کتابخانه:مروارید عفاف: تفاوت بین نسخهها
(←پیشگفتار) |
(←وسوسههای شیطانی) |
||
| سطر ۸۶: | سطر ۸۶: | ||
شیطان با همه ارزشهای الهی مخالف است و از گسترش گناهان و زشتیها استقبال میکند و در این راه از هر ابزاری بهره میگیرد. شیطان با بررسی روحیه افراد، باورهای انحرافیاش را به شیوههای گوناگون عقیدتی، اخلاقی، سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی به آنان القا میکند. باید دانست گناهان کلیدی نزد شیطان، اولویت دارند؛ زیرا این نوع زشتیها سبب اشاعه گناهان میگردد. شیطان از یک طرف دریافته است که صلاح و فساد زن در صلاح و فساد اجتماع نقش چشمگیری دارد و از طرف دیگر میداند که زنان به خودنمایی نزد دیگران علاقهمندند و این خودنمایی هم در اشاعه گناهان نقش کلیدی دارد. شیطان چنان در این مأموریت خود موفق عمل کرده است که برخی زنان باور کردهاند چنین معصیتهای آشکاری، شاخص روشنفکری و نشانه پیشرفت است. | شیطان با همه ارزشهای الهی مخالف است و از گسترش گناهان و زشتیها استقبال میکند و در این راه از هر ابزاری بهره میگیرد. شیطان با بررسی روحیه افراد، باورهای انحرافیاش را به شیوههای گوناگون عقیدتی، اخلاقی، سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی به آنان القا میکند. باید دانست گناهان کلیدی نزد شیطان، اولویت دارند؛ زیرا این نوع زشتیها سبب اشاعه گناهان میگردد. شیطان از یک طرف دریافته است که صلاح و فساد زن در صلاح و فساد اجتماع نقش چشمگیری دارد و از طرف دیگر میداند که زنان به خودنمایی نزد دیگران علاقهمندند و این خودنمایی هم در اشاعه گناهان نقش کلیدی دارد. شیطان چنان در این مأموریت خود موفق عمل کرده است که برخی زنان باور کردهاند چنین معصیتهای آشکاری، شاخص روشنفکری و نشانه پیشرفت است. | ||
| − | + | هر کسی با کمترین واقعبینی، به سرعت درمییابد که هوسرانی نه تنها نشانه روشنفکری و متمدن بودن نیست، بلکه قلب را تاریک و عقل را ضعیف میسازد و جز از وسوسههای شیطان و نفس اماره برنمیخیزد. بیحجابی، نتیجه متمدن بودن نیست، بلکه در غرایز جنسی و ضعف باورهای دینی ریشه دارد. | |
====سرزنش دیگران==== | ====سرزنش دیگران==== | ||
نسخهٔ ۱۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۲۱
مروارید عفاف (کاوشی در حیا ، غیرت و حجاب ) http://download.ghbook.ir/download.php?id=4706&file=3372-fa-morvarid-efaf.pdf
مشخصات کتاب عنوان و نام پدیدآور : مروارید عفاف (کاوشی در حیا ، غیرت و حجاب / مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما مشخصات نشر : [تهران : مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، ۱۳8۶. مشخصات ظاهری : ص ۱۵۲ وضعیت فهرست نویسی : فهرستنویسی قبلی یادداشت : کتابنامه بهصورت زیرنویس توصیفکر : با همکاری دفتر امور زنان و خانواده سازمان صدا و سیما موضوع : عفت -- جنبههای مذهبی --- اسلام شناسه افزوده : دهقان محمدصادق ویراستار رده بندی کنگره : BP۲۵۰/۵۵/الف۷م۴ رده بندی دیویی : ۲۹۷/۶۳۲
محتویات
- ۱ دیباچه
- ۲ پیشگفتار
- ۳ فصل اول: بایستههای پوشش و عوامل بیحجابی
- ۴ فصل دوم: تأثیر حیا بر پوشش بانوان
- ۵ فصل سوم: ضرورتها و بایستههای غیرتمداری
- ۶ فصل چهارم: عوامل مؤثر در سست شدن فرهنگ حجاب و پیآمدهای آن
- ۶.۱ تبیین نشدن فرهنگ ناب اسلامی
- ۶.۲ تبیین نشدن فرهنگ حجاب در جامعه
- ۶.۳ بالا رفتن سن ازدواج
- ۶.۴ نبود ساختار صحیح برای اجرای امر به معروف و نهی از منکر
- ۶.۵ کاستی در معرفی الگوها
- ۶.۶ کمرنگ شدن نقش خانوادهها
- ۶.۷ تلاش ناکافی در ایجاد محیط سالم اجتماعی
- ۶.۸ ناآشنایی با فلسفه حجاب
- ۶.۹ مهمترین آسیبها و پیآمدهای بیحجابی
- ۷ فصل پنجم: بایستهها و راهکارهای ترویج فرهنگ حجاب
- ۷.۱ آموزش حجاب در مدارس
- ۷.۲ تشویق
- ۷.۳ فعالیتهای علمی، فرهنگی و هنری
- ۷.۴ تقویت فرهنگ غیرت
- ۷.۵ نظارت بر رسانههای جمعی
- ۷.۶ فعالیت قوای سهگانه
- ۷.۷ احیای امر به معروف و نهی از منکر
- ۷.۸ معرفی پوششهای متناسب
- ۷.۹ تقویت باورهای دینی با احیای فرهنگ ناب اسلامی
- ۷.۱۰ باطنگرایی و سیرتگرایی به جای صورتگرایی
- ۷.۱۱ معرفی و شناساندن الگوهای زن مسلمان
- ۷.۱۲ توجه دادن به مسئولیت انسان در برابر اعمال خویش
- ۷.۱۳ بازنمایی مصونیتها و فواید حجاب
- ۸ فصل ششم: سخنی با زنان و دختران مسلمان
- ۹ فرجام سخن
- ۱۰ فهرست منابع
دیباچه
بیتردید، عقاید مردم، شالوده، بنیان، زیرساختهای اجتماعی و در پی آن عامل شکلگیری فرهنگ جوامع است که در قالبهای گوناگون بروز و ظهور اجتماعی مییابد. در این میان فرهنگ عفاف و حجاب نیز متأثر از این رویکرد است که به شکل فعلی نمود عملی یافته است. صاحبان رسانه و وسایل ارتباط جمعی، بیشترین توان و ابزار را در اختیار دارند تا با تصمیمگیری و برنامهریزی در این حوزه، وارد عمل شوند. اینک که امپریالیسم غرب با هجمه گسترده خود، از راههای گوناگون، عناصر غیرفرهنگی و ضد دینی را به اذهان خام تزریق میکند، رسانههای فرهنگی به ویژه رسانه ملی، میتواند با هماهنگی و برنامهریزی و همسویی سیاستها و تولیدات رسانهای، به شکلی شایسته به مقابله با انحطاط اذهان عمومی به ویژه در زمینه عفاف بپردازد و هدایت فکری جامعه را به دست گیرد. از این رو، دست اندرکاران امور فرهنگی باید در برنامهریزیهای خود بیش از هر چیز، به شناخت ضرورت حفظ عفاف و حجاب توجهای ویژه داشته باشند؛ زیرا رعایت حجاب به عنوان یک پوشش ظاهری و عفاف، به عنوان جمال باطنی، برای حفظ و صیانت گوهروجودی فرد و به عنوان یک حکم الهی، ضروری است و بدیهی است سلامت اجتماع و خانواده، با رعایت و حفظ حریمهای دینی، ارتباط مستقیم دارد. بر مبنای این اصل، دفتر امور زنان و خانواده، وظیفه خود میداند با تکیه بر پشتوانه اعتقادی و بهرهمندی برنامهسازان محترم و اهتمام ویژه آنان به این امر، با سفارش و همکاری در تهیه این نوشتار، تأکید بیشتری بر نقش مؤثر و مهم برنامهسازان ارجمند رسانه داشته باشد. همچنین به تبیین چگونگی عفاف و حجاب در امر برنامهسازی و حفظ حدود و مرزهای عفاف و حجاب و تأثیر مثبت این مهم بر افکار مخاطبان بپردازد. افزون بر این، برخی آسیبها و ناهنجاریهای اجتماعی و خانوادگی و بحرانهای ناشی از چشمپوشی از این نماد عزت و سرافرازی را بیان دارد. امید است که از آن بهره وافی برده شود. دفترامور زنان و خانواده سازمان صدا و سیما
پیشگفتار
از دیدگاه اسلام، زن شخصیتی شایسته و رسالتی الهی دارد که میتواند با پیمودن مدارج کمال، به مراتب عالی انسانیت بار یابد و مصداق تحقق فلسفه خلقت؛ یعنی جانشینی خدا گردد. زن، مربی بشر است و میتواند با تربیت فرزند صالح، امتی را از گمراهی رهایی بخشد. جایگاه والای زن میطلبد که این گوهر آفرینش در صدف حجاب قرار گیرد تا ارزشهای انسانیاش محفوظ بماند. فلسفه نگهبانی و پوشش اشیا، ارزش آنهاست و هر قدر افزایش یابد، درصد محافظت از آنها بیشتر میشود. حجاب، خیمه عفاف بانوان است و ایمان به خدا و ترس از آخرت از مهمترین پایههای حجاب بهشمار میروند. وقتی زن به علم و حکمت خدای تعالی ایمان بیاورد و بپذیرد احکامی که برای انسان تشریع شده است، آثار مثبتی دارند، از حکم الهی درباره حجاب استقبال میکند. شناخت آثار زیانبار خودنمایی زن، مکمل آگاهیهایی است که از آن سخن خواهیم گفت. پوشیدگی زن، نماد تقوای اوست. وقتی زن، تقوای جنسی را رعایت کند و خود را بپوشاند، وعدههای الهی درباره پرهیزکاران، درباره او نیز محقق میشود. غلبه بر هواهای نفسانی و چشمپوشی از لذتهای حرام، به انسان، هیبت و وقار میبخشد. بهصورت ناخودآگاه، برخورد مردان با زنانی که پوشش نامناسبی دارند، برخوردی شهوانی و ابزاری است، ولی برخوردشان با زنان پوشیده، برخوردی همراه با احترام و تکریم قلبی است. نوع پوشش زن، معرّف شخصیت عفیف یا هوسانگیز اوست که موضعگیری مرد را در برابر او مشخص میکند. در حقیقت، حجاب زن، جهاد اکبر اوست. امنیت و آرامش خاطر نیز از آثار حجاب اسلامی است. انسان در پناه محافظ، احساس آرامش بیشتری دارد. پوشش اسلامی نیز نگهبان زن است و به زن آرامش میبخشد. هرچه این پوشش کاملتر شود، درصد امنیت و حفاظت زنان بالاتر میرود. سختی حجاب، حق بیمهای است که زن، برای تأمین سلامت خود میپردازد؛ زیرا پوشش، مانع نفوذ هوای نفس و نگاههای آلوده و افکار فاسد به حریم پاک زنان میگردد و زیباییها و ظرافتهای جسمانی آنان را نیز از گزند سرما، گرما و آلودگیهای هوا حفظ میکند. پوشش، سدّی بزرگ در برابر تهاجم فرهنگی غرب است. اگر قلعه مستحکم حجاب زن مسلمان، فتح شود، راه بردگی جامعه اسلامی هموار میگردد. در حقیقت، حجاب دینی، پادزهر تهاجم فرهنگی غرب است.
همچنین، پوشش زنان در کاهش مفاسد اجتماعی نقش مؤثری دارد. زن و مرد همانند دو سیم برق هستند که نبود عایق میان آنها آتش بیعفتی را شعلهور میسازد و ارزشها را میسوزاند. تا وقتی بانوان، خود را از دید چشمهای حریص مردان میپوشانند، دریای نفس آنها آرام است، ولی وقتی به جلوهگری دست میزنند، اضطراب روحی و نابسامانی روانی خود و برای مردان فراهم میآورند. حجاب، ارزشی است که رعایت آن، زنان را چون گوهری در درون صدف از شر آسیبها مصون میدارد. کسانی که از توجه به شخصیت حقیقی و باطنی و کمالات روحی خود غفلت میورزند، به تدریج، زمینه لازم را برای انحطاط و ابتذال خود فراهم میسازند. خودنمایی و خودآرایی در صحنه اجتماع، به شخصیت ارزشمند زن آسیب وارد میسازد. با وقار بودن دختر و رعایت کردن حریم میان مَحْرم و نامَحْرم به او اصالت میبخشد و او را در دیدگان همه بزرگ و محترم میگرداند. در آموزههای اسلامی و روایتهای اهلبیت علیهمالسلام، به ارزش و اهمیت عفت و پاکدامنی، بسیار تأکید شده است، چنانکه در حدیثی میخوانیم: «أَفْضَلُ الْعِبادَةِ العِفافُ؛ پاکدامنی، بهترین عبادت است.»1 کافی، ج 2، ص 79. 2 . نهج البلاغه، حکمت 474. 3 .
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میفرماید: ما الْمُجاهِدُ الشّهیدُ فی سَبیلِ اللّهِ بِأَعْظَمَ أَجْرا مِمَّنْ قَدَرَ فَعَفَّ لَکادَ الْعَفیفُ أَنْ یَکُونَ مَلَکا مِنَ الْمَلائِکَةِ.2 اجر رزمنده شهید راه خدا، بالاتر از اجر کسی نیست که قدرت، بر خلاف عفت داشته، ولی عفت خود را حفظ کرده است. به حقیقت که فرد عفیف، نزدیک است که فرشتهای از فرشتگان باشد. همچنین در روایات اسلامی در اینباره آمده است: أَوَّلُ مَنْ یَدْخُلُ الجَنَّةَ رَجُلٌ عَفیفٌ متَعَفَّفٌ ذُو عِبادَةٍ. بحارالانوار، ح 71، ص 273
نخستین کسی که وارد بهشت میشود، فرد عفیفِ پاکدامن و اهل عبادت بوده است. عفت و پاکدامنی، پیآمد نیکوی تقوای الهی و مایه ارزش معنوی و قرب خداوندی است که در هر جامعهای نشانه شخصیت و عامل سعادت و مایه منزلت اجتماعی است. در پایان از رهنمودهای ارزنده سرکار خانم سلیحی و کارشناسی شایسته سرکار خانم زندی سپاسگزارم. امید که این اثر روزی به کارمان آید که «لاینفع مال و لابنون الا من اتی الله بقلب سلیم».
فصل اول: بایستههای پوشش و عوامل بیحجابی
اشاره
انسان در پناه محافظ، احساس آرامش میکند. پوشش اسلامی نیز نگهبان زن است و به او امنیت و آرامش میبخشد. پس هر چه این پوشش کاملتر شود، درصد امنیت و حفاظت زنان بالاتر میرود. زحمت حجاب، حق بیمهای است که زن برای تأمین سلامت خود میپردازد؛ زیرا حجاب، مانع جریان یافتن هوای نفس و نگاههای آلوده و فسادآمیز، به حریم پاک زنان میشود. پوشش، سدّی بزرگ در برابر تهاجم فرهنگ غرب است. جایگاه والای زن میطلبد که این گوهر آفرینش، در صدف حجاب قرار گیرد تا ارزشهای انسانیاش در امان بماند. فلسفه نگهبانی و پوشش اشیا، ارزش آنهاست و هر قدر این ارزش بالاتر باشد، نسبت نگهداری آنها نیز بیشتر میشود.
پوشیدگی زن، نماد پرهیزکاری اوست. وقتی زن تقوای جنسی را رعایت کند و خود را بپوشاند، وعدههای الهی که برای پرهیزکاران داده شده است، درباره او نیز محقق میشود. در واقع، چیرگی بر هواهای نفسانی و چشمپوشی از لذتهای حرام، به انسان هیبت و وقار میبخشد. به صورت ناخودآگاه، برخورد مردان با زنانی که پوشش ناقصی دارند، برخوردی شهوانی و ابزاری است، ولی برخوردشان با زنان پوشیده و با حجاب اسلامی، برخوردی همراه با احترام و تکریم قلبی است. نوع پوشش زن، معرّف شخصیت عفیف یا هوسانگیز اوست که موضعگیری مرد را در برابر او مشخص میکند. تا وقتی بانوان، خود را از دید چشمهای حریص مردان میپوشانند، دریای نفس آنها آرام است، ولی وقتی به جلوهگری دست میزنند، تلاطم روحی و نابسامانی روانی را برای مردان فراهم میآورند.
پرهیز از تحریک مردان
خداوند در آیهای از قرآن مجید، حکم و حکمت حجاب را چنین بیان میکند: یا اَیُّها النَّبِیُّ قُلِ لأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنین عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلابیبِهِنَّ ذلکَ أَدْنی أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ و کانَ اللّهُ غَفورا رحیما.(احزاب:59) ای پیامبر! به زنان و دختران خود و به زنان مؤمنان بگو که روسریهای بلند خود را بر خویش فروافکنند که این کار برای اینکه آنها (به عفت) شناخته شوند تا از تعریض و جسارت (هوس رانان) آزار نکشند، بسیار بهتر است و خدا در حق خلق، آمرزنده و مهربان است. حفظ پاکدامنی، منحصر به پوشش نیست، بلکه زن باید از هر گونه رفتاری که سبب تحریک و طمعورزی هوسرانان میشود، به شدت بپرهیزد. برای نمونه، خداوند حتی نرمش در سخن گفتن را که سبب تحریک و گناه است، نفی میکند. همچنین خداوند در قرآن، «تبرّج»؛ یعنی آرایش برای خودنمایی را نکوهیده و آن را به جامعه جاهلی نسبت داده و فرموده است: و لا تَبرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلیَّةِ الاُولی.(احزاب: 33) و خود را همانند زینتنمایی روزگار جاهلیت پیشین، زینتنمایی نکنید. در حقیقت، آنچه مردان را تهییج میکند، سه چیز است: زیبایی، زیور و حرکتهای اغوا کننده که در قرآن مجید، به تبرّج تعبیر شده است. رفتار زن میتواند وسیله اغوا و تهییج مرد شود؛ یعنی اگر زیبایی و زیور زنی دیده شود، ولی رفتار او معقول و متین باشد، مرد اغوا نمیشود، مگر به ندرت. به همین دلیل، نرم سخن گفتن زن، گاهی از بیحجابی هم اغواکنندهتر است. امروزه بعضی لباسها که مد روز نیز هستند، حجم و انحنای بدن را چنان نمایان میکنند که اغوای این پوشیدگی گاهی از برهنگی نیز بیشتر است.
