فرهنگ مصادیق:آشتی کردن با مؤمنین: تفاوت بین نسخهها
| سطر ۲۲: | سطر ۲۲: | ||
|- | |- | ||
| 5 || [[آشتی یا قهر]]<br/> | | 5 || [[آشتی یا قهر]]<br/> | ||
| − | + | |} | |
<p class="relatesubject">موضوعات مرتبط</p> | <p class="relatesubject">موضوعات مرتبط</p> | ||
{| class="wikitable" | {| class="wikitable" | ||
نسخهٔ ۱۶ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۲۱
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | آشتی دادن، صدقهای برتر از نماز و روزه - کیهان |
| 2 | آثار و برکات آشتی و اصلاح بین مردم |
| 3 | فضیلت و ثواب آشتی و الفت |
| 4 | چگونه آشتی کنیم؟زن ها بیشتر قهر میکنند یا مردها؟ |
| 5 | آشتی یا قهر |
موضوعات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پایگاههای اینترنتی مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
آشتی - ویکی فقه
ایجاد صلح و آشتی بین مردم از سفارشات قرآن است.
تعریف لغوی
دهخدا، آشتی را، دوستی از نو کردن، ترک جنگ، رنجشی را از کسی فراموش کردن، صلح، مصالحه و... تعریف می کند.[۱]
آشتی و الفت ضد قهر و دوری از برادران مومن و از اوصاف جمیله و اعمال فاضله است و ثواب آن بیحد و فایده آن بینهایت است. قهر کردن هم به معنی تکلم نکردن و کراهت داشتن از دیدار با شخصی است.[۲]
یکی از بلاهای گسترده در زندگی انسانها، پیدایش کشمکشها، دودستگی و جناحبندی میان مردم است که معمولا در اجتماعات بزرگ منجر به اختلافات و منازعات بزرگی هچون جنگ و خونریزی و در اجتماعات کوچک منجر به قهر کردن و دوری از برادران دینی می شود. قهر کردن در مباحث اخلاقی جزء رذائل اخلاقی به شمار می رود که نتیجه عداوت و کینه، بخل و حسد و یا بدگمانی و بدبینی است.
آثار قهر در آیات و روایات
در این قسمت به خاطر ارتباط بین قهر و آشتی ابتدا به آیات و روایاتی که در مذمت قهر کردن وارد شده میپردازیم و در ادامه به آیات و روایاتی که، تشویق به صلح و آشتی کردن می کند، پرداخته می شود.
خسران
«الَّذِینَ ینْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَیقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یوصَلَ وَیفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولَئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ»[۳] فاسقان کسانی هستند که پیمان خدا را، پس از محکم ساختن آن، میشکنند و پیوندهایی را که خدا دستور داده برقرار سازند، قطع نموده و در روی زمین فساد میکنند؛ اینها زیانکارانند. از مصادیق این قطع رابطه، قطع رابطه با خویشان است. در همین آیه، چنین عملی را، نشانه فسق و از مفاسد در زمین میداند.
سزاوار آتش شدن
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) میفرمایند:
« یا أَبَاذَرٍّ أَنْهَاکَ عَنِ الْهِجْرَانِ وَ إِنْ کُنْتَ لَا بُدَّ فَاعِلًا فَلَا تَهْجُرْهُ فَوْقَ ثَلَاثَةِ أَیامٍ کَمَلًا فَمَنْ مَاتَ فِیهَا مُهَاجِراً لِأَخِیهِ کَانَتِ النَّارُ أَوْلَی بِهِ».[۴][۵] ای اباذر نهی میکنم ترا از قهر کردن و دوری نمودن اگر چه ناچاری دوری مکن برادرت را بیش از سه روز تمام. پس هر کس بمیرد در حال دوری کردن از برادرش آتش به او سزاوارتر باشد.
خروج از اسلام
حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) فرمود: «أَیمَا مُسْلِمَینِ تَهَاجَرَا فَمَکَثَا ثَلَاثاً لَا یصْطَلِحَانِ إِلَّا کَانَا خَارِجَینِ مِنَ الْإِسْلَامِ وَ لَمْ یکُنْ بَینَهُمَا وَلَایةٌ فَأَیهُمَا سَبَقَ إِلَی کَلَامِ أَخِیهِ کَانَ السَّابِقَ إِلَی الْجَنَّةِ- یوْمَ الْحِسَاب». [۶] هر دو نفر مسلمانی که از همدیگر قهر کنند و سه روز بر آن حال بمانند و با هم آشتی نکنند هر دو از اسلام بیرون روند و میانه آنها پیوند و دوستی دینی نباشد، پس هر کدام از آن دو به سخن گفتن با برادرش پیشی گرفت، او در روز حساب پیشرو به بهشت باشد.
