردد حالتش عوض شود و از ادامه دادن به سستی و تنبلی جلوگیری به عمل می آید .

آنچه برای انسان افسرده زیانمند است ، ادامه دادن سستی و عدم فعالیت است ؛زیرا باعث می شود در وی ناامیدی و یاءس نسبت به بهتر شدن اوضاع و احوال او ، احساس درماندگی دررسیدن به آرزوها ، عدم توانایی انجام کار ، ترس ازشکست ونظایر آن ایجاد شود ، با تشویق شدن به کار از همه این عوارض و یا تشدید آنها می توان جلوگیری نمود و زمینه بهبودی را در وی پدید آورد .

۶ - در انواع حاد و مزمن افسردگی (همانند افسردگی شیدایی ، مالیخولیایی و . . . ) ضمن استفاده از شیوه های مشاوره ای که در این کتاب مطرح گردید ، می توان با ارجاع بیمار به روان پزشک و متخصص اعصاب و روان و تجویز داروهای ضد افسردگی (۱۹۴) برای او ، در بهبودیش به وی کمک کرد . گرچه تحقیقات نشان داده است که ۵۶ در صد بیمارانی که اختلال عاطفی داشته اند ، در استفاده از دارو بهبودی ضعیفی رانشان داده اند و عود بیماری به طور غیرقابل انتظاری ، بالا است . ولی دارو درمانی ، حداقل ، زمینه را برای استفاده از روشهای مشاوره ای فراهم می سازد و از این رو در درمان این نوع افسردگیها روشهای مختلف (از قبیل دارودرمانی ، شناخت درمانی و رفتار درمانی ) باید به کار گرفته شود . (۱۹۵)

فصل دهم : راهنمایی

توضیح

در فصلهای گذشته ، مسایلی را بیان کردیم که اکثرا مسایل مشترک مشاوره و راهنمایی است . اینک به چند مساءله در خصوص (راهنمایی ) می پردازیم که در بیشتر کتابهای مربوطه تحت عنوان (راهنمایی ) مطرح گردیده است .

تعریف راهنمایی

راهنمایی (Guidance) جریان (۱۹۶) یاری دهنده ای است که از طریق یک سلسله فعالیتهای منظم و سازمان یافته ، فرد به تواناییها و ضعفهای خود پی می برد و در زمینه های جسمی ، ذهنی ، اخلاقی ، عاطفی ، اجتماعی و . . . به رشد مناسب می رسد و می تواند با حل مشکلات تحصیلی ، شغلی ، حرفه ای ، بهداشتی ، خانوادگی ، اجتماعی و اخلاقی و . . . به موفقیت در زندگی دست یازد .

اهمیت راهنمایی در اسلام

(راهنمایی ) در متون دینی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و خداوند متعال به عنوان اولین و بهترین راهنما معرفی شده است . راهنمایی پروردگار از طریق فرستادن کتابهای آسمانی و ارسال انبیا انجام می شود و بعد از پیامبران ، راهنمایی خدا به وسیله جانشینان آنان و علمای دین ، به مردم ابلاغ می گردد .

یکی از اهداف مهم نزول قرآن ، راهنمایی مردم اعلام شده است . هدایت و راهنمایی قرآن در دو مرحله انجام می شود . یکی با هدایت مردم عادی به صراط مستقیم ( . . . هُدًی للنّاسِ . . . )(۱۹۷) و یکی هم برای هدایت افرادی که بر طبق راهنمایی اولیّه در مسیر کمال ، قرار گرفته اند . ( . . . هُدًی لِلمُتَّقینَ . . . ) . (۱۹۸)

انسانی که هدایت و راهنمایی ابتدایی خدا و قرآن را می پذیرد ، خواستارهدایت و رهبری مستمر از طرف خداست و از این رو در شبانه روز ، حداقل ، ده بار در نمازهای واجب خود ، جمله (اهدنا الصراط المستقیم ) را تکرار می کند . او می داند که خدا بهترین هادی و راهنماست (هدی اللّه احسن الهدی )(۱۹۹) هدایت و راهنمایی خدا ، انسان را حتما به رشد و کمال می رساند . (من اهتدی بِهُدی اللّه اءرشده )(۲۰۰)