تأثیر حیا، بر پوشش بانوان
اشاره
امام علی علیهالسلام حیا را زیباترین لباس دنیا میداند و میفرماید: «أَحْسَنُ مَلابِس الدُّنیا الحَیاءُ؛ حیا، زیباترین جامه دنیاست.»1 خداوند در قرآن مجید هنگام بازگویی داستان دختران شعیب و حضرت موسی علیهمالسلام، میفرماید: «جائت اِحْداهُما تَمْشی علی اسْتِحیاءٍ؛ یکی از آن دو دختر در حالی که باحیا راه میرفت، آمد».(قصص:25) در دیگر ادیان نیز بر حیا تأکید شده است: در انجیل، کتاب مقدس مسیحیان، آمده است: «و زنان نیز به لباس مزین به حیا و پرهیز، خود را بیارایند.»2 آری زینتیابی به زیور حیا، نوعی آراستگی به صفات الهی است؛ زیرا یکی از صفات کمالی خداوند، حیاست، چنان که امام محمدباقر علیهالسلاممیفرماید: فانّ اللّه عزّوجلّ کریمٌ یَسْتَحیی و یُحِبُّ اَهْلَ الحیاء.3 خداوند صاحب عزت و جلال، کریمی است که حیا میکند و اهل حیا را دوست دارد. همچنین نبی مکرم اسلام صلیاللهعلیهوآله نیز آراسته به ویژگی حیا بود، چنان که امام صادق علیهالسلام میفرماید: «شَیْمَتُهُ الحیاءُ؛ اخلاق و عادت او حیا بود.»4 حضرت علی علیهالسلام نیز فردی حیا پیشه بود. درباره ایشان آمده است: «و کان علیٌ علیهالسلامکثیرُ الحیاء؛ علی، بسیار باحیا بود.»5 درباره حدیث ازدواج حضرت فاطمه علیهاالسلام هم میگویند: فَلَمّا اَصْبَحَ دَعاها فَجاءَتْ خِرْقَةٌ مِنَ الحیاءِ.6 چون صبح شد، (پیامبر صلیاللهعلیهوآله) فاطمه علیهاالسلام را خواند و او با حیایی آشکار (نزد پدر) آمد. رفتار حضرت فاطمه علیهاالسلام، الگو و معیار بسیار روشنی برای همه بشر، به ویژه دختران جوان و مسلمان است تا زندگی سعادتمندی داشته باشند. در حقیقت، دختران جوان، باحیا و عفاف خود، گامی مؤثر برای بالا بردن شخصیت و ارزش خود و حفظ موقعیت خویش در برابر مردان برخواهند داشت. حیا، مانع افتادن انسان در دام انحراف جنسی و ضامن پاک دامنی اوست. حیا، یکی از بهترین نیروهای کنترل کننده درونی است. حیا، سبب سلامت روانی است. اگر به این ندای درونی که نشانه هماهنگی با طبیعت انسانی است، پاسخ داده نشود، تعادل انسان از میان میرود. همان گونه که پاسخ ندادن به غریزه گرسنگی و تشنگی، انسان را به سختی میاندازد، پاسخ ندادن به غریزه حیا نیز روابط انسان را مختل میسازد. همچنین در پرتو حیا، شخصیت آدمی در امان میماند. حضرت علی علیهالسلاممیفرماید: «مَنْ کَساهُ الْحیاءُ ثَوْبَهُ خَفِیَ عَلَی النّاسِ عَیْبُهُ؛ هر کس جامه حیا را بر خود بپوشاند، عیبش از مردم پوشیده میماند.»7 البته میان ادب و حیا نیز رابطه محکمی وجود دارد و بسیاری از رفتارهای مؤدبانه، نمونهای از رفتار حیامدارانه است. در بسیاری از موارد، سبب پایبندی افراد به ادب، وجود روحیه حیا در آنهاست. انسانی که حیا دارد، از انجام دادن کارهای ناپسند خجالت میکشد، در حالی که اگر شرم نمیکرد، ممکن بود آنها را انجام دهد. از این رو، حیا، در آراسته شدن انسان به ادب نیز نقش بهسزایی دارد. پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآلهمیفرماید: آنچه از حیا ریشه میگیرد، عبارت است از: نرمش؛ مهربانی؛ در نظر داشتن خدا در آشکار و نهان؛ سلامت؛ دوری کردن از بدی؛ خوشرویی؛ گذشت و بخشندگی و پیروزی و خوش نامی میان مردم. اینها فایدههایی است که خردمند، از حیا میبرد.8 بیحیایی، زن را با همه ارزش والای ذاتیاش، ابزاری برای سودجویان میسازد و غرور زنانهشان را که بخش جدا ناشدنی از شخصیت زنانگی آنان است، خواهد شکست. با نگاهی گذرا به مباحث پیش گفته، میتوان مهمترین عوامل بیحجابی را در محورهای زیر جستوجو کرد.
1 . محمد محمدی ریشهری، میزان الحکمه، ج 2، ح 4544. 2 . کتاب مقدس انجیل، نامه اول پولس به تیموئوس، باب دوم، آیه 9. 3 . من لا یحضر الفقیه، ج 3، ص 506. 4 . محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 444. 5 . محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 29، ص 173. 6 . همان، ج 43، ص 138. 7 . میزان الحکمه، ج 2، ص 563. 8 . همان، ص 564.
ضعف ایمان
عمل به آموزههای الهی جز در پرتو ایمان و آگاهی میسر نخواهد شد. بنابراین، کسانی که در اعتقاد به خداوند و ضرورت دستورات دینی تردید دارند و قلب آنها در ایمان به خداوند و محاسبه روز جزا به مقام اطمینان نرسیده است، در عمل به دستورهای الهی نیز تسامح میورزند. این افراد که به ضرورت حجاب آنگونه که باید و شاید پی نبردهاند، در پایبندی به آن نیز از خود ضعف و سستی نشان میدهند.
هوسرانی
برخی زنان برای ارضای هوسرانی خود، به تنوع پوشش، آرایش و زینت بسیار اهمیت میدهند و بهترین اوقات خود را به حضور در محیطهای تجارتی و تفریحی و مهمانیهای مفسدهانگیز میگذرانند. این دسته از بانوان بدون تفکر و تعقّل مانند اشیای بیاراده به کارهایی دست میزنند که هیچگونه فایدهای برای آنها ندارد و از این رهگذر، آسیبهای جدی متوجه آنان میشود.
جلب توجه دیگران
آدمی میخواهد در جامعه، جایگاه ویژهای داشته باشد که چنین جایگاهی گاه بهصورت حقیقی و گاه بهصورت مجازی و کاذب بهدست میآید. جایگاه حقیقی را با دانش و فضایل اخلاقی میتوان بهدست آورد، ولی برخی زنان که از چنین ارزشهایی محروم هستند، با نمایش زیباییها و جاذبههای طبیعی زنانگی خود بهدنبال جلب توجه دیگران هستند و میکوشند کمبودهای کمالی خود را از این راه جبران کنند، غافل از اینکه بیحجابی، تنها توجه بیماردلان را به زن جلب میکند که خود، کمترین اعتباری ندارند.
دگر آزاری
بعضی از زنان که عقده دگرآزاری دارند، با خودآرایی میکوشند تمایلات مردان را برانگیزند، ولی بیپاسخ بگذارند. این حرکت، مردان را عقدهمند میسازد و در مقابل، زنان سادیسمی از این حرکت خود لذت میبرند.
غربزدگی
یکی از مشکلات دیرینه جوامع مسلمان، پیروی کورکورانه و بدون تفکر و تحلیل آنان از غرب است. آنها توجه ندارند که اگر غرب به ارزشهای انسانی زن میاندیشید، هرگز به برهنگی و استفاده ابزاری از او فکر نمیکرد. او را بهعنوان موجودی نمیشناخت که میتواند مرد را ارضا کند و اگر نتواند از عهده این وظیفه برآید، به سرعت مطرود شود. ازاینرو، زن برای ایفای نقش یاد شده و حفظ بقای خود، با قدرت تمام، به آرایش و خودنمایی سرگرم شده است تا توجه مردان را به سوی خود جلب کند. زنان با این گرایش بهگونهای سردرگم شدهاند که خود به دنبال شکارچیان خویش میدوند تا طعمه آنان گردند. این در حالی است که زن مسلمان، ارزشمندتر و والاتر از آن است که بهدنبال سلوک غربی باشد و از زن غربی که از ماهیت انسانی خود تهی شده است، الگو برداری کند.
پل زدن به ازدواج
برخی دختران، بدلباسی و خودنمایی خود را پلی برای رسیدن به ازدواج میپندارند. آنان گمان میکنند با بیرون ریختن مو از زیر روسری، پوشیدن لباسهای زننده، آرایشهای ناپسند و نشان دادن زیباییهای زنانه خود میتوانند جوانان را به خود جذب کنند. اینان از این نکته غافلند که جوانان با همه اقبال و خوشروییهایی که با ایشان داشته باشند، در پی ازدواج با آنان نخواهند بود. غالب جوانان در پی آنند که دختری را برای همسری خود برگزینند که طرح دوستی با جوان دیگری را در پرونده خود نداشته باشد. جوانان بیتقوا از دختران خودنما برای لذتهای زودگذر استقبال میکنند. در حقیقت، این دختران در چشمها جای دارند، نه در دلها. بنابراین، بدحجابی و ظاهرسازی، چشمانداز مناسبی برای ازدواج نیست و اگر هم ازدواجی بهخاطر جاذبههای جنسی صورت پذیرد، بنیان محکمی نخواهد داشت.
فخرفروشی
یکی دیگر از ریشههای خودنمایی، فخرفروشی است. بعضی از زنان دوست دارند دیگران رفاه مالی آنان را ببینند. بدین منظور، لباسهای فاخر میپوشند و ارزش خود را در طلا و جواهرات میجویند. اینان از جدیدترین و شیکترین لباسها و جواهرات بهره میگیرند و میکوشند تا خود را برتر از دیگران نشان دهند و اندوختههای مالی خود را به رخ دیگران بکشند و به این عمل افتخار کنند. نخوت، غرور و فخرفروشی در رفتار آنان موج میزند و برای خود جایگاه ویژهای قائلند. زنان و دختران اگر در دایره عقل و شرع حرکت نکنند، طبیعت آنان خواهان ظاهرسازی و جلوهگری جسمانی است.
تبلیغات استعماری
زنان، توان اثرگذاری بالایی دارند و استعمارگران نیز از این نکته، بیشترین بهرهبرداری را میکنند. اقبال لاهوری، درباره آگاه شدن زنان از فریبهای تبلیغاتی استعمار گفته است: ای زافسون فرنگی بیخبر فتنهها در آستین او نگر از فریب او اگر خواهی امان اشترانش را ز حوض خود بران استعمار برای رواج فرهنگ برهنگی از راهکارهای گوناگونی بهره میبرد که در این میان، زن مسلمان باید با هشیاری کامل، خود را از دام صیادان عفاف به دور دارد. عدهای از زنان فریبخورده در راه ترویج مدهای مبتذل در جامعه اسلامی، به مهره بیمزد و مواجب استعمار تبدیل شدهاند. اینان در حقیقت، سربازان تهاجم فرهنگی غربند که مشکلات گوناگونی مانند: نابسامانی روحی و خانوادگی، پایبند نبودن به ارزشهای دینی و فقر و ناداری، آنان را به این روز انداخته است.
وسوسههای شیطانی
شیطان با همه ارزشهای الهی مخالف است و از گسترش گناهان و زشتیها استقبال میکند و در این راه از هر ابزاری بهره میگیرد. شیطان با بررسی روحیه افراد، باورهای انحرافیاش را به شیوههای گوناگون عقیدتی، اخلاقی، سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی به آنان القا میکند. باید دانست گناهان کلیدی نزد شیطان، اولویت دارند؛ زیرا این نوع زشتیها سبب اشاعه گناهان میگردد. شیطان از یک طرف دریافته است که صلاح و فساد زن در صلاح و فساد اجتماع نقش چشمگیری دارد و از طرف دیگر میداند که زنان به خودنمایی نزد دیگران علاقهمندند و این خودنمایی هم در اشاعه گناهان نقش کلیدی دارد. شیطان چنان در این مأموریت خود موفق عمل کرده است که برخی زنان باور کردهاند چنین معصیتهای آشکاری، شاخص روشنفکری و نشانه پیشرفت است.
هر کسی با کمترین واقعبینی، به سرعت درمییابد که هوسرانی نه تنها نشانه روشنفکری و متمدن بودن نیست، بلکه قلب را تاریک و عقل را ضعیف میسازد و جز از وسوسههای شیطان و نفس اماره برنمیخیزد. بیحجابی، نتیجه متمدن بودن نیست، بلکه در غرایز جنسی و ضعف باورهای دینی ریشه دارد.
سرزنش دیگران
یکی از ریشههای بیحجابی، سرزنش همکلاسیها، دوستان و آشنایان و گاهی هم اعضای خانواده است. بسیاری از بانوان با برخورداری از سلامت نفس، میخواهند حجاب دینی کامل داشته باشند، ولی راهزنان پوشش به آنها شبیخون میزنند و زبان به سرزنش میگشایند که تو چرا خود را محصور و آزادی خود را سلب میکنی. گاهی هم این سرزنشها از سوی مردان است که برای رسیدن به لذتهای نامشروع خود چنین میکنند.
مدگرایی
مدگرا میکوشد همواره از تازههای لباس و آرایش آگاه شود و به هر قیمتی از آنها بهره گیرد. مدگرایی کورکورانه، نتیجه غلبه شهوت و تنوعطلبی افراطی بر روح انسان است. شهوت لباس، زنان و دختران و افراد مدگرا را به اسارت مدسازان درآورده است. مدسازان پشتپرده که با بهرهگیری از پژوهشهای گسترده روانشناسی به طراحی مدهای جدید میپردازند، با طرح مدلهای تحریکآمیز کفش، لباس و آرایش زنان، مقلدان بیاراده را اغفال میکنند. یکی دیگر از ریشههای خودنمایی و بیحجابی، تقلید ناموجه از زنان و دخترانی است که بنا به دلایلی از تقوای پوششی دور ماندهاند. دلیل چنین تقلیدی را باید در ناآگاهی، سادهلوحی، همرنگی با دوستان، چشم و همچشمی، فریبخوردن و امثال آنها جستوجو کرد. چنین افرادی بدون کمترین تفکر، عاقبتاندیشی و بررسی ماهیت پیآمد حکم شرعی رفتار خود، از دیگران تقلید میکنند. اگر آدمی براساس مصالح واقعبینانه و منافع همه جانبه خود تصمیم بگیرد، در چنین گردابی نخواهد افتاد.1
1 . محمدرضا اکبری، تحلیل نو و عملی از حجاب در عصر حاضر، صص190ـ146.
ضعف غیرت
سست غیرتی سرپرست خانواده در گرایش به بیحجابی و سستی حیا و عفت زنان و دختران نقش بسزایی دارد. این روحیه منفی گاهی سبب میگردد وی با برخی توجیههای نفسانی بر بیحجابی و جلوهگری ناموس خود اصرار ورزد و چه بسا به آنجا رسد که به نمایش زیباییها و لباسهای فاخر و زینتهای گرانبهای او بر دیگران فخر کند. برخوردهای چنین کسی با ادعای انسانیت و مردانگی او در تضاد است.
عدم نظارت سیاستگذاران فرهنگی
یکی از وظیفههای مهم مسئولان فرهنگی کشور، نظارت بر مؤسسههای تولید پوشاک است که بسیاری از آنها به مراکز مدسازی و دوخت لباسهای مبتذل تبدیل شدهاند.
این مراکز، آزادانه و به دور از هرگونه نظارتی، لباسهای غیرمعمول و غیرشرعی تولید میکنند و حتی لباسهای کودکان و نوجوانان نیز از مدسازی اینان در امان نمانده است. نظارت بر فرآوردههای فرهنگی، تولید و نمایش فیلم و رفتار بازیگران از تبدیل شدن تلویزیون و سینمای کشور به صحنه ترویج مدهای غربی جلوگیری میکند. به این نکته هم باید اشاره کرد که براساس قوانین جمهوری اسلامی، خانمهایی که حجاب شرعی را رعایت نمیکنند، مجرمند و کیفر خاصی برای این وضعیت در نظر گرفته شده است. با این حال، از تصویب صریح، جامع و متقن قوانین پوشش دینی که از ضروریات دین اسلام به شمار میرود، خبری نیست و خلأ آن بیش از پیش احساس میشود. دستگاههای اجرایی نیز در برخورد با پوششهای غیراسلامی و طراحی مد، سردرگم هستند و بیشتر اوقات، با بیاعتنایی از کنار این مسئله میگذرند.