سزاوار بیزاری و لعنت شدن
حضرت صادق علیه السلام میفرمود: « لَا یفْتَرِقُ رَجُلَانِ عَلَی الْهِجْرَانِ إِلَّا اسْتَوْجَبَ أَحَدُهُمَا الْبَرَاءَةَ وَ اللَّعْنَةَ وَ رُبَّمَا اسْتَحَقَّ ذَلِکَ کِلَاهُمَا».[۷] از هم جدا نشوند دو مرد به صورت قهر کردن جز اینکه یکی از آن دو سزاوار بیزاری (خدا و رسولش از وی) و لعنت (یعنی دوری از رحمت حق) گردد و چه بسا که هر دوی آنها سزاوار آن شوند.
قاتل بودن
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله میفرمایند: «من هجر أخاه سنة فهو کسفک دمه؛ هر که یک سال از برادر خویش قهر کند چنان است که خون وی را ریخته است.»[۸]
رد عمل
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله می فرمایند: «یا أَبَا ذَرٍّ إِیاکَ وَ هِجْرَانَ أَخِیکَ فَإِنَّ الْعَمَلَ لَا یتَقَبَّلُ مِنَ الْهِجْرَانِ »[۹] ای اباذر بپرهیز از دوری کردن از برادرت. زیرا که عمل انسان با قهر پذیرفته نمیشود.
آشتی در روایات
حضرت علی علیه السلام میفرمود: «عَلَیکُمْ بِالتَّوَاصُلِ وَ الْمُوَافَقَةِ وَ إِیاکُمْ وَ الْمُقَاطَعَةَ وَ الْمُهَاجَرَة؛ بر شماست پیوستن و موافقت و دوستی کردن و بپرهیزید از بریدن و ترک کردن و قهر کردن از همدیگر.»[۱۰]
حضرت صادق علیه السلام میفرمود: «قَالَ لَایزَالُ إِبْلِیسُ فَرِحاً مَا اهْتَجَرَ الْمُسْلِمَانِ فَإِذَا الْتَقَیا اصْطَکَّتْ رُکْبَتَاهُ وَ تَخَلَّعَتْ أَوْصَالُهُ وَ نَادَی یا وَیلَهُ مَا لَقِی مِنَ الثُّبُور؛ پیوسته تا دو مسلمان با هم قهرند، ابلیس شاد است و چون آشتی کنند، زانوهایش بلرزد و به هم بخورد و بندهایش از هم بگسلد و فریاد بزند ای وای بر او ( مقصود از او خود شیطان است ای وای بر من ) که بی چاره شدم و به هلاکت رسیدم..»[۱۱]
حضرت امام باقر علیه السلام میفرمود: «إِنَّ الشَّیطَانَ یغْرِی بَینَ الْمُؤْمِنِینَ- مَا لَمْ یرْجِعْ أَحَدُهُمْ عَنْ دِینِهِ- فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِکَ اسْتَلْقَی عَلَی قَفَاهُ وَ تَمَدَّدَ ثُمَّ قَالَ فُزْتُ- فَرَحِمَ اللَّهُ امْرَأً أَلَّفَ بَینَ وَلِیینِ لَنَا یا مَعْشَرَ الْمُؤْمِنِینَ تَأَلَّفُوا وَ تَعَاطَفُوا؛ همانا شیطان میان دو مؤمن دشمنى اندازد و تا یكى از آن دو از دین برنگردد (آن دو را رها نكند)، و همین كه چنین كردند به پشت بخوابد و دراز كشد، و سپس گوید: كامیاب شدم، پس خدا رحمت كند مردی را كه میانه دو تن از دوستان ما الفت اندازد، اى گروه مؤمنین باهم انس و الفت گیرید و با هم مهربانى كنید. .» [۱۲]
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله میفرمایند: « لَا تَبَاغَضُوا وَ لَا تَحَاسَدُوا وَ لَا تَدَابَرُوا وَ لَا تَقَاطَعُوا- وَ کُونُوا عِبَادَ اللَّهِ إِخْوَانا؛ با هم دشمن نباشید، و بهم حسد نبرید و بهم پشت نکنید و از هم نبُرید و و ای بندگان خدا با هم برادر باشید.» [۱۳]
وظیفه دیگران در برابر اختلافات
اسلام، مسلمانان را موظف به خاموش کردن آتش نزاعها و کینهها کرده است. حضرت علی علیهالسلام در وصیت نامه خود به فرزندان و همه کسانی که گفته او به آنها میرسد، توصیه میکند: «أُوصِیکُمَا وَ جَمِیعَ وَلَدِی وَ أَهْلِی وَ مَنْ بَلَغَهُ کِتَابِی بِتَقْوَی اللَّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِکُمْ وَ صَلَاحِ ذَاتِ بَینِکُم.»[۱۴]
شما و همه فرزندانم و کسانم و آن را که نامه من بدو رسد سفارش میکنم به ترس از خدا و آراستن کارها و آشتی با یکدیگر که من از جد شما شنیدم که میگفت: آشتی دادن میان مردمان، بهتر است از هر نماز و روزه ای .
