کتابخانه:حفظ و تقویت حافظه: تفاوت بین نسخهها
(←مقدمه پيروزي) |
(←اراده و اميد) |
||
| سطر ۱٬۰۳۲: | سطر ۱٬۰۳۲: | ||
شاعر گرانمايه گويد : | شاعر گرانمايه گويد : | ||
| − | + | استـقامـت و پـايداري مـيخ سزدار عبرت بشر گردد | |
| − | + | بر سرش هرچه بيشتر كوبند پـايداريش بـيشتر گردد | |
نسخهٔ ۱۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۰۴
حفظ و تقويت حافظه ص24
[منبع الکترونیکی]
افزودن به کتابخانه شخصی
شرح پدیدآور : محمدحسين حقجو زبان : فارسی نوع منبع : کتاب الکترونیکی موضوعات : عطر زدن مسواك زدن حافظه موفقيت حجامت مشروبات الکلي منابع دیجیتالی :
نسخه متنی
پدیدآورندگان : حق جو ، محمد حسين(سرشناسه) وضعیت نشر الکترونیکی : قم : موسسه فرهنگي و اطلاع رساني تبيان ، 1387
حفظ و تقويت حافظه شناسنامه کتاب نويسنده : محمد حسين حق جو انتشارات: فاطمه الزهراء- سلام الله عليها- سال نشر: 1370 ه ش تعداد صفحات کتاب: 336 ص
محتویات
- ۱ مقدمه
- ۲ حافظه نعمت و موهبت الهي
- ۳ تمرين معجزه ميكند
- ۴ زمان پرورش حافظه
- ۵ كليد موفقيتها
- ۶ زنگار حافظه
- ۷ راكد گذاردن حافظه
- ۸ رمز نيكسپاري
- ۹ دانشمندان،نوابغ،هوش وحافظه
- ۱۰ ارتباط هوش و حافظه
- ۱۱ فرآيند نبوغ
- ۱۲ نبوغ و دانشمندان
- ۱۳ تعقل و تعلق نه تمركز
- ۱۴ كليد پيروزي
- ۱۵ كمكم و پيوسته
- ۱۶ همت عالي
- ۱۷ مقدمه پيروزي
- ۱۸ كليد علم
- ۱۹ اراده و اميد
- ۲۰ عواملي كه در اراده موثرند
- ۲۱ عوامل خستگي
- ۲۲ جلوههائي از وقتكشي
- ۲۳ دوام و بيمهگري حافظه
- ۲۴ پرخوري با بند شيطان
- ۲۵ زيادهروي در آب
- ۲۶ روایات
- ۲۷ اسباب فراموشی
- ۲۸ نکات دانستني
- ۲۹ روش زندگي بزرگان علم
- ۳۰ تلاشي براي آيندگان
- ۳۱ مراحل وراثت
- ۳۲ بازي، تقويت کننده حافظه
- ۳۳ ورزش براي قدرت تمركز
- ۳۴ ورزشهاي عمومي
- ۳۵ ورزش تنفس
- ۳۶ رابطه معلم و شاگرد
- ۳۷ مآخذ و مدارك كتاب
مقدمه
شكر خداي را كه توفيق داد براي جواناني كه به اسلام و ارزشهاي الهي در دنيا عظمت دادند فرزنداني كه تا پاي جان از مرزهاي اسلام و انقلاب دفاع كردند، عزيزاني كه سلامت و آرامش و استراحت خود را براي پيشبرد مباني الهي در طبق اخلاص نهادند، تلاشگراني كه به ملتهاي مستضعف و ستمديده نور اميد بخشيدند و... گامي برداريم، به اميد آنكه آنها را ياري كرده باشيم تا بتوانند در آينده پستهاي كليد و مهم را خود در دست بگيرند و از دستآورد زحمات خودشان دفاع نمايند و به آرزوي ديرينهشان كه خدمت به اسلام و مردم اسلامي است دست پيدا كنند.
درود بر حضرت محمد ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ و خاندان بزرگوارش كه فرهنگي غني و معارفي عظيم در اختيار جامعه اسلامي گذاشت تا آگاهان از آنها براي ياري و سعادت جامعه بهره جويند.
و رحمت بيپايان خداوند متعال بر آنانكه فرهنگ غني الهي را به آيندگان خود رساندند تا اكنون ما وارث تلاشهاي شبانهروز آنها گشتهايم.
پاسخ به خواستهها
دوستان زيادي از مشكل كمسپاري، كندي حافظه رنج ميبرند و جوياي چارهاي اساسي و فراگير بودند.
برخي از دوستان تلفني براي اين مشكل چاره ميجستند.
برخي عزيزان حضوراً براي رهايي از اين معضل استمداد ميجستند.
در برخي از موارد راهنمائيهايي كه بنظر ميرسد بازگو ميكرديم و يا از بزرگان اهل تجربه كمك ميجستيم و يا ناچار بوديم كتبي كه از دانشمندان غيراسلامي در دسترس بود و يا ترجمه شده بود به آنها معرفي ميكرديم، كه متأسفانه منبع جامعي در اين موضوع وجود نداشت كه با نورانيت قرآن و روايات اهلبيت ـ عليهم السلام ـ همراه باشد.
اولاً آنان گمان ميكردند كه در معارف اسلام در اين موضوع بحثي نشده و حال آنكه كتب گوناگوني وجود داشت ولي با زبان پارسي همگون نبود و يا چندان در معرض عموم نبود.
ثانياً برخي از ديدگاههاي مادي آنان آثار منفي در اذهان خوانندگان ميگذاشت.
ثالثاً زمينهسازي ميشد براي محبت افراد غيرمسلمان در دل مسلمانان انقلابي و با تبري و تولي اسلامي منافات داشت.
در اين راستا از سال 1363 شروع به مطالعه كتب مختلف و تهيه فيشهائي نمودم، برخي مواقع 100 صفحه از يك كتاب را ميخواندم چند سطر بيشتر در رابطه با موضوع بحث نمييافتم، البته با توجه به اينكه قصد خلاصهنگاري بود.
آري چون براي حل مشكل جامعه اسلامي كار ميكردم اصلاً احساس خستگي و ناراحتي نميكردم، بلكه لذت هم ميبردم.[1]
اين كار همچنان ادامه پيدا كرد تا اينكه در سال 1368 شبهاي جمعه جلسهاي در شهريار براي جوانان داشتم، برخي از مطالب تهيه شده را به تناسب موقعيت جلسه مطرح ميكردم شوق نشان دادن آنان و تشويق برخي از دوستان مرا بر آن داشت تا در تابستان سال 1369 ضمن كارهاي ديگر تبليغي اين مجموعه را تنظيم نمايم.
كوتاه سخن اينكه اين مجموعه از آيات و روايات و سخن دانشمندان روانكاو و تجربيات علمي و عملي افراد نابغه و پيروز تشكيل شده است. ما برآنيم تا در آستانه شادي ورود آزادگان سلحشور به كشور اسلامي و انقلابي دوستانشان و جوانان عزيز و متدين را به چارهجويي يك مشكل فراگير آشنا سازيم.
اميد است به اين خواسته در حد توان رسيده باشيم و خداي متعال ما را در اين راه ياري كرده باشد.
از خداي متعال توفيق تلاش بيشتر براي امت ارزشمند اسلامي دارم و اميد است اين اندك كوششم را بپذيرد و ذخيره روزي قرار دهد كه مال و فرزند و... براي انسان كارساز نيست مگر اينكه انسان با قلبي تسليم دربرابر دستورات و نواهي او را درك كند.[2]
در پايان از انديشمندان و صاحبنظران و دوستاني كه مطالعه ميكنند عاجزانه ميخواهم اگر اشكال، انتقادي در مطالب كتاب داشتند براي نگارنده بنويسند و نيز از پيشنهادات خود مرا محروم نسازند.
حوزه علميه قم ـ محمد حسين حقجو
16/7/1369 برابر با 17 ربيع الاول 1411
روز ولادت با سعادت پيامبر گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ و امام صادق ـ عليه السلام ـ قم ـ صندوق پستي 307
________________________________________ [1] . البته اينكار در روز يكساعت آنهم از 10ـ11 شب و برخي مواقع كار خاصي پيش ميآمد در زمان ديگري جبران ميشد (در ايام تعطيلي درس) و حدود 3600 ساعت طول كشيد تا كار تكميل شد و به مرحله بازنگري رسيد. [2] . «يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ»، (سوره شعراء، آيه 89)
حافظه نعمت و موهبت الهي
در تمام موجودات و پديدههاي هستي قدرتي نهفته است كه توان نگهداري و بكارگيري فرامين تكويني الهي را دارند.
در جمادات استعدادي وجود دارد كه خواص خود را حفظ كرده و در يك سير خاصي كه اساس وجود اوليهاش بر آن مبتني است حركت ميكند مثلاً آهن از آغاز كشف تاكنون داراي خواص و سير تكويني خاصي بوده و خواص و شرايط تركيب و تجزيه آن ثابت بوده است.
در گياهان نيز نيرويي وجود دارد كه پيوسته در محدوده خاصي كار ميكند بگونهاي كه هيچ گياهي خصوصيات برگ، ساقه، تنه، شكوفه و ميوه و... آن تغييري نكرده، آري مگر آنكه به گياه ديگر او را پيوند زنند و يا بذر آن را بازسازي نمايند و يا در شرايط خاصي قرارش دهند و خلاصه در ساختار وجودي او دستكاري كنند.
حيوانات نيز از چنين نيرويي برخوردار هستند كه از عجائب خاصي برخوردار هستند و گاه انسان روشهائي را مينگرد كه موجب اعجاب او ميگردد.
حيوانات نيز از نظر خصوصيات جسمي، كارآئي، بچهداري، راهداري، دشمنشناسي، منزليابي، هواشناسي، پدر و مادر و فرزند و دوست شناسي و... بطور هماهنگ و ثابت ميباشند كه خود جاي سخن فراوان است و براي توضيح بيشتر بايد به كتب بيولوژيكي سيستمهاي حاكم بر بدن آنها را در كتب مفصل مورد توجه قرار داد تا به اين حقيقت پي برد.
انسان هم يك چنين توانائي دارد البته با اين تفاوت كه او از آن نيرو در مسير خدمت به خلق خدا و دستورات الهي بايد بكار ببرد با وجود اينكه ميتواند در جهت خيانت به جامعه بكار گيرد زيرا او داراي عقل و وجدان است كه او را به اين انتخاب سوق ميدهد.
البته در تفاوتهاي فيزيكي و متافيزيكي نيز بين انسان و ديگر پديدهها از اين جهت تفاوتهايي وجود دارد كه اين مختصر امكان آن ويژگيها را ندارد، و بايسته است به همين مقدار بسنده كنيم كه موجب خستگي خواننده نگردد.
آري اين نيرو در موجودات عالم وجودش حتمي است ولي مقدارش با كم و زياد و تفاوتهايي توأم است، حتي در بين انسان نيز تفاوت در ميان زن و مرد وجود دارد.
حجم جمجمه زن 1226 و حجم جمجمه مرد 1446 و وزن مغز مرد 1323 گرم و وزن مغز زن 1210 گرم ميباشد و تعداد سلولهاي مغزي هر انسان معمولاً حدود 10 ميليون ميباشد.
دانشمندان فيزيولوژيست مغزي گويند هرچه شيارهاي مغزي انسان بيشتر باشد توان فراگيري و گزينش و انتقالش بيشتر ميباشد و افزوني شيارها موجب حساسيت بيشتر حافظه در يادگيري ميگردد.
حافظ موهبت الهي
يكي از نعمتهايي كه به آن توجه فراوان شده و از آن با واژگان مختلف در قرآن كريم و روايات معصومين ـ عليهم السلام ـ نام برده شده، حافظه انسان ميباشد.
گاه از آن به «فؤاد» ياد شده است:
به راستي در رابطه با حس شنوائي و بينائي و يادسپاري در نزد خداي متعال مسئول و مورد سئوال قرار ميگيريد.[1]
ما برايتان قدرت شنوائي و بينائي و يادسپاري را قرار داديم ولي عده كمي از شما سپاسگزاريد.[2]
البته به اعتبار حالات و وظائف مختلفي كه قوه حافظه دارد تعابير گوناگوني از آن شده است، در قرآن و كلمات معصومين ـ عليهم السلام ـ از آن به تعقل، تدبر، تفكر، تذكر، لُب فؤاد و... ياد شده است. همانگونه كه ميتوان گفت 99% مردم از نيروي شنوائي و بينائي و لامسه و شامه و چشائي بهرهورند از نعمت حافظه نيز برخوردارند امّا روش استفاده از آن را معمولاً نميدانند.
حافظه در نهايت يك نيروي غيرقابل جدا شدن از انسانيت انسان است حتي برخي از روانكاوان معتقدند كه در انساني كه به عللي از قبيل: شوكه، هيجان، اضطراب، سكته و... اين قدرت را از دست دادهاند، اين افراد استعداد خواندن و گزينش خاطرههايي را كه از دست دادهاند دارند كه دوباره بازيابند البته تحت شرايط خاص و پي در پي.
اگر خداي متعال تأكيد فراوان در قرآن فرموده مبني بر اينكه در پديدههايي كه از برابرتان ميگذرد دقت كنيد، توجه كنيد، فكر نمائيد، بنگريد و... براي اين است كه اين حافظه شكوفا گردد، خود اهميت دادن به پديدههاي زمان حال و آينده و گذشته نقش مؤثري درباروري حافظه دارد و از سوي ديگر تأكيد بر اين است كه نسبت به امور شخصي و اجتماعي خود نيز توجه كنيد، دقت نمائيد، به پديدههاي اطراف خود از جمادات، گياهان و حيوانات و اجزاء تشكيل دهنده پيكر خود و... توجه كنيد، اينها در پرورش و رشد قوه يادداري بسيار مؤثر است كه در بحثهاي آينده روشن خواهد شد بياري خداوند متعال.
________________________________________ [1] . «إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ...»، (اسراء، 36). [2] . «وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ...»، (سوره نحل، آيه 78).
تمرين معجزه ميكند
در اصل بايد گفت همانگونه كه اعضاء جسمي ما توان باروري و رشد دارند اعضاء معنوي و فكري ما نيز اين استعداد را دارند، مثلاً دست با تمرين و ممارست در حالتي قرار گيرد كه تا وزنه 500 كيلوگرم را بردارد.
پاها ميتوانند با تمرينهاي صحيح در دويدن، پرش، راهپيمائي، چرخسواري، فوتبال، واليبال، بسكتبال و... امتيازات ويژهاي را نسبت به افراد همگون و همسن خود كسب كند حتي به مقام قهرماني جهاني نائل آيد.
عضلات بدن در اثر نرمش و تمرينهاي مختلف به بازيهاي ژيمناستيك، كشتي، جودو و ديگر برتريهاي جسمي دست پيدا كند.
معده از نظر قدرت هضم و پذيرش توانائي مسابقه با دهها نفر را پس از تمرين دارد كه به برتري نائل آيد.
انسان از نظر روحي ميتواند در حدي رشد كند كه مانند مرتاضها و برخي افراد كه كارهاي فوقالعاده انجام ميدهند كارهايي را انجام دهد.
برخي در رانندگي مهارتهايي خاص دارند.
بعضي در ماشيننويسي برتريهاي ويژهاي دارند.
عدهاي در تفكرهاي هنري، صنعتي، نظامي و... برتريهائي دارند كه افرادي كه از آنها بهرهمند نيستند تصور و قبول كردن برايشان غيرممكن است.
آري انسان استعدادهاي گوناگوني دارد كه همه آنها در نهاد و درونش نهفته است فقط اگر بتواند از آن بهرهوري كند و روش آن را بيابد خيلي برايش آسان ميشود.
قوه يادداري نيز در اثر تمرين منظم و حسابشده و رعايت اصول لازمه ميتواند به انسان امتيازاتي بدهد.
الآن مؤسساتي تشكيل شده براي تندخواني كه در نتيجه قدرت چشم و ذهن را بالا ميبرند تا آنجا كه چند برابر افراد معمولي انسان ميتواند مطالعه كند، بنويسد و... اگر نهادها و بنيادهايي كه خداي متعال در سيستمهاي گوناگون بدن انسان به امانت گذاشته از آنها بهرهبرداري صحيح گردد انسان خود ميتواند به مدارج عاليه انساني دست پيدا كند، اگر در روايات از ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ نقل شده كه در زمان ظهور امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ تمام سيستمهاي تكنولوژي بيثمر و بيفايده است زيرا آنقدر انسانها رشد بالنده و سريعي پيدا ميكنند كه زحمات و تلاشهاي قرنها دانشمندان را زيرپا ميگذارند، چطور اين مسئله قابل تصور است، شايد به نظر خيلي مشكل برسد ولي براي كسي كه اندكي پي به عجائب آفرينش برده باشد هيچ برايش بعيد نيست هماكنون افرادي هستند كه راه چندين ساعته را كه افراد معمولي با هواپيماهاي آخرين سيستم ميپيمايند با كمتر از يك آن طي ميكنند و... اگر كسي و يا كساني از اين سرمايههاي نهفته در اعضاء بدن استفاده نكند و آن استعدادها را شكوفا نكند خود مقصر است و بس.
آري اگر در انتخاب روش كار بدون دقت و بررسي در اطراف آن مسيري را برگزينيم حتماً نتيجه كافي نخواهيم گرفت بلكه گاهي نتيجه منفي نيز ميگيريم، در مورد يادسپاري نيز جريان همين است لذا بايد گفت: تمرين، تكرار و ممارست معجزه ميكند.
خلاصه خاطرهها و دادههايي كه به حافظه القاء ميشود براي هميشه تا زماني كه حيات باقي است وجود خواهد داشت لكن مشكل دوبارهيابي آن از ميان دادههاي فشرده قبلي است.
در بايگاني ذهن مطالبي منظم اگر داده شود برداشت آن نيز بسيار ساده است.
در يك اتاق بايگاني وقتي فرد ناآگاه به بايگاني وارد شود نميتواند پرونده موردنظر خود را پيدا كند ولي مأمور بايگاني در زمان بسيار كوتاهي پرونده موردنظر را مييابد.
آري گزيدن از ميان چندين ميليارد يافته و سلولهاي مغز مطلب موردنظر كار بسيار دقيق و مهمي است و اگر گذاردن صحيح و منظم باشد برداشتن نيز آسان خواهد بود.
اگر انسان در شب تاريك ساعتش را از دست بيرون آورد و جائي بگذارد، ميتواند در دوبارهيابي به راحتي به ساعت دست يابد؟ هرگز!
زمان پرورش حافظه
قبلاً يادآور شديم كه حافظه هيچگاه محو و نابود نميشود و لكن مسئله مهم بازيابي دادههاي قبلي از حافظه است.
بايد گفت: كه اين موفقيت بازگيري محدود به سن خاص، مكان خاص، زمان معين و فرد ويژهاي نبوده بلكه هرگاه كسي بخواهد ميتواند با آشنائي به روش بازيابي در مدت نه چندان زياد آنچه را كه در نهاد خود داشته بازيابد و مورد بهرهبرداري قرار دهد.
حتي پيرمردان، پيرزنان كه از كندي حافظه رنج ميبرند با پشتكار و عملي ساختن برنامههاي اين كتاب به راحتي ميتوانند خواستههاي خويش را تأمين كنند.
روشي كه ما برگزيدهايم از مجموعهي آيات و روايات و نظرات دانشمندان و روانكاوان و تجربيات افراد گوناگون است.
اميد است مفيد همگان خصوصاً مؤمنين جامعه قرار گيرد.
كليد موفقيتها
اصولاً بايد گفت در هر علم، دانش، هنر، حرفه، فن، صنعت و... اگر بخواهيم وارد شويم نخستين مسئلهاي كه مطرح است: محيط آموزش كيفيت آموزش و آنگاه مرحله يادسپاري است.
در زندگي اجتماعي، فرهنگي، خانوادگي، سياسي، فردي و... نيز مسئله يادداري و نيكوسپاري رمز مهمي از پيشرفت و تكاپو را ايفاء ميكند.
در انتخاب مسيرهاي آينده در اجتماع اين مسئله بسيار مهم و حياتي است، موفقيت و پيشرفت در زندگي نيز كليدش در محدوده حافظه نهفته است، زيرا اگر حافظه شكوفا شد و توان يادداري در نيازهاي زندگي را بدست آورد بسياري از مشكلات را ميكاهد و انسان را از فشارهاي روحي و فكري مصون ميدارد.
بسياري از زيانها و ضررهاي مالي، فكري و اجتماعي مرتبط با حافظه است.
آري مردان بزرگ در طول تاريخ از حافظههاي قوي برخوردار بودهاند، مخترعين، مكتشفين و چهرههاي موفق در پديدههاي طبيعت از افرادي بودهاند كه از قدرت يادسپاري خود نيكو بهره بردهاند و روش نيكوسپاري را با اصول صحيح يافتهاند و عملي ساختهاند.
اگر شما به زندگي آنان گذري داشته باشيد خواهيد يافت كه از شرايط ويژهاي برخوردار نبودهاند بلكه ابزاري كه در اختيار آنان خداي متعال قرار داده به طريق بايستهاي بكار گرفتهاند و از برتريهاي انساني، الهي، اجتماعي، علمي برخوردار شدهاند.
حتي برخي از آنان در آغاز زندگيشان افراد پائين و ضعيفي بودهاند ولي با تلاشهاي خود به پيروزيهاي چشمگيري دست يافتهاند.
زنگار حافظه
همانگونه كه اعضاء جسمي بدن انسان اگر مدتي جنب و جوش طبيعي و معمولي خود را از دست بدهد و يا متوقف گردد موجب بيحالي و سستي ميشود تا آنجا كه ديگر گمان ميشود يك فرد مريض است و نياز به درمان دارد در صورتي كه در اين موارد بايد به مرور اگر چه با اكراه و زور هم شده كار تمرين را آغاز كرد تا عضلات بدن به حركت آيند و حالت گرفته شده برگردد، و به حالت طبيعي خود برگردد.
اگر به عللي مدتي ناچار بوده باشيد استراحت مطلق داشته باشيد بطوريكه حتي براي تخليه و توالت رفتن نيز اجازه حركت نداشته باشيد اين حالت نه اين است كه شما قواي جسمي خود را از دست دادهايد بلكه عضلات به اين وسيله به صورت يك تنبلي موقت درآمده كه با آغاز تلاش نويني دوباره و كمكم به حالت اول بازميگردد.
اگر درب آهني را يك مدتي رنگآميزي نكنيد و تميز ننمائيد و حالت زنگزدگي زيادي پيدا شود اين درب خصوصيت آهن بودنش را از دست داده يا اينكه لايههاي زنگ او را از شكل ظاهريش تغيير داده است؟ و با يك تغيير و تميزي باز حالت ظاهري اولش به او برميگردد.
حافظه را هم اگر مدتي رها كرده و او را براي يادسپاريهاي مختلف بكار نبريد كمكم ياختهها و سلولهاي مغز آن حالت اثر پذيري و ثمره دهيش را از دست داده و ديگر حساسيت لازم را از خود نشان نميدهد تا داده را فوري بايگاني و حفظ كند ولي با اندك بازنگري دوباره ميتوان او را فعال و پويا و بالنده نمود و خلاص زنگارهاي اطرافش را با روشهائي كه در آينده خواهيم گفت زدود و به ياري خداي عزيز برداشت.
اين زنگارهاي ساده است و در اين صورت حيات جديدي انسان پيدا ميكند و روحيهاي شاد و كوشا در خود و جامعه مييابد.
اينكه ميگويند فلاني حافظه خوبي دارد، و ديگري حافظه خوبي ندارد يك گفتار بيجائي است بلكه بايد گفت: يك فرد از قوه حافظه به نيكي استفاده ميكند و ديگري يا استفاده نميكند و يا نميتواند از آن بهره ببرد.
راكد گذاردن حافظه
جابربن حيان (ره) از امام صادق ـ عليه السلام ـ پرسيد چرا بعد از اينكه انسان پير ميشود كمحافظه ميشود؟
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: اين مسئله كليت ندارد كه هركس پير شد كمحافظه شود ولي نشاط و جواني موجب ميشود كه اين امر براي ديگران مشخص نشود.
طبقه دانشمندان در دوره پيري عاقلتر، مطلعتر و باهوشتر از دوره جواني بنظر ميرسند چون در دوره جواني آنچه از علم بدست ميآورند كم است.
آنگاه حضرت فرمود: آنچه فراموشي ميآورد، بكار نينداختن نيروي يادسپاري است نيروي يادگيري مانند ساير نيروهاي بدن انسان است اگر بخواهد توانمند باشد بايد بكار گرفته شود، اگر يك جوان هم حافظه خود را بكار نبرد دچار كندذهني و بييادي ميشود.
امّا سالخوردگان كه نميگذارند براثر ضعف نيروي جسمي قوه يادداري آنها راكد گردد در دوره سالخوردگي حافظهاي نيرومندتر از دوره جواني دارند چون حافظه آنها در تمام عمر بكار مشغول بوده و در اواخر عمر به حد اعلاي خود رسيده است.[1]
البته اين طبيعي است كه پويايي يادسپاري در اين سن نسبت به جواني بيشتر است زيرا فرد از تجربه و علم و بينش و درك برتري برخوردار خواهد بود و آنچه اكنون ميآموزد با داشتهاي ذهني قبلي در ميآميزد و ميزان دركش فزونتر ميگردد.
رمز نيكسپاري
برخي گمان ميكنند اگر مرتب به فكر و حافظهشان فشار آورند و او را بكار گيرند روش صحيح و خوبي براي پرورش يادسپاريشان خواهد بود در صورتيكه اگر روش حسابشدهاي در تمرين و آموزش انتخاب نگردد نه اينكه نتيجه مطلوبي نخواهد داشت بلكه انسان را مبتلا به امراض مختلف روحي و رواني و عصبي ميكند.
اگر تمرين وزنهبرداري را بر مبناي اصول و برنامه حسابشدهاي نباشد و بدون نظر فرد آگاه وارد تمرين گرديم حتماً نتيجه نخواهيم گرفت بلكه گاهي مواقع مبتلا به امراض عضلاني نيز ميگرديم و چه بسا به اصل آن ورزش نيز بدبين گرديم و از ادامه آن سر باز زنيم.
اگر قواعد و برنامههاي تنظيم شده در اين كتاب را عملي سازيد در كمتر از شش ماه ميتوانيد به قدرت اعجابآوري حافظه خود را بازآوري كنيد.
ما در اينجا اطمينان ميدهيم اگر روش اين مجموعه را عملي سازيد بدون هيچ ترديدي ميتوانيد از كاستيهاي يادسپاري بدور بوده ولي از همين حالا تصميم بگيريد و قول بدهيد كه با نام خدا شروع كنيد و نتيجه آن را نيز در راه خدا و دين خدا بكار بريد كه قرآن نيز پيامبر خود را به همين روش توصيه فرموده است «بگود خدايا مرا در كارم آغازش و پايانش را در راه صدق (ايمان، دستور خود) قرار ده.»[2]
تذكر ديگري كه داريم اينكه از نيكو انجام دادن تمرينها و خودآزمائيها هرگز غفلت نكرده كه رمز ديگر موفقيت شما خواهد بود.
براي همين است كه در كليه درسها و علوم پس از پايان درس شما را ملزم به حل تمرينها ميكنند و حل تمرينها شما را نسبت به آن دانش مسلط و آگاهتر ميكند.
________________________________________ [1] . مأخذ 54، ص 584. [2] . «قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ»، (اسراء، آيه 80.
دانشمندان،نوابغ،هوش وحافظه
علاوه بر توجه خاصي كه خداي متعال و ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ به مسئله حافظه داشتهاند كه افراد را به آن توصيههاي فراواني كردهاند چنان كه در بخشهاي بعدي خواهد آمد خوب است به گوشهاي از كلمات دانشمندان و صاحبنظران دنياي علم و تجربه نيز اشاراتي داشته باشيم:
مونتي[1] گويد: «دقت، قلم حكاكي حافظه است.»[2]
ولتر[3] گويد: بدون حافظه انسان نميتواند چيزي را اختراع كند و نميتواند به تركيب دو انديشه بپردازد.[4]
پاسكال[5]: حافظه براي همه كارهاي فكري ضروري است.
ريوارول[6] گويد: حافظه پيوسته در فرمان قلب است.
افلاطون[7] گويد: دانستن چيزي غير از حافظه نيست.
ژرژ دوهامال[8] گويد: حافظه را تحقير نكنيد آن را تربيت كنيد و به اطاعت واداريد.
علاقه به ديگران يكي از علل ايجاد حافظه است.
ارتباط هوش و حافظه
يادسپاري و هوش هيچگونه نقطه مخالف و متفاوتي با هم ندارند بلكه حافظه در رشد هوش نقش مهمي دارد، آري هوش براي تخيل، استدلال، قضاوت، حدس و گمان و... نياز به حافظه دارد تا در اين امور آنچه كه نياز دارد استخراج كند و هرچه حافظه بتواند مواد اوليه هوش را تدارك كند هوش موفقتر خواهد بود و در خلاقيت، استدلال، قضاوت، نوآوري و تخيلات و ابتكار عمل پيروزي بهتري خواهد داشت.
اگرچه هوش و تيزبيني از برخي روايات به جنبههاي معنوي از قبيل ايمان، تقوي، اخلاص بستگي زيادي دارد.
مانند امام صادق ـ عليه السلام ـ كه فرمود: «مؤمن زرنگ و تيزهوش است.»[9]
خداوند فرموده: كسي كه تقوا را پيشه زندگي خود نمايد انديشههاي نوي را خواهد داشت.[10]
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:
كسي كه چهل روز اعمالش را نيك و با اخلاص گرداند ابواب حكمت (تيزبيني و نيكونگري) را در او خداي متعال ميگشايد.[11]
در جاي ديگر خداوند متعال فرمود:
كسي كه تقوي پيشه كند قدرت فرقان (تيزهوشي و نيكشناسي) را به او خواهيم داد.[12]
امّا با وجود اين مسئله برگزيدن روشهاي صحيح و مجاري درست امور مادي نيز جداي از اين امر نخواهد بود چنانكه امام صادق ـ عليه السلام ـ ميفرمايند:
خداي متعال انجام كارها را بدون جريان يافتن از طريق طبيعي و معمولي بيميل است.[13]
براي همين امر است كه انسان علاوه بر جنبههاي معنوي بايد پايههاي مادي را نيز تا حدي در نظر داشته باشد كه در فصلهاي آينده به آنها اشاره خواهيم كرد.
اسلام علاوه اهميت دادن به امور مادي به بنيادهاي معنوي هم توجه دارد لذا پيامبر گرامي ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: دين و دنيا و آخرت همراه هم بايد تأمين گردد، دين ندارد كسي كه در فكر امور اخروي و معنوي نيست و در امور معنوي و اخروي نيست كسي كه توانمنديهاي مادي ندارد.[14]
با صراحت ميتوان گفت: كه رشد هوش و حس ششم بستگي حتمي با حافظه دارد، اگر انسان بخواهد داراي هوش قوي باشد لازمهاش اين است كه از حافظه قوي برخوردار باشد.
فرآيند نبوغ
برخي گمان ميكنند همه افرادي كه از نبوغ فكري، هنري، فني و... برخوردارند از يك ساختمان خاص جسمي بهره گرفتهاند.
گمان دارند كه نبوغ آنان دستآورد وراثت و ژنتيك ميباشد.
فكر ميكنند نوابغ از يك زندگي آرام و آسايش بخش برخوردار بودهاند.
حدس ميزنند كه نوابغ در خانوادههاي ثروتمند بيشتر پيدا ميشوند.
خيال ميكنند نبوغ با بيحالي، بيخيالي حاصل ميگردد.
در اين فصل لازم است به ويژگيهاي نوابغ گذري داشته باشيم تا با توجه به مطالب گذشته اين نكات را نيز در ذهن داشته باشيد كه آري:
1. اراده نوابغ بر ديگران افزوني دارد.
2. نابغه، مبتكر، مخترع. نوآور معمولاً بيتوجه به امور مادي است.
3. بدون توجه به احتياجات روزمره غرق در تفكر و يا كسب تجربه است.
4. نوابغ دورانديش و جوانب كار را كاملاً مورد بررسي قرار ميدهند.
5. قدرت تمركز قواي فكري او فوقالعاده است.
6. نوابغ همرنگ جماعت نميشوند، آنها يا تكزيستي را برميگزينند و يا درصدد اصلاح جامعه و محيط خود برميآيند.
7. نوابغ علم و هنر را براي رسيدن به مقصود ديگري دوست دارند و امور مادي و كوتاه مدت در نظرشان داراي اهميت نيست.
8. در امور زندگي روزمره ضعيفاند و چه بسا به ضرر خود كار ميكنند و لذا در تحت هر شرايطي از نظر سختي و محروميت خود را هماهنگ ميكنند.
9. نوابغ از تشويشها و نگرانيها بدورند زيرا رمز خيلي از آنها بخاطر جنبههاي مالي است كه آنها بدورند، آنها غرق در تحقيق و مطالعه و تفكر هستند.
10. بيشتر درصدد آن است كه محيط آرام و دنجي بيابند و تفكر كنند و ديگران را دريابند.
11. نوابغ فوقالعاده حساس هستند، اصلاً كساني كه داراي احساسات تند و آتشين هستند ميتوانند به نبوغ دست يابند.
12. اغلب نوابغ كوتاه قد بودهاند.
13. نوابغ معمولاً لاغر و ضعيف بوده و برخي لكنت زبان نيز داشتهاند.
14. نوابغ معمولاً در مردان وجود داشته اگرچه زنان نابغه هم بودهاند.
15. بسياري از نوابغ افراد فداكار بودهاند.
16. نبوغ در تمام اقشار: اشراف، متوسط، كارگر، فقير نيز بوده است امّا در افراد ضعيف و مستضعف بيشتر وجود داشته است.
17. گاه حتي نوابغ از پدر و مادران مسن و پير متولد شدهاند.
18. نوابغ عمدتاً فرزندان بزهكار و تنبل داشتهاند.
19. نوابغ معمولاً از پدر و مادران نابغه و منظم متولد شدهاند.
20. اكثر نوابغ زندگي منظمي داشتهاند.
اينها گوشهاي از ويژگيهاي نوابغ دنياي بشريت بوده است.[15]
نبوغ و دانشمندان
در اينجا شايسته است به نظر برخي از متفكران جهان گذري نمائيم:
كارلايل گويد:
«نبوغ قبل از هر چيز داشتن استعداد فوقالعاده براي تحمل رنج و مشقت است.»[16]
(تا انسان بتواند با تحمل مشقتها و پايداري بر مشكلترين رموز علمي پيروز گردد.)
