فرهنگ مصادیق:پرداخت حق کارگر: تفاوت بین نسخه‌ها

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۱۹: سطر ۱۹:
 
|-
 
|-
 
! ردیف !! عنوان
 
! ردیف !! عنوان
 
+
|-
 +
| ۱ || [[پرداخت بدهی به طلبکار]]
 +
|-
 +
| ۲|| [[تاخیر در پرداخت بدهی]]
 +
|-
 +
| ۳ || [[پرداخت حق همسر در شیر دادن کودک]]
 +
|-
 +
| ۴ || [[پرداخت خسارت وارده سهوی]]
 +
|-
 +
| ۵ || [[پرداخت خمس زمینی که کافر ذمی از مسلمان بخرد]]
 +
|-
 +
| ۶|| [[پرداخت خمس غنائم]]
 +
|-
 +
| ۷ || [[پرداخت خمس غوص]]
 +
|-
 +
| ۸ || [[پرداخت خمس گنج]]
 +
|-
 +
| ۹ || [[پرداخت خمس مال مخلوط به حرام]]
 +
|-
 +
| ۱۰|| [[پرداخت خمس معدن]]
 +
|-
 +
| ۱۱ || [[پرداخت خمس منفعت کسب]]
 +
|-
 +
| ۱۲ || [[پرداخت خمس نقدین]]
 +
|-
 +
| ۱۳ || [[پرداخت خمس]]
 +
|-
 +
| ۱۴|| [[پرداخت دیه]]
 +
|-
 +
| ۱۵ || [[پرداخت دِین]]
 +
|-
 +
| ۱۶ || [[پرداخت غرامت]]
 +
|-
 +
| ۱۷ || [[پرداخت کفارات روزه]]
 +
|-
 +
| ۱۸|| [[پرداخت کفاره نقض قسم]]
 +
|-
 +
| ۱۹ || [[پرداخت کفاره]]
 +
|-
 +
| ۲۰ || [[پرداخت مهریه هنگام مطالبه]]
 +
|-
 +
| ۲۱ || [[پرداخت نفقه به جد و جده فقیر]]
 +
|-
 +
| ۲۲|| [[پرداخت نفقه به اولاد]]
 +
|-
 +
| ۲۳ || [[پرداخت نفقه همسر]]
 +
|-
 +
| ۲۴ || [[پرداخت ربا]]
 +
|-
 +
| ۲۵ || [[پرداخت رشوه]]
 +
|-
 +
| ۲۶|| [[امتناع از پرداخت حق الناس]]
 +
|-
 +
| ۲۷ || [[پرداخت کفاره نقض عهد]]
 +
|-
 +
| ۲۸ || [[پرداخت کفاره نقض نذر]]
 
|}
 
|}
 
<p class="relatemedia">چندرسانه‌ای مرتبط</p>
 
<p class="relatemedia">چندرسانه‌ای مرتبط</p>

نسخهٔ ‏۲۴ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۳۹

پرداخت حق کارگر

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ حقوق كارگر – احادیث

موضوعات مرتبط

ردیف عنوان
۱ پرداخت بدهی به طلبکار
۲ تاخیر در پرداخت بدهی
۳ پرداخت حق همسر در شیر دادن کودک
۴ پرداخت خسارت وارده سهوی
۵ پرداخت خمس زمینی که کافر ذمی از مسلمان بخرد
۶ پرداخت خمس غنائم
۷ پرداخت خمس غوص
۸ پرداخت خمس گنج
۹ پرداخت خمس مال مخلوط به حرام
۱۰ پرداخت خمس معدن
۱۱ پرداخت خمس منفعت کسب
۱۲ پرداخت خمس نقدین
۱۳ پرداخت خمس
۱۴ پرداخت دیه
۱۵ پرداخت دِین
۱۶ پرداخت غرامت
۱۷ پرداخت کفارات روزه
۱۸ پرداخت کفاره نقض قسم
۱۹ پرداخت کفاره
۲۰ پرداخت مهریه هنگام مطالبه
۲۱ پرداخت نفقه به جد و جده فقیر
۲۲ پرداخت نفقه به اولاد
۲۳ پرداخت نفقه همسر
۲۴ پرداخت ربا
۲۵ پرداخت رشوه
۲۶ امتناع از پرداخت حق الناس
۲۷ پرداخت کفاره نقض عهد
۲۸ پرداخت کفاره نقض نذر

چندرسانه‌ای مرتبط

ردیف عنوان

مرتبط‌های بوستان

ردیف عنوان

نرم‌افزارهای مرتبط

ردیف عنوان

پایگاه‌های اینترنتی مرتبط

ردیف عنوان

کارگری – ویکی فقه

مقدمه

در هر حوزه‌ای، عملی ارزشی کار به معنای تلاش و کوشش برای تولید است که در قرآن دارای جایگاه خاصی است.