راهنمای شایسته

علاوه بر انبیا و جانشینان آنان و کتابهای آسمانی که خدای متعال به وسیله آنان راهنمایی خود را انجام می دهد ، هر فرد صلاحیتدار دیگری که خود هدایت شده و از شرایط راهنما ، مانند تقوا ، علم ، عقل و تدبیر ، امانتداری ، رازداری ، محبت و . . . برخوردار باشد ، می تواند واسطه فیض و هدایت قرار گیرد و راهنمایی الهی را به مردم برساند و یا با بهره گیری از آنها به راهنمایی آنان اقدام نماید و خود نیز مشمول الطاف و امدادهای غیبی پروردگار خویش قرار گی رد . پیامبر اسلام (صلی اللّه علیه و آله ) فرموده است :

([یا علی ] لان یهدی اللّه علی یدیک رجلاً خیر لک ممّا طلعت علیه الشمس وغربت ) . (۲۰۱)

([یا علی ] اگر به دست تو و با راهنماییهایت ، خدا ، فردی را هدایت کند ، این ، برای تو بهتر است از تمام چیزهایی که خورشید بر آن طلوع و غروب کرده است ) .

البته همان طور که اشاره شد ، این در صورتی است که راهنما ، برای راهنمایی ، شایستگی داشته باشد و خود کور و غافل نباشد و هوای نفس بر او چیزه نشود . امیرالمؤ منین علی (علیه السّلام ) در این باره می فرماید : (من یطلب الهدایة من غیر اهلها ، یضلّ)(۲۰۲)

(کسی که از غیر اهلش راهنمایی بخواهد ، گمراه می شود) .

و نیز فرمود :

(من استهدی الغاوی عمی عن نهج الهدی ) . (۲۰۳)

(کسی که از گمراه ، راهنمایی بخواهد ، راه صحیح و هدایت را نمی بیند) .

و همچنین فرمود :

(کیف یهتدی الضلیل مع غفلة الدلیل ) . (۲۰۴)

(با غفلت راهنما ، گمراه چگونه راهنمایی می شود) .

انواع راهنمایی

توضیح

موضوع راهنمایی ، شامل همه ابعاد زندگی مراجعه کننده یا دانش آموز می شود ، ولی معمولاً مشاورین راهنمایی دانش آموزان را از نظر موضوع به چند نوع تقسیم می کنند :

الف - راهنمایی تحصیلی

در (راهنمایی تحصیلی ) ، به دانش آموز ، کمک می شود تا شیوه های صحیح مطالعه و تمرین دروس را بیاموزد و نحوه استفاده از منابع را یاد بگیرد و با روش خلاصه کردن کتابها و یادداشت برداری ، و مقررات ورود به آنها و قوانین و مقررات آموزشی و امتحانی مدارس و آموزشگاهها ، اطلاع پیدا کند و رشته تحصیلی مناسب با علاقه و استعداد خود را انتخاب نماید .

ب - راهنمایی شغلی و حرفه ای

در (راهنمایی شغلی و حرفه ای ) ، به دانش آموز کمک می شود تا لزوم اشتغال در مشاغل مشروع برای ادامه زندگی فرد و جامعه و اهمیّت مشاغل مفید در جامعه را پی ببرد و با آشنایی با مشاغل مختلف مورد علاقه و استعدادش ، هدایت یابد و مشکلاتش برطرف گردد .

ج - راهنمایی خانوادگی

در (راهنمایی خانوادگی ) ، به دانش آموز یا افراد دیگر کمک می شود تا روابط سالم بین اعضای خانواده ، حفظ یا برقرار شود و مشکلات اعضای خانواده ، نه تنها دانش آموز را متاءثّر نسازد ، بلکه با راهنمایی در رفع آن نیز اقدام گردد .

د - راهنمایی بهداشتی

در (راهنمایی بهداشتی ) ، به دانش آموز کمک می شود تا سلامت جسمی و روانیش تاءمین شود و از ابتلا به بیماریهای جسمی و روانی ، پیشگیری به عمل آید .

ه - راهنمایی اجتماعی

در (راهنمایی اجتماعی ) ، به دانش آموز یا فرد دیگر کمک می شود تا او از انزوا طلبی بپرهیزد و بتواند در برقراری بهتر روابط اجتماعی کوشش نماید و در سازش و همکاری با دیگران و فداکاری و از خودگذشتگی و دیگر صفات اخلاقی و اجتماعی موفق باشد .

هدف از دوره سه ساله راهنمایی

هدف از تشکیل دوره سه ساله راهنمایی تحصیلی در ایران نیز همین بود که با کشف تواناییها و استعدادهای دانش آموزان و پرورش آنان ، در آموزش مهارتهای لازم و تمرین جنبه های عملی و حرفه ای ، دانش آموزان را برای ادامه تحصیل در دوره متوسطه آماده سازند و آنان را در انتخاب رشته تحصیل یا اشتغال به کار و حرفه مناسب کمک نمایند .