ژان پول گويد:
«تفكر جوهر نبوغ است، افراد عادي درباره موضوعات علمي نميانديشند.»[17]
هلوسيوس گويد: «نبوغ را از راه دقت ممتد ميشود بدست آورد.»[18]
جانسن گويد:
نابغه كسي است كه تمام قواي دماغي (فكري) خود را براي مطالعه يك موضوع واحد متمركز ميسازد.[19]
تولتر گويد:
«كليه جلوههاي نبوغ غريزي هستند، نبوغ ارثي نيست امّا بيارتباط با صفات والدين نيز نميباشد.»[20]
بوفون گويد:
«نبوغ چيزي غير از شكيبائي خارقالعاده نيست.»[21]
البته در لابلاي فصول كتاب به برخي از اين نكات اشاره خواهد شد و ميتوان گفت كه 90% مردم دنيا مخصوصاً فرزندان ايران اسلامي استعداد نبوغ را دارند، اگر اين نيروها و استعدادها جهت داده شود و بسوي هدفي متناسب كشانده شود نتائج فراواني بدست خواهد آمد.
بسياري از متخصصين بزرگ و منحصر به فرد در دنيا ايراني هستند.
البته ادعا نميكنيم كه ژنتيك (وراثت) جامعه و... بينقش هستند ولي نقش اساسي را خود انسان ايفاء ميكند، حتي سن هم چندان در ميزان گزينش و نبوغ انسان سهم اساسي ندارد.
اگر امروزه دشمن پس از شكست از ابعاد نظامي، اقتصادي و تكنولوژيكي در رابطه با ايران عزيز ميبينيم درصدد است افكار جوانان عزيز اين مرز و بوم را بسوي انديشههاي پوشالي و بيهودهگرائي سوق دهد براي اينكه ميداند اگر كشوري به عوامل نبوغ و انديشه دست پيدا كند ديگر يك كشوري نميتواند دهها كشور را زير يوغ خود قرار دهد و اموال روزميني و زيرزميني آنها را به تاراج ببرد و هزاران جنايت را در دنيا از امكانات و اموال اين مردم برگيرد و خلاصه قدرتمداري خود را از دوش اين مرز و بوم برگيرد.
بزرگترين انديشمندان دنياي علم و صنعت از دامن اسلام و افكار الهي برخواستهاند هنوز برخي از افكار انديشمندان اسلامي جهان غرب و شرق را متعجب كرده هنوز دنيا با آن همه پيشرفت علمي نظريههاي شاگردان امام صادق ـ عليه السلام ـ مانند جابربن حيانها آنها را متحير ساخته، افكار بوعلي سينا، ملاصدرا، شيخ بهائي و... هنوز كشف نشده است و...
آنها ميدانند ما منابع غني داريم اگر كليد آن منابع را بدست گيريم كه همان انديشه و نبوغ و تلاش است تمام قدرتهاي آنها نابود ميگردد و عظمت و قدرت در دست دنياي اسلام خواهد بود همچنان كه در نهايت بنا به وعدههاي قرآن و ائمه دين ـ عليهم السلام ـ حاكميت مطلقه حداقل در زمان امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ از آن مسلمين خواهد بود.
آري دوستان، برادر و خواهر عزيز تلاشي دوباره را آغاز كن كه دشمن در كمين است تو را در اوج عظمت و بزرگي نبيند.
سيد رضي ـ قدس سرّه ـ در سن 17 سالگي اقدام به تأليف كرد و در سن 20 سالگي از كليه علوم عصر خود بينياز گرديد.[22]
شيخ طوسي ـ قدس سرّه ـ از سن 25 سالگي شروع به تأليف كتب مهم علمي كرد.[23]
فخر المحققين ـ قدس سرّه ـ فرزند علامه ـ قدس سرّه ـ در سن 25 سالگي يكي از دانشمندان عاليمقام عصر خود بشمار ميرفت.[24]
بوعلي سينا ـ قدس سرّه ـ از سن 21 سالگي شروع به تأليفات گرانبهائي كرد.[25]
برگي از صفحه تاريخ را برايتان نگاشتيم كه ببينيد گذشتگان چگونه بودند شما هم تلاشي كن و از غافله والايان باز نماني.
ولتر در سن 19 سالگي آغاز به نوشتن كرد.[26]
پاسكال در سن 12 سالگي شروع به حل مسائل هندسه نمود و در سن 19 سالگي ماشين حساب را اختراع كرد.[27]
________________________________________ [1] . Montaigne. [2] . در مسئله دقت و توجه آيات فراواني در قرآن كريم وجود دارد. [3] . Voltaire. [4] . مأخذ 38، صفحه 168. [5] . PASCAL. [6] . Riuarol. [7] . Platon. [8] . Gorgs _ounamel. [9] . المؤمن كيس، ميزان الحكمه، ج 1، ص 340. [10] . «اتَّقُوا اللَّهَ...»، (سوره بقره، آيه 282). [11] . من اخلص لله اربعين يوما... (سفينه البحار، ج 1، ص 408). [12] . «إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً»، (انفال، 29). [13] . ابي الله ان تجري الامور الاباسبابها (ميزان الحكمه، ج 10، ص 692). [14] . لا دين لمن لا معادله... (خودسازي، ص 168). [15] . از مأخذ شماره 23 برگزيدهايم. [16] . از مأخذ شماره 23 برگزيدهايم. [17] . از مأخذ شماره 23 برگزيدهايم. [18] . از مأخذ شماره 23 برگرفتهايم. [19] . از مأخذ شماره 23 برگرفتهايم. [20] . از مأخذ شماره 23 برگرفتهايم. [21] . از مأخذ شماره 23 برگرفتهايم. [22] . از مأخذ شماره 23 برگزيدهايم. [23] . از مأخذ شماره 23 برگزيدهايم. [24] . از مأخذ شماره 23 برگزيدهايم. [25] . از مأخذ شماره 23 بهره بردهايم. [26] . از مأخذ شماره 23 بهره بردهايم. [27] . از صفحه 413 مأخذ 9 برگرفتيم.
نيک آموزي
معمولاً براي نيكآموزي عواملي را در روانشناسي بعنوان اساس كار برميشمرند:
1. تأثر
2. تداعي
3. تكرار
4. تمركز
5. نظم
6. تنوع و...
بنابراين اگر خواهان نيكسپاري هستيد بايد اين چند نكته را كاملاً بخاطر بسپاريد و در مواقع لزوم بكار ببنديد، اگر موفق شويد براي يادگيري يك موضوع از چند عامل استفاده كنيد با قاطعيت و يقين ميتوان گفت كه هرگز از يادتان نخواهد رفت مگر حوادث و حالات خاص و فوقالعاده بوجود آيد.
البته در آغاز كار شايد كار مشكل باشد، امّا در اثر مداومت در بكارگيري اين چند اصل و نيز علاقه شديد داشتن به سير مطالعاتي خود به راحتي ميتوانيد توفيق بيابيد، امّا اگر برايتان مقدور نيست همه اركان را اجرا كنيد در حد توان در يادگيري مطالب بيشترين آنها را در اوائل كار مورد بهرهگيري قرار دهيد تا به مرور زمان توان بهرهوري از تمام اركان را يافته و قدرت گزينش ذهنتان افزونتر از پيش گردد بطوري كه خود از حافظه خويش به شگفت آئيد.
اين نكته قابل تذكر است كه مطالب از اينجا به بعد حالت كلاسيك دارد و بايد آهسته آهسته مورد مطالعه قرار داد و بيشترين تمرين كرد و تكرار نمود تا كاملاً بر اصول كار مسلط شويد و از عجله در مطالعه پرهيز كنيد بلكه قبل از گذر از يك بخش خود را آزمايش كنيد ببينيد چقدر بر نكات مطلب مسلط هستيد تا بخش زيادي از آن را نياموختهايد به بخش ديگر نرويد كه ناچار بايد بازگرديد.
تأثر و تأثير
اگر بخواهيد تأثير دادههايي كه از اطراف به شما داده ميشود، با شكلهاي گوناگون حالات مختلف قدرت بخشد نكاتي ضروري بنظر ميرسد:
الف: قصد و نيت
قصد و نيت در هر كاري زمينهساز موفقيت در انجام آن كار خواهد بود، لذا پيامبر گرامي ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود:
نيتها زمينهساز اعمال خواهند بود، و يا ثبات اعمال بستگي به نيت دارد.[1]
فرويد گويد: قصد و نيت عاملي اساسي براي هر خاطره و براي فراموشي است.[2]
اگر انسان اراده و قصد حفظ و يادسپاري نداشته باشد پس از مطالعه هرگز نبايد توقع داشته باشد كه مطالب خوانده شده او در حافظهاش بماند، در هنگام مطالعه حل تمرينهاي درسي، گوش دادن به درس استاد، معلم و... بايد بطور جدي تصميم يادسپاري داشته باشد. مثلاً:
اگر با يك قطعه فولاد روي فلزي بخواهيد نقاشي، كندهكاري كنيد، هرچه فشار بيشتري روي فولاد بياوريد عميقتر بر فلز اثر خواهد داشت و در نتيجه به مرور زمان و يا عوامل معمولي محو نميگردد، براي اينكه يادگيري نيز چنين خواهد بود. هرچه در موقع تحويل مطالب به گونهاي قواي مختلف را در خدمت بگيريد تأثير و تأثر بيشتر خواهد بود و در نتيجه محو شدن آنها نيز ديرتر محقق ميگردد، اگر ما روزي اتومبيلي را در حال سوختن مشاهده كنيم، فردي كه از يك ساختمان بلند زمين بخورد و مغزش متلاشي گردد ساختماني كه در اثر يك انفجار يا زلزله فرو ريخته باشد بنگريم هرگز از ياد نخواهيم برد، زيرا يك تأثر و تأثير قوي و تندي برايمان بوجود آمده است.
لذا اموري كه ميخواهيم بخاطر بسپاريم بايد سعي كنيم يك چنين تجسمهايي قوي را در ذهن خود ترسيم كنيم.
معمولاً قول ميدهيم فراموش ميكنيم، بدهي داريم از ذهنمان بيرون ميرود، چيزي را بايد تهيه كنيم و يا داروئي را بايد بخوريم، ولي در ذهنمان نميماند و...
در اين موارد بايد بنحوي يك تجسم قوي از آن مسئله در ذهن بسازيم در اين صورت هرگز فراموش نخواهيم كرد:
مثلاً به بچه قول داده اين كه ظهر برايت چيزي ميخرم، با وجود اينكه در نظر داشته باشيم بخريم ولي تا درب منزل يادمان ميرود، در اينجا وقتي كه صبح به بچه قول ميدهيم مثلاً ماشين برايش ميخرم همانجا فوري بايد در ذهن ترسيم كرد اگر نخرم بدقولي ميشود، بدقولي از نظر اسلام ناشايسته است، و بچه نسبت به من بدبين ميشود، پس وقت مراجعت بطرف خانه وسيله سواري را نگهداريم و يا از وسيله عمومي پياده ميشوم و به طرف مغازه آقاي... ميروم (چهره خندان، اخمو، مؤدب و... او را نيز تصور كنيد) و ماشين را ميخرم، هرگز فراموش نخواهيد كرد.
خانم خانهدار، قيچي را نميداند كجا گذاشته، سوزن خياطي نيست، سفره را صبح تميز كرده كجا گذاشته و...
اولاً بايد در كارها نظم باشد و جاي هر چيز معين باشد ولي با وجود آن ميتوان اينگونه تصور ذهني قوي بوجود آورد.
وقتي كارتان با قيچي، سوزن، سفره تمام شد هرجا كه خواستيد بگذاريد فوري در ذهنتان تصور ميكنيد كه اگر بار ديگر لازم بود فوري ميآيم و از آن اطاق عبور ميكنم دست راست از روي ميز سماور و... برميدارم تا سرگردان نگردم، همسرم ناراحت نشود، تا بخواهم پيدا كنم جيغ و داد بچهها آزارم ندهند.
اينها مثالهايي براي امور معمولي بود براي مسائل علمي نيز ميتوان بگونهاي ديگر اين تأثر و تأثير را ايجاد كرد.
در حفظ واژهها ميتوانيد خود آن كلمه را در ذهن بنويسيد و بعد هم چند جمله با آن بسازيد و اگر بتوانيد جملهاي كه مورد استفاده بيشتري در روز يا هفته دارد بسازيد بيشتر مؤثر خواهد بود، اگر بوسيله ساختن هم وزنهائي كلمه را در ذهن جايگزين كنيد نتيجه بهتر است.
قبلاً تذكر داديم كه از تمرينها غفلت نكنيد و پيوسته آنها را در ذهن مرور كنيد، در جائي نشستهايد، ايستادهايد و... فرصتي هست فوراً از اين تمرينها استفاده كنيد تا فكر شما از حالت سستي به حالت بالندگي اوج يابد و از سكوي بيحركتي به سكوي جهش جاي خود را عوض كند.
تمرين
چندين مورد از كارهاي امروزتان را در روي كاغذي بنويسيد براي آنها تصور و تجسمهاي دقيق بنويسيد و بعد در پايان روز ببينيد نسبت به كدام تجسمها حساستر بودهايد براي كارهاي بعدي از آن نوع تصورها سود ببريد.
تمرين
رمز اصلي در خاطرسپاري را در چه مسألهاي ميدانيد (روي كاغذي بنويسيد و آن را در مواقع بيكاري مرور كنيد.)
تمرين
براي اشياء زير چه تصورهاي تند و قوي بكار ميبريد؟
1. خريد دارو، تهيه ميوه، تلفن براي گاز، تحويل تلويزيون از تعميرگاه، عيادت دوست بيمارتان، احوالپرسي از آن فاميلي كه از نظر مادي ضعيف است و... (اينها را بنويسيد)
نمونههايي از تصور
اگر ميخواهيد فردا ساعت 10 كاري را انجام دهيد، فوراً تصور كنيد ساعت 10 فردا را در حالي كه مشغول انجام همان كار هستيد، چه حالتي را شما خواهيد داشت، چه نتيجهاي براي شما دارد، و چه كارهاي مقدماتي را بايد انجام دهيد، بگونهاي اين تصور را قوي كنيد كه گويا حواس شما آن حالت خيالي را درك ميكند، اگر گرم است، زيباست، خوشمزه است، خستهكننده است، چندان مايل به انجام آن كار نيستيد و...
2. مثلا وسيله كاري را در جائي ميگذاريد اگر ميخواهيد وقت يافتن سرگردان نشويد، اولاً جاهاي مشخصي را براي ابزار كار در نظر بگيريد و در ثاني همين كه آن وسيله را گذاشتيد خواستيد از او دور شويد (بين راه، در يك زمان كوتاهي اين كار انجام ميگيريد) فوري تصور كنيد كه اگر بخواهم فردا فلان وسيله را درست كنم و به اين ابزار نياز دارم يادم باشد ميآيم اينجا و دستم را دراز ميكنم و مثلاً اين انبردستي را برميدارم و كارم را انجام ميدهم (اين كار زمان كمي ميبرد ولي از سرگرداني زمانهاي زيادي شما را نجات ميدهد) آري ممكن است در آغاز كار يك مقدار مشكل باشد ولي پس از مدتي به راحتي انجام ميشود و تقريباً عادت به اين روش كار ميكنيد.
براي اينكه بتوانيد از مشاهده شدههايتان خوب بهرهبرداري كنيد بايد در مشاهده دقت بيشتري بكار برد، در يك حالت خاص و ديد ويژه بلكه از جنبههاي گوناگون مورد دقت قرار داده شود مثلاً نگاه به يك منظره را اين طور مشاهده ميكنيم.
اگر بو كردني است، لمس شدني است گوش كردني است از حواس خود بهرهبرداري كنيم رنگش را، كيفيت تناسب رنگها، وزن و حجم و سختي و... آن را بررسي ميكنيم، زيرا در يك مشاهده هرچه از حواس بيشتري استفاده كنيم موضوع مشاهده نيكوتر انجام خواهد گرفت.
اگر در يك مشاهده تأثر كافي را كسب نكرديم نبايد توقع داشته باشيم بيش از آن حافظه ما در مواقع لزوم به ما عرضه كند، اكثر خلأهايي كه از مشاهدههاي ما در حافظهمان بوجود ميآيد بخاطر تأثر غيركافي و ناقص ميباشد.
مشاهده يك شعر، يك متن را اينگونه بخاطر بسپاريد: بطور دقيق آهنگ جملهها را بذهن بسپاريد و انتخاب واژهها را مشاهده كنيد، سعي نمائيد تصويرهايي كه مؤلف القاء ميكند در فكر شما نقش ببندد، خط سير بحث و واژههاي متن را در ذهن خود ترسيم كنيد، اگر مطالب ضد و نقيض يا مشتركي در بحث وجود دارد، ارتباطي اگرچه دور در فكرتان مجسم سازيد، اگر مباحث و حوادث متعددي ميباشد ميتوان آنها را با نمادها و طرحهائي خلاصه كرد تا زودتر و بهتر به ذهن بماند.
فرمولهاي شيمي، فيزيك و رياضي را نيز به اين طريق بهتر ميتوان در ذهن جاي داد.
مشاهده يك منظره ساختماني، معمولاً جاها و مناظري را كه مردم نگاه ميكنند حتي بعد از زمان بسيار كوتاه از ذهنشان رخت بر ميبندد چون اكثراً به طول و عرض نگاه ميكنند از بالا به پايين، و از عرض به سوي طول گذر ميكنند و... اين است كه بايد گفت نگاه ميكنند ولي مشاهده كه رمز خاطرسپاري است ننمودهاند پس بايد چه كرد؟
الف. مشاهده را از اشكال كلي مانند مربع، مستطيل، مثلث، دائره و... آغاز كنيد.
ب. ابعاد و تناسب آنها را مانند طول نسبت به ارتفاع و... را بررسي كنيد.
ج. طرح كلي بنا از قبيل جلوخان، زاويهها، ستونها، پنجرهها، سقفها و...
د. جزئيات آن را مانند كندهكاري، بند و بستهاي آهني، نمونههاي تزئيني و...
اين روش مشاهده كردن در حافظه شما تأثير بادوامي برجاي ميگذارد.
اينگونه مشاهده در چشماندازها، منظرهها، اشياء، گياهان، چهرهها و... كاربرد دارد و نتيجه بهتري دربردارد.
بعد از چنين مشاهدهاي خطوط كلي ديدتان را بصورت سؤال جواب ترسيم كنيد كه در هر لحظه نياز باشد براحتي ميتوانيد فرآيند كلي را در ذهن ترسيم كنيد و به ديگر عرضه نمائيد.
اين تأثر و تأثير كاملاً حافظه را متأثر ميكند و در حين كار نيز جاي مناسب را در اطاق بايگاني ذهن پيدا خواهد كرد.
________________________________________ [1] . الاعمال بالنيات، بحارالانوار، ج 70، ص 211. [2] . از صفحه 45 مأخذ 13 نقل شده.
تداعي
تداعي، كدگذاري
يكي از كليدهاي يادسپاري تداعي است، تداعي را روانشناسان اين چنين معني كردهاند با ايجاد رابطه بين تصورات ذهني كه در يك زمان رخ ميدهد و از نظر ما گاهي يكسان هستند و گاهي هم متضاد ميباشند.
بايد گفت در اصل: مناطقي از «كرتكس» مخ هستند كه كنشهاي مناطق حسي و حركتي را به يكديگر مربوط و مرتبط ميسازند.[1]
تداعي آزاد
اگر دريافتهائي از طريق حواس پنجگانه بدست ميآوريم بدون روش و قانون خاصي تداعي كنيم آن را تداعي آزاد گويند.
ولي اگر با روش و قانون و علم ويژهاي يافتههاي خود را مرتبط سازيم آن را تداعي كنترل شده گويند.
اگر در ايجاد ارتباط از يك حس سود جوئيم آن را تداعي تك حسي نامند.
امّا چنانچه در ايجاد تداعي و ارتباط از چند حس مثلاً: بويائي، چشائي، بينائي، شنوائي، لامسه سود جوئيم آن را تداعي چند حسي گويند. البته بهترين تداعي و مفيدترين آنها ارتباطي است كه از طريق حواس بيشتر و با روش منظم و برنامه منظمي بدست آيد.
مثلاً وقتي كلمه سيب را ميخواهيد تداعي كنيد، اين كلمه براي شما چه مطالبي را تداعي ميكند؟ بيشك برخي از آنها با چشم مشاهده ميشوند، زيرا شكل، اندازه، رنگ و... سيب را براي شما مجسم ميكنند، بعضي عضلاني هستند زيرا وزن و شكلي را كه در هنگام بدست گرفتن احساس كردهايد تداعي ميكنند، بعضي هم بو و مزه سيب را براي شما زنده ميكند.
در اين موقعيت هست كه لفظ سيب با چندين نقطه از سلولهاي مغزي شما انس بسته و محو آن ديرتر بوجود ميآيد.
علاوه ممكن است در مواقع ديگري كه مطالعه شما ارتباطي با سيب نداشته باشد باز لفظ سيب بخاطر گرد بودن، خوش رنگ بودن، مفيد بودن و... كه در ضمن مطالعه پيش ميآيد در ذهن شما تداعي ميكند، لذا با هر تداعي تكيهگاهي در ذهن ميسازيد تا آموختههايتان با عوامل مختلف نابود نگردد.
آري تداعي قلابي است كه دادههاي ذهني خود را بدان ميآويزيد تا در مواقعي كه زمينه فراموشي پيش ميآيد قلابهاي فراوان مانع گردند از مغزتان رخت بربندد.
ياختهها و سلولهاي مغزي شما آنگونه با آن مطالب مأنوس شدهاند كه با زحمت ميتوان از آنان جدا ساخت.
تداعي براي تثبيت خاطره و نيز به ياد آوردن آموختههاي ذهني ضرورت دارد، نكتهاي كه قابل تذكر است و بايد به آن توجه كرد اينكه لازم نيست در تداعيها ربط و ارتباط عاقلانه مؤدبانه و وزين موردنظر گرفته شود، بلكه به صرف اينكه بتوان ايجاد رابطه نمود كافي است.
مثلاً ميخواهيد واژهاي را حفظ كنيد، مشتقات آن را بلافاصله بسازيد يا كلماتي هموزن آن كه معاني آن را ميدانيد بخاطر بياوريد آن كلمه را در ذهن خود نقش ببنديد بطوري كه گويا روي تخته سياه نوشته و داريد نگاه ميكنيد.
فاميل يوسف موسوي را ميتوانيد اينگونه تداعي كنيد:
بله هم اسم است با حضرت يوسف ـ عليه السلام ـ كه به خاطر حفظ عفتش زنداني شد.
و فاميلش هم مرا بياد حضرت موسي ـ عليه السلام ـ انداخت كه با فرعون مبارزه كرد.
شماره تلفن 221742 را اينگونه تداعي كنيد:
در 22 بهمن مردم نتيجه مبارزات خود را در 17 شهريور و خرداد سال 42 ديدند.
شماره تلفن 721214 را ميتوان اينطور تداعي كرد:
تلفن شما يادآور شهداء كربلا و دوازده امام و چهارده معصوم است.
شماره تلفن 421568 را اينگونه ميتوان تداعي كرد:
امام خميني (ره) در سال 42 و 15 خرداد قيام كرد و در سال 68 هم به ملكوت اعلي پيوست.
تمرين و سنجش
صفحهاي كه 20 شيء مختلف در آن نقاشي شده يا صفحهاي كه در آن 20 عكس وجود داشته باشد دقيق نگاه كنيد بعد از يك دقيقه (كه به آن نگاه كرديد) اشيائي را كه بجا ميآوريد روي صفحهاي بنويسيد.
اگر 19ـ20 شيء در يادتان بود حافظه شما فوقالعاده است.
اگر 16ـ18 شيء در يادتان بود حافظه شما خيلي خوب است.
اگر 11ـ15 شيء در يادتان بود حافظه شما متوسط است.
اگر 1ـ10 شيء در خاطرتان بود حافظه شما كاملاً ضعيف است.
تمرين
نام 15 پديده از موجودات عالم را روي يك صفحه كاغذ بنويسيد آنها را يك دقيقه بطور جدا جدا و با آرامش بخوانيد (تداعي كنيد) سپس آنچه در خاطرتان مانده روي كاغذ بنويسيد هرچه بيشتر بتوانيد بنويسيد دليل بر حافظه قويتري است.
تمرين
به يك منظره در طبيعت نگاه كنيد پس از سه دقيقه هرچه در ذهنتان باقي ماند روي كاغذ بنويسيد آنگاه نگاه به منظره كنيد و آنچه توجه شما را در مرتبه دوم جلب كرد با آنچه نوشتهايد مقايسه كنيد، ميزان گزينش شما گوياي وزان و توانمندي حافظه شماست.
اينگونه تمرينها به تقويت يادداري شما كمك ميكند و ميزان و سنجشي ميتواند براي شما باشد تا بتوانيد موقعيت حافظه خود را درك كنيد.
يكي از فنوي يادسپاري تداعي است و اين فن بايد با تمرينهاي زياد و پي در پي در وجودتان تثبيت گردد، بگونهاي كه براي تداعي كردن به آساني بتوانيد انجام دهيد.
اينگونه تمرينات را تداعي تجسمي يا تداعي صور ذهني ميگويند.
اصولاً تداعي براي انسان خيلي ارزنده است و نهادهاي علمي نهفته را شكوفا ميكند و انسان را پويا و فعال بار ميآورد.
البته تداعي در مسائل علمي مستلزم شناخت ميزان علمي افراد است كه هركس براي خود ميتواند بر ميزان علمي خود تداعيهاي متناسبي را در ذهن ترسيم كند اگر ما مثالهاي ساده ميزنيم براي آشنائي با روش كار است و نيز اگر شما در اين امور ساده و پيش پا افتاده بتوانيد تداعيساز خوبي باشيد در تداعيهاي فني هم موفق خواهيد شد.
________________________________________ [1] . مأخذ شماره 22 صفحه، 491، ج 1 .
تكرار
يكي از رمزهاي مهم نيكسپاري «تكرار» است كودكان معمولاً از اين وسيله براي يادسپاري خود استفاده ميكنند، كه اين روش را بطور طبيعي و بدون آموزش و تعليم بكار ميبرند.
حتي برخي از حيوانات كه ميتوانند برخي از رفتار و گفتار انسان را تقليد كنند از همين روش استفاده ميكنند مانند طوطي، ميمون و...
خود نصب تابلوهاي راهنمائي و رانندگي و تبليغات، امتحانات در مدارس و... همه از همين سبك روشهاست براي نيكسپاري.
تكرار يكي از عواملي است كه موجب بازتابها و عكسالعملهاي مكانيكي مغز ميشود و آن را به كار بيشتر واميدارد حتي در مواردي كه با تداعي و تأثر و... نميتوان مطلب را به ذهن سپرد با تكرار به راحتي ميتوان نيازهاي خود را تأمين كرد و مغز را بيش از پيش كارآمد ساخت البته با شرايط و روشهايي كه در اين فصل ذكر خواهد شد.
براي حفظ كلمات لاتيني، عربي فرمولهاي رياضي، شيمي، فيزيك و... ميتوان از اين روش سود جست.
اينگونه حافظه ماشيني معمولاً در كودكان و نوجوانان بيشتر وجود دارد تا در اشخاص يا افرادي كه سنشان بالا است.
البته افراد پير تداعي در آنها كارآئي بيشتري دارد كه جبران يادسپاري از طريق تكرار را ميكند. تكرار بايد در فاصله زمانهاي گوناگون انجام شود و در فرصتهاي مختلف مطلب را تكرار كرد و سعي در تداعي هم براي هربار داشت. سن توماداكن[1] گويد:
بايد زياد دربارة آنچه ميخواهيم به خاطر بسپاريم فكر كنيم.
ارسطو گويد:
زمان مخصوصاً مخرب است نسبت به داشتهاي ذهني.
آنچه كه در موقعيتهاي گوناگون به مغز دادهايم به مرور زمان سست ميشود، يك حالت نامرئي و كمرنگي پيدا ميكند مگر آنكه آنها را مرور و تكرار نمائيم.
تكرار نبايد طولاني باشد، بلكه كليد مطالب را بايد بخاطر سپرد و در تكرار نيز به آنها نگريست، تاريخها، شمارهها، جملههاي يادسپاري و... را بايد تكرار كرد.
اگر كتابي را مطالعه ميكنيم مطالب مهم آن را علامت بزنيم يا زير آن را خط بكشيم (با مداد) و يا در دفترچهاي جداگانه يادداشت كنيم تا در تجديدنظرها ناچار نشويم تمامي آن مطالب را بخوانيم و در نتيجه نياز به ساعتها مطالعه مجدد باشد، بلكه بايد در مرور بعدي در زمان كمتر از نصف زمان قبلي نياز به فرصت باشد.
برخي معتقدند اگر متني 5 الي 6 بار پي در پي تكرار شود نتيجه كمتري ميدهد تا اينكه همان مطلب را 5 الي 6 بار در فاصله زماني 15 دقيقهاي بازنگري شود.
دوبارهخواني كمتر از فاصله زماني 10 دقيقه بيفائده و يا كمبهره است و بيشتر از 16 ساعت بخشي از آن فراموش ميگردد و ثمرهاش اندك ميباشد.
البته اين نوع مطالعه مربوط به صبح و عصر است نه در هر موقعيت زماني و نيز عدم آرامش و...
مثلاً اگر درسي را صبح از معلم، استاد آموختيم حتماً در زودتر از 16 ساعت آن را مرور كنيم، و يا عصر درس گرفتيم حتماً تا صبح آن را بازنگري كنيم.
اگر درسي را هر روز ميآموزيم كه ارتباط با دروس گذشته دارد قبل از آموزش به خطوط كلي درسهاي گذشته مرور چند دقيقهاي داشته باشيم.
حتي بهتر است قبل از ورود به كلاس درس نگاهي گذرا به درسي كه استاد خواهد داد داشته باشيم.
طلاب حوزههاي علميه اين عمل را «پيش مطالعه و پيش مباحثه» ميگويند.
خلاصه بازبيني و تكرار را بايد به قدر كافي سريع شروع كرد تا آنچه قبلاً خوانده شده است اثر عميق در ذهن بگذارد، ولي بقدر كافي نيز در فاصله بين دو يا چند بازنگري فاصله باشد.
البته دقت و تأمل و تفكر كردن در تكرار خود نقش مهمي را خواهد داشت.
يك روانشناس گويد:
«بخاطر داشته باش كه نيمي از آنچه امروز ميخواني پس از نيم ساعت فراموش خواهي كرد و دو سوم آن را پس از 9 ساعت و سه چهارم آن را در مدت شش روز و چهار پنجم آن را نيز در عرض يك ماه از ياد خواهي برد.[2]
براي روش تكرار فقط خواندن و مرور كردن منظور روانكاوان نيست بلكه آنچه از نظريات دانشمندان اسلامي و غيره استفاده ميشود بلكه در روشهاي عملي آنها نيز به اين امور توجه كرده و عمل نمودهاند بطور گذرا يادآور ميشويم:
الف: تدريس و تعليم
روش بسيار حساس و مؤثري كه از ديرباز در بين طلاب مورد توجه بوده تدريس است، مرسوم است كه هم اساتيد تأكيد دارند و هم خود طلاب تمايل دارند درسهايي كه خود آموختهاند به ديگران تعليم دهند، اگرچه هنوز تازه از ايام آموزش خودشان زماني نگذشته است به تعليم ميپردازند و اصولاً تدريس را جزء برنامههاي ضروري خود ميدانند، زيرا در هنگام مطالعه به شرحها و توضيحات بيشتري مراجعه ميكنند در نتيجه بر اشكالات و معضلات درسها مسلط ميشوند و اگر متعلم هم اشكار جديدي كرد بعداً تحقيق ميكند و پاسخ مناسب را تهيه مينمايد، بر اين اساس است كه تدريس در حوزه نه اينكه مخارجي را براي متعلم ندارد بلكه در برخي موقع فوائد مادي، معنوي و... نيز دربر دارد كه از استاد به او ميرسد.
بعضي مواقع اتفاق ميافتد كه برخي اساتيد به شاگردان دقيق و اهل تحقيق و مطالعه هدايائي ميدهند كه در درس آنها حاضر شوند تا درس آنها كاملتر گردد و از محتواي بهتري برخوردار باشد. برخلاف تدريس علوم در مراكز علمي ديگر كه متضمن مخارج زيادي براي شاگرد منافعي هم براي معلم و استاد است.
اين نكته قابل تذكر است كه در سيستم حوزه انتخاب استاد براساس اجبار و اكراه نيست، بلكه اين استاد است كه بايد تلاش پيگير داشته باشد تا بتواند متعلم را قانع كند و در نتيجه اين استاد و روش اوست كه متعلم را بسوي خود جذب ميكند نه عوامل خارجي ديگر، پس مدرس گاه براي پاسخ يك اشكال بايد ساعتها وقت خود را صرف كند و از اين سرمايهگذاري هم خود لذت ميبرد و هم متعلم بهرهور ميگردد.
امام علي ـ عليه السلام ـ فرمود: هرچيزي در اثر مصرف كردن كاهش مييابد مگر علم كه در مصرف و تدريس افزايش مييابد.[3]
اين روش براي مدرس ثمرات زيادي دارد كه بطور فهرستوار يادآور ميشويم:
1. تسلط بر مطالب درس
2. آشنائي با اشكالات و پاسخهاي آن
3. ملكه شدن اصول درس
4. آگاهي به روش انتقال
5. بهرهگيري حواس بيشتر در درك مطلب
6. بهره و ثواب معنوي (كه عامل مهمي براي موفقيت است)
7. گسترش علم و رابطه اجتماعي
8. سازندگي افراد در ضمن درسها
لذا به دانشآموزان، دانشپژوهان و دانشجويان عزيز توصيه ميكنيم به هر صورت ممكن انتقال و تكرار به اين روش را انجام دهند.
ب: نوشتن
از اقسام تكرار نوشتن را ميتوان برشمرد كه خود نقش مهمي در يادسپاري دارد، معمولاً در هنگام تعليم خوب است متعلم قلم و كاغذي داشته باشد و مطالب مهم را يادداشت كند و تا قبل از زمان مطالعه كلياتي را از نوشته در بين راه تا منزل و محل مطالعه مرور كند.
زيرا گاه استاد، معلم براي توضيح مطلب مثالهايي از خود ميزند، توضيحاتي خارج از مطالب كتاب ميدهد كه خيلي كارساز است، در برخي مواقع يك مثال استاد، معلم يك مطلب مهم و مشكل علمي را براحتي حل ميكند، چون گاهي فاصله بين درس و مطالعه ممكن است بوجود آيد، مشكل خاصي پيش آيد كه انسان به كتاب يا جزوه دسترسي پيدا نكند و يا يك بحران غيرمترقبه ذهن انسان را مغشوش كند بگونهاي كه نكات كارساز از ذهن فرار كند و مثال و توضيح فراموش شود و ديگر مطلب قابل استفاده نخواهد بود و ممكن است مشكلاتي را در پي داشته باشد.