خانواده سهلانگار
خانوادههایی که از آموزههای دینی فاصله میگیرند، در برزخ میان عمل به آموزههای دین یا تن دادن به خواستههای نفسانی خود قرار میگیرند. عقاید آنها رنگ مذهبی دارد، ولی حقیقت دینی ندارد؛ زیرا دین را در محدودهای میپذیرند که با باورهای غیردینی آنها تضاد نداشته باشد. دین، لقلقه زبان اینان است و در صورت روبهرو شدن با کمترین سختی یا تضاد آموزههای دین با تمایلاتشان، به راحتی از دین چشمپوشی میکنند. فرزندان چنین خانوادههایی به فرهنگ تسامح در برابر دین خو میگیرند و به تدریج به سوی بیحجابی گام برمیدارند.
ضعف حیا
پوشش و حیا، تفکیک ناپذیرند. تا جلوهای از حیا در زنی وجود نداشته باشد، پوشش را هم با جدیت مراعات نخواهد کرد. زنان باحیا کسانی هستند که با پوشش کامل، از نمایش بدن، موی سر و زینتهای خود شرم دارند. پیامبر اکرم صلیالله علیهوآله و سلم فرموده است: «خدا، حیا و پوشیدگی بندگانش را دوست دارد.»1 بیحیایی زنان و دختران جوان بیشتر در همنشینی با دوستان بیحیا، تماشای فیلمهای مبتذل، بیتوجهی به ارزش والای عفت و حیا، ضدارزش ندانستن بیشرمی، فرهنگ نامناسب خانوادگی و بیقید و بندی پدر و مادر ریشه دارد. مسائل اخلاقی و تربیتی از ظرافت خاصی برخوردار است و از پایینترین دوره سنی شکل میگیرند. اشتباه است که به مسائل تربیتی مربوط به شرم و حیای دختران تا نه سالگی توجه نشود. آنگاه با فرارسیدن زمان تکلیف از آنها خواسته شود تا یکباره در درون خود انقلاب برپا کنند. امور تربیتی، حقایقی هستند که باید بهتدریج شکل گیرند. حجاب نیز یک فرهنگ است و باید به تدریج و در گذر زمان در روح و جان آدمی نهادینه شود. صفت ارزشمند حیا، ارزشی بزرگ به زن میبخشد و بیحیایی، او را از مقام انسانیت به زیر خواهد کشید.
1 . مستدرک الوسایل، ج 7، ص 463.
فصل دوم: تأثیر حیا بر پوشش بانوان
اشاره
از آنجا که مسئله حیا و نقش آن در بیحجابی بسیار پررنگ میباشد از این رو نقش کلیدی آن را مورد بررسی قرار میدهیم.
مفهومشناسی حیا
معادل فارسی حیا، شرم و آزرم است.1 علامه دهخدا مینویسد: «شرم، حیرت و وحشتی است که در آدمی پیدا شود از آگاه شدن دیگری به عیب یا نقص او.»2 علامه مجلسی رحمهالله درباره حقیقت حیا مینویسد: «حیا، ملکهای (عادتی که جزو شخصیت انسان شده باشد) است که موجب گرفتگی (انقباض) نفس از (ارتکاب کار) زشت میشود و باعث خودداری نفس از انجام کاری برخلاف آداب، از ترس سرزنش میگردد.»3 استاد مطهری نیز نوشته است: حیا، عفاف و پوشش، تدبیری است که خود زن برای بالا بردن ارزش و حفظ موقعیت خود در برابر مرد به کار میبرد».4 فلسفه اصلی حیا، شرم کردن از کارهای زشت و کنترل غریزه جنسی است. غریزه جنسی، توفندهترین غریزه در انسان است که در درجه اول، به پاسخگویی صحیح و در درجه دوم، نیاز قطعی به کنترل دارد.5
1 . دهخدا، ج 18، ص 843. 2 . همان، ص 333. 3 . مرآة العقول، ج 8، ص 187. 4 . مسئله حجاب، ص 62. 5 . محمد مهدی حرزاده، حیا زیبایی بیپایان، صص 73 و 74.
ضرورت حیا برای بانوان
حیای زن؛ حریم و دورباشی است که زن خود به خود در روابطش با مردان برای خویش در نظر میگیرد. مونتسکیو مینویسد: «تمام ملل جهان بر این عقیده مشترک هستند که زنان باید حجب و حیا داشته باشند.»1 پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآلهوسلم میفرماید: «أَلْحَیاءُ عَشَرَةُ أَجْزاءٍ فَتِسْعَةٌ فِی النِّساءِ وَ واحِدٌ فِی الرِّجالِ؛ حیا ده بخش است، نُه بخش آن در زنان و یک بخش آن در مردان است.»2 زن اگر به راحتی در اختیار مردان قرار گیرد، ارزش خود را از دست میدهد. پس روحیه حیا در او بیش از مرد وجود دارد. مونتسکیو با نگاه حقوقی خاص خود مینویسد: قوانین طبیعت اینطور حکم کرده و لازم دانسته که زنها محجوب باشند و بر شهوات خود غلبه نمایند.
طبیعت مرد را طوری آفریده که تهورش زیادتر میباشد، ولی زن طوری آفریده شده که خودداری و تحملش زیادتر است. بنابراین، هرگز نباید تصور کرد افسار گسیختگی زنها طبق قوانین طبیعی است، بلکه افسار گسیختگی برخلاف قوانین طبیعت میباشد و بالعکس، حجب و حیا و خودداری، مطابق قوانین طبیعت است.3 اگر زن برای مردان دست یافتنی باشد، نه تنها در قلب آنان، محترم و با ارزش نیست، بلکه ارزش واقعیاش نیز تحتالشعاع قرار میگیرد و رنگ میبازد.4 ویل دورانت مینویسد: شرم و عفت برای دختر همچون وسیله دفاعی است که به او اجازه میدهد از میان خواستگاران خود، شایستهترین آنان را برگزیند یا خواستگار خود را ناچار سازد که پیش از دست یافتن بر وی، به تهذیب (و اصلاح) خود بپردازد.5
همچنین برتراند راسل مینویسد: تصور من این است که اگر مردی به سهولت به زنی دست بیازد، احساس آن مرد نسبت به آن زن یک نوع احساس عاشقانه عمیق نیست.6 یکی از دلایل اصلی وجود حیا در انسان، حفظ عفت و کنترل شهوت است. در روایات ما نیز بر این امر تأکید شده است. امام علی علیهالسلام میفرماید: «علت پاکدامنی، حیاست.»7 یا میفرماید: «پاکدامنی به اندازه شرم و حیا بستگی دارد».8 نکته مهم در حفظ حیای مردان این است که هرچند دست تدبیر آفرینش از یک طرف، غریزه خودنمایی را در نهاد زن درونی ساخته است تا نهاد خانواده استحکام یابد، ولی از طرف دیگر، «حیا» را در وجود زن قرار داده است تا بهطور غریزی و فطری به حجاب روی آورد و تباهی خود و اجتماع را دامن نزند.
1 . روح القوانین، ص 440. 2 . کنزالعمال، ج 3، ح 5769. 3 . روح القوانین، ص 440. 4 . حر زاده، حیا؛ زیبایی بیپایان، ص 80. 5 . تاریخ تمدن، ج 5، ص 74. 6 . زناشویی و اخلاق، ص 79. 7 . میزانالحکمه، ج 2، ص 564. 8 . همان.
آثار و فواید حیا
اشاره
فواید حیا را میتوان چنین برشمرد:
پاکدامنی
حیا مانع افتادن انسان در دام انحراف جنسی و ضامن پاکدامنی اوست. حیا یکی از بهترین نیروهای کنترلکننده درونی است. مسلمان معتقد در پرتو حیا از تمام اشکال بیعفتی پرهیز میکند.
سلامت روان
حیا، ویژگی درونی انسان است و هماهنگی با آن، نشانه هماهنگی با طبیعت انسانی است. اگر به این ندای درونی پاسخ داده نشود، تعادل انسان از بین میرود. همانگونه که پاسخ ندادن به غریزه گرسنگی و تشنگی، انسان را بهسختی میاندازد، پاسخ ندادن به غریزه حیا نیز روابط انسان را مختل میکند.
حفظ شخصیت آدمی
حیا سبب میشود انسان، رفتارهای خلاف ادب انجام ندهد. حضرت علی علیهالسلام میفرماید: «اَلْحَیاءُ تَمامُ الکَرَمِ؛ شرم، کمال بزرگواری (و شخصیت) است.»1 نیز میفرماید: «مَنْ کَساهُ الْحَیاءُ ثَوْبَهُ خَفِیَ عَلَی النّاسِ عَیْبُهُ؛ هرکس، جامه حیا را بر خود پوشاند، عیبش از مردم پوشیده ماند».2
1 . همان، ص 562. 2 . همان، ص 563.
ادب
میان ادب و حیا، رابطه محکمی وجود دارد و بسیاری از رفتارهای مؤدبانه، مصداق رفتار حیامدارانه است. در بسیاری از موارد، علت پایبندی افراد به ادب، وجود روحیه حیا در آنهاست. امام صادق علیهالسلام به یکی از شاگردان خود به نام مُفَضَّل میفرماید: اگر حیا نبود، انسان هیچگاه مهمان نمیپذیرفت، به وعده وفا نمیکرد، نیازهای مردم را برآورده نمیساخت، از نیکیها برحذر بود و بدیها را مرتکب میشد.
بسیاری از امور لازم و واجب نیز به خاطر حیا انجام میشود. بسیاری از مردم هستند که اگر حیا نمیکردند و شرمگین نمیشدند، حقوق والدین را رعایت نمیکردند، هیچ صلهرحمی به جای نمیآوردند، هیچ امانتی را به درستی پس نمیدادند و از زشتی بر حذر نبودند.1 اساسا انسانی که حیا دارد، خجالت میکشد کارهای ناپسند انجام دهد، در حالی که اگر شرم نمیکرد، ممکن بود آنها را انجام دهد. ازاینرو، حیا در آراسته شدن انسان به ادب نقش بسزایی دارد. پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآلهوسلممیفرماید: أَمّا الْحَیاءُ فَیَتَشَعَّبُ مِنْهُ اللّینُ وَ الرَّأْفَةُ وَ الْمُراقَبَةُ لِلّهِ فِی السِّرِّ وَ الْعَلانِیَّةِ وَ السَّلامَةُ وَ اجْتِنابُ الشَّرِّ وَ الْبَشاشَةُ وَ السَّماحَةُ و الظَّفَرُ وَ حُسْنُ الثَّناءِ عَلَی الْمَرْءِ فِی النّاسِ فَهذا ما أَصابَ الْعاقِلُ بِالْحَیاءِ فَطُوبی لِمَنْ قَبِلَ نَصِیحَةَ اللّهِ وَ خافَ فَضِیعَتَهُ.2 آنچه از حیا ریشه میگیرد، عبارت است از: نرمش، مهربانی، در نظر داشتن خدا در آشکار و نهان، سلامت، دوری کردن از بدی، خوشرویی، گذشت و بخشندگی، پیروزی و خوشنامی در میان مردم. اینها فوایدی است که خردمند از حیا میبرد. حیا، ارزش زن را حفظ میکند، ولی بیحیایی «کار را به جایی میکشاند که جامعه از زن نه به عنوان یک موجود دارای شخصیت و هویت، بلکه از اجزای بدن او صحبت به میان میآورد... او که همواره با حفظ شرم از موضع قدرت و ناز با جنس مخالف روبهرو میشد، اکنون خود را از موضع ضعف و نیاز، عرضه میکند. اکنون آن غرور زنانه که جزء جداناپذیر زنانگی اوست، به کلی شکسته شده است و دیگر از آن عزت نفس و مناعت طبع که او را محبوب و معشوق میساخت، خبری نیست».3 در این حالت، زن با آن همه ارزش والای خود ابزاری میشود برای شغلهای پستی که شئون زنانگیاش را بهخطر میافکند. زنان در غرب نه تنها از این وضعیت ناراحت نیستند، بلکه به آن افتخار هم میکنند. بعضی از زنان جامعه اسلامی نیز از این افکار شیطانی و بیارزش پیروی میکنند.
1 . توحید مفضل، ترجمه و نگارش: نجفعلی میرزایی، ص 73. 2 . میزان الحکمه، ج 2، ص 564. 3 . فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ص 61.
عوامل تضعیف حیا
اشاره
بیتوجهی نسبت به حیا
اگر آدمی، حیا را درک نکند، به تدریج، صفت حیا در او کمرنگ میشود. صفات پسندیده نیاز به مراقبت دارند و اگر به حال خود رها شوند، از دست میروند. «شرم احتیاج به حمایت دارد تا اینکه لطیفترین ارکان سرشت انسانی را حفظ کند.»1 وظیفه جوانان، مطالعه؛ وظیفه والدین، تذکر؛ وظیفه نویسندگان، نوشتن؛ وظیفه مبلّغان، سخن گفتن و وظیفه هنرمندان، به تصویر کشیدن جلوههای مثبت و منفی حیا و بیحیایی است.
1 . همان.
بیحیایی والدین
«همانگونه که تربیت صحیح، حیا را تقویت میکند، تربیت ناسالم نیز سبب تضعیف حیا میشود. والدین و مربیان باید توجه داشته باشند رفتار آنان به عنوان الگو بسیار اثرگذار است. اساس بسیاری از بیشرمیهایی که در نوجوانان (و همچنین جوانان) به چشم میخورد، بیشرمی پدر و مادر در روابط است».1
1 . فرزانه صمدی، بلوغ و دگرگونیهای آن، ص 75.
رسانههای جمعی
رسانههای گروهی مانند: مطبوعات، کتاب، اینترنت، رادیو، تلویزیون، سینما، ویدئو، ماهواره و سیدی، بر فرهنگ جامعه اثر میگذارند. رسانهای تصویری به علت داشتن صحنهای نامطلوب، تاثیر زیادی بر حیای بینندگان خود میگذارد. این مسئله در مورد محصولات فرهنگی کشورهای غربی بهویژه امریکا محسوستر است و آگاهانه تلاش میکنند فرهنگ ابتذال، برهنگی و بیحیایی را جایگزین سازند. مدیر آژانس اطلاعاتی امریکا میگوید: «ما سعی میکنیم تا طرز تفکر انسان را توسط وسایل ارتباط جمعی تحت نفوذ قرار دهیم، به وسیله تماسهای فردی، فرستندههای رادیویی، کتابخانهها، انتشارات و پخش کتاب مطبوعات، فیلمهای سینمایی تلویزیون، نمایشگاهها، تدریس زبان انگلیسی و سایر طرق».1 گذشته از فیلمهای مبتذل، فیلمهای نسبتا معمولی سینمای هالیوود و بالیوود نیز به دلیل نمایش روابط آزاد زن و مرد و پوشش زننده زنان بر روحیه حیای بینندگان تأثیر منفی میگذارد. ناگفته پیداست اگر فیلمهای سینمایی و تلویزیونی ایرانی، اصول حیا و آزرم را در فیلمها رعایت نکنند، بهدلیل تشابه خاستگاه فرهنگی، بر مخاطبان تأثیر بسی زنندهتری دارند. بهراستی، چشم دوختن دختران و پسران و زنان و مردان در فیلمها به یکدیگر، صحبتهای عاشقانه پسران و دختران بدون اشراف پدر و مادر و بدون رعایت مسائل شرعی چگونه قابل توجیه است. این مسائل بهویژه در تلویزیون، با حذف چاشنی جنسی و عادی جلوه دادن این روابط صورت میگیرد تا تقابل جدی غیرتمندان را برنیانگیزد. بیشک، دیدن این صحنهها تأثیر منفی فراوانی بر حیای افراد میگذارد. گفتنی است صحنههای مخالف حیا تنها به بیحجابی منحصر نیست، بلکه صحنههای خلاف ادب مانند پرخاش به والدین را نیز شامل میشود.
1 . مجله تربیت، تابستان 1375، ص 10.