اهمیت آشتی دادن
با اینکه در اسلام دروغ گفتن از گناهان کبیره است میتوان در شرایطی برای اصلاح ذات بین از آن بهره گرفت، بنابر گفته امام صادق علیهالسلام: «المُصلِحُ لَیْسِ بِکاذِبٍ؛ کسی که مصلح و میانجی میشود، آنچه بگوید دروغگو محسوب نمیشود. [۱۵]
در حدیثی دیگر از امام علی علیهالسلام آمده است: « لَأَنْ أُصْلِحَ بَینَ اثْنَینِ أَحَبُّ إِلَی مِنْ أَنْ أَتَصَدَّقَ بِدِینَارَین؛ اگر میان دو نفر به منظور اصلاح و آشتی، میانجیگری کنم در نظر من از دو دینار صدقه دادن برتر است.»[۱۶]
استحکام جامعه و مهربانی و دوستی بین ارکان آن، از نیازهای اساسی جامعه بشری است. خداوند متعال در قرآن کریم با به کار بردن تعبیر زیبای «صلح و آشتی» مردم را به اختلاف زدایی در زمینه حقوقی دعوت میکند و میفرماید: «فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَینِکُمْ وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ؛ شما مؤمنان باید از خدا بترسید و بلکه به رضایت و مسالمت و اتحاد بین خودتان بپرازید و خدا و رسول را اطاعت کنید، اگر اهل ایمانید.» [۱۷]
همچنین در مورد توصیه به اخوت و برادری میفرماید: « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَینَ أَخَوَیکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ؛ به حقیقت، مؤمنان همه برادر یکدیگرند. پس همیشه بین برادران ایمانی خود صلح دهید و خدا ترس و پرهیزکار باشید. امید است که مورد لطف و رحمت الهی قرار گیرید.»[۱۸]
اصلاح بین مؤمنان آنقدر ارزش و اهمیت دارد که اگر نهاد ویژه و بودجه خاصی هم برای این هدف منظور شود، کاملاً منطقی و بهجاست. امام علی علیهالسلام در وصیتنامه خویش خطاب به امام حسن و امام حسین علیهماالسلام میفرماید: از جد شما شنیدم که می فرمود: «إِصْلَاحُ ذَاتِ الْبَینِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ؛ اصلاح بین مردم از هر نماز و روزه (مستحبّی) بهتر و گرانقدرتر است.»[۱۹]
پا نویس
- ↑ فرهنگ دهخدا، ج۱، ص۱۱۶.
- ↑ فرهنگ دهخدا، ج۱۱، ص۱۵۷۰۹.
- ↑ بقره/سوره۲، آیه۲۷.
- ↑ بحار الانوار، ج۷۲، ص۱۸۴.
- ↑ بحار الانوار، ج۷۴، ص۹۰.
- ↑ اصول من الکافی، ج۲، ص۳۴۵.
- ↑ اصول من الکافی، ج۲، ص۳۴۴.
- ↑ نهج الفصاحه، کلمات قصار، ص۷۴۷.
- ↑ بحار الانوار، ج۷۴، ص۸۹.
- ↑ تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص۴۳۷.
- ↑ اصول من الکافی، ج۲، ص۳۴۶.
- ↑ بحار الانوار، ج۷۲، ص۱۸۷.
- ↑ بحار الانوار، ج۷۳، ص۳۸.
- ↑ نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، نامه ۴۷.
- ↑ اصول من الکافی، ج۲، ص۲۱۰.
- ↑ اصول من الکافی، ج،۲ ص۲۰۹.
- ↑ انفال/سوره۸، آیه۱.
- ↑ حجرات/سوره۴۹، آیه۱۰.
- ↑ بحار الانوار، ج۷۳، ص۴۳.