حال كه مطالب مهم درس و توضيح استاد، معلم را يادداشت كرديد پس از مطالعه متن درس، اصول كلي درس را بازنويس ميكنيد تا براي امتحان، تدريس و... فقط از آن نوشته سود ببريد زيرا در زمان بسيار كوتاهي ميتوانيد حجم زيادي را كه عصاره نويسي كردهايد مطالعه كنيد.
پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: دانشها را تسخير كنيد!
سئوال كردند: چگونه تقيد و مسخر كنيم؟
فرمود: بوسيله نوشتن. [4]
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: يافتههاي علمي خود را بنويسيد زيرا ممكن است بعد فرصت پيدا نكنيد يا آن يافتهها را نيابيد يا در ذهنتان نماند.[5]
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: آنچه را شنيدي، ديدي بنويس زيرا بعدها به آنها احتياج پيدا ميكني.[6]
يكي از راهها اين است كه اگر همكلاسيهايي داريد كه به آن درس ناتوانتر هستند به آنان تدريس كنيد حتي از آنها بخواهيد بيايند تا توضيح دهيد، بطوري كه احساس حقارت نكنند.
اگر ميخواهيد تسلط كافي بر درسي پيدا كنيد فرد يا افرادي را پيدا كنيد و به آنان تدريس كنيد اين كار براي دروس شيمي، فيزيك، رياضي، زبان بيگانه و... خيلي مؤثر است البته اگر كاملاً آن دروس را آموختهايد، و براي تسلط بيشتر دروس امسالي ميتوانيد كتابهاي سالهاي گذشته را تدريس كنيد تا بر قواعد كلي دروس مسلط شويد، ميدانيد برخي از دروس هر سال نسبت به سال قبل مشروحتر، كاملتر و از قواعد بيشتري استفاده ميشود كه اگر قواعد سالهاي قبل را كاملاً بدانيد در درك دروس امسال تأثير زيادي دارد.
ج: خواندن
در امر تحصيل بايد توجه كافي را مبذول داشت در اين راستا لازم است قبل از حضور در مجمع درسي، درسي را كه استاد تدريس خواهد كرد يك مطالعه گذرائي داشته باشيد كه از آن به «پيش مطالعه» تعبير ميشود كه اين وسيله آشنايي اوليهاي با مطالب درس، واژهها و احتمالاً اشكالات پيدا خواهيد كرد، وقتي سر درس ميرويد تقريباً يك نگرش كلي نسبت به درس پيدا كردهايد.
________________________________________ [1] . Saintinomasdaquin. [2] . مأخذ 23، صفحه 133. [3] . كل شيء ينقص علي الانفاق الا العلم، (غرر). [4] . قيدوا العلم، قيل و ما تقيده؟ قال كتابته (منية المريد، ص 163). [5] . اكتبوا فانكم لا تحفظون حتي تكتبوا (منية المريد، ص 483). [6] . احتفظوا بكتبكم فانكم سوف نحتاجون اليها (منية المريد، ص 483).
تمركز
در هر كاري اگر انسان بخواهد موفق شود لازم است قواي لازم را متمركز نمايد در امر مطالعه هم تمركز قوا لازم است چنان كه ميبينيم امام علي ـ عليه السلام ـ در سخني كه به امام حسن ـ عليه السلام ـ دارند ميفرمايند:
... و اگر فكرت متمركز نگرديده تا بخواست خود برسي و فكر و كنجكاوي تو از كار افتاده است، بايد بداني كه مانند گيجها و شبكوران گام برميداري و در ظلمت گرفتار شدهاي و آموزش دين (و علوم و فنون مختلف) با ناداني و اضطراب صحيح نيست و پرهيز از چنين شرائطي شايستهتر است.[1]
معمولاً براي انجام كارهاي مهم و اساسي جامعه جامعهشناسان عقيده دارند كه بايد بصورت بسيجي، تمركزي عمل كرد خصوصاً اگر كاري باشد كه فرصت انجامش محدود باشد.
تمركز فكري بيطرفي در فعاليتهاي ذهني و انسجام فكر و قواي مربوط به آن در مطلبي كه در نظر است آموخته شود.
اگر در حين تمركز حالت سستي برايتان پيش آمد بخاطر اين است كه فقط به نقطهاي رسيدهايد كه ديگر ميل نداريد روي آن توجه كنيد، در اين موقع بايد با اراده قويتر سعي كنيد آن موضوع را ادامه دهيد.
براي اينكه حواس را متوجه درس كنيد بهتر است اندكي تغيير حالت بدهيد: اگر نشستهايد برخيزيد و چند قدم راه برويد، و اگر ايستادهايد بنشينيد، اگر روي صندلي قرار داريد چند لحظهاي از جاي برخيزيد، يا اينكه چند دقيقهاي به پشت بخوابيد چشمهاي خود را ببنديد و سيماي محل مطالعه خود را در ذهن ترسيم كنيد ولي مواظب باشيد كه به خواب منتهي نگردد.
اگر روزي 20 دقيقه دقت خود را صرف تمركز به يك هدف خاص كنيد احتمال رسيدن به موفقيت براي شما روز به روز بيشتر ميشود.
نكته ديگر كه در تمركز قابل توجه است هنگام تمركز فكر بايد از حواس بدن خودتان نيز بيشتر استفاده كنيد.[2]
در تمركز علاوه بر اينكه بايد به قواي فكري فشار وارد آورد ولي نبايد بگونهاي باشد كه موجب ملالت روحي و آزردگي خاطر گردد، بلكه با ملايمت و پشتكار به اين قدرت نهفته و كارساز دست يافت.
در امور معنوي نبايد شتاب و عجله كرد بلكه با نرمي و متانت كار خود را شروع كرد تا دستآورد معنوي و كارآئي لازم را داشته باشد و آثار سوئي در بعد ديگر از ابعاد معنوي بجاي نگذارد.
براي تمركز عواملي مؤثر است كه در بخشهاي گوناگون يادآوري خواهيم كرد ولي در اينجا بطور فشرده فهرستي از آنها را از نظرتان مرور ميدهيم.
البته اين نكات در برخي مواقع اگر انسان داراي اراده و قدرت معنوي قوي باشد مشكلي ايجاد نميكند ولي اگر كسي ديد با يكي از اين عوامل از تمركز محروم است بايد بداند كه اولاً ارادهاش را بايد تقويت كند و تا رسيدن به مرحله كمال اراده اين عوامل را از بين ببرد.
1. اضطراب نداشته باشد.
2. با عجله نخواهد مطلبي را بياموزد.
3. فضاي آرامي را انتخاب كند.
4. زماني متناسب را برگزيند.
5. با خستگي همراه نباشد.
6. معده پر نباشد.
7. اواخر شب نباشد.
8. علاقه كافي را براي آموزش كسب كند.
9. اهميت كافي نسبت به كارش داشته باشد.
10. ورزشهاي لازم را انجام دهد.
11. خيالات و افكار پوچ را رها كند.
12. در مطالعهاش نظم و زمان مشخص باشد.
اگر نيرويي در درون انسان باشد كه بتواند اين زمينهها را كمرنگ كند چه بهتر در غير تلاش او بيفائده خواهد بود و از روحيه انسان ميكاهد و نسبت به آن درس بيميل و علاقه ميگردد.
آري اين عوامل هركدام به قسمي در تمركز انسان اثر سوء دارند و بايد اين عوامل را دور كرد و يا نيروي دروني و انگيزه خود را قوي نمايد تا بتواند در كار مطالعهاش پيروز گردد، براي هركاري ابزاري مورد نياز است براي مطالعه مفيد و نتيجهبخش هم ابزارهايي نياز ميباشد.
در اينجا به سخن ملاصدرا ـ قدس سرّه ـ توجه كنيد، او كه قهرمان انديشه و تدبر و مبتكر انديشههاي عقلي ميباشد:
تعقل و تعلق نه تمركز
صدرالمتألهين ـ قدس سرّه ـ ميفرمايد: كه شخصي را ميشناسم كه حدت ذهني (زودسپاري) به سزا داشت، از هوش و بينش سرشاري برخوردار بود، كليات و مرسلات را خيلي خوب ادراك ميكرد، امّا براي او رهزني پيش آمد كه برگشت و مرسلات را سوي متعطف شد و دل به امور مادي خوش كرد، تا آنچنان تعلقات ماديات هوش و بينائي و صفا و بيرنگي را از او گرفت كه از ادراك معاني و حقائق كليه بازمانده بود و قادر به ادراك آنها نبود.
اصلاً تعلق (ميل و علاقه به امور مادي و غير ضروري) با تعقل (فكر كردن، مطالعه كردن) جمع نميشود.[3]
تمرين براي تمركز
در هر روز چند پديدهاي را كه مشاهده ميكنيد با دقت بنگريد كه او چه بود و چه مراحلي را طي كرده و در چه جاهائي قرار گرفته و از دست چه كساني عبور كرده و وجود اوليهاش چه بوده و بعدها ممكن است به چه حالاتي درآيد، و همين چيز ممكن بود در چه حالات ديگري قرار داشته باشد. و...
كتابي را برداريد و فهرست آن را (سه دقيقه براي هر صفحه) به دقت نگاه كنيد پس از آن كتاب را ببنديد و سعي كنيد فهرست را روي كاغذ بنويسيد، بعد به فهرست نگاه كنيد، دوباره بنويسيد، اين كا را چند بار تكرار كنيد تا وقتي كه بتوانيد همه فهرست را بنويسيد.
به مغازه (لوازم خانگي، الكتريكي، بقالي، عطاري، كتابفروشي و...) نگاه كنيد (سه دقيقه) بعد در مسيري كه داريدميرويد آنچه در مغازه ديدهايد روي كاغذ بنويسيد، يا در ذهن بياوريد.
به يك ديواري كه چند چيز نصب شده با دقت نگاه كنيد بعد عين آنچه را ديدهايد در نظر بياوريد.
راديو را كاملاً ولومش را ببنديد بطوري كه اصلاً صدائي نشنويد بعد آهسته، آهسته آن را باز كنيد تا حدي كه از بلندي صدائي متوجه نشويد بعد دوباره صدا را كم كنيد تا حدي كه ديگر صدائي نشنويد، اين كا را 5 دقيقه تمرين كنيد.
روي يك كلمه 5 دقيقه فكر كنيد و با افزودن پسوندها و پيشوندهاي ذهني آن را به معاني گوناگون مبدل كنيد و در اين مدت فقط روي همان كلمه توجه كنيد.
يك فرمول رياضي، شيمي، فيزيك و.. را در نظر بگيريد و فرآيند كارآئي آن را در ذهن ترسيم كنيد و روي كاغذ بنويسيد.[4]
از 200 سه تا سه تا كم كنيد و بشماريد تا به عدد صفر برسيد.
شبها زماني را در نظر بگيريد و گفت و شنود خود را با ديگران در روز مرور كنيد، ديدارها و رفتارهاي خود و ديگران را در رابطه با خود در ذهن ترسيم كنيد.
عصرها وقتي را در نظر بگيريد و برخوردهاي گوناگون خودتان را با افراد دوست يا بيگانه مورد بررسي قرار دهيد و حالات خود را ارزيابي كنيد.
دوستان و معلمين خود را در طول دوره دبستان، راهنمائي، دبيرستان بخاطر آوريد و رفتارهائي كه از آنها موجب شده شما را خوشحال كند يا ناراحت كند يادداشت كنيد و در اين زمان به قضاوت كار او و رفتار خود بپردازيد.
برخي كلمات را به عكس در ذهن تصور كنيد مثلاً: آدم، مدآ، انسان، ناسنا، فيزيك، كيزيف، و... اينها تمركز ذهني شما را افزون ميكند.
________________________________________ [1] . و ان لم يجتمع... ذلك امثل... (نهج البلاغه، نامه 31). [2] . از صفحات 185ـ184 مأخذ 38 برگرفتيم. [3] . از كتاب مجموعه مقالات استاد آية الله حسنزاده آملي صفحه 38 انتخاب شده. [4] . مأخذ شماره 13 و 35.
كليد پيروزي
براي پيروزي بر هر كار سخت و مشكل پايداري مقاومت كليد آن است براي رسيدن به قدرت يادسپاري قوي و پويا بايد پشتكار و سختكوشي را رها نكرد.
برخي گمان ميكنند چون در خانواده كمثروت هستند نميتوانند به مقامات عاليه علمي دست پيدا كنند براي اينكه اين نكته روشن گردد كافي است به حالات زندگي بزرگان تاريخ مراجعه كنيد و مطالعه نمائيد خواهيد ديد معمولاً انديشمندان، مخترعان، مكتشفان از خانوادههاي ضعيف و ناتوان بودهاند.
در حالات آيت الله شهيد مدرس (ره) نگاشتهاند كه ايشان در ايام تحصيلي خود روزهاي پنجشنبه و جمعه كه درسهاي حوزه معمولاً تعطيل است بنائي ميكرد و مخارج ايام هفته خود را تأمين ميكرد.
عدهاي فكر ميكنند چون پارتي، موقعيت اجتماعي ندارند بجائي نخواهند رسيد بايد گفت اين فكر نيز ناشايست است، زيرا بسياري از شخصيتهاي علمي، سياسي جهان از خانوادهي محروم و ضعيف بودهاند.
براي دستيابي به هر برتري گرچه برتريهاي باطل باشد رمز پيروزي آن كوشش و تلاش است.
اتفاقاً اكثر آناني كه در خانوادههاي ثروتمند و متشخص پرورش يافتهاند، آيندهشان بسيار ضعيف و كمبهاء بوده است، و اين يكي از سنتهاي ثابت الهي است كه امام علي ـ عليه السلام ـ بدان اشاره فرموده:
«اگر از من بپرسند كه اين شجاعت جسمي و قدرت روحي شما از چيست در صورتي كه غذاي روزانه شما نان جو و نمك و سركه است در پاسخ ميگويم:
درختان بياباني كه در سنگلاخها و زير آفتاب سوزان وجود دارند و با صدها عوامل تلخ دست به گريبان ميباشند از درختان و گياهاني كه در لب جويبار پرورش يافتهاند محكمتر و بادوامترند.»[1]
درختان لب جويبار كه در مهد نعمت و در آغوش نوازش باغبان پرورش يافتهاند با مشكلات و مصائب خوي گرفتهاند ولي درختان بياباني كه در آغوش مشكلات بزرگ شدهاند، فرزند مصائب ميباشند و مربي آنها بادهاي تند و سوزان و آفتاب داغ و كمآبي و بيباراني است.
گلهايي كه در پاسيونها پرورش پيدا ميكنند با كمترين تغيير دماي پاسيون حالت طراوتشان عوض ميشود، اگر ديرتر از موعد مقرر آب داده شوند، بلافاصله حالتشان دگرگون ميشود، ولي گياهان بياباني توان مقاومتشان دربرابر كمبودها و مشكلات بيشتر است.
كمكم و پيوسته
البته برخي ممكن است در ابتدا نتوانند موضع مقاومت و سختكوشي را برگيرند ولي بايد خود را به چنين حالتي نزديك كنند و به قول سخن گهربار امام علي ـ عليه السلام ـ خود را به چنين حالتي درآورند، تلقين كنند، بخود القاء كنند كه من اين كار را خواهم كرد:
«اگر توان تلاشگري نداري خود را به قيافه صبرداران درآور، زيرا خيلي كم ميشود كه كسي خود را به صورت جمعيتي درآورد و در رديف آنان قرار نگيرد.»[2]
• زبي عزم و همت بزرگي مخواه كه بي
• آب، كردن كه داند نشاء
(ايرج ميرزا)
• اگر از هر باد چون بيدي بلرزي
• اگر كوهي شوي كاهي نيرزي
(ايرج ميرزا)
شاعر نيز گويد:
• مشكلي نيست كه آسان نشود
• مرد بايد كه هراسان نشود
• تا نبيند رنج و سختي مرد، كي گردد تمام؟
• تا نيايد باد و طوفان، گل كجا بويا شود؟
ناپلئون گويد: شدائد و آلام هوش انسان را تيزتر و محصولخيزتر ميسازد.[3]
نيچه گويد:
تو را بقدري دوست دارم كه رنج و آشفتگي و سرشكستگي برايت آرزو دارم. به تو رحم نميكنم چون تو را دوست دارم ميداني چرا؟
آرزو دارم كه نيروهاي خفته تو بيدار گردد تا در شدائد روزگار با روحي مسلح پايدار باشي.[4]
اينكه بزرگان دين قدرتهائي نوين از خود به جاي گذاشتهاند، اينكه مخترعين و مكتشفين آثار جديدي براي آيندگان بجاي گذاشتهاند همه و همه در پرتو سختكوشي و پايداريشان بوده و اين قانون براي هميشه در عالم هستي باقي خواهد ماند.
ايجاد زمينهها
البته براي رسيدن به هر برتري بايد زمينه را ايجاد كرد، آينده كار را نگريست، موانع راه را برداشت و بطور متعادل حركت كرد.
چنانكه امام علي ـ عليه السلام ـ توصيه ميفرمايد:
مانند مورچه آهسته حركت كنيد، فرصت را از دست ندهيد... مدارا بركت دارد، ملايمت سعادت آفرين است بنابراين در هركاري كه با دقت و مدارا و بيامان وارد شوي به پيروزي دست مييابي.[5]
در جاي ديگر فرموده:
... وقتي جوانمردي برق پيروزي را احساس كرد ميبيند بيارزشترين چيزها كه از دست داده خواب لذتبخش شب بوده است.[6]
براي رسيدن به هدف خود را به خطر افكن، سست منشين كه از هيچ آزادهاي بهانه سستي پذيرفته نيست.[7]
در جاي ديگر فرمود:
هرچه همت و ديدگاه بالا باشد رشد انسان بيشتر است.[8]
البته سرانجام هر تلاش و كوششي يافتن آن خواسته است اگرچه به تمام آن انسان نرسد به برخي آن خواهد رسيد چنان كه امام علي ـ عليه السلام ـ فرمود:
كسي كه در جستجوي چيزي باشد به بعض يا تمام آن موفق ميشود.[9]
حضرت شعيب ـ عليه السلام ـ نيز فرمود: من با توكل به خداي خود تا آنجا كه قدرت دارم در راه اصلاح شما تلاش ميكنم و كوشش مينمايم.[10]
همت عالي
البته در كارها بايد عاليترين مرتبه را در نظر گرفت تا به مقدار لازم و ضروري دست يابد.
اگر دانشآموزي براي نمره 10 يا 12 درس بخواند قطعاً تجديد ميگردد ولي اگر همت و تلاش بر مبناي 15ـ16 باشد قبول خواهد شد. شاعر هم گويد:
• همت بلنددار كه مردان روزگار
• از همت بلند به جائي رسيدهاند
مقدمه پيروزي
اگر ثمره تلاش شما شكست شد نبايد مأيوس گرديد بلكه بايد باز تلاش كرد زيرا در اين شكست بايد عوامل را بررسي كرد و براي پيروزي بالاتري مهيا شد و كوشش كرد از نشانههاي پيروزي حفظ و بكارگيري تجربيات است.[11]
سعي كن خود را دربرابر مشكلات و سختيها قرار دهي و از رفاه طلبي و آسوده خواهي پرهيز كني.[12]
اگر از كاري (كه با دقت و هشياري باشد) هراس داري خود را در آن بيفكن كه اين ترس تو را از موفقيتها باز ميدارد.[13]
ببين گاليله را كه چطور تلاش كرد تا پيروز شد:
گاليله در بچگي علاقه به ساختن ماشين آلات بچهگانه داشت، پدر او برخلاف ميل و استعداد فرزند او را وادار كرد كه «علم پزشكي» بخواند او در اين راه ترقي نكرد، سپس به آموختن رياضيات و فيزيك پرداخت در نتيجه تلاش و كوشش نخستين كس بود كه اثبات كرد زمين به دور خورشيد ميگردد و نخستين كسي بود كه «باندول» ساعت را ساخت.[14]
با آن همه فشاري كه در اظهار نظر علمي خود از كليسا ديد، با استقامت كامل ايستاد و حرف خود را زد و سالهاي بعد فهميدند كه حق با اوست. آري:
مشكلي نيست كه آسان نشود
مرد بايد كه هراسان نشود
در مطالعه و علم پژوهي بايد دقت كنيد كه:
هرگز سختي، مشكل بودن را در ذهن خود مطرح نكنيد.
هرگز درباره سختي و مشكل بودن درسها هراس نداشته باشيد.
نگوئيد فلان درس برايم جذاب و گيرا نيست.
مرتب القاء كنيد بخود كه اين درس برايم آسان است.
من با ديگران فرقي ندارم. من هم بايد ياد بگيرم.
در درس خواندن خجالت و غرور را كنار بگذاريد.
از فرصتها حداكثر استفاده را بكنيد زيرا:
فرصتها مانند ابر بهاري زودگذرند، از فرصتها خوب استفاده كنيد، اگر جائي از درس يا مطلب كتاب نامفهوم بود و يا توضيح فردي نامفهوم بود فوري سئوال كنيد.[15]
________________________________________ [1] . نهج البلاغه، نامه 45: ان الشجرة البريه اصلب عودا... [2] . نهج البلاغه، حكمت 203. [3] . مأخذ 26 صفحه 158. [4] . مأخذ 26 صفحه 158. [5] . ديوان منسوب به امام علي ـ عليه السلام ـ، ص 127 (ترجمه مصطفي زماني). [6] . ديوان امام علي ـ عليه السلام ـ، ص 59. [7] . ديوان امام علي ـ عليه السلام ـ، ص 184. [8] . قدر الرجل علي قدر همته (حكمت 44، نهج البلاغه). [9] . من طلب شئ ناله او بعضه (نهج البلاغه، ح 393). [10] . «إِنْ أُرِيدُ إِلاَّ الْإِصْلاحَ...» (سوره هود، آيه 85). [11] . و من التوفيق حفظ التجربه (نهج البلاغه، حكمت 207). [12] . وعود نفسك التصبر علي المكروه (نهج البلاغه، نامه 31). [13] . و امسك عن طريق اذا خفت ضلالته فان الكف...، نهج البلاغه نامه 31 كه امام علي ـ عليه السلام ـ به فرزندش امام حسن ـ عليه السلام ـ نوشت. [14] . مأخذ شماره 25، ص 24. [15] . الفرصة تمر مر السحاب فانتهزوا فرص الخير (نهج البلاغه).
كليد علم
امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمود: دانش گنجينه است و كليد آن پرسش و سئوال است.
(اگر نميدانيد) پس سئوال كنيد كه پاداش و سود ميبريد.[1]
پس بايد انسان براي كسب موفقيتهاي علمي، معنوي، اجتماعي سختكوش و تلاشگرانه وارد گردد و از مشكلات راه هراس نداشته باشد. البته اين منافات ندارد كه انسان در كارها با دقت و تفكر و بررسي كامل جوانب كار وارد شود همانگونه كه امام علي ـ عليه السلام ـ فرمود: پيروزي در سايه هوشياري و هوشياري در پرتو بكار گرفتن فكر بدست ميآيد.[2]
كسي كه در كارها انديشه كند بيناتر (موفقتر) خواهد بود.[3]
كسي كه از (نتيجه و اثر) كار خود غافل باشد ضرر ميكند.[4]
و در جاي ديگر فرمود:
كوتاهي در عمل نيكي كه اعتماد به نتيجة آن داري ضرر است.[5]
از اديسون پرسيدند چرا جوانان موفق نميشوند؟
گفت: براي اينكه راه خود را نميشناسند و در جاده ديگري گام برميدارند.[6]
به راستي اگر دوستان متدين و مؤمن جامعه انقلابي ما بتوانند خود را به سلاح علم و تخصص آرايش و زينت دهند و پيرايه جهل و خمودي و تنبلي و سستي را پالايش دهند، جامعه ما در آينده نه چندان دوري تمام پستها، كليدهاي حركت نظام را بدست خواهند گرفت و كشورشان را بلكه دنيا را از چنگال متخصصان بيتعهد و بيتقوا نجات خواهند داد و زمينه را براي قيام جهاني امام عصر ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ مهيا ميسازند، وگرنه باز همانهائي كه در زمان جنگ و ستير با دشمن سرسخت اين مرز و بوم نه از جبهه و جنگ و شهادت و ايثار خبري داشتند و حتي گاهي هم پوزخند ميزدند و نه در زمان بازسازي و مشكلات اقتصادي و نيز بحرانهاي اجتماعي كاري به حفظ و حراست نظام نداشتند و فقط درس خواندند به اميد اينكه در آينده پايههاي رژيم الهي را متزلزل كنند امروز پشت ميزهائي كه با خون صدها شهيد بدست آنان رسيده نشسته و بر مقدسات اين مرز و بوم و ملت الهي پوزخند ميزنند و تا اندكي اعتراض شود داد از تخصص و بينش و آگاهي ميزنند و مردم زجرديده ما را به باد مسخره ميگيرند.
برادر و خواهر، پدر و مادر عزيز بپاخيز تا نظام در دست كارگزاران نااهل و نامحرم نيفتاده خود را از بينشها و آگاهيهاي كافي و لازم بيش از پيش بهرهمند كن و دهان آنان را بر زمين با ذلت و خاري بساي، آمين، رب العالمين.
از برادران و خواهران و پدر و مادران عزيز ميخواهم در حد توان استعدادهاي جوانان مؤمن و متعهد را ياري كنند تا پويا گردند، و از نوجوانان عزيز هم ميخواهم خود را از روشهائي كه به نفع دشمنان دين و انقلاب است بدور دارند و كاري كنند كه ثمره خون صدها شهيد در جامعه اسلامي و جهان بشريت كمرنگ نشود.
به اين نكته تاريخي توجه كنيد:
از ابوالحجاج اقصري كه استادي عارف و آگاه بود پرسيدند: شما شاگرد كدام استاد بودهايد.
ابوالحجاج گفت: استاد من جعل (حشره سياهي است كه مانند سوسك ميپرد و در بيابان روي سرگين حيوانات مينشيند).
اطرافيان گمان كردند شوخي ميكند.
ابوالحجاج تا متوجه شد كه آنان فكر كردهاند او شوخي كرده، فوري گفت: نه واقعاً چنين است، چون شبي مشغول مطالعه بودم ناگهان متوجه جعلي شدم كه ميخواهد از پايه چراغ بالا رود، چون پايه چراغ صاف بوند، پايش ميلغزيد و به زمين ميافتاد شمردم حدود 70 مرتبه تا نصف پايه بالا رفت دوباره به زمين افتاد تا اينكه براي وضو بيرون رفتم، وقتي برگشتم ديدم بالاخره خود را كنار فتيله چراغ رسانده، آنگاه از كوشش و پايداري اين حيوان درسي كه بايد بگيرم گرفتم (متوجه شدم براي رسيدن به هدف بايد استقامت و كوشش كرد).[7]
________________________________________ [1] . العلم خزائن و المفاتيح السئوال فاسالوا يرحمكم الله فانه يوجر... (خصال، ص 245). [2] . الظفر بالحزم و الحزم باجالة الراي (نهج البلاغه، حكمت 45؛ و نيز ميزان الحكمه، ج 3، باب الفرصه). [3] . من تفكر ابصر (شرح نهج البلاغه، ج 3، ص 284). [4] . من غفل عنها خسر (نهج البلاغه، حكمت 204). [5] . التقصير في حسن العمل... (نهج البلاغه، حكمت 390). [6] . مأخذ 25، ص 13. [7] . مأخذ 36، ص 105.
اراده و اميد
اميد
ملاصالح مازندراني (ره) يكي از علماء بزرگ است كه بر اصول كافي و روضه كافي شرحي در 14 جلد نگاشته است گويد:
من براي دانشجويان الگو هستم.
زيرا ايشان تا سن 30 سالگي خيلي بدحافظه بود بطوري كه گاهي منزلش را گم ميكرد، نام فرزندانش را فراموش ميكرد و...
در سن 30 سالگي شروع به آموزش كرد، چون روزي از بيابان عبور ميكرد ديد كه از بالاي يك كوهي آب بصورت قطره قطره بر سنگي ميچكد و سنگ را گود كرده است، با خود گفتم سنگ با اين سختي در اثر آب نازك و نرم شده، متأثر شده من هم بايد دنبال علم بروم...
از سن 30 سالگي آغاز به تحصيل كرد و از نظر مالي آنقدر تنگدست بود كه حتي از روشنائي توالتهاي عمومي براي مطالعه استفاده ميكرد، آنقدر لباسهايش كهنه بود كه شرم ميكرد در كلاس درس، مجلس درس عمومي شركت كند خارج از مسجد مينشست به درس استاد گوش ميداد، خلاصه در اثر جديت و كوشش فراوان به مراتب عالي علمي فائق آمد.[1]
شاعر گرانمايه گويد :
استـقامـت و پـايداري مـيخ سزدار عبرت بشر گردد
بر سرش هرچه بيشتر كوبند پـايداريش بـيشتر گردد
اراده
اراده يكي از مهمترين بنيادهاي معنوي انسان است براي بسياري از نارسائي و ناهنجاريها و بزهكاريهاي معنوي و رواني انسان نقش درماني دارد.
افراد با اراده سختترين مشكلات اجتماعي را ميتوانند تحمل كنند، با ارادگان هرگونه دردهاي جسمي را بطوري تحمل ميكنند كه اثر منفي در روح و جسم آنان نداشته و يا بسيار اندك تأثير ميگذارد.
اراده داران عاليترين مقامات معنوي و اجتماعي را ميتوانند درك كنند، صاحب اراده را نميتوان مرز و حدي براي رشدشان منظور كرد.
برخي از كارهايي كه افراد انجام ميدهند و فوقالعاده است، غيرطبيعي است بخاطر داشتن اراده قوي است.
البته دارندگان اراده منحصر به مؤمنين نيستند، غير مؤمنين هم ممكن است از اين قدرت بهرهجويي كنند اگرچه به ضرر خود و جامعه باشد، اگر چه در مسير رشد خود و جامعه بكار گرفته نشود.
روانپژوهان براي درمان بسياري از بيماريهاي روحي از اين قدرت سود ميبرند.
در اسلام هم بسياري از امور عبادي و معنوي تأمين بخش همين نيرو است و يا زمينه تقويت آن را فراهم ميگرداند.
براي بالندگي حافظه نيز يكي از راههاي مهم آن تقويت اراده است كه در اينجا به ذكر اموري كه موجب افزايش اراده ميگردد اشاره ميكنيم علاقمندان براي آگاهي بيشتر ميتوانند به كتب مفصل مراجعه كنند.
اين عوامل اگرچه ممكن است در برخي تأثير بيشتر و بر بعضي كمتر ولي مداومت بر اين امور قطعاً برآيند قابل توجهي خواهد داشت:
عواملي كه در اراده موثرند
1. تأمين اوقات سكوت و آرامش (تفكر)
2. تمرين متانت
3. دوري از خودستائي
4. تلقين متعادل كردن اضطراب اعضاء و حواس
5. ايجاد زمينه براي تحريكات عضوي و حسي
6. ايجاد نظم در تنش و كنشها
7. مصرف غذاهاي متناسب
8. تمرين و استراحت
9. گريز از نفرت و كسالت
10. فرار از مجادله
11. دوري از سخن گفتن هيجاني
12. انحصار فكر در موارد خاص
13. تأمين زمينههاي تندرستي
14. مقاومت
15. آغاز كارهاي ابتدائي در مواقع شكست
16. دوري از كارهاي غيرضروري
17. تماشا كردن به مناظري كه داراي چند حالت روحي هستند.
18. بهرهوري از اندرزها، تجربه و علوم ديگران
19. موقع خيال ايده آليست و هنگام عمل رئاليست باشيد.
20. تفكر كردن در موضوعات خاص
21. تجسم ديدنيها و شنيدنيها
22. تمركز قواي فكري
23. تلقين به نفس براي انجام كارها
24. اتخاذ اتحاد جهت در كارها[2]
البته اينها مواردي است كه خود نياز به توضيح و تشريح دارد كه اين مختصر مجال آن را به ما نميدهد و به فهرستنگاري بسنده ميكنيم.
________________________________________ [1] . مأخذ 36، ص 104. [2] . قدرت اراده عصاره، 30 صفحه. 1- ===دوبارهكاري===
روشي نيز در بين دانشپژوهان مرسوم است كه متأسفانه انتخاب بدي است و آن حفظ كردن فرمولها، قواعد، قوانين، اشعار، واژهها و... اگرچه نتيجه فوري دارد ولي در هنگام امتحان و... بايد دوباره متحمل يادسپاري جديدي شوند.
مثلاً هر روز يك بخش انتخابي را حفظ ميكنند هر روز اضافه ميكنند، اگرچه آموختههاي روزهاي قبل را نيز تكرار ميكنند و در پايان مدت معين ممكن است مطالب را به ياد بسپارند ولي پس از مدتي فراموش خواهند كرد.
اين روش به طريقه انباشتي مرسوم است كه معمولاً چون طبق ضابطه و قاعده لازم نيست در برخي مواقع موجب ضعف روحيه ميشود و مانع پيشرفت ميگردد.
حفظ و نگهداري بايد متناسب با استعداد و آمادگي انسان باشد در غير اينصورت نتيجه آن منفي خواهد بود.
بايد حفظ مطالب با شرائطي خاص باشد كه در بخش تكرار يادآور شديم.
2- ===حل مشكلات درسي===
گاه كتاب يا درسي را كه ميخوانيد، مطالعه ميكنيد برخي لغات، مطالب، فرمولهايي را مشاهده ميكنيد كه گويا نيست، آمادگي ذهني نداريد، براي اولين بار ديدهايد، اگر بخواهيد مطالب مورد مطالعه را خوب درك كنيد بايد اول آن كم دانستهها يا ندانستهها را بخاطر آوريد يا با مراجعه به مدارك و كتابهاي قبلي ملاحظه نموده و كاملاً مفهوم باشد سپس به مطالعه ادامه دهيد، برخي مواقع ممكن است همان يك كلمه را كه نميدانيد، آن فرمول را فراموش كردهايد و... در فهم و درك مطالب كتاب يا درس نقش مؤثري داشته باشد كه بر فرض هم مطالب را فهميده و به يادسپرده باشيد بعدها از ذهنتان رخت برميبندد.
در اين راستا بايد به احتمال، گويا، مثل اينكه معني همين باشد، مطلب همان است اكتفا نكرد بلكه با دقت و حوصله دنبال دانستن درست و متقن مطلب رفت كه خود اين كارگاه موجب رفع خستگي و ملالت ميگردد و علاوه زمينهساز درك بهتر مطلب ميگردد.