ارتباط پوشش و حیا
بسیاری از نویسندگان، استفاده انسان از لباس را معلول وجود روحیه حیا در انسان میدانند. غلامعلی حداد عادل مینویسد: از مجموع تحقیقاتی که به عمل آمده، مسلّم شده لباس دست کم پاسخگوی سه نیاز آدمی است. اول اینکه او را از سرما و گرما و باد و برف و باران حفظ میکند. دیگر اینکه برای حفظ عفت و شرم به او کمک مینماید و بالاخره به او آراستگی و وقار میبخشد. پس منشأ اصلی پیدایش لباس، نیاز به محفوظ ماندن، عفیف ماندن و زیبا بودن است.1 رعایت کردن حجاب بر افزایش حیا تأثیر دارد و از عوامل تقویت آن بهشمار میآید. البته تا احساس قلبی در کار نباشد، انسان دست به کاری نمیزند. عقل، راه را به انسان نشان میدهد و احساس، انرژی و انگیزه به انسان میبخشد. احساس حیا، انگیزه استفاده از حجاب اسلامی را به دختران میدهد. تا زمانی که دختر یا زن احساس نکند نمایان بودن مو و سر و گردن یا تنگی و کوتاهی لباس، زشت است و از آن شرم نکند، انگیزه لازم برای پوشاندن خود را به دست نخواهد آورد. حضرت علی علیهالسلاممیفرماید: بر شما لازم است لباس ضخیم بپوشید. هرکس لباسش نازک است، دین او هم نازک (و سطحی) است.2
امروزه بعضی از زنان به ظاهر این توصیه را رعایت میکنند، ولی بر اثر سهلانگاری، لباس ظاهر یعنی چادرشان کنار میرود و لباسهای نامناسبشان نمایان میشود. حیا در پوشش آن است که زن و مرد، لباسهای بلند و گشاد (در حد متعادل) بپوشند و از پوشیدن لباسهای نازک بدننما و رنگهای محرک (نه شاد) پرهیز کنند. در کنار این مسئله، حیای چشم (نگاه) هم اهمیت بسیار دارد. حضرت علی علیهالسلام میفرماید: «أَلْحَیاءُ غَضُّ الطَّرْفِ؛ شرم، چشم فرو بستن است.»3 حیای چشم؛ یعنی شخص از دیدن آنچه دیدنش زشت است، چشم فروبندد. امام باقر علیهالسلام میفرماید: «فَاِنَّ اللّهَ جَعَلَ الْحَیاءَ فِی الْعَیْنَیْنِ؛ به درستی که خدا، حیا را در چشمها قرار داده است».4 ویلدورانت مینویسد: «مرد جوان به دنبال چشمان پر از حیاست».5 حیا در گفتار نیز دو جنبه دارد. یکی، محتوای سخن و دیگری، حالت سخن. خداوند در قرآن میفرماید: «فَلاتَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الّذی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْروفا؛ به ناز سخن نگویید تا آنکه در دلش بیماری است، طمع ورزد و گفتار شایسته بگویید.» (احزاب:32) معمولاً انسانهای مؤمن و معتقد حتی از خود نیز حیا دارند. حضرت علی علیهالسلاممیفرماید: «حَیاءُ الرَّجُلِ مِنْ نَفْسِهِ ثَمَرهُ الإِیْمانِ؛ شرم داشتن مرد از خود، میوه ایمان است.»6 ایشان در بیان دیگری میفرماید: «غایَةُ الْحَیاءِ أَنْ یَسْتَحْییَ الْمَرْءُ مِنْ نَفْسِهِ؛ اوج حیا آن است که آدمی از خودش شرم کند.»7 در این حال، آدمی حتی در جایی که او را هم نمیشناسند، باز مراقب رفتار خود خواهد بود. البته انسانی که عالم را محضر خداوند میداند، هماره از خداوند شرم میکند. پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآلهوسلممیفرماید: «از خدا چنان که باید، شرم کنید.» پرسیدند: ای پیامبر خدا! چه کسی از خدا چنانکه باید، شرم میکند؟ فرمود: کسی که از خدا به راستی حیا داشته باشد، باید اجل خود را در برابر دیدگانش قرار دهد؛ به دنیا و فریبندگیهای آن پشت کند؛ مراقب سر و اندیشه خود و شکم و خوراک خود باشد و گور و پوسیده شدن بدن را از یاد نبرد.8 حضرت علی علیهالسلام میفرماید: «أفْضَلُ الْحَیاءِ اسْتِحْیاؤُکَ عَنِ اللّهِ؛ برترین حیا آن است که از خدا شرم کنی.»9 پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآلهوسلمدر سخنی نغز میفرماید: هریک از شما باید از دو فرشتهای که با خود دارد، شرم کند، همچنان که از دو همسایه خوب خود که شب و روز در کنارش هستند، شرم میکند.10 محاسبه نفس، تشکیل دادگاه فعال درونی است که رفتارش را در ترازوی حکمت و شریعت بسنجد و داوری کند.
1 . فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ص 6. 2 . وسائل الشیعه، ج 2، ص 389. 3 . میزان الحکمه، ج 2، ص 564. 4 . وسائل الشیعه، ج 17، ص 80. 5 . لذات فلسفه، ص 129. 6 . میزان الحکمه، ج 2، ص 569. 7 . همان. 8 . همان، ص 568. 9 . همان. 10 . کنزالعمال، ج 3، ص 118، ح 5751.
فصل سوم: ضرورتها و بایستههای غیرتمداری
اشاره
از آنجا که غیرت یکی دیگر از عوامل مهم تقویت یا تضعیف حجاب و عفاف در جامعه دینی میباشد در این فصل آن را مورد واکاوی قرار میدهیم.
معنای غیرت1
«غیرت» در لغت؛ به معنای رشک بردن، تعصب و حفظ کردن ناموس است2 و در اصطلاح عبارت است از «تأثیر پذیری همراه با بغض و کینه و تیرگی دل، که انسان معمولاً زمانی درکش میکند که احساس کند فرد محبوب وی، توجه یا محبتش را معطوف شخص دیگری کرده است».3 به عبارت دیگر، «غیرت، حس درونی است که آفرینش برای محافظت و نگاهبانی از حریم خانواده و پاسداری از نسل، در وجود مرد نهاده است. در حقیقت، این حس در مرد وجود دارد که میخواهد ناموس خود را از دسترس کامجویی دیگران دور کند و همسر خود را تنها در انحصار خود نگه دارد».4 غیرت، یکی از ویژگیهای برجسته اخلاقی پیامبران و اولیای الهی است. رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهفرمود: کانَ ابراهیمُ اَبی غَیورا، و أنا أغیرُ مِنْه و أَرْغَم اللّهُ أنْفَ مَن لا یَغارُ مِن المؤمنین.5 پدرم ابراهیم، غیور و جوانمرد بود و من از او غیورترم و خداوند بینی کسی را که اهل ایمان است، ولی غیرت ندارد، به خاک بمالد.
1 معصومه صفدری، غیرت، طوبی شماره 19. 2 . فرهنگ عمید، ج 3، ص 1793. 3 . محمد عثمان نجاتی، قرآن و روانشناسی، ص 135. 4 . محمدعلی سادات، راهنمای همسران جوان، ص 164. 5 . محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 100، ص 249.
غیرت؛ یکی از جلوههای مردانگی
مرد، پاسدار حرمت و کرامت زن است و زمینه ساز این پاسداری و حراست از نوامیس، ویژگیها و مسئولیتهایی است که خداوند در مردان قرار داده است. هرچه مرد بر کمالات انسانی خود بیفزاید، بر معرفت و غیرت او نیز افزوده میشود. نقل است که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، فرد مشرکی را به خاطر غیرتورزیاش، از کشته شدن نجات میدهد و او را میستاید. امام صادق علیهالسلام در این باره روایت میکند: اسیرانی را به محضر پیامبر آوردند، پیامبر فرمود: «جز یک نفر، بقیه را گردن زنند». آن مرد (نجات یافته) گفت: چرا مرا از قتل رها کردی؟ پیامبر فرمود: «خداوند با پیک وحیاش به من خبر داد که در تو پنج ویژگی وجود دارد که آنها را خداوند و رسولش دوست میدارند؛ یکی از آنها غیرت و نگهبانی از ناموس است».1 شهید مطهری در این باره مینویسد: مرد بر خلاف آنچه در ابتدا به نظر میرسد، در عمق روح خود از ابتذال زن و تسلیم و بیارادگی او متنفر است و همیشه عزت و بینیازی و بیاعتنایی زن را نسبت به خود ستوده است.2 غیرت، آفتهایی نیز دارد که یا آن را از میان میبرد یا آن را بسیار کم رنگ میسازد. «اگر مرد در شهوتهای نفسانی غوطهور گردد و کمالات انسانی خود را کمکم از دست دهد، غیرت نیز همانند دیگر کمالات اخلاقی، نورانیت خود را از دست میدهد و خاموش خواهد شد. در این صورت، اگر همسرش وسیله کامجویی دیگران قرار گیرد و دست و نگاه آلوده متوجه او شود، نه تنها آزرده خاطر نمیشود، بلکه لذت میبرد و افتخار هم میکند و حتی بیشتر از زن، در نشان دادن زیباییهای همسر خود به نامحرمان اصرار میورزد».3
1 . بحارالانوار، ج 8، ص 108. 2 . شهید مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص 202. 3 . نک: راهنمای همسران جوان، ص 164.
غیرت اجتماعی
«جامعه اسلامی، اجتماعی به هم پیوسته است که فرد فردِ این جامعه، نباید خود را تافته جدا بافته از دیگران بدانند. مردان موظفند. در برابر بیمبالاتیها، مرزشکنیها و اذیت و آزارها و حرمتزداییهای ناموسی بایستند، به گونهای که ناموس اجتماع را ناموس خود بدانند و در حفظ حرمتها، زنان مسلمان را مانند همسر خود بپندارند. پس تنها در چنین جامعهای است که زن و دختر آنها نیز از نگاههای آلوده نامحرمان در امان خواهند بود و پاکی و طهارت اجتماع، باقی خواهد ماند».1 از این رو، بر همه افراد جامعه فرض است که هرگز به این مرزشکنیها نزدیک نشوند و زمینه حرمتشکنی ناموسها را فراهم نکنند. امام صادق علیهالسلام در تعبیری زیبا این مسئولیت خطیر اجتماعی را چنین گوشزد میکند: عِفُّوا عَن نساءِ النّاسِ تَعِفَّ نسائُکُم.2 چشمپوشی کنید از زنان مردم تا مردم از زنانتان چشم بپوشند. پس در نظر داشتن تأثیر کارها و اینکه نگه داشتن حرمت ناموس دیگران، گاهی ممکن است به هتک حرمت ناموس خود فرد بینجامد، خود یکی از راههای ایجاد یا تقویت غیرت در آدمی است. نقل است امام صادق علیهالسلام در پاسخ مسئلهای که در آن از گناه اجتماعی میپرسند، گناهکار را متوجه محارم خود میکند و حس غیرت اجتماعی را در او برمیانگیزد. «از امام صادق علیهالسلام پرسیدند: زنی میگذرد و مرد از پشت به او مینگرد. آیا این عمل مرد گناه است؟ حضرت فرمود: آیا هیچ یک از شما خوش دارد که کسی به زن یا زنان فامیل او نگاه کند؟ گفتند: نه. حضرت ادامه داد: پس برای مردمان، همان بخواه که برای خود میخواهی».3
1 . نک: فتحیه فتاحی زاده، حجاب، از دیدگاه قرآن و سنّت، ص 41. 2 . محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 5، ص 554. 3 . وسایل الشیعه، ج 14، ص 144.
میانهروی در غیرت
کوتاهی و زیادهروی در هر کاری، سبب منحرف شدن آدمی از راه درست و مستقیم است و او را از رسیدن به هدف الهی باز میدارد و پیآمدهای ناگواری نیز به دنبال دارد. غیرتورزی نیز چنین است و در صورت تفریط و افراط در آن، آثار شومی دامنگیر انسان خواهد شد. زیادهروی در غیرت افزون بر آنکه موجب بدگمانی شخص نسبت به ناموس او میشود، احساس شخصیت را نیز از ناموسش میستاند. درباره کوتاهی و بیتوجهی در امر غیرت نیز در آموزههای پیشوایان اسلام بسیار سخنها برجاست. مردی که تحت تأثیر تبلیغات شیطانی، هویت اصیل خود را از دست داده و زن را همچون کالایی مادی میپندارد و شخصیت خود را در داشتن زنی که در منظر دیگران خود را میآراید، جستوجو میکند، به سرزنش اسلام درمیآید، چنان که امیر مؤمنان علی علیهالسلام در چنین اوضاعی بر سر مردم کوفه فریاد میزند که: «أما تَسْتَحْیُونَ وَ لا تَغارُونَ؟...؛ چرا حیا نمیکنید، شما را غیرت نیست؟...».1
1 . همان.
وظیفه مسلمانان در پاسداری از زنان و دختران
دشمنان اسلام میکوشند تا زنان و دختران را از حریم عفاف و جاده سلامت به در آورده و مورد سوء استفاده قرار دهند. در مقابل، مسلمانان نیز وظایفی دارند و سکوت و بیتفاوتی در برابر این توطئه خانمانسوز، پسندیده نیست. قرآن مجید به مؤمنان میآموزد: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ ناراً وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَیْها مَلائِکَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یَعْصُونَ اللّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُو?مَرُونَ1 یعنی: ای کسانی که به خدا و رسولش ایمان آوردهاید! خود و خانوادهتان را از آتش دوزخی که خود مردم و سنگها، هیزم و آتش آن است، حفظ کنید که مأموران آتش، فرشتگانی بسیار سخت دل میباشند که هرگز نافرمانی خدا نمیکنند و آنچه به آنها گفته میشود، فورا انجام میدهند. همچنین در آیه شریفه دیگری آمده است که در روز قیامت وقتی انسانهای ظالم را به طرف جهنم میبرند، آنها با حالت ترس و ذلّت با گوشه چشم بر آتش دوزخ مینگرند و در آن حال، مؤمنان خطاب به ظالمان میگویند: «إِنَّ الْخاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِیهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ»2 آری زیانکاران کسانی هستند که خود و خانوادهشان در امروز که قیامت است ضرر کردهاند. این آیات و توصیههای معصومین به ما گوشزد میکند که انسان علاوه بر آنکه مسئول اعمال خویش است، باید در همه حال از کسانی که وابسته به او هستند (همچون زن، دختر، خواهر، فرزند، برادر و...) نیز مواظبت کند تا آنان را از کجروی و گناه باز دارد. در این راه، باید آنان را مورد کنترل قرار داده و از برآوردن خواستههای نابجای آنان پرهیز کند.
1 . تحریم: 6. 2 . شوری: 45.
غیرتمداری در روایات و سیره معصومین علیهمالسلام
امام صادق علیهالسلام به نقل از حضرت علی علیهالسلام میفرماید: یا أَهْلَ الْعِراقِ! نُبِّئْتُ أَنَّ نِساءَکُمْ یُدافِعْنَ الرِّجالَ فِی الطَّرِیقِ؛ أَما تَسْتَحْیُونَ؟! قالَ الْکُلَیْنِیُّ: وَ فِی حَدِیثٍ آخَرَ أَنَأَمِیرَالْمُؤْمِنینَ علیهالسلامقالَ: أَما تَسْتَحْیُونَ وَ لاتَغارُونَ نِساءَکُمْ یَخْرُجْنَ إِلَی الْأَسْواقِ وَ یُزاحِمْنَ الْعُلُوجَ؟!1 یعنی: ای اهل عراق! با خبر شدم که زنان شما در راه، با مردان برخورد میکنند؛ آیا حیا و شرم نمیکنید؟! مرحوم کلینی میگوید: در حدیث دیگری آمده است که حضرت فرمود: آیا حیا نمیکنید و به غیرت نمیآیید که زنانتان به طرف فروشگاهها بیرون میروند و با افراد بیایمان و لاابالی برخورد میکنند؟! همچنین در نامه 31 نهجالبلاغه از کلمات حضرت امیر علیهالسلام استفاده میشود که هر چه زن کمتر از منزل خارج شود، از جهات مختلف برای او و همسرش بهتر خواهد بود. البته اگر کار ضروری و لازمی برای او پیش آید و خارج شود، باید حجاب را کاملاً رعایت کند و از هر گونه حرکت ناشایستی دوری کند. اسلام، با حضور محجبانه زنان در اجتماع مخالفتی ندارد و منافاتی بین کار زن و حجاب و مستور بودنش نمیبیند. او میتواند در بیرون از خانه کار کند ولی باید مسائل شرعی را رعایت کند.
چنانچه حضرت امام رحمهالله بارها فرمودند که اگر شؤون و مسائل شرعیه رعایت شود، خدمت و کار زن در جامعه مانعی ندارد. البته صفت غیرت در انسان، مانند پاسبانی است که موجب ثبات خانواده میگردد و غیرتمند با تعصب و حمیت و حفظ نوامیس خود، جلوی انحرافهای احتمالی را خواهد گرفت. انسان غیور نه تنها نسبت به خانواده خود بلکه نسبت به ناموس دیگران نیز حساس است؛ زیرا وظیفه حراست و پاسبانی را منحصر در اهل و عیال خود نمیداند بلکه در سطحی گستردهتر در اجتماع و حتی در سراسر جهان خود را مسئول میداند. او آفریده خالقی است که غیور مطلق است؛ چنان که در روایتی، به غیرت الهی اشاره شده است: إِنَّ اللّهَ غَیُورٌ یُحِبُّ کُلَّ غَیُورٍ وَ لِغَیْرَتِهِ حَرَّمَ الْفَواحِشَ ظاهِرَها وَ باطِنَها.2 یعنی: خداوند غیرتمند است و هر انسان غیرتمندی را هم دوست دارد و چون غیور است، گناهان زشت چه آشکار و چه پنهانش را حرام کرده است. در برابر، کسانی که غیرتمند نیستند و مخالف آن مشی میکنند. ذلیل و خوار خواهند شد؛ چنان که رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهمیفرماید: جَدَعَ اللّهُ أَنْفَ مَنْ لایَغارُ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُسْلِمِینَ.3
یعنی: خدا بینی مؤمن و مسلمانی را که غیرت نداشته باشد، به خاک ذلّت میمالد. البته غیرتمداری در سیره انبیا و امامان معصوم، بوضوح دیده میشود. پیامبر گرامی اسلام با تأیید غیرتمداری حضرت ابراهیم، خود را غیرتمندتر میدانند و با یادآوری آثار زیانبار بیغیرتی، از همگان میخواهند که از باب «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» از ایشان پیروی کنند: کانَ إِبْراهِیمُ عَلَیْهِ السَّلامُ أَبِی غَیُورا وَ أَنَا أَغْیَرُ مِنْهُ وَ أَرْغَمَ اللّهُ أَنْفَ مَنْ لایَغارُ مِنَ الْمُؤْمِنیِنَ.4
یعنی: پدرم ابراهیم مرد غیرتمندی بود، ولی من غیرتمندترم و خداوند بینی مسلمانی را که غیرت ندارد، به خاک ذلت میمالد. در سیره امامان معصوم علیهمالسلام که کردار و گفتار آنان نه تنها سرمشق شیعیان و مسلمانان بلکه آزادمردان جهان است، آموزههای فراوانی در این باره وجود دارد؛ برای مثال، حضرت امام حسین علیهالسلام، سردار غیرت و آزادی، وقتی مشاهده نمود که لشکر یزید بین او و اهل بیت جدایی افکندهاند، با بازداشتن آنها از حرکت به سوی خیمههای اهل بیت، غیرتمداری خویش را نسبت به تعرض به نوامیس خویش نشان داده و فرمودند: أَقُولُ أَنَا الَّذِی أُقاتِلُکُمْ وَ تُقاتِلُونِی5 وَ النِّساءُ لَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ فَامْنَعُوا عُتاتَکُمْ عَنِ التَّعَرُّضِ لِحَرَمِی ما دُمْتُ حَیّا.6 یعنی: من با شما میجنگم و شما نیز با من میجنگید؛ زنها که گناهی ندارند. تا من زنده هستم نگذارید سرکشها و ستمکاران شما، متعرض اهل بیت من شوند. با نگاهی به روایات و سیره معصومین علیهمالسلام درمییابیم که غیرت، از نیکوترین صفات مردان است.