همکاران راهنما و مشاور

افرادی که در موضوع راهنمایی در مدارس ، باید با مشاوران راهنمایی همکاری داشته باشند تا راهنمایی به نیکوترین وجه انجام شود ، عبارتند از :

والدین ، معلّمان ، مربیان ، مدیران ، مددکاران اجتماعی ، انجمن اولیا و مربیان ، روان شناسان و . . . که هریک به نحوی در امر مشاوره و راهنمایی ، مشاور و راهنما را کمک می نمایند تا دانش آموز به بهترین صورت به اهداف خود در زندگی تحصیلی ، اجتماعی ، شغلی و . . . برسد .

راهنمایی و شناخت دانش آموز

مهمترین کاری که راهنما و مشاور باید در راهنمایی انجام دهد ، شناخت کامل از دانش آموز است که از طریق مراجعه به پرونده تحصیلی ، آزمونهای هوش ، پرسشنامه او و نظرخواهی ازوالدین ، معلم و . . . انجام می گیرد .

توجه شما را به پرسشنامه شناخت دانش آموز و شناخت والدین از دانش آموز و فرم خلاصه گزارش مشاوره و راهنمایی برای ثبت در پرونده فرد ، جلب می کنیم .

پرسشنامه شناخت دانش آموز

دانش آموزعزیز! لطفا با دقت ، پرسشنامه راپرکنیدوبه سؤ الات ، جواب کامل بدهید :

نام :

نام خانوادگی :

تاریخ تولد :

کلاس :

محل سکونت :

تعداد برادران و خواهران :

چندمین فرزند خانواده هستید ؟

شغل پدر :

۱ - آیا نظر والدین نسبت به شما خوب است ؟ بلی خیر

۲ - آیا در انتخاب دوست با والدین ، مشورت می کنید ؟ بلی خیر

۳ - آیا به راحتی دوست انتخاب می کنید ؟ بلی خیر

۴ - آیا می توانید بدون ترس در حضور جمع صحبت کنید ؟

بلی خیر

۵ - آیا از انتقاد ناراحت می شوید ؟ بلی خیر

۶ - آیا در همه موارد از دستورهای پدر و مادر اطاعت می کنید ؟

بلی خیر

۷ - آیا در انجام کارها عجول هستید ؟ بلی خیر

۸ - آیاازمشارکت درفعالیتهای فوق برنامه مدرسه ، لذت می برید ؟

بلی خیر

۹ - آیا از کمک به دیگران خوشحال می شوید ؟ بلی خیر

۱۰ - آیامشکلات خودرابادیگران مطرح می سازید ؟ باچه کسانی ؟

۱۱ - آیا به گفته دیگران اعتماد دارید ؟ اگر بلی ، به چه کسانی ؟

۱۲ - آیا فکر می کنید می توانید مستقل از خانواده زندگی کنید ؟

بلی خیر

۱۳ - آیا در زندگی خود را موفق می بینید ؟ بلی خیر

۱۴ - آیا فرد حساس و زودرنجی هستید ؟ بلی خیر

۱۵ - ناراحتی خودرابه چه صورتی بروزمی دهید ؟ توضیح دهید ؟ ۱۶ - آیا کسی را مانع موفقیت خود می بینید ؟ بلی خیر

۱۷ - آیا شما دوستان صمیمی دارید ؟ بلی خیر

۱۸ - آیا در دوستیهای خود ثابت قدم هستید ؟ بلی خیر

۱۹ - آیادربحثهاوگفتگوهاهمیشه خودراحق به جانب می دانید ؟

بلی خیر

۲۰ - آیا درک و فهم شما از دیگران برتر است ؟ بلی خیر

۲۱ - آیا تاکنون کسی شما را به عنوان محرم راز خود انتخاب کرده است ؟ بلی خیر

۲۲ - آیا نظرات دوستان صمیمی را در مورد خودتان می پذیرید ؟

بلی خیر

۲۳ - آیا از دروغ گفتن دیگران ناراحت می شوید ؟ بلی خیر

۲۴ - آیا در مدرسه اعتقادات مذهبی شما تغییر یافته است ؟ در این صورت ، نوع تغییر را بنویسد .