دقت انسان در اينكه مطالب را اساسي و قطعي بياموزد درآمدهائي ارزنده دارد.
فردي كه در مسير پويش و تلاش علمي است بايد خود را مقيد كند مطالب را از منبع درست و اصلي برگزيند و برايش حمتي باشد و به گويا، مثل اينكه نميتوان اكتفاء كرد.
3- ===نظم===
در نظام هستي يك سيستم دقيق و منظمي حاكم است كه كوچكترين بينظمي زمينهساز نابودي عالم هستي خواهد بود.
اين نظم دقيق از كوچكترين ذره هستي تا بزرگترين موجودات عالم جريان دارد: در اتم و كهكشان هم وجود دارد.
تمام اجزاء بدن ما از يك بنياد دقيق و منظمي تشكيل شده كه كوچكترين افت نظمي گاه عواقب غيرقابل جبراني را درپي خواهد داشت.
افرادي كه در زمانهاي خاصي غذا نميخورند دچار بيماريهاي گوناگون گوارشي ميگردند.
اشخاصي كه موقع استراحت ندارند، نميخوابند معمولاً عقب افتادهاند و به سلامت خود لطمههاي جبران ناپذيري ميزنند و از عمر خود نيز بهره مادي و معنوي كافي را نميبرند.
براي افرادي كه كارهاي اجتماعي و اداري دارند يكي از امتيازات چشمگير نظم و دقت آنهاست، آنان كه در رفت و شد به محل كار خود و رفتارهاي ديگرشان بينظم هستند معمولاً در نظر افراد كمارزش ميباشند.
اگر انسان كاري را شروع كند مداوم و پيوسته ثمرهاش چند برابر است تا كار يكبار و يا عجله هم خود انسان نشاط كافي را نخواهد داشت و هم ديگران كار او را ارزنده نميپندارند.
براي مطالعه كردن نيز بايد زمان خاص و دقيقي را در نظر گرفت، وقت و مكان و حالت مطالعه بايد دقيق باشد.
اگر شما يك روز ساعت 8 صبح مطالعه كنيد روز ديگر ساعت 9 شب اين بينظمي در كيفيت و كميت يادسپاري شما موثر خواهد بود.
سلولهاي مغزي داراي يك خصوصيتي هستند كه اگر منظم با آنها برخورد شود و بكارگيري گردد نتيجه بهتري ميدهد.
اگر هميشه ساعت 8 مطالعه كنيد يافتههاي مغزي كار خود را طوري تنظيم ميكنند كه در آن زمان آمادگي كافي را داشته باشند حتي انسان اگر دقت كافي كند ميبيند در آن ساعت گويا ذهن آمادگي دارد و اعلام پذيرش از خود نشان ميدهد، و شما گويا در آن لحظه ميخواهيد شروع به مطالعه كنيد و اين كار توسط سلولهاي مغزي به صورت اتوماتيك و خودكار انجام ميشود.
خود برنامه مدارس گوياي همين مطلب است كه در روزهاي اول كمتر درس داده ميشود ولي به مرور ميزان درس افزوده ميشود و نيز معمولاً برنامه هم تا آخر سال تغيير نميكند مگر در برخي موارد خاص، و براساس اين مسئله فراگيري متربيان نيز روز به روز افزوده ميگردد.
البته اين قانون روانشناسي نوپا نيست بلكه درگذشتههاي بسيار دور حاميان وحي و آنان كه با علوم بينهايت الهي ارتباط داشتهاند براي بشريت مخصوصاً مسلمين بازگو كردهاند ولي افسوس كه ما كم ارتباط با اين اقيانوس علم الهي هستيم.
قرآن كريم در اين راستا ميفرمايد: ما هر چيز را به اندازه و روي حساب (منظم) آفريديم.[1]
امام علي ـ عليه السلام ـ فرمود: (در توصيهاي كه به فرزندان گراميش داشت) در رابطه با نظم در كارها شما را توصيه ميكنم.[2]
آري نظم رمز موفقيت انسان در كارهاست حتي كار منظم كم بهتر است از كار و مطالعه نامنظم باشد زيرا امام علي ـ عليه السلام ـ فرمود: كم و مداوم بهتر است از كاري كه زياد باشد و ملالآور.[3]
از نظر روانشناسي هم به نظم ميگويند: (رفلكس شرطي) كه خود عامل بسيار مهمي در پايدار كردن ارزشهاي معنوي و پالايش كردن از روشهاي ناشايست معنوي و روحي ميباشد.
از اين قدرت نهفته كه در نهاد انسان است بهرههاي گوناگوني ميتوان برد از آن جمله براي بهرهبرداري متناسب از قوه نيكسپاري نتيجه خوب و مفيدي دارد.
منظور از نظم آغاز در كار نيست بلكه پايان مطالعه نيز بايد مشخص باشد.
نظم در نگهداري آموختههاي در ذهن خود نيز مسئله قابل توجهي است، نظم و دقت در مطالعه و نكتهبرداري نيز در كار، درآمد را پرثمرتر ميگرداند.
كوتاه سخن آنكه نظم رمز و كليد پيروزي در مطالعه به حساب ميآيد.
ره رو آن نيست گه تند و گهي خسته رود رهرو آنست كه آهسته و پيوسته رود
يكي از بزرگان در كتاب سرگذشتهاي ويژه امام (ره) نقل كردهاند: بقدري امام در كارهاي خود دقيق و منظم بودند كه برخي افراد ساعتهاي خود را با رفتار امام (ره) تنظيم ميكردند.
من خود صبحها كه براي حضور در درسي از منزل بيرون ميآيم يكي از بزرگان را معمولاً ميبينم كه حدود ساعت 8 از حرم حضرت معصومه ـ عليها السلام ـ بيرون ميروند، روزي زودتر به حرم آمدم ديدم ايشان در كنار ضريح مانند عبدي در برابر مولا ايستادهاند و مشغول خواندن دعا از حفظ هستند به محض اينكه ساعت هشت شد گويا متوجه شدند كه ساعت هشت شده بدون اينكه به ساعت نگاه كنند از حرم خارج شدند اين يك رفلكس شرطي است كه اگر انسان منظم در زندگي باشد آثار زيادي دارد، وقتش به بيهودهگرائي نميگذرد و...
________________________________________ [1] . سوره قمر، آيه 49. [2] . الله في نظم امركم (نهج البلاغه، نامه 31). [3] . قليل مدوم عليه خير من كثير مملول منه (ح 444). 4- ===تنوع در مطالعه===
گاهي كه زياد راه ميرويد خسته ميشويد.
گاهي كه از يك نوع غذا زياد استفاده ميكنيد به آن بيميل ميشود.
گاهي كه يك لباس را زياد ميپوشيد كمعلاقه به آن ميشويد.
برخي مواقع هم مطالعه ميكنيد احساس خستگي ميكنيد، خود را ملامت نكنيد و سرزنش نكنيد بلكه كاري غيرمطالعه انجام دهيد:
1. به مطالعه كردههاي قبلي فكر كنيد.
2. روي اصل موضوع انديشه كنيد.
3. روي عناوين فرعي كتاب تأمل كنيد (در ذهنتان)
4. يكي از ورزشهاي فصل آخر كتاب را تمرينهاي ديگر بخشهاي اين كتاب را انجام دهيد.
5. چيزي بخوريد، بنوشيد، بنويسيد.
6. مطالب قبلي درسها را گذرا مرور كنيد. (البته از روي كتاب)
7. اگر كتاب علمي مطالعه ميكنيد يك موضوع داستاني، فكاهي و... مطالعه كنيد و...
پس از برطرف شدن رفع خستگي دوباره به مطالعه بپردازيد.
امام علي ـ عليه السلام ـ فرمود: همانطور كه جسم شما خسته ميشود، روح و فكرتان نيز خسته ميشود در اين مواقع به وسيله تنوع از خستگي خود برهانيد.[1]
مطالعه كردن با خستگي و بيحالي يا بينتيجه است و يا كم بهره، لذا بايد در مطالعه خود را با نشاط نگهداشت.
عوامل خستگي
معمولاً مردم فكر ميكنند خستگي در اثر كار جسمي و فكري زياد است بلكه گاه انسان در اثر بيكاري نيز احساس خستگي ميكند.
اگر انسان از مطالعه، نوشتن، گوش كردن نتيجهاي نبرد كمكم احساس خستگي ميكند و برخي مواقع ممكن است عواقب ناشايستي را درپي داشته باشد و از نظر فيزيولژيك (كارآيي جسمي) بدن عوامل ويژهاي را بوجود آورد كه انسان احساس خستگي ميكند.
گاهي مواقع هم خستگي به خاطر نارسائي در متابوليسم (سوخت و ساز) بدن بوجود ميآيد.
در اينجا به اموري متذكر ميشويم كه اين عوامل را ميافزايد و يا زمينهساز ميشود:
1. اگر در فضاي پر سر و صدا باشيد.
2. اگر در فضائي باشيد كه اكسيژن مورد نياز بدن شما را تأمين نكند.
3. آفتاب و يا نور زياد باشد يا اينكه نور بطور مستقيم بر كتاب يا دفتر شما بتابد و يا اينكه نور به اندازه كافي نباشد.
4. كمبود تغذيه (كمخوري مورد نظر نسيت) بلكه بدخوري و چيزهائي خورده شود كه مورد نياز واقعي بدن نباشد، كسي كه فكر ميكند، مطالعه ميكند، برخي از خوردنيها، آشاميدنيها براي او مفيد و برخي مضرند كه خود فصل و موضوع خاصي نياز دارد در اين مختصر نميگنجد.
5. اگر مبتلا به زكام شويد (نبايد نگران از كمميلي به تفكر باشيد چون يك حالت طبيعي است).
6. بيماراني كه مبتلا به سل ريوي هستند.
7. كمبود علاقه و ناآگاهي به آينده تلاش و نتيجه كار.
8. محدود ديدتان كم است (در اطراف) در اين موارد خوبست هر زماني كه احساس خستگي كرديد فوراً چند لحظهاي به فاصله دور (ده متري) نگاه كنيد ولي مواظب باشيد افكار خود از موضوع اصلي كارتان جدا نشود بلكه در همان زمان به همان موضوع فكر كنيد.
9. اگر كارها را پرهيجان و تحرك انجام دهيد يك حالت خاصي برايتان بوجود ميآيد كه براي شما زمينهساز خستگي خواهد بود البته در مواقعي كه ميخواهيد فكر كنيد امّا در مواقعي كه ميخواهيد كارهاي جسمي انجام دهيد ضرري ندارد.
10. اگر از كاري كه ميكنيد بيميل هستيد و كمعلاقه، قبل از هر كار ايجاد انگيزه كنيد.
11. اگر كارتان را با زور و تهديد انجام ميدهيد.
12. عصبانيت زياد نيز موجب خستگي فكر ميگردد.
13. اضطراب و عجله خستگيآفرين است.
14. احساس حقارت و خودكمبيني.
15. احساس بيهودگي در زندگي و بيهدف كار كردن.
در اينگونه موارد استراحت فكري لازم است تا زمينه كار پويا را مهيا سازد.
اگر شما زندگي ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ را مورد بررسي قرار دهيد خواهيد ديد كه از تنوع خاص و جهتداري برخوردار بودهاند، رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ در حالي كه اداره زندگي جهان اسلام را مينمود در همان زمان به روابط الهي، اجتماعي، خانوادگي و شخصي خود توجه خاصي داشت، در همان زمان رهبري الهي خود اهل نماز شب بود، با اقوام و خويشان خود رابطه تنگاتنگ داشت و نيز با خانواده خود بسيار نيك رفتار داشت و نيز از نظر اجتماعي روابط بسيار خوبي با دشمن و دوست خود داشت و نيز در برخي مواقع كارهايي را انجام ميداد كه كمترين اعضاء جامعه از نظر موقعيت اجتماعي انجام ميدادند.
امام علي ـ عليه السلام ـ در زمان خلافت و رهبريش علاوه بر كارهاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، و خانوادگي به امور تحقيقي و گردآوري قرآن كريم همت گماشت و در عين حال چاه ميكند، نخلستان بارور ميكرد و وقف امور عامه مينمود.
فاطمه زهرا ـ عليها السلام ـ هم خانهداري ميكرد، شوهرداري، فرزندداري، در امور سياسي و فرهنگي و... نيز نقش مؤثري داشت كه تبيين اين امور تناسب با مختصر نگاري ما ندارد.
در اينجا فقط به يك مورد از زندگي پيروان صديق مكتب اسلام مرحوم شيخ طوسي (ره) اشاره ميكنيم.
ايشان داراي كتب ارزندهاي است و آنها ثمره تلاش اينگونهاي آن استاد بوده است:
آنچنان به تحصيل علوم عقلي و ديني علاقه داشت كه شبها كمتر خواب ميرفت و كتب متنوع و گوناگون را در نزد خود ميگذاشت و اگر از يكي خسته ميشد به كتاب ديگري ميپرداخت و براي آنكه كسالت را از خود دور سازد هميشه شبها نزد خود آب داشت و با آن دفع كسالت ميكرد و در اين مواقع بود كه به كشف معضلات و مشكلات علمي نائل ميآمد و از شدت خوشحالي فرياد ميزد:
كيست لذتي را كه من ميچشم درك كند؟![2]
البته تنوع در صورتي مفيد است كه موجب اغتشاش فكري نگردد و براي اين كار بايد نوع تنوع با نظر افراد آشنا و آگاه و نيز در رابطه با كار فكري انسان تنظيم گردد و خلاصه ابزار تنوع با سير تفكر و مطالعه انسان همگوني داشته باشد.
________________________________________ [1] . ان هذه القلوب تمل كما تمل الابدان فاتبعوا لها طرائف الحكم (نهج البلاغه، ح 89). [2] . مأخذ 28، ص 14. 5- ===استفاده از فرصتها===
بهرهگيري صحيح از نيروهاي مختلفي كه در اطراف انسان است يكي از امور مهمي است كه موجب موفقيتهاي فراواني ميگردد، مثلاً فرصتي اگر براي انسان پيش ميآيد بايد سعي كند در حد قدرتش از آن موقعيت به خوبي سود برد، لذا در روايات به اين امر تكيه زياد شده است:
هدر دادن فرصت (در آينده) موجب اندوه ميگردد.[1]
امام علي ـ عليه السلام ـ از يك نكته خيلي رنج ميبرد كه ميفرمايد:
جاهلانتان معمولاً بيرويه كار ميكنند و دانشمندانتان (دانشجويان، دانشآموزان و...) وقت گذرانند.[2]
كسي كه فرصتش تمام شده مهلت ميخواهد و آن كس كه فرصت دارد بهانهجويي ميكند كه هنوز قوت دارم.[3]
امام علي ـ عليه السلام ـ فرمود: موقعيتها زود از بين ميروند و ديرباز ميگردند.[4]
پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: قبل از اينكه كارهايت انباشته شود از فرصتها بهرهجوي.[5]
شاعر نيز گويد:
• مكن ضايع به افسوس و حيف كه
• فرصت عزيز است و الوقت ضيف
امام علي ـ عليه السلام ـ فرمود:
از فرصت قبل از آنكه موجب غم و اندوه گردد (وقتي كه تمام شود پشيمان گردي) سبقت (بهرهگيري نيك) از آن بگير.[6]
امام علي ـ عليه السلام ـ فرمود: كار خير را امروز و فردا نكن شايد فردا آمد و تو زنده نبودي.[7]
قرآن نيز ميفرمايد: در كارهاي خير شتاب كنيد و از هم سبقت بگيريد.[8]
در همين رابطه لقمان حكيم ـ عليه السلام ـ به فرزندش فرمود:
«اي پسرم روز و شبت را صرف آموزش، تدريس، تفكر و... نما زيرا اگر در اين امر موفق شوي هيچ چيز جايگزين آن نميگردد.
جلوههائي از وقتكشي
1. در انجام كاري امروز و فردا كردن.
2. تشريفات فردي و غيرضروري را زياد كردن.
3. اموري كه موجب تشويش تفكر ميگردد انسان براي خود بوجود آورد.
4. مشغول چند كار شدن با وجود اينكه توان فكري، علمي، زماني او كافي نباشد.
5. بكارگيري اعضاء و حواس مهم در امور لهو و بيهوده.
6. بكار نگرفتن از حواس ديگر براي كسب علم، مثلاً اگر از مطالعه خسته شديد نوار كمك درسي گوش كنيد، استراحت كنيد، داشتهاي گذشته ذهني خود را بازنگري كنيد.
7. دقت در انجام و آغاز و پايان هر كاري نكردن.
8. در تكاپوي يافتن تجربه از ديگران نبودن.
به اين شعر توجه كنيد:
• چنين گفت روزي بـه پيري جوانيبگفتش در اين نامه حرفيست مبهمتـو بـه كـز توانائي خويش گرديجـواني نـگهدار كـاين مـرغ زيـبامتاعي كه من رايگان دادم از كـف تـوهر آن سرگراني كه من كـردم اولچـه سرمايهام رفت بيمايه مـاندم كـهاز آن بـرد، گـنج مـرا دزد گـيتـيگر گوهري از كفت برون تافتگـر وقـت رود ز دست انـسان
• كـه چـونست با پيريت زندگانيكه معنيش جز وقت پيري ندانيچـه پـرسـي از دوره نـاتـوانـينـماند در ايـن خـانه استـخوانيگـر ميتـواني مـده رايـگانيجـهان بـيشتر كرد از آن سرگرانيبـازيست بيمـايه بـازارگانـيكه در خواب بـودم، گـه پـاسبانيدر سايه «وقت» ميتوان يافتبـا هـيچ گـهـر خـريد نـتوان ________________________________________ [1] . اضاعة الفرصه غصه (نهج البلاغه، حكمت 114). [2] . جاهلكم مزداد و عالمكم مسرف (نهج البلاغه، حكمت 289). [3] . كل معاجل يسأل الانظار... (نهج البلاغه، حكمت 291). [4] . الفرصة سريعه الفوت (سفينه، ج 2، ص 358). [5] . و فراغك قبل شغلك (بحارالانوار، ج 71،ص 177). [6] . ديوان امام علي ـ عليه السلام ـ، ترجمه مصطفي زماني، ص 150. [7] . بادر الفرصه قبل ان تكون غصه (نهج البلاغه، نامه 31). [8] . «فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ...»، (مائده، آيه 48). 6-===استفاده از قوا و حواس يادگيري===
براي اينكه حافظه خود را قدرت بخشيدبايد تمام قوا و حواس خود را در حد ممكن بكار گيريد تا زمينه به بند كشيدن دادههاي شما در بيادسپاري گردد، واردات ذهني وقتي خوب مورد بهرهگيري قرار ميگيرد كه دادههاي ذهني هركدام در انبارهاي مخصوص و مشخص جاي گيرد اگر چنين روشي را اتخاذ كرديد هنگام صادرات از ذهن كار بسيار آساني است.
مثلاً اگر زنگي وقت نهار، استراحت را اعلام كند، اگر اتفاقاً يك روز لحاظي زنگ را جلوتر بزنند باز در هنگام زنگ همان حالت محركگريش را خواهد داشت.
براي همين خاطر است كه اوقات، مكان، و حالت مطالعه را خوبست كه در هر موقعيت يكسان برگزينم. تا اينكه همگام با حافظه قواي ديگرمان نيز با يادسپاريمان هماهنگ گردد كه اين خود يك كليدي است براي نيكوسپاري انسان.
امام علي ـ عليه السلام ـ در همين رابطه فرمود: در كارهايتان نظم و دقت بكار بريد.[1]
امام علي ـ عليه السلام ـ فرمود: مدارا بركت دارد، ملايمت سعادت آفرين است بنابراين در هركاري كه با دقت وارد شوي به پيروزي دست مييابي.[2]
امام علي ـ عليه السلام ـ فرمود: «اگر اين علم با آرزو كردن بدست ميآمد در روي زمين يك نادان پيدا نميشد.»[3]
هلوسيون گويد: نبوغ را زاده دقت پي در پي ميداند.[4]
جانسون گويد: نابغه كسي است كه تمام قواي دماغي (كانالهاي يادسپاري) خود را براي مطالعه يك موضوع واحد متمركز ميسازد.[5]
پس در هنگام مطالعه و يادگيري بايد از حداكثر نيروهاي نهفته در درون خود سود برد، زيرا كنار گذاري هريك از ابزار آموزشي كه خداي متعال در اختيار ما گذاشته است از نيكسپاري انسان ميكاهد.
لذا راه رفتن، گوش دادن (به غير موضوع) ديدن (غير از موضوع) خوردن، حرف زدن، ناهماهنگي اعضاء بدن در نشستن، اضطراب، تخيلات موهوم سر و صداي زياد و... از يادسپاري انسان ميكاهد، در نتيجه روز به روز اعتماد به حافظه از بين ميرود بطوري كه ميتوان گفت كلا حافظه از حالت تحرك معمولي محروم ميگردد و يك خمودي پيدا ميكند.
شايد بتوان گفت برخي از عبادات و اعمال اسلامي كه يك حالت يكسان و هماهنگ دارند براي اين باشد كه واكنش و بازتاب را در افراد قوي نمايد در نتيجه يادسپاري اشخاص قوت بخشيده شود.
پيامبر گرامي ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: علم را به بند بكشيد!
سئوال كردند: يا رسول الله چگونه علم را به بند بكشيم.
فرمود: با نوشتن.[6]
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: آنچه را ميبينيد، ميشنويد، لمس ميكنيد و... يادداشت ميكنيد زيرا موجب يادگيري بهتري ميگردد.[7]
در نوشتن چون چندين قوه بكار گرفته ميشود تا آن كار انجام شود لذا در يادسپاري مؤثرتر خواهد بود.
تمرين كارهائي كه در يك هفته انجام دادهايد به شكل دقيق در ذهن خود مرور كنيد، حتي اگر بخواهيد نتيجه بخش باشد بهتر است بنويسيد.
تمرين
يك رباعي شعر، روايت، آيه و... را اگر حفظ داريد از آخر شروع به خواندن كنيد.
تمرين
سه موضوع را انتخاب كنيد و روي هر كدام از آنها سه دقيقه فكر كنيد، البته در مدت سه دقيقه به موضوع ديگري فكر نكنيد.
تمرين
از عدد 250 چهار تا چهار تا كم كنيد و سعي كنيد بر سرعت اين كارتان بيفزائيد.
تمرين
يكبار به فهرست مطالب كتاب از آغاز تا اينجا مرور كنيد و كليات آنها را بر روي كاغذ بياوريد.
________________________________________ [1] . الله الله في نظم امركم (نهج البلاغه، نامه 31). [2] . ديوان امام علي ـ عليه السلام ـ، كلام 438. [3] . ديوان امام علي ـ عليه السلام ـ، كلام 438. [4] . مأخذ 23، ص 5. [5] . مأخذ 23، ص 6. [6] . منية المريد، ص 483. [7] . منية المريد، ص 483. 7- ===دور انديشي===
انساني كه در ميدان علم و انديشه وارد ميگردد بايد با وسيله بسيار مهمي به نام دورانديشي همراه باشد، آيندهنگري فكر و ذهن انسان را توسعه و پايائي ميبخشد.
كسي كه به يك پديده مينگرد، نامش را ميشنود، او را درك ميكند ولي بطور اتوماتيك و سريع موارد بكارگيري و استفاده آن را در آينده نميتواند در ذهن ترسيم كند قطعاً قادر نخواهد بود آن شيئ محسوس را در جائي از ذهن قرار دهد تا در مواقع لزوم از آن بهرهوري نمايد.
شما واژهاي را شنيدهايد، فرمولي را خواندهايد، داستاني را مطالعه كردهايد اگر به محض وارد شدن در ذهن نتوانيد آن را با چند مطلب و جريان خاص تداعي كنيد چطور ميتوانيد از آن در موارد لزوم در آينده سود ببريد.
اين نگرش در زندگي را دورانديشي گويند، و در فرآيند حافظه نقش عميقي دارد، از جمله برآيندهايش اين است كه از اوقاتي كه براي بدست آوردن مطلبي بكار بردهايد بطور شايسته بهره ميگيريد.
كسي كه كوتهنگر است معمولاً ميزان رشد او اندك است، كسي كه آيندهبين نيست زمينه شكوفائي فكر پيدا نخواهد كرد.
اگر انسان علمپژوهي را براي درآمد دنيا خواستار باشد قطعاً آيندهنگر نيست و دنياي ابديت را رها كرده و يك مقطع زماني كوتاه انديشه كرده است، لذا اگر به يك موفقيت مختصري نائل آيد از رشد و كاوش كناره ميگيرد و فكر خود را صرف امور غيرضروري ميكند و در نتيجه از رشد هم محروم ميگردد.
امام علي ـ عليه السلام ـ فرمود: برآيند دورانديشي رهائي از زيان و ضرر است.[1]
دورانديشي به انسان حركت، رشد ميدهد از نظر دنيوي و معنوي اگر كسي آينده را 50 سال بداند به همان اندازه تلاش ميكند و كسي كه آينده را بينهايت و آخرت بداند از تلاش باز نميماند و بالندگي استعدادهاي او فراتر ميگردد.
اگر انسان علمي آموخت اين نخستين مرحله كمال را پيموده بلكه راه را يافته راهيابي غير از راهروي است، بايد علم زمينهساز كمالات انساني گردد نه علم زمينهساز ركود معنوي، اگر چه ما در صفحات نخست كتاب گفتيم هدف اين است كه علوم در اختيار فرزندان انقلاب و متدين قرار گرفته شود به اين منظور كه آنانند كه ميتوانند از علم سعادت و آسايش همه جانبه خود و جامعه را در دنيا و آخرت تأمين كنند. نه آنان كه فقط اعتقاد به دنياي موقت و مادي دارند آنها علم را براي رسيدن به اهداف محدود و مادي ميخواهند ولي اسلام و دين به ما حكم ميكند كه علم را براي اهدافهاي دورتري بدست آوريد.
________________________________________ [1] . ثمرة الحزم السلامه (نهج البلاغه، حكمت 183). 8- ===رده بندي و تفكيك===
يكي ديگر از اموري كه در دقت مؤثر است ردهبندي كلي از آنچه كه ميخواهيد به ذهن بسپاريد، اگر يك عكس و منظره شلوغ و درهم را ديديد و خواستيد به يادتان بسپاريد، بايد سعي كنيد نقاط مشتركي كه در بين اشياء هست در نظر بگيريد و آنها را از ديگران جدا كنيد.
اگر از بازار اوراق فروشي عبور ميكنيد و ميخواهيد بدانيد كه حدوداً اينجا چه چيزهايي دارد بهتر است چيزهايي كه مثلاً از نظر جنس، شكل، نوع مصرف، حساسيت و... مشترك هستند در ذهنتان جمعبندي كنيد.
اگر از بازار عبور ميكنيد و ميخواهيد به مغازهها نگاه كنيد كه چه چيزهايي دارند تا در مورد لزوم به آنجا مراجعه كنيد فوري اجناس مغازهها را به اين طريق تفكيك كنيد:
در مسير غذا: ليوان، قوري، استكان، چنگال، سيني، كارت، ديس، پيشدستي و...
براي مطالعه: مداد، پاككن، تراش و پرگار، نقاله، گونيا، دفتر، كاربن، مدل نقاشي و...
براي كارهاي فني: انبردستي، انبركلاغي، پيچ گوشتي، اره، سوهان، فازمتر، سيمچين، سيم، واشر، پيچ و مهره و...
براي خياطي، بافتني، گلدوزي، رسمكشي و... نيز به همين صورت دستهبندي ميكنيد تا بتوانيد در ذهن ترسيم كنيد كه در اين بازار چه چيزهايي موجود است، در اين سوپر چه چيزهايي وجود دارد براي علم اندوختن هم بايد از همين روش ياري جست تا قدرت واردات و صادرات متناسب ذهني شما قوي گردد و مثمر نتيجه باشد.
9- ===مشورت===
يكي ديگر از اموري كه انسان را در زندگي پيروز و موفق ميگرداند مشورت و نظرخواهي از ديگران است، مخصوصاً اگر افرادي آگاه و فهميده و رازدار باشند.
گاهي افراد خيلي براي رسيدن به يك مسئله تلاش ميكنند ولي چون تنها به فكر و نظر خود متكي هستند نتيجهاي نميگيرند.
برخي از دانشآموزان روش مطالعه، حفظ كردن، دقت كردن و... را نميدانند شبها و روزها هم زحمت زيادي ميكشند و نتيجهاي نميگيرند اگر اين افراد با معلم دلسوز يا دوستي كه از آنها در اين درس موفقتر است كمك گيرند، مثلاً از او بخواهند كه تو چطور اين درس را فهميدهاي؟
چرا من درس را نميفهمم، در صورتي كه خيلي خواندهام و...
آقاي معلم شما مرا كمك كنيد من تصميم گرفتهام خوب درس بخوانم. يكي از انگيزههاي امتحان ارزيابي غيرمستقيم افراد هست براي خود و براي مدرسه، دانشآموزي از اول سال درس ميخواند به خيال اينك درسها را فهميده است و ياد گرفته است و درست درس خوانده ولي وقتي در كلاس سئوال ميشود، امتحان كتبي ميشود، براي اينكه بداند او درست درس را نخوانده است و خود بداند كه بايد در روش مطالعه خويش تجديدنظر نمايد، ولي معمولاً دانشآموز تا در يك امتحان امتياز كمي ميآورد نسبت به آن درس و آن استاد، معلم بدبين ميشوند، غائب ميشوند، درس را خوب گوش نميدهند، به درس خوب توجه نميكنند و در كلاس درس حتي مشكل ايجاد ميكنند و به فكر تك ماده، شهريور، پيدا كردن پارتي و... ميافتند در صورتي كه با مشورت با افراد ميتوان بخش مشكل قضيه را حل كرد.
در صورتي كه بايد خيلي خوشحال شود كه اوائل سال فهميده است روش درس خواندنش صحيح نبوده است.
لذا توصيه ميكنيم فرد يا افرادي را در امور درسي مورد مشورت قرار دهيد و از آنها ياري بجوئيد گاه ممكن است يك مشاوره شما ثمره 20 سال تجربهاش را در اختيار شما ميگذارد، او ضررها، ناراحتي و مشكلات زيادي تحمل كرده تا به اين مسئله پي برده ولي شما نه عمرتان 20 سال گذشته و تلف شده نه ضرر ديدهايد و به اين مسئله مهم دست يافتهايد.
خوبست در مدارس هفتهاي يك جلسه باشد و دانشآموزان روش مطالعه كردن را براي هم بازگو كنند و نيز معلمين اشكالات اساسي آنها را حل كنند.
اگر پدر باسواد داريد، اگر برادر خوش فكري داريد و... از آنها ياري بجوئيد خجالت نكشيد، حيا نكنيد، بگوييد من درس را نميفهمم هرچه ميخوانم ياد نميگيرم، تا شما را ياري كنند و اشكال روشتان را به شما بگويند.
آري در آيات و روايات گوناگوني درباره مشورت و اهميت و شرايط مشاور نكات ارزندهاي بدست ما رسيده كه به برخي از آنها اشاره ميشود:
قرآن كريم به پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ ميفرمايد: در كارهايت مشورت كن.[1]
به مردم توصيه ميفرمايد: در كارهايتان با هم مشورت كنيد.[2]
امام علي ـ عليه السلام ـ فرمود: عاقل از مشورت هيچگاه بينياز نيست.[3]
امام علي ـ عليه السلام ـ فرمود: كسي كه مشورت كند انديشهاش رشد ميكند.[4]
امام رضا ـ عليه السلام ـ فرمود: هيچ پشتيباني بهتر از مشاورت نيست.[5]
امام حسن ـ عليه السلام ـ فرمود: كسي كه در كارها مشورت كند به راه درست هدايت ميگردد.[6]
البته با كسي در كارهاي مشورت كنيد كه از شعور و عقل و ايمان و تجربه كافي برخوردار باشد و كلا انسان خوب است در انتخاب دوست، راه، آينده، درس خواندن، مطالعه كردن و... با افراد شايسته و برجسته و آگاه و مؤمن مشورت نمايد.
چون در هنگام مشورت انسان لازم است برخي كاستيها، برتريهاي خود را با مشاور در ميان بگذارد لذا بايد كاملاً مورد اعتماد باشد زيرا ممكن است نقطه ضعف و قوت شما در اختيار فردي قرار گيرد كه بعدها براي شما مشكلات فراواني را به بار آورد.
________________________________________ [1] . «وَ أَمْرُهُمْ شُورى...»، (سوره شوري، آيه 38). [2] . «وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ...»، (سوره آلعمران، آيه 159). [3] . لايستغني العاقل عن المشاوره (غرر). [4] . من شاور ذوي العقول استغناء (غرر). [5] . لاظهير كالمشاوره (بحارالانوار، ج 75، ص 100). [6] . ما تشاور قوم الاهدوا الي رشدهم (بحارالانوار، ج 78، ص 105).
دوام و بيمهگري حافظه
1-=== معنو يت===
تا اينجا سخن از اموري بود كه از نظر علم روانكاوي مورد نظر بود و براي نورانيت آنها از اقيانوس وحي هم قطراتي برگرفتيم تا پالايش گردند.
حال در اين بخش نكاتي را متذكر ميشويم كه به اثر فيزيكي و مادي روانشناسي آن كاري نداريم و چون از منبع وحي گزيدهايم قطعاً اثر دارد اگرچه دليل علمي هم نداشته باشيم كه در برخي موارد تجربيات دانشمندان گوياي اهميت آنست ولي براي رعايت گذرنگاري از توضيح و تفسير دوري نموده و سعي كردهايم شما را با خوراك و غذاي معنوي پاك و تميز وحي مأنوس كنيم.
آري معصومين ـ عليهم السلام ـ براي تمام مراحل زندگي ما برنامه اساسي و دقيق ترسيم كردهاند و دانشمندان محقق دنيا از آنها سود جستهاند و امتياز ابتكار را به خود اختصاص دادهاند ولي غافل از اينكه ما دنبال نرفتهايم و آنها از داشتهاي فرهنگ غني اسلام بهره برگرفته و ما كمتر سود جستهايم.
آري از معصومين ـ عليهم السلام ـ نكاتي به ما رسيده كه براي بالندگي قدرت يادسپاري مفيد است.