خداوند غیرتمندان را دوست دارد و خود نیز غیور است. بیغیرت، در دنیا و آخرت، عذاب میکشد و بیعفتی نوامیس او، فساد خانوادگی، ناصالح شدن فرزندان و... نتیجه همین بیغیرتی است. این روایت حضرت امیر علیهالسلام که بیغیرت را واژگون و سیاه قلب میدانند، شایان توجه است: إِنَّ اللَّهَ یَغارُ لِلْمُؤْمِنِ فَلْیَغَرْ وَ مَنْ لایَغارُ فَإِنَّهُ مَنْکُوسُ الْقَلْبِ.7 یعنی: خداوند نسبت به مؤمن غیرت دارد. او هم باید غیرت ـ که از صفات خدای بزرگ است ـ داشته باشد. کسی که غیرت ندارد، قلبش واژگون و سیاه است.
1 . همان، ص 176؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج 5، ص 537. 2 . محمد بن یعقوب کلینی، پیشین، ص 535. 3 . همان، ص 536. 4 . محمد بن حسن حرّ عاملی، پیشین، ص 176. 5 . در کتاب لهوف تُقاتِلُونَنِی آمده است. 6 . شیخ عباس قمی، نفس المهموم، ص 354. 7 . محمد بن حسن حرّ عاملی، پیشین، ص 176؛ محمد بن یعقوب کلینی، پیشین، ص 536.
اقسام غیرت
اشاره
در یک نگاه کلی، میتوان غیرت را به اقسام زیر تقسیم کرد:
الف) غیرت در دین
مسلمان تا جایی که توان دارد، باید از دین دفاع کرده و آن را از خطرهای احتمالی حفظ کند و در صورتی که لازم باشد از بذل جان و مال در این راه دریغ نورزد و در این راه نباید از سرزنش دیگران بهراسد. بسیاری از انبیا و امامان معصوم علیهمالسلام و مردان صالح در طول تاریخ جان و مال خویش را در راه حفظ و پاسداری از دین، تقدیم کردهاند.
ب) غیرت نسبت به نوامیس (فرزندان و خویشان و همکیشان)
انسان باید مراقب همسر، دختر، خواهر و همکیشان خود باشد و آنان را از انحراف باز دارد و نگذارد در موارد غیرضروری با نامحرم در تماس باشند. اختلاط و روابط ناسالم عاملی در گسترش فساد و انحراف، و پرهیز از آن مورد توجّه جدّی اسلام و رهبران دینی است. اسلام، در عین تأکید بر حضور اجتماعی زن، آن را بدون قید و شرط، مجاز نمیداند. یکی از شرایط مهم و اساسی در فعالیت و مشارکت اجتماعی زنان، رعایت مرزبندی و حفظ حریم است. قرآن مجید، درباره عدم اختلاط زنان و مردان میفرماید: وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ.1 یعنی: هرگاه از ایشان (زنان پیامبر صلیاللهعلیهوآله) چیزی خواستید، از پشت پرده و حایل، طلب کنید. هر چند شأن نزول این آیه، ویژه زنان رسول خدا صلیاللهعلیهوآله است، ولی «مورد نزول» نمیتواند شمول مفهومی آیه را محدود کند. بنابراین، منظور آیه یاد شده، منع اختلاط زن و مرد است. شهید مطهری رحمهالله میگوید: دستور حجاب که در این آیه آمده است غیر از دستور پوشش است که مورد بحث ماست. «این دستور راجع به سنن خانوادگی و رفتاری است که انسان باید در خانه دیگران داشته باشد. طبق این دستور، مرد نباید وارد جایگاه زنان شود... .» ایشان سپس در توضیح «ذلکم اطهر لِقلوبِکم و قلوبهنّ» میفرماید: این آیه مانند آیه 61 سوره نور دلالت میکند که هر اندازه مرد و زن جانب ستر و پوشش و ترک بر خوردهایی که مستلزم نظر است رعایت نمایند، به تقوا و پاکی نزدیکتر است و... .2
امام صادق علیهالسلام درباره رعایت مرز میان زن و مرد فرمود: فِی ما أَخَذَ رَسُولُ اللّهِ مِنَ الْبَیْعَةِ عَلَی النِّساءِ أَنْ لایَحْتَبِینَ وَ لایَقْعُدْنَ مَعَ الرّجالِ فِی الْخَلاءِ.3 از جمله پیمانهایی که رسولخدا صلیاللهعلیهوآله با زنان بست، این بود که در خلوت با مردان معاشرت و نشست و برخاست نکنند. غیرت مرد مسلمان، امری ستودنی است، چنانکه امیرالمؤمنین علی علیهالسلام آن را از نشانههای ایمان شمرده و فرموده است: «غَیْرَةُ الرَّجُلِ إِیمانٌ؛ غیرت مرد و حراست او از ناموسش، جزو ایمان است».4 تعادل نداشتن در غیرت، همواره تلاشها را از نتیجه مطلوب و رسیدن به مقصود باز میدارد. اسلام، غیرت بیجا را ممنوع کرده است؛ چنان که حضرت علی علیهالسلام در وصیت خود به امام حسن علیهالسلام میفرماید: وَ إِیّاکَ وَ الْتَّغایُرَ فِی غَیْرِ مَوْضِعِ. غَیْرَةٍ فَإِنَّ ذلِکَ یَدْعُو الصَّحِیحَةَ إِلی السَّقْمِ وَ الْبَرِیئَةَ إِلَی الرَّیْبِ.5 از غیرت و بدگمانی در جایی که نباید غیرت به کار برد، اجتناب کن؛ زیرا این کار، زن پاک را به ناپاکی و زن بیگناه را به اندیشه گناه فرا میخواند. هر چند غیرتمندی بسیار پسندیده است، ولی غیرتمند باید از بدگمانی و وسوسههای نابجا بپرهیزد؛ زیرا چنین رفتارهایی، کانون گرم خانواده را سرد و بیروح و خود فرد را نیز به بیماری مبتلا میسازد.
از سوی دیگر، بیتفاوتی مردان به نوامیس نیز به شدت نکوهش شده است، چنانکه پیامبر گرامی اسلام میفرماید: قالَ النَّبیُّ صلیاللهعلیهوآله.... وَ الْمَرْأَةُ إِذا خَرَجَتْ مِنْ بابِ دارِها مُتَزَیَّنَةً مُتَعَطَّرَةً وَ الزَّوْجُ بِذلِکَ راضٍ یُبْنی لِزَوْجِها بِکُلِّ قَدَمٍ، بَیْتٌ فِی النّارِ. هر زنی که خود را بیاراید و خوشبو کند و از منزل خارج شود و شوهرش به این امر راضی باشد، خداوند در قبال هر قدمی که بر میدارد، برای شوهرش خانهای در دوزخ بنا خواهد کرد.6 زن مسلمان با رفتاری مناسب و متین، زمینه گسترش عفت عمومی را فراهم میآورد؛ زیرا جامعه اسلامی جامعهای به هم پیوسته است و فرد نباید خود را تافتهای جدابافته از دیگران تلقی کند. انسان مؤمن، نابهنجاریهای اجتماعی را به همان سان که بر زن و ناموس خود برنمیتابد، درباره سایر زنان مسلمان نیز تحمل نمیکند (غیرت اجتماعی). مردان موظفند در برابر حرمت شکنیها ایستادگی کنند. امام صادق علیهالسلام در تعبیری ظریف به نتیجه چنین رویکردی اشاره مینمایند: بَرُّوا آباءِکُمْ یَبَرَّکُمْ أَبْناءُکُمْ وَ عِفوُّا عَنْ نِساءِ النّاسِ تَعِفَّ نِساؤُکُمْ. یعنی: نیکی کنید با پدرانتان تا پسرانتان به شما نیکی کنند و چشمپوشی کنید از زنان مردم تا مردم از زنانتان چشم بپوشند.7
در سایه غیرت اجتماعی ضمانتهای اجرایی برای فعالیت زنان فراهم میآید و جامعه از امنیت و سلامت معنوی بهرهمند میشود. انسان غیور، در مورد تربیت فرزندان حساس است و به همین جهت از ابتدا، زنی را برمیگزیند که مؤمن و پاکدامن باشد تا وظیفه هدایت فرزندان را به بهترین شکل انجام دهد. اساسا شیر مادر و رفتار و کردار او در تکوین شخصیت فرزندان بسیار مؤثر است که در جای خود نیز، به اثبات رسیده است. انسان غیرتمدار، آمد و رفتها و دوستان و آشنایان فرزندان خود را از نظر دور نمیدارد و با حساسیتهای ویژهای که دارد، او را در مسیر تربیت و سازندگی همراهی میکند.
1 . احزاب: 53. 2 . نک: مرتضی مطهری، مسئله حجاب، ص 154. 3 . محمد بن حسن حرّ عاملی، پیشین، ص 174. 4 . آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ج 4، ص 377. 5 . نهجالبلاغه، نامه 31. 6 . محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 103، ص 249. 7 . الامالی، ج 6، ص 288.
ج) غیرت در مال
انسان مسلمان، باید مالش را از راه حلال کسب کند و در حفظ و حراست آن نیز کوشا باشد و از اسراف و تبذیر و خسّت و بخل بپرهیزد و حقوقی را که خداوند بر مال واجب گردانیده، ادا کند و در یک کلمه، با مال خود آخرت خویش را آباد گرداند. ناگفته پیداست مالی که از راه حرام بدست آید وبال گردن صاحب خویش خواهد بود و زیان آن در دنیا و آخرت به او میرسد.
فصل چهارم: عوامل مؤثر در سست شدن فرهنگ حجاب و پیآمدهای آن
اشاره
حجاب، نماد عفت و عزت زنان و از شاخصهای مهم فرهنگ دینی و از عناصر اصلی هویت ملی ماست. بیشک، کرامت آدمی در گرو پایبندی به عفاف است که در پرتو آن، سلامت عمومی جامعه حفظ میگردد. جامعه سالم موجب رشد و بالندگی همه انسانها اعم از زن و مرد میشود. طبیعی است آن دسته از کسانی که خود را صاحب قدرت و فرهنگ برتر میدانند، تمام تلاش خود را به کار میگیرند تا جهان را به کیفیت مطلوب و ماندگار مورد نظر خود برسانند و از همه ابزارها استفاده میکنند تا فرهنگ بیبند و باری رواج نیابد. از سال 1950م. تغییرهای دامنهداری در برنامهریزی جهانی بهویژه در کشورهای صنعتی به وجود آمد. آنها معتقد بودند تا فرهنگ، رنگ اقتصادی نگیرد و حرکت خود را در مسیر رشد اقتصادی تنظیم نکند، نمیتوانند به سود واقعی دست یابند. بدین ترتیب، نگرش آنان به فرهنگ، اقتصادی شد. در حقیقت، فرهنگ، عامل وابسته به اقتصاد گردید. این نگرش، برنامهریزی جدیدی را ایجاب میکرد. در این دیدگاه، ساختن انسان اقتصادی مورد نظر است؛ انسانی که برای رسیدن به سود و لذت بیشتر، اصالت انسان یا اومانیسم را تحلیل میکند و در این راه، آماده دست زدن به هرگونه خشونت برای رسیدن به لذت و سود بیشتر است. این نوع نگرش که با نگرش الهی در تضاد است، میان زن و مرد، دشمنی پدید میآورد و پایههای زنسالاری را استوار میگرداند. در نگرش الهی که نگرش تکاملی است، زن و مرد، درمقابل هم قرار ندارند، بلکه به کمک هم میتوانند به تکامل بالاتر دست پیدا کنند و در محیط اجتماعی و خانوادگی، متمم و مکمل همدیگر شوند. جامعه الهی، جامعهای است که نهادهای فرهنگی و ارزشی بر آن حاکم هستند و تنها از دریچه ایمان میتوان به این جامعه نگاه کرد. انسانی که در این بستر فرهنگی رشد میکند، انسانی مختار، مستقل، فرهنگی، ارزشی و باتقوا است. در حقیقت، در نظام ارزشی، نقش اول به فرهنگ داده میشود و عناصر فرهنگی چنان پویاست که به تکامل همه جنبههای انسانی کمک میکند.
برای مثال، در این جامعه آنچه بتواند جلو رشد فرهنگ مادی را بگیرد، ارزش تلقی میشود. حجاب نیز به عنوان قویترین عامل برای کنترل رشد فرهنگ مادی، ارزشمند است. به همین دلیل، سردمداران ترویج فرهنگ مادی، بیشترین هجمه تبلیغاتی خود را علیه حجاب سامان میدهند. وقتی یک خانم با حجاب اسلامی به کشورهای غربی قدم میگذارد، در حقیقت، بدون اینکه کلمهای سخن بگوید، در تقابل با فرهنگ مادی قرار میگیرد. به همین جهت، شاید هیچ حکم اسلامی به غیر از جهاد، به این میزان با تهاجم فرهنگ مادی روبهرو نشده باشد. حجاب، پرچم اسلام و در حقیقت، لباس عقل عملی زنان مسلمان است. دشمن برای سست کردن این ارزش در سه زمینه فعالیت میکند: نخست، پایهگذاری ارزشها و باورهای هستیشناسی بر اساس فرهنگ بیگانه؛ دوم، وارد ساختن تفکرهای ضد ارزشی در برنامهها و سوم، القای تحلیلهای فکری جدید و ناهماهنگ با ارزشها به والدین و جوانان. و این در حالی است که زنان غربی با تفسیری که از ارزشها و هویت انسانی زنان دارند، هیچ طَرْفی نبستهاند و روزنی بهسوی نور و روشنایی نیافتهاند، اگر فرهنگ غربی حافظ و حامی زنان بود باید امروزه ارزش زنان به مراتب بسیار بهتر از وضع کنونی آنان میبود. با این حال، با آنکه حجاب و رعایت موازین عفاف هیچگونه محدودیتی در زمینههای مختلف برای پیشرفت زنان فراهم نیاورده است، شاهد کمرنگ شدن پوشش اسلامی در دهه اخیر هستیم. عوامل متعددی در این زمینه دخیلند که از آن میان میتوان از عوامل زیر یاد کرد:
تبیین نشدن فرهنگ ناب اسلامی
پس از انقلاب، گرایش خوبی به دین و دیانت و انجام دستورهای دینی به وجود آمد. سیاستگذاران کشور نیز تصور میکردند این فضا ادامه خواهد یافت، غافل از اینکه نسل آینده، نه طعم خواری زن در نظام طاغوت را چشیده و نه پیآمدهای بیبند و باری را شاهد بوده است. نسل تازه در آن دوران، یا تازه متولد شده بودند یا حداکثر 10 ـ 12 سال داشتند. بدینترتیب، برای تبیین فرهنگ حجاب و عفاف برای این نسل، برنامهریزی درستی صورت نگرفت. یکی دیگر از عوامل تبیین نشدن فرهنگ اسلامی، بحرانسازیهای متعدد دشمنان انقلاب بود که فرصت برنامهریزی صحیح را از سیاستمداران حکومت دینی سلب کرد.
تبیین نشدن فرهنگ حجاب در جامعه
استفاده نکردن از کارشناسان متعهد و متخصص، متحول نشدن کتابهای بینش دینی مدرسهها و معارف دانشگاهها، تدوین مطالب به صورت خشک و نامناسب با طبع جوانان، سنگاندازی بیگانگان با سست کردن اعتقادات دینی، تبلیغ آزادی غربی و ترویج فرهنگ تساهل و تسامح، سبب شده است فرهنگ حجاب به درستی در جامعه اسلامی تبیین نشود. در این میان، افرادی که دنبال زندگی بیدردسر هستند، بسیار زود به افکاری که دشمن در این زمینه القا میکند، گرایش پیدا میکنند.
بالا رفتن سن ازدواج
گسترش فرهنگ مصرفی و بالارفتن خواستهها و وجود مشکلات دیگر سبب شده است جوانان از ازدواج خودداری کنند. طبع زن نیز تمایل دارد که زیباییهای خود را در مقابل جنس مخالف نشان دهد و اگر راه حلی که خداوند متعال در مقابل او گذاشته است، برای او کارساز نباشد، از راههای دیگری استفاده میکند و به خودنمایی میپردازد. در حقیقت، بالا رفتن سن ازدواج در پایین آمدن سطح حجاب اثر میگذارد. اگر زنان در خانواده مورد توجه همسرانشان قرار گیرند، این حس آنان تأمین میشود. از سوی دیگر، بالا رفتن سن ازدواج، عاملی برای جلوهگری و پیدا کردن همسر از راههای غیرمعمول است.