کار و کارگری در قرآن

اشاره به کارگری در قرآن

بی گمان کار به معنای تلاش و کوشش برای تولید در هر حوزه‌ای، عملی ارزشی است. کار به اشکال مختلف ظهور و بروز می‌کند؛ از این رو می‌توان از کار فکری ، کار هنری ، کار معنوی و کار جسمی و بدنی سخن گفت. در همه این موارد آنچه اصالت می‌یابد تلاش تولیدی بشر است.
بشر برای دست یابی به کمال و سعادت و آسایش و آرامش نیازمند تهیه امکانات و وسایل و بر طرف کردن مشکلات و چالش‌های پیش روست. بنا بر این اقدام به تلاش و کوشش می‌کند تا به این هدف نایل شود. برای دست یابی به هدف ، تلاش در شکلهای پیش گفته خودنمایی می‌کند. تفکر و طرح و برنامه ریزی بخشی از تولید است. بدون تفکر و تدبر و تامل ممکن نیست انسان بتواند در حوزه عمل و تلاش جسمی موفق شود. از این روست که تولید فکری به عنوان تولید پایه مطرح می‌شود.
در آیات بسیاری سخن از عمل و ارزش عمل به میان آمده است و این همان معنای عام کار و فعل است که از سوی انسان انجام می‌شود. سعی و تلاش انسانی است که ارزش دارد و خداوند در آیه ۳۹ سوره نجم می‌فرماید: «لیس للانسان الا ما سعی؛[۱]برای انسان چیزی جز تلاش و کوشش او نیست.» به این معنا که آنچه در نگرش و بینش قرآنی از ارزش و اهمیت برخوردار می‌باشد، سعی و تلاش است که نوعی از مفهوم کار را با خود حمل می‌کند
اما آنچه در اینجا مهم است، سخن از کار به مفهوم خاص آن است؛ زیرا مراد از کار و کارگر مفهومی است که در آن شخصی نیروی جسمی و حتی فکری خود را به دیگری وا می‌گذارد و در ازای آن مالی دریافت می‌کند.

مفهوم شناسی اجاره در فقه و قرآن

در گذشته کار و کارگری در شکل اجاره و اجیر و نوعی از عقود خودنمایی می‌کرد و در آیات قرآن و نیز فقه اسلامی کتابی به عنوان اجاره را به خود اختصاص داده است. در کتب فقهی اجاره به معنای عقد تملیک عمل و یا منفعتی معین در برابر عوض معلوم به کار رفته است.[۲][۳][۴]
مورد اجاره اگر منفعت عین یا حیوانی باشد، به آن اجاره اعیان یا اجاره منافع می‌گویند. در این اجاره، تسلیم کننده عین را موجر و پرداخت کننده عوض را مستاجر می‌گویند؛ و اگر مورد اجاره، کار انسانی باشد، به آن اجاره اعمال و یا اجاره ذمه گویند.[۵]

انواع کارگر

اجیر یا همان کارگر بر دو نوع است:
۱. اجیرخاص و مقید که متعهد می‌شود تا عملی را شخصا در مدت معینی انجام دهد و حق ندارد در این مدت بدون اجازه مستاجر برای فرد دیگری کاری انجام دهد.[۶]
۲. اجیر مشترک و مطلق که عملی را بدون تعهد مباشرت و تعیین مدت متعهد می‌شود یا در یک زمان اجیر اشخاص متعدد می‌شود.[۷]
در قرآن از مشتقات ماده اجر واژه "تاجرنی" به معنای کار با مزد و اجرت، یک بار در آیه ۲۷ سوره قصص[۸]"و استاجر و استاجرت " به معنای اجاره گرفتن دوبار در آیه ۲۶ همان سوره[۹]و اجر به معنای مزد مادی و یا معنوی و پاداش دنیایی و اخروی فراوان آمده است که برخی از آنها به بحث کار و کارگری و اجاره ارتباط دارند.
در داستان موسی علیه السلام و شعیب علیه السلام مسأله کار و کارگری و حقوق کارگر مطرح شده است. از این رو از مهمترین آیات مورد توجه در این حوزه است. موسی علیه السلام به عنوان فردی نیرومند حاضر می‌شود تا در برابر مزد و عوض مالی نیروی کار خویش را در اختیار شعیبعلیه السلام به عنوان کارفرما بگذارد.[۱۰]
همچنین حضرت موسی علیه السلام در داستان همراهی خود با عالم ربانی ( خضر پیامبر) نیز به وی پیشنهاد می‌دهد که در برابر گرفتن مزد به کارگری بپردازند.[۱۱]این مساله کارگری و مزد خواستن در برابر نیروی انسانی و بدنی در دو جای دیگر قرآن مطرح شده است: نخست در مسأله تقاضای ساحران برای دریافت اجرت از فرعون در آیات ۱۱۳ و ۱۱۴ سوره اعراف[۱۲]است که در آنجا ساحران پیشنهاد می‌کنند تا فرعون در برابر هنر جادوگری و سحر ایشان، مزدی را بپردازد و فرعون نیز با پذیرش پیشنهاد برای تشویق ساحران آنان را به قرب منزلت و مقام نیز وعده می‌دهد. در مورد دیگر، مردمانی به ذوالقرنین پیشنهاد می‌کنند تا برای ساختن سد، اجرت و مزدی را دریافت کند.[۱۳]