همانگونه كه تركيبات ميوهها و گياهان بدست آمده در زمانهاي گذشته براي دانشمندان معلوم نبود و بعدها در آزمايشگاههاي وسيع و گسترده پي به تركيبات آنها برده و متوجه شدند مثلاً سيب و گلابي، به، پرتقال و... داراي چه خصوصياتي هستند و در چه مواقع براي انسان فائده بيشتري دارد، ويتامينهاي معنوي هنوز كشف نشده زيرا مراكز علمي دنيا پس از قرنها توانستهاند ثمرات مادي پديدههاي هستي را كشف كنند و هنوز در ويتامين شناسي متافيزيكي توان ندارند، مثلاً در بسم الله الرحمن الرحيم، چه ويتاميني است كشف نشده ولي در روايات براي آن آثار زيادي برشمردهاند، البته اين ويتامينها چون وسيله حواس مادي ما قابل درك نيستند و نيز با دستگاههايي كه موجودات مادي را تشخيص ميدهند نميتوان به آنها شناخت پيدا كرد، لذا فعلاً شما اين امور را بپذيريد تا انشاءالله بعدها بلكه علم بتواند نتائجش را كشف كند، اگر هم نتواند وجود مقدس امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ كه بيايند اين علوم را پرده برداري خواهند فرمود.
براي اينكه يادي هم از آزادگان عزيزمان شود و بگويم چگونه ميتوان آثار متافيزيكي را درك كرد به اين جريان توجه كنيد:
البته اين جريان را از چندين آزاده در جلسات گوناگون شنيدم و برايم يقين پيدا شد كه جريان واقع شده يكي از آنها فرمود:
... گاه شبها بدون مقدمه مأموران صدام به كمپها ميريختند و كنترل ميكردند كه بچهها قرآن، مفاتيح، كتاب و... نداشته باشند.
... چندين بار مأمورين ريختند و كيسههاي ما را تفتيش كردند به كيسه يكي از بچهها كه مأمور نگهداري قرآن و مفاتيح بود نيز حمله كردند چندين قرآن و مفاتيح از كيسه او بيرون آمد ولي هيچ كدام از آنها را نديدند و رفتند، بعد كه مأمورين رفتند فوراً آمديم پيش او و از او خواستيم بگويد جريان چه بود كه مأموران قرآنها و مفاتيح را نديدند او گفت:
بسم الله الرحمن الرحيم گفتم، و سپس آيه «وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ» را خواندم.
در روايت داريم كه اين ايه را اگر انسان بخواند ديدگان دشمن را نسبت به آن موردي كه انسان نميخواهد او ببيند نابينا ميكند.[1]
آري امور متافيزيك و معنوي را بايد مكتشفين معنوي براي مردم تبيين كنند.
________________________________________ [1] . تفسير برهان، ذيل آيه 9 سوره يس. 2- ===استمداد الهي===
براي انجام هركاري شايسته است از خداي متعال ياري خواسته شود، زيرا آموزشهاي علمي اگر انگيزه الهي داشته باشد موفقيت آن بيشتر است كه قطعاً بايد وسيله او در انديشه انسان بماند و در مواقع لزوم بكارگيري شود حال اين انگيزه اگر براي تأمين معاش زندگي، خدمت به جامعه و مملكت و يا تلاش در مسير هدايت مردم باشد، همه در مسير خداست البته نيتها و اهداف هرچه به خدا نزديكتر باشد ثمره معنوي آن اعمال بيشتر ميشود.
اگر هم كار هيچ انگيزه الهي نداشته باشد حداقل اين است كه بايد از ابزارهاي خدادادي بهره جويد و آنها او را در مواقع لازم ياري نمايند، در اين صورت هم چون ابزار الهي است شايسته است از او كمك بجويد و در آغاز مطالعهاش يادي از صاحب نعمتهايش بنمايد و به او توكل جويد كه خود فرمود:
كسي كه به خدا توكل كند خدا او را در امورش ياري دهد.[1]
امام علي ـ عليه السلام ـ فرمود: اگر آغاز به كاري كنيد درحالي كه با نام خدا شروع نشود كارتان يا نتيجه ندارد و يا كمبهره است.[2]
و امام علي ـ عليه السلام ـ نيز فرمود: ... قبل از اينكه وارد در آموزش شوي بايد از خداي خود كمك بخواهي و از او توفيق بخواهي كه تو را از هر امري كه موجب اشتباهت ميشود حفظ كند و از گمراهي نجات بخشد.[3]
اگر چند تندآموزي موروثي باشد، با زحمت و تلاش زياد بدست آمده باشد و يا... اصل وجودش نعمت الهي است زيرا گاهي خداي متعال اين نعمت را در اختيار مؤمنين قرار ميدهد تا موجب عزت آنان گردد و گاهي به كفار ميدهد تا در اثر بد بهره برداريشان بر عذابشان افزوده شود.
و گاهي به بعضي ميدهد تا مورد آزمايش شوند.
خلاصه اگر از نعم الهي سپاسگزاري گردد، افزوده ميشود و دربرابر ناسپاسي عذاب و عقاب الهي (به وسيله برداشتن آن نعمت، يا تغيير آن به عذاب را) خواهد داشت.[4]
در حالات بوعلي سينا (ره) هست كه او هرگاه در مسئلهاي ميماند و برايش قابل حل نبود نماز ميخواند و هرگاه هم يك مشكل علمي را با تلاش و تفكر حل ميكرد به شكرانه آن از خداي عزيز مجدد نماز ميخواند.
________________________________________ [1] . «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ...»، (طلاق، آيه 3). [2] . نهج البلاغه، نامه 31. [3] . كل امر ذي بال و لم يذكر فيه... (بحارالانوار، ج 16). [4] . «و لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ»، (ابراهيم ـ عليه السلام ـ، آيه 7). 3- ===سحرخيزي===
يكي از اموري كه به وسيله علم و تجربه ثابت شده زمينهساز درك مطالب علمي است سحرخيزي است.
علماء و دانشمندان اسلامي توصيههاي زيادي در اين مورد كردهاند حتي برخي از دانشمندان غير اسلامي هم به اين نكته توجه كردهاند.
پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: ساعات بامداد، پگاه لحظات مبارك و پربركتي است.[1]
در صبحگاهان جوياي دانش باشيد زيرا من از پروردگار خويش درخواست نمودم كه براي امت و پيروان من لحظات خير و بركت را در صبحگاهان تعيين فرمايد.[2]
براي سحرخيزي فوائد زيادي ذكر كردهاند از جمله موجب طولاني شدن عمر ميشود، طراوت روحي و جسمي و فكري انسان را زياد ميكند، اعصاب انسان را آرامش ميبخشد و نيز روزي انسان را زياد ميكند. و...
آري حافظه در صبحهاي زود بهتر از مواقعي كه شكم پر است فعال است.[3]
و نيز حافظه در صبحها بهتر از شبها و تابستانها بهتر از زمستانها كار ميكند.[4]
البته اين سحرخيزي در صورتي مفيد خواهد بود كه شبها يك مقداري زودتر بخوابيد و اگر قرار باشد انسان با خستگي زياد بخوابد ديگر معلوم نيست صبح زود بتواند بيدار شود و اگر هم بيدار شود حال تفكر و تدبر را نخواهد داشت.
در همين رابطه كتاب دنيائي كه در آن زندگي ميكنيم مينويسد:
آنطور كه دانشمندان گفتهاند اطراف كره زمين ما تودههايي از هوا به ارتفاع 150 كيلومتر احاطه كرده و اين هوا در منتهاي حد خود به وسيله قشر نازكي از اكسيژن مايع (اوزن) به قطر 3ـ5 ميليمتر محدود شده است.
سحرگاهان با اولين اشعه خورشيد مقداري از اين اكسيژن مايع به صورت گاز خالص بسوي زمين روان ميشود كه براي تغذيه سلولهاي مغزي بسيار مفيد است و ضرورت دارد و سحرخيزان از آن استفاده شايان ميبرند.
اينست رمز سحرخيزي كه در تمام اديان الهي بدان اشاره شده و دستور برگزاري نماز قبل از طلوع آفتاب هم در اسلام شايد يكي از عوامل اهميت آن باشد.
براي حفظ سلامت كامل مغزي و ادامه طريق صحيح زندگاني نه تنها اكسيژن كافي براي مغز آدمي لازم است بلكه ورزش روزانه نيز از اهم كارهاي امور زندگاني بايد منظور گردد.
ورزش مغزي آموختن دانش واقعي است دانشي كه نه براي حفظ و مرمت جسم و برخورداري بيشتر او از خورد و خوراك و پوشاك مفيد باشد بلكه براي علو روح و آرامش واقعي روان آدمي را ياري دهد.
سعدي شيرين زبان نيز گويد:
• دوش مرغي به صـبح مينـاليد عقليـكي از دوستان مـخلص مراگـفت بـاور نـداشتم كه تو راگفتم اين شرط آدميت نيست مـرغ
• و صبرم ببرد و طاقت و هوشمـگـر آواز مـن رسيـد بـگـوشبانگ مـرغي چـنين كـند مـدهوشتسبيح گـوي و مـن خاموش
________________________________________
[1] . منية المريد، ص 130.
[2] . منية المريد، ص 130.
[3] . منية المريد، ص 130.
[4] . منية المريد، ص 130.
4- ===تقوي===
قرآن كريم صريحاً اعلام كرده است كه اگر تقوي داشته باشيد خداي متعال نيازهاي علمي و فكري شما را سامان ميبخشد.[1] و نيز علماء هستند كه از خداي متعال ميترسند.[2] و لقمان كه حكمت (حقشناسي، حقيقتجويي) را به او داديم بخاطر معرفتش بخدا بود.[3]
خداي متعال در قرآن فرمود:
اگر پرهيز كاري را پيشه سازيد خداي متعال خود علوم ضروري را به شما (به روش ويژه) آموزش ميدهد.[4]
شاعر هم گويد:
• عزيزت ميكند پرهيزكاري و ليكنببزم حق بيايي ره ز تقوي ولي
• خوار ميسازد فجورت[5]بالعكس سازد فسق دورت
بقول ملاي رومي:
• گرنه علمت بسوي يزدان رهبر است
• جهل از آن علم صدره بهتر است
آري دانشي كه با نور بخشيدن به مغز آدمي او را در راه خوشبختي ياري دهد نه اينكه روز به روز او را حريصتر و زبونتر سازد.
در اينجا اين نكته قابل تذكر است كه بهره از صبحگاه به اين است كه بعد از خواندن نماز و روابط معنوي اندكي از هواي مفيد صبح انسان استنشاق كند، چندين نفس عميق بكشد كه در بخش ورزشها خواهد آمد و نيز هنگام مطالعه در مسير هواي آزاد بنشيند تا از آن هواي ويژه بهره كافي را ببرد.
سحرخيزي خود يك توفيق معنوي است براي بدست آوردن مقامات دنيوي و اخروي اميد است خداي متعال همه ماها را بدان موفق گرداند.
________________________________________ [1] . «وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ...»، (سوره طلاق، آيه 2). [2] . «إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ...»، (سوره فاطر، 28). [3] . «و آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ...»، (سوره لقمان، 12). [4] . «اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ»، (بقره، آيه 282). [5] . گناهت، معاصيت. 5- ===قرآن خواندن===
نگاه به قرآن ثواب دارد[1] شنيدنش اجر الهي دارد[2] تأمل و تفكر كردنش جزائي در دنيا و آخرت دارد[3] خواندنش علاوه بر اين كه نور چشم را زياد ميكند[4] قدرت حافظه را نيز ميافزايد و فراموشي را از بين ميبرد.[5]
خانهاي كه در آن قرآن خوانده شود نوراني ميگردد.[6]
آري قرآن نور است[7] و علم هم نور است[8] و وقتي كه دل منور به نور قرآن شد زمينهساز ورود علم نيز ميگردد، كه اگر خداي متعال براي كسي (در قلبش) نوري نرساند هيچ توانائي نوردهي را نخواهد داشت.[9]
اگرچه برخي از روايات فقط خواندن قرآن را زمينهساز نيكوسپاري دانستهاند امّا برخي از روايات آيات و سوره خاصي را يادآور شدهاند كه موجب تقويت حافظه ميگردد.
براي حافظه اگر كسي آيةالكرسي[10] را با گلاب و زعفران بنويسد و بعد آن را بليسد براي نيكسپاري بسيار مفيد است (البته هنگام خوردن بايد با وضو باشد).
اگر آيات 284 تا آخر سوره بقره را در ظرفي با زعفران بنوشد براي زودسپاري مفيد است.[11]
اگر سوره حمد و آيةالكرسي و سوره قدر و يس و واقعه و حشر و تبارك و توحيد و ناس و فلق را با زعفران و آب تميز بنويسد و بخورد براي زودآموزي سودمند است.
شيخ بهائي (ره) فرمود: اگر كسي روي هفت دانه شيريني اين هفت آيه را بنويسد و از روز شنبه هر روز يكي از آنها را بخورد حافظهاش قوي و قدرت زبانش زياد ميشود.[12]
آيات بدين قرار هستند:
1 و 2: فَتَعالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ... وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً.[13]
3 و 4 و 5: لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ.[14]
6 و 7: سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسى إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَ ما يَخْفى.[15]
خواندن سوره واقعه در روز يكبار نيز در افزايش بخشيدن حافظه مؤثر است.
استمرار بر آيه نور[16]
فوائد آيةالكرسي
اينجا شايسته است به برخي از فوائد آيةالكرسي كه از لسان ائمه ـ عليهم السلام ـ به ما رسيده است اشارهاي داشته باشيم:
1. در مال و جانش ضرري وارد نميشود.
2. شيطان به او نزديك نميشود.
3. قرآن را فراموش نميكند.
4. مشكلات دنيا و آخرت او برطرف ميگردد.
5. سختيهاي قبر بر او آسان ميشود.
6. براي رسيدن به حوائج گوناگون.
7. موجب تقويت حافظه ميگردد.[17]
________________________________________ [1] . كافي، ج 2 (عربي)، صفحات 596ـ613. [2] . كافي، ج 2 (عربي)، صفحات 596ـ613. [3] . كافي، ج 2 (عربي)، صفحات 596ـ613. [4] . كافي، ج 2 (عربي)، صفحات 596ـ613. [5] . يذهبن بالنسيان و يزدن الحفظ (سفينة البحار، ج 2، ص 588). [6] . ان البيت اذا كان فيه... (عده، ص 269). [7] . «قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ...»، (سوره مائده، 15). [8] . العلم نور... (ميزان الحكمه، ج 6، ص 529). [9] . «وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ...»، (سوره نور، آيه 40). [10] . سوره بقره، آيه 255. [11] . از اول اين آيه: «آمَنَ الرَّسُولُ... عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ»، (284 تا 286). [12] . علاج النسيان، ص 60. [13] . آيات 114ـ115، سوره طه. [14] . آيات 16ـ17ـ18، سوره قيامت. [15] . آيات 6ـ7 سوره اعلي. [16] . سوره نور، آيه 35. [17] . تفسير برهان، ج 3، ص 244ـ247 خلاصه مضامين آنها.
6- ===صلوات بر محمد و آل محمد ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ===
در روايات فراواني فوائد زياد در رابطه با اهميت صلوات بر محمد ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ و آلش ـ عليهم السلام ـ ذكر شده است، حتي تا آنجا كه خداي متعال در قرآن كريم ميفرمايد:
اي مؤمنين خدا و فرشتگان بر پيامبرش درود ميفرستد شما نيز درود بفرستيد.[1]
نكته ديگر اينكه اين صلوات خود دعا است و در روايات آمده دعائي است كه حتماً اجابت خواهد شد، لذا فرمودهاند خواستههاي خود را هميشه بين دو صلوات از خداي عزيز بخواهيد، زيرا نميشود اول و آخر دعائي را خداي متعال مستجاب كند و وسط آن را اجابت نكند.
لذا امام معصوم ـ عليه السلام ـ فرمودهاند: صلوات بر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ موجب زود يادگيري ميگردد.[2]
مرسوم است اگر انسان به بزرگي سلام كند او حتماً پاسخ خواهد داد اگرچه شايد صلوات ما براي آنان چندان كمال آفرين نباشد امّا اگر آنان در بين تمام صلواتهاي ما يك پاسخ دهند سلامت دنيا و آخرت ما را خداي متعال بخاطر درخواست اوليائش اعطاء خواهد كرد.
________________________________________ [1] . «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ...»، سوره احزاب، آيه 56. [2] . بحارالانوار، ج 76، ص 320. 7- ===خواندن ادعيه وارده===
اگرچه در اين مورد دعاهاي فراواني از معصومين ـ عليهم السلام ـ در كتب معتبر بيان شده است، امّا در اين فصل برخي از آنها را يادآور ميشويم:
چون ممكن است ترجمه فارسي از دعاها چندان گوياي مفاهيم عاليه آنان نباشد و نياز به تفسير و توضيح باشد لذا خود مضامين دعاها را يادآور ميشويم و ترجمه آنها را نيز ميآوريم.
سيدبن طاووس ـ رضوان الله تعالي عليه ـ فرمود: از ادعيه مهمي است كه پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ نقل شده كه آن را به امام علي ـ عليه السلام ـ آموختهند:
بسم الله الرحمن الرحيم، سبحان من لا يعتدي علي اهل ممكته.
سبحان من لايأخذ اهل الارض بالوان العذاب.
سبحان الرؤف الرحيم، اللهم اجعل لي في قلبي نورا و بصرا و فهما و علما انك علي كل شيئ قدير.[1]
ترجمه: پاك است خداوند از اين كه نسبت به افراد تحت فرماندهيش ستم كند.
پاك است خداوند از اينكه اهل زمين را بخاطر گناهانشان عذاب كند.
پاك است خداوند زيرا مهربان و بنده نواز است.
خدايا در دلم نور و بينش و فهم و دانش قرار بده زيرا تو بر هر چيز توانا هستي.
شيخ بهائي (ره) فرمود: براي زودسپاري اين دعا را در قنوت مداومت داشته باش.
اللهم ارزقني فهم النبيين و حفظ المرسلين و الهام الملائكه المقربين آمين رب العالمين.[2]
ترجمه: خدا زودفهمي پيامبران را بر من نصيب گردان، يادسپاري فرستادگانت را عطايم نما و نيك الهام گيري فرشتگان شايسته را عنايتم نما، اين خواستههايم را از من پذيرا باش اي خدائي كه پرونده تمام مخلوقات هستي.
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: اين دعا براي تقويت حافظه بسيار مؤثر است.
دعاء ديگري نيز معروف است در بين اهل فضل كه در اينجا يادآور ميشويم:
اللهم اخرجني من ظلمات الوهم و اكرمني بنور الفهم اللهم افتح علينا ابواب رحمتك و انشر علينا خزائن علومك بفضلك و رحمتك يا ارحم الراحمين.
ترجمه: خدايا تاريكيهاي اوهام و خيالبافي را از من بردار، و مرا به نورانيت درك و فهم برتري ده، خدايا دربهاي رحمتت را بر من بگشا و مرا از گنجينههاي علومت مملو ساز به حق فضل و رحمتت اي مهربانترين مهربانان.
خيال پردازي
يكي از نكاتي كه پايه و اساس تمركز فكر انسان است فرار از خيالبافي در موقع مطالعه اگر انسان بتواند در هنگام مطالعه بر اين نيروي بازدارنده از انديشه مسلط گردد بسيار در كار خود موفق خواهد بود، در موقع مطالعه به خيالات نبايد هيچ اعتنائي نمود، اصلاً سعي نمائيد از موضوعات و وسائل غيردرسي و مطالعاتي دور باشيد، هرچيزي كه خواست فكر شما را به خود مشغول سازد بلافاصله مقداري به حواس خود فشار بياوريد تا از خيالات و اوهام برگرديد و به درس متوجه شويد، مثلاً تا شروع به مطالعه ميكنيد با يك سوژه كه پيش ميآيد از مطالب درس فوري دور شده و به خيالپردازي مشغول ميشويد اين كار را تمام كنم، به فلاني اين را بگويم فلاني را نصيحت كنم، جواب آن دوستم را آن گونه بگويم، فلاني را...
اينها همه خيالات است وقتي درس پايان يافت در حالي كه درس را نفهميده و يا با هزار زحمت و وقت چند برابر صرف كردن درس را فهميديد از جا كه بلند ميشويد تمام اوهام را رها كرده و به زندگي طبيعي خود ادامه ميدهيد ميگوئيد: اگر به فلاني آن را بگويم او اين ميگويد: اگر بخواهم فلاني را نصيحت كنم گوش نميدهد و... مهمترين چيز در تمركز فكر رها كردن اوهام و خيالات است اگر به اين امر توجه نشود سرانجام وجود همين خيالپردازيها باعث ميشود كه حافظه دچار بيثباتي و ناپايداري شود، دقت و صحت حافظه متزلزل گردد و يا گذشت زمان نه تنها حافظه را به ضعف بكشاند بلكه هماهنگي و يكپارچگي آن را از ميان بردارد، لذا براي اهميت همين امر است كه ماها توصيه شدهايم به استمرار به اين دعا، زيرا خود انسان هم گاه نميخواهد و همگرا باشد ولي بطور غير مترقبه به اين امر كشيده ميشود اينجاست كه مأموريم از خدا در حل اين مشكل ياري بجوئيم. ________________________________________ [1] . فلاح السائل، ص 168. [2] . مخلاه، ص 181؛ و علاج النسيان، ص 43. 8- ===توسل و تلاش===
آقاي ميرسيدمحمد بهبهاني (ره) كه از علماء عصر حاضر است بدو واسطه نقل ميكند از يكي از شاگردان شيخ انصاري ـ رضوان الله تعالي عليه ـ كه او گفت:
چون مقدمات علوم و دروس حوزه را به اتمام رساندم براي تكميل تحصيلات به نجف اشرف رفتم و در مجلس شيخ (ره) حاضر شدم، از مطالب و بحثهاي ايشان هيچ نميفهميدم، خيلي از اين وضع متأثر شدم تا جائي كه مشغول انجام عبادات و خواندن دعاهاي گوناگوني شدم و تلاشم نسبت به كارم بيشتر شد.
خلاصه متوسل به اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ شدم، شبي در خواب حضور حضرت رسيدم و ايشان بسم الله الرحمن الرحيم را در گوش من قرائت نمود، صبح وقتي كه به درس رفتم، درس را ميفهميدم كمكم پيشرفت كرده پس از چندي روزي بجائي رسيدم كه در آن مجلس به استاد اشكال ميكردم و سخن ميگفتم.
روزي اشكالي به درس استاد كردم و روي نظر خود تكيه داشتم، پس از پايان درس به حضور استاد رفتم، شيخ آهسته در گوشم فرمود: آن كسي كه بسم الله الرحمن الرحيم را در گوشت خواند تا پايان سوره حمد در گوش من قرائت فرمود.[1]
كنايه از اينكه اثر بسم الله الرحمن الرحيم كه از دهان اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ با تو چنين كرده براي من ايشان تمام سوره حمد را نيز قرائت كرده، خلاصه من بيشتر از تو ميدانم.
اين ثمره توسل و توجه به اهلبيت ـ عليهم السلام ـ است.
تذكر مهم
در اينجا لازم است به اين نكته توجه شما را جلب نمايم و آن اينكه اگر بتوانيد از قبور ائمه ـ عليهم السلام ـ يا امامزادگان ـ عليهم السلام ـ و يا علماء بزرگوار و يا مؤمنين براي توسلات بهره جوئيد كه از خانه و مدرسه و... مفيدتر و مؤثرتر خواهد بود.
حتي در حد توان از مساجد و مراكز برگزاري نمازهاي جمعه و جماعات و تكيهها، هيئتها و حسينيههاي محل براي توسلات بهره جوئيد.
در دعاهائي كه در ايام يا شبهاي هفته[2] برگزار ميگردد براي توسلات خود سود بجوئيد كه پربهرهتر خواهد بود.
آري در اماكن نمازهاي جمعه و جماعت رحمت خدا نازل ميگردد در اين مواقع رابطه خود را با خدا و معصومين ـ عليهم السلام ـ مستحكم كنيد.
براي جلب توجه ائمه ـ عليهم السلام ـ و اولياء الهي و نيز سرازير شدن رحمت الهي برخي از اعمال نيك و ارزشمند خود را هديه به روح آنان نمائيد و از آنان كمك بخواهيد.
در مراسم عزاداري و سوگواري اهلالبيت ـ عليهم السلام ـ در حد توان همكاري كنيد و نيز در مراسم ولادتها و ايام سرور آنان سعي كنيد به طريقي خود را سهيم كنيد اگرچه مجلس مربوط به ديگران است و خود توانائي تشكيل آنگونه مجالس را نداريد ولي به طريقي خود را در آن امور سهيم نمائيد.
________________________________________ [1] . مأخذ 18، جلد 4، ص 93. [2] . دعاهاي كميل، توسل، ندبه، سمات، و زيارات عاشورا، جامعه و... 1- =====کم خوردن و کم آشا ميدن=====
در اينجا به برخي از رواياتي كه در رابطه با زياد شدن حافظه از نظر بهداشتي مؤثر است اشاره ميكنيم.
گرسنگي: پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: كمخوري و يا گرسنگي زمينه زياد شدن حافظه ميگردد.[1]
امام كاظم ـ عليه السلام ـ فرمود: اگر معده پر (از غذا و...) گردد فكر انسان ميميرد (يعني قدرت فكر و تدبر ندارد)[2].
شاعر هم گويد:
• نه چندان بخور كز دهانت درآيد
• نه چندان كه از ضعف جانت برآيد
محقق طوسي (ره) نيز فرمود: كمخوري موجب زيادي حافظه ميگردد.[3]
از سوي ديگر زيادخوري موجب ميگردد بخار معده زياد گشته و اين خود نوعي سكر و مستي و بيحالي خواهد بود كه انسان را از انديشه كردن باز ميدارد.[4]
پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: كسي كه در راه خدا (براي كسب معارف اسلامي انساني) گرسنگي، تشنگي را تحمل كند مثل مجاهدي است كه در راه خدا با دشمنان دين نبرد كرده باشد.[5]
امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمود: شكم پر يكي از اموري است كه خشم خدا را برميانگيزاند.[6]
افرادي كه از نظر جسمي ضعيفترند از حافظه بهتري برخوردارند، البته نه ضعفي كه بيانگر بيماري باشد، بلكه سلامتي و تعادل جسمي.
آري اصولاً هر انساني داراي ظرفيتي است كه افزون بر آن براي انسان زحمت است مثل اين است كه باك ماشين پر باشد و شما بخواهيد يك بشكه 220 ليتري را هم همراه ماشين حمل كنيد او فقط براي ماشين ايجاد زحمت ميكند و نياز به نيروي بيشتري دارد تا آن را بتواند حمل كند در نتيجه نميتوان ظرفيت مناسب را بر او حمل كرد.
پرخوري با بند شيطان
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: روزي شيطان به صورت انساني[7] در برابر حضرت يحيي ـ عليه السلام ـ ظاهر گرديد در حالي كه همراهش زنجيرهائي بود از انواع مختلف، يحيي ـ عليه السلام ـ پرسيد اين زنجيرها را براي چه ميخواهي؟
شيطان گفت: به اين وسيله فرزندان آدم را به دام مياندازم.
يحيي ـ عليه السلام ـ فرمود: آيا براي من نيز وسيلهاي داري كه به انحراف بكشاني؟
شيطان گفت: بله مواردي هست كه شكمت سير ميگردد (من القاء ميكنم كه معدهات را پر كن)
آنگاه از نماز و ياد خداي متعال محروم ميماني (يا در حال نماز و ركوع و دعا توجه نيكوئي نداري).
يحيي ـ عليه السلام ـ فرمود: بخدا قسم ديگر هيچگاه شكمم را پر از غذا نميكنم.
شيطان گفت: ولي فرزندان آدم اين روش را بخدا قسم برنميگزينند.
آنگاه امام صادق ـ عليه السلام ـ خطاب به راوي كرد و فرمود: اي حفص (ره) بر من و فرزندانم (و نيز علاقمندان) ما است كه پيوسته شكمهاي خود را از غذا پر نكنيم[8] زيرا در روايات و آيات داريم كه پرخوري شكم بسياري از بلاهاي روحي و جسمي را به ارمغان ميآورد.
قرآن ميفرمايد: انسان هرگاه بينياز گردد زمينه طغيان برايش مهيا ميگردد.[9]
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: خداوند متعال از كسي كه زياد ميخورد خشمناك ميگردد.[10]
پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: مؤمن يك معده دارد و منافق هفت معده.[11]
زيادهروي در آب
يكي از مواردي كه معده را سنگين ميكند در نتيجه فكر را از كار معمولي باز ميدارد آب خوردن زياد است.[12]
زيرا خود آب را امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: زمينهساز پرورش انواع ميكروبهاست (چه در معده و چه در خارج معده شامل حوض و استخر و جويبارها و...) و در نتيجه بيماريزا است.[13]
گاهي برخي از كارهاي جسمي كه انسان انجام ميدهد ناچار است براي جبران تبخير آب بدن آب زياد بخورد در اين موارد گفتهاند چند بار آب سرد را در دهان قرار دهيد و يك مقداري نگه داريد آنگاه بيرون بريزيد تا هم عطش برطرف گردد و هم آب زيادي وارد معده نگردد، يا اينكه مقداري خيار، دوغ، هندوانه و چيزهاي ترش مانند آبليمو، پرتقال و... مصرف نمائيد.
از امام باقر ـ عليه السلام ـ نقل شده كه فرمود: آب را مانند الاغ بخوريد زيرا او دهانش را در آب و دندانهايش را نيز ميبندد و آب را ميمكد[14] آزمايش كنيد متوجه خواهيد شد كه چقدر بيشتر و زودتر عطش را فروكش مينمايد.
پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: نمناك و سرد مجاز بودن معده ريشه امراض است.
پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: عسل سردي معده را از بين ميبرد.[15]
اگر احساس تشنگي ميكنيد ميتوانيد به وسيله سر و صورت شستن، وضو گرفتن، و پاشوئي مقداري از عطشتان را بكاهيد بعد هم مقداري آب بنوشيد.
________________________________________ [1] . المراقبات، ص 93. [2] . اذا امتلئت المعده... (ميزان، ج 7، ص 171). [3] . سفينة البحار، ج 1، ص 286. [4] . المراقبات، ص 92. [5] . كافي، ج 6، ص 270. [6] . المراقبات، ص 92. [7] . از روايات استفاده ميشود شيطان به تمام اشكال از موجودات عالم ممكن است ظاهر گردد. [8] . وسائل، ج 16، ص 499. [9] . «إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى»، (سوره علق، آيه 11). [10] . وسائل، ج 16، ص 498. [11] . خصال، ص 351. [12] . اياك و الاكثار من الشرب الماء، مكارم الاخلاق، ص 179. [13] . سفينة البحار، ج 1، ص 103. [14] . بحارالانوار، ج 62، ص 291. [15] . بحارالانوار، ج 62، ص 293. 2- =====بوي خوش=====
همانگونه كه عسل داراي فوائد زيادي است چون از شهد گلها توسط زنبور عسل تهيه ميگردد خود گلها كه از اسانس و عطر و بوهاي گوناگوني تشكيل شدهاند داراي فوائد فراواني هستند.
در گلها انواع و اقسام گازها، بازها، اسيدها و مواد آلي وجود دارد كه براي سلولهاي بدنمان به ويژه مغز مفيد است.
آري در محيط گل و گياه و آب و طبيعت روح انسان نشاط بيشتري دارد و به جسم طراوت ميبخشد، فكر و حافظه را قوي ميكند.
در لابلاي فرهنگ معارف اسلامي به مسئله عطرزدن آنقدر اهميت داده شده است كه انسان برخي مواقع احساس ميكند گويا عطر زدن نزديك به واجب است.
پيامبر گرامي ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: «بوي خوش قلب را قدرت ميبخشد.»[1]
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: نمازي كه با بوي خوش خوانده شود از 70 نماز بدون بوي خوش بهتر است.[2]
پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: استفاده از بوي خوش را رها نكنيد زيرا ملائكه بوي خوش را از مؤمن استشمام ميكنند.[3]
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: هرچه در مسير عطر و بوي خوش خرج كنيد اسراف نشده است.[4]
البته خانمها استفاده از بوي خوش در خارج از خانه برايشان حرام است مگر عطرهاي ملايم ولي در داخل منزل همين استحباب و آثار معنوي را خواهد داشت.
________________________________________ [1] . مكارم الاخلاق، ص 41. [2] . كافي، ج 6، ص 511. [3] . كافي، ج 6، ص 511. [4] . كافي، ج 6، ص 512. 3- =====مسواك كردن و شستشوي بيني=====
مسواك كردن
اگرچه خداي متعال براي اينكه هوائي كه وارد ششها ميگردد تميز و به دور از ميكربها باشد فيلتري قرار داده است در مسير بيني كه همان موهاي داخل بيني است ولي برخي عادت دارند با دهان نفس ميكشند خود اين عمل موجب ميگردد دهان بد بو و دندانها بدرنگ گردند، لكن اگر اين امر را هم ناديده بگيريم چون دندانها كارخانه ابتدائي غذاسازي بدن ماست بايد بتوانيم خوب از آنها نگهداري كنيم تا در زمان كوتاهي مبتلا به بيدنداني و در نتيجه بيماريهاي گوناگون مخصوصاً بيماريهاي گوارشي نگرديم.
دهان شما اگر بو ميكند، از كجاست و چرا؟ علل مختلفي دارد[1] ولي يكي از آن عوامل خانه گزيدن غذاهاي مختلف لاي دندانها و فاسد شدن آنهاست، در نتيجه غذائي كه بايد تمام اعضاي بدن شما را بينياز كند سرشار از انواع ميكروبها ميباشد، پس بهتر است خصوصاً شبها بعد از شام و قبل از خواب دندانها را مسواك كنيد علاوه هفتهاي دوبار دهان را با جوش شيرين بشوئيد و روزي يكبار با آب نمك مضمضه كنيد تا احتمالاً رسوبات موجود دندانها را پالايش كند البته خمير دندانهايي كه فعلاً رايج شده داراي مواد قندي است كه اگر بعد از مسواك دو سه مرتبه دهان را با آب خالي نشوئيد، مسواك شما براي دندانها مضر ميباشد.
آري بايد مجراي ورود غذا به معده و ديگر سلولهاي بدن تميز باشد براي همين است كه پيامبر گرامي ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود:
اگر براي امتم مشكل نميشد مسواك را واجب ميكردم.[2]
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: مسواك كردن... بلغم را از بين ميبرد.[3]
پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: مسواك حافظه را زياد ميكند.[4]
رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود:
مسواك فراموشي را از ميان ميبرد و يادسپاري را زياد ميكنيد.[5]
پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: آنقدر جبرئيل ـ عليه السلام ـ در رابطه با مسواك توصيه كرد كه فكر كردم مسواك بر امتم واجب خواهد شد.[6]
مسواك كردن نيز خود آدابي دارد كه بايد آن نكات رعايت شود.
شستشوي بيني
يكي از كانالهايي كه هواي موردنياز از آن عبور ميكند و كار عمده اين مسئله بر عهده اوست بيني ميباشد.