نبود ساختار صحیح برای اجرای امر به معروف و نهی از منکر
در نزدیک به سه دهه اخیر به سبب اینکه روش صحیح امربهمعروف و نهی از منکر بیان نشد، این حکم اسلامی در حاشیه قرار گرفت. به همین علت، افراد دچار افراط و تفریط شدند. همین امر سبب شد تا دشمن از شیوه نادرست اجرای امر به معروف و نهی از منکر، علیه نیروهای متدین بهره گیرد و آنها را خشونتطلب و زورگو معرفی کند. البته در کنار تدبیرهای درونی، وجود شیوههای بیرونی تربیت نیز ضرورت دارد و فریضه امر به معروف و نهی از منکر بیانگر مسئولیت عمومی افراد در تربیت بیرونی انسانهاست. هر انسانی همچنانکه مسئول خویشتن است، مسئولیت دیگران را نیز برعهده دارد. مسلمان نمیتواند نسبت به آنچه در محیط پیرامونش میگذرد، بیتفاوت باشد. بنابراین باید با اصلاح روشها، نسبت به کاربست کامل آن در جامعه دینی اقدام کرد.
کاستی در معرفی الگوها
اسوه در لغت به معنی پیشوا، رهبر، مثال و نمونه است.1 در قرآن درباره زنان نمونه آمده است: و خداوند برای مردم باایمان، همسر فرعون را مثَلَ میزند، آنگاه که گفت: پروردگارا! مرا نزد خود در بهشت جای ده و از فرعون و کردارش نجاتم بخش و از مردم ستمپیشه رهایم ساز! (و سرمشق دیگر) مریم دختر عمران (است) آنکه دامنش را پاک نگاه داشت و ما از روح خویش در او دمیدیم و نشانههای پروردگار و کتابهایش را تصدیق کرد و از پارسایان بود. (تحریم: 11 ـ 12) در جای دیگر میفرماید: وقتی را یاد آور که فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند، تو را برگزید و پاک ساخت و بر زنان جهان برتری بخشید. (آلعمران: 42) وقتی نهادهای فرهنگی جامعه در معرفی الگو از خود سستی نشان دهند، دشمن به راحتی الگوهای خود را به جوانان و نوجوانان معرفی میکند. الگوهای مناسب نیز اگر معرفی شوند، به علت ناآشنایی و ناپختگی جوانان و براثر وسوسههای فکری و جلوهگری الگوهای کاذب، اعتبار خویش را به آسانی از دست میدهند. این خطر فرهنگی، دختران را که احساسات آنها در اوج است، بیش از پسران تهدید میکند. یکی از امتیازهای ادیان الهی این است که نه تنها الگو معرفی کردهاند، بلکه الگوهای آن در جنسیتهای مختلف است. خدای متعال، حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام را آفرید تا هم الگوی زنان باشد و هم مردان؛ چنانکه علی بنابیطالب هم الگوی مردان است و هم زنان؛ چون این دو جنس، مکمّل یکدیگرند. با وجود داشتن چنین الگوهایی، ما مسئولیت سنگینی بر عهده داریم.
جهانیان و حتی پیروان اسلام میپرسند اینان که الگوی فاطمه زهرا علیهاالسلامو منابع وحی را پیش رو داشتند و زمینه نیز برایشان فراهم بود، چگونه نتوانستند جامعه زنان را به صورت علمی و خودکفا اداره کنند. چگونه حجاب اسلامی با وجود فلسفه غنیاش نه تنها گستردهتر نشده، بلکه کمتر رعایت شده است. باید دانست امروزه زنان ما دچار مسائل و مشکلات درونی هستند و تا این مشکلات از طریق مذهب پاسخ داده نشود، رفتار زنان بنیان درستی نمییابد. تصویری که زنان در جامعه از خود دارند، تصویر درستی نیست و از آن ناراضیاند. متأسفانه زن همیشه جنسی ضعیف، عامل ارضای غرایز جنسی، موجودی انفعالی، ناکارآمد و حاشیهای معرفی میشود. حتی زنان تحصیل کرده، با حجاب کامل نیستند و اینطور القا شده است که دانشمند شدن با محجبه شدن، جمع شدنی نیست. از جمله عوامل مهم در این راستا، معرفی گروه مرجع است. کسانی که در جامعه الگو میشوند، باید به حجاب، ارزشها و اصول اسلام و انقلاب ایمان داشته باشند. الگو باید نسبت به دیگران، فردی برگزیده و دارای امتیاز باشد تا سزاوار امامت و رهبری خلق گردد؛ زیرا ایشان علاوه بر وظیفه آموزش و راهنمایی، وظیفه تربیت و راهبری را نیز بر عهده دارند؛ آن هم تربیتی همگانی که شامل مستعدترین و برجستهترین افراد جامعه نیز میشود. چنین مقامی در خور کسانی است که خودشان به عالیترین مدارج کمال انسانی رسیده و دارای کاملترین ملکات نفسانی باشند.2 در استفاده از سرمشق، باید معیار پیروی از او را بهدست آورد. به بیان دیگر، بایست روح حاکم بر افعال و اقوال الگو را شناخت تا بتوان از زوایای زندگی او به قوانین و درسهای کلی و عمومی دست یافت. آنان که الگوهای اسلامی را کهنه شدنی میپندارند، پیروی از اسوههای آن را به صورتی ایستا و محدود تحلیل میکنند.
فاطمه علیهاالسلام از عالیترین الگوهای اسلامی است که با وجود نیاز فوری زنان ما به شناخت ابعاد اندیشه و زندگی ایشان، از آن کمتر بهره بردهاند. الگو بودن زهرا علیهاالسلام در نوع وسایل پوشش یا امور مادی و زوالپذیر نیست، بلکه آنچه فاطمه را فاطمه کرد، اموری است زوالناپذیر که کمتر بدانها پرداخته میشود.
1 . لسان العرب، ج 14. 2 . محمد تقی مصباح یزدی، آموزش عقاید، قم، انتشارات تبلیغات اسلامی، 1372، ج 1 و 2، صص 242 و 243.
کمرنگ شدن نقش خانوادهها
اگر تربیت فرزندان از خانه به مهد کودک و مدرسه منتقل شود، آن را میتوان به هر جای دیگری نیز کشاند. تلاش دشمن، جدا کردن جوان از کانون خانواده است؛ زیرا بدین وسیله زمینه آسیبپذیری آنان و آمادگیشان برای اثرپذیری از القای فرهنگی دوچندان میشود. این جدایی ممکن است ظاهری یا فکری باشد. اسلام برای ارتباط عاطفی و روحی والدین با جوان اهمیت قائل است. اگر جامعه پاک میخواهیم، باید خانواده را تطهیر کنیم. کودک در پرتو ویژگی همانند شدن، بدون اراده از رفتار بزرگسالان حتی جارو کردن مادر، روزنامه خواندن پدر و نزاع و مشاجره آنان تقلید میکند. کودک به مناسبت زود باوری و تقلید، فکر خانواده و پدر و مادر را میپذیرد و روح و روان او از این طریق تکامل مییابد.1 این خواست درونی تنها به دوره کودکی محدود نمیگردد، ولی دوره نوجوانی و جوانی، از حساسیت ویژهای برخوردار است؛ زیرا تا پیش از آن، هرچه را والدین مناسب میپنداشتند، او بی چون و چرا میپذیرفت. اکنون که به درستی گزینش آنان شک کرده است، درصدد برمیآید خود با حس استقلالی که یافته است، آن را انتخاب کند. والدین علاوه بر مسئولیت عام، مسئولیت ویژهای نیز در قبال فرزندان به عهده دارند. این مسئولیت از قبل از تولد فرزند آغاز میشود و تا دوران رشد و بلوغ ادامه مییابد. رعایت آموزههای دینی در زمینههای بهداشت جسمی و روحی فرزندان و اهتمام در تربیت آنان و فراهم آوردن محیط مناسب در درون خانواده و مراقبت از آنان در محیط بیرونی، در شکلگیری شخصیت اخلاقی و روانی فرزندان، تأثیری سازنده دارد.
1 . علی قائمی، نقش مادر در تربیت، چ 5، انتشارات امیری، 1368، صص109و 113.
تلاش ناکافی در ایجاد محیط سالم اجتماعی
یکی از وظیفههای اجتماعی مدیران جامعه این است که برای ایجاد محیط تربیتی سالم، نظام کارآمدی را برنامهریزی و اجرا کنند. ساختن محیط سالم در مدارس، دانشگاهها، رسانههای جمعی، محیطهای فرهنگی و هنری و اجرای شیوههای صحیح و مؤثر از اقدامات ضروری در ارتقای اخلاق اجتماعی است. ساختن جامعه سالم از نظر اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، اداری و ارزشهای حاکم، شرط ضروری در تربیت عمومی است. در جامعهای که از نظر اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، ناسالم باشد، جرایم و مفاسد اخلاقی فزونی خواهد یافت. اگر کسب مال از طریق مشروع، مشکل یا ناممکن باشد، بهطور طبیعی، افراد بسیاری به راههای نامشروع روی میآورند. در چنین فضایی، نصیحت، تذکر و امر به معروف چندان تأثیری نخواهد داشت. مهمترین وظیفه مدیران در چنین شرایطی، تلاش برای رفع مشکلات و بهبود وضع اجتماعی، تصحیح مدیریتها، اصلاح اداری و تقویت بنیه اقتصادی است.
ناآشنایی با فلسفه حجاب
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بحث علمی مناسبی در زمینه فرهنگ حجاب و عفاف صورت نگرفته است و نسل جوان با فلسفه و ضرورت حجاب، آشنایی لازم را ندارد. نشستهای علمی علاوه بر تبیین فلسفه و ضرورت حجاب و مبانی فقهی آن میتواند آثار اجتماعی، روحی و روانی حجاب و رسالت انقلاب اسلامی را درباره زنان روشن کند. گفتنی است در شیوه تبلیغی باید زبان عامتری را برگزینیم تا بهتر به افراد منتقل شود. شیوهها باید به دور از افراط و تفریط و متناسب با سن مخاطب و تحصیلات و موقعیت فرد باشد که در این راه، کمک گرفتن از فنون روانشناسانه بسیار مهم است. برای رسیدن به وضعیت درست، باید خود انتقاد باشیم. در روانشناسی میگویند فرد باید قانع شود تا پایبند شود. ما تا به حال بیشتر از شیوههای قانونی استفاده کردهایم، ولی در کنار استفاده درست از قانون باید انگیزه درونی نیز در افراد به وجود بیاوریم.
مهمترین آسیبها و پیآمدهای بیحجابی
اشاره
عقدهمند کردن مردان
جلوهگری زنان، آثار منفی روانی برای مردان و جوانان در پی دارد. اگر میل آدمی به چیزی جلب شود و به آن دست نیابد، تعادل روحی و روانی او به هم میریزد؛ درونش ناآرام میگردد و در صورت تکرار، به عقده روانی تبدیل میشود.
سقوط شخصیت زنان
حجاب، قانون فطرت است و سرپیچی از این قانون فطری، سقوط ارزشی بانوان را به همراه دارد. هر قدر زنان به خودآرایی بپردازند، از تقویت و تکمیل روح الهی خود باز میمانند. بیحجابی، کلید تخریب ارزشهای زنانه است.
تزلزل خانوادهها
کشاندن مسائل جنسی از محیط خانواده به جامعه افزون بر متزلزل کردن عفت زنان، زمینه از هم پاشیدن بنیان خانوادهها را نیز فراهم میآورد. اساسا پوشش زنان سبب میشود تمتعات جنسی منحصر در خانواده باشد؛ همچنین به حفظ و حراست از کیان اجتماعی و استفاده بهینه از نیروهای فعال آن کمک میکند. در مقابل، حضور زنان بیحجاب و بدحجاب دل مردان راست کرده و ایمانشان را میرباید و چه بسا باعث رکود در فعالیتهای اجتماعی میشود.
بلوغ زودرس جنسی
بیتردید، بر اثر جلوهگری زنان، نوجوانان، زودتر از زمان طبیعی به بلوغ خواهند رسید و این بلوغ زودرس زمینهساز اختلال روانی و جسمی در آنها میشود.
بدآموزی
اصولاً فرزندان، رفتار خود را از بزرگترها میآموزند. اگر زنان و دختران بالغ جامعه، از شرم و حیا به دور باشند و در پوشش مناسب موی سر، بدن و زینتهایشان دقت نکنند، الگوی نامناسبی برای فرزندان جامعه خواهند بود.
فصل پنجم: بایستهها و راهکارهای ترویج فرهنگ حجاب
اشاره
در راستای نهادینهسازی فرهنگ حجاب و عفاف، توجه به محورهای زیر قابل تأمل است:
آموزش حجاب در مدارس
مدارس، مراکز تعلیم و تربیت و تزکیهاند. آموزش عملی احکام دینی، بخشی از وظایف معلم و دانشآموز را تشکیل میدهد. توصیه بدون تعلیم و تربیت، پوشش دینی را به دستور خشک و تحمیلی مبدل میسازد، ولی توصیه همراه با معرفت، پذیرش آن را آسان میکند. معرفت به حجاب، ضامن اجرا و دوام آن است. آنگاه که پوشش دینی در محیطهای اجتماعی و پس از پایان تحصیلات، به شکل فرهنگ پذیرفته شده درآید، رسمیت عملی پیدا میکند.
تشویق
این اصل در تربیت آدمی، کاربرد فراوان دارد. ماهیت تشویقها متفاوت است و میتواند بار عاطفی، مالی، تشریفاتی، شغلی، سیاسی، علمی و امثال آن داشته باشد که در ترویج فرهنگ حجاب مورد استفاده قرار خواهد گرفت. اگر فردی نیازمند نوعی تشویق نباشد، باید از نوع دیگر بهره بگیریم. احترام لازم و محسوس مردم به بانوان با حیا و باحجاب جامعه سبب ترویج فرهنگ حجاب خواهد شد. همانطور که برخورد منفی با زنان بیحجاب نیز میتواند عاملی بازدارنده به حساب آید با این شرط که حد و اندازه آن را باید رعایت کرد تا به لجاجت نیانجامد.
فعالیتهای علمی، فرهنگی و هنری
انتشار نشریه و کتاب، تشکیل میزگردهای ادبی، فراخوانی مقاله، تعیین موضوع حجاب برای انشا و پرسش مهر، بهکارگیری هنرهای تصویری، مسابقات فرهنگی و مانند آن آثار مثبتی دارند. تولید برنامهها و فیلمهای مفید و آموزشی نیز در رادیو و تلویزیون اثری فراگیر دارد. رعایت کامل پوشش دینی بانوانی که در فیلمهای سینمایی و تلویزیونی بازی میکنند یا عکسی که با پوشش اسلامی در صفحات مطبوعات به چاپ میرسد، آثار مثبتی دارد، چنانکه پوششهای غیر شرعی نیز آثار زیانبار و گستردهای بر فرهنگ جامعه میگذارد. اساسا حضور زنان پوشیده در صحنههای مختلف جامعه، آثار مثبت و چشمگیری در همگانی کردن فرهنگ حجاب اسلامی در جامعه دارد. پخش آیات، روایات و کلمات حکمتآمیز و تصاویر الهام بخش درباره حجاب در محیطهای عمومی، تابلوهای شهری و محیطهای مناسب دیگر نیز به تقویت این فرهنگ خواهد انجامید.
تقویت فرهنگ غیرت
بیتردید، زنان با هر تفکر و عقیدهای، به نظر و سلیقه همسران خود در انتخابهای خویش از جمله لباس و وضع ظاهری توجه میکنند. ازاینرو، غیرتمندی مردان در نوع پوشش آن نقش بسزایی دارد. با توجه به این واقعیت، ترویج فرهنگ غیرت در میان مردان به ترویج و تحقق پوشش دینی در جامعه کمک میکند. خداوند در قرآن کریم میفرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نارا وَقُودُها النّاسُ وَ الْحِجارَةُ؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید، خود و خانواده خویش را از آتش دوزخی که هیزمش از مردم و سنگ خاراست، حفظ کنید.» (تحریم: 6) پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلممیفرماید: «خداوند، بینی هریک از مؤمنانی را که غیرت نمیورزند، به خاک میمالد.»1 ایشان در سخنی دیگر، غیرت را از ایمان میداند.2
1 . وسائل الشیعه، ج 14، ص 109. 2 . همان.
نظارت بر رسانههای جمعی
رسانهها بهویژه صدا و سیما در ساختار فرهنگ اجتماعی مردم نقش مهمی دارند و میتوانند با نوع برنامههای خود، آنان را به فساد یا صلاح بکشانند. کمترین تسامح در اعطای امتیاز کار فرهنگی جهت راهاندازی مؤسسههای هنری، نمایش تئاتر و فیلم و انتشار روزنامه، مجله و کتاب، به نفوذ فرهنگ بیگانه و ابتذال اخلاقی میانجامد. شرط پوشش دینی در تهیه و خرید فیلمها و برنامههای تلویزیونی، ضرورتی انکارناپذیر است. حتی نمایش دختر بچهها با وضع نامتناسب از سیمای جمهوری اسلامی، بدآموزی فرهنگی دارد. برخی والدین فکر میکنند دیدن صحنههای آنچنانی در فرزندانشان تأثیری ندارد یا چون آن را درک نمیکنند، مسئله را جدی نمیگیرند. این توهمی بیش نیست. آنها این مسئله را خوب درک میکنند و از آن تأثیر میپذیرند. این صحنهها بر روحشان تأثیر منفی میگذارد و در بزرگسالی ظهور مییابد.
فعالیت قوای سهگانه
تصویب قوانین جامع و دقیق در این زمینه در مجلس شورای اسلامی و عمل کردن بدون تساهل و تسامح قوه قضاییه به قوانین یاد شده سبب میشود فرهنگ حجاب ترویج یابد. قوه قضاییه سهمی مهم در حفظ سلامت جامعه دارد و اوضاع اخلاقی جامعه، کارنامه گویای این دستگاه است. نظارت جدی و دلسوزانه مسئولان دولتی بر محیطهای تحت نظارت آنها نیز از جمله عوامل ترویج حجاب و پیشگیری از بدحجابی در ادارات دولتی است.