فلسفه کارگری

انسان به عنوان خلیفه الهی بر روی زمین مأمور و موظف است تا به عنوان یکی از اهداف ابتدایی و یا میانی اقدام به استعمار و آبادانی زمین کند. قرآن در این باره می‌فرماید: «هو انشاکم من الارض و استعمرکم فیها؛[۱۴]
او شما را از زمین ایجاد کرد و خواست تا آن را آبادان و عمران کنید.»
آبادی و آبادانی زمین به عنوان مأموریت انسان در زمین بدون تلاش و کوشش و کار امکان پذیر نیست. انسانها با تلاش و کار و کوشش است که زمین را به شکل کنونی آباد کرده و از امکانات و فرصت‌های پیش روی بشر بهرهمند می‌شوند.
از آنجایی که انسان به جهت ذات استخدامگر خویش گرایش به اجتماع و جامعه دارد، در شکل اجتماعی زندگی خود را سامان می‌دهد تا از فرصتها و امکانات دیگری بهرهمند گردد و از آن برای رفع نیازهای خود و دفع مشکلاتش استفاده کند.
حرکت چرخ زندگی بشر در گرو تعاون، خدمت و استفاده متقابل از خدمات یکدیگر است که یکی از راه‌های آن اجاره و کارگری است. خداوند در این باره می‌فرماید: «نحن قسمنا بینهم معیشتهم فی الحیاة الدنیا و رفعنا بعضهم فوق بعض درجات لیتخذ بعضهم بعضا سخریا؛[۱۵]
ما وسایل معاش آنان را در زندگی دنیا میانشان تقسیم کرده و برخی را برتر از برخی دیگر قرار داده‌ایم تا بعضی از آنان بعض دیگر را به خدمت گیرند.»
به نظر طبرسی، علت تفاوت روزی بندگان ، این است که انسانها از کار یک دیگر بهره مند گردند.[۱۶]و اگر انسانها در تمام درجات از قوت و ضعف، علم و جهل، زیرکی و بلاهت و دیگر مراتب، مساوی بودند، هیچ انسانی حاضر به کارکردن برای دیگری نبود و این امر موجب اختلال نظام عالم و فساد زندگی بشر می‌شد.
در روایتی علی علیه السلام علت تفاوت آفرینش انسانها را بهرهمند شدن آنان از خدمات یکدیگر دانسته و فرموده است: «هیچ انسانی توانایی این امر را ندارد که بنا، نجار و یا صنعتگر خویش باشد. تمام کارهایش را به تنهایی و بدون استخدام و به کارگیری دیگری انجام دهد.»[۱۷]

حقوق کارگر و آداب کارگری

قرآن برای کارگری قوانین، حقوق، شرایط و آدابی بیان داشته تا حق کارفرمایان و کارگران به عنوان جامعه انسانی به طور دقیق مراعات گردد و حق گروهی در برابر گروه دیگر ضایع و تباه نگردد. در آیات قرآن برای کارگری شرایطی بیان شده است که بدون تحقق آن کارکردن و کارگری نادرست است. از جمله این شرایط آن است که کارگر بالغ باشد. از این رو کارگری کودکان غیر بالغ نادرست و باطل است؛ زیرا کودک تا پیش از بلوغ و رشد جسمانی و عقلانی اختیاری ندارد تا بتواند نیروی کار و یا اندیشه خود را در برابر مزد و اجرتی واگذار کند.[۱۸]