بيني هواي سرد زمستان را معتدل ميكند و وارد ششها ميكند و هواي خشك و گرم تابستان را مرطوب ميكند و نيز هواي خارج كه حاوي گرد و غبار و احياناً ميكروب است از فيلتر بيني كه عبور كند صاف و تميز ميگردد (منظور موهاي داخل بيني است) براي اين جهت و فوائد ديگر بايد اين كانال تميز باشد.
چون مغز يكي از مصارف زيادش اكسيژن است و اكسيژن بخش مهم آن از هوائي كه تنفس ميشود تأمين ميگردد، لذا بايد به بهداشت و تميزي اين مركز انتقال و تصفيه اكسيژن توجه نمود:
شايد براي همين باشد كه اينقدر به مسئله استنشاق در اسلام اهميت داده شده است:
پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: استنشاق موجب بخشش حافظه و تنفر شيطان ميگردد.[7]
________________________________________ [1] . در مأخذ 3، براي بوي دهان 9 علت برشمرده كه ميتوانيد براي اطلاع بيشتر به صفحه 134 مراجعه كنيد. [2] . مكارم الاخلاق، ص 53. [3] . سفينة البحار، ج 1، ص 103. [4] . خصال، ص 126؛ و بحارالانوار، ج 76، ص 319. [5] . سفينة البحار، ج 2، ص 588 در اين كتاب دهها حديث در اهميت مسواك زدن نقل شده است. [6] . مكارم، ص 51، حدود 50 روايت نقل شده است. [7] . ثواب الاعمال، ص 35. 4- =====شانه كردن=====
نظافت و تميزي و مرتب بودن يكي از مسائلي است كه اسلام بدان توجه زيادي نموده است ولي برخي از دستورات اسلامي علاوه بر جنبههاي اجتماعي آثار فردي نيز دارد از آن جمله شانه كردن مو است كه علاوه بر فوائد بهداشتي و اجتماعي براي قوه يادسپاري انسان نيز مفيد است لذا در روايات به برخي از آثار آنها اشاره شده است.
امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمود:
شانه كردن موي سر بلغم را از بين ميبرد و مالش دادن موي سر موجب از ميان رفتن رطوبت بدن ميگردد.[1]
امام صادق ـ عليه السلام ـ نيز فرمود: مالش دادن موهاي سر بلغم را نابود ميكند.[2]
آنها كه در بهداشت مو سخن گفتهاند متذكر شدهاند كه مو را هر روز صبح به مدت 5 دقيقه بروس بزنيد و پس از آن مو را بايد ماساژ دادن يعني نوك انگشتان را روي پوست زير گوشها بگذاريد و بعد با فشار سخت انگشت را به راست و چپ گذاشته و برداريد و سپس به همين نحو قدري بالاتر به ماساژ بپردازيد و به تدريج تمام سر را ماساژ دهيد.[3]
البته اگر انسان موهايش بلند باشد كه دستور همين است ولي اگر موهاي خود را كوتاه ميكنيد باز هم روش همين است.
________________________________________ [1] . سفينة البحار، ج 1، ص 103. [2] . سفينة البحار، ج 1، ص 103. [3] . مأخذ 3، صفحه 96. 5-===== حجا مت و قيلوله=====
حجامت
يكي از كارهايي كه در ميان مسلمانان مرسوم بوده اينكه از قسمت كتف (ميان دو بازو) مقداري خون ميگرفتند كه به نامن حجامت معروف است و فوائد زيادي دارد از جمله آنها براي قدرت حافظه مفيد است رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: حجامت عقل را ميافزايد و حافظه را بسيار زياد ميكند.[1] يكي از دكترها ميگفت: خون دادن در سال يكبار (البته نه زياد مخصوصاً براي افراد ضعيف) موجب ميگردد كه غلظت خون كاهش پيدا كند و گلبولهاي قرمز را متحرك مينمايد و نيز آنها را فعال ميگرداند.
شايد خون دادن فعلي را بتوان گفت جاي حجامت قبلي را انجام دهد امّا ظاهراً خون از بين دو كتف به آن صورتي كه گرفته ميشود اثر بسيار كارسازي در قواي انسان مخصوصاً چشم، گوش و حافظه دارد.
قيلوله
آنها كه موفق به نماز شب هستند و يا اين كه از پگاه و صبحدم براي مطالعه و يا كار برميخيزند و صبحها نيز پس از نماز نميخوابند مخصوصاً اگر كار فكري، جسمي آنها زياد باشد معمولاً ساعت 11ـ12 نياز شديدي به استراحت كوتاهي دارند كه آن را قيلوله گويند.
خوابيدن در اين موقع موجب تجديد قوا ميگردد، اگرچه به اندازه نيم ساعت باشد، آنگاه فكر براي برخي كارهاي فكري مهياتر خواهد بود.
امام باقر ـ عليه السلام ـ ميفرمايد: اگر كسي قيلوله را ترك كند موجب فراموشي ميگردد.[2]
شخصي به پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ عرض كرد: من قبلاً حافظهام نيكو بود و يادگيريم خوب بود ولي اكنون فراموشي و يا دزدائي در من بوجود آمده است.
پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: شايد عادت داشتهاي ظهر استراحت كني و تركش كردهاي؟
عرض كرد: آري.
________________________________________ [1] . مكارم الاخلاق، ص 84؛ و بحارالانوار، ج 62، ص 294. [2] . سفينة البحار، ج 2، ص 588. 6- =====اكسيژن منظم و كافي=====
مغز و يافتههاي فكري ما مانند ديگر اعضاء بدنمان مرتب خون در آنها جريان دارد بطوري كه در 24 ساعت حدود 2000 تا 2200 ليتر خون از سلولهاي مغزي ما عبور ميكند كه اين مقدار حدوداً 400 برابر كل خوني است كه در بدن يك انسان معمولي وجود دارد.
اين جريان در اثر هيجان، اضطراب، نگراني، ترس و... افزايش مييابد و چنانچه زمينه آرامش و استراحت فكر تأمين گردد و يا در هنگام خواب كند ميگردد.
دانشمندان ميگويند وقتي كه حركت فكر شدت يابد گرماي مغز تا 1/0 درجه بالا ميرود و در هنگام آرامش فكر و يا خواب 1/0 تا 3/0 درجه كاهش مييابد.
مسئله ديگر نيازي است كه خون ما به اكسيژن دارد، هرچه فضاي مطالعه و انديشيدن ما اكسيژن بيشتري داشته باشد و از گازهاي سمي كه از طريق وسائل نفتسوز، بنزين و گازوئيل سوز يا دخانيات توليد ميشود به دور باشيم زمينه بهتري براي باروري حافظه و گزينش آن خواهد بود.
از اين روست كه بايد از فضاي تميز برخودار بود و حداقل در هفته ساعاتي را به خارج از شهر سفر كنيم تا كمبود نيازهاي اكسيژن را تأمين سازيم و در هنگام مطالعه گاهي پنجره اتاق را بازكنيم و چند نفس عميق بكشيم كه به اين وسيله علاوه بر تأمين نياز مقداري هم ذخيره سازي خواهيم كرد.
ممكن است براي خواننده گرامي مقدور نباشد كه به خارج از شهر سفر كند، راحتترين و بهترين كار اين است كه وقت مطالعه را از حدود اذان صبح به بعد قرار دهد كه عاليترين نوع اكسيژن (اوزن) در آن موقعيت در هوا پراكنده است، براي اينكه از اين نعمت همگاني و ارزنده استفاده كنيد وقتي كه بيدار ميشويد اندكي در ميان حياط منزل بايستيد و حدود 10 دقيقه نفسهاي عميق بكشيد و تنفس را گاهي از سوراخ بيني راست انجام دهيد و گاهي از سوراخ بيني چپ (دم و بازدم را) و گاه دم از يكي و بازدم از ديگري، اين كار نياز بخش مهم اكسيژن مغز شما را مهيا ميكند و نيز در هنگام مطالعه مستمر گاه چند دقيقهاي يا پنجره را باز كنيد و تنفس كنيد و يا بيرون از اطاق به تنفس خود ادامه دهيد.
لذا قرآن كريم در رابطه با آن زمان فجر و پگاه تأكيد زيادي دارد تا آنجا كه ميفرمايد:
«خواندن قرآن (و يا هر درسي و علمي) در صبحگاه زمينهساز رسيدن به مقام ارزشمندي (موفقيت) خواهد بود.[1]
بيداري در پگاه آثار فراواني دارد كه از جمله آن تندذهني است.
استفاده از هواي تميز و خوشبو و با طراوت برآيندهايي فراوان دارد كه در اين مختصر نميگنجد، فقط توصيههاي مكتب وحي ما را بايد بدان تشويق سازد اگرچه به بسياري از فوائد آن هم آگاه نگرديم. ________________________________________ [1] . سوره اسراء، آيه 78.
روایات
1- ===خوراكيهاي مفيد===
در اينجا به برخي از روايات اشاره ميكنيم كه در رابطه با تقويت حافظه مفيد هستند و از معصومين ـ عليهم السلام ـ نقل شده است: البته براي درمان هر بيماري از دو سري دارو بايد سود جست:
نوع اول داروهائي كه جنبه معنوي و متافيزيكي دارند.
نوع دوم داروهائي كه از نظر مادي مفيد هستند.
براي نوع اول نكاتي را در فصول مختلف كتاب يادآور شديم، اكنون به برخي خوراكيهائي كه براي حافظه مفيد هستند اشاره ميكنيم.
البته ناگفته نماند كه اگر موارد قبل را كاملاً درك نكرده و بدان عمل كنيد اموري كه ذكر ميشود چندان كارساز نخواهد بود.
ما ميخواهيم بگوئيم براي هر دو نوع از خاندان اهلبيت عصمت ـ عليهم السلام ـ راه ذكر شده و بايد به همه عمل كرد نه اينكه در سخن اين بزرگواران در رابطه با اين خوردنيها كم توجه باشيم.
اميد است بتوانيم در بالندگي فكر و حافظه شما آنچه مؤثر است عرضه بداريم.
2- ===مويزو کندر===
مويز
يكي از مواردي كه در روايات براي يادسپاري مفيد دانستهاند مويز است.
مويز اصطلاحاً به انگور سياه و يا انگور ياقوتي كه دانههاي آنها درشت است و هستههاي بزرگي نيز همراه دارد گفته ميشود وقتي كه آنها را خشك كنند بدان مويز گويند.
اگر كسي بخواهيد از يادآموزي قدرتمندي برخوردار باشد بايد روزي 21 دانه صبحها قبل از خوردن صبحانه بجود، خصوصاً هستههاي آنها را بايد نرم كند.[1]
كندر
كندر دو نوع است يك نوع آن را با اسپند مخلوط ميكنند و روي آتش ميريزند كه بوي بسيار خوشي دارد، نوع ديگر آن به شكل مادهاي شفاف است كه مقداري هم تلخ ميباشد، مانند شيرههائي كه از تنه درختهاي هلو، زردآلو، آلبالو و... خارج ميشود و به آن (زنج) ميگويند كه آنها را هم ميخورند و هم براي آهار دادن پارچه بكار ميبرند، البته «زنج» تلخ نيست.
كندر را هر روز بايد به مقدار يك عدس در دهان گذاشت و جويد.
پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ به علي ـ عليه السلام ـ فرمود: سه چيز قدرت حافظه را ميافزايد و معده را نرم ميكند: 1. كندر 2...[2].
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: به زنان باردار كندر بخورانيد تا حافظه فرزندانتان قوي شود.[3]
پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: نسبت به كندر توجه داشته باشيد زيرا ناراحتي را از بين ميبرد... عقل را زياد ميكند و بر نيروي عقل ميافزايد، نور چشم را زياد ميكند و نيز فراموشي را از ميان برميدارد.[4]
خوردن كندر رطوبت حافظه را نيز از بين ميبرد.
________________________________________ [1] . سفينة البحار، ج 1، ص 280. [2] . خصال، ص 126؛ و بحارالانوار، ج 79، ص 319. [3] . مكارم الاخلاق، ص 221. [4] . مكارم الاخلاق، ص 84؛ و بحارالانوار، ج 62، ص 294.
3===ـ سيب و به===
براي دو ميوه سيب و به فوائد زيادي ذكر شده.[1]
امام علي ـ عليه السلام ـ فرمود: به و سيب قلب را قوي ميكند و معده را خوشبو ميكند و عقل و فكر را صيقل ميدهد.[2]
البته ناگفته نماند كه سيب ترش براي حافظه مضر است.[3]
ضمناً اين دو ميوه سرشار از ويتامينهاي مختلف و مقداري املاح معدني و آهن، منگنز و كلر و كلسيم و... است.[4]
سيب بيماريهاي اعصاب، رماتيسم، تنگ نفس و... را كاهش ميدهد.[5]
سيب اشتهاء آور ضدعفوني كننده دهان، درمان اسهال (اگر نارس باشد) تقويت لثهها، پاك كننده سموم و ميكروبهاي بدن، تعادل بيماران اورهاي و... است.
سنگ كيسه صفراء و كليه را ذوب ميكند.[6]
گلابي در ماني است براي كساني كه مبتلا به فشار خون هستند، درد مفاصل دارند، رماتيسم دارند و...[7]
البته اين گوشهاي از فوائد اين دو ميوه ارزنده است.
از آنجا كه در شب همبستر شدن پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ با خديجه ـ عليها السلام ـ خداي متعال براي ايشان توسط جبرئيل ـ عليه السلام ـ يك سيب فرستاد كه نيمي خود ميل كند و نيمي را به خديجه دهد معلوم ميشود ويژگيهاي ديگري هم دارد.
________________________________________ [1] . المحاسن، ص 550. [2] . فروع كافي، ج 6، ص 357 (هفت روايت وجود دارد). [3] . ... اكل التفاح يعني الحامض (سفينه، ج 1، ص 588). [4] . مأخذ 3، صفحات 171 و 179. [5] . مأخذ 3، صفحه 178؛ و مأخذ 4، ص 201. [6] . مأخذ 3، صفحه 178؛ و مأخذ 4، ص 201. [7] . مأخذ 3، صفحه 178. 4- ===سركه===
سركه فوائد زيادي دارد و براي آن آثاري برشمردهاند از جمله آنها اين است كه ذهن را بارور ميكند:
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:
سركه قدرت عقل (يادسپاري) را تشديد ميكند و آن را بارور ميسازد، آن گونه كه ممكن است انسان خود دچار تعجب گردد.[1]
امام رضا ـ عليه السلام ـ فرمود: سركه قواي عقل را بارور ميكند و ذهن را قوي مينمايد.[2]
گرچه خوردن زياد سركه چندان نيكو نيست ولي چند روزي (3 ـ 5 ـ 7) صبحها قبل از صبحانه حدود يك استكان براي دفع برخي انگلها و كرمهاي داخلي معده مفيد است.[3]
وقتي معده كار طبيعي خود را انجام داد و مواد ارزندهاش توسط كرمهائي كه به جداره معده متصل ميگردند جذب نشد در نتيجه نيروي كافي به فكر و ذهن انسان خواهد رسيد.
قابل ذكر است كه سركه ناشتا براي كساني كه ناراحتي اعصاب و زخم معده دارند زيانآور است.
________________________________________ [1] . الخل يشد العقل... (وسائل، ج 17، ص 67). [2] . كافي، ج 6، ص 329. [3] . ... و يقتل دواب البطن... (وسائل، ج 17، ص 69).
5- ===انار و عسل===
انار
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: انار را با پيههاي اطرافش بخوريد كه معده را دباغي ميكند و ذهن را زياد ميكند.[1]
برخي مواقع معده در اثر خوردن برخي غذاهائي كه اسيد يا باز و... زياد دارند موجب ميگردد كه شيارهاي آن محو گردد با خوردن انار مخصوصاً با پيههاي اطرافش شيارهاي اطراف روده و معده باز آوري ميشود.
پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: انار معده را قوي و ذهن را رشد ميدهد.[2]
عسل
پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: هركس حافظه ميخواهد عسل بخورد.[3]
علي ـ عليه السلام ـ فرمود: عسل هر دردي را درمان ميكند، بلغم را كم ميكند و فكر و دل را جلا ميبخشد.[4]
پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: عسل فراموشي را نابود ميكند و حافظه را زياد ميكند.[5]
عسل داراي آهن، پتاسيم، كلسيم، منگنز، سديم، فسفر فراواني است عسل داراي خاصيت راديواكتيو است كه موجب ميشود بسياري از بيماريها بازگشت نكند.[6]
عسل مبتلايان به مرض قند (به مقدار كم) مفيد است.[7]
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: هيچ چيز (از خوردنيهاي طبيعي) مثل عسل مفيد نيست.[8]
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: اگر مقداري زعفران را با سعد (به نسبت يك به يك) نرم كرده و مخلوط نمائيد بعد با عسل مخلوط نمائيد و هر روزي دو مثقال ميل نمائيد آنقدر حافظه شما زياد ميگردد كه ميترسم نسبت سحر به شما بدهند.[9]
مواردي ديگر نيز در روايات ذكر شده كه بطور گذرا يادآوري ميكنيم.
فلفل سياه براي حافظه مفيد است.
بادام براي تقويت حافظه مؤثر است.
پسته قوه حافظه را زياد ميكند.
نارگيل ضعف يادداري را از بين ميبرد.
پياز بخاطر فسفري كه دارد انجام كار فكري را آسان ميكند.
سير براي جبران ضعف حافظه و... مفيد است.
شير گوسفند قدرت حافظه را قوت ميبخشد.[10] ________________________________________ [1] . المحاسن، ص 542: كلر الرمان بشحمه... [2] . المحاسن، ص 543. [3] . مكارم، ص 165. [4] . مكارم الاخلاق، ص 166. [5] . مكارم الاخلاق، ص 166. [6] . مأخذ 4، ص 142. [7] . مأخذ 4، ص 143. [8] . كافي، ج 6، ص 332. [9] . سفينة البحار، ج 1، ص 286. [10] . اين موارد را از مأخذ 3، صفحات 163ـ196 برگرفتهايم. اگرچه در مضامين روايات هم وجود دارد.
اسباب فراموشی
1- ===فراموشي===
در اينجا لازم است عواملي كه زمينهساز فراموش يادبري ميگردد يادآوري كنيم در اصل اين فصل را ميتوان عواملي برشمرد كه موجب پيشگيري از فراموشي ميگردد.
بييادي از عوامل معنوي، مادي، جسمي و اجتماعي سرچشمه ميگيرد كه برخي را در بخشهاي كتاب از نگرش عكس بررسي شد در اينجا از نظر ديگري نكاتي را يادآور ميشويم:
مسئله از دست دادن حافظه در افراد زيادي ديده شده است، امّا اين شخص ممكن است از نظر اعضاء و جوارح ديگر كاملاً يك حالت طبيعي داشته باشد، خاطرات گذشته خود را از دست داده او نميداند چه شخصي بوده، كجا زندگي ميكرده، كجا متولد شده و...
اين بيماري بخاطر برخي عوامل ناگهاني مانند شوك بدني، هيجان فوقالعاده، تصادف سخت و... براي فرد فراموشكار بوجود ميآيد ولي اين فرد گاهي ممكن است تمام دانشهاي ذهني خود را به ياد آورد.
آري در اين موقع استفاده از استعداد (خواندن، گفتن) خاطرههايش كه از دست رفته بود بازگشت نموده و اين افراد معمولاً با استفاده از روشهاي روانكاوي، معجزه و... به حالت طبيعي باز ميگردند.
لازم است ابتدا به برخي از نمودهاي فكري و نايادي اشاره كنيم تا خواننده عزيز مرزهاي بييادي را از هم تشخيص دهد و خود يا ديگران را نااميد از بازسازي حافظه نسازند.
2- ===بينيرويي[1]===
اين بيماري مغزي از خستگي زياد فكري بوجود ميآيد كه تقريباً بايد گفت نوعي «پارگي»[2] ماهيچههاي مغزي است.
اين حالت معمولاً در دانشجويان يا محصليني پيش ميآيد كه در ايام امتحانات زياد مطالعه ميكنند و برخي موارد دچار اغماء و بيهوشي و طپش و هيجان قلب، تشويق و اضطراب ميشوند.
اگر از نظر جسمي ضعيف باشند ممكن است دچار درد عصبها، درد شقيقه و حالت تهوع گردند.
در اين حالت از نظر خاطرسپاري بسيار ضعيف بوده نميتوانند بهره مناسب را از مغز خود ببرند كه در اين موقعيت بايد به دكتر مراجعه كنند و يا حداقل به تذكرات مندرج در اين كتاب دقت كنند و عمل نمايند.
در نهايت ميتوانند با كمترين خستگي بهترين بهره را از قوه يادسپاري خود ببرند در نتيجه موجب خستگي نگردند و ناراحتيهاي غيرقابل جبران را براي خود نسازند.
________________________________________ [1] . Astnenie. [2] . Ciaquage.
3- ===سا ير بيمار يها===
سيلكو تيمي (عقلگرد)[1]
افرادي كه مبتلا به اين بيماري هستند به صورت پي در پي حالتهاي افسردگي دارند، اين حالت دو دوره دارد، يك دوره آن زماني است كه رو به بالاست و فرد هرچه بخواهد به راحتي ميآموزد و احساس خستگي نميكند و همه چيز را به ياد ميسپارد، پس از مدتي رو به پايين ميرود كه در آن حالت بيمار در كارش پيشرفت ندارد و خيلي زود دچار خستگي و ناراحتي فكري ميگردد.
اين حالت براي افراد مختلف است كه از 15 روز تا 6 ماه در نوسان ميباشد.
اگر احساس ميكنيد به اين بيماري مبتلا شدهايد بهتر است از هنگام فزوني آن اطلاع پيدا كرده يادداشت نمائيد و آنگاه كه ايام افسردگي فرا رسيد به گونهاي خود را از نگراني و افسردگي برهانيد و يا با ورزشهاي پرتحرك مانند: ژيمناستيك، فوتبال و يا مطالعات تفريحي و آسان كه مورد علاقه شديد شماست بپردازيد.
در اين صورت ايام كاهش آن زودتر از بين ميرود و فرد بصورت طبيعي بازميگردد.
البته تذكرات ما در اين بخش جنبه رواندرماني ندارد زيرا نياز به تحقيق بيشتر و از آنسوي زمينه در افراد مختلف است كه بايد هر فرد به پزشك روانكاو مراجعه كند، تا نتيجه بهتري بيابد.
آنتروگراد
از دست دادن حافظه است بر اثر حوادثي كه بعد از يك زمان خاصي رخ داده است.
روتروگراد
يعني از دست دادن حافظه بر اثر حوادثي كه قبل از يك زمان خاص به وقوع پيوسته است.
هيپرمنزي
حافظه داري را گويند كه به طور غيرعادي زنده و كامل است و يا دوباره زنده شدن خاطراتي كه به نظر ميآيد و مدتها قبل فراموش شده باشند، اين حالت هم در اشخاص عادي و هم در بعضي افراد كه روشهاي ويژه را به كار گرفتهاند ديده شده است.
پارامنزي
تحريف حافظه را گويند كه آن شخص واقعيت را با خيالپردازي درهم ميآميزد و به جاي هم ياد ميگيرد.
اپي لپسي
اختلال موقت در فعاليت معمولي مغز كه سبب ناگهاني تغييرات مغز ميگردد.[2]
اگر اين گونه نارسائيها در سيستم يادگيري شما پيش آمد بايد به روانكاو مراجعه كرد، البته از اين امور آثار و نشانههائي دانشمندان ذكر كردهاند كه از مرحله اين مختصرنگاري بيرون است و لذا به همين مقدار بسنده ميكنيم.
________________________________________ [1] . Cyclototymie. [2] . از مأخذ 55، صفحات 58ـ61 سود جستهايم.
1-=== مشروبات الكلي، اعتياد و سيگار===
يكي از بيماريهاي شايع الكليكها سستي و ناپايداري حافظه است، مرگ و ميرهايي كه از طريق الكليستها دچار جامعه تكنولوژي و صنعتي شده شايد بتوان گفت هيچ عاملي بالاتر از آن نيست و ديگر عوامل را تحت شعاع قرار داده است، الكل با آسيب رساندن به غشاء مغز و فاسد كردن آن، مرگ اندك اندك را براي انسان زمينهساز است، حتي اين مشروبات زمينه سكته مغزي، محروميت از تشخيص آني قضايا نبود قوه شعور و سنجش بيتفاوتي و... را فراهم مينمايد.
ركود فكري كه از طريق اينگونه مشروبات و خوردنيها گريبانگير جامعه بشري شده انديشه او را روز به روز به نابودي بيشتر گرايش داده تا استعمارگران و استثمارجويان بتوانند از تلاش آنها بهره جويند و يا اينكه خود زمينهساز تمام ارزشهاي انساني گردند.
مرگ تدريجي يا اعتياد
اعتياد به مواد مخدر مثل ترياك، هروئين، حشيش، كوكائين، مرفين بنگ و... براي جسم و روح انسان ضرر دارد، نه تنها بايد از استفاده آن پرهيز كرد بلكه حتي فكر يك بار آزمونش را نيز از ذهن عبور نداد، مضرات اين مواد ديگر از جنبه فردي و يا روحي و فكري گذشته بلكه يك فراگيري بيشتري را دربر ميگيرد كه شامل دين، خانواده، عزيزان، جامعه، مملكت، مال، آبرو، ناموس و... ميشود، فرد معتاد تمام ارزشهاي اخلاقي، ديني، فطري او در پرتو نياز اوست و همه و همه را با اخلاص در راه تأمين نياز اعتيادش اهداء ميكند.
من خود ميدانم كسي كه در اين جاده سقوط كند قطعاً به فكر تعالي حافظهاش برنميآيد لكن اين تذكرات براي شما عزيزي است كه در جاده سعادت و سلامتي هستي، نشود خداي نكرده گرفتار شوي كه بيچارگي دنيا و آخرت را خواهي يافت.
خواسته دشمنان غرب و شرق تأمين شده و آينده خود و فرزندان خويش را در معرض نابودي قرار دادهاي، علاوه بر اين امور اساسي دچار رعشه، سستي اعصاب، گيجي، منگي و ابهام و تشتت فكري و عوارض ديگر مبتلا ميشود كه يكي از آثارش به كمترين مرحله يادسپاري نائل خواهي شد.
اگر سخن مرا قبول نداري در اين راستا كتبي منتشر شده كه سرانجام افراد معتاد به كجا منتهي شده مطالعه نما و از هلاكت يافتن آنها درس بگير و تجربه بياب كه انسان دوبار زندگي نميكند تا يكبار تجربه كسب كند و بار ديگر از تجربه خود بهره جويد بلكه انسان عاقل از تجربه ديگران سود ميجويد تا ديگر ضررها و بدبختيها و مشكلاتي كه ديگران پيمودهاند او كسب نكند و راه آنها را دوباره او نيز طي نكند كه سنت اجتماعي ثابت است اين انسانها هستند كه عوض ميشوند.
سيگار، قليان، پيپ و چپق
يكي از عواملي كه بطور قطع و بدون ترديد دانشمندان ضرر آن را نسبت به بدن تأييد كردهاند توتون، تنباكو و سيگار ميباشد، علاوه بر خللي كه در دستگاه تنفس، ريهها، جريان خون بوجود ميآورد و نيز بوي دهان را زشت ميكند، دندانها را خراب ميكند، اشتها را كم ميكند، مادهاي بنام (نيكوتين) در آن وجود دارد كه براي عروق انسان بسيار مضر است، تپش قلب را تشديد مينمايد، اختلال در اعصاب بوجود ميآورد، از گاز سمي كربنيك و... برخوردار است كه براي بدن ضرر فراواني دارد عمرش كم ميگردد و دهها ضرر ديگر... به حافظه انسان نيز بسيار صدمه و زيان ميرساند و حافظه را تنبل و كمتوان مينمايد.
آري سرانجام سيگاريها سرطان (ريه، قلب، خون، حنجره و...)، و يا آنفاكتوس خواهد بود.
2- ===چشمچراني،موسيقي وخنده===
قبلاً گفته شد كه گناه موجب كمحافظهاي ميشود يكي از مواردي كه در روايات صريحاً ذكر شده و روانكاوان هم بدان تأكيد كردهاند چشمچراني است براي اين بيماري آثار بدي ذكر شده كه به فهرست آن امور ميپردازيم:
1. پشيماني ميآورد.
2. مرگ ناگهاني را به دنبال دارد.
3. محروميت از آيندهنگري دارد.
4. از ياد خدا و نعم او انسان را غافل ميكند.
5. در قيامت ديدگانش از آتش پر ميشود.
6. زمينهساز فساد خواهد بود.
7. از طي مراحل معنوي محروم ميگردد.
8. يك نوع دزدي و خيانت محسوب ميشود.
9. نوعي زنا محسوب ميگردد.
10. زمينه افت حافظه ميشود.
11. اختلال در اعصاب بوجود ميآورد.
12. آثار متقابل خانوادگي دارد.[1]
• هر كس افتد نظرش در پي ناموس كسان
• پي ناموس وي افتد نظر بلهوسان
برادر و خواهري كه ميخواهد به نبوغ فكري نائل آيد بايد خود را از اين معصيت معنوي دور بدارد.
موسيقي
يكي از عواملي كه حافظه انسان را خمود ميسازد شنيدن موسيقي است، براي موسيقي آثار بسياري ذكر شده كه به فهرست آنها اشاره ميشود و از توضيح و تفسير هر بند اغماض ميكنيم.
1. خمودي فكر
2. از دست دادن توانائي فكري
3. ضعف اعصاب
4. تضييع حس بينائي
5. اغتشاشات روحي
6. تأثير منفي در فيزيولوژي قلب
7. زمينه خودكشي
8. بروز بيماري هيستري
9. كج ارضائي
10. شكست عمر و جواني
11. بيهودهگرائي
12. بردگي
هركدام از اينها جاي بحث مفصلي دارد كه مجال آن را نيست و به فهرست آن بسنده كرديم.
برخي از دانشمندان علت تأثير موسيقي را در حافظه اين دانستهاند كه چون موسيقي در سلسله اعصاب سمپاتيك و پاراسمپاتيك آثار چشمگيري دارد و رفلكس اين عملها روي اعضاء حساس بدن اثر سوء دارد سلولهاي مغز هم از برآيند بد آن نيز بيضرر نميمانند.
كارل گويد: برخي دانشآموزان ميخواهند با توجه به راديو و تلويزيون درس خود را ياد بگيرند و در راه تحصيل علم پيشرفت كنند بايد گفت: راديو مانند سينما و موسيقي كاهلي (سستي) در حافظه ميبخشد به كساني كه با آنها سرگرمند.[2]
خنده
آنچه از مفاهيم روايات استفاده ميشود آنست كه زياد و خنده صدا دار موجب مرگ نيروي فكري و معنوي ميگردد و شايسته است كه انسان مؤمن بنا به فرموده امام صادق ـ عليه السلام ـ خنده بكند امّا تبسم باشد.[3] زيرا خنده قهقهه (صدا دار) كار شيطان است[4] و نيز خنده بيمورد نشانه ناداني (نسبت به وظايف) است.[5]
خنده قلب (مركز فرماندهي قواي جسمي و روحي) را ميميراند.[6] و نيز دين انسان (روش، انتخاب برتر) را نابود ميسازد همانطور كه آب نمك را نابود ميسازد[7] خنده (بيمورد و قهقهه) بخشي از عقل و علم انسان را كاهش ميدهد.[8]
اگرچه در قرآن كريم نيز بدان اشاره شده ولي چون روايات بيان بيشتري داشتند اول روايات را يادآور شديم و امّا قرآن كريم:
خداي متعال خوشحالان را دوست ندارد[9] پس بايد كم بخنديد و زياد گريه كنيد (در برابر وظايفي كه برعهده شما گذاشته شده است)[10] و اين عذاب شما (در قيامت) به خاطر اين است كه در دنيا بدون جهت خوش بوديد و خوشگذراني ميكرديد، اينك براي هميشه وارد آتشهاي جهنم گرديد كه جايگاه بدي براي خودخواهان است.[11]
اگرچه از مضامين آيات و روايات به خوبي مضرات خنده قابل بهرهبري است ولي يكي از آثار خنده زياد و خنده قهقهه اين است كه انسان از تفكر و تمركز باز ميماند و در نتيجه مبتلا به فراموشي ميگردد.
البته شادي و سرور براي انسان لازم است ولي حد اعتدال و نرمال گزيني در آن بسيار مهم است.
________________________________________ [1] . از مضامين روايات مأخذ 47، ج 10، ص 69ـ83 برگزيديم. [2] . مأخذ 12، ص 51. [3] . ضحك المؤمن التبسم (تحف العقول، ص 270). [4] . القهقهه من الشيطان (اصول كافي، ج 2، ص 664). [5] . يقال العسكري ـ عليه السلام ـ : من الجهل الضحك من غير عجب (تحف العقول، ص 262). [6] . قال الرسول ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ : اياك و كثرة الضحك فانه يميت القلب (مكارم، ص 473). [7] . قال الصادق ـ عليه السلام ـ : كثرة الضحك يميت الدين كما يميت الماء الملح (كافي، ج 2، ص 664). [8] . قال السجاد ـ عليه السلام ـ : من ضحك ضحكة مج من عقله، مجة من علم (كشف الغمه، ج 2، ص 314). [9] . «إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ»، (سوره قصص، آيه 76). [10] . «فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلاً...»، (سوره توبه، آيه 82). [11] . «ذلِكُمْ بِما كُنْتُمْ...»، (سوره مؤمن، آيه 76).
3- ===بد ارضائي و خود ارضائي===
بد و كج ارضائي
يكي از اموري كه در روايات از آن نهي شده است و نويسنده كتاب علاج النسيان نيز نقل ميكند كه بسيار مؤثر ميباشد مسئله كج ارضائي است (ارضاء از دبر) علاوه بر اينكه كراهت شديد دارد (البته نسبت به همسر خود ولي اگر با زن ديگر و يا هم جنس خود باشد كه حرام است) عذاب اخروي دارد در دنيا نيز فرد مبتلا به فراموشي ميگردد علاوه بر بيماريهاي جلدي و مقاربتي كه درپي دارد.
پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: كسي كه با عيال خودش، مرد يا جواني را از «دبر» جماع كند روز قيامت مانند گوشت گنديده محشور ميگردد كه مردم از بوي تعفنش ناراحت ميباشند.[1]
پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: زن و مرد هنگام نزديكي نبايد مانند الاغ ارضاء نمايند كه در اين صورت ملائكه از اطرافشان دور ميشوند (منظور از عقب عمل زناشويي انجام دهند)[2]
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: يكي از صفات مؤمن اين است كه از «دبر» ارضاء نميكند.[3]
علاوه بر مضراتي كه براي مرد و زن دارد و نيز عقاب سختي در پيش خواهد داشت نتيجه دنيوي آن نيز مرگ حافظه است.[4]
ضمناً اگرچه اين نوع ارضاء حرام نيست (نسبت به زن و شوهر) ولي حافظه را كم ميكند امّا دانشمندان ميگويند كلا زياد ارضائي حافظه را كم ميكند.