۲۵ - آیا غیر از کتابهای درسی نیز مطالعه دارید ؟ بلی خیر

۲۶ - مطالعه چه نوع کتابهایی را دوست دارید ؟ توضیح دهید :

۲۷ - از اعضای خانواده چه کسی را بیشتر از همه دوست دارید ؟ . . . چرا ؟

۲۸ - ازبین معلمان خود ، معلم چه درسی رابیشتر از همه دوست دارید ؟ . . . چرا ؟

۲۹ - آیا می توانید احساسات و عواطف خود را کنترل کنید ؟

بلی خیر ۳۰ - آیا شما در کلاس فعال هستید ؟ بلی خیر

۳۱ - دوست دارید در چه جایی از کلاس بنشینید ؟ . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . چرا ؟

۳۲ - آیااوقات مطالعه شمابراساس برنامه منظمی ، معین شده است ؟

بلی خیر

۳۳ - آیا همه امکانات و وسایل لازم را برای مطالعه در اختیار دارید ؟

بلی خیر

۳۴ - آیابه هنگام مطالعه ، جملات را با صدای بلند تکرار می کنید ؟

بلی خیر

۳۵ - آیا پس از یک بار مطالعه هر درس ، نکات مهم آن را یاد می گیرد ؟

بلی خیر

۳۶آیادرکلاس ، حواس شمابه اموری بیرون ازکلاس جلب می شود ؟ به چه اموری ؟

۳۷ - آیا سعی می کنید تا موضوعی را کاملاً نفهمیده اید به مطالعه موضوع بعدی بپردازید ؟ بلی خیر

۳۸ - آیا تمرکز حواس قبل از مطالعه برایتان خیلی مشکل است ؟

بلی خیر

۳۹ - به چه نوع سرگرمیهایی علاقه بیشتری دارید ؟ شرح دهید .

۴۰ - راز خود را با چه کسانی در میان می گذارید ، چرا ؟

نظر خواهی از والدین درباره دانش آموز

نام دانش آموز :

کلاس :

مدرسه :

والدین گرام ! لطفا به پرسشهای زیر در مورد فرزندتان با دقت پاسخ دهید . پاسخ مطابق با واقعیت ، ما را در تعلیم و تربیت بهتر فرزند شما یاری خواهد داد .

۱ - آیا شما از فرزندتان راضی هستید ؟ . . . چرا ؟

۲ - آیا فرزندتان درباره کارها و برنامه های مدرسه اش با شما صحبت می کند ؟ . . . تا چه حدی ؟ توضیح دهید .

۳ - آیا فرزندتان به افکار و عقاید شما اهمیت می دهد ؟ به چه افکار و عقایدی اهمیت نمی دهد ؟

۴ - آیا فرزند شما در انجام تکالیفش از شما کمک می خواهد ؟ . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . در چه نوع تکالیفی

۵ - آیا فرزند شما در ساعت معینی از شبانه روز به انجام تکالیف مدرسه اش می پردازد ؟ بلی خیر

۶ - آیا فرزندتان در انجام تکالیف ، نظافت و تمیز بودن را کاملاً رعایت می کند ؟ بلی خیر

۷ - آیا فرزندتان محیط آرامی برای مطالعه در اختیار دارد ؟

بلی خیر

۸ - آیا فرزند شما تا کارش را تمام نکند ، آن را رها نمی سازد ؟

بلی خیر

۹ - آیا لازم است شما برای ادامه کار فرزندتان دایم او را سفارش کنید ؟

بلی خیر

۱۰ - فرزند شما در چه مواد درسی قوی است ؟

۱۱ - آیا درباره موضوعات و مسایل مختلف ، از فرزندتان نظرخواهی می کنید ؟ در چه نوع موضوعات و مسایلی .

۱۲ - آیا در برخی از مسایل ، تصمیم گیری را به عهده فرزندتان می گذارید ؟ بلی خیر

۱۳ - آیافرزندتان درمنزل باخواهران وبرادرانش رفتارمناسبی دارد ؟ شرح دهید ؟

۱۴ - فرزندشماچه نوع کارهایی را درخارج ازمنزل انجام می دهد و چندساعت ؟

۱۵ - آیا نظر شما درباره شغل آینده فرزندتان با نظر خود او یکسان است ؟ توضیح دهید .