دیگر شرایط کارگری

از دیگر شرایط کارگری رشد است. فقیهان با استناد به آیات ۵ و ۶ سوره نساء[۱۹]و نیز آیه ۲۸۲ سوره بقره[۲۰]گفته‌اند که تصرفات مالی سفیه ممنوع است و از این رو حق اجاره دادن اموال خود را ندارد. اما در اجیر شدن و کارگری او دو نظر است و آنان که کارگری وی را نیز ممنوع دانسته‌اند، بر این باورند که وی نفع و ضرر خویش را نمی‌شناسد و به همین دلیل نمی‌تواند خود را به کارگری واگذار کند.[۲۱]
عقل[۲۲][۲۳]، اختیار و رضایت[۲۴][۲۵]، مباح بودن منفعت[۲۶][۲۷]، مملوک بودن عوضین[۲۸][۲۹]مشخص بودن عمل و مدت آن[۳۰]از دیگر شرایط کارگری از دیدگاه قرآن است.
همچنین قرآن احکامی را برای کارگری و اجیر شدن بیان می‌کند که مهمترین آن مسأله لزوم و وجوب عقد اجاره[۳۱]است. به این معنا که وفای به آن برای هر دو طرف کارگر و کارفرما لازم و ضروری است و می‌بایست پای بند عقد اجاره باشند.

آسان گیری بر کارگر

در آداب اجاره و کار و کارگری نیز مطالب مهمی را قرآن مطرح می‌سازد که می‌توان به آسان گیری بر کارگر[۳۲]رفتار شایسته[۳۳]قدرت و امانتداری[۳۴]اشاره کرد.
این دسته از احکام متوجه کارفرمایان و کارگران است؛ اما بخشی از حقوق کارگری هست که دولت متکفل به انجام آن است. مهمترین امری که بر عهده دولت اسلامی است توجه به مساله معیشتی کارگران، بازنشستگان و از کار افتادگان است که در شکل تکافل اجتماعی و تامین اجتماعی خود نمایی می‌کند. بر دولت است تا از بیت مال مسلمین زندگی کارگران بازنشسته و از کار افتاده را تأمین کند و وسایل آسایش ایشان را در حد معقول و مقبول فراهم آورد.

منبع

دانشنامه موضوعی قرآن.

پا نویس

  1. نجم/سوره۵۳، آیه۳۹
  2. الحدائق الناضره ج ۲۱ ص ۵۳۲
  3. موسوعة الفقه ج ۲ ص ۱۱۹
  4. العروة الوثقی ج ۲ ص ۳۹۷
  5. موسوعه الفقه ج ۲ ص ۲۰۰
  6. جواهر الکلام، ج ۲۷ ص ۲۶۳
  7. جواهر الکلام، ج ۲۷ ص ۲۶۸
  8. قصص/سوره۲۸، آیه۲۷
  9. قصص/سوره۲۸، آیه۲۶
  10. قصص/سوره۲۸، آیات ۲۵-۲۹
  11. کهف/سوره۱۸، آیه۷۷
  12. اعراف/سوره۷، آیه۱۱۳
  13. کهف/سوره۱۸، آیه۹۴
  14. هود/سوره۱۱، آیه۶۱
  15. زخرف/سوره۴۳، آیه۳۲
  16. مجمع البیان ، ج ۹ ص ۷۱
  17. وسایل الشیعه ج ۱۹ ص ۱۰۳
  18. نساء/سوره۴، آیه۵-۶
  19. نساء/سوره۴، آیه۵
  20. بقره/سوره۲، آیه۲۸۲
  21. مستند العروة الوثقی بحث اجاره
  22. نساء/سوره۴، آیه۵
  23. بقره/سوره۲، آیه۲۸۲
  24. نساء/سوره۴، آیه۲۹
  25. بقره/سوره۲، آیه۲۷۵
  26. نساء/سوره۴، آیه۲۹
  27. مائده /سوره۵، آیه۲
  28. نساء/سوره۴، آیه۲۹
  29. مائده /سوره۵، آیه۲
  30. قصص/سوره۲۸، آیه۲۷
  31. مائده /سوره۵، آیه۱
  32. قصص/سوره۲۸، آیه۲۷
  33. قصص/سوره۲۸، آیه۲۷
  34. قصص/سوره۲۸، آیه۲۶
منبع: ویکی فقه - تاریخ برداشت : 95/02/26