زيرا معروف است كه ميگويند هر چهل لقمه يك قطره خون و عصاره چهل قطره خون يك قطره مني ميگردد، كه در هر بار چندين قطره مني از انسان خارج ميشود و در نتيجه اثر چند قطره خون و يا چندين هزار لقمه غذا را نابود ميسازد.
در روايات نيز قتلگاه فكر و حافظه را «فرج» در زنان معرفي كردهاند.
البته بارها و بارها در ميان نامهها خوانده شد و تماسهاي حضوري و تلفني كه با مبتلايان به اين گونه افراد بوده عواقب شوم آن را ضعف و نابودي يادسپاري گفتهاند، حتي برخي اظهار ميداند كه ما شاگرد اول مدرسه بودهايم امّا پس از اينكه مبتلا به روش شدهايم و حالا نيز ترك كردهايم هنوز بييادي ما از بين نرفته است چه كنيم؟
در حالات آناكسين فيلسوف معروف نقل شده ه در سراسر عمر 12 مرتبه با همسر خود عمل جنسي را انجام داد و اين 12 مرتبه هم 12 فرزند از او بوجود آمد (خزائن نراقي، ص 324)
... حكماء هند و روم و فارس اتفاق كرده كه بيماريها از شش چيز توليد ميشود: ... زياده روي و افراط در مجامعت براي مردان، عمر را كم ميكند.[5]
خودارضائي، روش استعماري
يكي از اموري كه حافظه انسان را نابود ميكند استمناء، جلق در پسران و استشهاء در دختران است علاوه بر اينكه قواي روحي و جسمي و جنسي را نابود ميسازد سلولهاي مغزي انسان را به يك نوع مرگ مبتلا ميسازد، بد نيست به فهرست آن اشارهاي داشته باشيم:
1. ضعف اعصاب
2. لرزش دست و اعضاء بدن
3. سستي كمر (زود انزالي)
4. اختلال در دستگاه گوارش
5. پريدگي چهره
6. لاغري
7. سستي و ضعف زياد
8. بياشتهائي
9. ضعف چشم و عضلات
10. سردرد موضعي
11. قطع نسل و بيفرزند شدن
12. كمحافظهاي
مهمترين اثري كه اين عمل شوم دارد اين است كه انسان سلامت ظاهري و واقعي خود را از دست ميدهد و انسان را براي هميشه ناراحت و افسرده مينمايد.[6]
اگر انسان سعادت خود و آينده خود را خواستار است بايد از اين عمل خطرناك دست بردارد و دوستان خود را از اين روش نهي نمايد كه يكي از مهمترين راههاي بدبختي جوانان عصر ما همين عمل است.
________________________________________ [1] . عقاب الاعمال، ص 332. [2] . علل الشرايع، ص 518. [3] . خصال، ص 229. [4] . البته قابل تذكر است كه برخي از مراجع عظام حرام نميدانند بلكه برخي مكروه ميدانند، عدهاي احتياط واجب در ترك ميدانند و... هركس بايد به رساله احكام مرجع خود مراجعه كند و در آداب نكاح و ازدواج ميان زن و شوهر بيابد. ناگفته نماند اين اختلاف نسبت به زن و شوهر است و اگرنه در رابطه با غير اين دو حرمت آن قطعي است. [5] . رساله ذهبيه، ص 176. [6] . توضيح بيشتر در كتاب جوانان چرا (1ـ2ـ3) و مشكلات جنسي، ناتوانيهاي جنسي و... است.
4- ===ناخن جويدن و ادرار در اب راکد===
ناخن جويدن
امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمود: ناخن جويدن زمينهساز فراموشي است.[1]
اگرچه برخي از روايات آمده كه ناخن خود را مرتب بگيريد ولي اگر ناخن بلند باشد و انسان آن را بجود اولاً ايجاد وسواس ميشود و علاوه حافظهاش را كاهش ميدهد.
ادرار در آب راكد
پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود:
ادرار كردن در آب راكد حافظه و عقل انسان را از بين ميبرد و فراموشي جانشين ميگردد.[2]
از ابيالحسن ـ عليه السلام ـ نقل شده كه فرمود: ... ادرار در آب فراموشي را به ارمغان ميآورد.[3]
اگرچه اين كار نوعي خيانت به خانواده، جامعه و... است زيرا ادرار انسان حاوي هزاران ميكروب ميباشد، اگر در استخر عمومي يا حوض منزل و... ريخته شود موجب ابتلا به بيماريهاي گوناگون ميگردد، علاوه بر آن براي ادرار كننده نيز فراموشي آفرين است.
________________________________________ [1] . سفينه، ج 2، ص 588؛ و مكارم الاخلاق، ص 72. [2] . وسائل، ج 1، ص 241. [3] . سفينه، ج 2، ص 588.
5-=== خوردن پس مانده موش و دروغ===
خوردن پس مانده موش
اگرچه باقيمانده موش نجس نيست و حرام هم نيست ولي عامل انتقال بيماريهاي مختلف (وبا، طاعون و...) است لذا شايسته است كه پدر و مادر به اين مسئله توجه نمايند، از طرفي اگر خواستار حافظه فرزندان خود و نيز خويشتن هستند از پسخوره موش پرهيز كنند.
از امام علي ـ عليه السلام ـ نيز نقل شده كه خوردن پسخوره موش موجب فراموشي ميگردد.[1]
هديه به دروغ روشان
از اعمالي كه موجب فراموشي ميگردد دروغگوئي است اگرچه از آيات و روايات به خوبي ميتوانيم سود ببريم كه دروغگويي مورد نكوهش ميباشد، چون دروغگوئي معمولاً به دروغ گفتن گفته ميشود ولي شنيدن، ديدن، نوشتن و... را نميتوان از آن لفظ استفاده كرد لذا خوبست واژه دروغ روشي را بكار ببريم.
آري دروغ اگرچه شوخي، كوچك و... باشد باز حرام است.[2]
دروغ بستن به خدا و پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ و معصومين ـ عليهم السلام ـ روزه فرد را باطل ميكند.
شايسته است به برخي از درآمدهاي دروغ در اينجا گوشزد نمائيم:
1. امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: دروغ ارزش انسان را كم ميكند.[3]
2. امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمود: دروغ ايمان را خراب ميكند.[4]
3. امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمود: دروغ كليد خانه همه گناهان است.[5]
4. امام علي ـ عليه السلام ـ فرمود: مزه ايمان را دروغگو نميچشد.[6]
5. و خلاصه امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: از چيزهايي كه خداي متعال به دروغگويان ميدهد فراموشي است.[7]
________________________________________ [1] . سفينه، ج 2، ص 588. [2] . روايات زيادي در اين مورد وجود دارد كه به كتاب خودسازي ص 76 اثر ديگر نگارنده مراجعه نمائيد. [3] . كافي، ج 2، ص 341. [4] . كافي، ج 2، ص 341. [5] . كافي، ج 2، ص 241. [6] . كافي، ج 2، ص 241. [7] . كافي، ج 2، ص 241.
6- ===گناه و غرور===
علي پسر حشرم گويد به وكيع (كه يكي از علماء بود) از ديرسپاري شكوه كردم.
وكيع گفت: گناه نكن زيرا دانش، فضل خداي متعال است و فضل خداوند به كسي كه گناهكار باشد نميرسد.[1]
امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمود:
هيچ نكبتي به انسان نميرسد مگر بخاطر گناهي كه مرتكب شده است و آنچه را كه خداوند ميبخشد بيشتر است.[2]
امام علي ـ عليه السلام ـ در دعاي شريف كميل (ره) ميفرمايد:
خدايا گناهاني كه موجب رسيدن بلا ميگردد ببخش، معاصي كه موجب تغيير نعمتها ميشود عفو كن.[3]
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: گناه بنده را از روزي (نيكو و مفيد) بيبهره ميكند.[4] امام علي ـ عليه السلام ـ فرمود: خداي متعال وقتي كه بخواهد بندهاي روي سعادت را نبيند راه آموزش و علمپژوهي را بر او ميبندد.[5]
آري وقتي كه درجه شناخت علماء را با پيامبران و ملائكه همسان معرفي ميفرمايد[6] ميتوان پذيرفت كه يك عصيانگر همرديف معصومين و پاكان قرار نميگيرد.
پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود:
بندهاي علمي را فراموش نميكند مگر اينكه گناهي را مرتكب شود.[7]
امام علي ـ عليه السلام ـ فرمود: گمان نميكنم احدي از شما دستوري از دين را فراموش كنيد مگر اينكه بخاطر گناهي كه انجام داده باشيد.[8]
شاعر عرب گويد: به شخص زيركي از كمحافظه بودن شكايت كردم، مرا به ترك گناه راهنمائي كرد و گفت حفظ علم لطف الهي است و لطف خدا به گناهكار نميرسد.
غرور آفت حافظه
يكي از صفاتي كه از نظر معنوي و مادي، دنيوي و اخروي ضررهاي زيادي به انسان وارد ميكند غرور است.
در تاريخ اسلام مرتباً از اين صفت امت مسلم ضربه ديدهاند افراد گوناگوني در بين مؤمنين به وسيله اين صفت به خود و جامعه ضربه زدهاند.
از جمله ضررهاي غرور ضربه زدن به قواي ذهني و حافظه است امام علي ـ سلام الله عليه ـ فرمود: توجه داشته باشد كه خودپسندي كار صحيحي نيست و آفت عقل است.[9]
آنچه به دست آوردهاي با انفاق در راه خدا صرف كن و انباردار ديگران نباشي كه به اين دليل كه به مقصود خود رسيدهاي و در حد عالي نسبت به پروردگارت متواضع باش.
توضيح
براثر خودخواهي فكر انسان از كار ميافتد زيرا نه فكر را بكار مياندازد و نه با ديگران در تماس است تا از افكار ديگران بهره بگيرد و در نتيجه فكرش راكد ميماند و قرآن زيان غرور را شكست معرفي ميكند.[10]
يك قضيه از جنگ حنين[11] قرآن يادآور ميشود.
در قرآن كريم علامت دانشمندان را چنين بيان ميكند: «سر به سجده نماز گريه ميكنند و خواندن قرآن بر تواضع آنان ميافزايد.[12]
________________________________________ [1] . نهج البلاغه ابن ابيالحديد، ج 18، حكمت 294؛ و منية المريد، ص 122. [2] . اصول كافي، ج 3، ص 400. [3] . دعاي شريف كميل. [4] . اصول كافي، ج 3، ص 400. [5] . اذا ارذل... (نهج البلاغه، حكمت 294). [6] . «شَهِدَ اللَّهُ...»، (آلعمران، آيه 18). [7] . اذا قارن العبد ذنبا فارقه عقل لم يعد اليه ابدا (كافي، ج 2). [8] . عدة الداعي. [9] . غرر الحكم. [10] . نهج البلاغه، ج 3، ص 267. [11] . «يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ...»، (توبه، آيه 25). [12] . «وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ يَبْكُونَ...»، (سوره اسراء، آيه 109).
7- ===عصبانيت،لجاجت و تک محوري===
عصبانيت
اگر ميخواهيد قدرت يادسپاري شما رشد كند سعي كنيد هيچگاه عصباني نشويد مخصوصاً با وجود عصبانيت مشغول مطالعه نشويد، در حين مطالعه خشمگين نشويد، اگرچه اين روش در كليه ارگانيزم و سيستم مادي و معنوي بدن انسان اثر بدي دارد ولي در سيستم سلولهاي مغزي اثر بيشتري ميگذارد براي اهميت اين مسئله به روايات زير توجه فرمائيد:
كسي كه خشم و غضب نمايد قدرت كنترل انديشه خود را از دست ميدهد.[1]
عصبانيت و خشم فكر و عقل انسان را ضايع ميگرداند.[2]
غضب انديشه انسان را مختل ميسازد و رشد انسان را بيارزش ميكند.[3]
تذكر: اگر خشمناك شديد حالتي را كه داريد تغيير دهيد، چند قدم راه برويد، اگر ايستادهايد بنشينيد، اگر نشستهايد برخيزيد.
پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود: هرگاه خشم كردي بنشين و درباره خدا و قدرت او تأمل كن.[4]
روانكاوان نيز معتقد هستند كه عصبانيت در سيستم سمپاتيك و پاراسمپاتيك بدن انسان رفلكس و بازتابي ايجاد ميكند كه استرسهاي عصبي ملالت خاصي ايجاد ميكنند.
برخي از روانپژوهان رمز بالندگي فكر را آرامش همه جانبه روحي بيان كردهاند.
كن حذر از آتش سوزان خشم كادمي را دشمن جاني بود
خـشم آغـازش بـود ديـوانگي خشم پايانش پشيماني بود[5]
اصولاً انگيزه خشم و غضب بر مبناي انديشه و نگرش الهي نيست و فرد براساس تحليلهاي خويش پرخاش ميكند زيرا اگر انگيزه الهي باشد انسان بطور منطقي و عقلائي مسئله را حل ميكند و به خشم و غضب نميانجامد.
لجاجت و تكمحوري
يكي از اموري كه از شكوفايي انديشه انسان ميكاهد لجاجت است و اسرار بر اموري كه انسان نسبت به آن آگاهي كافي ندارد موجب پشيماني ميگردد و مانع رشد فكر ميشود. كسي كه نسبت به يك مسئله لجاجت كند ديگر فرصت پيدا نميكند كه درباره آن فكر كند و جهات مثبت و منفي آن را در نظر بگيرد، سپس مسيري را انتخاب كند كه جنبههاي برتري آن افزون باشد.
فرد لجوج به نظر ديگران هم توجهي ندارد در نتيجه از تجربه و ذخائر افراد ديگر هم سود نميبرد و در يك حالت ركود و جهالتي زندگي خود را سپري ميكند، هركس هرچه بگويد او برداشت خود را بازگو ميكند و به آن توجه دارد، مرتب در فكر اين است كه نظر خود را توجيه كند لذا از تفكر ودقت در واردات علمي محروم ميگردد و نميتواند از نظر فكري رشد كافي و متناسب را بدست آورد.
لذا در اين امر رواياتي داريم كه توصيه فرمودهاند اگر ميخواهيد از فكر بالنده و متعالي و پويا برخوردار گرديد لجاجت و تكمحوري را رها سازيد:
لجاجت فكر انسان را از شكوفائي محروم ميسازد.[6]
لجاجت به گذشته و آينده شما لطمه ميزند.[7]
از لجاجتي دوري كن زيرا زمينهساز جهل و پشيماني ميگردد.[8]
از اينكه در ميدان لجاجت قرار گيري پرهيز كن.[9]
فردي كه ميخواهد رشد كند بايد موانع رشد را از بين ببرد تا واردات علمي را خوب انتخاب كند و در نتيجه زمينهساز صادرات و شكوفائي انديشه گردد، لذا بايد از اين صفت خود را بدور گرداند.
علاوه بر اموري كه يادآور شديم نكات ديگري نيز در مضامين روايات به چشم ميخورد، چون نيازي به توضيح نديديم و از آنسوي حجم كتاب زياد ميشد به همين مقدار اكتفا كرديم.
________________________________________ [1] . من لم يملك غضبه لم يملك عقله (امام صادق ـ عليه السلام ـ، بحارالانوار، ج 77، ص 318). [2] . الغضب يفسد الالباب (غرر الحكم). [3] . شدة الغضب تغير المنطق و تفرق الفهم (امام علي ـ عليه السلام ـ، بحارالانوار، ج 71، ص 428). [4] . يا علي لا تغضب فاذا غضبت فاقعد... (تحف العقول، ص 18). [5] . ديوان دكتر رسا، ص 400. [6] . اللجاجة تسل الراي (امام علي ـ عليه السلام ـ، بحارالانوار، ج 71، ص 341). [7] . اللجاج اكثر الاشياء مضرة في العاجل و الاجل (امام علي ـ عليه السلام ـ، غررالحكم). [8] . اياك و اللجاجة فان اولها جهل و آخرها ندامه (پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ، تحف، ص 18). [9] . اياك ان تجمع بك مطيه اللجاجه (امام علي ـ عليه السلام ـ، بحارالانوار، ج 71، ص 341).
نکات دانستني
حال بطور فهرستوار به برخي از اموري كه در روش كار مطالعه مهم هستند و به يادداري انسان دخالت دارند يادآور ميشويم:
1. اگر مطلبي را آموختيد و از آن استفاده نكرديد پس از مدتي از ياد ميبريد در مواقع بيكاري ميتوانيد براي حفظ واردات ذهني مطالب قبلي را در ذهن عبور دهيد اگرچه فعلاً بدانها نيازي نداريد.
2. اگر كارها و فعاليتهاي مختلف و ناموزون داشته باشيد حافظه شما را كند ميكند و به كميادي مبتلا ميشويد.
3. در اثر شكست و ضربه روحي ديدن در اين مواقع بايد انسان خود را قوي و پايدار جلوه دهد و از آموختههاي قبلي و واردات جديد ذهني لحظهاي غفلت نكند، اگر توان كار زياد نداريد حداقل مقداري از عمر خود را در روز صرف آموزش كنيد گرچه نگراني و اضطراب داريد، البته سعي كنيد نگراني را از خود دور كنيد.
4. اگر يادگيري ناقص باشد و با شرائط لازم نباشد كه در بحثهاي قبلي يادآور شديم ممكن است مطلب را بياموزيد ولي حفظ آن در مغز و بكارگيري در مواقع مناسب غير ممكن و يا كمبهره است.
5. نبود علاقه و انگيزه: قبل از شروع به آموزش علمي، درسي، اول ايجاد انگيزه در خود كنيد براي همين است كه قبل از شروع هر درس و علمي آن را تعريف ميكنند و فوائد آن را براي متعلمين بيان ميكنند تا با علاقه و انگيزه بيشتر به آموزش مشغول گردد.
6. اگر پدر و مادر، خواهر و برادر كماستعدادي داريد كه طبعاً قانون وراثت در رابطه با شما نيز همين كميادي را حكم ميكند، بدانيد كه خيلي افراد بودهاند از خانوادههاي كمپذير ولي آنها از نبوغ خاصي برخوردار بودهاند، پس بايد تلاش را افزون كرد.
7. يكي از عوامل شكوفائي ذهن تشويق است اگر در جامعهاي كه شما هستيد به اين مسئله توجهي نميشود شما خود را قويدل بگيريد كه بياعتنائي و بدرفتاري پدر و مادر و معلم نبايد شما را سست كند بله بايد تحريك سازد در مسير علم و دانش تا به مقصد نهائي نائل آييد.
8. گرچه كانون خانواده آرامبخش خوبي براي دانشپژوه بايد باشد ولي دوري از خانواده، اقوام، دوستان نبايد انسان را از كار تحصيل و رشد علمي، عقلي بازدارد بلكه بايد تلاش را زيادتر نمود تا در اين فرصت بهره بيشتري انسان از عمرش برگيرد.
9. ممكن است پدر و مادر و معلمي در اثر كمآگاهي فردي را بخواهد با روش غلط تنبيه بدني او را به آموزش وادارد، انسان نبايد لجاجت كند، عناد ورزد و بگويد حال كه او مرا زد من هم درس نميخوانم، او اشتباه كرد، ناآگاه بود، اراده و درك صحيح نداشت و ندانست چگونه بايد فرد را به علمجوئي علاقمند كرد، انسان نبايد اشتباه ديگران او را به اشتباه ديگري وادار كند.
10. اگرچه سر و صدا، عدم تعادل زمينه را براي مطالعه كم ميكند ولي انسان اگر علاقهاش را زياد كند با همين حالت ميتوان مطالعه كند البته هرچه زمينههاي مناسب كم ميشود بايدطرف مقابل قوي شود، يعني علاقه، انگيزه، تعهد، اراده و... خود را تقويت بخشد تا با وجود كمبود زمينههاي لازم انسان بتواند به كار خود ادامه دهد.
آري اينها گزيدهاي از عوامل روحي بودند كه در يادسپاري انسان مؤثر ميباشند و در اين بخش بطور گذرا تبيين گرديد.
روش زندگي بزرگان علم
برخي گمان ميكنند انسان وقتي ميتواند درس بخواند كه از نظر مادي در آسايش باشد براي نمونه فرازهايي كوتاه از زندگي علماء بزرگ و با فضيلت اسلامي را برايتان يادآور ميشويم.
گرچه شايد نام برخي از اين بزرگان را نشنيده باشيد و يا درباره آنها اطلاعات و آگاهي كافي نداشته باشيد ولي همين اندازه بايد گفت كه بزرگان دين احترام خاصي به اين افراد داشته و دارند و خواهند داشت.
1. شهيد مدرس (ره) هفتهاي دو روز كارگري ميكرد و با آن درآمد زندگي در ايام هفته خود و خانوادهاش را تأمين ميكرد.[1]
2. شهيد اول (ره) كتاب شريف لمعه را (كه يكي از كتبي است در حوزههاي علميه تدريس ميشود و يك دوره فقه استدلالي ميباشد) در زندان تدوين نمود بدون در اختيار داشتن مدارك و منابع اوليه (اگرچه مختصر نافع پيش او بود)[2].
3. شهيد ثاني (ره) كتاب لمعه شهيد اول (ره) را در زندان شرح بسيار ارزندهاي نوشته است.
4. علامه حلي (ره) شبها ظرف آبي كنار خود ميگذاشت و هر وقت خوابش ميآمد سر و صورتش را ميشست و گاه هم پاهاي خودش را در آن ميگذاشت تا از خواب نجات يابد.[3]
5. آية الله محمد حسين العاملي (ره) كه از مراجع بوده چون پول نداشته كه براي خود چراغ تهيه كند از روشناييهاي عمومي و كوچهها استفاده ميكرد.[4]
6. ابوريحان بيروني (ره) در حال مرگ بود يكي از علماء براي ديدار او آمد، بلافاصله از او يك سئوال فقهي نمود، مرد فقيه گفت: آقا اين چه وقت سئوال است، گفت: دوست ندارم نسبت به اين مسئله ندانسته بمانم و بميرم.[5]
7. محدث قمي (ره) صاحب كتاب شريف مفاتيح الجنان و دهها كتاب ارزنده ديگر روزي در بين راه سفر به مشهد رانندهاي او را از ماشين در بين بيابان پياده كرد بلافاصله شروع به نوشتن نمود.[6]
در دوران رضاخان اگر ماشين در راه خراب ميشد و روحاني در آن ماشين بود ميگفتند خرابي ماشين به خاطر اين آخوند است.
بعد از لحظاتي يك راننده مؤمن پيدا شد و او را سوار كرد.
8. دربارة مقدس اردبيلي (ره) نوشتهاند كه در طول چهل سال كار مباحي از او سر نزد چه رسد به حرام يا مكروه.[7] 9. ابوعلي سينا (ره) به اصفهان فرر كرده بود و كتاب قانون را همراه نياورده بود، علماء از او خواستند كه يك نسخهاي از آن را به آنها بدهد شيخ گفت نياوردهام ولي حفظ دارم.[8]
10. شيخ مفيد (ره) مقداري از شب را ميخوابيد و بقيه اوقات شبانهروز را يا نماز ميخواند يا مطالعه ميكرد و يا درس ميداد و يا قرآن تلاوت ميكرد.[9]
11. مرحوم آخوند خراساني (ره) فرزندش از دنيا رفت، همسرش از دنيا رفت پس از خاك سپاري بلافاصله به ادامه تحصيل و تعليم پرداخت.
گفتهاند يكسال، بلكه مدتي خورش او فقط گرمي نان بوده است.[10]
12. شهيد ثاني (ره) وقتي هوا تاريك ميشد و شب فرا ميرسيد الاغي را كه مركب سواري او بود از خانه بيرون مياورد و به خارج شهر ميرفت و هيزم فراهم ميكرد و بار بر آن مينمود و بدين وسيله سوخت منزل را براي خانوادهاش فراهم ميآورد.[11]
13. دقت امام (ره) در رابطه با وقت و حق نماز آنقدر چشمگير بود كه پليس فرانسه از روي آمدن ايشان براي نمازشان (كه جماعت بود) ساعتشان را گاهي ميزان ميكردند.[12]
14. علامه طباطبائي (ره) را گاه ديده شد در خيابان نمازهاي نوافل ميخواندند و پيوسته زبان مباركشان به ذكر خدا مترنم بود.[13]
15. يكي از آيات عظام را ديدم و شنيده بودم موفقيتهاي فوقالعادهاي دارند سئوال كردم براي حافظه و تقويت آن چه بايد كرد؟
فرمود: تصميم، استمرار، شوق، كمك از خدا خواست.
گفتم: آقا شما قرآن را حفظ فرمودهايد؟
فرمودند: با همين عوامل و ديگر مسائل.
16. فرزند شهيد دستغيب (ره) نقل ميكند: صداي ناله پدرم رادر سجده ميشنيدم خودم را به خواب ميزدم امّا گوش به زمزمههاي همراه با گريه و اشكهاي روانش ميدادم.[14]
گمان نكنيد حالا كه درس ميخوانيد، مطالعه ميكنيد بايد همه چيز برايتان مهيا باشد و پدر و مادر، برادر و خواهر و... در خدمت شما باشند تا شما درس بخوانيد، بلكه گاه كمك به آنها ياري معنوي را دربر خواهد داشت مطلبي كه يك ساعت ياد ميگرفتيد به يك ربع ميآموزيد.
در روايات ميخوانيم: علم نوري است كه خدا در قلب هركس كه او را دوست بدارد وارد ميسازد.
زيرا اگر انسان در مسير اطاعت فرامين الهي باشد خدا او را ياري ميكند. ________________________________________
[1] . مردان علم در ميدان عمل، ص 63. [2] . قصص العلماء، ص 266. [3] . قصص العلماء، ص 266. [4] . اعيان الشيعه، ج 9، ص 257. [5] . دمي با آزادگان، ص 11. [6] . سرگذشت شيخ عباس قمي (ره)، ص 20. [7] . سيماي فرزانگان، ج 3، ص 106. [8] . قصص العلماء. [9] . هزاره شيخ طوسي (ره)، ج 1، ص 80. [10] . مرگي در نور، ص 52. [11] . آداب تعليم و تربيت، ص 12. [12] . زي طلبگي، ص 122. [13] . يادنامه علامه (ره)، ص 135. [14] . يادنامه شهيد دستغيب (ره).
تلاشي براي آيندگان
حال كه شما برادر و خواهر توانستي تا حدي به دانستنيهائي در رابطه تدارك با كاستيهاي حافظه پي ببريد و روشهاي مهم را آموختيد نيكوست كه به اين بخش نيز توجه كافي نموده تا براي فرزندان خود نيز زمينه نبوغ بيشتري را مهيا نمائيد.
در اين راستا بايد گفت يكي از عوامل بسيار، بسيار مهم كه مؤثر در ساختار مادي و معنوي و فكري انسان است از طريق وراثت (ژنتيك) تأمين ميگردد، از طريق رعايت امور ژنتيكي نتيجه بسيار خوب و كمزحمتتري بدست ميآيد.
البته نبايد فكر كرد كه تمام كاستيها و فزونيهاي انسان از اين طريق حاصل ميشود ولي اين بخش را هم نميتوان ناديده گرفت. اگرچه برخي از روانكاوان در رابطه با عوامل تربيتي به افراط و برخي به تفريط گرايش پيدا كردهاند.
زيرا برخي معتقدند كه ساختمان وجود انسان را فقط و فقط جامعه ميسازد.
برخي بنيادهاي انسان را منحصر به وراثت ميدانند و عدهاي هم هر دو را قبول دارند منتهي به حالت غير متعادل، ولي نظر اسلام اين است كه خانواده و جامعه يك تأثير متقابلي دارند و يك عامل ديگر اسلام قائل است و آن بعد معنوي و متافيزيكي است كه در رابطه جامعه و خانواده و خود فرد.
لذا در لابلاي روايات و آيات به هر سه عامل توجه شده است كه ما به اين عوامل اشاراتي داريم زيرا تفصيل آن نياز به كتاب مستقلي ميباشد.
مراحل وراثت
يكي از بنيادهاي مهم و حياتي انسان بخش حافظه و هوش است كه نتيجه مراحل گوناگون وراثت و جامعه و بعد معنويت است. براي تأثير وراثت بايد چند مرحله را مورد دقت قرار داد:
1. ===قبل از ازدواج===
زن و مرد اگر خواستار فرزنداني بالنده و سالم هستند بايد همسري برگزينند كه از عقل و فهم و ادب و ايمان افزوني برخوردار باشد تا داشتهاي دروني خود را به فرزندان خويش از طريق وراثت و تربيت منتقل نمايد.
لذا اسلام توصيه كرده به همسر سالم، زيبا، عاقل، مؤمن، متشخص، فهميده و... ازدواج نمائيد و پيوند برقرار سازيد.
و از ازدواج با زن و مرداني كه كمعقل (بيعقيده، فاسد، شرابخوار، بينماز، دزد و...) و بيتعهد باشند پرهيز كنيد، زيرا هدف از ازدواج را اسلام تقوي، رشد، عفت، دگرسازي بيان كرده است.
وجه دگرسازي بالاتر و برتر از فرزند سازي كه انسان در برابر آنها نيز وظيفه دارد، در كتب معتبره از قول معصومين ـ عليهم السلام ـ نقل شده همانطور كه براي پدر و مادر حقوقي بر فرزند واجب دانستهاند براي فرزند نيز حقوقي را بر پدر و مادر لازم دانستهاند كه از مضامين روايات اهلبيت ـ عليهم السلام ـ استفاده ميشود.
آري حقوق پدر و مادر، حقوق متقابل ميباشد نه حقوق يك طرفي.
لذا پدر و مادرها علاوه بر بعد جسمي كودك بايد بعد فكري و روحي كودك را نيز تغذيه كنند.
مرحله دوم
آنگاه كه ازدواج انجام شد مسئوليت اوليه متوجه پدر است، خود غذاي سالم، حلال و پاك تهيه كند و خود و همسرش مصرف نمايد اين خود يك جهاد الهي خواهد بود.[1]
خوب است كه در آغاز زندگي (يكي دو سال اول) بچهدار نشوند، زيرا نميتوانند شرائط لازم را تأمين كنند و در حين آميزش آمادگي لازم براي فرزندي متعادل پيش نخواهد آمد در هر حال زمينههايي لازم است كه به برخي از آنها اشاره ميكنيم:
1. مرد و زن وضو داشته باشند.
2. مرد و زن آرامش داشته باشند.
3. سرشب نباشد.
4. با شكم پر نباشد.
5. با عصبانيت نباشد.
6. زن در فكر مرد ديگر و مرد در فكر زن ديگر نباشند.
7. از خدا بخواهند فرزند صالحي به آنها عطا شود.
8. با عجله نباشد: مرد و زن هر دو آمادگي لازم را داشته باشند.[2]
9. در فضاي باز (ميان حياط) نباشد.
10. زير درخت سايهدار نباشد.
11. حرف نزنند (مگر ذكر خدا باشد).
12. رو به قبل باشد.
13. قبل از آميزش دو ركعت نماز بخوانند.
14. هر دو تمايل به فرزند داشته باشند.
15. در حال خستگي و بيحالي نباشد.[3]
هركدام از اين امور از نظر علمي هم قابل تحليل است و تأييداتي در كتب اسلامي نقل شده كه ما فقط به ذكر آنها بسنده كرديم و از شرح آنها اغماض ميكنيم.
علاقمندان به كتب مفصلتر بايد رجوع كنند.
مرحله سوم
به محض نقل و انتقال فرزند آينده حاصل شد كار اساسي پدر تمام ميشود و مسئوليتها بر عهده مادر است، فقط پدر بايد زمينههاي مادي و معنوي مادر را به گونهاي مهيا كند كه نيازمنديهاي كودك را بتواند تأمين كند، و مادر نيز بايد به نيازهاي واقعي خود و كودك بيش از همه چيز توجه داشته باشد و به آنها عمل كند.
پدر بايد حداقل از غذاهاي حرام و درآمدهاي حرام دوري گزيندزيرا آنچه به خانه ميآورد و همسرش ميخورد در كودك تأثير دارد، از رفت و آمد به جاهائي كه اطمينان ندارد پرهيز كند و...
اينجا مادر تمام رفتارها، گفتارها، اعمالش تأثير مستقيم يا غير مستقيم روي كودك دارد، چه ميخورد، چه ميآشامد، چه ميگويد، چه كار ميكند، عبادت ميكند؟ معصيت ميكند و... همه و همه در كودك اثر مثبت و منفي دارد، برخي از خوراكيها را اسلام يادآور شده براي تقويت حافظه مؤثر است كه در فصول گذشته بدان اشاره شده ولي آنچه خيلي مهم است بعد معنوي مادر است و توجه او به خداي متعال و ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ است چون ساختمان جسمي و روحي و فكري كودك بنيانش در اين چند ماه پايهريزي ميشود آري نوع غذاها تأثير چشمگير دارند.
مثلاً اينكه مادر در هنگام بارداري نبايد بيهوش شود، دندان بكشد، راديولوژي (عكسبرداري پزشكي) و... انجام دهد، ترس زياد، غم زياد، ضربه ناگهاني و... برايش پيش نيايد، بسياري از اين امور را مؤثر در هوش و حافظه كودك ميدانند.
ناگفته نماند غرض از اين مطالب ايجاد نگراني نيست بلكه زمينه دقت بيشتر است.
مرحله چهارم
بچه كه به دنيا آمد كار پدر و مادر بيشتر ميشود، علاوه بر مراقبتهاي قبلي، مواظبت از كودك نيز افزوده ميشود، كودك ضربات ناگهاني، ترس، رعب بيجا و... نبيند، در سني كه معمولاً كودكان حالات پرسشي به خود ميگيرند و زياد سئوال ميكنند جوابها، حالات لازم را از پدر و مادر بدانند، روش تنبيه و تشويق را آگاه باشند، نيازهاي واقعي (مادي و معنوي) و همه بعدي كودك را تأمين كنند، لباس تميز و نو در كنار توجه به فكر، ايمان و آداب باشد و...
بهترين غذا براي كودك شير مادر است اگر چه مادر روزي 3 كيلو شير، ماست و ميوه و بخورد تا بتواند به بچه شير دهد صرفه واقعي در اين است، براي اينكه مادر بتواند شير به كودك بدهد پيشبينيهاي لازم را اسلام كرده براي قبل از ولادت و بعد از ولادت كه اگر به آنها عمل شود به راحتي كودك را مادر خود شير ميدهد.
اينكه مادرها ميگويند اگر شير بدهيم قيافه، اندام و... بد ميشود اين افكار شيطاني است.