احیای امر به معروف و نهی از منکر
پس از تقویت ریشههای حجاب، شناخت معروف و اجرای امر به معروف و نهی از منکر تأثیر بسزایی در کنترل اجتماعی دارد. امر و نهی دینی، تکلیف عمومی است. زن، ناموس جامعه اسلامی است و همه باید در حفظ این گوهر الهی بکوشند. جامعه دینی، هیچگونه تساهل و تسامحی را در این راستا برنمیتابد. بیاعتنایی در این راه پسندیده نیست، ولی وسواس و بدگمانی هم کارساز نخواهد بود. مبنای طهارت و تقوا، تربیت و ایمان است. اگر فقط ترس پشتوانه پرهیز باشد، در جایی که چنین ترسی نیست، شخص از ارتکاب محرمات پروا نخواهد داشت. پیآمد چنین فضایی، ایجاد نفاق و دورنگی و دوگانگی در معاشرت و پوشش و رفتار خواهد بود.
معرفی پوششهای متناسب
یکی دیگر از عوامل فهم، تعریف درست از پوشش متناسب با سن و شرایط کاری بانوان است. الگویی که با رعایت معیارهای شرعی، آزادی عمل بیشتری را برای زنان مسلمان فراهم آورد. افزون بر این، با معرفی الگوی پوشش و تنوع دادن در آن، میتوان تا حدود زیادی به نیازهای بانوان پاسخ داد.
تقویت باورهای دینی با احیای فرهنگ ناب اسلامی
اگر زنی دارای باوری قوی باشد شالوده شخصیتی او نیز بر اساس همین باور شکل میگیرد؛ چنان که حضرت علی علیهالسلاممیفرمایند: «أَلْمَرْءُ بِإِیمانِهِ.» یعنی: شخصیت انسان در گرو باورهای اوست.1 آن حضرت در جای دیگر میفرمایند: «وَ الْمُؤْمِنُ بِعَمَلِهِ.» یعنی: و ایمان انسان در عمل او جلوهگر است.2 بنابراین، باید با تقویت پایههای دینی و باورهای اعتقادی، وسیله اعمال صالح را در زنان فراهم آوریم و این مسئولیت بیش از همه بر عهده متولیان مذهبی و فرهنگی جامعه است.
1 . آمدی، پیشین، ج 1، ص 62. 2 . همان، ص 61.
باطنگرایی و سیرتگرایی به جای صورتگرایی
فراخوانی زن مسلمان به ارزشهای اصیل دینی و فراهم نمودن تمهیدات لازم برای تقویت عملی و پرورش روح ایمان و تعهد وی، نقش مهمی در این زمینه دارد. آنچه در اسلام ارزش دارد شخصیت وجودی و عظمت روح بلند انسان است و تن و نمای فیزیکی انسان منزلت والایی ندارد. حضرت مسیح علیهالسلام میفرماید: یعنی: بحق برای شما میگویم: تن چه سودی دارد در صورتی که ظاهرش درست باشد و درونش تباه. بدنهای شما چه سودتان دهد که خوشتان دارد و دلهایتان تباه باشد و سودی نبرید که پوست خود را پاک نگاه دارید و دلهای شما چرکین باشد.1 متأسفانه برخی از زنان در شرایط کنونی، حتی پوشش را نیز برای خودنمایی برمیگزینند. سخن تأملبرانگیز حضرت علی علیهالسلام در این مورد، کاملاً گویاست: تَظْهَرُ فِی اخِرِ الزَّمانِ وَ هُوَ شَرُّ الْأَزْمِنْةِ نَسْوَةٌ کاسِیاتٌ عارِیاتٌ مُتَبَرِّجاتٌ مِنَ الدِّینِ خارِجاتٌ وَ فِی الْفِتَنِ داخِلاتٌ وَ لِلشَّهَواتِ مائِلاتٌ وَ إِلَی اللَّذّاتِ مُسْرِعاتٌ مُسْتَحِلاّتٌ لِلْمُحَرَّماتِ وَ فِی جَهَنَّمَ خالِداتٌ. یعنی: در آخرالزمان که بدترین زمانهاست، ظاهر میشوند زنان پوشیدهای که برهنهاند (لباس دارند اما تنگ، کوتاه، نازک و بدننما میباشد) و از خانه با خودآرایی بیرون میآیند، اینان از دین خارجند و در فتنهها داخل و به سوی شهوات تمایل دارند و به سوی لذات نفسانی در شتابند و حرامها را حلال میدانند و در دوزخ به عذاب ابدی گرفتار میآیند.2
1 . ابن شعبه حرّانی، تحف العقول، ص 548. 2 . محمد بن حسن حرّ عاملی، پیشین، ص 19.
معرفی و شناساندن الگوهای زن مسلمان
انسان فطرتا الگوگزین و اسوهپذیر است و دوست دارد ارزشهای باورمند خود را در چهرههای مجسم دیده و همانندسازی کند. با وجود این امروزه زن مسلمان، آنچنان که باید با شخصیتهای بزرگ تاریخ اسلام آشنا نشده تا دریابد که آنان چگونه با حضور توأم با وقار و متانت در جامعه اسلامی، شرافت و منزلت انسانی خویش را حفظ نمودند. زن مسلمان با شناخت شیوه رفتاری زهرای مرضیه علیهاالسلام و زینب کبری و الگوبرداری از آن، بازیچه هوسها قرار نمیگیرد و عامل فسادگستری نمیشود و به حیات طیبه و پاکیزه میرسد: مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی وَ هُوَ مُو?مِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ.1 یعنی: هر کس از مرد و زن که ایمان داشته باشد و عمل صالح انجام دهد، به او حیات پاکیزه میبخشیم و پاداش آنها را بهتر از اعمالی که انجام دادهاند، خواهیم داد. خداوند در این آیه، پاداش و ثواب را در برابر عمل صالح دانسته است؛ یعنی ملاک برتری، زن یا مرد بودن نیست، بلکه هر انسان مؤمنی که عمل صالحی انجام دهد، به او پاداش داده میشود و فرقی هم بین زن و مرد نیست.
البته کسانی که دستورها و قوانین الهی را سرلوحه زندگی خود قرار میدهند در قرآن و احادیث از آنان، به نیکی یاد شده است.2 در این میان، پیروی از اسوهها تأثیر بسزایی در رشد و تکامل آدمی دارد و چه اسوهای بهتر از کسی که پیامبر گرامی اسلام درباره او میفرماید: «اِنَّ اللّهَ تَعالی لَیَغْضَبُ لِغَضَبِ فاطِمَةَ وَ یَرْضی لِرَضاها.»3 یعنی: خداوند با غضب فاطمه علیهاالسلام غضبناک میشود و با رضایت او راضی میشود. حضرت امام خمینی رحمهالله در خصوص جامعیت حضرت زهرا علیهاالسلام و الگو قرار دادن این بانوی فرشته خو میفرماید: تمام ابعادی که برای زن متصوّر است و برای یک انسان متصور است، در فاطمه زهرا علیهاالسلام جلوه کرده و بوده است. یک زن معمولی نبوده است؛ یک زن روحانی، یک زن ملکوتی، یک انسان به تمام معنا انسان، تمام مشخّصه انسانیّت، تمام حقیقت زن، تمام حقیقت انسان، این زن معمولی نیست؛ این موجود ملکوتی است که در عالم، به صورت انسان ظاهر شده است بلکه موجود الهی جبروتی، در صورت یک زن ظاهر شده است. زنی که تمام خاصّههای انبیا در او است. زنی که اگر مرد بود، نبی بود. زنی که اگر مرد بود، به جای رسولالله بود.4 جلوههای ملکوتی، جلوههای الهی، جلوههای جبروتی، جلوههای مُلکی و ناسوتی هم در این موجود مجتمع است.5 استاد شهید مرتضی مطهری نیز در تبیین عظمت و جامعیت حضرت زهرا علیهاالسلام مینویسد: در تاریخ اسلام، زنان قدیسه و عالی قدر فراوانند. کمتر مردی است به پایه خدیجه برسد و هیچ مردی جز پیغمبر صلیاللهعلیهوآله و علی علیهالسلام به پایه حضرت زهرا علیهاالسلامنمیرسد. حضرت زهرا علیهاالسلامبر فرزندان خود که امامند و بر پیغمبران غیر از خاتم الانبیاء برتری دارد.6 در مقایسهای کوتاه بین اسلام و سایر مذاهب و مکاتب درمییابیم که زن در اسلام، ارزش و منزلت والایی دارد.
حضرت امام رحمهالله در این باره میفرماید: آن قدر که اسلام به زن خدمت کرده است، خدا میداند که به مرد خدمت نکرده است.7 اگر خداوند این اندازه برای زنان ارزش قائل است برای آن است که صلاح و فساد کشور بستگی به صلاح و فساد خانواده دارد. اگر کانون خانواده، یک محیط آرام و دور از اضطراب و دلهره باشد، زمینه برای رشد و تربیت آیندهسازان فراهم میآید و مسائلی چون طلاق، جار و جنجال، اضطراب و بیماریهای عصبی و روانی کاهش مییابد. البته زنان به دو دسته صالح و ناصالح تقسیم میشوند که بین این دو دسته از جهت ارزش و منزلت، فاصله بسیار است؛ چنان که امام صادق علیهالسلام میفرماید: «لَیْسَ لِلْمَرْأَةِ خَطَرٌ لالِصالِحَتِهِنَّ وَ لالِطالِحَتِهِنَّ فَأَمّا صالِحَتُهُنَّ فَلَیْسَ خَطَرُها الذَّهَبُ وَ الفِضَّةَ هِیَ خَیْرٌ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ أَمّا طالِحَتُهُنَّ فَلَیْسَ خَطَرُها التُّرابَ التُّرابُ خَیْرٌ مِنْها».8 یعنی: برای زن، ارزش و هماوردی نیست؛ نه برای صالح آنها و نه برای ناصالح آنان. زن خوب ارزشش، با طلا و نقره برابری نمیکند بلکه بهتر از طلا و نقره است اما زن بد، خاک نیز قیمت و بهای او نیست بلکه خاک بهتر از اوست.
1 . سوره نحل: 97. 2 . ر.ک: احزاب: 35؛ حجرات: 13؛ روم: 21؛ قصص: 7؛ آلعمران: 45؛ تحریم: 11. 3 . محمد محمدی ریشهری، میزانالحکمه، ج 4، ص 94. 4 . زن از دیدگاه امام خمینی رحمهالله، ص 88. 5 . همان، ص 91. 6 . مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص 150. 7 . زن از دیدگاه امام خمینی رحمهالله، ص 5. 8 . محمد بن حسن حرّ عاملی، همان، ج 20، ص 33.
توجه دادن به مسئولیت انسان در برابر اعمال خویش
توجیهات غیروجیهی که از برخی بانوان غیرمتدین شنیده میشود (مانند: دلم میخواهد؛ آزادم؛ ربطی به دیگران ندارد) مردود است؛ زیرا در هیچ جای دنیا انجام هر کاری بر اساس خواهشهای نفسانی پذیرفته نیست. از آن گذشته، اگر جوان هرزه و لاابالی در برابر زنان همین حرف را بزند، در سایه آزادی این افراد، چه وضعیتی برای اینگونه از بانوان پیش خواهد آمد؟! توجیه «ربطی به دیگران ندارد.» هم با فلسفه وجوب امر به معروف و نهی از منکر نمیسازد؛ زیرا اگر یک یا چند عنصر مخرب به پیکره نظام اسلامی آسیب وارد کنند، وظیفه همگان است تا از سرایت آن آسیب، به جامعه پیشگیری کنند و او را ارشاد و راهنمایی و در صورت عدم پذیرش تنبیه نمایند. توجیهات دیگری چون «این آقا مثل برادرم است.» یا «انسان باید دلش پاک باشد.» نیز پذیرفتنی نیست؛زیرا در عیناینکه در یک جامعه اسلامی افراد خواهران و برادران دینی هستند اما باید مسائل مربوط به محرم و نامحرم رعایت شود. رعایت نکردن این امور، آسیبهای جدی به همراه خواهد داشت. همچنین این توجیه که «این لباسها را به بازار نیاورند تا ما هم نخریم.» نیز نادرست است؛ زیرا صرف وجود این اجناس در بازار، از انسان سلب اختیار نمیکند؛ به علاوه، بسیاری از اشیای نامناسب دیگر هم در بازار موجود است که انسان نباید آنها را خریداری نماید. تفکر «در جوانی مدپرستی و در پیری خداپرستی» هم بطلانش روشن است؛ زیرا خویشتنداری انسان از گناهان، در جوانی اجر و پاداش بیشتری دارد. از آن گذشته، چه تضمینی وجود دارد که فرصت توبه به انسان دست دهد. این توجیهات یاد شده از منظر عقل و شرع پذیرفته نیست. خداوند در کتاب هدایت میفرماید: وَ لا یُو?ذَنُ لَهُمْ فَیَعْتَذِرُونَ.1
یعنی: در روز قیامت به آنها اجازه داده نمیشود تا عذر و بهانه بیاورند. در آن روز بر دهانها مهر زده میشود، اعضا و جوارح سخن میگویند2 و تمام اعمال آدمی ثبت و ضبط میشود. خداوند میفرماید: إِنّا کُنّا نَسْتَنْسِخُ ما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ.3
یعنی: بدرستی که ما تمام رفتار و کردار شما را نسخهبرداری میکردیم. وقتی انسان، اعمال و رفتار خود را مانند فیلم حاضر ببیند، نمیتواند آن را انکار کند و شرمنده کردار و گفتار خویش خواهد بود. خداوند درباره مشاهده اعمال انسان در روز جزا میفرماید: یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَها وَ بَیْنَهُ أَمَداً بَعِیداً.4 یعنی: در روز قیامت هر کس آنچه از کار نیک انجام داده حاضر میبیند و فرد گنهکار دوست دارد میان او و آنچه از اعمال بد انجام داده، فاصله زمانی زیادی باشد. گنهکاران با دیدن کارنامه اعمال خود مات و متحیر میمانند و میگویند: یا وَیْلَتَنا ما لِهذَا الْکِتابِ لا یُغادِرُ صَغِیرَةً وَ لا کَبِیرَةً إِلاّ أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا یَظْلِمُ رَبُّکَ أَحَداً.5 یعنی: «ای وای بر ما! این چه کتابی است که هیچ عمل کوچک و بزرگی نیست، مگر این که آن را شماره کرده است.» و همه اعمال خود را حاضر میبینند و پروردگارت به احدی ظلم نمیکند.
1 . مرسلات: 36. 2 . یس: 65. 3 . جاثیه: 29. 4 . آلعمران: 30. 5 . کهف: 49.
بازنمایی مصونیتها و فواید حجاب
با بررسی آثار تمدنهای مختلف در مییابیم که حجاب از آداب و رسوم دیرینه تمدنهای بشری بوده است. نقوشی که از نیاکان به جا مانده، از احترام به حجاب در بیشتر قومها و ملّتها حکایت میکند: در نقشهایی که از ایران باستان بر جای مانده، هیچ صورت زنی دیده نمیشود و ناامنی از ایشان نیز به نظر نمیرسد.1 قرآن، به زنان مؤمن میآموزد که با پیروی از حکم پیامبر صلیاللهعلیهوآله پوششهای بلند (مانند چادر) بر خویش افکنند تا شناخته نشوند و مورد آزار قرار نگیرند: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لأَِزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُو?مِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ»2 از مجموع آیات و روایات اسلامی برمیآید که زن باید خود را از نامحرم پوشیده دارد و از هرگونه رفتار و سخن و لباسی که نظر نامحرم را جلب کند، بپرهیزد تا کسانی که در قلبشان طمع وجود دارد، به او تمایل پیدا نکنند. امام باقر علیهالسلامدر هشداری میفرماید: سخن گفتن با زن نامحرم، از دامهای شیطان است.3
حجاب، سدّی در برابر امیال هوسبازان است و باعث روآوری جوانان به ازدواج میشود؛ چنان که بیحجابی و بیعفتی میتواند سبب گریز جوانان از ازدواج گردد. حجاب موجب خشنودی خداوند است؛ زیرا زن، با حجاب، جلال خود را حفظ میکند و به راستی جمال و جلال زن در حجاب اوست. حجاب وسیلهای برای گسستن بندهای اسارت نفس و رهایی از آن است؛ حجاب نشانگر حیا و پاکی روح و روان زنان است و استقلال فرهنگی و دینی یک جامعه را به نمایش میگذارد و ایمان و اعتقاد زن را به خداوند نشان میدهد. زن با حجاب، در تیررس هواهای نفسانی ناپاکان نیست؛ در نتیجه محبوب است و محبوب میماند. زنان با حجاب چون مرواریدی در صدف عفافند که با ارزشند و گرانبها. کوتاه سخن این که زنان با حجاب تنها بنده خداوند و سبب عزّت و سرافرازی خود و خانوادهشان میباشند. با این وصف، در عصری قرار گرفتهایم که در کلام غربیان، عصر برهنگی و آزادی جنسی نام گرفته است. غربیان و غربباوران، بیحجابی را جزئی از حقوق آزادی زنان، به حساب میآورند. به همین جهت، سخن از حجاب برای آنان ناخوشایند و گاه به مثابه افسانهای متعلق به زمانهای گذشته است. به راستی کدامین راه برای زنان عزّتآفرین و شخصیتآور است: آیا اگر زنان مانند عروسکی بزک شده به جامعه بیایند و مردان هرزه به آنان چشم بدوزند و حرمت آنان را پایین آورند و زنان درگیر مسابقه خودنمایی شوند، شخصیت آنان حفظ میشود یا این که حرمت و احترام خود را در محیط خانواده حفظ کنند؟
1 . ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج 1، ص 552. 2 . احزاب: 59. 3 . محمد بن حسن حرّ عاملی، همان، ج 14، ص 133.