۱۶ - فرزند شما در کدام مواد درسی ضعیف است ؟

۱۷ - فرزند شما چه نوع سرگرمیهایی در منزل دارد ؟

۱۸ - آیا فرزند شما شبها دیر به خانه می آید ؟ . . . . . . . . چرا ؟

۱۹ - آیا فرزندتان به سازمان یا گروه سیاسی و اجتماعی وابستگی دارد ؟ توضیح دهید ؟

۲۰ - چه کسی بیش از دیگران در فرزند شما نفوذ دارد ؟

خلاصه گزارش مشاوره برای ثبت در پرونده مراجعه کننده

نام مراجعه کننده :

نام خانوادگی :

آدرس :

اریخ اولین جلسه مشاوره و راهنمایی :

تعداد ساعات مشاوره :

تاریخ آخرین جلسه مشاوره :

ارجاعی

نوع مراجعه کننده لا داوطلب

فراخوانده شده

مشکل مراجعه کننده از چه نوع است ؟

تحصیلی عنوان مشکل

شغلی عنوان مشکل

اجتماعی عنوان مشکل

عاطفی عنوان مشکل

خانوادگی عنوان مشکل

بهداشتی عنوان مشکل

و . . .

فهرست منابع و مآخذ

قرآن کریم

آمدی ، عبدالواحد بن تمیمی ، غررالحکم و درر الکَلِم شرح محمد خوانساری ، انتشارات دانشگاه تهران ، چاپ پنجم ، ۱۳۷۳ .

آمدی ، عبدالواحد بن تمیمی ، غررالحکم و درر الکَلِم ترجمه محمد علی انصاری ، چاپ قم .

ابن شعبه حرانی ، حسن بن علی بن الحسین ، تحف العقول ، ترجمه فارسی به تصحیح علی اکبر غفاری ، کتابفروشی اسلامیه ، ۱۴۰۰ ه . ق .

آن مانرو ، باب مانتی ، جان اسمال ، مشاوره مهارتهای حل مساءله ، ترجمه فریده کمالی ، نشر نِی ، تهران ، ۱۳۷۴ .

احمد حنبل ، مسند ، ج ۲ ، چاپ دارصادر .

احمدی ، احمد ، مقدمه ای برمشاوره وروان درمانی ، انتشارات دانشگاه اصفهان ، ۱۳۷۴ .

اردبیلی ، یوسف ، اصول و فنون راهنمایی و مشاوره در آموزش و پرورش ، انتشارات بعثت ، ۱۳۷۲ .

اردبیلی ، یوسف ، مشاوره و راهنمایی در مدارس ، تهران ، ۱۳۵۰ .

بالان ، مسروب ، روان شناسی کودک به زبان ساده ، انتشارات مشعل ، اصفهان ، ۱۳۷۰ .

بلک برن و دیویدسون ، شناخت درمانی افسردگی و اضطراب ، ترجمه حسن توزنده جانی ، انتشارات آستان قدس ، ۱۳۷۴ .

ساعتچی ، محمود ، مشاوره و روان درمانی ، مؤ سسه نشر ویرایش ، ۱۳۷۴ .

سیوطی ، جلال الدین عبدالرحمن ، الدرالمنثور فی التفسیر بالماءثور ، منشورات مکتبة آیت اللّه نجفی مرعشی ، ۱۴۰۴ .

شبلی ، احمد ، تاریخ آموزش در اسلام ، ترجمه محمد حسین ساکت ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، ۱۳۶۱ .

شرتزر واستون ، اصول راهنمایی ، ترجمه علی شریعتمداری ، انتشارات جهاد دانشگاهی ، چاپ دوم ، ۱۳۷۱ .

شریعتمداری ، علی ، مقدمه روان شناسی ، انتشارات مشعل ، اصفهان ، ۱۳۶۴ .

شفیع آبادی ، عبداللّه ، راهنمایی ومشاوره شغلی و حرفه ای و نظریه های انتخاب شغل ، تهران ، ۱۳۵۹ .

شفیع آبادی ، عبداللّه ، فنون و روشهای مشاوره ، نشر ترمه ، چاپ ششم ، ۱۳۷۲ .

شفیع آبادی ، عبداللّه و ناصری ، غلامرضا ، نظریه های مشاوره و روان درمانی ، نشر دانشگاهی ، تهران ، ۱۳۷۱ .

ضوابطی ، مهدی ، مبانی مشکل شناسی ، انتشارات نشرفردا ، چاپ دانشگاه علامه طباطبایی ، ۱۳۶۵ .

بی تراکسلر و ژانت نورث ، فنون راهنمایی ، ترجمه سیف اللّه بهاری و غلامحسین زرکش .

پاشا شریعتی ، حسینی سید مهدی ، اصول و روشهای راهنمایی .