البته هر فردي ممكن است با خوردن يا نوشيدن يك چيزي شير كند كه بايد آن را ابتدا پيدا كرد بعداً آن را براي همسر تأمين كرد...
بررسي نشان ميدهد كه قدر مسلم اين است كه غذاي ملين و آبكي بيشتر بايد استفاده كنند.
كودكان معمولاً در سنين قبل از مدرسه در يك حالتي هستند كه توان تشخيص نياز واقعي خود را ندارند، حتي برخي مواقع گرسنه نيست ولي بخاطر ناراحتي خود، متوجه كردن نظر پدر و مادر، غرغر كردن، خستگي از زندگي يكسان، نگراني روحي و... درهم خوري ميكنند، چيزهايي ميخورد كه براي آنها لازم نيست بلكه او را از نيازمنديهاي واقعي خود بازميدارد، نميتواند وقت نهار، شام و... غذاي كافي و مناسب را ميل كند و يا با علاقه و ميل دروني غذا را بخورد.
پدر و مادر واقعي كسي است كه نيازمنديهاي روحي و جسمي كودك را درك كند و تأمين نمايد، گاه ممكن است با يك امكانات بسيار ساده و كمخرج روحيه شادابي را براي فرزندانشان تهيه كند و نيز با يك غذهاي ساده و معمولي نياز واقعي كودك را تأمين نمايد و برعكس برخي مواقع بهترين امكانات مادي و روحي در اختيار پدر و مادر است و كودك هم استفاده ميكند ولي حالت متعادل جسمي و روحي ندارد.
در اين راستا سخن فراوان است ولي ميخواهيم بگوييم چون بنياد جسمي و روحي كودك در اين ايام شكل ميگيرد دقت بيشتري را ميطلبد تا از روحيه و ساختمان داخلي سالمي برخوردار باشد و در نتيجه زمينهساز انديشه كردن، يادسپاري مناسبي باشد.
در اينجا لازم است تذكر داده شود كه تفريح و بازي سالم و جهتدار و معتدل نيز از نيازهاي واقعي كودك محسوب ميگردد و نبايد او را خيلي در اين رابطه محدود كرد و نه هم خيلي زياد او را آزاد گذاشت.
در اين سنين خوب است پدر و مادر كودك را به روشهاي گوناگون در مسير تفكر، تمركز، تكرار، دقت، نظم، علاقه به علم و پژوهش و... قرار دهند و او را با آرامش كمك كنند تا خو را مقيد به اين روشها كند.
آري تشريح خصوصيات دوستان خوب براي او به مرور لازم است، كه در آينده در شكوفائي ذهني او مؤثر است، دوست بازيگوش، بيعلاقه به درس و مطالعه و... خوب است يا دوست منظم تميز، دقيق، مودب، درسخوان، مؤمن، و... اينها ذرهاي از اقيانوس نكاتي بود كه در اين سن بايد پدر و مادر به فرزندان مثل خوراكهاي جسمي بخورانند.
آري انتخاب مدرسه، معلم، همكلاسي نقش مهمي در شكلگيري حافظه كودك دارد، سرزدن به مدرسه و دقت كردن به تكاليف و درس فرزند، انسان را به نقاط ضعف او آگاه ميكند و جنبههاي مثبت را نشان ميدهد كه بعد انسان ميتواند از نقاط مثبت براي جبران جهات ضعف سود ببرد.
________________________________________ [1] . الكاد علي عياله كالمجاهد في سبيل الله (پيامبر گرامي ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ، وسائل، ج 8، ص121). [2] . وسائل، ج 15، ص 180 و... [3] . اين نكات مضامين روايات بود كه از كتب مكارم الاخلاق و وسائل الشيعه برگزيديم، علاقمندان به مدارك و يا حداقل به كتاب شريف مكارم الاخلاق كه ترجمه شده مراجعه كنند.
بازي، تقويت کننده حافظه
بازيهاي علمي، سرگرميها و حفظ داستانهاي آموزنده به عنوان يكي از سادهترين راههاي وقتگذراني و در عين حال موجب تقويت حافظه ميباشد.
ترديدي نيست كه براي يافتن راه حلها و بازگو كردن نياز به تمركز ذهن و قدرت دقت فراوان خواهد بود و همين باعث ميشود تا ذهن خواب آلوده و خسته به تحرك افتد و از طراوت و شادابي برخوردار گردد و در ضمن معلومات شخص افزوده شود.
در تمام اين بازيها حافظه فعاليتهاي زيادي پيدا ميكند و همين حالت ذهنيات او را از خمودي خارج ميسازد و به اصطلاح تمام قوائي را كه ذخيره كرده وارد عرصه كارزار ميسازد و ضمن مراعات قواعد بازي به نظم و انضباط ذهني خود ميپردازد.
به هر حال در هر بازي متوجه خواهيد شد كه آزادگي را برگزيدهايد و شادي باطني را براي خويش فراهم ساختهايد.
براي تنوع كاوشهاي علمي شما نياز است ورزشهائي پيشنهاد شود تا در مواقع لزوم از آنها سود برده و انديشه خود را پويا سازد.
ورزش براي قدرت تمركز
به يك اتاقي كه در او اشياء گوناگوني هست 3 دقيقه به دقت تماشا كنيد و هرچه در آن هست از نظر رنگ، اندازه، شكل، حالت و... به ذهن بسپاريد سپس به اتاق ديگري برويد و آنچه به ذهن خود ميآوريد روي كاغذ بنويسيد بعد نوشته را با اشياء در اتاق مقايسه كنيد اگر اين كار را چند روز تكرار كنيد متوجه خواهيد شد كه چقدر قدرت تمركز شما تغيير ميكند و اضافه ميشود.
تمرين تمركز
چهره فردي را كه معمولاً او را ميبينيد در نبود او در نظرتان مجسم كنيد آنچه كه از چهره او در ذهنتان كامل نيست در ديدار بعدي كامل كنيد، سپس وقتي كه آن فرد نيست دوباره چهرهاش را در ذهنتان ترسيم كنيد، به اندازهاي تكرار كنيد كه بتوانيد در هر زماني كه خواستيد تمام خصوصيات چهره او را در ذهن ترسيم كنيد.
ورزش چشم
ميگويند هنگام مطالعه به خواب فرو ميرويم به طوري كه كتاب، دفتر به يك طرف و ما هم به سوي ديگر ميافتيم.
شايد زياد غذا، آب خوردهايد بعد مشغول مطالعه شدهايد.
گوياد وقت مناسبي را براي مطالعه انتخاب نكردهايد.
ممكن است آشفته خاطر، نگران و ناراحت بودهايد.
حتماً اهميت درس را درك نكردهايد.
احتمال دارد بعد از صرف غذا شروع به مطالعه نمودهايد.
و... گاهي هم چشمان شما خسته شده كه بايد ورزش چشمي كنيد:
سر را به حالت معمولي نگهداريد نخست با چشم به طرف راست بنگريد بدون اينكه سرتان را تكان دهيد و تا آنجا كه ميتوانيد اشياء طرف راست را نگاه كنيد و آخرين زاويه ممكن طرف راست را بنگريد.
سپس به طرف چپ بدون تكان دادن سر، آنگاه به طرف بالا و بعد هم به طرف پايين وقتي كه چهار مرحله پايان يافت تخم چشمتان را 360 درجه يعني يك دور بچرخانيد بدون تغيير دادن سر و بدن آنگاه چشم را ببنديد و پنج مرحله را در حالي كه چشمتان بسته است انجام دهيد.
حدوداً اين ورزش بايد 4ـ5 دقيقه طول بكشد.
مخصوصاً در مواقعي كه مطلبي را مورد مطالعه قرار دادهايد كه بنظرتان اندكي مشكل ميرسد، بيشتر ورزش چشم را تكرار كنيد و انجام دهيد.
معمولاً آنهائي كه چشمچران هستند، بدون دليل و هدفي به اين طرف و آنطرف نگاه ميكنند، مثل اينكه فردي مرتب حرف بزند، اگرچه بيمعنا و بدون هدف باشد حتماً دهانش خسته ميشود اينگونه افراد هم چشمهايشان خسته ميگردد.
بعد از صرف غذا و قبل از شروع به مطالعه چند لحظهاي دراز بكشيد پاي راست را روي پاي چپ قرار دهيد و چشمهايتان را هم ببنديد، آن گاه فوري بلند شويد زيرا ادامه آن موجب ملالت ميگردد و زمينهساز خواب خواهد بود.
اخيراً محلولي به نام «اي باس» Eye-bath محلول شستشوي چشم ساخته شده كه براي رفع خستگي چشم مفيد ميباشد در مواقعي كه كار چشمي زياد ميكنيد ميتوانيد از آن استفاده كنيد.
آب هويج براي آنان كه مطالعه زياد ميكنند و يا كارشان به گونهاي است كه از چشم زياد استفاده ميكنند خوب است.
محلول چاي پررنگ براي رفع خستگي چشم خوب است.
هرگاه چشم شما به مقدار قابل توجهي در فعاليت به سر برده باشد با بستن چشمها و قرار دادن آن در كف دست آن را استراحت كوتاهي بدهيد، البته نبايد دست با پلك چشم تماس داشته باشد بلكه بصورت گنبدي كوچك روي چشم قرار گيرد، برخي از بزرگان از علماء ديده شده كه در اين هنگام آيةالكرسي را ميخوانند.
اين كار براي مغز و چشم زمينه استراحت مناسبي را مهيا ميكند، و در فرآيند بينائي و تمركز مفيد واقع ميشود.
نگاه كردن به افقهاي دور كه اشياء منوري داشته باشد مانند نگاه كردن به آسمان شبها و توجه كردن به يك ستاره نيز مفيد است.
براي اينكه چشم خسته نشود در هنگام مطالعه و كار كردن به يك نقطه خيره نشويد بلكه گاهي ديده خود را به افقهاي دور متوجه سازيد، روي يك كلمه يا يك حرف نبايد چشم توقف كند بلكه بايد روي چند كلمه، چند جمله و يا يك پاراگرافت تكيه كند.
اگر كلمهاي را از نظر معنا ناآشنا هستيد چندان تكيه نكنيد بعدها به كتب لغت مراجعه نمائيد.
آرنجها را روي زمين بگذاريد و با دست جلوي چشمانتان را بگيريد امّا آنها را باز بگذاريد ولي از رسيدن نور به آنها جلوگيري نمائيد مدت سه دقيقه به همين حالت بمانيد و بدن را آرام سازيد و در تمام اين مدت منظره جالب و دلنوازي (مثلاً غروب آفتاب، طلوع آفتاب، مناظر جنگلي و باغ و...) را در خاطر مجسم كنيد.
پلكها را به آرامي با سرعت زياد به هم بزنيد. (30 بار)
ابتدا به فاصله 5 متري نگاه كنيد بعد به شيئ در فاصله 3 سانتيمتري نگاه كنيد.
اگر در اثر مطالعه يا كمخوابي چشمهايتان قرمز شده و يا احساس خستگي كرديد سه شب هنگام خواب مقداري زرده تخم مرغ را روي پشت پلك چشم بماليد و صبح بشوئيد.[1]
پس از يك مقدار مطالعه پي در پي فراموش نكنيد كه بايد پيوسته نگاه خود را ازكتاب برگرفته و بر روي شيئ در فاصله دور متمركز سازيد اين كار به ياري اعصاب و استراحت ماهيچههاي چشمان شما كمك كرده، ادامه كار خواندن را براي شما بدون احساس خستگي تأمين ميكند.
ورزشهاي عمومي
با انجام برخي ورزشها و تمرينها ميتوان نرمش عمومي بدن را حفظ كرد و نيز از سستي و فرتوتي زودرس بدن جلوگيري نمود، اجراي ورزش به صورت مستمر اگرچه كم در هر سن و سالي هيچ خطري به بار نخواهد آورد البته اين نكته قابل تذكر است كه تمرينها بايد به طور آرام انجام گيرد.
به پشت بخوابيد دستها را روي سينه، بالاتنه را به سمت چپ و پاها را بطرف راست بچرخانيد بعد پاي چپ را از روي پاي راست رد كرده سر كاملاً متمايل به چپ، باز به حال اول برگرديد و حركت را معكوس انجام دهيد (5 بار)
بايستيد و پاها را تا آنجايي كه ميتوانيد از هم بازكنيد نوك پنجهها را بطرف خارج، زانوها كشيده بعد از كشيدن نفس عميق به پهلوي راست خم شويد و نفس را از سينه خارج كنيد و با يك دست پاي خود را بگيريد و دست ديگر به حالت عمودي با گوش سر را به جلو خم و زانوها را تا كنيد اين تمرين را ميتوان روزانه انجام داد، در حين عمليات از نفس صحيح غافل نشويد.
روي زمين بنشيند دستها را روي پا بگذارد آنگاه بالاتنه را طوري به عقب خم كند كه پشت آرام آرام به زمين برسد سپس تنه بدون كمك دستها و پاها بالا آورده شود.
هنگام راه رفتن سر بايد در وضع مناسبي قرار داشته باشد و دستها حركات و گردش منظمي داشته باشند و تمامي وزن ستون فقرات روي آخرين مهرهاي كمر واقع نشود و زانوها از انحناء كافي برخوردار گردند و كف پا بطور مناسب با زمين برخورد نمايد.
ورزش تنفس
يكي از مهمترين وظايف ارگانيزم تنفس كردن است يكي از علتهاي اختلال حافظه كمبود اكسيژن و بدي تنفس كردن است كه حتي دستگاههاي كليه و كبد و قلب و مغز را نيز از اين ضرر بينصيب نميگذارد كه علاوه بر همه اينها ميبايست افزايش بيرويه سوخت و ساز (متابوليسم) بدن جراحات خفيف مراكز تنفسي اسيدها و بازها و حالات و تحريكات عصبي را بر اين عوامل افزود.
يكي از تمرينها مهم يوگا نفس كشيدن از يك سوراخ بيني و بيرون دادن هوا از همان سوراخ بيني است، تمرين بعدي گرفتن همان سوراخ بيني با يك انگشت و دم و بازدم از سوراخ ديگر است.
تجربه نشان داده انرژي بدست آمده از اين تمرين بسيار زياد و قابل ملاحظه است.
اينگونه تمرينها بالندگي و فعال بودن بدن انسان را ميافزايد و زمينه مناسبي براي مطالعه و كارهاي فكري را مهيا ميسازد.[2]
ورزشها بايد مداوم انجام شود، اگر بصورت گهگاهي انجام گردد نتيجه مناسبي را نخواهد داشت همانطور كه در ورزشهاي بدني ديگر نيز چنين است.
مسئله ديگر اينكه بايد ورزشها را در حين كار فكري انجام دهيد تا اثر آن را خود بدست آوريد، البته برخي از تمرينها را ميتوانيد در غير مواقع مطالعه انجام دهيد.
اصولاً بايد انسان خود را مقيد كند به تحرك و جنب و جوش در همه ابعاد، آنان كه فقط در يك بعد تلاش ميكنند فقط به ورزشهائي ميپردازند كه صرفاً براي زيبائي اندام، بلند شدن قد، به وجود آوردن ديگر امور راه خوبي را نميپيمايند.
________________________________________ [1] . نسخه عطار، ص 280، تجربه نيز شده است. [2] . مأخذ 35، ص 140.
پاسخ به چند مطلب
ناگفته نماند همانگونه كه براي پاتولوژي (مرض شناسي) مادي نياز به حضور بيمار نزد پزشك است تا پس از گفت و شنود و آزمايشات لازم جهات غير متعادل (آنرمال) بيمار را تشخيص دهد، براي بيماريهاي روحي (پسيكولوژي) و درمان آن (پسيكوتراپي) نيز اين موضوع لازمتر است تا روانپوي بتواند پس از تستهاي لازم درد را تشخيص دهد و راه درمان و پيشگيري آن را ارائه دهد.
ما در اين بخش بطور گذرا به برخي سئوالات در رابطة بييادي و يا كميادي و نيز عوامل تقويت حافظه و زمينههاي مرتبط با آنها پاسخ بسيار كوتاهي داريم اميد است مفيد واقع شود.
از خداي متعال عاجزانه ميخواهم كه اين اندك تلاشم را پذيرا باشد.
1ـ خواهر ـ ز ـ كرامتي
اينكه شما مطالب درس را خوب ميفهميد امّا زود فراموش ميكنيد شايد:
1. در هنگام شنيدن زمينههاي لازم را براي تداعي فراهم نميكنيد.
2. تكرارتان ناهمگون با روش صحيح است.
3. فهميدن شما جملهاي است نه كلي نسبت به درس.
4. در هنگام شنيدن افكار ديگري نيز شما را به خود متوجه ميكند.
5. در هنگام شنيدن به گونهاي گوش نميدهيد كه قصد داشته باشيد آن را بعداً به ديگران منتقل كنيد و يا تمام نكات درس را نفهميدهايد.
6. حافظهتان حساس نيست.
7. درس برايتان اهميت كافي ندارد.
8. قدرت استخدام مطالب از ذهن را نداريد.
2ـ تهران خ احمدي
اينكه شما در هنگام مطالعه خوابتان ميبرد ممكن است يكي از عوامل زير موجب گردد:
1. كُند مطالعه ميكنيد.
2. روي يك حرف، كلمه، جمله زياد تكيه ميكنيد.
3. كلمهاي از مطلب مورد مطالعه را خوب نميفهميد.
4. فكرتان به امور غير مطالب كتاب زياد متوجه است.
5. زياد خيالپروري و وهمپردازي داريد.
6. خسته هستيد.
7. تازه از سر سفره غذا برخاستهايد.
8. از چشم خود زياد استفاده كردهايد و چشم خسته شده و ورزش چشمي هم نكردهايد.
9. مطلب مورد مطالعه شما سخت و نامفهوم است.
10. سستي در بيشتر اعضاء بدنتان بوجود آمده است.
11. دستگاه گوارشتان منظم كار نميكند.
12. از اراده قوي برخوردار نيستيد.
براي هر كدام از عوامل فوق در لابلاي همين كتاب مطالبي را نگاشتهايم اگر بدانها عمل كنيد مسئله و مشكلتان به ياري خدا حل خواهد شد.
3ـ ح حميدي يزد
خوردن قرصهاي ضدخواب و يا قهوه و... براي خواب نرفتن...
بله، اصولاً هر كاري كه برخلاف روند طبيعي بدن باشد و به بدن ضرر برساند از نظر شرعي و رواني ناشايست است زيرا اگر شما به عواملي كه ذكر كرديم دچار خستگي شدهايد بايد از راه طبيعي خستگي را برطرف سازيد.
روانپزشكان معتقدند كه اينگونه مواد اگرچه در برخي مواقع ممكن است ضرري نزند اگر انسان استفاده كند ولي استمرار بر اينگونه مواد ضد خواب مضراتي به بار خواهد آورد از جمله ايجاد رعشه، اضطراب، رنگپريدگي، سستي ماهيچهها و... ميگردد.
پس شما بهتر است از روشهاي طبيعي و معنوي سود ببريد مثلاً با ايجاد علاقه و تقويت اراده و برداشتن زمينههاي خستگي به همين مسئله ميتوانيد دست بيابيد.
4ـ رشت، خ ـ د
ميزان خواب براي ما چقدر ضرورت دارد؟
بطور كلي خواب براي انسان بستگي به خستگي روحي، مخصوصاً جسمي دارد هرچه فعاليت جسمي بيشتر باشد نيازش به استراحت و خوابيدن پي در پي بيشتر است ولي تلاش فكري استراحت پيوسته و زياد لازم ندارد و با يك استراحت ناپيوسته و كوتاه خستگي برداشته ميشود.
از آن سوي سن جواني و نوجواني انسان نياز بيشتري به خواب دارد ولي آنچه كه از كاوش دانشمندان برميآيد خواب 5ـ6 ساعت ضروري و بيش از 9 ساعت غيرلازم و اضافي است، البته نياز به خواب و احساس خستگي فرق دارد كه بايد به كتب مفصلتر مراجعه كنيد.
اديسون شبانه روز 20 ساعت كار ميكرد.[1]
چرچيل 16 ساعت شبانهروز كار ميكرد.[2]
برخي هم هستند در روز 7ـ8 ساعت كار ميكنند و بقيهاش را خوابيدهاند و يا به بيكاري وقت خود را صرف ميكنند و يا در شركت ايران ول و مجتمع مهندسان آسفالت و موزائيك ساب به كار ساييدن آسفالت و موزائيك كوچه و خيابانها مشغولند، و به شغل خيابان پيمائي، پياده روسائي، آدم شماري و... ميپردازند، كه همين گونه كارها موجب خستگي روحي ميگردد.
5ـ كرج ـ ح ـ م
... چرا معمولاً افرادي كه رنگ ديني و معنوي آنها كم است از استعداد خوبي برخوردارند و افراد متدين نه؟
اين يك ادعاست كه شما ميگوئيد زيرا در بين افراد متدين استعدادهاي قوي و كارآمدي وجود داشته و دارد اگر قبول نداريد به كتبي كه در رابطه با مخترعين و مكتشفين بزرگ تاريخ نگاشته شده است مراجعه كنيد.
شايد برخي افراد متدين بخاطر اميد زياد به خدا و لطف او (كه اين مقدار نكوهيده است) تن به كار و درس و تفكر نميدهند طبيعي است سرانجام و برآيند كارشان همين خواهد بود.
اينكه ميبينيد معمولاً افراد بيدين بيتعهد و نامسئول زمام امور ممالك را در دست دارند براي اين است كه آنها هيچ تعهدي را ندارند و هرچه دستور بدهند انجام ميدهند و لذا زمامداران و استعمارگران براي حفظ خود آنها را بكار ميگمارند و افرادي كه حاضر نميشوند به حقوق ديگران براي حفظ نظام تجاوز كنند ارج و بهائي نميدهند و حتي نميگذارند آنها از نظر استعداد و انديشه رشد كنند، شايد هماكنون نيز در بين معلمان، متخصصان و فنيها كساني باشند كه از زمينهسازي براي رشد و بالندگي افراد متدين اكراه دارند، زيرا هدفشان اين است كه قدرت و موقعيت اجتماعي را بدست افراد متعهد نسپارند.
آري با وجود زمينه مساعد بايد افراد متدين و مؤمن كه مسئوليت تعليم و تربيت و پرورش جامعه را برعهده دارند زمينه بهتر و بيشتري براي رشد افراد متدين مهيا نمايند و اسلحه علم و تكنولوژي را به افراد بيدين و نامسئول نسپارند كه سرانجام مورد لعن و نفرين خدا و ملائكه و انبياء ـ عليهم السلام ـ و ائمه ـ عليهم السلام ـ و شهدا ـ اعلي الله مقامهم ـ و نيكان قرار ميگيرند.
________________________________________ [1] . مأخذ 5، ص 98. [2] . مأخذ 5، ص 98.
رابطه معلم و شاگرد
در پايان لازم است نظر خوانندگان عزيز را به يك نكته جلب نمود:
انسان در آغاز خلقت هيچ نميدانست و پاي به عرصه دنيا نهاد.[1]
عوامل گوناگوني در مسير فكري، جسمي او دست به دست هم دادند تا پس از گذشت چند سالي قدرت درك و فهم و شعور پيدا كرد.
نخستين آموزگار انسان پدر و مادر است كه خداي متعال و در روايات معصومين ـ عليهم السلام ـ براي آنان حقوق گوناگوني منظور كرده است و اگر انسان بخواهد به سعادت ابدي نائل گردد لازم است نهايت دقت و توجه را به آنان نموده و در حد توان احترام لازم و كافي را به جاي آورد، كه خود بحث مفصلي دارد و اين مختصر امكان آن مفصل را ندارد.
يكي ديگر از كساني كه به انسان حق ويژهاي دارد معلم است، بنياد فكري، علمي هر انساني در گرو تلاشهاي معلمين است.
اگر جامعه بخواهد از ارزشهاي فكري، مادي، معنوي، هنري، صنعتي و... برخوردار باشد بايد معلمين و مربيان كارآمد و پركاري را داشته باشد.
اگر جامعه بخواهد به سعادت برسد بايد به مقام معلم و آموزگار ارج نهد و او را با تمام وجود مورد مراقبت قرار دهد تا با فكري آرام و انگيزهاي قوي به تدريس و تربيت آيندهسازان جامعه اهميت گمارد.
اگر انسان بخواهد در زندگي جهشي و بالنده كار كند، تحصيل كند، هنر بياموزد، صنعت و حرفه بياموزد و پيشرفت فوقالعاده داشته باشد بايد در پرتو هدايتهاي واقعي و علمي معلم گام بردارد، به جهت اهميت و نقش مهم معلم در بارور نمودن افكار جوانان لازم است در اينجا توجه شما برادر و خواهر گرامي را به اهميت مقام معلم و آموزگار در فرهنگ اسلام جلب كنيم تا رعايت بيشتري نموده و ثمرات زيادي عايدتان گردد و در مسير يادداري موفقتر گرديد.
اگر معلمي با دانشآموزي دوست شود، دانشآموزي نسبت به معلم احترام گذارد، با ادب سخن گويد, براي او ارج قائل باشد، طبعاً معلم كليد يادگيري علوم را به او هديه خواهد كرد، اشكالات روشي او را به وي گوشزد خواهد نمود، روشهاي زوديابي، سريعفهمي را به او نشان خواهد داد.
اگر ارتباط معلم با شاگرد، و شاگرد با معلم يك رابطه دوستانه و قلبي و واقعي باشد براي معلم و دانشآموز نتيجه بخشتر خواهد بود، كاستيهاي علمي، فكري و روشي دانشآموز را معلم بطور شايسته تذكر خواهد داد و معلم هم از آنسوي از تلاشش آسوده و مسرور خواهد بود.
گاه يك تذكر و اشاره معلم در يك درس يا يك علم دانشآموز را جهشي بسوي موفقيت رهنمون ميكند.
اگر محصلي بتواند قلب معلم را با خود نزديك كند، محبت واقعي خودش را در دل معلم جاي دهد، معلم را پناه مشكلات و نارسائيهاي زندگي خود تصور كند، او را واقعاً دوست بدارد، نسبت به او احساس كوچكي و تواضع نشان دهد و او را يار خود بداند، در رشد فكري و علمي او خيلي تأثير دارد.
آري برخي معلمين ممكن است از نظر تعهد و تدين ضعيف باشند ولي از نظر علمي، تجربه برتري داشته باشند انسان بايد از همان بعد علمي با آنها ارتباط قوي داشته باشد.
اسلام ميگويد:
علم را اگرچه از پيروان گمراه باشد بياموزيد.[2]
علم اگرچه از منافق باشد بياموز.[3]
كاري نكن كه منافق و گمراه علمش را از تو دور كند و بطور فرماليته درس بدهد. آري به او احترام انساني بگذار، احترام كوچك به بزرگ نما، احترام دانشآموز به معلم نما، و علم او را خوب دريافت كن و در مسير افراد متدين و متعهد بكار ببر.
بله او را از همه جهاد الگو براي خود قرار نده ولي روشي را هم برنگزين كه داشتهاي ذهني خود رااز تو برگيرد يا به اندازه كافي در اختيارت قرار ندهد.
برخي معلمين را ديدهايد كه با افراد ضد دين و بيتدين و... خيلي گرم نميگيرند ولي به بچههاي انقلابي و حزب اللهي ارزش قائل نيستند چون آنها به قول شما چاخام كيد، تملق مگويند و... ولي شما نميخواهيد به اين گونه افراد بهائي بدهيد زيرا كه با مكتب شما بيتوجه هستند.
نه برادر و خواهر عزيز من و شما وظيفه داريم نسبت به معلم احترام خاصي قائل شويم اگرچه متدين نباشد.
البته ما نميخواهيم بگوئيم آنان مقصر نيستند ولي ما بايد وظيفه الهي خود را انجام دهيم خداوند متعال هم در دل آنان از طريق قوه وجدان و عقل نه از ناحيه دين زمينهاي را بوجود خواهد آورد.
و اتفاقاً از آنسوي معلمين متدين هم با دانشآموزاني كه از نظر مذهبي تقيدي ندارند بيتوجهند در صورتي كه هر دو گروه اشتباه ميكنند هم معلمين و هم دانشآموزان متدين، معلمين متدين بايد از ابزار علمي كه در اختيار دارند افراد غيرمتدين را تشويق به دينداري كنند و دانشآموزان متدين معلمين غيرمتدين ولي آشنا به يك علم و يا علوم را احترام كنند تا از علم آنها سود جويند و فردا بتوانند خدمت بهتري به جامعه اسلامي نمايند.
شما ديدهايد برخي از معلمين غيرمتعهد و نامتعهد با همان ابزار علم خود دوستان شما را به عقايد و افكار خود ميكشانند شما هم بايد از اين روش بيش از گذشته بهره جوئيد.
آري معلم هم بايد بداند كه فكر جواناني كه در اختيار اوست در برابر آنها از نظر عقلي، شرعي و دنيوي، اخروي مسئوليت دارد اگر 10 دقيقه از وقت كلاس را هدر دهد در اصل 10 دقيقه از 40 نفر را از بين برده و خود چندين ساعت ميشود و به همين مقدار خيانت كرده است.
آري با اين روشهاي اسلامي ميتوانيد علاقه واقعي خود را در دل معلم قرار دهيد و در نتيجه هم رضاي خدا را تأمين كرده و هم توجه معلم را به خود جلب نموده و نيز در درس هم موفقتر خواهيد شد.
1. به معلم سلام كن[4] اگرچه معلم گذشته بود و چنانچه فرد ديگري هم بود بگو ايشان معلم... من بوده و يا هستند و از صفات نيكش بازگو كن.
2. در هنگام نگاه كردن به گونهاي باش كه او احساس نكند با بيادبي و يا تحقير به او مينگري (عن علي ـ عليه السلام ـ، بحارالانوار، ج 2، ص 43).
3. وقتي معلم سخن ميگويد حرف او را قطع نكن.
4. در گفتارت آنگونه باش كه او بفهمد وي را دوست داري. 5. در رفتارت آنطور باش كه بيانگر احترام و علاقه به او باشد.
6. اگر توانستي گاه گاهي به او هديه بده.
7. وقتي او تو را نصيحت ميكند گوش كن و دقت نما بگونهاي كه احساس كند توجه به حرفش داري.
8. دربرابر معلم تواضع داشته باش.
9. صدايت را بر معلم بلند نكن.
10. از رفتار و كردار (بحق) معلمت دفاع كن (اگر برايت مقدور بود)
11. وقتي نزد معلم هستي بگذار او سخن بگويد و از اندوختههاي علمي و تجربي او سود ببر.
12. با معلم در مسائل علمي فكري لجاجت نكن.
13. اگر معلم مريض شد به عيادت او برو.
14. اگر براي او گرفتاري پيش آمد او را در حد توان ياري كن.
15. عيوب معلمت را بپوش (در جائي كه نتيجه ندارد).
16. صفات نيكش را بازگو كن.
17. دشمن معلمت را نزد او تعريف نكن و دوست دشمن او نباش.
18. از تعريف و تمجيد معلم دوري نكن كه براي تو مفيد است. (البته در حد متعادل باشد)
19. معلم را دوست خود بدان (اگر متعهد و متدين باشد).
20. اگر اشكالي در معلم بود (جرأت نكردي، خجالت كشيدي و...) نامهاي بنويس و پس از تشكر از زحمات او و ذكر صفات نيكش آن كاستي او را به او تذكر بده البته بدون مشخصات خود و حتي خط ديگري باشد كه ايجاد مشكل نكند.
بدانيد معلم هم يك انسان است، خطا دارد، اشتباه دارد، ممكن است صفات زشتي از خانه يا جامعه در او رسوب كرده باشد ولي بخاطر برخي از بديهاي او نبايد از مقام معلم بودنش غفلت داشته باشي.
بلكه از صفات نيك او براي پالايش صفات زشتش بهرهبرداري كني.
اگر معلم احساس كند شما دوست واقعي او هستيد او نيز در مواقع حساس شما را ياري خواهد كرد و نيز شما هم به رشد و بالندگي يك انسان همت گماشتهايد كه در برابر خداوند متعال اجر چشمگير خواهيد داشت.
در پايان از شما برادر و خواهر گرامي تقاضا دارم كه نظرات و پيشنهادات و انتقادات خودت را برايم بفرست تا شايد در اين گامي كه برداشتهام نتيجه بهتري برگيرم.
________________________________________
[1] . «وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ»، (نحل، 78). [2] . اطلبوا العلم و لو من... (كافي، ج 1، باب علم). [3] . اطلبوا العلم و لو من... (كافي، ج 1، باب علم). [4] . اين نكات مضامين روايات است كه بخاطر اختصار از ذكر عبارات عربي اغماض كرديم.
مآخذ و مدارك كتاب
1. اصول كافي
2. آداب تعليم و تربيت
3. اسرار تندرستي
4. اعجاز خوراكيها
5. آئين زندگي
6. بحارالانوار
7. بزهكاران
8. تحف العقول
9. تاريخ الحكماء
10. تفسير البرهان
11. تفسير الميزان
12. تأثير موسيقي بر اعصاب و روان
13. پنجاه و هفت درس براي تقويت حافظه
14. الخصال
15. خزائن نراقي
16. خودسازي
17. چگونه اراده خود را تقويت كنيم؟
18. داستانها و پندها
19. روضات الجنان
20. رساله ذهبيه
21. راز موفق زيستن
22. روانشناسيمان
23. راز كاميابي مردان بزرگ
24. روانشناسي نوجوان
25. رمز پيروزي مردان بزرگ
26. رمز ترقي
27. زي طلبگي
28. زندگي خواجه نصيرالدين طوسي ـ رحمة الله ـ
29. سيماي فلاسفه شرق
30. سفينة البحار
31. سيماي جوانان
32. سيماي فرزانگان
33. شيخ عباس قمي مرد علم و تقوي ـ رحمة الله ـ
34. شرح نهج البلاغه (مصطفي زماني)
35. صدور يك برنامه زندگي
36. علاج النسيان
37. عقدههاي رواني
38. علم موفق زيستن
39. غرر الحكم
40. فروع كافي
41. فلاح السائل
42. فوائد الرضويه
43. قصص العلماء
44. قرآن مجيد
45. كشف الغمه
46. مفاتيح الجنان
47. ميزان الحكمه
48. مكارم الاخلاق
49. المراقبات
50. المحاسن
51. منية المريد
52. مردان علم در ميدان عمل
53. مجموعه مقالات
54. مغز متفكر شيعه
55. مباحث عمده در روانپزشكي
56. نهج الفصاحه
57. نقش اولياء
58. نسخه عطار
59. نهج البلاغه
60. وسائل الشيعه
توجه و تذكر
برخي از منابع را به عللي كه در مقدمه ذكر كردهايم در پاورقيها نامي از آنها برده نشده و فقط به شماره مندرج در اين فهرست بسنده كردهايم.