فصل ششم: سخنی با زنان و دختران مسلمان
اشاره
زنان باید با رعایت نکات و آموزههای دینی و با حساسیت خاصی در مسیر قرب و تکامل حرکت کنند و از خویشتنبانی غافل نمانند. زنان غیرتمند و مؤمن در هر حال، مراقب اعمال و رفتار و گفتار و کردار خویش خواهند بود و همواره نکاتی را در نظر دارند.
نحوه سخن گفتن
خداوند در قرآن کریم میفرماید: ... فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً...1 یعنی: به گونهای هوسانگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند بلکه سخن شایسته بگویید... . افزون بر نازک نکردن صدا، زنان باید محتوای کلامشان نیز نیکو باشد و از وارد شدن در هر محاورهای جدا پرهیز کنند. اگر زنان به این آموزه قرآنی، پایبندی نشان دهند، از حوادث و زیانهای مخاطرهانگیز به دور خواهند ماند. در تفسیر نمونه درباره این آیه آمده است: بلکه به هنگام سخن گفتن، جدی و خشک و به طور معمولی سخن بگویید؛ نه همچون زنان کم شخصیت که سعی دارند با تغییرات تحریک کننده که گاه توأم با ادا و اطوار مخصوصی است و افراد شهوتران را به فکر گناه میافکند.2 قرآن مجید، به نحوه سخن گفتن زنان توجه خاصی نموده و به دنبال نهی از خضوع و نرمش کلام، به سخن شایسته دعوتشان میکند (وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفا).
1 . احزاب / 33ـ32. 2 . ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج 17، ص 289.
لباس زن در خارج از منزل
امام صادق علیهالسلام میفرماید: لا! یَنْبَغِی لِلْمَرْأَةِ أَنْ تُجَمِّرَ ثَوْبَها إِذا خَرَجَتْ (مِنْ بَیْتِها).1 یعنی: سزاوار نیست که زن با لباس خوشبو (از خانه )خارج شود. اسلام، به جمال زنان توجه کرده و زینت و آرایش او را برای همسر بسیار با ارزش شمرده است، اما علاوه بر آن زیبایی را در حفظ عفت و پاکدامنی میداند و آن را برای زنان شایسته میشمرد. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در روایتی، عفت و پاکدامنی را زینت زنان دانسته و میفرماید: أَلْعَفافُ زِینَةُ النِّساءِ.2 همچنین در روایتی دیگر میفرماید: ما زانَ اللّهِ عُبْدا بِزِینَةٍ أَفْضَلَ مِنْ عَفافٍ فِی دِینِهِ وَ فَرْجِهِ.3 یعنی: بهترین چیزی که خداوند بندهاش را به آن زینت کرده، پاکدامنی در دین و دامن است. بنابراین، زینت و ارزش یک زن و دختر مسلمان، به تقوا و دیانت اوست و پاکدامنی و متانت او هم از دیانت سرچشمه میگیرد. در روایات اسلامی برای بسیاری از نعمتهای الهی، زکات قرار داده شده است؛ برای مثال، زکات علم، انتشار آن؛ زکات شجاعت، جهاد؛ زکات بدن سالم، روزه گرفتن و زکات زیبایی، نیز پاکدامنی دانسته شده است. روایتی از حضرت امیر علیهالسلام گویای این امر است: زَکاةُ الْجَمالِ الْعِفافُ.4 پیشوایان معصوم علیهمالسلام پوشش و عفاف و پاکدامنی را همواره مورد عنایت قرار میدادند و زنان مسلمان را به چنین خواستهای رهنمون میشدند و با قول و فعل و تقریر، رضایت خود را از پوشش متناسب زنان اعلام میداشتند؛ چنان که در روایتی حضرت علی علیهالسلام میفرماید: در روزی تار و بارانی به همراه رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در بقیع نشسته بودم که زن سوار بر مرکبی عبور کرد. دست حیوان داخل گودالی افتاد؛ در نتیجه، زن به زمین خورد. پیامبر صلیاللهعلیهوآلهچهره مبارکشان را برگرداندند. عرض کردند: ای رسول خدا! آن زن، شلوار پوشیده است. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله سه بار فرمودند: خدایا! زنانی را که از شلوار استفاده میکنند، مورد مغفرت قرار بده! ای مردم! از شلوار استفاده کنید؛ چرا که شلوار پوشانندهترین لباسهای شما میباشد و با آن، زنانتان را هنگامی که از خانه خارج میشوند، حفظ کنید.5 شبیه این توصیه را حضرت علی علیهالسلام نیز دارند: عَلَیْکُمْ بِالصَّفِیقِ مِنَ الثِّیابِ فَإِنَّ مَنْ رَقَّ ثَوْبُهُ رَقَّ دِینُهُ. یعنی: بر شما لازم است لباس ضخیم بپوشید؛ زیرا هر کس لباسش نازک است، دینش نیز همچون لباسش نازک و ضعیف است.
1 . محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج 5، ص 519. 2 . نهج الفصاحه، ح 2008. 3 . همان، ح 2600. 4 . محمد محمدی ریشهری، میزان الحکمه، ج 4، ص 226. 5 . میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج 1، ص 208؛ وسائل الشیعه، ج 4، ص 389 و ج 5، ص 29.
کفش زنان مسلمان
در صدر اسلام، زنان عرب به پای خود خلخال میبستند که در موقع راه رفتن سر و صدای زیادی از آن برمیخاست و نظر مردان نامحرم را جلب میکرد. به همین جهت، خداوند بانوان را از این کار، که باعث تحریک بیگانه میشد، برحذر داشته و در کریمه قرآنی فرمودهاند: وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ1 یعنی: هنگام راه رفتن، پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانشان معلوم شود و صدای خلخالی که برپا دارند، به گوش رسد. در ادامه آن، آمده است: وَ تُوبُوا إِلَی اللّهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُو?مِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ یعنی: همه به سوی خدا بازگشت کنید! باشد که رستگار گردید. فاضل مقداد، در کنز العرفان میگوید: برخی از زنان عرب، خلخال به پا میکردند و برای این که بفهمانند خلخال به پا دارند، پای خود را محکم بر زمین میکوفتند و آیه، آنان را از این عمل، نهی میکند.2 بدینسان آیه از هر گونه راه رفتن که زمینه توجه مردان را ایجاد کند، نهی میکند لام تعلیل (لِیُعلم)، دلالت دارد که علت کوبیدن پا به زمین، اعلام زینت میباشد؛ خواه قصد اعلام زینت وجود داشته باشد یا نداشته باشد.3 مفسران با توجه به شأن نزول، سیاق و محتوا و آهنگ آیه، قاعده کلی و ضابطه عامی دادهاند که نهی از کوبیدن پا بر زمین، بیانگر نهی از هر چیزی است که توجه نامحرم را جلب کند و نگاهها را برانگیزد و زمینه فساد ایجاد کند. توجه به این آیه، سختگیری اسلام را در مورد حفظ عفت عمومی نشان میدهد. امروزه هم زنان بر اساس این آموزه قرآنی، باید از پوشیدن کفشهای پاشنه بلند صدادار که توجه دیگران را به آنان جلب میکند، بپرهیزند. افزون بر این که پوشیدن چنین کفشهایی علاوه بر ایجاد صدا که توجّه نامحرمان را به سوی آنان جلب میکند، در نوع راه رفتن زنان نیز تغییراتی ایجاد میکند و سنگینی در راه رفتن را از آنان میگیرد و ناخواسته حرکات بدنی نامناسبی را موجب میشود.
1 . نور: 31. 2 . فاضل مقداد، کنزالعرفان، ج 2، ص 224. 3 . ر.ک.: وهبه زحیلی، التفسیر المنیر، ج 18، ص 221.
پاسداری از دیدگان خود و نگاه دیگران
خداوند در قرآن میفرماید: وَ قُلْ لِلْمُو?مِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ.1 یعنی: ای رسول! به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را فرو گیرند و از نگاه کردن به مردان نامحرم خودداری کنند و دامان خود را حفظ نمایند. اساسا بسیاری از گناهان در نتیجه نگاه است و نگاه، تیری از تیرهای شیطان و وسیلهای برای انحراف و گمراهی است. وظیفه هر زن مسلمان این است که از حرکات تحریکزا بپرهیزد و تا آنجا که میتواند از مواجهه و رویارویی غیرضروری با نامحرمان دوری کند. زنان و مردانی که در نهادها و ادارات و کارخانهها و مؤسسات خصوصی و دولتی به کار مشغولند باید دقت بیشتری به این امور داشته باشند. از این آیه استفاده میشود که چشمچرانی بر زنان نیز حرام است. حضرت علی علیهالسلام میفرمایند: بهترین ویژگی زنان، بدترین خصلتهای مردان است مانند کبر، ترس و بخل؛ زیرا اگر زن در برابر بیگانگان متکبر باشد، رام نخواهد شد و چنانچه بخیل باشد مال خود و شوهر را حفظ میکند و با صفت ترس، از هر چیزی واهمه دارد.2
1 . نور: 31. 2 . نهجالبلاغه، کلمات قصار، ش 234.
فرجام سخن
مردان با غیرت و زنان با آزرم و حیا باید از عفت عمومی پاسداری کنند. در حقیقت، عفت و پاکدامنی همانند پردهای است که دو پرده دیگر؛ یعنی حجاب و حیا از آن محافظت میکنند. اگر زن در مسیر انحراف گام بردارد، ابتدا از حیای زن کاسته میشود. سپس حجاب او سست میگردد و آنگاه بیعفتی دامنگیرش میشود. در حدیث آمده است: «سَبَبُ الْعِفَّةِ الْحَیاءُ؛ پیش درآمد عفت و پاکدامنی، داشتن حیاست».1 عفت در روایات از چنان اهمیتی برخوردار است که آن را بهترین رفتار شمردهاند. امام باقر علیهالسلاممیفرماید: «ما عُبِدَ اللّهُ بِشَیْءٍ أَفْضَل مِنْ عِفَّةِ بَطْنٍ وَ فَرْجٍ؛ خداوند به چیزی والاتر از پاکدامنی شکم و شهوت عبادت نشده است».2 هویت و شخصیت خانواده در گرو پاکدامنی و عفت است. خداوند دراینباره میفرماید: «وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لایَجِدُونَ نِکاحا حَتّی یُغْنِیَهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ؛ آنان که راهی برای ازدواج نمییابند، عفاف و پاکدامنی پیشه سازند تا خداوند از فضل و رحمت خویش، آنان را بینیاز گرداند.» (نور: 34) جامعه سالم در دامان مادران پاکدامن و عفیف شکل میگیرد، چنانکه در حدیث آمده است: «طُوبی لِمَنْ کانَتْ اُمُّهُ عَفِیفَةً؛ خوشا به سعادت کسی که مادرش عفیف و پاکدامن باشد».3 زنان پاکدامن حتی در نگاه مردان بیبندوبار و چشمچران نیز مورد احترام هستند و این، رمز تأکید بر عفت و پاکدامنی زن است. مقام معظم رهبری در این زمینه میفرماید: عفت در زن، وسیلهای برای تعالی و تکریم شخصیت زن در چشم دیگران حتی در چشم خود مردان شهوتران و بیبندوبار است. عفاف مخصوص زنان نیست. مردان نیز بایستی عفیف باشند منتها چون در جامعه، مرد بهخاطر قدرت جسمانی میتواند به زن ظلم کند و برخلاف تمایل زن رفتار نماید، روی عفت زن بیشتر تکیه و احتیاط شده است.4 حیا، سرچشمه عفاف است و در روایت آمده است حیا هرجا باشد، به آن بها و قیمت میبخشد و فحش و ناسزاگویی هر کجا جای گیرد، آنجا را از اعتبار و هستی ساقط میکند.5 زن مسلمان با رفتاری متناسب و متین، زمینه گسترش عفت را فراهم میآورد. نباید تنها به پوشش ظاهری بسنده کرد، بلکه باید به ملکه تقوای درونی توجه شود؛ زیرا پوشش بدون اعتقاد درونی، همچون کالبدی بیروح است. پوشش، امنیت به همراه دارد و عامل مهمی برای آزادی زنان است، نه اسارت آنان. اسلام با طرح پوشش مناسب، جواز حضور زنان را در اجتماع فراهم آورده است. حضور زن در اجتماع باید با وقار و متانت آمیخته بوده و از هیجانانگیزی و ایجاد زمینههای فساد به دور باشد. زن نباید بهگونهای گام بردارد که زینتهایش آشکار شود و مردان را به سوی خود جلب کند. اسلام برای سلامت جامعه و جلوگیری از ایجاد زمینههای فساد، برای حضور زن در اجتماع، شرایطی قائل شده است. وقار در سخن گفتن و سلامت نفس از آن شرایط است. در حدیثی از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله رسیده است: «أَیُّ امْرَأَةٍ تَطَیَّبَتْ لِغَیْرِ زَوْجِها ثُمَّ خَرَجَتْ مِنْ بَیْتِها فَهِیَ تُلْعَنُ حَتّی تَرْجِعَ إِلی بَیْتِها مَتی ما رَجَعَتْ؛ هرگاه زنی برای غیر شوهرش خود را معطر کند و از خانهاش خارج شود، تا زمانیکه به خانه برمیگردد، لعنت میشود.»6 همچنین رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهمیفرماید: «لَعَنَ اللّهُ الْمُتَشَبِّهِینَ مِنَ الرِّجالِ بِالنِّساءِ وَ الْمُتَشَبِّهاتِ فِی النِّساءِ بِالرِّجالِ؛ خداوند، مردهایی را که شبیه زنان شوند و زنهایی را که شبیه مردان شوند، لعن کرده است».7
1 . غررالحکم، ص 257، ح 5444. 2 . کافی، ج 2، ص 79. 3 . بحارالانوار، ج 5، ص 215. 4 . امیرحسین بانکی پورقره، آیینه زن مجموعه موضوعی سخنان مقام معظم رهبری، ص 150. 5 . بحارالانوار، ج 76، ص 111. 6 . وسائل الشیعه، ج 14، ص 114. 7 . بحارالانوار، ج 103، ص 258.
فهرست منابع
1. آمدی، عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، قم، انتشارات امام عصر(عج)، 1380.
2. ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1374.
3. الجزری، عزالدین ابن الاثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، بی جا، دارالشعب، بیتا.
4. ابن بابویه، محمد بن علی، من لایحضره الفقیه، قم، جامعه مدرسین، 1363.
5. ترجمه شرح نهج البلاغه ابن هیثم، ترجمه: قربانعلی محمدی مقدم، علی اصغر نوایی، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد، چ اول، 1375.
6. حداد عادل، غلامعلی، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، تهران، سروش، 1359.
7. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، تهران، کتابچی، 1371.
8. خواجه عبدالله انصاری، مجموعه رسائل فارسی، به کوشش محمد سرور مولایی، انتشارات توس، تهران، چ دوم، 1377.
9. خوانساری، جمالالدین محمد، شرح غرر و دررآمدی، تحقیق: محدث ارموی، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، 1373.
10. دورانت، ویلیام جیمز، تاریخ تمدن، تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1365.
11. دهخدا، علی اکبر، لغتنامه دهخدا، تهران، دانشگاه تهران، 1372.
12. رشیدالدین فضل الله میبدی، کشف الاسرار، به کوشش علی اصغر حکمت، انتشارات امیرکبیر، چ سوم، 1361.
13. فتاحیزاده، فتحیه، حجاب از دیدگاه قرآن و سنّت، قم، بوستان کتاب، بیتا.
14. فنایی اشکوری، محمد، منزلت زن در اندیشه اسلامی، قم، مؤسسه آموزشی ـ پژوهشی امام خمینی رحمهالله، 1377.
15. قشیری، ابوالقاسم، ترجمه رساله قشیریه، به کوشش بدیعالزمان فروزانفر، انتشارات علمی و فرهنگی تهران، چ چهارم، 1374.
16. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، تهران، انتشارات علمی اسلامیه، بیتا
17. کمالی، علی، قرآن و مقام زن، تهران، امیری، 1373.
18. متقی، علی بن حسامالدین، کنزالعمال، بیروت، مؤسسه الرساله، 1372.
19. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، دارالرضا، 1377. 20. ـــــــــــــــــــــــــ، مرآة العقول، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1363.
21. محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، قم، دارالحدیث، 1374.
22. مصباح یزدی، محمدتقی، آموزش عقاید، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، 1374.
23. مطهری، مرتضی، مسأله حجاب، قم، صدرا، 1370.
24. مغازی، محمد بن عمر واقدی، ، تاریخ جنگهای پیامبر، ترجمه: محمود مهدوی دامغانی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1366.
25. مفضل بن عمر، توحید مفضل، ترجمه: علامه مجلسی، تهران، کعبه، 1362.
26. منتسکیو، روح القوانین، ترجمه: علیاکبر مهتدی، تهران، امیرکبیر، 1362.
27. نوری، حسین بن محمد تقی، مستدرک الوسائل، قم، مؤسسه آل البیت، قم، 1366.
28. واقدی، کاتب، طبقات، ترجمه: دکتر محمد مهدوی دامغانی، انتشارات فرهنگ و اندیشه، تهران، چ اول، 1374.
29. ورام، مسعود بن عیسی، مجموعه ورام، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی، 1375.