پاینده ، ابوالقاسم ، نهج الفصاحة ، انتشارات جاویدان ، چاپ نوزدهم ، ۱۳۶۴ .

ثنایی ، باقر ، روان درمانی و مشاوره گروهی ، انتشارات شرکت سهامی چهر ، ۱۳۶۲ .

حسینی سیدمهدی ، مشاوره وراهنمایی درتعلیم وتربیت اسلامی ، انتشارات امیرکبیر ، تهران ، ۱۳۶۴ .

حسینی سیدمهدی ، اصول و روشهای مشاوره و راهنمایی در تعلیم و تربیت ، تهران ، ۱۳۵۴ .

شیخ حر عاملی ، محمد بن الحسن ، وسائل الشیعه ، ج ۸ ، المکتبة الاسلامیة ، تهران ، ۱۳۹۸ ه . ق .

حویزی ، عبدعلی بن جمعة ، تفسیر نورالثقلین ، المطبعة العلمیة بقم .

دفتر همکاری حوزه و دانشگاه ، راهنمایی و مشاوره ، جزوه شماره ۱۷ علوم تربیتی ، ۱۳۶۱ .

دیوید گلدارد ، مفاهیم بنیادی و مباحث تخصصی در مشاوره ، ترجمه سیمین حسینیان ، نشر دیدار ، ۱۳۷۴ .

راغب اصفهانی ، حسین بن محمد ، المفردات فی غریب القرآن ، المکتبة المرتضویه ، ایران ، ۱۳۷۳ ه . ق .

طبرسی ، حسن بن فضل ، مکارم الاخلاق ، دارالحوراء ، بیروت .

طبرسی ، حسن بن فضل ، مکارم الاخلاق ، ترجمه سید ابراهیم میرباقری ، انتشارات فراهانی ، ۱۳۶۵ .

شیخ طوسی ، خواجه نصیرالدین ، اخلاق ناصری ، انتشارات خوارزمی ، تهران ، ۱۳۶۰ .

طریحی ، فخرالدین ، مجمع البحرین ، انتشارات مرتضوی ، تهران ، شهریور ۱۳۶۲ .

غزالی ، محمد ، احیاء علوم الدین ، ترجمه مؤ یدالدین خوارزمی ، انتشارات علمی و فرهنگی ، وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی ، ۱۳۶۴ .

فردریک فلک ، افسردگی واکنش یا بیماری ، ترجمه نصرت اللّه پورافکاری ، انتشارات آزاده ، تهران ، ۱۳۷۱ .

فرقانی ، شهلا ، شناخت مشکلات رفتاری در کودکان و نوجوانان .

فیض الاسلام ، نهج البلاغه ، تهران ، ۱۳۵۱ .

قاضی تستری ، نوراللّه ، تفسیر ، چاپ قدیم .

قاضی ، قاسم ، روشها و تکنیکهای مشاوره و روان درمانی ، جهاد دانشگاهی ، تهران ، ۱۳۷۲ .

قاضی ، قاسم ، زمینه مشاوره و راهنمایی ، انتشارات دانشگاه تهران ، ۱۳۷۲ .

قشلاقی ، محمد ، روان شناسی مشاوره و راهنمایی ، انتشارات مانی ، ۱۳۷۳ .

کسایی ، نوراللّه ، مدارس نظامیه و تاءثیرات اجتماعی آن ، انتشارات امیرکبیر ، تهران ، ۱۳۶۳ .

کلینی ، محمد بن یعقوب ، اصول کافی ، المکتبة الاسلامیة ، تهران .

کلینی ، محمد بن یعقوب ، روضة الکافی ، المکتبة الاسلامیة ، تهران .

مجلسی ، محمد باقر ، بحارالا نوار ، ج ۱ ، ۱۳ ، ۷۲ ، ۷۳ ، ۷۴ ، ۷۵ ، ۷۷ ، ۹۳ ، ۱۰۰ ، دار احیاء التراث العربی ، بیروت .

محمدی ری شهری ، محمد ، میزان الحکمة ، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم ، ۱۳۶۲ .

معین ، فرهنگ فارسی ، امیرکبیر ، چاپ چهارم .

شیخ مفید ، نعمان ، دارالکتب الاسلامیة ، تهران .

المقری الفیومی ، احمد بن محمد بن علی ، المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی ، ۱۳۴۷ ه . ق .

Individual Of Thery And Practice The Alfred Adler

. 1963 . Psychlgy

پانویس